اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2016

Aug 20 2016

۱۰ اقتصاددان خواستار به رسمیت‌شناختن شغل دست‌فروشی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

دویچه‌وله: چند اقتصاددان ایرانی در نامه‌ای به شهردار تهران خواهان پایان دادن به برخورد با دست‌فروشان و سامان دادن این گونه کسب و کار شدند. نحوه برخورد ماموران شهرداری با دست‌فروشان با انتقادهای زیادی روبروست.

چندی پیش شورای شهر پایتخت با تغییر اساس‌نامه “شرکت شهربان و حریم‌بان شهرداری تهران” به ماموران این شرکت امکان داد در برخورد با دست‌فروشان با شدت بیشتری عمل کنند.

این تغییر و گزارش‌های منتشر شده درباره برخوردهای خشونت‌آمیز با دست‌فروشان بحث‌های زیادی درباره این گونه اشتغال و نحوه مدیریت آن به راه انداخته که به برنامه‌های تلویزیونی، میزگردها و نشست‌های تخصصی هم کشیده است.

ده اقتصاددان ایرانی در نامه‌ای خطاب به شهردار و رئیس شورای شهر تهران تشدید برخورد با دست‌فروشان را کار نادرستی خوانده و خواستار به رسمیت شناختن این کسب و کار شدند.

نسخه‌ای از این نامه که ظاهرا سه روز پیش برای محمد باقر قالیباف، مهدی چمران، اعضای شورای شهر و شهرداران سراسر کشور فرستاده شده روز جمعه، ۲۹ مرداد توسط خبرگزاری ایلنا منتشر شده است.

بیشتر بخوانید: دستفروشی یک قهرمان ۱۹ ساله ایرانی در بازار تهران

دوران رکود و افزایش بیکاری

در این نامه با بیان این که دست‌فروشی هدف نیست و می‌تواند گام نخست در جهت کسب و کارهای بزرگ باشد، تاکید شده که “عرضه محصولات خانگی یا تولیدی‌های کوچک یا نوپا، در اقتصادهای موفق رواج دارد و دستفروشی در محل‌های تعیین شده و تحت نظارت شهرداری نه تنها شغل کاذبی تلقی نمی‌شود بلکه برخی از کارآفرینان بزرگ بین‌المللی، کارخود را از فروش محصولاتشان در همین بازارهای موقت شروع کرده‌اند”.

کارشناسان اقتصادی در نامه به قالیباف و چمران نوشته‌اند: «در شرایطی که رکود اقتصادی چند ساله اخیر، بسیاری از واحدهای تولیدی ایرانی را تعطیل یا به کاهش نیروی انسانی دچار کرده و عده زیادی از هموطنان و خانواده‌های با سرپرست بیکار، شرایط معیشتی بسیار سختی را تحمل می‌کنند، ایجاد بازار روز و امکان فروش محصولات دستی، خانگی یا حتی تولیدی‌های کوچک، می‌توانند خانواده‌های بسیاری را از خط فقر و خطر یاس و پیامدهای اجتماعی آن نجات دهد.»

بیشتر بخوانید: روایت‌های متناقض از مرگ جوان دستفروش در مترو تهران

تنش میان ماموران و دست‌فروشان

مطابق ماده ۱۶ قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار، شهرداری‌ها وظیفه دارند برای عرضه “کالاهای ایرانی” توسط تولیدکنندگان کوچک و فروشندگان کم‌سرمایه، مکان‌های مناسبی تدارک ببینند و برای داوطلبان عرضه این گونه کالاها مجوز فعالیت موقت به صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه صادر کنند.

در نامه یادشده تاکید شده که اگر این حکم قانونی به درستی اجرا شود “بازی دایمی و قدیمی تنش‌زا و فسادخیز میان دست‌فروشان و ماموران شهرداری” به بازی برد – برد میان شهرداری و تولیدکنندگان کوچک و فروشندگان کم‌سرمایه تبدیل خواهد شد.

این اقتصاددانان می‌گویند با تشکیل بازار روزهای موقت و محل‌های مناسب کار برای دست‌فروشان، برخورد با معضلاتی مانند سد معبر و عرضه کالا خارج از مسیر رسمی شفاف‌تر خواهد شد.

با مصوبه چندی پیش شورای شهر تهران ماموران شرکت شهربان، وابسته به شهرداری موظف شدند با کسانی که سد معبر می‌کنند یا از نظر این شورا “شبه‌متکدی” هستند برخورد کنند.

بیشتر بخوانید: خودسوزی دستفروش خرمشهری در اعتراض به شهرداری

دست‌فروشی به عنوان شغل

به نوشته روزنامه “جوان”، حدود ۵۰۰ فعال مدنی و اجتماعی دوم مرداد ماه در نامه‌ای به سران قوای سه‌گانه با اعتراض به مصوبه شورای شهر تاکید کرده‌اند که این شورا در موقعیتی قرار ندارد که جرم جدید تعریف کرده و برای برخورد با آن مجوز صادر کند.

در این نامه تصریح شده که است كه دست‌فروشی به عنوان شغل در قوانین متعددی به رسمیت شناخته شده و بر این اساس شهرداری باید به “تأمین حقوق شهروندی دست‌فروشان و شهروندان علاقه‌مند و محتاج به خرید از آنها” یاری رساند.

در واکنش به این اعتراض، ابوالفضل قناعتی، عضو هیئت رئیسه شورای شهر تهران به روزنامه جوان گفته که دست‌فروشی جرم نیست اما شهرداری موظف است امنیت “شهروندان و كسبه‌ای كه انواع و اقسام مالیات و عوارض را می‌پردازند” تامین کند و مانع سد معبر جلوی محل كسب آنها شود.

روزنامه “ایران” ارگان مطبوعاتی دولت ۲۸ مرداد در گزارشی از برگزاری نخستین نشست تخصصی مسئولان و کارشناسان امور اجتماعی در تهران و زیر عنوان “بررسی دستفروشی در شهر” خبر داد.
دست‌فروشی باید رسمی و قانونی شود

دست‌فروشی باید رسمی و قانونی شود

استفاده از تجربه موفق هند

علی اکبر تاج مزینانی کارشناس گروه تعاون دانشگاه علامه در این نشست خاطر نشان کرد که برخی مجتمع‌های تجاری که عامل ایجاد ترافیک می‌شوند و ساخت و سازهایی که باعث بسته شدن گذرگاه‌ها می‌شوند سهم و نقش بیشتری در سد معبر دارند تا دست‌فروشان.

او می‌گوید بر اساس تحقیقات دانشگاهی دست‌فروشان حدود ۹۰ درصد کالاهای خود را از عمده‌فروشان و مغازه‌داران تهیه می‌کنند و خطری برای کسب و کار این واحدها تلقی نمی‌شوند.

ده اقتصاددان ایران در نامه خود به تجربه موفق هند در ساماندهی دست‌فروشان پرداخته‌اند که دو سال پیش با به رسمیت شناختن این کار توانستند به “سال‌ها درگیری و رشوه‌خواری خیابانی” میان پلیس و دست‌فروشان پایان دهند.

این کارشناسان اقتصادی از قالیباف پرسیده‌اند: «آیا بهتر نیست در ایران هم مثل هند، دست‌فروشی، رسمی و قانونی شود و عاملان شهرداری به‌جای دعوای همیشگی با دست‌فروش‌ها، با اخذ اجاره‌بهایی جزئی، قانونی و شفاف، به همه داوطلبان فروش کالای ایرانی، در بازار روزهای موقت، محل کسب وکار اجاره دهند؟»

No responses yet

Aug 19 2016

احمد منتظری: از نظر آیت‌الله منتظری اعدام‌ها شرعاً و قانوناً واجد اشکال اساسی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: فرزند آیت‌الله منتظری با تأکید بر اینکه پدرش اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را هم به لحاظ شرعی و هم به لحاظ قانونی دارای «اشکال اساسی» می‌دانست، ادعاهای مطرح‌شده درباره قصد برخی از این زندانیان برای «شورش» پس از حمله سازمان مجاهدین خلق را غیرقابل قبول دانست.

احمد منتظری همچنین هدف از مطرح شدن اتهام ارتباط پدرش با گروه مجاهدین خلق را «تحریف» مسئله اعدام زندانیان دانست و گفت که آیت‌الله منتظری نسبت به «رفاقت و روابط» احمد خمینی فرزند آیت‌الله خمینی، با این گروه «اعتراض داشته» و همین مسئله «باعث شده که این مطلب را وارونه کنند و به خود ایشان برگردانند».

احمد منتظری در گفت‌وگو با وب‌سایت آیت‌الله منتظری که روز جمعه ۲۹ مرداد منتشر شده، به برخی از اتهام‌های مطرح شده درباره انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری پاسخ داده است.

آقای منتظری در این گفت‌وگو اعلام کرد که ادعای مطرح شده درباره اعدام زندانیان به دلیل قصد آنان برای شورش پس از حمله سازمان مجاهدین خلق به ایران «به دلایل مختلف قابل قبول نیست».

وی تأکید کرد: «قطع نظر از اینکه چنین امکانی برای زندانیان با توجه به محدودیت‌های معمول زندان‌ها بخصوص در آن سال‌ها وجود نداشته است؛ حتی هیئت متصدی اعدام‌ها هم … این ادعای شورش و همکاری را اصلاً مطرح نکرده‌اند و فقط موضوع سر موضع بودن آنها را مطرح نموده‌اند».

به گفته آقای منتظری، «بسیاری» از زندانیان اعدام شده، «هیچ ارتباطی» با گروه سازمان مجاهدین خلق نداشتند، بلکه هوادار گروه‌های دیگر و یا افراد مستقل بودند.

حسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی رهبری آیت‌الله خمینی، در واکنش به انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری زندانیان اعدام شده در جریان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ را متهم کرده که قصد داشتند همزمان با عملیات سازمان مجاهدین خلق در آن سال و ورود نیروهای این گروه به ایران، در زندان‌ها «شورش» کنند.

مسئولان جمهوری اسلامی «عذرخواهی» کنند

در هفته‌های گذشته همچنین علی خمینی نوه آیت‌الله خمینی، محمدعلی انصاری عضو دفتر آیت‌الله خمینی، محمد موسوی بجنوردی، عضو شوراى عالى قضایى در دوران آیت‌الله خمینی و پدر زن حسن خمینی، به انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ اعتراض کرده‌اند.

احمد منتظری در واکنش به این انتقادها و احتمال سوءاستفاده جناح «اقتدارگرا» از انتشار این فایل صوتی و اختلاف میان نیروهای اصلاح‌طلب، گفته است که اصلاح‌طلبان و بیت آیت‌الله خمینی نباید در «دام» جناح اقتدارگرا بیفتند.

وی تأکید کرده که «لازمه بررسی دقیق و صحیح تاریخ، بی‌طرف بودن نسبت به مرزبندی‌های جناحی و سیاسی است و نباید با آن برخورد احساسی شود».

آقای منتظری در مورد احتمال دخالت مجامع بین‌المللی درباره اعدام زندانیان در سال ۶۷ نیز اعلام کرده «اگر مسئولین نظام جمهوری اسلامی به پیشنهاد خیرخواهانه مصطفی تاجزاده عمل کنند و از خانواده‌های قربانیان عذرخواهی نمایند، دیگر جایی برای دخالت مجامع و دادگاه‌های بین‌المللی نمی‌ماند».

«رفاقت» احمد خمینی با مجاهدین خلق

در هفته‌های گذشته برخی از رسانه‌های اصولگرا، نامه‌های پیشین منتشر شده از احمد خمینی فرزند آیت‌الله خمینی خطاب به آیت‌الله منتظری که در آنها اتهام حمایت آیت‌الله منتظری از گروه مجاهدین خلق مطرح شده را بازنشر کرده و برخی از مقامات جمهوری اسلامی این اتهام را مطرح کرده‌اند.

احمد منتظری در واکنش به این اتهام گفته است که «این اتهام برمی‌گردد به بعضی مطالب گفته شده و نامه‌های آیت‌الله منتظری به حضرت امام که در آن با صراحت نسبت به رفاقت و روابط مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی با مجاهدین اعتراض داشته‌اند و همین مسئله باعث شده که این مطلب را وارونه کنند و به خود ایشان برگردانند».

او تأکید کرده که بعضی افراد «جهلاً یا تجاهلاً» صورت مسئله را «تحریف» می‌کنند و انتقاد آیت‌الله منتظری از اعدام زندانیان را به معنای حمایت او از گروه مجاهدین خلق «جلوه می‌دهند».

احمد منتظری به جزئیات هشدارهای آیت‌الله منتظری درباره به گفته او «رفاقت» احمد خمینی با گروه مجاهدین خلق اشاره‌ای نکرده است.

پیش از این گزارش‌هایی درباره ارتباط احمد خمینی با اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده است.

در مراسم چهلمين روز درگذشت آیت‌الله محمود طالقانی در سال ۵۸، نیز احمد خمينی در کنار مسعود رجوی قرار داشت و پس از سخنرانی، مسعود رجوی او را در آغوش کشید.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی منتشر شده از او، با اشاره به نقش احمد خمینی و وزارت اطلاعات برای برنامه‌ریزی اعدام‌ زندانیان از سال‌ها قبل می‌گوید، احمد خمینی از چند سال قبل از این اعدام‌ها گفته است که همه اعضای سازمان مجاهدین خلق حتی کسانی که نشریات این سازمان را مطالعه می‌کنند، باید اعدام شوند.

انتشار فایل صوتی، «عبرتی» برای مقام‌های قضایی و امنیتی کشور

احمد منتظری در این مصاحبه همچنین گفته است که از دیدگاه پدرش، اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، از نظر شرعی و قانونی «اشکال اساسی» داشته است.

به گفته احمد منتظری، «اشکال شرعی» این مرجع تقلید به این اعدام‌ها این بوده که یک زندانی که درباره او حکم صادر شده و جرم جدیدی مرتکب نشده است، «مصداق محارب» نیست و نمی‌توان او را «به دلیل جرم و جنایت انجام شده توسط دیگران» کرد.

او درباره «اشکال قانونی» اعدام این زندانیان نیز گفته است که این اعدام‌ها بدون محاکمه قانونی انجام شده که قوه قضائیه و احکام صادر شده از سوی آن را «زیر سؤال» می‌برد و آنها را «بی‌اعتبار» می‌کند.

او تأکید کرده که به گفته آیت‌الله منتظری، «سر موضع بودن از نظر فکری و عقیدتی عرفاً و قانوناً» عمل مجرمانه محسوب نمی‌شود تا استحقاق مجازات داشته باشد.

احمد منتظری همچنین درباره نتایج انتشار این فایل صوتی نیز گفته است که شاید این اقدام برای مقام‌های قضایی و امنیتی کشور «عبرتی باشد که در برخوردها و محاکمات… حیثیت اسلام و انقلاب و نظام را بیشتر مراعات کنند».

در هفته‌های گذشته برخی از رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان انتشار فایل صوتی سخنان آقای منتظری را به برگزاری همایش سازمان مجاهدین خلق در پاریس و حضور ترکی الفیصل، رئیس سازمان سابق اطلاعات عربستان سعودی، در این همایش ربط داده و آن را نشان‌دهنده «برنامه‌ریزی» برای این اقدام دانسته‌اند.

احمد منتظری در واکنش به این اتهام نیز گفت که ارتباط مقامات عربستان سعودی و مقامات فلسطینی با گروه سازمان مجاهدین خلق، از چند ماه گذشته مطرح بوده و «مطلقاً ربطی» به انتشار این فایل صوتی ندارد.

به گفته آقای منتظری، «علت اصلی» ارتباط مقامات عربستان سعودی با گروه مجاهدین خلق، مخالفت با سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه است و حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران و کنسولگری آن در مشهد نیز «تأثیر زیادی» در تشدید اختلاف بین دو کشور داشته است.

او تأکید کرد که اگر این حمله توسط «نورچشمی‌های حکومتی» صورت نمی‌گرفت و یا «فوراً و باجدیّت» با آن برخورد می‌شد «قطعاً زمینه‌ای» برای ارتباط عربستان سعودی با گروه مجاهدین خلق «ایجاد نمی‌شد».

در موضوع حمله به سفارت عربستان سعودی، پیشتر رهبر جمهوری اسلامی به شدت از «متهم» کردن افراد «حزب‌اللهی» به تندروی انتقاد کرده و گفته بود که «به صرف اینکه قضیه‌ای مثل سفارت عربستان و سفارت انگلیس پیش بیاید که کاری بسیار بد و به ضرر کشور و اسلام است، این را بهانه نکنند که جوانان مؤمن را مورد تهاجم قرار دهند».

No responses yet

Aug 19 2016

فلاحت پیشه نماینده مجلس: درباره استقرار جنگنده های روسیه در همدان توضیح دهند / آیا ما هم می توانیم از پایگاه های روسیه استفاده کنیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عصرایران: آقای لاريجاني بايد مقداري شفاف تر در اين زمينه توضيح مي دادند چراكه ما سوالات زيادي داريم.
حشمت‌الله فلاحت پيشه،عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي درباره استقرار شماری از جنگنده های ارتش روسیه در پایگاه هوایی نوژه همدان گفت: انتظاري كه ما داريم اين است در مورد این اقدام بي سابقه‌ای که صورت گرفته است توضيح داده شود.

نماینده مردم اسلام‌آباد در خانه ملت در مصاحبه با خبرنگار عصر ایران ادامه داد: باید مشخص شود که اين همكاري بر پايه همكاري متقابل است يعني ايران هم مي تواند از پايگاههاي روسيه استفاده نظامي كند یا خیر؟ و آيا اقدامات صيانتي در اين زمينه صورت گرفته است یا خیر؟

شماری از جنگنده های ارتش روسیه از روز یکشنبه گذشته در پایگاه هوایی نوژه همدان مستقر شده و از این پایگاه ، به سمت سوریه پرواز می کنند و اهدافی را در این کشور بمباران می کنند.

فلاحت پیشه تصریح کرد: بايد توضيح داده شود كه ما در آینده با روسيه كه مواضع اش معمولا پر نوسان است و ايران از جمله كشورهاي بوده است كه محل تباني این کشور بوده می‌خواهیم چگونه برخورد کینم. آیا قرار است اين همكاري را ادامه دهيم و يا اقدامي انجام شده است كه حوزه هاي امنيتي و دفاعي ما دچار مشكل نشود.

فلاحت پيشه با بيان اينكه تعدادي از نمايندگان به دنبال پاسخگويي مسئولان شوراي عالي امنيت ملي در اين زمينه هستند خاطر نشان کرد: نامه ‎ای را امضا كرده‌ايم كه در جلسه غيرعلني توضيحات لازم براي رفع ابهامات ما در اين زمينه صورت بگیرد.

اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي با اشاره به توضيحات لاريجاني در اين زمينه افزود :آقای لاريجاني بايد مقداري شفاف تر در اين زمينه توضيح مي دادند چراكه ما سوالات زيادي داريم.
ابهامات عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد استقرار جنگنده های ارتش روسیه در پایگاه هوایی نوژه همدان

این نماینده اصول‌گرای مجلس تصريح كرد: اگر تصميمي گرفته شده است در قالب شوراي عالي امنيت ملي گرفته شده و بايد مسئولان در اين زمينه به ما توضيح دهند.

فلاحت پيشه گفت: اينكه ما پايگاه‌هاي را در اختيار روسيه نگذاشته‌ايم درست است ولي استفاده از پايگاه ما توسط روسيه صورت گرفته است و واقعيتي كه وجود دارد اين است كه از زمان تصويب قانون از دهه ٦٠تاكنون خيلي شرايط متفاوت شده و استفاده از پايگاه فقط فيزيكي نيست.

وی ادامه داد: هواپيمايي كه بر فراز كشوري پرواز مي كند از امكان استفاده از هرگونه اطلاعات دفاعي ،پدافندي و غيره برخوردار مي شود و اين ها مواردي است كه ما مي خواهيم ببينم ما چه اقداماتي در اين زمينه ها و براي محدود كردن فعاليت آنها انجام داده‌ايم.

No responses yet

Aug 19 2016

وب‌سایت محلی «مرصاد نیوز»: بازداشت سه تبعه فرانسه و بریتانیا در کردستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

دیگربان: وب‌سایت محلی «مرصاد نیوز» از بازداشت دو تبعه فرانسوی و یک تبعه بریتانیایی در کردستان خبر داده است.

این وب‌سایت گزارش کرده که دو تبعه فرانسوی ۱۹ مرداد ماه به اتهام حمل «مقدار قابل توجهی دلارهای جعلی و اشیاء مشکوک» بازداشت شده‌اند.

آن‌طور که «مرصادنیوز» نوشته این افراد تحویل مقام‌های مرکزی شده‌اند.

سایت‌های محافظه‌کار هویت این دو نفر را جان کالوین و روستاند مادیبا اعلام کرده‌اند.

آنها نوشته‌اند که این افراد پنج روز پس از بازداشت یعنی در تاریخ ۲۱ مرداد به تهران منتقل شده‌اند.

«مرصاد نیوز» همچنین از بازداشت یک تبعه بریتانیایی نیز در استان کردستان خبر داده و از وزارت امور خارجه خواسته در این‌باره توضیح بدهد.

No responses yet

Aug 19 2016

شعبان بی‌مخ و بیست و هشتم مرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی


بی‌بی‌سی: ده سال پیش در روز ۲۸ مرداد ۸۵ شعبان جعفری یکی از بازیگران کودتای ۲۸ مرداد در آمریکا درگذشت.شعبان جعفری که به القابی چون شعبان بی‌مخ و شعبان تاجبخش ملقب شده بود، از جمله افرادی است که در تاریخ سیاسی معاصر بارها نامش برده شده است«والا هیچوقت، به جون شما، به مولای متقیان، زبونم روزه است. با زبون روزه که دروغ نمیگم، هیچوقت دستگاه با من تماس نگرفت که کسی رو برو بزن، کسی رو نزن یا شلوغ کن یا شلوغ نکن. من رو عشق و علاقه خودم که داشتم این کارا رو میکردم.»از خاطرات شعبان جعفری

ده سال پیش در روز ۲۸ مرداد ۸۵ شعبان جعفری یکی از بازیگران کودتای ۲۸ مرداد در آمریکا درگذشت.شعبان جعفری که به القابی چون شعبان بی‌مخ و شعبان تاجبخش ملقب شده بود، از جمله افرادی است که در تاریخ سیاسی معاصر بارها نامش برده شده است.نقش «جاهل‌ها» یا «لوطی‌ها» که در تاریخ ایران پوشیده نیست و همواره از مشروطیت تا امروز از آنها نامی در نزاع های سیاسی ایران برده شده است. گاه در قالب شاه دوستی، گاه در قالب طرفداری از یک روحانی.

برخی مورخان معتقدند شعبان جعفری به عنوان یکی از مخالفان محمد مصدق، نخست وزیر وقت، در کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت او نقش داشت. هر چند او در خاطرات خود گفته است که تا ظهر ۲۸ مرداد در زندان بود. او در این خاطرات بسیاری از حوادثی که به او نسبت داده شده را منکر شده است.

به مناسبت درگذشت شعبان جعفری مروری بر خاطرات او می‌کنیم که طی گفت‌وگوهایی با هما سرشار، روزنامه‌نگار، بازگو کرده است. طبیعی است که اسناد و مدارک مربوط به وقایعی که به ۲۸ مرداد منتهی شد طی چند دهه به اندازه‌ای منتشر شده است که صحت و سقم سخنان جعفری را تایید یا رد کند.


جعفری با افتخار می‌گوید «خونه رضاشاه اونجا بود…محمدرضا شاه هم تو سنگلج به دنیا اومد.» بچه سنگلججعفری به گفته خودش در فروردین ۱۳۰۰ در محله سنگلج تهران به دنیا آمد.سنگلج یکی از محلات قدیمی و مرکزی تهران است که جعفری با افتخار می‌گوید «خونه رضاشاه اونجا بود…محمدرضا شاه هم تو سنگلج به دنیا اومد.»جعفری سراسر زندگی خود مدعی بود که یک آدمی مذهبیِ شاه دوست است. او آخرین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. پدرش مغازه‌دار بود و او از کودکی در مغازه پدر به کار مشغول بود. تحصیلات ابتدایی را تا چهارم دبستان ادامه داد و بعد از آن مشغول کار و ورزش باستانی شد.

از او همواره به عنوان فردی اهل دعوا نام می‌برند که به نفع اشخاص یا گروه‌های سیاسی با جناح‌های مخالف آنها درگیری فیزیکی پیدا می‌کرد.خود او در خاطراتش به ویژه از «زد و خورد» با «توده‌ای‌ها» یاد می‌کند. «همه‌اش زد و خورد با توده‌ای‌ها بود کار دیگه‌ای نبود بکنیم.»به گفته خودش به دفعات زندان افتاد، در زد و خوردها زخمی شد و یکبار گلوله خورد. او خودش را نه فرد سیاسی بلکه «عاشق مولا علی، شاه و مملکت» معرفی می‌کند که از سه چیز پرهیز کرد: «عشق، سیگار و مشروب.»

بعد از کودتای ۲۸ مرداد، در همان محله سنگلج قطعه زمینی گرفت و باشگاه ورزش باستانی خود را دایر کرد. با وقوع انقلاب از ایران گریخت و تا واپسین سال‌ عمر در آمریکا اقامت گزید.


از چهارده سالگی وارد ورزش زورخانه‌ای شد. او به خاطر هیکل درشت خود یواش یواش برخی تمرینات زورخانه مانند چرخ زدن، کباده گرفتن و سنگ گرفتن را «خوب» یاد گرفت
چرا شعبان بی‌مخجعفری در خاطرات خود اینکه چگونه به او لقب بی‌مخ دادند، چنین بازگو می‌کند که در مدرسه هر دانش‌آموزی که از سر کلاس می‌خواست دستشویی برود، انگشت خود را به علامت اجازه بلند می‌کرد.با اجازه معلم او کلاس را ترک می‌کرد اما جعفری این کار را نمی‌کرد. «هر وقت میخواستم راهم و میکشیدم میرفتم بیرون.» معلم با انگشت خود می‌زد به شقیقه‌ خود و می‌گفت: «مخش خرابه، مخ نداره.»از همان وقت لقب شعبان بی‌مخ روی جعفری ماند.

به گفته جعفری چون «شر» بود مدام از این کار به آن کار می‌رفت و از چهارده سالگی وارد ورزش زورخانه‌ای شد. او به خاطر هیکل درشت خود یواش یواش برخی تمرینات زورخانه مانند چرخ زدن، کباده گرفتن و سنگ گرفتن را «خوب» یاد گرفت.افرادی که این تمرینات را خوب انجام می‌دادند، به گفته جعفری، «شیرینکار» می‌شدند.

سپس مدتی زورخانه‌ای را اداره کرد تا این که برای اولین بار به خاطر زد و خورد به زندان افتاد.او در خاطرات خود، بارها از زندان رفتن خود یاد می‌کند. طوریکه همیشه یک پتو در خانه آماده داشت. «تا میگفتیم ننه پتوی ما رو بده….میگفت بازم داری میری زندون، ننه؟»

نمایش مردم، ورود به سیاستجعفری در برابر این پرسش سرشار که چگونه به سیاست وارد شد، خاطره‌ای را تعریف می‌کند که گویی اتفاقی او را وارد سیاست کرد.جعفری می‌گوید شبی با دوستانش مشروب خوردند. دوستانش پیشنهاد رفتن به تماشاخانه را می‌دهند و آنها به تماشاخانه فردوسی واقع در خیابان لاله‌زار رفتند. متصدی اینکار به آنها بلیط نفروخت چون آن شب نمایش افتخاری بود اما آنها با «کله گرم» وارد شدند و کم کم درگیری صورت گرفت.

بعد از دستگیری قرار می‌شود او را بخ خارک بفرستند چون در آن موقع سرباز بود. اما موقع انتقال به رکن دو ستاد ارتش، در حالیکه دو سرباز جلو و دو سرباز عقب همراهش بودند، جعفری می‌بیند دو سرباز جلویی «همینجور دارن میرن» و دو سرباز عقبی هم نبودند.«مام همونجا وایسادیم یه خرده سوت زدیم و غزل خوندیم و رفتیم خونه.» به نظر جعفری، به سربازها گفته بودند، او را ول کنند.

نمایش مربوطه در آن شب، نمایش «مردم» به کارگردانی عبدالحسین نوشین که از اعضای حزب توده بود. «منم اصلا روحم اطلاع نداشت که این نمایش علیه شاهه…اصلا نمیدونستم شاه چیه، مصدق چیه، داستان چیه…»او اضافه می‌کند که سرگردی از آگاهی، به خانه‌اش می‎رود و می‌گوید: «آقای جعفری، کار خوبی کردین…دستگاه خوشش اومده از کارتون.» به او دو هزار تومان می‌دهند که مدتی از تهران غایب شود.


جعفری به یاد می‌آورد که از اختلاف مصدق و کاشانی چیزی نمی‌دانست و تاکید کرد که «با مصدق بودم.»«چون میدیدم که کاراش بد نیست. خوب کار میکرد.»
فدائیان اسلام و کاشانیجعفری همچنین در خاطرات خود را فردی مذهبی معرفی می‌کند و از نزدیکی به گروه فدائیان اسلام به رهبری مجتبی نواب صفوی یاد می‌کند. او ابتدا از طرفداران فدائیان اسلام بود. «آدمای بدی نبودن» اما چون «با آدمکشی‌شون زیاد مخالف» بود، از آنها فاصله گرفت و به کاشانی نزدیک‌ شد. جعفری با حسین مکی آشنا شد. از طریق او با چند تن دیگر از جمله شمس قنات‌آبادی، ابوالحسن حائری‌زاده و مظفر بقایی آشنا می‌شود ضمنا با مکی به خانه کاشانی می‌رفت. گفتنی است این اشخاص در ابتدا همراه مصدق بودند اما بعد از در مخالفت با او برخاستند.

جعفری به مکی در انتخابات مجلس شورای ملی کمک کرد. «میرفتیم مردم رو با اتوبوس جمع میکردیم رای بدن.» او دو مورد را ذکر می‌کند که کاشانی از او خواست کارهایی را انجام دهد. یکی در مورد زد و خورد با توده‌ای‌ها چون کاشانی گفته بود آنها بی‌دین و قرآن و خدا هستند. دیگر اینکه در ماجرای ۹ اسفند کاشانی به او گفت: «اعلیحضرت داره از مملکت میره…نذارین بره بیرون. اگر اعلیحضرت بره عمامه مام رفته!»

جعفری به یاد می‌آورد که از اختلاف مصدق و کاشانی چیزی نمی‌دانست و تاکید کرد که «با مصدق بودم.»«چون میدیدم که کاراش بد نیست. خوب کار میکرد.» او خود را دنباله‌رو کاشانی و مصدق می‌دانست.«اصلا خدا بیامرز مصدق رو من اونروز دم مجلس رو کولم گذاشتم…عکسشم تو روزنامه چاپ کردن.» احتمالا منظور او ۴ مهر ۱۳۳۰ بود. عکسی که در کتاب خاطراتش هست همان عکس معروفی است که مصدق جلوی مجلس در میان مردم در حال نطق است. در عکس چاپ شده در کتاب خاطراتش، دو نفر را شناسایی کرده و در زیرنویس عکس یکی دیگر علامت گذاری شده: «این هم باید من باشم.» فرد در عکس با مصدق فاصله دارد. مشخص نیست در چه لحظه‌ای مصدق را کول کرده است.اما درباره ماجرای ۹ اسفند، جعفری می‌گوید آیت‌الله کاشانی گفت: «برین شاه داره از مملکت میره…نذارین شاه بره!اگه شاه بره عمامه مام رفته!» بعد از این، جعفری می‌رود سمت بازار تا بازاریان را تشویق کند تا به نفع شاه مغازه‌ها را ببندند. «دیدم هیشکی محل نذاشت… آخه بازار با مصدق بود… منم زدم و شکستم و خلاصه بازار و بستن.»سپس جعفری افزود که یک نعش درست کرد. «متکا و فلان و اینا و خون دو سه تا مرغ …و گفتیم آی کشتن آی کشتن»به گفته جعفری «از همون ساعت دیگه با مصدق چیز [مخالف] شدیم.»بعد می‌روند «در خونه شاه.»«من که رفتم از پنجره برم بالا، گاردیا منو با ک… [قنداق] تفنگ انداختن پائین. گفتن: «تو مصدقی هستی!» گفتم:« نه، حالا دیگه مصدقی نیستم! من الان نمیخوام شاه از این مملکت بره!»جعفری می‌گوید پنجره را گرفت رفت بالا اما مشخص نیست چگونه چنین چیزی در کاخ مرمر ممکن بود.به گفته جعفری، گاردی‌ها به او می‌گویند اگر راست می‌گوید برود خانه مصدق و او را بیاورند «نذاره شاه بره.»جعفری مدعی است که به این دلیل رفت سمت خانه مصدق و چون نگذاشتند او را ملاقات کند با جیپ ارتشی به در خانه مصدق زد. تیراندازی شد. تیری به جعفری اصابت کرد و به گفته او خواهرزاده‌اش کشته شد. او اضافه می‌کند که بعد از این ماجرا دستگیر شد و تا ظهر ۲۸ مرداد در زندان بود.

تهدید فاطمی در دادگاهجعفری مدعی است که بعد از ۹ اسفند در دادگاه محکوم به اعدام شد. در حالیکه طبق اسناد، حکم دادگاه برای او یک سال زندان بود.به نظر او، مصدق خودش خوب بود اما همه مخالفت‌ها با شاه زیر سر فاطمی بود. او در دادگاه در حالیکه یک سیب را به هوا انداخت، به خبرنگاران می‌گوید: «به دکتر فاطمی بگین…اگه منو کشتن که کشتن! اگه آزاد شدم هر جا ببینمش میزنمش.» و به او پیغام داد: «اگه از زندان اومدم بیرون خفه‌ت میکنم.» او دلیل این تهدید را این می‌دانست که فاطمی حکم اعدام برایش داده بود. به نظر جعفری، «مصدق کاری به این کارا نداشت…بنده خدا اونجا خوابیده بود….همه این بساطا رو فاطمی سر مصدق درآورد.» جعفری همچنین مدعی است زمانی که فاطمی بعد از کودتا دستگیر شد، و هنگام انتقال او از شهربانی به زندان، تنها او بوده که فاطمی را کتک زد اما دست به خواهرش نزد. او منکر شد که به فاطمی و خواهرش روی پله‌ها چاقو زد.این در حالیست که بنا به اسناد، روی پله‌های چندین ضربه چاقو به فاطمی و خواهرش وارد شد.


زاهدی گفت: «مملکت هنوز آروم نشده.»جعفری از او می‌خواهد تا تعدادی از دوستانش را در زندان آزاد کنند. به گفته افسر نگهبان آنها «چاقوکش» بودند. سپس زاهدی از او می‌خواهد که «برین نذارین مردم شلوغ کنن.» این بود که به حساب راه افتادیم تو خیابونا» و تا صبح فردا در خیابان بودند. ۲۸ مردادجعفری در خاطراتش ادعا می‌کند تا ظهر ۲۸ مرداد در زندان بود و از شلوغی‌ها خبر نداشت.او گفته که در این روز خانمی به نام «پروین آژدان قزیه» که به بدنامی معروف بود، به ملاقاتش در زندان آمد. گفت: «بر و بچه‌ها دارن شروع میکنن. یه پیغومی…بده.»به گفته جعفری، به این زن بی‌اعتنا بود بنابراین به او گفت: «بچه‌ها خودشون میدونن چیکار کنن!»جعفری اضافه می‌کند که پیغام داده تا دوستانش بریزند در خیابان‌ها.سپس او خبردار می‌شود که خانه مصدق را خراب کردند اما وقتی در ساعت یک و بیست دقیقه بعد از ظهر رادیو را در حضور رئیس زندان می‌گیرند «دیدیم خونه مصدق جلسه پنبه ست. درست یادمه،…پس اینا که میگن خونه مصدق رو زدن که؟ دیدم نه هنوز هیچ خبر مبری نیست.»ساعت دو و ربع اما از رادیو صداهای غیر معمول آمد.«دیدم صدای ملکه اعتضادیه… بعد میراشرافی و تیمسار زاهدی…»

بعد به گفته جعفری، «تیمسار خلعتبری [و چند افسر دیگر] اومدن در زندان و گفتن: «زاهدی جعفری رو میخواد.»وقتی او را می‌برند در شهربانی «تا رسیدیم زاهدی بغل واکرد مام رفتیم تو بغل تیمسار. زاهدی گفت: «مملکت هنوز آروم نشده.»جعفری از او می‌خواهد تا تعدادی از دوستانش را در زندان آزاد کنند. به گفته افسر نگهبان آنها «چاقوکش» بودند.سپس زاهدی از او می‌خواهد که «برین نذارین مردم شلوغ کنن. این بود که به حساب راه افتادیم تو خیابونا. تو تهران بودیم اما خونه مصدق نرفتیم.» و تا صبح فردا در خیابان بودند.

جعفری در خاطرات خود منکر دریافت پول و دیدار با کرمیت روزولت طراح آمریکایی کودتای ۲۹ مرداد، بود. به نظر او «حالا که میشنفم میگن پولی رد و بدل شده، فکر میکنم [برادران رشیدیان] گرفتن.» در برخی اسناد از این برادران که با بریتانیا ارتباط داشتند، نام برده شده است. چندی بعد از کودتا بود که، لقب «تاجبخش» سر زبان‌ها افتاد.

No responses yet

Aug 19 2016

«اقدام داعشی» رییس شورای شهر یزد:تخریب نماد اثر باستانی زرتشتیان از ساختمان جدید شورای شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفرانسه

No responses yet

Aug 19 2016

کیمیا علیزاده نخستین مدال زنان ایران در تاریخ المپیک را کسب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

رادیوفردا: کیمیا علیزاده نماینده وزن ۵۷ کیلوگرم تکواندوی ایران، اولین مدال ورزش زنان ایران در تاریخ المپیک‌ها را کسب کرد.

کیمیای ۱۸ ساله در برابر نیکیتا گلاسنوویچ از سوئد با نتیجه پنج بر صفر پیروز شد تا آمار مدال‌های کاروان ورزش ایران در ریودوژانیرو به دو نشان طلا و سه مدال برنز برسد.

از بعد اهمیت تاریخی و تحولی که انتظار می‌رود روی ورزش زنان ایران بجا بگذارد، این عنوان سوم را می‌توان طلایی‌ترین نشان برنز در تاریخ ورزش ایران دانست.

راحله آسمانی دیگر تکواندوکار ایرانی در این وزن بود که با اخذ تابعیت بلژیک، برای این کشور مسابقه می‌دهد. او نیز مثل علیزاده به دیدار رده بندی رسید اما موفق به کسب مدال نشد.

علیزاده در جدال برای تصاحب نشان برنر، با هوگو و کلاه آبی به مصاف رقیب سوئدی رفت. در راند اول هیچ یک از تکواندکاران به امتیاز نرسیدند. مهرو کمرانی مربی تیم ملی او را مهیای مبارزه در راند بعدی کرد.

در راند دوم علیزاده اولین امتیاز را گرفت و در ادامه نیز امتیاز دوم را به خود اختصاص داد. در وقت استراحت، صدای مربیان تیم ملی تکواندوی مردان و دستورات فنی آنها نیز از روی سکوها به گوش می‌رسید.

راند سوم هم با کسب امتیاز توسط علیزاده ادامه پیدا کرد و نماینده ایران پنج بر صفر پیش افتاد.

از این لحظه به بعد، رزمی‌کار سوئدی سعی کرد با حمله‌های مداوم به امتیاز برسد اما موفق نشد و مسابقه با همان پنج امتیاز به پایان رسید.

علیزاده در دیدار اول، در برابر آنا زانینوویچ قهرمان سابق جهان از کرواسی به برتری ۸-۷ رسید.

او در دیدار دوم و در مرحله یک چهارم پایانی مقابل اوا کالوا گومز نفر دوم رنکینگ جهانی از اسپانیا نتیجه را واگذار کرد. در حالی که کم تجربگی‌اش مانع از صعود به فینال شده بود، با ناراحتی اشک می‌ریخت.

با راهیابی گومز به فینال، علیزاده به مسابقه شانس مجدد راه یافت و در دیدار اول و رقابتی پر افت و خیز، مقابل مبارز تایلندی ۱۴ بر ۱۰ پیروز شد.

هدایا ملک از مصر هم با غلبه بر راحله آسمانی مدال برنز دیگر این وزن را از آن خود کرد.

نمایندگان بریتانیا و اسپانیا در این وزن راهی فینال شدند. جید جونز که در المپیک لندن هم طلایی شده بود، بار دیگر روی سکوی نخست المپیک ایستاد. این در حالی است که کیمیا علیزاده سابقه غلبه بر جونز را دارد.

ملی‌پوش مدال آور ایران به خبرنگاران گفت: «بعد از یک ماه و نیم، برای اولین بار روی پایم پریدم زیرا آسیب دیدگی شدیدی داشتم. کادر پزشکی و استادم تلاش زیادی کردند که به این مسابقه‌ها برسم و خدا را شکر این اتفاق افتاد و توانستم تاریخ‌ساز باشم.»

علیزاده یادآور شد: «خوشحالم برای دختران ایرانی. چون راهی باز شد تا بانوان ایران بتوانند در المپیک‌های بعدی مدال‌آور باشند. امیدوارم شاهد مدال‌های خوشرنگ‌تر باشیم.»

نفر سوم المپیک ریو درباره عدم راهیابی‌اش به فینال گفت: اگر ضربه‌ای که به صورت گومز زده بودم حساب شده بود، الان در فینال بودم. شرمنده زحماتی شدم که پدر و مادرم و فدراسیون برایم کشیدند.

خبرنگاران پرسیدند که حس کنونی‌ات چیست. علیزاده در پاسخ گفت: در مسابقه‌های جهانی، المپیک نوجوانان و جهانی نوجوانان تاریخ‌سازی کردم و این پنجمین‌ بار بود که تاریخ‌ساز می‌شدم.

No responses yet

Aug 18 2016

نماینده وزارت بهداشت: ۳۰ درصد مردم ایران نان خوردن ندارند و گرسنه‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: نماینده وزارت بهداشت ایران در جلسه ستاد ملی ساماندهی امور جوانان اعلام کرد که ۳۰ درصد از مردم ایران «گرسنه» و ۲۵ درصد جمعیت شهری در کشور «حاشیه‌نشین» هستند.

به گزارش روز پنج‌شنبه، ۲۸ مرداد، خبرگزاری مهر، علی‌اکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، این آمار را در شصت و چهارمین جلسه این ستاد بیان کرده و افزود که سایر آمار‌های وزارت بهداشت از آسیب‌های اجتماعی در ایران «محرمانه» است.

آقای سیاری تعداد «زنان ویژه» و میزان تماس آنها با مردان و آمار «تماس‌های جنسی در میان دانش‌آموزان» در ایران را از جمله این آمار شمرد.

به این ترتیب این گونه آمار نیز در ایران به رده آمار فزاینده طلاق پیوست که چندی پیش یک مقام مسئول اعلام کرد دیگر به اطلاع عموم نخواهد رسید.

این مقام مسئول همچنین از «گرسنه» بودن ۳۰ درصد از مردم کشور خبر داده و افزود که آنها «نان [برای] خوردن ندارند و این آمار را وزارت رفاه هم تائید می‌کند».

وی از حاشیه‌نشینی ۲۵ درصد جمعیت شهری در ایران نیز سخن به میان آورده و گفت که در حال حاضر «ده میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در سکونتگاه‌های غیر رسمی شناسایی شده‌اند.»

مجید روستا٬ نماینده وزارت راه و شهرسازی، هم در این جلسه با تائید این آمار گفت که «اکنون ۱۳۰ هزار بافت نابه‌سامان غیر شهری» وجود دارد که «حدود ۱۱ میلیون نفر در این مناطق زندگی می کنند.»

آقای روستا افزود: «۳۰ درصد از این تعداد را جمعیت جوانان تشکیل می‌دهند» و «۸۲ درصد جوانان ساکن در این اقامتگاه‌ها زیر دیپلم هستند.»

محمدرضا رستمی، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، هم در حاشیه این جلسه از وجود سه میلیون جوان حاشیه‌نشین خبر داد.

بر اساس اعلام مقام‌های بلندپایه در ایران٬ ۱۸ میلیون نفر در کشور درگیر آسیب‌های اجتماعی هستند.

در ایران از اعتیاد٬ طلاق٬ فقر٬ بیکاری٬ کودک‌آزاری٬ خودکشی٬ سرقت٬ ترک تحصیل٬ بی‌خانمانی٬ تمایلات جنسی غیرمتعارف و… به عنوان مصادیق آسیب‌های اجتماعی نام برده می‌شود.

علی مطهری٬ نماینده مجلس، پیشتر نقل کرده است که علی خامنه‌ای پس از شنیدن گزارش‌ها درباره میزان و گستردگی آسیب‌های اجتماعی در ایران گریه کرده و برای کاهش آسیب‌های اجتماعی اولویت‌هایی را مشخص کرده‌ است.

در همین زمینه عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، «مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد»، «حاشیه‌نشینی»، «طلاق»، «مبارزه با بزهکاری» و «مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی» را از مهم‌ترین اولویت‌های رهبر جمهوری اسلامی به منظور کاهش آسیب‌های اجتماعی اعلام کرده است.

No responses yet

Aug 18 2016

در ضرورت تعیین تکلیف با آیت‌الله خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: انتشار صدای ضبط شده سخنان آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای “هیات مرگ” در تابستان سال ۱۳۶۷، انعکاس گسترده‌ای یافت. از یک طرف موجب گفتگویی دوباره درباره حادثه هولناکی شد که به از دست رفتن جان هزاران نفر شد و از سوی دیگر نگرانی‌ها از ادامه همین روند را افزون کرد.

اما این صدا، اهمیت دیگری هم داشت. صدای منتظری که گویی از اعماق تاریخ بر‌می‌خاست، هشدار داده بود که خمینی را در آینده، “خونریز، سفاک و فتاک” لقب خواهند داد. صدا که با کیفیت خوبی هم ضبط نشده و به همین دلیل بخشی از گفتگوها را نامفهوم می‌کند، به اینجا که می‌رسد، کاملا به وضوح شنیده می‌شود: “من می‌خواهم پنجاه سال دیگر برای آقای خمینی قضاوت نکنند و بگویند که آقا یک چهره خونریز و سفاکی و هتاکی بود. من نمی‌خواهم که در تاریخ اینجور باشد.”

این صدای حیرت‌انگیز، بصورتی نمادین، اعلام پایان یک دوران در تاریخ ایران است: “اسلام/تشیع قدرت‌طلب سیاسی”. خمینی که رهبری انقلابی تاریخی علیه استبداد را برعهده گرفته بود، در ادامه خود به سلطانی جائر تبدیل شد. اما چیزی بر حاکمان پیشین افزوده بود: وجه دینی استبداد.

Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر می‌رسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیان‌افکنی” است که از همین سنت کرد. رویارویی‌های نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهم‌تر است اهمیت خمینیآیت‌الله روح‌الله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر به‌دلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.

بی‌شک آقای خمینی یک‌تنه این مسیر را طی نکرد، اما نقش رهبری او در این مسیر، آشکارتر از آن است که نادیده گرفته شود. طرفدارانش، او را کسی می‌دانند که راه رستگاری را گشود و مخالفانش فردی که راه خشونت را هموار کرد.

اما اهمیت خمینی فراتر از این موافقت ها و مخالفت ها است. باید تاکید کرد که مخاطب این نوشته، ستایشگران او نیستند، چرا که درک این اهمیت “فعلا” برای آنان ضرورتی عینی ندارد. آنان از منافع این پروژه قدرت‌طلبانه برخوردارند و نیازی به فهم آن چیزی که بر ایران رفته و می‌رود، احساس نمی‌کنند. هرچند که آنان نیز دیر یا زود و “به‌ناچار”، ضرورت فهم این بحران را درخواهند یافت.

مخاطب این نوشته اما مخالفان و منتقدان خمینی هستند. مخالفانش، با نادیده گرفتن اهمیت و جایگاه او، در واقع خود را محروم از فهم بحرانی کردند که امروز همه ما گرفتار آن شده‌ایم. تقلیل نفوذ خمینی به اشتباه اطرافیانش، یا زیر سوال بردن سخن گفتن او و یا حتی تقلیل اقداماتش به نوعی از حکمرانی بد، به کار فهم آنچه اتفاق افتاده، نخواهد آمد.

بی‌شک نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر می‌رسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیان‌افکنی” است که از همین سنت کرد. رویارویی‌های نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهم‌تر است. ادعای ما این است که خمینی بر سنت “باطنی‌گری” سوار شد، اما از “همه” فرضیات آن عدول کرد و البته اهمیت کار او نیز در همینجا بود.

Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دست‌هایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر می‌رسد که باطنی‌گری، الهام‌بخش بسیاری از جریان‌ها و کوشش‌های اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنی‌گری متاثر بوده‌اند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما می‌بایست که خلاصه‌ای از آن را ترسیم کرد:

فرض اول ما این است که باطنی‌گری پاسخی بوده است به “تغلب”. تاسیس “حکومت جور” تنها چند دهه پس از مرگ پیامبر اسلام(ص)، که به تعبیر عابد الجابری بر پایه “قبیله و غنیمت” شکل گرفت، بیرون ماندگان از دایره قدرت را که تحت ستم قبایل حاکم قرار گرفته بودند، و همچنین موالیان را به سوی برساختن نظریه‌ای کشاند که می‌توان باطنی‌گری نامید. برای مقابله با حکومت جور، که خود را جانشین برحق محمد(ص) می‌دانست، باطنی‌گری راهی را طی کرد که نتیجه آن بی‌اعتبار کردن مشروعیت حاکم بود.

این نظریه، با گذشت چند قرن به شکل نهایی خود درآمد و حداقل سه فرض اصلی داشت: اول اینکه فهم حقیقت کتاب، تنها برای خداوند و رسول او و همچنین “انسان کامل” ممکن است. دوم اینکه چون برقراری حکومت عدل منوط به فهم کتاب است، پس تاسیس حکومت تنها حق انسان کامل است و سوم و مهمتر از همه اینکه انسان کامل “غایب” شده است.

در طول قرن‌ها کشمکش بر سر حکومت و مبارزه برای عدالت، همه جنبش‌های باطنی با همین فرض، حکومت‌های مستقر را حکومت جور می‌دانستند. و البته در طول این قرن‌ها، هر جنبشی که برمی‌خاست، برای خروج از بن‌بست و پایان دادن به زمانه عسرت، ناچار یکی از فرضیات اصلی باطنی‌گری را کنار می‌گذاشت: کسانی که فهم کتاب را سهم عالمان‌دین هم می‌دانسته‌اند، کسانی دیگر که برقراری حکومت عدل را علی‌رغم غیبت انسان کامل، ممکن می‌خواندند و بالاخره دیگرانی که “انسان کامل” را ظاهر می‌کردند، همه و همه، گرچه بر سنت باطنی‌گری تکیه کرده بودند، اما همزمان با عدول از فرض‌های اساسی باطنی‌گری، از این سنت خروج می‌کردند.

Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنی‌گری با همه فرض‌های سه‌گانه‌اش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هم‌اکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنت‌های فقهی اصولی در برابر باطنی‌گرایی قرار می‌گرفت، هم حکومت‌های شیعه از آل‌بویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنی‌گری بودند و به “جور” منجر می‌شدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنی‌گری محسوب می‌شد. از آنجا که پایبندی به همه فرض‌های باطنی‌گری، نوعی بن‌بست را القا می‌کرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، می‌کوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه می‌رسید.

می‌توان گفت که شکست همه این جنبش‌ها، راه را برای مشروطه باز کرده است. مشروطه ایرانی، طرحی است که در درون نظریه باطنی‌گری پیش رفت و از هیچ فرض باطنی عدول نکرده بود. بعد از اینکه صدها سال، باطنی‌گرایان هر بار یکی از فرض‌های سه‌گانه را کنار می‌گذاشتند تا راه رستگاری گشوده شود و هربار شکست می‌خوردند، در نهایت نتیجه و عصاره چند قرن مبارزه و تجربه، برآمدن جنبش مشروطه شده بود. مشروطه ثمره باطنی‌گری با همه فرض‌های سه‌گانه‌اش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هم‌اکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.

هرچند که به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دست‌هایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. به این ترتیب بود که حداقل به لحاظ نظری، برای حکومت مردم، آنهم از میان سنت باطنی‌گری، راهی باز شد.

با اینهمه نیروهایی که در برابر مشروطه صف‌آرایی کردند، اجازه سنجش نهایی این راه حل را ندادند. به نظر می‌رسد که برآمدن استبداد مدرن، زمینه راه حل درونی را از بین برد و فرصت برای رشد ضدانقلاب مشروطه را فراهم کرد. همان جریان‌هایی که بعدها در سال ۱۳۵۷ بازگشتند و بحران جدید را برساختند.

آیت‌الله خمینی را باید نماد همین جریان و نماینده ضدانقلاب مشروطه دانست. او در پایان کارش از همه فرض‌های باطنی‌گری عدول کرد. هم فهم کتاب را ممکن دانست، هم تاسیس حکومت را جایز خواند و هم حتی بصورتی “نمادین” خود را “انسان کامل” دانست. خمینی آشکارا خود را صاحب همان “ولایت رسول‌الله و ائمه اطهار” معرفی می‌کرد. حتی اینکه عبارت “امام” را بر ابتدای نامش آورده بودند، نیز با چنین نگاهی است که معنایی کاملا نمادین می‌یابد.

باید توجه کرد که خروج از همه این مفروضات در دستگاه فکری‌ای که خمینی نمایندگی می‌کرد، چه خطراتی می‌توانست به دنبال داشته باشد. اگر بپذیریم که فهم کتاب در زمانه غیبت انسان کامل ممکن نیست، و تاسیس حکومت نیز بدون انسان کامل به جور منجر می‌شود، کوششی برای ساختن دستگاه نظری و عملی “قبضه قدرت” نخواهیم داشت. اما اگر کسانی هم ادعای فهم کتاب را داشته باشند، هم خود را محق به تاسیس حکومت بدانند و هم حتی خود را صاحب “ولایت رسول‌الله” بخوانند، دقیقا همان مسیری را خواهند رفت که بنی‌امیه و بنی‌عباس رفته بودند. و مگر نه اینکه باطنی‌گری پاسخی به همین بحران تغلب بر مبنای دین بود؟ شاید علت خروج خمینی از سنت باطنی‌گری را به دلیل تناقض ذاتی قدرت طلبی آن با این سنت بهتر بتوان درک کرد.

پروژه نظری آیت‌الله خمینی که با نام ولایت فقیه شناخته شد، و بدون پرده‌پوشی همان “ولایت رسول‌الله و ائمه اطهار” را به خود نسبت می‌داد، خروج کامل از پروژه باطنی‌گری بود و نتیجه نهایی آن نیز چیزی جز تغلب و جور نشد. ولایت‌فقیه در عمل، چیزی جز طرحی سیاسی برای قبضه قدرت نبود و از درون آن بار دیگر “حکومت جور” برآمد. هرچند که خمینی بر سنت باطنی‌گری سوار شد، سنتی که با ظهور علی شریعتی، جان دوباره‌ای گرفته و به بازیگر اصلی تبدیل شده بود، اما او همزمان با کسب قدرت، از همه فرض‌های این سنت خروج کرد. در واقع باید گفت که کسب قدرت را نسبتی با باطنی‌گرایی نبود.

Image copyright IRNA Image caption جریان‌های “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینی‌اند. آنها یا همچنان از باطنی‌گری خروج می‌کنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنی‌گری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنی‌گری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریان‌هایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافته‌اند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنی‌گری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریان‌هایی هستند که تصور می‌کنند از همین مسیر می‌توان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور می‌کنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او می‌بود، راه دیگری طی می‌شد. اما به نظر می‌رسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.

جریان‌های “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینی‌اند. آنها یا همچنان از باطنی‌گری خروج می‌کنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنی‌گری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. نباید فراموش کرد که باطنی‌گری برخلاف تصویر و تصوری که از آن ساخته‌اند، غیرسیاسی نیست، بلکه ضد سیاسی است و همین عین سیاسی‌بودن آن است. در واقع این که اسلام/ تشیع را در زمان غیبت انسان کامل، غیرسیاسی بدانیم، خود انتخابی سیاسی است و راه را برای مشارکت جمعی باز می‌کند.

بازگشت به باطنی‌گری، علاوه بر آنکه بازگشت به سنتی نیرومند و چند صد ساله است، شاید راه نجاتی را باز کند، از سوی دیگر خروج از طرح قدرت‌طلبانه ولایت‌فقیه هم هست. با روح الله خمینی باید تعیین تکلیف کرد. این تعیین تکلیف تنها به شخص او محدود نمی‌شود، بلکه به راهی که او طی کرد و ایده‌ای که او نمایندگی می‌کرد نیز مربوط است.

No responses yet

Aug 18 2016

وال استریت ژورنال: آمریکا پول ایران را تا پرواز هواپیمای حامل زندانیان آزاد شده پرداخت نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,برجام,تحریم,سیاسی

بی‌بی‌سی: روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال درباره ماجرای پرداخت چهارصد میلیون دلار به ایران و آزادی شهروندان ایرانی – آمریکایی جزئیات بیشتری منتشر کرده است.

این روزنامه، که برای اولین بار خبر تحویل پول نقد به ایران و آزادی زندانیان دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی را منتشر کرده بود، در گزارشی تازه از کشف جزئیات بیشتری در مورد این ماجرا خبر داده است.

این روزنامه به نقل از “مقامات دولت ایالات متحده و دیگران” نوشته است که در روز ١٧ ژانویه، مقامات آمریکایی تا زمانی که اطمینان نیافتند هواپیمای حامل سه تن از زندانیان آزاد شده تهران را ترک کرده، به هواپیمای باربری ایرانی حامل پول نقد اجازه ندادند فرودگاه ژنو را به مقصد تهران ترک کند.

باراک اوباما، رئیس جمهوری، و سایر مقامات دولت آمریکا تاکید داشته‌اند که این پرداخت به منزله دادن باج به دولت ایران نبوده است. به گفته آنان، این پول بخشی از بدهی ایالات متحده به ایران بوده است که سابقه آن به لغو خریدهای تسلیحاتی ایران از آمریکا در دهه ١٩٧٠ و قبل از انقلاب اسلامی باز می‌گردد. کل مبلغ، شامل اصل پول و بهره آن، به یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار بالغ می‌شود.

مقامات آمریکایی همچنین گفته‌اند پرداخت این پول و آزادی آمریکاییان ایرانی تبار در ایران از دو مسیر متفاوت دنبال شد و ارتباطی با هم نداشته است.

در مقابل، مخالفان دولت آمریکا از جمله شماری از نمایندگان کنگره آن کشور از حزب جمهوریخواه، دولت آقای اوباما را به باج‌دهی به دولت ایران متهم کرده‌اند.

دونالد ترامپ، نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری نیز با متهم کردن ایران به “گروگانگیری دولتی”، گفت که رئیس جمهوری آمریکا با پرداخت این پول، سیاست اعلام شده ایالات متحده در مورد خودداری از باج‌دهی برای آزادی گروگان‌ها را نقض کرده است. آقای ترامپ، که منتقد سیاست دولت اوباما در قبال برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است، هیلاری کلینتون، رقیب انتخاباتی خود از حزب دموکرات و وزیر خارجه سابق را هم آغازگر گفتگو برای پرداخت این پول معرفی کرد و اقدام او را “شرم‌آور” خواند.

دونالد ترامپ همچنین گفت که تصویری از هواپیمای حامل “باج پرداختی” را هنگام ورود به فرودگاه تهران دیده اما بعدا مشخص شد که این تصویر متعلق به هواپیمای حامل زندانیان آزاد شده در فرودگاه ژنو بوده است.

وال استریت ژورنال در گزارش جدید خود گفته است که مقامات آمریکایی از افشای نحوه و زمان نقل و انتقال پول خودداری ورزیده‌اند اما براساس اطلاعاتی که به این نشریه رسیده، مدیران شرکت هواپیمایی ایران ایر مسئول برنامه‌ریزی و اجرای پرواز تهران به ژنو برای تحویل گرفتن پول نقد به یورو و فرانک سوئیس بودند. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکایی که از او نام نبرده، نوشته است که “اولویت اصلی و مهم برای ما، بازگرداندن آمریکاییان زندانی به کشور بود.” او افزوده است که به محض اینکه اطمینان حاصل شد که هواپیمای حامل زندانیان آزاد شده در صبح ١٧ ژانویه از فرودگاه تهران به پرواز درآمده، هواپیمای ایرانی حامل پول به سوی ایران پرواز کرد.

مقامات دولت ایران دریافت بخشی از بدهی آمریکا به ایران را اعلام کرده‌اند اما مبادله آمریکاییان ایرانی‌تبار با پول نقد، مورد تایید قرار نگرفته است. اما در ماه ژانویه، محمد رضا نقدی، رئیس بسیج، در سخنانی گفت که “آمریکا جز زبان زور نمی‌فهمد” و با اعلام پرداخت یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار بدهی قدیمی آمریکا به ایران، گفت: “بازپس‌گیری این مبلغ در قبال آزادی جاسوس آمریکایی انجام شده و ربطی به جریان مذاکرات ندارد.” ظاهرا منظور او از “جاسوس” کسانی بودند که در روز ١٧ ژانویه از زندان در ایران آزاد شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .