اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2017

Feb 14 2017

ابطحی: اجماع همه جریانهای سیاسی درباره رهبری آیت الله خامنه ای در تاریخ سیاسی کم نظیر است/ احزاب نمی توانند تصمیم گیرنده چگونگی روابط رهبری با دیگران باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: با توجه به جایگاه رهبری، ایشان هستند که باید تصمیم بگیرند قالب روابط خود را چگونه تعریف کنند نه احزاب.
محمد علی ابطحی در رابطه با ارتباط احزاب و گروه های سیاسی با مقام معظم رهبری کشور گفت: اجماع همه جریانات سیاسی داخل نظام بر رهبری آیت الله خامنه ای، در طول سال های زعامت ایشان، یکی از اتفاقات مهم است که در تاریخ سیاسی کم نظیر است.

معاون پارلمانی دولت اصلاحات در مصاحبه با خبرنگار عصر ایران ادامه داد: بحث ارتباط با رهبری را باید در چند سطح معنا کرد، یکی از این سطوح در حوزه رهبری و مردم است و همه اعم از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلبان باید در کشور از رهبری نظام و کشور تبعیت داشته باشند، چرا که این یک اصلی پذیرفته شده در قانون اساسی کشور است و حتی کسانی که به قانون اساسی رای ندادند یا قبول ندارند، هم متکی به قوانین موضوعه و قانون اساسی در جمهوری اسلامی بایستی در عمل تابع نظرات رهبری باشند.

رییس دفتر رییس جمهور اصلاحات افزود: سطح دومی که وجود دارد، ارتباط جناح های سیاسی داخل کشور با رهبری است. این گروه ها اختلاف دیدگاه های خیلی جدی با یکدیگر دارند و مساله جدیدی هم نیست، بلکه همیشه از بعد انقلاب این اختلاف نظر و رقابت ها در بین گروه های سیاسی وجود داسته است. اما آنچه که قابل توجه و یادآوری است؛ اجماع بی نظیری بود که در تاریخ بعد از امام (ره) در همه احزاب سیاسی داخل بر روی مصداق رهبری به چشم می خورد.
ابطحی: اجماع همه جریانهای سیاسی بر رهبری آیه الله خامنه ای در تاریخ سیاسی کم نظیر است/احزاب نمی توانند تصمیم گیرنده چگونگی روابط رهبری با دیگران باشند

این فعال سیاسی اصلاح طلب با اشاره به اینکه “هیچ یک از احزاب و دسته ها سیاسی، جایگزینی برای رهبری در ذهن نداشته و اختلاف نظرشان با رهبری نبوده” است اظهار کرد: در هیچ شرایط و زمانی حتی رویارویی های سخت و تلخ مختلف جناح ها با هم، هیچ گروه یا شخصیت سیاسی در کشور برای رهبری، حتی در درون تشکیلات خودشان شخص دیگری به غیر از حضرت آیت الله خامنه ای مد نظر نداشته است. این اجماع اهمیت دارد و تحت همین وحدت، ما توانسته ایم بسیاری از مشکلات و بحران های کشور را حل کنیم.

ابطحی یک بعد دیگر ارتباط با رهبری را اختلاف نظرهایی که ممکن است، بعضی از احزاب سیاسی با نظر رهبری داشته و یا برعکس مقام معظم رهبری دیدگاه متفاوتی با این اشخاص داشته باشد، دانست و گفت: بعضا احتمال دارد یک رویارویی هایی هم در داخل کشور شکل گرفته باشد و با توجه به کثرت نظر و سلیقه البته که این موارد طبیعی است اما با توجه به جایگاه رهبری، ایشان هستند که باید تصمیم بگیرند قالب روابط خود را چگونه تعریف کنند نه احزاب.

وی در پایان خاطرنشان کرد: احزاب در این لایه و طبقه ای که هستند، طبیعتا نمی توانند تصمیم گیرنده چگونگی روابط رهبری با دیگران باشند اما انچه مسلم و بدیهی است تقویت ارتباط گروه وجناح های مختلف با مقام اول کشوری است. باید بر این اجماعی که همواره داشته اند، بایستند ولی نتیجه گیری نهایی به تصمیم و نظری بر می گردد که مقام معظم رهبری تنظیم می کنند.

No responses yet

Feb 14 2017

مایکل فلین،‌ مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی


رادیوفردا: در پی انتشار گزارش‌ها در مورد «تماس» مایکل فلین، مشاور امنیت ملی رئیس‌ جمهوری آمریکا با سفیر روسیه و «گفت‌وگو در مورد تحریم‌های اعمال‌شده»، او روز دوشنبه استعفا کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، مایکل فلین در نامه کناره‌گیری خود اذعان کرده است که در فاصله بین دوره انتقالی دولت ترامپ با دولت گذشته، تماس‌های متعددی با سفیر روسیه در آمریکا داشته و به مایک پنس، معاون اول رئیس جمهوری اطلاعات «ناقصی» در خصوص محتوای این تماس‌ها ارائه کرده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، ژنرال بازنشسته کیت کلاگ را به عنوان جانشین آقای فلین در سمت مشاور امنیت ملی، معرفی کرده‌است تا در نهایت مشاور امنیت ملی تازه خود را انتخاب کند.
کاخ سفید پیش از کناره‌گیری مایکل فلین اعلام کرده بود که «در حال ارزیابی » موضوع تماس‌های او با سفیر روسیه است.
یک مقام کاخ سفید پیشتر به آسوشیتدپرس گفته بود، فلین، خصوصی از مایک پنس، معاون رئیس‌جمهوری، عذرخواهی کرده‌است.
موضوع این عذرخواهی برمی‌گردد به گفته‌های آقای فلین به آقای پنس، در این مورد که او در ارتباط با تحریم‌های دولت ایالات متحده علیه مسکو، با سفیر روسیه در واشینگتن «گفت‌وگویی نکرده‌است». معاون آقای ترامپ هم بر پایه همین گفته‌ها، به‌طور علنی گفت‌وگوها را رد کرده بود. پس از این اما فلین به کاخ سفید گفته بود که موضوع تحریم‌ها شاید مطرح شده بود.
شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید به خبرنگاران گفته‌ بود، ترامپ در مورد صحبت‌های ردوبدل‌شده بین پنس و فلین، با معاون خود گفت‌وگو کرده بود و در مورد مذاکره فلین و سفیر روسیه «به هیچ‌وجه» اطلاعی نداشته است.
بر پایه گزارش‌های مختلف، گفته می‌شود آقای فلین با سرگئی کیسلیاک، سفیر روسیه، در تماس بوده و این تماس‌ها، با تحریم‌های اعمال‌شده از سوی اوباما، «همزمان بوده‌است».
موضوع تحریم‌ها، به هفته‌های پایان ریاست‌جمهوری باراک اوباما باز می‌گردد که دولت ایالات متحده، بر پایه اتهام‌های مطرح‌شده از سوی نهادهای اطلاعاتی خود علیه دخالت‌های سایبری روسیه در انتخابات آمریکا، تصمیم به اعمال تحریم‌هایی علیه مسکو گرفت؛ از جمله شماری از دیپلمات‌های روسیه را اخراج کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری فعلی ایالات متحده پیش از این با پذیرفتن اتهام‌های وارد شده به مسکو، قول داده بود که در آغاز دوره ریاست‌جمهوری خود دست به انتشار گزارشی در مورد دخالت‌های سایبری خواهد زد. آقای ترامپ در عین حال از اینکه روسیه دست به اقدام متقابل در مقابل اقدام دولت اوباما نزده، از ولادیمیر پوتین تمجید کرده بود.
ترامپ خود در دی ماه گذشته در مصاحبه‌ای با روزنامه وال‌استریت‌جورنال گفته بود تحریم‌ها علیه روسیه برای مدتی باقی خواهد ماند. او در عین حال افزوده بود «اگر شما با هم کنار بیایید، و اگر واقعا روسیه به ما کمک کند، دیگر چرا کسی باید تحریم شود، اگر کسی دارد کارهای بزرگ انجام می‌دهد». در آن زمان خبرگزاری‌ها، از جمله رویترز، گفته بودند اشاره تلویحی آقای ترامپ به کمک احتمالی روسیه در مسائلی مانند با نبرد تروریسم و دیگر اهداف واشینگتن است.
رئیس‌جمهوری ایالات متحده، اخیرا در گفت‌وگویی با رئیس‌جمهوری اوکراین، نیز گفته است «با همکاری اوکراین، روسیه و دیگر طرف‌های دخیل، کمک خواهیم کرد تا صلح در مرزهای (اوکراین و روسیه) برقرار شود».
در موقیعت‌های دیگری نیز رئیس‌جمهوری آمریکا گفته است «علاقه پوتین برای داشتن روابط حسنه با دولت آینده [آمریکا] یک سرمایه ارزشمند در سیاست خارجی محسوب می‌شود». او با این‌حال اضافه کرده است که به رغم امیدواری به آینده روابط، مطمئن نیست که با پوتین روابط نزدیکی خواهد داشت.
در واکنش به گزارش‌های منتشرشده اخیر در مورد آقای فلین، شماری از نمایندگان هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات به انتقاد از مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ پرداخته‌اند. نانسی پلوسی، رهبر اقلیت دمکرات در مجلس نمایندگان خواستار کنار گذاشتن آقای فلین شده بود چرا که «نمی‌شود اطمینان داشت او [مصالح] پوتین را بر آمریکا ترجیح ندهد». سناتور جمهوری‌خوان سوزان کالینز، نیز گفته بود نمی‌تواند تصور کند که مایک پنس، پس از وقایع اخیر، به مایکل فلین اعتماد داشته باشد.
کلیان کانوی، از مشاوران ارشد آقای ترامپ، روز دوشنبه گفته بود، رئیس‌جمهوری به معاون خود «اطمینان کامل» دارد. آقای فلین در جریان کنفرانس خبری ترامپ و نخست‌وزیر کانادا، پیش از انتشار خبر درخواست کناره‌گیری‌اش، در ردیف اول حضور داشت.

No responses yet

Feb 14 2017

کشته شدن یک نفر در شادگان؛ وضعیت شهر ‘امنیتی است’

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: گزارشها از ایران حاکی است که در پی کشته شدن یک مرد جوان در شهر شادگان به دست نیروی انتظامی، وضعیت شهر امنیتی شده است.

براساس گزارش فعالان عرب، جمعه شب گذشته نیروی انتظامی پس از تعقیب و گریز دو موتور سوار در محدود بازار خرمای شادگان اقدام به تیراندازی می‌کند و حسن ابوغبیش که “در حال خرید در بازار بوده” در جریان تیراندازی کشته و دو راکب موتورسوار مجروح می‌شوند. کشته شدن این مرد موجب اعتراض شهروندان شادگان می‌شود.

افضل میرزایی فر، رئیس دادگستری شادگان در این باره گفت: “در پی گزارشات مردمی به پلیس مبنی برخرید و فروش مواد مخدر در کوی مذکور، بر اثر درگیری ماموران با عوامل خرید و فروش موادمخدر، شخص ثالثی کشته شد.”

به گزارش ایلنا، رئیس دادگستری شادگان گفته دستگاه قضایی پیگیری لازم را تا “احقاق حق فرد بیگناه با سرعت و قاطعیت ادامه ‌می‌دهد” و در عین حال گفته با اخلالگران امنیت عمومی و افرادی که در فضای مجازی اخبار خلاف واقع منتشر می‌کنند، برخورد می‌کند.

این در حالی است که کریم دحیمی، فعال حقوق بشر به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “اعتراضات مردم به قتل این جوان به جایی رسید که معترضان کلانتری شادگان را آتش زدند.”

به گفته این فعال حقوق بشر ماموران امنیتی به خانواده فرد مقتول گفته‌اند که “اجازه برگزاری مراسم ندارند و تنها درشرایطی جنازه را تحویل می‌دهند که او را در قم دفن کنند.”

آقای دحیمی همچنین گفت: “شب گذشته درگیری‌های پراکنده ادامه داشته است و وضعیت شهر امنیتی شده و نیروهای یگان ویژه در سطح شهر تردد می‌کنند.”

شادگان در فاصله ۹۷ کیلومتری اهواز واقع است و بیش از ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد.

No responses yet

Feb 14 2017

هزاران بلوچ ایرانی از داشتن شناسنامه هم محروم‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: نماینده ایرانشهر و سرباز در مجلس از وجود هزاران شهروند بدون شناسنامه در سیستان و بلوچستان خبر داد. او می‌گوید اغلب این افراد پدر غیرایرانی دارند و حاشیه‌نشین شهرهای بزرگ هستند.

نماینده ایرانشهر و سرباز در مجلس شورای اسلامی می‌گوید، محرومیت هزاران شهروند بلوچ از داشتن شناسنامه و برگه شناسایی رسمی را باید به فهرست کمبودهایی که مردم این استان با آن دست بگریبان هستند افزود.

استان سیستان و بلوچستان در شرق و جنوب شرقی ایران قرار دارد و حدود ۱۱ درصد از مساحت کل کشور را در بر می‌گیرد. این منطقه که حدود ۱۱۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و پاکستان دارد از محروم‌ترین استان‌های ایران محسوب می‌شود.

محمدنعیم امینی‌فرد در یادداشتی که دوشنبه، ۲۵ بهمن در روزنامه “وقایع اتفاقیه” منتشر شد می‌نویسد، بسیاری از بلوچ‌های ایرانی به طایفه‌ها و قبیله‌هایی تعلق دارند که در سالیان دور در دو طرف مرز رفت‌و آمد می‌کردند و تا زمانی که مانعی برای این تردد وجود نداشت نیازی به داشتن برگه‌های شناسایی احساس نمی‌کردند.

او در ادامه نوشته است: «این مسئله، به همین شکل ادامه پیدا کرد و از طرفی، [مطابق] قوانین ما هم تا سال ۱۳۶۳، عملا امکان اینکه بتوانیم اسناد سجلی را بر‌اساس مستندات محلی به آنها ارائه دهیم، وجود داشت اما از سال ۶۳، قوانین در این‌باره سخت‌تر شد.»

حاشیه‌نشینان بی‌شناسنامه

به گفته‌ی این نماینده مجلس سخت‌تر شدن قوانین، منجر به آن شد که حدود صد هزار نفر در سیستان و بلوچستان موفق به گرفتن شناسنامه نشدند و مسئله دیگری که در این سال‌ها اتفاق افتاد، ازدواج زنان ایرانی با مردان غیرایرانی است.

بر اساس قوانین کنونی ایران فرزندان زنان ایرانی که با شهروندان خارجی (در این مورد شهروندان پاکستان و افغانستان) ازدواج کرده‌اند تا رسیدن به سن ۱۸ سالگی از داشتن شناسنامه محروم هستند.

بیشتر بخوانید: حذف نام بلوچستان از کتاب‌های درسی و سربرگ ادارات

نماینده ایرانشهر و سرباز نوشته است: «تا زمانی که این افراد در روستاهای سیستان‌و ‌بلوچستان حضور داشتند، عملا مشکلات تا این حد نمود نداشت اما الان با گسترده‌شدن حاشیه‌نشینی که در شهرهای زاهدان، ایرانشهر و چابهار شیوع پیدا کرده، این افراد نیاز به اسناد هویتی دارند که بتوانند از خدمات درمانی و رفاهی برخوردار شده و این مسئله بر مشکلات افرادی که شناسنامه ندارند، می‌افزاید.»

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، روز ۴ مهرماه در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد، در حال حاضر دست‌کم ۱۱ میلیون حاشیه‌نشین در سراسر ایران وجود دارد که بیش از یک میلیون نفر آنها در استان خراسان رضوی (شمال سیستان و بلوچستان) به سر می‌برند.

به گفته‌ی وزیر کشور حدود ۱۱ میلیون نفر در حاشیه‌ شهرهای بزرگ ایران سکونت دارند

بیکاری، فقر و کمبود امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی از علت‌های اصلی مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرهای بزرگ محسوب می‌شود. در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان مشکلات زیست محیطی و کمبود آب نیز به انگیزه‌های مهاجرت اضافه شده‌اند.

یک میلیون کودک بلاتکلیف

امینی‌فرد می‌گوید: «حدود چهار ماه پیش، یک فوریت طرحی در مجلس تهیه و تأیید شد که بتوانیم حداقل برای افراد زنانی که فرزندانشان از پدر غیرایرانی هستند، شرایط کسب جواز هویتی را تسهیل کنیم.»

او خاطرنشان می‌کند که یکی دیگر از معضلات افراد بی‌شناسنامه هزینه آزمایش‌های ژنتیک (دی‌ان‌ای) برای احراز هویت است که بسیاری از خانواده‌ها امکان تامین آن را ندارند.

بیشتر بخوانید: تائید و تکذیب خشکیدگی کامل تالاب هامون

طرح یک فوریتی “اعطای تابعیت به فرزندان مادر ایرانی” چهارم شهریور ماه امسال در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید.

رضا شیران خراسانی، نماینده مشهد و کلات و طراح این طرح همان زمان به خبرگزاری تسنیم گفته بود که جمعیت فرزندان حاصل از ازدواج بانوان ایرانی با مردان غیرایرانی بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد شده و با وجود سکونت این جمعیت در ایران، “حقوق و تکالیف آنها” تعریف نشده است.

No responses yet

Feb 14 2017

پشت پرده حصر اتفاقاتی دارد می افتد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین باستانی

ششمین سالگرد حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد در حالی فرا رسیده که در فضای رسانه ای ایران، گمانه زنی هایی در مورد آینده محصوران منتشر شده است.

طیفی از این گمانه زنی ها، در قالب انتشار اخبار رسمی و غیررسمی بوده است. به عنوان نمونه، خانواده آقای کروبی تایید کرده اند که علی مطهری نایب رئیس مجلس در حال رایزنی برای حل موضع حصر است و توانسته “مسئولان را برای دیداری با محصوران راضی کند”.

اما گذشته از خبرهای تایید شده، اظهاراتی هم در مورد دورنمای پایان حصر مطرح شده که در سطح افکار عمومی بازتاب گسترده داشته است. به عنوان نمونه محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید از امیدواری خود به پایان زندان خانگی رهبران معترضان به انتخابات ۱۳۸۸ خبر داده و غلامعلی جعفرزاده نایب رئیس فراکسیون اعتدال، حتی از امکان رفع حصر “بعد از انتخابات” سخن گفته است.

شاید این اظهارات خوش بینانه، متکی به اطلاعاتی پشت پرده باشند که هنوز رسانه ای نشده اند. اما این امکان هم وجود دارد که چنین اطلاعاتی وجود نداشته باشند و طرح آنها، ناشی از نزدیک شدن به زمان انتخابات باشد. انتخاباتی که در آستانه آن، دولت یازدهم و مدافعان آن در مورد تلاش های خود برای رفع حصر مورد پرسش افکار عمومی قرار خواهند گرفت.

بیشتر بخوانید: اگر حصر موسوی و کروبی تبعات جانی داشته باشد

دومین حکومت همسایه ایران در شرایطی ساقط شد که کشور، آماده برگزاری انتخابات مجلس هفتم می شد. آن هم در شرایطی که در هر دو بخش اصلاح طلب و محافظه کار حکومت، این تردید وجود داشت که شاید ایران، که از سوی دولت دولت جورج بوش عضوی از ‘محور شرارت’ لقب گرفته بود، سومین هدف حمله ایالات متحده در دوره بعد از ۱۱ سپتامبر باشد. در چنین فضایی، این تحلیل در میان طیفی از اصلاح طلبان شکل گرفت که آیت الله خامنه ای، برای بالابردن انسجام داخلی و بالابردن مشارکت انتخاباتی، به اقداماتی از قبیل کنار گذاشتن اصلاح طلبان از قوه مقننه تمایل نخواهد داشت. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، درست برعکس بود

از سوی دیگر، طیفی دیگر از گمانه زنی های اخیر، در پی طرح پیشنهاد “آشتی ملی” از سوی محمد خاتمی بوده که در آن، رفع حصر به عنوان یکی از پیش‌نیازهای افزایش انسجام داخلی در مقابل تهدیدهای دولت جدید ایالات متحده مورد تاکید قرار گرفته است. مدافعان ایده آشتی ملی بر این باورند که با توجه به افزایش تهدیدهای خارجی، آقای خامنه ای ممکن است برای مقابله با اقدامات احتمالی دولت آمریکا تمایل بیشتری به افزایش انسجام داخلی -و تعیین تکلیف موضعات اختلاف برانگیزی همچون حصر – داشته باشد.

این احتمال، البته به لحاظ منطقی منتفی نیست، با وجود این، بازخوانی تصمیم گیری های آیت الله خامنه ای در موقعیت های مشابه نشان می دهد که حتی در زمان اوج تهدیدهای خارجی نیز ممکن است راه حل های مدنظر او، گزینه هایی غیر از کاهش سخت گیری داخلی باشند.

یکی از تامل برانگیزترین نمونه های این رویکرد، نوع تصمیم گیری های رهبر در یکی از تهدیدآمیزترین شرایط امنیتی جمهوری اسلامی، یعنی برهه زمانی بعد از سرنگونی حکومت های طالبان و صدام حسین در شرق و غرب ایران بوده است.

دومین حکومت همسایه ایران در شرایطی ساقط شد که کشور، آماده برگزاری انتخابات مجلس هفتم می شد. آن هم در شرایطی که در هر دو بخش اصلاح طلب و محافظه کار حکومت، این تردید وجود داشت که شاید ایران، که از سوی دولت دولت جورج بوش عضوی از “محور شرارت” لقب گرفته بود، سومین هدف حمله ایالات متحده در دوره بعد از ۱۱ سپتامبر باشد.

در چنین فضایی، این تحلیل در میان طیفی از اصلاح طلبان شکل گرفت که آیت الله خامنه ای، برای بالابردن انسجام داخلی و بالابردن مشارکت انتخاباتی، به اقداماتی از قبیل کنار گذاشتن اصلاح طلبان از قوه مقننه تمایل نخواهد داشت.

اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، درست برعکس بود: شورای نگهبان، به ردصلاحیت بی سابقه نمایندگان وقت مجلس پرداخت و تحصن گسترده این نمایندگان و اعلام مخالفت شدید دولت اصلاحات نیز، نتوانست تاثیری در رویکرد این شورا ایجاد کند. در آن زمان، متعاقب رایزنی های گسترده دولت هشتم با رهبر بر سر موضوع انتخابات، آقای خامنه ای حاضر به انعطاف در موضع صلاحیت ها نشد و حتی در مقابل اصرار دولت به تعویق رای گیری تاکید کرد تا وقتی زنده باشد اجازه عقب افتادن انتخابات را نخواهد داد.

شاید با توجه به تجربیاتی از این دست باشد که روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران، اخیرا نوشته کسانی که به دنبال طرح “آشتی ملی” هستند می خواهند با وارد کردن فشار بر “راس نظام”، رفع حصر را پیش شرط “مشارکت حداکثری” در انتخابات معرفی کنند و نظام نباید در چنین شرایطی کوتاه بیاید.

بیشتر بخوانید: ‘طوفان توییتری’ در ششمین سالگرد حصر رهبران جنبش سبز

تجربه انتخابات مجلس هفتم، نمونه قابل تاملی است که نشان می دهد اولویت اصلی آیت الله خامنه ای در شرایط اوج گیری تهدیدهای خارجی، احتمال دارد نه افزایش همکاری داخلی، که مهار سختگیرانه تر نیروهایی باشد که نسبت به مواضع سیاسی آنها نگران است. بازخوانی مواضع آیت الله خامنه ای و منصوبان او در سال های اخیر، نشان می دهد که آنان محصوران و نفوذ اجتماعی آنها را بسیار جدی می گیرند و بر همین مبنا، نگران جنس موضع گیری های آنها در صورت خروج از حصر هستند

آیا الگوی رفتاری آیت الله خامنه ای در مقطع انتخابات مجلس هفتم، در مواقع دیگر و از جمله در ارتباط با محصوران نیز تکرار خواهد شد؟ نه لزوما. آقای خامنه ای نشان داده که در مقاطع مختلف، ممکن است بر مبنای ملاحظات جدید به شیوه هایی جدید رفتار کند. روش متفاوت برگزاری دو انتخابات ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲ در ایران، نمونه ای متاخر از ثابت نبودن الگوی رفتار سیاسی – امنیتی رهبر جمهوری اسلامی با توجه به مقتضیات زمان است.

در عین حال، تجربه انتخابات مجلس هفتم، نمونه قابل تاملی است که نشان می دهد اولویت اصلی آیت الله خامنه ای در شرایط اوج گیری تهدیدهای خارجی، احتمال دارد نه افزایش همکاری داخلی، که مهار سختگیرانه تر نیروهایی باشد که نسبت به مواضع سیاسی آنها نگران است.

بازخوانی مواضع آیت الله خامنه ای و منصوبان او در سال های اخیر، نشان می دهد که آنان محصوران و نفوذ اجتماعی آنها را بسیار جدی می گیرند و بر همین مبنا، نگران جنس موضع گیری های آنها در صورت خروج از حصر هستند.

تا زمانی که این نگرانی به نحوی مرتفع نشود، بعید است که به دلایل دیگر – مثلا فضای بین المللی – تحول معنی داری در وضعیت حصر رهبران معترضان به انتخابات ۱۳۸۸ ایجاد شود.

No responses yet

Feb 14 2017

انتقاد از حجاب گذاشتن وزرای زن سوئدی در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: بزخی از نمایندگان پارلمان سوئد از احزاب راست و چپ میانه نیز به حجاب وزرای زن سوئدی در ایران انتقاد کرده اند. آنها گفته اند وزرای زن نباید به قانون حجاب اجباری در ایران تمکین می کردند.
یک نهاد حقوق بشری در سوییس با صدور بیانیه ای از حجاب به سر کردن وزرای زن سوئدی در هیات همراه نخست وزیر سوئد در تهران، انتقاد کرده است.

به گزارش عصر ایران سازمان غیر دولتی ” دیده بان ملل متحد ” که خود را گروهی غیر انتفاعی در امر ترویج حقوق بشر می داند ومقر آن در شهر ژنو سوییس است، با صدور بیانیه ای به حجاب گذاشتن وزرای زن کابینه کشوری که خود را نخستین کابینه “فمنیست ” جهان معرفی کرده، اعتراض کرده است.

در این بیانیه تاکید شده نخستین کابینه فمنیست جهان با گذاشتن حجاب اجباری در تهران ، بر سر ارزش های بنیادی خود معامله کرده و نیز به حقوق بشر زنان ایرانی خیانت کرده است!

در این بیانیه با ظالمانه و ناعادلانه خواندن قانون حجاب اجباری در ایران، تمکین وزرای زن سوئدی به این قانون را مغایر با تعهد نخستین کابینه فمنیست جهان در ترویج حقوق زنان دانسته است.

“دیده بان ملل متحد” تمکین وزرای زن سوئدی به قانون حجاب اجباری را مغایر با ” سیاست خارجی فمنیستی ” و کسب برابری حقوقی بین زنان و مردان که هدف دولت سوئد اعلام شده، دانسته است.

همچنین در روزهای گذشته نمایندگان احزاب راست و چپ میانه در پارلمان سوئد به حجاب گذاشتن وزرای زن سوئدی در جریان سفر به ایران انتقاد کرده و این کار آنها را گردن نهادن به یک “آپارتاید جنسیتی” دانسته اند.

این نخستین بار نیست که حجاب میهمانان سیاسی خارجی در ایران سوژه و مایه انتقاد از آنها در داخل کشورهایشان می شود. پیشتر انتقادهای مشابهی از حجاب جولی بیشاپ وزیر امور خارجه استرالیا در جریان سفر سال گذشته او به ایران ، شده بود.

گفتنی است در هیات همراه نخست سوئد در سفر به ایران، هفت وزیر زن او را همراهی می کردند. حضور پرتعداد وزرای زن سوئدی در سفر به ایران حتی توجه رسانه ها و شبکه های اجتماعی در ایران را نیز به خود جلب کرده است.

No responses yet

Feb 13 2017

هشدار درباره تبدیل بحران خوزستان به یک تهدید ملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: دبیر هیئت دولت گفته است که وضعیت بحرانی خوزستان از غفلت مسئولان پرده برداشت. نمایندگان پیشین اهواز در مجلس خواستار برکناری وزیر نیرو شده‌اند.

بر اثر گرد و غبار شدید و رطوبتی که میزان آن نزدیک به ۱۰۰ درصد گزارش شده روز شنبه، ۲۳ بهمن ماه شماری از نیروگاه‌های استان خوزستان از مدار خارج شدند و آب و برق در اغلب شهرهای بزرگ این استان قطع شد.

جلیل مختار، نماینده آبادان و سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس می‌گوید که اوضاع بحرانی استان خوزستان از سویی ناشی از معضل ریزگردهاست، و از سوی دیگر به عدم بازسازی کارشناسانه‌ی بخش‌های تاسیساتی و زیرساختی شهرهای جنگ‌زده‌ی این استان مربوط می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، نماینده آبادان روز دوشنبه، ۲۵ بهمن ماه گفت: «دولت بایستی به دلیل بی‌حرمتی به مردم استان خوزستان از محضر آنان عذرخواهی کند و جهت بررسی و حل مشکلات و بحران اخیر با تشکیل جلسه هیئت دولت در استان خوزستان مشکلات و بحران را خاتمه دهد.»

عبدالله سامری، نماینده خرمشهر نیز با اشاره به سفر وزیر نیرو، حمید چیت‌چیان به خوزستان به خبرگزاری ایسنا گفته است: «اینکه وزیر به خوزستان بیاید و حضور بزند و برود، دردی از مردم خوزستان را دوا نمی‌کند. این آمدن به خوزستان باید نتیجه داشته باشد و مردم خوزستان نتیجه آن را ببینند.»
بیشتر بخوانید: با قطع آب و برق خوزستان به حالت نیمه تعطیل درآمد

عباس پاپی‌زاده، نماینده دزفول در مجلس، می‌گوید وضعیت آلودگی آب و هوا در استان خوزستان منجر به افزایش بیماری‌های پوستی و تنفسی شده به طوری که گاهی روزانه ۲۰ هزار نفر راهی بیمارستان‌هایی می‌شوند که توان و ظرفیت پذیرش آنها را ندارند.

تبدیل بحران به تهدید ملی

او با بیان این که دولت از دو سال پیش بودجه مقابله با ریزگردها را حذف کرده به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: «استان خوزستان سال‌هاست که درگیر پدیده ریزگردها بوده اما این معضل در حال تبدیل شدن به تهدید ملی است.»

یک کارشناس وزارت نیرو که نخواسته نامش فاش شود در گفت‌وگو با کانال تلگرامی “راهبرد” ابراز تاسف کرده که سوءمدیریت منابع آبی که ناشی از “بی‌تدبیری محض” در آمایش صنعتی و کشاورزی استان‌های همجوار است، منجر به آن شده که جلگه خوزستان، دومین استان حاصل‌خیز کشور، به تدریج به بیابان تبدیل شود.

تالاب‌های در حال مرگ

محمد کیانوش‌راد، عضو ارشد حزب اتحاد ملت و نماینده اهواز در مجلس ششم، در یک یادداشت تلگرامی حل معضل ریزگردها در خوزستان را نیازمند عزم ملی عنوان کرده و از رئیس جمهور حسن روحانی می‌خواهد همانگونه كه در هفته‌های آغاز دولت یازدهم با تشكیل كمیته‌ای ویژه، نجات دریاچه ارومیه را در دستور كار قرار داد، به وضعیت خوزستان نیز به طور ویژه رسیدگی کند.
Staubpartikel in Stadt Ahwaz (IRNA)

او با تاکید بر ضرورت احیای “تالاب‌های در حال مرگ” خوزستان، وضع این استان را اسفبار توصیف کرده و از نمایندگان مجلس می‌خواهد در صورتی که روحانی وزیر نیرو را برکنار نکند او را استیضاح کنند.

نماینده آبادان در مجلس نیز بدون نام بردن از چیت‌چیان خواستار برخورد با مسئولان “بی‌کفایت” شده است: «چرا رئیس جمهور مشکلات و مسائل خوزستان را در پدیده ریزگردها، معضل بی‌آبی، قطعی برق، مشکل فاضلاب و بیکاری و غیره را جدی نمی‌گیرد و به بی‌کفایتی برخی از مسئولان خاتمه نمی‌دهد؟»

محسن حاجی میرزایی، دبیر هیئت دولت، می‌گوید در نشست شامگاه دیروز دولت (یک‌شنبه ۲۴ بهمن) وضعیت بحرانی استان خوزستان و قطع آب و برق اغلب شهرهای استان بررسی شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس او گفته است: «امروز این حوادث پرده از غفلت‌ها بر می‌دارد و همه آن چیزهائی که بایستی از مسیر دوراندیشی سامان می‌یافت امروز از مسیر حادثه مورد توجه قرار می‌گیرد.»
بیشتر بخوانید: آلودگی هوای اهواز از توان سنجش دستگاه‌ها فراتر رفت

دبیر هیئت دولت با اشاره به سفر چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور به خوزستان ابراز امیدواری کرد که مهار کانون‌های داخلی تولید گردوغبار شتاب بیشتری بگیرد.

اسحاق جهانگیری در سفر ۱۸ بهمن ماه خود به ماهشهر دستور داد شورایی سه نفره متشکل از وزیر جهاد کشاورزی، ‌استاندار خوزستان و معاون سازمان برنامه و بودجه کشور بر اقدامات اجرایی برای مهار کانون‌های گردوغبار با اولویت اجرای عملیات در ۳۰ هزار هکتار “کانون فوق بحرانی و فوق خطر استان خوزستان” نظارت کند.

No responses yet

Feb 12 2017

ظریف: افشاگری ها دست ما را در مذاکرات بعدی بست / براي جلسه با رهبري درخواست نمي‌دهم / حتما با ایشان (سعید جلیلی) موافق نیستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: برجام,روابط بین‌المللی,سیاسی

عصرایران: من بیش از 20 سال است که با سردار سلیمانی ارتباط نزدیک دارم.

وزیر امور خارجه ایران بر این باور است که بخش عظیمی از جامعه ما جلیلی موافق نیست وگرنه به او رأی می‌دادند

به گزارش عصر ایران، ظریف وزیر خارجه دولت یازدهم در گفت و گو با انتخاب در مورد مسائل مختلفی اظهار نظر کرد. ظریف در این گفت و گو لحظه ای که خبر فوت آیت الله هاشمی را شنید، می گوید و آخرین گفتگویش با ایشان را روایت می کند.

وی در این گفتگو به سابقه ی آشنایی خود با حاج قاسم سلیمانی و نگاه غربی ها به او نیز می پردازد. او همچنین به ماجرای جنجالی انتشار سخنان کذب منتسب به خود در مجلس اشاره می کند و از نحوه ی مذاکره ی سعید جلیلی می گوید.

نحوه ی اطلاع مقام معظم رهبری از مذاکرات هسته ای، شایعه کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری، حضور در دولت بعدی روحانی، نگاه مردم ایران به روسیه و بسیاری مسائل دیگر، از جمله سئوالاتی است که ظریف به آن پاسخ می می دهد.

اهم این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

– من حتماً لیاقت محبت‌هایی که حضرت آقا نسبت به بنده در طول 27 یا 28 سال گذشته داشتند را ندارم، شاید اولین باری که من خدمت ایشان رسیدم زمانی بود که کارمند محلی در نیویورک بودم و البته به عنوان کارمند محلی مسئول نمایندگی بودم که از اتفاقات نادر تاریخ دیپلماسی هر کشوری است و ایشان به عنوان رئیس‌جمهور برای مجمع عمومی تشریف آورده بودند ؛ از آن زمان محبتی که آقا به من داشتند ، محبت ویژه‌ای بوده است که حتماً لایق آن نبودم

– من معمولاً یک عادت دارم که درخواست جلسه نمی‌کنم مگر اینکه بفرمایند کاری با من دارند که خدمت ایشان برسم اما یک سعادتی دارم که قبل از ملاقات‌های خارجی آقا، فرصتی می دهند و چند دقیقه‌ای خصوصی خدمت ایشان هستم. لذا این فرصت همیشه برای ما غنیمت بود و جلساتی که در خدمت ایشان هستیم کم‌وبیش وجود دارد، هر وقت هم که نیاز باشد ایشان بخواهند یا بنده درخواست کنم به محضر ایشان شرفیاب می‌شویم

-من مجبورم چندین بار در طول جلسه هیئت دولت از جلسه خارج شوم تا موبایلم را چک کنم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است. چون ایمیل ها و کانال‌های خبری و تماس‌هایی که ممکن است با من گرفته شود و یا پیام‌هایی که گذاشته شده باشد، در تلفن همراه من است. فکر می‌کنم بعد از نماز بود ، بعد از ساعت پنج و نیم، حدود یک ربع به شش ، اول آمدند و آقای دکتر هاشمی را بردند و ایشان چیزی نگفتند و رفتند ؛ من می‌دانستم آقای هاشمی برای چه رفتند ، اتفاقی نبود که بابت آن تعجب می‌کنیم و برای همه ما و آقای هاشمی این اتفاق می‌افتد که کاری پیش بیاید و برویم . من از جلسه بیرون رفتم که خبرها را چک کنم ، یک خبر را دیدم که نوشته بود آقای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر مشکل قلبی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شدند ؛ خود بیمارستان شهدای تجریش جای سوال داشت.ایشان باید به سایر بیمارستان‌ها مراجعه می‌کردند که بخش‌های ویژه دارد و مشخص بود که یک حالت اضطراری وجود داشته است؛ من فوراً داخل آمدم و به آقای واعظی که دوست قدیمی و همکار من بودند گفتم : اتفاقی برای آقای هاشمی افتاده است، ببینید چه خبر است. آقای واعظی بیرون آمدند و برگشتند و گفتن که ظاهراً ایشان مدتی است که حالشان خوب نیست ؛ همان وقت با آقای دکتر هاشمی صحبت کردند و ایشان گفتند که دکترها در تلاش هستند که ایشان را احیا کنند ولی جواب نمی‌دهد و نمی‌شود. آقای دکتر روحانی فکر می‌کنم بعد از نماز تعهد قبلی داشتند و در دولت نماندند و بعد که ایشان متوجه شده بودند که حال آقای هاشمی خوب نیست، به بیمارستان رفته بودند. آقای جهانگیری در ساعت 7:15 که حدوداً 45 قبل از وقت معمول تعطیلی جلسه دولت است، خیلی با حالت آشفته جلسه را تعطیل کرد و گفتند: خبر خیلی بدی دارد اتفاق می‌افتد، دعا کنید که این اتفاق نیفتد. ما می‌دانستیم اما بعضی از همکاران در دولت که بیشتر درگیر بحثی که در جلسه هیئت دولت بودند بیرون نرفته بودند و خبرها را چک نکرده بودند خبر نداشتند . به یاد دارم سوار ماشین که شدم تا حدود ساعت هفت و نیم سوره حمد می‌خواندم که خداوند شفای ایشان را دهد . متأسفانه حدود ساعت هفت و نیم بود که خبردار شدیم این اتفاق افتاده است

-در هنگام دفن به داخل ضریح نرفتم. ما خدمت حاج سیدحسن آقای خمینی بودیم ، آقای جهانگیری، بنده و چندی از دوستان بودند ؛ ایشان تصمیم گرفتند که همان جا در زیر پاویون بایستند، زمانی که دفن صورت گرفته بود به احترام ایشان ایستادیم و بعضی از دوستان از پشت، داخل ضریح رفتند ولی ما چون در خدمت ایشان بودیم همان جا ایستادیم و از دور ناظر بودیم

-بزرگ‌ترین استوانه انقلاب یار امام و یار رهبری از دست ما رفت .من افتخار خدمت در محضر حضرت آیت‌الله هاشمی را از زمانی که معاون نمایندگی نیویورک بودم در اواخر دهه 60 و ابتدای دهه 70 داشتم ؛ مخصوصاً در بحث‌های مربوط به اجرای بند 6 قطعنامه 598 تعیین متجاوز و بحث‌های جانبی دیگر ارتباطات مستقیم ، نفر به نفر خدمت ایشان داشتم . بعد از آن در دورانی معاون وزیر خارجه بودم آقای هاشمی همیشه نسبت به من محبت داشتند ، در زمانی که مذاکرات هسته‌ای بود آقای هاشمی از بزرگ‌ترین حامیان ما بودند .

— به هر حال کار جدیدی در این دوره شکل گرفته که ما خیلی به آن عادت نداشتیم ، عادت ما این بود که صرفاً مقاومت کنیم و این مقاومت را به شکل خیلی بارزی نشان دهیم ، عادت نکردیم که مذاکره نوعی از مقاومت است و در خود مذاکره شما ناگزیر از مقاومت هستید . من به شما عرض می‌کنم که اجرای برجام شاید از خود مذاکره بیشتر از ما وقت گرفته، به خاطر اینکه آن هم مقاومت است و هر طرفی در اجرا تلاش می‌کند حداقل مورد نیاز را ارائه دهد . ما هیچ وقت دنبال بمب هسته‌ای نبودیم لذا آمریکایی‌ها می‌توانند ادعا کنند که به آنچه که می‌خواستند رسیدند اما واقعیت امر این است که آنها می‌خواستند ایران یک سانتریفیوژ هم نداشته باشد . می‌خواستند یک برنامه تحقیق و توسعه نداشته باشیم و تا روزهای آخر مذاکرات اصرار می‌کردند ایران می‌تواند فقط کار تحقیق و توسعه روی IR1 انجام دهد که ما گفتیم IR1 از رده خارج شده و ما نه‌تنها کار تحقیق و توسعه روی آن نداریم ، کار ساختن آن را هم نداریم و برای ما فایده‌ای ندارد. اگر ما بخواهیم IR1 مورد نیاز بوشهر را تأمین کنیم چهار ساختمان مثل نطنز باید بسازیم و آنها را پر IR1 کنیم تا بتوانیم 190000 سو بگیریم، چون کل ساختمان نطنز می‌توانست پنج یا 4000 سو IR1 به ما بدهد . لذا ما اصرار داشتیم روی تحقیق و توسعه پیشرفت کنیم و آنها اصرار داشتند که روی IR1 کار کنیم. چند روز پیش IR8 را تزریق کردیم که بهترین سانتریفیوژ بود که داشتیم، لذا آنها هم در طول مذاکره ناگزیر شدند چیزهایی که نمی‌خواستند را بپذیرند و هم در طول اجرا. لذا ما یک تلاش دشوار در این مدت داشتیم. برخی دوستان در داخل مقاومت را در تعامل نکردن می‌دانستند نه تعامل و این نگرانی‌هایی برای بعضی‌ها ایجاد می‌کرد که بنده می‌خواهم خوش‌بینانه نگاه کنم . البته انسان باید به برادر مسلمان خود همیشه با دید حسن‌نیت نگاه کند ، لذا یک نگرانی‌هایی ایجاد شد و ملاحظات سیاسی داخلی وجود داشت، برای همین بحث برجام به موضوع داغ جامعه تبدیل شد؛ و این هیچ وقت خوب نیست که موضوع سیاست خارجی به بحث داغ جامعه تبدیل شود ولی متأسفانه این اتفاق افتاد و آنچه که من نگران هستم تخریب خودم و همکارانم نیست. البته نمی‌توانم از طرف همکارانم صحبت کنم اما اطمینان دارم که همکارانم این آمادگی را به پیروی از آن درسی که همه ما از آقای هاشمی رفسنجانی گرفتیم دارند که ما باید هزینه نظام شویم نه نظام هزینه ما . ما باید هزینه رهبری شویم نه رهبری هزینه ما . این اعتقاد را همیشه ما داشتیم لذا خیلی سخت نبود ، آن چیزی که برای ما سخت بود این بود که این تخریب‌ها روی مذاکره تأثیر می‌گذاشت . بعضی وقت‌ها، برخی صحبت‌ها که در داخل می‌شد ، دوستان می‌گفتند که خوب است و نشان می‌دهد که خارجی‌ها می‌بینند که در داخل اختلاف نظر هست و دیدگاه‌های متفاوتی است که واقعاً هم است اما بعضی وقت‌ها خارجی ها پیام‌های غلطی می‌گرفتند ؛ چون دوستان ما در تخریب از یک محدوده فراتر می‌رفتند و طوری وانمود می‌کردند که تیم مذاکره‌کننده تیمی است که اصلاً تعلقی به مقاومت ندارد ، تعلقی به خواسته‌های ملت ندارد و این‌گونه به دروغ و به اشتباه گروهی را به مذاکره‌کننده خارجی معرفی می کردند که حتماً به منافع ضرر می زد. البته من یقین دارم که برخورد ما در طول مذاکرات این توهم را از آنها دور کرده بود اما بالاخره تحت تأثیر قرار گرفتند . یا مثلاً اقدامی که در مرحله آخر برای افشا کردن بحث‌های سری و محرمانه ما در جلسه خصوصی اعضای کمیسیون اتفاق افتاد، دست همکاران من را در مذاکرات بعدی خیلی پایین آورد. بالاخره یک سری حرف‌ها از قول من منتشر کرده بودند که درست خلاف حرفی بود که قرار بود همکاران من در مذاکرات مطرح کنند و این فضاسازی‌ها از این جهت برای ما سنگین بود وگرنه بالاخره وقتی شما کار را انجام می‌دهید باید توقع داشته باشید که گروهی با آن مخالفت کنند ؛ مخصوصاً اگر این کار کمتر سابقه داشته باشد.

-یک قصه معروف داریم که دزدی سر یک کیسه رفت و دید بسم‌الله بر روی آن نوشته شده و در ادامه نوشته که خداوندا من مالم را به تو سپردم. دزد پول را در همان جا گذاشته و گفت: من دزد اموال هستم و دزد عقیده نیستم. من نمی‌دانم بعضی از دوستان ما چطور حاضر می‌شوند با اعتقادات مردم بازی کنند و بعد ادعای انقلابی گری و طرف‌داری از ارزش‌ها را داشته باشند . امیدوارم واقعاً آن طرف خیال می‌کرده که برای اتفاقی که او فکر می‌کرد ناراحت شدم.

ظریف: با قطعیت می گویم، هیچگاه کاندیدای ریاست جمهوری نمی شوم/ ‎اتفاق اخير کمیسیون امنیت ملی دست ما را در مذاکرات بعدی بست / براي جلسه با رهبري درخواست نمي‌دهم

-من با اینکه به زبان عربی و فرانسه نمی‌توانم صحبت کنم ، اما بعضی وقت‌ها ایراد ترجمه را می‌گیرم ، چه برسد به زبان انگلیسی که این توان را دارم و امکان پذیر نیست که چنین کاری صورت بگیرد . دوستان ما باید به زبان به عنوان یک ابزار نگاه کنند نه به عنوان یک چیزی که هویت یک فرد را در این ماجرا معامله کند. حتماً این‌طور نیست ، در تمام مذاکرات هسته‌ای تصوراتی می‌شود ؛ مثلاً دو یا سه دقیقه در برابر دوربین بعضی از همکاران خارجی من به زبان محلی صحبت می‌کنند، برخی هم فکر می‌کنند در مذاکره هم همین طور است . در تمام مذاکرات هسته‌ای ، هم وزیر خارجه روسیه وهم وزیر خارجه فرانسه به انگلیسی مذاکره می‌کردند و کسی به غیر از زبان انگلیسی صحبت نمی‌کرد مگر اینکه زبان انگلیسی بلد نباشند. یعنی اگر کسی نمی‌توانست انگلیسی صحبت کند، به زبان انگلیسی صحبت نمی‌کرد ، این هم از آن نشانه های غلط است که به خارج می‌فرستند که تصور شود صحبت کردن به انگلیسی که ابزار ارتباط است، منافع ملی را به خطر می‌اندازد و ضدارزش است. اگر طرف مذاکره شما احساس کند که شما برای هر حرکت، ناگزیری که با یک هجمه وسیعی روبرو باشید حتماً با شما برخورد مناسب نمی‌کند

-اتفاق عجیبی نیست که ما بگوییم اشتباه کردیم . ما هر روز اشتباهات متعددی می‌کنیم ولی آن‌جور که اقای کریمی قدوسی فرموده بودند من نگفتم؛ من نه در مذاکرات برجام و نه در مورد موارد دیگر ، بلکه در مورد یک اظهارنظر عمومی، گفتم این اظهار نظر من درست نبوده و اشتباه بود. مثل اینکه دوستان ما از شنیدن کلمه اشتباه خیلی مشعوف شده بودند ، من هنوز اعتقاد دارم حرف‌هایی که در کمیسیون زدم حرف‌های محرمانه است .نه اینکه از مردم محرمانه باشد، این را بعضی‌ها با مقداری فضاسازی در تلاشند که افکار عمومی را دراین باره تحریک کنند . همه دولت‌ها در برابر طرف‌های مقابل حرف محرمانه دارند ، برای همین در وزارت خارجه اسناد محرمانه وجود دارد و یک ساز و کار عظیم به صورت محرمانه وجود دارد. برای چه محرمانه است ؟ از مردم محرمانه نیست، از طرف مقابل محرمانه است. یعنی طرف مقابل نباید استراتژی شما را بداند.

– مثلاً اقدامی که در مرحله آخر برای افشا کردن بحث‌های سری و محرمانه ما در جلسه خصوصی اعضای کمیسیون اتفاق افتاد، دست همکاران من را در مذاکرات بعدی خیلی پایین آورد. بالاخره یک سری حرف‌ها از قول من منتشر کرده بودند که درست خلاف حرفی بود که قرار بود همکاران من در مذاکرات مطرح کنند و این فضاسازی‌ها از این جهت برای ما سنگین بود وگرنه بالاخره وقتی شما کار را انجام می‌دهید باید توقع داشته باشید که گروهی با آن مخالفت کنند ؛ مخصوصاً اگر این کار کمتر سابقه داشته باشد

-دوستان با این روش خودشان را بی‌اعتبار می‌کنند اول باید متن را بخوانند، حالا که متأسفانه برادر ما متن را منتشر کرد ، بروند و متن را بخوانند و ببینن متن چیست

-واکنش به سخنان جلیلی: من امیدوارم از سر دلسوزی باشد ولی حتماً با ایشان موافق نیستم و سیاست‌هایی هم که ایشان دنبال کردند نه تنها من موافق نیستم بلکه یک بخش عظیمی از جامعه ما موافق نیست وگرنه به او رأی می‌دادند

-موضوعات مهمی که در مذاکرات جریان داشت به محضر مقام معظم رهبری گزارش می‌شد ، اینکه ایشان در مورد جزئیات اظهارنظر می‌کردند درست نیست. ایشان در مورد جزییات اظهار نظر نمی‌کردند اما خطوط کلی را مشخص می‌کردند ، با این حال، ما جزئیات را هم به ایشان گزارش می‌دادیم ؛ اما شأن رهبری ورود به آن جزئیات نبود و ایشان خطوط کلی مشخص می‌کردند. وقتی ما خدمت ایشان می‌رفتیم ، به صورت مکتوب و شفاهی گزارش تقدیم می‌کردیم. مثلا در مورد موضوعات مذاکرات صحبت می‌کردیم که مثلاً با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا چه کار کنیم ، با تحریم‌های داخلی آمریکا چه کار کنیم ، نقش کنگره را چه کار کنیم. ما کلیات را خدمت ایشان عرض می کردیم و پیشنهاد خودمان را خدمت ایشان مطرح می‌کردیم و ایشان هر وقت مصلحت می دیدند رهنمود می‌دادند و مشخص می‌کردند که چه حوزه‌ای را باید دنبال کنیم اما اینکه ایشان وارد جزییات شوند معمولاً منش ایشان و خط مشی ایشان این نبود که وارد جزئیات شوند اما ما کل ماوقع مذاکره را با ریز جزئیات و متون به محضر مبارک ایشان تقدیم کردیم و وظیفه خودمان را در این حوزه انجام می‌دادیم

— آقای ترامپ نگاه می‌کند و می‌گوید که ایران نباید یک سانتریفیوژ داشته باشد و الان این تعداد سانتریفیوژ دارد . می‌گوید که حتی تا روز آخر سیاست ما این بود که راکتور آب سنگین در ایران نباشد ولی الان این کشور راکتور آب سنگین دارد. سیاست شان این بود که پالایشگاه آب سنگین اراک را ببندند، اما الان پالایشگاه آب سنگین ایران یکی از بزرگ‌ترین تولیدات در دنیا است . سیاست شان این بود که ایران از نظر تحقیق و توسعه به IR1 محدود باشد اما الان IR8 که بهترین سانتریفیوژ است که اخیراً تست گاز شده، را داریم. تا روزهای آخر مذاکره طرف مقابل اصرار می‌کرد ما نمی‌گذاریم IR1 بیشتر داشته باشید و تحقیق و توسعه کنید. متون آن موجود است و حرف هایی که رد و بدل شده نیز وجود دارد. آقای ترامپ می‌گوید که چرا ایرانی‌ها این‌ها را به دست آوردند؟ متوجه نیست که وقتی آدم‌ها وارد مذاکره می‌شوند نمی‌توانند همه چیزی را که می‌خواهند به دست آورند. آمریکایی‌ها خیال می‌کردند که ایران دنبال سلاح هسته‌ای است و ما می‌دانستیم که دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم. حالا می توانند مطمئن شوند که ایران دنبال سلاح هسته‌ای نیست، از طرفی دیگر دوستان ما ممکن است خواست‌های سنگینی داشته باشند و دوست داشتند همه تحریم‌ها برداشته شود . اگر به مذاکره می‌آمدند متوجه می‌شدند که ما قرار بود راجع به مسائل هسته‌ای صحبت کنیم و قرار نبود راجع به حقوق بشر صحبت کنیم. این درحالی است که آنها آمادگی این کار را داشتند و اماده بودند که راجع به موشک صحبت کنند. اگر ما حاضر می‌شدیم که راجع به موشک صحبت کنیم، بحث تحریم‌های موشکی روی میز می‌آمد . ولی ما حاضر نیستیم راجع به بحث موشکی صحبت کنیم و به آنها می گوییم که به شما ربطی ندارد. برنامه دفاعی ما به شما هیچ ربطی ندارد و تحریم موشکی روی میز نمی‌آید

-ما به دلیل مواضع صحیح خودمان حاضر نیستیم راجع به آن موضوعات صحبت کنیم. خطوط قرمزی که نظام برای ما تعیین کرده، مشخص است ،کسی که در مذاکره نبوده همان‌طور که آقای ترامپ در مذاکره نبود نمی‌داند که ما راجع به چه چیزی صحبت کردیم یا جزئیات آن را متوجه نیست و نمی داند چرا این‌قدر طرف امریکایی کوتاه آمده است. اینها متوجه نیستند که آمریکا نتوانست با تحریم ایران را وادار کند که مسیرش را کنار بگذارد ، لذا از روی ناچاری به میدان آمدند. دولت قبلی آمریکا هیچ امتیازی را از روی رغبت به ما نداد و تک تک امتیازاتی که در زمان مذاکره و در زمان اجرا که مهم‌تر از مذاکره بود، گرفتیم با تلاش و کوشش بود. بدعهدی آمریکا، ایرادی است که به ما می‌گرفتند، ولی این نقطه افتخار تیم مذاکره‌کننده است که علیرغم همه این بدبختی‌ها توانسته‌ علی رغم این میزان فشار، با دیپلماسی موفقیت کسب کند و از طرف مقابل امتیاز بگیرد . بدعهدی آمریکا یک صفحه ننگین برای آمریکا است ، ولی یک صفحه زرین برای کشور و مذاکره‌کنندگان و در رأس همه اینها مقام معظم رهبری است که این مسئله را هدایت کرده اند. دوستان ما در اینجا نگاه می‌کنند و می‌گویند که ما توقعات بیشتری از شما داشتیم و دوست داشتیم که همه تحریم‌ها برداشته شود . از طرفی دیگر، آن طرف توقعاتی برای خودشان دارند، به همین دلیل است که همیشه عادت به تحمیل داشته اند و در بحث برجام نتوانستند به ما چیزی تحمیل کنند. این طرف عادت به ایستادگی در همه مواضع داشت و در اینجا احساس می‌کند که همه مواضع به خاطر اینکه خود وارد مذاکره نشده‌اند حاصل نشده است و ایراد می‌گیرد . در صورتی که شما اگر پشت میز مذاکره قرار می گرفتید، متوجه می‌شدید جمهوری اسلامی با عزت و با قدرت مذاکره کرده است. دو سال و نیم این مذاکرات طول کشید ، خب همین‌طور بی‌دلیل مذاکره طول نمی‌کشد. این بدین خاطر بود که ما در ما برابر خواسته‌های آنها مقاومت کردیم و آنها هم در برابر خواسته‌های ما مقاومت داشتند. اما توانستیم در نهایت به یک نقطه تعادل برسیم.

-من بیش از 20 سال است که با سردار سلیمانی ارتباط نزدیک دارم . در مذاکرات مختلف ، وقتی که در مورد عراق ، افغانستان، مذاکره می‌شد و من مسئول هیئت ایرانی بودم . البته ما کمک‌کننده به این مذاکرات بودیم و مذاکره‌کنندگان اصلی خود افغان‌ها بودند. در مذاکراتی که در مورد عراق بود ، قبل و بعد از حمله آمریکا ارتباط بسیار خوب و کاری با سردار سلیمانی داشتم و ایشان را یک شخصیت بسیار فهیم و دلیر می‌دانم که امکان مفاهمه برای بنده با ایشان کاملاً وجود دارد و معتقد هستم که ما همه کارگزاران یک نظام هستیم و نیاز است که همه ما با هم متحد باشیم. بنده و همه دوستان من‌جمله سردار سلیمانی ممکن است تفاوت دیدگاه داشته باشیم اما ما توانسته‌ایم یک رابطه کاری مناسبی را دنبال کنیم و در بحث سوریه و آتش‌بس حلب ارتباط خیلی خوبی داشته باشیم و توانستیم مقداری به مردم محروم و مظلوم فوعه و کفریا که تحت محاصره بودند کمک کنیم. در مذاکرات سه‌جانبه نیز همکاری خیلی خوبی داشتیم و در سایر مذاکرات همکاری خوبی داشتیم و توانستیم منافع کشور را جلو ببریم

— این را با قطعیت می‌توانم بگویم که من هیچ گاه کاندید ریاست جمهوری نخواهم بود چون این توان را در خود نمی بینم

No responses yet

Feb 12 2017

پرونده عجیب احمدرضا جلالی؛ دادگاه نرفته ولی گفته اند حکمش اعدام است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سه روز مانده به بازگشت همسرش به خانه، کابوس شروع می شود. او در سوئد منتظر بود همسرش از راه برسد، برایش از تحقیقات و سفرش به ایران و دیدار خانواده‌ها تعریف کند و حسرت بخورد که چرا نتوانسته است مثل همیشه همراه او باشد اما ناگهان حسرت دیگری شروع می شود. «ویدا مهران نیا»، همسر «احمدرضا جلالی» آن روزها را این طور روایت می‌کند: «10 ماه پیش بود که احمدرضا به ایران رفت. هر شش، هفت ماه یک بار برای برگزاری دوره‌های کوتاه مدت به دعوت مراکز دانشگاهی و… می رفت و اغلب من هم او را همراهی می‌کردم اما این بار نتوانستم.»

احمدرضا جلالی، متخصص پزشکی بحران است. در دانشگاهی در بروکسل تدریس می‌کند و برای دانشگاه «پیر منتو» ایتالیا و دانشگاهی در سوئد کارهای پژوهشی انجام می‌دهد. پروژه او در دانشگاه پیر منتو، درباره بهبود عملکرد مراکز درمانی در سوانح طبیعی مثل زلزله و سیل و… در کشورهای توسعه نیافته است. او در آخرین سفرش به ایران، پنجم اردیبهشت ماه سال گذشته، درست سه روز پیش از بازگشت به سوئد ناپدید می‌شود. یک هفته بعد با خانواده‌اش تماس می‌گیرد و به آن‌ها اطلاع می‌دهد بازداشت شده است: «در حین رانندگی و در خیابان بازداشت می‌شود. بعد سوییچ ماشین را تحویل خانواده‌اش داده بودند.»

خانواده احمدرضا ابتدا از اطلاع رسانی خودداری می‌کنند: «به خانواده‌اش گفته بودند اگر موضوع را رسانه‌ای کنید، به ضرر احمدرضا است. ما هم می‌ترسیدیم. از آن طرف، به خاطر کارهای دانشگاهی‌ خود، با دانشگاه‌های زیادی در تماس بود و مرتب مکاتبه داشت اما در این مدت نمی‌توانست به ایمیل‌ها جواب بدهد. آن ها با من تماس و سراغش را می‌گرفتند. تنها راهی که به ذهنم رسید، این بود که دروغ بگویم و بگویم احمدرضا در ایران تصاف شدیدی کرده است و در کما به سر می‌برد.»

اما یک ماه پیش تصمیم می‌گیرد موضوع دستگیری همسرش را رسانه‌ای ‌کند اگرچه هنوز ماجرا را از پسر پنج ساله‌اش پنهان کرده است: «یک دختر 14 ساله داریم که موضوع را می‌داند اما پسر پنج ساله‌ام نمی‌داند چه شده و فقط به خاطر دلتنگی برای پدرش بی تابی می‌کند.»

احمدرضا جلالی هفت ماه را در بند 209 زندان «اوین» گذرانده و از این مدت، سه ماه را در سلول انفرادی بوده است: «بعد از هفت ماه که به بند هفت منتقل شد، مرتب تماس می‌گرفت و صحبت می‌کرد. گفته بودند پرونده‌ات مشکلی ندارد، می‌فرستیم دادگاه و حل می‌شود اما روز ششم دی ماه تماس گرفت و گفت بازپرس پرونده گفته به اشد مجازات متهم شده‌ای و قرار است تو را به زندان کرج بفرستیم تا با اعدامی‌های آن جا بروی بالای دار.»

این اولین بار نبوده که احمدرضا جلالی به اعدام تهدید شده است: «بازجوها و بازپرس ها مدام این تهدید را می‌کردند اما آن روز بازپرس پرونده روی این موضوع چند بار تاکید کرده بود. در حالی که احمدرضا فقط کار علمی انجام می‌دهد. او و همکارانش روی پروژه‌ای درباره برخورد با حوادث غیرمترقبه در سطح دانشگاه‌های اروپا کار می‌کردند اما به او اتهام “همکاری با دول متخاصم” زده‌اند.»

احمدرضا از همان روز، یعنی ششم دی ماه اعتصاب غذایش را آغاز کرده است: «هنوز هم در اعتصاب غذا است اما در طول اعتصاب هم چند باری به او سر زده‌ و گفته‌اند حکم تو همان اعدام است و تغییر نمی‌کند.»

روز دوازدهم بهمن او را به شعبه 15 دادگاه انقلاب برده‌اند: «به خانواده‌اش گفته است که او را پیش قاضی “صلواتی” برده‌اند. قاضی صلواتی کیفرخواستش را خوانده و گفته حکم تو اعدام است و همین کیفر خواست هم در دادگاه خوانده می‌شود.»

در حال حاضر توصیه نامه‌های زیادی از سازمان‌های حقوق بشری مثل «سازمان عفو بین الملل» و دانشگاه‌های مختلف برای حمایت از احمدرضا منتشر شده است؛ از دانشگاه بروکسل تا دانشگاه های سوئد و ایتالیا از او حمایت کرده‌اند. همکاران او نیز در نامه‌ای به «فدریکوموگرینی»، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواسته‌اند در تماس با مقامات جمهوری اسلامی، خواستار آزادی این پزشک و پژوهش گر ایرانی شود. گفته می‌شود در پروژه‌ای که جلالی درباره مدیریت بحران مراکز درمانی کار می‌کرده، یک همکار اسراییلی داشته و ممکن است این موضوع یکی از دلایل اتهام همکاری او با دولت متخاصم باشد اما ویدا مهران نیا می‌گوید: «من خبر ندارم؛ یعنی احمدرضا هیچ‌وقت حتی به ما نگفته بود که همکار اسراییلی دارد. ما هیچ چیز از پرونده او نمی‌دانیم؛ مثلا ما می‌خواهیم بدانیم چرا به او گفته‌‌اند اعدام می‌شوی؟ چرا کیفرخواست و حکم را قبل از برگزاری دادگاه برای احمدرضا خوانده‌اند؟»

آن‌ها نتونسته‌اند جواب سوال هایشان را بگیرند. «محمود علیزاده طباطبایی» را به عنوان وکیل انتخاب کرده‌اند اما همسرش می‌گوید: «روی پرونده‌اش عدم دسترسی زده‌اند و وکیل‌ هم نتوانسته است پرونده را بخواند. او اجازه صحبت کردن با من را هم ندارد.»

علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» تایید می‌کند هنوز نتوانسته وکالتش را روی پرونده احمدرضا بگذارد: «خانواده احمدرضا به من مراجعه کردند و ما به دادسرا رفتیم اما دادگاه وکالت من را نپذیرفت.»

او این اتفاق را در گرفتن وکالت پرونده های «محمدباقر نمازی» و«سیامک نمازی»، پدر و پسر ایرانی – امریکایی که به اتهام «همکاری با دولت متخاصم امریکا»، هر کدام به 10 سال زندان محکوم شده اند هم تجربه کرده بود: «می‌گویند طبق تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری، در مرحله بازپرسی فقط وکلایی را می پذیریم که مورد تایید رییس قوه قضاییه باشند و من جزو آن وکلا نبودم. در نتیجه، وکالت من را در تحقیقات مقدماتی نپذیرفتند.»

قوه قضاییه هنوز لیست وکلای مورد تاییدش را ارایه نکرده است: «اغلب وکلایی که من می‌شناسم، وقتی مراجعه می‌کنند، می‌گویند شما در لیست نیستید. معدود وکلایی را در مرحله دادسرا و بازپرسی می‌پذیرند و وقتی پرونده را هم به دادگاه می‌فرستند، می‌گویند همان وکیلی که در دادسرا بوده، می‌تواند وکالت کند و معمولا وکیل دیگری نمی‌پذیرند.»

علیزاده طباطبایی معتقد است قوه قضاییه بالاخره باید این تبصره را ابطال کند چون خودش را دچار مشکل کرده است.
او در مورد صدور حکم اعدام برای احمدرضا جلالی از سوی قاضی صلواتی می گوید: «خانواده ایشان به من مراجعه کرده اند و من به آن‌ها مشورت می دهم اما هیچ کس در جریان پرونده نیست. تحقیقات مقدماتی تازه تمام شده است و پرونده را فرستاده اند دادگاه اما کسی پرونده را کامل نخوانده است که در جریان باشد. چیزهایی هم که گفته می‌شود، حتما خودش در صحبت تلفنی با خانواده‌اش گفته است و من در جریان نیستم.»

No responses yet

Feb 12 2017

صفایی فراهانی: مشکل اصلی ما قانون‌گریزی مسئولان است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دویچه‌وله: یک چهره سرشناس اصلاح‌طلب، قانون‌گریزی مسئولان را از معضلات ساختاری جمهوری اسلامی توصیف کرد. او می‌گوید در ۳۸ سال گذشته به حقوق مردم توجه نشده است.

محسن صفایی فراهانی، رئیس ستاد اجرایی جبهه مشارکت، معاون وزیر اقتصاد و مشاور وزیر نیرو در دولت محمد خاتمی و رئیس فدراسیون فوتبال ایران در سال‌های ۷۶ تا ۸۱ بوده است.

او که یکی از کارشناسان حوزه اقتصاد سیاسی و مسائل توسعه محسوب می‌شود پس از انتخابات جنجال‌برانگیز سال ۸۸ مانند بسیاری دیگر از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان بازداشت و محاکمه شد.

صفایی فراهانی در گفت‌وگوی مفصلی با خبرگزاری ایلنا که بخش نخست آن شنبه، ۲۳ بهمن انتشار یافت به بررسی جنبه‌های مهمی از معضلات ساختاری و مدیریتی جمهوری اسلامی پرداخته است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است، از حدود یک قرن پیش که تحول ساختارهای سیاسی در ایران آغاز شده، همه تغییرات در سطح و ظاهر بوده و تا به امروز به تدبیرهایی که “تغییرات بنیادی در جامعه را پایه‌گذاری کند، عنایتی نشده” است.

او با کنایه به مسئولانی که همواره از ضرورت قانون‌گرایی سخن می‌گویند گفت: «کشوری که ۱۰۰ سال است نظام پارلمانی دارد هنوز به دنبال ایجاد حکومت قانون است.»

بیشتر بخوانید: توکلی: ما به مرحله فساد سیستماتیک رسیده‌ایم

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به ایلنا گفته است: «اولین مشکل ما، قانون‌گریزی مسئولین کشور است. از مدیران بالایی تا پایینی با قانون غریبه هستند. رئیس جمهور قبلی به نمایندگان مجلس گفت قوانین را آسان‌تر وضع کنید تا ما اجرا کنیم، سخت باشد نمی‌توانیم اجرا کنیم. رئیس دولت که باید بشارت اجرای قانون را به مردم بدهد چنین رفتاری در مقابل قانون داشت.»

مسئولان دولت یازدهم در فرصت‌ها و مناسبت‌های گوناگون فهرست بلندبالایی از موارد نقض قانون و بی‌توجهی دولت محمود احمدی‌نژاد به احکام برنامه‌های کلان توسعه و مصوبات مجلس ارائه کرده‌اند. احمدی‌نژاد نیز بارها به دولت‌های پیش از خود اتهام‌های مشابهی وارد کرده بود.

۳۷ سال بی‌توجهی به حقوق مردم

چنانکه صفایی فراهانی می‌گوید بی‌توجهی به قانون و حتی نادیده گرفتن قانون اساسی معضلی فرادولتی و فراجناحی است: «توسعه یعنی ساختار اصولی و منطقی برای زندگی در یک محیط مطلوب و این در جوامع توسعه یافته با قانون، قانون‌گرایی و اینکه قانون برای زندگی انسان‌ها است، حاصل شده است. بر همین اساس امروز می‌بینیم بخش مغفول قانون اساسی، فصلی است که مربوط به حقوق مردم است یعنی ۳۸ سال است به آن توجه نشده است.»

تدوین منشور حقوق شهروندی برای احیای بخش مغفول مانده قانون اساسی، یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی در سال ۹۲ بود که در ماه‌های پایانی دولت یازدهم انجام شده است.

بیشتر بخوانید: منشور حقوق شهروندی، یا برنامه انتخاباتی حسن روحانی

یکی از انتقادهایی که به این منشور وارد می‌شود فقدان ضمانت اجرایی آن است. رعایت حقوق شهروندان در بسیاری از موارد مستلزم اقدام نهادهایی مانند قوه قضائیه است که فعالیت‌های آنها “مستقل” از دولت انجام می‌شود.

یکی دیگر از شعارهایی که در همه دولت‌ها در جمهوری اسلامی تکرار شده مبارزه با فساد و هدایت کشور در مسیر توسعه‌یافتگی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند تکرار شعار مبارزه با فساد طی دهه‌های متوالی بهترین گواه ریشه‌دار بودن آن است.

صفایی فراهانی در پاسخ به این پرسش که آیا در ایران کنونی اراده‌ای جدی برای مبارزه با فساد وجود دارد؟ به ایلنا گفته است: «خیر، به نظر من کشور زمانی می‌تواند در مسیر توسعه گام بردارد و با فساد مبارزه کند که بردارهای ارکان حاکمیت به یک سو حرکت کنند، یعنی همگی استراتژی توسعه را پذیرفته باشند و حرکت بردارها همسو با آن باشند. هر سه قوه می‌توانند استقلال داخلی داشته باشند اما خارج از استراتژی مشخص شده حرکت نکنند.»

حادثه پلاسکو و مسئولیت‌گریزی مسئولان

مسئولیت‌پذیری یکی از ملزومات مبارزه قاطع با فساد محسوب می‌شود و صفایی فراهانی می‌گوید حوادثی نظیر ویرانی ساختمان پلاسکو نتیجه فرار از مسئولیت است.

ساختمان ۵۴ ساله پلاسکو که سی‌ام دی‌ماه امسال پس از آتش‌سوزی فروریخت متعلق به حبیب‌الله القانیان، بازرگان و کارخانه‌دار مشهور ایرانی بود که پس از انقلاب ۵۷ اعدام و اموالش به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد.

رئیس ستاد اجرایی جبهه مشارکت خاطر نشان کرد که پس از انقلاب ۵۷، بخش خصوصی و تولیدکنندگان داخلی به دلیل مصادره کارخانه‌ها و کارگاه‌ها‌ی تولیدی تضعیف شدند و حکومت “خیلی دیر متوجه شد که مدیر خوبی برای اداره صنایع نیست”.

بیشتر بخوانید: بنیاد مستضعفان عذرخواهی به خاطر فاجعه پلاسکو را تکذیب کرد

به گفته‌ی صفایی فراهانی پس از شکل‌گیری جمهوری اسلامی “صنایع را به جای خصوصی‌سازی به سایر نهادهایی حکومتی که هیچ توانایی سازمان‌یافته‌ای برای اداره بهینه بنگاه‌های اقتصادی ندارند” واگذار کردند و این کار “غلط‌‌‌‌‌ترین راه و شیوه” بود.

نهادهای حکومتی مانند بنیاد مستضعفان که بخش بزرگی از اقتصاد ایران را در چنگ خود دارند زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای فعالیت می‌کنند و به هیچ مرجعی جز او پاسخگو نیستند. صاحب‌نظران عدم نظارت موثر بر این بخش از فعالیت‌های اقتصادی را یکی از عوامل اصلی گسترش فساد در ایران کنونی ارزیابی می‌کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .