اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2017

Mar 29 2017

مژده به اپوزیسیون خوش خیم نظام

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر


گزارشگران: انتشار عکس روحانی در فضای مجازی، در لباس کوهنوردی، بدون عبا و عمامه و در ظاهر آدمیزاد، در ایام نوروزی و بعنوان کمپین انتخاباتی، خیلی ها را خنداند! و بعضی ها را هم به شعف آورد. خنده کسانی که خندیدند طبیعی است اما شعف کسانی که قند در دلشان آب شد و این را نشان اصلاحات و بهبود در جمهوری اسلامی میدانند، رقت انگیز است.

که اگر برجام مرده بدنیا آمد و خبری از گشایش اقتصادی و کاهش فشار اقتصادی و مهار عنان گسیخته بیکاری نیست، در عوض، جمهوری اسلامی مکلا، شیک، شسته رفته و عطر و ادکلن زده، تر و تازه به بازار امد!

چه کسی گفته است ”ایت الله“ خامنه ای و ”حجت الاسلام“ روحانی یا رفسنجانی …، (پازل ایت الله بودن یا حجت الاسلام بودن که رفسنجانی عنوان ان را با حمل مدالی مبهم دفن کرد) از قافله تبلیغات اسلام زدایی هیئت حاکمه ایران، مستثنی هستند.

اگر احمدی نژاد پیام تویتری به انگلیسی میفرستد و ترامپ را در نامه اش نصیحت میکند، ”حجت الاسلام“ دکتر رئیس جمهور چرا قر و قمیش بیشتری نیاید و پیام اسلام زدایی، عقب نشینی و عوام فریبی نفرستند! حقوق شهروندی روحانی که سرمایه تولید خرواری جوک و کمدی شد، به اضافه مقداری کوتاه کردن ریش و پشم و پنهان کردن تسبیح، شاید بتواند بازار انتخابات را گرم کند و در مقابل وعده های مستضعف پناهی احمدی نژاد، وعده گشایش سیاسی دهد! اما این قمار هزینه سازی است.

عکس و لبخند ها و عشوه های اطوکرده روحانی و همه سران حکومت در فضای مجازی، بیش از هرچیز گویای حال زار طیفی از مرتجعین ضد شادی و زندگی انسانی است که امروز برای جلب اعتماد مردم تحت حاکمیت که برایشان ذره ای اعتماد برجای نمانده است، حاضر به هرنوع دلقک بازی هستند.

از این بالماسکه اما باید استقبال کرد! از عقب نشینی هیئت حاکمه زیر فشار اسلام زدایی در بطن جامعه، باید استقال کرد! از توابیت های داوطلبانه و ”غلط کردیم که داعش بازی در آوردیم و سرکوب کردیم“ های داوطلبانه مقامات، هرچند عوامفریبانه، پوچ و بی محتوا است، باید استقبال کرد. مگر نه اینکه مقام امنیتی دیروز و دکتر ریس جمهور امروز فرموده است کسی حق دخالت در زندگی خصوصی مردم را ندارد. مگر نه اینکه مقام معظم که یک کلمه ابراز انزجار نوشتاری از ایشان ۱۶ سال حکم زندان دارد، فرموده است که باید به وضع اسفناک اقتصادی مردم رسیدگی کرد! باید یقه هرکسی که در زندگی مردم دخالت میکند، گماشتگان و نیروهای انتظامی و گشت ها و … را گرفت و حرف های بی مایه حجت الاسلام خود خلح لباس کرده را، حرف های بی مایه ایشان در مورد عدم دخالت در زندگی خصوصی مردم را، برسرشان کوفت. باید یقه هر مقام مسئولی که به خیل عظیم بیکاران و کسانی که دست شان به حداقل معاش انسانی و مداوا و سلامت و مسکن و آموزش و پرورش نمی رسد، کسی که جواب نمی دهد، سر میدواند، فریب میدهد، را گرفت و مجبورش کرد که فوری و همین امروز جواب دهد! باید یقه کسی که وعده میدهد و دعوت به صبر میکند و برآورده شدن خواست ها را به بعد از انتخابات حواله میکند، را گرفت و حق خود را امروز از حلقوم شان بیرون کشید! باید از این عقب نشینی ها، از این ابراز ندامت ها، از این اعتراف به شکست ها، چه در بعد ایدئولوژی اسلامی در ایران، چه در بعد اقتصادی، چه در بعد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، آنهم از جانب مقامات هنوز در حاکمیت، استفاده کرد.

ما مشتاقانه منتظر خلع لباس جمعی آقایان و کشف حجاب جمعی خانم های جمهوری اسلامی ایران هستیم. باوجودی که میدانیم نهایتا پائین بالا را نه تنها خلع لباس و تسبیح و عبا و عمامه، که خلع مقام و خلع مسئولیت و خلع حاکمیت میکند و برای همیشه به اقتدار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شان پایان خواهد داد.

روحانی و خامنه ای و کل دوبال نظام، با عمامه و بی عمامه، باید دعا کنند که جهان و خاورمیانه همچنان پر تنش و ناآرام بماند، تا آنها فرصت ادامه دادن این دلقک بازی ها را پیدا کنند.

۲٧ مارس ۲۰۱۷

No responses yet

Mar 29 2017

بنیاد کرامت رضوی، حلقه وصل ابراهیم رئیسی و سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: خبرگزاری فارس امروز گزارش داده صدها تن «آرد تبرکی» توسط «بنیاد کرامت» در مناطق محروم خوزستان توزیع شده است. آردهای توزیع شده از کارخانه آرد غنچه خریداری شده که وابسته به «بنیاد برکت» است. بنیاد برکت زیرمجموعه ستاد اجرایی فرمان امام است که تحت نظر آیت الله خامنه ای اداره می شود.

بنیاد برکت سال ۸۶ با دستور رهبر جمهوری اسلامی برای محرومیت زدایی تشکیل شد ولی در طول ده سال گذشته به یک غول اقتصادی در دارو، مسکن و صنایع غذایی تبدیل شده و اخیرا نیز به حوزه نفت و پتروشیمی وارد شده است.

سال گذشته اما با الگوی گیری از ساختار «بنیاد برکت»، آستان قدس رضوی که توسط حجت الاسلام ابراهیم رئیسی اداره می شود، اقدام به راه اندازی «بنیاد کرامت» کرده است. نام این بنیاد برگرفته از «دهه کرامت» است که از تولد «حضرت معصومه» تا «امام رضا» را شامل می شود. در طول سال های گذشته، آستان قدس رضوی، برنامه های پراکنده ای در این دهه برگزار می کرد و اکنون یک نهاد برنامه ها را مدیریت می کند. سردار حسین یکتا، فرمانده سابق قرارگاه خاتم الاوصیاء به عنوان رییس این بنیاد منصوب شده است.

به گفته سردار یکتا، علاوه بر ابراهیم رئیسی، سردار جعفری، فرمانده کل سپاه نیز در بنیاد کرامت حضور دارد. رابط بنیاد کرامت رضوی در مناطق محروم، روحانیون مستقر در این مناطق هستند ولی به گفته سردار حسین یکتا، بنیاد کرامت، «صد گروه جهادی در این مناطق مستقر کرده و بسیج و سپاه پاسداران هم در این حرکت حامی این گروه ها» هستند.

در برنامه کلان این بنیاد، «۱۰۰نقطه در کشور شناسایی شده»، هدف این بنیاد «حل مشکلات ازدواج و معیشتی مردم است» و علاوه بر این «هئیت های مذهبی و نیروهای انقلابی در این نقاط مستقر می شوند تا بتوانیم به تربیت پابرهنه های انقلاب، توسعه فعالیت های فرهنگی و تقویت سلامت و درمان بپردازیم.»

پیش از این هم سایت مشرق نیوز خبر داده بود بنیاد کرامت پس از حوادث تلخ خوزستان که احتمالا منظور قطع برق ناشی از گرد و غبار بوده، ۲۵۰۰۰بسته ارزاق بین محرومین این منطقه برای سال نو توزیع کرده است. بنیاد کرامت همچنین ۸۰۰۰ نهال هم در مناطقی از خوزستان برای مقابله با ریزگردها کاشته است.

استان خوزستان نخستین استان هدف بنیاد کرامت رضوی است. ۱۹ اسفندماه سال گذشته، ابراهیم رئیسی، تولیت «آستان قدس رضوی» به استان خوزستان سفر کرد که به نظر می رسد فراهم کردن مقدمات این پروژه، بخشی از هدف سفر او بوده است. انتشار عکس های متعدد از سر زدن او به خانواده های فقیر هم یک پروژه تبلیغاتی مرتبط با این بنیاد است.

یکی دیگر از برنامه های اعلام شده توسط سردار یکتا، «نهضت نذر و بخت» است. در این طرح قرار است ۱۰ میلیون نفر مشارکت کننده ماهیانه ۱۰هزار تومان نذر کنند تا ب پول کمک ازدواج افراد نیازمند جور شود. این طرح ها به نوعی در راستای کمک به فراخوان خامنه ای است که خواهان افزایش جمعیت ایران شده است.

طرح دیگر بنیاد کرامت راه اندازی یک شبکه بزرگ مجازی برای خرید کالای داخلی، چیزی شبیه دیجی کالا. قرار است ۱۰درصد سود فروش کالاها «برای حل کردن مشکلات جامعه به جبهه فرهنگی» تعلق گیرد. مشخص نیست که همه طرح ها توسط بنیاد کرامت اجرا شود ولی گام های اولیه این بنیاد نشان می دهد قصد دارد یک بازوی قوی اجرایی و تبلیغاتی برای آستان قدس رضوی و ابراهیم رئیسی باشد.

سپاه علاوه بر مشارکت در این طرح، اقدام به راه اندازی قرارگاه های پیشرفت و آبادانی کرده است که بازوهای اقتصادی و اجرایی سپاه در سطح محلی محسوب می شوند. این قرارگاه ها نیز به خامنه ای قول داده بودند در سال ۹۵، ۱۰۰ روستا را به عمران و آبادانی برسانند. به گفته مقام های سپاه، هزینه های این پروژه ها از منابع داخلی سپاه تامین می شود. تاکنون گزارشی از عملیات این قرارگاه منتشر نشده است.

علاوه بر فعالیت های کمیته امداد که اکنون پرویز فتاح، رییس سابق بنیاد تعاون سپاه بر آن تسلط دارد، فعالیت های بنیاد کرامت، بنیاد برکت و قرارگاه های پیشرفت و آبادانی در مناطق محروم و روستایی ایران نشان دهنده دور تازه ای از سیاست های خامنه ای است. ابراهیم رئیسی هم به تازگی به تیم بازی اضافه شده؛ او البته یار کمکی نیست، یار اصلی است.

No responses yet

Mar 28 2017

باند لاریجانی چطور رحمت الله حافظی را حذف کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: رحمت الله حافظی را سال ۸۷ در کیش دیدم. با خانواده آمده بود و مهمان مرکز توسعه سلامت کیش هم شده بود. مشاور آن مرکز بودم. ظهر روزی گرم رفتیم پارک دلفین ها. از رقص دلفین ها خوشش أمد ولی موزیک تند، شل حجابی و رقص یواشکی برخی زنان، اخمش را برانگیخت؛ یک اصولگرای معمولی.

او خیلی کم و آرام حرف می زند، منتها زودجوش است و وقتی خشمش با نگاه خاص و لهجه اصفهانی اش ترکیب می شود، آدم تازه ای می شود. کلا هم اهل واکنش و جنگ و دعواست. سر همین جنگ و واکنش ها بود که گفت کسالت دارم و از معاونت وزارت بهداشت دولت دوم احمدی نژاد رفت، سال ۸۸. حافظی در دولت اول احمدی نژاد و وزارت لنکرانی، آدم خیلی پرنفوذی بود ولی وقتی مرضیه وحیددستجردی دست و بالش را بست و باقر لاریجانی همه کاره شد، حافظی ترجیح داد از وزارت بهداشت برود.

مدتی بعد کسالت حافظی خوب شد و رییس سازمان تامین اجتماعی شد. آنجا هم جنگ عظیم بود بین دو طایفه احمدی نژادی، حافظی طبقه هشتم ریاست می کرد، علی ذبیحی، طبقه نهم. آن روزها صادق محصولی پشت حافظی بود و او رییس ماند. دوران ریاست او پر از تنش بود، به ویژه با وزارت بهداشت و مرضیه وحید دستجردی. همزمان تلاش مجلس برای تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی، میدان جنگ جدیدی باز کرد. دعوای او و مجلس بالا گرفت. مجلسی ها که معتقد به وقوع فساد عظیم مالی در سازمان های زیرمجموعه حافظی بودند، گفتند او را به قوه قضاییه معرفی می کنیم. ائتلاف وزارت بهداشت و مجلس در نهایت زورش رسید و پیش از اینکه عمر ریاست حافظی به ۲ سال برسد، او را از تامین اجتماعی برداشتند، به اصرار مرضیه وحید دستجردی، بهمن ۹۰. البته در آن گفته می شد وزیر رفاه او را در یک معامله پنهانی برداشت تا مجلس بی خیال تحقیق و تفحص شود ولی هرچه بود، رفتنش سبب شد خیال طیفی راحت شود.

از بهمن ۹۰ تا اردیبهشت ۹۲ حافظی در حاشیه بود. وقت شوراهای شهر او همراه با جمعی از احمدی نژادی های سابق مثل حسن بیادی وارد گود شد و در لیست آبادگران قرار گرفت، یک لیست کاملا اصولگرایانه که از نزدیکان قالیباف تا مدیران احمدی نژاد در آن جاخوش کرده بودند. او در لیست جبهه پایداری / حامیان سعید جلیلی هم نامش بود ولی احمدی نژادی ها نامش را در لیست نگذاشتند.

حافظی در انتخابات رای آورد و عضو شورای چهارم شد. در نخستین ماه های کاری از عملکرد قالیباف حمایت کرد ولی او گزینه اش برای شهردارشدن نبود. جبهه پایداری دنبال شهردارشدن علی نیکزاد یا رستم قاسمی بودند و حتی تمایل داشتند با کمک آنها اصلاح طلبی مانند بیطرف شهردار شود ولی قالیباف شهردار نشود. اصلاح طلبان به این معامله تن ندادند و بر شهردارشدن محسن هاشمی اصرار کردند، حافظی هم به ناچار با چشم پوشی از مخالفت خود شد و سمت قالیباف ایستاد تا محسن هاشمی شهردار نشود.

با این حال معلوم بود که آب او و قالیباف در یک جوب نمی رود و از اسفند ۹۲ مقابل شهردار تهران ایستاد، نخستین بار سر بودجه شهرداری. او مفاسد بودجه را فاش کرد و علیرضا دبیر که آن وقت سمت قالیباف ایستاده بود، به او کنایه زد: «دوران بگم بگم تمام شده، ۸سال پدر مردم را با بگم بگم درآوردید.» کنایه دبیر اما حافظی را ساکت نکرد و آنقدر بگم بگم کرد تا پدر قالیباف را درآورد.

اردیبهشت ۹۳، حافظی طرح سوال از قالیباف را به نیت استیضاح شهردار تهران کلید زد، با این حال در جلسه اردیبهشت ۹۳ معلوم نشد چرا او با وجود اینکه از پاسخ قالیباف قانع نشد، گفت: «اغماض می کنم تا فرصتی برای اصلاح امور برای شهردار تهران فراهم شود.» این دومین اغماض حافظی در برابر قالیباف بود.

از تابستان ۹۳ جدال حافظی و قالیباف وارد مرحله تازه ای شد. او که دنبال تاسیس دادگاه ویژه تخلفات برای شهرداری بود، خود به رسانه ای برای افشای تخلفات و فساد شد، از فروش زمین ۱۶هزار متری قیطریه به یک آقازاده تا تخلفات پرونده ۵۰۰ میلیارد تومانی بوستان مادر و یا پرونده ۴۰۰ میلیارد تومانی اراضی عباس آباد که در هر دو مورد، پای سپاه در میان بود.

از همین ایام او مقابل مهدی چمران، رییس شورای شهر هم ایستاد. چمران به طور معمول به لاپوشانی و مخفی کاری فساد شهرداری مشغول بود و حافظی معترض او. حافظی در این دوران به نسخه کامل اسناد حسابرسی سال های مختلف شهرداری به ویژه گزارش سال ۹۲ دست یافته بود و در هر مصاحبه و جلسه، یک فساد تازه می گذاشت روی میز جلسات شورا. مرحله تازه زندگی سیاسی حافظی البته دشوارتر بود، افشای هر پرونده فساد پای یک آقازاده یا نهاد را به بازی باز می کرد و حلقه دشمنان او را وسیع تر و بیشتر.

به همین دلیل بود که خبرگزاری فارس وارد میدان شد و پرونده فساد مدیریتی حافظی در فروش سهام پالایشگاه اصفهان در سال ۸۷ را رو کرد و محسن پیرهادی، عضو شورا از حقوق های نجومی در هیات مدیره هلدینگ سیمان در زمان مدیریت حافظی در تامین اجتماعی گفت. دیگر رسانه های نزدیک به سپاه هم می نوشتند همه تب و تاب حافظی برای انتخابات است، چون می داند از اردوگاه اصولگرایان رانده شده، ژست ضدفساد و ضد قالیباف گرفته تا در لیستی جا خوش کند. ماه های پایانی ۹۵ جنگ حافظی و قالیباف به اوج رسید. حافظی گفت ترافیک تهران، مصنوعی و انتخاباتی است، قالیباف تلویحا گفت حافظی انسان نیست و قافیه به تنگ آمده که چنین می گوید، حافظی هم جمله مشهور میرحسین موسوی را خطاب به شهردار تهران گفت: «ادب مرد به ز دولت اوست»، اندکی بعد هم پرونده فساد استخدام نجومی را علنی کرد که پای صدها آقازاده دیگر در میان بود.

در کشاکش این جنگ سخت، وقتی حافظی در شورای شهر تنها و نومید شد، اندک اندک دست به دامن مجلس شد تا از شهرداری تهران تحقیق و تفحص کند. رویایی که در ماجرای املاک نجومی با لابی قالیباف در مجلس و همکاری علی لاریجانی ناکام ماند و نمایندگان نزدیک به قالیباف و لاریجانی تهدیدش کردند که پرونده مفتوح فساد اقتصادی دارد. این سومین بار بود که حافظی از باند لاریجانی شکست می خورد، بار اول در وزارت بهداشت با محوریت باقر لاریجانی، بار دوم در سازمان تامین اجتماعی با محوریت مرضیه وحید دستجردی و بار سوم در مجلس با محوریت علی لاریجانی.

پس از این شکست، آینده سیاسی حافظی مشخص نیست. او این روزها با محمود صادقی می چرخد، علی مطهری شورا خوانده شد و شاید اصلاح طلبان یا دولتی ها با وجود اینکه می دانند جنس سیاسی حافظی با آنها جور نیست، بخواهند او را در تیم شان داشته باشند، حافظی علیه دولت احمدی نژاد موضع سیاسی خاص یا تندی نگرفته ولی از همان زمان که احمدی نژاد بین او و دستجردی، دستجردی را انتخاب کرد، میلی به آنها نشان نداده است. از طیف لاریجانی ها و اصولگرایان میانه رو دلش خون است و ممکن است تیم سعید جلیلی دوست داشته باشند جذبش کنند.

حافظی در شورا خواست مستقل باشد، از همه طرف خورد، از ثبت نام برای انتخابات شوراهای پنجم خودداری کرد، خسته و زخمی رفت خانه، کنار همسر بیمارش نشست. رحمت الله حافظی نمونه خوبی برای مطالعه سرنوشت مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی است، مبارزه ای که علیه فساد نیست، علیه نظام است، این را قطعا رحمت الله حافظی بر زبان نخواهد آورد ولی «چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است».

No responses yet

Mar 28 2017

سورپرایز ۹۶: اعلام نامزدی مهدی خزعلی برای انتخابات ریاست جمهوری / حسین علیزاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نگام: در اقدامی برای بسیاری غیرمترقبه مهدی خزعلی در مصاحبه با یک تلویزیون اینترنتی نامزدی خود را برای ریاست جمهوری سال ۹۶ اعلام کرد. به طور قطع می توان باور داشت که نفس اعلام کاندیداتوری او (صرف نظر از این که به کجا بیانجامد) آرایش انتخابات پیش رو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به بیان دیگر، مهدی خزعلی به دلایل عدیده، این ظرفیت را دارد که یک تنه به “چهره ای جریان ساز” نه صرفاً در انتخابات ۹۶ بلکه در سپهر سیاسی ایران تبدیل شود. به عبارت دیگر، اگر اینک در سپهر سیاسی ایران جریان های اصلی درون نظام به دو دسته اصلاحطلب و اصولگرا تقسیم می شوند، مهدی خزعلی با اشراف بر هر دو این جریان ها از ظرفیتی برخوردار است که “جریان سومی” را رقم بزند.

از رصد کردن کنش های سیاسی مهدی خزعلی در سال های اخیر از جمله حمایت او از روحانی در انتخابات ۹۲، اصرار او بر مشارکت فعال در انتخابات ۹۴، انتقاد صریح از سردار سلیمانی به عنون اصلی ترین چهره ای که در اقدامی مغایر منافع ملی پای ایران را به حضور نظامی در سوریه کشاند، بیانیه اخیرش در فراخوان جهت “حضور نیافتن” در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رویکرد انتقادی از انفعال روحانی در ۴ سال ریاست جمهوری اش به ویژه در پرونده حصر رهبران سبز، افشاگری در مورد به قتل رسیدن هاشمی رفسنجانی و… می توان دریافت که او و جمع همفکرانش برای خود یک برنامه کار سیاسی تعریف شده تا انتخابات ۱۴۰۰ در نظر دارند.

مهدی خزعلی کیست؟

“آقازاده” لقبی است که در ادبیات سیاسی پس از انقلاب باب شد تا به طعنه به فرزندان مقامات ارشد نظام اشاره داشته باشد که از رانت خانوادگی به پول و قدرت و اعتبار دست یافته اند. مهدی خزعلی گرچه فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی (متوفای ۱۳۹۴)عضو خبرگان و شورای نگهبان است، اما، سهمش از سفره انقلاب بارها زندان و ضرب و شتم بوده است. او چشم پزشک، مدیر انتشارات حیّان (ناشر کتاب های پزشکی) و بنیان‌گذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. در سال های اخیر، او “سرای قلم” را به عنوان مرکزی برای تضارب آراء مختلف راه اندازی کرده است.

یکی از مهم ترین بارزه مهدی خزعلی جرأت او برای مصاحبه کردن از درون ایران با رسانه های خارج از کشور است. با توجه به تسلط او به مبانی سیاست داخلی جمهوری اسلامی و همچنین مبانی عقیدتی و فکری شیعه، مصاحبه های او با صدای امریکا و بی بی سی و رادیو فردا با تِم سیاسی فراتر رفته حتی با شبکه تلویزیونی کلمه (صدای اهل سنت که با بحث های چالشی اش علیه مبانی شیعه اعتراض شدید روحانیان را درآورده) وارد مناظره های عقیدتی شده است.

اما، مهم ترین برجستگی که از سال ها پیش موجب شد نام مهدی خزعلی بر سر زبان ها بیافتد اختلاف دیدگاه او با پدرش بود. آیت الله خزعلی را می توان یکی از محافظه کارترین روحانیان دانست که در قوام بخشیدن به شاکله کنونی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیت الله خمینی و خامنه ای نقش بسزایی ایفا کرد. وی از حامیان احمدی نژاد و سپس سعید جلیلی در انتخابات ۸۴ و ۹۲ بود. وی احمدی نژاد را «مورد تأیید و موافقت امام غایب» می دانست. در مقابل مهدی خزعلی از آغاز ریاست احمدی نژاد وی را فردی مبتلا به “اختلالات روانی” توصیف کرده بود.

به رغم تمام احترام و ادبی که مهدی خزعلی همواره برای پدرش قائل بود، مشی و منش سیاسی پدر و پسر از زمین تا آسمان متفاوت بود. برای درک شکافی که بین این پدر و پسر به وجود آمد و در گذر زمان به ویژه پس از انتخابات ۸۸، ژرف تر شد همین بس که پدرش در نامه ای از او اعلام برائت نمود. آیت الله خزعلی در این نامه نوشت:«مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته. هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند… دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم…ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست… خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس جمهور و مسلمین عزیز را از “شر او” مصون و محفوظ بفرماید.»

فاصله گرفتن چنان استوانه ای در جمهوری اسلامی از پسرش آن شد که که مهدی خزعلی چندبار به زندان بیافتد و در اعتصاب غذا تا آستانه مرگ پیش برود. او ساز مخالف خود با پدر را “جهاد” در مسئله “رفع ظلم و استبداد” اعلام کرد.

مهدی خزعلی کنشگری آگاه به زوایای نظام

چنانچه دانسته شد مهدی خزعلی (۱۳۴۴) پرورش یافته در خانواده ای سیاسی- مذهبی است. پدرش از ارکان مهم نظام جمهوری اسلامی بود. دروس حوزه و دنشگاه را تا مدارج بالا فراگرفته است. او در اشاره به سوابق حضورش درسخت ترین جبهه های جنگ ۸ ساله خودش را “بسیجی خیبر” توصیف می کند. از همین رو، ارتباط تنگاتنگی با بدنه سپاهیان و بسیجیان منتقد در درون این دو نهاد مهم دارد که منابع دسترسی او به بسیاری از زوایای پنهان نظام هستند.

همچنین ژرفای شناسایی او از ارکان نظام تا حد همسایگی دیوار به دیوار با منزل احمد جنتی و خاطرات رسوا کننده از آن دوران جنتی می رسد. بسیاری از رجال سیاسی جمهوری اسلامی را با جزئیات زندگی شخصی شان از جمله منابع درآمد آنان می شناسد. سخنور و صریح اللهجه است. از جمله همین صراحت لهجه و فاش گویی او برخی را وا داشته او را سوپاپ اطمینان نظام بدانند که هر از چندگاه انتقادی روانه حاکمیت کند.

از جمله انتقادات صریح او، نامه معروفش به علی خامنه ای است که با طعنه ای تلخ نوشت:«چرا نرمش قهرمانانه را از دوستان انقلاب دریغ می کنید؟»

بازخوانی فرازهایی از نامه خطاب به «مقام محترم رهبری جناب آقای [نه آیت الله] خامنه ای» خالی از لطف نیست. او می نویسد:«سلام نمی گویم، چرا که جواب سلامم را در گذشته نداده اید… بی پرده می گویم:”جناب آقای خامنه ای ،همه دین گریزی و دین ستیزی جوان امروز را به پای شما می گذارند، آبرویی برای اسلام نمانده است… مرجعیت شیعه آزرده است، روحانیت همراه نیست، علما درد دلشان را با ما می گویند، طلبه جوان سرشار از خشم است و همه از ترس داغ و درفش لب فرو بسته اند، می دانند هر که بنویسد یا لب بگشاید، سرش بر دار کنند… از احمدی نژاد نوشتم، از او دفاع کردید، از مرتضوی گفتم، از او حمایت کردید! حال بفرمایید بصیرت کدام یک بیشتر است؟ هشت سال پیش نوشتم که او سرزمین سوخته ای تحویل ما می دهد و چنین شد و امروزهرزه علف های او را درو می کنید… شما که در برابر بیگانگان تن به نرمش قهرمانانه دادید، چرا این نرمش را از دوستان انقلاب دریغ می فرمایید؟»

سورپرایز مهدی خزعلی

در پی آخرین زندان که به بهانه فراخوان برای حضور نیافتن در راهپیمایی ۲۲ بهمن صورت گرفت و به دنبال اعتصاب غذایی که منجر به آزادی او شد، مهدی خزعلی به دوستان نزدیکش گفته بود که “سورپرایزی” در راه خواهد بود. اینک او خود را نامزد انتخابات کرده است. با این اقدام، وی نه تنها در برابر اصولگرایان ایستاده که از آن مهم تر در برابر روحانی ایستاده است.

او دستآورد روحانی را جز در پرونده هسته ای ناچیز می داند. در ارزیابی او، روحانی می خواهد تا برای چهار سال دیگر رأی سبز مردم را در سبد خود بریزد و آخرش چیزی مضحکی به نام “منشور شهروندی” را تحویل مردم دهد. خزعلی معتقد است روحانی در مساله حصر رهبران سبز کاهلی کرده است. او به رغم تمجید از چند چهره خدوم دولت روحانی، کارنامه جنایت امثال پور محمدی (وزیر دادگستری) را مایه ننگ دولت روحانی دانسته است.

پرش چهار گام

از رصد کردن فعالیت های مهدی خزعلی می توان دریافت که او “پرش چهار گام” را در دستور کار سیاسی دارد. این چهار گام عبارتند از:

گام یکم؛ تغییر فاز کشور با دعوت از رفسنجانی در انتخابات ۹۲ که منتهی به سرکار آمدن روحانی شد.

گام دوم؛ تغییر فاز وضعیت مجلس با شعار “مشارکت در انتخابات ۹۴ حتی با تک رأی به علی مطهری”.

گام سوم؛ مشارکت فعال در انتخابات ۹۶ با هدف رأی آوردن خودش یا متعهد کردن روحانی به وعده هایش.

گام چهارم؛ تغییر فاز کلی نظام با انتخابات ۱۴۰۰ به ریاست جمهوری خودش یا یکی از نزدیکانش.

رد صلاحیت

با اعلام نامزدی خزعلی بسیاری از معادلات انتخابات دستخوش تحول می شود. در نظامی که در آن چهره هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی رد صلاحیت شده اند، امکان رد صلاحیت مهدی خزعلی نیز محتمل است. اما، در عین حال در نظامی که ناگزیر است در برابر فشارها خزعلی را از حبس آزاد کند، امکان تأیید صلاحیت او نیز نامحتمل نیست. تردیدی نیست که مهدی خزعلی از عقبه ای بلند در درون بسیج و سپاه و روحانیان خاموش و به ویژه در جنبش سبز برخوردار است. نامزدی خزعلی (حتی در فرض رد صلاحیت) بیش از آنکه چالشی برای اصولگرایان باشد چالشی برای روحانی است. اگر رد صلاحیت شود دستکم با روحانی اتمام حجت کرده و اگر تأیید صلاحیت شود می توان معتقد بود که حمایت شمار زیادی از بدنه جنبش سبز را همراه داشته باشد.

No responses yet

Mar 28 2017

چرخشی مهم در راه است: پشت پرده سکوتِ انتخاباتی آیت‌الله مصباح و شاگردان

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پویش: سکوت سنگین جبهه پایداری بسیار سوال برانگیز شده است. آنها به صورت عجیبی حرف می زنند و کاملا با چراغ های خاموش حرکت می کنند.

سکوت سنگین جبهه پایداری بسیار سوال برانگیز شده است. آنها به صورت عجیبی حرف می زنند و کاملا با چراغ های خاموش حرکت می کنند.

به گزارش نامه نیوز ، این برای گروهی که همیشه به رقم تعداد اندک و پشتوانه رای کم صدای بلندی داشت حتما محل توجه و تحلیل است. نگاهی به انتخابات سال 92 نشان می دهد که آنها چگونه با تبلیغات سنگین ابتدا باقری لنکرانی را نامزد خود معرفی کردند و بعد از آن که مطلع شدند شورای نگهبان رقبتی برای تایید او ندارد سعیدجلیلی را به عنوان فرد مورد نظر خود معرفی کردند . همان زمان حتی آیت الله مصباح یزدی نیز به صراحت وارد مقوله انتخابات شد و یکبار گفت:« من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شده اند جناب آقای دکتر لنکرانی ‏اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد. برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند ولی ‏بینی و بین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم.» و البته طولی نکشید که این سخن به سخنی اینچنین تبدیل شد: « بعد از آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است.»

آیت الله مصباح یزدی در آن دوره هم همه کار کرد. از تکلیف می گفت و دلخوش بود به رای آوری کسی که شبیه ترین فرد بود به محمود احمدی نژاد. همانی شده بود که آیت الله مصباح می خواست. جلیلی اما شکست خورد . او که مصداق تکلیف گرایی آیت الله بود هم ائتلاف اصولگرایان را بر هم زد و هم موجب رشد آرا حسن روحانی در انتخابات شده بود. چه اینکه برخی حتی تحلیل می کردند درصدی از مردم که قصد رای دادن هم نداشتند برای رییس جمهور نشدن جلیلی پای صندوق ها آمدند.آیت الله مصباح یزدی اما به فاصله چند روز بعد از آن شکست حرف های مهمی زد. نکاتی گفت که از آینده سیاست ورزی اش حکایت داشت . او گفت :« یا اینکه فردی با کمترین امکانات و هزینه‌ها، رأیی نزدیک به کسانی بیاورد که میلیاردها خرج کردند، تأثیر نیست؟ مخصوصا اینکه تنها همین چند روز کار شد و اگر مدت بیشتری با این اخلاص و جدیت کار می‌شد، نتیجه کیفی کار نیز بالاتر بود. پس نمی‌توان گفت این کارها اثری ندارد و تکلیف از ما ساقط است، و اگر از حالا برای 4 سال بعد فکر کنیم تأثیر آن چندین برابر خواهد شد.»

به محمد باقرقالیباف نامزد اول اصولگرایان طعنه زد و از یارانش خواست از همین راهی که آمده اند سیاست ورزی خودشان را دنبال کنند تا 4 سال بعد یعنی همین اردیبهشتی که از راه می رسد گزینه خودشان را به پاستور برسانند .آیت الله مصباح گفته بود :« عده‌ای رأی آوری را از مهمترین ویژگی‌های اصلح عنوان می‌کنند. از طرف دیگر اگر کسی رأی آورد که او را اصلح نمی‌دانیم، وظیفه ما چیست، آیا باید تسلیم وی شویم یا تحمل کنیم یا برخورد کنیم؟ چرا که تکلیف هرچند به خاطر مصالح واقعی است و برای تحقق امور مطلوب است، اما اینکه تا چه میزان این مطلوب، محقق شود، به اراده ما نیست، بلکه به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیار ماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد، تابع اراده ما نیست. لذا همواره باید ببینیم که تکلیفی متوجه ما هست یا خیر؟»

این بار اما دو روایت از آیت الله منتشر شده است . یک روایت می گوید او در دیدار با فرستادگان جمنا از تشکیل چنین ائتلافی حمایت کرده و گفته است که همیشه امیدوار بوده چنین حرکتی شکل بگیرد . یک روایت دیگر البته رسمی و در قالب خبر منتشر شده که موضع آیت الله را در قبال ائتلاف اصولگرایان نمایان کرده است . آنجا که او در دیدار با موتلفه ای ها گفته است :« هر گاه تشخیص بدهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، اگر رسید به جایی که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب، سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرار نیست از اول فاسد را ترویج کنم؛ در صورتی می‌توانم رأی بدهم که بینی و بین الله بدانم بین افراد، فردی اصلح است؛ به قول کسی هم نمی توانم اعتماد کنم و هیچ ائتلافی هم نمی پذیرم، چون این امور شوخی بردار نیست و باید روزی پاسخ آن را در برابر خدا بدهم؛ آری؛ رفت و آمد، بحث و گفتگو با دوستان گرامی را با کمال میل انجام می‌دهم، اما نمی‌توانم به کسی قولی بدهم که از فلانی حمایت می‌کنم؛ چون حجتی پیش خدا ندارم. » او مشخصا گفته ائتلاف را نمی پذیرم .
یاران آیت الله در پایداری هم چیزی بروز نمی دهند . سوال مهم این است آنها چه در سر دارند که بخشی از بدنه خود را در تیم انتخاباتی سید ابراهیم رییسی مشغول به کار کرده اند و بخش دیگرش را به ستاد سعید جلیلی فرستاده اند . شاید این تعبیر چندان بی راه نیست که آنها منتظر چرخش نهایی سیب درخت سیاست هستند . می خواهند چرخش خود را با همین چرخش هماهنگ کنند . پس فعلا حرکت با چراغ خاموش دستور تشکیلاتی است ؛ کدام گزینه می تواند نامزد نهایی آنها باشد ؟

No responses yet

Mar 28 2017

حزب‌الله تبدیل به آدمک‌های داستان جورج اورول شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: سعید زیباکلام٬ فعال سیاسی محافظه‌کارو برادر صادق زیباکلام با انتشار یادداشتی اعلام کرد که نیرو‌‌های انقلابی و حزب‌الله در جمهوری اسلامی به «آدمک‌‌های داستان ۱۹۸۴ جورج اورول» تبدیل شده‌اند.

زیباکلام در این یادداشت موارد بسیار تندی را مطرح کرده که در نوع خود کم‌سابقه است.

متن کامل این یادداشت:

برادران و خواهران عزیز. به خدا سوگند که ما لیاقت منصور نظری را نداریم. ما بچه‌های پای انقلاب، آن‌قدر به اتکاء این و آن فکر کرده‌ایم و موضع‌گیری کرده‌ایم که شعورمان و حتی شور و شرفمان هم پادگانی و دستوری شده است.

اگر این و آن موضع‌گیری کنند ما هم جیک و ویکی خواهیم کرد، و اگر نکنند ما هیچ در بساط نداریم!

عزیزان! ما بچه‌های انقلاب سال‌های سال است که به آدمک‌های داستان ۱۹۸۴ جورج اورول تبدیل شده‌ایم. و چه معامله پُرخسرانی با ما و با نسل ما شد: ما انقلاب کردیم برای اینکه “رشد” کنیم و برای اینکه “قیام به قسط” کنیم. اما مرده شدیم. تعطیل شدیم. پوچ شدیم.

تمام هویت ما شده نگهبانی از هر آنچه نهادهای حکومتی و حاکمان بگویند و بکنند! و این یعنی، آخر بی‌هویتی.

شنیدن این حرف‌ها خیلی دردناک است. اما گفتنش برای نگونبخت خسر الدنیا و الاخره‌ای چون من، آخر عذاب و شکنجه است. آری! چنین است، ای برادر و ای خواهر بیداردل.

No responses yet

Mar 28 2017

شایعه سخنرانی احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین باستانی
بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای.در روزهای گذشته، در رسانه های مجازی خبری در سطح وسیع دست به دست شده که مدعای آن، سخنرانی محمود احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه ای در خوزستان است. این ادعا، مبتنی بر فایلی تصویری از سخنرانی آقای احمدی نژاد در روز ۲ فروردین در مسجدی در اهواز است که در بخشی از آن، به شدت از فردی که خوی “سلطنتی” دارد و فکر می کند “۸۰ میلیون نفر نمی فهمند و او می فهمد” انتقاد شده است.

انتشار این فایل صوتی، گذشته از فضای رسانه ای، در سطح رسمی نیز با واکنش هایی رو به رو شد. از جمله، حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهور در توییتر خود این جمله را به نظرسنجی گذاشت: “سخنرانی دکتر محمود احمدی‌نژاد در اهواز را بیشتر علیه چه کسی می‌دانید؟” وی به عنوان پاسخ های احتمالی این سوال، سه گزینه حسن روحانی، آیت الله خامنه ای و اصولگرایان را پیشنهاد کرد که ۵۴ درصد پاسخ دهندگان، رهبر جمهوری اسلامی را مخاطب سخنان آقای احمدی نژاد دانستند.

حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نیز، دیروز یکشنبه سخنان آقای احمدی‌نژاد در اهواز را “ساختارشکنانه” و ضد “امنیت ملی” دانست و گفت: “اگر سیاستمدار نیستیم، بازی سیاست نمی‌شناسیم، و راه و رسم حضور در قدرت را نمی‌دانیم، حداقل ارزیابی درستی ازنتایج اقدامات خود داشته باشیم.” واکنشی که از ظاهر آن برمی آید که گوینده، محمود احمدی نژاد را متهم به همان “ساختارشکنی” ای می داند که در روزهای اخیر، در سطح افکار عمومی خبرساز شده است.

آیا اشاراتی از جنس ‘این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده’ یا ‘تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟’ شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که ‘لحن’ این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به هر ترتیب، بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای. درواقع، این برداشت که آقای احمدی نژاد در اهواز به رهبر جمهوری اسلامی ایران انتقاد می کند، بیش از هرچیز تحت تاثیر گزارشی غیردقیق است که از سوی یکی از همکاران پیشین محمود احمدی نژاد، یعنی عباس امیری فر رئیس اسبق شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری منتشر شده.

صحبت های محمود احمدی نژاد در اهواز، مشخصا در انتقاد از تصمیم حسن روحانی برای حذف اقشار پردرآمد از مجموعه دریافت کنندگان یارانه نقدی بوده و به ثبت نام حدود ۹۷ درصد از شهرندان برای دریافت یارانه در زمان دولت یازدهم اشاره دارد.

وی در این سخنرانی، که این روزها متن ناقص آن دست به دست می‌شود، گفته است: “هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند نفهم ترین آدم های کره زمینه. هشتاد میلیون نمی فهمه، تو می‌فهمی؟ آخه این این چه استکباریه؟ این چه سلطنتیه تو وجود بعضیا پیدا شده است؟ ۹۷ درصد ملت جمع می شوند یه چیزی را می‌خواهند، او میگه نه خیر، این چیز بدی است، اقتصاد را خراب می کند.” در این قسمت از صحبت های آقای احمدی نژاد، یکی از شنوندگان می گوید “رفتنیه، رفتنیه” که در متن آقای امیری فر، به “خامنه ایه، رفتنیه” تغییر داده شده.

در ادامه صحبت های رئیس جمهور سابق، با اشاره به مخالفت دولت یازدهم با دریافت یارانه از سوی کسانی که “نیاز ندارند” آمده: “می شه بگی… می شه یه دلیل بیاری که تو بهتر از همه ملت می‌فهمی؟ بالاخره همه تون جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه که به ملت بگید آقا این کار بده. انجام نده. ۹۷ درصد ملت رفت [اسم] نوشت گفت نه باید انجام بشود. باز هم می گی نخیر. تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری اون بالا نشستی؟”

در نهایت اینکه: “این عزت رو را کی بهت داده؟ غیر از ملت داده؟ غیر از اینکه ملت داده؟ [می گویند] نخیر آقا ما بهتر می فهمیم. ملت نمی فهمد. ماشاء الله! آقا ملت انقلاب کرد که دیگه از این آدم‌ها رو نبینه [نامفهوم] …. نه خیر… آقا به خدا ذلیل ترین انسانها کسی است که فکر می کنه نسبت به مردم عزت داره. خودش را برتر از مردم می دونه.”

بیشتر بخوانید: آیا احمدی نژاد نیازمند شکست اصولگرایان است؟

آیا مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟ مهمتر اینکه، آیا به راستی تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

اگر محمود احمدی نژاد – فرضا- به خاطر این سخنان مورد بازخواست نهادهای محافظه کار قرار بگیرد، به راحتی می تواند اثبات کند که در حال انتقاد از دولت -و نه رهبری- بوده است. اما بازخوانی متن صحبت های او، در عین حال دو مجموعه سوال مهم را نیز به ذهن می‌آورد.

نخست آنکه آیا اشاراتی از جنس “این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده” یا “تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟” شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که “لحن” این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به عبارت دیگر، آیا ممکن است که بیان این جملات، انتخاب آگاهانه سیاستمداری باشد که اثبات کرده به دنبال جذب آرای اقشار ناراضی از “حکومت” است؟

دوم اینکه، آیا برخی مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟

و در نهایت، آیا این مقامات تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

No responses yet

Mar 28 2017

آلمان یک مأمور اطلاعاتی سپاه پاسداران را به زندان محکوم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفرانسه: دستگاه قضایی آلمان یک پاکستانی را به اتهام جاسوسی به سود اطلاعات سپاه پاسداران ایران به زندان محکوم کرد.

دستگاه قضایی آلمان یک پاکستانی را به اتهام جاسوسی به سود اطلاعات سپاه پاسداران ایران به زندان محکوم کرد. سخنگوی دادگاه برلین اظهار داشت که یک پاکستانی ٣١ ساله به نام حیدر سید مصطفی به اتهام جاسوسی دربارۀ یک دانشگاهی فرانسوی-اسرائیلی و یک نمایندۀ پیشین مجلس آلمان به ٤ سال و ٣ ماه زندان قطعی محکوم شده است.

شهروند پاکستانی که در خدمت سرویس های اطلاعاتی سپاه پاسداران ایران بوده در سال ٢۰١۵ دربارۀ یک دانشگاهی فرانسوی به نام پروفسور “دیوید روآش” در مدرسۀ عالی بازرگانی پاریس و سپس در آلمان در بارۀ “راینهولد روبه” نمایندۀ پیشین مجلس آلمان از حزب سوسیال-دموکرات و رییس پیشین “انجمن آلمان و اسرائیل” جاسوسی کرده و اطلاعات خود را در اختیار سرویس های اطلاعاتی سپاه پاسداران نهاده است.

حیدر سید مصطفی که اهل کراچی است در نخستین جلسۀ محاکمۀ خود از صحبت کردن خودداری کرد. به گفتۀ وکلای وی، متهم پاکستانی دلیل سکوتش را ترس اعلام کرده بی آنکه توضیحی در این باره بدهد.

دادسرای آلمان حیدر سید مصطفی را به همکاری با سپاه قدس سپاه پاسداران متهم کرده که شهروندان دیگر کشورها را برای جاسوسی در خارج از مرزهای ایران به کار گرفته و آموزش می دهد.

حیدر سید مصطفی در سال ٢٠١٢ به عنوان دانشجو وارد آلمان شد. او در تابستان سال ٢۰١۵ پروفسور فرانسوی-اسرائیلی، “دیوید روآش”، را که نویسندۀ آثار متعددی دربارۀ مراقبت های تکنیکی است، هدف جاسوسی قرار داد و اطلاعات بسیاری دربارۀ او و تدابیر امنیتی در مدرسۀ عالی بازرگانی پاریس در اختیار رابط های ایرانی اش گذاشت.

حیدر سید مصطفی همچنین به طور گسترده دربارۀ “راینهولد روبه” جاسوسی کرده، به ویژه در زمانی که وی مسئول مسائل امنیتی در مجلس آلمان بود. در این چارچوب مأمور پاکستانی اطلاعات سپاه پاسداران گزارش های متعددی دربارۀ عادات روزانه و فعالیت ها و ملاقات های نمایندۀ مجلس آلمان در اختیار رابط های ایرانی اش می گذاشت. “راینهولد روبه” همچنین رییس “انجمن آلمان و اسرائیل” بود. این انجمن گسترش مبادلات میان آلمان و اسرائیل را دنبال می کند.

No responses yet

Mar 28 2017

یک نماینده مجلس: پارازیت‌های شیراز از سوی دستگاه‌های نظامی و انتظامی ارسال می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: نماینده شیراز در مجلس ضمن تایید گزارش‌ها درباره مشکلات ناشی از ارسال پارازیت‌ها در این شهر گفت که این پارازیت‌ها از سوی دستگاه‌های نظامی و انتظامی ارسال می‌شود.

علی اکبری روز دوشنبه هفتم فروردین در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا خبر داد که درباره موضوع ارسال پارازیت‌ها در شیراز چند جلسه کارشناسی در دانشگاه شیراز و دیگر بخش‌ها برگزار شده اما هنوز گزارش‌های بررسی این موضوع تکمیل نشده است.

وی اعلام کرد که گفته‌های مردم شیراز درباره پارازیت‌ها حقیقت دارد و برای دریافت تصویر و صدای برخی از شبکه‌های داخلی نیز مشکلاتی وجود دارد.

به گفته آقای اکبری، مسئولان صداوسیما در پاسخ به سوال نمایندگان شیراز مدعی شده‌اند که این مشکلات ناشی از تغییرات در ساختار شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی است و تا اردیبهشت‌ماه نیز ادامه خواهد داشت.

وی اعلام کرد که مخابرات از ارسال پارازیت‌ها اظهار بی‌اطلاعی کرده، دستگاه‌های سیاسی نیز می‌گویند اقدامی در این باره انجام نداده‌اند و «علی‌القاعده دستگاه‌های نظامی و انتظامی مسئول این پارازیت‌ها بوده‌اند».

اشاره آقای اکبری به دستگاه‌های نظامی می‌تواند سپاه پاسداران باشد. پیش از این نیز خبرهایی درباره ارسال پارازیت از سوی این نهاد در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران منتشر شده بود.

دی ماه پارسال برخی از رسانه‌ها و نمایندگان شیراز در مجلس از «سردردهای فراوان» و «اختلال» در شبکه تلفن همراه و تلویزیون در این شهر خبر داده و برخی از وب‌سایت‌ها دلیل این اتفاقات را افزایش ارسال پارازیت در این شهر اعلام کرده بودند.

در همین حال مسعود رضایی، نماینده شیراز، ۱۲ دی پارسال در تذکری به وزیران بهداشت و ارتباطات و فناوری اطلاعات خواستار توضیح درباره علت افزایش امواج پارازیت در شیراز به ویژه در غرب این شهر شد که، به گفته او، باعث به «خطر افتادن سلامت مردم و ایجاد سردردهای فراوان» شده است.

تعدادی از مردم شیراز در روزهای ۲۰ و ۲۸ دی‌ماه سال گذشته در اعتراض به افزایش ارسال پارازیت در مقابل استانداری استان فارس تجمع کرده بودند.

در تجمع روز بیستم دی، هادی پژوهش، معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس، با حضور در جمع معترضان خبر داد که استاندار فارس دستور پیگیری این موضوع را داده است.

نماینده شیراز درباره تفاوت تاثیرات پارازیت در این شهر و شهرهای دیگر ایران نیز گفت که« قطعاً‌ نباید تفاوتی میان شهرهای کشور وجود داشته باشد اما ممکن است عملکردها متفاوت باشد».

وی تاکید کرد که بر اساس سخنان مقامات وزارت بهداشت، پارازیت‌ها برای سلامت مردم «مشکل‌آفرین است».

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، روز ۹ آذر ۹۳، از ارسال گزارش مشترک پنج وزارتخانه و سازمان دولتی درباره پارازیت‌ها به حسن روحانی خبر داده و گفته بود که بخشی از پارازیت‌ها «تحت نظارت» این وزارتخانه نیست.

جزئیات این گزارش تاکنون منتشر نشده است.

آقای واعظی ۱۲ بهمن ۹۵ گفته بود که پس از جلسه او و وزیر بهداشت، گزارشی درباره پارازیت‌ها به رییس‌جمهوری ایران ارسال شد و پس از آن تا به حال «درصد پارازیت‌ها در حد قابل قبولی است».

وی تاکید کرده بود: «حجم پارازیت‌ها نسبت به گذشته کاهش قابل توجهی پیدا کرده و اکنون شرایط به گونه‌ای است که اگر جایی به پارازیت برخورد کنیم حتما بلافاصله اقدامات لازم صورت می‌گیرد».

ارسال پارازیت روی ماهواره‌ها با هدف جلوگیری از دریافت برخی شبکه‌های خبری و غیرخبری خارج از ایران از سال ۸۰ آغاز شده و در سال ۸۸ به دنبال اعتراض‌های گسترده مردم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آن سال به اوج خود رسید و همچنان ادامه دارد.

از آن زمان تاکنون درباره تاثيرات جانبی پارازيت‌ها بر سلامت مردم تاکنون گزارش‌های متعددی در رسانه‌های ايران منتشر شده است.

در همین زمینه رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات وزارت بهداشت، روز دوم دی ۹۵ گفته بود که مطالعات اخیر نشانگر آن است که «امواج و پارازیت‌ها عوارض دارند و در ابتلا به سرطان موثرند».

پس از توفان خردادماه ۹۳ در تهران، سازمان هوا‌شناسی ايران در گزارشی به مجلس اعلام کرد که به دليل وجود پارازيت‌ها نتوانسته بود اين توفان را پيش‌بينی کند.

No responses yet

Mar 27 2017

اختلاس مالی در آستان قدس رضوی؛ برادر همسر واعظ طبسی متواری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

آمدنیوز: در پی درگذشت آیت‌الله واعظ طبسی و انتصاب ریاست جدید تولیت آستان قدس، مهدی عزیزیان قائم مقام سابق این تولیت با هماهنگی مرتضی بختیاری قائم مقام فعلی از کشور خارج شده است.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، «مهدی عزیزیان» قائم مقام سابق آستان قدس رضوی، عضو هیئت امنای این آستان و مشاور فعلی عمرانی سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی شش ماه قبل از کشور خارج شده است.

این منبع آگاه می‌گوید: «بعد از فوت مرحوم واعظ طبسي، آقايان ترجيح دادند كه به احترام او، فرزندانش و آقاي عزيزيان را فقط ممنوع‌الخروج كنند و بعد از مدتي به پرونده مالی آنان رسيدگي كنند.آخرين چك به مبلغ ٣٦٠ ميليون تومان به عنوان تسويه حساب هم صادر و به مهدی عزيزيان پرداخت شد. پس از مدتی آقاي مرتضی بختياري كه خود دادستان انقلاب مشهد و بعد وزير دادگستري احمدي‌نژاد بود و حالا هم قائم مقام توليت آستان قدس است، شخصا مهدی عزيزيان را احضار و بازجويي کرد. قرار بود با وی برخورد هم بشود ولي ظاهرا به اين نتيجه رسيدند كه از كشور خارج شود تا عواقب مسائل اختلاس‌هاي مالي آستان‌ قدس رضوی سرو صدا نكند.»

گفتنی است پیش‌تر محمود رضا خاوری مدیرعامل اسبق بانک ملی و متهم ردیف اول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، با همین روش توسط «غلام‌حسین محسنی اژه‌ای» و «یزدی» معاون اقتصادی وزارت اطلاعات در زمان حیدر مصلحی از کشور فراری داده شد.

ساعتی قبل آستان قدس رضوی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «مهدي عزيزيان برادر همسر مرحوم آيت‌الله واعظ طبسي مي‌باشند که در دوران توليت آن مرحوم در سمت قائم مقام مشغول به فعاليت بوده‌اند و در دوره توليت جديد هيچ‌گونه سمتي نداشته‌اند.»
تکذیب «عدم اشتغال» وی در تولیت جدید آستان قدس رضوی در حالی است که مهدی عزیزیان در تاریخ دوم خردادماه ۱۳۹۵ توسط ابراهیم رئیسی به عنوان مشاور عمرانی و عضو هیئت امناء آستان قدس رضوی منصوب شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .