اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2017

Mar 23 2017

چرا آیت الله خامنه ای جایگزین هاشمی رفسنجانی در مجمع را در اسفند منصوب نکرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی حسین باستانی: دبیر مجمع تشخیص نظام، ۹ روز بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی، از تاریخ ۶ اسفند به عنوان زمان انتصاب اعضای جدید مجمع یاد کرده بوداسفند ۱۳۹۵ در حالی به پایان رسید که بر خلاف انتظارها، آیت الله خامنه ای رئیس و اعضای دوره جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام را منصوب نکرد.

انتظار انتصاب آنها، ریشه در این واقعیت داشت که اعضای دوره ششم مجمع تشخیص، در ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ منصوب شده بودند و مدت فعالیت هر دوره مجمع ۵ سال است. در نتیجه، قاعدتا باید در ماه اسفند رهبر جمهوری اسلامی ایران اعضای جدید را تعیین می کرد.

درواقع، گذشته ازدوره اول مجمع تشخیص که اعضای آن از سوی رهبر سابق جمهوری اسلامی تعیین شدند و دوره دوم که اولین دوره بعد از بازنگری قانون اساسی بود، آقای خامنه ای از سال ۱۳۷۵ به بعد اعضای دوره های جدید مجمع را همیشه در ماه اسفند تعیین کرده است.

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص نظام، حتی ۲۸ دی، ۹ روز بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس سابق مجمع، مشخصا بر تاریخ ۶ اسفند به عنوان زمان انتصاب اعضای جدید تاکید کرد.

با وجود این، به نظر می رسد که در مسیر انتخاب به‌موقع رئیس و اعضای جدید مجمع، مشکلی پیش آمده است. خود محسن رضایی یک هفته مانده به پایان سال، در همین ارتباط اعلام کرد که “احکام جدید اعضا به سال آینده موکول شده است”. سرلشکر رضایی در توضیح این تاخیر، به ذکر این جمله بسنده کرد که آیت الله خامنه ای “هنوز در مورد احکام اعضا تصمیمی نگرفته است”.

البته رهبر جمهوری اسلامی ایران بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی، مشکل ادامه جلسات مجمع تشخیص را در غیاب رئیس متوفی آن، با انتصاب محمدعلی موحدی کرمانی به عنوان رئیس موقت مجمع حل کرده است.

زمزمه های این انتصاب، از نیمه اول بهمن در قالب خبرهای غیررسمی به رسانه های ایران راه پیدا کرد؛ تا نهایتا محسن رضایی در ۱۶ بهمن، خبر از برگزاری اولین جلسه مجمع در همان روز با حضور آقای موحدی کرمانی داد و ریاست موقت او را “با مجوز رهبری” دانست. با وجود این، حتی حکم انتصاب “رئیس موقت” مجمع تشخیص مصلحت نظام هم، به گونه ای نامتعارف در سایت آیت الله رهبر جمهوری اسلامی موجود نیست.

با توجه به مجموعه ابهامات موجود در مورد نگاه آقای خامنه ای به مجمع تشخیص در دوران بعد از هاشمی رفسنجانی، نمی توان در مورد دلیل تاخیر او در انتصاب رئیس دائم و اعضای جدید مجمع گمانه زنی قاطعی انجام داد.

آیت الله خامنه ای اخیرا اختیارات نظارتی مجمع تشخیص در مورد اجرای ‘سیاست های کلی نظام’ را به میزان بی‌سابقه ای افزایش داده که به معنای افزایش انتظارات وی از مجمع در حیطه های تخصصی حکومتی بوده است. این در حالی است که این انتظار، در صورت تبدیل مجمع به مکان تجمع نیروهای مطیع تر رهبر – از جنس آقای موحدی کرمانی- به راحتی قابل تامین نخواهد بود

اما حتی اگر وی به زودی این کار را انجام بدهد، با توجه به پایان دوره پنج ساله مجمع در ماه گذشته و اطلاع رسانی اولیه دبیر مجمع در مورد انتصاب اعضای جدید در ۶ اسفند، احتمالا باید تاخیر ایجاد شده را به حساب دشواری های خاص این انتصاب گذاشت.

رهبر جمهوری اسلامی ایران، از سویی ممکن است درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی را فرصتی برای همسو کردن بیشتر ترکیب مجمع با خود بداند. به ویژه آنکه غیرممکن نیست دوره پنجساله بعدی، آخرین دوره ای از مجمع باشد که در دوران مسئولیت آیت الله خامنه ای تشکیل می شود که در این صورت، تصمیم گیری های آن – مثلا در تعیین تکلیف قوانین اختلافی مجلس و شورای نگهبان- از اهمیت مضاعف برخوردار خواهد بود. حتی مطابق اصل ۱۱۱ قانون اساسی، تا زمانی که دوسوم مجلس خبرگان رهبری به جمع بندی نهایی خود در مورد رهبر جایگزین برسند، شورایی سه نفره کشور را اداره می کنند که یکی از اعضایش، از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص خواهد بود.

بیشتر بخوانید: آیا تشکیل شورای رهبری بعد از آیت الله خامنه‌ای غیرممکن است؟

از سوی دیگر، آقای خامنه ای اخیرا اختیارات نظارتی مجمع تشخیص در مورد اجرای “سیاست های کلی نظام” را به میزان بی سابقه ای افزایش داده که به معنای افزایش انتظارات وی از مجمع در حیطه های تخصصی حکومتی بوده است. این در حالی است که این انتظار، در صورت تبدیل مجمع به مکان تجمع نیروهای “مطیع تر” رهبر -از جنس آقای موحدی کرمانی- به راحتی قابل تامین نخواهد بود.

بیشتر بخوانید: ماموریت جدید رهبر ایران به مجمع تشخیص

نهایت آنکه تشتت بی سابقه معتمدان رهبر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶، که نتیجه آن ایجاد نشدن هرگونه اجماع حداقلی در مورد کاندیداهای نهایی تا زمان تعطیلات عیده بوده، واقعیت دیگری است که نشان می دهد در مقطع زمانی حاضر، انتصاب افراد مرضی الطرفین در مجموعه این معتمدان، به میزان کم سابقه ای مشکل شده.

به ویژه، اگر کاندیداهای مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی برای پست ریاست مجمع تشخیص، “در معرض” نامزد شدن برای انتخابات ریاست جمهوری هم باشند، قاعدتا اعلام نام آنها به عنوان منتخب نهایی رهبر برای پست ریاست مجمع، معنای سیاسی ویژه ای خواهد داشت.

چه بسا این واقعیت، عامل اضافی دیگری باشد که پیچیدگی های انتخاب رئیس جدید مجمع تشخیص را، از تصورات اولیه ناظران بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی فراتر می برد.

No responses yet

Mar 22 2017

رهاسازی آب تالاب هورالعظیم آغاز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

ایسنا: با دستور استاندار خوزستان کار رهاسازی آب تالاب هورالعظیم به بخش خشک شده این تالاب به وسعت 5 هزار هکتار با هدف جلوگیری از تخریب دایک مرزی و نیز مقابله با ریزگردها آغاز شد.

به گزارش ایسنا، برداشتن کالورت‌ها (دریچه‌ها) و هدایت آب تالاب هورالعظیم به بخش خشک شده آن به وسعت پنج هزار هکتار که هم‌اکنون یکی از کانون‌های انتشار ریزگردها درمنطقه است، همواره با مقاومت شرکت توسعه مهندسی نفت “متن ” که این اراضی دراختیار آن‌ها است، مواجه بوده است.

با شروع بارندگی‌های اخیر و افزایش دبی آب رودخانه کرخه، سطح آب تالاب هورالعظیم بالا آمد که دایک مرزی با عراق را تهدید به شکستن کرد. حادثه‌ای که آذرماه امسال اتفاق افتاد و منطقه را متحمل خسارتی کرد.

در همین راستا سرپرست اداره کل مدیریت بحران استانداری خوزستان، معاون دادستان، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، معاون سازمان آب و برق خوزستان، مدیران شرکت توسعه مهندسی نفت “متن” و معاون دادستانی شهرستان هویزه و جمعی دیگر از مسئولان عصر روز سه‌شنبه از تالاب هورالعظیم بازدید و نسبت به رهاسازی آب این تالاب با هدف جلوگیری از شکستن دایک مرزی و نیز سیراب کردن اراضی خشک شده تالاب هورالعظیم تأکید کردند.

از عصر روز گذشته دریچه‌های آب تالاب هورالعظیم گشایش یافت و آب به اراضی خشک تحت اختیار شرکت مهندسی توسعه نفت “متن” رهاسازی شد.

کیامرث حاجی زاده، سرپرست اداره‌کل مدیریت بحران استانداری خوزستان، در این باره به خبرنگار ایسنا اظهار کرد: با سیراب شدن بخش خشک شده تالاب هورالعظیم، نگرانی‌ها بابت بلندشدن ریزگردها از این منطقه رفع می‌شود.

وی با اشاره به همکاری شرکت نفت نسبت به رهاسازی آب در این منطقه و همچنین سازمان آب و برق بابت هدایت زه‌آب‌ها به حوضچه‌های پایین دستی شماره 5 تالاب هورالعظیم ادامه داد: با بارندگی اخیر و افزایش دبی آب رودخانه کرخه، به تبع آب تالاب هورالعظیم بالا آمد و احتمال تخریب دایک مرزی ما با عراق وجود داشت. بنابر این با رهاسازی آب تالاب دو هدف عمده جلوگیری از تخریب دایک مرزی، همچنین بهبود شرایط زیست محیطی و پیشگیری از انتشار ریزگردها در اراضی خشک تالاب هورالعظیم، دنبال شد.

حاجی زاده گفت: مقررشد که آب حوضچه شماره 5 تالاب با احداث چند کالورت توسط شرکت متن به اراضی خشک پایین دستی تالاب سرریز شود. این عملیات انتقال عصر دیروز با ایتفاده از ماشین آلات حفاری توسط شرکت متن شروع شد.

وی افزود: تمام این اقدامات با هماهنگی و حمایت استاندار صورت گرفت تا حداکثر استفاده از آب ورودی به تالاب برای توزیع درمناطق خشک آن انجام شود. این کار برای حفظ شرایط امنیتی، اقتصادی و اجتماعی منطقه تالاب بسیار ضرورت داشته است.

حاجی زاده اظهار کرد: دراین بازدید هماهنگی‌های لازم برای تقویت دایک‌های حفاظتی پاسگاه‌ها و نقاط نظامی با همکاری شرکت مهندسی توسعه نفت “متن” صورت گرفت.

No responses yet

Mar 22 2017

ایرانی‌‌ها شاد نیستند یا خوشبخت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین قاضیان جامعه شناس
همین اولین روز سال که همه دوست دارند شاد باشند، خبر دادند ما ملت شادی نیستیم. اعلام شد که یک موسسه معتبر زیر نظر سازمان ملل گزارش داده است مردم ایران در میان ۱۵۵ کشور جهان، از نظر شاد بودن در رتبه‌ ۱۰۸ قرار دارند.

احتمالاً بیشتر ما ایرانی‌ها به سرعت این نوع گزارش‌ها را می‌پذیریم. نه فقط به این دلیل که منبعی معتبر در ارتباط با سازمان ملل آن را اعلام کرده است، بلکه شاید به این دلیل که نه خودمان خیلی شاد هستیم نه شادی چندانی در میان مردم و در جریان زندگی عمومی مشاهده می‌کنیم.

اما خیلی هم غمگین نباشید. ما از نظر شادی در رده صد و هشتمین کشور جهان نیستم. خبر خوب این است که این گزارش مربوط به «شادی» نیست. اما زود هم خوشحال نشوید و شادی نکنید. خبر بد این است که بدبختانه این گزارش در باره «خوشبختی» است. درست است که این گزارش نمی‌گوید ما شاد هستیم یا نیستیم، اما می‌گوید کشور ما از نظر سطح خوشبختی و رضایت از زندگی در رده صد و هشتمین کشور جهان قرار دارد. یعنی که در مقیاس جهانی چندان احساس خوشبخت نمی‌کنیم.

شادی و خوشبختی و یک اشتباه

چرا شادی و خوشبختی در این جا اشتباه گرفته شده‌اند؟ این اشتباه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چرا این اشتباه در سال‌های اخیر در رسانه‌‌های فارسی زبان به تکرار بازگو می‌شود؟

مشکل از یک سوء‌تفاهم زبانی ریشه می‌گیرد. گزارشی‌هایی مانند آن چه چند سالی است تحت عنوان World Happiness Report منتشر می‌شود، در فارسی به شکل گزارش جهانی «شادی» ترجمه شده است. در گام نخست، خیلی هم بیراه نیست. چون اولین معنای happiness در زبان انگلیسی شادی است. اما مشکل از آن‌جا شروع می‌شود که happiness در انگلیسی معنای رایج دیگری هم دارد: خوشبختی یا سعادت.

بیشتر بخوانید:

رتبه‌بندی شادی ملت‌های مختلف؛ نروژ اول، ایران ۱۰۸

نتیجه یک نظرسنجی درباره بهترین کشورهای جهان؛ سوئیس اول، ایران هفتاد و نهم

رتبه‌بندی کیفیت زندگی در شهرهای جهان؛ ‘وین اول، تهران ۱۹۹’

معنای اول happiness بیانگر نوعی احساس است؛ احساس خوشایندی که ما آن را در فارسی با کلماتی مثل خوشی، خوشحالی، شادکامی، سرخوشی، شعف و به صورت ساده با همان تعبیر شادی بیان می‌کنیم. این احساس، واکنشی است هیجانی – عاطفی به اتفاق خوشایندی که در درون خود تجربه می کنیم و اغلب هم آن را با لبخند، خنده یا احساس لذت و هیجان بروز می‌دهیم. در این معنا، شادی در در مقابل غم و ناراحتی قرار می گیرد.

معنای دوم مربوط به یک احساس آنی نیست؛ مربوط به برش کوتاهی از احساسات ما در آن لحظه نیست؛ مربوط است به ارزیابی کلی ما از زندگی خودمان؛ مربوط است به میزان رضایتی که از زندگی خود داریم، و این که خود را در زندگی تا چه اندازه خوشبخت یا سعادت‌مند می دانیم.
Image caption مردم جمهوری آفریقای مرکزی آخرین کشور جهان از نظر سطح خوشبختی‌ بوده‌اند

گزارش خوشبخت‌های جهان

دست بر قضا World Happiness Report هم در باره شادی نیست. بلکه در باره خوشبختی است. این گزارش بر مبنای پیمایش جهانی موسسه گالوپ تنظیم می‌شود. در این پیمایش به مردم گفته می‌شود یک نردبان ۱۰ پله‌ای را در نظر بگیرند و فکر کنند که بهترین وضعیت زندگی در پله ۱۰ این نردبان قرار دارد و بدترین وضعیت زندگی در پایین‌ترین پله آن. سپس از آن‌ها پرسیده می‌شود که خود شما فکر می‌کنید در حال حاضر در کجای این نردبان زندگی قرار دارید.

مردم ایران به طور میانگین گفته‌اند که احساس می‌کنند بین پله ۴ و ۵ (۴/۶۹۲) قرار دارند. نروژی‌ها که این پیمایش نشان می‌دهد خوشبخت‌ترین مردم جهان‌اند گفته‌اند (به طور متوسط) خود را بین پله ۷ ۸ احساس می‌کنند و مردم جمهوری آفریقای مرکزی که آخرین کشور جهان از نظر سطح خوشبختی‌ بوده‌اند خود را بین پله ۲ و۳ احساس می‌کرده‌اند.

همان طور که می‌بنید، در این جا وضعیت کلی زندگی که مخلوطی است از میزان رضایت فرد از آسایش و رفاه و سلامتی خود مورد پرسش قرار گرفته است نه میزان شاد بودن در زندگی.
حق نشر عکس Getty Images
Image caption بر مبنای احساسات مثبت، شاد‌ترین کشورهای جهان همان‌ها نیستند که خوشبخت‌ترین ها به حساب آمده‌اند

آیا خوشبخت‌ها شاد هستند؟

اما آیا همه‌ خوشبخت‌ها شادند و آن‌ها که کمتر خوشبخت‌ هستند، غمگین‌اند؟

در همین نوع از پژوهش‌ها، برای اندازه‌گیری شادی از معیارهایی متفاوت از سنجش خوشبختی استفاده می‌شود. موسسه گالوپ در کنار سنجش خوشبختی، عواطف و احساسات را هم در سطح جهانی می‌سنجد، هم احساسات مثبت هم احساسات منفی.

احساسات مثبت شامل لبخند زدن، خندیدن، کار هیجان انگیزی انجام دادن، کیف کردن، استراحت کردن می‌شود و احساسات منفی شامل عصبانیت، اضطراب، نگرانی، احساس غم و درد.

بر مبنای احساسات مثبت، شاد‌ترین کشورهای جهان همان‌ها نیستند که خوشبخت‌ترین ها به حساب آمده‌اند. گزارش سال ۲۰۱۶ موسسه گالوپ نشان می‌دهد که شادترین مردم در پاراگوئه، گواتمالا، هندوراس و چهار کشور دیگر آمریکای مرکزی و لاتین در کنار ازبکستان، اندونزی و سوئیس زندگی می‌کرده‌اند.

غمگین‌ترین مردم اما در کشورهای متنوع‌تری به سر می‌برده‌اند. در راس این کشورها سوریه قرار داشته است و پس از آن کشورهایی مثل ترکیه، نپال، گرجستان، صربستان و عراق قرار می‌گیرند. اما وقتی به فهرست کشورهای خوشبخت جهان نظری بیاندازیم، ترکیه، نپال و صربستان در یک پنجم بالای جدول خوشبخت‌ها قرار دارند.

به این ترتیب، گویی احساس شادی و غم رابطه مستقیمی با خوشبختی ندارند. پس حالا اگر جزو خوشبخت‌ها نیستیم، شاید هنوز بتوانیم جزو شادها قرار بگیریم.

No responses yet

Mar 22 2017

پرسه در محلات املاک‌نجومی؛ بذل و بخشش محمدباقر قالیباف شهردار تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سحام نیوز: ۱۰۸ مورد واگذاری، ۱۱۰ ملک به ۱۲۲ نفر، مساحت ۱۷ هزار و ۱۸ مترمربع، ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان. در نگاه اول تعدادی رقم بود که شاید هر روزه به گوشمان می‌خورد و بی‌تفاوت از کنارش رد می‌شدیم؛ که این رقم‌ها به کار ما نمی‌آید. اما وقتی، گوشمان را تیز کرد که شد «افشای واگذاری چند هزار میلیاردی املاک به بعضی مدیران ارشد شهری و برخی اعضای شورای شهر تهران». ارقامی نجومی که تبدیل به خانه‌هایی با متراژها و قیمت‌های نجومی شد و واگذاری بی‌ضابطه املاک شهرداری به افراد خاص، افکار عمومی را به واکنش واداشت.

به گزارش خبرآنلاین حالا از شهریور ماه ۹۵ مردم بی‌اعتماد شده‌اند و حساس به رقم‌ها؛ ملک‌هایی که با تخفیف‌های ۵۰ درصدی به افرادی واگذار شد که اگر در شهرداری هم کاری نمی‌کردند به هر صورتی ارتباطی با آن داشتند و شهردار بخشیده بود و خیلی راحت تکذیب می‌کرد؛ تکذیب واگذاری غیرقانونی ملک‌هایی در دربند، ولنجک، شهرک غرب، سعادت‌آباد، هروی و اقدسیه که گمان می‌برد سرپوشی باشد برای این افشاگری و جنجال؛ خانه‌هایی در بهترین نقاط شهری که چشم و گوش هر شهروندی را حساس می‌کند، حساس می‌کند و اعتمادی که رفته را برنمی‌گرداند. اعتمادی رفته که دیگر تکذیب نمی‌شود. هرچند که طبق آخرین آمار دادستان تهران تاکنون از ۱۸۴ نفر در پرونده املاک نجومی تحقیق شده است.

سنگینی سایه املاک نجومی بر محله دربند؛ حراج ۸۰۰ مترمربع

«صدای زنگ دوچرخه بچه‌ها که به گوشمون می‌خورد، یعنی نزدیک شدیم و وقت استراحته. صدای قهقهه بچه‌ها اسم رمزمون بود؛ یعنی آخر خطه و باید بساط کوه‌نوردی رو جمع کنیم و بریم تا هفته بعد.» لم داده به مجسمه شاه‌بابا و سرش را بالا گرفته؛ انگار که مخاطب حرف‌هایش شاه‌بابا باشد. پیرمرد ۷۰ ساله‌ای است که از جوانی کوه‌نوردی می‌کرده و آخر هر هفته از پایین شهر به دربند می‌آید و تا شیرپلا می‌رود. «خیلی وقته که بازنشسته شدم و با حقوق بخور نمیر بازنشستگی زندگی می‌کنم. هر جمعه باید کلی پول کرایه تاکسی بدم تا برسم اینجا برای کوه‌نوردی. صرف نمی‌کنه؛ اینهمه پول خرج کنم که سالم بمونم؟ برم تا شیرپلا و برگردم پایین دود و آلودگی بره تو ریه‌هام که چی بشه؟»

پیرمرد خسته است؛ گلایه از وضع زندگی و پایین‌شهری و بالاشهری و هزار مشکل دیگر را سر کرایه تاکسی‌اش از خانه تا دربند خالی کرده و انگار شنونده‌ای بهتر از مجسمه شاه‌بابا پیدا نکرده. «قبلا یک دربند بود و کوه‌نوردیش؛ کی حرف بالاشهر و پایین‌شهر می‌زد؟ حالا سرتاسر شده برج و ساختمون و جوونا و مردم بی‌دردی که بدون زحمت تو خونه‌های میلیاردی می‌شینن و زندگی می‌کنن. از کی اینجوری فاصله افتاد بینمون؟»

حالا خاطره‌هایش گل کرده و از قصه‌های پدر و مادرش می‌گوید. «پدربزرگ خدا بیامرزم هم کوه‌نورد بود؛ تعریف می‌کرد زمان قاجار، شاهزاده ها اینجا زندگی می‌کردن، ویلا و خونه‌های اعیونی می‌ساختن. حالا هم دوره زمونه برگشته؛ اینجا شده محله اعیونی‌ها و از ما بهترون.»

به اینجا که می‌رسد دستش را جلوی دهانش می‌گیرد که یعنی بعضی حرف‌ها را نمی‌شود زد. «فقط همین رو بگم که تو محله ما خیلی‌ها از خواب شبشون می‌زنن برای سیر نگه‌داشتن خونوادشون؛ حالا اینجا سر خونه‌های نجومی دعوا می‌کنن.»

داستان خانه‌ها و املاک نجومی حتی پیرمرد کوه‌نورد ۷۰ ساله را هم به صدا درآورده؛ خانه‌هایی که با متراژ بالا و کمترین قیمت بدون هیچ توجیهی از طرف شهرداری به اعضای شورای شهر، مدیران شهری و … واگذار شد و حاشیه‌های زیادی را به دنبال داشت. تا جایی که مسئول یکی از آژانس‌های املاک دربند در توضیح قیمت و متراژ ملک‌های این محله می‌گوید: «سال ۹۳ که ملک‌های نجومی واگذار شد، افزایش قیمت داشتیم و کمترین قیمت برای ملک‌ها از متری ۷ و نیم برآورد می‌شد؛ آن‌هم نه نوساز، قدیمی و چند سال ساخت و بهترین و لوکس‌ترین ملک‌ها متری ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان بود؛ اما الان که ۲ سال گذشته ملک‌ها از متری ۸ میلیون تومان شروع می‌شود تا بهترین و سوپرلوکس‌ترین ملک که متری ۳۰ میلیون تومان است.»

بیشترین تعداد خانه‌های نجومی در محله دربند واگذار شده است؛ تا جایی که ظاهرا ۶ مدیر شهری با مساحتی بالغ بر ۷۸۳ مترمربع، مالک خانه‌هایی با متراژ بالا و قیمت پایین شده‌اند.

«دیگه نمی‌شه اعتماد کرد؛ دیگه نمی‌دونم دردم رو به کی بگم.» وزنش را می‌اندازد روی عصای کوه‌نوردی و آرام بلند می‌شود و سرپایینی دربند را به مانند جوانی شاداب پایین می‌رود و وجب به وجب برج‌ها و ساختمان‌های مسکونی را برانداز می‌کند. محله دربند اما برخلاف گلایه‌های پیرمرد فقط مختص اقشار با درآمد بالا نیست و قشرهای مختلفی از مردم در این محله سکونت دارند و همین مسئله اختلاف فاحش طبقانی و ناهمگونی‌های بسیاری را به وجود آورده است. اختلافاتی همچون مسائل آموزشی، تحصیلی و فرهنگی که بر بافت اجتماعی منطقه تاثیر گذاشته و فضایی در ظاهر چند قطبی را به وجود آورده است؛ با این حال این منطقه یک مکان تفریحی و توریستی محسوب می‌شود و به همین دلیل دارای موقعیتی خاص است. موقعیتی توریستی که به خاطر بافت قدیمی شهری‌اش، هرهفته میزبان شهروندانی با طبقه‌ها و پایگاه‌های اجتماعی متفاوت است.

با وجود این ناهمگونی‌ها این منطقه از لحاظ دسترسی محلی در شرایط خوبی قرار دارد و همین مسئله باعث شده در سال‌های اخیر این محله تا حدود زیادی از بافت سنتی خود خارج و به بافتی مدرن تبدیل شده است. املاکی دربند از خانه‌های میلیاردی می‌گوید. «خونه‌ای که می‌تونی تو دربند با متری ۳۰ تومن بخری، دیگه خونه نیست، کاخه. معلوم نیست که این قبیل خونه‌ها افتاده دست شهرداری یا نه؛ ولی با این اختلاف زیاد طبقاتی درست نیست آدم تو این خونه‌ها زندگی کنه. آخرش که چی؟ جایی که میریم همه یه اندازه‌اس.»

ولنجک‌نشینی با حراج تنها ۲۲۰ مترمربع

«مگه این شهر چند تا کوچه بن بست با این اهل دلا و منظره قشنگ داره؟ چندتا کوچه شیب‌دار با ویوی جنگل؟ کدوم خیابون این شهر به بام می‌رسه با این عظمت؟ ولنجک یک شهره برای خودش» اینها را جوانی می‌گوید که ۵ سال است در ولنجک زندگی می‌کند و این محله جزئی از هویتش شده است. محله‌ای برای طبقه‌ای خاص که به محله مرفه‌نشین شهر معروف شده است. «دانشگاه شهید بهشتی، سالن اجلاس سران، دانشگاه آزاد، کهف الشهدا، بام تهران، مؤسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور، مجموعه تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی ایران و … بازم بگم؟ کدوم محله‌اس که اینهمه دسترسی محلی و مکان‌های مهم توش باشه؟ تازه مرتفع‌ترین منطقه مسکونی ایران هم هست.»

تاریخ این محله به کشاورزان و دامداران آذری و لری برمی‌گردد که به خاطر آب‌و‌هوای خوب این منطقه برای کشاورزی و دامداری مهاجرت کرده بودند و از نظر مالی افرادی متوسط رو به پایین بودند ولی رفته رفته شرایط مالی‌شان تغییر کرده؛ تا جایی که حالا نوادگان آنها، همان مرفه‌نشینان ولنجک هستند. محله‌ای با خانه‌های ویلایی و مجتمع‌های مسکونی بلندبالا که چشم کمتر کسی را متوجه عظمت و زیباییشان نمی‌کند. خانه‌هایی که به گفته مسئول یکی از آژانس‌های املاک ولنجک، بر اساس ویلایی و چندطبقه بودن، آپارتمان، مشاعات، نوع معماری، دسترسی محلی و … ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری می‌شوند.

«کمترین قیمتی که می‌شه تو ولنجک باهاش خونه خرید از متری ۱۱ تا ۱۲ میلیون شروع می‌شه تا متری ۲۵ میلیون که بهترین خونه رو می‌شه خرید. املاک نجومی سال ۹۳ واگذار شد، تو اون دوره می‌شد با متری ۷، ۸ تومن هم خونه گرفت و بهترین خونه هم متری ۱۱ تومن بود. آقازاده‌هایی که خونه‌های ولنجک بهشون رسید با اونهمه تخفیف تقریبا مفت صاحب‌خونه و زمین شدن.»

محله بعدی واگذاری خانه‌های نجومی، ولنجک بود. محله‌ای در بالاترین نقطه تهران، با بهترین بافت شهری و اجتماعی، بیشترین دسترسی محلی و بهترین امکانات. «کافیه اراده کنی بری خرید؛ صدتا سوپر مارکت و رستوران و بانک و خشکشویی و .. کنارت سبز می‌شه. یکم تو زمستون رفت و آمد سخت می‌شه که خب بالاشهر نشینی این مسائل رو هم داره. با وجود این دسترسی‌ها چیزی که خونه‌های ولنجک رو از بقیه جاها متمایز می‌کنه معماری ساختمون‌هاس. بعضا یجوری راحی می‌شن که کل تهران رو زلزله ببره اینا طوریشون نمی‌شه. یعنی می‌خوام بگم پادشاهی زندگی می‌کنن.» محله‌ای که برخی مدیران تنها به ۲۲۰ متر تملک با ۵۰ درصد تخفیف راضی شدند.

مدیران شهری در محله آمریکایی‌نشین؛ حراج هزار مترمربع

واگذاری خانه‌های نجومی به دربند و ولنجک خلاصه نمی‌شود؛ شهرک غرب و مرزداران هدف بعدی واگذاری املاک شهرداری به خواص بودند. محله امریکایی‌نشین تهران که پیشینه آن به خارجی‌هایی برمی‌گردد که برای اسکان به این محله می‌آمدند. محله‌ای که مثل دو منطقه دیگر به عنوان یک محله لوکس و مرفه‌نشیت شناخته می‌شود و به خاطر وجود تعداد زیادی از مقاصد کاری، تفریحی، خرید و درمانی در آن، تردد و رفت‌و آمد شهرواندان زیاد است. خیابان‌بندی‌ها و بلوارهای عریض و امکان دسترسی سریع به چندین بزرگراه اصلی تهران سامانه ترافیکی مناسبی را در این منطقه از تهران به وجود آورده است.

«خونه‌های ویلایی زیادی تو شهرک غرب و مرزداران هست که معماری خیابون‌های فرعی رو مثل بافت شهری کشورهای اروپایی کرده؛ انقدر که خیلی از توریست‌ها برای دیدن این کوچه‌های فرعی میان و واقعا زیباست.» زن جوانی است که به گفته خودش قدم به قدم شهرک غرب را متر کرده و تمام خیابان‌های فرعی معروف شهرک را از بر است. «تفریح جوونای این منطقه خیابون ایران‌زمینه؛ یکی دیگه از خیابون‌های قشنگ شهرک که پاتوق دختر پسرهاییه که آخر هفته‌ها دور دور می‌کنن.»

تفاوت شهرک غرب با دربند و ولنجک و دیگر خانه‌های نجومی در امنیتی است که برای شهرک تامین شده؛ خیابان‌های بن‌بست بسیاری در این محله وجود دارد که علت اصلی طراحی آنها بالا بردن امنیت است و ابتدای هر بن‌بستی اتاق نگهبانی وجود دارد که کلیه رفت‌وآمدها در صورت توافق اهالی کنترل می‌شود. محله‌ای که سهم املاک واگذار شده شهرداری در آن بیش از هزار مترمربع است و به گفته یکی از مسئولان آژانس املاکی این منطقه قیمت‌ها از متری ۷ میلیون شروع می‌شود تا ۱۸ میلیون تومان. در حالی که قیمت ملک‌های این منطقه در سال ۹۳ از ۵ میلیون شروع و به ۸ میلیون تمام می‌شده است. «اگر میانگین هم حساب کنیم می‌شه متری ۷ میلیون. شما هزار مترمربع رو که در ۷ میلیون ضرب کنی می‌شه چقدر؟» به ضرب و تقسیم که می‌رسد، سوت کشدار بلندی می‌کشد و ماشین حسابش را نشان می‌دهد که به این رقم حساس شده و هشدار می‌دهد.

تکذیب؛ کارکرد مدرن شهرداری

از اینجا به بعد شهرداری کوتاه آمده و بیخیال مناطق آس شهری شده است؛ سراغ پاسداران و هروی و اقدسیه رفته تا شاید تعادل را بین مناطق شهری برقرار کند. «چند ساله که تو پاسداران کاسبی می‌کنم. محله خوبیه؛ بافت مذهبی‌نشین این منطقه به بقیه مسائلش اولویت داره. عموما خانواده‌های مذهبی با سطح درآمد بالا اینجا زندگی می‌کنن. هروی هم دو تا بخش داره؛ یک بخشش بافت قدیمی و محلیه و بخش دیگه‌اش پاسداران و ساقدوش می‌شه که بافت غیرمذهبی هم بینشون دیده می‌شه.»

یکی از مغازه‌داران خیابان پاسداران است که در پاساژی مشغول به کار است. «از لحاظ دسترسی محلی هم خیلی خوبه و هرچی که بخوای دم دستت هست.»

قیمت ملک‌های پاسداران هرچند از دیگر منطقه‌ها پایین‌تر است اما روند واگذاری آن طوری بود که حاشیه‌های زیادی را به همراه داشت و به افرادی واگذار شد که جز تکذیب تملک خانه‌های نجومی حرفی برای گفتن نداشتند.

ملک‌هایی که در سال ۹۳ از متری ۴ میلیون تومان شروع می‌شد و تا ۶ میلیون می‌رسید و در حال حاضر بعد از گذشت دو سال این مقدار به متری ۸ و ده میلیون تومان رسیده است. «شنیده بودم به یکی از مدیرای سابق شهرداری ملک ۴ میلیاردی داده بودن. درست و غلطش پای خودشونه ولی تو این محله مردم نون حلال می‌خورن. سر یک قرون دو قرونشون قسم می‌خورن. حالا حرف ۴ میلیارد پوله. ایشالا که اینم تکذیب بشه.»

No responses yet

Mar 22 2017

روایت جدید از “رودست” ایران به روسیه و اسراییل در سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: الجریده کویت مدعی شده کار کردن سامانه اس 300 مستقر در سوریه در جمعه گذشته در حالی است که پیشتر این سامانه ورود جنگنده های اسراییل به داخل خاک سوریه را هشدار نمی داد.
حمله هوایی 5 روز پیش اسراییل به خاک سوریه اتفاق تازه ای نبود اما عمل کردن سیستم دفاع ضد موشکی و پرتاب یک موشک از این سیستم به سمت یک فروند هواپیمای جنگنده اسراییلی اتفاق بی سابقه ای بود که دست مایه تحلیل های تازه ای شده است.

به گزارش عصر ایران به نقل از وب سایت “جروزالم پست ” اسراییل، روزنامه الجریده کویت در گزارشی به قلم “فرزاد قاسمی” خبرنگار این روزنامه در تهران به واکاوی اتفاق روز جمعه در سوریه پرداخته و ادعاهای جدیدی را درباره این حمله و ماجرای پشت پرده آن نقل کرده است.

بر اساس گزارش روزنامه الجریده، همکاری ایران و سوریه بدون اطلاع مسکو باعث شد که این بار سامانه دفاعی اس 300 مستقر در سوریه علیه حمله هوایی اسراییل کار کند.

روزنامه الجریده در گزارش خود به اظهارات یک مقام مطلع در وزارت دفاع ایران استناد کرده و ماجرای خود را به نقل از او بیان می کند و نامی از این مهندس وزارت دفاع ایران نبرده است.

بر اساس این گزارش ایران و سوریه از مدت ها پیش به دلیل کار نکردن سامانه اس 300 مستقر در سوریه در برابر تهدیدات اسراییل به این سامانه مشکوک بوده اند و احتمال می داده اند که روسیه کدهای این سامانه را در اختیار اسراییل قرار می دهد چون رادار سامانه اس 300 در سوریه پیشتر هواپیماهای اسراییلی را هواپیماهای غیر دشمن شناسایی می کرد و این حاکی از آن بود که اسراییلی ها کدهای امنیتی سامانه های مستقر اس 300 در سوریه را در اختیار داشته اند.

روایت جدید از

از همین رو یک هیات مهندسی – نظامی ایران چند هفته پیش به منظور تغییر کدهای سامانه اس 300 بدون اطلاع روسیه به سوریه سفر کرده است و در چند پایگاه کدهای سامانه اس 300 را بدون اطلاع روس‌ها تغییر داده و این مساله باعث شد بخش هایی از سامانه اس 300 روز جمعه درباره حمله هوایی اسراییل به موقع هشدار دهند و حتی یک موشک به سمت یک جنگنده اسراییلی شلیک شود.

دولت سوریه گفته است یک فروند جنگنده مهاجم اسراییل را روز جمعه با سامانه اس 300 هدف قرار داده اما اسراییل این ادعا را تایید نکرده است.

بر اساس گزارش الجریده، مهندسان وزارت دفاع جمهوری اسلامی قابلیت های گسترده ای در تغییر کدهای امنیتی روسی سامانه اس 300 دارند و این اتفاق پس از آن روی داده که گزارش هایی دریافت شد که مدعی بودند اسراییلی‌ها کدهای امنیتی سامانه اس 300 مستقر در ایران را از روسیه دریافت کرده اند.

به گفته منبع مطلع در وزارت دفاع، مهندسان ایرانی با ساخت سامانه بومی “باور 373 ” و تلفیق آن با سامانه روسی اس 300 ، سامانه دفاعی خود را تا حدود زیادی ایمن کرده اند چون ترکیب سامانه باور 373 – که نسخه بومی اس 300 روسی است- با سامانه اس 300 روسی کار دست یابی به کدهای امنیتی آن را برای اسراییل سخت می کند.

بر همین اساس مهندسان وزارت دفاع این قابلیت های خود را در تغییر کدهای امنیتی سامانه اس 300 را در اختیار سوریه هم قرار داده اند چون ایران و سوریه بر این گمان هستند که روس ها کدهای امنیتی اس 300 را به اسراییل می دهند.

کارکرد روز جمعه سامانه اس 300 مستقر در سوریه، اسراییل را شوکه کرده است چون آنها با در اختیار داشتن کدهای امنیتی که از روس ها گرفته بودند انتظار عملکرد سامانه ضد هوایی سوریه را نداشته اند غافل از اینکه چند هفته پیش مشاوران ایرانی با سفر به سوریه کدهای امنیتی واحدهایی از سامانه اس 300 را بدون اطلاع روسیه تغییر داده بودند.

بشار جعفری نماینده سوریه در سازمان ملل پس از آتشباری سامانه اس 300 در روز جمعه به سوی جنگنده های اسراییلی اعلام کرد که واکنش پدافند هوایی کشورش علیه جنگنده های اسرائیلی “قواعد بازی را تغییر داده است.”

به گفته این دیپلمات سوری این حادثه باید اسرائیل را تکان داده و سبب شود اسراییل از این پس در تکرار حملات علیه سوریه، بیشتر تامل کند.

No responses yet

Mar 22 2017

سقوط آزاد به زیر خط فقر: دقیق‌تر نگاه کنید؛ کارگران زن بر سر چهارراه‌ها منتظر کار شرافتمندانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است. چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها…

کلمه-نرگس نامدار: اگر دیدن کارگران مرد که صبح‌های زود بر سر چهارراه‌ها یا سر گذرها ایستاده‌اند تا وانتی توقف کند و صدای‌شان کند برای کارگری عادی شده، اما دیدن زنانی که با چند قدم فاصله از آنان به انتظار برای کار ایستاده‌اند کاملا دور از انتظار است.

حتی برای اولین بار که دیده شدند به ذهن هم خطور نکرد که شاید در انتظار کارفرمایی هستند که برای کار روزانه به دنبال کارگر می‌گردد.

کارگرانی که برای معیشت، این روزها در جست‌وجوی کارند و نان را روزانه به دست می‌آورند. برای آنان بیمه و حق بازنشستگی شوخی بیش نیست. مرزهای فلاکت و فقر از همه اینها گذشته است.

خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است.

چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها دیگر…»

ـ «مردم از کجا بدانند تو کارگری؟ اول به نظر می‌رسید منتظر تاکسی باشی»

می‌گوید: «همانطور که خودت فهمیدی. چند روز که رد شوند و مرا اینجا ببینند می فهمند منتظر کارم. این روزها همه دنبال کارگر خانه می‌گردند. پیدا که نکنند دنبال امثال من می‌آیند.»

ـ «در این چند روز هر روز رفتی سر کار؟»

می‌گوید: « هر روز که نه. ولی چند نفری ازم پرسیدند که کارگر هستم یا نه؟ اینجا محله اعیانی است و معمولا خانه‌ها کارگر می‌خواهند. بسیاری از مردم سر کار می‌روند برای همین روزهای آخر سال مجبور به خانه تکانی هستند.»

می‌پرسم: «چطور جرات می‌کنی به خانه‌ای بروی که نمی‌شناسی؟ به چه اعتباری؟»

خلاصه جواب می‌دهد: «وقتی سه تا بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی‌تواند کار کند این حرفها برایت مسخره می‌شود. شب عیدی هیچی ندارم.»

شوهرش سرایدار یک آپارتمان مسکونی بوده اما بر اثر تصادف از ناحیه کمر و لگن دچار شکستگی شدید شده، علاوه بر اینکه بیش از سه هفته هم در کما بوده. بعد از آن دیگر نمی‌تواند کارهای سنگین انجام دهد. از خانه و کار جواب‌شان کردند. الان در یک اتاق استیجاری در باقرآباد تهران زندگی می‌کنند. دختر ۱۳ ساله که اولین بچه است هم درس می‌خواند و هم از پدرش مراقبت می‌کند. مجبور شده‌اند بچه دوم‌شان را به شهرستان نزد اقوام بفرستند تا کمی از خرج‌شان کاسته شود و سومی هم کلاس اول می‌خواند.

این خلاصه زندگی زنی بود که این روزها در گذرگاهی در تهران به انتظار کار ایستاده است.

نگاه‌تان را این روزها دقیق کنید بر سر جاهایی که کارگران به انتظار ایستاده‌اند، در همان حوالی زنان کارگر را هم می‌بینید. پدیده‌ای که روزگار بر دامن پایتخت نشانده است.

نسیم، اما بسیار جوان‌تر از گل‌بانو است. ۳۲ ساله است. او هم بر سر خیابان ایستاده است و به ماشین‌های گذری می‌گوید: «کارگر….»

می‌گوید: «بیکارم. خرج خانه را باید بدهم. کارگری هم عار نیست. مهم این است که با شرافت کار کنی.»

همان سوال‌ها را از او هم می‌پرسم و جواب می‌دهد: «بالاخره ترس که هست ولی یاد گرفتم از خودم چطور مراقبت کنم. به خانه مردم که می‌روم جلوی چشم‌شان به پدرم زنگ می‌زنم و آدرس می‌دهم و مرتب در حین کار به خانه زنگ می‌زنم. این عدم اطمینان برای صاحب خانه هم هست دیگر. آنها هم باید به من اطمینان کنند.»

می‌پرسم چرا به بنگاه‌های کار خدماتی مراجعه نمی‌کند؟ می‌گوید: «آنها استثمار می‌کنند. باید کلی سفته و چک بدهی. آخرش هم تو جان می‌کنی ولی سهم بیشتر را آنان برمی‌دارند.»

دلش نمی‌خواهد از زندگی‌اش حرف بزند. فقط می‌گوید آدم باید کارد به استخوانش برسد که چنین کاری کند.

درد به استخوانش رسیده است. صورتش با آنکه جوان است اما حکایت دستانش، راز دیگری را بر ملا می‌کند.

دست‌های او و گل‌بانو و همه مردان منتظر کار بر سر چهارراه‌ها و گذرها حکایت زندگی حداقلی است. داستان هزاران انسانی که کارگرند اما نام‌شان جایی ثبت نمی‌شود. “حداقل دستمزد”، “بیمه تامین‌اجتماعی”، “بازنشستگی” و… واژه‌های لوکسی هستند در زندگی بی‌رویای اینان.

برای آنان آمدن سال نو تنها فرصت یک کار بیشتر است، وگرنه روزهای آنان با روزهای دیگر فقط یک فرق دارد: زندگی‌شان سخت‌تر از روز قبل، پیش می‌رود. آنان هر روز یک قدم از خط فقر بیشتر پایین‌تر می‌روند.

No responses yet

Mar 22 2017

رویترز: ایران می‌خواهد حوثی‌ها را تبدیل به حزب‌الله یمن کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: خبرگزاری رویترز گزارش کرده که ایران برای حمایت شورشیان حوثی، اقدام به ارسال سلاح‌های پیشرفته و اعزام مستشاران نظامی به یمن کرده است.

این خبرگزاری به نقل از منابع غربی و منطقه‌ای خود گزارش داده که این اقدام توازن قوا را بر هم خواهد زد.

در این گزارش از پهپاد ابابیل، موشک‌های دوربرد و موشک ضد تانک کورنت به عنوان سلاح‌هایی نام برده شده که ایران به یمن فرستاده. همچنین آمده که ایران، شیعیان عرب و افغان را به عنوان مستشار برای آموزش نظامی شورشیان حوثی به یمن اعزام کرده است.

رویترز از یک مقام ارشد ایرانی که نامش را فاش نکرده نقل می‌کند که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، ماه پیش با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در تهران دیدار و راه‌های “تقویت” شورشیان شیعه حوثی را بررسی کرده است: “در این جلسه، آنها تصمیم گرفتند که کمک‌های خود شامل، آموزش، سلاح و حمایت مالی را افزایش دهند.”

“یمن جایی است که جنگ نیابتی واقعی در آن در جریان است و پیروزی در این جنگ به تعریف جدید توازن قوا در خاورمیانه کمک می‌کند.”

بحران داخلی یمن از دو سال پیش آغاز شده، زمانی که شورشیان حوثی حکومت عبدربه منصور هادی را سرنگون کرده و کنترل صنعا پایتخت را به عهده گرفتند.

عربستان در حمایت از دولت سابق یمن ائتلافی را شکل داد و با شورشیان حوثی وارد جنگ شد. عربستان همواره ایران را متهم کرده که به شورشیان حوثی کمک تسلیحاتی می‌کند، اما ایران می گوید که حمایتش از حوثی ها معنوی و سیاسی است.

اکنون بخش‌های جنوبی و شرقی یمن در کنترل نیروهای دولتی است و شمال غرب و پایتخت که پر جمعیت‌تر هستند در اختیار شورشیان حوثی است.

رویترز تحلیل می‌کند که افزایش حمایت از شورشیان حوثی می‌تواند به این معنا باشد که نفوذ تندروها در سیاست‌های تهران افزایش یافته است.

به این ترتیب ایران می‌خواهد در واکنش به سیاست سختگیرانه‌ای که دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در قبال ایران در پیش گرفته پیش دستی کند.

سرلشگر احمد عاصری، سخنگوی ائتلاف عربستان در نبرد با شورشیان حوثی به رویترز گفت: “در این که ایرانی‌ها از راه‌های مختلف اسلحه به منطقه قاچاق می‌کنند اطلاعات و شواهد کم نیست.”

“ما در یمن موشک ضد تانک کورنت می‌بینیم که نه جزء سلاح‌های ارتش یمن بوده نه شورشیان حوثی پیشتر این موشک را در اختیار داشتند.”

اما رهبر شورشیان حوثی تکذیب کرده که ایران به یمن اسلحه قاچاق می‌کند و این ادعا را تلاش عربستان می‌داند که بر شکست خود در جنگ با شورشیان حوثی سرپوش بگذارد.

جنگ داخلی یمن تاکنون به کشته شدن ده هزار نفر انجامیده، بسیاری را آواره کرده و جمعیت کثیری را در معرض قحطی قرار داده است.

رویترز همچنین از یک مقام سابق امنیتی ایران که نامش را فاش نکرده نقل می کند که تندورها در تهران تصمیم گرفته اند شورشیان حوثی را تقویت کنند “تا موقعیت خود را در منطقه محکمتر کنند.”

“برنامه آنها تشکیل یک گروه شبه نظامی مشابه حزب الله در یمن است. برای مقابله با سیاست های خصمانه ریاض، ایران باید از تمام حربه های خود استفاده کند.”

در گزاش رویترز به این اشاره شده که ۲۷۰۰ کیلومتر مرز ساحلی یمن امکان جلوگیری از قاچاق اسلحه را تقریبا ناممکن کرده است. در این گزارش همچنین به استفاده شورشیان حوثی از پهپاد ابابیل ایران هم اشاره شده است.

پس از حمله آمریکا و بریتانیا به عراق و سرنگون کردن صدام حسین، ایران و عربستان هر دو سعی کردند خلا قدرت موجود را پر کنند و رقابت دو کشور بتدریج باعث تیره شدن روابطشان شد که پیش از آن چند سالی در آرامش بود.

هر دو کشور دیگری را به جنگ نیابتی و دامن زدن به تنش های فرقه‌ای متهم کردند. با کشیده شدن دامنه جنگ به سوریه این وضعیت تشدید شد، ایران به حمایت و پشتیبانی از دولت بشار اسد پرداخت و عربستان هم متهم شد که به گروه‌های مخالف دولت سوریه کمک می‌کند.

از ابتدای سال ۱۳۹۴ و شعله‌ور شدن آتش جنگ داخلی در یمن، روابط دو کشور وارد وضعیت وخیمتری شد، عربستان ائتلافی را شکل داد و به کمک دولت یمن رفت و ایران را متهم کرد که به شورشیان حوثی کمک می‌کند.

مهرماه ۱۳۹۴ مرگ بیش از ۴۰۰ ایرانی هنگام اجرای مناسک حج در منا تنش را بیشتر کرد و سه ماه بعد اعدام شیخ نمر روحانی شیعه در عربستان و در پی آن حمله عده‌ای به سفارت عربستان سعودی در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، باعث قطع کامل روابط دیپلماتیک دو کشور شد که تاکنون ادامه دارد و در چند ماه اخیر به جنگ لفظی شدیدی کشیده شده است.

No responses yet

Mar 21 2017

آل اسحاق: ۴۵ میلیون ایرانی در تنگنای معیشتی قرار دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق می‌گوید که درآمد سرانه کنونی در ایران نسبت به سال ۱۳۵۵ حدود ۳۰ درصد کاهش داشته٬ رفاه مردم به نسبت ۴۰ سال پیش دچار «چالش» شده و ۴۵ میلیون شهروند ایران در «تنگنای معیشیتی» قرار دارند.

یحیی آل اسحاق روز سه‌شنبه، اول فروردین، به وب‌سایت «قدس‌ آن‌لاین» گفت که «متاسفانه درآمد سرانه و قیمت‌های ثابت در حال حاضر به حدود ۷۰ درصد درآمدهای سال ۱۳۵۵ کاهش یافته است.»

آل اسحاق این کاهش درآمد سرانه را نشانه به چالش کشیده شدن رفاه مردم ارزیابی کرده و افزود که بیش از ۶۰ درصد مردم ایران «نمی‌توانند هزینه‌هایشان را با درآمد‌هایشان تطبیق دهند.»

به گفته وی، در حال حاضر ۴۵ میلیون نفر از مردم ایران که جزء «طبقه متوسط» هستند٬ در تنگنای معیشتی قرار دارند.

آل‌ اسحاق همچنین گفت که ایران دو تا هشت میلیون نفر بیکار دارد و ساکنان شهر‌های بزرگ «دوسوم حقوق خود را صرف اجاره بهای مسکن می‌کنند.»

این فعال اقتصادی در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که در حال حاضر ۹۴ درصد واحد‌های تولیدی در ایران «در بدترین وضعیت موجود قرار دارند.»

به گفته وی، «افزون بر ۷۰ درصد واحدهای تولیدی کوچک و متوسط هم تعطیل است یا با ظرفیت ۳۰ درصدی مشغول فعالیت هستند.»

اقتصاد ایران سال‌هاست دچار تورم٬ نقدینگی بالا٬ بیکاری و رکود بالا است و همین عوامل به گواه کارشناسان به آسیب‌های اجتماعی٬ نارضایتی‌ها و فساد گسترده در کشور دامن زده است.

در سال ۱۹۷۷ میلادی درآمد سرانه ايران ٢,١٤٦ دلار بود که در سال ۲۰۱۲ به ٤,٥٢۵ دلار رسید و نسبت به سایر کشور‌های همسایه کشور از جمله ترکیه بیانگر رشدی ناچیز است.

بر اساس آمار دولتی، حدود ۴۰ ميليون ايرانی زير خط فقر مطلق و نسبی زندگی می‌کنند و ايران در ميان ۱۸ کشوری است که بيشترين بيکار را در جهان دارند.

از لحاظ فضای کسب و کار نیز رتبه ايران در جهان ۱۵۲ است و ارزش پول ملی، که پيش از جمهوری اسلامی از معتبرترين واحدهای پولی جهان بود، به شدت کاهش يافته و پول ايران جزء سه پول بی‌ارزش قلمداد می‌شود.

از حيث فساد دولتی نيز، ايران رتبه ١٤٤ را در جهان دارد و از نظر آزادی اقتصادی، رتبه جهانی ايران ١٧٣ است.

خروج سرمايه از ايران هم روندی رو به رشد داشته و، به گفته محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت در سال ۹۲، تنها در هشت سال پیش از آن بيش از ۶۰۰ ميليارد دلار از کشور خارج شده بود.

بسياری از صنايع کشور، از جمله صنايع برق و خودروسازی و چای و گاز و بيمه در آستانه ورشکستگی‌ قرار گرفته‌اند.

در زمينه توان رقابت اقتصادی کشورها و توانايی‌شان در تأمين رفاه برای شهروندانشان نیز ايران در رتبه ٨٨ جهان قرار گرفته است.

No responses yet

Mar 21 2017

زیباکلام: اصول گرایان در تعطیلات نوروز، مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.
در دو هفته تعطیلات نوروزی اصولگرایان مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید. البته هجمه‌های سنگین اصولگرایان از آغاز سال جدید بر دولت آقای روحانی کاملا قابل درک است. اصولگرایان می‌دانند هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ندارند.

به گزارش عصر ایران، صادق زیباکلام با این مقدمه در روزنامه «آرمان» می‌افزاید: برای آنها (اصولگرایان) مهم نیست که چه کسی نهایتاً نامزدشان خواهد شد. فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.

انتخابات مجلس در اسفند ۹۴ به اصولگرایان نشان داد که آنها هیچ بدنه اجتماعی میان جوانان، دانشجویان طبقه متوسط، بازاریان ندارند و بعید است بتوانند بیش از جلیلی رأی به دست آوردند. فرضاً اگر سعید جلیلی نامزد آنها شود نهایتاً می‌تواند همان چهار میلیون رأی ۹۲ را بیاورد. بنابراین آنچه برای اصولگریان می‌تواند «پیروزی» در انتخابات محسوب شود، آن است که تلاش کنند که رأی روحانی ریزش کند. به عبارت دیگر رأی روحانی نه‌تنها به ۱۹ میلیون سال ۹۲ نرسد، بلکه به کمتر از آن میزان یعنی حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون شود.

کاهش رأی روحانی برای اصولگریان پیروزی محسوب می‌شود، زیرا آنها می‌توانند به ایشان اعلام کنند اگر ما اصولگرایان محبوبیت نداریم، اما شما نیز فاقد محبوبیت هستید و خطاب به آقای روحانی بگویند مردم از سیاست‌های شما استقبال نکردند. بنابراین همه امید آنها این است که رأی جامعه دچار ریزش شده و مردم از رفتن پای صندوق استقبال نکنند. زیرا بسیاری از رأی‌دهندگان بالقوه آقای روحانی با این وسوسه روبه‌رو هستند که کارنامه آقای روحانی در چهار سالی که گذشت چندان درخشان نیست.

اصولگرایان امیدوار هستند امواج عدم شرکت در انتخابات گسترده شود تا روحانی نتواند رأی بالایی بیاورد. این مسأله موجب می‌شود که طرفداران آقای روحانی و اصلاح‌طلبان تلاش کنند مردم را پای صندوق‌های رأی بیاورند، درست در خلاف جهت اصولگریان که می‌خواهند آمار شرکت در انتخابات پایین آید. طرفداران اصلاحات باید تلاش‌کنند و مردم را تشویق و ترغیب کنند که پای صندوق‌های رای بیایند و در این مسیر، اصلاح‌طلبان به مردم اعلام کنند که درست است که آقای روحانی نتوانسته برای بیکاری و رکود گام‌های بلند و ملموسی بردارد، اما از نظر مهار تورم، کاهش تناوبات ارزی، افزایش رشد اقتصادی آن هم در اندازه‌ای که شاید کارشناسان نیز باور نداشتند در سال۹۵ به این میزان رشد اقتصادی برسیم، موفق عمل کرده است.

بنابراین اصلاح‌طلبان باید به رأی‌دهندگان بالقوه اعلام کنند که با نرفتن پای صندوق در حقیقت، آب به آسیاب تندروها می‌ریزند. این مهم را خود دکتر روحانی نیز باید انجام دهد و به‌جای رسیدگی به مصاحبه‌های نمایشی با خبرنگاران و مجریان برجسته صداوسیما که کسی هم غالباً آنها را خیلی قبول ندارد، در مصاحبه‌های انتخاباتی با مردم بی پرده سخن بگوید. روحانی صراحتاً اعلام کند، درست است که دولت وی نتوانسته اقتصاد را از رکود کامل خارج و اشتغال ایجاد کند، اما مردم باید اطلاع پیدا کنند چه میزان از اقتصاد ایران زیر نظر قوه مجریه و چه میزان از آن خارج از قوه مجریه زیر نظر بنیادها و سازمان‌هاست که نه‌تنها زیر نظر دولت قرار ندارند، بلکه زیر نظر مجلس هم نیستند و به فعالیت اقتصادی کلان مشغولند.

آقای روحانی باید این واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذارد. روحانی باید خطاب به مردم اعلام کند که به خاطر سیاسیت‌های پوپولیستی دولت قبل، ۴۰ میلیارد تومان یارانه ‌می‌پردازیم، در حالی که کل بودجه عمرانی کشور به ۱۵ هزار میلیارد تومان هم نمی‌رسد. آقای روحانی باید به مردم اعلام کند چه کسانی موجب شدند این میزان یارانه به مردم پرداخت شود، در حالی که یک شغل هم از پرداخت این یارانه‌ها ایجاد نمی‌شود.

اگر آقای روحانی محافظه‌کاری را کنار بگذارد و با مردم صادقانه سخن بگوید، آنگاه همین مردم متوجه خواهند شد مشکلات کلان اقتصادی ایران از کجاست و خواهند فهمید این اقتصاد ناکارآمد ایران است که از یک‌سو موجب رکود و از سوی دیگر موجب بیکاری گسترده به خصوص بین لایه‌های تحصیلکرده جامعه می‌شود.

No responses yet

Mar 21 2017

نامه تند مشاور احمدی‌نژاد به جعفری: وارث امینی برای میراث انقلاب نبودید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

آمدنیوز: مشاور محمود احمدی‌نژاد در کانال تلگرامی خود، طی نامه‌ای به فرمانده کل سپاه پاسداران از دخالت این نهاد نظامی در انتخابات انتقاد کرد.

به گزارش «آمدنیوز» عبدالرضا داوری مشاور رئیس پیشین جمهوری اسلامی در بخشی از این نامه نوشته است: «جنابعالی هم برای نام نیک این جهان و ثواب آن جهان، در این سطور به عین عنایت بنگرید که یکی از شهروندان جمهوری اسلامی ایران به شما توصیه کرد به آخرت و لحظه ملاقات با شهدا و امام شهدا بیاندیشید که در آنجا چنین سکوت ناموجه در برابر این همه مداخلات سیاسی و حزبی و انتخاباتی مشاوران و نهادهای تحت امرتان که جفا بر انقلاب و قانون اساسی و حقوق ملت است را چگونه موجه می سازید باشد که رستگار شوید.»

متن نامه‌ی عبدالرضا داوری مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران به شرح زیر است:

سردار سرلشکر پاسدار جناب آقای محمدعلی جعفری
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سلام علیکم

همانگونه که مستحضرید بر مبنای قوانین کشور و رهنمودهای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از هر نوع مداخله در امور سیاسی و انتخاباتی، شرعا و قانونا نهی و منع شده‌اند با این حال متاسفم که باستحضار برسانم مشاوران و نهادهای رسانه‌ای تحت امر فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مثابه کنشگران یک حزب فراگیر و قدرتمند که هم کلید رسانه و هم کلید زندان را توامان در اختیار دارند، بی محابا در مسائل حزبی و سیاسی و انتخاباتی به نفع یک جناح خاص وارد میدان شده و به مهندسی صحنه مشغولند؛ کافی است نگاهی به اظهارات مشاوران خود از محمدحسین صفار هرندی تا سیدمرتضی حسینی داشته و اخبار و گزارشهای فارس و تسنیم و نسیم و… را مرور کنید و سایه سنگین سازمان اطلاعات تحت امر خود را بر سر کنشگران سیاسی و رسانه ای دریابید که جملگی چگونه در برکشیدن یک جناح سیاسی و حذف رقبا مجاهدت می ورزند!

سردار عزیز!

جنابعالی و نهاد تحت امرتان، پاسدار انقلابی هستید که «حق تعیین سرنوشت و حاکمیت انسان بر سرنوشت خود» مهم‌ترین مدعایش بود؛ همان انقلابی که قرار نبود پایه‌های قدرت و نفوذ شخصی و یا قشر و طبقه‌ای خاص در آن تحکیم گردد؛ همان انقلابی که ضامن نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و در خط گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند. همان انقلابی که حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ را از تعرض‏ مصون‏ می داند؛ همان انقلابی که تفتیش‏ عقاید را ممنوع‏ ساخت‏ تا هیچکس‏ را نتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد. همان انقلابی که تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏‌های غیرمسلحانه و انتشار نشریات‏ و مطبوعات‏ را آزاد می داند؛ همان انقلابی که اصل‏ را بر برائت‏ می‌داند‏ و هیچکس‏ را از نظر قانون‏ مجرم‏ نمی‌شناسد؛ همان انقلابی که هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏، زندانی‏ یا تبعید شده‏، را به‏ هر صورت‏ که‏ باشد، ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ می داند؛ همان انقلابی که هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ را ممنوع می داند.

دریغا و دردا که مدعیان حراست از انقلاب اسلامی، وارثان امینی برای این میراث مفخّم نبودند؛ بر خوان انقلاب نشستند و نمک خوردند و نمکدان شکستند.

سردار عزیز!

نمی‌دانم آنچه می‌نویسم فریادی است بر سر چاه یا از ته چاه؟ هر چه هست حدیث چاه و فریاد نومیدانه مکرری است که تنها پژواکی از آن نصیب مردم می شود اما امیدی بر اصلاح رویه‌های خلاف قانون و غیرانقلابی نمی رود؛ با این حال سطور جاری را از باب توصیه نوشتم چه سعدی علیه الرحمه گفت: “دو چیز حاصل عمر است: نام نیک و ثواب”. جنابعالی هم برای نام نیک این جهان و ثواب آن جهان، در این سطور به عین عنایت بنگرید که یکی از شهروندان جمهوری اسلامی ایران به شما توصیه کرد به آخرت و لحظه ملاقات با شهدا و امام شهدا بیاندیشید که در آنجا چنین سکوت ناموجه در برابر این همه مداخلات سیاسی و حزبی و انتخاباتی مشاوران و نهادهای تحت امرتان که جفا بر انقلاب و قانون اساسی و حقوق ملت است را چگونه موجه می سازید باشد که رستگار شوید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .