Dec 04 2017

اولین شلیک موشک از یمن علیه امارات/ امارات تکذیب کرد

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: دولت انصارالله یمن اعلام کرد به سمت نیروگاه اتمی برکه در اطراف ابوظبی موشک شلیک کرده است.

به گزارش عصر ایران، بر اساس اعلام انصارالله یمن این موشک به هدف اصابت کرده است. این برای اولین بار است که دولت انصارالله در یمن از شلیک موشک به سمت امارات خبر می دهند.

دولت انصارالله یمن اعلام کرد موشک شلیک شده از نوع کروز و 1600 کیلومتر برد دارد.

این تاسیسات هسته‌ای در منطقه غربی امارت ابوظبی، پایتخت امارات و در سواحل خلیج فارس واقع است. در سال ۲۰۲۰ این تاسیسات شامل چهار نیروگاه برق هسته‌ای خواهد بود.

این در حالی است که امارات اخبار منتشر شده مبنی بر حمله موشکی انصارالله به سمت نیروگاه هسته‌ای این کشور را تکذیب کرده است.

هیات امور فوق‌العاده و بحران‌ در امارات با رد این خبر اعلام کرد تاسیسات هسته‌ای براکه در برابر حملات احتمالی محکم است و امارات سامانه‌های دفاع هوایی دارد که قادرند با هر تهدیدی مقابله کنند.

این تاسیسات اولین مجموعه برق هسته‌ای در امارات است و یک تاسیسات آب سنگین محسوب می‌شود.

No responses yet

Dec 04 2017

حاشیه های نامه رئیس سازمان سیا به قاسم سلیمانی

نوشته: در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

ایران وایر: مایک پمپيو، رئيس سازمان سیا تایید کرده نامه ای برای قاسم سلیمانی ارسال کرده ولی فرمانده سپاه قدس از گرفتن این نامه خودداری کرده است. نه آذرماه، محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر آیت الله خامنه ای گفته بود این نامه در بوکمال سوریه ارسال شده ولی سلیمانی گفته: «نامه تو را نمی گیرم و نمی خوانم و اصلا با این افراد صحبتی ندارم.»

مایک پمپيو که دیروز در بنیاد ریگان سخنرانی کرده، با تایید این خبر، به شوخی گفته این ماجرا موجب دل شکستگی او نشده است. او در این نامه می خواسته به سلیمانی بگوید ایران را در قبال وضعیت سوریه مسئول می داند، درباره حمله به منافع آمریکا در منطقه هشدار دهد و مطمئن شود سلیمانی و رهبر ایران متوجه این موضوع هستند.

در سال های اخیر روایت های متعددی درباره تماس های سلیمانی با آمریکایی ها منتشر شده است. به عنوان نمونه، مرداد ۹۰ خبرهایی منتشر شد درباره اینکه سال ۸۷ ژنرال پترائوس، رئیس وقت سازمان سیا پیامکی از سلیمانی دریافت کرده که در آن آمده بود: «من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست های ایران را در عراق، لبنان و غزه و افغانستان تدوین می کند.»

آبان ۹۳، صادق خرازی، سفیر پیشین ایران در لندن در یادداشت کوتاهی نوشت که جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا به محمدجواد ظریف گفته مایل است یک بار هم شده سلیمانی را ببیند و اوباما، رئيس جمهور وقت آمریکا هم به حیدرالعبادی، نخست وزیر وقت عراق گفته سلیمانی دشمن من است ولی برای او احترام ویژه ای قائل هستم. آذر۹۳ هم رسانه های ایرانی گزارش دادند سلیمانی نامه ای به لئون پانتا، وزیر دفاع وقت آمریکا داده و در واکنش به برخی تهدیدها به او گفته «اگر لازم باشد،‌ نزدیک تر هم خواهیم شد.» در این روایت تاکید شده بود علیرغم اینکه در دفتر فرماندهی وزارت دفاع آمریکا در پنتاگون، هفت لایه حفاظتی وجود دارد ولی نامه سلیمانی با آرم سپاه قدس روی میز وزیر دفاع قرار گرفت و کسی متوجه نشد. لئون پانتا هم دیروز در جلسه ای که پمپیو سخنرانی کرده، حاضر بوده ولی درباره چنین روایت هایی حرف نزده است.

اسفند۹۳ هم در فضای مجازی عکس هایی منتشر شد و گفته شد قاسم سلیمانی در مسجدی در هنگام خطبه های نماز ابوبکر البغدادی، رهبر گروه حکومت اسلامی حضور داشته ولی کسی متوجه نشده است. همان زمان یک خبر دیگر هم منتشر شد: هنگامی که هواپیمای فرمانده جدید ارتش آمریکا در افغانستان به زمین نشست، پیامکی دریافت کرد: «به قلمرو من خوش آمدی … قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران.»

دامنه این روایت ها طوری گسترده شد که رسانه های اصولگرا درباره اش هشدار دادند. سایت جهان نیوز ۵ فروردین ۹۴ در گزارشی نوشت این «داستانک ها بیشتر به افسانه می مانند تا واقعیت» و آنها را «داستان سرایی های هدف دار دشمن» خواند.

برای جمع بندی این روایت ها می توان به کاریکاتور جلد هفته نامه The WEEk که ۷ فروردین ۹۴ منتشر شد، اشاره کرد. عمو سام صبح از خواب بیدار می شود و قاسم سلیمانی را می بیند که روی تخت او دراز کشیده و با نگاهی طنازانه به او لبخند می زند. سوژه هفته نامه ویک تایید این روایت ها نیست ولی تصویری که خلق کرده، همان است که مدافعان فرمانده سپاه قدس دوست دارند؛ او تا تختخواب مقام های آمریکایی نفوذ می کند ولی آنها متوجه نمی شوند. این تصویرسازی به طور طبیعی اقتدار این فرمانده سپاهی را تبلیغ می کرد، بی توجهی او به آمریکایی ها و همچنین ترس آمریکایی ها از او.

سه روز پیش هنگامی که رئيس دفتر رهبر جمهوری اسلامی ماجرای نامه رئیس سازمان سیا به قاسم سلیمانی را بیان کرد، واکنش ها دوگونه بود. برخی به روال سابق آن را نمایش اقتدار فرمانده سپاه قدس دانستند و درباره اش نوشتند و برخی آن را سایر روایت های تایید نشده دانسته و با لبخند از کنارش رد شدند.

تایید ارسال نامه از سوی مایک پمپئو فارغ از اهداف و پیامدهای دیپلماتیکش، می تواند به تقویت موضع گروه اول منجر شود. گروهی که شخصیت افسانه وار قاسم سلیمانی را دوست دارد. خبرگزاری فارس دیروز در همین زمینه در گزارشی نوشت اقدام سلیمانی در تحویل نگرفتن نامه رئیس سازمان سیا مشابه رفتار حضرت ابوالفضل بود در قبال شمر؛ تصویرسازی های آشنا و هدفمند.

No responses yet

Dec 04 2017

حمایت خرازی از “هویت‌های جدید در منطقه”

نوشته: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: کمال خرازی با دفاع از گروه‌های تندروی مورد حمایت ایران در منطقه، آنها را “هویت‌های جدیدی” دانست که نمی‌توانند نادیده گرفته شوند. آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و عربی نگران حضور این نیروها در منطقه هستند.
کمال خرازی، وزیر خارجه سابق ایران

کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران، روز یکشنبه (۱۲ آذر/ ۳ دسامبر) در حاشیه سمینار “امنیت منطقه‌ای در غرب آسیا، چالش‌ها و روندهای نوظهور” از جمله به “الگوهایی” اشاره کرد که از سوی ایران مطرح شده و “از سوی کشورهای دیگر نمونه‌برداری می‌شود”.

به گزارش رسانه‌های داخلی ایران، سمینار “امنیت منطقه‌ای در غرب آسیا، چالش‌ها و روندهای نوظهور” از سلسله پیش‌نشست‌های کنفرانس امنیتی تهران است که قرار است در دی ماه سال جاری (۱۳۹۶) در تهران برگزار شود. موضوع این نشست‌ها بررسی مسائل مختلف امنیتی و سیاسی در غرب آسیا اعلام شده است.

خرازی از جمله گفت: «نمونه این الگوبرداری را می‌توان در حزب‌الله لبنان که در مقابل سلطه اسرائیل موفق شدند، حشدالشعبی در عراق که موفقیت‌های قابل توجهی کسب و کمک‌های قابل توجهی به ارتش عراق کرد، همچنین مجاهدین افغان دید و در یمن نیز انصارالله حرکت‌های مردمی هستند که برای احقاق حق مردم و خروج بیگانگان موفقیت‌های چشمگیری را کسب کرده‌اند.»
محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز از هسته‌های مقاومت در کشورهای منطقه حمایت کرده است

رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران گروه‌های تندروی مورد حمایت جمهوری اسلامی در لبنان، عراق و یمن را “هویت‌های نوظهور” خواند و گفت: «بدون تردید نقش نیروهای سپاهی و بسیجی در ایران، حشدالشعبی در عراق، گروه‌های مردمی در سوریه، حزب‌الله در لبنان و انصارالله در یمن را نمی‌توان در این منطقه نادیده گرفت.»

به گفته خرازی «آنها قدرت‌های نوظهوری هستند که در آینده ثبات و امنیت منطقه نقش مؤثری را بر عهده خواهند داشت، همان طور که در مبارزه علیه داعش و جبهه النصره و سایر گروه‌های تروریستی نقش پرتوان خود را به اثبات رساندند».

پیش‌بینی ادامه “مبارزه جبهه مقاومت” با غرب

کمال خرازی در بخش دیگری از سخنانش پیش‌بینی کرد که «مبارزه بین کشورهای عضو جبهه مقاومت و کشورهای وابسته به آمریکا و غرب همچنان ادامه داشته باشد». او اما در عین حال ابراز امیدواری کرد که «مادامی که کشورهای عضو جبهه مقاومت و هویت‌های نوظهور طرفدار انقلاب اسلامی در مسیر مقاومت حرکت کنند اجازه نخواهند داد توازن قوا در منطقه به سود جبهه ضد مقاومت رقم بخورد».

دفاع رئیس‌جمهور فرانسه از حفظ برجام و انتقاد از برنامه موشکی ایران

محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز هفته گذشته شکل‌گیری “هسته‌های مقاومت” در کشورهای منطقه را متأثر از نیروهای بسیج ایران دانسته و گفته بود: «بسیج الگوی مقاومت ملت‌های منطقه مثل حزب‌الله لبنان و صدهزار نیروی مردمی آموزش‌دیده و لشکر عظیم حشدالشعبی عراق است و در یمن و دیگر کشورها هم همین‌طور بوده و تجربیات انتقال یافته است.»

آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و بخش اعظم کشورهای عربی به رهبری عربستان سعودی، با انتقاد از حمایت ایران از گروه‌های تندرو در یمن و لبنان و حضور شبه‌نظامیان تندروی شیعه در عراق، ایران را متهم به دخالت در کشورهای منطقه و بی‌ثبات کردن آن می‌کنند.

در این میان مایک پمپئو، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، در نامه‌ای به قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، نسبت به رفتار تهدیدآمیز ایران در عراق ابراز نگرانی کرده است.
در همین زمینه:

نامه رئیس سیا به سلیمانی درباره “رفتار تهدیدآمیز ایران در عراق”

مکرون خواستار انحلال حشدالشعبی در عراق شد

فرمانده کل سپاه: هسته‌های مقاومت در کشورهای منطقه ایجاد شده

پمپئوادعا کرده که نامه را پس از آن نوشته که قاسم سلیمانی به احتمال حمله‌ی نیروهای تحت امرش به نیروهای آمریکایی در عراق اشاره کرده است.

رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی چند روز پیش در عین تأیید ارسال این نامه گفته بود که سرلشکر سلیمانی از دریافت آن خودداری کرده است.

امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه نیز روز گذشته در اقدامی مشابه ایالات متحده، از دولت عراق خواسته بود تا همه گروه‌های شبه‌نظامی، از جمله نیروهای شبه‌نظامی مورد حمایت ایران موسوم به حشد‌الشعبی را منحل کند.

مکرون پیش‌تر نیز با اشاره به اینکه برجام به اندازه کافی علیه قدرت‌گیری ایران در منطقه بازدارنده نیست، خواهان ایجاد محدودیت در توسعه برنامه موشک‌های بالستیک ایران شده و همچنین پیشنهاد “بحث آزاد” با ایران بر سر اوضاع خاورمیانه را مطرح کرده بود.

No responses yet

Dec 03 2017

پاسخ رئیس قوه قضائیه ایران به انتقادهای احمدی‌نژاد

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، در پاسخ به انتقادهای اخیر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین، او را به دروغ گفتن متهم کرده و گفته است: “عده‌ای برای دفاع از همراهانشان بال‌بال می‌زنند و نظام را زیر سئوال می‌برند.”

آقای لاریجانی امروز یکشنبه ۱۲ آذر (۳ دسامبر) در یک سخنرانی در تهران گفت: “آقایی که خودش از مسئولین سابق است، ظرف چند دقیقه صحبت شاید ۵۰ حرف خلاف واقع علیه قوه قضائیه و مسئولان قضایی می‌زند و متأسفانه توجه هم نمی‌کنند که این کار خیانت به نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌های انقلاب و خون شهداست.”

او نامی از آقای احمدی‌نژاد نبرده، اما مستقیما به انتقاداتی پاسخ داده که آقای احمدی‌نژاد اخیرا در یک فایل ویدیویی منتشر کرده بود.

+ احمدی نژاد در نامه به رهبر ایران: مقام های قضایی در افکار عمومی متهم هستند

+ مصباح یزدی: در احمدی‌نژاد حالت انحرافی می‌بینم

رئیس جمهور پیشین ایران از جمله گفته بود که سازمان زندان‌ها و دادسراها می‌بایست زیر نظر دولت باشد، اما “اول انقلاب شورای انقلاب بدون توجه به مسائل حقوقی [قرار گرفتن آن زیر نظر قوه قضائیه] را مصوب کرده و همینطور مانده است”.

آقای لاریجانی امروز پاسخ داده: “مصوبات شورای انقلاب به لحاظ استحکام، گاهی از مصوبات مجلس هم بالاتر بود، چون با تجویز و امضای امام راحل و تأیید ایشان انجام می‌شد… اصلاً الحاق سازمان زندان‌ها به قوه قضاییه ربطی به مصوبه شورای انقلاب ندارد. سازمان زندان‌ها مصوبه سال ۱۳۶۴ است که توسط مجلس تصویب شده است.”

آقای احمدی‌نژاد در انتقادات خود همچنین گفته بود که مقام‌های ارشد قضایی و از جمله رئیس قوه قضائیه هیچ وقت به زندان‌ها، دادسراها و دادگاه‌ها سرکشی نمی‌کنند.

اما آقای لاریجانی امروز پاسخ داده است که “خود بنده بازدیدهای چند ساعته از زندان‌ها، دادسراها، دادگاه‌ها و سایر مجموعه‌های قضایی داشته‌ام. بصورت سرزده به دادسراها سرکشی می‌کنم و در دادگاه‌ها، سازمان ثبت و پزشکی قانونی حضور پیدا کرده‌ام. از طرفی معاون اول قوه قضائیه و دادستان کل کشور و رؤسای دادگستری‌ها بصورت منظم بر مجموعه خود نظارت و از آن‌ها سرکشی دارند.”

آقای احمدی‌نژاد که تعدادی از یاران نزدیک سیاسی‌اش در سال‌های اخیر به اتهامات مختلف محاکمه یا احضار شده‌اند، پیشتر هم از طریق نوشتن نامه‌های سرگشاده یا سخنرانی از عملکرد قوه قضائیه بتندی انتقاد کرده بود.

اما مقام‌های قوه قضائیه او را متهم می‌کنند که تنها به دلیل پیگیری قضائی پروه نزدیکانش از قوه قضائیه انتقاد می‌کند.

آقای احمدی‌نژاد در پاسخ به این حرف گفته است: “اگر به آشنای کسی ظلم شد، حق اعتراض ندارد؟ معنای این حرف این است که اگر کسی از نزدیکان احمدی‌نژاد بود، هر کار بخواهیم با او می‌کنیم!… گفتن همین حرف از سوی یک مقام قضایی یعنی او از عدالت ساقط شده است و شایستگی تصدی سمت قضایی را ندارد.”

آقای احمدی‌نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری خود اختلافات زیادی با صادق و علی لاریجانی، رئیسان قوه قضائیه و مجلس ایران پیدا کرد بطوری که رهبر ایران مجبور شد برای حل اختلاف آنها “هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه” را تشکیل دهد که چندان موثر نبود.

اختلافات آقای احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی وقتی به اوج رسید که رئیس جمهور وقت در جریان استیضاح یکی از وزیرانش فیلمی را پخش کرد که بطور مخفیانه از گفت‌وگوی سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تأمین اجتماعی با فاضل لاریجانی ضبط شده بود و آقای لاریجانی در آن از آقای مرتضوی می‌خواست رابطه او را با بابک زنجانی، سرمایه‌دار سرشناس برقرار کند.

فاضل لاریجانی در آن نوار می‌گفت که می‌تواند با استفاده از نفوذ برادرانش، مشکلات حقوقی و قانونی پیش پای آقای زنجانی را برطرف کند.

No responses yet

Dec 03 2017

سادات ایران (۴)؛ کسب‌وکار سیدها

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«-شما را به جدم، به من مظلوم و فقیر کمک کنید!» (مجله ملانصرالدین، ش ۱۲)
رادیوفردا: گفتارهای مجموعه «سادات ایران» به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکائی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار طبق منابع اروپائی که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» با این مشخصات منتشر شده است:
Willem Floor: Seyyeds in Qajar Iran According to European Sources; in: Studia Iranica, 45/2, 2016
این رساله ۱۲۹ زیرنویس دارد که در هر کدام به یک و یا چند منبع اشاره شده است. در این ترجمه ‌ها همه زیرنویس‌ها و منابع ذکر نشده‌است.
همه کاریکاتور‌ها از مجله فکاهی-انتقادی «ملا نصرالدین» است که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۳ به زبان ترکی آذری در تفلیس (گرجستان کنونی) چاپ می‌شد. این مجله که ادبیات مشروطه ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بود، بعد‌ها مدتی نیز در تبریز و سپس باکو چاپ شد و چند سال پس از تاسیس حکومت شوروی تعطیل شد.

نوشته زیر چهارمین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان

کسب‌وکار سیدها
میسیونر آمریکایی ساموئل ویلسون که خود مدتی طولانی در ایران و به‌خصوص تبریززندگی کرده بود، در سال ۱۸۹۰ در باره سید‌ها نوشته‌است: «بسیاری از آنها انسان‌های متمول و محترمی هستند، با اینهمه در یک مملکت داشتن چنین قشری که بدون هیچ دلیلی صاحب امتیاز باشد، کار درستی نیست» (۳۱).

در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد.

اما همه سیدها مرفه و ثروتمند نبودند. در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد. محسن صدر می‌نوشت اکثر سیدها ملا بودند و گذران خود را با روضه‌خوانی تامین می‌کردند (۳۲). بعضی‌ها موذن و خادم مساجد بودند. اگر در شهر و یا روستایی امامزاده‌ای موجود بود، مقام خادمی آن ترجیحاً به یک سید سپرده می‌شد. سیدها زیارت‌های گروهی به عتبات و بخصوص مشهد را نیز ترتیب می‌دادند. حدوداً دو ماه مانده به آغاز سفر، سیدها سراغ مومنین را گرفته، برای زیارت، داوطلب جمع می‌کردند. سیدی که سفر را ترتیب می‌داد، پس از آنکه تعداد کافی زوار داوطلب را یافت، به سراغ هر یک از آنها می‌رفت، به آنها اطمینان می‌داد که سفری بی‌خطر و شایسته رضایت الهی به مرقد امام رضا خواهند داشت و از هرکدام از آنها مقدار معینی پول می‌گرفت. او قول می‌داد که حرکت ستارگان را بررسی کرده مطابق با علم نجوم در روزهای خوش یمن به حرکت قافله ادامه خواهد داد، سر راه تنها و تنها در بهترین و ارزان ترین منازل توقف خواهد کرد و زوار را از چشم نحس انسان‌ها و اغوای شیطان حفظ خواهد کرد…» (۳۳)
وقتی زوار به مشهد می‌رسیدند، گروهی از ملاها و سید‌ها آنها را پیشواز می‌گرفتند. یک گروه عبارت از سیدها از ورودی مرقد امام رضا به آنها کمک می‌کردند تا دعاهای لازم را به تقلید از آنها به عربی بازگو کنند و بعد به آنها شرح می‌دادند که مراسم زیارت مرقد چگونه است.
سیدها در مراتب عالی روحانیت شیعه نیز حضور داشتند. مالکلم با در نظرداشت دو دهه نخست قرن نوزدهم (حدودا دویست سال پیش، -م.) می‌نوشت: «کم و بیش همه روحانیت در ایران از سید‌ها تشکیل می‌شود» (۳۴) و پولاک در سال ۱۸۶۰ حتی به صورتی مبالغه آمیز، علاوه می‌کرد که «تنها سیدها می‌توانند مجتهد، شیخ الاسلام و یا امام جمعه شوند» (۳۵). به نظر می‌رسد که سادات همچنان که بر اداره امور دینی عتبات حاکم بودند، در دوره قاجار اکثر مناصب و مقام‌های روحانیت کشور را نیز در دست خود داشتند. ظاهرا در تمام قرن نوزدهم نیز این وضع ادامه یافته است. به اصطلاح «سادات عالی» که طبقه برتر سادات بودند، بالاترین مقام‌های دینی کشور و مقام‌های دولتی-دینی را در اختیار داشتند و حتی برخی از حاکمان هم سید بودند.
اما در کارهای دیگر نیز حضور سید‌ها را می‌بینیم. مثلاً برخی کدخداها، مالکین و روستاییان و حتی برخی صراف‌ها هم سید بودند. در تهران صرافی بنام حاج سید اسماعیل زندگی می‌کرد که ثروت معینی داشت، اما شهرت زیادی یافته بود، چرا که مردم همه طبقات به امانتداری او اعتماد کرده در ازای مبلغ معینی، پول خود را برای نگه‌داری به او می‌سپردند (۳۶). میان تجار هم شاهد برخی سیدهای ثروتمند مانند میرزا قومای بهبهانی در اوسط دوره قاجاریان (سال‌های ۱۸۴۰) هستیم که مدتی حتی حکومت بهبهان را به دست گرفت.
اما اکثریت فقیرتر سیدها، به غیر از روضه‌خوانی و دعانویسی، کارهای عادی مانند زراعت، پیشه‌وری، سربازی و حتی خدمتکاری انجام می‌دادند.

مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.

علاوه بر این، مسئولین دولتی و مذهبی هر محل معمولا یک گروه «لوطی» نیز زیر دست داشتند که در موارد مختلف از آنها استفاده می‌کردند. از آن جمله بود موارد راه انداختن معرکه بر ضد مخالفین و یا پخش شایعه و برگزاری تظاهرات و زخمی کردن و گاه نیز حتی قتل آن اشخاص. در این گونه موارد نیز حضور سید‌ها در جمع لوطیان، به دست آوردن نتیجه عملی را آسانتر می‌کرد. (۳۷) در ژانویه سال ۱۹۰۹ هنگامی که کسی می‌خواست چندین صندوق چای را از گمرک بندری بوشهر وارد کشور کند، خواست اظهار نامه ای ساختگی به اداره گمرک تحویل دهد و به همین جهت مامور اداره گمرک آن صندوق‌های چای را مصادره کرد. صاحب صندوق‌های چای به شیخ علی دشتی که یکی از ملاهای محل بود شکایت کرد و شیخ هم چندین سید را به اداره گمرک فرستاد تا سروصدا راه بیاندازند. و همین طور هم شد. اما پیش از آنکه کار‌ها ازکنترل خارج شوند، رییس اداره گمرک مبالغی بعنوان «پیشکش» به سیدهای مزبور پرداخت کرد و با این ترتیب غائله خوابید. در حادثه دیگری در مارس همان سال رییس گمرک بوشهر به یکی از همان سیدها پیشاپیش ۲۵۰ تومان داد تا از وقوع اعتراض و شورشی جدید بر ضد اداره گمرک جلوگیری نماید. (۳۸)
کارهایی هم بود که سیدها برای انجام آن مناسب تر از دیگران بودند. مثلا مسئولان دولتی و دینی برای اجرای احکام قضایی و از جمله وصول بدهی یکی به دیگری در کنار «محصل»‌ها و فراش‌ها، از سید‌ها نیز استفاده می‌کردند، چرا که مردم با سیدها با تندخویی رفتار نمی کردند و مثلا نوکران فرد بدهکار جرات نمی کردند اقدام به کتک زدن سیدهایی کنند که برای وصول بدهی آمده بودند. به همین دلیل بود که مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.» (۳۹)
نفوذ محلی سیدها
نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت. به همین ترتیب سید‌های «رضوی» که از تبار امام هشتم رضا شمرده می‌شدند، بخصوص در مشهد نفوذ و اعتبار بسیار بلندی داشتند و در مقایسه با دیگر سادات، تعداد بسیار کمتری از آنان برای امرار معاش خود ناچار به کار کردن بود.

نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت.

در بسیاری شهرها یک طایفه مانند سادات محلات و یا سادات فراهان اراک موجود بود که هرکدام عبارت از چندین خانواده بودند. در شوشتر اکثریت خانواده‌های بالادست و نخبگان، از سیدها بودند. در سبزوار سید‌های عربشاهی، طایفه حاکم را تشکیل می‌دادند که همه از یک قبیله بخصوص عربشاهیان ریشه گرفته بودند. یکی از همین عربشاهی‌ها تولیت مرقد یحیی فرزند موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان را برعهده داشت. این طایفه عبارت از حدود صد خانواده بودند که در سبزوار و اطراف آن می‌زیستند. این خانواده‌ها با وجود اختلافات داخلی میان خود، در خارج از طایفه، ظاهری متحد و یکپارچه از خود نشان می‌دادند. آنها رییسی داشتند که تمام طایفه از او اطاعت می‌کرد. در سبزوار همه و هرکس، چه ملا و حاکم و چه مامور دولت نیازمند حمایت عربشاهی‌ها بود و مردم نیز کوشش می‌کردند که رضایت آنها را جلب کنند. اگر عربشاهی‌ها با کسی و در مورد چیزی از در مخالفت در می‌آمدند، آن کار و یا آن شخص دچار مشکلات می‌شد. هر وقت آنها مجلسی می‌گذاشتند، همه به آنجا می‌رفتند. از نگاه اشتغال، عربشاهیان زمیندار، زارع، ملا، طلبه، عالم و تاجر بودند. در عین حال وقتی یک عربشاهی قولی می‌داد، آن را بجا می‌آورد. آنها به مردم کمک می‌کردند. اگر آنها می‌خواستند، بازار بسته می‌شد. هر تصمیمی که می‌گرفتند، عملی می‌گردید. حجت‌الاسلام‌های معتبر در مقابل آنها تعظیم می‌کردند و دولتیان از پی دوستی با آنها بودند، چون می‌دانستند بدون رضایت آنها کاری در سبزوار به پیش نخواهد رفت. اما با اینهمه قدرت و نفوذ، گفته می‌شد که عربشاهی‌ها از این موقعیت خود سوء استفاده نمی کردند. (۴۰)
نتیجه‌گیری برای بحث
در بخش‌های گذشته این بررسی دیدیم که سیدها گروهی از مردم هستند که خود را از تبار پیامبر اسلام از طریق دختر او و همسر علی یعنی فاطمه می‌شمارند. بسیاری انسان‌ها درست به خاطر همین فایده‌هایی که سید بودن با خود به همراه دارد (از قبیل برتری‌های مالی، مادی، حقوقی و مصونیت از توبیخ و مجازات) ادعای سیادت کرده اند تا از این امتیاز‌ها بهره‌مند گردند. از این جهت از همان اوایل اسلام، نظامی برای ثبت، هماهنگی و مدیریت سیدها تاسیس شد. اما در طول صدها سال فرصت‌های بسیاری برای طرح ادعاهای دروغین سیادت پیدا شد و بسیاری هم از این فرصت‌ها سود جسته به دروغ خود را همچون «سید» معرفی کردند.
در ابتدای دوره قاجار به نظر نمی رسد که نظامی سرتاسری در تمام ایران برای نظارت بر کار سیدها تاسیس شده باشد. احتمال دارد این کار در سطح محلی انجام یافته باشد. تنها در سال‌های ۱۸۷۰ است که ناصرالدین شاه نوعی نظارت سرتاسری بر قشر سادات را دوباره برقرار کرد. سیدها عمامه‌های سبز و یا آبی تیره بر سر می‌گذاشتند و یا کمربندهای سبز می‌بستند و از سوی اکثر مردم با عزت و احترام پذیرفته می‌شدند. آنها، هم به مردم روضه خوانی و دعا و طلسم نویسی تقدیم می‌کردند و هم با اصرار از جماعت پول طلب می‌کردند. همچنین به جهت تصور عمومی مبنی بر مقدس بودن سادات، آنها نقش معینی در حل اختلافات و مشکلات گوناگون مردم بازی می‌کردند. اگرچه سیدها بیشتر از همه در رابطه با امور دینی و مذهبی فعالیت می‌کردند، اما آنها در دیگر سطوح و حوزه‌های زندگی و فعالیت اجتماعی نیز حضور داشتند. برخی از آنها تنها در ازای پول کاری را انجام می‌دادند، گستاخ و پیوسته طلبکار بودند. اما برخی از سیدهای دیگر هم انسان‌هایی خیرخواه، یاری رسان و متواضع بودند و یا مخلوطی در میان این دو طبقه به حساب می‌آمدند. در این معنا، سیدها آیینه‌ای از رنگارنگی جامعه ایرانی در آن دوران بودند و با این ترتیب نشان می‌دادند که با وجود تصور عمومی مبنی بر تقدس سادات، آنها نیز مانند دیگران انسان‌هایی معمولی بودند. دگرگونی‌های عمیقی که از سال‌های ۱۹۲۰، یعنی دوره رضا شاه به بعد در جامعه ایرانی رخ داد، باعث کاهش اهمیت مراسم مذهبی، تغییر لباس و افزایش و گسترش تحصیلات جدید گردید. در نتیجه، آن نقش اجتماعی و عزت و احترام بخصوص نسبت به سادات نیز کاهش یافت، تا جایی‌که امروزه بسیاری از سیدها اصلا نمی خواهند حتی اشاره‌ای به سید بودن خود کنند.

منابع

(31) Wilson, Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 205
(32) صدر، همانجا، ص 25
(33) Ferrier, ibid, p. 56
(34) Malcolm, II, p. 573
(35) Polak, ibid, I, p. 325
(36) صدر، همانجا، ص 125
(37) Wilson, A.T., Southwest-Persia. Letters and Diary of a Young Political
Officer 1907-1914, Oxford, 1941, p. 316
(38) Political Diaries of the Persian Gulf, 17 vols., Slough: Archive Editions, 1990, III, pp. 423, 491
(39) Floor, Willem, Bankruptcy in Qajar Iran, in: ZDMG 127 (1977), pp. 68, 73
(۴۰) غنی، قاسم، یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، نُه جلد، تهران، ۱۳۶۷، ص ۲۸-۲۹

No responses yet

Dec 02 2017

جدال لفظی وزیران خارجه ایران و عربستان و مداخله لاوروف

نوشته: در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: جبیر جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم متهم کرده و گفته است ایران دوست و متحدی در جهان ندارد

بین وزیران خارجه ایران و عربستان سعودی درگیری شدید لفظی روی داده و وزیر خارجه روسیه خواستار مذاکره دو کشور برای حل اختلافات آنها شده است.

در جریان نشست بین‌المللی موسوم به “گفتگوهای مدیترانه‌ای” که با شرکت مقامات شماری از کشورهای جهان در رم، پایتخت ایتالیا برگزار شده، عادل جبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، با حمله به سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، این کشور را به داشتن “تاثیر منفی در سراسر منطقه” متهم کرد و گفت که “آنان عملا بی‌محابا مرتکب قتل در منطقه ما و جهان می‌شوند.”

وزیر خارجه عربستان سعودی افزود: “از سال ١٩٧٩ [انقلاب اسلامی] ایران حامی اصلی تروریسم در سراسر جهان بوده است، به تروریست‌ها پناه داده، تسهیلاتی را برای تحرکات آنها فراهم آورده و با استقرار حزب‌الله در لبنان، این گروه را برای پولشویی و قاچاق مواد مخدر به کار گرفته است.”

+ کارشناسان سازمان ملل: موشک‌های پرتاب شده از یمن به عربستان ظاهرا ساخت ایران بود

+ روحانی: ملت یمن مقابل بمباران عربستان چه کند؟

+ فرمانده سپاه پاسداران: ایران به یمن کمک مستشاری می‌کند

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران در پاسخ گفت که هرچند مایل نیست این نشست را به “محلی برای ضربه زدن به عربستان سعودی” تبدیل کند اما “عربستان سعودی هرگونه اقدامی برای برقراری آتش‌بس در سوریه و لبنان را رد کرده است.”

آقای ظریف متقابلا عربستان سعودی را به حمایت از داعش متهم کرد و گفت که هدف آن کشور “سرنگونی دولت قانونی سوریه در سه هفته بود” و پرسید “چه کسی پشت تحریم کامل قطر قرار داشته است؟”

وزیر خارجه ایران گفت که “به نظر ما، لازم است تمامی کشورهای جهان در کنار هم زندگی و همکاری کنند اما کسانی در صدد انزوای ما هستند.”

عادل جبیر متقابلا اقدامات و سیاست جمهوری اسلامی را عامل انزوای ایران معرفی کرد و گفت که “این عربستان سعودی نیست که باید تلاش کند در منطقه و خارج از منطقه دوستان و متحدانی بیابد و حکومت ایران هم باید در صدد کشف و بررسی علت انزوای خود برآید.” وی افزود: “ما با تقریبا تمامی کشورهای جهان، به استثنای ایران و کره شمالی روابط نزدیک و دوستانه داریم اما به جز [بشار] اسد و حکومت کره شمالی، دوستان ایران چه کسانی هستند؟”

به گزارش خبرگزاری فرانسه، با ادامه درگیری لفظی بین وزیران خارجه دو کشور، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه “با لحنی حاکی از کسالت” از هر دو طرف خواست تا به جای مبادله ناسزا، با یکدیگر مذاکره کنند و افزود: “ما بارها و بارها شاهد مطرح شدن اختلافات عربستان سعودی و ایران بوده‌ایم که واقعا باعث تاسف است. آنها باید مذاکره با هم را آغاز کنند.”

از زمان انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران، روابط بین حکومت‌های روحانیون شیعه در ایران و خاندان سلطنتی وهابی در عربستان معمولا سرد و در مواردی بحرانی و متشنج بوده است.

در سال‌های اخیر مواضع متعارض دو کشور در قبال وضعیت عراق، جنگ داخلی سوریه، اختلافات سیاسی بحرین و اخیرا جنگ در یمن باعث تشدید اختلاف بین دو طرف شده است. به خصوص در مورد یمن، ناظران درگیری داخلی آن کشور را “جنگ نیابتی” عربستان و ایران توصف کرده‌اند.

از ژانویه سال ٢٠١٥ و در پی حمله تظاهرکنندگان به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی در ایران، دو کشور روابط دیپلماتیک نداشته‌اند.

No responses yet

Dec 02 2017

کاربران ایرانی و مجری زن در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: آیین قرعه‌کشی جام جهانی فوتبال، دهم آذر در کاخ کرملین برگزار خواهد شد تا ۳۲ تیم حاضر در رقابت‌ها حریفان خود را بشناسند.

مراسمی پر هیجان که از نگاه هواداران فوتبال، از ابتدا تا انتها مانند یک مسابقه حساس و پر التهاب است. بیم و امید از مشخص شدن نام هم‌گروه‌ها تا لحظه آخر قرعه‌کشی ادامه دارد.

کیفیت و جایگاه‌ رقبای هم‌گروه، همانقدر که برای تیم‌های تازه وارد به جام جهانی اهمیت دارد، برای بین تیم‌های تراز اول جهان هم مهم است.

اما در خصوص ایران، حساسیت مضاعفی وجود دارد که با هواداران ۳۱ کشور دیگر متفاوت است.

ایرانیان علاوه بر نگرانی از نام و عنوان تیم‌های هم‌گروه، نگران پخش ناقص مراسم قرعه‌کشی جام جهانی‌اند.

یکی از مجریان مراسم قرعه‌کشی خانم ماریا کوماندنایا است و صداوسیما در مواردی که یک زن در مراسم قرعه‌کشی حضور دارد، از پخش کامل خودداری می‌کند.

هر بار دوربین روی بدن آن زن باشد، کارگردان پخش، از تصاویر تکراری استفاده می‌کند یا مجری ایرانی و مهمانان داخل استودیو را نشان می‌دهد.

پس از مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۴ جمعی از کاربران ایرانی به صفحه فیسبوک خانم فرناندا لیما مجری مراسم هجوم بردند.

به زبان فارسی یا انگلیسی، او را سرزنش می‌کردند که چرا حجاب نداشته تا تلویزیون ایران بتواند مراسم را به طور کامل پخش کند.

حتی عادل فردوسی‌پور هم به رغم انتقاد از حملات کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی، مجری برزیلی مراسم را «منشوری» معرفی کرد.

ماجرا ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. کاربران ایرانی از بین عکس‌های خانوادگی فرناندا لیما توانستند نزدیکان او را شناسایی کنند و به صفحات‌شان حمله کنند. این فضا، چند روز تداوم داشت.

در این بین، تعدادی از کاربران ایرانی هم با ارسال پیام در فیس‌بوک فرناندا لیما از او به خاطر رفتار هموطنان‌شان عذرخواهی کردند.

این بار، ماریا کوماندنایا مجری روس مراسم قرعه‌کشی، هدف کاربران ایرانی قرار گرفته‌است.

او به همراه گری لینه‌کر از سرشناس‌ترین مفسران فوتبال دنیا، اجرای مراسم قرعه‌کشی را در مسکو بر عهده خواهد داشت.

درخواست‌ کاربران برای پوشش کامل، به دو زبان فارسی و انگلیسی در اینستاگرام او منعکس می‌شود. برخی حتی با استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه، این درخواست را به زبان روسی می‌نوشتند.

برخی کامنت‌ها با حالت التماس بود. برخی با هدف طنازی نوشته شده بود و تعدادی از کاربران هم پیش از آنکه حتی مراسم برگزار شده باشد، فحاشی می‌کردند که چرا قرار است او مراسم را اجرا کند. لابلای کامنت‌ها، پیام‌های تهدیدآمیز هم به چشم می‌خورد.

ماریا کوماندنایا نیز تصمیم گرفت امکان درج پیام در پست‌های اینستاگرامش را مسدود کند. این حاشیه‌ها با بی‌اعتنایی رسانه‌های رسمی در ایران مواجه شد.

برخی رسانه‌ها قبلاً در موارد مشابه، مقاله‌های انتقادی منتشر می‌کردند اما به نظر می‌رسد از تاثیر انتقادات خود دلسرد شده‌اند.

نکته مهم و دیگر ماجرا این است که هواداران فوتبال در ایران به جای اعتراض به صداوسیما برای تعدیل سیاست‌هایش در سانسور تصاویر، از شهروندان سایر کشورها می‌خواهند که خود را با سلیقه تلویزیون ایران وفق دهند.

No responses yet

Dec 02 2017

مولانا عبدالحمید: فقط اجازه سفر به قم و تهران را دارم

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,مذهب

ابتکار: « متاسفانه اعمال سلیقه در کشور ما زیاد است و هنوز ذهن‌ها بسته هستند و نگاه‌ها تنگ است، تنگ نظری در ایران زیاد است و بسیاری از مسائل از روی تعصب به وجود می‌آید و برخی، تعصب بیجا دارند.» این را مولانا عبدالحمید عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان می‌گوید. وی که معتقد است اهل تسنن در ایران با مشکلات بسیاری مواجه هستند و آنها حتی در تعلیم قرآن به کودکانشان و برگزاری نماز جماعت محدودیت‌هایی دارند، طی ایام انتخابات تمام قد از حسن روحانی حمایت کرد و بنا بر گفته خودش دولت روحانی نسبت به ده دولت پیشین رویکرد مناسب‌تری نسبت به اهل سنت داشته است در گفت‌وگو با«ابتکار» به بررسی شرایط اهل سنت در ایران پرداخته و بعضا از محدودیت‌های خود گفته است که در ادامه می‌خوانید:
در هفته‌ای که گذشت خبر شکست کامل و قطعی داعش از سوی سردار سلیمانی مطرح شد. نظر شما در خصوص این اتفاق چیست؟
در شرایط کنونی آنچه حائز اهمیت است، آسیب‌شناسی این گروه‌ها و جریان‌ها است همه جامعه اسلام از این افراطی‌گری‌ها متضرر شده‌اند و از آن رنج می‌برند. من هم از این خبر خوشحالم و معتقدم که افراط گرایی نباید در جهان اسلام باشد. منتها باید با آسیب شناسی برای آینده بیندیشیم و به فکر آینده باشیم که بار دیگر افراط گرایی از جای دیگر سر بلند نکند. اگر آسیب‌شناسی صورت گیرد، این احتمال به وجود می‌آید که دیگر در جهان اسلام شاهد افراط نباشیم. این را به یاد داشته باشیم که ظلم، تبعیض، فقر، تنگدستی و آسیب‌های اجتماعی هستند که منجر به افراط گرایی می‌شود. این مسائل هستند که باید از بین بروند. برای ریشه کن شدن یک معلول باید به سراغ علت‌ها رفت و باید به این نکته پرداخت که چه علت‌هایی منجر به خشم و افراط‌گرایی می‌شود.
آیا شما معتقدید که این گروه به صورت کامل ریشه کن شده است و دیگر گروهی تحت این عنوان وجود ندارد یا شما هم بر این باورید که این گروه به حیات خود ادامه می‌دهد اما مخفیانه و بسیار محدود؟
من معتقدم که باید تدبیر بیشتری برای این گروه در نظر داشت و مذاکره و گفتمان‌ در این زمینه صورت گیرد و پیگیری شود و همانگونه که گفته شد علل آن آسیب شناسی شود و با آن علت‌ها برخورد داشته باشیم و اگر علت‌ها از بین بروند و کلا می‌توان گفت مشکلات حل می‌شود اما تا زمانی که ظلم، اجحاف و حق‌کشی باشد خطر این گروه نیز وجود دارد. به عنوان مثال تا زمانی که اسرائیل زمین‌های مردم فلسطین را آزاد نکند و گفتمان و مذاکره‎ای میان این دو گروه صورت نگیرد و این اجحاف ادامه داشته باشد، مشکلات آن نیز تداوم می‌یابد و افراط گرایی ریشه‌کن نخواهد شد. به هر حال عده‌ای این مسائل را می‌توانند تحمل کنند اما برخی چنین توانی ندارند. اگر دنیا می‌خواهد با افراط گرایی مبارزه کند باید بداند که تنها راه آن عدالت و گسترش گفتمان و پاپان دادن به زورگویی و تبعیض است. اگر چنین شرایطی فراهم شود دنیا آرامش می‌یابد و دیگر جایی برای افراط گرایی و تندروها نخواهد ماند. در شرایط کنونی علت همچنان باقی است و سردار(سلیمانی) اعلام کردند که ما افراط گرایی داعش را به پایان رساندیم ولی علت کماکان باقی است و تا زمانی که علت باقی است همواره امکان بروز این مشکل وجود دارد و با علت‌ها باید مبارزه کرد و تا نابود شوند.
نمی‌توان ادعا کرد که صرفا گروه‌های سنی هستند که افراط و تندروی می‌کنند اما در سال‌های اخیر جریان‌های تکفیری و تندروی که متولد شدند بیشتر از میان اهل تسنن بوده‌اند، چه اتفاقی رخ می‌دهد که این قرائت از اسلام در میان اهل تسنن صورت می‌گیرد؟
افراط گرایی درهر دو گروه شیعه و سنی وجود دارد ولی این نکته که شما اشاره کردید هم صحیح است که این معضل در میان اهل سنت بیشتر دیده می‌شود. با این وجود، در حال حاضر داخل کشور نیز افراط گرایی و تندروی وجود دارد و این مسئله تندروی نتیجه برخی مشکلات است و عده‌ای از افراد عصبی و خشن هم در این میان هستند که یک سری برداشت‌ها از ظاهر قرآن عظیم‌الشان می‌کنند و علم راسخ ندارند که این برداشت‌ها را با سایر آیات قرآن و یا با روایات تطبیق دهند و از ظاهر آن استفاده می‌کنند و از روی آن استدلال می‌کنند و ایجاد مشکل می‌کنند. این در حالی است که باید تمام آیات و احادیث را بررسی کرد و در مرحله بعدی زندگی و سیرت حضرت رسول(ص) را به عنوان معیار قرار داد و باید دید که آن حضرت چگونه عمل کرده است، مجموع تمام این‌ها ما را به حقیقت می‌رساند.
به مسائل داخل ایران بپردازیم؛ شما در دو دوره انتخابات از روحانی حمایت کردید و تاثیر بسیاری هم بر نتیجه انتخابات داشتید، این حمایت از کجا شروع شد و چگونه رخ داد؟
علت حمایت من از آقای روحانی این بود که وی بهتر می‌توانست به مشکلات ایران اسلامی رسیدگی کند، نگاه و اولویت ما ملی بود و پس از آن رسیدگی به مسائل اقوام و مذاهب را مدنظر داشتیم و من به تهران آمدم و مشکلاتی که در چند سال گذشته بود با وی بازگو کردم و گفتم که در چند سال گذشته چه مشکلاتی داشتیم و مطرح کردم که در آینده اگر پیروز شدید باید به این‌ها رسیدگی کنید. مردم هم به آقای روحانی رای دادند و اکنون از آقای روحانی انتظاراتی دارند و ایشان هم باید به این خواسته‌ها رسیدگی کند، مخصوصا به خواسته اهل سنت و مناطق سنی‌نشین که تبعیض‌ها و مشکلات بسیاری دارند و در همه اداره‌ها جای براداران اهل سنت خالی است اگر هم باشد بسیار اندک است. با چنین شرایطی، عدالت اجرا نمی‌شود. تبعیض یکی از بدترین پدیده‌ها است و در دنیا بدترین آسیب‌ها را دارند. هر جا گرسنگی، تنگدستی، فقر و بی‌سوادی وجود داشته باشد، مشکلات نیز به وجود می‌آید و
مهم ترین خواسته اهل سنت این است که تبعیض رفع شود و به عنوان مثال اداراتی که در مناطق سنی‌نشین وجود دارد کارمندان سنی خود را افزایش دهند. در مجموع، باید تعادلی میان اقوام و مذاهب ایجاد شود و این‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند و باهم بتوانند مناطق را اداره کنند. کارمندانی که آنجا هستند باید تناسبی در بدنه ادارات به وجود بیاورند تا این مناطق توسعه یابند و نگرانی جامعه اهل سنت نیز همین است که نتوانستند این کار را صورت دهند. آقای روحانی به وزارتخانه‌ها توصیه‌هایی فرموده تا توجه و رسیدگی کنند و ما هم از آن اطلاع داریم. در حال حاضر، انتظار می‌رود که شخص آقای روحانی آستین همت بالا بزند و خود در این زمینه اقدامی صورت دهد، چراکه این دومین بار است که اقوام و مذاهب امیدوار می شوند و به آقای روحانی رای می‌دهند. شاید تمام مشکات حل نشود اما اگر بخشی از آنها نیز رفع شود، امیدواری مردم را با خود به همراه می‌آورد. در این میان دستور و پیام مقام معظم رهبری نیز بسیار موثر بود این بهترین استدلال است که بتوانند قدم‌های جدی در مناطق کشور بردارند تا تبعیض‌های موجود میان‌اقوام و مذاهب به ویژه اهل شیعه و سنی برداشته شود.
شما از اوایل انقلاب دولت‌های مختلفی را دیده‌اید، به نظر شما بهترین و بدترین دولت در برخورد با اهل سنت کدام هستند؟
توجه دولت آقای روحانی بهتر از گذشتگان است. در گذشته هم برخی خوب بودند و برخی چنین نبودند. اهل سنت در برخی دولت‌ها فشارهایی را متحمل شد اما مجموعا آقای روحانی نسبت به سایرین بهتر عمل کرده است و انتظار جامعه اهل سنت و بسیاری از اقوام این است که با قدرت و توان بیشتری عمل کند. چنین رویکری منجر به اتحاد ملت ایران می‌شود و به نفع همه مردم ایران خواهد بود. اعتقاد ما بر این است که باید به مردم ایران توجه کرد و ایرانی‌ها را مدنظر داشته باشند. در ایران ایرانیان غیرمسلمان که پیرو ادیان دیگری هستند نیز زندگی می‌کنند و ما معتقدیم که باید به سایر ادیان نیز به شایستگی توجه شود، توجه باید براساس شایستگی و توانمندی اشخاص باشد تا از توان تمام اقوام و مذاهب استفاده شود.
مذاهب عامه از مذاهب تایید شده در قانونی اساسی است؛ پس چرا این همه مشکل و تبعیض وجود دارد؟
متاسفانه اعمال سلیقه در کشور ما زیاد است و هنوز ذهن‌ها بسته هستند و نگاه‌ها تنگ است، تنگ نظری در ایران زیاد است و بسیاری از مسائل از روی تعصب به وجود می‌آید و برخی، تعصب بیجا دارند. ما ایرانی هستیم و اعضای یک خانواده محسوب می‌شویم، در یک خانواده گرایشات مختلفی وجود دارد، چه ایرادی دارد؟ گرایش هرکس مختص به خود فرد است و این مسئله‌ای میان آن فرد و خداوند است و نباید بین اعضای یک خانواده که همان ملت ایران است تفاوتی قائل شد. ما باید هم به اسلام و هم ایران فکر کنیم و نباید تنها به مذهب و برداشت‌های فقهی بیندیشیم. اگر این تعصبات از ایران برود، آوازه محبوبیت نظام جمهوری اسلامی در تمام دنیا خواهد پیچید و جایگاه ایران بالاتر خواهد رفت.
سال‌ها است که میان اهل سنت و تشیع اختلاف و درگیری وجود دارد؛ به نظر شما ریشه این اختلافات در کجا است؟ تا چه حدی از این قبیل اختلافات را منطقی و معقول می‌دانید؟
بیشتر اختلافات فرقه‌ای و ریشه در مسائل سیاسی دارد و اختلافات سیاسی سبب شده‌اند که بسیاری به مذهب متوسل شودند و اختلافات فرقه‌ای و مذهبی بالا رود، اگر اختلافات سیاسی کنترل شوند اختلافات مذهبی نیز کم می‌شود. در حال حاضر اختلاف مردم عراق و سوریه را در نظربگیرید،اگر ملت عراق و سوریه کنار دولت‌های شان قرار گیرند و دولتی فراگیر تشکیل دهند و سایر کشورها هم یاری برسانند، امنیت برای همیشه در این منطقه ایجاد می‌شود. افراط گرایی هم برای همیشه از بین خواهد رفت. سوریه و یمن نیز همین طور است، اگر مردم یمن اختلافات را کنار بگذارند و دولتی فراگیر تشکیل دهند و باهم مصالحه کنند یمن نیز امینت لازم را به دست می‌آورد. گفتنی است که بیشتر اختلاف دولت‌ها و سیاست‌های آنها منجر به این وضعیت شده است. اگر دولت‌ها کنار هم بنشینند و با هم مذاکره داشته باشند، تمام مشکلات جهان اسلام حل می‌شود.
گاهی مشکلات و اختلافات با گفت‌وگو قابل حل نیست. به عنوان مثال ما دیپلماسی بسیار فعالی داریم اما عربستان حاضر به مذاکره با ما نیست و همچنان اختلافات و مشکلات میان ما و آنها پا برجا است. فکر می‌کنید این مشکل به چه دلیل ایجاد شده است؟
متاسفانه این دولت‌ها با اشخاص دیگری همراهی می‌کنند و توسط همان گروه تحریک می‌کنند و برخی نمی‌خواهند که دولت‌های اسلامی کنار هم باشند، چراکه منافع آنها در اختلاف دولت‌های اسلامی است و باید برای این معضل نیز راه حلی پیدا کرد و به هر حال دیگران باید میانجی‌گری کنند و باید تلاش کرد تا این مسئله به گونه‌ای رفع شود.
وضعیت داخلی اهل تسنن به چه صورت است. به هرحال آنها هم مانند دیگر مذاهب قطعا با مشکلات داخلی مواجه‌اند. در میان خود با چه مشکلات و اختلافاتی روبرو هستند؟
مشکلاتی که اهل سنت دارند تنها همین است که باید بتوانند باهم در ارتباط باشند زیرا رابطه اهل سنت کمی ضعیف است و در کشور ما تنگ نظری‌هایی وجود دارد که تحمل ندارند که اهل سنت باهم در ارتباط باشند. در غیر این صورت اختلاف دیگری به آن صورت در میان اهل تسنن وجود ندارد و ما از نظر فکری حنفی و شافعی هستیم و اختلاف بنیادینی نداریم و آنچه که مشاهده می‌شود قابل تحمل است و اهل سنت ما به سمت افراط گرایی نرفته است و با تندروی همراه نشده است. البته برخی زمینه‌ها وجود داشت اما در مسیر اعتدال نوعی ارتباط برقرار شد و همین ارتباط منجر به آرامش شد، چراکه در حال پیگیری حق خود هستند و به این مسئله توجه می‌شود، در چنین شرایطی خوشحال هستند که این پیگیری جواب خواهد داد و جوابی هم که مقام معظم رهبری به اهل سنت دادند منجر به تسکین و تسلی شد و فرمان مقاوم معظم رهبری در کشور عملی خواهد شد. لذا در مجموع اهل سنت باهم هماهنگی لازم را دارند و در انتخابات اخیر نیز بسیار منسجم عمل کردند.
شما برای برگزاری مراسم های دینی با مشکلی مواجه هستید؟
بله؛ مشکل داریم.اهل سنت برای تعلیم قرآن به فرزندان خود و برای برگزاری نماز در برخی مناطق مشکلاتی دارند، البته در برخی موارد مشکلی وجود ندارد اما همچنان این دغدغه پابرجاست که ممکن است به صورت ناگهانی منع شوند. برگزاری نماز عید در کلانشهرها شرایط بهتری دارد اما هنوز مشکلاتی وجود دارد . این مسئله نیازمند توجه بیشتر دولت است که این دغدغه نیز رفع شود تا اهل تسنن هم مراسم دینی خود را به جای بیاورند. قطعا چنین اقدامی تاثیر زیادی در میان اهل سنت و جلب رضایت آنها خواهد داشت.
صحبت‌هایی در خصوص محدودیت تردد شما نیز مطرح شد؛ آیا این صحت دارد؟
بله، در تهران و سیستان و بلوچستان و قم مشکلی ندارم اما برای استان‌های دیگر محدودیت‌هایی وجود دارد. مثلا مدتی قبل می‌خواستم به خراسان بروم و در تشییع جنازه‌ای شرکت کنم، برخی اشخاص با من تماس گرفتند و از من خواستند که در این مراسم شرکت نکنم و این مشکلات در سایر استان‌ها وجود دارد. من امیدوارم با تدبیر مسئولان دلسوز مشکلات این چنینی رفع شود و من به عنوان یک ایرانی فارغ از شیعه و یا سنی بودن مشکلی برای تردد نداشته باشم و برای من شیعه و سنتی تفاوتی ندارد.
به صورت رسمی به شما چیزی گفته نشده است؟
نه هنوز هیچ حکمی به صورت رسمی به من ابلاغ نشده است و معمولا به صورت غیررسمی اعلام می کنند که نمی توانم به یک شهر برم.
به نظر شما دلیل اینکه اجازه ورود به مشهد را نداده‌اند، چیست؟
به هر حال من اگر به مشهد بروم، چند نفری اطراف من جمع خواهند شد و این مسئله را نمی‌توانند تحمل کنند و به شهر دیگری رفتم و به من گفتند که شما هماهنگ نکرده اید. من هم گفتم روزانه هزاران ایرانی به این شهرها می‌آیند و هیچ کدام هم هماهنگ نمی‌کنند. گفتند شما فرد عادی نیستید و باید هماهنگ کنید. گفتند من که می‌آیم هزاران نفر دور من جمع می‌شوند و ممکن است چیزی بگویم که خواشایند برخی جریان‌ها و نهادها نباشد. من مشکلی با هماهنگی ندارم اما فکر می‌کنم با هماهنگی هم مشکل دوستان حل نخواهد شد.
اخیرا شما با ناطق نوری هم دیداری داشتید، محوریت این دیدار چه بود؟ چرا چنین دیداری انجام شد؟
اعتقاد من به این است که ما با همه بزرگان کشور رفت و آمد و دیدار داشته باشیم به همین منظور، به خدمت ایشان رفتیم و در خصوص برخی مسائل صحبت کردیم و نظرات ما به هم نزدیک بود. وی اصولگرای معتدل است و مسیر ما هم اعتدال است و جلسه دوستانه‌ای داشتیم و ما از تمام کسانی که نفوذ دارند، کمک می‌خواهیم تا توصیه کنند که به تمام اقوام ایرانی رسیدگی شود و از نفوذ این افراد باید در جهت بهبود شرایط استفاده کرد.
رابطه شما با قم به چه صورت است؟ با کدام یک از علما مراوده دارید؟
مشکلی وجود ندارد و با هم رفت و آمد داریم. من چندین بار به استان قم رفته‌ام و به حضور مراجع رسیده ایم و در حوزه علمیه قم حضور داشته‌ام و کنفرانس‌هایی که آیت الله مکارم شیرازی ترتیب داده بودند حضور داشتم و سفرهای موثری بودند. درمجموع، مشکلی وجود ندارد. گاهی اوقات گزارش‌های غلطی به آنها می‌رسد و برخی می‌خواهند که مراجع را تحریک کنند. ولی وقتی باهم صحبت می‌کنیم متوجه می‌شویم مشکلی در میان وجود ندارد و این دیدارها بسیار موثر است.
منظور شما از گزارش‌های غلط چیست؟ چه کسانی چنین گزارش‌هایی را به علمای قم منتقل می‌کنند؟
افراد افراطی و تندرویی هستند که به دلیل حفظ موقعیت خود و سوءاستفاده گزارش‌هایی را منتقل می‌کنند. مثلا مدتی قبل گزارش‌هایی خدمت آیت الله مکارم شیرازی نیزداده بودند که اهل سنت منازل شیعیان را می خرند و می‌خواستند مسئله اسرائیلیان و یهودیان را به میان بیاورند و ما به خدمت وی رفتیم و گفتیم که چنین مسئله‌ای اصلا وجود خارجی ندارد و برای ما شیعه و سنی معنایی ندارد و ما هر دو را به یک چشم نگاه می‌کنیم و با یکدیگر مراودات تجاری داریم و در مراسم عزا و عروسی یکدیگر شرکت می‌کنیم. من در ادامه گفتم که اگر باور نمی‌کنید بروید و از عزیزان شیعه ما در آن مناطق سوال بپرسید. برخی افراد متعصب بودند که این قبیل گزارش‌ها را به مراجع تقلید منتقل می‌کردند و هدف آنها تنها تحریک بود و ماموریت داشتند که این اقدام را صورت دهند و این مسائل خنثی شده است و مسائلی مانند اینکه می‌گفتند اهل سنت زمین می‌خرند و یا اینکه به دنبال ترویج شریعت خود در مشهد هستند کذب محض است و اصلا در تصور کسی نیست. برخی نیز گفتند که اهل سنت می‌خواهند که با آوردن فرزند اکثریت جمیعت را در آینده تشکیل دهند این نیز کذب و دروغ است، ما نیز در میان شما زندگی می‌کنیم در میان اهل سنت نیز خانواده‌ها یک و یا دو فرزند دارند و بیشتر خانواده‌ها حتی فرزندی ندارند. تمامی این گزارش‌ها اشتباه بود.
با توجه به اینکه در کشوری شیعه زندگی می‌کنید، مسلما شما هم با مراسم دینی شیعیان روبرو شده اید، در برخی از این مراسم‌ها مسائلی مطرح می‌شود که چندان باب میل اهل سنت نیست، رویکرد اهل تسنن و شما نسبت به این مراسم چیست؟
در برگزاری مراسم‌های مذهبی هم شیعه و هم سنی باید آزادی عمل وجود داشته باشد، هر کسی اعتقادی دارد و سعی کنند به عقاید یکدیگر توهین نکنند و نفس مراسم را مدنظر داشته باشند در چنین شرایطی مشکلی به‌وجود نمی‌آید.
خواسته ما هم این است که عزیزان شیعه آزادانه مراسم خود را برگزار کنند.اگر مراعات برخی مسائل را بکنند در مجموع مشکل خاصی وجود ندارد.
در زاهدان مراسم عاشورا نیز برگزار می‌شود و در تامین امنیت آن همراهی می‌کنیم.
آیا شما در مراسم عاشورا شرکت می‌کنید؟
یکی از دغدغه های ما در ایام محرم این است که دشمنی بیاید و مشکلی در برگزاری مراسم مربوط به عاشورا ایجاد کند. بنابراین بعد از اینکه این روزها می‌گذرد آسوده خاطر می‌شویم که مشکلی به وجود نیامد. چراکه دشمن از این موقعیت ها سوءاستفاده می‌کند. در آخرین مراسمی که مربوط به محرم بود هم عده‌ای از تهران آمده بودند و در مراسم ما شرکت کردند و وقتی صحبت‌های ما را درخصوص قیام شنیدند، بسیار تعجب کردند.
در ماه‌های اخیر اتفاقاتی در عراق افتاد و کردها به دنبال استقلال بودند و یا مسائلی در کشورهای حاشیه خلیج فارس به وجود آمد، آیا شما در این مسائل نیز ورود پیدا می‌کنید؟
ورود عملی نداریم، وسیله ما رسانه‌ها هستند و من از همین طریق آنها را به خویشتن‌داری، نشست و مذاکره دعوت می‌کنم. احساسات دیگران را تحریک نکنند و خودداری کنند و این صحبت‌ها توصیه‌های عمومی ما است و ما در این ارتباطات احتیاط می‌کنیم و ترجیح می‌دهیم که مقامات کشورها را در جریان بگذریم و اگر قرار باشد که من ارتباطی با این کشورها برقرار کنم قطعا وزارت امور خارجه کشور را در جریان می‌گذاریم.
شما اجازه خروج از کشور را دارید؟
مشکل زیادی وجود ندارد البته ما احتیاط می‌کنیم و به سفرحج عمره رفتم و برای این موضوع در دبی نیز توقف داشتم تا بتوانم در کنفرانسی که در مکه برگزار می‌شد شرکت کنم. در گذشته اتفاق افتاده بود که در برخی از کشورها کنفرانس‌هایی از این دست برگزار می شد که مایل به شرکت در آنها بودم اما دوستان راضی به این اتفاق نبودند و من نیز نرفتم.
منظور شما نهادهای داخلی است؟
بله نهاد داخلی مخالفت کردند.
کدام یک از نهادهادر این مسئله دخالت می‌کند؟
بهتر است اسمی برده نشود. فقط همین قدر بگویم که برخی ارگان‌ها تمایلی به مسافرت های داخلی و خارجی من ندارند

No responses yet

Dec 02 2017

یک وجب از خاک کشور را ندادیم حالا سیاسیون به وظیفه خود عمل کنند

نوشته: در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,سیاسی

قانون: گفت و گو با ناخدا هوشنگ صمدی، به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی ارتش

متاسفانه مسئولان سياسي، گزارش‌هاي جنگي ما را قبول نداشتند . آن‌ها مي‌گفتند كه ما با كسي جنگ نداريم و عراق جرات جنگيدن ندارد

ما وظيفه خود را به عنوان ارتشي انجام داديم و يك وجب از خاك را در دست دشمن باقي نگذاشتيم، حال آقايان سياسي نيز به وظيفه خودشان عمل كنند

مسئولان در دوره‌هاي انتخاباتي قول مي‌دهند ولي عمل نمي‌كنند و بعد از انتخابات همه مسائل را فراموش مي‌كنند، اقداماتي از اين دست صحيح نيست

در ابتدا اين موضوع را اعلام كنم كه نوژه يا نقاب، كودتا نبود و آن كودتا يك اقدام ساختگي بود

من و 700 تكاوري كه زنده مانده‌ايم نفرين و لعنت بر تهيه‌كنندگان سريال كيميا مي‌فرستيم

بعضي‌ها مي‌گفتند كه سپاه و ارتش با هم مشكل دارند در صورتي كه اين‌گونه نبود. وقتي من عصباني مي‌شدم شهيد جهان‌آرا من را آرام مي‌كرد

هواپيماي‌جهان‌‌آرا و فرماندهان جنگ را با موشك پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند

به نظر من جنگ بايد سال 61 تمام مي شد زيرا در وضعيت مناسبي بوديم و مي‌توانستيم خسارت جنگ را بگيريم

اگر آن زمان وارد خاك عراق نمي‌شديم و قرارداد را مي‌پذيرفتيم وضعيت به نفع ما تمام مي‌شد

هرگاه ياد دوران جنگ مي‌افتم تا يك هفته ديگر آدم گذشته نيستم. شب‌ها كابوس مي‌بينم و تنم مي‌لرزد و تصور مي‌كنم كه با دشمن درگير هستم

ارتش خادم ملت است و هر اتفاقي براي كشور رخ دهد ارتش اولين مدافع خواهدبود

بنا به دعوتي كه از جانب ما صورت گرفته بود، با قدم‌هايي استوار، قامتي‌ رعنا و چهره‌اي سرشار از تجربه به دفتر تحريريه آمد.

با تمام صلابتي كه داشت با همه بچه‌ها احوالپرسي كرد و در ادامه به اتاق گفت‌وگو رفت. ابتداي كار از جزييات روزنامه پرسيد و با روي خوش جوياي پيشينه يكي از دوستاني شد كه خود را همكار او معرفي كرده بود. ناخدا، يكي از همكاران سابقش را در دفتر روزنامه ما يافته بود و همين رويداد سبب شد كه با حس نزديكي بيشتري صحبت را ادامه دهد. گفت‌وگو را آغاز كرديم، دل‌پري داشت ولي خود را همچنان سرباز مي‌دانست.

او هر زماني كه از ياران شهيدش يا همرزمان ايثارگرش سخن مي‌گفت، بغض مردانگي در گلويش مي‌پيچيد؛ آن لحظه توانايي‌اش را نداشتيم كه در چشمان مردي نگاه كنيم كه روزگاري دشمن از نامش واهمه داشت ولي امروز غم‌ياران، دلش را به درد آورده بود. ناخدا هوشنگ‌صمدي، از تكاوران نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، فرمانده‌اي است كه همچنان خود را سرباز و رزمنده مي‌داند و مي‌گويد دوست دارم كفنم پرچم ايران باشد. او به برخي مسائل انتقادهاي فراواني داشت كه البته ناشي از علاقه شديد او به كشور و مردم است.

فرارسيدن هفتم آذر، روز نيروي دريايي و سالگرد عمليات حماسي مرواريد سبب شد تا به سراغ اين يادگار دريادلان نداجا برويم و گفت‌وگو كنيم كه از ايثارگري رزمنده‌هاي اين نيرو براي ما بگويد و ما نيز بنا به وظيفه‌اي كه داريم، يادي كنيم از شهدايي كه در اين راه، جان خود را تقديم انقلاب و كشور كرده‌اند. در ادامه، مشروح گفت‌وگوي«قانون» با ناخدا هوشنگ‌صمدي را مي‌خوانيد.

در عمليات مرواريد چه مولفه‌هايي دست به دست يكديگر داد تا اين حماسه رقم بخورد؟

نيروي دريايي در 23 شهريور 1359 يعني يك هفته مانده به آغاز رسمي جنگ، قرارگاه مقدم جنگ را در بوشهر تشكيل داد. جانشين نيرو در بوشهر اين ستاد را تشكيل داد و نام آن را قرارگاه مقدم 421 گذاشت و ماموريت‌ها و جنگ از اينجا اداره مي‌شد. تمام امكانات نيروي دريايي در اختيار اين ستاد بود. ما جنگ دريايي را بسيار پيش از 31 شهريور يعني خرداد 59 آغاز كرده‌بوديم و تكاورهاي نيروي دريايي از اواخر سه‌ماهه سوم 58 در خوزستان حضور پيدا كردند. واحدهاي ما در خوزستان هر روز گزارش مي‌دادند و ما مطمئن بوديم جنگي در پيش است. حتي در اسفند 58 نيروي دريايي عراق مانور دريايي انجام داد و به ما گفته بودند كه مانور را بررسي كنيم و ما نيز خبر داديم كه جنگ در پيش داريم و ستاد مشترك قبول كرد كه جنگي پيش رو است.

ستاد مشترك به هر سه نيرو دستور داد طرح‌هاي عملياتي قديمي را بررسي مجدد كرده و طرح جديدي را تدوين كنند. نيروي دريايي طرح ذوالفقار، نيروي هوايي طرح البرز و نيروي زميني طرح ابوذر را تصويب كرد و براي احتمال جنگ به واحدها ابلاغ كردند. از خرداد 59 آماده باش‌هاي پي‌در پي داشتيم كه معايب و محاسن را دريابيم و بررسي كنيم.

بايد اشاره كنم كه از انقلاب تا آن زمان تعمير و نگهداري در نيروها انجام نشده بود و فعاليتي صورت نمي‌گرفت و حتي سرباز جديدي نيز گرفته نمي‌شد و وضعيت پرسنلي در سطح پاييني قرارداشت و خارج از حد استفاده در جنگ بود. خوب است اين نكته را بدانيم وقتي توان رزمي زير 50 درصد باشد قابل جنگيدن نيست و بايد بگويم لشكر 92 كه عظيم‌ترين لشكر ما بود، توانش به 38 درصد رسيده بود ولي با اين وضعيت ما آماده جنگ شديم. از خرداد 59 همه آماده جنگ بوديم و با اقدامات مقدماتي خود را آماده نگاه داشتيم. 26 مرداد فرمانده ناوتيپ هشتم كه در خرمشهر ساكن بود همه نيروها را از رودخانه بيرون آورد و در خليج‌فارس بنا به طرحي كه فراهم شده بود آن‌ها را براي جنگ آماده باش داد.

2 شهريور، ناونقدي در شمال خليج‌فارس 2 سوخوي عراق را ديد و بدون كمترين درنگ، فرمان آتش داد و هردو را ساقط كرد. با همين وضعيت تا 31 شهريور درگيري داشتيم.

نيروي دريايي جنگ را آغاز كرده بود و يك اعلاميه جنگي بين‌المللي نيز صادر كرد و منطقه‌اي را در شمال خليج فارس و در آب‌هاي سرزميني ايران منطقه جنگي اعلام كرده‌بود و براي تردد يگان‌هاي شناور، محدوديت ايجاد كرد. هر ناو و كشتي تجاري كه به سمت عراق مي‌رفت يا به سمت ما مي‌آمد كه پرچم عراق داشت، مورد حمله قرار مي‌گرفت. البته اگر با پرچم كشورهاي ديگر بود، اخطار داده مي‌شد و اگر شك‌مي‌كرديم كه كالا براي عراق مي‌برد، هشدار مي‌داديم و اگر توجه نمي‌كرد، هدف قرار مي‌گرفت. اگر مي‌ايستاد بارزسي يا مصادره مي‌شد. هيچ كالايي مجوز رفتن به بنادرعراق را نداشت و نيروي دريايي اين‌گونه آن بخش را بست.

عراق دو سكوي صادرات نفت به نام البکر و الامیه در شمال خليج فارس داشت كه هر روز دو ميليون و هشتصدهزار بشكه از اين مكان و از بندر فاو نيز هر روز هفتصد هزار بشكه نفت صادر مي‌شد ولي نيروي دريايي، صادرات سه ميليون و نيم بشكه نفت را قطع كرد. كشورهاي حاشيه خليج‌فارس نيز به عراق كمك مي‌كردند. براي مثال اردن بندرعقبه را در اختيار اين كشور گذاشت و شيخ نشين‌ها نيز به اين كشور كمك پولي كردند. بعد از اندكي نيز رژيم‌بعث مناطق تجاري ما مانند انبارهاي نفت و پالايشگاه آبادان را موشك باران كردند ولي چون نتوانستند خارك را بزنند، حتي يك روز نيز صادرات نفت ما از كار نيفتاد.

اين روند سبب شد تا ما آن دو سكوي البکر و الامیه را به طور كلي از كار بيندازيم. زماني اين سكوها اقتصادي محسوب مي‌شد ولي دشمن بعد از تخريب، موشك‌ها، سيستم‌هاي استراق سمع، رادارهاي هوايي و ساير تجهيزات را در اين مكان‌ها مستقر كرده بود و كشتي‌ها و هواپيما‌هاي مارا تحت نظر قرار دادند.

تصميم بر اين شد تا اين دو سكوي عظيم كه 11 كيلومتر با يكديگر فاصله دارند، از بين برود. در اولين عمليات به نام اشكان، ناوچه‌ها را به گونه‌اي اطراف اين سكوها قرار داديم كه بتوانند اين دو سكو را بمباران كنند و چهار ساعت بمباران نيز ادامه داشت. اين سكوها، پنج طبقه ساختمان داشت و داراي تاسيسات مجهز بود. تاسيسات نفتي سكو پس از بمباران كامل از بين رفت.تصميم براين بود كه به طوركامل اين سكوها نابود شود وبراي همين عملياتي به نام شهيد صفري( از تكاورهاي برجسته نيروي دريايي) طراحي شد.

در ستاد، طراحي به اين ترتيب بود كه سه ناوچه براي پشتيباني ويك كشتي ماهيگيري براي رد گم‌كردن و براي حمل تجهيزات و پرسنل در نظر گرفته شد. همچنين يك اكيپ كامل شامل 27 نفر از تكاورهاي ورزيده و(sbs)تهيه شدند كه به فرماندهي مرحوم رحمان الفتي به پيش رفتند. در اين كشتي ماهيگري 2500 پند مواد منفجره و تجهيزات انفجار بسيار وسيع نيز وجود داشت. اين نيروها از سكوي نوروز سوار شدند و قرار بود در هر سكو 13 نفر پياده شوند. وقتي به سكوي اول رسيدند، هوا طوفاني شد و با توجه به عظمت سكو، موج كشتي را به زير سكو برد و كشتي در آنجا گير كرد و مجبور شدند دكل كشتي را ببرند تا كشتي را بيرون بكشند. وقتي اطلاعات به ستاد رسيد، عمليات را متوقف كردند و يكي از سه ناوچه‌اي كه پشتيبان بودند، ناوچه پيكان بود. فرمانده ناوچه گفت كه اگر كشتي نمي‌تواند كار را انجام دهد من اين مسئوليت را گردن مي‌گيرم. فرمانده ستاد نيز گفت با توجه به خطر عمليات، آيا پرسنل شما راضي هستند، كه فرمانده گفت پرسنل ناوچه با من هستند. كار انجام شد و نيروها را روي سكو پياده كرديم و با نيروهاي عراقي درگير شديم و تلفات نيز در اين بين داشتيم ولي سكوها در نهايت به تصرف ما درآمد. بعد از تصرف قرار بود نيروهاي(sbs) مواد را جاگذاري كنند و قرار شد كه همه غير از يك نفر روي هر سكو بروند و وظيفه روشن كردن فتيله مواد انفجاري را برعهده بگيرند. برنامه آغاز شد و شعله آتش به آسمان كشيده‌شد به‌ گونه‌اي كه تا بوشهر همه شعله‌هاي آتش را مي‌ديدند.

اين دو سكو از بين رفت و ديگر قابل استفاده نبود اما بعد از اين خسارت سنگين، دشمن در ام‌القصر پنهان شد و بيرون نيامد ولي ستاد تصميم گرفت عملياتي به نام مرواريد برنامه‌ريزي كند. در اين عمليات قرار شد تا نيروها نزديك ام‌القصر بروند و ناوچه‌هاي عراقي را از لانه بيرون بكشند و نابود كنند و همين‌گونه بود كه بيشتر نيروي‌ دريايي عراق از بين رفت و اندكي بعد نيز نيروهاي آن‌ها فرار كردند و در داخل ام‌القصر پنهان شدند و حتي برخي از آن‌ها كه صدمه ديده‌بودند در بنادر كشورهاي همسايه پناهنده شدند. عمليات با اين شكست سنگين بعثي‌ها به پايان رسيد. اما به دليل ارتفاع بلند سكوهاي نفتي، رادارهاي ما نيروهاي دشمن را نديدند و بعد از آنكه ناوچه پيكان از اسكله جدا شد و به سمت بوشهر آمد، يكي از ناوچه‌هاي عراق از پشت سكو به سمت ناوچه ايراني شليك موشك مي‌كند و پس از نبرد گسترده و شجاعانه، فرمانده فرمان پرش به دريا را به نيروها صادر مي‌كند ولي كاپيتان همتي ناوچه را ترك نمي‌كند، شهيد مي‌شود و همراه نيروهايش در زير آب‌هاي خليج فارس آرام مي‌گيرند كه هرسال هفتم آذر، آن محل گلباران مي شود.

شما اشاره‌كرديد كه قبل از 31 شهريور مي‌دانستيد دشمن به دنبال جنگ است. آيا مسئولان سياسي اين گفتار شما را قبول مي‌كردند؟

متاسفانه قبول نداشتند. آن‌ها مي‌گفتند كه ما با كسي جنگ نداريم و عراق جرات جنگيدن ندارد. يكي ديگر از نشانه‌هاي بي‌توجهي به آمادگي جنگي دشمن اين بود كه ما مهمات و تجهيزاتي كه زمان رژيم پهلوي خريده بوديم را تحويل نگرفتند كه در اين بين مي‌توان به موشك هارپون اشاره كرد.موشك‌هايي كه روي همين ناوچه‌ها سوار مي‌شد. در سال 58 اين محموله از آمريكا به ايران وارد شد ولي مسئولان آن را تحويل نگرفتند.

هزينه‌ آن‌ها را پرداخت كرده بوديم؟

بله در رژيم پهلوي پرداخت شده بود.

سرنوشت اين موشك‌ها چه شد؟

اين 200 موشك به عربستان رفت و يكي از دلايلي كه اين روزها آل‌سعود براي ما رجز مي‌خواند، آن موشك‌هاست.

به اين اقدام اعتراض نكرديد؟

همواره مي‌گويم كه چرا دولت موقت اين اقدام را انجام داد؛ اگر به ارتش اعتماد نداشتيد به آينده فكر مي‌كرديد. شما كه مي‌دانستيد اين كشور در آينده ارتش مي‌خواهد، موشك‌ها را در انبار نگه مي‌داشتيد و در آينده استفاده مي‌كرديد. من معتقدم اگر اين موشك‌ها اول جنگ در اختيار ما بود، جنگ يك هفته بيشتر طول نمي‌كشيد و 7 مهر بصره، ام‌القصر و بغداد در اختيار ارتش ايران بود.

آن دوره از اين نوع موشك در اختيار ما بود؟

ما در گذشته 12 فروند از اين نوع موشك داشتيم كه به همراه ناوچه‌ها به ايران آمده بود. يكي از آن‌ها را در آزمايش استفاده كرديم و يكي ديگر نيز اشكال فني داشت. ما آغاز جنگ 10 موشك داشتيم كه نيروي دريايي عراق را به واسطه آن‌ها از بين برديم. شما تصور كنيد اگر 210 فروند داشتيم چه حماسه‌اي ايجاد مي‌شد.

دليل اين اقدامات چه بود؟ به ارتش شك داشتند يا به خاطر مشكلات با آمريكا اين‌گونه برخورد مي‌كردند؟

هر كدام يك بهانه داشتند و همه اين درد در دل من اين است كه برخي افراد دانسته و نادانسته اين خطاها را انجام مي‌دادند. برخي از آن‌ها اهدافي داشتند و خودفروخته بودند. ما دشمنان بسياري داشتيم. همان كساني كه به دنبال انحلال ارتش بودند به دنبال اهداف خاصي مي رفتند.به خاطر داريم كه كيسينجر در ابتداي جنگ گفت صدام 10 روزه ايران را تصرف مي‌كند ولي چرا نتوانست؟ چرا روز 7 مهر پيشنهاد مذاكره كرد؟ بي‌شك ارتش جلويش را گرفت. در اول جنگ كه سپاه و بسيج آمادگي لازم را نداشتند و ما به پشتيباني مردم جلو رفتيم و غيرت فرزندان ارتش سبب اين حماسه شد. باقي ماندگان ارتش از دوران پهلوي، آن غيرت را ماندگار كرد زيرا ارتش زينت كشور و خار چشم دشمنان است.

وضعيت ارتش امروز چگونه است؟

امروز نيز ارتش همين‌گونه است. در زلزله اخير مشاهده كنيد كه سرتيپ ارتش وسايل مردم را روي دوش خود گرفته و جابه‌جا مي‌كند كه اين يعني ارتش فداي ملت است. اين‌گونه مي‌شود كه وقتي يكي از گردان‌هاي ارتش مي‌خواهد جابه‌جايي در مناطق زلزله زده انجام دهد مردم آن گونه به استقبال مي‌آيند؛ ارتش ما ارتش ملي و فدايي ملت است. ما وظيفه خود را به عنوان ارتشي انجام داديم و يك وجب از خاك را در دست دشمن باقي نگذاشتيم، حال آقايان سياسي نيز به وظيفه خودشان عمل كنند.

چه وظيفه‌اي دارند كه انجام نداده‌اند؟

من نبايد وظيفه آن‌ها را به اين عزيزان بازگو كنم. آن‌ها بايد به خوبي به مردم خدمت كرده و به گونه‌اي عمل كنند كه مشكلات كشور حل شود. چرا اين بيكاري، گراني و … در كشور وجود دارد. مسئولان بايد به فكر جوانان و اقشار ضعيف باشند. مردم در اين كشور با حقوق‌هاي اندك زندگي مي‌كنند و بايد از آقايان پرسيد كه آيا شما نيز همين مقدار حقوق مي‌گيريد؟ آن‌ بي‌انصاف‌هايي كه حقوق‌هاي چندين ميليوني مي‌گيرند به فكر مردم باشند. پرسنل ارتش با ماهي 800 هزار تومان چگونه زندگي كنند؟ من به حال جوانان اين كشور مي‌گريم.

به مشكلات معيشتي پرسنل ارتش اشاره كرديد. آيا مسئولان ارتش به دنبال ارتقاي سطح زندگي اين عزيزان نيستند يا آنكه دولت توجه به اين امر مهم ندارد؟

مسئولان دولتي و مجلس بايد كمك كنند تا اين مشكلات حل شود ولي كمك نمي‌كنند. قانوني در سال 68 به نام قانون همسان‌سازي تصويب شده ولي تا كنون حق ما را نداده‌اندآيا از ما نمي‌پرسند كه ما در اين سال‌ها چگونه زندگي مي‌كنيم؟ مسئولان بايد حق ما را بدهند. مسئولان در دوره‌هاي انتخاباتي قول مي‌دهند ولي عمل نمي‌كنند و بعد از انتخابات، همه مسائل را فراموش مي‌كنند، اقداماتي از اين دست صحيح نيست.

شما در گفت‌وگويي اعلام كرده بوديد كه در زمان مسئوليت محمدغرضي به عنوان استاندار، 19 نفر از ارتشيان را در ميدان صبحگاه اعدام كردند ولي تكذيب شد. در اين‌باره توضيحي داريد؟

در ابتدا اين موضوع را اعلام كنم كه نوژه يا نقاب، كودتا نبود و آن كودتا يك اقدام ساختگي بود. زيرا كودتا بايد در پايتخت انجام مي‌شد ولي چرا از خوزستان بايد به تهران مي‌آمدند و چه كارآمدي داشت؟ دشمن اين كار را كرد تا لشكر 92 زرهي اهواز و پايگاه شكاري دزفول را از كار بيندازد. چند نفرخود فروخته اين اقدام را انجام دادند و در نهايت نيز ديديد كه توسط نيروهاي ارتشي اين اقدام افشا شد. در همان زمان سه فرمانده نظامي خوزستان عوض شد. شهيد جهان آرا كه دوست عزيز من بود، فرمانده منطقه سوم دريايي خرمشهر، شمخاني فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز و يك فرد ديگري كه 16 سال و نيم داشت به سمت فرماندهي پايگاه چهارم دزفول انتخاب شدند. آيا اين افراد توانايي اداره اين واحدها را داشتند و آيا واحد ها از اين افراد تبعيت مي‌كردند؟ گذشته از اين موضوع، شما به عنوان استاندار خوزستان، چه جايگاهي داشتي كه اين افراد را عوض كرديد؟ بايد از ستاد ارتش در مركز تقاضا مي‌شد ولي اين اتفاق صورت نگرفت. اين فرد اطلاعاتش ضعيف‌بود و از جنگ هيچي نمي‌دانست و دشمن نيز از اين اقدامات سوءاستفاده كرد. اين اتفاقات كه رخ داد باعث تضعيف دو چندان ارتش به ويژه لشكر 92 زرهي شد. اين لشكر با عظمت را آن‌قدر ضعيف كردند كه در بولتن عراقي‌ها نوشته بود در ابتدا ي جنگ ،هشت تانك فعال داشت. من 1مهر 59 به ستاد عمليات اروند رفتم و به من گفتند كه به گردان تانك بروم و تانك تحويل بگيرم. در آن‌جا مشاهده كردم كه يك سروان مخابرات گردان تانك چيفتن را اداره مي‌كند! اين گردان بايد توسط يك سرهنگ با تجربه مديريت مي‌شد. برخي فكر مي‌كردند در ارتش تخصص ارزش ندارد ولي اين‌گونه نبود.

پاسخي به اظهارات آقاي غرضي نداريد؟

در آن زمان همان‌گونه كه در گذشته گفتم، 19 نفر در ميدان صبحگاه اعدام شدند ولي آقاي غرضي مي‌گويد من اعدام نكردم و اگر صمدي سند دارد ارائه دهد! من قوه‌قضاييه نيستم كه مدرك ارائه دهم. من رزمنده بودم كه به چشم اعدام را ديدم و مسئوليت آن زمان با استاندار بود.

نظامي‌ها اعدام كردند؟

خير؛ قوه‌قضاييه، دادگستري و يك دادگاه حكم را صادر كردند و اعدام نيز اجرا شد.

چه زماني اين اتفاق رخ داد؟

45 روز به جنگ باقي مانده‌بود كه اين اقدام رخ داد.

به خاطر اين روند و تصمیماتی که گرفته می شد، شما اعتراضي به مسئولان در پايتخت نكرديد؟

خود مسئولان اين موضوعات را مي‌دانستند. ما بارها مشكلات را مي‌گفتيم. در بحث مبارزه نيز ما بارها اعلام وضعيت كرديم ولي مشكلات پيش مي‌آمد.

يكي از هم دوره‌اي‌هاي من در لشكر 21 حمزه ماموريت گرفت كه گرداني را از راه‌آهن به سوي اهواز به حركت دربياورد ولي در تهران جلوي آن را به بهانه كودتا گرفتند و تيراندازي كردند.

در ادامه، ارتش اطلاعيه مي‌دهد و مي‌گويد به پايگاه بازگرديد.اين اتفاق‌ها افتاده و متاسفانه برخي مي‌گويند ارتش درست عمل نكرده‌است. اگر اين ادعا صحت دارد صدام چگونه در روز 7 مهر تقاضاي مذاكره كرد؟ آن‌ها مي‌خواستند روز هفتم جنگ، در ميدان آزادي مصاحبه داشته باشند ولي در جبهه‌هاي شمالي، مياني وجنوبي زمين‌گير شدند و نيروي زميني آن‌ها را نابود كرديم؛ كجاي اين اقدامات، غافلگيري است؟

به نظر شما چرا برخي اين ادعاها را درباره ارتش بيان مي‌كنند؟

تعدادي از افراد، اطلاعاتي درباره جنگ ندارند و برخي با هدف به اين اقدامات متوسل مي‌شوند. در منطقه جنگ، قبل از انقلاب دو مانور زمستاني وتابستاني داشتيم و گردان تكاوران به عنوان متخصص عمليات آبي‌خاكي در اين عمليات‌ها شركت مي‌كرد.

نيروهاي زميني با ما در آنجا تمرين عبور از رودخانه داشتند. لشكر 6عراق كه در كارون وسلمانيه پل زد، همان‌جايي بود كه ما در تدارك احداث پل بوديم كه اين برگرفته از آمادگي ارتش‌بود.

دشمن آن زمان به كمك ستون پنجم پل زدند ولي برخي مي‌گفتند ارتش ما در آن زمان جنگ را بلد نبود! ما در بخشي از كشور خاكريزهاي قبل از انقلاب را داريم ولي اين افراد با دروغ گفتن هر حرفي را مطرح مي‌كنند ولي كسي از‌ آن‌ها بابت اظهارات‌شان سوال هم نمي‌كند.

براي مثال يكي از افراد گفته بود كه من اگر دو تا آرپي‌جي7 داشتم خرمشهر سقوط نمي‌كرد! من212 آرپي‌جي داشتم و 212 اكيپ شكار تانك تشكيل دادم ولي اين اتفاق افتاد.

اظهاراتي بيان مي‌شود كه جاي تامل دارد. براي مثال مي‌گفتند به ما اسلحه نمي‌دهند و از قذافي پنج‌تا آرپي‌جي گرفتيم و با اين سلاح‌ها تانك‌ها را در سوسنگرد زمين‌گير كرديم و انحصار سوسنگرد از بين رفت! اين ادعاها حرف‌هاي بي‌مبنايي است.

شما به سريال كيميا نيز انتقاد داشتيد؟

بنده چندين بار تماس گرفتم تا با مسئولان تهيه اين فيلم صحبت كنم ولي حاضر به صحبت نشدند. به آن‌ها گفتم آيا شما 700 تكاور را در خرمشهر نديده‌ايد و دوربين كور بود؟! در اين فيلم فردي را نشان مي‌دهيد كه پشت ديوار پنهان شده و مي‌لرزد؟ اين سريال است؟ حق تمام شهدا را پايمال كردند و خدا از اين افراد نگذرد. من و 700 تكاوري كه زنده مانده‌ايم نفرين و لعنت بر تهيه‌كنندگان اين سريال مي‌فرستيم.

با خانواده‌هاي شهدا و تكاورهاي آن دوران ارتباط داريد؟

با همه آن‌ها ارتباط دارم و در همين اواخر آبان، همايشي در رامسر برگزار كرديم. تكاوران بازنشسته يعني حدود 170 نفر از همه كشور جمع شدند.

در اين يادمان‌ها به افتخار شهدا مي‌ايستيم و به ياد همه شهداي عزيز، نام تك تك آن‌ها را صدا مي زنيم. ما همواره اين مراسم را برگزار مي‌كنيم و يادشهدا را زنده نگه مي‌داريم.

وضعيت معيشتي و زندگي اين عزيزان مناسب است؟

بايد از خود اين عزيزان بپرسيد و من فقط به دنبال حل مشكلات احتمالي اين عزيزان در نيروي دريايي هستم ولي تعدادي از مجروحان كه قدرت كاركردن ندارند، ناراضي هستند.

در دوران دفاع از خرمشهر چرا پشتيباني نمي‌كردند؟

تجهيزات نداشتند كه پشتيباني كنند. ما درخواست آتش مي‌كرديم و چشم مي‌گفتند ولي دست‌شان خالي بود. دشمن از دور ما را مي‌زد ولي ما تجهيزات‌مان كامل نبود و براي همين با مشكل روبه رو مي‌شديم.

4مهر 59، شلمچه را از دست دشمن گرفتيم بخشي از عراق را نيز گرفتيم و شب در آنجا خوابيديم ولي براي ما پشتيباني نشد و تا صبح بمباران كردند وصبح زود گردان‌هاي تازه نفس عراقي به ما حمله كردند. اگر توپخانه از پشت سر به من كمك مي‌كرد، موفقيت‌هاي زيادي به دست مي‌آورديم. كل عمليات در مسجد جامع خرمشهر بود و اين مسجد به ستادي براي مبارزه تبديل شده بود. زماني كه ارتباط ما در 28 مهر قطع شد، بالاي مسجد نان وخرما وجود داشت كه با درايت شهيد جهان‌آرا در آنجا انبار شده‌بود.

بعضي‌ها مي‌گفتند كه سپاه و ارتش با هم مشكل دارند در صورتي كه اين‌گونه نبود. وقتي من عصباني مي‌شدم شهيد جهان‌آرا من را آرام مي‌كرد.

سوالي پيش مي‌آيد كه چگونه اين نخبگاني كه در جنگ تاثيرگذار بودند با يك هواپيمايي كه به آن‌شكل بود به تهران فرستاده‌شدند و سقوط كرد؟

هواپيما را با موشك پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند. در آن زمان من و يكي ديگر از فرماندهان ارشد نيز قرار بود با اين هواپيما به تهران بياييم. افضلي فرمانده نيروي دريايي در بندر امام حضور داشت.

در آن زمان افضلي آجودان خود را به فرودگاه فرستاد و گفت به رييس فرودگاه جناب سرهنگ بصيري بگوييد دو جا براي من و صمدي نگهدارند چرا كه قصد داريم به تهران برويم.

آجودان برگشت و گفت كه تعداد شهدا بسيار بوده و تنها چندجا مانده است كه آن صندلي‌ها نيز به فرماندهان ارشد كه قصد دارند به تهران بروند، تعلق مي‌گيرد. اندكي بعد خبر رسيد كه C130 سقوط كرده‌است و اين سبب شد تا ما شهيد نشويم.

گفتني است ظهيرنژاد، از فرماندهان ارشد نيز قرار بود با آن هواپيما به تهران بيايد ولي مقصد خود را به سمت اهواز عوض كرد و شهيد نشد.

اين را كه گفته مي‌شود جنگ بايد بعد از سال 61 تمام مي‌شد ، قبول داريد؟

به نظر من جنگ بايد آن سال تمام مي شد زيرا در وضعيت مناسبي بوديم و مي‌توانستيم خسارت جنگ را بگيريم. اگر آن زمان وارد خاك عراق نمي‌شديم و قرارداد را مي‌پذيرفتيم وضعيت به نفع ما تمام مي‌شد.

چه مسائلي سبب شد اين اتفاق بيفتد؟

ارشدهاي نظامي اين تصميم‌ را گرفتند. فرماندهان ارتش و سپاه در اين اقدام تصميم‌گير بودند و ما تنها سرباز بوديم.

نيروي دريايي را اين سال‌ها چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وضع نيروي دريايي امروز خوب است. امير سياري زحمات فراواني كشيد و اين فرمانده باهوش،ولايي، مقتدر و دور انديش نامش در نيروي دريايي باقي خواهد ماند.

نظر شما درباره امير خانزادی، فرمانده جدید نیروی دریایی ارتش که توسط رهبر معظم انقلاب انتخاب شدند، چيست؟

به ايشان نيز ايمان دارم و اميدوارم مسير را محكم ادامه دهد. در روز اول نيز به ايشان گفتم به عنوان سرباز درخدمتت هستم.

ما به واحد، نيرو و كشورمان علاقه داريم و در حال حاضر نيز بازنشسته شده‌ايم ولي اگر احتياجي باشد براي خدمت كردن همواره حاضر هستيم.

امروز چه بايد كرد كه جوانان مانند رزمندهاي آن دوران ازخودگذشتگي را در دستور كار قرار دهند؟

ما اميدواريم همه جوانان ما پا جاي پاي پيشكسوتان بگذارند. ما در ارتش، همه ايراني بوديم ولي برخي انقلابي بودند و برخي متفاوت فكر مي‌كردند ولي همه در يك موضوع مشترك بوديم و آن وطن‌دوستي بود. ما مسلمانيم و به وطن علاقه‌مند هستيم.

در آن زمان ارتش وظيفه اصلي خود را به خوبي مي‌دانست و به اين موضوع قايل بود كه موظف به حفاظت از كشور است.

دفاع از اين مرز و بوم وظيفه ارتش است و بايد تمام تلاش خود را در جهت پاسداري از آن به خدمت بگيرد.

من همواره ‌گفته‌ام تكاور نبايد اسير بماند ويك گلوله را هميشه براي خودتان نگهداريد. پرسنل تكاور به همرزمان مي‌گفتندكه اگر من زخمي يا شهيد شدم، اجازه ندهيد جسم من به دست دشمن برسد.

در يك ماجرايي براي آنكه ما بتوانيم جسد شهيدمان را از دست دشمن بيرون بياوريم سه نفر روي مين رفتند. ارتش و ملت ما با غيرت و اقتدار است.

دل شما براي آن دوران و آدم‌هايش تنگ نمي شود؟

هرگاه ياد آن دوران مي‌افتادم تا يك هفته، ديگر آدم گذشته نيستم. شب‌ها كابوس مي‌بينم و تنم مي‌لرزد و تصور مي‌كنم كه با دشمن درگير هستم.

به نظر شما چرا مردم به ارتش علاقه‌مند هستند؟

ارتش خادم ملت است و هر اتفاقي براي كشور رخ دهد، ارتش اولين مدافع خواهدبود. در همين زلزله مشاهده كرديم كه ارتشيان چه كردند. ارتش خود را از ملت مي‌داند.

عملكرد دولت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

به عملكرد دولت انتقاد دارم و معتقدم كه نبايد فقط در زمان انتخابات وعده بدهد.

كشور ما ثروتمند است و جوانان ما نبايد به دليل نبود شغل و امكانات، در تشكيل زندگي بمانند. دولت بايد به فكر ملت باشد زيرا مردم ما بسيار وفادار و وطن‌دوست هستند و بايد به مشكلات اين مردم رسيدگي شود.

اگر به آن دوران بازگرديد دوباره نيروي دريايي را انتخاب مي‌كنيد؟

بله. همين امروز نيز تمام لباس‌هاي من آماده رزم است و تمام بازنشسته‌هاي ارتش نيز همين‌گونه مي‌باشند وآماده خدمت به كشور هستند.

ما زنده‌ايم و تا زنده هستيم رزمنده باقي مي‌مانيم. خدا به اين كشوربقاي هميشگي ، به مردم موفقيت و به سربازان و خادمان توفيق دهد.

سخن پاياني با مخاطبان داريد؟

به روح شهدا درود مي‌فرستم واعلام مي‌كنم كه دوست دارم پس از مرگم، كفنم پرچم ايران باشد.

No responses yet

« Prev - Next »