اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for December, 2018

Dec 27 2018

روایت یک وکیل دادگستری از ریاست شاهرودی بر قوه قضاییه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کیانوش رزاقی:من خاطرم هست که در یک دوره‌ای این افراد شروع کردند به شنود کردن تلفن‌های قضات و کارمندان دادگستری و هفته‌ای نبود که خبر دستگیری یک قاضی یا کارمند دادگستری در حال دریافت رشوه منتشر نشود‌.

«محمود هاشمی شاهرودی»، رییس درگذشتۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس سابق قوه قضاییه ایران را موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی بیش از همه با یک اظهار نظر به یاد می‌آورند؛ او وقتی ریاست قوه قضاییه جمهوری اسلامی را بر عهده گرفت، گفت:«ویرانه‌ تحویل گرفتم.»
اما چنین توافقی در ارزیابی دوره ریاست شاهرودی بر قوه قضاییه وجود ندارد. موافقان جمهوری اسلامی به خاطر آن‌چه «میانه‌روی» در عمل و بیان و نیز تبعیت کامل از خامنه‌ای می‌خوانند، شاهرودی را تحسین و برخی اصلاحات اداری در ساختار دستگاه قضایی ایران را در دوره او موفقیت‌آمیز ارزیابی می‌کنند.
در مقابل، منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی و البته صاحب‌نظران مستقل بر این باور هستند که فارغ از برخی اصلاحاتی که در عمل بی‌نتیجه بودند، کارنامه شاهرودی در دستگاه قضایی نه نشان از میانه‌روی دارد و نه موفقیت. می گویند در واقع دوره او از سیاه‌ترین دوره‌های تاریخ دستگاه قضایی در تاریخ ایران مدرن است.
انتصاب قاضی «سعید مرتضوی» به دادستانی انقلاب و عمومی تهران، شدت یافتن بی‌سابقه صدور «احکام سفارشی» در دادگاه‌های انقلاب، بالا رفتن آمار اعدام‌ها، از جمله اعدام‌های سیاسی، فاجعه زندان کهریزک و تشدید فساد ساختاری در دستگاه قضایی، از جمله مواردی است که این دسته به عنوان نشانه‌های ویرانه‌تر شدن دستگاه قضایی در دوره هاشمی شاهرودی برمی‌شمارند.

«ایران وایر» در گفت وگو با «کیانوش رزاقی»، وکیل دادگستری که در دوره ریاست هاشمی شاهرودی بر دستگاه قضایی در تهران وکالت می‌کرد، به ارزیابی کارنامه شاهرودی در بخش اصلاحات اداری قوه قضاییه پرداخته است.

شما در دوره‌ای که هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشت، هم به عنوان کارآموزِ وکالت و هم به عنوان وکیل در تهران کار کرده‌اید. آیا دستگاه قضایی که شاهرودی از «محمد یزدی» تحویل گرفت، آن‌چنان که خودش در ابتدای نشستن بر صندلی ریاست این دستگاه گفت، واقعا ویرانه بود؟

بله؛ دستگاه قضایی واقعا یک ویرانه بود. هرچند روند تخریب دادگستری ایران نه از زمان ریاست محمد یزدی که از همان ابتدای انقلاب آغاز شده بود‌. البته این‌که عده ای از حاکمان کشور ما از بدو تاسیس تشکیلات نوین دادگستری در ایران، خود را برتر از قانون می‌دانستند، متاسفانه قدمتی به اندازه خود دستگاه قضایی کشور ‌دارد و مساله اعمال نفوذ در دادگاه‌ها در زمان رژیم پهلوی هم وجود داشت. اما دست‌کم بر اساس آن‌چه که ما دانش‌آموختگان حقوق از اساتید و پیش کسوتان این رشته در ایران شنیده‌ایم، دستگاه قضایی از زمان تاسیس تا سال ۱۳۵۷ از جهت رعایت شاخصه‌های دادرسی عادلانه، در مجموع سیر صعودی طی کرده بود و قضاتی که در محاکم به قضاوت می‌پرداختند، اکثرا از بین افراد بسیار باسواد و با دانش حقوقی بالا انتخاب می شدند. از نظر پاک دستی و سلامت حرفه‌ای هم دادگستری ایران وضعیت قابل قبولی داشت. اما با وقوع انقلاب، روحانیون که قضاوت را حق انحصاری خود می‌دانستند، برای اشغال مناصب قضایی هجوم آوردند. چون اکثر این روحانیون افرادی بی‌اطلاع از مبانی علم حقوق بودند، موجی از بی‌قانونی و بی توجهی به ضوابط و معیارهایی که رعایت آن‌ها ضامن دادرسی عادلانه است، در کشور شروع و تبدیل به رویه ای عادی شد.

تغییر شیوه مدیریت دستگاه قضایی از شورایی به فردی در سال ۱۳۶۸، در روند تخریب دستگاه قضایی آن‌چنان که شما وصف می‌کنید، چه تاثیری داشت؟ این تغییر موجب سرعت بخشیدن به روند تخریب شد یا آن را کندتر کرد؟

به این روند شدت بخشید. واقعیت این است که با همه بی‌قانونی‌هایی که در برخی مراجع خاص مانند دادگاه‌های انقلاب حاکم بود، شالوده اصلی دادگستری ایران تا سال ۱۳۶۸ که «شورای عالی قضایی» اداره قوه قضاییه را برعهده داشت، حفظ شده بود و در محاکم عمومی کم و بیش آیین دادرسی و ضوابط مبنایی علم حقوق رعایت می‌شد. اما با‌ مرگ روح‌الله خمینی و بازنگری در «قانون اساسی» و نیز واگذار شدن عنان دستگاه قضایی به محمد یزدی، دوران سیاهی در تاریخ دادگستری ایران شروع شد. بستن درهای دادگستری بر روی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و استخدام قاضی ها تنها از میان طلبه های حوزه‌های علمیه، پای افرادی را که هیچ اطلاعی از بدیهیات حقوق نداشتند، به طرز فراگیری به منصب قضا باز کرد. قضات از بین طلبه‌هایی که در حد «لمعتین»(پایه ششم و یا همان فوق دیپلم) درس خوانده بودند، انتخاب می‌شدند و با طی دوره‌های بسیار کوتاه کارآموزی، به قضاوت بین مردم می‌پرداختند.

انحلال دادسراها هم که در همین دوره ریاست محمد یزدی اتفاق افتاد، این وضعیت را بدتر کرد؟

بله؛ بلای دیگری که آقای یزدی و باند او بر سر دادگستری ایران آوردند، انحلال دادسراها و راه‌اندازی سیستم دادگاه‌های عمومی بود. یعنی مقام تحقیق را با مقام قضاوت یکی کردند و قاضی عملا هم تحقیق می‌کرد و هم رای می‌داد. از این فاجعه بار‌‌تر این بود که با انحلال شعبه های حقوقی و کیفری و تاسیس محاکم عمومی، امکان رسیدگی‌ تخصصی به پرونده‌ها هم از بین رفت و محاکم دادگستری به همه پرونده‌ها رسیدگی‌ می‌کردند؛ یعنی مثلا پرونده اولی که یک قاضی در یک‌ روز رسیدگی می‌کرد، قتل بود و پرونده بعدی دعوای موجر و مستاجر و پرونده بعدی طلاق. این را اگر بگذارید کنار قضات بی‌سوادی که استخدام کرده بودند و حتی بدیهیات حقوق را نمی‌دانستند، می توانید تصور کنید که چه آرایی از این دادگاه بیرون می‌آمدند. نخستین نطفه‌های اعمال نفوذهای گسترده و رواج کارچاق‌کنی هم در همین بلبشو منعقد شد. این افراد بی‌سواد که یک باره به قدرت بی‌ضابطه‌ای رسیده بودند، شروع کردند به فساد. اقوام و آشنایان این افراد کارچاق‌کن آن‌ها بودند. در موارد متعدد گزارش می شد که این قضات که اصلا سواد انشا رای نداشتند، در قبال دریافت رشوه، نگارش رای را به وکیل یکی از اصحاب دعوی واگذار می‌کردند. مساله نقض گسترده حقوق بشر توسط دستگاه قضایی هم پرونده مستقلی است که در جای خودش باید توسط افرادی که اطلاعات تخصصی دارند، بررسی شود.

هاشمی شاهرودی از همان روزهای اول ریاستش بر دستگاه قضایی، احیا دادسراها را به عنوان یکی از برنامه‌های خود اعلام کرد و ستایندگانش هم همین برقراری مجدد نظام دادسراها را از اقدامات مهم و مثبت او ذکر می‌کنند. آیا این اقدام شاهرودی به بازسازی ویرانه‌ای که تحویل گرفت و بهتر شدن وضعیت نظام عدالت در ایران کمک کرد؟

اگر احیای دادسراها به شیوه درستی انجام می شد، می‌توانست در بازسازی آن ویرانه بسیار موثر باشد اما متاسفانه این کار هم درست و اصولی انجام نشد. یکی از گرفتاری‌های اساسی که احیا دادسراها به شکل فعلی ایجاد کرد و تا امروز هم گریبان دادگستری ایران را رها نکرده است، این بود که برای راه‌اندازی مجدد دادسراها که شامل شعب دادیاری و بازپرسی بود، نیروی انسانی کافی‌ در قوه قضاییه وجود نداشت. از طرف دیگر، آقای شاهرودی و تیم او برای احیا دادسراها عجله داشتند. بنابراین، مجبور شدند تعداد زیادی از طلبه‌های جوان و فارغ‌التحصیلان بی تجریه حقوق را به عنوان کادر قضایی جذب کنند. توجه داشته باشید که سطح آموزش حقوق در دانشکده‌های حقوق ایران در این سال‌ها به شدت افت و نگاه تجاری به دانشگاه و پذیرش بی‌ضابطه دانشجو و اعطای فله‌ای مدرک بدون رعایت حداقل‌ها در کشور رواج پیدا کرده بود.
از طرف دیگر، بسیاری از فارغ‌التحصیلان شایسته رشته حقوق با معیارهای جمهوری اسلامی برای گزینش قضات مطابقت نداشتند و عملا از سد گزینش‌ دستگاه قضایی رد نمی‌شدند. معیارهای گزینش قضات، شرکت در نماز جمعه و راهپیمایی ۲۲ بهمن و «روز قدس» و از بر بودن تعدادی دعا و احکام شرعی مثل شک بین دو و سه در نماز بود. با این وضعیت، تعداد زیادی قاضی استخدام شدند که متاسفانه بسیاری از آن‌ها به هیچ وجه شایستگی تصدی منصب قضا را نداشتند. البته این به آن معنا نیست که همه افرادی که در این دوره جذب شدند، ناشایست بودند. حتما افراد باسواد و شایسته‌‌ای هم در بین آن‌ها وجود داشتند اما به هر حال، برقراری مجدد سیستم دادسرا به دست آقای شاهرودی غیراصولی انجام شد و خشت اول این بنا را کج گذاشت. جدا شدن مقام تحقیق و قضاوت هم عملا انجام نشد و با این که دادسرا وجود داشت، قضات محاکم عملا هیچ گاه به جایگاه بی‌طرفی در قضاوت بین دادستان و متهم برنگشتند.

مدافعان هاشمی شاهرودی می‌گویند او جهت مقابله با فساد حاکم در دستگاه قضایی گام‌هایی برداشت؛ مثلا ایجاد یک بازوی اطلاعاتی و اجرایی به عنوان حفاظت اطلاعات قوه قضاییه برای نظارت و پی گیری فساد در دستگاه قضایی. آیا این اقدامات به کاهش فساد در دستگاه قضایی منجر شدند؟

مهم‌ترین مشکل اقداماتی که ایشان برای مبارزه با فساد در قوه قضاییه انجام داد، این بود که از افراد فاسد برای مبارزه با فساد استفاده کرد. بسیاری از افرادی که ایشان در حفاظت اطلاعات قوه قضاییه استفاده کرد، کارمندان اخراجی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بودند؛ مثلا افرادی که به دلیل تخلفات مالی یا اخلاقی از وزارت اطلاعات کنار گذاشته شده بودند، به عنوان متولیان حفاظت اطلاعات قوه قضاییه منصوب شدند. این افراد تبحر ویژه‌ای در ریاکاری و ایجاد شبکه‌های پیچیده زد و بند و فساد داشتند و به خوبی بلد بودند چه گونه با راه انداختن نمایش‌های پر سر و صدا و ایجاد رعب و وحشت، حاشیه امنی را برای باند خود ایجاد کنند. من خاطرم هست که در یک دوره‌ای، این افراد شروع کردند به شنود کردن تلفن‌های قضات و کارمندان دادگستری. هفته‌ای نبود که خبر دستگیری یک قاضی یا کارمند دادگستری در حال دریافت رشوه منتشر نشود‌. بسیاری از این دستگیری‌ها عملا پرونده‌سازی برای افرادی بود که با این جماعت رابطه خوبی نداشتند و در مواردی هم که واقعا تخلفی رخ داده بود، افرادی هدف قرار می‌گرفتند که با این باند مافیایی در ارتباط نبودند. در این دوره، باندهای عجیب و غریبی در دستگاه قضایی ایران شکل گرفتند که از رده‌های پایین تا سطوح عالی قوه قضاییه نفوذ داشتند؛ از دادسراها در شهرستان‌ها گرفته تا شعب دیوان عالی کشور. این باندها آدم‌های خودشان را داشتند که یک دیگر را حمایت می‌کردند. این افراد حتی وکلای خودشان را هم داشتند که وکالت افراد را برعهده می‌گرفتند تا ظاهرا کارها به صورت قانونی انجام شود؛ مثلا باندی که به «باند مازندرانی‌ها» مشهور بود و نفوذ عجیبی در قوه قضاییه داشت، میلیاردها تومان در سال کاسبی می‌کرد.

هاشمی شاهرودی در نهایت با چه وضعی قوه قضاییه را تحویل «صادق لاریجانی» داد؟ آیا چنا‌‌ن‌چه اقلیت موافقانش می‌گویند، توانست ویرانه را تا حدی اصلاح کند یا چنان چه اکثریت منتقدانش باور دارند، ویرانه را ویران‌تر کرد؟

در دوران آقای شاهرودی به هر حال بنای جدیدی به عنوان دستگاه قضایی در ایران شکل گرفت که از جهت ساختار ظاهری، بهتر از وضعی بود که در دوران آقای یزدی به وجود آمده بود. اما آقای شاهرودی این بنای جدید را بدون آوار برداری صحیح و اصولی از خرابه‌های به جا مانده از دوران آقای یزدی و بلکه از ابتدای انقلاب ساخت. ضعف‌های اساسی دستگاه قضایی ایران، از جمله ضعف علمی قضات و مشکلاتی مثال اطاله دادرسی و تعداد زیاد پرونده‌ها در دوران ایشان حل نشد. افزون بر این که برخی کارهایی که ایشان کرد، وضعیت را وخیم‌تر هم کرد؛‌ مثلا برای حل مشکل اطاله دادرسی و تعداد بسیار زیاد پرونده‌های ورودی به دستگاه قضایی، شوراهای حل اختلاف را راه‌ انداخت که تقلید ناقصی بود از شوراهای داوری قبل از انقلاب. این شوراها خودشان بلای جان دستگاه قضایی ایران شدند و افرادی که هیچ آشنایی به مسایل حقوقی نداشتند، به حل و فصل اختلافات مردم مشغول شدند.

اگر فرض کنیم شاهرودی اراده‌ای برای اصلاح وضع موجود در حوزه غیر سیاسی و دادگاه‌های عمومی داشت، چرا اقداماتش وضع را به جای بهتر شدن، بدتر کرد؟
– بخشی از عدم موفقیت آقای شاهرودی برمی‌گردد به طبیعت و ذات نظام جمهوری اسلامی. متاسفانه این نظام از روز اول بر اساس بی‌اعتنایی به تخصص بنا شده است و حضرات تصور می‌کنند یک نفر آخوند که چند سالی در حوزه درس خوانده و حالا به مقام مثلا «اجتهاد» رسیده است، دیگر از همه امور سر در می‌آورد. در مورد مساله قضا، اصلا از اساس روحانیون معتقد بودند کسی به جز آن‌ها حق قضاوت ندارد و از زمان رضا شاه و با تاسیس دادگستری نوین، منصب قضا از آن‌ها غصب شده است. در چنین فضایی، یک نفر که خودش از حوزه می‌آید و همین طرز فکر را دارد، چه گونه می‌تواند به نظر متخصصان اهمیت و اولویت بنیادین بدهد ‌و به جای سلیقه فقهی خودش و هم‌لباسانش، نظر عده‌ای استاد و متخصص را قبول کند که از نظر آن‌ها ممکن است «غرب زده» هم باشند؟ این یک بخشی از گرفتاری دستگاه قضایی ما است.
مشکل دیگری آقای شاهرودی این بود که نه یک ساعت درس حقوق خوانده و نه حتی یک روز در دادگستری کار کرده بود. ایشان از یک عقبه امنیتی، سیاسی، فقهی می آمد و هیچ فهمی از سیستم دادگستری به عنوان یک دستگاه فوق‌العاده پیچیده و تخصصی نداشت. او تلاش کرد بخشی از این مشکل را با کمک‌ گرفتن از افرادی که از قبل در دستگاه قضایی حضور داشتند، برطرف کند. اما عملا گرفتار افراد فاسدی شد که همان حلقه فاسد اطرافیانش را تشکیل دادند و به جای کمک به پیش برد تخصصی امور، با سوءاستفاده از موقعیتی که نزد آقای شاهرودی داشتند، بساط کارچاق‌کنی خودشان را راه انداختند. این نقطه ضعف بزرگ باعث شد که هر اقدامی که آقای شاهرودی برای اصلاح بخشی از مشکلات انجام می‌داد، عملا منجر به یک مشکل بزرگ‌تر و تبدیل به معضلی برای دادگستری می‌شد؛ مثلا یک زمانی عده‌ای از اطرافیان ایشان این بحث را پیش کشیدند که کانون‌های وکلا خیلی انحصاری عمل می کنند و به هر کسی پروانه وکالت نمی‌دهند و ظرفیت پذیرش‌شان هم خیلی کم است و به همین دلیل انبوه فارغ التحصیلان جوان رشته حقوق بی کار مانده‌اند. این افراد به جای این‌که این مساله را به صورت علمی و اساسی حل کنند، تشکیلاتی به عنوان «مرکز مشاوران قوه قضاییه» که به «ماده ۱۸۷» هم معروف بود، راه اندازی کردند که یک کانون وکلا موازی با کانون‌ وکلای دادگستری بود. این مرکز مشاوران شروع کرد به صدور بی‌ضابطه پروانه‌های وکالت و بسیاری از افراد فاسد و‌ نالایقی که از خود قوه قضاییه یا سایر ارگان‌های دولتی اخراج شده بودند، از این تشکیلات پروانه وکالت گرفتند.
مساله بنیادی دیگر آقای شاهرودی که کلا مشکل دستگاه قضایی ما بعد از انقلاب به شمار می رود، این بود که دستگاه قضایی ایران در وهله اول به عنوان بازوی قدرتمند نظام برای حفظ نظام تعریف شده است نه بازوی‌ توانای حکومت برای اجرای عدالت در جامعه. یعنی ماموریت اصلی این دستگاه، مقابله با مخالفان نظام است، نه بسط و گسترش عدالت میان مردم این سرزمین. آقای شاهرودی هم گرفتار این ماجرا بود و عملا نمی توانست از دانش و تخصص افرادی استفاده کند که در پاک دستی و دانش آن‌ها شکی نبود اما وفاداری به سیاست‌های جمهوری اسلامی نداشتند و حاضر نبودند ننگ نقض حقوق بشر را با همکاری با قوه‌قضاییه بپذیرند. نظام جمهوری اسلامی به طور کلی ذاتا ظرفیت و استعداد جذب افراد متخصص و پاک دست واقعی را ندارد؛ افرادی که تخصص لازم برای تصدی امور مهم، از جمله قضاوت را دارند و در پاک دستی آن‌ها هم شکی نیست اما در نمازجمعه یا راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت نمی‌کنند یا اعتقادی به شعارهای مرگ بر این و آن ندارند و در یک کلمه، اهل ریاکاری و نمایش هم سویی با اهداف جمهوری اسلامی نیستند. این افراد اساسا راهی برای خدمت به کشور در مناصب حاکمیتی ندارند. البته این ضعف ساختاری جمهوری اسلامی است و از افرادی مثل آقای شاهرودی هم که خودشان برآمده از این سیستم هستند، نمی‌توان انتظار اصلاح ساختاری آن را داشت. به عبارت دیگر، اگر چنین فضایی در ایران حاکم نبود، خود آقای شاهرودی باید در همان حوزه به کارش مشغول می‌شد و هرگز به مقامی مانند ریاست قوه قضاییه ایران نمی‌رسید.

No responses yet

Dec 26 2018

«سران حزب‌الله»، هدف حمله هوایی تازه اسرائیل به نزدیکی دمشق

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک از قول یک منبع در وزارت دفاع آمریکا می‌نویسد هدف از حملات هوایی اسرائیل که شامگاه سه‌شنبه علیه مواضعی در حومه دمشق انجام شد «افراد ارشد حزب‌الله» بوده است.

این منبع همچنین گفته‌ است که حملات هوایی اسرائیل دقایقی پس از آن‌ که «سران حزب‌الله» سوار هواپیمایی به مقصد ایران شده بودند انجام شده‌ است.

به نوشته نیوزویک، این منبع وزارت دفاع آمریکا به اطلاعات افسران ارشد ارتش اسرائیل که اطلاع مستقیمی از حمله دیشب دارند، دسترسی دارد.

در همین حال روز چهارشنبه نیز خبرگزاری اسرائیلی «نزیو» نوشت که در جریان این حمله هوایی «یک هیئت ارشد حزب‌الله لبنان که به دمشق رسیده بودند» هدف قرار گرفته‌اند.

این خبرگزاری همچنین به گزارش‌های شبکه تلویزیونی لبنانی «الجدید» اشاره می‌کند که می‌گوید «هیئت حزب‌الله ساعت چهار بعدازظهر سه‌شنبه از لبنان وارد دمشق شده بود تا با هواپیما برای شرکت در مراسم ختم آیت‌الله هاشمی شاهرودی راهی تهران شود.»

محمود هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، که روز دوشنبه درگذشت در مقاطعی در سازماندهی نیروهای شبه‌نظامی مورد حمایت ایران در عراق دست داشت.

گزارش‌های نیوزویک و نزیو در منابع خبری مختلف اسرائیلی بازتاب یافته، اما هنوز منابع دولتی و منابع دیگر هدف قرار گرفته شدن سران حزب‌الله در حملات هوایی سه‌شنبه را تأیید نکرده‌اند.

تلویزیون دولتی سوریه می‌گوید جنگنده‌های اسرائیلی شامگاه چهارم دی‌ماه، از فراز لبنان موشک‌هایی را به اهدافی در نزدیکی دمشق شلیک کرده‌اند.

به گفته تلویزیون سوریه، این موشک‌ها به یک انبار تسلیحاتی اصابت کرده‌اند و سه سرباز زخمی شده‌اند.

ارتش اسرائیل نیز در پیامی توئیتری تنها به درج این پیام بسنده کرده‌ است که «پدافند هوایی ارتش اسرائیل در واکنش به یک موشک ضدهوایی شلیک‌شده از سوریه، فعال شده‌است».

خبرگزاری دولتی لبنان نیز پیشتر خبر داده بود شماری از جنگنده‌های اسرائیلی در حال پرواز در ارتفاع کم در مناطق جنوبی لبنان رصد شده‌اند.

سازمان ناظر حقوق بشر سوریه که مقر آن در لندن است می‌گوید حملات اسرائیل «سه موضع در جنوب دمشق» را هدف قرار داده که به گفته این سازمان انبارهای تسلیحاتی حزب‌الله لبنان هستند.

در همین حال، روزنامه اسرائیلی جروزالم پست بامداد چهارشنبه از تخریب موشک‌های ایرانی فجر ۵ در یک انبار تسلیحات و مهمات در نزدیکی دمشق، پایتخت سوریه، خبر داد.

هنوز هیچ مقام رسمی اسرائیلی یا ایرانی انهدام موشک‌های ایرانی در سوریه را تأیید نکرده‌ است.

از زمانی که رئیس‌ جمهوری آمریکا اعلام کرده که نیروهای کشورش را از سوریه خارج می‌کند، حملات اخیر نخستین حملات منتسب به اسرائیل به‌ شمار می‌آیند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در ۲۹ آذرماه در پیوند با خروج آمریکا از سوریه و پیامدهای آن، گفت که عملیات کشورش علیه اهداف ایرانی تشدید خواهد شد.

چند روز بعد و در حالی‌ که واکنش‌ها به تصمیم ترامپ بالا گرفت، نتانیاهو بار دیگر تاکید کرد اگر لازم شد عملیات علیه ایران در سوریه افزایش پیدا خواهد کرد.

اسرائیل تاکنون ده‌ها عملیات علیه «اهداف ایرانی-سوری» انجام داده که بسیاری از آنها کاروان‌ها یا انبارهای مهمات گروه حزب‌الله لبنان را هدف قرار داده‌اند.

منابع: نیوزویک، جروزالم پست، هاآرتص، نزیو، و رادیوفردا/ پ. پ./ ف. دو.

No responses yet

Dec 26 2018

جروزالم پست: تخریب موشک‌های ایرانی فجر ۵ در نزدیکی دمشق

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه اسرائیلی جروزالم پست بامداد چهارشنبه از تخریب موشک‌های ایرانی فجر ۵ در یک انبار تسلیحات و مهمات در نزدیکی دمشق، پایتخت سوریه، خبر داد.

پیشتر، متعاقب حمله جنگنده‌های اسرائیلی، تلویزیون سوریه گزارش کرده بود که این جنگنده‌ها یک انبار تسلیحات را نشانه گرفته و در این حمله سه سرباز زخمی شده‌اند.

جروزالم پست خبر خود را به نقل از یک خبرگزاری اسرائیلی منتشر کرده است.

هنوز هیچ مقام رسمی اسرائیلی یا ایرانی انهدام موشک‌های ایرانی در سوریه را تایید نکرده‌اند.

No responses yet

Dec 26 2018

یکی دیگر از مدیران «نظام مقدس» از کشور فرار کرد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم


کیهان لندن:روزنامه کیهان چاپ تهران، دوشنبه سوم دی‎ماه، با اعلام این خبر نوشت وی دوتابعیتی بود و تیرماه ۹۷ استعفا داده بود.

این روزنامه توضیح بیشتری در مورد این خبر نداده و فقط نوشته است «به نظر می‌رسد منابع نظارتی و حراستی باید درباره انتصاب یک مدیر دوتابعیتی که حالا با اطلاعاتی از وضعیت فرهنگی در آغوش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه قرار دارد، توضیح لازم را ارائه دهند!»

کیهان تهران با اشاره به ارتباط مریدی با برخی افراد اصلاح‎طلب یادآوردی کرده است که اردیبهشت امسال از دوتابعیتی بودن «ب.م» خبر داده بود که با تکذیب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روبرو شد.

بهزاد مریدی بهمن سال ۱۳۹۶ به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران منصوب شده بود.

گزارش‎های متعددی در مورد فرار مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی و بدهکاران بزرگ بانکی به خارج از کشور منتشر شده که در ماه‌های اخیر ظاهرا شتاب بیشتری گرفته است. ششم خرداد ۱۳۹۷،  اعضای یک خانواده پس از اختلاس ۱۴۰۰ میلیاردی از ۸ بانک دولتی و خصوصی به خارج از کشور گریختند.

اول مهرماه ۱۳۹۷، یکی از مسئولان دوتابعیتی شرکت پالایش و پخش فرآورده‎های نفتی که مسئول فروش فرآورده‎های نفتی به کشتی‌ها در منطقه بوشهر (بانکرینگ) بود پس از اختلاس چند ده میلیارد تومانی به گرجستان فرار کرد.

هفتم مهرماه ۱۳۹۷، دادستان تهران خبر داد که فرهاد زاهدی‌فر متهم پرونده‎ی موسسه «سکه ثامن» یک روز قبل از تشکیل پرونده قضایی از کشور فرار کرده است. این متهم چند روز پیش از آن همسرش را از کشور خارج کرده بود.

در جریان رسیدگی به اتهامات باقری درمنی معروف به «سلطان قیر» مشخص شد پنج نفر از همدستان او فراری هستند. مشخصات متهمان فراری افشا نشد اما به گفته مقام‌های قضایی، ۴ کارشناس رسمی دادگستری، ۲ سردفتر اسناد رسمی و ۲ کارمند بانک ملی با او همدست بوده‌اند.

پیش از اینها، در هشتم آبان ۱۳۹۶، جبار کوچکی‌نژاد عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی خبر داد که متهم ۵۰۰ میلیارد تومانی پرونده «صندوق ذخیره فرهنگیان» از کشور گریخت. بیش از ۲۰ نفر در این ارتباط دستگیر شدند.

اول دی‌ماه ۱۳۹۶، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس اعلام کرد یکی از مدیران مالی بخش اکتشافات وزارت نفت متهم به ۱۰۰ میلیارد تومان اختلاس سه ساعت پس از احضار از ایران گریخت. این فرد بیش از ۳۰ سال کارمند وزارت نفت بود.

شهرام جزایری از پیشکسوتان عرصه‎ی اختلاس اواسط سال ۹۷ در مرز ایران و ترکیه در حالی که در یک کامیون پنهان شده بود و قصد خروج از کشور داشت دستگیر شد.

چهارم شهریور نیز محسنی‎اژه‎ای اعلام کرد «م. ر» دست راست وزیر صنعت، معدن و تجارت در حالی که قصد خروج از کشور را داشت بازداشت شد.

۱۶ مرداد ۹۷ نیز خبرگزاری فارس از دستگیری استاندار کرمان به همراه چند تن دیگر هنگام خروج غیرقانونی از کشور خبر داد.

اینها فقط بخشی از فهرست فرارهای موفق و ناموفق است که رسانه‎ای شده و یا خبر آن به بیرون درز کرده وگرنه به احتمال بسیار زیاد شمار فراری‎ها بسیار بیش از این‎ است.

No responses yet

Dec 26 2018

تجمع کارگران کشت و صنعت مغان در اعتراض به خصوصی‌سازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

دویچه‌وله: بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران کشت و صنعت مغان دست به تجمعی اعتراضی زدند. کارگران این مجتمع به نحوه “خصوصی‌سازی” این مجتمع معترض‌اند. خانواده کارگران بازداشتی گروه ملی فولاد اهواز نیز برای دومین روز پیاپی تجمع کردند.

کارگران مجتمع کشت و صنعت و دامپروری مغان امروز سه‌شنبه چهارم دی (۲۵ دسامبر) در مقابل ساختمان اداره مرکزی این مجتمع دست به تجمعی اعتراضی زدند.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، این کارگران که شمار آنها به بیش از ۵۰۰ نفر می‌رسید، نسبت به واگذاری این شرکت و “خصوصیسازی” آن معترض هستند.

ایلنا نوشته است: «پس از یک بار لغو اهلیت خریدار، اواخر آذر واگذاری مجدد مجتمع به صاحب کارخانه شیرین عسل تبریز انجام شد، این درحالی‌ست که روز گذشته (سوم دی ماه) نیز اهالی مغان و کارگران این کارخانه در شهرک مغان که مهمانسرای ویژه مدیران شرکت و محل زندگی بخشی از پرسنل شرکت است، تجمع کرده‌اند.»

شرکت‌کنندگان در این تجمع می‌گویند: «مجتمع کشت و صنعت مغان جزئی از آب و خاک مردم شهرستان پارس‌آباد مغان است و زندگی عشایر و اهالی این منطقه وابسته به این کارخانه است. پیش از این اهلیت خریدار اول این مجتمع کشت و صنعت لغو شده بود و کارگران نسبت به واگذاری مجدد این واحد تولیدی معترض هستند.»

به گزارش ایلنا، گرچه مجتمع کشت و صنعت مغان بیش از دو هزار نفر پرسنل دارد، اما در عرض ۱۰ سال گذشته بیش از پنج هزار نفر به صورت مستقیم در این واحد تولیدی کار کرده‌اند.

پس از برگزاری این تجمع، فرماندار شهرستان پارس‌آباد در جمع کارگران حضور یافته و به آنان “قول پیگیری” داده است.

کارگران مجتمع کشت و صنعت مغان پیش‌تر نیز با مشکلات صنفی و معیشتی مواجه بوده و به همین دلیل اعتراض خود را به اشکال مختلف بیان کرده بودند. آنان از جمله در اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) برای سومین بار به خاطر پرداخت نشدن سه ماهه حقوق خود مقابل این شرکت دست به تحصن زده بودند.

“تصمیم ملی” واگذاری کشت و صنعت مغان

هم‌زمان با حرکت اعتراضی امروز کارگران کشت و صنعت مغان، اکبر بهنامجو، استاندار اردبیل گفت: «زمین کشت و صنعت مغان به هیچ عنوان واگذار نمی‌شود و فقط سهام شرکت فروخته می‌شود.». او همچنین با اشاره به اینکه “واگذاری کشت و صنعت مغان تصمیم ملی بود”، وعده داد: «امنیت شغلی کلیه کارکنان شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان را تضمین می‌کنیم.»

استاندار اردبیل تأکید کرد: «طبق اصل ۴۴ قانون اساسی واگذاری شرکت کشت و صنعت مغان یک قانون بود و باید عملی می‌شد به گونه‌ای که اصلی‌ترین دغدغه ما نحوه واگذاری آن بود که خوشبختانه اهلیت شخصی که هم‌اکنون برنده مزایده شده برای ما محرز شده است.»

نحوه اجرای قانون “خصوصی‌سازی” در ایران که فرمان آن در سال ۱۳۸۵ توسط علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، صادر شد، با انتقادهای شدیدی از جمله از سوی کارگران همراه بوده است. کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی فولاد اهواز نیز در روزها و هفته‌های گذشته دست به تجمع و تظاهرات اعتراضی زده بودند. کارگران این دو شرکت نیز نسبت به نحوه خصوصی‌سازی این شرکت‌ها معترض بودند.

در روزها و ماه‌های گذشته ایران شاهد اعتراض‌های وسیع مردمی به وضعیت اقتصادی و معیشتی بود. اعتصاب کامیون‌داران، تجمع‌ها و تظاهرات اعتراضی کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، طرح مطالبات کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و نیز همبستگی عمومی و حمایت‌های دانشجویی از کارگران نیشکر هفت‌تپه و فولاد اهواز، از جمله این اعتراض‌ها بودند.

این اعتراض‌ها به بازداشت شماری از کارگران انجامید. از میان کارگران بازداشتی نیشکر هفت‌تپه هنوز علی نجاتی، عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران این شرکت، در زندان به سر می‌برد. همچنین خبرهایی در شبکه‌های اجتماعی در مورد بازداشت عسل محمدی، فعال دانشجویی، در روز ۱۳ آذرماه به دلیل “پیگیری و انتشار اخبار اعتصاب کارگران هفت‌تپه و فولاد” و انتقال او به زندان شوش منتشر شده است.

خانواده‌های کارگران بازداشتی گروه ملی فولاد اهواز نیز امروز سه‌شنبه برای دومین روز پیاپی در برابر استانداری خوزستان تجمع کرده و خواستار آزادی تمام کارگران بازداشتی این شرکت شدند. در جریان تجمعات کارگران گروه ملی فولاد اهواز بیش از ۲۸ کارگر بازداشت شده‌اند. معترضان می‌گویند، قرار بوده که همگی کارگران بازداشت‌شده تا روز یکشنبه آزاد شوند، اما هنوز تعدادی از آنها در بازداشت به سر می‌برند. مقام‌های ایران از آزادی ۲۰ تن از کارگران گروه ملی فولاد تاکنون خبر داده‌اند.

No responses yet

Dec 26 2018

روزنامه سعودی: شمارش معکوس برای حمله به ایران آغاز شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سیاسی

شفقنا: روزنامه سعودی «عکاظ» امروز(یکشنبه) در مطلبی نوشت: می توان از زاویه دیگری به اقدام آمریکا در خروج نیروهایش از سوریه نگاه کرد؛ شاید خروج آمریکا از سوریه، خروجی تاکتیکی باشد که در پس از آن طوفانی نهفته است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، «هانی الظاهری» نویسنده این مطلب در ادامه با اشاره به اینکه نشانه هایی وجود دارد که بر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران حکایت دارد، نوشت: از آن جمله می توان به استعفای وزیر دفاع آمریکا اشاره کرد که به نظر می رسد از اینکه ترامپ تصمیماتش را بدون توجه به او می گیرد، ناراحت است.

نویسنده افزود: از دیگر نشانه های مهم در این زمینه، بازگشت ناوهای هواپیمابر آمریکایی جان استنیس به آب های خلیج فارس پس از غیبت بیش از ۱۷ سال می باشد که به همراه گروهی از ناوشکن های دکاتور، ناوهای موشک انداز و زیردریایی هسته ای وارد آب های خلیج فارس شدند و قطعا چنین زرادخانه نظامی هزاران میل را برای سیاحت و آفتاب گرفتن طی نکرده اند و اینجاست که باید پرسید آیا این همان چیزی است که ترامپ در حال حاضر برای آن برنامه ریزی می کند؟

کسی چه می داند شاید این طور باشد؟ روزها آبستن حوادث ناگهانی است.

خبر را در عکاظ ببینید

No responses yet

Dec 25 2018

تائید حکم اعدام یک کودک مجرم بعد از ۷ سال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «مهرداد» حالا ۲۱ ساله است. از هفت سال پیش تا الان، قصاص، اعدام، قتل، دیه و دیوان عالی کشور مهم‌ترین کلمات زندگی‌اش بوده‌اند. او ۱۴سالگی مرتکب قتل دوستش شده، حالا بعد از هفت سال، روز ۳۰آذر ماه سال جاری حکم اعدامش از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است. این حکم پیش از این دوبار در دیوان عالی نقض شده بود اما این بار قضات دیوان حکم اعدام مهرداد را که در کودکی مرتکب قتل شده است، تایید کرده‌اند.

این کودک مجرم، در اولین بازجویی‌ها مدعی شده بود که همراه چند نفر از دوستانش در یک جشن تولد حضور داشته است که «سهیل»، دوستش تحت تاثیر مشروبات الکی به او تجاوز و بعد این موضوع را برای دوستان مشترک‌شان تعریف و مهرداد را خجالت‌زده می‌کند. برای همین او تصمیم می‌گیرد از سهیل انتقام بگیرد.

موسی برزین خلیفه لو:«مطابق “قانون جدید مجازات اسلامی”، اگر سن مجرم در جرایم حدی و دیه مثل قتل، زیر ۱۵سال باشد، بسته به نظر قاضی، او را از یک تا سه سال به “کانون اصلاح و تربیت” می فرستند.»

به گزارش «ایران آنلاین»، مهرداد گفته بود: «بعد از چند روز که از جشن تولد گذشت، سهیل با من تماس گرفت تا برای دیدنش به پارک بروم. من هم رفتم ولی با او درگیر شدم و با دو تسمه گردنش را محکم بستم تا جان سپرد. پس از آن، جنازه‌اش را پشت شمشادها پنهان کردم و به خانه رفتم و از پدرم کمک خواستم. اما وقتی متوجه شدم که پدرم قصد دارد من را به پلیس معرفی کند، فرار کردم و به سراغ یکی از دوستانم به نام «پوریا» رفتم. پوریا از ماجرای تجاوز در شب تولد با خبر بود. او به همراه من به پارک آمد و دو نفری قصد داشتیم جنازه را با استفاده از یک کیسه خواب به خارج از شهر منتقل کنیم اما همان موقع پلیس آمد و ناچار به فرار شدیم. من قبول دارم مرتکب قتل شده‌ام و خودم را مستحق مرگ می‌دانم.»

پس از این اظهارات، وکیل مدافع اولیای دم ادعای تجاوز یا تعرض به مهرداد از سوی سهیل را رد کردند و مدعی شدند مهرداد به این موضوع متوسل شده است تا از حکم قصاص فرار کند. آن ها که مهرداد را از سال ها پیش از آن می شناختند، گفته بودند او از کودکی بچه شروری بوده و چندین بار با استفاده از چاقو با دوستانش در مدرسه درگیر شده است.

در نخستین نوبت صدور حکم برای مهرداد که در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، به علت این که مجرم در هنگام وقوع قتل تنها ۱۴ سال سن داشت، از قصاص معاف و به پرداخت دیه و زندان محکوم شد. این حکم با اعتراض اولیای دم، به دیوان عالی کشور رفت و در آن جا مورد تأیید قرار نگرفت. پس از آن، پرونده به شعبه ۷ دادگاه کیفری یک استان تهران رفت و متهم ادعای «مهدورالدم» بودن قربانی را مطرح کرد که مورد پذیرش قضات قرار گرفت و دوباره از قصاص معاف شد.

اعتراض اولیای دم به دیوان عالی کشور دوباره به شعبه پنجم دادگاه کیفری تهران ارجاع شد و در سومین نوبت بررسی، حکم قصاص نفس (اعدام) برای متهم صادر شد و در نهایت پس از گذشت هفت سال از زمان وقوع ماجرا، حکم صادر شده در دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت.

قانون چه می‌گوید؟

«موسی برزین خلیفه لو»، حقوق دان و مشاور «ایران وایر» در خصوص مجازات کودکان متهم به قتل که سن آن ها بین ۱۲تا ۱۵سال است، می گوید:«معمولا برای کودک مجرمینی که زیر ۱۵سال دارند، حکم اعدام صادر نمی شود. مطابق “قانون جدید مجازات اسلامی”، اگر سن مجرم در جرایم حدی و دیه مثل قتل، زیر ۱۵سال باشد، بسته به نظر قاضی، او را از یک تا سه سال به “کانون اصلاح و تربیت” می فرستند.»

او در خصوص حکم قصاص تایید شده برای مهرداد می‌گوید: «در این مورد خاص، یک احتمال وجود دارد؛ اگر مجرم به سال شمسی ۱۴سال و نیم داشته باشد، به سال قمری ۱۵سال تمام خواهد داشت و متاسفانه در مواردی شبیه به این، ملاک برای قضات، سن مجرم بر اساس سال قمری است.»

ایران جزو معدود کشورهایی در جهان به حساب می‌آید که برای جرایمی که در کودکی اتفاق افتاده است، حکم اعدام اجرا می کند. این در حالی است که از سال ۱۳۹۲ یک ماده به مواد قانون مجازات اسلامی اضافه شد که مطابق آن، قضات این اختیار را دارند برای کودکانی که ماهیت جرم و یا حرمت آن را ندانند و درک نکنند، حکم اعدام صادر نکنند. با این حال، طی سال‌های ۲۰۱۷و ۲۰۱۸ در مجموع ۱۱ کودک‌مجرم در زندان‌های مختلف ایران اعدام شده اند.

No responses yet

Dec 25 2018

جن‌گیری در قم؛از عباس غفاری تا غفار عباسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: برخی می‌گویند روحانی «جن‌گیری» در قم دارد قدرتمند می‌شود. هوادارانش روز به روز رو افزایش می‌یابند و از قرار معلوم به رقیبی دردسر ساز برای حوزه٬ مراجع تقلید و روحانیت مستقر در قم تبدیل شده است.

هوادارانش به حد و اندازه و قد و قواره‌ای رسیده‌اند که به نوشته روزنامه «جمهوری اسلامی» چند روز پیش به خانه یکی از اعضای سابق مجلس خبرگان رهبری در قم هجوم برده و او را تهدید کرده‌اند.

دلیل حمله هم این بوده که این عضو سابق مجلس خبرگان رهبری در چندین سخنرانی به نقد این روحانی و افکار٬ اعتقادات و سخنرانی‌هایش پرداخته و او را به باد انتقاد گرفته بود.

نام این روحانی غفار عباسی است و دو وجه اشتراکش با عباس غفاری مشهور٬ از قرار معلوم «جن‌گیری» و ارتباط تنگاتنگ با هواداران محمود احمدی‌نژاد است.

عباس غفاری «جن‌گیری» است که نام او برای نخستین‌بار سال ۱۳۹۰ و در جریان تشدید درگیری‌های سیاسی محمود احمدی‌نژاد با رقبای محافظه‌کارش بر سر زبان‌ها افتاد و برای مدتی در بازداشت سپاه بود.

حالا پس از گذشت بیش از هفت سال از جنجال‌های سیاسی این «جن‌گیر»٬ نام «جن‌گیر» دیگری مرتبط با جریان محمود احمدی‌نژاد در محافل قم به گوش می‌رسد.

درباره این این فرد گزارش شده که حلقه‌ای در مسجد «رضایی» قم به نام «جمال آفتاب» تشکیل داده و هوادارانش او را «خضر طریق» می‌نامند.

گفته می‌شود غفار عباسی مدتی است که وارد فعالیت‌های سیاسی نیز شده‌ و در برخی دانشگاه‌ها و شهرهای مختلف هم هوادارانی برای خود دست و پا کرده است.

غفار عباسی ملقب به «غفاری» متولد سال ۱۳۴۱ در شهر مراغه است که سال ۱۳۶۶ وارد حوزه علمیه قم شد و خود را ۲۵ سال شاگرد محمدتقی بهجت معرفی کرده٬ اما هفته گذشته دفتر این مرجع تقلید با صدور بیانیه‌ای ادعای وی را تکذیب کرد.

عباسی همچنین خود را یکی از شاگردان آیت‌الله سعادت‌پرور (پهلوانی) معرفی می‌کند که دفتر این استاد اخلاق هم همین چند روز پیش با صدور بیانیه‌ای این ادعا را تکذیب کرد.

غفاری در سال‌های اخیر به واسطه برخی اظهارنظر‌ها و ارائه تفسیر‌های جنجالی از متون دینی مورد توجه گروهی از مذهبی‌ها قرار گرفته و در مقابل با خشم گروه دیگری از آنها مواجه شده است.

غفار عباسی دیدگاه‌ها و اظهارنظر‌های جنجالی بسیاری دارد که در یکی از آنها گفته اگر «امام صادق» در عصر حاضر زندگی می‌کرد دست امیر تتلو را می‌بوسید.

غفاری در جلسه اخلاق عمومی خود که ۱۳ اردیبهشت ماه امسال برگزار شده بود هم گفته حضرت موسی در جریان یک مناظره با فرعون از وی شکست خورده است.

این روحانی در فیلمی دیگر که مربوط به بازگشتش از حج است هم گفته این سفر برای وی چیزی نداشته است.

غفار عباسی مریدان و هواداران طلبه‌ی زیادی دارد که که انتشار تصاویری از ابراز ارادت آنها به وی در شبکه‌های اجتماعی جنجال برانگیز شده است.

یکی از اصطلاحات رایج در میان مریدان عباسی «بار اولی است. «بار اولی» به کسی می‌گویند که تازه می‌خواهد سیر (مثلا) معنوی را نزد غفار عباسی شروع کند.

بار اولی‌ها در ارتباط با این روحانی محدودیت‌هایی دارند؛ یعنی نمی‌توانند هانند افراد پر سابقه به همه جا سرک بکشند و از همه چیز سر در بیاورند. آنها حقِ در آغوش کشیدن عباسی را در ملاقات‌های ابتدایی ندارند. به عبارتی «آغوش عباسی» خودش یکی از مراتبی است که نصیب هر کسی نمی‌شود.

«نوبت ماشین» اصطلاح دیگری است که گویا میان هواداران غفار عباسی رایج است. گفته شده چون افراد زیادی پس از اقامه نماز خواهان رساندن عباسی به منزل هستند، حلقه اول مریدان تصمیم گرفتند که این کار با ثبت‌نام و نوبت‌دهی به علاقه‌مندان انجام شود.  شخصی که نوبتش باشد که با ماشینش آقای عباسی را برساند، می‌گویند «نوبت ماشین اوست.»

گزارش شده که بعضی از چهره‌های شاخص حلقه اول این روحانی چند طلبه جوان به نام‌های روح‌الله صدر الساداتی٬ احد ایمانی و دو طلبه دیگر به نام‌های داوودی و شهادتی هستند.

این چهار نفر همان کسانی هستند که چندی پیش تصویر آن‌ها در حال ماساژ دادن پای غفار عباسی در آب رودخانه ، لقمه گذاشتن در دهان او  در  شبکه‌های اجتماعی  منتشر شد و در میان نیرو‌های حزب‌الله بازتاب‌های فراوانی داشت.

روح‌الله صدر‌الساداتی برادری به نام مهدی صدرالساداتی دارد که داماد یکی از فقهای شورای نگهبان است که وی نیز خود را شاگرد غفاری می‌داند.

مهدی صدر‌الساداتی فعالیت زیادی در شبکه‌های اجتماعی دارد و هفته گذشته نیز در پی افزایش برخی جنجال‌ها و حاشیه‌ها در مورد غفار عباسی درباره این روحانی و حامیانش توضیحاتی ارائه کرد.

صدر‌الساداتی گفته «ما آقای غفاری را انسانی می‌دانیم که اهل عرفان است. عرفانی که از طریق علامه طباطبایی و آیت‌الله قاضی و همین سلسله‌ای که تا بالا می‌رود وام گرفته شده است.»

صدرالساداتی «جن‌گیر»  خواندن غفار عباسی را برای تخریب او  دانسته: «اینها تخریب است. مثلا حضرت آیت‌الله بهجت فرضا مگر نمی‌توانست یک جنی را از سر فردی که مبتلا شده است باز کند؟ می‌توانست. اما آیا به آقای بهجت می‌گوییم جن‌گیر؟ این تخریب است دیگر. اینکه ایشان قدرت داشته باشد تا آزار جنی را از شما دفع کند مشکلی دارد؟»

وی در پاسخ به اینکه آیا آقای غفاری هم این توانایی را دارد هم گفته «بله!»

مهدی صدرالساداتی در ادامه درباره هزینه ترویج حلقه‌ «جمال آفتاب» هم چنین گفته که «کسی ترویج نکرده. اینها طلبه‌اند، این طلبه‌ها که می‌روند تبلیغ هزینه‌اش را چه کسی می‌دهد؟ یا سازمان تبلیغات می‌دهد، یا اوقاف و یا همان افرادی که می‌روند و برایشان تبلیغ می‌کنند. ما هیچ یارگیری نداریم و به دنبال آن نیستیم»

صدر‌الساداتی ادامه داده «درس و بحث که هزینه‌ای ندارد. می‌رود مسجد سخنرانی می‌کند. اینکه هزینه‌ای ندارد. جمال آفتاب هم چهار نفر‌اند که می‌نشینند و باهم حرف می‌زنند. این هزینه دارد؟»

صدرالساداتی درباره‌ «خضر طریق» خواندن غفار عباسی، هم گفته «اولین‌بار است که چنین چیزی را می‌شنوم. یک عده هستند که یک عالم دروغ و افترا  پشت سر ایشان می‌گویند که آدم سرش سوت می‌کشد.»

No responses yet

Dec 25 2018

دختران بسیجی و «ازدواج با شهدا» برای ارتباط روحی بیشتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


رادیوفردا: رئیس بسیج جامعه زنان، «مدعیان نامزدی» با کشته‌شدگان جنگ میان ایران و عراق را «متوهم، افسرده و روان‌پریش» دانست و خواستار مراجعه آنها به روانشناس شد.

مینو اصلانی روز دوشنبه سوم دی‌ماه این موضوع را در واکنش به اخبار منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی بیان کرد که گفته‌ا‌ند برخی از دختران بسیجی برای ارتباط روحی بیشتر با «شهدا» به نامزدی آنها در می‌آیند. وی در عین حال گفته است که «تاکنون چنین موضوعی را نشنیده‌ام».

رئیس بسیج جامعه زنان، نامزدی و ازدواج این افراد با «شهدا» را از نظر عقلی «غیر قابل قبول» و «بسیار عجیب» توصیف کرده که به گفته او، «با هیچ عقل سلیمی قابل درک نیست».

اصلانی به صراحت گفت که «این افراد دچار نوعی روان‌پریشی هستند و باید با یک روانشناس در این زمینه صحبت شود، چراکه این موضوع هیچ ارتباطی با فرهنگ شهادت و شهید ندارد و هر کسی می‌شنود، تعجب می‌کند».

وی همچنین برخی دختران بسیجی که به دنبال نامزدی با «شهدا» هستند را دچار «یک سری اختلالات در اعتقادات و باورهایشان» دانست و برای چندمین‌بار در اظهارات خود گفت که «این موضوعات نمی‌تواند برگرفته از وضعیت عادی یک فرد باشد و احتمالا ناشی از یک سری اختلالات روانی است».

موضوع نامزدی برخی دختران بسیجی با «شهدا» را نخستین‌ بار بهنام قلی‌پور،‌ روزنامه‌نگار در ۱۱ آبان‌ماه در صفحه خود در توئیتر مطرح کرد و از آن به عنوان «سبک‌ نوین‌ زندگی‌ حز‌ب‌الله» نام برد.

به نوشته وی، «چند سالی می‌شود که برخی دختران حزب‌الله می‌روند بهشت زهرا و در قطعه شهدا چرخ می‌زنند و از میان پسران یا مردان شهید یک دوست انتخاب می‌کنند و با او پیوند‌ آسمانی می‌بندند».

چند سالی می‌شود که برخی #دختران حزب‌الله می‌روند «بهشت زهرا» و در قطعه «شهدا» چرخ می‌زنند و از میان پسران یا مردان #شهید یک دوست انتخاب می‌کنند و با او پیوند‌ آسمانی می‌بندند#سبک‌نوین‌زندگی‌حز‌ب‌الله#جدی pic.twitter.com/vBSMDt9sVH

— Behnam Gholipour (@beehnam) November 2, 2018

آقای قلی‌پور همچنین فهرستی از دختران بسیجی که دست به این اقدام زده‌اند را منتشر کرده بود که با واکنش شدید شماری از فعالان حزب‌الله در فضای مجازی مواجه شد و این توئیت را «توهین» به «مقام والای شهدا» و «ارزش‌ها» قلمداد کرده و تهدید کردند که این «توهین» بی‌پاسخ نخواهند ماند.

شماری از فعالان حزب‌الله با تکذیب این پدیده، مدعی شدند که این دختران تنها با حضور بر سر مزار «شهدا»، با آنها «درد و دل» می‌کنند و این توئیت را «عجولانه»، فاقد «اطلاعات درست» و برای افزایش شمار دنبال‌کنندگان دانستند.

با این حال پس از چند هفته، روز ۳۰ آبان‌ماه یکی از کاربران توئیتر مدعی شد که شخصا به «قطعه شهدا» رفته و گزارشی از مشاهده فردی خود در این زمینه در فضای مجازی منتشر کرد که واکنش‌های بسیاری را میان فعالان ارزشی در فضای مجازی برانگیخت.

مهران محمدی نوشته است: «رفتم گلستان شهدا سر قبر مسعود، دیدم یک دختر خانم خوشگل چادری نشسته سر قبر. اول گفتم شاید آشنا باشد. سلام کردم، گفتم شما با این شهید نسبتی دارید؟ گفت بله نامزدشان هستم!! گفتم یعنی چی؟ ایشان که نامزد نداشت! گفت ما یک تعداد بسیجی هستیم که برای ارتباط روحی خودمان را به شهدا گره می‌زنیم!»

رفتم گلستان شهدا سر قبر مسعود دیدم یک دختر خانم خوشگل چادری نشسته سر قبر! اول گفتم شاید آشنا باشد. سلام کردم گفتم شما با این شهید نسبتی دارید؟گفت بله نامزد شان هستم!!
گفتم یعنی چی؟ ایشان که نامزد نداشت! گفت ما یک تعداد بسیجی هستیم که برای ارتباط روحی خودمان را به شهدا گره میزنیم! pic.twitter.com/4UBvAOyDor

— مهران محمدی (@madar1348) December 21, 2018

توئیت این کاربر که در بیوگرافی‌اش، خود را «فعال سیاسی» معرفی کرده و البته شاهدی برای گزارش خود نیاورده با واکنش تند و فحاشی و تهدید شماری از فعالان حزب‌‌الله مواجه شد.

کاربری به نام «ذوالقرنین» خطاب به محمدی نوشته است: «دو حالت داره اگر شما خودتان به چنین مسئله‌ای معتقدید که بروید طرز تفکرتان را تغییر بدهید و از زدن چنین توئیت‌هایی خودداری کنید؛ اگر هم معتقد نیستید به خاطر حساسیت برانگیز بودن مسئله باز هم نباید این توئیت را می‌زدید!!!!»

وی، محمدی را متهم کرده که «قصد تمسخر و افراطی و متوهم جلوه دادن جامعه انقلابی خصوصأ بسیجی‌ها را داشته!!!» است.

محمدی نیز در واکنش به این فحاشی‌ها از نوشته خود دفاع کرده و تاکید کرده که هیچ «قصد و منظور» خاصی نداشته و تنها آنچه که دیده را روایت کرده است.

کاربری به نام «انقلابی دیگر» زیر توئیت وی کامنت گذاشته که «خب گره زدن چه ربطی به الفاظی مثل نامزدی داره؟! خب بگن شفیع منه، یا مثلا حامی و دستگیر منه… خدایا، بسه دیگه».

«کیهانه حاجی» نیز نوشته «جل الخالق!! این بدعت‌ها یعنی چی؟ بدون نامزد شدنم می‌شه از الطاف شهدا برخوردار شد. کاش بهشون تذکر می‌دادین به جای این رفتارهای من درآوردی، در اون فضا کمی تفکر کنند و قرآن بخوانند و شهدا را واسطه اجابت دعای خود نزد پروردگار قرار بدهند».

«محمود ارجاوند» هم با انتشار عکس پدر «شهید» خود، نوشته است: «پدر من هم همین گلزار شهدا آرمیده‌اند. زودتر بروم یک آگهی بزنم روی قبرشان و بگوئیم زن و فرزند داشته‌اند (۳۶ ساله خوش تیپ بوده‌اند) به هرحال باید از داشته‌های نداشته‌مان دفاع کنیم».

کاربری به نام «آرش» هم نوشته است: «خانواده‌ شهدا حواس‌شون باشه که بنیاد شهید نیاد حقوق مرحوم رو نصف کنه نصفش رو بده به نامزد بعد شهادت! همینجوریش خانواده‌ شهدا حقوق درست درمونی نمی‌گیرن».

به نوشته «سپیدار»، «یه‌بار نمیدونم کجا بودم و چند سال پیش که رادیویی برنامه پخش می‌کرد، از دخترهایی که ازدواج نمی‌کنن و منتظر امام زمانن که بیاد بگیردشون».

«علیرضا مبارکی» هم کامنت گذاشته که «اوضاع در برخی محفل‌های لاکچری و مذهبی شمال تهران وحشتناک‌تر است. صبحانه خوردن با ائمه و پخش کردن آب دهان خانم جلسه‌ای روی قند برای شفا!»

در بسیاری از کامنت‌ها و واکنش‌ها نسبت به این توئیت‌ها، از این اقدام به عنوان «فانتزی‌های سکسی خواهران بسیجی» و «شستشوی مغزی» و آخر و عاقبت ترویج «مرده‌پرستی» از سوی جمهوری اسلامی نام برده شده، اما ادبیات به‌کار رفته در این کامنت‌ها به شدت ضد زن و حاوی دشنام‌های جنسی است و بازنشر بسیاری از آنها در رسانه‌های بزرگ تقریبا غیرممکن است.

«ام‌کا‌اچ‌آی» با ادبیاتی پاکیزه‌تر از سایرین، در این زمینه نوشته است: «تقریبا همه‌ انسان‌ها به روابط جنسی نیاز دارن. غریزه انسانی هست. حالا می‌خواد خودارضایی با عکس و خاطرات یک شهید باشه. یا دیدن فیلم پورن. یا ازدواج با هرگونه رابطه جنسی دیگه».

برخی کاربران این اتفاق را با «جهاد نکاح داعشی‌ها» مقایسه کرده‌اند و نوشته‌اند «درسته این به شدت اون نیست ولی بی‌شباهت بهشم نیست».

شماری از کاربران حزب‌الله مجازی و رئیس بسیج زنان در حالی از وجود این پدیده ابراز بی‌اطلاعی کرده‌اند که کاربرانی با نام‌های «مارال»، «بانوی باران»، «شاهدا هادی»، «نیایش.ام»، «فاطمه امیرخانی»، «دختر همساده» و ده‌ها کاربر دیگر در توئیتر با انتشار تصاویری از یک «شهید»، از وی به عنوان «شهید خودم» نام برده‌اند و صفحات آنها در دسترس قرار دارد.

«کمال رستمعلی» در واکنش به انتشار تصویر «شهید خودم» از سوی «مارال» نوشته «چرا این شهید؟ چون جوانه؟ چون خوش قیافه‌س؟ اگر ربطی به جوانی و خوش قیافه بودن نداره چرا دوستِ!!! شهیدِ پیرمردی که خوش قیافه نباشه انتخاب نکردی؟ حواست هست با این‌کار شان خودت و مفاهیمِ محترم و باارزش را پایین میاری؟!»

مارال نیز پاسخ داده است: «ان‌شاءالله فقط سوال باشه، قضاوت نباشه وقتی با ایشون ارتباط قلبی گرفتم هنوز چهرشون را درست ندیده بودم فقط یه اسم بود و یه یاد، شهدا همشون بعد از شهادت زیبا میشن».

تاحالا با شهیدی دوست شدید؟
عکسش را منشن کنید

شهید خودم … pic.twitter.com/GEREQl6W0v

— مارال (@maraljanam) November 16, 2018

با این حال واکنش کاربران حزب‌الله به مارال به اندازه‌ای زیاد بود که وی در کامنتی مجبور به توضیح شده و نوشته است: «یا برداشت شما اشتباه بوده یا من بد گفتم منظورم رفیقی از جنس بهشت بود».

کاربری به نام «مسعود طاهری» خطاب به وی نوشته است: «اول می‌خواستم کوت کنم ولی باز گفتم همینجا بگم بهتر. این بساط دوست شهید گرفتن را جمع کنید. کم مضحکه خارجی و داخلی نشدیم. راه‌های بهتری هم برای گرفتن لایک هست».

این پست از سوی کاربران بسیاری با عنوان «مسخره‌بازی» و «راه‌انداختن مضحکه» توصیف شده و از این‌که دختران بسیجی «می‌گردن و شهید خوشگلا رو هم پیدا می‌کنن» انتقاد شده است.
منابع: ایلنا و توئیتر/ب.ب/ ک.ر

No responses yet

Dec 24 2018

آلت الله هاشمی شاهرودی بزودی عازم جهنم می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایسنا: یک منبع آگاه از نامساعد بودن حال جسمانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد.

به گزارش ایسنا، به گفته این منبع آگاه، حال آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام مساعد نیست.

وی خاطرنشان کرد که آیت‌الله شاهرودی در حال حاضر در بخش‌ مراقبت‌های ویژه به سر می‌برد.

با شدت گرفتن بیماری آیت الله هاشمی‌شاهرودی، جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام در ماه‌های گذشته بدون حضور او برگزار شده است. آیت الله شاهرودی آخرین بار در ۱۶ تیر ۹۷ به عنوان رئیس، اداره جلسه مجمع را به عهده گرفت و از آن روز به بعد دیگر در جلسات مجمع شرکت نکرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .