اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2019

Sep 30 2019

تقی کبیری؛ نماینده‌ای که ‘۲۵۰ هزار یورو در خانه داشت’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای کبیری در سال ۱۳۸۹ در مسابقه تیراندازی استادهای بسیجی دانشگاه آزاد خوی اول شد

دستبرد به خانه تقی کبیری، نماینده مجلس ایران، به از دست دادن میلیاردها تومان پول نقد و اموال دیگر برای او منجر شده است.

علی لاریجانی، رئیس مجلس، دستور پیگیری را داده و استعلام کرده است که چه میزان از اموال آقای کبیری به سرقت رفته است.

حجم پول نقدی که گفته شده تقی کبیری در خانه نگهداری می‌کرده سوال‌برانگیز شده است.

این چندمین مورد از درگیری نمایندگان مجلس ایران در پرونده‌های قضایی ظرف ماه‌های اخیر است.
چه مبلغی به سرقت رفته است؟

پلیس یا قوه قضاییه ایران به طور رسمی جزئیات این پرونده را منتشر نکرده‌اند.

وبسایت “نماینده”، که اولین بار خبر سرقت را، بدون فاش کردن هویت نماینده قربانی سرقت منتشر کرد، مبلغ دزدیده شده را ۴۰۰ میلیون تومان به اضافه ۲۰۰ هزار دلار گزارش کرد.

پس از آن خبرگزاری‌های ایلنا و تابناک به نقل از “منبع آگاه” نوشتند که ارز خارجی به سرقت رفته در واقع ۲۵۰ هزار یورو بوده است.

نادر قاضی‌پور، دیگر نماینده مجلس، گفته مبلغ گزارش‌شده صحیح نیست و “موارد سرقتی بیشتر مربوط به طلاهای موجود در خانه این نماینده است.”

محمدجواد جمالی، سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان هم مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان را تایید کرده و گفته ارز به سرقت رفته “دو تا سه میلیارد تومان” دلار بوده است، که یعنی مبلغی حدود ۲۰۰ هزار دلار.

سخنگوی هیات نظارت بر نمایندگان در توضیح نگهداری چنین حجمی از پول نقد در خانه نماینده مجلس گفته “دو تا سه میلیارد تومان پول در حد فروش یک آپارتمان ۱۵۰ متری در منطقه دو یا سه تهران است.”

به دنبال بحران ارزی ایران در سال ۱۳۹۷، مقرر شده که هر فرد تنها مجاز به نگهداری حداکثر ۱۰ هزار دلار باشد و مبلغی بیشتر از آن قاچاق محسوب می‌شود.
تقی کبیری کیست؟

آقای کبیری (نفر دوم از سمت راست) در صحبت‌هایش احترام زیادی برای رهبر حکومت ایران قائل است

تقی کبیری، از جناح اصولگرا و عضو فراکسیون “ولایت” است و در هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس ایران عضویت دارد.

آقای کبیری نماینده مردم خوی و چایپاره در استان آذربایجان غربی و رئیس مجمع نمایندگان این استان است.

او به دنبال تشکیل استانی با نام “آذربایجان مرزی” به مرکزیت شهر خوی بوده است.

تقی کبیری پیش از آن که در سال ۱۳۹۴ وارد مجلس شود، مسئول بسیج اساتید دانشگاه آزاد خوی بوده است.

او از مربی‌های “حلقه‌های صالحین” در خوی بوده که یک برنامه وسیع بسیج و سپاه برای تبلیغات عقیدتی و سیاسی گروه‌های کوچک وفادار به حکومت است.

آقای کبیری از دانشگاه آزاد اسلامی خوی “کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث” گرفته و بعدتر از دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران “دکتری علوم قرآن و حدیث” گرفته است.

او مدتی معاون پژوهشی و مدتی هم مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد خوی بوده است.

آقای کبیری (ردیف پایین سمت چپ) جزو نمایندگانی بود که برجام و پرچم آمریکا را به آتش کشیدند

تقی کبیری در سابقه دانشگاهی خود انتشار مقاله‌ای با عنوان “جایگاه اندیشه و تفکر در قرآن” را در “مجله علوم زیستی” دارد که یک مجله انگلیسی زبان و وابسته به دانشگاهی در چین است.

ناشر این مجله جزو فهرست “انتشارات یغماگرانه” است، یعنی مجلات و نهادهایی که بدون رعایت معیارهای علمی و در ازای دریافت مبالغی مقالات نویسندگانشان را منتشر و ارائه می‌کنند.

تقی کبیری مقاله‌ای هم با عنوان “تاثیر تعلیمات دینی در توسعه تبرک” در کنفرانس سال ۲۰۱۲ “آکادمی جهانی علوم، مهندسی و فناوری” در پاریس ارائه کرده است.

آقای کبیری عضویت در این “آکادمی جهانی” را هم جزو سابقه علمی خود ذکر کرده است.

این نهاد هم مانند “مجله علوم زیستی” جزو “انتشارات یغماگرانه” فهرست شده و به عنوان بستری محسوب می‌شود که نویسندگان در ازای پرداخت مبلغی بتوانند ارائه مقاله در کنفرانس علمی را به سابقه دانشگاهی خود اضافه کنند.
رابطه تقی کبیری با ناصر محمد سیدی چیست؟

هفته‌نامه خوی در آذر ۱۳۹۴، یعنی چند ماه قبل از انتخابات مجلس، درباره کارزار انتخاباتی تقی کبیری نوشت که “گفته می‌شود یک خیر خویی نیز از وی پشتیبانی می کند.”

آقای کبیری در کنار ناصر محمد سیدی، تاجر بزرگ اهل خوی

به نظر می‌رسد این فرد نیکوکار که حامی مالی آقای کبیری ذکر شده، میرناصر محمد سیدی، تاجر بزرگ اهل خوی باشد که بنیاد خیریه‌ای با عضویت چند امام جمعه و رضا نیری، رئیس اسبق کمیته امداد خمینی تاسیس کرده است.

تقی کبیری در جلسات متعددی با ناصر محمد سیدی حضور داشته است.

برخی رسانه‌های محلی، و کانال‌های تلگرامی محلی مشخصا از رابطه نزدیک آقایان کبیری و محمد سیدی نوشته‌اند.

میرناصر محمد سیدی، مدیرعامل شرکت تجاری سیما، در سال ۱۳۹۲ تحت تحریم‌های آمریکا قرار گرفت.

برخی رسانه‌های محلی خوی پیشتر تقی کبیری را نزدیک به ناصر محمد سیدی توصیف کرده‌اند

آمریکا آقای محمد سیدی را متهم کرد که برای دور زدن تحریم‌های نفتی علیه ایران فعالیت‌ می‌کرده است.

نام این تاجر بزرگ در دادگاه بابک زنجانی هم مطرح شد. بابک زنجانی، که خود دست‌اندرکار فروش نفت ایران با دور زدن تحریم بود، آقای سیدی را بدهکار به وزارت نفت معرفی کرد.

بابک زنجانی در جریان دفاعیاتش درباره یک شرکت گفت که این شرکت “همان م-س معروف و آقای سیدی است که وزارت نفت از آن ۵ میلیارد مطالبه دارد و می‌گویند جای آن امن است.”
مواضع تقی کبیری چیست؟

آقای کبیری منتقد بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران بوده است و نامه‌ای را امضا کرده که در آن آقای زنگنه متهم شده که “همه روزنه‎های موجود جهت بی‎اثر کردن تحریم‎ها را خواسته یا ناخواسته مسدود کرده است.”

تقی کبیری چندی پیش با طرح استانی شدن انتخابات مخالفت کرد و گفت: “در صورتی که انتخابات مجلس به‌شکل استانی برگزار شود، زمینه نفوذ قدرت و ثروت در سیاست فراهم خواهد شد.”

مساله ورود پول‌های کثیف به سیاست ایران و اعمال نفوذ در تحولات سیاسی سال‌ها است که به دغدغه مقام‌های ایرانی تبدیل شده و به تازگی سخنگوی شورای نگهبان هم گفت همه مسئولان در آستانه انتخابات بعدی مجلس نگران آن هستند.

آقای کبیری اخیرا گفت: ” باید اموال مسئولان از آغاز انقلاب بررسی شود و در صورتی که مالی به صورت نامشروع کسب شده به بیت‌المال بازگردانده شود.”

او جزو نمایندگانی بود که متن توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی را به همراه پرچم آمریکا در صحن مجلس ایران به آتش کشیدند.

تقی کبیری از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با عنوان “امام المسلمین” یاد کرده است.

No responses yet

Sep 30 2019

خودداری نماینده خوی از توضیح درباره سرقت چندصد هزار دلاری از خانه‌اش

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: نماینده خوی در مجلس از توضیح درباره موضوع سرقت چند صدهزار دلار یا یورو در خانه خود امتناع کرد اما در صفحه اینستاگرام خود این سرقت را «هدفمند» خواند.

تقی کبیری، نماینده خوی، روز دوشنبه، ۸ مهر در بیانیه ای گزارش ها درباره میزان پول سرقت شده از خانه اش را «دروغ‌پردازی»، «شایعه‌پراکنی» خواند.

برخی خبرگزاری‌های داخلی این مبلغ را ۴۰۰ میلیون تومان و ۲۰۰ هزار دلار ذکر کرده‌اند اما «یک منبع آگاه» در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا عنوان کرد که مبلغ ربوده شده از خانه این نماینده ۲۰۰ هزار دلار نبوده، بلکه ۲۵۰ هزار یورو بوده است.

برخی از رسانه ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی این پرسش را مطرح کرده‌اند که این نماینده این میزان پول که حدود سه میلیارد تومان بوده را چگونه در خانه خود نگهداری می‌کرده است.

در همین حال خبرنگاران در حاشیه جلسه علنی روز دوشنبه مجلس خواستار توضیح این نماینده شدند اما او در اینباره سکوت کرد.

صفحه اینستاگرامی این نماینده مجلس اما این سرقت را «هدفمند» خوانده است.

نماینده خوی در مجلس همچنین در بیانیه‌ای نیز بدون اشاره به جزئیات سرقت از خانه‌اش، از آنچه که «دروغ‌پردازی»، «شایعه‌پراکنی» در اینباره خواند انتقاد کرد.

آقای کبیری در این بیانیه تهدید کرد که «رفتار مجرمانه برخی افراد و رسانه های هتاک و خاطی» مورد «پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت».

وی در این بیانیه درعین حال درباره میزان پول سرقت شده از خانه‌اش توضیح نداد.

برخی از کاربران توئیتر پیشنهاد کرده‌اند که پس از یافتن سارق منزل این نماینده، خود نماینده هم به دادگاه پاسخ دهد که این میزان پول را از کجا آورده و چرا در منزل از آن‌ها نگهداری می‌کرده است.

کاربران توئیتر همچنین تصاویری از تلاش این نماینده مجلس برای آتش‌زدن «برجام» در صحن مجلس منتشر و به سوابق او در انتقاد از توافق هسته‌ای و وضعیت دلار اشاره کرده‌اند.

یک موضوع دیگر که مورد توجه کاربران شبکه‌های مجازی قرار گرفته، قانون مربوط به نگهداری ارز در منزل است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی فروردین سال ۱۳۹۶ دستورالعمل نگهداری ارز را برای شهروندان منتشر کرد.

بر اساس این دستورالعمل، نگهداری بیش از ۱۰ هزار یورو در منزل نیازمند کسب مجوز است و کسانی که بیش از این مبلغ در منزل نگهداری می‌کنند، باید ظرف سه ماه پس از ابلاغ این دستورالعمل، نگهداری ارز در منزل را «قانونی کنند».

مشخص نیست نماینده خوی در مجلس چنین مجوزهایی را کسب کرده است یا نه؟.

منابع: خبرگزاری‌های ایلنا و ایسنا، شبکه‌های اجتماعی و رادیو فردا/ا.م/.پ.پ

No responses yet

Sep 29 2019

آیا ایران بالاترین نرخ رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: فریدون خاوند تحلیلگر اقتصادی و استاد اقتصاد در پاریس

در سخنرانی چهارشنبه سوم مهر ماه حسن روحانی در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک پاراگراف به تحولات اقتصاد کلان ایران اختصاص یافت که در آن آقای روحانی اعلام کرد ایران بالاترین نرخ رشد جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است.
در سخنرانی چهارشنبه سوم مهر ماه حسن روحانی در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک پاراگراف به تحولات اقتصاد کلان ایران اختصاص یافت که در آن آقای روحانی اعلام کرد ایران بالاترین نرخ رشد جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است.

رییس جمهور ایران به مخاطبین خود گفت که کشورش “به رغم همه سنگ اندازی های دولت آمریکا، به حرکت در مسیر رشد و سازندگی اقتصاد و جامعه” ادامه داده است. در اثبات موجه بودن این خوشبینی، آقای روحانی به ویژه بر آخرین تحولات نرخ رشد اقتصادی ایران تاکید کرد و در همان حال از کاهش مستمر نرخ تورم و مثبت شدن تراز تجاری کشور نیز سخن گفت.

معجزه یک ساله
در ادبیات اقتصادی جمله ای است که به بنیامین دیسراییلی، نخست وزیر بریتانیا در دوران ملکه ویکتوریا نسبت داده شده است : “دروغ بر سه نوع است : دروغ معمولی، سوگند غیر واقعی و آمار”. آنچه در این جمله طنز آلود مورد انتقاد قرار گرفته هم آمار ساختگی و تبلیغاتی است و هم استفاده ابزاری از آمار کم و بیش درست به گونه ای نادرست به منظور دستیابی به هدف های دلخواه.

توصیف کوتاه حسن روحانی از اوضاع کنونی اقتصادی ایران، به رغم عدم دقتی که در ارائه آمار از سوی او دیده میشود، الزاما بر داده های نادرست تکیه ندارد. ولی چگونگی استفاده از این داده ها تصویری کاملا واژگونه از اقتصاد کلان کشور در وضعیت کنونی ارائه میدهد، مخاطبان غیر متخصص را به بیراهه میکشاند و ناظران آگاه به مسایل ایران را حیرت زده میکند.

در مورد نرخ رشد ایران آقای روحانی چنین میگوید : “اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۷ بالاترین نرخ رشد اقتصادی در جهان را … تجربه کرد و امروز هم، علیرغم التهابات ناشی از عوامل خارجی در یک سال و نیم گذشته، بار دیگر به مسیر رشد و ثبات بازگشته است. رشد تولید ناخالص داخلی ایران، بدون نفت، در ماه های اخیر مجددا مثبت شده است.”

در این سخنان دو اشتباه دیده میشود که می توان آنها را نادیده گرفت و یا به بی احتیاطی همکاران رییس جمهوری اسلامی نسبت داد. اول این که نرخ رشد اقتصادی بالای ایران، که به ارزیابی صندوق بین المللی پول به ۱۲.۵ در صد رسید، در سال ۲۰۱۶ (تقریبا سال ۱۳۹۵ خورشیدی) به دست آمد و نه در سال ۲۰۱۷ ، آنگونه که حسن روحانی گفته است. اشتباه دوم این است که حتی با نرخ رشد ۱۲.۵ در صد، ایران در سال ۲۰۱۶ بر خلاف گفته آقای روحانی به بالاترین نرخ رشد اقتصادی دنیا و حتی خاور میانه دست نیافت، چون در همان سال به ارزیابی صندوق بین المللی پول نرخ رشد عراق با ۱۳.۵ در صد از ایران بیشتر بود.

No responses yet

Sep 29 2019

گره کور «بی‌حجابی» در دست‌های نمایندگان مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محکومیت یک زن در استان البرز به اتهام «کشف حجاب» در دادگاه عمومی این استان، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به دنبال داشته است.

پنجشنبه هفته گذشته ماموران راهنمایی و رانندگی برای خودرویی که راننده آن به ادعای آن‌ها مرتکب «بدحجابی» شده بود، دستور توقیف صادر کردند. صاحب خودرو در اعتراض به این دستور از خودروی خود بالا رفت و روی سقف آن، روسری‌اش را به نشانه اعتراض به ماموران نیروی انتظامی، از سر درآورد. واکنش این شهروند، او را به دادگاه کشاند.

در حکم قاضی «رسول احمدزاده»، دو رفتار این شهروند یعنی «تمرد از ماموران حین انجام‌وظیفه» و «انجام عمل حرام»، جرم شناخته‌شده است. این در حالی است که بسیاری از قضات، بی‌حجابی زنان را جرمی علیه امنیت کشور محسوب نمی‌کنند و حجاب را صرفا «یک رویکرد فرهنگی» برای «امنیت زن در جامعه» ارزیابی کرده‌اند.

بر اساس حکم صادرشده، ازآنجاکه متهم پزشک متخصص است، قاضی به‌جای صدور حکم حبس، مجازات او را با «هزار و ۸۰ ساعت خدمات رایگان ویزیت و مشاوره پزشکی در شهر چهارباغ به مدت یک روز در هفته (چهار ساعت)، انجام عمل پزشکی زایمان رایگان (دو بار در ماه) با اولویت افراد فاقد بضاعت مالی و مقید بودن به حجاب شرعی کامل مورد تایید از سوی کارگروه مشترک کمیته امداد امام خمینی» جایگزین کرد.

چطور پیگیری کنیم؟

«موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق و مشاور «ایران‌وایر»، در مورد جایگاه حقوقی صدور این حکم برای این شهروند می‌گوید: «در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، گفته‌شده زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا جریمه نقدی از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار تومان محکوم می‌شوند.»

این حقوق‌دان مشکل اصلی در صدور مجازات برای زنان مخالف حجاب اجباری را ابهام در این قانون می‌داند: «هرچند به‌طورکلی وارد کردن مباحث شرعی در قانون درست نیست اما ازیک‌طرف، قانون‌گذار بی‌حجابی را جرم انگاری کرده ولی از طرف دیگر، همین قانون دقیقا مشخص نکرده منظور از حجاب شرعی و حدود آن چیست. هرچند تابه‌حال بسیاری از فقها در این موردنظر داده‌اند اما کسانی هم بوده‌اند که برداشتن روسری را بی‌حجابی ندانسته‌اند.»

اما قاضی شعبه چهارم دادگاه عمومی استان البرز نظر فقها در مورد حجاب شرعی را این‌طور تعریف کرده است: «در گزاره‌های شرعی بر اساس همه نظریه‌های ناظر به فتوای معیار در تشخیص فتاوای معتبر برای نمایان ساختن بیش از وجه و کفین زن حکم به حرمت داده شده است و در موضوع پرونده به این رفتار حرام از طریق تاباندن روسری و بالا رفتن بر روی خودروی پلیس راهور وصف تظاهر نیز افزوده‌شده است.»

بااین‌حال، موسی برزین با غیرمنطقی خواندن محدود کردن حجاب شرعی در قانون مجازات اسلامی به وجود روسری روی سر زنان معتقد است: «گذشته از آن‌که برای برخورد با این امور غیرشرعی -به قول قوه قضاییه- یک حرکت غیرشرعی دیگر یعنی نگاه مردان نامحرم مامور پلیس به زنان اتفاق می‌افتد، به نظر من هم منطقی نیست که نفس برداشتن روسری را به بی‌حجابی تفسیر کنیم. چون وقتی یک روسری مقداری از سر یک زن عقب‌تر رفت ازنظر ماموران بی‌حجابی تلقی نمی‌شود؛ اما به‌محض این‌که روسری چند سانتی‌متر عقب‌تر رفت و از سر زن افتاد، یک‌باره آن زن را بی‌حجاب می‌خوانند.»

موسی برزین ادامه می‌دهد: «از این گذشته هرچند ازنظر اصول حقوق بشری مجازات زنان به خاطر انتخاب پوشش خودشان زیر سوال بردن آزادی‌های مشروع به‌حساب می‌آید اما اصل قانونی بودن جرم و مجازات ایجاب می‌کند که قانون‌گذار جرم را کاملا شفاف برای مردم توضیح دهد. تعبیر حجاب شرعی کاملا مبهم است و برای ضابطان قضایی این فرصت را ایجاد می‌کند که بر اساس نظر شخصی خود زنان را مورد آزار قرار دهند.»

به اعتقاد این وکیل و حقوق‌دان «متاسفانه رویه‌ای که قوه قضاییه تا امروز طی کرده این بوده که همین برداشتن روسری را بی‌حجابی تعبیر کرده است.» باوجود اعتراض‌های زیاد به تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مبنی بر جرم انگاری بی‌حجابی و ابهام‌های موجود در آن، چرا تا امروز این قانون تغییر نکرده است؟

این سوال را از موسی برزین خلیفه‌لو پرسیدیم. او پاسخ می‌دهد: «تا امروز هم علی‌رغم نیاز مبرم به شفاف کردن این تبصره قانون مجازات اسلامی، نمایندگان مجلس هیچ تلاشی برای این کار نکرده‌اند. تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی یک قانون کاملا عادی است که نمایندگان می‌توانند آن را اصلاح کنند. تا امروز هم بقیه مواد قانون مجازات اسلامی در مجلس اصلاح شده است.»

موسی برزین به جزییات این قانون اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر به متن تبصره هم دقت کنید می‌بینید که حبس از ده روز تا دو ماه، امروز در قانون جایی ندارد و این‌که برای فرد بی‌حجاب از پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی هم در نظر گرفته‌شده نشان می‌دهد برای قانون‌گذار، بی‌حجابی تخلفی در حد یک تخلف راهنمایی و رانندگی است.»

از سوی دیگر، این حقوق‌دان مدعی می‌شود که جمهوری اسلامی بی‌حجابی را در عمل جرمی بزرگ می‌داند که برای شهروندان به خاطر آن به‌صورت غیرقانونی حبس‌های چندین ساله صادر می‌شود: «اگر قبول کنیم که این زنان جرمی مرتکب شده‌اند، پس باید تکلیف تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی که برای بی‌حجابی، حبس از ده روز تا دو ماه یا پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی تعیین‌شده را هم روشن کرد.»

بنابراین تماس با نمایندگان مجلس و درخواست از آن‌ها برای تغییر در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی به شیوه‌ای که هم ابهام در مورد تعریف حجاب شرعی برطرف شود و هم با آزادی‌های مشروع شهروندان منطبق باشد، می‌تواند به حل این معضل کمک کند.

شماره تلفن شماری از نمایندگان عضو فراکسیون زنان مجلس ازجمله خانم «فریده اولادقباد» به شماره تلفن ۰۹۱۹۳۷۹۹۹۷۹، خانم «فاطمه ذوالقدر» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۳۹۴۲۰۱، خانم «فاطمه سعیدی» به شماره تلفن ۰۹۱۲۵۳۷۲۹۷۴، خانم «ناهید میرتاج‌الدین» به شماره تلفن ۰۹۱۳۲۲۹۲۶۰۵ و خانم «فاطمه سلحشور» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۷۱۶۵۸۸ است.

لطفا پاسخ دریافتی از نمایندگان مجلس را با ما در میان بگذارید تا با انتشار آن‌ها به پیگیری مجدد این موضوع بپردازیم.

No responses yet

Sep 29 2019

موسوی: تخت روانچی پس از منصوب شدن به نمایندگی ایران در سازمان ملل متوجه بیماری خود شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفردا: عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در توئیتر خود نوشت که مجید تخت روانچی، نماینده ایران در سازمان ملل، پس از منصوب شدن به این سمت متوجه بیماری خود شده است.

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته بودند که احتمالا آقای تخت روانچی از بیماری خود اطلاع داشته و به همین دلیل به سمت نماینده ایران در سازمان ملل منصوب شده تا در آمریکا مراحل درمان خود را طی کند.

پیش از توئیت آقای موسوی، علیرضا میریوسفی، رایزن مطبوعاتی نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، گفته بود: «ارزیابی پزشکان معالج این است که در مدت کوتاهی درمان وی تکمیل شده و به زودی به سرکار برخواهند گشت».

وی تاکید کرده بود: «در آمریکا با توجه به وضعیت هزینه‌های درمانی این کشور، اکثر افراد شاغل و از جمله کارکنان نمایندگی ایران تحت پوشش بیمه درمانی هستند و به طور طبیعی هزینه‌های درمان ایشان توسط بیمه پرداخت م‌شود».

در روزهای گذشته موضوع ممانعت دولت آمریکا از دیدار محمد جواد ظریف با مجید تخت روانچی در بیمارستان خبرساز شده است.

وزارت امور خارجه آمریکا گفته بود به شرطی به محمدجواد ظریف اجازه می‌دهد تا از مجید تخت روانچی در بیمارستانی در نیویورک عیادت کند که ایران یک شهروندان آمریکایی زندانی را آزاد کند.

سفیر آمریکا در آلمان روز شنبه به توئیت وزیر امور خارجه ایران در مورد محدودیت برای عیادت از مجید تخت روانچی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، واکنش نشان داده و رویکرد محمد جواد ظریف در این موضوع را «ریاکارانه» خواند.

No responses yet

Sep 29 2019

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: کشور به حالت آماده باش درآمده است، همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

برنا: عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد و از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است.

«حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی برنا در خصوص «بیانیه‌ مشترک سه کشور اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) با طرح این ادعا که ایران مسئول حمله به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده است» گفت: در شرایط کنونی، منطقه ما یک منطقه جنگی است؛ یعنی محل تراکم نیروهایی از کشورهای منطقه و کشورهای مختلف دنیاست. نقل و انتقال نیروها در منطقه طبیعی است و به همین دلیل دولت‌ها می‌توانند یک‌سری اسناد ادعایی و دروغین، شکل دهند و آمریکایی ها در راس شکل دادن سندهای دروغین هستند.

او در ادامه بیان کرد: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد. از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاه راه های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است. آمریکایی ها نمی توانند با ادعای واهی اسنادی را علیه ایران مطرح کنند.

نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو بیان کرد: ایران اگر به آرامکو حمله می‌کرد هیچ اثری از آرامکو نمی‌ماند. جنگ یمن به سمت توازن پیش می رود و در طول تاریخ هر جنگی که فرسایشی شده، به سمت توازن پیش رفته است. به جای فرافکنی و فرار رو به جلو، عربستان و دیگر کشورها موضوع یمن را در قالب حق حاکمیت ملی یمنی ها حل کنند و بیش از این فرافکنی نکنند.

او بیان کرد: فیلمی را که آمریکا ادعا کرده منتشر می‌کند جزو سلسله ادعای آمریکاست که در گذشته هم مطرح کرده اند، اینها همه ادعا است. اینکه سه کشور بزرگ اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) طی بیانیه‌ای مشترک مدعی شدند که ایران مسئول حمله هفته گذشته به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده، تکرار موضع آمریکاست. این بیانیه در هماهنگی با دولت آمریکا نوشته شده و آن هم به عنوان یکی از آخرین ابزارهای فشار بر جمهوری اسلامی ایران.

فلاحت‌پیشه مطرح کرد: ایران پخته تراز ان است که در چنین شرایطی وارد فضای مذاکراتی شود و امتیاز دهد. اروپایی‌ها بجای فشار، باید تقصیر خود را در رسیدن به این شرایط، بپذیرند.

خبرنگار: رستمی

No responses yet

Sep 27 2019

«مِلک مرغوب» و «مشتری گروگان» چین؛ ایران در کامِ خرس و اژدها!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: ایران و چین قراردادی را امضا کرده‌‌اند که بر اساس آن طی ۲۵ سال ۴۰۰ میلیارد دلار از سوی چین در بخش های کلان اقتصادی ایران سرمایه گذاری شود.
-یک منبع ایرانی به پترولیوم اکونومیست می‌گوید: بر اساس این قرارداد برای حفاظت از پروژه‎‎های چینی در ایران پنج هزار نیروی حفاظتی خواهند آمد که تعداد آن ممکن است بیشتر هم باشد!
– در این قرارداد چینی‌‌ها امتیازات فوق‌‌العاده‌‌ای گرفته‌‌اند اما بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد پس از تشدید تحریم‌‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی، اجرای پروژه‌‌های عظیم چین در ایران عملاً متوقف شده.
– جمهوری اسلامی به چین و روسیه باج می‌‌دهد تا در شورای امنیت هر تصمیمی علیه رژیم ایران را وتو کنند.
– فارین پالیسی می‌‎‎نویسد تهران به یک دوست نیاز دارد، اما پکن احتمالا دوست خطرناکی است!
– از دید مقام‌‌های تهران فشارهای آمریکا بر جمهوری اسلامی، کشور را به یک «مشتری گروگان» در دست پکن تبدیل کرده است.

جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۹

محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ۲۱ شهریور، در دیدار با رییس دانشگاه عالی دفاع چین در پکن گفت، «ظرف چند سال گذشته روابط چین و ایران به سمت روابط راهبردی تغییر کرده و روز به روز در حال بهبود است.»

گفته شد که «ارتقای دیپلماسی دفاعی» از مهم‌ترین اهداف سفر باقری به چین بوده و تفاهمنامه‌‌‌‌هایی نیز در این مورد امضا شده است اما جزییات آنها مشخص نیست.

همزمان گزارش شد که عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور به قرقیزستان سفر کرد و با همتای خود در حوزه‌‌های امنیتی و انتظامی به توافق‌هایی رسیده‌اند.
ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ دوشنبه پایتخت تاجیکستان ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

با آغاز تحریم‌‌‌های آمریکا و سپس تشدید آنها، معاملات تجاری جمهوری اسلامی با اتحادیه اروپا به پایین‎‎‌‌ترین سطح خود رسید و عدم همکاری اروپا برای کمک به تهران در دور زدن تحریم‌‌ها سبب افزایش شکاف‌‌های سیاسی میان طرفین شد. این مسئله موجب شد تا سردمداران نظام بار دیگر مجبور به پیگیری سیاست ناکام« نگاه به شرق» شوند و برای نزدیکی به روسیه و چین و وابستگان آنها در آسیای مرکزی و شرق دور به تکاپو بیفتند.

اواخر ماه اوت ۲۰۱۹ ظریف به پکن رفت تا در مورد مفاد جدید قراردادی که در سال ۲۰۱۶ میان ایران و چین امضا شده بود و تغییرات مهم جدید آن که «عمومی نخواهد شد» گفتگو کند. در همین رابطه پایگاه خبری پترولیوم اکونومیست در گزارشی به قرارداد جدید اشاره می‌‌کند و می‌‌‌‌نویسد: «چین برای توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران طی ۲۵ سال ۲۸۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری می‌کند. همچنین ۱۲۰ میلیارد دلار دیگر هم برای نوسازی خطوط حمل و نقل ایران و زیرساخت‌‌ها و صنایع ایران تخصیص داده می‌‌شود.»

بر اساس این گزارش «از جمله امتیازات شرکت‌‌‎‎هایی چین است که اولین حق انتخاب یا رد طرح‌‌های جدید، یا ناتمام یا متوقف شده توسعه میادین نفت و گاز متعلق به آنها خواهد بود. این شرکت‌‌ها همچنین حق ردّ یا قبول انجام پروژه‌‌های پتروشیمی در ایران را خواهند داشت که شامل تامین فناوری، سیستم‌ها و نیروی کار است!»
نمایشگر ویدیو
00:00
03:32

یک منبع ایرانی به پترولیوم اکونومیست می‌گوید: «براساس این قرارداد برای حفاظت از پروژه‎‎های چینی در ایران ۵ هزار نیروی حفاظتی خواهند آمد که تعداد آن ممکن است بیشتر هم باشد!»

طبق این قرارداد چین همچنین می‌‌تواند هر محصول نفتی شامل میعانات را تا حداقل تخفیف تضمین شده ۱۲درصد تا شش ماه خریداری کند. در قرارداد جدید آمده چین برای پرداخت بدهی خود به ایران تا دو سال بازپرداخت دارد.

چین همچنین می‌‌تواند برای پرداخت بدهی خود یا از یوآن و یا از ارزهای کشورهای آفریقایی و کشورهای استقلال‌یافته بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق استفاده کند.

با توجه به نرخ تبادل ارز در تبدیل این ارزهای ضعیف به ارز قوی که ایران می‌‌تواند از بانک‌‌های کشورهای دوست بگیرد چین ۱۲درصد دیگر تخفیف می‌‌گیرد. بانک‌‌هایی که با ایران همکاری دارند هندلزبانک، اوبربانک اتریش و هالک بانک ترکیه (بانک خلق) هستند.

امتیاز دیگر این پروژه‌‌ها برای چین، همسویی آن با پروژه «یک جاده- یک کمربند» است.

در بخش‌‌های دیگری از این گزارش به امتیازات دیگری که چینی‌‌ها از ایران تحت این قرارداد می‌‌گیرند اشاره شده است.

مزیت فوق‌‌العاده‌ای که چینی‌‌ها به دست می‌‌آوردند دستمزد پایین کارگران در ایران است!

پیش‌نویس این قرارداد توسط اسحاق جهانگیری معاون حسن روحانی به مقامات ارشد وزارت اقتصاد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت نفت و علی خامنه‌‌ای ارائه شده است.
هیات ایرانی که به چین سفر کرد به اسم هیات ستادکل نیروهای مسلح بود اما در عمل فقط سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند که راهی پکن شدند

طبق این قرارداد چینی‌‌ها مسئول برقی کردن خط ریل ۹۰۰ کیلومتری تهران به مشهد هستند. در دی‌‌ماه ۹۶، جهانگیری گفته بود ۱٫۵ میلیون دلار هزینه برقی‌ کردن خط راه‌آهن مشهد به تهران است. پروژه از سال ۱۳۹۴ آغاز شده بود. از دیگر طرح‌‌های این قرارداد عظیم ساختن قطار فوق سریع «تهران- قم- اصفهان» است. اما بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد بسیاری از این طرح‌‌ها متوقف شده که دلیل آن اغلب مربوط به خروج آمریکا از برجام و تشدید تحریم‌‌ها علیه جمهوری اسلامی است.

یکی از این طرح‌‌ها که متوقف شده ساختن راه‌آهن برقی تهران به مشهد است. سوم شهریور ۱۳۹۸، معاون وزیر راه گفت که این طرح «به دلیل نبود ضمانتنامه فاینانسر چینی کاملا متوقف شده است.» پروژه قطار فوق سریع «تهران- قم- اصفهان» نیز متوقف شده است.
پروژه خط آهن برقی تهران- مشهد یک سال است عملاً متوقف شده

در بخش دیگری از گزارش پترولیوم اکونومیست اشاره شده که در قرارداد ایران و چین بخشی از پروژه مربوط به توسعه «جاده ابریشم» و همچنین احداث خط لوله انتقال گاز تبریز به آنکارا است. در طرح انتقال گاز نیاز به همکاری روسیه است. در قرارداد تاکید شده حداقل یک شرکت روسی می‌تواند در این پروژه مشارکت کند.

اما چرا رژیم ایران زیر بار چنین قراردادی رفته است؟! چین و روسیه در بین پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت حق وتو دارند و می‌‌توانند به نفع جمهوری اسلامی ایران هر تصمیمی علیه نظام اسلامی در ایران را رد کنند. از همین نظر، علاوه بر نزدیکی‌های سیاسی- عقیدتی و ایدئولوژیک که دشمنی پیدا و پنهان با آمریکا بخشی از آن است، باج و امتیاز دادن به روسیه و چین زیر عنوان «نگاه به شرق» برای تهران جنبه‌ی حیاتی دارد.
ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ مسکو ۵ ژوئن ۲۰۱۹ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ دوشنبه پایتخت تاجیکستان؛ ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

پترولیوم اکونومیست به نقل از یک منبع ایرانی نوشته «برای دور زدن تحریم‌‌های آمریکا علیه ایران و تشویق آمریکا برای مذاکره، ایران دو رای از پنج رای کشورهای عضو شورای امنیت را دارد!»

در ادامه این گزارش آمده، «شماری از کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی ایران می‌تواند روی یک رای فرانسه در شورای امنیت نیز حساب کند. استدلال آنها حضور غیرمنتظره محمدجواد ظریف در حاشیه‌ی نشست گروه هفت در فرانسه بود که به دعوت ماکرون صورت گرفت. این قرارداد به ایران اجازه می‌‌دهد تولید نفت را از میادین کلیدی خود افزایش دهد و چین هم پذیرفته توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را سرعت بخشد.»

پس از خروج توتال فرانسه از ایران به دلیل تحریم‌‌های آمریکا، سهم شرکت دولتی نفت چین (CNPC) در این پروژه تا ۳۰ درصد افزایش یافت.
بعد از خروج توتال از ایران شرکت نفت چین ادعا کرد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را به عهده می‌‌گیرد اما در عمل پروژه متوقف ماند؛ قرارگاه خاتم‌الانبیا وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدعی شد پروژه را به دست می‌‌گیرد که آنهم به بن‌بست رسید

اطلاعات گمرک چین نشان می‌‌دهد این کشور بیش از ۹۲۵ هزار بشکه نفت خام در ماه ژوئیه وارد کرده که ۴٫۷درصد افزایش داشته است. منابع ایرانی می‌‌گویند میلیون‌ها بشکه‌‌ نفت در بنادر چین انبار می‌شود.

اما آنطور که پیداست دیگر حتی چین و روسیه که شرکای راهبردی جمهوری اسلامی محسوب می‌‌شوند نیز در مقایسه با گذشته رغبتی به مشارکت‌‌ با رژیم ایران ندارند. این بی‌میلی عمدتا در کاهش معاملات و همکاری‌‌های اقتصادی خود را بروز می‌‌دهد.

آلکس وطنخواه تحلیلگر مسائل سیاسی در پایگاه خبری فارین پالیسی می‌‎‎نویسد تهران به یک دوست نیاز دارد، اما پکن احتمالا دوست خطرناکی است.

در این مقاله آمده در جنگ بزرگ ژئوپولیتیک میان آمریکا و چین، پکن نمی‎‎خواهد تسلیم برنامه‌ی واشنگتن برای منزوی کردن ایران شود. چینی‌‌ها هم‌اکنون هم با نقض تحریم‎های آمریکا، از ایران نفت می‌‌خرند و با توجه به منابع طبیعی درجه یک، سرمایه‌ی انسانی فراوان و یک بازار تشنه و تقریبا دست نخورده‌، ایران برای رهبران پکن یک «مِلک مرغوب» در غرب آسیاست.

وطنخواه همچنین تاکید می‌‌کند، چین شریک تجاری اول ایران است و ایران هم یک اخراجی سیاسی در صحنه بین‎‌المللی است که اگر چین به درستی از آن بهره برداری کند، جمهوری اسلامی می‌تواند به زیردست خوبی برای پکن تبدیل شود.

با اینهمه او در ادامه تاکید می‎‌‌کند از دید مقام‌‌های تهران، این فشارهای آمریکاست که کشور را به یک «مشتری گروگان» در دست پکن تبدیل کرده است. فروش نفت ارزانتر ایران در برابر هرآنچه چینی‌‌ها خواهان فروش آن به ایران هستند، با نگرش مقامات ایران به «شراکت راهبردی» سازگار نیست.

در بخش دیگری از مقاله فارین پالیسی آمده، چین با کارت ایران بازی خواهد کرد و تلاش می‌‌کند خلاء تجارت و سرمایه‌گذاری ایجاد شده در ایران را که با خروج شرکت‌‌‌های غربی به وجود آمده پر کرده و ارزش پول خود را در تجارت میان دو کشور تقویت کند. اما چین به ایران به عنوان نزدیکترین دوست خود نگاه نمی‌کند. کاهش چشمگیر معاملات تجاری دو کشور نشان می‌دهد پکن به حساسیت‌های واشنگتن نسبت به تهران توجه دارد. از سوی دیگر چینی‌‌ها همچنان برای عضویت کامل تهران در سازمان همکاری‌‌های اقتصادی شانگهای مانع‌‌تراشی می‌‌کنند.

No responses yet

Sep 27 2019

از تصور تا توهم عبدالستار دوشوکی: (نقدی گذرا به شورای مدیریت گذار)

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عبدالستار دوشوکی: شورای مدیریت گذار بعد از بیش از یک سال جلسات خصوصی قرار است آخر این هفته بعنوان پروژه جدید بخشی از اپوزیسیون در لندن “برآیش” شود.  وقت زیادی صرف کردم تا معنی “برآیش” را پیدا کنم. ظاهرا برایش یعنی مرحله پایانی تکوین و تکامل یا فرگشت با ویژگی فنوتیپی موروثی! در دعوت نامه حسن شریعتمداری (دبیر کل شورای مدیریت گذار) که برای نگارنده نیز ارسال شده است سخن از “ائتلاف وسیع  ملی و هماهنگی گسترده همه تلاشگران اپوزیسیون و اینکه شورای مدیریت گذار، چتری است فراگیر برای همه ایرانیان”، آمده است.

در طی چند سال اخیر  ائتلافات سیاسی و پروژه های متعددی توسط طیف های مختلف اپوزیسیون ارائه شده است که هر کدام بنوبهء خود چند صباحی سر و صدای فراوانی ایجاد کردند و به تدریج به حاشیه فراموشی سپرده شدند. آیا علیرغم قاعده چهل ساله، فرجام شورای مدیریت گذار یک استثنا  خواهد بود؟ در این مقاله با نگاهی نقدگرایانه بصورت سریع (گذرا)، صریح و منصفانه در جستجوی پاسخ به این سوال خواهم بود. وقتی از برگزار کنندگان این “برآیش” یا رونمایی (اعلام موجودیت) پرسیدم هدف از دعوت امثال بنده چیست؟ زیرا هیچگونه سند یا اطلاعاتی در دست نیست، و قرار است من در آنجا چه کار کنم؟ جواب قانع کننده ای نیافتم جز اینکه حضور امثال بنده و بقیه فعالان اپوزیسیون باعث مشروعیت بخشیدن به پروژه ای می شود که ما از اهداف، برنامه، نقشه راه، اسناد، اساسنامه و مرامنامه آن کاملا بی اطلاع هستیم. قاعدتا یک پروژه یا ائتلاف وسیع ملی و فراگیر باید با یک فراخوان ملی و شفاف و گفتمان عمومی آغاز شود و نه در جلسات بسته یک “محافل خصوصی”.

ظاهرا این پروژه با جهشی موروثی (mutation) از “اتحاد برای دمکراسی در ایران” آغاز شد که آخرین کنفرانس خود را حدود ١٧ ماه پیش تحت عنوان “مدیریت گذار از جمهوری اسلامی” در لندن برگزار کرد. در آن کنفرانس بنده نیز یکی از سخنرانان بودم و از همگرایی و ائتلاف نحله های مختلف اپوزیسیون با تمام وجود استقبال کردم، و در مورد ضرورت مبرم آن سخن گفتم. اما جالب اینجاست حسن شریعتمداری که در آغاز بخشی از مجموعه “اتحاد برای دمکراسی در ایران” بود، یکه و تنها آن کنفرانس را بایکوت کرد و از شرکت در آن امتناع ورزید و راه جدید و انتزاعی خود را منحصرا آغاز کرد. بعدها اتفاق نادری رخ داد که بنده از درک آن تا به امروز عاجز هستم. و آن اینکه اکثر اعضای فعال “اتحاد برای دمکراسی در ایران” آن مجموعه را رها کردند و از ره ارادت سالاری به پروژه موازی و هماوردانه در حال تکوین حسن شریعتمداری روی آوردند. علیرغم اینکه آقای شریعتمداری در کنفرانس لندن آنها را بایکوت کرده بود.

اینکه جناب آقای شریعتمداری توانسته است باعث فروپاشی عملی یک مجموعه با سابقه و نامدار، و جذب اکثر اعضای آن به زیر چتر سیاسی خود بشود، از منظر کشش و کمالات مدیریتی و کاریزماتیک شخصیتی قابل تحسین و ستودنی است. ایشان در طی حدود ١٧ ماه گذشته در یک رهنورد تاریخی (odyssey)، اما از نظر رقابتی “هماوردگر” علمدار مبارزه بر علیه “رهبری فردی” تحت هر عنوانی بودند. و به همین دلیل پافشاری و تاکید بر روی “شورا” بود و نه رهبری فردی. حال چه اتفاقی رخ داد که ذاتا با نقض غرض و پارادکس متناقض ایشان قبل از رونمایی در لندن به “رهبریت” تحت عنوان “دبیرکل” این مجموع منتخب یا منتصب شدند (از شیوه انتخاب یا انتصاب اطلاعی در دست نیست). باید اعتراف کنم که قدرت مجاب و متقاعد کننده ایشان قابل تحسین است. بر اساس دانشنامه آزاد ویکی پدیا سید حسن شریعتمداری فرزند ارشد آیت الله العظمی  شریعتمداری (از مؤثرترین مراجع تقلید شیعه در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی و یکی از بانیان نظام جمهوری اسلامی) می باشد که تحصیلات حوزوی (در قم) نیز دارد. و اینکه اپوزیسیون سکولار بعد از ٤٠ سال حکومت آیت الله ها در ایران تصمیم گرفته است تا فرزند یک آیت الله (اگرچه سکولار و غیر مذهبی، و بجای خود محترم) را بعنوان “رهبر” و دبیر کل خود انتخاب کنند، سندی است غیرقابل انکار بر توانایی های قابل ستایش جناب حسن شریعتمداری در مجاب نمودن دیگران!  زیرا همین رفقا اگر بحث رضا پهلوی ی دمکرات و سکولار که ٩٥ درصد آرزوهای خود را در یک جمهوری دمکراتیک می بیند مطرح بشود، از “ژن” او گذشت نخواهند کرد. اگرچه از نظر نگارنده “آقازاده گی” و “ژن” در دنیای مدرن و مناسبات سیاسی موضوعات بی ربطی هستند، و هر کس باید بدون در نظر گرفتن “ژن خوب و بد” بر اساس شایستگی های شخصی مورد قضاوت قرار بگیرد. طبیعتا همانگونه که به کرات در این مقاله تاکید کرده ام، آقای شریعتمداری شایستگی های فردی قابل ستایش را دارند. غرض از ذکر این مطلب رفتار و قضاوت دوگانه برخی از دوستان است. معهذا، رفقا باید این ثنویت در دوگانه ‌انگاری گزینشی خویش را برطرف کنند.

انتقاد دیگر در باب ساده انگاری و تصور خوشبینانه (اگر نگویم توهم) در مورد عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی با جایگزینی واژه ها است. آقای شریعتمداری که دبیر کل و شارح کل این جریان هستند در این مورد می فرمایند “باید از واژه “براندازی نظام” پرهیز نمود. زیرا واژه براندازی عکس العمل نظام را بسیار غضبناک و خشن تر خواهد کرد. اما واژه “گذار مسالمت آمیز” برای رژیم جمهوری اسلامی قابل هضم تر خواهد بود”. یعنی جایگزینی اصطلاح “گذار” بجای “براندازی” یا “سرنگونی”؛  کلیدواژه و رمز موفقیت این طرح برخلاف طرح های ناکام پیشین است. تو گویی جمهوری اسلامی با سرنگونی خود مشکلی نخواهد داشت بشرطی که اسم آن “گذار” باشد و نه “براندازی”. و اینگونه می توان با پنبه سر جمهوری اسلامی را بُرید! عجب کشفی؟ با اندک ملغمه ای از حس حسرت و حسادت به خودم گفتم: “ای دل غافل!  چرا فکر این اکتشاف ناب به نیمچه ذهن من نرسیده بود تا همانند ارشمیدس از وان حمان بیرون بپرم و فریاد بزنم یافتم ! یافتم!”

آقای  شریعتمداری در سخنرانی دو هفته پیش خود در همایش سالیانه همبستگی جمهوری‌خواهان ایران تاکید کرد: “انقلاب توده‌ای نظیر سال ۵۷ احتمال تکرارش در حال حاضر بدلایل مختلف از جمله ذهنیت منفی نسبت به آن قابل تکرار نیست” و ادامه می دهد که ” استراتژی ما ایجاد گذری امن برای گذار است”. اما توضیح نمی دهد این “گذر امن” در عمل چگونه اتفاق خواهد افتاد. تناقض در آنجا آشکار می شود که چند دقیقه بعد ایشان می گویند: ” وظیفه اصلی مدیریت دوران گذار “انتگره کردن” آستانه‌های کوچک تغییر به آن آستانه بزرگ و نهایی تغییر، یعنی اعتراض و اعتصاب همگانی و فلج کننده و گذار مسالمت آمیز از این نظام است”. خوب! باید گفت این دقیقا تکرار همان انقلاب سال ۵۷ است. یعنی بر اساس “تئوری گذار مسالمت آمیز” جمهوری اسلامی خشونت بسیار کمتری را در مقایسه با خشونت ماه های آخر حکومت شاه اعمال خواهد کرد؟ حال باید سرگردان در لابلای این واژه های سردرگم بگردیم تا پرتقال فروش پیدا کنیم. وی سپس با تکیه مفهومی به تئوری دیالکتیکی هگل در مورد تضاد و اجتناب ناپذیر بودن “جبر تاریخ” می گوید: “پس در انتظار پدید آمدن نقطه واحد (آستانه تغییر) بعنوان پدیده‌ای ناشی از تغییرات ناگزیر تاریخی و ترانسفورماسیون اجتماع (تحول طلبی) عملا ناشی از جبرگرایی تاریخی و تعلیق به محال نمودن امر سیاسی گذار که در درجه اول ناشی از عمل و تاثیر آگاهانه و مسوولانه عناصر فعال و آگاه و با اراده اجتماعی است میباشد”. سوال اینجاست که جبر ناگریز تاریخی چرا در مورد جمهوری های موروثی و دیکتاتوری های کهن تر از جمهوری اسلامی نظیر چین، کره شمالی، کوبا و یا سوریه و غیره عملی نشده است؟  مشکل اساسی اینجاست که ایشان در سخنرانی دو هفته پیش خویش با نفی “قیام عمومی” آن را پوپولیستی، نگران کننده و ماجراجویانه می نامند و به زعم ایشان “باید از چنین رویکرد‌های نگران‌ کننده و رهبران ماجراجویش فاصله بگیریم”. نگارنده به قیام عمومی ملت برای سرنگونی (ببخشید ! گذار ازجمهوری اسلامی) اعتقاد دارم؛ و جز این راه دیگری را پیشنهاد نمی کنم. مغالطه و عوام‌فریبی برای “فروش روغن مار” نیز این حقیقت تلخ را تغییر نخواهد داد.

انتقاد اساسی دیگر به دبیر کل و برخی از مسئولین شورای مدیریت گذار به نحوه برخورد ناصواب و رقابت جویانه آنها  با بیانیه تکمیلی ١٤ نفره بود که قریب به هزار فعال مدنی در خارج و داخل کشور امضای خود را زیر بیانیه حمایت از آن ١٤ تن گذاشتند. آن بیانیه به تعبیر دکتر مسعود نقره کار “آینه‌ای در برابر اپوزیسیون” بود.  اما شوربختانه دبیر کل و برخی از مسئولین شورای مدیریت گذار از گذاشتن امضای خود در کنار امضای دیگران امتناع ورزیدند؛ که سخت باعث تاسف می باشد. یعنی کسی که سودای جایگاه “نفر اول” را در سر می پروراند، نمی تواند بپذیرد که “نفر پانزدهم”  باشد. حال در عرض کمتر از چند هفته از همان فعالان انتظار دارند در مراسم صحه گذاری و رونمایی آلترناتیو خودشان در لندن شرکت کنند. باید صریح و شفاف گفت که این نوع شیوه برخورد تمامیت خواه و خودمحورانه به مصداق “همه با هم” نیست. بلکه نمونه بارز انحصارطلبانه “همه با من” می باشد. اتفاقا دکتر مسعود نقره کار نقش تبلیغ سیاسی در توهم آفرینی را در یک مقاله علمی خوب بنام “توهم سیاسی” بصورت گویا توضیح داده است که می گوید توهم آفرینی سیاسی همراه با طرح نابهنگام و ناکارآمد راه‌کارها و راهبردهای متوهمانه به همراه دارد. کنش گری منفی و آفت توهم آفرینی سیاسی برانگیزانندهء نومیدی و سرخوردگی، و سبب از خود بیگانگی می شود”. در این مورد می توان به مصادره به مطلوب جنبش ها و قیام عمومی داخل کشور آنگونه که در بیانیه مشترک “هژمونی طلبانه” حسن شریعتمداری و حشمت‌الله طبرزدی بتاریخ ۲۱ مهرماه ۱۳۹۷ آمده بود، اشاره کرد. در آن بیانیه با اعتماد به نفس شگفت انگیزی آمده بود: “اینک در آستانه تشکیل و اعلام عمومی “شورای مدیریت دوران گذار”، اعتصاب گسترده شما هم میهنان گرامی و بویژه اصناف عزیز نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مدنی  ملت ایران است..”.

انتقاد نهایی اینکه این پروژه نه تنها از علنیت و شفافیت حداقلی برخوردار نیست؛ بلکه از مخفی کاری ی وسواس مندانه و مزمن رنج می برد. به همین دلیل بنده ماه ها پیش پیشنهاد شرکت در “کارگروه اتنیکی” ی “مدیریت شورای گذار” را رد کردم. آخه! من با کدام “رو” و بر اساس کدام “فتوای شرعی” یا منطق و برهان، و یا بر طبق کدام حکم مردمی و اختیارنامه (mandate) به ملت داخل کشور و بخصوص مبارزانی نظیر ١٤ نفر که در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه و پرپر می شوند مژده بدهم که خوشا بحالتان که بنده در لندن و آلمان مدیر خودگماشته مبارزات شما شده ام. مضاف بر اینکه اندیشه زایی تک محوری و آغازش چیدمان این شورا، بصورت جناحی، گزینشی، تحکمی و تصنعی بوده که از بالا به پائین دیکته شده است. فرایند تکوینی آن نیز در نهان و در محفل های خصوصی بدون هیچگونه فراخوان و یا گفتمان ملی صورت گرفته است. فقط میهمانان گزینشی در مباحث آن شرکت داشتند. وانگهی حتی بسیاری از همان افراد و جریانات دعوت شده در “مذاکرات یک جانبه” بتدریج از آن جدا شدند و انتقادات جدی را نسبت به فرایند و اهداف کار شورای مدیریت گذار مطرح کردند؛ که شرح آن بنوبه خود مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد. بعنوان مثال اکنون فقط بخش کمی از نیروهای چپ سنتی از نسل قدیم، بخشی از جمهوریخواهان، کنگره ملیت های ایران فدرال، و اصلاح طلبان و ملی مذهبی های بریده از حکومت در این مجموعه باقی مانده اند. از طیف مشروطه خواهان ظاهرا فقط یک نفر حضور دارد و بس! انحصارطلبی به حدی است که حسن شریعتمداری در گفتگو با کیهان لندن می گوید: “کار کردن آقای رضا پهلوی بر فراز ساختارها و تماس مستقیم با مردم اشکال دارد”؛ و از ایشان دعوت می کند “بجای تماس مستقیم با مردم بیاید و در جمع مدیران شورای گذار (به دبیر کلی او) کار بکند”. شاید به همین دلیل، علیرغم تعارفات ظاهری، برخی اسم این شورا را “شورای گذار از مشروطه” نام نهاده اند. بقیه گروه ها و ائتلاف هایی که در طی سال های اخیر اعلام موجودیت کرده اند، از پیوستن به شورای مدیریت گذار اجتناب ورزیده اند. در نتیجه بزرگ نمایی و معرفی آن بعنوان یک ائتلاف وسیع  ملی و گسترده، با واقعیت همخوانی ندارد.

اما در پایان باید تاکید کرد علیرغم نقد و سنجشگری به حق و مناسب در راستای پرهیز از مبالغه و اغراق گویی، از همسوئی و ائتلاف بخشی از یک جناح اپوزیسیون با یکدیگر باید استقبال کرد و آن را بفال نیک گرفت. زیرا حق هر محفل و گروهی است که با دوستان و همفکران خود ائتلاف و شورا تشکیل بدهند.  اگر این دوستان گرامی می خواهند مورد وثوق و باورپذیری دیگر طیف های اپوزیسیون (چه برسد به ملت ایران) قرار بگیرند، باید بدون اغراق گویی و مبالغه یا بزرگنمایی تبلیغاتی یا گردوئی را گنبد کردن، حقیقت وجودی کرانمند خود را در کنار “پذیرش مساوی” دیگر جریانات موجود تصدیق و اذعان کنند. زیرا در فرهنگ ایرانی سنگ بزرگ علامت نزدن است.

دوشنبه ١ مهر 1398

No responses yet

Sep 26 2019

اعتصاب کارگران هفت‌تپه در «فضای پلیسی» ادامه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

رادیوفردا: سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی می‌گوید با وجود درخواست‌های فراوان رهبران جهان، اما تصمیم حسن روحانی برای این‌که دیداری با دونالد ترامپ نداشته باشد «عقلانی‌ست».

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، در جریان سخنرانی روز چهارشنبه خود در گردهمایی سران کشورهای ملل متحد در نیویورک، گفت برای مذاکره، آمریکا باید «به چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، متعهد» باشد و «تحریم‌ها را متوقف کنید تا راه گفت‌وگو باز شود».

پیش از این دونالد ترامپ در سخنرانی خود در همین مجمع گفته بود اگر رفتار جمهوری اسلامی تغییر نکند، تحریم‌ها همچنان شدیدتر و شدیدتر خواهند شد.

آقای ترامپ در همان روز سخنرانی آقای روحانی، ورود مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و وابستگان آن‌ها به ایالات متحده را تعلیق کرد.

اما طی دو روز گذشته در نیویورک، شماری از رهبران جهان، از جمله کشورهای اروپایی، آلمان، فرانسه و بریتانیا، و ژاپن از حسن روحانی و دونالد ترامپ خواستند رو در رو به گفت‌وگو بنشینند. نخست وزیر پاکستان نیز گفت تلاش‌هایی را برای میانجی‌گری انجام داده‌است.

بر اساس ویدئویی که خبرگزاری فرانسه منتشر کرده، رئیس‌جمهوری آن کشور به حسن روحانی می‌گوید اگر آمریکا را ترک کنی و با دونالد ترامپ ملاقات نکنی، «از دست دادن یک فرصت است».

بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز خطاب به روحانی می‌گوید، «نباید در لبه استخر بایستی بلکه باید در آن بپری».

با این حال سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید پاسخ منفی حسن روحانی به این درخواست‌ها «تصمیمی کارشناسانه و عقلانی» بود.

عباس موسوی در یک برنامه خبری در تلویزیون دولتی ایران گفته «همه ارکان نظام متفق‌القول هستند» که در شرایط فعلی و با وجود تحریم‌های شدید علیه تهران، نه تنها نباید مذاکره‌ای انجام شود، بلکه حتی «دیداری ساده» نیز نباید صورت گیرد.

پیشتر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و تصمیم‌گیرنده نهایی در مورد سیاست‌های کلی و اصلی نظام حاکم بر ایران، گفت‌وگوی دو طرفه بین ایران و آمریکا را در هرکجا رد کرده بود.

آقای موسوی می‌گوید این تصمیم «از موضع اقتدار» است، هرچند «جمهوری اسلامی ایران نشان داده که اهل تعامل و گفت‌وگو است و از مذاکره هراسی ندارد».

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به‌مانند دیگر مقام‌های تهران گفته «آمریکایی‌ها در صورتی که به اشتباهات خود اذعان و آنها را جبران کنند، راه به آن‌ها نشان داده شده‌است».

در همان ساعت‌هایی که آقای موسوی این سخنان را مطرح می‌کرد، رئیس‌جمهوری ایالات متحده تهران را به دست داشتن در «بحرا‌ن‌های انسانی، تهدید علیه همسایگانش، تهدید کشتیرانی بین‌المللی و انجام حملات سایبری» متهم کرد.

دونالد ترامپ گفت «حکومت ایران، یک دولت حامی تروریسم است و سپاه پاسداران از جمله نیروی قدس حامی تروریسم و مستقیما درگیر اقدامات تروریستی هستند».

دولت ترامپ در اردیبهشت سال پیش به دنبال خروج از توافق هسته‌ای شکل گرفته با ایران در دولت اوباما، تحریم‌های شدیدی را علیه تهران اعمال کرد. طی ماه‌های گذشته تنش‌ها و تحریم‌ها روندی فزاینده یافته‌است.

No responses yet

Sep 26 2019

اولین کافه افغانستانی‌ها در تهران؛ گرم، دنج و سبز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,خاورمیانه,سیاسی

ایران وایر: خیابان ایرانشهر جنوبی را که به سمت میدان فردوسی حرکت میکنی سمت راست ساختمانی را میبینی که در طبقهٔ زیر همکف پسران و دخترانی با چشم‌های کشیده و نگاهی خندان رو به روی هم نشسته‌اند. این‌جا کافه تلما است. اولین کافه‌ای که به همت افغانستانی‌ها در ایران راه افتاده است و توسط چند جوان افغانستانی اداره میشوند. جوان‌هایی خوش پوش و تحصیل کرده که ایران متولد شده‌‌اند یا بیشتر عمرشان را ایران زندگی کرده‌اند اما به سختی توانسته‌اند مجوز دایرکردن یک کافه را بگیرند.

ایده راه‌اندازی و مدیریت کافه تلما برای دو جوان افغانستانی به نام‌های “فاطمه جعفری” و “حامد آذر” است اما محمد و عزیز هم از اول همراهشان بوده‌اند و به نوعی اولین کارمندهای کافه «تلما» هستند. عزیز میگوید: «هر جایی که غریب باشی بالاخره مشکلاتی دارد اما واقعا زندگی در ایران برای ما مشکل خاصی ندارد در افغانستان نه کار هست و نه امنیت خیلی هم مهم نیست چقدر درس خواندی و تخصص داری تقریبا اکثر جمعیت در شهرهای کوچک و بزرگ برای معاش روزمره شان دچار مشکل هستند. ما در ایران هم کار داریم و هم امنیت حتی برای گرفتن مجوز این کافه هم درست است که خیلی تلاش کردند ولی بالاخره انجام شد و خدا رو شکر الان ناراضی نیستند.»

محمد صحبت‌های عزیز را ادامه میدهد و می‌گوید: «کافه داری خیلی سخت است اما اینکه ایرانی‌ها هم از کافه ما استقبال میکنند و هر روز کارمان رو به پیشرفت است به شدت همه‌مان را دلگرم و امیدوار می‌کند. من هم واقعا از زندگی در ایران خرسندم و اینجا را کشور دوم خودم میدانم.»

منوی کافه رستوران مثل منوی سایر کافه‌های شهر است و وقتی از آنها دربارهٔ نوشیدنی و غذاهای محلی افغانستان میپرسیم میگویند ما حدود دو ماه است که این کافه را باز کرده‌ایم و فعلا تنها غذای افغانستانی ما قابلی پلو است. معروف‌ترین غذای مردم افغانستان که معمولا در مهمانی‌ها و مراسم جشن درست میشود و ترکیبی از برنج و گوشت قرمز و هویج وکشمش است.

کافع «تلما» سبز است . کنار دیوار یک ردیف بامبو قرار گرفته و روی تمامی میزهای کافه گیاه پیچک قرار دارد عزیز در این باره میگوید: «این گیاه خیلی ضعیف است اما سمبل مقاومت است و معمولا خودش را با محیط تطبیق میدهد ما این گیاه را به عنوان تزیین میزهای کافه استفاده کردیم تا هر بار چشممان به آن میخورد یادمان بیاید که ما مردم افغانستان به دلیل جغرافیا، حکومت، جنگ و هزار چیز دیگر باید خودمان را با هر شرایطی تطیق دهیم تا اینجا هم هرچیزی که به دست آوردیم در اثر تلاش و مقاومت بوده است.»

عزیزبه چند تابلوی نقاشی که روی دیوارهای کافه قرار دارند اشاره می‌کند. یکی ازآنها منظره‌‌ای است با عنوان بت بامیان که دو بت صلصال و شهمامه درآن قرار دارد : «مردم افغانستان آن را خیلی دوست داشتند و در سال ۲۰۰۱ طالبان تحت عنوان جلوگیری از بت پرستی این دو بت را با مواد انفجاری جاسازی شده در آنها منفجر کردند.» بعد سرش را با افسوس تکان می‌دهد.

تابلویی نقاشی از نقشه ایران و افغانستان روی کره زمین با طرح‌های منقش هم روی یکی از دیوارهای کافه نصب شده است. عزیز می‌گوید: «این تابلو دوستی ایران و افغانستان است که ان را در قلب کافه نصب کرده‌ایم.»

محمد کتابی را برای آشنایی بیشتر با افغانستان معرفی میکند به نام از افغانستان تا لندستان نوشتهٔ عمر الناصری (ابو امام المغربی). کتاب روی یکی از میزهای کافه قرار دا رد و پشت جلد آن نوشته شده: «عمر الناصری یک جوان اهل مغرب بوده که از کودکی در بلژیک بزرگ شده و بعد از یک زندگی پر فراز و نشیب، به شبکه‌های تکفیری داخل اروپا متصل میشود اما در همان زمان بنا به دلایلی دیگر، به عضویت دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه نیز در میاید. او به عنوان جاسوس وارد حزب اسلامی افغانستان می‌شود، کسی که هم میخواسته « مجاهد» باشد وهم میخواسته با «تروریست‌ها» بجنگد. کسی که هم از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی میترسید و هم برای نجات جان خود به آنها پناه برده بود.» محمد می‌گوید: «این کتاب محبوب‌ترین کتاب زندگی‌ام است، اگر توانستید حتما آن را بخوانید.»

میز کناری ما در کافه یک دختر و پسر افغانستانی خوش رو نشسته‌‌اند که حدودا سی سال دارند از لهجه‌شان مشخص است افغانستانی هستندوقتی در مورد شرایط زندگی در ایران صحبت می‌شود می‌گویند: « حالا که رفقایمان کافه باز کرده‌‌اند خیلی بهتر شده است. قاهرکه مسلط به زبان انگلیسی است در یک شرکت بازرگانی به عنوان مترجم مشغول به کار است و همسرش که خود را ثریا معرفی میکند منشی همان شرکت است. آن‌ها هفت سال پیش به دلیل مخالفت خانواده‌ها با ازدواجشان از افغانستان فرار کرده‌‌اند و روزهای پر فراز و نشیبی را گذرانده‌‌اند. اما این روزها وضعیت بهتری دارند قاهر می‌گوید: «در ایران زبان انگلیسی یاد گرفتم. بزرگترین مشکل ما در ایران غروب جمعه بود. ما هر دو، شش روز در هفته کار میکنیم و جمعه‌ها غروب می‌امدیم بیرون که تفریح بکنیم اما متاسفانه بعضی‌ها برخورد درستی نداشتند مثلا در برخی رستوران‌ها گارسون‌ها هم با ما بد برخورد می‌کردند. فکر می‌کردند ما اصلا نباید رستوران برویم یا تفریح کنیم. یک بار به شهربازی رفتیم و نزدیک به سه ربع در صف ایستادیم و وقتی نوبتمان شد متصدی اسباب بازی نگذاشت که سوار شویم و جلوی دیگران مرا هل داد و گفت برو شهر بازی کابل آن شب ثریا تا صبح گریه کرد و گفت دیگر به جز محل کارمان جایی نمی‌روم تا اینکه بچه‌ها این کافه را باز کردند و ما جمعه‌ها میاییم و همهٔ دوستان خود را میبینیم وحالمان خوب می‌شود.»

کافه تلما ساده و شیک و گرم است و یک میز را به عنوان میز وی‌‌ای پی قرار داده‌‌اند محمد میگوید: «تنها تفاوتش با سایر میزها این است که برای میز وی‌‌ای پی یک گیاه بونسای خریدیم.» و بعد می‌خندد.

موقع خداحافظی چشم‌ام به تخته سیاهی می‌افتد که با خط خوش رویش نوشته شده: کافه تلما، به عزیز می‌گویم: «ر استی تلما یعنی چه؟» لبخند می‌زند و می‌گوید:«یعنی امید و آرزو.» تلما اولین کافه افغانستانی‌ها در تهران است و چند جوان افغانستانی را به آرزویشان رسانده. آرزوی داشتن یک کافه دنج در گوشه‌ای از تهران.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .