اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2025

Feb 09 2025

ترامپ: اگر با تهران به توافق برسیم اسرائیل ایران را بمباران نخواهد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید ترجیح او این است که با ایران به توافق برسد تا این‌که «شدیداً آن را بمباران کند».

دونالد ترامپ در مصاحبه‌ای با «نیویورک پست» که روز شنبه ۲۰ بهمن منتشر شد، گفت اگر توافقی انجام شود، اسرائیل ایران را بمباران نخواهد کرد.

او تصریح کرد که قصد ندارد دربارهٔ مذاکرات احتمالی با تهران صحبت کند و افزود: «در واقع، دوست ندارم به شما بگویم که چه چیزی قرار است به آن‌ها بگویم.»

رئیس‌جمهور آمریکا هفته گذشته گزارش‌های مربوط به برنامه‌ریزی مشترک ایالات متحده و اسرائیل برای حمله نظامی به ایران را رد کرد.

او گفت به جای اقدام نظامی، خواهان دستیابی به توافق جدید هسته‌ای با تهران است و کار بر روی این توافق باید فوراً آغاز شود.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، که دو هفته پیش از مقام‌های ایران خواسته بود حواس‌شان باشد با چه کسی «معامله» می‌کنند، روز ۱۹ بهمن مذاکره با دولت دونالد ترامپ را نه «عاقلانه»، نه «هوشمندانه» و نه «شرافتمندانه» توصیف کرد و دربارۀ علت آن هم گفت: «تجربه».

اشارۀ او به خروج دولت اول دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای موسوم به «برجام» بین ایران و شش قدرت جهانی بود که صادرات نفت ایران را کاهش داد، باعث جهش قیمت ارزهای خارجی شد و جمهوری اسلامی را از نظر اقتصادی در تنگنا و فشار کم‌سابقه‌ای قرار داد.

اما در همین حال عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفته که جمهوری اسلامی برای مذاکره آماده است اما «تحت فشار حداکثری» با آمریکا مذاکره نمی‌کند.

او روز شنبه با اذعان به این‌که تحریم‌ها «مانعی بزرگ» بر سر راه توسعه اقتصادی ایران است گفت اگر مذاکره از موضع ضعف انجام شود، «دیگر مذاکره نیست بلکه تسلیم است».

همزمان، برخی مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی شدند که سیاست واشینگتن در قبال ایران فراتر از موضوع هسته‌ای بوده و هدف آن «خلع سلاح جمهوری اسلامی» است.

دونالد ترامپ که بارها برای مذاکره با جمهوری اسلامی اظهار آمادگی کرده، روز چهارشنبه نیز گفته بود ایالات متحده به دنبال یک توافق هسته‌ای قابل راستی‌آزمایی با تهران است که به این کشور اجازه می‌دهد رونق و شکوفایی صلح‌آمیزی داشته باشد.

دونالد ترامپ روز چهارشنبه همچنین با تأکید مجدد بر این‌که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد، گفته بود برای دستیابی به یک توافق تازه باید فوراً دست‌به‌کار شد و وقتی این توافق کامل و امضا شود، «خاورمیانه جشن بزرگی به پا خواهد کرد».

آقای ترامپ چندی پیش نیز که یادداشتی برای احیای «فشار حداکثری» بر ایران صادر کرد، پس از آن گفت که دستور او در این زمینه بسیار سختگیرانه است، اما مایل به دیدار با رئیس‌جمهور ایران است تا تهران را ترغیب کند دست از تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای بردارد.

مقامات ایرانی همواره قصد ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای را رد کرده‌اند اما در مدت اخیر برخی طیف‌ها در ایران از «لزوم» تغییر «دکترین» در این زمینه صحبت کرده‌اند.

اسرائیل در جواب حمله موشکی روز دهم مهر سپاه پاسداران به اسرائیل، در پنجم آبان برخی تأسیسات موشکی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.

مقام‌های جمهوری اسلامی گفتند که حملات اسرائیل «خسارت محدود و کم اثری» داشت، اما رسانه‌های بین‌المللی با استناد به تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های کارشناسان از آسیب‌های مؤثر و جدی به برخی تأسیسات نظامی و به‌خصوص توان دفاعی جمهوری اسلامی خبر دادند.

مدتی پس از این حمله، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی ایران برای بار سوم به این کشور حمله کند، اقتصادش فلج خواهد شد.

نتانیاهو: صلح با عربستان مشروط به نابودی حماس و خلع سلاح هسته‌ای ایران است

نخست‌وزیر اسرائیل بامداد یک‌شنبه ۲۱ بهمن در گفت‌وگو با شبکه فاکس نیوز گفت وقتی که مطمئن شد که ایران سلاح هسته‌ای ندارد، صلح بین اسرائیل با عربستان سعودی اتفاق خواهد افتاد.

بنیامین نتانیاهو در این گفت‌وگو در پایان سفر یک هفته‌ای خود به آمریکا، در پاسخ به این پرسش که صلح میان اسرائیل و عربستان چه زمان حاصل خواهد شد، گفت که او به صلح از موضع قدرت اعتقاد دارد.

او گفت: زمانی که ما تغییر در خاورمیانه را کامل کنیم، محور ایران را بیش از آنچه که تا حال انجام داده‌ایم، تضعیف کنیم، وقتی مطمئن شویم که ایران سلاح هسته‌ای ندارد و وقتی حماس را نابود کنیم، زمینه را برای توافق با سعودی‌ها و دیگران و دنیای مسلمانان فراهم می‌کنیم.

در مورد بخش مذاکرات بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ حول مسئله ایران در دیدار روز سه‌شنبه گذشته دو رهبر در کاخ سفید جزئیات زیادی منتشر نشده است.

آقای نتانیاهو پس از آن دیدار به روزنامه جروزالم پست گفت دیدگاه او در مورد ایران منطبق با موضع دونالد ترامپ در قبال ایران است که تأکید کرده ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و احیای سیاست «فشار حداکثری» از سوی دولت آقای ترامپ، از هسته‌ای شدن ایران جلوگیری خواهد کرد.

دولت آقای ترامپ سه روز پس از آن دیدار کنگره را از تصمیم به فروش ۷.۴ میلیارد دلار دیگر تسلیحات به اسرائیل آگاه کرد. بمب‌های سنگین بخشی از این فروش است.

سنتکام، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، نیز اعلام کرد مایل کوریلا، فرمانده این نیروها، روزهای ۱۷ تا ۱۹ بهمن در اسرائیل بوده و با رئیس ستاد ارتش، فرمانده سازمان اطلاعات نظامی ارتش و رؤسای موساد و شباک دیدار کرده و بر عمق دادن به همکاری دوجانبه و افزایش قابلیت‌های همکاری و ادامه روابط نظامی بین دو کشور تأکید کرده است.

No responses yet

Feb 09 2025

انتقال یک زندانی سیاسی به «مکانی نامعلوم» در پی نامه‌ انتقادی به خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

محمد داوری، زندانی سیاسی

صدای آمریکا: پس از انتشار نامه محمد داوری خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، وکیل این زندانی سیاسی می‌گوید مقامات قضایی او را از زندان عادل‌آباد شیراز به «مکان نامعلومی» برده‌اند.

فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، روز یک‌شنبه ۲۱ بهمن در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که هرچند آستاره انصاری، وکیل دیگر محمد داوری، در شیراز پیگیر بوده، اما هنوز نتوانسته از این زندانی سیاسی خبری بیابد.

محمد داوری، زندانی سیاسی، در نامه‌ای که روز شنبه از او در رسانه ایکس منتشر شده، با ذکر «شکنجه‌هایی که بر خود و خانواده‌اش رفته»، درباره «وجود سیاهچاله‌های زندان عادل‌آباد شیراز و آزار و اذیت و تهدید به تجاوز جنسی و پرونده‌سازی» سخن گفته است.

آقای داوری در این نامه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرده به این دلیل علی خامنه‌ای را «مخاطب قرار داده‌ام، زیرا به جرم توهین به» او در زندان است و افزوده است: «از این رو، شما را مسئول تمامی رنج و مشقت‌هایی می‌دانم که در طی این مدت خود و خانواده‌ام متحمل شده‌ایم.»

او همچنین با اشاره به «تورم افسارگسیخته، افزایش روزافزون قیمت دلار، مسکن، خودرو، و اقدام خوراکی که طبقه کارگر و فرودستان جامعه و بخش بزرگی از طبقه متوسط را شرمنده‌تر از پیش کرده»، از علی خامنه‌ای پرسیده است که آیا این موارد «جایی برای امنیت روانی جامعه باقی می‌گذارد؟«

آذر ۱۴۰۲ دادگاه انقلاب اسلامی شیراز با صدور حکمی، محمد داوری، فعال کارگری و مدنی و دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه گلستان شیراز را به چهار سال و شش ماه زندان و مجازات‌های تکمیلی محکوم کرد.

آقای داوری به اتهام «توهین به رهبری»، به سه سال حبس، و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام در فضای مجازی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده است و ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ برای گذارندن دوره حبس چهار سال و نیم خود به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شده است.

مجازات‌های تکمیلی مربوط به اتهام «توهین به رهبری» علیه این فعال کارگری و مدنی اهل دهدشت، شامل «دو سال ممنوعیت خروج از کشور به وسیله ابطال گذرنامه، دو سال منع فعالیت در فضای مجازی، و دو سال تبعید در بردسیر کرمان» است.

بر پایه قوانین جمهوری اسلامی، اشد مجازات برای «توهین به رهبری»، دو سال، و برای تبلیغ علیه نظام یک سال در نظر گرفته شده است.

صدای آمریکا در زمان رسیدگی به پرونده مطلع شده بود که این فعال مدنی به نشانه اعتراض به روند «دادرسی غیر عادلانه» و «پرونده‌سازی وزارت اطلاعات» از حضور در مراحل بازپرسی و دادگاه انقلاب خودداری کرده بود.

No responses yet

Feb 05 2025

الن ووسالو؛ از اتهام «جاسوس درنا در مازندران» تا جایگاه مادر «امید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,محیط زیست

اِلن ووسالو در جوانی

رادروفردا: اِلن ووسالو توکلی معروف به «مادر درنای سیبری» هفتهٔ گذشته در مازندران در ۹۵ سالگی درگذشت. داستان زندگی الن ووسالو چه بود که خبر درگذشتش را اغلب رسانه‌های فارسی‌زبان منتشر کردند؟

اواخر دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی سرخط یکی از روزنامه‌های ایران این بود، «جاسوس درنا در فریدونکنار!»

این شاید اولین معرفی الن ووسالو – آن روزها معروف به خانم توکلی – به مردم ایران بود. اما من اولین بار او را سال ۱۳۸۴ در یکی از دامگاه‌های فریدون‌کنار دیدم، محل زمستان‌گذرانی درناهای سیبری.

برای ساختن فیلمی دربارهٔ این درناها به فریدون‌کنار رفته بودیم. معروف بود که مردم محلی به کسی اجازهٔ ورود به دامگاه‌ها را نمی‌دهند و حتی ممکن است با چوب و چماق روبه‌رو شوی.

همه نشانیِ زنی خارجی را می‌دادند که بیش از همه دربارهٔ درناهای سیبری می‌داند و مجوز دامگاه‌ها دست اوست. دامگاه‌ها شالیزارهای اطراف فریدون‌کنار هستند که با آغاز فصل سرد و بارندگی‌های مداوم تبدیل به تالاب‌های کوچک می‌شوند و محل زمستان‌گذرانی پرندگان مهاجر که از سرزمین‌های شمالی می‌آیند.

برنجکاران این شالیزارها را با پوشال و نی محصور کرده‌اند، طوری که در زمستان‌ها به مناطق امنی برای پرندگان تبدیل شود و با ورود پرندگان مهاجر به این دامگاه‌ها عمدتاً با روش کلک مرغابی به صید آن‌ها مشغول می‌شوند.

درناهای سیبری هم سال‌ها برای زمستان‌گذرانی به این تالاب‌های کوچک می‌آمدند. این دامگاه‌ها باید همیشه ساکت و دور از گذر دیگران باشند. هر صدای اضافی باعث وحشت و پرواز پرندگان می‌شود. پیش از ورودمان به این منطقه مرموز خانم توکلی به صیادان پرنده تلفن زده بود و این شد که با خوش‌رویی از ما استقبال کردند.

اِلن ووسالو در سا‌ل‌های پایانی عمرش
اِلن ووسالو در سا‌ل‌های پایانی عمرش

«این منم، زنی تنها در آستانهٔ فصلی سرد»

حدود ۴۸ سال پیش،‌ زن اروپایی به دیدن این دامگاه‌‌ها آمد. تکرار این رفت‌وآمدها با اعتراض صیادان روبه‌رو شد. جایی برای غریبه‌ها و به‌خصوص زنان نبود. حتی کار به دعوا و خشونت کشید.

اما خانم توکلی معادل درآمد صید روزانهٔ یک دامگاه‌ را به یکی از صیادان ‌پرداخت تا اجازه بدهد بی‌صدا ساعت‌ها با دوربین دوچشمی پرندگان را نگاه کند. او می‌دانست که آن پرندگان سفید و شبیه لک‌لک از معدود بازماندگان دسته غربی درناهای سیبری هستند.

این رفت‌وآمدها و ساعت‌ها مشاهدهٔ درنا‌ها سال‌ها ادامه پیدا کرد. بعدها برای مردم محلی معلوم شد که او همسر سابق محمود توکلی است. ابتدا در بابلسر و بعدها در فریدون‌کنار زندگی می‌کردند.

خانم ووسالو با همسر ایرانی‌اش سال‌ها قبل درآمریکا آشنا شده بود. اِلن دانشجوی جانورشناسی در دانشگاه کالیفرنیای لس‌آنجلس بود و محمود فارغ‌التحصیل نجوم که در ناسا کار می‌کرد. آن‌ها چند سال بعد از آمریکا به ایران آمدند. دو پسر و یک دختر داشتند که یکی از پسرها -فرزند کوچک‌تر- را در حادثه‌ای از دست دادند و زندگی مشترک آن‌ها به جدایی انجامید.

از این‌جا زندگی تنهای او شروع شد. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ آقای توکلی از ایران به آمریکا بازگشت اما اِلن ترجیح داد کاری را که شروع کرده، یعنی پژوهش دربارهٔ درناهای سیبری، در مسیری عجیب و به‌معنای واقعی تنها به پایان برساند؛ پس ایران را ترک نکرد.

زبان فارسی را به‌خوبی نمی‌دانست، دو کودک داشت و درآمد کمی از تدریس در دانشگاه. روزهایی در هفته در دانشگاه تهران زبان انگلیسی تدریس می‌کرد، اما تمام مشخصات لازم برای هدف قرار گرفتن از سوی انقلابیون آن روزها را داشت: خارجی، استاد دانشگاه، زن.

بی‌حجابی بهانهٔ خوبی شد تا او را از دانشگاه اخراج کنند. بعد از جدایی از شوهرش، یک خانه‌ٔ پیش‌ساختهٔ چوبی سفارش داده بود که از فنلاند به ایران بیاورند. یک روز قبل از اعتصاب گمرک در روزهای انقلاب توانسته بود خانه‌اش را وارد ایران کند؛ خانه‌ای چوبی از همان‌هایی که در کشورهای اسکاندیناوی بسیار دیده می‌شود و به او حس وطن آباء و اجدادی‌اش فنلاند را می‌داد.

این خانه‌ هنوز در شهرک ساحلی فردوس رویان در میان باغی کوچک در پشت یک درخت آووکادو خودنمایی می‌کند.

در‌سال‌های آغاز فعالیت‌هایش در فریدون‌کنار تا ۲۷ درنای سیبری را سرشماری کرده بود اما سال به سال تعداد درناهایی که به ایران بازمی‌گشتند، کمتر می‌شد. برای ادامهٔ پژوهش و حفاظت پرندگان پول نداشت. فشار نیروهای امنیتی هم همچنان ادامه داشت و به ظن جاسوسی بازجویی شد و از همه بدتر، در تنهایی و سکوت دامگاه‌ها، مردانی قصد تعرض به او را داشتند.

الن در عکس یادگاری با شاگردان مدرسه فرزانگان کرج
الن در عکس یادگاری با شاگردان مدرسه فرزانگان کرج

«من راز فصل‌‌ها را می‌دانم»

وقتی اولین بار اِلن را دیدم، زنی بود حدود ۸۰ ساله که مردم فریدون‌کنار و روستا‌‌های اطراف او را می‌شناختند و احترامش می‌کردند. دربارهٔ درناهای سیبری شنیده بودند و درِ دامگاه‌‌ها برای اِلن همیشه باز بود.

ادارهٔ محیط زیست و آموزش و پروش منطقه ارتباط بسیاری خوبی با او داشتند. در دانشگاه مازندران تدریس می‌کرد. مدارس او را برای سخنرانی و برنامه‌های ویژه دعوت می‌کردند و گاهی برای ترجمهٔ مدارک یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی به دفتر کارش در تهران می رفت.

چندین پروژهٔ زیست‌محیطی را مدیریت می‌کرد که حامی مالی آن‌ها دولت فنلاند بود. ضمن این‌که کارگاه‌‌های صنایع دستی و بافندگی برای زنان محلی راه‌اندازی کرده بود تا کمک‌هزینهٔ زندگی‌شان شود.

اگرچه در سال‌های نخست برای حضورش در دامگاه‌ها به صیادان پول می‌داد، اما سال‌های بعد توانسته بود ادارهٔ محیط زیست را قانع کند که به صیادان برای جلوگیری از صید بی‌رویه پرندگان و شکار گونه‌‌های کمیاب مثل درناهای سیبری حقوق ماهانه پرداخت کند تا به‌عنوان محیط‌بان داوطلب همکار سازمان محیط زیست شوند.

به همین دلیل، بعضی از آن‌‌ها در دامگاه‌‌ها لباس محیط‌‌بان‌ها را می‌پوشیدند. به‌قدری صاحب نفوذ شده بود که حتی ادارهٔ محیط زیست هم نگران مشاهدات او در دامگاه‌‌ها بود. حتی وقتی در یکی از این سال‌ها صیادی یک درنای سیبری را شکار کرد،‌ تقریباً تمام سازمان‌های بین‌المللی مربوط سازمان محیط زیست را بازخواست کردند.

پس از آن مقالهٔ معروف «جاسوس درنا در فریدونکنار» منتشر شد. دیپلمات‌های فنلاندی هم چند بار به منطقه سفر کردند و پرندگان مهاجر، دامگاه‌ها و پروژه‌های در حال اجرا را دیدند. یکی از صیادان می گفت «همین‌جا روی زمین سفره پهن کردیم و خوراک محلی اردک برای سفیر فنلاند آوردیم. آقای سفیر هم چهارزانو نشست پای سفره با ما ناهار خورد. موقع خداحافظی هم گفت لذیذترین خوارک اردک زندگی‌ام را خوردم».

وقتی دیدم چگونه ادارهٔ محیط زیست پس از سفارش اِلن، بدون مراحل آزاردهندهٔ اداری، اجازه فیلمبرداری به ما داد، از او پرسیدم چطور به این‌جا رسیده و با این صیادان کم‌حوصله، مدیران همیشه در جلسه و حاج‌آقاهای دست‌نمازگرفته با جوراب‌های آویزان از جیب‌ گفت‌وگو می‌کنی؟ گفت: باید صبر داشته باشی، سال‌ها طول کشید تا حرف‌‌‌هایم را بشنوند.

اِلن برای شاگردان یک مدرسه دربارهٔ درناهای سیبری صحبت می‌‌کند
اِلن برای شاگردان یک مدرسه دربارهٔ درناهای سیبری صحبت می‌‌کند

«و زخم‌های من همه از عشق است»

اما این همهٔ ماجرا نبود. الن ووسالو در سال‌های پایانی عمر در مقابل دوربین کارگردان فنلاندی خانم ایریس هِرمه نشست و در فیلم مستند «مادر درنای برفی» از زندگی‌اش و چیزهایی گفت که این سال‌ها به ما نگفته بود. این‌که چطور مورد سوءرفتار و خشونت خانگی شوهر ایرانی‌‌ و تحصیلکرده‌اش قرار گرفته بود، از‌ کتک‌‌ خوردن و خشنونت‌های مداوم، از مردسالاری ریشه‌دار در این فرهنگ گفت.

این‌ها را به ما نگفت، شاید چون نمی‌‌خواست شرمگین‌مان کند. در فیلم می‌گوید «یک صبح پا شدم،‌ تنها بودم، محمود و بچه‌‌ها رفته بودند ایران….» بعد از این همه سال هنوز از یادآوری آن روزها خشمگین است و صورتش می‌لرزد.

آمدنش به ایران شاید به‌اجبار و برای از دست ندادن بچه‌‌هایش بود، اما این‌جا هم زندگی بر مدار همان مردسالاری قبلی می‌چرخید. به‌ناچار جدایی را پذیرفت. سال‌ها بعد درناهای سیبری را دید و عشق به طبیعت را تجربه کرد؛ عشقی که مسیر دشوار ۵۰ ساله را برای آن پیمود و زندگی کرد و الهام‌بخش شد.

در قسمتی از فیلم می‌گوید انقلاب که شد، همهٔ خانوادهٔ توکلی گریختند و رفتند آمریکا، اما من ماندم این‌جا، چه کنایه‌آمیز! ترجیح داد بماند و به‌تنهایی مسیر عاشقی خودش را بپیماید.

مادر «امید»

وقتی تصمیم گرفتم ایران را ترک کنم، به دیدنش رفتم. گفتم می‌خواهم بروم،‌ ما ایرانی‌ها به یک گذرنامهٔ دیگر هم نیاز داریم. به من نگفت بمان، ولی خندید و گفت من گذرنامهٔ پنج کشور را دارم ولی با گذرنامهٔ ایرانی سفر می‌کنم.

خانوادهٔ اِلن ووسالو از فنلاند به کانادا مهاجرت کرده بودند. الن در تورنتو به دنیا آمده بود اما آن سال‌ها برای کانادایی‌ها گذرنامهٔ بریتانیایی صادر می‌شد. چند ماه بعد از تولدش کانادا برای شهروندانش گذرنامهٔ ملی صادر کرد، اما هر کسی اجازه داشت گذرنامهٔ بریتانیایی‌اش را هم نگه دارد.

پدر و مادر الن بعدها برای او گذرنامهٔ فنلاندی گرفتند و وقتی به آمریکا مهاجرت کرد، گذرنامهٔ چهارمش را گرفت و سرانجام بعد از ازدواج صاحب گذرنامهٔ ایرانی هم شد. بعدها چهار گذرنامهٔ کشورهای غربی باطل شدند اما گذرنامهٔ ایرانی را همچنان تمدید می‌کرد و حتی برای رفتن به کشورش فنلاند ویزا می‌‌گرفت.

سرعت تخریب محیط زیست از اراده و تلاش‌های او برای بازگرداندن درناهای سیبری به ایران بیشتر بود و درناها به ایران نیامدند به جز یک درنا که هر سال اواخر پاییز، بیش از سه هزار کیلومتر را تنها می‌پیمود و از سیبری به ایران می‌آمد.

مردم محلی او را «امید» نامیدند و الن هم به «مادر درناهای سیبری» مشهور شده بود. خیلی‌ها داستان درناها را شنیده بودند و فیلمسازان جوانی زیادی از«امید» فیلم گرفتند.

هرسال خبر بازگشت امید در رسانه‌ها منتشر می‌شد و خبرنگاران با الن مصاحبه می‌کردند. اما در همان اولین دیدارمان هم که فقط سه درنا باقی مانده بود، گفت که شانسی برای بقای این پرندگان زیبا باقی نمانده است. از همان روزها پیگیر پروژهٔ جدیدی برای حفظ مرجان‌های خلیج فارس بود.

هر سال «امید» می‌آمد ولی الن دیگر توانی نداشت که ساعت‌ها به تماشای این آخرین بازماندهٔ سال‌های پیش بنشیند. انگار امید هم فهمید کسی عاشقانه تماشایش نمی‌کند، پارسال نیامد. امسال هم الن رفت.

در جایی از فیلم «مادر درنای برفی»، اعتراض‌های جنبش «زن زندگی آزادی» را می‌بینیم و الن می‌گوید «انگار انقلاب دیگری در راه است» و با نگرانی ادامه می‌دهد «نمی‌دانم این چطور انقلابی خواهد بود».

اما در قسمت دیگری از فیلم، الن که روی مبل پیر و فرسوده نشسته، سمت دیگری را نگاه می‌کند و با ذوق و هیجان صدا می‌زند «محمود…»

در یک نمای باز انگار نیمرخ محمود توکلی جوان را کنار الن می‌بینیم که به دیدن او آمده، کمی بعد متوجه می‌شویم او دکتر محمود قاسمپوری استاد محیط زیست دانشگاه است؛ نسل جدید تحصیلکرده‌‌‌های ایران که انگار با احترام و افتادگی مثل یک شاگرد جلوی استادش نشسته و برای الن یک ماگ هدیه آورده است.

الن به شوخی می‌پرسد توش درنا هست؟‌ محمود می‌گوید نه روش درنا است، و عکس «امید» را که روی ماگ نقش بسته، نشان می‌دهد.

تصویری از فیلم مستند «مادر درنای برفی»
تصویری از فیلم مستند «مادر درنای برفی»

No responses yet

Feb 05 2025

صد سالگی موسسه رازی؛ مارهایی که جان ایرانیان و سربازان آمریکایی را نجات دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: میلیون‌ها ایرانی و شماری از سربازان آمریکایی جان خود را مدیون گاو‌های طاعون‌زده‌ای هستند که در عهد قاجار زندگی کشاورزان را سیاه کردند. زمانی که ایران اسیر قحطی و خشکسالی بود و سرمایه دهقانان یکی یکی بر زمین می‌افتاد، دولتمردان به فکر راه‌اندازی موسسه‌ای افتادند که امسال صد سالگی خود را جشن گرفت.

موسسه رازی زمستان ۱۳۰۳ در اواخر سلطنت احمدشاه، به پیشنهاد مصطفی قلی‌بیات، خواهرزاده مصدق و بنیانگذار دانشکده کشاورزی کرج و با نطق تاثیرگذار عبدالحسین تیمورتاش، وزیر فوائد عامه (اقتصاد) در مجلس به تصویب رسید. قرار شد یک متخصص با حقوق چهار هزار تومان از فرانسه به ایران برود و چاره‌ای برای این مصیبت پیدا کند.

موسسه رازی نقطه ورود ایران به کشاورزی مدرن بود.

موسسه رازی در ابتدای تاسیس نه موسسه بود و نه نامش رازی؛ بلکه بخشی از مجموعه انستیتو پاستور بود با نام موسسه «دفع آفات حیوانی و سرم‌سازی».

انستیتو پاستور در تهران جای کافی برای طویله حیوانات بزرگ‌تر نداشت؛ پس مرکز رازی را به روستایی در حصارک کرج

منتقل کردند که هکتارها زمین در اطرافش برهوت بود

اهالی قدیمی کرج هنوز آن را با نام سرم‌سازی حصارک می‌شناسند. بارها نام موسسه تغییر کرد تا در نهایت سال ۱۳۲۵ خورشیدی، شمس‌الدین امیرعلایی، سرپرست وزارت کشاورزی پیشنهاد داد به پاس خدمات زکریای رازی که الکل را کشف کرده بود، نامش رازی باشد؛ از معدود نام‌های شخصی بر مکان‌های عمومی و دولتی که بعد از انقلاب تغییر نکرد.

«گاوم را نجات بده»

در فیلمی تاریخی که از موسسه رازی بر جا مانده، یک کشاورز مارگزیده به نام رجبعلی روی تخت بیمارستان دراز کشیده است. وقتی به هوش می‌آید، به دکتر می‌گوید حالش خوب است، فقط گاوش را نجات بدهد. راوی مستند ماندگار «نیشدارو» ساخته منوچهر انور می‌گوید: «رجبعلی به روستا که برگردد دیگر گاوی در کار نیست. تا سه هفته پیش حال گاو خوب بود. شیرش مرتب، اشتهایش خوب، سرحال. یکی دو روز پیش از آنکه رجب را مار بگزد، گاوش از تک و دو افتاد.»

گفت‌وگو با منوچهر انور در بی‌بی‌سی فارسی

از راست: دکتر عزیز رفیعی، لوئی دلپی، غلامرضا مقامی، حسین میرشمسی و دکتر ولی‌الله سهراب در سال ۱۳۲۷
توضیح تصویر، از راست: دکتر عزیز رفیعی، لوئی دلپی، غلامرضا مقامی، حسین میرشمسی و دکتر ولی‌الله سهراب در سال ۱۳۲۷

اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، کشاورزی اصلی‌ترین شغل مردم ایران بود. گاوها علاوه بر تامین گوشت و شیر، برای دهقانان شخم هم می‌زدند. وقتی طاعون گاوی به روستا می‌زد، گاوها تب‌زده و بی‌اشتها می‌شدند و در مدتی کوتاه جان می‌دادند. هنوز قحطی و فقر بعد از جنگ جهانی اول ادامه داشت و کشاورزان کلافه بودند.

دولت می‌خواست سرم طاعون گاوی را از فرانسه و عراق وارد کند، اما حجم تقاضا بسیار زیاد بود.

مرکز «دفع آفات حیوانی و سرم‌سازی» که هنوز آن موقع نامش رازی نبود، از زمان تاسیس در سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۰۶ خورشیدی توانست با تولیداتش طاعون گاوی را از بین ببرد. بعد ملخ‌ها به ایران هجوم بردند. از آنجا که گرانی ارز همان زمان هم برای ایرانیان مشکل‌ساز بود، این مرکز مجبور شد به جای انجام وظیفه سرم‌سازی، مشغول تولید سم ملخ شود.

روزنامه اطلاعات بهمن ۱۳۰۹ در این باره نوشت: «تاکنون سمی که از خارجه برای مبارزه با ملخ‌ها وارد می‌شد خرواری [معادل ۳۰۰ کیلوگرم] یکصد و پنجاه تومانی با گرانی اسعار [ارزهای خارجی] تمام می‌شد و اینک که وسایل سم‌سازی در موسسه حصار [رازی] فراهم شده، خرواری هفتاد تا هشتاد تومانی برایمان بیشتر خرج بر نمی‌دارد.»

ساختمان دارالتجزیه امراض حیوانی (آزمایشگاه مرکزی)‌ موسسه رازی در سال ۱۳۱۴
توضیح تصویر، ساختمان دارالتجزیه امراض حیوانی (آزمایشگاه مرکزی)‌ موسسه رازی در سال ۱۳۱۴

با کمک موسسه رازی تا سال ۱۳۰۹ خورشیدی ملخ‌ها از بین رفتند. اما آب آشامیدنی ناسالم، نبود سیستم فاضلاب و فقر بهداشتی و اقتصادی همچنان جان بسیاری را می‌گرفت. مجلس تصویب کرد موسسه رازی مستقل شود و آدم‌ها را هم تیمار کند.

سال ۱۳۰۹ محمود فاتح، نماینده وزارت اقتصاد در سفری به اروپا از دکتر لویی پیر دلپی، انگل‌شناس فرانسوی، خواست مسئولیت موسسه را با وظایف جدیدش به عهده بگیرد.

اواخر سده سیزده خورشیدی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد مرگ‌ها در تهران به دلیل ابتلا به دیفتری بود که در فرهنگ عامه به آن خناق می‌گفتند. در طول جنگ جهانی دوم واکسن دیفتری به شدت کم‌یاب شد و موسسه رازی چاره‌ای نداشت جز ساختن سرم و سپس واکسن. در دهه بیست خورشیدی به دکتر حسین میرشمسی ماموریت داده شد تا اولین واکسن رازی را بسازد . موسسه رازی تا سال ۱۳۲۵ هم واکسن دیفتری را ساخت هم کزاز. این دو واکسن مهم‌ترین محصولات اولیه موسسه رازی بودند.

به تدریج با تلاش دکتر میرشمسی و همکارانش واکسن‌های سرخجه، سرخک، اوریون و فلج اطفال هم به این مجموعه اضافه شد تا ۶ واکسن از ۹ واکسن حیاتی و الزامی در کودکان یعنی در مجموع ۶۰ درصد واکسن مورد نیاز ایران ساخته شود.

– درباره پروفسور میرشمسی در بی‌بی‌سی بیشتر بخوانید

اینها شمار معدودی از مارهای کبرای پرورشی باقی مانده در موسسه رازی است
توضیح تصویر، این‌ها شمار معدودی از مارهای کبرای پرورشی باقی مانده در موسسه رازی است

صف مارگیرها جلوی ساختمان موسسه رازی

از افتخارات موسسه رازی این است که مارهای خطرناک ایران دیگر نمی‌توانند سالانه ۱۵۰ هزار نفر را بکشند، مگر پادتن رازی در دسترس نباشد.

زمانی که بیشتر جامعه ایران روستانشین بود، مارگزیدگی بسیار مرگبارتر بود. گاهی مجبور می‌شدند عضو گزیده شده را قطع کنند و باز بیمار جان می‌باخت.

سال ۱۳۳۵ دکتر محمود لطیفی، خزنده‌شناس، برای تهیه نقشه کشوری جانوران سمی مار و عقرب ۱۰ سال سراسر ایران را گشت. او بارها گزیده شد و اعصاب انگشتانش تا پایان عمر دچار مشکل بود. دکتر لطیفی آن زمان رئیس بخش جانوران سمی موسسه رازی بود و بعدها بازرس سازمان بهداشت جهانی شد.

شش نوع مار سمی از خانواده کبرا و افعی را جمع کردند و از مجموع زهرهای آنها پادزهری تولید شد که به گفته کارشناسان در منطقه حرف اول را می‌زد.

سال‌ها مارگیرها در فصل‌های گرم سال با کیف‌های پر از مار و عقرب صبح‌ها جلوی ساختمان موسسه رازی در حصارک کرج صف می‌بستند. از سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد سازمان محیط زیست کارشناسان زهرگیر موسسه با کمک مارگیرها به نقاط مختلف ایران می‌رفتند و همان‌جا زهرگیری می‌کردند.

در موسسه هنوز هم یک بخش محدود زهرگیری باقی مانده است که مردم از آن بازدید می‌کنند. زهرگیر با یک گیره بلند سر مار را محکم روی زمین نگه می‌دارد تا با دست دیگرش دو طرف سر مار را نگه دارد. او دهان باز مار را در لبه یک ظرف فشار می‌دهد تا به‌زور زهرش را خالی کند. زهرگیر اگر لحظه‌ای غفلت کند، نیش می‌خورد.

زهر را شش بار با فاصله دو هفته به گردن اسب‌های موسسه رازی در حصارک تزریق می‌کنند. خون اسب‌ها را می‌گیرند و پلاسمای آن را جدا می‌کنند تا با آن پادزهر بسازند. فرآیندی که بیش از یک سال طول می‌کشد. اسب‌ها به‌تدریج در برابر زهر قوی‌تر می‌شوند.

پادزهر مار ساخت ایران تقریبا تمام مارهای خطرناک منطقه را پوشش می‌دهد
توضیح تصویر، پادزهر مار ساخت ایران تقریبا تمام مارهای خطرناک منطقه را پوشش می‌دهد

وقتی آمریکا برای زهرمار تحریم های خود را دور زد

زمانی که سربازان آمریکایی در افغانستان می‌جنگیدند، پادزهرهای موسسه رازی به آمریکا فروخته می‌شد تا پزشکان ارتش از آن استفاده کنند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، چاپ نیویورک، ارتش آمریکا از دی ماه ۱۳۸۹ در یک دوره به واسطه یک شخص سوم ۱۱۰ پادزهر خریده است.

مدیران موسسه رازی فروش ۳۱۰ دلاری پادزهر را از افتخارات رازی می‌دانند.

پادزهرها معمولا از حیوانات بومی همان منطقه و مخصوص نیش همان‌ها ساخته می‌شود. طبق برآورد ارتش آمریکا در آن مقطع سالانه حدود ۱۱۰ هزار نیروی ائتلاف در افغانستان در معرض نیش مار و حیوانات خطرناک بوده‌اند.

تحقیق بالینی چند پژوهشگر آمریکایی از مارگزیدگان بستری در سه بیمارستان افغانستان در سال ۱۳۸۹ نشان می‌داد از بین گزینه‌های موجود فرانسوی و بریتانیایی، پادزهرهای رازی بهترین ضدزهر برای مارهای افغانستان بوده است. بر اساس گزارش وال‌استریت، ارتش آمریکا هم به مراکزش در افغانستان پادزهر موسسه رازی را توصیه کرده بود.

روزنامه آمریکایی با اشاره به تحریم‌ها و ممنوع بودن معامله با ایران، نوشته بود «از حاشیه‌های طنز جنگ افغانستان اینکه ارتش آمریکا باید برای مقابله با مارگزیدگی به بازوی تحقیقاتی حکومت ایران [موسسه رازی] اتکا کند.»

عمده‌ترین محصول رازی همچنان واکسن و پادتن‌های حیوانی است که توانست به کشورهای منطقه صادر کند؛ واکسن‌های انسانی موسسه رازی وارد بازار جهانی نشد و به همین دلیل بعد از انقلاب موسسه رازی مورد انتقاد بود. خط تولید بسیاری از واکسن‌ها متوقف شد و تلاش پر تبلیغ این موسسه برای تولید واکسن کووید کووپارس هم پایان درخشانی نداشت.

موسسه رازی بعد از انقلاب در  ریشه‌کنی فلج اطفال نقش مهمی داشت اما نتوانست تولید واکسن را توسعه دهد یا حتی در همان سطح قبل از انقلاب نگه دارد
توضیح تصویر، موسسه رازی بعد از انقلاب در ریشه‌کنی فلج اطفال نقش مهمی داشت اما نتوانست تولید واکسن را توسعه دهد یا حتی در همان سطح قبل از انقلاب نگه دارد

مدیریت «اسلامی»

سیاست موسسه که از ابتدا «تحقیق و سپس تولید» بود، حالا «تبدیل شده به تولید». این انتقادی است که بسیاری از موسسه رازی مطرح می‌کنند.

دکتر زهرایی، استاد دامپزشکی دانشگاه تهران در مصاحبه‌ای با وبسایت تخصصی حکیم مهر گفته است: «مرحوم دکتر میرشمسی با ماشین گازوئیلی و قاطر واکسن‎‌ و سرم‌ را درست کرد. الان انتظار می‎‌رود عزیزانمان در موسسه رازی با امکانات امروز کارهای بزرگ‌تری انجام دهند. چرا باید همان سرم ضدماری را که هفتاد سال پیش می‌ساخت، بسازد و به فرآورده‎‌های جدید رو نیاورد؟»

این سوال را از مدیران بپرسید، پاسخ می‌شنوید «کمبود بودجه و تحریم‌ها»؛ مانند تحریم‌های غرب بر مواد چندکاربردی مورد استفاده در سلاح‌های کشتار جمعی و به طور مشخص تحریم‌های کانادا علیه موسسه رازی.

اما دکتر رسول مدنی، رئیس بخش بیوتکنولوژی رازی در مقاله‌ای، ساختار موسسه را مشکل‌زا می‌داند. رازی قبلا به صورت هیات امنایی اداره می‌شد، اما اکنون باید تابع قوانین وزارت کشاورزی و آیین‌نامه‌های بودجه‌ای آن باشد. یعنی «برای یک مسافرت دو روزه هم چند مدیر باید تایید و امضا کنند»

دکتر علیرضا مرندی، وزیر سابق بهداشت و پزشک معتمد علی خامنه‌ای، سال ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای گفته بود موسسه رازی نتوانسته خوب کار کند، تولیداتش کاهش داشته و بسیاری به دلیل بی‌کیفیتی معدوم شده است.

او که خود از مدیران «متعهد» به نظام جمهوری اسلامی است، درباره مدیران موسسه گفته بود: «افرادی که هم اینک مدیریت این مؤسسه را برعهده دارند اگرچه بعضا متدین هستند، اما به نظرم می‌توانند در مصادر دیگری موفق باشند.»

ورودی ساختمان رازی سه بادکنک طلایی گذاشته‌اند: یک، صفر و صفر، برای جشن صدسالگی موسسه رازی. از ظهر ۱۶ دی ماه ۱۳۰۳ که تاسیس مرکز رازی در مجلس تصویب شد، بیش از صد سال گذشته است.

موسسه رازی در نیم قرن اول، یعنی از ۱۳۰۳ تا ۱۳۵۸ هشت مدیر داشت، در حالی که نیم قرن دوم خود را بعد از انقلاب با ۱۶ مدیر و سرپرست گذراند؛ نشانه‌ای از تاثیرات سیاسی بر موسسه‌ای که در آن علم باید حرف اول را بزند.

No responses yet

Feb 05 2025

ترامپ می‌گوید دستورالعمل‌هایی داده‌ که اگر ایران او را ترور کند، نابود شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,جنگ,سیاسی

رادیوفردا: دونالد ترامپ بعد از صدور دستوری برای احیای «فشار حداکثری» بر ایران گفت که دستور او بسیار سختگیرانه است، اما مایل به دیدار با رئیس‌جمهور ایران است تا تهران را ترغیب کند دست از تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای بردارد.

رئیس‌جمهور آمریکا روز سه‌شنبه ۱۶ بهمن در کاخ سفید همچنین اعلام کرد دستوراتی به مشاورانش داده که اگر ایران او را ترور کند، «نابود می‌شود. هیچ چیزی باقی نمی‌ماند».

اشاره او به گزارش وزارت دادگستری آمریکا در نوامبر گذشته است که ایران تلاش کرده بود او را پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ترور کند.

آقای ترامپ یادآوری کرد برای صدور دستور فشار بر ایران مردد بوده است و ابراز امیدواری کرد که نیازی به استفاده از این دستور نباشد.

او بار دیگر تأکید کرد ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد و افزود حق ما است که از فروش نفت ایران جلوگیری کنیم.

ساعاتی پیش‌تر یک مقام آمریکایی اعلام کرد که دونالد ترامپ روز سه‌شنبه ۱۶ بهمن دستور اجرای دوبارهٔ سیاست «فشار حداکثری» بر ایران را صادر می‌کند.

خبرگزاری رویترز به نقل از این مقام نوشت که دستور یاد شده با هدف مسدود کردن همه راه‌های دستیابی ایران به سلاح اتمی و مقابله با «نفوذ بدخواهانه» این کشور صادر می‌شود.

بر اساس این گزارش، دستور آقای ترامپ به وزیر خزانه‌داری آمریکا مأموریت می‌دهد «فشار اقتصادی حداکثری» بر ایران را اعمال کند که شامل تحریم‌ها و اجرای مکانیسم‌هایی برای مجازات کسانی است که از تحریم‌های موجود تخطی می‌کنند.

این مقام همچنین گفت دولت ترامپ در بخشی از تلاش برای فشار حداکثری بر ایران کارزاری «با هدف به صفر رساندن صادرات نفت ایران» پیاده خواهد کرد.

به گفته همین مقام آمریکایی، نمایندگان ایالات متحده در سازمان ملل با همکاری شرکای کلیدی خود «کامل کردن سازوکار ماشه برای تحریم‌های بین‌المللی و محدودیت‌ها بر ایران» را دنبال خواهند کرد.

تروئیکای اروپایی شامل سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان ماه دسامبر گذشته به شورای امنیت سازمان ملل گفتند در صورت لزوم آمادگی دارند «مکانیسم ماشه» برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را فعال کنند تا مانع از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای شوند.

بر اساس توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ موسوم به «برجام»، قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را لغو کرد.

طرف‌های غربی برجام تا اکتبر سال جاری میلادی فرصت دارند از مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم‌ها استفاده کنند.

دستور رئیس‌جمهور ایالات متحده سیاست‌های سختگیرانه این کشور علیه ایران را که دونالد ترامپ در دورهٔ اول ریاست‌جمهوری خود اجرا کرد، احیا می‌کند.

آقای ترامپ دولت جو بایدن را متهم کرده بود که طی چهار سال اخیر موضع آمریکا در برابر ایران را تضعیف کرده است.

مقام‌های ایرانی ادعا می‌کنند سیاست فشار حداکثری در دورهٔ اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ شکست خورده است،‌ با این حال اغلب آن‌ها اذعان کرده‌اند که تحریم‌های شدید آمریکا بر وضعیت اقتصادی ایران تاثیر منفی گذاشته است.

در پی اعمال تحریم‌های نفتی آمریکا علیه تهران در دور قبلی ریاست‌جمهوری آقای ترامپ، صادرات روزانه نفت ایران طی تنها دو سال از ۲.۵ میلیون بشکه به زیر ۳۵۰ هزار بشکه سقوط کرد.

با روی کار آمدن دولت جو بایدن و تغییر فشار تحریم‌ها، صادرات روزانهٔ نفت ایران هر سال با جهش چشمگیری مواجه شد و در سپتامبر پارسال به رکورد ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز طی پنج سال گذشته اوج گرفت.

لحظاتی بعد از اعلام خبر آماده شدن دولت ترامپ برای احیای سیاست فشار حداکثری علیه ایران، نرخ دلار حدود هزار تومان جهش کرد و از ۸۵ هزار تومان عبور کرد.

تصمیم دولت ترامپ برای فشار حداکثری بر ایران در حالی است که رئیس‌جمهور آمریکا روز سه‌شنبه با نخست‌وزیر اسرائیل در کاخ سفید دیدار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس انتظار می‌رود رهبران دو کشور علاوه بر صحبت درباره مراحل بعدی آتش‌بس در غزه و عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی، درباره نگرانی‌ها از برنامه هسته‌ای ایران نیز مذاکره کنند.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .