اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هنر'

Jan 14 2016

بازداشت متهم برگزاری رقص خیابانی در رشت (+عکس)

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: متهم برگزاری رقص مختلط در رشت بازداشت شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، متهم برگزاری رقص مختلط در رشت بازداشت شد.

این گروه تاتر با اجرای حرکات رقص گیلانی با لباس محلی در خیابان علم الهدی رشت به صورت مختلط با اعضای گروه نمایش شامل دو پسر و دو دختر به رقص پرداخته بودند که این کار واکنش‌های زیادی را به همراه داشت.

شنیده ها حاکیست؛ خبر این رقص در رسانه‌های فارسی زبان خارجی هم منعکس شده بود.

مدعی العموم گیلان روز گذشته مسئول سازمان فرهنگی هنری شهرداری رشت را احضار و بازداشت کرد.





No responses yet

Dec 23 2015

حسین علیزاده: اگر کسی جواب توهین‌ها را بدهد جایش گوشه زندان است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: حسین علیزاده موسیقیدان برجسته ایرانی می‌گوید: هیچ مقامی اجازه ندارد به هنرمندان موسیقی ایران توهین کند اما مسئله این است که اگر کسی جواب این توهین‌ها را بدهد جایش گوشه زندان است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای علیزاده روز سه‌شنبه اول دی‌ماه در نشست خبری گروه «هم آوایان» در تالار وحدت تهران افزود: «اگر قانون بگوید هیچ موسیقیدانی نباید از خانه‌اش بیرون بیاید، حرفی نیست؛ اما حالا درباره موسیقی که یک عنصر فرهنگی است و در جهان تاریخچه دیرینه دارد، ‌به‌ راحتی تصمیم گرفته می‌شود».

این هنرمند موسیقی شهریور پارسال نیز با ابراز نارضایتی از وضعیت صدور مجوز برنامه‌های موسیقی گفته بود که مفهوم واژه ارشاد از نظر او چیزی جز «ممیزی» نیست.

وی تاکید کرده بود: «بخش زیادی از انرژی و نیروی ما برای بودن موسیقی صرف می‌‎شود که این جنگ سال‎هاست ادامه دارد. مفهوم واژه ارشاد از نظر من چیزی جز ممیزی نیست. هنرمند باید خودش مردم را ارشاد کند و نیازی به اداره ارشاد ندارد».

آقای علیزاده در سخنان روز سه‌شنبه‌اش درباره اجرای تور جدید کنسرت خود در شهرهای کوچک گفت: «فکر کردم، تصمیمی که مبنی بر اجرای کنسرت در شهرستان‌های کوچک گرفتیم، چقدر جالب بود. البته خیلی‌ها هم تعجب کردند که با وجود مشکلات، ما این کار را انجام می‌دهیم. مشکلاتی که کلید آقای روحانی هم نتوانست آن‌ها را حل کند».

وی افزود: «خیلی وقت‌ها در جراید می‌بینم و می‌خوانم، افرادی هستند که در گوشه و کنار این مملکت، پرچم موسیقی را برافراشته‌اند و ما باید قدر آن‌ها را بدانیم».

این سخنان آقای علیزاده در حالی بیان شد که پیشتر احمد خاتمی امام جمعه تهران در نماز جمعه روز بیستم آذر ماه گفته بود: «هر جریانی که بخواهد دینداری مردم را کم کند مانند برگزاری کنسرت‌های موسیقی، جریان نفوذ است، نباید بیت‌المال خرج کنسرت‌های غفلت‌آور از خدا شود».

امام جمعه تهران صریحا مخالفت خود را با برگزاری کنسرت‌ها در کشور اعلام کرده و گفته بود نباید از بودجه بیت المال صرف برگزاری کنسرت‌ها شود.

هشتم آذرماه، اجرای کنسرت ارکستر سمفونیک به رهبری علی رهبری از سوی مقاماتی که نام آن‌ها برده نشده است به دلیل حضور زنان در اجرای این ارکستر لغو شده بود.

پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، لغو کنسرت‌های موسیقی بار‌ها خبرساز شده‌ است و در همین حال پیروز ارجمند، مدیرکل پیشین دفتر موسیقی، ۱۳ تیر ماه امسال و یک روز پیش از استعفای خود خبر داده بود که در سال گذشته ۲۱ کنسرت لغو شده‌ است.

سال گذشته هم از نوازندگی زنان در گروه موسیقی «عرفان» در کنسرتی در اصفهان جلوگیری شد که این امر به لغو کنسرت انجامید.

همچنین برخی از کنسرت‌ها به‌دلیل آنچه «عدم رعایت طرح تفکیک جنسیتی» خوانده شده، لغو شدند.

No responses yet

Dec 15 2015

واکنش کم‌سابقه ارشاد اصفهان به معترضان کنسرت شجریان: کلاه گشادی سرتان رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

آمدنیوز: از دور بانگی شنیدند ، نفس زنان دویدند ، چیزی ندیدند ، خجالت کشیدند.
دنبال رقص و لعاب می‌‌گشتید چهار کلام حرف حساب شنیدید…کلاه گشادی سرتان رفت.

در پی برگزاری کنسرت همایون شجریان در اصفهان شب گذشته عده ای در اعتراض به برگزاری این کنسرت و پوشش شرکت کنندگان در محل کنسرت تجمع کردند.

محمد قطبی مدیر کل ارشاد اسلامی در پاسخ به این اعتراضات بیانیه ای را در سایت اداره کل ارشاد اصفهان منتشر کرده است.
این بیانیه که بر اساس امضای پایانی آن از طرف شخص مدیرکل نوشته شده است واکنش تقریبا متفاوت و کم سابقه ای است که نسبت به تجمع و اعتراض شب گذشته ابراز شده است.
متن کامل بیانیه قطبی به شرح ذیل است:
از دور بانگی شنیدند ، نفس زنان دویدند ، چیزی ندیدند ، خجالت کشیدند.

همیشه لازم نیست برای مدیریت دنیای مدرن از سنت عبور کرد؛ بلکه گاه می­توان با بهره ­گیری از سنت، مدرن را مدیریت کرد.

نسل نوخاسته در فضای وایبر، اندروید، ماهواره ، گجت و اپلیکیشن زندگی می­ کند و بسیاری از سنت­ها و آیین­ های نسل پیش از خود راندیده و با آن غریبه است. تا جایی که گاه گذشته را در تعارض با خواسته­ ها و تمایلات امروز خود می­پندارد. این، نه از خیره ­سریِ این نسل بلکه از ضعف مدیریت ما نسل پیشین است که زیبایی­ های سنت را در صندوقچه ­های چوبی مخفی کرده و هرگز اجازه ندادیم فرزندانمان با آن آشنا شوند.

موسیقی سنتی، بومی و محلی ایران که، نه یک سر و گردن بلکه تمام قامت از موسیقی غربی بلندتر و راست قامت­ تر است با همین رفتارهای بچه­ گانه ­ی ما به حاشیه رفته و جوانان و نوجوانان ما که مورد هجوم بی ­وقفه آهنگ و موسیقی غرب و غربی واقع شده­ اند نه پناه­گاه سنتیِ موسیقاییِ مناسبی دارند و نه طاقت پرهیز از موسیقی بیگانه.

امروز تنها راه مدیریت ذائقه ­ی موسیقاییِ نسل نوخاسته ، بهره ­گیری از موسیقی بومی و محلی است، همان که سال­های سال با آواز پیشکسوتان این مرز و بوم تا بلندای تاریخ ایران­ زمین قدکشیده . از لالایی مادران تا سنج و دهل عزاداران و از نی کسایی تا آواز تاج ، از ربنای شجریان تا ایران ایران رویگری، از ناقاره و کرنای حرم رضوی تا ترمپت و دمام تعزیه، همه و همه نشان از پشتوانه ­ی قوی و ساختاری استوار دارد.

نوای گلوی همایون شجریان یکی از قله ­های موسیقی سنتی معاصر به حساب می ­آید که با آن و نواهای مشابه آن می ­توان ذائقه نسل جوان و نوجوان را دوباره با سنت و گذشته خویش آشنا سازیم و سپر بلایمان باشد در مقابل آنچه از ناکجا آباد بر ما پرتاب می ­شود.

آنان که با اجرای موسیقی همایون شجریان موافق نیستند، یا سنت را نمی ­شناسند یا موج موسیقی مدرن را ، و یا از قدرت موسیقی سنتی در برابر موسیقی بیگانه بی­خبرند.

کاش این مدعیان در مقابل مداحی پاپِ ذاکر و ذاکرها صف می­ کشیدند و از اینکه ذائقه ­ی بچه مذهبی­ های عاشق امام حسین علیه ­السلام آلوده به موسیقی پاپ شود مانع می ­شدند. کاش اجازه نمی ­دادند ریتم شور عزاداری را به جای تک ضرب پنجه ­پور و سه ضرب حاج صادق بگذارند.

اجرای همایون شجریان که با حمایت صریح شخص آقای استاندار صورت گرفت نشانی بود از اقتدار آواز ایرانی و موسیقی محلی، اجرایی بود که با بندبند قوانین کشور مطابقت داشت و حریم­ ها و حرمت­ ها را رعایت کرده بود.

آنانکه اعتراض دارند یا قانون را نمی­ شناسند یا خود را بالاتر از قانون می ­پندارند.

ما معتقدیم قانون در نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران برخاسته از شرع و منطبق بر احکام شرعی است و حتی اگر جایی هم کسی تشخیص متفاوت داشته باشد نمی ­بایست در مقابل قانون بایستد و با اردوکشی و یارگیری و تحریک چند جوان ترم اولی روی نیمکت بایستد تا قدّش بلند شود.

هرکس، با هر نام و نشانی، با هر قدّ و قواره ­ای، با هر میزان سوادی، با هر شکل و شمائلی، با هر دغدغه و لق لقه ­ای، با هر حامی و پشتیبانی، با هر رنگ و زبانی، حرفی برای گفتن دارد یا احساس می ­کند قانونی زیر پا رفته یا ادعای فهم بیشتری دارد یا نیاز به دیده شدن دارد یا عربده­ ای در گلویش گیر کرده یا اندیشه ­ای در فکرش پنهان شده یا منطقی بر زبانش جاری است، بیاید تا با هم گفت و گو کنیم.

(( گفت و گو)) ؛ لااقل بنده نه اردو کشی بلدم و نه داد می­ کشم، می­ شنوم و در حدّ عقل خودم پاسخ می­ دهم، حرف حق را می ­پذیرم و زیر بار زور نمی ­روم.

قدّم را بلندتر از قانون نمی ­دانم و تفسیر شرع را به اهلش می ­سپارم، نه اجتهاد می­کنم و نه هیجان زده می ­شوم.

کاش چهار انگشت فاصله را زودتر طی می ­کردید و قبل از دیدن قضاوت نمی­ کردید، که شرمنده شوید.

شاید حالا فهمیده باشید که (( شنیدن کی بود مانند دیدن)).

دنبال خواننده ­ی زن می­ گشتید، نوازندگان با حجاب دیدید.

دنبال رقص و لعاب می­ گشتید. چهارکلام حرف حساب شنیدید.

کلاه گشادی سرتان رفت.

No responses yet

Oct 31 2015

تکرار خاطرات دوران شمقدری؛ سومین حکم مدیر سینمای ایران برای رفیق جان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

تابناک: امروز استعدادهای متوسط بر مسند تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز، باید برای بهترین جوانان این کشور تصمیم بگیرند و دوستان فیلم‌ساز من که با اصلاحی‌های عجیب و سلیقه‌ای روبه‌رو شده‌اند.
در شرایطی که انتصاب چهره‌های غیرمرتبط و فاقد سوابق تخصصی وسیع و متناسب با مسئولیت در سینما در دوران مدیران سینمایی دولت پیشین، یکی از محورهای همیشگی نقد بود و تصور می‌شد شایسته سالاری در این دوره از مدیریت سینمای ایران نمود پررنگی داشته باشد، برخی انتصاب‌ها بر این انتظار خط بطلان کشید.

به گزارش «تابناک»؛ حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در حالی راهی بهارستان شد و کرسی مدیریت را از جواد شمقدری تحویل گرفت که فضای سینمای ایران نسبت به مدیران پیشین سینمایی بسیار منفی بود و وقایع رخ داده در خانه سینما نیز این نگاه منفی را مضائف ساخته بود و همین بستر باعث شد تا کوچک ترین حرکت مثبت مدیر بعدی نیز یک اتفاق بزرگ قلمداد شود.

با این وجود، برخی از سینماگران نگاه نقادانه‌شان را حفظ کردند و درباره بهبود سریع آینده سینمای ایران و همچنین قرارگیری سینما در مسیر طبیعی‌اش ابراز تردید کردند؛ چهره هایی چون رضا کیانیان که تقریباً در هر محفلی مقابل رئیس سازمان سینمایی به تندی سخن گفتند و خود را در زرورق تعارفات نپیچیدند؛ رویکردی که با منطق سازگار بود، چرا که به مرور برخی رویه‌های پیشین تکرار شد و همین تکرار باعث فریادهایی شد که آخرین آنها در نامه مهدی کرم پور نمایان بود.

ایوبی مدیر سینمای ایران و مسافرآستانه مدیر معزول موسسه رسانه های تصویری

کارگردان «پل چوبی» اخیراً در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حجت اله ایوبی نسبت به وضعیت سینمای کشور اظهار نگرانی کرد و در بخشی از این نامه متذکر شد: «سه دهه است که گویی در مدیریت فرهنگی این کشور قحط‌الرجال آمده. کم‌تر از ده نام مکرر همه‌ی شوراهای نظارتی و حمایتی اداره‌های نظارت بر ساخت و نمایش ارشاد و از آن جالب‌تر شورای حمایت فارابی (و شهرداری و حوزه هنری و صداوسیما) را قبضه کرده‌اند و به تنهایی خود مشاور، ناظر، حامی، مجری و مفسر همه‌ی قوانین و آیین نامه‌های فرهنگ و هنر و سینمای ایران هستند. سیاست‌گزاران فرهنگی در پس و پشت پرده و بدون هیچ ارزیابی به روز دانش کیفی و پاسخ‌گویی به روند و نتیجه‌ی تصمیمات درست و غلط‌شان حتی.»

او در بخشی دیگری از نامه‌اش بعد از انتقاد از محافظه کاری فرهنگی در سینمای ایران طی دوره ایوبی و نشستن اشهاص متوسط بر مستندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی و اعمال اصلاحیه های عجیب برای فیلم‌ها، یادآوری کرد: «یادمان باشد که در همان دولتی که حالا مانند لولو از آن یاد می‌شود همه در این سینما فیلم ساختند. یادمان باشد در همان دولت قبل نتیجه فجر و اسکار و برلین یک خروجی بود. در همان دولت، فرهادی به اسکار معرفی شد. من و معادی و کیایی و نعمت‌الله پروانه ساخت و نمایش گرفتیم. در همان جشنواره‌ها فیلم کاهانی رد نمی‌شد. از فیلم‌ساز جوان خواسته نمی‌شد شب اختتامیه خودش از خیر جشنواره بگذرد. در دولت نهم، بیضایی هم فیلم ساخت.»

حال در این اوضاع و احوال که نقدهای جدی نسبت به رویه مدیریت سازمان سینمایی وجود دارد و حجت الله ایوبی بیش از هر زمان حتی از گروهی از دوستان سینمایی و رسانه‌ای اش نیز فاصله گرفته، یک اتفاق بهت آور دیگر رخ داد و آن هم صدور سومین حکم انتصاب برای مدیری است که پیش از ورود به سازمان سینمایی در کنار ایوبی، یک روز سابقه فعالیت تخصصی در این حوزه نداشته اما اکنون به اندازه سه تن در سینمای ایران، صاحب مسئولیت شده است.

مصطفی ابطحی صاحب سه کرسی کیلدی در سازمان سینمایی در کنار ایوبی
امروز حسین مسافر آستانه مدیر تئاتری که انتخابش به عنوان مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری از همان ابتدا اشتباه بود اما در مجموع عملکرد بدی در این مسئولیت نداشت، برکنار شد و مسئولیتش به سیدمصطفی ابطحی واگذار شد تا ابطحی پس از دریافت حکم قائم مقام اقتصاد سینما و معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی و سمعی و بصری و همچنین دریافت حکم دبیرکلی ستاد صیانت و مبارزه با تکثیر و عرضه غیر مجاز آثار سینمایی و سمعی و بصری صاحب یک مسئولیت تازه شود.

سید مصطفی ابطحی متولد 1345 در زنجان و دارای دکترای علوم سیاسی است و در کارنامه اش سابقه معاون فرهنگی و مشاور ارشد موسسه فرهنگی اکو (در دوره مدیریت ایوبی بر اکو)، مدیر کل امور شوراهای وزارت کشور، قائم مقام ستاد برگزاری سی امین سالگرد انقلاب اسلامی، عضویت شورای رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان وزارت کشور، مدیریت اجرایی صندوق توسعه محلی وزارت کشور، دبیری کارگروه توسعه و سلامت اجتماعی وزارت کشور، مدیر مسول و صاحب امتیازی هفته نامه ندا، دبیرکل شورای تجاری مشترک ایران و عربستان و زیاست واحدهای دانشگاه آزاد زنجان و شیراز را در کارنامه دارد.

در واقع جدی ترین فعالیت فرهنگی ابطحی تا پیش از ورود به سازمان سینمایی را می‌توان معاونت ایوبی در موسسه فرهنگی اکو تلقی کرد و از این حیث به نظر می‌رسد آقای رفیق سوابق لازم را برای تصدی همزمان سه پست در مجموعه سینمای ایران دارد. این بارقه امید وجود دارد که به افزایش مسئولیت‌های ابطحی، مشکلات سینمای ایران که توسط مدیرانی از جنس سینما قابل رفع و رجوع نیست، مرتفع شود.

No responses yet

Oct 15 2015

۲۲۳ ضربه شلاق و شش سال زندان برای کیوان کریمی مستندساز ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: کیوان کریمی، مستندساز ایرانی، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، به شش سال زندان و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شد. اتهام‌های وی «توهین به مقدسات و رابطه نامشروع» عنوان شده است.

آقای کریمی روز چهارشنبه ۲۲ مهر در گفت‌وگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس، با رد اتهام‌های خود گفت که در فیلم‌هایش بیشتر درباره مسائل جامعه،‌ دیوارنویسی یا همان گرافیتی و کارگران صحبت می‌کند و نمی‌داند چه اتفاقی افتاده که چنین حکمی برایش صادر شده است.

امیر رئیسیان وکیل مدافع او درباره جزئیات پرونده این فیلمساز به رادیو فردا گفت: «اتهام آقای کریمی توهین به مقدسات است و مصداق آن این بوده که ایشان قرار بود کلیپی بسازد اما این کلیپ را نساخت چون درباره جزئیات آن با سفارش‌دهندگان به توافق نرسید، اما دادگاه این تلقی را داشت که ایشان مرتکب توهین به مقدسات شده است. دفاع ما در دادگاه نیز همین بود که اساساً، این همکاری صورت نگرفته است و موضوع این همکاری و پیشنهادی که به آقای کریمی شده بود هم به مقدسات ربطی نداشته است».

آقای رئیسیان در ادامه افزود: « کار دیگری هم که در دادنامه به آن اشاره شده، فیلم مستند “دیوار” است که مربوط به دیوارنویسی‌های شهر تهران بود و هیچ ربطی به توهین به مقدسات نداشته است. اساساً هیچ کدام از افعالی که توسط آقای کریمی صورت گرفته است، ربطی به مقدسات ندارد».

وی افزود: «آقای کریمی مستندساز است و برای فیلم‌هایی که ساخته است، مجوز داشته و آن‌چه را هم که نساخته است، اصلاً موضوع پرونده نیست؛ یعنی فعلی است که او مرتکب نشده و برای فعلی که کسی مرتکب نشده، نمی‌شود آن فرد را مجازات کرد».

کیوان کریمی، به گفته وکیل مدافعش، همچنین به اتهام «رابطه نامشروع از طریق روبوسی و دست‌دادن با نامحرم» به ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شده است.

آقای کریمی دو سال پیش با ساخت فیلمی کوتاه با نام «ماجرای زن و شوهر» به شهرت رسید. این فیلم که بر اساس داستانی از ایتالو کالوینو نویسنده ایتالیایی ساخته شده است، در ۴۰ جشنواره در سراسر جهان به نمایش در آمد و برنده جوایزی از جشنواره‌های اسپانیا و کلمبیا شد.

همزمان با محکومیت این مستندساز، مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، شاعرانی که به عنوان سرایندگان غزل پست مدرن در ایران شهرت یافته‌اند، نیز در دادگاه انقلاب تهران به ترتیب، به ۹ سال و ۱۱ سال و نیم زندان محکوم شدند.

اتهام‌های این دو شاعر ایرانی «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مقدسات» عنوان شده است.

اتهام دیگر این دو شاعر، «روبوسی و دست دادن با نامحرم» است که قاضی دادگاه حکم به ۹۹ ضربه شلاق برای هر دو آنان داده است.

اتهام‌هایی که امیر رییسیان وکیل مدافع این دو شاعر آنها را رد می‌کند: «متاسفانه اتهام توهین به مقدسات برای شعرهایی است که ایشان سرودند که البته هیچ کدام از این اشعار، تا جایی که در دادگاه ارائه شد و ما در مورد آن توضیح دادیم، دلالت بر توهین ندارند، لفظی که توهین‌آمیز باشد در هیچ کدام از این اشعار به کار نرفته است و مهم‌تر آنکه، هیچ کدام از آنها اصلاً به مقدسات مربوط نبوده است ولی به هرحال این برداشت دادگاه است».

آقای رئیسیان در ادامه افزود: «اغلب این شعرها مجوز داشته، و به طور قانونی و با مجوز از وزارت ارشاد، در کتب آقای موسوی و خانم اختصاری منتشر شده است».

مهدی موسوی در صفحه اینستاگرام خود، با رد اتهام‌هایش، این احکام را حکم «بی‌دادگاه و ناعادلانه» خوانده است.

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در آذر ماه سال ۱۳۹۲ بازداشت شدند و بیش از یک ماه در بند دو الف اوین زندانی بودند.

آثار این دو شاعر اغلب در ایران با سانسور مواجه بوده‌ و برخی از کتاب‌های آنان هم پس از انتشار توقیف شده‌اند.

No responses yet

Sep 13 2015

علی جنتی: نیروی انتظامی با تئاترهای زیرزمینی برخورد کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: علی جنتی،‌ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفته است که گروه های تئاتر موسوم به زیرزمینی مجاز به فعالیت نیستند.

او گفته است: “زیرزمینی یعنی مجاز به فعالیت نیستند و دستگاههای انتظامی باید با آن برخورد کنند.”

در سال های اخیر شماری از گروه های تئاتری حرفه ای و تجربی در اماکن خصوصی از جمله خانه ها برای تماشاچیان محدود تئاتر اجرا می کنند.

علی جنتی گفته است: “وظیفه نیروی انتظامی این است که مقابل این گروهها بیایستد چرا که وظیفه نیروی انتظامی، ارشادی نیز هست.”

روزنامه جوان به تازگی از اجرای تئاتر “داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ” به کارگردانی رضا رضایی‌راد و براساس نمایشنامه‌ای به همین عنوان اثر عباس نعلبندیان در خانه ای در تهران خبر داده است که در آن بازیگرانی از جمله باران کوثری بازی می کرده اند.

به گزارش روزنامه جوان، حسین موذن، سرپرست شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی، نیز گفته است:‌ “هرگونه اجرای نمایش در هر قالبی و به هر شکلی نیازمند دریافت مجوز از اداره کل هنرهای نمایشی استان یا مرکز است و قانون تنها سه استثنا را قائل شده که شامل اجراهای دانشگاهی برای دانشجویان، اجرای تئاتر در مدارس برای دانش‌آموزان و اجرای تئاتر در کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان است که آن مراکز حکم مخصوص به خودشان را دارند.”

آقای موذن گفته است “کسانی که تلاش دارند از فضای تئاتر کشور سو‌ء استفاده کنند” مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.

شماری از کارگردانان تئاتر در سال های اخیر از روند صدور مجوز برای اجرای تئاتر انتقاد کرده اند و در موارد متعددی، تئاترها پس از روی صحنه رفتن، با حکم قوه قضاییه متوقف شده است.

No responses yet

Sep 11 2015

ماجرای تابلوهای سرقت‌رفته که سرانجام به موزه هنرهای معاصر بازگشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

بی‌بی‌سی: خروج مخفیانه ۲۷ تابلو ارزشمند نقاشی از دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و فروش آنها طی هفته‌های گذشته در صدر اخبار هنری کشور بود.

در این تخلف که ظاهرا در پی “خیانت در امانت” به دست “امین اموالِ معاونت امور هنری” روی داد، آثاری از بهمن محصص، رضا مافی، فریده لاشایی، حسین زنده‌رودی، اردشیر محصص، پروانه اعتمادی، مهدی ویشکایی، علیرضا اسپهبد و میرعبدالرضا دریابیگی به مشتریان مختلفی از جمله گالری‌ها و کارشناسان آثار هنری فروخته شدند.‌اکنون دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد اعلام کرده تمامی این آثار را از خریداران پس گرفته‌ و برای اثبات این ادعا نمایشگاهی از آنها نیز در نگارخانه هنر ایران برگزار کرده است.

مدیر کل دفتر هنرهای تجسمی، مجید ملانوروزی، فرد خاطی را شخصی “کم‌اطلاع” خوانده که به دنبال افزایش قیمت تابلوهایی که به وی سپرده شده بود، “وسوسه شده” و تصمیم به خروج مخفیانه این آثار از سازمان و فروش آنها گرفت اما از آنجا که خبر از ارزش‌ آثار نداشته “آن‌ها را به یک‌پنجم یا یک‌دهم قیمت اصلی‌شان فروخته بود”؛ از جمله تابلویی به ارزش ۵۰۰ میلیون تومان که توسط موزه بانک پاسارگاد به قیمت ۱۰۰ میلیون تومان از وی خریداری شد. جابجاشدن این تابلو‌ها تنها هنگامی فاش شد که یکی از خریداران برای بررسی ارزش و اصالت اثر هنری مذبور به دفتر هنرهای تجسمی مراجعه کرد.

به گفته آقای ملانوروزی این آثار پیش‌تر جزو گنجینه موزه‌ هنرهای معاصر بو‌ده‌اند اما در زمان مدیریت علیرضا سمیع‌آذر تحت عنوان آثار “فاقد ارزش هنری” از موزه خارج و به عنوان “اموال” معاونت هنری -و نه “آثار هنری”- در یکی از انبارهای این معاونت نگهداری می‌شدند. او در ادامه گفتگوی خود با خبرگزاری ایسنا ضمن انتقاد از کم‌ارزش شمردن این آثار مهم، از مدیران سابق خواست توضیح دهند چرا امضای آنها پای برگه خروج این تابلوها از موزه به چشم می‌خورد.

پیش‌تر مدیران قبلی موزه هنرهای معاصر نسبت به این ماجرا واکنش نشان داده بودند. از جمله آقای سمیع‌آذر که اکنون مدیریت “حراج تهران” را برعهده دارد به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته بود: “امین‌اموال اجازه خارج کردن هیچ شی‌ءای را از مجموعه ندارد. نه فقط در موزه‌ها، بلکه در هیچ مکان دولتی دیگری نیز جمع‌دار اموال اجازه ندارد که شی‌ای را از مجموعه خارج کند. او فقط مسؤول تحویل دادن آثار و سررسید کردن اموال است. دادن اجازه خروج یک اثر برعهده‌ی مقام مسؤول مجموعه است و در مرکز هنرهای تجسمی نیز بدون اجازه مدیر آنجا جمع‌دار انبار نمی‌تواند شی‌ای را مجموعه خارج کند و صد درصد به امضای رئیس یا جانشین او نیاز است”.
احتمال ‘تبانی’؟

حبیب‌الله صادقی یکی دیگر از روسای پیشین موزه هنرهای معاصر بود که در مصاحبه‌ای با ایسنا احتمال وجود “تبانی” در خروج این آثار را مطرح کرد و گفت: “امین‌اموال به این راحتی نمی‌تواند شی‌ءای را از مجموعه خارج کند. البته من از ضوابط خروج آثار در این سال‌ها اطلاع کاملی ندارم، اما ممکن است این اتفاق بدون اطلاع مسؤولان رخ داده باشد.”

طبق تخمین آقای ملانوروزی روزانه بیش از ۲۰۰ تابلو برای ارزشیابی به معاونت هنری تحویل می‌شود و فرد خاطی تصور می‌کرد از این ازدحام می تواند برای خروج بی‌دردسر آثار استفاده کند: “امین‌اموال فکر می‌کرد این آثار که در دوره‌های قبل از موزه هنرهای معاصر خارج شده، کسی از آن‌ها عکس نگرفته و اگر آثار را خارج کند هیچ‌کسی متوجه نمی‌شود.”

به گفته مدیر کل فعلی دفتر هنرهای تجسمی، فروش آثار از سوی فرد متخلف از زمستان سال گذشته آغاز شده بود و بازیابی و کنترل اصالت آنها توسط مدیریت تجسمی سه ماه به طول انجامید.

در این میان نکته‌ای که به نظر می‌رسد مدیران پیشین و فعلی کاملا بر سر آن اتفاق نظر دارند لزوم سر و سامان دادن به وضعیت آثار هنری و صدور شناسنامه برای آنهاست.

آقای نوروزبیگی ضمن اشاره به رونق بازار آثار هنری در سالهای اخیر، به ایسنا گفته: “بعضی از کسانی که این آثار را خریده بودند، کارشناس هنری بودند. معمولا کسی که کاری را می‌خرد باید پیگیری کند که این کارها کجا بوده، مال چه کسی بوده و دست کدام مجموعه بوده است؟ ما در بحث آسیب‌شناسی آثار هنری نیاز به کار داریم و باید به‌شدت روی اصالت هنری یک اثر دقت کنیم تا برای آن شناسنامه هنری صادر شود. فضای هنری ما در این ۷-۸ سال که آثار هنری رشد داشته‌اند، به راهبردهای جدیدی نیاز دارد”.

مدیر سابق موزه هنرهای معاصر نیز ضمن اشاره به لزوم توجه به شناسنامه آثار در هنگام خرید و فروش آنها گفت: “ممکن بود این اتفاق برای یک مجموعه‌دار خصوصی بیفتد و آن‌قدر قدرت نداشته باشد که مثل دولت بتواند آثار را برگرداند. وظیفه جامعه هنری این است که فضای مبادلات هنری را سالم نگه دارند و تا وقتی از هویت و مالکیت یک اثر مطمئن نشده‌اند، آن را به مبادلات هنری وارد نکنند”.

No responses yet

Sep 04 2015

به بهانه واکنش های متفاوت به یک خبر: بیماری شجریان؛ کاغذ تورنسل در سیاست و اخلاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

عصرایران: خبر بیماری شجریان در فضای سیاسی ایران به کاغذ تورنسل تبدیل شد که در واکنش برخی به رنگ قرمز درآمد و نشان داد تا چه اندازه سیاست و قدرت بر ملاحظات اخلاقی سایه انداخته
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- اغلب ما در دوران تحصیل با کاغذ تورنسل (لیتموس) آشنا شده و با آن آزمایش انجام داده ایم؛ یک شناساگر محیطی برای شناسایی اسیدها و بازها که اگر در محلول اسیدی بگذاریم به رنگ قرمز در می آید و اگر در محلول قلیایی آبی می شود.

لابد برای خواننده این سطور این پرسش پدید می آید که چرا با مثالی از شیمی این گفتار شروع شده است. واقعیت این است که در این چند روز که خبر بیماری محمد رضا شجریان استاد آواز ایران در رسانه ها منتشر شد با واکنش های متفاوتی رو به رو بوده ایم و نویسنده این سطور را به یاد همان «کاغذ تورنسل» انداخت که میزان و درصد اخلاق گرایی یا ملاحظات انسانی را در نحله ها و رسانه های مختلف به نمایش گذاشت.

سهراب سپهری می گوید: «گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است». یعنی شاعر/ نقاش به موضوع منفی بیماری هم با نگاه مثبت می نگرد. از این منظر که هر چند در بیمارستان بستری شده اما دوستان و آشنایان به عیادت می آیند یا گل می فرستند یا تماس می گیرند و برای بهبود بیمار دعا می کنند و با حجمی از محبت هایی رو به رو می شود که تا پیش از آن تصور نمی کرده است.

با بستری شدن محمد رضا شجریان در بیمارستان کسرای تهران نیز طبعا این اتفاق در حال رخ دادن بود که یکی از مدعیان نوشت: «خود را به سرما خوردگی زده تا بی توجهی دوستان و فروش نرفتن بلیت های کنسرت استانبول را توجیه کند»!

پس از لغو کنسرتی که قرار بود در ترکیه برگزار شود چند حدس مطرح شد: یکی این که امنیت محل برگزاری تامین نشده و با توجه به نفوذ گروه داعش در ترکیه حضور ایرانیان در آن محل صلاح دانسته نشده است. حدس دوم این بود که تعداد بلیت های فروش رفته کافی نبوده و سرمایه گذاران را راضی نکرده است.

حدس سوم اما جدی تر بود: این که آقای شجریان بیماراست و بهتر است سفر نکند چرا که هم بیم آن می رفت که دور از پزشک باشد و هم آن حجم کار و اجرای برنامه زنده را صلاح ندانسته اند.

بستری شدن استاد و انجام عمل جراحی بر روی او نشان داد که کدام احتمال، قرین به صحت بوده است.اما از آنجا که یک دروغ، گفتن دروغ های بعدی را ناگزیر می سازد چون قبل تر گفته بودندعلت لغو کنسرت، فروش نرفتن بلیت ها بوده خبر بیماری را انکار کردند و چون عمل جراحی انجام شد عصبانی شدند.

در این میان بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما لحن متفاوتی را به کار گرفت و علی معلم دامغانی هم با سروده بلندی با عنوان «عیادت مکتوب» که بر روی صفحه اول سایت فرهنگستان هنر گذاشت خشم کسانی دیگر را برانگیخت و همان ها که طی 6 سال گذشته او را به خاطر پذیرش ریاست فرهنگستان هنر در وضعیت خاص سال 88 می ستودند، زبان به سرزنش گشودند و حتی به سوء استفاده از امکانات عمومی متهم کردند! همین که یک شاعر و رییس فرهنگستان هنر به خاطر شعری که درباره یک هنرمند بستری سروده آماج انتقاد قرار می گیرد نشان می دهد میزان تقیدات اخلاقی در منتقدان و بخش هایی از اصول گرایان متفاوت است.

به عبارت صریح تر خبر بیماری شجریان در فضای سیاسی ایران به کاغذ تورنسل تبدیل شد که در واکنش برخی به رنگ قرمز درآمد و نشان داد تا چه اندازه سیاست و قدرت بر ملاحظات اخلاقی سایه انداخته و در ظرف بعضی دیگر آبی شد تا خرسند باشیم از این که نباید حکم کلی صادر کرد و هنوز خیلی ها اخلاق را همیشه قربانی سیاست نمی کنند.

درباره واکنش صدا و سیما البته این احتمال وجود دارد که پاره ای ملاحظات دیگر دخیل بوده باشد اما به هر حال کاغذ تورنسل بیماری شجریان در این رسانه هم قرمز نشد و بخشی از آبروی رفته شاید اعاده شده باشد.

بیماری شجریان نشان داد که عناد و لجاجت در برخی به جایی رسیده که از هیچ کاری برای منکوب و ملکوک کردن غیر خود فروگذار می کنند. تا جایی که اگر همبازی فائقه آتشین بوده باشی اما سخن خوشایند اینان بگویی منبع نقل قول ها و تحلیل ها می شوی ولی دیدگاه اجتماعی ات را نپسندند ارادتمند آن خانم لقب می دهند ولو هیچ ارتباط وشباهتی با او نداشته باشی؛ قرمزِ قرمز.

سهراب سپهری نیست تا ببیند گاه در بستر بیماری حجم خارها و تیرهایی که پرتاب می کنند نیز چند برابر می شود اما خاصیت تورنسلی سبب می شود خبرها و تحلیل ها رنگ های قرمز یا آبی یا در این میانه به خود بگیرند تا مشخص شود تا چه اندازه معیارهای اخلاقی باقی است و چقدر رنگ باخته است.

No responses yet

Aug 26 2015

نماینده خامنه‌ای: دانشگاه‌ها حق برگزاری کنسرت موسیقی را ندارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: رییس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌های ایران روز چهارشنبه، چهارم شهریورماه، اعلام کرد که به تمام دانشگاه‌های کشور ابلاغ شده است که «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند».

خبرگزاری مهر از محمد محمدیان، رییس نهاد نمایندگی رهبر در دانشگاه‌ها، نقل قول کرده است که این نهاد برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها را «جزء سیاست‌های فرهنگی وزارت علوم» در نظر نمی‌گیرد.

به گفته آقای محمدیان، دانشگاه‌ها «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند» و این موضوع «به دانشگاه‌ها هم ابلاغ شده است».

آن طور که خبرگزاری مهر در گزارش روز چهارشنبه خود نوشته است، تعدادی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران در تماس با این خبرگزاری «برخی مسئولان» را به تلاش برای «برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه» متهم کرده‌اند.

این گزارش می‌افزاید، موضوع این ابلاغیه به موضع‌گیری آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، علیه کنسرت در دانشگاه‌ها در تیرماه سال جاری باز می‌گردد.

علی خامنه‌ای روز ۲۰ تیرماه در دیدار با عده‌ای دانشجو با اشاره به «مسئله» برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها گفت که یک دانشجو به او متذکر شده است که «دانشگاه جای کنسرت نیست».

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه با تایید این نظر گفته است: «این که ما دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم جزء غلط‌ترین کارهاست».

این گفته آیت‌الله خامنه‌ای یادآور انتقاد تند او در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از مصطفی معین، وزیر علوم وقت، درباره وضعیت دانشگاه‌ها و همچنین برگزاری اردوهای مختلط است.

اما دستور عدم برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها در حالی ابلاغ می‌شود که به‌ویژه در یک سال گذشته لغو کنسرت‌هایی که از وزارت ارشاد مجوز داشته‌اند، ولی نیروی انتظامی از برگزاری آنها جلوگیری کرده است، خبرساز شده و انتقادهایی را به دنبال داشته است.

از جمله اواخر خردادماه گذشته، کنسرت‌ گروه مستان به خوانندگی پرواز همای در تهران،‌ وحید تاج در رشت و کیهان کلهر در تهران، با وجود اجازه از وزارت ارشاد، ‌لغو مجوز شدند.

در همین زمینه پیروز ارجمند، مدیرکل پیشین دفتر موسیقی، نیز ۱۳ تیرماه، یک روز پیش از استعفای خود، خبر داد که در سال گذشته ۲۱ کنسرت لغو شده ‌است.

در حالی ‌که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، تلویحاً خواستار عدم دخالت دیگر نهادها در امر برگزاری کنسرت‌ موسیقی شده ‌است، صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضائیه، پیش از این گفته بود که «آیا شما قبول می‌کنید اجازه دهند یک کنسرتی زمینه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضایی در برخی شهرها نیز از همین نوع بوده ‌است».

روز ۲۵ مرداد نیز وزیر ارشاد ایران از لغو ۹ کنسرت موسیقی ظرف شش ماه گذشته خبر داد و گفت که علاوه بر نیروی انتظامی، در برخی موارد امامان جمعه با برگزاری کنسرت مخالفت می‌کنند و در برخی موارد هم قوه قضائیه اجازه برگزاری کنسرت‌ها را نمی‌دهد.

No responses yet

Aug 24 2015

‘باباجون’٬ نخستین فیلم به زبان فارسی‌ سینمای اسرائیل روی پرده می‌رود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,هنر

بی‌بی‌سی: فیلم “بابا جون” اثر کارگردان ایرانی‌الاصل اسرائیلی، یووال دلشاد ماه آینده در جشنواره فیلم تورنتو رونمایی خواهد شد.

کارگردان این فیلم آن را برداشتی آزاد از تجربیات دوران کودکی خود به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی ساکن اسرائیل معرفی می‌کند. اما یدک کشیدن لقب “نخستین فیلم فارسی زبانِ سینمای اسرائیل” باعث شده بعضی از رسانه‌ها در ایران به ساخت این فیلم واکنش نشان بدهند.

آقای دلشاد در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که به حساسیت‌هایی که کنار هم قرار گرفتن نام ایران و اسرائیل در نخستین فیلم بلند او ایجاد می‌‌کند آگاه است اما “بابا جون” را اثری کاملا شخصی به شمار می‌آورد.

“من سیاست را به این ماجرا راه نمی‌دهم. برای من این فیلم،‌ فیلمی‌ است در مورد ریشه‌‌های خانوادگی‌ام، فیلمی‌ است به زبان پدر و مادرم و پدربزرگ‌هایم. من این فرهنگ را خیلی بهتر از فرهنگ اسرائیلی‌ام می‌شناسم و به پیشینه‌ام افتخار می‌کنم، در نتیجه طبیعی‌ است که در مورد آن فیلم بسازم.”

ماجرای این فیلم در روستایی به نام “زراهیا” در جنوب اسرائیل اتفاق می‌افتد که تعداد زیادی از ساکنان آن – از جمله خانواده خود کارگردان- سال‌ها پیش از ایران به آن مهاجرت کرده‌اند.

شخصیت نخست این فیلم، “موتی” -با بازی «آشر آوارهامی”- پسری‌ است ۱۴ ساله که از او انتظار می‌رود به حرفه خانوادگی بپیوندد و در مزرعه‌ پرورش بوقلمونی که پدر بزرگش سالها پیش و در بدو مهاجرت بنیان گذاشته٬ کار کند.

اما موتی شیفته سر هم کردن قطعات اوراق شده ماشین‌ها و به راه‌ انداختن آنهاست و علاقه‌ای به کسب و کار موروثی نشان نمی‌دهد. برای پدر و پدربزرگ، این سرکشی حکم اعلام جنگ را دارد.

نقش پدر فیلم را نوید نگهبان و نقش “داریوش”، عموی موتی را دیوید دیان (فریبرز داودیان) ایفا کرده‌اند. این دو بازیگر ایرانی-آمریکایی پیشتر در سریال Homeland و فیلم “سنگسار ثریا” نیز در کنار هم ظاهر شده‌ بودند. نگهبان برای شخصیت “ابونظیر” در این سریال پرطرفدار شناخته می‌شود.

کارگردان “باباجون” می‌گوید که ترجیح داده به جز این دو بازیگر و ویس الیوت صفوی – بازیگر نقش مادر موتی- برای بقیه نقش‌ها نابازیگرانی از منطقه روستای پدری خودش را به کار بگیرد.

“ترجیح می‌دهم به جای انتخاب بهترین بازیگر، کسی را انتخاب کنم که حس و تجربه زندگی‌اش به شخصیت مورد نظرم نزدیک باشد. پسرکی که نقش اول فیلم را بازی می‌کند در واقع در خانه‌ای در همسایگی خانه پدری‌ام به دنیا آمده و در همان محله کودکی‌ام بزرگ شده است. بازیگر نقش پدربزرگ [رافائل فرج الیاسی] هم اهل همان منطقه است و پیش از این هیچ تجربه‌ای در بازیگری نداشته. وقتی من نوید [نگهبان]،‌ پدربزرگ یا پسرک فیلم را در موقعیتی قرار می‌دادم، این موقعیت آنقدر به تجربه فرهنگی و شخصی آنها، آنچه در رفتار پدرانشان دیده‌ بودند نزدیک بود که حتی لازم نبود کلامی حرف بزنند،‌ همه چیز خودبه خود سر جایش قرار می‌گرفت.”

“بابا جون” لقبی‌ است که پدربزرگ موتی با آن شناخته می‌شود؛ کسی که بیش از هرکسی به پسرش فشار می‌آورد تا فرزند نوجوانش را وادار به آموختنِ حرفه خانوادگی کند.

اگرچه پدر و پدربزرگ با تحکم و خشونت‌ عرصه را به قهرمان فیلم تنگ می‌کنند اما کارگردان می‌گوید این شخصیت‌ها را سیاه و تک‌بعدی نمی‌بیند و به خوبی می‌تواند دلیل رفتار آنها را بفهمد.

“موقع نوشتن فیلمنامه، دلم نمی‌خواست بیننده‌ از هیچ‌کدام از شخصیت‌های فیلمم متنفر شود. دوست داشتم بیننده‌ شخصیت‌ها را درک کند طوری که حتی بتواند خودش را جای پدربزرگ فیلم بگذارد؛ کسی که در ایران سال‌ها در یک مزرعه بوقلمون کار کرده و عزت و احترامی برای خودش داشته و بعد با دست خالی به کشوری بیگانه مهاجرت کرده است.”
یووال دلشاد (راست) پشت صحنه فیلم

“در آن دوران ایرانی بودن در اسرائیل -برخلاف مثلا اروپایی بودن- چندان باعث افتخار و شان اجتماعی به شمار نمی‌آمد. در چنین شرایط سختی بابا جون از هیچ شروع کرد به ساختن تنها چیزی که بلد بود: یک مزرعه بوقلمون. این اتفاقی‌ است که برای هر مهاجری از هر ملیتی می‌تواند بیافتد. بچه‌ها زبان کشور مقصد را یاد می‌گیرند، دوستان جدید پیدا می‌کنند و جلو می‌روند اما خیلی وقت‌ها والدین به گذشته چنگ می‌زنند زیرا حس می‌کنند چیزی جز آن برایشان باقی نمانده است”.

تهیه‌کنندگی این فیلم و پخش آن را به ترتیب دو شرکت اسرائیلی Metro Communications و United King Films برعهده دارند. یکی از مدیران شرکت تهیه‌کننده چند ماه پیش در مصاحبه‌ای ابراز امیدواری کرده بود مردم ایران هم بتوانند “بابا جون” را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند؛ حتی اگر مقامات تصمیم بگیرند آن را “ممنوع کنند”.

آقای دلشاد می‌گوید تا اینجای کار واکنش ایرانی‌های ساکن اسرائیل برای او بسیار دلگرم کننده بوده است: “چند نفر از آنها که فیلم را دیده بودند به سراغم آمدند و با چشم‌های نمناک گفتند در یکی دو دهه‌ای که در این کشور زندگی می‌کنیم، این اولین باری است که فرهنگ ما به شکلی محترمانه به تصویر کشیده می‌شود. خب، اینجا خیلی وقت‌ها در رسانه ها لهجه فارسی-عبری برای خنده و تمسخر بکار می‌رود. وقتی من ساخت فیلمم را شروع می‌کردم به بازیگرانم گفتم ابدا نمی‌خواهم با لهجه فارسی-عبری صحبت کنند،‌ بلکه یک فارسی درست و تمیز می‌خواهم. من می‌خواهم فرهنگ بی‌نظیر ایران را نشان بدهم، قطعا هیچ دوست ندارم به نظر برسد دارم شخصیت‌های فیلمم را دست می‌اندازم».

بر اساس تخمین‌ها بیش از ۳۵۰ هزار یهودی ایرانی‌الاصل در اسرائیل زندگی‌ می‌کنند که عمدتا در سال‌های پیش از انقلاب ایران و یا در آستانه انقلاب مهاجرت کرده‌اند.

کارگردان “بابا جون” انتظار دارد موضوع فیلمش کنجکاوی مردم اسرائیل را برانگیزد و آنها را به دیدن فیلم ترغیب کند اما می گوید بیش و پیش از هرچیز مشتاق است بداند مردم در ایران در مورد فیلمش چه فکر می‌کنند.
نوید نگهبان و آشر آوراهامی

“این فیلم نه از یک زاویه دید اسرائیلی، که از نگاه یک خانواده ایرانی در اسرائیل روایت می‌شود در نتیجه نگاهی همدلانه به فرهنگ ایرانی دارد. به همین خاطر فکر می‌‌کنم مخاطبان ایرانی بتوانند تصویر خود را در آن ببیند، در واقع در تمام فیلم نشانه‌هایی از ساختار و دینامیک خانواده‌های ایرانی مخفی شده که بیننده وقت تماشا آنها را خواهد شناخت و امیدوارم که با آنها ارتباط برقرار کند.”

جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو از ده تا بیست سپتامبر در شهر تورنتو برگزار خواهد شد. درکنار “بابا جون” در بخش سینمای جهان ۵۹ فیلم دیگر نیز به نمایش در می‌آید که تماشاگران از میان آنها بهترین‌ها را انتخاب خواهند کرد.

جشنواره تورنتو جزو معتبرترین رویدادهای سینمایی بین‌المللی‌ است و معمولا نام آثار راه یافته به آن را می‌توان در لیست فیلم‌های منتخب سایر جشنواره‌های معتبر بین‌المللی نیز دید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .