اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Dec 12 2016

دانشجویان ستاره‌دار؛ روایت اولین دانشجویی که ستاره گرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

ایران وایر: مهدی امینی‌زاده، نخستین دانشجویی است که در تاریخ جمهوری اسلامی به خاطر فعالیت‌های سیاسی ستاره‌دار شد. او از سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ عضو شورای مرکزی تحکیم و در کوی دانشگاه عضو شورای منتخب متحصنان بود. در طول فعالیت‌های سیاسی‌اش چهار بار بازداشت شد که در آخرین بازداشت مورد شکنجه قرار گرفت.

سال ۱۳۸۴، پس از امتحان فوق لیسانس و اواخر دولت خاتمی بود که امینی‌زاده به دفتر وزارت اطلاعات احضار شد. در آن جلسه دو ساعته، دو بازجو حضور داشتند، یکی از آن‌ها پیش‌تر هم بازجوی امینی‌زاده بود و دیگری که گفته می‌شد در بخش معاونت دانشجویی فعالیت می‌کرد. سوال‌ها درباره فعالیت‌های تحکیم و نظر او درباره ولایت فقیه بود: «مفصل توضیح دادم به نظرم ولایت فقیه در سیستم ایران به دیکتاتوری منجر می‌شود اما یک لحظه هم فکر نمی‌کردم من را برای فوق لیسانس بازجویی می‌کنند.»

به روایت امینی‌زاده آن زمان روابط دانشجویان با کمیته انضباطی و حراست دانشگاه متفاوت از الان بود. برای همین دانشجویان تصوری از محرومیتی که در پیش بود، نداشتند. به طور مثال بعد از ماجراهای کوی دانشگاه، نماینده ولایت فقیه، مسوول حراست و معاون دانشگاه به همراه فرمانده بسیج مشغول پخش نامه آیت‌الله خمینی به محتشمی مبنی بر منافق بودن نهضت آزادی و متهم کردن یکی از دانشجویان به عضویت در این نهضت بودند. امینی‌زاده کاغذها را در همان حیاط دانشگاه از دست مسوولان گرفت و پاره کرد. حتی بعدتر که رییس نهاد رهبری از او به کمیته دانشجویان شکایت کرده بود، حاضر نشد به این کمیته مراجعه کند: «بعد از بازداشت من یکی از مسوولان رفته بود پشت تریبون و نشریه‌ای را که مسوولش بودم در واکنش به پاره کردن نامه خمینی، پاره کرد. این نهایت واکنشی بود که انتظار می‌رفت. فضا طوری نبود که فکر کنیم این ستاره‌دار شدن‌ها از طرف دانشگاه و وزارت علوم است. آن زمان نمی‌توانستند محدودیتی برای ما در دانشگاه ایجاد کنند. اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم.»‌

مهر ماه سال ۱۳۸۴ در پی اعلام نتایج کنکور، امینی‌زاده در رشته علوم سیاسی برای فوق لیسانس قبول شده بود اما وقتی برای ثبت‌نام مراجعه کرد برگه‌ای به دست‌اش دادند که کنار نام‌اش یک ستاره وجود داشت. به او گفتند: «شما نقص پرونده دارید و باید به سازمان سنجش مراجعه کنید». در سازمان سنجش به او گفتند وزارت اطلاعات با ادامه تحصیل‌اش مخالف است. امینی‌زاده برای پیگیری وضعیت تحصیلی‌اش چندین ماه به سازمان سنجش مراجعه کرد، با محمد خاتمی و مهدی کروبی دیدار داشت و نامه‌ای سرگشاده خطاب به احمدی‌نژاد نوشت. اما هیچ‌کدام تاثیری در وضعیت او ایجاد نکرد. وضعیتی که در رسانه ها به «ستاره دار» مشهور شده بود، ستاره شده بود نماد دانشجویانی که حق ادامه تحصیل نداشتند.

امینی زاده معتقد است برخورد کروبی باعث مطرح شدن دانشجویان ستاره‌دار شده بود: «بهمن ماه همان سال پیمان عارف هم ستاره‌دار شد و دو نفر شدیم. از مهرماه سال بعد تعداد ستاره‌دارها زیاد شد. تجمعات اعتراضی برگزار می‌کردیم تا در نهایت به همراه یکی از روزنامه‌نگاران اعتماد ملی نزد کروبی رفتیم. او محکم از ما دفاع کرد و فردای آن دیدار، ستاره‌دار شدن دانشجویان تیتر یک این روزنامه شد. در دیدارهایی که با مسوولان داشتیم شنیده بودیم این مساله به شخص آقای خامنه‌ای وصل است.»

در آن زمان زاهدی وزیر آموزش و پرورش بود و وجود دانشجویان ستاره‌دار را از اساس منکر شده بود. کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان در پی همین انکارهای مکرر مسوولان بود که تشکیل شد.

امینی‌زاده به تدریج از پیگیری وضعیت تحصیلی‌اش ناامید شد و به کار پیمانکاری در خارج از تهران روی آورد. سال ۱۳۸۷ متوجه شد از بازگشت به دانشگاه خبری نیست و برای همین تصمیم گرفت دانشگاه آزاد اسلامی را تجربه کند. در همان سال در رشته علوم تحقیقات در این دانشگاه قبول شد اما وقتی برای ثبت‌نام مراجعه کرد باز هم با همان توجیه مواجه شد که وزارت اطلاعات مخالف است: «۲۰ نفر می‌شدیم، با مسوول حراست که بیشتر با وزارت اطلاعات طرف بود، جلسه می‌گذاشتیم. آن‌ها از اصل گزینش دفاع می‌کردند و می‌گفتند اگر گزینشی نباشد و یک متجاوز وارد دانشگاه شود، چه کسی جلوی تجاوز به خواهر و مادر شما را می‌گیرد؟ به اندازه یک ترم درگیر این پیگیری بودیم اما باز هم حل نشد تا این‌که به سراغ مهدی هاشمی که در آن زمان رییس هیات امنای دانشگاه آزاد بود، رفتیم.»

مهدی هاشمی در همان جلسه تماسی با اکبر هاشمی‌رفسنجانی می‌گیرد و پس از کسب مجوز، در تماس با مسوول حراست دانشگاه عنوان می‌کند: «حاج آقا گفته همین الان این بچه‌ها را ثبت‌نام کنید.» امینی‌زاده به همراه گروهی از دانشجویان ستاره‌دار توانستند تحصیلات خود را در دانشگاه آزاد ادامه دهند.

اما محرومیت از تحصیل چه تبعات شخصی برای دانشجویان به همراه دارد: «یکی از بدترین سرکوب‌ها همین است. در زندان افراد برای آرمان‌های‌شان حبس می‌کشند اما ممنوعیت از تحصیل حس بی‌سر و صدا قفل شدن دارد. یک سقفی بالای سرت زده‌اند که از آن بالاتر نمی‌توانی بروی. راه پیشرفت را می‌بندند بدون آن‌که کسی هم بفهمد. تا مدتی هم باور نمی‌کنی. بعضی از اطرافیان هم می‌گفتند خب چیزی نشده، اصلا بهتر که رد شدی.»

احساس «خشم» و «درماندگی» واکنش‌ دیگر‌ است: «از سال ۷۶ تا ۸۴ بیشتر از ۸۵درصد وقت من فعالیت‌هایم بود. زندگی شخصی‌ام تحت تاثیر همین فعالیت‌ها قرار داشت. روی باورمان کاری می‌خواستیم انجام دهیم. حتی برای شرکت در تجمع مقابل قوه قضاییه امتحانم را از دست دادم و ۴ واحدم صفر شد. ناخودآگاه بعد از محرومیت خودت را با دیگر دانشجویان مقایسه هم می‌کردی. بچه‌های دیگر که از همه مواهب پیشین زندگی هم برخوردار بودند، درس می‌خواندند، مهمانی می‌رفتند، با دخترها ارتباط داشتند، بعد هم فارغ‌التحصیل و وزیر و وکیل می‌شدند. ولی ما زندگی‌مان را وقف کرده‌ بودیم. آن‌ها دغدغه‌ای نداشتند ولی ما می‌خواستیم تغییری اعمال کنیم. اما می‌بینی خنثی شده ای.»

امینی‌زاده در طول تحصیل و فعالیت‌های سیاسی‌اش ۴ بار، در سال‌های ۱۳۷۷، نخستین سالگرد ۲ خرداد، سال ۱۳۸۰ در پی بازداشت گسترده ملی‌مذهبی‌ها، سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ بازداشت شد. بازداشت آخر اما روایت متفاوت و مملو از شکنجه‌ای دارد. او سه ماه در بازداشت بود و تنها در یک نمونه، دو شب و سه روز او را سر پا نگه داشتند و اجازه ندادند بخوابد. در تمام این بیداری‌ها هم او را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در پی انتخابات سال ۸۸ بود که باز هم احضاریه‌هایی برای امینی‌زاده ارسال شد. در حالی‌که مدت‌های بود فعالیت سیاسی خاصی نداشت، همسرش که خود فرزند زندانی بوده، در آن زمان باردار بود و تمامی این تجربیات و کودک در راه، باعث شد او نیز دل به دریا بزند و ظرف ۱۰ روز پیاده‌روی از مرز خوی، ایران را برای همیشه ترک کند: «هنوز هم دلم می‌خواهد دوباره بتوانم به دانشگاه برگردم. الان دوره مهندسی عمران را می‌گذرانم اما دوست دارم بعد از تثبیت کارهایم، باز هم به دانشگاه بروم.»

No responses yet

Dec 12 2016

نیاز مستمر به دستگاه اکسیژن؛ ابراز نگرانی بهداری زندان اوین از وخامت حال آرش صادقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: شب گذشته آرش صادقی کنشگر مدنی در اعتصاب غذا، بار دیگر به دلیل «مشکل تنفسی و تپش قلب شدید» به بهداری زندان اوین منتقل شد و به کمک دستگاه اکسیژن نفس کشید. پزشک بهداری نیاز مستمر این زندانی به دستگاه اکسیژن را نگران کننده توصیف کرد و گزارش پزشکی آن را به مقامات قضایی ارسال نمود. به گفته یک منبع نزدیک به آقای صادقی، به تازگی مسئولین زندان اوین به او گفته اند نظر دادستانی در مورد تحقق مطالبه او مساعد است، اما با مخالفت ضابط پرونده در سپاه پاسداران، تاکنون خواسته وی که رسیدگی به پرونده همسرش گلرخ ایرایی در دادگاه عمومی و آزادی تا زمان پایان دادرسی است محقق نشده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی کنشگر مدنی زندانی در بند هشت زندان اوین در چهل و پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود با وضعیت جسمی «وخیم» روبروست.

آقای صادقی در هفته های گذشته مکررا به بهداری زندان منتقل شده، چندین بار بی هوش شده و تقریبا هرشب نیازمند استفاده از دستگاه اکسیژن بوده است.

وزن وی از ابتدای اعتصاب ۱۸ کیلو کاهش داشته و فشار خونش به شدت افت کرده است.

وی که تا حدی قدرت تکلم و حرکت را از دست داده، در روزهای گذشته پس از «بالا آوردن لخته خون» به بیمارستان نیز منتقل شد هر چند نهایتا بدون درمان به زندان بازگردانده شد.

گزارش شده است طی روزهای گذشته پوست بدن آقای صادقی درحال «پوسته پوسته» شدن است که نشانه ای از فقر شدید ذخایر غذایی بدن این زندانی است.

شب گذشته هفدهم آذرماه، این زندانی در اعتصاب غذا، بار دیگر به دلیل «مشکل تنفسی و تپش قلب شدید» به بهداری زندان اوین منتقل شد و به او دستگاه اکسیژن وصل شد. علاوه بر این، آقای صادقی دچار مشکلات معدوی و کلیوی، حالت تهوع و بالا آوردن مقطعی لخته خون نیز هست.

پزشک و کادر درمانی بهداری با ابراز نگرانی، نیاز مکرر وی به دستگاه اکسیژن را نشانه وخامت حالش و وضعیت خطرناک او توصیف کرده و گزارش پزشکی آن را ثبت و به مقامات مربوطه ارسال نمودند.

یک منبع نزدیک به آرش صادقی در مورد اینکه آیا مقامات قضایی تاکنون اقدامی در رابطه با تحقق خواسته وی انجام داده اند یا خیر، به گزارشگر هرانا گفت: “آقای چهارمحالی رئیس زندان اوین به تازگی نزد آرش رفته و از او خواسته است حداقل از تزریق سرم خودداری نکند و درمان معده اش را شروع کند.”
این منبع مطلع در ادامه تاکید کرد: “گویا دادستانی برای آزادی خانم ایرایی نظر مساعدی دارد اما تاکنون ضابط سپاه پاسداران در این پرونده، مخالفت کرده است.”

لازم به یادآوری است، آرش صادقی که در سالن ۱۰ بند ۸ زندان اوین مشغول تحمل ۱۹ سال محکومیت حبس خود است، هم‌زمان با بازداشت همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی جهت اجرای شش سال حکم حبس، با نگارش نامه‌ای ضمن غیرقانونی خواندن این اقدام، اعلام اعتصاب غذای اعتراضی کرد.

این زندانی عقیدتی مدتی بعد، در نامه‌ای سرگشاده به ذکر مستند موارد حقوقی نقض شده در فرآیند بازداشت، بازجویی، تشکیل دادگاه و صدور حکم و سپس اجرای آن در پرونده همسرش پرداخت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، صبح روز سوم آبان ماه بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، وی درحال حاضر در بند زنان (نسوان) این زندان نگهداری می‌شود.

سازمان عفو بین الملل در قالب بیانیه ای با عنوان «بازداشت نویسنده ایرانی با حمله به منزلش جهت اجرای حکم حبس برای نوشتن داستانی در مورد سنگسار» این بازداشت بدون احضاریه و خشونت‌آمیز را محکوم و خواستار آزادی و لغو محکومیت خانم ایرایی شد.

مگدالنا مغرابی، معاون بخش خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان عفو بین الملل در این‌باره گفت: “گلرخ ابراهیمی ایرایی جدیدترین نویسنده و فعال جوانی است که در سرکوب بی‌امانِ بیان هنری توسط [حکومت] ایران گرفتار شده است.”

No responses yet

Dec 11 2016

از آئین نامه فیفا تا آئین نامه فدراسیون ایران (بخش دوم)؛ داستان یک شیخ

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: سردار عزیزالله محمدی و حجت الاسلام علیپور، دو همراه قدیمی از باشگاه فجرسپاه تهران تا فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ
حجت الاسلام علیپور در فدراسیون فوتبال از پیش نمازی آغاز کرد و به امور فرهنگی، ستاد منشور اخلاقی، کمیته اخلاق و کمیته صیانت رسید.

اساس تشکیل دادگاهی به نام «کمیته اخلاق» در فیفا، برای باز شدن دست فدراسیون ها، کنفدراسیون ها و همین طور فیفا در جهت مقابله با مفاسد خارج از زمین مسابقه بود. «کمیته انضباطی» قدرت ورود به فسادهای خارج از زمین مسابقه را نداشت. پس فیفا از نظر ماهوی نیازمند کمیته ای جدید بود که فساد اخلاقی، تبانی، زدوبندها، مچ فیکسینگ و… را کنترل کند.

کمیته اخلاق در فوتبال ایران، به شکلی متفاوت متولد شد. حجت الاسلام «محمد علیپور» ابتدا با حکم «محمد دادکان» از باشگاه فجرتهران به عنوان «پیش نماز» به فدراسیون فوتبال رفت. در حکمی که محمد دادکان برای «علیپور» صادر کرد، او باید در امور فرهنگی فدراسیون به عنوان «پیش نماز» فعال می شد. اما همان نگارش واژه «فرهنگی» کافی بود تا «علیپور» که در باشگاه فجرسپاه تهران، صاحب مسند امور فرهنگی بود، خودش را ریاست امور فرهنگی فدراسیون فوتبال معرفی کند.

کسی از «محمد دادکان» هم نپرسید چرا «پیش نماز» فدراسیون فوتبال باید در جام جهانی 2006 با لباس شخصی اقدام به فروش بلیت در بازار سیاه کند و حتی از سوی پلیس آلمان جلب شود، اما وقتی دادکان رفت این موقعیت برای شیخ فوتبال فراهم شد تا پایه های خودش را در فدراسیون فوتبال محکم تر کند.

حجت الاسلام «علیپور» متخصص مهندسی مشاغل در فوتبال است. مشهور شده به این که بی نیاز به احکام رئوسای فدراسیون ها، اقدام به نصب تابلو بر سر در اتاقش می کند. در فدراسیون «علی کفاشیان» برای خودش بدون آن که حکمی داشته باشد، تابلوی فرهنگی را بالای در اتاقش کوبید. بعدها متوجه شد که لازم است دایره فعالیت هایش را گسترش دهد. پس بدون آن که هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال در جریان باشد، ستادی راه اندازی کرد به نام «منشور اخلاقی».

واژه ای به نام «منشور اخلاقی» در هیچ اساسنامه فدراسیون یا کنفدراسیونی یا حتی خود فیفا گنجانده نشده. سال 1386 منشور اخلاقی با حضور دو سردار سپاه اعلام موجودیت می کند. سردار عزیرالله محمدی و سردار محمد علیپور. اما یک سال زمان می برد تا «علی کفاشیان» هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال را متقاعد کند که آئین نامه انضباطی این ستاد را به تصویب برساند. در بند دوم آئین نامه منشور اخلاقی آمده است: «منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال، دستوراتی را برای انطباق مسائل فوتبال ایران با فرهنگ اسلامی ایران ارائه می‌دهد.»

در بند چهارم آئین نامه منشور اخلاقی هم تاکید شده بود که این اساسنامه منطبق بر قانون اساسی جمهوری اسلامی و همین طور ماده 56 اساسنامه فدراسیون فوتبال تدوین شده. ماده 56 اساسنامه فدراسیون فوتبال مربوط به کمیته اجتماعی و بازی جوانمردانه است. اتفاقا این کمیته، به صورت مستقل، نه تنها وظیفه قانون نویسی ندارد، نه تنها حق تعیین جریمه و محرومیت و محدودیت ندارد که حتی دایره فعالیت هایش به زمین مسابقه، تشویق برای انجام بازی جوانمردانه و امور خیرخواهانه در ورزشگاه ها خلاصه می شود.

حجت الاسلام علیپور در ماده پنج، بند 9 حتی خبرنگاران و اصحاب رسانه ای که در زمینه ورزشی و مسابقات فوتبال فعالیت می کنند را زیرمجموعه همین آئین نامه قرار داد. در ماده 21 این آیین نامه به صورت نمونه آمده بود: «خبرنگاران با بازيكنان و مقامات تيمها و مقامات رسمي فوتبال و متقابلاً آنها با خبرنگاران بايد برخورد احترام انگيز و متناسب با شأن و فرهنگ ايران اسلامي داشته باشند ولي چنانچه به هر دليل برخورد بي احترامي و توهين آميز با خبرنگاري اتفاق افتاد خبرنگار موظف است بدون انعكاس رسانه اي مراتب اعتراض و گلايه و شكايت خود را مستند و مكتوب به مبادي ذيربط (سازمان ليگ، كميته مسابقات فدراسيون و هيئتهاي استاني و يا كميته فرهنگي و توسعه بازيهاي جوانمردانه) ارائه دهد.» یعنی خبرنگار حقی برای انتشار اخباری که ستاد منشور اخلاقی در نظر می گرفت نداشت.

نتیجه تلاش های کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال، محروم شدن مربیانی مانند فرهاد کاظمی، فیروز کریمی، نادر دست نشان یا اکبر میثاقیان بود. «علیرضا نیکبخت واحدی» به عنوان اولین بازیکنی که بازو و پای خود را خالکوبی کرده بود به ستاد منشوری اخلاقی احضار و کارت بازی اش برای سه هفته باطل شد. محرومان معتقد بودند که ستاد منشور اخلاقی اجازه برخورد و ابلاغ محرومیت برای مربیان، بازیکنان، مدیران و خبرنگاران را ندارد. اساسنامه فدراسیون فوتبال هم می گفت که فقط کمیته انضباطی محق به اعمال محرومیت برای مربیان یا بازیکنان است.

خردادماه سال 90 حجت الاسلام علیپور به دلیل شکایت همان محرومانی که در فوتبال ایران به «منشوری ها» معروف شده بودند، از سوی دادگاه روحانیت بازداشت می شود. اما کمتر از یک هفته بعد دادگاه روحانیت او را به قید وثیقه آزاد کرد.

دستگیری علیپور توسط دادگاه روحانیت، پای او را از فدراسیون فوتبال ایران کوتاه نکرد. فقط باعث شد بخشی از ساختاز فدراسیون فوتبال تغییر کند. «علی کفاشیان» رئیس وقت فدراسیون فوتبال، منشور اخلاقی را به عنوان فرزند ناخلفی یا حتی نامشروع، از ساختمان فدراسیون بیرون کرد و آن را سه کوچه پایین تر، به دست «سازمان لیگ» سپرد. ستاد منشور اخلاقی مبدل به نهادی نمایشی شد تا «کمیته اخلاق» در فدراسیون فوتبال جان بگیرد.

می گفتند تشکیل کمیته اخلاق، فرار از چاه به چاله است. «علی کفاشیان» و هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال، این نهاد را زیرمجموعه فدراسیون جهانی فوتبال می دانست. از نظر نثر قانون هم دقیقا عین واقعیت بود. اما این که حجت الاسلام علیپور چگونه موفق می شود از دل ستاد منشور اخلاقی، خودش را به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال برساند، حیرت انگیز است.

سال 1391 ورود یک بازپرس به فدراسیون فوتبال ایران کلید می خورد. «علی اکبر محمدزاده» بازپرسي دادسراي پرديس ونك را در رزومه اش داشت و از نزدیکان «علی فتح الله زاده» بود، ابتدا به باشگاه استقلال رفت و مشاور حقوقی مدیرعامل شد، سپس به توصیه فتح الله زاده، به عنوان سرپرست و سپس رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از «علی کفاشیان» حکم گرفت.

«علی اکبر محمدزاده» تحصیلاتی حوزوی داشت. هم فقه خوانده بود و هم حقوق و بعد در دادسراهای تهران، نقش بازپرس را ایفا می کرد. تا قبل از دهه 90 کلا سررشته ای از فوتبال نداشت. برای همین وقتی وارد فدراسیون فوتبال شد ابتدا اعلام کرد که برای «خالکوبی ها» بخشنامه ای تدوین خواهد کرد. در آستانه جام جهانی برزیل و جام ملت های آسیا به بازیکنان تیم ملی تذکر داد که با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مصاحبه نکنند و حتی مراقب عکس های سلفی هواداران باشند. وقتی بحث تبانی در فوتبال به میان آمد (مثلا خردادماه سال گذشته) به ورزش سه گفت که پیچیدگی پرونده های تبانی آن قدر زیاد هست که نتوان به سادگی در موردش تصمیم گرفت.اما می توانست در مورد قرارداد کارلوس کی روش با فدراسیون یا میهمانی شبانه بازیکنان فوتبال اظهارنظر کند! پایش را از حدود قوانین فیفا فراتر گذاشت و فوتبال ایران را بدل به جزیره خودمختار کرد. مثلا گفت: «جاسم کرار نمی‌تواند با هیچ تیمی قرارداد امضا کند.» چون اظهارنظرش قانونی نبود، دقیقا خلاف آن هم رخ داد. پرونده تبانی در داوری را میانه های راه دادرسی مختومه اعلام کرد و در آخرین پرده، با اشکان دژاگه و سردار آزمون به دلیل خالکوبی وارد دعوا شد. «کارلوس کی روش» برای اولین و آخرین بار در قبال ریاست او واکنش نشان داد و همین باعث شد تا قاضی محمدزاده از فدراسیون فوتبال با دستور «علی کفاشیان» اخراج شود.

مهمترین اتفاق در دوران ریاست «محمدزاده» را می توان جنگ میان او و «حجت الاسلام علیپور» دانست. «علیپور» از زمان راه اندازی کمیته اخلاق، به صورت خودجوش و خودخواسته، عضو این کمیته شد. وقتی «محمدزاده» به ساختمان فدراسیون فوتبال رسید، علیپور را در اتاق کمیته اخلاق و عضوی از مجموعه اش دید. علیپور هنوز حکمی از سوی کفاشیان نداشت، اما آن قدر صاحب نفوذ بود که طبقه دوم باشگاه، برای خود اتاقی مجزا هم داشته باشد.

دوم مهر ماه سال 93 اختلافات میان قاضی و شیخ به جایی رسید که «علی اکبر محمدزاده» حکم به برکناری شیخ علیپور از کمیته اخلاق داد. «ایرنا» دوم مهرماه نوشت که «علیپور» از فدراسیون فوتبال رفت. اما قانون لازم الاجرا در مورد علیپور می گوید که او هرگز از فدراسیون فوتبال نمی رود، بلکه از اتاقی و مدیریتی به اتاق و مدیریتی دیگر نقل مکان می کند.

دقیقا روز دوم مهرماه سال 93 حجت الاسلام علیپور، تابلوی سر در اتاقش در فدراسیون فوتبال را تغییر می دهد. بدون آن که حتی از رئیس فدراسیون فوتبال مجوزی داشته باشد، روی آن می نویسد: «کمیته صیانت».

این کمیته صیانت چیست؟ کجای اساسنامه فیفا قرار گرفته؟ چه کسی در فدراسیون فوتبال، در هیئت رئیسه، در سازمان لیگ، در وزارت ورزش و جوانان یا حتی وزارت کشور به «علیپور» مجوز تشکیل یک کمیته جدید در فدراسیون فوتبال را داد؟ آن هم درست در روزی که علیپور حکم برکناری اش را از قاضی محمدزاده گرفته است.

ادامه دارد…

No responses yet

Dec 11 2016

عبدالرضا رحمانی فضلی٬ وزیر کشور: موافق گشت ارشاد دائمی هستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: عبدالرضا رحمانی فضلی٬ وزیر کشور می‌گوید «اصولگرا» است و با گشت ارشاد دائمی «کاملا موافق» است.

وی «گرایش و تمایل» خود را از نظر فکری و سوابق کار سیاسی٬ «قطعا اصولگرایی» معرفی کرده و افزوده «تفکر و بینش بنده اصولگرایی است.»

رحمانی فضلی در بخش دیگری از اظهاراتش٬ با بیان اینکه «کاملا موافق» گشت ارشاد هستم٬ گشت ارشاد را «دائمی» دانسته است.

وی افزوده «منتهی برخی فصول هستند که اقتضای آن به گونه‌ای است که در بیرون تجلی برخی ناهنجاری‌ها زیاد است٬ خب تذکرات بیشتر می‌شود.»

وزیر کشور همچنین کفته که «ما نباید در مسائل عفت عمومی، اخلاق عمومی، تهمت و افترا و انحرافات فکری اصلا شوخی داشته باشیم.»

No responses yet

Dec 10 2016

فضاسازی رسانه های سپاه علیه مسعود شجاعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: مرتضی تورک، معاون دادستان تهران از «مسعود شجاعی» خواسته تا به او در مورد آن چه در گفت و گو با یکی از رسانه های خارج از کشور به زبان آورده توضیح بدهد. او از مردادماه امسال و با حکم «مهدی تاج» به عنوان رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال منصوب شده است.

جرم «مسعود شجاعی» را خبرگزاری تسنیم اینگونه شرح می دهد: «شجاعی اخیرا مصاحبه‌ای با یک خبرنگار فراری ایرانی که در خارج از کشور و در رسانه‌های ضد انقلاب مشغول فعالیت است، انجام داده و در خصوص فساد در فوتبال و سایر مسائل صحبت کرده است.» منظور از خبرنگار فراری «مهدی رستم پور» گزارشگر و خبرنگار سابق صداوسیما و روزنامه های ورزشی ایران است.

«مسعود» در این مصاحبه، تاکید می کند فساد در فوتبال ایران، منحصر به فساد مالی نیست. از مفاسد اخلاقی در مدارس فوتبال حرف زد و حتی پا را فراتر گذاشت و در مورد معضلات اجتماعی انتقاداتی داشت. مسئله ای که باعث شد، اعتراض رسانه های نظامی و تندرو شد. ابتدا خبرگزاری فارس در گزارشی که ساعاتی بعد آن را حذف کرد نوشت: «مسعود شجاعی به عنوان یک فوتبالیست چطور خودش را موظف می‌داند در گفت‌وگو با یک شخص معاند نظام در مورد مسائلی صحبت کند که به او ارتباطی ندارد؟»

همین طور روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران هم در یادداشتی به قلم دبیرسرویس این نشریه، روز سیزدهم آذرماه نوشت: «جناب شجاعي در مقام وكيل مدافع حقوق اجتماعي مردم به گفت‌وگو با رسانه معاند و مجري معلوم‌الحال آن مي‌نشيند و كليت نظام جمهوري اسلامي از فوتبال گرفته تا رسانه‌ها و مسئولان ريز و درشت آن را زير سؤال مي‌برد، غافل از اينكه خود بزرگ شده همين فوتبال است.»

در ادامه این مقاله هم نوشته شده است: «ملي‌پوش سؤال‌برانگيز تيم فوتبال ايران در اين گفت‌وگو به مسائلي ورود مي‌كند كه كوچك‌ترين ارتباطي به او ندارد.» اما شجاعی در این گفت و گو، وارد چه مباحثی شد که به عنوان یک فوتبالیست یا شهروند، اجازه اظهارنظر در مورد آنها را نداشته و ندارد؟

«مسعود» در گفت و گو با «رستم پور» به تجاوز به کودکان کار، خشونت علیه زنان، تخلفات مالی و اخلاقی در فوتبال، بدرفتاری با مهاجرین و فساد در رسانه‌ها اشاره کرد. همین طور گفت: «اگر بخواهم در قبال فسادهای رایج در جامعه سکوت کنم، به نسل‌های بعدی خیانت کردم. به همین خاطر به تشخیص خودم صلاح می دانم که حرفهایم را بزنم.»

این اول بار نیست که هافبک ملی پوش ایران، در راستای اقدامات انسان دوستانه و حقوق بشری فعالیت می کند. در صفحه اینستاگرام مسعود شجاعی می توان نمونه هایی بارز از تلاش های او را دید. کمک به کمپین دریاچه ارومیه، همراهی و همیاری با جمعیت امام علی برای آزادسازی کودکان محکوم به قصاص و اعدام، فراخوان برای کمک به کودکان خیابانی و همین طور درخواست برای ورود بانوان به ورزشگاه ها، فقط بخشی از تلاش های «مسعود» در فضای مجازی است.

اما رسانه های متصل به سپاه، خواهان برخورد جدی با او شده بودند. شجاعی در این گفت و گو به نکته ای مهم اشاره داشت: «من دوست دارم در مورد همه چیز بیشتر صحبت کنم، ولی می دانم که “مسعود شجاعی” حذف خواهد شد. چون در این سیستم فاسد، نفر را حذف می کنند، باید مجموعه پشت این موضع باشد تا صدایمان شنیده شود.»

حالا او در آستانه همین حذف شدن است. خبرگزاری فارس ابتدا در بخش «دیگر رسانه ها» از مسئولین بالارتبه فوتبال ایران و وزارت ورزش خواست تا هرچه سریع تر با مسعود مطابق قانون برخورد کنند. قانون می گوید مصاحبه با رسانه های خارج از کشور، خلاف قانون و باعث پیگرد قانونی خواهد شد: «این اقدام دور از انتظار، واکنش عاجل و سریع فدراسیون فوتبال را می‌طلبد. ضمن اینکه این بازیکن که حتی در چند سال گذشته در خصوص نوع دعوتش به تیم ملی و همچنین بار فنی او برای تیم ملی فوتبال کشورمان، بحث وجود داشته.»

ساعاتی بعد این گزارش از سایت های تسنیم و فارس حذف شد اما بلافاصله و یک روز بعد، سایت فدراسیون فوتبال اعلام کرد که شجاعی برای ارائه توضیحات، باید به دادگاه فوتبال ایران برود. دادگاهی که زیرنظر قاضی «مرتضی تورک» اداره می شود.

قاضی فوتبال ایران را باید بهتر شناخت. «مرتضی تورک» سال 88 مسوولیت ریاست بر دادسرای ناحیه سه تهران که به «دادسرای ویژه زمین خواری» معروف شده را به دست آورد. آن روزها فقط 32 سال سن داشت. سال 1392 دادگاه مشهور «مه‌آفرید امیرخسروی» در پرونده ای که به پرونده «فساد مالی» مشهور بود، برگزار شد. قاضی تورک به عنوان نماینده اجرای احکام دادستانی در آن پرونده و همان دادگاه حضور داشت. باشگاه «راه آهن» تهران یکی از اموال مشترک «بابک زنجانی» و مه آفرید امیرخسروی بود که از سوی دادستانی تهران توقیف شد. در فروردین ماه همین سال، قاضی تورک سرپرستی دادسرای «اوین» را بر عهده گرفت. او در دادگاه بابک زنجانی نیز مسئول کارشناسی اموال را بر عهده داشت و از بابک زنجانی وکالت بلاعزل دریافت کرد که اموال را بفروشد و پول دولت را بدهد. بدهی که پرداخت نشد و سرانجام بابک زنجانی به اعدام محکوم شد.

تورک، دو حکم اعدام معروف را در پرونده قضایی خود دارد و از سوی سازمان غیردولتی «عدالت برای ایران» به واسطه اعمال یازده سال حبس (در سال 88) برای «ابوالفضل عابدینی»، فعال مدنی و حقوق بشر، به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی شده. همین طور این سازمان در بیانیه خود آورده بود: «تورک به طور مشخص یکی از افرادی است که مانع از پایان دادن به تبعید غیرقانونی “بهمن احمدی امویی”، روزنامه نگار و بازگشت او در زندان اوین است. احمدی امویی ۳۰ خردادماه ۱۳۸۸ در پی اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت و از سوی دادگاه به پنج حبس تعزیری محکوم شد.»

قاضی تورک، به واسطه ارتباط صمیمانه ای که با برادر «مهدی تاج» در زمان حضورش در راس دادسرای ناحیه سه تهران که به «دادسرای ویژه زمین خواری» معروف شده، به فدراسیون فوتبال نزدیک شد. خانواده «مهدی تاج» رئیس کنونی فدراسیون فوتبال، از ملاکان شهیر زمین های تهران، اصفهان و شیراز هستند.

مشخص نیست حکم تورک علیه مسعود شجاعی چیست ولی فعلا او به اندازه کافی از سوی رسانه های نزدیک به سپاه تشویق و تحریک شده است.

No responses yet

Dec 10 2016

چندین کانال پر طرفدار تلگرامی، پس از احضار مدیران‌شان «هک و از دسترس خارج شده‌اند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که در دو هفته گذشته، پلیس فتا مدیران چندین کانال پرطرفدار تلگرامی را احضار و بازجویی کرده، و پس از آن این کانال‌ها را «هک» و از دسترس خارج کرده است.

این کمپین در گزارشی که روز پنج‌شنبه ۱۸ آذر، در وب‌سایت خود منتشر کرد، اعلام کرده که این کانال‌ها بین ۳۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار عضو دارند و بیشتر محتوای آنها «تفریحی و غیرسیاسی» است.

بر اساس این گزارش، این کانال‌ها چند روز پس از احضار مدیران آنها به پلیس فتا هک شدند و دسترسی مدیران این کانال‌ها به آنها قطع شده است.

به گفته این کمپین، ایمیل مالک یکی از این کانال‌ها با بیش از ۵۰۰ هزار عضو، با روش شنود پیامک‌های سرویس تأیید هویت دو مرحله‌ای یاهو هک شده و پس از آن هکر‌ها با تصاحب ایمیل مالک کانال اقدام به ارسال درخواست تغییر رمز دو مرحله‌ای حساب تلگرام ودر اختیار گرفتن این کانال کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، دسترسی به پیامک‌های تأیید هویت دو مرحله‌ای فقط از طریق دسترسی به شرکت مخابرات و شرکت‌های ارائه‌دهنده سرویس تلفن همراه امکان‌پذیر است و تنها هکرها دولتی قادر به شنود پیامک‌های کاربران هستند.

این گزارش در حالی منتشر شده است که محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، روز دوشنبه ۱۵ آذر، از مصوبه جدید شورای عالی فضای مجازی خبر داده بود که بر اساس آن، کانال‌های خبری در شبکه‌های اجتماعی که بیش از پنج هزار عضو دارند، باید مجوز دریافت کنند.

موضوع فعالیت شبکه‌های اجتماعی در سال‌های گذشته بارها موضوع بحث دولت حسن روحانی و نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی بوده است.

در همین حال به گزارش خبرگزاری ایرنا وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات روز جمعه گفت که شبکه‌های مجازی تا پیش از راه‌اندازی شکبه‌ای بومی فیلتر نمی‌شوند.

محمود واعظی تأکید کرد که این شبکه‌ها تا زمانی که «به مسائل غیراخلاقی و امنیتی ورود پیدا نکرده و اعتقادهای عمومی کشور را خدشه‌دار نکنند» می‌توانند به فعالیت ادامه دهند.

پیش از این در مهرماه امسال کمال هادیانفر، رئیس پلیس فتا، خبر داده بود که در کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه «چندین بار تصمیم بر این بود» که اینستاگرام فیلتر بشود اما دولت با فیلتر شدن آن مخالف کرده و وزارت ارتباطات درباره فیلترینگ هوشمند این شبکه اقداماتی را انجام داده است.

در هفته‌های گذشته نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی و برخی از روحانیون سرشناس از وضعیت فضای مجازی انتقاد کرده و خواستار محدودیت بیشتر برای استفاده از اینترنت در ایران شده‌اند.

از جمله جامعه مدرسین حوزه علمیه قم روز پنج شنبه در بیانیه پایانی دهمین اجلاس خود، آنچه که «تهاجم فرهنگی، سیاسی و تبلیغی، به‌ویژه در عرصه رسانه و فضای مجازی» خواند، را«واقعیت انکار‌ناپذیر» دانسته و خواستار «عزم جدی مسئولان اجرایی و فرهنگی» برای مقابله با این موضوع شده بود.

ناصر مکارم شیرازی، یکی از مراجع تقلید شیعه، نیز اینترنت را «منجلاب‌ بسیار متعفن و خطرناکی» برای جوانان خوانده است.

محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، نیز روز پنج‌شنبه با اشاره به تشکیل «معاونت رصد فضای مجازی» در دادستانی استان‌های ایران مدعی شده بود که در شبکه‌های اجتماعی «مباحث و مطالب ضد دینی و ضد اخلاقی منتشر می‌شود».

آقای منتظری روز ۱۶ آذر نیز ضمن انتقاد از عملکرد کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و وزارت ارشاد در برخورد نکردن با به گفته او «شبکه‌های ضد دین» گفته بود: «مرگ بر این آزادی که همه چیز را به نابودی می‌کشاند، این آزادی نیست، بلکه کمال اسارت است».

دو روز پیش از آن نیز محمدعلی موحدی کرمانی، امام جمعه موقت تهران، با انتقاد از رواج «تله‌‌سکس و سکس اینترنتی» در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان مدعی شده بود که در حال حاضر «میلیون‌ها سایت در راستای ترویج فساد، فحشا، فیلم و عکس مستهجن» فعالیت می‌کنند.

No responses yet

Dec 09 2016

پیام انتخاباتی یک انتصاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,سیاسی

زیتون: سینا پاکزاد: ریاست سازمان بسیج در فاصله پنج ماه مانده تا انتخابات ریاست جمهوری تغییر کرد و غلامحسین غیب‌پرور جای محمدرضا نقدی را گرفت. تغییر در این سازمان شبه‌نظامی که زیرمجموعه سپاه پاسداران به حساب می‌رود٬ غیرمنتظره بود و پیشتر هیچ خبری درباره این جابجایی شنیده نشده بود. در حکم مربوط به انتصاب رییس جدید بسیج مشخص شده که این تغییر به پیشنهاد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه صورت گرفته و آیت‌الله خامنه‌ای نیز آن را تایید کرده است. نقدی حالا با حکم تازه‌ای به سمت معاون فرهنگی سپاه پاسداران منصوب شده است. تغییر در ریاست سازمان بسیج تابع شرایطی است که اغلب به سطح رسانه‌ها نمی‌رسد ولی می‌توان سرنخ‌هایی درباره دلایل این اتفاق جستجو کرد.

کارنامه‌ای علیه اصلاح‌طلبان

سابقه کاری رییس جدید سازمان بسیج نشان می‌دهد که او نیز همچون سلف خود دارای دیدگاهی به شدت تند و خصمانه نسبت به جنبش سبز و به ویژه رهبران آنهاست. غیب‌پرور در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود بارها علیه میرحسین موسوی٬ زهرا رهنورد و مهدی کروبی مصاحبه کرده و آنها را با «‌منافقین» مقایسه کرده است. مشکل او با جریان اصلاح‌طلبی به اعتراض‌های سال ۸۸ هم محدود نمی‌شود و غیب‌پرور به طور ریشه‌ای با اصلاح‌طلبان مشکل دارد. چنانکه در سال ۱۳۸۸ زمانی که فرماندهی سپاه شیراز را به عهده داشت در یک سخنرانی گفت «دوم خردادی‏ها باورهای دینی مردم را نشانه رفته‌‏اند و حتی از خط امام حسین عبور کردند و در روزنامه‏های خود نوشتند قیام عاشورا، چیزی جز خون در برابر خون نبود. » متهم کردن اصلاح‌طلبان به ضدیت با دین اسلام یکی از تاکتیک‌های کلیشه‌ای میان تندروهای اصولگرا برای تخطئه جریان اصلاح‌طلبی است و رییس جدید سازمان بسیج هم بارها از این تاکتیک استفاده کرده است. نسبت او با دولت حسن روحانی هم روشن است و اظهارات او در ۳ سال و نیم گذشته نشان می‌دهد که از مشی دولت یازدهم در عرصه داخلی و خارجی راضی نیست.

با توجه به این که نهادهای امنیتی پس از تجربه ۸۸ به سمت گزینه پیشگیری به جای مقابله رفته‌اند این احتمال وجود دارد که انتصاب رییس جدید بسیج نیز در راستای چنین هدفی باشد

غیب‌پرور در سال ۱۳۹۴ زمانی که مذاکرات اتمی جریان داشت طی یک اظهارنظر گفت که اگر ایران به بازرسان خارجی اجازه بازدید از مراکز نظامی را بدهد٬ این بازرسان توسط سپاه بازداشت خواهند شد و در گلویشان سرب داغ ریخته خواهد شد. ادبیاتی خشن و به شدت تند که در آن زمان اغلب تحلیلگران را متوجه اعمال فشار سپاه در جریان مذاکرات کرد. او در اسفند ماه گذشته زمانی که تقاضا‌ها از دولت روحانی برای یک برجام داخلی با هدف گشایش سیاسی بالا رفته بود طی یک سخنرانی گفت که «یک واژه در فضای مجازی با عنوان آشتی سیاسی رد و بدل می‌شود که این واژگان، همان پروژه نفوذ دشمنان است.» غیب‌پرور مدعی شده بود که طراحان ایده آشتی سیاسی می‌خواهند انقلاب را از مسیر خود خارج کنند و باید در مقابل آن بصیرت داشت. او بعد از افشای پرونده حقوق‌های غیرمتعارف برخی از مدیران که به پرونده «‌حقوق‌های نجومی» معروف شد نیز فرصت را برای حمله‌ علیه دولت روحانی فراهم دید و طی اظهاراتی گفت که کار این افراد کمتر از داعش نیست.

پیام هشدار به اصلاح‌طلبان

مجموعه اظهارات رییس جدید سازمان بسیج در سالهای اخیر این فرضیه را پر رنگ می‌کند که ممکن است انتصاب او هدفی انتخاباتی هم داشته باشد و سپاه به این نتیجه رسیده باشد که بهتر است چهره‌‌ای تازه‌ نفس را برای هدایت بسیجی‌ها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری برگزیند.

فرضیه انتخاباتی بودن این تغییر از این جهت پررنگ می‌شود که محمدرضا نقدی فرمانده پیشین بسیج نیز در مهرماه سال ۱۳۸۸ زمانی به این سمت انتخابات شد که اعتراض‌های مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و قدرت جنبش سبز عملا بسیج را دچار بزرگترین بحران خود کرده بود و در نتیجه هدف از انتصاب نقدی در آن زمان نیز ایجاد فضا برای تحرک تازه در سازمان بسیج بود.

با توجه به این که نهادهای امنیتی پس از تجربه ۸۸ به سمت گزینه پیشگیری به جای مقابله رفته‌اند این احتمال وجود دارد که انتصاب رییس جدید بسیج نیز در راستای چنین هدفی باشد. سازمان بسیج در سال ۱۳۸۸ بازوی اصلی سرکوب اعتراض‌های مردمی بود و طی سالهای بعد از آن نیز مانورهای متعدد شهری در سطح استانی و ملی توسط این نهاد برگزار شد که هدف از آن ایجاد آمادگی بیشتر برای مقابله با اعتراض‌هایی از جنس جنبش سبز بود. انتظار می‌رود که رییس‌ جدید سازمان بسیج نیز این رویه را ادامه دهد و به ویژه در ماه‌های پیش از انتخابات با انجام مانورهای شهری و تبلیغ درباره توانمندی‌های بسیج برای سرکوب اعتراض‌ها٬ پیامی مشخص را به جامعه ارسال کند. هرچند هنوز برای تحلیل و صورت‌بندی انتخابات ریاست جمهوری آینده زود است اما واضح است اگر قرار بر مهندسی انتخابات باشد چهره‌ای مانند غلامحسین غیب‌پرور با توجه به سوابق عملکرد و اظهارنظرهای قبلی‌اش در خدمت چنین پروژه‌ای قرار خواهد گرفت. بنابراین انتصاب او واجد یک پیام هشدار به اصلاح‌طلبان و میانه‌روهایی است که امیدوارانه به دنبال تکرار استراتژی‌ انتخابات سال ۱۳۹۲ هستند و رای آوری دوباره روحانی را سهل‌الوصول می‌دانند.

No responses yet

Dec 07 2016

مهدی رحمتی، عکس با دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


عصرایران: در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد …
عصر ایران؛ سروش بامداد- مهدی رحمتی بازیکن سرشناس فوتبال و دروازه بان و کاپیتان استقلال ، دیشب در برنامه تلویزیونی 90 به صراحت گفت اگر کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال بخواهد او را محروم کند برای همیشه از فوتبال خداحافظی خواهد کرد.

این در حالی بود که هر چه عادل فردوسی پور از مسوول کمیته موسوم به اخلاق می خواست توضیح دهد بر اساس کدام بند از چه آیین نامه ای مهدی رحمتی را احضار کرده و تهدید به محرومیت می کند پاسخی نداشت و تنها به گفتن این جمله بسنده کرد که « قوانین مملکت را که نباید یادآوری کنیم.»

ماجرا از این قرار است که چند ماه قبل در اردوی تیم استقلال در ارمنستان یک دختر هوادار آبی پوشان که در این کشور خود را ملزم به رعایت حجاب رسمی در ایران نمی دیده با بازیکن محبوب خود عکس یادگاری می گیرد و اسم این عکس شده «پرونده رحمتی». تازه در آن عکس مهدی رحمتی تنها نیست.

دامن دخترک البته کوتاه تر از حد معمول است ولی اولا فقط آن دو در عکس نیستند و ثانیا چه بسا یک لحظه صدا کرده و روبه روی دوربین عکس گرفته اند و خلاص و ثالثا انتشار این عکس در آستانه دیدار حساس استقلال با تراکتور سازی با توجه به سابقه کدورت و اختلاف بین دروازه بان و کاپیتان استقلال با سرمربی تراکتورسازی این شایبه را ایجاد کرده که انتشار تصویر به قصد بر هم زدن تمرکز ستون استقلال انجام شده است.

دروازه بان پرسابقه فوتبال ایران و کاپیتان یکی از دو تیم پرهوادار کشور با صدای بغض آلود می گفت: «آیا مقامات کشور در خارج با زنان بی حجاب عکس نمی گیرند و تنها کار من جرم است؟»

سخن سید مهدی رحمتی یادآور تصاویر متعدد و ساعت ها مذاکره محمد جواد ظریف وزیر خارجه و رییس دستگاه دیپلماسی ایران با فدریکو موگرینی مسوول سیاست خارجی اروپا در کشورهای مختلف است . البته می دانیم تصاویر رسمی طبعا بسیار متعارف تر است اما آیا از یک هوادار فوتبال هم می توان انتظار داشت مثل خانم موگرینی لباس بپوشد و مانند او فاصله ها و عرف دیپلماتیک را رعایت کند؟ معلوم است که لباس پوشیدن موگرینی سیاست مداربا دخترک هوادار متفاوت است. تازه رحمتی هم فاصله را رعایت کرده است.

از منظری دیگر تعریف اخلاق در جامعه ایران در حد رعایت ظواهر نزول کرده و به نظر می رسد احضار کنندگان بیشتر دغدغه حفظ جایگاه اداری خود را دارند و گرنه عکسی مربوط به چند ماه قبل در کانون توجه قرار نمی گرفت و به لحاظ شرعی هم در این گونه مواقع اصرار بر یک موضوع عملا به انتشار کاری می انجامد که در قبح آن سخن گفته می شود و این روند نه تنها کمکی به حل مشکل نکرده که هر روز ابعاد تازه تری پیدا می کند.

یک روز باید به مسعود شجاعی بگویند چرا با فلان خبرنگار مقیم خارج از کشور گفت و گو و درباره مسایل ایران یا آنچه مسایل ایران می پندارد حرف زده است. یک روز باید به فلان دختر جوان ورزشکار بگویند چرا با عضو فلان تیم عکس یادگاری گرفته ای و حالا نوبت سید مهدی رحمتی است که چرا سی ثانیه کنار فلان هم وطن یا هوادار ایستاده ای و عکس گرفته ای.

واقعیت این است که بخشی از دختران و زنان ایرانی آن گونه که نظام رسمی دوست دارد لباس نمی پوشند و رعایت پوشش رسمی حداقلی در داخل به خاطر اجبار پلیس و ترس از گشت ارشاد است و طبعا در کشوری مانند ارمنستان نمی توانند این رعایت را انتظار داشته باشند.

حالا من و شما جای سید مهدی رحمتی. یک دختر جوان می خواهد با او عکس یادگاری بگیرد. چه کار کند؟ فرار کند؟ عکس نگیرد؟ یا لباس کوتاه او را متذکر شود؟ سیاست مداران و سن و سال دار ترها البته حواس شان هست اما یک بازیکن فوتبال یک لحظه می ایستد و عکسی هم ثبت می شود و بعد هر دو می روند پی کارشان و این قدر پرونده سازی ندارد.

چند ده هزار نفر در یک ورزشگاه رکیک ترین الفاظ را به صورت دسته جمعی تکرار می کنند. کسی نگران اخلاق جامعه نمی شود. اما اگر بازیکن مشهور و محبوب کنار دخترکی بایستد ارکان عرش به لرزه در می آید؟

از این گونه تصاویر قبلا هم بوده منتها اتفاق جدید این است که در دو سال اخیر در فضای مجازی به سرعت و به طرفه العینی تکثیر می شود.

هر شهروند عادی که با چهره مشهوری عکس می گیرد دوست دارد آن را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و صفحات شخصی خود منتشر کند و این دیگر گناه چهره مشهور نیست.

مهدی رحمتی، عکس دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوع برخورد و انتقاد عادل فردوسی پور در برنامه تلویزیونی 90 نشان داد که مجری سیمای جمهوری اسلامی هم از رفتار کمیته اخلاق قانع نشده چه رسد به دیگران و بسیار بعید است که کسی مهدی رحمتی را به خاطر عکس یادگاری به بی اخلاقی متهم کند.

در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد و به عکس این ابهام درمی گیرد که آیا نوعی فضا سازی در آستانه بازی حساس نیست؟

در ایام نوجوانی و درسال های دور دبیری داشتیم که تا وارد کلاس می شد کتاب های بچه ها را کنترل می کرد و اگر کسی کتاب و دفتر نیاورده بود او را به بیرون کلاس هدایت می کرد.

شعار آقای فراستی – که نمی دانم پس از سی و اندی سال در قید حیات است یا نه- این بود که آب حوضی هم وقتی سر کار می رود سطل خود را همراه می برد. آن سال ها خانه ها حوض داشتند و آب باقی مانده آنها را کسانی تخلیه می کردند که به آنان در اصطلاح مردم کوچه و بازار آب حوضی گفته می شد و هنوز نسل های قبل صدای آواز گونه آنان را در کوچه ها به خاطر دارند که «آبِ حوض می کشیم…»

دبیر محترم اما به مرور بر وسواس خود افزود و به جز کتاب فارسی به دفتر و انجام تکالیف هم گیر می داد و اگر در جلسات اول سال در هر کلاس 5تا 7 نفر را بیرون می کرد اندک اندک کار به جایی رسید که از جمعیت 35 نفری نیمی را به بهانه های مختلف اخراج می کرد و ترجیح می داد جمعیت کلاس را به نصف تقلیل دهد! ادامه این رفتار اما چنان تحقیر آمیز شده بود که یک روز درس خوان ترین بچه ها هم قرار گذاشتند کتاب و دفتر نیاورند تا ببینیم جناب فراستی این بار با همه چه خواهد کرد.

طبق معمول وارد کلاس شد و قبل از هر چیز سراغ کتاب و دفتربچه ها را گرفت و دید هیچ کتابی روی میز نیست! همان اتفاقی رخ داد که انتظار داشتیم. به جای اخراج همه سی و پنج نفر خودش بیرون رفت چون همه را نمی توانست متهم کند.

اگر کمیته اخلاق به صورت خصوصی به یک نفر تذکر دهد اوضاع را در کنترل دارد ولی اگر بخواهد مدام این و آن را به صف کند روزی می رسد که دیگر نمی دانند چه کنند. این یکی چرا زنش حجاب ندارد، دیگری چرا تا گردن خال کوبی دارد، سومی چرا مصاحبه کرده چهارمی پنجمی ششمی …

بازیکنی که در سال یک میلیارد تومان پول می گیرد زندگی متفاوتی را برای خود رقم زده و درست است که در داخل رعایت می کند اما دلیلی نمی بیند همواره در مشت مسوول حراست باشد و تازه در این عکس گویا مراقبان نیز بوده اند و اتفاق در اردوی خارج از کشور رخ داده و اگر این قدر نگران اند چرا به سرزمین ارمنی ها می روند و اردو را در یکی از شهرهای خودمان برگزار نمی کنند؟

تازه این قصه درباره سید مهدی رحمتی است که همه می دانند چقدر به دعا و متافیزیک باور دارد.

او پول خود را از این فوتبال به قدر کافی درآورده و بعد از 18 سال بازی مستمر دیگر حوصله کل کل ندارد تا مثل دزد و فاسد به خاطر یک عکس توضیح دهد و ول می کند و می رود. اما آیا در این صورت اخلاق مورد نظر کمیته اخلاق رعایت می شود؟در بسیاری از شهرها تنها تفریح جوانان این است که تیم های پرطرفدار به شهرشان بیایند و بازی کنند. این تفریح را هم می خواهید بگیرید؟ این اخلاق است؟!

آیا آقا فراستی های فدراسیون می دانند نمی توانند هر روز یک بازیکن ملی را به خاطر خال کوبی و دیگری را به سبب مصاحبه با فلان رادیو و سومی را به خاطر میهمانی و چهارمی را به دلیل دیگر احضار کنند و وقتی از حد معینی گذشت همه را نمی توانند محروم کنند؟

وقتی مجری ایدیولوژیک ترین تلویزیون دنیا قانع نشده مردم چگونه قانع شوند؟ لابد کمیته اخلاق صدا و سیما هم عادل فردوسی پور را احضار می کند!

اخلاق، یک تعریف مشخص بین المللی دارد و یک تعریف ایدیولوژیک و هیچ یک در قضیه موسوم به پرونده رحمتی نقض نشده است.

تعریف مصطلح و جهانی آن که در تمام صنوف و حرفه ها مورد پذیرش است این است که در هر صنفی باید مسوولیت حرفه ای داشت. مثلا پزشک و وکیل حق افشای اسرار بیمار و موکل را ندارند. روزنامه نگار تنها در صورتی مجاز به انتشار سخنان طرف گفت و گوی خود است که به او بگوید خبرنگار است و سخنان خصوصی با یک مقام مسوول را نمی تواند به نام گفت و گو منتشر کند. حتی در فیلم هایی که پاره ای روابط را به نمایش می گذارند بازیگر اجازه سوء استفاده بیشتر ندارد. اینها اخلاق حرفه ای است. تعریف ایدیولوژیک آن نیز رعایت هنجارهای مورد نظر است.

معلوم است که از دامن کوتاه دخترک دفاع نمی کنیم و اگر خود بازیکن عکس را منتشر کرده باشد نیز. اما اولا ایران نبوده و ارمنستان بوده. دیروز و پریروز نبوده و چند ماه قبل بوده. ثالثا پارتی شبانه و هم آغوشی نیست و عکسی در چند ثانیه است و انتشار هم نه از جانب بازیکن که از طرف هوادار صورت پذیرفته و البته این احتمال را هم باید در نظر داشت که در آستانه بازی حساس کسانی بخواهند شیطنت کنند.

کاش آقا فراستی در قید حیات باشد و خاطرات خود را بگوید…

No responses yet

Dec 07 2016

ورود شبانه نیروهای سپاه چناران به یک میهمانی ؛ بازداشت 9 زن و 14 مرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: شامگاه دوشنبه ماموران سپاه پاسداران با ورود به یک مهمانی در چناران 9 زن و 14 مرد را به اتهام شرکت در «پارتی مختلط» بازداشت کردند.

مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران با اعلام خبر دستگیری 23 دختر و پسر شرکت کننده در یک میهمانی شبانه، گفت: در پی گزارش‌های واصله «مبنی بر برگزاری جشنی مختلط و مبتذل و ایجاد آلودگی صوتی در یکی از باغ ویلاهای روستای کاهو، بسیجیان حوزه سلمان فارسی گلمکان مکان موردنظر را تحت نظر قراردادند و پس از تأیید صحت گزارش‌های و محرز شدن اعمال منافی عفت عمومی، هماهنگی‌های قضایی با دادگاه بخش گلبهار انجام شد و بسیجیان با همراهی نیروی انتظامی محل ویلای موردنظر مورد محاصره و در اقدامی غافلگیرانه ۲۳ زن و مرد را با حالات زننده دستگیر کردند.»

فرمانده سپاه ناحیه چناران که از این بازداشت با عنوان «اقدامی غافلگیرانه» یاد کرد بود، در این باره گفت: «در این میهمانی 14 مرد و 9 زن دستگیرشدند و مقدار 400 سی‌سی مشروبات الکلی پلمب و تعداد 5 بطری مشروبات الکلی خالی و استفاده‌شده به همراه یک دستگاه ماهواره نیز کشف‌شده است.»

به گفته مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران «افراد دستگیرشده به همراه پرونده تنظیمی تحویل مراجع قضایی خراسان رضوی شدند.»

روستای کاهو، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.

No responses yet

Dec 07 2016

محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور: هر هفته ۱۴ هزار شبکه را فیلتر می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور گفته که هر هفته ۱۳ تا ۱۴ هزار شبکه به علت «ارتکاب جرم» در ایران فیلتر می‌شود.

آقای منتظری افزوده که «متأسفانه این فضا توسط بسیاری از جریانات خارج از کشور مسیری برای ضربه به نظام شده است.»

وی اضافه کرده «دشمن از این فضا استفاده کرده و انواع آسیب‌های اجتماعی از جمله اهانت به دین، فرهنگ و مسائل اخلاقی را وارد کرده است.»

به گفته وی «در این زمینه یک جنگ نرم راه افتاده و ما باید خود را مجهز کنیم.»

دادستان کل کشور در خصوص جرایمی که از طریق سایبر انجام می‌شود هم گفته «این جرایم ممکن است نفوذ به شبکه بانکی و ورود به حریم خصوصی اشخاص و غیره باشد.»

وی درباره علل افزایش جرایم هم توضیح داده که «تهاجم فرهنگی و نبود رد پا در انجام جرم از جمله افزایش جرم در فضای مجازی است.»

منتظری با اشاره به عدم برخورد جدی با این شبکه‌ها هم گفته «نبود سرورهای این شبکه‌ها در کشور ما یکی از علل ناتوانی در مقابله با آنهاست.»

به گفته وی «امروز مسئله شبکه‌های خارجی و فضایی که در اختیار دشمن است امری اساسی است و باید در برابر این تهدید جدی، شبکه ملی اطلاعات ایجاد شود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .