اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Nov 26 2016

احضار نماینده مجلس به دادسرا «به خاطر اظهاراتش درباره یاشار سلطانی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمود صادقی، نماینده مجلس ایران که خواستار شفاف‌سازی در رابطه با حساب‌های شخصی رئیس قوه قضاییه شده است، به دادسرا احضار شد.

آقای صادقی اما دلیل احضار خود را «شکایت دادستانی» به خاطر اظهاراتش «درباره یاشار سلطانی» عنوان کرده است.

این نماینده مجلس روز شنبه، ششم آذر، در شبکه اجتماعی توییتر نوشت که هیئت رئیسه مجلس به او اطلاع داده که از دادسرا تماس گرفته و خواسته‌اند که به این نهاد قضایی مراجعه کند.

سه روز قبل از این رخداد، صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، با تکذیب گزارش‌ها درباره «۶۳ حساب شخصی» رئیس دستگاه قضا، تذکر محمود صادقی در این زمینه را نشانه «وقاحت» او دانسته بود.

ماجرا به گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی بازمی‌گردد که عنوان می‌کند «۶۳ حساب شخصی» به اسم صادق لاریجانی وجود دارد که فقط «سود سالانه آنها ۲۵۰ میلیارد تومان است».

این گزارش‌ها پای وزیر اقتصاد و دارایی ایران را به میان کشید که در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام کرد که این حساب‌ها از بیست سال پیش مربوط به قوه قضاییه بوده و نه رئیس آن.

اما محمود صادقی در صحن علنی مجلس از امکان تصرف رئیس قوه قضاییه در این حساب‌ها و سود حاصله آن پرسش کرد و خواستار شفاف‌سازی در این باره شد، امری که واکنش شدید صادق آملی لاریجانی را به دنبال داشت.

با این حال احضار این نماینده مجلس به دادسرا با توضیح دیگری همراه شده است.

آقای صادقی در این باره به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفت: «اواخر هفته گذشته از هیئت رئیسه مجلس با من تماس گرفتند که به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده‌ام… این موضوع در ارتباط با اظهاراتم درباره‌ یاشار سلطانی و شکایت دادستانی تهران از بنده است.»

وی چندی پیش در توییتر نوشته بود: «تداوم بازداشت یاشار سلطانی و نپذیرفتن وثیقه ۲۰۰ میلیونی تلاش آشکار برای سرپوش نهادن بر تخلفات شهرداری است.»

یاشار سلطانی مدیر مسئول وب‌سایت «معماری‌نیوز» است که برخی «تخلفات» شهرداری تهران را افشا کرده است، از جمله ماجرای واگذاری املاک متعلق به شهرداری به افراد نزدیک به شهردار تهران.

به‌رغم این توضیح، محمود صادقی اما اساسا به روند احضار خود معترض است و می‌گوید که «طبق مقررات موضوع شکایت ابتدا باید توسط هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان مورد بررسی قرار گیرد و اگر هیئت تشخیص داد که این اظهارات خارج از حیطه وظایف نمایندگی بوده، سپس باید به دادسرا بروم».

وی در توییتر نیز نوشته است: «قرار شد مطابق قانون اخطاریه به مجلس ابلاغ شود و در هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان بررسی و اتخاذ تصمیم شود.»

آقای صادقی روز پنج‌شنبه هم اعلام کرده بود که در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه از او برای شفاف‌سازی و مبارزه با فساد دعوت به همکاری کرده است.

No responses yet

Nov 24 2016

آقای کارگردان به زندان اوین رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


ایران وایر: «دیوارها را می‌خوانیم و درمی‌یابیم که رؤیای مردمان شهر چیست. حاکم‌شان کیست؟ و آن‌ها که به تغییر وضع موجود می‌اندیشند در واقع به چه می‌اندیشند. و ناراضیان چگونه از خفا به در می‌آیند و در تاریکی چیزی بر دیوار می‌نویسند که رو به آینده دارد و پشت به گذشته.» این جملات بخشی از روایت کیوان کریمی در مستند «نوشتن بر شهر» است، احتمالا وقتی این جملات را می‌نوشته هرگز تصورش را نمی‌کرده که روزی برای ساخت این فیلم بازداشت و متهم شود اما حالا به دلیل ساخت همین فیلم در زندان اوین است. کیوان کریمی فیلمساز سی‌ویک ساله روز گذشته برای اجرای حکمش به زندان اوین منتقل شده، حکمی که مبنای آن ساختن همین مستند است. این کارگردان آذرماه سال 92 درست چند روز پس از انتشار پیش پرده فیلم مستند «نوشتن بر شهر» در شبکه یوتیوب در منزلش بازداشت شد. دوازده روز را در سلول انفرادی ‌گذراند و سپس به قید وثیقه آزاد شد.

«نوشتن بر شهر» داستان دیوار نوشته‌های تهران است از روزهای انقلاب و «درود بر خمینی» تا روزهای جنبش سبز و «مرگ بر دیکتاتور». او تغییرات دیوارنوشته‌ها و گرافیتی‌ها را در دوره‌های مختلف و با توجه به اتفاقات سیاسی و اجتماعی زمان به تصویر کشیده است. روایت آواز دیوارنویسی در بخشی از این فیلم اینگونه است: «دیوارها، یادآور انقلاب مشروطه و ۵۷ و شور رهایی و خشم نهفته در زندان‌هاست؛ از قصر تا اوین. در شهر هیچ دیواری نیست که رد ماژیک‎ها و اسپری‌ها بر آن نمانده باشد حتی اگر سفید سفید باشد. دیوارها و نوشته‌ها هیچ‌گاه یکدیگر را رها نمى‌کنند، این عهد ابدی را نوشتن بر شهر گویند.» این مستند به تهیه کنندگی دانشگاه تهران و با اخذ همه مجوزهای لازم ساخته شده اما دی ماه 94 قاضی مقیسه اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «توهین به مقدسات» را به دلیل ساخت این فیلم برای کیوان کریمی در نظر گرفت و او را به شش سال حبس تعزیری محکوم کرد. او از سوی دیگر به رابطه نامشروع از طریق دست دادن با نامحرم متهم شد و 223 ضربه شلاق به حکمش اضافه شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به یکسال زندان و 223 ضربه شلاق تغییر کرد. روز گذشته با او تلفنی تماس می‌گیرند، از او می‌خواهند برای ارائه پاره‌ای توضیحات به دایره اجرای احکام دادسرای اوین مراجعه کند، او همان‌جا بازداشت و برای گذراندن حکمش به زندان اوین منتقل می‌شود.

«نوشتن بر شهر» در ایران هرگز به نمایش درنیامده است. زمانی هم که مبنای اتهام کیوان کریمی قرار گرفت، در هیچ جا به نمایش عمومی درنیامده بود. امیر رئیسیان وکیل او پیشتر به «ایران وایر» گفته بود: «اتهام توهین و تبلیغ علیه نظام برای موکل من به خاطر ساخت یک مستند بوده است. فیلم مستندی که ساخته شده اما هنوز هیچ جا پخش نشده و هیچ مخاطبی نداشته، مبنای اتهام و سپس صدور حکم قرار گرفته است. تاثیر کارهای سینمایی آقای کریمی بر صدور حکم غلط است. برای این‌که هیچ‌کدام از کارهای موکل من بدون مجوز و رعایت حدود قانون نبوده اند.»

با این حال کریمی صرف ساختن این فیلم به زندان محکوم شد. این فیلم حالا اما در جشنواره‌های متعدد بین المللی مورد تحسین منتقدان و سینماگران قرار گرفته است. آخرین نمایش این فیلم آبان ماه و درجشنواره وین بود. فیلمسازان و سینماگران زیادی از ایتالیا و فرانسه و … نسبت به حکم صادر شده برای کیوان کریمی اعتراض کرده‌اند حتی 4۵ نماینده پارلمان اروپا با امضای بیانیه‌ مشترکی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت کیوان کریمی، خواهان آزادی بدون قید و شرط او شدند اما فعلا این اعتراض‌ها راه به جایی نبرده‌اند و حکم کیوان کریمی اجرایی شده است.

کیوان کریمی، فارغ التحصیل رشته مطالعات رسانه از دانشگاه تهران است. فعالیت‌های هنری‌ خود را از نوجوانی آغاز کرده و تاکنون موفق به ساخت 12 فیلم داستانی و مستند شده و چندین پروژه عکاسی داشته است. او کُرد است و به واسطه حضور در این اقلیت، در برخی از فیلم‌هایش به دشواری زندگی کُردها در مرزهای ایران پرداخته است. یکی از این فیلم‌ها، مستند «مرز شکسته» است که سال ۲۰۱۳ از سیزدهمین «جشنواره بین‌المللی فیلم بیروت» جایزه بهترین فیلم مستند کوتاه را دریافت کرد.

کیوان کریمی در این فیلم با نگاهی شاعرانه به پروسه قاچاق مواد سوختی و زندگی انسان‌ها، حیوانات و طبیعت پیرامون آن می‌پردازد. فیلم کوتاه داستانی «ماجرای زن و شوهر کارگر»، یکی دیگر از فیلم‌های او است که در جشنواره‌هایی مانند «سن سباستین» اسپانیا، «فرایبورگ» و «زوریخ» در سویيس نمایش داده شده و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. این فیلم، زندگی ملال‌آور یک زوج کارگر و استثمار لحظات آنها توسط کار در کارخانه را نشان می‌دهد. فیلم، اقتباسی از یک داستان کوتاه، اثر «ایتالو کالیوینیو»، نویسنده ایتالیایی است و نگاهی عمیق و انتقادی به روزمر‌گی در جهان مدرن دارد. مدتی پیش یک فیلم‌ساز هندی با تاثیر از فیلم کریمی، یک فیلم داستانی بلند ساخت که برنده جایزه بهترین کارگردانی «جشنواره ونیز» شد.

اقتباس این فیلم که نام آن «کارگر عشق» بود، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های هندی داشت و منتقدین، کارگردان آن را متهم به کپی‌برداری از فیلم داستانی کوتاه کریمی کردند. کیوان در فاصله روزهایی که منتظر اعلام نظر دادگاه بود هم فیلمسازی را رها نکرده است. او اولین فیلم بلند سینمایی‌اش را عید 95 در شرایطی مقابل دوربین برد که به دلیل محکومیت تحت فشار امنیتی بوده است. او در این فیلم که «طبل» نام دارد، داستان وکیلی را روایت می‌کند که بعد از گرفتن یک بسته زندگی‌اش دگرگون می‌شود. این فیلم تابستان در بخش منتقدین جشنواره ونیز به نمایش درآمد و مورد تحسین سردبیر سابق مجله کایه دو سینما قرار گرفت. او در همین زمان مستندی را هم به پایان رسانده، فیلمی درباره خودش و داستان‌هایی که برایش رخ داده است، کاش هنگام اجرای حکم هم دوربین‌اش همراهش بود.

No responses yet

Nov 23 2016

استاندار خراسان رضوی: دادستانی مشهد بر اساس نامه «اطلاعات سپاه» سخنرانی مطهری را لغو کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: استاندار خراسان رضوی می‌گوید دادستانی مشهد بر اساس نامه‌ای که اطلاعات سپاه به وی داده بود جلسه سخنرانی علی مطهری، نایب رییس مجلس شورای اسلامی، را لغو کرده است.

این خبر پس از اعلام می‌شود که آقای مطهری در نامه‌ای به حسن روحانی، رییس‌جمهوری ایران، گفته بود دادستانی مشهد علت لغو جلسه سخنرانی‌اش را نامه‌ای عنوان کرده که «به دست او رسیده است».

وی افزوده بود امیدوار است این نامه از سوی احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در استان خراسان رضوی، نباشد.

اکنون خبر می‌رسد که واحد اطلاعات سپاه پاسداران در نامه‌ای به دادستانی مشهد از او خواسته بود تا به دلیل آنچه که «احتمال بروز برخی تخلفات» اعلام کرده است سخنرانی نایب رییس مجلس ایران را لغو کند.

بر اساس گزارش خبرگزاری ایرنا، علیرضا رشیدیان، استانداری خراسان رضوی، روز سه‌شنبه دوم آذر به خبرنگاران گفت: «با توجه به تاکید وزیر کشور بر حل مشکل، موضوع را شخصا پیگیری کرده و طی تماس تلفنی با رییس کل دادگستری خراسان رضوی وی عنوان کرد که دادستان بر اساس مکاتبه اطلاعات سپاه مبنی بر احتمال بروز برخی تخلفات حکم به لغو جلسه داده است».

وی افزود: «با این حال قرار شد رییس کل دادگستری موضوع را دوباره با دادستان مورد بررسی قرار داده و نتایج آن را اعلام کند. در عین حال تاکید شد که مشکل خاص و احتمال بروز تخلف در این برنامه وجود ندارد اما بعد از این تماس، دیگر هیچ ارتباطی از سوی وی دریافت نکردیم و تماسی حاصل نشد».

استاندار خراسان رضوی می‌گوید موضوع را با دادستان کل کشور و روسای مجلس و قوه قضاییه در میان گذاشته و از سوی دیگر، تاکید کرد که «آیت‌الله علم‌الهدی از برگزاری این مراسم مطلع نبوده و هیچ‌گونه ارتباطی با موضوع حکم دادستانی نداشت».

نماینده ولی فقیه جمهوری اسلامی در استان خراسان رضوی پس از انتشار نامه علی مطهری و متهم شدن به برهم زدن سخنرانی او، تهدید کرده که از نایب رییس مجلس به دستگاه قضایی شکایت خواهد کرد.

همزمان وکیل آقای مطهری شکایتی را از دادستان مشهد تنظیم و به «مرجع قضایی دادسرای کارکنان دولت تهران تحویل» داده است.

رشیدیان گفته است: «مبنای عمل دادستانی مرکز استان، نامه واصله از همکاران اطلاعات سپاه بوده است. اما با توجه به گزارشات اخذ شده از اداره کل اطلاعات، نیروی انتظامی استان و نامه معاون اطلاعات سپاه که به استانداری خراسان رضوی نیز ارسال شده بود وقوع هیچ حادثه و جرمی در این مراسم عزاداری پیش‌بینی نشده بود و درخواستی مبنی عدم برگزاری یا لغو مراسم در آن درج نشده بود».

انتشار خبر دخالت واحد «اطلاعات سپاه پاسداران» در لغو سخنرانی نایب رییس مجلس ایران از آن رو اهمیت دارد که آقای مطهری پیشتر مهاجمان و آمران حمله به وی در فرودگاه شیراز در ۱۸ اسفند ۹۳ را نیروی بسیج و سپاه پاسداران معرفی کرده بود ولی مقام های رسمی حاضر به تایید آن نشدند.

در رسیدگی اولیه در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری شیراز به این پرونده، شش نفر از متهمان به دو ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند که این حکم به مدت دو سال تعلیق شده و برای دو متهم دیگر پرونده نیز حکم چهار ماه و نیم حبس و ۳۷ ضربه شلاق صادر شده که این حکم نیز به مدت یک سال تعلیق شده است.

برهم خوردن سخنرانی علی مطهری در شهر مشهد بازتاب‌های زیادی در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران داشت و رییس‌جمهوری ایران آن را «مایه شرمساری» خواند و خواستار رسیدگی وزیر کشور و دادگستری به این موضوع شد.

علی لاریجانی، رییس مجلس، نیز در نشست علنی روز سه‌شنبه پارلمان ایران این اقدام را «مایه تاسف» خوانده است.

این در حالی است که رسانه‌ها و شخصیت‌های اصولگرا از تصمیم دادستانی مشهد حمایت و از نایب رییس مجلس ایران انتقاد کرده‌اند.

در همین زمینه، محمدعلی موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران از حکم دادستان مشهد در لغو سخنرانی آقای مطهری دفاع کرد و گفت: «باید در برابر مقام معظم رهبری و برای رضای خدا دهان‌ها را ببندیم».

No responses yet

Nov 22 2016

«برادر حسن»، مردی برای همه فصل‌های سرکوب

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: حسن شایانفر از چهره‌های شاخص دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی بعد از ۳۸ سال فعالیت مستمر و خستگی ناپذیر در حوزه ‌های کنترل فرهنگی و شبه امنیتی چشم بر دنیا بست.

شایانفر چهره عجیب و مرموزی بود که علی رغم ظاهر شدن در انظار عمومی در سالیان اخیر عمرش و مصاحبه هایی که انجام داد، اما حامل اسرار مهمی بود و احتمال دارد آنها را با خود برده باشد و در نتیجه دسترسی به آنها متتفی گردد.

او در اکثر سال‌های فعالیتش کوشید تا در سایه باشد و نام واقعی‌اش پای فعالیت‌های سیاسی و امنیتی‌اش درج نگردد. تاکید و اصرار او بر گمنام بودن و خود را در هاله‌ای از ابهام قرار دادن حالتی غیر طبیعی و فراتر از تمایل متعارف نیرو‌های اطلاعاتی و شبه امنیتی در مخفی کردن هویت اصلی‌شان داشت. برخی از مدافعان وی او را گنجینه اسرار انقلاب نامیده اند که به بیان دقیق کلمه می توان وی را گنجینه اسرار دستگاه سرکوب بشمار آورد.

شایانفر به معنای واقعی کلمه یک پلیس فرهنگی بود که با بهره گیری از قابیت‌های کارآگاهان و خود را در قالب قهرمانان رمان های پلیسی قرار دادن و در عین حال چشم بستن بر وجدان و انصاف و فدا کردن آن در پای ایدئولوژی، محدودیت و مرزی در سناریو نویسی برای اصحاب فرهنگ و روشنفکران قائل نبود و بی‌محابا در بد نام کردن و پرونده سازی برای آنها می کوشید.

مجموعه شصت جلدی نیمه پنهان انتشارات کیهان نتیجه فعالیت‌های گسترده و ذهن توطئه اندیش وی بود که با ترفند‌های مختلف، طرح اتهامات غیر مستند، مرتبط ساختن مسائل بی‌ارتباط با هم، استناد به نوشته‌ها و گفته‌ها بدون توجه به سیاق و زمینه‌های تاریخی، و گزینش و تقطیع جهت دار مطالب در راستای اهداف مورد نظر، گزارش‌های برای قرار دادن طعمه‌ها در تور امنیتی دستگاه‌های اطلاعاتی و زمینه سازی برای اعمال محدودیت‌های فرهنگی و سیاسی در دهه‌های هفتاد وهشتاد منتشر کرد.

مجموعه شصت جلدی نیمه پنهان انتشارات کیهان نتیجه فعالیت‌های گسترده و ذهن توطئه اندیش وی بود که با ترفند‌های مختلف، طرح اتهامات غیر مستند، مرتبط ساختن مسائل بی‌ارتباط با هم، استناد به نوشته‌ها و گفته‌ها بدون توجه به سیاق و زمینه‌های تاریخی، و گزینش و تقطیع جهت دار مطالب در راستای اهداف مورد نظر، گزارش‌های برای قرار دادن طعمه‌ها در تور امنیتی دستگاه‌های اطلاعاتی و زمینه سازی برای اعمال محدودیت‌های فرهنگی و سیاسی در دهه‌های هفتاد وهشتاد منتشر کرد.

شوالیه‌های ناتوی فرهنگی، حزب خلق مسلمان، نیمه پنهان مصدق، سایه روشن بهائیت و سایه شوم بخشی هایی از این مجموعه پرونده سازی‌ها هستند.

شایانفر ولی فقیه را کانون اصلی سیاست ورزی و حکمرانی می دانست که با توسل به هر شیوه و روشی باید موقعیت مسلط وی را در برابر مخالفان و منتقدان ولو مراحع بزرگی چون آیت الله‌ها کاظم شریعتمداری و حسین علی منتظری باشند، حفظ کرد. در واقع قطب نمای فعالیت‌های شایانفر مواضع ولی فقیه و بخصوص خامنه‌ای بود.

سبک کاری او بولتن نویسی با محوریت قرار دادن چهار گانه «صهیونیسم»، «بهائیت»، «سیا» و «حکومت پهلوی» برای منتسب کردن مخالفان و چهره‌های ناراضی فرهنگی، مذهبی و سیاسی بود. بولتن نویسی و نگاه مبتنی بر پرونده سازی و سناریو نویسی وی را می توان محصول فعالیت‌های اولیه‌اش در سپاه پاسداران دانست که با این نوع فعالیت آشنا شده و مهارت‌های لازم را کسب کرد. این نوع برخورد با مسائل سیاسی و فرهنگی و نگاه مبتنی بر سوء ظن شدید و توطئه اندیشی دربرخی از نیرو‌های سپاه که در بخش‌های عقیدتی و مطالعاتی فعالیت می کردند ، مشترک است و حتی برخی از آنها که بعدها با نظام مشکل پیدا کرده وبه صف مخالفان پیوستند، هنوز هم متاثر از شیوه موسوم به بولتن نویسی هستند.

گذشته حسن شایانفر ناروشن و در پرده ابهام است. تنها خاطرات دوستان و مریدانش روشن می سازد که در جلسات مذهبی حاج آقا مجتبی تهرانی در بازار تهران پیش از انقلاب شرکت می کرده است.

حاج آقا مجتبی تهرانی اگرچه درس اخلاق می داد وبعد از انقلاب هم از پذیرش پست‌های حکومتی امتناع کرد و از معدود روحانیون سنتی بود که نگاه مثبت به دکتر علی شریعتی داشت، اما جلسات و محافل وی از محل‌های تجمع اصلی چهره‌های تند رو اطلاعاتی و سپاهی بود. در واقع پیش و بعد از انقلاب جلسات درس و وعظ حاج آقا مجتبی تهرانی به یکی از مراکز اصلی جریان بنیاد گرایی دینی بدل شد. سوابق انقلابی شایانفر مشخص نیست. خودش مدعی شده که مدتی کوتاه در زندان بوده است. اما بعد از انقلاب به سپاه پاسداران تهران می پیوندد. در دهه شصت و دوران رهبری آیت الله خمینی نقش بزرگی در مسائل سیاسی و امنیتی نداشت.

در سال ۱۳۶۳ به دعوت حسین شریعتمداری یار همیشگی‌اش به زندان اوین و قزل حصار رفت و در بخش عقیدتی و فرهنگی فعالیت کرد. در آن زمان بخش فرهنگی در مقایسه با دیگر بخش‌های زندان های سیاسی و بخصوص رفتار تیم اسدالله لاجوردی منش معتدل تری داشت. اما روش بازتر برادر حسن آن روز‌ها هدف تواب سازی زندانیان سیاسی و حذب برخی از آنها برای پروژه‌های فرهنگی و سیاسی مورد نظر نظام را دنبال می کرد.

در سال ۱۳۶۳ به دعوت حسین شریعتمداری یار همیشگی‌اش به زندان اوین و قزل حصار رفت و در بخش عقیدتی و فرهنگی فعالیت کرد. در آن زمان بخش فرهنگی در مقایسه با دیگر بخش‌های زندان های سیاسی و بخصوص رفتار تیم اسدالله لاجوردی منش معتدل تری داشت. اما روش بازتر برادر حسن آن روز‌ها هدف تواب سازی زندانیان سیاسی و حذب برخی از آنها برای پروژه‌های فرهنگی و سیاسی مورد نظر نظام را دنبال می کرد.

خاطرات یکی از زندانیان سیاسی در این خصوص روشنگر است که چنین توضیح می دهد:

« شایانفر معاونت حسین شریعتمداری را در بخش فرهنگی زندان به عهده داشت. این دو در سال‌های ۶۳ و ۶۴ در زندان همان سیاستی را در پیش گرفتند که بعدها اصلاح‌طلب‌ها در ارتباط با گشایش فرهنگی در جامعه پیش بردند. اولین اقدام‌شان ترتیب دادن یک نمایشگاه کتاب بزرگ در زندان بود. هر چه کتاب در بیرون از زندان بود را آوردند و فروختند. کتاب‌هایی که اگر در منزل کسی پیدا می‌کردند سند جرم او می‌شد.

…تحولی که شریعتمداری و شایانفر در محیط زندان آن سال‌ها ایجاد کردند باورکردنی نبود. آن دو، در بندها به پرسش و پاسخ با زندانیان می پرداختند و در مورد خواسته‌های آن‌ها پرس و جو می‌کردند و گفتگو‌ها ضبط می شد. در حقیقت پروژه تهاجم فرهنگی را این دو در زندان قزل‌حصار کلید زدند.»

بر اساس خاطرات برخی از زندانیان سیاسی آن دوران ، وی از همان موقع برای زندانیانی که با آنها در تماس بود پرونده‌ای تشکیل داده بود و به طور دقیق به شناخت و مستند سازی شخصیت و مواضع انها پرداخته بود.

خاطرات برخی از زندانیان حزب توده نیز روشن می سازد که شایانفر در جریان تواب سازی و مصاحبه‌های تلویزیونی نورالدین کیانوری و دیگر رهبران حزب توده نیز مشارکت داشته است. اما فعالیت‌های تواب سازانه حسن شایانفر و خاطراتی که از زندانیان سیاسی و تجدید نظر آنها همراه با حسین شریعتمداری گردآوری کرده و در اختیار وزارت ارشاد گذاشتند، باعث رشد‌شان در ساختار قدرت شد.

آنها بعد از استقبال از کتاب های مرکز فرهنگی زندان‌ها بنا به پیشنهاد فیض الله عرب سرخی مسئول وقت حراست وزارت ارشاد به روزنامه کیهان رفتند.

تغییر و تحولات بعد فوت آیت الله خمینی در راس هرم قدرت فرصت ویژه‌ای برای هر دوی آنها ایجاد کرد. بعد از مدتی کوتاهی از رهبری خامنه‌ای اداره روزنامه کیهان به حسین شریعتمداری سپرده شد و وی نیز شایانفر را به عضویت در شورای سردبیری و مسئولیت مرکز پژوهش‌های زندان منصوب نمود.

از این مقطع شایانفر نقش مهمتری در دستگاه سرکوب پیدا کرد. وظیفه وی مهار و کنترل رسانه‌ها در چارچوب مورد نظر و انجام اقدامات امنیتی در چارچوب اقتدار گرایی بر بستر فعالیت‌های رسانه‌ای بود.

مشارکت در برنامه هویت و برخورد با روشنفکران و تولید مطالب برای واقعی جلوه دادن تهاجم فرهنگی آغاز فعالیت‌های تهاجمی وی در سمت جدید بود. این اقدامات باعث شد تا در حلقه نزدیکان به رهبری قرار گرفته و دیده بانی ولایت فقیه و حمله و تخریب جریان‌های منتقد و مخالف به هدف اصلی‌اش تبدیل شود.

مشارکت در برنامه هویت و برخورد با روشنفکران و تولید مطالب برای واقعی جلوه دادن تهاجم فرهنگی آغاز فعالیت‌های تهاجمی وی در سمت جدید بود. این اقدامات باعث شد تا در حلقه نزدیکان به رهبری قرار گرفته و دیده بانی ولایت فقیه و حمله و تخریب جریان‌های منتقد و مخالف به هدف اصلی‌اش تبدیل شود. رابطه وی با رهبری چندان نزدیک بود که چند روز قبل از مرگش در جریان ملافات با تقی دژاکام از دیگر پلیس‌های فرهنگی ماجرای آخرین دیدارش با رهبری را شرح می دهد که نیمه تمام می ماند.

شایانفر در مصاحبه تفصیلی که در اسفند ۱۳۹۴ با خبرگزاری فارس داشت، تصریح کرده است که از دهه هفتاد به بعد اولویت وی شناسایی خط نفوذ و مقابله با جنگ نرم بوده است. او در دهه شصت بیشتر در قالب مبارزه با جنگ سرد مخالفان و غرب فعالیت داشت. در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای و همچنین متهم سازی سعید امامی به ارتباط با اسرائیل و ضد انقلاب رد پای شایانفر قابل مشاهده است. وی همچنین در تعطیلی رسانه‌های اصلاح طلب و برخورد با روزنامه نگاران نیز خوراک تبلیغاتی را فراهم ساخت. شایانفر در دهه ۹۰ به دلیل بیماری به مانند گذشته فعال نبود و بخشی از کار‌های او را افراد دیگری انجام می دادند اما تا پایان عمر نقش پلیس فرهنگی را رها نکرد.

آخرین مصاحبه او حاوی ادعای عجیبی است. او در خلال بخش‌های مختلف این مصاحبه طولانی صحبت‌های متناقضی انجام می دهد اما مدعی می شود که او نقش پلیس بد را بازی می کرده و تلویحا اصلاح طلبان و اعتدالی‌ها با محوریت خاتمی و روحانی را به عنوان پلیس‌های خوب معرفی کرده است. او می گوید وی و نیرو‌های همسو در پوشش رسانه‌های انقلابی با حملاتی که انجام می دهند وفضا سازی هایی که می کنند باعث می شوند تا نیرو‌های منتقد وسکولار روز به روز به صورت تاکتیکی به روحانی و خاتمی نزدیک بشوند. او این وضعیت این چنین توصیف کرده است:

« در مجموع این یک سناریویی است که فردی نقش پلیس بد و فرد دیگری نقش پلیس خوب را بازی می‌کند و ایرادی ندارد اگر محصولش در کاسه انقلاب برود.»

او بر خلاف حسین شریعتمداری، اصلاح طلبان را عمدتا تجدید نظر طلبانی می داند که به دلیل عدول از مواضع کلاسیک نظام مسیر نفوذ دشمن را هموار ساخته اند، اما ارتباطی با دولت‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی غربی ندارند. وی همچنین در مصاحبه مزبور با نهاد‌های اطلاعاتی مرزبندی کرده و مدعی می شود با آنها همکاری نداشته است. وی لبه اصلی حملات را متوجه سیاست‌های دولت‌های سازندگی و اصلاحات می داند که جبهه فرهنگی انقلاب را آسیب پذیر ساختند.

سخنان فوق ممکن است شکل دیگری از سناریو سازی وی برای اختلال در فضای فرهنگی باز و جریان آزاد اطلاع رسانی و تخریب جناح میانه روی نظام باشد. اما تعارض‌ها در آخرین اظهارات علنی وی قابل تامل است. از سویی می گوید نیرو‌های نزدیک به دولت روحانی با بی‌اعتنایی در مقابل جریان نفوذ خواب را از چشمان خامنه‌ای گرفته اند و از سوی دیگر از هنر رهبری تجلیل کرده و می گوید:

« بالاخره این مدیریت انقلاب و هنر رهبری آن است که کسانی را که روزی اصل انتخابات را تحریم می­‌کردند، به صحنه می‌آورد و اجازه می‌دهد که لیست داشته باشند.هنر انقلاب است که توانسته جریان معاند و اپوزسیون را تبدیل به جریان مطالبه­‌گر در چارچوب قانون و در درون نظام تبدیل کند.»

مشابه رویه همیشگی نیرو‌های ولایت مدار، نزدیکان شایانفر به دنبال ساختن چهره‌ای معنوی از او هستند که گویی از اسرار غببی اطلاع داشته است! حسین شریعتمداری مدعی شده «حاج حسن ما در حالی که شرایط جسمانی‌اش نشان از بهبودی ایشان داشت، از رفتن خود خبر داد و در مقابل حیرت ما به اربعین حسینی علیه‌السلام نیز اشاره کرد.»

این ادعا‌های غیر مستند که صحت و سقم آنها معلوم نیست و در برخوردی گزافه گویانه می خواهد هاله قدسی دور سوژه مورد نظر بکشد، تلاشی هدفمند است تا نسل‌های جوان حامی نهاد ولایت فقیه امثال شایانفر‌ها را الگوی خود قرار دهند.

شناخت کامل فعالیت ها و عمکلرد شایانفر و رمزگشایی از اسراری که وی سعی در پنهان سازی آنها داشت، نقش مهمی در فاش سازی ماهیت دولت سایه و چگونگی فعالیت آن در ایران دارد.

No responses yet

Nov 21 2016

بازداشت آقای هالو، این بار در شهر یزد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: محمدرضا عالی پیام شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترض ملقب به هالو  بیست و چهارم آبان ماه در شهر یزد دستگیر شده و بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

این دومین بار است که در یک ماه گذشته بازداشت شده است، بار اول در شیراز و این بار در یزد. محمدرضا عالی پیام شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترض ملقب به هالو  بیست و چهارم آبان ماه در شهر یزد دستگیر شده و بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

عالی پیام از سال 91 تا کنون بارها به خاطر سرودن اشعار طنز و انتقاد از حکومت راهی زندان شده است، اما هیچ گاه دست از انتقاد برنداشته است. او آبان ماه امسال از مردم خواست تا هفتم آبان ماه که به شکل غیر رسمی به روز کورش کبیر معروف شده، در پاسارگاد جمع شوند. هفتم آبان ماه جمعیت زیادی از شهرهای مختلف به آرامگاه کورش کبیر رفتند، شعر خواندند، شعار دادند به کورش اولین پادشاه هخامنشی ادای احترام کردند.

ویدئوهای زیادی از این مراسم در فضای مجازی منتشر شد، ویدئویی از شعرخوانی عالی پیام هم منتشر شد، عالی پیام لحظاتی پس از شعرخوانی توسط ماموران امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد. پسرش هم در صفحه اینستاگرام خبرانتقال پدرش از بازداشتگاه به بیمارستان سعادت شهر شیاز را به دلیل ضرب و شتم و عدم دسترسی به داروهایش قرار داد. روز بعد اما عالی پیام با انتشار تصویری از در یک بازداشتگاه و تجمع مردم از آزادی‌اش خبر داد و نوشت: «هفم آبان ماه، روز کورش کبیر، حضور در پاسارگاد، یک صحبت چند دقیقه‌ای با مردم، دستگیری، کتک خوردن شدید توسط سه دلواپس قوی هیکل، بازجویی، بازجویی، بازجویی، بازداشت بدون شام و ناهار، حمله عصبی و اعزام به بیمارستان توسط اورژانس، بلاتکلیفی و بلاتکلیفی و بلاتکلیفی تا الان که در خیابان‌های شیراز پلاسم و نگران کسانی هستم که هنوز در بازداشتگاه سروش بلاتکلیفند و با خانواده‌های آن‌ها که در مقابل بازداشتگاه نگران قدم می‌زنند، همدردی می‌کنم.»

حسین عاشوری از دوستان محمدرضا عالی پیام که او را در سفر به پاسارگاد همراهی می‌کرده یکی از دستگیر شدگان این تجمع است او هنوز آزاد نشده و در زندان عادل آباد شیراز به سر می‌برد. محمدرضا عالی پیام برای پیگیری و ضعیت دوستش به شهر محل زندگی او؛ یزد می‌رود اما او هم در همان شهر یزد دوباره بازداشت می‌شود و الان بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

دوستداران محمدرضا عالی پیام با راه‌اندازی یک کمپین خواستار آزادی این شاعر منتقد شده‌اند. آن‌ها اطلاعات جدید مربوط به عالی پیام را در این سایت http://free.haalou.com/ ، فیس بوک و توئیتری که با همین نشانی ساخته شده، به اشتراک می‌گذارند و از کاربران خواسته‌اند با هشتگ #FreeHaalou در فضای مجازی نسبت به دستگیری «هالو» اعتراض کنند.

خانواده عالی‌پیام در شرایط فعلی حاضر به گفت‌وگو با رسانه‌ها نیستند اما در اینستاگرام گاهی از وضعیت پدرشان خبر می‌دهند. آخرین پست اینستاگرام عالی پیام دلنوشته عروس‌اش برای اوست که از نوجوانی شاگرد عالی پیام هم بوده است: « تو برای راهی که می روی خیلی چیزها را فدا کردی. دفتر فیلمسازی و تبلیغاتی داشتی بر میدان ونک. ماشین. خانه. راننده. ویلا. ملک و املاک.تو شعر نوشتی و آنها فیلمت را توقیف کردند. جلوی انتشار کتاب هات را گرفتند. دفترت را بستند. ممنوع الکار شدی. به زندان رفتی. همه ی دارایی ات را بانک حراج کرد. اجاره نشین شدی و با صاحب خانه هایی سر و کله زدی که هر سال از ترس سیاسی بودنت تو را جواب می کنند.»

او در قسمت دیگری از آنچه این روزها بر خانواده محمدرضا عالی پیام می‌گذرد نوشته: «این چند روز که دوباره زندان بودی به عالم و آدم زنگ زدیم و برای وثیقه رو انداختیم. چه آنها که حساب تعداد املاک شان از دستشان در رفته و چه دیگرانی که فکر می کردیم، کاری از دستشان بر بیاید و این لطف را در حقمان بکنند. اما همه و همه به ناگهان ملک و املاک شان یا در گروی بانک است یا به نام فرزندشان، یا سند ندارند، یا همسرشان اجازه نمی دهد و هزارها دلیل دیگر و ما بعد از هر تماس تنها تر می شدیم و این غم بزرگی ست. این برای ما غم خیلی بزرگی ست بابا. که وقتی تو نیستی هیچکس نباشد که به دادمان برسد. از شش صبح تا دوازده شب در خیابان ها راه می رفتیم به هر کجا که فکرش را بکنی سر زدیم و از هر کسی که فکرش را بکنی خواستیم لااقل داروهایت را به تو برسانند.»

بسیاری از دوستداران عالی پیام در کامنت‌های این پست از خانواده این شاعر معترض خواسته‌اند که شماره حسابی برای حمایت از او اعلام کنند، خواسته‌ای که خانواده عالی پیام تن به آن نداده‌اند.

محمدرضا عالی پیام، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیباست او علاوه بر بازیگری در چند فیلم سینمایی، عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی و مدیر عامل مؤسسه مینا فیلم و مدیر مسئول مؤسسه تبلیغاتی دایره مینا بود. به گفته خانوادهاش اما او اجازه شرکت در هیچ انجمنی را ندارد و فروش کتاب اشعار طنز او که با نام  «افاضات هالو» منتشر شده بود، ممنوع شده است.

No responses yet

Nov 19 2016

کتک زدن زن دستفروش در ایران؛ شهرداری فومن عذرخواهی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: شهرداری فومن در شمال ایران، در اطلاعیه‌ای درباره کتک زدن یک زن دستفروش، از او عذرخواهی کرده و گفته است که مامور خاطی “تا مشخص شدن کلیات ماجرا تعلیق شده است.”

انتشار فیلم درگیری فیزیکی این زن با ماموران شهرداری و در نهایت کتک زدن او توسط یک مامور دیروز، جمعه ۲۸ آبان، بازتاب نسبتا گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت.

شهرداری فومن در استان گیلان، شب گذشته در واکنش به انتقادهای مطرح شده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اعلام کرد که “جلسه فوری” برای بررسی این موضوع داشته و قصد دارد از “فرد سد معبر کننده” دلجویی کند.

شهردار فومن هم در اطلاعیه‌ای جداگانه رفتار کارمند سد معبر شهرداری فومن را “زشت و زننده” توصیف کرده و “از مردم و پیرزن” عذرخواهی کرده است.

شهرداری فومن در اطلاعیه خود گفته است که شخص مورد نظر به اخطارها “توجه نکرده” و در طول این مدت همچنان در پیاده رو حضور داشته و باعث “دلخوری مغازه‌داران و سایر کسبه” شده است.

همچنین در این اطلاعیه گفته شده است که فرزند این زن سالمند دستفروش درگیری را “شروع کرده” و به سوی ماموران “صندلی پرتاب کرده است.”

برخورد ماموران سد معبر با دستفروشان پیش‌تر هم در شهرهای دیگر باعث حادثه‌های مختلف شده است.

در یکی از جنجالی‌ترین آنها، مرداد ماه دو سال پیش در تهران، علی چراغی که همراه پسر نوجوان خود در منطقه تهران پارس بود، در درگیری با ماموران سد معبر کشته شد. بیشتر اینجا بخوانید.

No responses yet

Nov 18 2016

روایت حکم شلاق در ایران:«ساده‌لوح هستند اگر فکر کنند درس عبرت شد،مشروب حالا نشان اعتراض من است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: به تازگی قربانیان حکم “شلاق”در ایران تصاویر بدن‌های شلاق خورده خود را به نشان اعتراض در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند تصاویری از پوست‌های کبود و ورم کرده که بی‌شک دردناک و آزاردهنده هستند.
جمهوری اسلامی ایران از معدود کشورهایی است که شرع را به عنوان یکی از منابع اصلی قانون مجازات خود برگزیده است.
اجرای قوانین شرع در کشوری با جمعیت جوان که بسیاری از آنها دیدی همسان با دولت ایران نسبت به اسلام ندارند به مشکلات و درگیری‌های روزانه بین مردم و حکومت دینی ایران بدل شده است.
هرروزه اخباری از بازداشت جوانان به علت حضور در “مهمانی‌های مختلط”، نوشیدن مشروبات الکلی در رسانه‌ها منتشر می‌شود.
جرائمی که طبق قانون ایران مجازاتشان مشخص است:”شلاق”

در اینباره بیشتر بخوانید:
کمیک استریپ به سبک بسیج: عاقبت ماهواره و فیسبوک، زنان خیابانی و تجاوز…
رستوران‌های “زیرزمینی”در ایران:تجربه مزه کردن غذاهای “ممنوع”، بدون مانتو و روسری

اما این اخبار تنها نوک کوه یخ است. بیشتر اخبار یورش پلیس به مهمانی‌های شبانه، بازداشت زوج‌های ازدواج نکرده که هر روز در شهرهای مختلف ایران رخ می‌دهند اساساً راهی به رسانه‌های نمی‌یابند.
اما به تازگی صفحه فیسبوکی “آزادی‌های یواشکی“دست به انتشار تصاویر دختران و پسران شلاق خورده کرده است. تصاویری که این جوانان پس از این مجازات از خود گرفته‌اند و برای این صفحه ارسال کرده‌اند.
رد کبودی و قرمزی شلاق روی پوست قربانیان نشان‌دهنده درد غیرقابل تحمل آن است که تا روزها با آنها باقی می‌ماند. اما با این حال به گفته ناظران ما در ایران، درد تحقیر و توهین‌هایی که حین بازداشت و پس از آن تحمل کرده‌اند، زخمی است که هیچ‌گاه بهبود نخواهد یافت.

تصویر در صفحه “آزادی‌های یواشکی“منتشر شده است

«از آن روز از هر چیزی که ربطی به دارد متنفر شدم»

Sam T.

Sam T.

سام ناظر ما است که حکم شلاق را تجربه کرده است. او سال گذشته به خاطر نوشیدن الکل در اصفهان بازداشت شده است:

یک سال پیش من در خیابان بازداشت شدم. ما حدود نه دختر و پسر بودیم که در منزل من در حال نوشیدن الکل بودیم. من برای خریدن نوشیدنی بیشتر از خانه خارج شدم. اما به ناگهان خود را در ایست بازرسی بسیج دیدم. آنها متوجه شدند که من مشروب خورده‌ام و حدود دو لیتر مشروب را نیز همراهم پیدا کردند. از همان لحظه فحش‌های ناموسی و ضرب و شتم آغاز شد. آنها شب من را به یک پایگاه بسیج بردند و آنجا هم ضرب و شتم و مشت و لگد ادامه پیدا کرد. سپس من را مجبور کردند که توالت‌های آنها را بشورم. تنها هدفشان این بود که ضرب و شتم و توهین را با تحقیر نیز تکمیل کنند.
فردا صبح من را به یک پاسگاه پلیس انتقال دادند. آنجا وضعیت بهتر بود. تفهیم اتهام شدم اما هر چه قدر تلاش کردم که از بسیجی‌هایی که شب قبل من را کتک زده بودند شکایت کنم، کسی اساسا به حرفم توجه نمی‌کرد. آنها پافشاری می‌کردند که من از کجا می‌آمدم و به کجا می‌رفتم و مشروب را از چه کسی خریده بودم اما من پاسخ درستی به آنها ندادم.

تصاویر در صفحه “آزادی‌های یواشکی“منتشر شده است

من چه قدر ساده‌لوح بودم، آنها چه قدر ساده‌لوح هستند

همان روز به دادگاه برده شدم. دادگاهی که تنها ۵ دقیقه طول کشید. سه بار خواستم به قاضی بگویم که من کتک خورده‌ام اما هر سه بار به گفت “خفه شو”و اساساً اجازه حرفی به من داده نشد. سپس با سند آزاد شدم.
بعد از مدتی هم حکمی به در منزل آمد که باید ۳۰۰ هزار تومان جریمه پرداخت می‌کردم و ۲۰ ضربه شلاق می‌خوردم.
من تا روزها درد شدیدی داشتم. با این حال خود و دوستانم را خوش‌شانس تصور می‌کردم چرا که اگر آنها ما را با هم گرفته بودند. این به معنای کتک بیشتر، تحقیر بیشتر، شلاق بیشتر و جریمه بیشتر بود.

بعد از حدود یک هفته که درد آرام گرفت به خودم گفتم خوب دیگر تمام شد، اما چه ساده‌لوح بودم.
درد توهین‌ها و تحقیرها همواره با من است. هیچ‌گاه نمی‌توانم تحقیر و کوچک شدنم توسط بسیجی‌ها را در پایگاه بسیج فراموش کنم. از آن روز به بعد حس تنفر از بسیج و دادگاه و … همواره با من است. صادقانه بگویم، من پس از آن روز دیگر همان آدم سابق نیستم.
اگر آنها این کار را به عنوان “درس عبرت”برای من یا برای دیگران می‌کنند تا از آن به بعد قوانین اسلام را درست رعایت کنیم، باید این بار بگویم آنها چه ساده‌لوح‌هایی هستند.
از آن روز به بعد من از هر چیزی که مربوط به دین است متنفر شدم. من هیچ‌گاه آدمی نبودم که زیاد مشروب بنوشم؛ خیلی گاه به گاه. اما از آن روز به بعد از هر فرصتی برای نوشیدن مشروب استفاده می‌کنم. نوشیدن برای من تبدیل به یک حرکت اعتراضی علیه این وحشیگری شده است.

تصویر منتشر شده در صفحه “آزادی‌های یواشکی“

No responses yet

Nov 17 2016

نامه‌ی دردناک یک زندانی سیاسی سبز در حال اعتصاب غذا؛ «هیچ ظلمی بالاتر از گرفتن آزادی نیست»/ حلالم کنید به سوی حضرت حق می‌روم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: علی شریعتی زندانی سیاسی سبز محبوس در زندان اوین در پانزدهمین روز اعتصاب غذای خشک خود، طی نامه‌ای از دوستان و اشنایان خود طلب حلالیت کرد و نوشت که «به سوی حضرت حق می‌رود.»

به گزارش خبرنگار «سحام»، وضعیت عمومی و جسمانی علی شریعتی بسیار وخیم گزارش شده و مسئولین زندان به درخواست‌های وی هیچ اهمیتی نشان نداده‌اند.

متن این نامه که در برای انتشار اختیار «سحام» قرار گرفته به شرح زیر است:

انالله و اناالیه راجعون
امروز که در پانزدهمین روز اعتصاب غذا و هفتمین روز اعتصاب غذای خشک خود به سر می‌برم مرگ را بسیار نزدیک می‌بینم هفت بار بیهوش شده و ایستاده سقوط کردم یک بار ایست تنفسی داشتم. اینها همه کافیست تا انسان عاقل بداند که مرگ نزدیک‌تر از همیشه است.
از تاریخ اموخته‌ام که آنچه می ماند نام نیک است و آنچه رفتنی‌ست ظلم ظالم. در زندگی آموخته‌ام آنچه ارزش جنگیدن تا پای جان را دارد شرف و آزادگی است. و انسانی که شرف ندارد پس چه دارد؟

زندگی به من آموخته است تحمل ظلم و ستم از سوی مظلوم کمتر از روا داشتن آن به دیگران نیست و هیچ ظلمی بالاتر از گرفتن آزادی نیست، تاریخ به من آموخته که تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید و همه را بلاخره دیر یا زود فرا خواهد گرفت، چه درخت چنار باشیم چه بر اریکه قدرت تکیه زده باشیم.

من از همت‌ها و زین الدین‌ها، از باکری‌ها و جهان آراها آموخته‌ام که زیستن را جز در سایه آزادی و آزادگی نشاید. پس از مادر و خواهرم خواهش میکنم که در سوگ من حد اعتدال را رعایت کرده و دشمن شاد نباشند، که این مرگ مرا گواراتر از شیر و شیرین‌تر از عسل است، به همسرم توصیه میکنم که شرافت خود را ارزان‌تر از جانت نفروش در زمانه‌ای که ظالمان شرافت را ارزان‌تر از همیشه کرده و دروغ و اختلاس‌ها و تهمت‌ها و بگم بگم ها را رواج داده‌اند. و در این وا نفسای زر و زور و تزویر جیب آنها از بیت المال و حق الناس سر سیری ندارد.
و فراموش کردن که حتی عمر نور نبی را داشته باشند بلاخره خواهند مرد، همان‌ها اینک به همدستی سیستم فاسد قضایی صدها صدا را در گلو خفه کرده و هر که سر مخالفت داشته باشد را فاسد، فتنه گر، عامل نفوذ و صهیونیستی … می نامند.

همان جابران و ظالمان، همان چپاولگران و حامیانشان، من را که عاشق ایران و ایرانی هستم مخل امنیت ملی دانسته و برایم ظالمانه ۱۳ سال حبس و ۵ سال حبس تعیین شده صادر کرده‌اند، در این زمانه‌ای که چپاولگران سنگ‌ها را بسته و سگ‌ها را باز کرده‌اند من شرافتم را در این بازار مکاره به قیمت کمتر از جانم نمی فروشم و سر تسلیم به این حبس و این ظلم فرو نخواهم آورد.

از کلیه دوستان و آشنایان و بستگان طلب حلالیت کرده و به سوی حضرت حق می روم.
علی شریعتی زندان اوین
۱۳۹۵/۸/۲۵

No responses yet

Nov 08 2016

تلاش پلیس امنیت اماکن برای شناسایی مسافران شیراز در مهر و آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافری در ایران در بخشنامه‌ای «خیلی فوری» از اعضای این انجمن خواست تا اسم و مشخصات افرادی را که از تاریخ ۲۴ مهرماه گذشته تا دهم آبان به شهر شیراز سفر کرده‌اند به این انجمن ارائه دهند.

در این بخشنامه، قید شده است که هدف از این کار ارائه مشخصات این مسافران به «پلیس امنیت اماکن» است.

تصویر نامه‌ای که در وب‌سایت انجمن صنفی آژانس‌های مسافرتی منتشر شده استتصویر نامه‌ای که در وب‌سایت انجمن صنفی آژانس‌های مسافرتی منتشر شده است

آن طور که از این بخشنامه برمی‌آید، «پلیس امنیت اماکن ایران» به دنبال افرادی است که «در قالب تورهای داخلی از تاریخ ۲۴/۷ تا ۱۰/۸ به شیراز سفر کرده‌اند».

این بخشنامه حاوی اطلاعات مشخصی در این باره نیست و ذکر نمی‌کند که پلیس امنیت به چه دلیل مشخصات این مسافران را می‌خواهد.

با این حال به نظر می‌رسد هدف از صدور این بخشنامه شناسایی افرادی باشد که برای بزرگداشت روز کوروش در هفته نخستین آبان‌ماه به شیراز سفر کردند.

در ایران، هفتم آبان‌ماه، به طور غیررسمی روز کوروش نام‌گذاری شده و چند سالی است که گروه‌هایی از مردم از سراسر کشور در چنین روزی در پاسارگاد جمع می‌شوند.

در سال جاری از پاسارگاد گزارش شد که «هزاران نفر» برای بزرگداشت این روز در این محل تجمع کردند.

بر پایه برخی گزارش‌ها، گروهی از تجمع‌کنندگان امسال در پاسارگاد، شعارهایی از جمله «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست» و همچنین شعارهایی علیه حکومت جمهوری اسلامی سر دادند.

بخشنامه جدید انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافری که تاریخ ۱۵ آبان‌ماه را بر خود دارد روز دوشنبه، ۱۷ آبان‌ماه، بر وب‌سایت این انجمن قرار گرفته، اما در روز سه‌شنبه نیز با یک اصلاحیه در تاریخ بار دیگر روی این وب‌سایت منتشر شده است.

این بخشنامه با قید «خیلی فوری» خطاب به مدیران «شرکت‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی» در سراسر ایران ارسال شده و امضای رئیس هیئت مدیره این انجمن یعنی محمدحسن کرمانی را بر خود دارد.

پیشتر دادستان شیراز در روز دوشنبه، دهم آبان، از دستگیری برگزارکنندگان تجمع روز کوروش خبر داده و گفته بود که «برای این افراد پرونده قضایی تشکیل شده و وفق مقررات برخورد قضایی لازم با آنها صورت خواهد گرفت».

تجمع روز کوروش اعتراض حسین نوری همدانی، از مراجع تقلید شیعه در قم، را نیز به دنبال داشت که با انتقاد از حضور هزاران تن در کنار آرامگاه کوروش در پاسارگاد گفت که چطور این افراد می‌توانند شعارهایی را که برای رهبر جمهوری اسلامی سر داده می‌شود سر دهند و «باز ما زنده، نشسته‌ایم و تماشاگر هستیم».

No responses yet

Nov 08 2016

اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی: امامان جمعه به تصمیم‌های وزارت ارشاد احترام بگذارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

دیگربان: اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی از قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای حزب‌الله خواست به تصمیم‌های وزیر ارشاد احترام بگذارند.

آقای جهانگیری گفته «امضای وزارت ارشاد باید برای همه، برای قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای انقلاب محترم شمرده شود.»

وی افزوده «به آقایانی که فکر می‌کنند فراتر از قانون می‌توانند کاری کنند باید بگویم که خود آنان از این موضوع ضرر خواهند کرد.»

معاون اول روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از نهاد‌هایی سخن به میان آورده که بودجه فرهنگی زیادی از دولت ‌می‌گیرند٬ اما عملکرد آنها زیر سئوال است.

جهانگیری همچنین گفته «باید در بخش فرهنگ از رویکردهای سیاسی امنیتی به رویکرد علمی و فرهنگی بیشتر توجه کنیم و برخورد با مسائل فرهنگی باید به دور از افراط و تفریط باشد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .