اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jan 21 2013

گزارش‌ ایسنا‌ از روند محاکمه و اعدام ‌علنی دو محارب: زورگیرانی که زود گیر افتادند!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

ایسنا: دو پسر جوان که چندی پیش فیلم مربوط به زورگیر‌ی‌ و مورد ضرب و شتم قرار دادن یک شهروند تهرانی توسط آنها در تلویزیون پخش شد، پس از محکوم شدن به مجازات محاربه و افساد فی‌الارض در شعبه 15 دادگاه انقلاب و تایید این حکم در دیوان عالی کشور در ملاء عام به دار مجازات آویخته شدند.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دادگاه رسیدگی به پرونده 4 متهم به زورگیری که بر اساس اظهارات نماینده دادستان تهران همگی آنها زیر 24 سال سن داشتند، صبح روز شنبه، 9 دی‌ در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد و طی آن هر چهار متهم محاکمه شدند.

شعبه 15 دادگاه انقلاب نیز حکم به اعدام متهمان ردیف اول و دوم با اتهام محاربه و حبس 10 سال و تبعید تا 5 سال برای متهمان ردیف سوم و چهارم این پرونده داد. این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد و پس از استیذان از رییس قوه قضاییه بامداد روز یک‌شنبه یکم بهمن در خیابان بهشهر واقع در ضلع شمالی پارک هنرمندان و با حضور تعدادی از مردم تهران به اجرا درآمد.

حاشیه‌های مراسم اعدام

حضور ماموران پلیس و تعدادی از مردم که تقریبا صد نفر و غالبا جوان بودند در سحرگاه اول بهمن ماه، سکوت پارک هنرمندان را شکسته بود.

خیابان بهشهر حد فاصل ایرانشهر تا خیابان خردمند جنوبی به عنوان محوطه اجرای حکم دو زورگیر محکوم به مجازات محاربه انتخاب و با داربست محصور شده بود.

رفته رفته به تعداد جمعیت افزوده شد و شمار آنها به حدود سیصد نفر رسید. این بار و در بین نظاره‌گران یک مراسم علنی اعدام، زن جوان و کودک دیده نمی‌شد. لامپی از آپارتمان‌های مشرف بر محوطه اجرای حکم نیز روشن نبود و کسی برای مشاهده این صحنه از پنجره به بیرون سرک نکشیده بود.

ساعت پنج و چهل و هشت دقیقه آمبولانس پزشکی قانونی وارد محوطه اجرای حکم شدند.

دو دقیقه بعد خودروی حمل محکومان به این محوطه وارد شد و مسئولین داسرا برای اجرای حکم در محل حاضر شدند.

راس ساعت 6 دو محکوم به مجازات محاربه با چهره‌هایی بهت زده از خودرو پایین آمدند و بلافاصله خود را در مقابل نور فلاش عکاسان و سوالات پی در پی خبرنگاران دیدند. یکی از محکومین به خبرنگاران گفت “من بیگناهم” و دیگری گفت “من تنها خانواده‌ام را دوست دارم”.

کمی بعد محکومین به سکوهای دو جرثقیل مستقر در محل اجرای حکم هدایت شدند و ضابطین اجرای حکم طناب دار را به گردن آنها آویختند.

پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید و حکم دادستانی در ساعت شش و سیزده دقیقه اهرم های دو جرثقیل بالا رفت و سکوتی بر فضا حکم فرما شد تا تنها صدای گریه دو دختر که ظاهرا خواهران محکومین بودند به گوش برسد.

محکومین حدود بیست دقیقه بر بالای دار بودند که در ساعت شش و سی دقیقه اهرم های دو جرثقیل پایین آمدند و پس از تایید مرگ محکومین توسط پزشکی قانونی، آنها را در کاور قرار دادند و به داخل آمبولانس انتقال دادند.

به گزارش ایسنا؛ نوشتار ذیل نیز بازخوانی روند برگزاری دادگاه و صدور رای این پرونده زورگیری است که در کمتر از یک ماه به سرانجام رسید و دو متهم اصلی آن مجازات شدند.

آغاز محاکمه متهمان

رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب در ابتدای دادگاه با اعلام آغاز دادگاه با حضور وکلای مدافع متهمان و نماینده دادستان تهران گفت که وکلای مدافع چهار متهم به زورگیری وکلای تسخیری هستند و هیچ کدام از آنها حاضر به دفاع از متهمان نبودند، بلکه با دستور دادگاه به جلسه محاکمه فرا خوانده شده‌اند.

در هنگام تلاوت آیات قرآن مجید نیز صدای گریه‌های این چهار متهم که همگی تقریبا کمتر از 25 سال دارند به گوش می‌رسید.

صلواتی در ادامه با اشاره به اینکه دادگاه فقط به جرایم مندرج در کیفرخواست رسیدگی می‌کند از نماینده دادستان تهران خواست تا کیفرخواست صادره علیه این چهار متهم را قرائت کند.

امیراسماعیل رضوان‌فر نماینده دادستان نیز با حضور در جایگاه با بیان اینکه دو مطلب را باید در ارتباط با این پرونده طرح کند، گفت: مطلب اول در رابطه با افرادی است که هنوز از سلاح سرد استفاده می‌کنند. این افراد باید بدانند که قانون در رابطه با نگهداری از سلاح سرد و گرم مواردی را متذکر شده و نگهداری این سلاح‌ها جرم محسوب می‌شود و زمانی که افرادی سلاح بر روی مردم می‌کشند تحت عنوان محاربه تحت تعقیب قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: مطلب دوم، با توجه به شرایط سنی متهمان این پرونده که اکثرا جوان هستند از صاحبان امور کیفری و حقوقی تقاضا دارم که با رعایت شرایط سنی آنها به این پرونده ورود پیدا کنند و با بررسی زوایای پنهان این پرونده، ابعاد جدیدی از آن را روشن کنند.

رضوان‌فر در قرائت کیفرخواست صادره از سوی دادستانی تهران نسبت به متهمان این پرونده ادامه داد: متهم ردیف اول این پرونده متولد 1368 و سابقه‌دار است. بر حسب مندرجات کیفرخواست اتهام وی محاربه و افساد فی‌الارض از طرق سرقت مسلحانه با سلاح سرد و ایجاد رعب، وحشت، هراس و نیز ایراد ضرب و جرح عمدی به شاکی پرونده است.

وی ادامه داد: متهم ردیف دوم این پرونده نیز متولد 1371 و فاقد سابقه است. اتهام وی محاربه افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه با سلاح سرد و ایجاد رعب و هراس است.

نماینده‌ی دادستان تهران ادامه داد: متهم ردیف سوم این پرونده هم متولد 1370 و سابقه دار است. متهم ردیف 4 این پرونده نیز متولد 1368 و سابقه دار است که اتهامات متهمان ردیف سوم و چهارم، سرقت مسلحانه با سلاح سرد است.

رضوان‌فر در تشریح چگونگی وقوع ماجرای این پرونده گفت: در تاریخ 12 آذرماه سال جاری زمانی که شاکی پرونده برای رفع مایحتاج خود برای دریافت پول به بانک سامان مراجعه می‌کند در زمان برگشت از بانک توسط متهمان با دوموتور سیکلت که مسلح به سلاح سرد بودند روبرو می‌شود. این متهمان مبادرت به سرقت اموال شاکی می‌کنند و حتی آنها می‌خواستند حلقه ازدواج شاکی این پرونده را نیز به اجبار و زور از دستش خارج کنند، ولی نهایتا با سرقت لوازم و حتی کاپشن شاکی باضربه قمه‌ای که به وی می‌زنند از محل متواری می‌شوند.

رضوان‌فر تصریح کرد: با توجه به دلایلی که در صحنه جرم باقی‌مانده بود، متهمان دستگیر شدند و در تحقیقات اولیه به اتهامات خود اعتراف کردند و با توجه به این که صحنه سرقت در رسانه‌ها پخش شده بود، در بازسازی صحنه متهمان حضور پیدا کردند و انجام جرم ارتکابی خود را تایید کردند.

وی ادامه داد: برای بررسی وضعیت روحی و روانی متهمان، آنها به پزشکی قانونی ارجاع داده شدند و در پزشک قانونی صحت سلامت روحی و روانی آنها و عدم جنون‌شان تایید شد.

نماینده دادستان تهران گفت: با توجه به شاکی این پرونده و حضور متهمان و نیز افرادی که در صحنه سرقت حضور داشتند همگی نشان دهنده‌ی این است که ایجاد رعب و وحشت را این متهمان به تصویر کشیده‌اند و با توجه به شرایط پرونده و انطباق آن با مواد قانونی درخواست مجازات این متهمان را دارم.

رضوان‌فر در پایان از ریاست دادگاه خواست که فیلم وقوع این ماجرا را در دادگاه به نمایش بگذارد تا شاید نشان دادن صحنه وقوع جرم در روند رسیدگی به این پرونده تاثیری داشته باشد.

دفاعیات متهم ردیف اول

در ادامه دادگاه، قاضی‌صلواتی از متهم ردیف اول این پرونده خواست تا در جایگاه قرار گیرد. متهم نیز در جایگاه قرار گرفت و قاضی از او پرسید که متولد چه سالی هستی؟

متهم گفت: متولد 1368

قاضی پرسید: چند سال سابقه داری؟

متهم پاسخ داد: 3 یا 4 سال

قاضی پرسید: چه شغلی داری؟

متهم پاسخ داد: موتور فروش هستم.

قاضی صلواتی در ادامه خطاب به متهم ردیف اول گفت: بر اساس کیفرخواست صادره شما متهم به محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت با سلاح سرد و ایراد جرح عمدی نسبت به شاکی هستید از خود دفاع کنید.

متهم در دفاع از خود گفت: من مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به 4 میلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم، کمیته امداد به ما وام داد که ما از طریق آن وام، خانه‌ای را برای خودمان، یعنی من و خواهر و مادربزرگم و مادرم بخریم. مادرم نمی‌توانست سر کار برود، من به او گفتم، تو نگران نباش برای عملت من این پول را جور می‌کنم. در واقع من مجبور شدم به خاطر فقر این کار را انجام دهم.

قاضی از متهم ردیف اول، خواست که حادثه را تعریف کند.

متهم پاسخ داد: من قهوه خانه نشسته بودم که یکی از دوستانم (متهم ردیف دوم) پیش من آمد و ماجرا را به او گفتم. او به من پیشنهاد داد که بیا با هم برویم و دور بزنیم. گفت من شاکی دارم و می‌توانم رضایت شاکی‌ام را بگیرم تا از این طریق پولی برای تو به دست آوریم. من هم پول نیاز داشتم وسوسه شدم و با هم رفتیم.

این متهم ادامه داد: دوستم به دوستان دیگرمان (متهم ردیف سوم و چهارم) زنگ زد. ما یک چاقو داشتیم، یک چاقوی دیگر نیز از شوش تهیه کردیم و همگی با هم مشغول دور زدن بودیم که این آقا (با اشاره به شاکی پرونده) را دیدیم. زمانی که از کوچه رد می‌شدیم، دیدیم کوچه هم خلوت است، همین که آقا جلو خانه رسید، پیاده شدیم و یک چاقو من به او زدم، که قصدم ضربه زدن نبود و اموال او را گرفتیم. در واقع زمانی که درخانه باز شد و می‌خواست به خانه برود کاپشنش به اشتباه دست دوستم ماند، چرا که او کیفش را نمی‌داد.

قاضی خطاب به متهم گفت: مدارک او چه شد؟

متهم پاسخ داد: از همان کوچه که می‌خواستیم بیرون برویم در کیف را باز کردیم و پول را برداشتیم و مدارک را در کوچه‌ای انداختیم.

قاضی به متهم گفت: چرا حلقه‌ی او را می‌خواستید درآورید؟

متهم پاسخ داد: ما نمی‌خواستیم حلقه‌اش را درآوریم، ما می‌گفتیم دستش را باز کند ولی او امتناع می‌کرد، مبلغی هم که ما از کیف او برداشتیم 70 هزار تومان بود.

قاضی خطاب به متهم گفت: مدارکی که اینجاست نشان می‌دهد که سوابق شما خیلی زیاد است.

متهم گفت: نه، یکی دو تا بیشتر نبوده یکی اتهام دعوا و دیگری به اتهام مزاحمت بوده است.

قاضی خطاب به متهم گفت: پس کیف قاپی چی؟

متهم پاسخ داد:‌ از آن اتهام تبرئه شدم.

قاضی خطاب به متهم گفت: در فیلم نشان می‌دهد که سلاح شما چاقو نبوده، بلکه قمه بوده است.

متهم پاسخ داد: نه آقا! چاقو بوده است.

قاضی از متهم پرسید: چند فقره به این شکل انجام دادید؟

متهم گفت: من متوجه انجام این جرایم نشده‌ام و تازه (این کار را) شروع کرده‌ام. ولی یک هفته بعد از آن ماجرا دوباره به صورت چهار نفری اقدام به سرقت کردیم که مبلغ دریافتی از آن سرقت 40 هزار تومان بود که در آن ماجرا من گاز اشک آور داشتم و دوستم چاقویی داشت.

قاضی خطاب به متهم گفت: مورد دیگری هم در شریعتی و تجریش از شما گزارش شده است.

متهم پاسخ داد: من نبوده‌ام.

قاضی با تاکید خطاب به متهم گفت: شاکی این پرونده الان در دادگاه حضور دارد، چرا امتناع می‌کنید؟

متهم پاسخ داد: آن روز هم شاکی این پرونده در آگاهی آمد و گفت که من نبوده‌ام.

قاضی گفت: ولی شاکی آن پرونده هم همین الان در دادگاه است.

قاضی صلواتی در ادامه از متهم پرسید که انگیزه تو از ارتکاب چنین اقداماتی چه بود؟ که متهم پاسخ داد: فقر!

قاضی گفت: هر کسی فقر داشت باید قمه بگیرد و مردم را سرکیسه کند؟

متهم پاسخ داد: پول حرام از گلوی کسی پایین نمی‌رود.

قاضی گفت: پس چرا این کار را کردی؟

متهم گفت: می‌خواستم کمک حال مادرم شوم، بی‌پولی مرا مجبور به چنین کاری کرد.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: پس امنیت جامعه چه می‌شود؟

متهم گفت: اشتباه کردم.

قاضی از او پرسید: پدرت زنده است.

متهم گفت: نه پدرم به علت ناراحتی قلبی فوت کرده است.

قاضی پرسید: اگر کسی با خودت چنین کاری کند، انتظارات از دستگاه قضایی چیست؟

متهم پاسخ داد: نمی‌دانم! شاید من هم از او شکایت می‌کردم.

قاضی خطاب به متهم گفت: انتظار چه مجازاتی دارید؟

متهم گفت: نمی‌دانم من را عفو کنید و به من تخفیف بدهید تا اشتباهاتی که کردم را جبران کنم.

اظهارات شاکی ردیف اول

در ادامه جلسه، شاکی ردیف اول پرونده با دستور قاضی در جایگاه حاضر شد تا درباره‌ی جزییات وقوع حادثه توضیحاتی ارائه کند.

وی گفت: حدود ساعت 11 ظهر بود که می‌خواستم وارد شرکت شوم که این افراد با قمه دور من را گرفتند و خواستند حلقه‌ی من را از دستم بیرون بیاورند که من دستم را مشت کردم و نگذاشتم این کار را انجام دهند.

وی افزود: یکی از متهمین با قمه به صورت من زد و حتی منشی شرکت هم بیرون آمده بود و داد و فریاد می‌کرد و وقتی متهمین احساس خطر کردند خیلی راحت سوار موتور شدند و گریختند.

قاضی صلواتی از شاکی پرسید، چرا وقتی چند روز پیش به شعبه مراجعه کردید انگشتر در دست شما نبود؟

شاکی پاسخ داد: من می‌ترسم. الان نه حلقه و نه ساعت دستم نمی‌کنم. پول هم به اندازه‌ی کرایه تاکسی در جیبم می‌گذارم و اگر با اعضای خانواده بخواهیم به بانک برویم حتما باید چند نفر باشیم. ما حتی دیگر از صدای موتور هم می‌ترسیم.

قاضی صلواتی از شاکی پرسید که چه خواسته‌ای از دادگاه دارید؟

شاکی پاسخ داد: هر تصمیمی که دادگاه بگیرد برای من مورد احترام است.

اظهارات شاکی ردیف دوم

در ادامه، شاکی ردیف دوم نیز به جایگاه آمد و در بیان جزییات روز حادثه گفت: یک روز جمعه در آبان ماه بود که با ماشین به سمت تجریش در حرکت بودم، در بلوار کاوه دیدم دو موتور سوار خلاف جهت حرکت می‌کنند.

وی افزود: پشت چراغ قرمز و 30 – 40 متر مانده به تجریش یک موتوری کنار ماشین من حرکت کرد و موتور به گلگیر ماشین اصابت کرد. من احساس کردم تصادف شده است، شیشه سمت همسرم بالا بود ولی شیشه سمت من پایین بود که یک دفعه دو دست داخل ماشین آمد و شروع به کشیدن زنجیر دور گردن من کرد.

شاکی پرونده ادامه داد: من فقط توانستم در ماشین را قفل کنم و شروع به حرکت کردم. من نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم، زنجیر هم از گردنم جدا نمی‌شد ولی آنها آن‌قدر زنجیر را کشیدند که لباس و زنجیر من را با هم درآوردند.

وی افزود: پس از آن من پیاده شدم و دنبال آنها دویدم و کمی پایین‌تر دیدم که یکی از موتوری‌ها در ترافیک گیر کرده. او چاقو کشید ولی من دنبال او دویدم و 10 قدم مانده بود به او برسم که یک موتوری دیگر آمد او را سوار کرد.

شاکی ردیف دوم این پرونده اظهار کرد:‌ در اینجا چند مساله وجود دارد، دزدی از قبل وجود داشته است. ولی من می‌گویم اینها دزد نیستند، نامردند. زن و بچه‌ی من ترسیده‌اند، و سه روز است که بچه‌ام را به مدرسه نفرستاده‌ام. آنها چون گردن من را گرفته بودند نمی‌دانستم برای همسر و فرزندم دارد چه اتفاقی می‌افتاد.

قاضی صلواتی از این شاکی خواست که تقاضای خود از دادگاه را مطرح کند که وی در پاسخ گفت: اولا دوست دارم بر اساس قانون تصمیم‌گیری شود. من فکر نمی‌کنم یعنی نظر من بر روی مساله محاربه و اینطور چیزها نیست. چون حتی بدترین آدم هم جا دارد درست شود، ولی کاری که آنها کردند من به عمرم ندیدم.

شاکی ردیف دوم پرونده اظهار داشت: زنجیری که اینها از من بردند حدودا نه میلیون تومان قیمت داشت و این سوال پیش می‌آید که آیا این زنجیر نتوانست خرج عمل مادر متهم را بدهد که 40 روز بعد از آن، همین کار را تکرار کردند.

اظهارات وکیل متهم ردیف اول

در ادامه جلسه وکیل‌مدافع متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و گفت: قبل از دفاع اعلام می‌کنم که موکل من از شاکی ردیف اول عذرخواهی زیادی انجام داده است. او همچنین وقتی پی برد که چه عمل زشتی را مرتکب شده از همه امت شهید پرور ایران عذرخواهی می‌کند.

وی با بیان اینکه یک لایحه 9 صفحه‌ای به همراه 25 برگ ضمیمه در دفاع از موکل به دادگاه ارائه می‌کند، گفت: اتهاماتی که برای موکل من در نظر گرفته شده محاربه، افساد فی‌الارض و ایجاد رعب و وحشت با سلاح سرد یعنی چاقو است.

وی ادامه داد: من به محض اعلام وکالت تسخیری پرونده را مطالعه کردم. اولین خواسته‌ی من این است که چون در مسائل کیفری نظر علمای حقوق و همکاران ما بر این است که به شخصیت متهم توجه شود، مطالبی را در این رابطه بیان می‌کنم.

وی اظهار کرد:‌ پدر متهم به واسطه‌ی آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده فوت کرده است، متهم 12 ساله بوده و مادر او مجبور بود که در شرکت‌های مختلف کار کند تا این که ازدواج کرد. این ازدواج ناموفق بود و پدر ناتنی با پسری که در زمان بلوغ بوده و سخت‌ترین زمان تربیتی است، سر ناسازگاری داشته است.

وکیل‌مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: وقتی که بچه‌ای 12 سال دارد و پدرناتنی با او رفتار خشونت‌آمیزی دارد یک عقده روانی در او به وجود می‌آید. مادر برای تمام کردن این ماجرا از شوهر جدا می‌شود و حاصل این ازدواج هم یک دختر است که در حال حاضر کلاس دوم ابتدایی است.

وی ادامه داد: در این وضعیت مادر پیر که 2 فرزند دارد دیگر نمی‌تواند سر کار برود، به نحوی که کار را برای او به منزل می‌آورند و او کارهایش را در منزل انجام می‌داده است.

وکیل مدافع متهم ردیف اول در ادامه جلسه، عکس مادر متهم را که در حال انجام کار در منزل است به قاضی و حاضرین در جلسه نشان داد و گفت: مطالبی که گفته می‌شود به هیچ وجه مجوزی برای ارتکاب جرم موکل و دیگر متهمان نیست اما ذکر این موارد صرفا به خاطر تخفیف مجازات است.

وی گفت: این مادر که در منزل کار می‌کرده، نیازمند یک عمل جراحی دومی بوده است که متاسفانه مبلغ 4 میلیون تومان از ایشان می‌خواهند و گواهی آن هم در پرونده وجود دارد. این مبلغ شاید برای کسانی که ماشین‌های آنچنانی سوار می‌شوند مبلغ ناچیزی باشد ولی برای چنین خانواده‌ای مبلغ زیادی است.

وکیل ‌مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: موکل، قبلا خودش هم یکبار قربانی چنین حادثه‌ای شده است، به نحوی که یک بار خواستند موبایل او را بگیرند و با آجر به سر او زده‌اند و بر روی سر او عمل جراحی انجام شده است.

وی با اشاره به اینکه پزشکی قانونی متهم را در حین ارتکاب جرم مجنون تشخیص نداده است، گفت: وقتی که یک فرد جوان در هنگام شکل‌گیری شخصیت در چنین خانواده‌ای بوده و یک بار هم قربانی چنین حادثه‌ای شده، طبیعی است که او مانند دیگر افراد عادی نیست.

وی تصریح کرد: با توجه به رشد کردن متهم در چنین خانواده‌ای، انگیزه متهم ترساندن مردم و افساد فی‌الارض نیست، بلکه کسب مال از طریق نامشروع است و اگر با دقت نگاه کنیم به نظر من انگیزه متهم رفع نیاز مالی از راه غلط بوده است.

وکیل مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: در جلد 4 تحریرالوسیله‌ی امام خمینی (ره) سه شرط برای محارب تلقی کردن وجود دارد و این شروط عبارتند از این که کسی سلاح را برهنه یا آماده کند برای این که مردم را بترساند- خواه چیزی بگیرد یا نه – و شرط سوم این است که قصد افساد در زمین داشته باشد.

وی ادامه داد:‌ این جوان با آن پیشینه تنها و تنها قصد تهیه مال داشته که از نظر ما عمل او عمل مجرمانه است. ولی به نظر من عمل متهم محاربه نیست.

وکیل متهم ردیف اول پرونده تصریح کرد: البته من برای دادگاه متهم، تعیین تکلیف نمی‌کنم، ولی عمل متهم به نظر من منطبق با ماده 652 قانون مجازات اسلامی است.

وی افزود: نظریات قضات محترم، علما و اساتید حقوق نیز این است که عمل این افراد محاربه نیست منتهی در دادگاه تصمیم‌گیری با ریاست محترم دادگاه است که بی‌طرف و فارغ از هیاهوی رسانه‌ها تصمیم می‌گیرد و احساسات بر او غلبه نمی‌کند.

وی افزود: شاکی دوم پرونده مطلب قشنگی را گفت و با این که مال باخته بود، گفت نظرش این نیست که برای متهم اتهام محاربه در نظر گرفته شود.

وکیل مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: من نمی‌خواهم بگویم که شاکی گذشت کند و به گردن متهم دست گل بیندازد اما متهم یک جوان ورزشکار است و حدود 40 نفر از اعضای باشگاهی که او در آن ورزش می‌کرده رفتار متهم را تایید می‌کنند و می‌گویند که او آدم شروری نبوده است.

وی در پایان دفاعیات خود از متهم ردیف اول، از دادگاه تقاضا کرد که برای تصمیم‌گیری به انگیزه متهم توجه کند.

در ادامه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده چهار متهم به زورگیری،‌ با دستور قاضی صلواتی فیلم حادثه پخش شد.

اظهارات متهم ردیف دوم

قاضی صلواتی پس از پخش فیلم از متهم ردیف دوم خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و از او پرسید، متولد چه سالی هستید؟

متهم ردیف دوم با حضور در جایگاه پاسخ داد: متولد سال 1371 و اولین بار است این کار را انجام داده‌ام، بیکار هستم و مدرک سیکل دارم.

قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و هراس با استفاده از سلاح سرد (چاقو) را به متهم تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.

متهم در دفاع از خود گفت: گول رفیق را خوردم، چرا که او برای عمل مادرش نیاز به پول داشت. من نیازی به پول نداشتم چرا که مادرم از من حمایت می‌کرد، من را عفو کنید.

قاضی صلواتی از متهم خواست تا ماجرا را تعریف کند.

متهم گفت: من در قهوه خانه نشسته بودم و بعد دوستم آمد و ماجرا را به من گفت. ما نمی‌دانستیم که شاکی در بانک است، بلکه او را در کوچه خلوت دیدیم و بعد پیاده شدیم و چاقو دستم بود، ولی او را تهدید به چاقو زدن نکردم، ولی دوستم او را گرفت و نهایتا کیفش را گرفتیم.

صلواتی چاقویی را خطاب به متهم نشان داد و گفت: آیا این همان چاقو بود؟

متهم پاسخ داد: بله. کاپشن شاکی نیز در اثر اینکه او را به پشت گرفتیم، درآمد.

قاضی گفت: تو می‌گویی اولین بارم است ولی متهم ردیف اول گفته که 10 روز بعد دوباره چنین اقدامی را مرتکب شدیم، بار دوم کی بود؟

متهم پاسخ داد: تاریخ آن را نمی‌دانم، ولی کوچه‌ای پایین‌تر از اتفاقی بود که دفعه اول اتفاق افتاده بود. در آن ماجرا هم همگی با هم رفتیم و از موتور پیاده شدیم و پول را گرفتیم.

قاضی از متهم پرسید: مبلغ پول برای اتفاق دوم چقدر بود؟

متهم پاسخ داد: در حدود 15 هزار تومان.

قاضی خطاب به متهم گفت: چاقویی به این شکل به چه دردت می‌خورد که در جیب خود نگه می‌داری؟

متهم پاسخ داد: چاقو مال خودم نبود، مال دوستم (متهم ردیف چهارم) بود و او به من گفت که با این چاقو می‌توانیم مردم را بترسانیم.

قاضی گفت: تا کسانی که از آنها پول می‌گیرید، بترسند؟ به سن و سالت این کارها می‌خورد؟

متهم گفت: اولین بارم بود این کار را کردم! من را ببخشید.

قاضی گفت: آیا پدرت زنده‌ است؟

متهم پاسخ داد:‌ نه او را کشته‌اند، در اثر درگیری پدرم به بیمارستان منتقل شد و چشمش تخلیه شد، 7 الی 8 ماه زنده بود و نهایتا مرد.

قاضی خطاب به متهم گفت: او را با چه چیزی کشتند؟

متهم گفت:‌ با قمه!

قاضی گفت: خودت زخم خورده‌ای، چرا مرتکب چنین کاری شدی؟

متهم پاسخ داد: نمی‌دانم!

قاضی صلواتی افزود: اظهارات شاکی را دیدیم، چه چیزی داری که در پاسخ بگویی؟

متهم گفت:‌ مرا اعدام نکنید، لطفا!

قاضی از متهم پرسید: پس امنیت جامعه چه می‌شود؟ برای کسانی که مانند تو دست به چنین کارهایی می‌زنند چه چیزی داری بگویی؟

متهم پاسخ داد: این کارها به درد نمی‌خورد، من گول رفیقم (متهم ردیف چهارم) را خوردم (درحالی که گریه می‌کرد) من را ببخشید، من محارب نیستم!

دفاعیات وکیل مدافع متهم ردیف دوم

در ادامه قاضی صلواتی از وکیل مدافع ردیف دوم خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و از موکل خود دفاع کند.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم نیز با حضور در جایگاه گفت: با اینکه موکل من باعث رنجش شاکی و جامعه و نیز تشویش اذهان عمومی شده است، ولی متهم جوان و فاقد سابقه است و عنوان مجرمانه‌ای محاربه و افساد فی الارضی که نسبت به موکلم مطرح است علیه او مصداق ندارد و با همه ارزشی که برای دستگاه قضایی قائل هستم و با توجه به اینکه کیفر باید متناسب با فعل مجرمانه باشد، باید بگویم که فعل مجرمانه موکلم، مصداق محاربه و افساد فی‌الارض نیست.

وی ادامه داد:‌ براساس مستندات پرونده در ابتدا عنوان سرقت مقرون به آزار طبق ماده 652 قانون مجازات اسلامی به موکلم تفهیم شده بود که در نهایت این عنوان اتهامی به محاربه و افساد فی‌الارض تغییر کرد.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم اظهار کرد: از ریاست دادگاه تقاضا دارم که مجازات متناسب به موکلم بدهد. با توجه به اینکه افرادی که اقدام به پخش این فیلم در فضای مجازی کرده‌اند آیا آنها گنهکار نیستند؟ همانطور که آقای احمدی مقدم از پخش گسترده فیلم در فضای مجازی انتقاد کرده بود، آیا اتهام محاربه به چنین افرادی که نظم جامعه را بر هم می‌زند نمی‌خورد؟

وی در پایان دفاعیاتش گفت: متهم جوان و فاقد سابقه است و قصد و نیتی علیه نظام اسلامی نداشته است، لذا اصلاح اتهام مجرمانه موکلم را خواستارم.

اخذ آخرین دفاع متهم ردیف اول

در ادامه، قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت با سلح سرد (چاقو) را به متهم ردیف اول تفهیم و از او خواست آخرین دفاعیات خود از ارائه کند.

متهم ردیف اول نیز گفت: من نمی‌خواستم این کار را بکنم، از شاکی‌ام معذرت‌خواهی می‌کنم، از کاری که کردم پشیمان هستم.

قاضی به او گفت: چه پیامی برای افرادی که می‌خواهند این کار انجام دهند دارید؟

متهم پاسخ داد:‌ ای جوانان مال حرام ارزش ندارد و آه مردم آدم را می‌گیرد. اگر خانواده‌هایتان را دوست دارید این کار را نکنید.

آخرین دفاع متهم ردیف دوم

در ادامه قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض و سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت از طریق سلاح سرد را به متهم ردیف دوم تفهیم کرد و از او خواست آخرین دفاعیات خود را بیان کند.

متهم ردیف دوم نیز با حضور در جایگاه در آخرین دفاعیات خود گفت: پشیمانم،‌ من گول رفقیم را خوردم و اشتباه کردم.

اظهارات متهم ردیف سوم

در ادامه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده چهار متهم به زورگیری، قاضی صلواتی از متهم ردیف سوم خواست تا در جایگاه قرار گیرد.

قاضی به متهم گفت، اتهامات شما در دادگاه محرز است، متولد چه سالی هستی؟

متهم ردیف سوم در پاسخ به قاضی گفت: متولد سال 1370 هستم، شغلم آزاد و فقط یک فقره سرقت مسلحانه داشته‌ام.

قاضی خطاب به متهم گفت: اتهام شما براساس کیفرخواست صادر شده مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد، نسبت به شاکی است از خود دفاع کنید.

متهم گفت:‌ اشتباه کردم.

قاضی از اوخواست از خوددفاع کند.

متهم ردیف سوم گفت: در قهوه‌خانه نشسته بودم که دوستم آمد و گفت مادرش مریض است و پول نیاز دارد. طی تماسی دو نفر دیگر از دوستان‌مان آمدند و زمانی که در حال دور زدن در خیابان‌ها بودیم دیدیم این شاکی! (اشاره به فرد مالباخته حاضر در دادگاه) در کوچه خلوت ایستاده که ما هم ایستادیم.

قاضی دراین هنگام خطاب به متهم گفت: محل سکونت شما در جنوب شهر است، درکریمخان چه می‌کردید؟

متهم پاسخ داد: با دوستان گفتیم به بالای شهر برویم!

قاضی گفت: پس با نیت و قصد قبلی این کار را کردید؟

متهم پاسخ داد: بله! در این هنگام روبروی شاکی قرار گرفتیم و وسایل او را از دستش گرفتیم و کیفش را بردیم.

قاضی به متهم گفت: آیا شما بزرگتر هستی یا برادرت متهم ردیف چهارم؟

متهم پاسخ داد:‌ برادرم!

متهم در ادامه گفت: من یک‌بار محکوم به زندان شده‌ام، در حدود چهار ماه زندانی شدم.

قاضی گفت: پس چرا این‌کار را دوباره کردید در صورتی که یک‌بار هم به زندان رفته‌ بودی؟

متهم پاسخ داد: انگیزه‌ای نداشتم، سرباز فراری بودم در واقع سربازی نمی‌رفتم زیرا بعد از محکومیت وقتی که مجددا به سربازی رفتم، دیدم که همه یکجور نگاهم می‌کنند لذا قید سربازی را زدم.

قاضی از متهم پرسید: چقدر پول گیرت آمد؟

متهم پاسخ داد: حدود 30 هزار تومان!

قاضی از متهم پرسید:‌ آیا ارزشش را داشت؟ اگر کسی هم با تو چنین کاری می‌کرد چه کار می‌کردی؟

متهم ردیف سوم پاسخ داد:‌ شکایت می‌کردم.

قاضی پرسید: شما اظهارات شاکی ردیف دوم را شنیدید در این رابطه توضیح دهید؟

متهم گفت: من او را تا به حال ندیده‌ام.

در این هنگام قاضی صلواتی به متهم گفت: ولی در مواجهه حضوری اظهارات وی را پذیرفته بودید.

متهم پاسخ داد: نه. من نمی‌پذیرم. من پشت فرمان موتور نشسته بود. به چه صورت می‌توانم زمانی که رانندگی موتور را می‌کردم با او درگیر شوم.

اظهارات وکیل متهم ردیف سوم

در ادامه، قاضی صلواتی از وکیل تسخیری متهم ردیف سوم خواست تا در جایگاه قرار گیرد تا از موکلش دفاع کند.

وکیل مدافع ردیف سوم نیز با حضور در جایگاه و نیز با گرامیداشت یوم‌الله روز 9 دی ماه در دفاعیات خود از موکلش گفت:‌ به عنوان وکیل تسخیری با صراحت کامل نظرات خودم را بیان می‌کنم و نظر دادستان حکومت اسلامی را نسبت به کیفرخواست صادره علیه موکلم رد می‌کنم. برای اینکه در انعکاس این جلسات تصور نشود که دادگاه فرمایشی است این موضوع را مطرح می‌کنم. از ریاست دادگاه نیز به دلیل ارتکاب چنین جرایمی که موجب خدشه امینت مردم می‌شود عذرخواهی می‌کنم.

وی گفت: از رسانه‌ها می‌خواهم برای کاهش چنین صدماتی به مردم و نیز پشیمانی متهمان قبل از صدور رای و نیز اجرای عدالت، اخبار آن را به صورت منظم و با دقت منعکس کنند تا برای دیگران درس عبرت شود، اگرچه ارتکاب چنین جرایمی در کشورهای دیگر مانند آمریکا عادی است اما درنظام ما که معطر به خون شهیدان است، ارتکاب به چنین جرایم هرچند که کوچک باشد، ولی باز هم زشت و ناپسند است.

وی با بیان اینکه عذرخواهی و ندامت موکلم را از ارتکاب به عمل انجام شده‌اش، اعلام می‌کنم، گفت:‌ ان‌شاءالله این توبه و ندامت قلبی باشد تا خداوند از رحمت خود به موکلم دریغ نکند.

وی در پایان دفاعیات خود گفت: از حسن اعتماد ریاست دادگاه نسبت به وکلای تسخیری و نیز از خدمات نیروهای انتظامی و از صبر وحوصله رسانه‌ها تشکر می‌کنم و از دادگاه می‌خواهم همه جهات را در رای صادره لحاظ کند و نیز با توجه به امنیت موکل من، او را مورد رافت اسلامی قرار دهد.

آخرین آخرین دفاع متهم ردیف سوم

در ادامه، قاضی صلواتی اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد را به متهم ردیف سوم تفهیم کرد و از او خواست آخرین دفاعیات خود را بیان کند.

متهم ردیف سوم نیز در آخرین دفاعیاتش گفت: من اشتباه کردم. من را عفو کنید.

اظهارات متهم ردیف چهارم

در ادامه جلسه رسیدگی به اتهامات 4 متهم به زورگیری، متهم ردیف 4 به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت.

این متهم گفت: سابقه‌ی کیفری ندارم و به عنوان پیک نمایشگاه مشغول به کار بودم که برادر بزرگترم با من تماس گرفت و گفت که مادر یکی از دوستانم مریض است و نیاز به پول دارد و پیشنهاد زورگیری داد. من گفتم این کارها از من بر نمی‌آید که او به من گفت تو فقط پشت موتور بنشین و کاردیگری نیاز نیست انجام بدهی.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: انگیزه تو از انجام این کار چه بود؟

متهم پاسخ داد: من انگیزه‌ای نداشتم.

قاضی صلواتی از متهم سوال کرد که اگر با خودت این کار را انجام می‌دادند چه احساسی داشتی؟‌

متهم پاسخ داد: با من هم این کار را انجام دادند.

رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی از متهم پرسید چه زمانی این کار را با تو انجام دادند؟

متهم پاسخ داد: 3 ماه پیش وقتی که با موتور در حال حرکت بودم یک موتوری دیگری به من نزدیک شد و با لگد من را به زمین انداختند و بعد از آن با چاقو مجروحم کردند و پولم را هم بردند.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: در آن لحظه چه احساسی داشتی؟

متهم پاسخ داد:‌ دوست داشتم پیگیری کنم و پولم را بگیرم.

رییس دادگاه سوال کرد: اگر آنها شناسایی شوند دوست داری با آنها چه کار کنند؟

متهم گفت: آنها شناسایی نمی‌شوند چون صورت خود را پوشانده بودند.

اظهارات وکیل متهم ردیف چهارم

در ادامه وکیل مدافع متهم ردیف چهارم در جایگاه قرار گرفت و گفت: نکته‌ای که باعث شده عمل این افراد این‌ قدر حساس شود، پخش تصاویر عمل انجام شده توسط آنها از تلویزیون است.

وی با بیان این که جرم در هر کشوری ممکن است رخ بدهد، گفت: برخلاف نظر کسانی که می‌گویند فقر باعث انجام چنین حرکاتی است، من می‌گویم زیاده خواهی باعث ارتکاب چنین اعمالی است. وقتی ماشین میلیاردی وارد می‌کنند و در بعضی جاها چلوکباب 150 هزار تومانی وجود دارد این اعمال هم رخ می‌دهد.

وی اظهار کرد: در بحث سرقت مساله حرز وجود دارد ولی در اینجا اصلا حرزی وجود ندارد. اینها مستلب هستند. یعنی آشکارا مالی را از کسی برده‌اند و گریخته‌اند.

وی با تاکید بر این که باید به اوضاع اجتماعی و خانوادگی متهمان توجه شود، گفت: محاربه با خدا برای بشر جز خواری و ذلت به همراه ندارد. این که می‌گویند محاربه منظور این است که از اجرای دستورات خدا و پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) جلوگیری شود.

وکیل مدافع متهم ردیف چهارم با اشاره به عنوان محاربه از طریق سرقت مسلحانه گفت: محارب باید بداند عملش محاربه است. اگر دو نفر با هم دعوا کنند خیلی‌ها می‌ترسند. شاکی اول می‌گوید ترسیده است، ولی شاکی دوم حتی دنبال متهمان هم دویده است. لذا این ترس به عنوان مفهوم موجود در محاربه مد نظر قانون‌گذار نیست.

وی اظهار کرد: موکل من سوار موتور سیکلت بوده و چاقو هم در دست نداشته بلکه تنها یک بار یاور بوده است. سهمش هم فقط 17 هزار تومان بوده است و به تعبیری او مانند چرخ پنجم یک گاری است. لذا با توجه به این که او چاقو نداشته و از صحنه دور بوده است، نمی‌شود گفت که او در سرقت مسلحانه مشارکت داشته است.

وی افزود: حسن دادگاه علنی این است که مردم می‌دانند به دادشان رسیدگی می‌شود و این طور نیست که بنگاه‌های لجن پراکنی می‌گویند. سایر بدهکاران هم بفهمند وقتی اینجا بیایند دیگر گریه و توبه فایده ندارد زیرا جامعه حقی دارد، اما اعتدال و تناسب مجازات هم باید در نظر گرفته شود.

وکیل‌مدافع متهم ردیف 4 اظهار کرد: نهایتا از محضر شریف دادگاه و معاونت محترم دادستان استدعا دارم که با رافت و عطوفت اسلامی نسبت به صدور رای اقدام کنند.

وی با بیان این که اصل مجازات در اسلام تنبه است، گفت: اگر بفهیم متهم واقعا از گذشته خود عدول کرده است و مسوولان زندان نیز رفتار او را تایید کنند، متهم به طور مشروط آزاد می‌شود.

اخذ آخرین دفاع متهم ردیف چهارم

در ادامه این جلسه، متهم ردیف 4 به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت تا در برابر اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه آخرین دفاعیات خود را ارائه کند.

وی نیز ضمن اظهار پشیمانی از ارتکاب عمل انجام شده، گفت: کسانی که این کار را انجام می‌دهند باید بدانند که عاقبت خوبی در انتظار آنها نیست.

تاکید قاضی دادگاه بر محاربه بودن عمل متهمان

در ادامه قاضی صلواتی گفت: در خاتمه لازم می‌دانم که با توجه به رهنمودهای ریاست محترم قوه قضاییه عرض کنم که کشیدن سلاح اعم از سرد و گرم به قصد اخافه‌ الناس و ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه از مصادیق محاربه است و اگر پرونده‌ای به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع شد، دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شدت و با قاطعیت با آن برخورد خواهد کرد و من این را به عنوان یک هشدار یادآوری می‌کنم.

وی هم‌چنین ضمن تشکر از مسوولان نیروی انتظامی مستقر در جلسه وکلا و اصحاب رسانه‌ تاکید کرد که انشاء الله در مهلت قانونی حکم پرونده صادر خواهد شد.

صدور رای و اعدام در ملاء عام

سرانجام این حکم بامداد روز یک‌شنبه یکم بهمن پس از استیذان رییس قوه قضاییه در خیابان بهشهر در ضلع شمالی پارک هنرمندان و با حضور جمعی از مردم تهران به اجرا درآمد تا بر این اساس زورگیرانی که این بار و زود‌تر از همیشه گیر قانون افتاده بودند در کمتر از یک ماه پس از محاکمه و 40 روز پس از دستگیری مجازات شده باشند.

برچسب‌ها: اجتماعی, اعدام, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

باشگاه خبرنگاران جوان خبر داد: ساخت ضریح دو امام شیعه با ۲۰ میلیارد تومان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::


دیگربان: ضریح جدید امامان دهم و یازدهم شیعیان در شهر قم با هزینه‌ای بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان در حال ساخت است.

مسئول ساخت ضریح «امامین عسکریین» روز شنبه (۳۰ دی) به «باشگاه خبرنگاران جوان» گفته این پروژه تا کنون ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و تا یک سال آینده به اتمام خواهد رسید.

در این پروژه از چهار هزار و ۵۰۰ کیلو نقره، ۷۰ کیلو طلا و ۱۱ هزار کیلو چوب ساج استفاده شده است.

گنبد «حرمین عسکریین» در تابستان امسال نیز با بیش از ۲۳ هزار خشت طلا، طلاکاری شده است.

به گفته منابع عربی، بازسازی آرامگاه این دو امام شیعه با مبلغی حدود ۱۰۰ میلیون دلار صورت گرفته که بخش قابل توجهی از آن را جمهوری اسلامی تامین کرده است.

کار ساخت ضریح این امامان شیعه از سال ۱۳۸۹ در ایران آغاز شده است.

چند ماه پیش نیز ضریح جدید امام سوم شیعیان با صرف هزینه‌ای بالغ بر ۱۴ میلیارد تومان به اتمام رسید و با تبلیغات فراوان به منظور نصب به کربلا فرستاده شد.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, دزدی‌های رژیم, سیاسی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

وقتی که علم هم در مقابل آخوندها لنگ می اندازد: نتیجه آزمایش 20موش:پارازیتهای ایران استاندارد و مفید است، نه سرطان زا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بازتاب امروز: ۲۰ موش را در محیط آزمایشگاه به سرطان مبتلا کردیم و در نهایت مشخص شد که جریان الکتریکی در محیط برای انسان مفید است اگر چه تئوری می‌گوید استفاده از جریان الکتریکی بیش از حد استاندارد برای افراد مضر است.

وی با اشاره به اینکه انسان در طی روز به طور مداوم در حال اشعه دیدن است تأکید کرد: حتی یک بار پرواز با هواپیما ۱۰۰ برابر یک دستگاه رادیولوژی به بدن اشعه می‌رساند و اگر اشعه به طور ممتد و ثابت به یک فرد تابیده شود شاید در طولانی مدت مشکل ‌آفرین باشد ولی امواجی که اکنون برای خنثی‌سازی امواج ماهواره‌ای استفاده می‌شود چون در حد استاندارد است، مشکل آفرین نیست.

رئیس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت: تحقیقات علمی، موضوع سرطان زا بودن پارازیت های ماهواره ای را رد کرده است.

به گزارش مهر، دکتر محمداسماعیل اکبری روز شنبه در نشست شورای سیاستگذاری رادیو سلامت با موضوع “تاثیر امواج رادیویی و پارازیتها بر سلامت”، افزود: در هر محفلی که می‌نشستیم جمله پارازیت بر سلامت مردم اثر سوء می‌گذارد را بسیار می‌شنویم ولی هیچ یک از اینها بر پایه یک طرح تحقیقاتی و علمی نبوده است.

وی در مورد جزئیات طرح تحقیقاتی خود گفت: این طرح با کمک دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی اصفهان آغاز شد که در ابتدا رابطه امواج الکترونیکی و رادیویی را روی بدن سنجیدیم. به گفته رئیس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این طرح سلولهای سرطانی در محیط آزمایشگاهی کشت داده شد و با تکثیر آنها امواج الکترومغناطیس را روی آن تاباندیم.

وی گفت: از طرفی سلول سالم را کشت داده و دوباره امواج الکترومغناطیس به آن تابانده شد تا بفهمیم این امواج چه تأثیر مثبت یا مخربی را روی سلول می‌گذارد. اکبری با اشاره به اینکه این تحقیق از مرحله سطح سلولی وارد سطح حیوانی شد و ۲۰ موش را در محیط آزمایشگاه به سرطان مبتلا کردیم و در نهایت مشخص شد که جریان الکتریکی در محیط برای انسان مفید است اگر چه تئوری می‌گوید استفاده از جریان الکتریکی بیش از حد استاندارد برای افراد مضر است.

وی با اشاره به اینکه انسان در طی روز به طور مداوم در حال اشعه دیدن است تأکید کرد: حتی یک بار پرواز با هواپیما ۱۰۰ برابر یک دستگاه رادیولوژی به بدن اشعه می‌رساند و اگر اشعه به طور ممتد و ثابت به یک فرد تابیده شود شاید در طولانی مدت مشکل ‌آفرین باشد ولی امواجی که اکنون برای خنثی‌سازی امواج ماهواره‌ای استفاده می‌شود چون در حد استاندارد است، مشکل آفرین نیست.

اکبری خاطرنشان کرد: حتی در این تحقیق طی نامه‌ای به سازمان بهداشت جهانی مستندات این سازمان را هم در راستای تأثیر پارازیت‌ها بر سلامت مردم دریافت کردیم که با تحقیقاتی که در کشور انجام شده مغایرتی نداشت. وی گفت: در عین حال نباید فراموش کرد که در طی روز DNA بدن ما به دلایل مختلف تخریب می‌شود ولی از آن طرف بدن در حال ترمیم و بازسازی است والا باید ما روزی بیش از ۱۰۰ بار به سرطان مبتلا می‌شدیم.

برچسب‌ها: آزادی بیان, پارازیت, سرطان, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

شایعه آزادی کروبی و موسوی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

دادناک: به گزارش دادناک سایت مشرق در خبری کوتاه نوشت: «شنیده ایم که هاشمی رفسنجانی در دیدار تعدادی از دانشجویان، خبر از زندگی آزاد موسوی و کروبی داده و گفته است من که پیگیری کردم گفتند حصر این افراد تقریبا برداشته شده است.»

همچنین این سایت گزارش داده است که برخی نزدیکان کروبی هم مدعی شده اند کروبی در حال حاضر زندگی بدون حصر داشته و تنها تیم حفاظتی با خود دارد.

تاکنون هیچ مرجع رسمی این خبر را تائید نکرده است.

مشرق در حالی به نقل از هاشمی رفسنجانی رفع حصر از میر حسین موسوی را مطرح کرده است که اواخر هفته گذشته دادستان کل کشور تاکید کرد که موسوی و کروبی باید توبه کنند.

سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: «موسوی و کروبی افرادی هستند که نسبت به نظام و ملت ظلم کرده و مرتکب خلاف شدند و چنانچه از کرده خود توبه نکنند و جبران مافات نکنند قطعاً صلاحیت حضور در انتخابات و کاندیداتوری ریاست جمهوری را ندارند.»

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, مهدی کروبی, میرحسین موسوی, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

هشدار نسبت به “رشد خداناباوری و بی‌دینی” در ایران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب ::

دویچه‌وله: حکومت جمهوری اسلامی ایران در عمر بیش از سه دهه‌ای خود تلاش کرده است اقتصاد، فرهنگ، سیاست و حتی علم و دانش را “اسلامی” کند. در این شرایط گزارش‌هایی از افزایش “خداناباوری و بی‌دینی” در میان ایرانیان منتشر شده است.

وب‌سایت خبری ‪”‬بازتاب امروز” در گزارشی که روز شنبه (۱۹ ژانویه/ ۳۰ دی) منتشر کرد از گسترش روزافزون تظاهر به خداناباوری در شبکه‌های اجتماعی توسط نسل جوان ایرانی خبر داد. این گزارش تصریح می‌کند که در سال‌های اخیر ‪”‬ترویج خرافات از سوی برخی مسئولان و رسانه‌ها به طور رسمی‪” انجام می‌شود و این موضوع موجب شده که مردم و جوانان از دین زده شوند.

به نوشته سایت بازتاب امروز، حوادث سال ۱۳۸۸ خورشیدی و ‪”‬استفاده حداکثری از دین و باورهای مذهبی برای مقابله با معترضان‪”‬ موجب شد تا بی‌دینی به صورت یک ‪”‬سونامی” در میان جوانان افزایش یابد، به نحوی که تعداد زیادی از افراد عدم باور خود به دین و یا حتی خدا را به شکلی علنی در شبکه‌های اجتماعی ابراز می‌کنند.

نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران در خردادماه سال ۱۳۸۸ با اعتراضات صدها هزار نفری روبرو شد؛ اعتراضاتی که کشته‌شدن ده‌ها نفر و حکم زندان طویل‌المدت برای برخی از معترضان و فعالان سیاسی منتقد حکومت را در پی داشتند.

سران مذهبی حکومت ایران مخالفان خود را متهم به ضدیت با مبانی دینی و اسلامی می‌کنند. در همین حال محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، و برخی از روحانیان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر از “نزدیک‌بودن ظهور امام دوازدهم شیعیان” خبر داده‌اند؛ امری که با انتقاد برخی از روحانیان سنتی روبرو شده است.

افزایش این‌گونه اظهار نظرها موجب شده است که برخی از ایرانیان در فضای مجازی به نقد جدی یا همراه با طنز اعتقاداتی از این دست بپردازند.

از هاله نور تا رمال مخصوص دولت

محمود احمدی‌نژاد نیز از جمله کسانی است که در هفت سال گذشته بارها به ترویج اعتقادات خرافی متهم شده است. پیش‌تر انتشار فیلم اظهارات وی در دیدار با جوادی آملی، یک روحانی بلندپایه ایرانی، خبرساز شد.

رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران پس از بازگشت از اولین سفرش به نیویورک و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل مدعی شد که یک ‪”‬هاله نور” در تمام مدت سخنرانی وی را احاطه کرده است. محمود احمدی‌نژاد بعدها بیان چنین اظهاراتی را رد کرد.

در چند سال اخیر و با بالا گرفتن اختلاف میان رئیس دولت و رهبر جمهوری اسلامی، برخی از رسانه‌های “اصولگرا” از حضور و کمک‌گرفتن از رمالان در دولت خبر دادند. به گفته مسئولان قضایی جمهوری اسلامی، چند نفری هم در این رابطه دستگیر شدند. برخی از خبرگزاری‌ها نیز اظهارات فردی را منتشر کردند که متهم بود با کمک رمالی ضمن همکاری با برخی از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، از صدها زن سوء استفاده جنسی کرده است.

پیش‌تر هم میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم، در تبلیغات انتخاباتی دولت محمود احمدی‌نژاد را ‪”‬دولت رمالی و کف‌بینی” خوانده بود؛ ادعایی که با انتقاد شدید رهبر جمهوری اسلامی نیز روبرو شد.

از دامان مذهب به آغوش “الحاد و ارتداد”

“بازتاب امروز” در بخش دیگری از گزارش یادشده می‌افزاید تعداد زیادی از کسانی که در شبکه‌های اجتماعی در توصیف اعتقادات دینی خود از واژه “غیر معتقد” استفاده می‌کنند، در خانواده‌های مذهبی به دنیا آمده‌اند، این روند با وجود این در حال گسترش است. این گزارش همچنین از افزایش تعداد دختران و زنانی خبر می‌دهد که تصاویر بی‌حجاب خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند.

این وب‌سایت خبری مدعی است: «برخی افراد نیز با بهره‌گیری از زمینه دل‌زدگی جوانان از سوءاستفاده از دین، به صورت متمرکز و سازماندهی‌شده به تئوریزه کردن خداناباوری در میان جوانان پرداخته و با ترجمه و طرح نوشته‌ها و اشکالات وارده از سوی خداناباوران در غرب، سعی در تثبیت این نوع عقیده در میان اعضای ایرانی شبکه‌های اجتماعی دارند».

اما برخی از جامعه‌شناسان می‌گویند این اتفاق واکنش به فضایی است که درون کشور وجود دارد و نسل جوان ایرانی نسبت به آن معترض است. به باور این کارشناسان، ایرانیان در فضای مجازی هویت واقعی و دیدگاه‌ها و سبک زندگی‌ای را به نمایش می‌گذارند که به آن باور دارند، در حالی که در زندگی روزمره باید این ‪”‬من واقعی‪” را به علت فشارهای حکومت انکار یا مخفی کنند.

سایت بازتاب امروز نیز در بخشی از گزارش مزبور به تاثیر عملکرد حکومت جمهوری اسلامی و فضای حاکم بر جامعه ایران به عنوان یکی از دلایل گسترش خداناباوری و بی‌دینی تاکید می‌کند: «زدگی از سوءاستفاده از دین و استفاده ابزاری و حداکثری از نفوذ دین در جامعه ایران برای تامین مقاصد سیاسی و اقتصادی در کنار دامن‌زدن به خرافات از سوی برخی محافل مذهبی و رسمی موجب بروز بستر این گرایش به بی‌دینی و خداناباوری شده است».

“خداناباوران در حکومت الهی”

نشریه آلمانی “دی تسایت” در اکتبر سال گذشته میلادی (۲۰۱۲) در نسخه آنلاین خود در گزارشی زیر عنوان ‪”‬به عنوان یک خداناباور در حکومت الهی” به بررسی افزایش آتئیسم در ایران پرداخت. تهیه‌کننده این گزارش در این باره با برخی از جوانان در ایران گفت‌وگو کرده که گرچه در خانواده‌های مذهبی بزرگ شده‌اند، اما دیگر اعتقادی به وجود خالق ندارند.

این گزارش همچنین نگاهی دارد به زندگی دوگانه یک “بی‌خدا” در کشوری با حکومت اسلامی که در ادبیات قضایی اسلام به عنوان ملحد یا مرتد شناخته می‌شود و می‌تواند با مجازات مرگ روبرو گردد.

در بخش دیگری از این گزارش به حضور و فعالیت خداناباوران ایران در فضای مجازی اشاره شده است؛ فضایی که به آن‌ها اجازه می‌دهد با هویت جعلی و بدون آنکه خطر تعقیب قضایی و مجازات‌های سخت تهدیدشان کند، به بحث در مورد عقاید خود بپردازند. در یک نمونه ذکر شده، صفحه‌ای مختص به ناباوران با عنوان ‪”‬کانون آگنوستیک‌ها و آتئیست‌های ایران” بیش از ۳۸هزار دنبال‌کننده دارد.

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, خداناباوری, سیاسی, مذهب

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

آب در لانه مورچه‌گان: گله آیة اله یزدی از مواضع شخصی ممدوحی به نام جامعه مدرسین/تکذیب محکومیت سخنان عسگراولادی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

بازتاب امروز: شنیده های خبرنگار بازتاب حاکیست آیت الله یزدی از اظهار نظر شخصی آیت الله ممدوحی علی سخنان عسگراولادی گلایه کرده و گفته است، وقتی جامعه مدرسین رییس دارد و ضابطه دارد، چرا فردی نظر خود را به عنوان نظر جامعه بیان می کند؟

در این حال 19 دی، سایت تخصصی استان قم در پی تماس با اعضای برجسته جامعه مدرسین خبر داد: این جامعه هیچ نظری در رابطه با سخنان آقای عسگر‌اولادی نداشته است.

در پی درج خبری به نقل از آیت‌ا… ممدوحی در رابطه با محکومیت نظر آقای عسگر‌اولادی از سوی جامعه مدرسین، خبرنگار ما در تماسی که با برخی از اعضای جامعه مدرسین داشت اعلام کردند نظرات آقای ممدوحی شخصی است و در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هیچ مطلبی دربارة نظرات آقای عسگر‌اولادی تصمیم‌گیری نشده است.

پیش از این دفتر جامعه مدرسین اعلام کرده بود نظرات جامعه مدرسین از طریق اطلاعیه یا دبیر این جامعه اعلام می‌شود.

همچنین آیت‌ا… سید محمد غروی با بیان اینکه نظرات آقای عسگر اولادی از روی صدق و صفاست تصریح کرد: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصمیمی درباره اظهارات آقای عسگر اولادی نگرفته است.

عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه در گفت‌و گو با 19 دی با اشاره به طرح نظرات آقای عسگر اولادی در جلسه جامعه مدرسین گفت: در جلسه جامعه مدرسین دیدگاه‌های آقای عسگر اولادی طرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفت ولی هیچ تصمیمی در مورد آن گرفته نشد.
آقای غروی با بیان اینکه مواضع جامعه مدرسین از طریق اطلاعیه رسمی و یا توسط رئیس اعلام می‌شود خاطرنشان ساخت: بقیه حضرات اعضای محترم جامعه مدرسین تنها نظرات خودشان را بیان می‌نمایند.

عضو شورای حوزه علمیه با تأکید بر اینکه هیچ کسی دارای عصمت نیست گفت: آقای عسگر اولادی یک مطلبی را اظهار کرده‌اند هر چند مورد پسند ما نباشد ولی آن را از روی صدق و صفا و با نیت خوب گفته‌اند.نبایستی به خاطر این اظهارات به شخصیت ایشان جسارت شود.
وی افزود: آقای عسگراولادی از یاران اولیه امام و انقلاب بودند که تعداد آنها به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. و در این سال‌ها در خدمت مردم و انقلاب بوده و هیچ‌گاه طلبکار نبوده است. نباید برخی از افراد برخوردی کنند که ضد انقلاب خوشحال شوند.

آیت‌ا… غروی هر گونه برخورد افراطی با شخصیت‌های اسلامی و انقلابی که از استوانه‌های نظام و انقلاب هستند را ضربه به انقلاب توصیف و بر حفظ حرمت شخصیت‌ها تأکید کرد.
وی تأکید کرد: آقای عسگراولادی از ارکان اصول‌گرایان هستند. امروز بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که از داخل اصول‌گرایان به آقای عسگر اولادی اسائه ادب شود. برخی افراد نباید کاری کنند که مخالفان اصول‌گرایان خوشحال شوند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

دو ‘زورگیر’ در ایران اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: براساس اعلام دادستان تهران، این متهمان کمتر از ۲۴ سال سن داشتند

دو فردی که به اتهام زورگیری در ایران مجرم شناخته شده بودند، بامداد امروز (یکشنبه، اول بهمن) در تهران اعدام شده‌اند.

این دو نفر در جریان رسیدگی به پرونده “زورگیری در تهران” بازداشت شده بودند.

به گزارش رسانه‌های ایران، مراسم اعدام این دو نفر صبح امروز در ضلع شمالی پارک هنرمندان تهران و در ملاءعام اجرا شده است.

این دو نفر در ارتباط با فیلمی بازداشت شده بودند که با یک دوربین مداربسته ثبت و در آذرماه امسال در سایت یوتیوب کلیک منتشر شد.

در این فیلم چهار نفر دیده می‌شوند که با حمله به یک عابر در خیابان، کیف او را به زور گرفته و یکی از آنها با قمه به او ضربه می‌زند.

گزارش شده است که تلویزیون دولتی ایران هم این فیلم را پخش کرده است.

انتشار این فیلم واکنش افکار عمومی ایران را به دنبال داشت و در پی این واکنش‌ها، صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، مجازات “به کارگیری سلاح سرد یا گرم” را یکسان خواند و کلیک گفت که زورگیری “در حکم محاربه، و مجازات آن اعدام است.”

در جریان رسیدگی به این پرونده، پلیس ایران ۴ نفر را بازداشت کرد.

بر اساس اعلام دادستان تهران، همه این ۴ نفر کمتر از ۲۴ سال سن داشتند.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی دی ماه امسال، دو نفر از این متهمان را به جرم “محاربه و افساد فی‌الارض” به اعدام و دو نفر دیگر را به ۱۰ سال زندان و ۵ سال تبعید کلیک محکوم کرد.

رئیس قوه قضائیه ایران پیش از این گفته بود که “مجازات‌های بدیل دیگری” نیز برای جرم زورگیری وجود دارد، اما این نهاد قضایی ایران، برای “بالا بردن هزینه اعمال شرورانه و برخورد قاطع، مجازات اعدام را انتخاب کرده است.”

خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده است که جسد این دو فرد، پس از اعدام برای نزدیک به ۲۰ دقیقه “بالای دار” بود.

مراسم اعدام دو ‘زورگیر’ در تهران

اعدام دو ‘زورگیر’ در تهران

برچسب‌ها: اعدام, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

خاتمی: تا صحبت از انتخابات آزاد می‌شود، حمله می‌کنند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق ايران،  از شرايط سياسی کشور در آستانه برگزاری يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری انتقاد کرده و گفته است: امروز تا صحبت از انتخابات آزاد می شود حمله می کنند.

به گزارش  روز شنبه ۳۰ ديماه وبسايت «بنیاد باران»، محمد خاتمی در ديدار با اعضای حزب «اراده ملت ايران» با اشاره به انتخابات رياست جمهوری آينده ايران گفته است: «ما می گوئيم انتخابات آزاد يعنی انتخاباتی که از جمله مهندسی نشود. وقتی که يک شخصيت حقيقی که ممکن است شخصا خيلی اعتباری هم نداشته باشد ولی انتصاب به يک جايگاه مهم حقوقی دارد که رسما قانونا و شرعا حق دخالت در انتخابات و سياست را ندارد رسما می گويد مهندسی کردن منطقی و معقول انتخابات وظيفه ماست!»

محمد خاتمی اضافه کرده است: «ما می گوئيم با اين ها هم برخورد شود و اين اطمينان به مردم داده شود که انتخابات مهندسی نمی شود.»

اشاره محمد خاتمی به اظهارات علی سعيدی، نماينده آيت الله علی خامنه ای در سپاه پاسداران، است که ۱۹ ديماه با اشاره به اين که سپاه  «چارچوب‌ها و معيارها»  را در انتخابات «تبيين می‌کند»،  گفته بود: «اين به معنای دخالت در انتخابات نيست بلکه وظيفه ذاتی ما مهندسی معقول و منطقی انتخابات است.»

اين اظهارات خبر ساز علی سعيدی واکنش هايی را در پی داشت. طی سال های اخير شماری از اصلاح طلبان سپاه پاسداران را به دخالت غير قانونی در انتخابات متهم کرده اند.

محمد خاتمی در ادامه با اشاره به وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران گفته است: « امروز عملکردها باعث شده تا مردم خودشان مقايسه کنند و با همه وجود دريابند که چه زمانی معيشت مردم، امنيت مردم، بنيه اقتصادی کشور و امنيت آن بهتر بود.»

رییس جمهوری سابق ایران اضافه کرده است:‌«آدم احساس می کند کوه فاخری به نام ايران مانند يک کوه يخ در حال آب شدن است و می ترسم ميراث چند هزار سال در ظرف چند دهه از بين برود.»

طبق اين گزارش محمد خاتمی در بخش ديگری با انتقاد از شرايط سياسی برای شرکت در انتخابات آينده رياست جمهوری گفته است: «امروز تا صحبت از انتخابات آزاد می شود حمله می کنند! الحمدلله رهبری هم که اظهار کردند که همه انتخابات گذشته آزاد بوده است و مردم شرکت کنند و گفتند که از آزادی و سلامت انتخابات دفاع می کنند.»

اشاره محمد خاتمی به اظهارات رهبر ايران است که پيشتر نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» هشدار داده و گفته بود که انتخابات در ايران پس از انقلاب اسلامی همواره «آزاد» بوده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت،‌ طی ماه‌های اخير خواستار انتخابات آزاد و رقابتی برای بازگشت اعتماد مردم و عبور کشور از بحران شده است.

يازدهمين انتخابات رياست جمهوری ايران در ۲۴ خردادماه سال ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد.

محمد خاتمی در ادامه سخنان خود درباره انتخابات در ايران  تصريح کرده است: «‌‌اين اطمينان به مردم داده شود که انتخابات مهندسی نمی شود. بايد اعتماد مردم را جلب کرد.»

رييس جمهوری سابق ايران اضافه کرده است: «وقتی صراحتاً گفته می شود که اجازه داده نمی شود جرياناتی در انتخابات شرکت کنند برای چه بايد شرکت کنند؟ می گويند ما اجازه نمی دهيم، ولی شما بايد شرکت کنيد ولی آن طوری که ما می خواهيم! اين طوری که نمی شود.»

محمد خاتمی تصریح کرده است: «انتخابات حق همه است بايد شرکت کرد منتهی به شرطی که بتوان شرکت کرد.»

محمد خاتمی همچنين گفته است: «ما بايد به سمتی برويم که فضايی ايجاد شود همه آنهايی که دلشان برای اصل نظام و جامعه و کشور و انقلاب و بخصوص برای اين مردم می سوزد بيايند. در شرايطی که مشکل های بين المللی تشديد شده؛ امروز وحدت و همبستگی های داخلی مهم است. من از اينکه مردم حتی از اصلاح طلبان هم عبور کنند نگران می شوم. بايد ببينيم که ما چکار کرده ايم که اين ذهنيت در بخشی از جامعه ما ايجاد شده؟!»

در حالی محمد خاتمی از شرایط موجود در آستانه انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرده است که به دلیل پیامدهای  دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری، شماری از چهره های اصلی اصلاح طلبان در زندان و حصر به سر می برند.

در انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۳۸۸ ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح‌طلبان، به نتايج اين انتخابات اعتراض کردند. آنها خواهان ابطال نتايج اين انتخابات شدند. اين انتخابات اعتراضانی را در پی داشت که به گفته مخالفان دولت ايران دهها نفر در اين اعتراضات کشته شدند. اما آيت الله علی خامنه ای به رغم اين اعتراضات از اين نتخابات حمايت کرد.

مهدی کروبی، ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد، همسر ميرحسين موسوی، از بهمن ماه سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می برند. شمار زيادی از چهره های اصلاح طلبان و روزنامه نگاران پس از انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده و هم اکنون در زندان به سر می برند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, علی سعیدی, محمد خاتمی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

ایستادگی «حبیب» خوش تیپ از نظر اسهال طلبان خوش تیپ تر!!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::


بهار: «حبیب‌الله» دیگر«حبیب»نیست. دست‌کم حبیب همه اصولگرایان؛ یاران قدیمی و شاگردان همیشگی. هم آنان که «استاد»، استاد از زبانشان نمی‌افتاد. جلوی پایش بلند می‌شدند که هیچ، تا «استاد» ننشسته بود، نمی‌نشستند. به اشاره ابروهایش نگاه می‌کردند که فلان فکر به ذهنشان مجال آمدن بیابد یا نه. هم آنان که تلاش می‌کردند شانه بیشتری به شانه «استاد» بمالانند. با «استاد» بودن و دری برای «استاد» باز کردن و پای درس سیاست «استاد»نشستن و پشت سر«استاد» به نماز ایستادن افتخاری بود برایشان. حالا استاد«حبیب‌الله عسگر اولادی» تعارفی زده که اگر مواضعش در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» به مذاق هم حزبی‌هایش در«حزب موتلفه اسلامی» خوش نمی‌آید، می‌رود. برخی هم شتابان در باز کرده‌اند که: «برو؛ راه بازوجاده دراز.» انگار برخی اصولگرایان مدت‌هاست دنبال فرصتی باشند تا برنامه‌ای بگذارند که«استاد» از موتلفه برود. خطای عسگراولادی از دیدشان این است که «آب» بر «آتش» ریخته. آب اما آتش را تا الان خاموش نکرده که هیچ بر شدت‌اش هم افزوده است. این خصلت آب است. هم خاموش می‌کند هم شعله ور. تند روی آتش ریخته شود همین می‌شود دیگر. آتش «گر» می گیرد. به‌خصوص آن‌که عده‌ای نخواهند این آتش بخوابد. نزدیک انتخابات ریاست‌جمهوری است و برخی از «گر» آتش کارشان گرم می‌شود و جایشان نرم. حبیب‌الله عسگراولادی در یک ماه گذشته از هر ابزاری استفاده کرد تا نظرش را راجع به وقایع پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بگوید. سخنرانی کرد. مقاله نوشت. پاسخ نامه هم داد.
پله به پله بالا رفت تا رسید به نقطه بحرانی اصولگرایان. در جمع دبیران حزب موتلفه اسلامی، «میرحسین موسوی»و «مهدی کروبی»، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 که الان در «حصر» روزگار می‌گذرانند را «برادر» خطاب کرد و با احترام از آنان یاد کرد. گفت این دو تن «فتنه‌گر» و «فتنه‌ساز» نیستند و آنان را «مجرم» نمی‌داند. پاسخی هم به نامه اصلاح‌طلبان داد. مفصل. همین خودش این روزها خطای بزرگی است. آن هم نامه کسانی که برخی از آنان حتی در وقایع پس از انتخابات بازداشت هم شده‌اند یا رسانه شان توقیف شده. در همین نامه، دبیرکل حزب «منحل» اعلام شده مشارکت را «محترم» خطاب کرد. موضع جدید «استاد» این است که «جریان اصلاحات یک جریان مشروع در انقلاب است»، «دوستان خوبی را از دست دادیم»، «ما در هیچ حالتی نباید باب گفت‌وگو را بسته بدانیم» و «دوباره می‌توانیم برادرانه همدیگر را در آغوش بگیریم» و «باید براساس خردجمعی مردمسالاری دینی را نهادینه کنیم»؛ حرف‌هایی که اگر برای مردم بدیهی است و توضیح واضحات، برای اصولگرایان عبور از خط‌های قرمز است و ریختن آب به آسیاب. هفت اصلاح‌طلب تا موضع متفاوت «استاد» اصولگرایان را دیدند نامه نوشتند «شرایط گفت‌وگو خاصه گفت‌وگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده است» و آن را بدترین اتفاق سال‌های اخیر دانستند؛ حبیب‌الله عسگر اولادی هم پاسخ داد«این حرف درستی است». آنان از «استبداد سیاسی و خودکامگی و خطر آن در نهضت ملی صد ساله اخیر نوشتند و این‌که باید فرهنگ مردمسالاری و تعامل حزبی نهادینه شود»؛ دبیرکل سابق حزب موتلفه هم جواب داد «این هم سخن حقی است». اصلاح‌طلبان نوشتند«ساکتین انقلاب چنان بر طبل خشونت، افراط و تندروی و ظاهر فریبی کوبیده‌اند که انقلابیون واقعی را از همراهی با انقلاب باز دارند»؛ «دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری» هم پاسخ داد«صمیمانه عرض می‌کنم انقلابیون نباید صحنه را خالی کنند و اسیر تندروی‌ها شوند». اصلاح‌طلبان از«میانداری اهل افراط بی‌ریشه و بی‌تعهد به منافع ملی» سخن گفتند و «مشاور مقام معظم رهبری» پاسخ داد «جانا سخن از دل همه ما می‌گویید». اصلاح‌طلبان نوشتند«باید پاسخگوی تندروی‌ها و ندانم کاری‌هایی باشیم که اعتدال و فضیلت را به حاشیه راند»؛ این بار هم عسگر اولادی جواب داد«این حرف درستی است». هر چند عسگر اولادی نقدهایش را هم به آنان نوشته؛ که چه نباید می‌کردند و چه باید. اما هرچه آنان گلایه کردند عسگر اولادی با مهر تایید شد بدرقه کرد. لابد اصولگرایان وقتی پاسخ های«استاد» به نامه رقیبان اصلاح‌طلبشان که به نمایندگی از اصلاح‌طلبانی که می‌توانند و اصلاح‌طلبانی که مجال نمی‌یابند نامه نوشتند را خواندند، مدام به خودشان امیدواری می‌دانند که این نامه تکذیب می‌شود. شاید برخی از آنان انتظار این حرف‌ها را هم داشتند. مواضع قبلی و برادر برادر کردن عسگر اولادی آنان را سِر کرده است. عسگر اولادی «مواضع بردارانه‌اش» را هر جا و هر بار اعلام کرد این را هم گفت که این‌ها «موضع شخصی» اوست. اما مگر می‌شود کسی قرنی در اردوگاهی باشد و مواضعش شخصی پذیرفته شود. لابد عسگر اولادی از زمانی که تصمیم گرفت بر موضع جدید بنشیند خودش هم می‌دانست باید منتظر رو کج کردن‌های زیادی باشد. شاید برای همین پیش از بیان این دیدگاه‌ها از موتلفه یک سالی مرخصی خواسته تا راحت حرفش را بزند. یک سالی که شاید سال آخر باشد. خودش گفته در سن و سالی است که باید«توشه» برای «سرای باقی» برگیرد و تاکید کرده «ما و شما بزودی به ملاقات خدا خواهیم رفت.» عسگراولادی باتجربه‌تر از این است که نداند «موضع جدید» چه تبعاتی برایش دارد. موضع متفاوت و موعظه جدید«استاد» در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» و اصلاح‌طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در چه صورت‌هایی که خون ندوانده و چه زبان‌هایی را که به روی استاد- حالا پشت سر یا جلوی سر- به سرخی نکشانده. چه صداهایی که بلند نکرده و چه ابروهایی که به نشانه اخم در هم گره نکرده. حالا لابد اصولگرایان با خودشان می‌گویند استاد آفتاب لب بام است اما ما که هستیم و همچنان مشتاق اعمال مدیریت تمام اصولگرایانه بر کشور. موضع جدید استاد هرچه هست «میل» برخی از اصولگرایان را به او کم کرده. میلی که شاید حفظ آن با هر آفتابی که از لب بام می‌گذرد اهمیتش برای حبیب‌الله عسگراولادی کمتر می‌شود. رفتن در 80 سالگی میل به «میل» را از بین نبرد، حتما کم می‌کند؛ حالا می‌خواهد آن فرد«استاد» اصولگرایان باشد یا هرکس دیگری.

برچسب‌ها: انتخاباتی, حبیب‌الله عسگر اولادی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 20 2013

آیا هاشمی پاسخ زیباکلام را می‌دهد؟ هاشمی به دنبال صدور انقلاب نیست/ او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب هم نیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

مشرق: چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟
گروه سیاسی مشرق ــ صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب و مرد همیشگی میدان دفاع از آیت‌الله هاشمی بهرمانی(رفسنجانی) در شماره اخیر نشریه “آسمان” یادداشتی طولانی را با عنوان “کالبدشکافی یک تضاد” منتشر کرد.

او در این یادداشت به بهانه صحبت‌های اخیر یکی از چهره‌های کشور علیه هاشمی رفسنجانی به معرفی آیت‌الله 78 ساله به زعم خود می‌پردازد و در ادامه نسبت‌های عجیبی و غریبی را به هاشمی مرتبط می‌کند.

او در این یادداشت اینطور مدعی می‌شود که هاشمی دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیست و در ادامه این خصلتی ساختگی برای آیت‌الله هاشمی را مورد تقدیس قرار می‌دهد.

خوانش یادداشت این تحلیلگر اصلاح‌طلب سوالات مهمی را پیرامون شخصیت آیت‌الله هاشمی به ذهن متبادر می‌کند که شاید بهتر باشد آیت‌الله به آنها پاسخ دهد و موضع خود را با مجیزگویان پیرامون خود مشخص کند.

در ادامه گزیده‌هایی از یادداشت زیباکلام را می‌خوانید:

***

ــ این فقط آیت‌الله جنتی نبوده و نیست که آقای هاشمی رفسنجانی زحمت پاسخ دادن به وی را به خود نداده و نمی‌دهد. امروزه در کنار آقای جنتی می‌بایستی از آیت‌الله مصباح، سیداحمد علم‌الهدی، سیداحمد خاتمی، حمید رسایی، سیدحمید روحانی، جعفر شجونی و در مراحل بعدی از صف طولانی از اصولگرایان مکلا نام برد. از جناب حداد عادل گرفته تا جناب حسین شریعتمداری، مهدی کوچک‌زاده، سردار کوثری تا برسیم به رده‌های دیگر که شامل عباس سلیمی نمین و این دست نمایندگان فکری جناح راست می‌شود. واقع مطلب آن است که از سال 84 که این روند به راه افتاده تا به امروز آقای هاشمی رفسنجانی به هیچیک از توهین‌ها، تحقیرها و هتک حرمت‌ها پاسخ نداده است.

ــ فراموش نکرده‌ایم که در جریان انتخابات سال 1384 چگونه آقای احمدی نژاد و طرفدارانش آن موج گسترده و نیرومند ضد هاشمی رفسنجانی را به راه انداختند و با تمام توان سعی کردند که تصویر هاشمی را اینگونه برای توده‌ها و محرومان دربیاورند که او، خانواده‌اش و اطرافیانش سمبل اشرافی‌گری، خوردن، بردن و سوء استفاده از بیت‌المال هستند. و حالا احمدی نژاد قهرمان، این رابین هود اسلامی، آمده تا بساط اشرافی‌گری و زورگویی یا به قول آقای جنتی “گردن کلفتی” این باند خودکامه و متجاوز به بیت‌المال را سرنگون کند و به جای آن سفره عدالت و رسیدگی به محرومین و مستضعفین را پهن کند.

ــ این هم حکایتی است که در جامعه مارکسیست زده ما، “گناه” هاشمی آن بود که می‌خواست “ایران را ژاپن اسلامی” نماید. واقعاً که جنایتی از این بیشتر قابل تصور نیست که یک نفر خواسته باشد ایران عقب‌مانده را به ژاپن تبدیل نماید.
بعد دوم خرداد شد. عباس عبدی و اکبر گنجی به همراه طیفی از دوم خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان سرمست از باده پیروزی دوم خرداد و مغرور از اینکه کار تمام شده است، زدن هاشمی رفسنجانی را شروع کردند. در روزنامه‌های منتسب به دوم خردادی‌ها سعی کردند تا با نقد به هاشمی خود را در هیبت روشنفکری، دگراندیشی و فرهیختگی درآورند. از دید یا به زعم اصلاح‌طلبان رادیکال، هاشمی رفسنجانی مسئول همه نابسامانی‌ها و مصیبت‌های بعد از انقلاب بود.

ــ علیرغم تفاوت و تنوع در گرایشات سیاسی تمامی مخالفین از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست، تمامی آنها در یک وجه اساسی با یکدیگر مشترکند. جملگی آنها تندرو، رادیکال، افراطی و یا آرمان گرایانی ایده‌آلیست هستند که هاشمی رفسنجانی را بزرگترین مانع تحقق آرمان‌هایشان می‌پندارند. بعلاوه جملگی خود را حقیقت مطلق و مطلق حقیقت می‌پندارند و غیر خود را باطل، منحرف، گمراه، وابسته، ترسو، فریب خورده و…

ــ هاشمی رفسنجانی در اساس فردی است معتدل، میانه‌رو، واقع‌گرا و واقع‌بین. او نه یک آرمانگراست، نه یک ایده‌آلیست و نه به مدینه فاضله‌ای باور دارد.
او نه با فرهنگ، تمدن، کشور، ملیت، مردم و مذهب دیگری سر جنگ دارد و نه به دنبال صدور انقلاب به کشورهای دیگر و در سطحی گسترده‌تر به همه دنیاست. او حتی با غرب و آمریکا هم دشمنی ندارد. و نه اصراری دارد تا به جهانیان نشان دهد که ایرانی‌های مسلمان از دیگران بالاتر، برتر و شایسته‌تر هستند.

ــ شاید حتی خود هاشمی هم نتواند به درستی و خیلی دقیق به ما بگوید او دقیقا از چه زمانی آن آرمان‌ها و رویاهای انقلابی را پشت سر گذارده و وارد دنیای واقعیات می‌شود. اما یقینا این تحول اتفاق افتاده است. تماس با آمریکایی‌ها در جریان مک فارلین در سال‌های اواسط دهه 1360 و رفتن خیلی جدی به دنبال عادی‌سازی رابطه با آمریکا، بازگشایی دانشگاه‌ها و عملا پایان بخشیدن به جریان انقلاب فرهنگی علیرغم مخالفت شدید دانشجویان رادیکال اسلام‌گرا و سایرین که همچنان به دنبال اسلامی کردن دانشگاه‌ها و اسلامی کردن علوم انسانی بودند؛ و بالاخره و مهمتر از همه ترغیب و مجاب کردن مرحوم امام در پذیرش قطعنامه 598 و پایان دادن به جنگ با عراق، جملگی حکایت از این می‌کنند که او یقینا در همان سال‌های نخست انقلاب از آرمان‌گرایی انقلابی به درآمده و وارد دنیای واقعیت‌ها شده بود.

ــ جهت‌گیری اقتصادی ایشان بعد از جنگ و در نخستین دوره ریاست جمهوری‌اش تردیدی باقی نمی‌گذارد که او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلابی نیست.

ــ هاشمی رفسنجانی با هدف عادی سازی و تنش‌زایی با غرب در حقیقت اصل انقلابی تضاد با نظام سلطه را هم به چالش درآورده بود. او البته نه موفق شد اصلاحات اقتصادی‌اش را به ثمر برساند و نه توانست تحولی در تنش‌زدایی با غرب به وجود آورد. او به زحمت توانست روابط با عربستان و همسایگان عربمان در خلیج فارس را تا حدودی به سمت تنش زدایی و کاستن از دشمنی‌ها سوق دهد. اما نه در عرصه عادی سازی رابه با آمریکا و نه حتی اروپا توانست موفقیتی به دست آورد.

ــ اگرچه خود او رسما و علنا به قطار دوم خرداد و اصلاح‌طلبی نپیوسته بود اما عقبه سیاسی‌اش در آن قطار جا خوش کرده بودند.

ــ می‌رسیم به آخرین نکته: ایران امروزی مملو از چهره‌ها و شخصیت‌هایی است که همچون آقای هاشمی رفسنجانی نه دیگر به ستیز و دشمنی با غرب باور دارند، نه معتقدند که ایران اسلامی یک مسئولیت جهانی دارد مبنی بر رهبری یک پیکار یا جهاد تاریخی علیه نظام سلطه و استکبار جهانی به رهبری آمریکا، و به جای همه این وظایف انقلابی، به فکر آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و این دست خواسته‌هاست. فی‌الواقع بجز اصولگرایان، آنهم بیشتر و عمدتا اصولگرایان تندرو، اساساً کسی دیگر به آن ادبیات و جهانبینی باور ندارد.

ــ چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان، از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟

ــ عملکرد اصولگرایان و احمدی نژاد ظرف قریب به 8 سال گذشته در حقیقت به نفع جایگاه و اعتبار هاشمی رفسنجانی تمام شده.

ــ می‌ماند این پرسش ساده: آیا هاشمی رفسنجانی آنگونه که اصولگرایان تندرو و افراطی آرزو می‌کنند و اصرار می‌ورزند، تمام شده است؟ شاید حق با اصولگرایان تندرو باشد و هاشمی رفسنجانی از نظر سیاسی دیگر تمام شده باشد، و شاید هم تحولات آینده ایران نشان دهد که اصولگرایان تندرو در این باور که هاشمی را تمام شده تصور کرده بودند یک مقداری شتابزدگی به خرج داده بودند.

***
به گزارش مشرق، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که زمانی مقام معظم رهبری ایشان را رکن رکین نظام نامیده‌اند و امام راحل نیز درباره ایشان فرمودند: “هاشمی زنده است چون نهضت زنده است”؛ شاید بهتر باشد به سؤالاتی که با خواندن یادداشت آقای زیباکلام درباره ایشان ایجاد شده پاسخ بدهند.

سوال اول: از آقای هاشمی این انتظار وجود دارد که پاسخ بدهند آیا واقعاً دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیستند؟!

سوال دوم: تئوری ژاپنیزه کردن ایران در زمان طرح مورد تقبیح مقام معظم رهبری قرار گرفت. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ادعای زیباکلام درباره قصد ایران برای ژاپنیزه کردن ایران تکذیب می‌کنند یا اینکه با سکوت خود، آنرا تلویحاً تأیید می‌کنند؟

سوال سوم: امام راحل ما “صدور انقلاب” را بعنوان یکی از اساسی‌ترین خواست‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی مطرح کرده‌اند. این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها بر این خواست انقلابی به انحاء مختلف صحّه گذاشته‌اند. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچنان به بحث صدور انقلاب اعتقاد راسخ دارد یا اینکه آنها را وا نهاده و به کناری گذاشته است؟

و سوال چهارم: صادق زیباکلام جامعه ما را جامعه‌ای مارکسیست‌زده معرفی می‌کند. از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این انتظار وجود دارد که بعنوان فرمانده جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی و یک کارشناس مبرّز مسائل دینی به این ادعا پاسخ بدهند و بگویند که آیا ایشان نیز همانند زیباکلام جامعه ایران را مارکسیست زده می‌دانند یا جامعه‌ای اسلامی؟

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .