اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Nov 07 2016

درخواست ۱۷ نماینده از دادستان کل کشور درباره پرونده نرگس محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: هفده نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به دادستان کل کشور با تأکید بر استقال قوه قضائیه و پذیرش حکم نهایی دستگاه قضایی در عین حال خواستار ارائه توضیحاتی درباره پرونده نرگس محمدی شدند.

به گزارش ایسنا، در نامه ۱۷ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به حجت الاسلام والمسلمین منتظری آمده است:

«جناب حجت الاسلام آقای منتظری دامت برکاته دادستان محترم کل کشور با اهداء سلام و تهیت، در خصوص نامه تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به رئیس محترم قوه قضائیه و درخواست رسیدگی مجدد به پرونده خانم نرگس محمدی که به ۱۶ سال زندان محکوم شده است، فرموده‌اید: «این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پرونده‌هایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و نمایندگان باید قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند. اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمی‌کند دلیل بر این نیست که انسانهای خوبی هستند. اگر این حرکت‌ها از روی نادانی انجام شود، برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است.»

به عرض می‌رسانیم نمایندگان امضاکننده نامه مذکور با علم به پرونده خانم محمدی نامه را امضا کردند. مشکل اینجاست که گاهی یک انتقاد مصداق تبلیغ علیه نظام شمرده می‌شود یا یک حرکت اصلاحی جمعی مصداق مفهوم کشدار و قابل تفسیرهای گوناگون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» قلمداد می‌گردد و برای هر یک سالها زندان منظور می‌شود بدون آنکه میزان تاثیر و فراگیری اقدامات متهم و فلسفه مجازات که عبرت گرفتن مجرم و سایر افراد جامعه است در نظر گرفته شود، لذا معمولا احکام سختگیرانه قضایی خصوصا درباره فعالان اجتماعی سیاسی نتیجه معکوس می‌دهد.

به عبارت دیگر گاهی به الفاظ و کلمات مواد قانونی جمود ورزیده می‌شود بدون آنکه ابتدا ضرورت مجازات به خاطر موثر بودن اقدام متهم روشن باشد؛ به طوری که احساس می‌شود مجازات صادره بیشتر برای ترساندن سایر فعالان اجتماعی سیاسی است و البته معمولا این منظور تامین نمی‌شود و گاه منجر به جری شدن متهم و دیگران می‌شود.

به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث یعنی اتهامات خانم نرگس محمدی، آیا چند نفر در ایران از اقدامات ایشان مطلع شدند و تاثیر پذیرفتند و خطری برای نظام و امنیت ملی پدید آمد تا لازم باشد چنین حکم سنگینی یعنی ۱۶ سال زندان برای ایشان صادر شود؟ گرچه درستی یا نادرستی احکام قضایی را نمی‌توان صرفا به عهده داوری مردم گذاشت ولی قضاوت مردم و افکار عمومی درباره رعایت اصل تناسب جرم و مجازات می‌تواند به عنوان یکی از مقیاسها برای درستی یا نادرستی یک حکم قضایی به کار گرفته شود.

برای آزمایش، مستدعی است محتوای پرونده خانم محمدی را برای مردم توضیح دهید تا افکار عمومی قضاوت کند که آیا نظر جناب عالی مقرون به صحت است یا نظر نمایندگان امضاکننده آن نامه؟

به هر حال همچنان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی هستیم بدون آنکه همه اقدامات ایشان را درست بدانیم ولی این قدر می‌دانیم که این گونه اقدامات فردی هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که ریشه در ایمان اسلامی مردم ما دارد وارد نمی‌کند ضمن این که معتقدیم قوه قضائیه در قانون اساسی ما یک قوه مستقل است و در نهایت باید حکم او را پذیرفت ولو آنکه آن را عادلانه ندانیم. برای جناب‌عالی و همکاران محترم آرزوی توفیق بیشتر داریم.»

اسامی این نمایندگان به شرح ذیل است :

علیرضا رحیمی – ولی داداشی – محمدجواد فتحی – قاسم میرزایی نیکو – امیر خجسته – سیده فاطمه ذوالقدر – علی مطهری – محمود صادقی – غلامرضا حیدری – طیبه سیاوشی شاه عنایتی – فریده اولاد قباد – اردشیر نوریان – عبدالکریم حسین زاده – فاطمه سعیدی – بهرام پارسایی – محمدرضا تابش – غلامرضا تاجگردون

​انتهای پیام

No responses yet

Nov 04 2016

دستگیری شبانه نمایندگان کرد پارلمان ترکیه و انفجار در دیاربکر

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: در یک هجوم شبانه رهبران حزب دموکراتیک خلق‌ها که حزب نزدیک به کردهای ترکیه است دستگیر شدند. در میان دستگیرشدگان، نمایندگان کرد پارلمان ترکیه نیز وجود دارند. انفجار در دیاربکر نیز یک کشته و شماری زخمی برجای گذاشت.

فیگن یوکسک‌داغ و صلاح‌الدین دمیرتاش رهبران بازداشت‌شده حزب دموکراتیک خلق‌های ترکیه

شامگاه پنج‌شنبه و سحرگاه جمعه (۳ و ۴ سپتامبر/ ۱۳ و ۱۴ آبان) صلاح‌الدین دمیرتاش، فیگن یوکسک‌داغ و شماری دیگر از رهبران حزب دموکراتیک خلق‌ها HDP که حزب نزدیک به کردهای ترکیه است در یورش شبانه پلیس به خانه‌هایشان بازداشت شدند. در میان دستگیرشدگان نمایندگان کرد پارلمان ترکیه نیز وجود دارند.

این دستگیری‌ها در قالب عملیات “ضدترور” پلیس ترکیه و در چندین شهر این کشور انجام شده است. همچنین دفتر حزب دموکراتیک خلق‌ها در آنکارا توسط پلیس تفتیش شده است.

حزب دموکراتیک خلق‌ها با ۵۹ کرسی در پارلمان ترکیه، بزرگترین نمایندگی سیاسی کردها در ترکیه است.

بیشتر بخوانید: رجب طیب اردوغان “دشمن آزادی مطبوعات” شناخته شد

صلاح‌الدین دمیرتاش معاون رهبری حزب HDP در منزلش در دیاربکر واقع در جنوب شرقی ترکیه دستگیر شده است. او کوتاه زمانی پیش از دستگیری در صفحه توئيترش نوشته که ماموران پلیس جلوی خانه او هستند و حکم جلبش را دارند.

هفته گذشته دادگاهی در ترکیه حکم ممنوعیت سفر دیگر معاون حزب HDP فیگن یوکسک‌داغ را صادر کرده بود. او نیز در یورش شبانه پلیس در منزلش در آنکارا بازداشت شده است. هردوی رهبران این حزب برای اولین بار است که دستگیر می‌شوند.

شبکه تلویزیونی NTV در ترکیه بیانیه وزارت کشور این کشور را پخش کرده که بر اساس آن علاوه بر این دو رهبر حزب دموکراتیک خلق‌ها، ۹ تن دیگر از اعضای کادر رهبری این حزب نیز بازداشت شده‌اند.

بیشتر بخوانید: تحریریه روزنامه جمهوریت: تسلیم نمی‌شویم

اتهاماتی که علیه رهبران حزب دموکراتیک خلق‌ها اعلام شده “تبلیغات تروریستی” و نیز “عضویت در یک سازمان مسلح تروریستی” است. دولت ترکیه حزب دموکراتیک خلق‌ها را شاخه سیاسی حزب ممنوع کارگران کردستان ترکیه (پ‌ک‌ک) می‌داند ولی این حزب همواره این اتهام را رد کرده است.

در میان بازداشت‌شدگان ادریس بالوکن رئیس فراکسیون و سیری ثریا اوندر نماینده شناخته‌شده کرد پارلمان نیز وجود دارند. دستگیری‌اعضای پارلمان پس از آن صورت گرفته که اردوغان در قالب وضعیت اضطراری پس از کودتا در ترکیه، مصونیت قضایی اعضای پارلمان را لغو کرد. این اقدام که در پارلمان ترکیه نیز تصویب شد با مخالفت‌های بین‌المللی زیادی روبرو شد.

انفجار در دیاربکر

به گزارش خبرگزاری فرانسه صبح روز جمعه ۴ سپتامبر انفجاری مقابل یک پاسگاه پلیس در شهر دیاربکر واقع در جنوب شرقی ترکیه رخ داد. بر اثر این انفجار تا کنون یک نفر کشته و ۳۰ تن زخمی شده‌اند. این انفجار در محوطه بیرونی یک پاسگاه پلیس در محله باغلار رخ داد و بمب کارگذاشته شده در یک خودرو عامل آن بوده است. تعداد زیادی آمبولانس برای انتقال مجروحان به محل انفجار ارسال شده‌اند.

دیاربکر یکی از مراکز کردنشین ترکیه است.

بنا بر گزارش دیگری شبکه‌های اجتماعی واتس‌آپ و توئیتر در ترکیه بلاک شده و دسترسی به آنها ناممکن است.

No responses yet

Nov 04 2016

دلیل بازداشت یاشار سلطانی کدام گزارش است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: بیش از چهل روز است یاشار سلطانی در سلول انفرادی است ولی فعلا همه از مسئولیت بازداشت یاشار سلطانی شانه خالی می کنند. مهدی چمران، رییس شورای شهر می گوید ما از سردبیر سایت معماری نیوز گذشتیم، خدا و دادستان از او بگذرند؛ معصومه آباد، عضو شورای شهر می گوید رفتم وثیقه خانه ام را برایش گرو بگذارم، او مثل پسرم است اما گفتند دادستانی شاکی است و نمی شود؛ مدیران شهرداری می گویند دلیل بازداشت او پرونده ای غیر از افشای املاک نجومی بوده است.

در این میان همه نشانی ها به دفتر عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران ختم می شود. دادستان تهران پیش از این چندین بار غیرمستقیم اتهامات دیگری مانند افشای اسناد امنیتی را متوجه این روزنامه نگار کرده بود.

واکاوی اسنادی که یاشار سلطانی در ماه های اخیر رسانه ای کرده بود، شواهدی دال بر پرده ای دیگر از تخلفات در تعاونیهای مسکن دو قوه قضائیه و مقننه دارد که گویا پرونده املاک نجومی فرصت مناسبی بوده تا با بازداشت سلطانی در پوشش آن، مسئله اصلی در محاق قرار بگیرد. تعاونی مرتبط به آیت الله صادق لاریجانی با بیش از پنج هزار عضو و دیگری تعاونی مرتبط با علی لاریجانی با حدود 450 عضو و برخی چهره های حقیقی صاحب نفوذ.

در سایت معماری نیوز، گزارشی مختصر از سازمان بازرسی در مورد پروژه تعاونی مسکن مجلس طرح شده بود. بررسی های ایران وایر حکایت از آن دارد که در پروژه تعاونی مسکن مجلس، چهره های صاحب نفوذی از غلامعلی حدادعادل و دیگر چهره های منتسب به بیت رهبری تا چهره های اصلی مجلس مانند علی لاریجانی ذی نفع هستند.

یاشار سلطانی خردادماه امسال، چند ماه پیش از افشای اسناد املاک نجومی، گزارشی در مورد واگذاری زمین وقفی سوهانک به تعاونی مجلس منتشر می کند. 16 هزارمترمربع از اراضی متعلق به موسسه نشر فرهنگ اسلامی که برخلاف قوانین شهری با موافقت شهردار تهران، مجوز ساخت در ارتفاعات را پیدا می کند. زمینی که چند صد میلیارد تومان ارزش آن است و قرار بوده با مجوز رهبری تا ظهور امام دوازدهم در وقف باقی بماند اما به طور غیر قانونی و پایین تر از قیمت متعارف به تعاونی مجلس واگذار می شود.

“پروژه نور” واقع در کوی بشارت سوهانک است. زمینی که وقفی بوده و واگذاری آن غیر قانونی است. طی اسناد سازمان بازرسی که یاشار سلطانی آن را منتشر کرده مجوز برای ساخت هم با رانت مستقیم از سوی شهردار تهران صورت گرفته است.

سردبیر سایت معماری نیوز، در گزارشی به این موضوع پرداخته بود که چرا اراضی 16 هزار متر مربعی سوهانک که فروش آن ممنوعیت شرعی داشته و متعلق به مرکز نشر فرهنگ اسلامی بوده، بدون داشتن مجوز از سوی آیت الله خامنه ای در اوایل سال 90 از وقف خارج شده و به تعاونی مسکن مجلس هشتم فروخته می شود. این گزارش اندکی پس از انتشار از سایت معماری نیوز حذف شد.

گرچه سلطانی به جزئیات این معامله کلان اقتصادی از جمله اسامی اعضای هیات امنای دفتر نشر فرهنگ اسلامی و ارتباط آن ها با بیت رهبری ، فروش با وجود وقفی بودن اراضی و سکوت دفتر رهبری در این باره نپرداخته بود اما بررسی ابعاد این پرونده ،گویا حاکی از آن ست که سایت معماری نیوز گام اول را در افشای پرونده ای برداشته بود که بیش از پرونده املاک نجومی، می توانست جنجالی شود. اشاره ای که معصومه آباد به طور غیرمستقیم هم به آن می کند و می گوید: “سلطانی در دفتر من تهدید کرد که از برخی دیگر از مسئولان عالی رتبه هم پرونده های فساد مالی در اختیار دارد.”

بگذارید برای بررسی دقیق تر ماجرا به سه سال قبل باز گردیم. تیرماه سال 91 یعنی تنها یک ماه پس از آغاز کار مجلس نهم، تعاونی مجلس اطلاعیه می دهد که قرار ست 450 واحد مسکونی در ارتفاعات بالای 1800 متر سوهانک ساخته شود و هر عضو تعاونی 35 تا 40 میلیون برای پروژه ای بدهد که ساخت هر متر مربع آن در منطقه سوهانک قرار ست فقط 2 میلیون تومان تمام شود.

طبق اسناد (مصوبه شورای عالی شهرسازی در آخرین روزهای دولت احمدی نژاد) مقرر می شود تا در این اراضی وقفی فروخته شده به تعاونی مجلس، دو برج 35 طبقه ساخته شود. گودبرداری زمین اول انجام می شود اما موضوع در اواخر سال 92 رسانه ای می شود و به ظاهر هیات رئیسه مجلس دستور توقیف آن را می دهد .

اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت مالک قبلی این زمین است و هم چنین ابهامی که در لغو دو دستور آیت الله خامنه ای برای این پروژه وجود دارد: یکی لغو وقف و فروش زمین و دوم ساخت و ساز در ارتفاع بیش از 1800 متر برخلاف دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر ممنوعیت ساخت و ساز در ارتفاعات تهران.

این زمین 16هزار متر مربعی از دهه 70 متعلق به مرکز نشر فرهنگ اسلامی ست. سیدرضا برقعی موسس دفتر نشر فرهنگ اسلامی در نامه ای به تاریخ 10/9/1369 به آیت الله خامنه ای اعلام می کند تمام اموال این موسسه غیر قابل انتقال تا زمان ظهور امام زمان است. لذا طبق قوانین تنها با دستور ولی فقیه (جانشین امام زمان) امکان آن وجود دارد که زمین از وقف خارج و فروخته شود

اما هیات امنای دفتر که از دهه 70 تاکنون توسط آیت الله خامنه ای تعیین می شوند، سال 90، این ملک ارزشمند دفتر نشر را به شرکت مهندسی نور می فروشند و این شرکت در مرحله بعدی، با تعاونی مجلس برای ساخت و ساز در این اراضی مشارکت می کند

دفتر نشر فرهنگ اسلامی مدعی است خبر نداشته قرار است این زمین در اختیار تعاونی مجلس قرار بگیرد و اینکه برخی از اعضای هیات امنای دفتر نشر، همان بانیان تعاونی مسکن مجلس هستند، تصادفی است.

در دهه 50 ، مرحومان دکتر بهشتی ، باهنر، برقعی و حسین مهدیان دفتر نشر را به منظور انتشار کتب های اسلامی تاسیس می کنند و موفق می شوند مجوز انتشار کتب دینی مدارس را در دوران پهلوی دریافت کنند. امری که آیت الله بهشتی از آن به عنوان ۱۰ میلیون مخاطب جدید دردوران پهلوی یاد کرده بود.

تنها بازمانده آن هیات امنا، حسین مهدیان است که این روزها به شدت معترض به فروش زمین وقفی مجموعه است و اصرار دارد هیچ سندی مبنی بر لغو وقف یا مجوز فروش آن از سوی آیت الله خامنه ای وجود ندارد و این فروش غیر قانونی و غیر شرعی ست و از آیت الله خامنه ای خواسته بود به این موضوع ورود کند، چون مسئولیت این اتفاق بر عهده وی است.

پاسخی از سوی دفتر آیت الله خامنه ای به این درخواست قدیمی ترین عضو دفتر نشر داده نمی شود اما سازمان بازرسی وارد این داستان می شود. سایت معماری نیوز هم خردادماه امسال پیشتر از آنکه املاک نجومی را رسانه ای کند، اسناد ورود سازمان بازرسی به پروژه کوی بشارت سوهانک را خبری کرده بود.

مهدیان، که از موسسان دفتر نشر در سال 52 است در آستانه هفتاد سالگی، می گوید تصمیم واگذاری اراضی سوهانک از سوی هیات امنای نشر فرهنگ اسلامی گرفته شده و در پاسخ به اینکه این هیات امنا را چه کسی تعیین می کند که حال اقدام به فروش اموال موسسه گرفته اند، پاسخ می دهد: “هیات امنا را رهبری تعیین می کنند.”

مجید خلیلی مدیر پروژه تعاونی مجلس، که زمین وقفی را خریده و کارگزار ساخت خانه های مجلس ست هم در جوابیه اش به سایت معماری نیوز دقیقا بر همین نکته تاکید می کند:” ملک مذکور متعلق به دفتر نشر فرهنگ اسلامی بوده که شخصیت حقوقی است و دارای هیات امنا و هیات مدیره صاحب نام می‌باشد.”

جوابی که سه سال قبل هم روابط عمومی دفتر نشر مشابه آن را برای سایت الف فرستاده بود و گفته بود:”دفتر نشر ارتباطی به مراحل بعدی و نحوه ساخت و فروش (تعاونی مجلس و تغییر کاربری از فضای سبز به مسکونی ) ندارد.”

هیات امنای این مجموعه طبق آخرین اعلام، در زمان فروش اراضی سوهانک، آیت الله رسولی محلاتی (مسئول وجوهات و مسائل شرعی دفتر رهبری) و سید علی غیوری (متوفی در سال93، نماینده ولی فقیه در شهرری)، حجت الاسلام سیدرضا تقوی (نماینده ولی فقیه و رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه)، محسن قرائتی (نماینده رهبری و مسئول ستاد اقامه نماز)، علی لاریجانی (رئیس مجلس)، غلامعلی حدادعادل (رئیس سابق مجلس و پدر زن فرزند دوم رهبری)، ناصر باهنر (برادر محمدرضا باهنر)، محسن رفیق دوست (متهم به پرونده مالی در تعاونی مسکن دانشگاه تهران و تبریز)، علاءالدین میرمحمد صادقی (فعال اقتصادی موتلفه)، محمود لولاچیان (پدر زن کوچک ترین پسر رهبری) و محسن چینی فروشان (مدیرعامل اسبق کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و راوی بخشی از زندگی نامه آیت الله خامنه ای) بوده اند. چینی فروشان مدیر عامل این موسسه هم بوده و مهدی باقری، علیرضا برازش، علی اکبر اشعری، عزیزاله علاء الدینی و محمود لولاچیان اعضای فعلی هیئت مدیره هستند.

به نظر می رسد ورود سازمان بازرسی به این معامله کلان، فروش اموالی که غیرقابل فروش بوده، اشتراک چهره های هیات امنا به عنوان فروشنده و تعاونی مجلس به عنوان خریدار، سکوت دفتر رهبری در مورد اعتراض های هیات موسس مرکز نشر فرهنگ اسلامی و در نهایت رانت شهرداری تهران برای ساخت و سازی در ارتفاعات بالای 1800 متر همگی دارای حاشیه هایی امنیتی بوده که ورود رسانه ها به آن می تواند مخاطره آمیز باشد تا جایی که سردبیر معماری نیوز تنها به خاطر طرح اولین پرده آن یعنی فروش غیر مشروع اموال موسسه و ممنوعیت ساخت و ساز در ارتفاعات، با پرونده ای جدید مواجه شده که جعفری دولت آبادی دادستان تهران از آن به عنوان موضوع امنیتی یاد می کند، موضوعی که رد آن به معتمدین آیت الله خامنه ای می رسد.

No responses yet

Nov 04 2016

مرگ بی هیاهوی یک وبلاگ نویس شیرازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,جنبش سبز,سانسور,سیاسی

ایران وایر: هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.

«تیرداد کیانی درگذشت!» این خبری بود که نه در رسانه‌ها بلکه فقط در یکی دو گروه فیس‌بوکی و جمع دوستانش منتشر شد. تیرداد کیانی نام مستعاری است که «علیرضا (حامد) سالک‌نژاد» برای خود انتخاب کرده بود تا بتواند بدون ترس، از اعتقاداتش حرف بزند. او وبلاگ‌نویس و شهروندخبرنگار شیرازی بود که این اواخر نسبت به «دین» و حکومت دینی دچار تشکیک شده بود و همین مساله و اظهارنظرهایش در این مورد در فضای مجازی هم کار او را به دستگیری و زندان کشاند.

سال 90 در جریان دستگیری‌های پس از انتخابات 88، نیروهای امنیتی به خانه علیرضا سالک نژاد در شیراز هجوم بردند و او و وسایل شخصی‌ وی را با خودشان بردند. بخشی از استنادات آن ها، فعالیت فیس بوکی علیرضا و حضورش در دنیای مجازی بود.

او را حدود سه ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز حبس کردند. سالک نژاد از همان‌جا به دادگاه رفت و به اتهام های «تبانی علیه نظام» و «توهین به مقدسات»، به هشت سال زندان محکوم و در نهایت با تایید حکمش در دیوان عالی کشور، به زندان «عادل‌آباد» شیراز منتقل شد.

هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.
«م. الف»، یکی از دوستان تیرداد به «ایران‎وایر» می گوید او بارها برایش تعریف کرده بود که در زیرزمین بازداشتگاه اطلاعات نمایش اعدام را برایش اجرا کرده اند روی چهارپایه و طناب دار.

زمانی‌ که تیرداد در بازداشت بود، همانند بسیاری از زندانیان ساکن زندان شیراز، به علت عوارض دوران بازجویی و بدی آب زندان، دچار مشکلات کلیه و از جمله سنگ ‌کلیه شد. اما با وجود دردی که از آن سنگ‌ها می‌کشید، بازجو اجازه رفتن به بیمارستان و درمان را به او نمی داد. این عوارض حتی بعد از آزادی هم وی را رها نکردند. دوستان علیرضا می گویند مشکلات روحی و جسمی، حتی پس از رهایی او بیش تر هم شده بود.

او در خانواده‌ای مذهبی متولد و با تعلیمات دینی و آموزه‌های قرآن بزرگ شده بود اما با وجود همه آموخته های قدیمی، در جریان مطالعه و تحقیق‌هایش، از دین اسلام گریزان شد. در یکی از پست‌های فیس‌بوک خود در این‌باره نوشته بود: «یک زمانی مذهبی بودم و با مذهبی‌ها می‌گشتم و طرفداریشان را می‌کردم. مهم این است که امروز حقیقت را می‌دانم و به خاطرش هر کاری می‌کنم.»

و جای دیگر باز هم در صفحه فیس بوک خود نوشت: «این دین ساده من است؛ نیازی به مرجع تقلید ندارد، نیازی به فلسفه‌های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی.»

بازجویی‌های علیرضا بنا به آن چه به دوستانش گفته، بیش تر همراه با شکنجه‌های روحی بوده ولی شکنجه جسمی هم زیاد شده است:«البته هیچ‌وقت دوست نداشت در این‌باره حرف بزند.»

همین شکنجه‌ها باعث بیماری‌هایی مثل فشارخون، ناراحتی قلبی و کلیه و در نهایت، عفونت کلیه در او شد.

به گفته یکی از نزدیکانش، علیرضا بعد از رهایی سعی نکرد به صورت جدی بیماری‌هایش را درمان کند و پس از مدت‌ها تحمل عوارض دردناک، در نهایت روز شنبه 27 شهریور با تب شدید به بیمارستان مراجعه کرد. دو روز طول کشید تا پزشکان متوجه شدند عفونت کلیه‌ها در خون او پخش شده است. چهار روز بعد برای درمان در بیمارستان «نمازی» بستری می شود. در بیمارستان کشت خون می گیرند. جواب آزمایش باید پنج روز بعد دریافت می شد ولی قبل از دریافت جواب، پنج شنبه، یکم مهرماه او درگذشت.

«محمد.الف»، از دوستان علیرضا می گوید: «پیش از این اتفاق تلخ، تیرداد با ما در مورد مشکلاتش صحبت کرده بود و قصد داشت اطلاعات و تجربیاتش در مورد آسیب‌های زندانیان سیاسی را با جزییات بنویسد و منتشر کند.»

او به نقل از علیرضا می گوید: «در بازداشتگاه اداره اطلاعات شخصیت آدم را خیلی خرد می‌کنند. اعتماد به‌نفس من خوب است، همیشه هم خوب بوده ولی به خاطر آن یأس مفرطی که دارم، این هم کم‌رنگ شده است. روبه‌رو شدن با آدم‌هایی که در این جریان دخیل بودند، حالم را بد می‌کند. یا وقتی گوشی‌ام با شماره ناشناس زنگ می‌خورد، می‌گویم حتما بازجویم دارد زنگ می‌زند. هنوز بعد از این همه مدت، تپش قلب می‌گیرم.»

او در پایان گفت و گو، یکی از آخرین نوشته علیرضا را برای ما می فرستد: «هرکس که گذشت، نیشگونی از سرزمین ما گرفت. قاجار دوبرابر آن چه که امروز این کشور وسعت دارد را بذل و بخشش کرد و نهایتاً سال 57 شمسی به دام وعده‌های اسلام گریان و چپ‌ها افتادیم و تا امروز داریم فلاکت و فقر و بدبختی و بی‌آبرویی را در جهان تحمل می‌کنیم؛ به خاطر انقلابی که پدران‌مان کردند و ما در آن هیچ نقشی نداشتیم. امروز هم 6 میلیون بی کار تحصیل‌کرده داریم و صدها زندانی سیاسی و آمار 18 طلاق در ساعت و 20 هزار کشته جاده‌ای در سال و خلاصه که مهدی بیا مهدی بیا! من هم معلوم نیست زنده باشم ولی ای کسانی که 5 سال بعد این‌ها را می‌خوانید، بدانید که این بدترین برهه تاریخ معاصر ایران نیست. ما از این بدترها را هم دیده‌ایم و به روی خودمان نیاوردیم!»

No responses yet

Nov 03 2016

مرجع تقلید نجف در دیدار با صادق لاریجانی: به کارگیری زور و اجبار در امر ترویج حجاب موثر نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: معاون وزیر خارجه ایران خبر داد که آیت‌الله محمد اسحاق فیاض یکی از چهار مرجع مشهور در نجف، در دیدار با رییس قوه قضائیه ایران اعلام کرده که «به کارگیری زور و اجبار در امر ترویج حجاب موثر نیست».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، حسین جابری انصاری که همراه با صادق لاریجانی به عراق سفر کرده، در صفحه تلگرام خود گزارشی از دیدار روز چهارشنبه ۱۲ آبان رییس قوه قضاییه ایران با آیت‌الله محمد اسحاق فیاض را منتشر کرده است.

به گفته آقای جابری انصاری، این مرجع تقلید شیعه در دیدار یاد شده سه پیشنهاد را برای «بهبود وضعیت حجاب» در ایران مطرح کرده است.

«استفاده مناسب از ظرفیت رادیو تلویزیون و رسانه‌های گروهی برای ترویج حجاب»، «پرهیز از بکارگیری زور و اجبار در امر ترویج حجاب که موثر نیست» و «بازگشت علما و وعاظ به جایگاه تاثیرگذار سابق خود در تربیت دینی جامعه و پایان دادن به میدان‌داری دیگر اصناف به جای عالمان در مجالس و مجامع دینی»، سه پیشنهاد این مرجع تقلید شیعه بوده است.

براساس این گزارش، آیت‌الله محمد اسحاق فیاض دراین دیدار همچنین تاکید کرده که «اسلام و تشیع، دین و مذهب اعتدال است» و «رفتار همراه با اعتدال و تساهل کارگزاران دولت با مردم ضروری و مقتضای عدالت و طریقه درست حکومتداری» است.

این مرجع تقلید شیعه در نجف همچنین گفته است: «اهتمام کارگزاران دولت نسبت به مردم، اعتماد آنان به حکومت را تقویت کرده و موجب بقاء و استقرار حکومت‌ها می‌شود».

معاون وزیر خارجه ایران از آیت‌الله محمد اسحاق فیاض، شیخ بشیر نجفی و محمد سعید حکیم به عنوان سه مرجع تقلید مهم شیعیان در عراق پس از آیت‌الله علی سیستانی نام برده است.

آقای اسحاق فیاض در ولایت غزنی افغانستان متولد شده و از شاگردان آیت‌الله خویی مرجع تقلید مشهور شیعه در نجف بوده است.

بر اساس قانون تصویب شده در سال ۱۳۶۲، رعایت حجاب در اماکن عمومی ایران اجباری است و رعایت نکردن آن مشمول مجازات است.

با این حال برخی از تحلیلگران از شکست خوردن سیاست‌های جمهوری اسلامی در این زمینه سخن گفته‌اند. سایت «الف» نزدیک به احمد توکلی، پیش از این نوشته بود که «بدحجابی» در ایران به «نوعی برهنگی» تبدیل شده و «بیشتر» سیاست‌های جمهوری اسلامی در زمینه حجاب شکست خورده است.

غلامعلی حداد عادل مشاور رهبر جمهوری اسلامی نیز ۲۵ تیر گفته بود: وضعیت حجاب در ایران «روز به روز بدتر می‌شود» و «تحولاتی که در مورد حجاب در این سال‌ها اتفاق افتاده است، رضایت بخش نیست».

هر ساله در فصل‌های بهار و تابستان گشت‌های «ارشاد» با هدف «برخورد با بی‌حجابی» فعالیت خود را در شهرهای بزرگ ایران آغاز می‌کند.

مقام‌های دولت حسن روحانی پیش از این نیز بارها از برخورد انتظامی با موضوعاتی مانند حجاب انتقاد کرده‌اند و آقای روحانی خود تأکید کرده که «با ون، مینی‌بوس، پاسبان و سرباز، فرهنگ درست نمی‌شود».

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، نیز ۲۳ مرداد گفته بود که برخورد نیروی انتظامی در این حوزه «هزینه‌های اجتماعی بسیار بالایی دارد».

محمدرضا زائری، از روحانيون وابسته به جناح اصولگرا، نیز پارسال در نشستی با عنوان «اولين کرسی آزادانديشی با موضوع حجاب اجباری؛ اولويت‌ها و اقتضائات فرهنگی جامعه» تاکید کرده بود که «سياست حجاب اجباری» در جمهوری اسلامی «کاملا اشتباه است».

در مقابل، صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران ششم اردیبهشت گفته بود که در «مقابله با هنجارشکنی‌هایی مانند بدحجابی و بی‌حجابی قانون مشخص و مدون دارد و تمام کسانی که در اثر غفلت یا اشتباه مرتکب هنجارشکنی می‌شوند باید بدانند که حتی اگر اعتقاد شخصی به قانونی ندارند باید آن را رعایت کنند».

عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران نیز پیش از این تاکید کرده بود: «اگر چه بهترین راهکار در حوزه عفاف و حجاب، اقدامات فرهنگی است»، اما نباید تأثیر «اقدامات مقابله‌ای و ابزار کیفری» یا «به قول معروف اقدامات سرهنگی» در مبارزه با «جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی» نادیده گرفته شود.

رییس قوه قضاییه ایران روز هشتم آبان به عراق سفر و با مقامات این کشور از جمله نخست‌وزیر، رییس مجلس، رییس شورای قضایی این کشور دیدار کرده است.

آقای لاریجانی همچنین روز ۱۱ آبان از بغداد به نجف رفت و در روزهای گذشته با تعدادی از مراجع تقلید و روحانیون این شهر از جمله آیت‌الله علی سیستانی مرجع تقلید مشهور شیعیان دیدار کرده است.

حوزه علمیه نجف از مهمترین حوزه‌های علمیه شیعیان است و میرزا هاشم آملی پدر محمدجواد، علی و صادق لاریجانی نیز از روحانیون این حوزه علمیه بوده است.

این سه برادر که سمت‌های مهمی در حکومت جمهوری اسلامی ایران دارند، هر سه متولد نجف هستند.

No responses yet

Oct 30 2016

ضرب و شتم آقای هالو در روز کورش کبیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: «کورش پدر ما است، ایران وطن ما است»؛ جمعیت یک صدا شعار می‌دهند و دست می‌زنند. لباس شخصی‌ها اما در میان همین شعارها، یک نفر را به باد کتک گرفته‌اند. مردم شعار می‌دهند اما هیچ‌کس نمی‌تواند جلو برود. حلقه بزرگی دور او درست کرده‌‌اند و هرکس نزدیک می‌شود، با ضرب و شتم و تهدید و توهین او را کنار می‌زنند.

روز گذشته در حالی که جمعیت زیادی به مناسبت بزرگداشت کوروش کبیر، پادشاهی که به دادگری مشهور است و او را نویسنده اولین «منشور حقوق بشر» می‌دانند، کنار مقبره اش جمع شده بودند، نیروهای امنیتی «محمدرضا عالی پیام»، شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترضِ ملقب به «هالو» را با ضرب و شتم دستگیر کردند.

او چند روز پیش در صفحه اینستاگرامش اعلام کرده بود هفتم آبان ماه به پاسارگاد می‌رود: «حرف‌هایی با دوستان و مخالفانم دارم که باید حضوری زد. قرار ما، جمعه 7 آبان ماه در پاسارگاد، ساعت 10 صبح.»

«علی»، یکی از کسانی که در مراسم بزرگداشت کوروش حضور داشته، لحظه برخورد لباس شخصی‌ها با محمدرضاعالی پیام را دیده است: «دیروز جو مراسم به شدت امنیتی بود. در بین مردم، لباس شخصی‌های زیادی حضور داشتند. حدود ظهر بود و ما تازه رسیده بودیم که من متوجه شدم عده‌ای در چند قدمی من یک نفر را می‌زنند. یک دفعه آقای عالی پیام را دیدیم. اعتراض کردیم اما فقط چند مشت و لگد زدند و خیلی زود آن جا را ترک کردند. متاسفانه بعضی‌ها اصلا ایشان را نمی‌شناختند و گمان کرده بودند در میان جمعیت کار خطایی کرده و دستگیر شده است.»

او و دوستانش ساعت 9 صبح از شیراز راه افتاده‌ بودند اما شلوغی و ترافیک بیش از حدِ تصورشان بوده است: «مسیر شیراز تا پاسارگاد در حالت معمولی، یک ساعت و نیم طول می‌کشد اما دیروز سه تا ایست بازرسی گذاشته بودند. عده زیادی هم آمده بودند. از شیراز، اصفهان، تهران و حتی مشهد و شهرهای دیگر نیز بودند. خلاصه به قدری شلوغ بود که ما نزدیک به چهار ساعت در راه بودیم.»

آن‌ها تنها کسانی نبودند که چهار ساعت در راه مانده بودند، بسیاری از حاضران در این مراسم بیش تر از سه ساعت این مسیر را طی کرده بودند. «نوشین» می‌گوید: «همه ماشین‌ها بازرسی می‌شدند. من فکر کنم در ماشین ما چون همه سرنشین‌ها جوان بودند، سه بار بازرسی شدیم.»

این دومین سالی است که نوشین همراه دوستانش از تهران برای حضور در این مراسم راهی پاسارگاد می‌شود: «در یکی از ایست‌های بازرسی، مامور بازرسی وقتی متوجه شد از تهران آمده ایم، با صدای بلند خندید و گفت: بی‎کاری است دیگر.»

ایست‌های بازرسی فقط محدود به جاده شیراز پاسارگاد نبوده است؛ «علی» می‌گوید: «ورودی پاسارگاد هم بازرسی بدنی انجام می‌شد. می‌خواستند تیغ، چاقو و… همراه کسی نباشد. یعنی این طور وسایل را می‌گرفتند؛ مثلا بعضی‌ها از این چاقوهای کوچکِ سرِ جاسوییچی داشتند که همه را گرفته بودند.»

به گفته علی، مراسم خاصی برگزار نشده است: «مردم جلوی مقبره کوروش برای ادای احترام سجده می‌کردند. عده‌ای هم سخنرانی‌های کوتاهی درباره ثبت روز کوروش در تقویم رسمی کشور انجام دادند. اما بیش تر شعار می‌دادند.»

او شعارها را به خوبی به یاد دارد: «من ایرانی هستم، عرب نمی‌پرستم»، «هرگز نخواب کوروش، ایران پدر ندارد»، «کوروش پدرما است، ایران وطن ما است» و…

می گوید:«البته شعارهای دیگری مثل “آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی‌شه” و “نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” هم داده شد. اما هربار شعارهایی داده می‌شد که به مذاق نیروهای امنیتی خوش نمی آمد، از بلندگوهای محوطه آهنگ‌هایی با صدای بلند پخش می‌شد که شعارها شنیده نشوند.»

نوشین حرف‌های او را تایید می‌کند و می‌گوید: «سرود ای ایران هم دسته جمعی خواندیم و خیلی شور و نشاط خوبی بود.»

او از ساعت 12 ظهر در مراسم حضور داشته اما متوجه دستگیری محمدرضا عالی پیام نشده است: «من صفحه ایشان را خوانده بودم و منتظر بودم ایشان را ببینم. از چند نفر پرسیدم که گفتند آن طرف بوده و شعر “دروغ” را خوانده است. همین طور دنبال‌شان می‌گشتم که شنیدم بازداشت شده اند. اما آن قدر جمعیت زیاد بود که متوجه نشدم. بعد در صفحه اینستاگرام‌شان خواندم که پسرشان خبر دادند دستگیر شده اند. من فکر می‌کنم خیلی از حاضران اصلا متوجه این موضوع نشده بودند. این طور که من شنیدم، این قدر سریع ایشان را می‌برند که افراد زیادی اصلا نفهمیده بودند.»

پسر محمدرضا عالی پیام با انتشار تصویری از پدرش در پاسارگاد، خبر بازداشت او را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است: «طی تماسی که با من گرفته شد، به من خبر رسید که پدرم، سید محمد رضا عالی پیام امروز ظهر در شیراز (پاسارگاد) بازداشت شده.»

او از ضرب و شتم پدرش هنگام دستگیری خبر داده و نوشته است به داروهایش دسترسی ندارد. عالی پیام به بیماری صرع و فشار خون بالا مبتلا است. چند ساعت بعد پسرش از انتقال محمدرضا عالی پیام به بیمارستان سعادت شهر شیراز خبر داد.

نوشین و چند نفر دیگر از دوست‌داران عالی پیام خودشان را به این بیمارستان رسانده‌اند تا از وضعیت او خبر بگیرند اما از ورود آن‌ها به بخش جلوگیری کرده‌اند: «اول گفتند ما اجازه نداریم اطلاعاتی بدهیم و بعد گفتند اصلا چنین کسی این جا بستری نیست. بعد هم تهدید کردند و حراست بیمارستان را آوردند که ما را از بیمارستان بیرون کنند.»

مسوول اطلاعات بیمارستان «سعادت شهر» شیراز در پاسخ به تماس «ایران‎وایر» می‌گوید: «کسی با این مشخصات این جا بستری نشده است.» او منتظر سوال بعدی نمی‌ماند و تلفن را قطع می‌کند. پسرش نوشته است: «در آخرین تماسی که با موبایل پدرم گرفتیم، فردی غریبه گوشی ایشان را جواب داد و گفت ایشان تحت بازداشت هستند.»‌

این سومین بار است که عالی پیام بازداشت می‌شود. او مرداد ۹۱ بازداشت و سه هفته بعد با وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد. سه سال بعد، سوم اردیبهشت ۹۴ خبر داد که آن بازداشت سرانجام منجر به صدور حکم ۱۵ ماه زندان شده است. محمدرضا عالی پیام ‌۲۶ اسفند ۹۴ بعد از تحمل حدود ۱۰ ماه زندان آزاد شد.

No responses yet

Oct 28 2016

شاعر انقلاب خطاب به آملی لاریجانی: حکم «نرگس محمدی» با اتهامش تناسب ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: افشین علاء، شاعر اهل بیت (ع) و انقلاب اسلامی در نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه، درباره‌ی حکم شانزده سال زندان «نرگس محمدی»، فعال سیاسی نوشت: «بیاییم ما هم در پاسخ مخالفان، با مدارا و منطق به جدال احسن بپردازیم. نه آنکه بخواهیم بانوی معترضی را به خاطر اظهاراتش به زندان بیافتد. بدیهی است صدق سخنان من بر جان هوشیار شما پوشیده نیست.»

روز دوشنبه ۲۶ مهرماه ۱۳۹۵، جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رییس قوه‌ی قضاییه، تقاضای «نقض حکم» و «رسیدگی مجدد» این فعال سیاسی را مطرح کردند. پس از آن در نشست خبری دوم آبان‌ماه خود در پاسخ به نامه‌ی تمایندگان مجلس گفت: «شما می‌گویید خواهش شده در مورد محکومیت، ماده ۴۷۷ اجرا شود این ماده را هر کسی نمی‌تواند تقاضا کند. نمایندگان نمی‌توانند این تقاضا را داشته باشند. اگر این برای رییس قوه قضاییه احراز شود که حکم خلاف بین شرع بوده است این ماده اعمال می‌شود و این درخواست قابل تفویض به فرد دیگری نیست.»

جعفر منتظری دادستان کل کشور نیز در واکنش به نامه‌ی نمایندگان مجلس اظهار کرد: «نمایندگان قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود، وضعیت پرونده آن‌ها را بررسی کنند و آن را موردبررسی قرار دهند.»

اظهارات دادستان کل کشور واکنش نرگس محمدی را در زندان به همراه داشت. وی طی نامه‌ای از دادستان کل کشور و مقامات قوه‌ی قضاییه خواست تا «صفحه به صفحه کیفرخواست و دفاعیاتش و لحظه به لحظه زندگی‌اش را بر ملا کند تا همه نزد افکار عمومی به قضاوت نشانده شوند.»

اما درخواست‌ها از قوه‌ی قضاییه برای «تجدیدنظر در حکم ۱۶ سال زندان نرگس محمدی» نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر ادامه دارد.

نرگس محمدی دو فرزند دارد که هر دو به اجبار نزد «تقی رحمانی» در فرانسه زندگی می‌کنند.

به گزارش «سحام»، متن نامه‌ی افشین علاء به آملی لاریجانی را با هم می‌خوانیم:

حضور گرامی آیت الله لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه
باسلام و احترام

صدور حکم شانزده سال حبس برای خانم نرگس محمدی مایه حیرت و اندوه فعالان سیاسی و فرهنگی شده است. البته بنده با مجازات کسانی که جرم‌هایی چون نبرد مسلحانه، اغتشاش، آشوب و… مرتکب می‌شوند، مخالفتی ندارم. ولی ظاهرا ایشان به دلیل اظهاراتی علیه برخی احکام قضایی به این حکم سنگین محکوم شده‌اند. این در حالی است که با مرور مواضع پدرانه رهبر معظم انقلاب در می‌یابیم که حتی مخالفت با نظام جرم نیست. مگر آنکه اقدام عملی و ضد امنیتی از افراد سر بزند.

البته می‌دانم که تفسیر مجرمانه بودن اعمال یا اظهارات افراد بر عهده بنده و دیگران نیست و قوه محترم قضائیه عهده‌دار آن است. اما از آنجا که ایشان یک بانوی جوان و تحصیلکرده ایرانی است که دو فرزند خردسال نیز دارد، به نظر عموم مردم از جمله این عضو کوچک اصحاب هنر و ادبیات انقلاب اسلامی، این حکم سنگین با جرمی که به ایشان نسبت داده شده است، تناسبی ندارد.

از طرفی دولت‌ها و رسانه‌های غرب از این حکم بهانه‌ای ساخته‌اند برای تبلیغ علیه نظام و اثبات ناعادلانه بودن احکام قضایی در ایران.

لذا از جنابعالی که بر منصب قضا در نظام مبتنی بر ولایت مولا علی (ع) نشسته‌اید و باید پناه‌گاه همه ما باشید، درخواست می‌کنم نسبت به تجدید نظر و تخفیف حکم مذکور اقدام فرمایید و در حق مادری بیمار که از فرزندانش نیز دور مانده است رأفت اسلامی را در نظر بگیرید؛ حتی اگر آن مادر، مخالف نظرات شما، بنده و حتی نظام باشد.

تصور بفرمایید اگر زمان به عقب باز می گشت و مثلا می دیدیم بانویی در مسجد کوفه به نقد و مخالفت مولا علی(ع) بر خاسته است، آیا با برخوردی جز صبوری و سعه صدر از ناحیه آن حضرت مواجه می شد؟ و آیا در پاسخ حرف، جوابی جز حرف می شنید؟ پس بیاییم ما هم در پاسخ مخالفان، با مدارا و منطق به جدال احسن بپردازیم. نه آنکه بخواهیم بانوی معترضی را به خاطر اظهاراتش به زندان بیافتد. بدیهی است صدق سخنان من بر جان هوشیار شما پوشیده نیست.

بااحترام از طرف یک شاعر اهل بیت (ع) و انقلاب اسلامی

No responses yet

Oct 28 2016

علی مطهری٬ نایب رئیس مجلس: برخی امنیتی‌ها هنوز هم به روش قتل‌های زنجیره‌ای باور دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: علی مطهری٬ نایب رئیس مجلس گفته برخی مسئولان امنیتی هنوز هم معتقدند برای «ترساندن» بقیه باید از روش قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی استفاده کرد.

آقای مطهری گفته «در دوره‌ اصلاحات عده‌ای از نیروهای امنیتی با بهانه‌ اینکه باید نظام را از خطرات مصون کنیم، سراغ جمعی از روشنفکران رفتند و آن داستان‌هایی که می‌دانید، پیش آمد.»

منظور وی قتل تعدادی از روشفنکران و نویسندگان در دوره محمد خاتمی از سوی برخی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات است که به «قتل‌های زنجیره‌ای» شهرت دارد.

مطهری گفته توجیه عاملان این قتل‌ها «این بود که برای اینکه بقیه را بترسانیم تا علیه نظام کاری نکنند، سراغ این کار رفتیم.»

وی افزوده «هنوز هم در بین مسئولان امنیتی این نگاه وجود دارد و متاسفانه به این جمع‌بندی نرسیده‌اند که این نگاه غلط و هزینه‌ساز است.»

مطهری در بخش دیگری از سخنان خود از نوع برخورد با منتقدان به ویژه پس از حوادث سال ٨٨ انتقاد کرده و از دانشجویان خواسته تا آن‌ها هم بر سر مواضع خود مقاومت کنند.

وی افزوده «من معتقدم دولت از فرصت‌های به وجود آمده، بهتر می‌توانست استفاده کند و کارهای زیادی انجام دهد اما متاسفانه این کار را نکرد و کوتاه آمد و این انتقاد به دولت کاملا وارد است.»

No responses yet

Oct 26 2016

گزارش تکمیلی از بازداشت گلرخ ایرایی به همراه نامه ای از آرش صادقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گلرخ ابراهیمی ایرایی صبح امروز با «شکستن درب منزل» توسط نیروهای امنیتی و بدون احضاریه کتبی جهت حکم شش سال حبس بازداشت شد. نام این فعال مدنی در لیست زندانیان جدیدالورود زندان اوین ثبت نشده بنابراین احتمال می رود به بند دو-الف سپاه در این زندان منتقل شده باشد. آرش صادقی همسر زندانی وی نیز با نوشتن نامه‌ای به این اقدام واکنش نشان داده است. از سوی دیگر سازمان عفو بین الملل در قالب بیانیه ای این بازداشت بدون احضاریه و خشونت‌آمیز را محکوم و خواستار آزادی و لغو محکومیت خانم ایرایی شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح امروز سوم آبان‌ماه گلرخ ابراهیمی ایرایی جهت اجرای شش سال حکم حبس بدون دریافت احضاریه کتبی و با شکستن درب منزل توسط ماموران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، اما نام او در لیست زندانیان جدیدالورود زندان اوین ثبت نشده بنابراین احتمال می رود به بند دو-الف سپاه در این زندان منتقل شده باشد.

سازمان عفو بین الملل در قالب بیانیه ای با عنوان «بازداشت نویسنده ایرانی با حمله به منزلش جهت اجرای حکم حبس برای نوشتن داستانی در مورد سنگسار» این بازداشت بدون احضاریه و خشونت‌آمیز را محکوم و خواستار آزادی و لغو محکومیت خانم ایرایی شد.

مگدالنا مغرابی، معاون بخش خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان عفو بین الملل در این‌باره گفت: “گلرخ ابراهیمی ایرایی جدیدترین نویسنده و فعال جوانی است که در سرکوب بی‌امانِ بیان هنری توسط [حکومت] ایران گرفتار شده است.”

همزمان آرش صادقی همسر زندانی خانم ابراهیمی نیز با نوشتن نامه‌ای به این اقدام واکنش نشان داده است.

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید؛

“از نوشتن داستان‌های کوچک شروع می‌کنی، قلمی جادویی، همیشه تشنه حقیقت، حقیقتی ورای حجاب‌های ذخیم. به رویا پناه می‌بری، چون هیچ دیکتاتوری نمی‌تواند جلوی رویا‌کردن را بگیرد.

با رویا می‌توان از دیوارهای سخت و ذخیم و صعب‌العبور گذشت. نوشتن می‌تواند روایت رویاها باشد، رویاهایی از جنس واقعیت جامعه. می‌نویسی و داستان می‌کنی این همه آوارهای سنگین و خفقان‌آلود را.

در جامعه‌ای که همواره درگیر خشونت است و مرگ و عذاب، از عشق می‌نویسی و جهانی انسانی؛ جهانی به‌دور از خشونت و سرشار از شور و زندگی.

نقش زن مدرن را به نحوی ایفا می‌کنی که هم از مفروضات و پندارهای معرفت‌شناختی و پوزیتیویستی که درک ذهنی را مبنای شناخت می‌داند برخورداری و هم از معرفت‌شناسی تاریخی و علمی که تجارب گذشته و زیست‌شده را منبع خود می‌داند.

هویت انسانی خود را در برابر هویت تحمیلی و ساختگی زن که توسط حاکمیت، عرف گرفته شده حفظ می‌کنی و هیچ‌گاه تسلیم این هویت تحمیلی و تاریخی نمی‌شوی؛ در معنای بهتر، کلیشه‌های رایج را نمی‌پذیری. به دنبال جامعه‌ای هستی فارق از تبعیض و انکار زنان، ولی اصالت و ساخت هویت زنانه را مربوط به خود زنان می‌دانی؛ ایده آلیستی معترض، امیدوار به تغییر.

در جامعه‌ای زیست می‌کنی که در آن غریبه‌ای. با همه جفاهایی که در همین جامعه به زن روا می‌دارند به جای مهاجرت می‌مانی. می‌مانی و تلاش می‌کنی برای تغییر روند‌هایی که برایت قابل‌پذیرش نیستند.

اوتوپیای ذهنت ساختار جامعه‌ایست فارق از تبعیض و بی‌عدالتی. برای رفع همین تبعیض و بی‌عدالتی می‌کاوی و تلاش می‌کنی. آموزش و درس‌دادن به کودکان کار جمعیت امام‌علی و فعالیت‌های حقوق بشری در حیطه مخالفت با اعدام شاید بخش کوچکی از فعالیت‌های تو در راستای رسیدن به آن جامعه آرمانی بود.

تو را به بند می‌کشند از باب داستانی تخیلی که شخصیت اول داستانش سنگسار شد.

نزدیک به یک ماه و هر روز سه‌بار در گوشم می‌خوانند، تو اعدامی. روزهای فشار، روزهای بازجویی، دو اتاق مجاور، بازجویی‌های هم‌زمان سه بار در روز، صدای فحاشی و توهین، و آزار تو و بازجویی که تکرار می‌کند اعدامت می‌کنیم. با شنیدن صدای آزار تو و تکرار کلمه اعدام، دردناک‌ترین لحظات عمرم سپری می‌شود انگار روزهای بد تمامی ندارد. نه ماه می‌گذرد، روز دادگاه شعبه ۱۵ و تو درحالی‌که زیر تیغ جراحی هستی به صورت غیابی محاکمه می‌شوی.

شش سال حبس، باورکردنی نیست. پنج سال آن بابت نگارش یک داستان تخیلی که در هیچ‌جایی منتشر نشده و یک سال از باب فعالیت‌هایت در حیطه حقوق بشر.

خیلی زود دادگاه تجدید‌نظر هم فرا می‌رسد، محاکمه چند‌دقیقه‌ای و قاضی که در اواخر دادگاه به تو گوشزد می‌کند که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام می‌دادم.

بانوی من!

این‌جا تخیل کردن هم جرم است؛ جرمی نابخشودنی. برای تو دخت ایران که ذاتا مجرمی و هر روز صبح تا شب مثل زن توی داستانت در خیابان‌های این کشور طاعون‌زده روح و جسمت بارها و بارها سنگسار می‌شود و هر روز اعدام می‌شوی.

صحبت از شقاوت و بی‌رحمی است. با خونسردی بی‌گناهی را روانه زندان می‌کنند. روزها و ماه‌ها و سال‌ها انگار باور ندارند این حبس‌شدگان انسان‌هایی هستند که روح دارند و این سال‌ها، عمر آدمی‌است که می‌گذرد؛ سال‌هایی که بازگشتی ندارد.

همسر عزیزم!

در قاموس اینان شهروندان جامعه باید از حاکمیت اطاعت بی‌چون‌وچرا کنند و گفتمانی جز گفتمان خود را حقیقت نمی‌پندارند. اینان معتقد به نوعی جزمیت و مطلق‌انگاری هستند و در دیدگاهشان تعقل و آگاهی نقشی ندارد و در سایه رسیدن به اهداف به اصطلاح مقدس خود هر روشی را مجاز می‌دانند؛ از آزار و تحقیر تا بند و زندان دگر‌اندیشان و منتقدان.

حرمت نهادن به آزادی، حرمت نهادن به حقیقت است. از این منظر آزادی و عقل را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. آزادی به رشد عقل می‌انجامد و عقل به جز در فضای باز مجال رشد ندارد. لذا از ویژگی‌های حکومت مطلوب آن است که حوزه عقل و آزادی را محدود نکند که در غیر این صورت به فاشیسم ختم می‌شود و قدرت مطلقه همه‌جا یک منطق دارد و آن زیردست کردن حق نسبت به قدرت.

همسر عزیزم!

امروز با کسانی مواجهیم که حتی قانون خود‌ساخته خود را هم نقض می‌کنند و زبانی به‌جز زبان زور و قدرت را درک نمی‌کنند. حالا که دستگاه قضایی تو را برای اجرای حکم ناعادلانه فراخوانده است من هم در این نامه و دو نامه‌ای که برای دادستان و اجرای احکام ارسال داشته‌ام اعلام می‌دارم در صورت بازداشت تو دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد.

عشقم!

من تا پایان این راه پر‌سنگلاخ در کنار تو هستم، چنان‌که تو در سخت‌ترین روزها در کنارم بودی. تو چونان شیرزنان تاریخ کشورمان همانند سرو ایستادی و من سر تعظیم فرود می‌آورم در برابر شجاعت و پایداری تو.

شعری تقدیم به تو:

زیبای من!

عشق مرزی نمی‌شناسد

اما تا باهم‌بودن دوباره و بوییدن عطر نفس‌های تو

هفت دریا و هفت اقیانوس فاصله است

به نبودنت عادت نمی‌کنم

این‌جا هر روز صبح نسیم، عطر تو را می‌آورد

گل من!

آن‌جا که عشق هست

زندان و دیکتاتوری هم از معنا تهی می‌شود

پس

زنده‌باد عشق

زنده‌باد آزادی

آرش صادقی

بند هشت زندان اوین

۳ آبان‌ماه ۱۳۹۵”

No responses yet

Oct 26 2016

جامعه بهاییان: دولت روحانی به شیوه های بی سروصداتر سرکوب روی آورده

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: جامعه بین المللی بهاییان روز سه شنبه گفت که تلاش های ایران برای سرکوب این اقلیت با شدت ادامه دارد و علیرغم قول های حسن روحانی رئیس جمهور ایران برای پایان تبعیض مذهبی و بهبود حقوق بشر از بعضی جهات شدت یافته هرچند از شیوه های کمتر عیان آن استفاده می شود.

این جامعه در یک گزارش ۱۲۲ صفحه ای گفت که دولت آقای روحانی “کمپین تحریک نفرت علیه بهایی ها” را تشدید کرده و از جمله بیش از ۲۰ هزار قطعه گزارش تبلیغاتی علیه بهایی ها در رسانه ها منتشر کرده است.

این گزارش می گوید که از زمان سر کار آمدن آقای روحانی در اوت ۲۰۱۳ حداقل ۱۵۱ بهایی دستگیر شده اند و حداقل ۳۸۸ مورد تبعیض اقتصادی از تهدید گرفته تا ارعاب برای بستن مغازه علیه آنها انجام شده است.

این گزارش همچنین گفت که در دولت آقای روحانی هزاران بهایی از ورود به دانشگاه ها منع شده اند و ۲۸ پیرو این دین هم از دانشگاه اخراج شده اند.

بانگی دوگال نماینده ارشد جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل گفت: “در مجموع آنچه ما شاهد بوده ایم تغییر کلی در تاکتیک های دولت ایران ظاهرا به عنوان بخشی از تلاش برای مخفی کردن اقدامات برای نابود کردن جامعه بهایی به عنوان یک بدنه زنده از چشم جهانیان بوده.”

او افزود: “درحالی که بازداشت ها و زندانی کردن ها یقینا ادامه یافته، دولت بیش از پیش بر شیوه های بی سروصداتر سرکوب مثل تبعیض اقتصادی، آموزشی و و فرهنگی تکیه کرده.”

حکومت ایران بهائیت را یک دین رسمی قلمداد نمی کند و آن را “فرقه ظاله” می خواند.

براساس این گزارش از سال ۲۰۰۵ بیش از ۸۶۰ بهایی بازداشت و حدود ۲۷۵ بهایی زندانی شده اند.

در این گزارش همچنین سابقه سرکوب بهاییان در ایران بررسی می شود و توضیحاتی در مورد علت ادامه این سرکوب ها علیرغم فشار بین المللی ارائه می شود.

آقای دوگال گفت: “نتیجه ای که از گزارش می گیریم این است که فشار بین المللی بر ایران، چه از طریق سازمان ملل متحد، رسانه های خبری، فعالان، یا حتی افکار عمومی ابزارهایی ضروری علیه برنامه ای وسیع تر است که بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران را هدف می گیرد.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .