اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Nov 05 2018

مدیر کافه دانتیسم: بهزیستی به وعده هایش عمل نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایز: مدیر و موسس کافه «دانتیسم» در تهران می گوید: «سازمان بهزیستی که اولش قول همکاری و کمک های مالی داده بود، در نهایت هیچ کمک موثری به ما نکرد.»
کافه دانتیسم را جوانان مبتلا به سندروم «دان» و اختلال «اوتیسم» می گردانند.

خانم «آیدین آگاهی» امسال این کافه را راه انداخته است. او در مراسم افتتاحیه کافه، به خبرنگارها و افراد سرشناسی که حضور داشته اند، گفته که کافه را با حمایت مالی بهزیستی راه اندازی کرده است. اما مدتی که از افتتاح کافه گذشته، خودش مانده است و خودش. حالا می گوید هیچ کدام از آن وعده های داده شده عملی نشده اند. همه سعی و تلاش او این روزها، سرپا نگه داشتن کافه دانتیسم است؛ کافه ای که در آن 38 جوان مبتلا به اوتیسم، «سی پی» و سندروم دان کار می کنند.

آن روزهای اول، هر ساعتی از روز که به کافه دانتیسم سر می زدی، شلوغ بود. مردم جذب مهربانی و ابتکار عمل کارکنان و گردانندگان کافه شده بودند.

این کافه فضای مناسبی برای اشتغال این جوانان و دیده شدنشان فراهم کرده است. خانم آگاهی می گوید: «اسم 190 نوجوان و جوان مبتلا به سندروم دان، پی سی و اوتیستیک در لیست انتظار قرار دارند.»

موسس کافه دانتیسم مدت 17 سال معلم موسیقی کودکان مبتلا به سندروم دان، دارای اختلال اوتیسم، نابینا و مبتلایان به اختلالات تکاملی بوده است. او که در این سال‌ها، بارها این کودکان را در کنسرت های مردمی شرکت داده است، تصمیم می‌گیرد برای حمایت از آن ها و جلب توجه افکار عمومی به سوی این کودکان، اقدام به راه اندازی یک کافه و محل گفت و گویشان با مردم کند:«خواستم آن ها را وارد عرصه جامعه و تعامل با مردم کنم. این بچه ها بخشی از دنیای من هستند. آن هم دوست دارند دیده شوند و احساسات شان را جدی بگیرند.»

توضیح می دهد:«سال 1395 بود که مجوز کافه دانتیسم را گرفتم. به این دلیل کافه را انتخاب کردم تا بچه ها نشان بدهند که چه قدر توانمندند. آن ها وقت اجرای موسیقی، در برابر چشم هزاران تماشاچی تمرکز داشتند و کارشان را به درستی انجام می دادند. پس لابد توانایی گرداندن کافه را هم داشتند.»

او عزمش را جزم می‌کند و به سازمان بهزیستی می‌رود: «گفتم من پول آن چنانی ندارم، اگر شما حمایت کنید، این ایده ام را عملی خواهم کرد. سازمان بهزیستی قول داد که برای راه اندازی کافه کمک حال مان باشد. حوالی میدان “ونک” جایی را اجاره کردم. مدتی که گذشت، آن ها گفتند مبلغی که تعیین شده بوده را به بچه های شاغل در کافه می دهند و آن ها اگر دل شان خواست، به من برمی گردانند؛ یعنی عملا زیر قول شان زدند.»

از آن جایی که عامه مردم تصور کرده بودند کافه دانتیسم تحت پوشش و حمایت سازمان بهزیستی است، هیچ خیر و نیکوکاری تمایل به حمایت مضاعف نشان نداده است. حالا آیدین آگاهی مانده است و کافه ای که هزار جور خرج و مخارج دارد:«من نخواستم کار را نیمه کاره رها و امید بچه ها را ناامید کنم. سعی کردم آن جا را حفظ کنم. من حتی بیش از تعرفه وزارت کار به آن ها دستمزد وحقوق پرداخت می کنم. الان حدود شش ماه است که کافه افتتاح شده و من در ماه های اخیر ناچار شده ام جای دیگری کار کنم و درآمد حاصل از کار دومم را صرف کافه کنم.»

شیفت کاری جوانان شاغل در کافه دانتیسم، هر سه ساعت یک بار تغییر می کند:«زیرا نوجوانان مبتلا به این قبیل اختلالات، تحمل فیزیکی کم تری دارند. در ساعت هایی از روز، کافه شلوغ می شود و درخواست ها و تقاضاها بالا است. همه امورات کافه را همین بچه ها می گردانند، از پختن کیک خانگی در خانه هایشان گرفته تا درست کردن قهوه اسپرسو و کاپوچینو و دمنوش های آرام بخش.»

کافه دانتیسم با هر شیفت پنج نفره که سه ساعت کاری به طول می انجامد، اداره می شود. نظافت ، شست وشو و آماده کردن نوشیدنی ها، دسرها، اسپرسو، کافی میت، چای ترش و شیرین وانواع دمنوش ها و شربت ها و هرآن چه مربوط به کافه است را همین بچه ها انجام می دهند.

موسس کافه دانتیسم می گوید از هر گونه گسترش این مدل کافه در شهرهای دور و نزدیک استقبال می کند: «با این که ایده از من بوده است اما هر کسی مایل باشد این کافه را در جاهای مختلف و شهرهای دیگر راه اندازی کند، من وجهی بابت ایده ام نمی گیرم. هدف من این است که کودکان بیش تری مشغول به کار شده و جذب زندگی اجتماعی بشوند.»

کافه دانتیسم، یک فضای 38 متری با 38 کارمند است؛ جایی که محل دل خوشی نوجوانان مبتلا به سندروم دان و اوتیسم است.

آیدین آگاهی معتقد است توجه به کافه هایی از این دست باعث می شود که کودکان سندروم دان و اوتیستیک که نقش کم رنگ تری در فعالیت های اجتماعی دارند، عرصه ای برای حضور پیدا کنند؛ جایی برای شادی و دل گرمی آن ها و مفری برای گذران اوقات فراغت شهروندان.

No responses yet

Nov 02 2018

فرشید هکی: من دهه پنجاهی هستم؛

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سایت ملیون ایران :نوشته ای زیبا و خواندنی از نویسندۀ آزاده مرحوم “فرشید هکی” که هفته گذشته به طرز مشکوکی به قتل رسید و نهادهای امنیتی پیکر سوخته اش را به سرعت دفن کردند.

من دهه پنجاهی هستم؛
من دهه پنجاهی هستم. نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است !

من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام!

من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام!

من مدادِ سیاهِ “سوسمار”نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !
من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام!

من شبهایِ “وفات”ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام!

من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا “بِمیرَد “!

من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام!

من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!

من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!

من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی “تشییع ” کرده ام ! هر دوشنبه، هر پنجشنبه !

بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام!

من بارها “گیرِ” گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟!

آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!

من ویدئو را “قایمکی” دیده ام!

من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام!

نواری که صدایِ”معین” رویَش ضبط شده بود، با کلی خش خش و تق و توق!

من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام!

مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها!

من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانه‌ها که آمده بودند دیش‌های ماهواره را جمع کنند!

من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت)،خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند!

من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی، تا فیلمِ سینمایی ببینم!

من با جنگ، ترس، تحریم، غم، شعار، سخنرانی، کمبود، عقده زور، ریا، بلندگو، کوپن، دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم!

من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم.

نعشِ مرا در خاک وطنم بخاک نسپارید که خاک از عقده های روییده در دلم مسموم میشود.

مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!

من متولد دههء پنجاهم. ….

مراقبِ مُردنم نخواهم بود، این کار همه چیز را ضایع می کند.

#فرشید_هکی
#خاشقچی_ایران
#فتوای_امنیتی
@shahrvandyar

No responses yet

Nov 02 2018

روایت رسانه‌های اسرائیل از نقش موساد در لو رفتن طرح «سوءقصد» ایران در دانمارک

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در حالی که وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرده که «اتهام تلاش تروریستی» منتسب به ایران در دانمارک، کار موساد است، رسانه‌های اسرائیل در یک پوشش وسیع خبری اعلام کردند که موساد این «توطئه ایرانی» را به دانمارک «خبر داد» و اطلاعات بعدی موساد هم به دستگیری یک ایرانی مرتبط با این «سوء قصد» انجامید.

دانمارک این هفته اعلام کرد یک مرد ایرانی با تابعیت نروژی را به اتهام «تلاش تروریستی» علیه جان یک فعال سیاسی ایرانی تابع دانمارک شناسایی، و او را با یاری سوئد، در خاک این کشور همسایه دستگیر کرده است.

نام ایرانی بازداشت شده اعلام نشده اما گزارش رسانه‌های اوپوزیسیون ایرانی حاکی است که این مرد به اتهام تلاش برای سوء قصد به جان حبیب جبر، از فعالان «جنبش الاحواز» که ساکن و شهروند دانمارک است، بازداشت شد.

رئیس پلیس، وزیر خارجه و نخست‌وزیر دانمارک روز سه‌شنبه ۸ آبان در نشست‌های خبری جداگانه خشم دولت خود را از به خطر افتادن امنیت کشورشان ابراز داشته و ایران را به عنوان عامل پشت پرده این طرح نکوهش کردند.

سایت اسرائیلی وای.نت روز چهارشنبه ۹ آبان نوشت «اسرائیل تایید می کند» که سازمان جاسوسی خارجی این کشور، موساد، «در پشت پرده اطلاعات داده شده به دانمارک و سوئد بوده است».

به نوشته وای.نت، اسرائیل فعالیت خود را برای جلوگیری از لطمه به موسسات یهودی و اسرائیلی افزایش داده و به اطلاعاتی نیز دست یافته که با هدف‌های اسرائیلی و یهودی در ارتباط نبوده است.

مان، شبکه رادیو و تلویزیون دولتی اسرائیل، روز چهارشنبه به نقل از مقامات دولتی این کشور خبر داد که موساد، دانمارک را از این «تلاش تروریستی» مطلع کرد.

در گزارش گیلی کهن، گزارشگر امور سیاسی شبکه رادیو و تلویزیون دولتی اسرائیل، نیز گفته شد که مقامات دولتی این کشور با تایید دخالت موساد در آگاه کردن اروپا از «توطئه‌های ایران»، نقش اسرائیل در امنیت اروپا را نشان می‌دهند.

روزنامه «جروزالم پست» نیز براساس گزارش این شبکه اسرائیلی، نوشت موساد هم دانمارک را از «توطئه» آگاه کرد و هم اطلاعاتی به این کشور داد که بر اساس آن، نروژی ایرانی‌تبار دستگیر شد.

این دومین بار در ماه‌های اخیر است که به گزارش رسانه‌های اسرائیل، موساد کشورهای اروپایی را از «طرح‌های تروریستی ایران» در این قاره آگاه کرده است.

نخست‌وزیر اسرائیل تیرماه امسال به طور سربسته گفت که کشورش در خنثی شدن یک طرح ضد امنیتی در اروپا نقش داشته است.

بنیامین نتانیاهو سپس افزود کشورهای اروپایی به ایران در نجات برجام کمک می‌کنند و میزبان رئیس‌جمهوری ایران می‌شوند اما رژیم تهران در حال توطئه تروریستی در خاک اروپا است.

رسانه‌های اسرائیل اندکی بعد به نقل از مقامات کشورشان خبر دادند که موساد «توطئه بمبگذاری» در همایش یک گروه مخالف جمهوری اسلامی ایران در فرانسه را به کشورهای اروپایی خبر داده و موجب دستگیری شماری از ایرانیان مرتبط با این «توطئه» شده است.

ماجرای «کشف توطئه تروریستی» جدید منتسب به جمهوری اسلامی با یکی از مهم‌ترین مسائل مربوط به ایران مصادف شده است.

این رخداد که در آستانه بازگشت تحریم‌های نفتی آمریکا علیه تهران بوقوع پیوسته است، مناسبات ایران با اروپا را به خطر انداخته است؛ این در حالی است که حمایت اروپا از حفظ برجام ظاهرا بیشترین اهمیت را دارد.

جروزالم پست روز پنجشنبه ۱۰ آبان با اشاره به برنامه پیشین اتحادیه اروپا برای تعیین سازوکاری که موجب تسهیل در کانال‌های پرداخت به ایران پس از اجرای تحریم‌های تازه آمریکا شود، نوشته است، ماجرای دانمارک از ظرفیت ایجاد اختلاف در اتحادیه اروپا بر سر ایران برخوردار است هر چند که در روزهای باقی مانده تا ۱۴ آبان، که موعد بازگشت تحریم‌هاست، بعید است که حمایت کافی در این اتحادیه را برای اتخاذ تصمیمی علیه ایران کسب کند.

جزئیات بیشتر از «توطئه سوء‌قصد» در دانمارک

سازمان امنیت دانمارک روز چهارشنبه جزئیات بیشتری در مورد این رخداد منتشر کرد که بر اساس آن گمان می‌رود ایرانی تبعه نروژ که در شهر یوته بوری در جنوب سوئد دستگیر شد، از محل زندگی حبیب جبر در حومه کپنهاگ عکس گرفته است.

یک رادیو محلی نروژ نیز مدعی شده که فرد بازداشتی اندک زمانی قبل از بازداشت، از سفر به ایران بازگشته بود.

ایران بدنبال حمله مسلحانه ۳۱ شهریور به شهر اهواز در رژه سالروز جنگ ایران و عراق که ۲۵ تن را کشت و دهها تن را زخمی کرد، دانمارک، هلند و بریتانیا را متهم کرد که به اعضای «گروهک‌های تروریستی مسبب جنایت اهواز» پناه داده اند.

No responses yet

Nov 01 2018

لحظات ملکوتی دم آخر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سیاسی,شورش

No responses yet

Nov 01 2018

صدور احکام یکسال زندان و ۷۴ ضربه شلاق برای ۱۵کارگر معترض هپکو اراک

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

صدای آمریکا: کارگران «هپکو» اردیبهشت امسال در اعتراض به عدم پرداخت حقوق‌های معوقه و بلاتکلیفی وضعیت اشتغال دست به اعتصاب و مسدود کردن چند روزه خط آهن اراک زدند.

کارگران کارخانه هپکو اراک که در اعتراض به وضعیت خود و پرداخت نکردن حقوق‌ها دست به اعتراض زده بودند، به زندان و شلاق محکوم شدند.
وبسایت خبری هرانا که اخبار حقوق بشر در ایران را منتشر می‌کند، روز یکشنبه ۶ آبان‌ماه از صدور احکام حبس و شلاق برای کارگران معترض شرکت هپکو اراک خبر داد.

کارگران هپکو اراک که پس از واگذاری این کارخانه به بخش خصوصی، بارها به پرداخت‌نشدن به موقع دستمزد خود اعتراض کرده و خواستار بازگرداندن مالکیت آن به دولت شده‌ بودند، اردیبهشت ماه امسال هم در اعتراض به عدم پرداخت حقوق های معوقه و بلاتکلیفی وضعیت اشتغال دست به اعتصاب و مسدود کردن چند روزه خط آهن اراک زدند.

پس از این اعتراض‌ها، در حالیکه منابع کارگری در ایران خبر از احضار و تشکیل پرونده برای حدود ۱۰ کارگر معترض هپکوی اراک داده بودند، وب سایت هرانا گزارش داد که پرونده این کارگران توسط شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری دو اراک بررسی شده و برای ۱۵ کارگر به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات و تظاهرات غیر قانونی» حکم یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری صادر شده است.

گفته می شود که این احکام برای «مجید لطیفی»،«بهروز حسنوند»، «حمیدرضا احمدی»، «امیر هوشنگ پور فرزانگان»، «مرتضی عزیزی»،«هادی فاضلی»،«ابولفضل کریمی»، «فرید کودانی»، «مجید یحیایی»، «امیر فتاح‌پور»، «یاسر قلی»، «امیر فرید افشار»، «مهدی عابدی»، «علی ملکی» و «بهروز ولاشجردی» صادر شده که اتهاماتشان در یک پرونده گروهی مورد بررسی قرار گرفته است. البته در دادنامه این افراد اعلام شده که احکام به استناد ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی به مدت ۵سال معلق و تعلیق است.

دلیل معلق بودن احکام صادر شده این کارگران در دادنامه نیز «عدم پرداخت حقوق ماهیانه از سوی شرکت هپکو» و«تحت تأثیر اوضاع و احوال به وجود آمده در خصوص شرکت از قبیل تعدیل نیرو و عدم کارکرد و واگذاری شرکت» اعلام شد.

هپکو از بزرگترین کارخانه های تولید کننده ماشین آلات سنگین راه‌سازی است که از قبل از انقلاب کارش را آغاز کرد و بعد از انقلاب در اختیار دولت قرار گرفت. از زمان خصوصی‌سازی و از سال ۱۳۸۶ مشکلات این کارخانه شدت پیدا کرد.

رکود اقتصادی، ورشکستگی واحدهای تولیدی و سوءمدیریت موجب شده است که بسیاری از کارگران از دریافت حقوق و مزایای کار محروم شوند. به طوری که ​طی ماه‌های اخیر تجمع اعتراضی توسط کارگران افزایش یافته است.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که در یکسال گذشته حدود شش هزار تجمع کارگری برگزار شده که بیشتر در اعتراض به پرداخت نشدن چندین ماه حقوق، اخراج گروهی، بلاتکلیفی پس از واگذاری کارخانه‌ها به بخش خصوصی و پایین بودن دستمزدها صورت گرفته است.

No responses yet

Oct 30 2018

نروژ دنبال شهروند ایرانی است که می‌خواست ناشر آثار سلمان رشدی را بکشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: رشدی با انتشار بیانیه‌ای، باز شدن مجدد پرونده در نروژ را «خبر خوبی» خوانده و ابراز امیدواری کرده است که این پرونده بالاخره پس از ربع قرن پیش برده شود.
تنها دو روز مانده بود تا پرونده‌ای که ۲۵ سال است بی‌جواب مانده، برای همیشه بایگانی شود. طبق قانون نروژ،‌ پس از گذشت ربع قرن از هر جنایت، تعقیب آن دیگر مجاز نیست. اما در روز سه‌شنبه نهم اکتبر، مقامات نروژ بالاخره دست به عمل زدند و چند نفر را در پرونده سوءقصد به جان «ویلیام نیگارد» متهم کردند.

نیگارد رییس یک شرکت انتشارات به نام «آشونگ» بود که جزو املاک خانوادگی او است. در سال ۱۹۸۸، با این‌که دو ماه از فتوای آیت‌الله خمینی می‌گذشت، او دست به انتشار ترجمه نروژی کتاب آیات شیطانی، نوشته سلمان رشدی زد. اتفاقی که منجر به تلاش برای قتل او شد.

۱۱ اکتبر سال ۱۹۹۳ بود که نیگارد جلوی خانه‌اش که در یکی از حومه‌های بی سر و صدای اسلو است، مورد سوء قصد قرار گرفت. سه گلوله به او شلیک شد اما او در کمال ناباوری جان سالم به در برد و تا همین امروز زنده است.

یک منبع آگاه در پلیس نروژ و یک منبع دیگر در برلین که در روند تحقیقات برای این پرونده جنایی شرکت داشته اند، در گفت وگو با «ایران‌وایر» تایید کردند که حداقل یک نفر از متهمان شهروند ایران است و یک متهم دیگر شهروند یکی از کشورهای عربی که قبلا مقیم نروژ بوده است و با «حزب‌الله» لبنان رابطه دارد.
روزنامه «دی ولت» نیز گزارش داده است در مجموع چهار نفر متهم شده‌اند که قرار بوده این قتل را از طرف دستگاه اطلاعاتی ایران انجام بدهند. این گزارش، تیتر صفحه اول این روزنامه پرخواننده آلمانی هم شده است.

مقامات نروژی هم چنان حاضر به انتشار جزییات پرونده نیستند و این امر، مورد انتقاد «سلمان رشدی» قرار گرفته است. مقامات معلوم نکرده‌اند که چه شواهدی در دست دارند، چند نفر دستگیر شده‌اند و نام و ملیت و مکان کنونی مظنونین کدام است. رشدی البته با انتشار بیانیه‌ای، باز شدن مجدد پرونده در نروژ را «خبر خوبی» خوانده و ابراز امیدواری کرده است که این پرونده بالاخره پس از ربع قرن پیش برده شود.

دستگاه قضایی نروژ در متهم کردن مظنونین، از یکی از ماده‌های کم‌تر شناخته شده قانون کیفری در این کشور استفاده کرده است. طبق این ماده، حمله به ارزش‌های بنیادین جامعه پی گرد قانونی دارد. این تصمیم، تغییر آشکار رویکرد مقامات نروژی را نشان می‌دهد. تا سال‌های سال آن‌ها هرگونه ارتباط سوء قصد به جان نیگارد به فتوای روح‌الله خمینی علیه رشدی را یا رد می‌کردند و یا جدی‌ نمی‌‌گرفتند.

«ایدا دال نیلسن»، سخن گوی «سرویس تحقیقات جنایی ملی» نروژ اما این‌بار قاطعانه گفته است: «ما دلیلی نمی‌بینیم که این سوءقصد، انگیزه‌ای به جز انتشار کتاب «آیات شیطانی» داشته باشد.»‌

پیش از سوء قصد به جان نیگارد،‌ فتوای خمینی قربانیان بسیاری پیدا کرده بود. در سال ۱۹۹۱ بود که «اتوره کاپریولو»، مترجم ایتالیایی کتاب، در میلان با چاقو مورد حمله قرار گرفت. ضارب در آن پرونده از کاپریولو می‌خواست مکان زندگی سلمان رشدی را با او در میان بگذارد؛ کاری که این مترجم حاضر به انجامش نبود. کاپریولو زنده ماند اما تنها چند روز بعد بود که «هیتوشی ایگاراشی»، مترجم ژاپنی کتاب در توکیو به قتل رسید.

نیگارد نه تنها زنده ماند، که به فعالیت خود در عرصه نشر هم ادامه داد. او اکنون بازنشسته شده و رییس «انجمن قلم نروژ» است؛ سازمانی جهانی از نویسندگانی که برای آزادی بیان مبارزه می‌کنند.

جای تعجبی نیست که این ناشر ۷۵ ساله اکنون در پاسخ به این‌که آیا از انتشار کتاب رشدی پشیمان است یا نه، می‌گوید: «مطلقا نه». او تاکید می‌کند که هدفش از انتشار کتاب، «ایجاد گفت وگو» بوده است و نه تحریک مخالفین. می‌گوید اگر دوباره به عقب گردد، به نام آزادی بیان همین کار را می‌کند.

این‌که سوء قصد به جان ناشر آیات شیطانی احتمالا مرتبط با این کتاب است، به نظر مسلم می‌آید اما مقامات نروژ‌ تا سال‌های طولانی، قضیه را این‌گونه نمی‌دیدند. آن‌ها تا سال‌های سال دنبال انگیزه‌های شخصی دشمنان احتمالی نیگارد بودند و بین همکاران و دوستان و آشنایان او دنبال مظنون می‌گشتند.

«کنوت اولاو آماس»، نویسنده و سیاستمدار نروژی از حزب محافظه‌کار، تئوری غریبی در این مورد دارد. او به «ان آر کا»، رادیو و تلویزیون نروژ گفته است که شاید نقش نروژ‌ در مذاکرات صلح بین اسراییل و فلسطین باعث شده است که پلیس نخواهد در مسایل مربوط به خاورمیانه ایجاد جنجال کند.

اما این تئوری را هم که کنار بگذاریم، این‌که مقامات نروژی تا سال‌ها پس از این ماجرا هم چنان می گفتند این رسانه‌ها هستند که بیهوده پای سلمان رشدی را در ماجرای سوء قصد به نیگارد وسط می‌کشند، از نکات غریب تاریخ این کشور اسکاندیناوی است. «اود ایسونگست»، از روزنامه‌نگاران نام‌آشنای این کشور، کتابی در این مورد نوشت و در سال ۲۰۰۸ فیلمی هم در این مورد ساخت. همین فیلم مستند بود که باعث جلب توجه مردم شد و یک سال بعد پلیس تحقیقات را از نو آغاز کرد و پرونده نیگارد را دوباره گشود. امروز سخت نیست با حرف آماس که قبلا معاون وزیر فرهنگ هم بوده، موافق باشیم که برخورد مقامات نروژی در این پرونده «افتضاح» بوده است.  آماس می‌گوید: «تحقیق در مورد نیگارد، خودش باید مورد تحقیق قرار بگیرد.»

پیش رفتن پرونده، جواب خیلی سوال‌ها را معلوم خواهد کرد؛ از جمله این‌که این شهروند ایرانی که می‌خواسته نیگارد را به قتل برساند، چه کسی است و با دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ارتباط داشته است یا نه. اما آن‌چه مسلم است، شجاعت تاریخی امثال نیگارد است که با فعالیت‌های خود، مدافع آزادی بیان شدند.

سلمان رشدی در کتاب «جوزف آنتون» که خاطرات زمان زندگی پنهانی‌ خود در لندن را بازگو می‌کند، تصمیم امثال نیگارد را «یکی از بزرگ ترین دفاع‌ها از آزادی بیان در زمان ما» می‌نامد.

مطالب مرتبط:

پرونده سلمان رشدی؛ فتوایی که کاغذپاره شد

پرونده سلمان رشدی؛ دفاع مهاجرانی از فتوای قتل نویسنده

پرونده سلمان رشدی؛ سکوت هزینه دار روشن‏فکران درباره فتوای یک قتل

پرونده سلمان رشدی؛ یک تلاش ناکام برای ترور

No responses yet

Oct 30 2018

واکنش فرمانده انتظامی تهران به فیلم برخورد گشت ارشاد سوهانک

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

دویچه‌وله: سردار حسین رحیمی، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در باره انتشار فیلمی در فضای مجازی از برخورد ماموران گشت ارشاد با دختری در سوهانک واکنش نشان داد. او گفت که حضور ماموران پلیس در سوهانک به دلیل “درخواست مکرر مردم” است.

سردار حسین رحیمی، فرمانده انتظامی تهران، روز دوشنبه هفتم آبان (۲۹ اکتبر) در مقابل خبرنگاران در باره حضور ماموران پلیس در سوهانک گفت که این موضوع به دلیل “درخواست مکرر و فراوان” مردم منطقه و “ایجاد یک مرکز دانشگاهی” در این محل بوده است.

به گزارش سایت “مشرق” سردار رحیمی در باره انتشار فیلمی از برخورد ماموران گشت وزارت ارشاد با یک زن جوان در فضای مجازی گفت: «پلیس در مسیر برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی، کوتاه نخواهد آمد.»

انتشار ویديویی در فضای مجازی و برخی وب‌سایت‌ها که در آن ماشین گشت ارشاد در دانشگاه آزاد سوهانک بدون توجه به دختری که مقابل خودرو ایستاده به حرکت خود ادامه می‌دهد، بحث‌های زیادی را برانگیخته و انتقادات زیادی را در پی داشته است.

روز شنبه پنجم آبان (۲۷ اکتبر) تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد سوهانک در اعتراض به حضور ماموران گشت ارشاد در اطراف این دانشگاه تجمع کردند. در فیلمی که از این تجمع منتشر شده یکی از دختران دانشجو در مقابل خودروی گشت ایستاده و این خودرو بدون توجه به او به حرکت خود ادامه می‌دهد.

لحظه‌ی زیر گرفتن دختر معترض دانشگاه آزاد تهران مركز در اعتراض به حضور ⁧ #گشت_ارشاد ⁩در مجتمع ⁧#سوهانك ⁩همین امروز چهار دانشجو بازداشت شدند و ماموران گشت ارشاد دوربین‌های دو دانشجو را گرفتند. pic.twitter.com/oKys8yKq0v

— Tavaana توانا (@Tavaana) October 27, 2018

به گزارش سایت “رویداد ۲۴” یکی از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی در خصوص این فیلم و اعتراض به حضور گشت ارشاد در دانشگاه سوهانک گفت: «اعتراضی در این زمینه نبوده و همانطور که در فیلم مشخص است، فقط یک نفر در آنجا حضور دارد و معلوم نیست ماجرا چیست.»

“حرمت دانشگاه و دانشجو نباید خدشه‌دار شود”

محمدرضا عارف، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، نیز از رفتار ماموران گشت ارشاد با یکی از دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی انتقاد کرد. او گفت که نباید “بهانه‌های واهی” باعث شود که حرمت دانشگاه و دانشجو خدشه‌دار گردد.

نماینده مردم تهران در توئیتر خود نوشته است: «حرمت دانشگاه و دانشجو نباید به بهانه‌های واهی مورد خدشه قرار بگیرد. هنوز تبعات شکسته‌ شدن قداست دانشگاه در دهه‌های گذشته از یادها نرفته است. نیروی انتظامی تحت عنوان گشت ارشاد یا هر عنوان دیگری حق برخورد با دانشجویان در حریم دانشگاه را ندارد.»

واکنش عارف به حضور گشت ارشاد در مقابل ورودی دانشگاه آزاد:
*نیروی انتظامی حق برخورد با دانشجویان در حریم دانشگاه را ندارد
*نباید حرمت دانشگاه و دانشجو به بهانه‌های واهی مورد خدشه قرار گیردhttps://t.co/856QrOePmy

— خبرگزاری ایسنا (@isna_farsi) October 29, 2018

اما یکی از دانشجویان این دانشگاه در خصوص این اتفاق به سایت “عصر ایران” گفته است: «حدوداً ساعت ۱۱، ۱۲ بود که وقتی تعدادی از دانشجوها می‌خواستند از دانشگاه بیرون بروند، گشت ارشاد به چندتن به‌خاطر پوشش تذکر می‌دهد و این کار باعث درگیری لفظی میان گشت ارشاد و دانشجوها می‌شود. ماموران هم دانشجوها رو تهدید به بازداشت می‌کنند و این حرف باعث عصبانی‌شدن دانشجوها می‌شود. در این گیر و دار یکی از ماموران، یکی از دانشجوهای دختر رو به سمت ماشین هدایت می‌کند که با اعتراض بقیه همراه می‌شود.»

No responses yet

Oct 30 2018

چطور می شود از تلفات مشروب های تقلبی در ایران کاست؛ توضیح دکتر شیده رضایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Oct 30 2018

دختر معترض به «حجاب اجباری» در میدان انقلاب بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: گزارش‌های منتشره در شبکه‌های اجتماعی حاکی است یک زن جوان که روز دوشنبه هفتم آبان اقدام به برداشتن روسری خود در میدان انقلاب کرده بود، توسط نیروی انتظامی بازداشت شد.

بر اساس فیلم‌های منتشر شده، یک زن جوان در حالی که روسری خود را برداشته و تعدادی بادکنک رنگی در دست دارد در وسط نماد گنبدی شکل میدان انقلاب برای دقایقی ایستاده و روسری خود و این بادکنک‌ها را تکان می‌داد.

دقایقی بعد اما یک مامور نیروی انتظامی از این زن می‌خواهد که پایین بیاید و همراه او به کلانتری برود. در فیلم‌های منتشره، برخی از حاضران با سر دادن فریاد این زن را تشویق می‌کنند.

این ره تا پیروزی ادامه دارد#دختر_میدان_انقلابpic.twitter.com/hVKLR93Z5k

— آسپیران (@ssimamm) October 29, 2018

گزارشی درباره هویت این زن و وضعیت وی پس از بازداشت منتشر نشده است.

رادیو فردا نمی‌تواند به طور مستقل زمان این اتفاق را تایید کند.

اعتراض علنی به حجاب اجباری از دی‌ماه پارسال در ایران آغاز شد و بر اساس گزارش‌ها تاکنون ۴۰ زن در همین رابطه بازداشت شده‌اند.

ویدا موحد، نرگس حسینی، اعظم جنگروی، شاپرک شجری‌زاده و مریم شریعتمداری از جمله زنانی هستند که بازداشت و پس از مدتی آزاد شدند. برخی از این زنان به زندان محکوم شده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی این معترضان به حجاب اجباری را «فریب‌خورده» خوانده و حرکت آنها را «حقیر» و نتیجه «تبلیغات پرحجم دشمنان و هزینه‌های سرسام‌آور آنان» دانسته بود.

به دنبال پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، حجاب در ایران اجباری شد. با این حال برخی از روحانیون شیعه با اجباری شدن حجاب مخالفند و برخی دیگر معتقدند که حجاب حکمی قابل تغییر است.

#دختران_خیابان_انقلاب تمام نمی شوند
میدان انقلاب
امروز ظهر pic.twitter.com/jCcNKlgxXS

— گودمن (@Goodman_Grue) October 29, 2018

از جمله آیت‌الله محمد اسحاق فیاض، یکی از چهار مرجع مشهور در نجف، سال ۹۵ در دیدار با رئیس قوه قضائیه ایران اعلام کرده بود که «به کارگیری زور و اجبار در امر ترویج حجاب موثر نیست».

حسن یوسفی اشکوری، روحانی شیعه، در سال ۷۹ در حاشیه کنفرانس برلین گفته بود که احکام اجتماعی دین اسلام از جمله حجاب تغییرپذیر هستند.

او به دلیل این اظهارنظر در دادگاه اولیه به ارتداد متهم و سپس به اعدام محکوم شد. این حکم در نهایت لغو شد و آقای اشکوری علاوه بر خلع لباس، پنج سال زندانی شد.

در این زمینه، ۱۲ تن از نواندیشان دینی روز ۱۷ بهمن ۹۶ در بیانیه‌ای ‌در نفی حجاب اجباری، تاکید کرده بودند که سیاست‌های جمهوری اسلامی در این زمینه نتیجه‌ای جز «هزینه‌های گزاف مالی، بی‌اعتباری دینی و معنوی، ناکارآمدی سیاسی و سرمایه‌سوزی اجتماعی» به دنبال نداشته است.
بر اساس گزارش شبکه‌های اجتماعی و سایت رادیو فردا/ ا.م/ ک.ر

No responses yet

Oct 28 2018

زهرا خوش‌نواز: وقتی فهمیدند دخترم، پناهم دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «زهرا خوش‌نواز» شاعر است و نویسنده. او را با اول بار سال ۹۴ روزنامه همشهری با ۳۰ غزل و بیش از ۶۰ داستان کوتاهی که نوشته بود معرفی کرد.
زهرا خوش نواز یکی از معدود دخترانی که موفق می‌شود هر بار با گریم تازه‌ای خودش را به ورزشگاه آزادی برساند و البته ساعاتی پس از پایان بازی، تصویرش را در صفحه اینستاگرام خود قرار می‌دهد.

«زهرا خوش‌نواز» شاعر است و نویسنده. او را با اول بار سال ۹۴ روزنامه همشهری با ۳۰ غزل و بیش از ۶۰ داستان کوتاهی که نوشته بود معرفی کرد. در همان مصاحبه گفته بود علاقه‌ای به انتشار اشعار و داستان‌هایش ندارد ولی از میان آثارش، به داستان کوتاه‌های «دروغان و راستان»، «کاردستی عجیب»، «پری شب یلدا»، «روزی که شکمم گم شد»، «سفر تابستان» و «نیمکت» بیشتر علاقه‌مند است. مهرماه سال ۹۶ هم او یکی از مدعوین به آخرین نشست «کانون ادبی زمستان» بود که در ابتدای برنامه یک غزل قدیمی مضمونی از شعر فروغی بسطامی را خواند.

اما یک گرایش ویژه او را از سایر شاعران و نویسنده‌های زن ایرانی متمایز می‌کند. او دیوانه‌وار فوتبال را دوست دارد و عاشق پرسپولیس است. یکی از معدود دخترانی که موفق می‌شود هر بار با گریم تازه‌ای خودش را به ورزشگاه آزادی برساند و البته ساعاتی پس از پایان بازی، تصویرش را در صفحه اینستاگرام خود قرار می‌دهد.

آخرین تصویر زهرا را می‌توان پس از بازی پرسپولیس مقابل السد در ورزشگاه آزادی دید. او برای سومین بار با سومین گریم متفاوت وارد ورزشگاه آزادی شد. سال گذشته پس از بازی پرسپولیس مقابل تراکتورسازی نوید داد که قطعا باز هم با گریمی که هیچ‌کس انتظارش را ندارد به سکوهای ورزشگاه آزادی خواهد رسید. قولش را عمل کرد؛ او موفق شد مهمترین بازی ده سال اخیر پرسپولیس را از نزدیک تماشا کند. زهرا در حقیقت یکی از صدو ده هزار نفری بود که از نزدیک رسیدن پرسپولیس به فینال رقابت‌های لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا را تماشا کرده است.

او حالا به ایران‌وایر می‌گوید: «مسلما هیچ علاقه‌ای ندارم خودم را به شکل یک مرد دربیاورم. روزی که تیم ملی با بولیوی بازی داشت باخبر شدیم که قرار است تعدادی از سکوها را به خانم‌ها بدهند. برای همین مثل تمام روزهایی که در این شهر زندگی می‌کنم با لباس زنانه به آزادی رفتیم.»

اما زهرا هم مانند بسیاری از دختران پشت در آزادی می‌ماند. فدراسیون فوتبال ایران برای بستن دهان فدراسیون جهانی فوتبال و نشان دادن ورود بانوان به آزادی، تعدادی از بانوان گزینشی را روی سکوهای آزادی نشاند. زهرا می‌گوید: «این برای من درد داشت. زمانی تفاوت و تبعیض فقط بین مرد و زن بود، اما روز بازی ایران و بولیوی من توهین و تحقیر بزرگتری را دیدم. این تبعیض بین من با آن دخترانی بود که گزینشی وارد ورزشگاه شدند. همین شد انگیزه‌ای که باز هم در ورزشگاه را برای خودم باز کنم.»

زهرا خوش‌نواز از دردهایی می‌گوید که برای باز شدن قانونی درهای ورزشگاه کشیده و به نتیجه نرسیده است: «مسلما دردناک است. من باید گره‌ای که با دست باز می‌شود را با دندان باز کنم. با یک آرایش و با یک دست لباس مردانه بروم لای جمعیت بنشینم و حتی جرات نکنم که داد بزنم، فریاد بکشم. چون می‌ترسم. می‌ترسم کنار دستی‌ام مامور باشد و بیرونم کند.»

ولی در جریان بازی آن قدر استرس و فشار و هیجان مسابقه را تحمل کرده که ناگهان صدایش بلند می‌شود. بعد واکنش اطرافیانش را دیده است. جمعیتی که همگی مرد بودند: «یک صحنه نتوانستم خودم را کنترل کنم و داد زدم. اطرافیانم فهمیدند دختر هستم و رفتارشان عوض شد. صدای من انگار به گوش یکی از ماموران رسیده بود و داشت دنبال صدا می‌گشت. بلافاصله مردهایی که کنار دستم بودند دست به کار شدند. یکی کاپشنش را درآورد و روی تنم انداخت. یکی دیگر کلاهش را سرم کرد و گفت به هیچ کس نگاه نکن، سرت را پایین نگه‌دار. جمعیتی که جلوی من بودند به هم نزدیک شدند و کیپ نشستند که مبادا مامورانی که پایین‌تر بودند مرا ببینند. با این که آرایش و گریم خوبی داشتم ولی خب شک کرده بودند.»

از سال ۱۳۶۱ تا امروز یکی از مهمترین مشکلاتی که برای ورود بانوان به ورزشگاه‌های ایران وجود داشته، ادعا و فتوای مراجع تقلید یا روحانیون و تندروهای مذهبی در مورد جو ورزشگاه‌هاست. سال ۹۶ «محمداسماعیل سعیدی» عضو فراکسیون فرهنگی مجلس ایران مدعی شده بود که اگر فضای فرهنگی ورزشگاه‌ها سالم شود، می‌توان درها را به روی بانوان گشود. در غیر این صورت، خانم‌‌ها به دلیل فحاشی آقایان باید پشت درهای ورزشگاه بمانند.

زهرا از آخرین تجربه‌اش حرف می‌زند. وقتی که صدای زنانه‌اش در آزادی، اطرافیانش را متوجه حضور زنی کرد که با لباس مردانه میان آنها نشسته است: «رفتارشان کاملا تغییر کرد. ما ساعت‌‌های زیادی باید منتظر شروع بازی می‌ماندیم. گفتند برای خرید کردن بلند نشو. یکی رفت برایم آب خرید، یکی دیگر ساندویچ. هیچ منظوری هم نداشتند. به ما می‌گفتند مردها در آزادی وحشی می‌شوند. من جز انسانیت چیزی ندیدم. لااقل خودم به چشم دیدم که وقتی فهمیدند من دختر هستم، حتی ادبیات‌شان زمانی که با هم حرف می‌زدند هم فرق کرد.»

او همراه سه دختر دیگر که آنها هم با لباس و گریم مردانه آماده حضور در ورزشگاه شده بودند به آزادی رفت. اما در لحظه ورود به جایگاه آنها را گم می‌کند: «می‌ترسیدم برگردم و ماموران شک کنند. مجبور شدم بین یک سری غریبه بنشینم. اما همان غریبه‌ها برایم مثل برادر شدند.»

اما زهرا برای مهمترین بازی تاریخ باشگاه پرسپولیس، برنامه‌ای وارونه خواهد داشت. او نمی‌خواهد نه با آرایش مردانه وارد ورزشگاه شود و نه حتی بازی را از تلویزیون خانه‌اش ببیند: «من شنیدم که قرار است برای بازی فینال باز هم تعدادی از دختر‌ها را به صورت گزینشی وارد آزادی کنند. چون از کنفدراسیون آسیا و فیفا میهمانان ویژه به تهران می‌آیند و آنها می‌خواهند نشان دهند که بله، دختران ما حق ورود به ورزشگاه‌ها را دارند. من از تبعیض متنفرم. ما همه قربانی‌های این تبعیض‌ها هستیم. حتی اگر به من بگویند بیا تو هم مثل همین دختران گزینشی وارد ورزشگاه شو حاضر نیستم در حق هم‌نوعان خودم چنین ظلمی بکنم. برای همین احتمالا بیرون ورزشگاه، کنار تمام دخترانی که باز هم درها به رویشان قفل می‌شود می‌مانم.»

او از مجازی بودن کمپین‌ها و همکاری زنان برای ورود به ورزشگاه‌ها گلایه دارد: «همه چیز در فضای مجازی خلاصه شده است. باید بیاییم و باید حق‌مان را بگیریم. من آن قدر می‌روم تا حقم را بگیرم. مطمئن هستم روزی این درها به روی دختران ایران باز می‌شود. بدون این که ما را گزینش کنند وارد آزادی می‌شویم.»

آخرین جمله زهرا این بود: «آرزوهای ما حسرت نمی‌شود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .