اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Jun 03 2015

گفتگوی حجت الاسلام زائری با مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

حجت الاسلام محمدرضا زائری: من مسیح علی نژاد روزنامه‌نگار هستم و چند بار دیگر هم با شما تماس گرفتم برای مصاحبه ، که موافقت نکردید ولی گفتم دوباره تماس بگیرم. اگر موافق باشید صدای شما را هم ضبط می‌کنم و مصاحبه را شروع می‌کنم.

قبل از اینکه سؤال بفرمایید من دو نکته عرض بکنم. نکته‌ی اول درواقع پیش فرضم این است که با شما به‌عنوان یک شخص دارم گفتگو می‌کنم نه با یک نشریه یا رسانه یا پایگاه خبری.

من گفتگوی شما را در وب‌سایت شخصی خودم منتشر می‌کنم(به هر حال چون من خبرنگار آزاد هستم) به شما قول می‌دهم که گفتگوی شما عیناً در وب‌سایتم منتشر شود. حالا ممکن است بعد از اینکه منتشر شد، سایت داخل ایران بردارد بازنشر کند مثل خبرگزاری فارس که مصاحبه من را با آقای ابوطالبی منتشر کرد، یا صداوسیما بازنشر کند و یا تلویزیون من و تو یا بی‌بی‌سی. ولی من به شما قول می‌دهم مصاحبه شما را اول در سایت خودم منتشر می‌کنم هرکسی هم خواست بردارد، دیگر بعد از آن می‌تواند منتشر کند.

اختیاردارید. به هرحال عرض من این است که من با شخص شما گفتگو می‌کنم. من با شخص ، طرف هستم. نه من از شهید مطهری بالاترم نه شما از متصدیان مجله‌ی زنِ روز قبل از انقلاب پایین‌ترید. لذا تکلیفم برای گفتگو خیلی روشن و شفاف است. نکته‌ی دوم و پیش فرضم باز این است که – خواهش می‌کنم این را خیلی دقیق بشنوید و اگر اشتباه می‌گویم باز تذکر دهید و تصحیح بفرمایید – شما به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی راجع به اصل موضوع حجاب ، به‌عنوان یک امر دینی و یک واجب دینی تردید و حرفی ندارید ،منتها در عمل کردن و در التزام شخصی خودتان ممکن است مشکل داشته باشید. مثل کسانی که اصل نماز را به‌عنوان ضرورت دین انکار نمی‌کنند ولی ممکن است تنبل باشند یا حال نداشته باشند نماز بخوانند. این فهم من درست است یا نه؟

به هر حال شما الآن در سؤالات من متوجه خواهید شد که من بسیار برای دین باوران و کسانی که حجاب را باور دارند احترام قائل هستم. منتها من خودم اعتقادی به حجاب، خصوصاً حجاب اجباری ندارم. اما می‌دانم که یکی از اصول شرع است و خانواده‌ی خودم هم ، همه‌ی زنان فامیل من باحجاب هستند و مسلمان هستند و خیلی هم به مسائل شرعی پایبند هستند. خوشحال می‌شوم که در این مصاحبه حداقل من بتوانم پرسشگری بکنم و مورد بازجویی قرار نگیرم. اگر اجازه دهید من سؤال‌هایم را بپرسم.

نه من اصلاً بازجویی نمی‌کنم. ولی فکر می‌کنم که حق دارم موضع شما را بدانم. واقعیتش این است که من با این پیش‌فرض دارم صحبت می‌کنم. شناختی هم که از شما دارم – علی‌رغم اختلاف بسیار زیاد سیاسی‌مان – این است که در مسائل حرفه‌ای خودتان پایبند و مقید هستید و اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کنید و من هم با این اطمینان دارم با شما مصاحبه می‌کنم.

خیلی ممنونم که برخلاف بسیاری دیگر از روحانیونی که من زنگ می‌زنم اولاً اتهام جاسوسی نمی‌زنید و تلفن را قطع نمی‌کنید. به این دلیل که الآن ایران دارد با آمریکا مذاکره می‌کند از طرفی به ما که ناگزیر از کشورمان بیرون مان کردند اتهام می‌زنند که شما دارید از غرب و آمریکا خط می‌گیرید که این‌طور نیست و ممنونم که به سؤالاتم پاسخ می‌دهید.

اختیاردارید. اگر اجازه بدهید من یک عرض دیگر هم دارم. من فکر می‌کنم که همه‌ی ما لازم است در گفتگوهایمان خیلی صریح و شفاف باهم صحبت بکنیم. من فکر می‌کنم همه‌ی ما ایرانی‌ها – حالا چه منی که با تمام وجود به اصل انقلاب و نظام اعتقاددارم و خودم را فدایی این نظام و این کشور و این رهبر و این اعتقادات می‌دانم، چه دیگرانی که به هر دلیلی در بخشی یا همه‌ی این اعتقاد با من همراه نباشند – یکی از مشکلاتمان این است که خیلی شفاف و صریح باهم گفتگو نمی‌کنیم و همین تعارف کردن‌ها باعث می‌شود که بعداً دچار مشکل بشویم . به نظر من هیچ اشکالی ندارد که من و شما خیلی صریح و شفاف دو موضع کاملاً برعکس هم داشته باشیم ولی خیلی منطقی و انسانی هم باهم گفتگو کنیم.

من هم خیلی خوشحالم که این را می‌شنوم و خیلی شفاف هم‌عرض می‌کنم خدمت شما که من نقطه‌ی مقابل شما هستم. یعنی آن اعتقاداتی که شما دارید برای نظام و کشور و رهبری، ممکن است من نداشته باشم اما من خبرنگارم و قائل به این هستم که باید به عقیده‌ی مخالفم احترام بگذارم و پرسشگری بکنم و دخل و تصرف نکنم در مصاحبه‌ای که با کسی انجام می‌دهم و این خیلی ارزشمند است که شما گفتگو با مخالف را بر می‌تابید و اتهام نمی‌زنید. بسیاری معتقدند که این روزها شما به‌عنوان اولین چهره‌ای که در تلویزیون در مورد حجاب اجباری موضع‌گیری می‌کنید – چون هیچ روحانی نیست که در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شود و علیه حجاب اجباری حرف بزند – بسیاری معتقدند که این خیلی مثبت است و برخی دیگر هم معتقدند که چون موضوع حجاب اجباری به انفجار رسیده و هولناک شده ، شما را – چون چهره روحانی هستید و خطری هم ندارید برای نظام – با برنامه‌ریزی دعوت می‌کنند که درواقع این خشم جامعه فروکش کند. حرف عامه مردم این است که این (رفتار صداوسیما) یک نوع سوپاپ اطمینان است که شما درعین‌حال خیلی (از خطوط قرمز) عدول نمی‌کنید. خودتان چه پاسخی دارید به این‌طور نگاه‌هایی که مطرح می‌شود؟

ببینید این پاسخ من دقیقاً می‌تواند همان پاسخی باشد که شما وقتی متهم به جاسوسی می‌شوید، مجبور هستید بدهید. یعنی درواقع من اولاً خودم را می‌شناسم و از خودم مطمئنم. می‌دانم که دارم باور و اعتقاد خودم را می‌گویم. بازخوردها و واکنش‌هایی هم که دارد، به نظر من نشان می‌دهد که قضیه چطور است. متأسفانه باید اعتراف بکنیم که در سازوکار روابط رسانه‌ای ما چنین هوشمندی و درایت و دقتی نیست. ای‌کاش ما در جمهوری اسلامی در رسانه‌های عمومی‌مان مخصوصاً رسانه‌ی ملی و صداوسیما چنین درایت و تدبیری داشتیم که می‌آمدند کسی را می‌آوردند که حساب‌شده یک‌چیزی را بگوید و مثلاً برایش برنامه‌ریزی باشد که سوپاپ اطمینان باشد. آرزوی من این است که این اتفاق می‌افتاد ولی متأسفانه این‌چنین نیست.

بله ولی به‌هرحال اینکه جمهوری اسلامی به ما اتهام جاسوسی می‌زند بااینکه برخی از مردم می‌گویند آیا شما این حرف‌هایتان علیه حجاب اجباری را واقعاً از اعتقادات قلبی‌تان می‌زنید یا نه، خیلی فرق دارد. چون مردم یک‌جوری بی‌اعتماد شده‌اند. چه پاسخی دارید درواقع به مردمی که خیلی اعتماد به روحانیت ندارند، وقتی حتی از حق انتخاب و حجابشان دفاع می‌کند؟

من درواقع به آن‌کسانی که این اعتماد را ندارند حق می‌دهم به دلیل اینکه اعتمادشان مخدوش شده، ولی در مقابل آن‌ها هم جمعیت بسیار زیادی هستند، بدون اینکه بخواهم مقایسه کنم که آن‌ها هم اعتماد دارند. آن‌ها هم احساس می‌کنند که یک کسی آمده و باصداقت و صراحت و شفافیت موضع خودش رو گفته، حتی اگر اون موضع اشتباه باشد.

آقای زائری خودتان نگرانی ندارید که ممنوع‌التصویر بشوید؟ یعنی بعد از این صحبت‌ها و مصاحبه‌هایی که کردید. چون خط قرمز جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد که حجاب باشد و این را دارد به هر قیمتی حفظ می‌کند. از اینکه از صداوسیمای کشور حذفتان بکنند نگرانی ندارید که برخوردی با شما صورت گیرد؟

نه، من از بودنش نفعی نمی‌برم که از نبودنش درواقع چیزی حاصل شود برای من. من به‌عنوان یک روحانی، به‌عنوان یک طلبه، وظیفه‌ی دینی خودم را تبلیغ دین می‌دانم و الآن هم اگر دارم صحبتی می‌کنم راجع به همین موضوع، اتفاقاً از موضع دفاع از حجاب است و دوست دارم این را به‌صراحت بگویم برای شمایی که درواقع التزامی ندارید و – قبل از اینکه به بحث حجاب اجباری برسیم- برای شمایی که ترک حجاب کردید. دارم با این صراحت عرض می‌کنم من اتفاقاً از موضع حفظ حجاب و حراست از حجاب این حرف‌ها را می‌زنم نه از موضع بی‌اعتنایی به حجاب.

بحث اجباری شدن حجاب منجر به این شده است که حتی بسیاری از دین‌باوران و کسانی که حجاب دارند هم احساس می‌کنند که یک نوع توهین به آن‌ها تلقی شده، یک نوع تنش در جامعه به وجود آمده در بین کسانی که چادر دارند و کسانی که ندارند.

بله دلیلش این است که اساساً در تشریع حجاب، حجاب به‌عنوان یک عنصر حفظ کرامت انسانی زن طراحی‌شده است. ارزش و گوهری است که باید قدر و قیمت دانسته شود. آن چیزی که ماجرا را به یک نوعی دچار یک حالت پارادوکسیکال و تعارضی کرده این است که ما الزام و اجبار داریم ایجاد می‌کنیم برای چیزی که خودبه‌خود باید جذاب باشد و موردعلاقه و مورد محبت باشد.

چرا حکومت جمهوری اسلامی به موضوع حجاب، نگاهی سیاسی دارد و از انتخاب شخصی خارجش کرده و چرا این‌قدر برایش حجاب مهم هست؟ چرا شش هزار میلیارد بودجه هزینه کرده فقط برای اینکه زن‌ها را متقاعد بکند که به‌اجبار حجاب بکنند؟

حالا من اصلاً از بودجه خبر ندارم. اما اصل اینکه این الزام به وجود آمده، اجتناب‌ناپذیر است. به نظرم اگر بخواهیم قضیه را درست بفهمیم فارغ از حب و بغض، باید مسیر تاریخی شکل‌گیری این ماجرا را بدانیم. قبل از انقلاب یک اتفاقی افتاده که به‌اجبار در دوره‌ی پهلوی اول حجاب از سرزن‌ها برداشته‌شده، با خشونت و با شدت و با خاطره‌های بسیار تلخی که همه‌ی ما می‌دانیم و بی‌حجابی به‌عنوان یک مظهر و ظهور و بروز دولت شاهنشاهی و دولت طاغوت و رژیم فاسد غربی حاکم بر کشور دیده‌شده است. بعد از انقلاب حجاب به‌عنوان یک عنصر اصلی از مظاهر دین موردتوجه و استقبال و علاقه و اصرار مردم بود. اکثریت مردم هم به دنبال حجاب بودند، اکثریت خانم‌ها به دنبال حجاب بودند. فیلم‌های مستند و عکس‌ها هم این را نشان می‌دهد.

ببینید آقای زائری، من این را خودم هم توی مصاحبه‌هایم می‌گویم در بین کسانی که انقلاب کردند بخش چشمگیری از مردم بودند که حجاب را می‌خواستند ولی این‌همه‌ی مردم نبودند؛ حتی اگر بودند آقای طالقانی هم این بحث را مطرح نمی‌کرد که تیتر اولِ روزنامه‌ی اطلاعات شود مبنی بر اینکه در حجاب، الزامی نخواهد بود. اگر شما می‌گویید که اکثریت می‌خواستند پس آن بخش از زنانی که بعد از انقلاب آمدند در خیابان، آن‌ها چرا علیه حجاب راهپیمایی کرده بودند؟

ما اگر قائل به دموکراسی هم باشیم و جمعیت را هم بخواهیم حساب کنیم، همه‌مان اعتقادداریم که اقلیت بسیار بسیار ناچیزی بودند که به حجاب اعتقادی نداشتند. اگر همان روزی که برای جمهوری اسلامی رأی‌گیری شد – که معنای این رأی‌گیری بخشی هم‌رأی به حجاب بود – اگر صراحتاً راجع به خود حجاب هم‌رأی گیری می‌شد، آیا شما فکر می‌کنید که کمتر از این رأی به جمهوری اسلامی به حجاب رأی داده می‌شد؟!

سؤال من این است که آیا واقعاً فکر می‌کنید رأی به جمهوری اسلامی یک معنایش رأی به حجاب اجباری بوده؟

الآن من راجع به اصل حجاب دارم حرف می‌زنم.

آن بخشی از مردمی که رأی دادند شاید به الگوهای کشورهای مسلمان نگاه می‌کردند . . .

من اعتقاددارم اتفاقی که افتاد این بود که درواقع روحانیتی که رویکرد اداره‌ی جامعه و حاکمیتی داشت مثل خود مرحوم امام – یک رویکرد بود – با رویکردی که روحانیت سنتی داشت و حالا که انقلاب پیروز شده بود توقع داشت که نظراتش تأمین بشود یک مقداری تفاوت داشت. برای همین شما می‌بینید وقتی خود حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را از تلویزیون شروع می‌کند آن روحانیت سنتی آن برنامه را تعطیل می‌کنند. وقتی آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری می‌رسد آن روحانیت سنتی یک‌چیزهایی را بر ایشان تحمیل می‌کند، حتی در ظاهر و پوشش ایشان. این تجربه‌ای که الزام و اجبار بکند از زاویه‌ای شروع شد و از یکجایی شروع شد و تصور این بود که این الزام و اجبار می‌تواند این ارزش الهی را در جامعه فراگیر بکند. نگرانی من هم به‌عنوان یک روحانی، یک طلبه که راجع به حجاب حرف می‌زنم این است که آن ارزش الهی و گوهری که برای حفظ کرامت زن بود را الآن ما داریم با اجبار یک‌جوری مطرح می‌کنیم، که انگار ناخوشایند است. مثل‌اینکه یک شخص گرسنه – که باید خودش برای غذا التماس بکند و دنبال غذا برود – شما به‌زور بخواهی که یک چلوکباب بسیار بسیار خوشمزه و مطبوع را به‌زور به حلق او بکنید. گفتمان حجاب اساساً قبل از اینکه به‌اجبار و الزام برسد، اساساً گفتمان ضعیفی نیست. خود شما که الآن در اروپا ساکن هستید دارید می‌بینید که بعضی از زنان مسلمان برای حفظ حجابشان سختی‌هایی را متحمل می‌شوند و لطمه‌هایی می‌خورند و با مشکلاتی مواجه هستند که بسیار بسیار بیشتر از آن مشکلاتی است که یک نفر برای حجاب برداشتن در ایران ممکن است با آن مواجه شود. اگر همین الآن در تهران کسی روسری از سرش بردارد، چه‌بسا که هیچ اتفاقی برایش نیفتد.

آقای زائری، بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی روسری از سرش بردارد هفتاد ضربه شلاق دارد و بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی از هفت‌سالگی روسری‌اش را بردارد حق تحصیل در کشور را نخواهد داشت. درست است؟

من دارم در تمام گفتگویم از اول تا آخر در مورد چیزی حرف می‌زنم که در عمل دارد اتفاق می‌افتد.

در عمل آیا دختری از هفت‌سالگی بگوید من این حجاب اجباری را نمی‌خواهم، آیا می‌تواند به مدرسه برود؟!

نه. به خاطر اینکه قانون این است و قانون هم دارد اجرا می‌شود. من حالا سؤالم و خواهشم از شما این است که همین قانونی که دارد اجرا می‌شود نه آن چیزی که روی کاغذ است و عمل نمی‌شود، آن قانونی که دارد اجرا می‌شود را شما مقایسه کنید با قانونی که در بقیه‌ی کشورها دارد عمل می‌شود. بعضی‌ها به خاطر اینکه حجاب داشتند بچه‌هایشان را از آن‌ها گرفته‌اند. این درست است یا نه؟!

نه نه. آقای زائری من اولاً دارم در مورد ایران حرف می‌زنم. کشوری که هیچ‌کسی حق ندارد راجع به حجاب اجباری در روزنامه‌های داخلی بنویسد. آمریکا مثلاً رسانه‌های آزاد زیاد دارد. مردم آمریکا هم از ظلمی که به آن‌ها بشود، چه وقتی‌که پلیس به سیاه‌پوست‌ها شلیک می‌کند، چه وقت‌هایی که حتی اوباما یا هیلاری کلینتون یا هر سیاستمداری دروغ بگوید یا تخطی بکند از قانون، رسانه‌های آزاد اینجا نقدشان می‌کنند. من ایرانی هستم و دلم هم می‌خواهد داخل ایران بنویسم. حالا اینکه از آمریکا زنگ می‌زنم مسئول این نیستم که همه نقص‌های قانونی کارهای ظالمانه‌ای که هر کشوری می‌کند را من در موردش جواب بدهم. سؤال من این هست که آیا به نظر شما حکومت ایران هیچ‌وقت حاضر است بپذیرد که این اجبار از ابتدا اشتباه بوده و به تعبیر شما اعتراف بکند به این اشتباه یا نه؟

حکومت ایران که یک نفر نیست ، من نه از حکومت خبردارم ، نه یک روزی خواهد رسید که یک نفر بخواهد به‌عنوان حکومت صحبت بکند.

آیا امکان این وجود دارد که یک روزنه‌ای باز شود که کسانی مثل شما زیاد بشوند و حکومت هم به این نتیجه برسد که بیاید در مورد حجاب اختیاری موضع‌گیری صریح کند؟

جمهوری اسلامی یک حکومت دیرپا و با عمر طولانی نیست و روحانیت ما هم سابقه‌ی سیاست‌گذاری اجرایی برای حاکمیت نداشته است. سی‌وپنج سال کل عمر این حکومت است. در خیلی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تازه دارد تجربه کسب می‌کند. ما در برخورد با خیلی از موارد از گیرنده‌های شبکه‌های ماهواره‌ای بگیرید تا خیلی موضوعات دیگر(مثل الزام حجاب) الآن داریم آزمون‌وخطا می‌کنیم. تجربه‌هایمان راداریم می‌بینم. چه‌بسا یک روزی به این نتیجه برسیم که از اول نباید این اجبار ایجاد می‌شد، کما اینکه نظر شخصی من این است. من اتفاقاً همان‌طور که عرض کردم ، بازهم تصریح می‌کنم که این را از موضع انفعال و بی‌اعتنایی به حجاب نمی‌گویم ، این را از این موضع می‌گویم که حجاب که یک امر ارزشمندی است باعث شده که امروز به اینجا برسیم که زن من، دختر من ،مادر من ،خواهر من و بسیاری از بستگان خود شما – که فرمودید که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برایشان فرقی نمی‌کرده و به این حجاب اعتقاددارند و آن را با اعتقاددارند استفاده می‌کنند – در کنار کسانی قرار می‌گیرند که با اجبار و الزام روسری سرشان است.

به‌هرحال این حرف‌هایی که شما دارید می‌زنید و اعتراضاتی که زنان ایرانی دارند به حجاب اجباری می‌کنند در جایگاه خودش مؤثر و مفید هست. اما فکر می‌کنید چه راهکار اجرایی وجود دارد برای اینکه حاکمیت تن بدهد به سخنان بخش زیادی از جامعه‌ی ایرانی که به حجاب اجباری نه می‌گویند و هرساله گشت ارشاد نریزد در خیابان که با باطوم و زور بخواهد آن‌ها را وادار به حجاب بکند؟

من فکر می‌کنم در مسائل اجتماعی مخصوصاً مسائلی با این حساسیت ، ما اول باید یک مقداری واقع‌گرایانه و واقع‌بینانه مسئله را بررسی کنیم. مسئله، مسئله‌ای نیست که به‌راحتی با یک دستور و فرمان و یک اعلامیه حل شود. به‌هرحال در این جامعه عده‌ای هستند که دچار سو تفاهم‌هایی هستند و این‌سو تفاهم‌ها هم‌ریشه دارد. همان‌طوری که شما فرمودید بسیاری از مردم هستند که به منِ روحانی اعتماد ندارند و بسیاری از مردم هم هستند بیشتر از گروه اول و اتفاقاً ممکن است که به شما اعتماد نداشته باشند. اگر من و شما و دیگرانی باشیم که بخواهیم این‌سو تفاهم‌ها برطرف شود به نظر من راه درازی جلوی مان است. اول باید باب گفتگو باز شود، باب فهم طرف مقابل باز شود. اگر شما نسبت به من روحانی اعتقادتان این باشد که من یک آدم عقب‌مانده‌ی متحجر و خودخواه هستم، هیچ‌وقت نمی‌توانید با من گفتگو کنید. اگر من هم نگاهم نسبت به شمایی که حجاب ندارید این باشد که خدایی نکرده یک آدم فاسد و فاسق هستید طبیعتاً نمی‌توانم با شما گفتگویی بکنم. من فکر می‌کنم اول باید این‌سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. بخشی از این مردم هم از شما – شخص شما رو عرض نمی‌کنم – از بسیاری این سؤال را می‌کنند که آن‌طرف هم یک اتفاق‌هایی افتاده است. صد و هفتادوپنج غواص ایرانی را دست‌بسته زنده‌به‌گور…

آقای زائری! من در مورد صد و هفتادوپنج غواص ایرانی هم نمی‌خواستم الآن وارد شوم ولی وقتی شما این بحث را مطرح کردید مایلم بگویم که ایدئولوژیک کردن بحث جنگ باعث شده که حتی عزاداری را هم برای ما خط می‌کشند که شما نباید چنین کنید. الآن کمیته‌ی پیدا کردن مفقودین و کشته‌شده‌های جنگ، اعلام کرده که ما همدردی‌ها و همدلی‌های کسانی که بیرون از ایران هستند و برانداز هستند را نمی‌پذیریم. درحالی‌که اعضای خانواده‌ی خودِ من، جزو مجروحان جنگی هستند، و از نزدیکان خود من، برادران خود من، همه‌ی مردان خانه‌ی من در زمان جنگ جبهه بودند زخمی و شیمیایی برگشتند. چرا فکر می‌کنید که از خون شهدا استفاده می‌کنند برای اینکه بگویند که شما باید حجاب را رعایت کنید و چون حجاب را رعایت نمی‌کنید پس شما خائن به خون شهدا هستید؟

فرمایش شما دقیقاً تأیید حرف من هست. من حرفم همین است. من می‌گویم ما برای اینکه به یک گفتگو برسیم و برای اینکه مشکلات اجتماعی‌مان حل شود اول باید طرفین همدیگر را درک بکنند. همان‌طور که شما انتظار دارید – و انتظارتان هم درست است – شما و دیگرانی – که داخل خود ایران هم ممکن است باشند – بسیاری از خانم‌ها که اعتقاد به حجاب هم ندارند، اگر انتظار دارند طرف مقابل به‌صرف نداشتن حجاب آن‌ها را متهم به خیلی از مسائل غیر ارزشی و غیراخلاقی نکند، از این‌طرف هم این توقع است که این تفاهم به وجود بیاد.

سؤال من برمی‌گردد به همین بحثی که مطرح کردید. چرا استفاده ابزاری و ایدئولوژیک می‌شود از خون شهدا برای سرکوب زنان؟

آن‌کسی که استفاده‌ی ابزاری می‌کند، کارش محکوم هست ولی آن‌کسی که برادرش شهید شده و در آخرین لحظات قبل از شهادتش تمام دغدغه‌اش این بوده که عفت و حیا و نجابت و ارزش‌های اخلاقی خواهرش و دخترش حفظ شود، این ربطی به مسائل ایدئولوژیک ندارد. اگر این پیام دارد منتقل می‌شود در کانتکس و فضا و حال و هوای خاصش هست، که ما تا این را نفهمیم نمی‌توانیم درواقع با طرف مقابل گفتگو کنیم. کما اینکه من خودم دارم عرض می‌کنم قبل از اینکه شما بفرمایید، من هم وظیفه‌ی خودم می‌دانم اگر بخواهیم مسئله حل شود باید طرف مقابلم را درک بکنم و به‌صرف اینکه او حجاب ندارد متهمش نکنم. اتفاقاً بخش عمده و بلکه قریب به‌اتفاق همین زنانی که شما نگرانشان هستید کسانی هستند که شب احیا، قرآن به سر می‌گیرند. کسانی هستند که روز عاشورا گریه می‌کنند و در مجالس حضور دارند. من می‌خواهم اتفاقاً بگویم ما از این موضع دیداری‌مان است که راجع به حجاب داریم حرف می‌زنیم. من حجاب را به‌عنوان یک ارزشی کنار ارزش‌های دیگر دارم تعریف می‌کنم.

وقتی در خیابان می‌روید ، اگر خودتان ببینید که زنی حجابش را رعایت نمی‌کند و مطابق قوانین جمهوری اسلامی نیست آیا همچنان برخلاف اینکه الآن می‌گویید، عقیده دارید که باید حق انتخاب داشته باشد یا امربه‌معروف می‌کنید؟ جلو می‌روید و به آن زن تذکر هم می‌دهید؟

من هیچ‌وقت سراغ آن زن نامحرم نمی‌روم و منِ روحانی با یک خانم هیچ‌وقت در خیابان دهن به دهن نمی‌شوم. اما شرایطی بوده که همسر او بوده، برادر او بوده، شرایطی بوده که توانستم تذکر بدهم، بله وظیفه شرعی خودم می‌دانم که امربه‌معروف و نهی از منکر بکنم. اما من معتقدم یک منکری بزرگ‌تر از بدحجابی است و آن بی‌عدالتی است. من منکر بی‌عدالتی، منکر اختلاس، منکر رشوه، منکر ربا را بالاتر از بی‌حجابی می‌دانم و این را با صدای بلند فریاد می‌زنم، و اتفاقاً از موضع روحانیت و آخوندی و طلبگی‌ام وظیفه می‌دانم این را با صدای بلند فریاد بزنم و از هر تریبونی استفاده کنم و بگویم آن دینی که من می‌شناسم و آن دینی که من خودم را فدایی آن می‌دانم، آن دینی نیست که بی‌حجابی را یک منکری بداند بالاتر از همه‌ی منکرات. آن دینی که من می‌شناسم اولویت‌هایی دارد که حجاب اولویت اولش نیست. اولویت‌های مهم‌تر از حجاب هست.

به نظر شما چرا جمهوری اسلامی به مدل لبنان و ترکیه و کشورهای مسلمان همسایه نگاه نمی‌کند؟

اولاً ایران خصوصیات خودش را دارد – مثل خیلی از مسائل دیگر از مسائل جغرافیایی و آب و هوایی و مسائل زیست محیطش، تا مسائل اجتماعی و فرهنگش – که لزوماً تطبیق کاملی با ترکیه و پاکستان و لبنان و عراق نمی‌کند. اما من به جدّ معتقدم در حوزه‌ی مسائل فرهنگی و اجتماعی ما نیاز داریم از تجربه‌ی دیگران استفاده کنیم. قانون زمانی رَوایی و مقبولیت دارد که اولاً ناظر به واقعیت بیرونی باشد و بشود اجرا کرد. ثانیاً پیش‌فرض آن قانون مسبوق باشد و این باشد که در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی، فرهنگی کاری برایش صورت گرفته باشد. شمایی که از حجاب خوشتان نمی‌آید یا تجربه‌ی شخصی دارید – شخص شمارا نمی‌گویم – یا تجربه‌ی ناخوشایندی دارید یا تصوری که از حجاب دارید تصور منحط یا پایینی است، حجاب را مال طبقه‌ی کلفت و فقیر و بدبخت می‌دانید، حجاب را نماد جهل و نادانی می‌دانید، و من هم اگر همین تصور را از حجاب داشتم باحجاب کاری نداشتم. متقابلاً شما هم اگر تلقی‌تان از حجاب، تلقی متفاوتی بود و حجاب را یک ارزش متعالی می‌دانستید از آن فرار نمی‌کردید. اینکه من به گفتگو دعوت می‌کنم و اصرار دارم، برای این است که ماها نیاز داریم این حرف‌ها را با همدیگر بزنیم و آرزوی من این است که ما یک روزی در داخل کشور، تلویزیون ما این‌قدر ظرفیت داشت که همین موضوعات را خانم‌ها بیایند و به‌صراحت و راحتی باهم در موردش حرف بزنند.

ببینید آقای رسایی دریکی از مصاحبه‌هایش گفته که زنانی که به حجاب اجباری اعتقاد ندارند ، می‌توانند از کشور خارج بشوند. شما درواقع چه ارزیابی دارید در مورد چنین سخنانی که از طرف آقای رسایی یا خیلی‌های دیگر مطرح می‌شود که می‌گویند آن‌هایی که به حجاب اعتقاد ندارند از ایران می‌توانند بروند؟

من ادبیاتم این نیست، چون فکر می‌کنم همین ادبیات را طرف مقابل می‌تواند با من داشته باشد و ما قرار نیست باهم این‌جوری زندگی کنیم. من فکر می‌کنم که باید گفتگو کرد و سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. البته آنجایی که قانون قرار است حاکم باشد همه باید در مقابل قانون تسلیم باشیم. یکی از اتفاقات بدی که در این سالها افتاده، این است که ارزش و قیمت و اعتبار قانون را برخی ، یک مقداری سست کرده‌اند. من فکر می‌کنم قانون یک حرمت و یک اعتباری دارد که همه‌ی ما – حتی کسی مثل من – باید خودش را در مقابل قانون کاملاً خاضع و تسلیم ببیند. اما هر خانواده‌ای هم این را درک می‌کند که با قانون نمی‌شود روابط خانوادگی را حفظ کرد. ماقبل از قانون باید فضای محبت و عاطفه و رابطه و دوستی و مهربانی را ایجاد بکنیم.

آقای زائری! من آقای رسایی را مثال آوردم که گفته بودند زنانی که به حجاب اعتقاد ندارند ایران را ترک کردند، ازیک‌طرف آقای روحانی بیرون از ایران دعوت می‌کند که همه‌ی ایرانی‌ها می‌توانند بیایند و از وطنشان دیدار بکنند. شما کتاب خاطرات آقای روحانی را شاید خوانده باشید، می‌گوید که خود ایشان ازجمله کسانی بوده که در مورد اعمال قانون حجاب اجباری در اداره‌ها مسئول بوده و می‌گفت که بعضی از زن‌ها شروع کردند به نق زدن ، بازهم پافشاری کرده و این قانون اجراشده است. الآن که آقای روحانی در قدرت هست، حرف شما خطاب به ایشان چه هست؟

من فکر می‌کنم که بزرگ‌ترین کاری که آقای دکتر روحانی باید انجام بدهند این هست که الزامات و ضرورت‌های حوزه‌ی اجرا و اداره‌ی کشور را بیشتر به دوستان خودشان گوشزد بکنند. فکر می‌کنم که خیلی از دوستان درواقع سو نیتی ندارند.

من سؤالم این است که آیا الآن که ایشان در قدرت است، حرف شما خطاب به ایشان در مورد موضوع حجاب چی هست؟

من با ایشان حرفی ندارم به دلیل اینکه نسل قبل از ما با یک دیدگاه‌هایی کشور را اداره کرده و پیش برده، الآن تجربه دارد. من از آن تجربه‌ها سعی می‌کنم استفاده بکنم. اگر قرار باشد نسل ما در ادامه‌ی مسیر، خدمتی به کشور و شهروندان این کشور بکند باید از آن تجربه‌ها استفاده بکنند و کار را هم درست‌تر انجام بدهند.
آیا این مطلب در صفحه اصلی باشد ؟

No responses yet

May 29 2015

کرسی «آزاداندیشی» در قم: «سیاست حجاب اجباری کاملا اشتباه است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در مراسمی که به عنوان «اولين کرسی آزادانديشی با موضوع حجاب اجباری؛ اولويت‌ها و اقتضائات فرهنگی جامعه» در شهر قم برگزار شد، سخنان بی‌سابقه‌ای در مخالفت با حجاب اجباری در ايران بيان شد.

محمدرضا زائری، از روحانيون وابسته به جناح اصولگرا، در اين مراسم تاکيد کرده که «سياست حجاب اجباری» در جمهوری اسلامی «کاملا اشتباه است».

سايت «شفقنا» وابسته به «خبرگزاری بین‌المللی شیعه»، گزارش داده که اين مراسم، روز چهارشنبه ششم خرداد در شهر قم برگزار شد.

محمدرضا زائری در اين نشست گفته که بر «حفظ و حراست از حجاب» تاکيد دارد اما در عين حال افزوده است: «با قدرت مدعی هستم که سياست حجاب اجباری کاملا اشتباه است به اين دليل که اگر روزی حجاب آزاد بود يا من به‌جای تهران و قم در جاکارتا بودم، بهتر می‌توانستم کسی که حجاب ندارد را به حجاب دعوت کنم».

اين مراسم توسط موسسه فرهنگی آموزشی خانه خورشيد و با همکاری معاونت فرهنگی تبليغی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، مرکز تخصصی خدمات فرهنگی ۳۱۳ و ماهنامه نور دهم برگزار شده بود.

محمدرضا زائری که از روحانيون نزديک به جناح اصولگرا به شمار می‌آيد، پيش از اين سردبير روزنامه همشهری بوده و اکنون نيز مدير مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه است؛ ضمن اينکه سخنرانی‌ها و برنامه‌های متعددی درباره موضوعات فرهنگی – دينی در تلويزيون جمهوری اسلامی و مراسم مختلف داشته است.

از آقای زائری دو کتاب درباره موضوع حجاب به نام‌های «حجاب بی حجاب» و «حجاب با حجاب» منتشر شده است. او در ماه‌های اخير حداقل دو بار که يک بار آن در صداوسيما بوده، از اجباری بودن حجاب در ايران انتقاد کرده است.

مدير مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه در سخنرانی اخير خود در شهر قم نيز گفته است: «اساس ديدگاه من حفظ و حراست از حجاب است و اينکه حجاب بايد به گونه‌ای حفظ شود که خانواده من با آبرومندی در جامعه راه برود نه اينکه روز به روز بيشتر محدود به قم شويم».

محمدرضا زائری از اينکه «برخی کار را به سمتی می‌برند که روحانيت و متدينين را در قم و سپس شهرک مهديه محصور کنند» انتقاد کرده است.

اين روحانی اصولگرا با انتقاد از صداوسيما افزوده است: «آگهی‌های صداوسيمای جمهوری اسلامی ۳۵ سال حجاب را تخريب کرد و نشان داد حجاب برای کلفت و فرد فقير و بينواست. آگهی‌های بازرگانی بر اساس ديدگاه ليبرال دمکراسی غرب بی‌حجابی را در ذهن مردم رسوخ می‌دهند به گونه‌ای که نمی‌توان با خطبه‌های نماز جمعه آن را درست کرد».

آقای زائری تاکيد کرده که «اگر نگران وضع حجاب هستيم بايد تکانی بخوريم و از مهدکودک و صداوسيما شروع کنيم. حتی برنامه‌های منبر خود را تغيير دهيم. اگر می‌خواهيم دين بماند بايد خود را با شرايط جامعه تطبيق دهيم؛ در صورتی از اصل و اساس می‌توان حراست کرد که آن اصل و اساس را با ذهن مخاطب و جوان تطابق دهيم».

به گفته مدير مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه، «اگر حجاب آزاد باشد حرمت حجاب بيشترحفظ می‌شود».

او تاکيد کرده است که «الان چون همه چيز با يکديگر مخلوط شده حرمت چادر مشکی بيشتر از بين می‌رود؛ لذا معتقدم حاکميت برای مسئله حجاب بايد چاره‌انديشی کند».

«سرمايه اجتماعی روحانيت به شدت کاهش يافته»

محمدرضا زائری در بخش ديگری از سخنرانی خود با اشاره به «مطالعات انجام شده در يک سال گذشته» گفته است: «در اين مطالعات که يکی از دوستان در سال ۹۳ محرمانه انجام داده بود و نتيجه آن، اوايل امسال مشخص گرديد، نشان داده شد که سرمايه اجتماعی روحانيت به شدت کاهش يافته به گونه‌ای که اعتماد مردم به پزشکان و اساتيد دانشگاه بيشتر از روحانيت است».

او از اين مسئله به عنوان «فاجعه» نام برده و افزوده است: «حوزه علميه ما بايد دو دستی بر سر خود بکوبد»

اين روحانی اصولگرا با انتقاد از پخش «سريال‌های غربی» توسط صداوسيما، اين سريال‌ها را «مروج فرهنگ بی‌حجابی» دانسته و گفته است: «وقتی در سريال غربی بی‌حجابی را با عنوان زندگی لذت‌بخش و آرمان معرفی کرديم، نمی‌توانيم با يک حديث حجاب را فرهنگ کنيم».

آقای زائری همچنين با اشاره به «مطالعات صورت گرفته بر روی زنان باردار» گفته که در اين مطالعات مشخص شده «يکی از دلايلی که بانوان تمايل به زايمان سزارين دارند، مشاهده ناله‌ها و فرياد زدن زنان هنگام تولد فرزندان‌شان در فيلم‌ها و سريال‌ها است».

خبرگزاری اهل بيت (ابنا) نيز از همين نشست گزارش داده که مدير مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه با بيان اينکه «ما تصور می‌کنيم که اين حجم تبليغات دشمن، با خطبه‌های نماز جمعه خنثی می‌شود» افزوده است: «در حالی که نمی‌دانيم در يک نظرسنجی از مردم، در ۱۶ موضوع مورد پرسش، موضوع بدحجابی اولويت سيزدهم جامعه اعلام شد».

به گفته محمدرضا زائری، معنی چنين مسئله‌ای اين است که «امامان جمعه ما تنها وقتی می‌توانند راجع به موضوع حجاب صحبت کنند که پيش از آن راجع به ۱۲ مسئله قبلی مردم سخن گفته باشند».

آقای زائری تاکيد کرده است که «در غير اين صورت مردم با آنان همدلی نخواهند کرد و بيان‌شان نافذ نخواهد بود».

«فاجعه»

در بخش ديگری از اين برنامه، محمد آقاسی، ریيس مرکز افکارسنجی دانشجويان ايران، گفته است که جامعه ايران «به جهت رعايت فضايل اخلاقی وضعيت خوبی ندارد».

آقای آقاسی با بيان اينکه در رابطه با پوشش و حجاب، چهار پيمايش بين سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۹۳ انجام شده، افزوده است: «در سال ۵۳، ۷۵ درصد مردم تمايل به محجبه بودن همسر خود داشتند در حالی که در سال ۷۴، ۳۶ درصد چادر را می‌پسنديدند و ۵۱.۸ درصد عنوان می‌کردند که تمايل به استفاده از مانتو و چادر دارند … از سال ۸۵ تا ۹۳ نگرش مردم به اين که چادر حجاب است ۱۰ درصد کاهش يافته است».

ریيس مرکز افکارسنجی دانشجويان ايران گفته که «اين از نظر ما يک فاجعه است».

محمد آقاسی افزوده که «نگرش مردم در يک دهه اخير اين است که کمترين پوشش خود را چادر و مانتو با مقنعه اعلام کرده و پوشش رايج را مانتو کوتاه و شلوار می‌بينند».

او گفته که در سال ۱۳۹۳ «بيشترين استانی که قائل به احساس بدحجابی بودند به ترتيب تهران، اصفهان و فارس و کمترين احساس بدحجابی مربوط به اردبيل، يزد و خراسان شمالی» بوده است.

«از بين بردن حجاب سبب نابودی اسلام است»

رعايت حجاب اسلامی مدتی پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ايران اجباری شد. از آن هنگام تاکنون، جمهوری اسلامی با اجبار و برخوردهای پلیسی، زنان را ناچار به رعایت حجاب اسلامی کرده است.

بيان اين سخنان بی‌سابقه آن هم در شهر قم، در حالی است که يک هفته پيش از آن، آيت‌الله ناصر مکارم شيرازی، از مراجع تقليد شيعه گفته بود «امروز می‌بينيم که جامعه اسلامی به سمت بدحجابی می‌رود» و هشدار داده بود که «اين روند بايد اصلاح شود».

آقای مکارم شيرازی گفته بود «اين مسئله که بگوييم حجاب اختياری است صحيح نيست» و افزوده بود: «اينکه حجاب را آزاد بگذاريم غلط است زيرا از محرمات است».

اين مرجع تقليد شيعه مدعی شده بود که «از بين بردن حجاب در جامعه سبب نابودی اسلام است».

No responses yet

May 28 2015

ملاک حذف یارانه نقدی در ایران ‘اشتغال، خودرو و املاک است’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,یارانه

بی‌بی‌سی: خبرگزاری دانشجویان ایران در گزارشی نشان داده که ملاک حذف یارانه نقدی کسانی که از دریافت این مبلغ ماهانه محروم شده‌اند، وضعیت اشتغال، تعداد و ارزش خودروها و املاک و مستغلات اعضای خانوارها است.

به گزارش این خبرگزاری، در مراجعه به سایتی که برای دریافت شکایت های مربوط به حذف یارانه نقدی ایجاد شده است، در چند مرحله وضعیت اشتغال، خودرو و املاک خانوارها از سرپرست خانوار پرسیده می شود.

سرپرست خانوار برای ثبت شکایت خود باید ابتدا بپذیرد که در صورت ارائه پاسخ های نادرست، یارانه نقدی خانوار او برای همیشه حذف خواهد شد.

او سپس باید وضعیت اشتغال تمام اعضای خانوار را اعلام کند.

در مرحله بعد تعداد خودروهای شخصی و حدود قیمت آنها پرسیده می شود.

سپس سرپرست خانوار باید به این سئوال جواب بدهد که آیا در طول سال ۱۳۹۳ معامله ملک و مستغلات داشته است یا نه.

در پایان هم باید ارزش تقریبی املاک و مستغلات اعضای خانوار ثبت شود.

دولت ایران بر اساس قانون بودجه سال ۱۳۹۴ موظف شده است که یارانه نقدی کسانی را قطع کند که نیازمند نیستند.

نحوه شناسایی این افراد با توجه به در دست نبودن آمار و اطلاعات دقیق از درآمد و دارایی شهروندان، محل بحث و نگرانی بوده است.

اکنون دولت ایران یک سایت اینترنتی ایجاد کرده و یک ماه به افراد فرصت داده است که شکایت خود را از حذف یارانه نقدی خانوارشان اعلام کنند.

شعار نوشته شده در صفحه اول این سایت این است: “با صرفنظر کردن از دریافت یارانه، آینده فرزندانمان را تضمین کنیم”.

No responses yet

May 27 2015

بررسی لایحه‌ای برای بهبود وضعیت تراجنسیتی‌ها در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: معاون سازمان بهزیستی می‌گوید، لایحه‌ای برای حمایت بهتر از افراد تراجنسیتی در ایران در مرکز پژوهش‌های مجلس و وزارت رفاه اجتماعی در حال بررسی است. به گفته او، عمل‌های تغییر جنسیت در ایران هنوز مشمول بیمه درمانی نیست.

لایحه‌ای برای حمایت بهتر از افراد تراجنسیتی در ایران هم‌زمان در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران و وزارت تعاون و رفاه اجتماعی درحال تدوین است. خبرگزاری دانشجویان ایران روز سه‌شنبه (۵ خرداد/ ۲۶ مه) این خبر را به‌نقل از حبیب‌الله مسعودی‌فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، منتشر کرد.

این مقام مسئول به خبرگزاری ایسنا گفت که از چندی قبل دیگر سازمان بهزیستی کل کشور مسئولیت رسیدگی به امور افراد تراجنسیتی را عهده‌دار نیست و “مدیریت این افراد” برعهده‌ی وزارت بهداشت و قوه‌ی قضائیه است.

با فتوایی که آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران صادر کرده بود هویت افراد تراجنسیتی در ایران هرچند با محدودیت‌های بسیار، به رسمیت شناخته می‌شود. مقامات ایران هنوز هویت تراجنسیتی را به عنوان یکی از زیرشاخه‌های “اختلال جنسیتی” شناسایی و دسته‌بندی می‌کنند.

با این‌حال تراجنسیتی‌ها در ایران با مشکلات و محدودیت‌های بسیاری مواجه‌‌اند و همچون بسیاری از دیگر کشورها آمار و میزان وقوع خشونت جسمی و آزارهای کلامی علیه آن‌ها نیز در سطح جامعه بالاست.

نهادهای متولی در ایران در موارد متعدد افراد دارای هویت تراجنسیتی را یا تشویق یا تحت فشار قرار می‌دهند که با انجام عمل‌های جراحی متعدد جنسیت خود را به مرد یا زن تغییر دهند. این درحالی است که بنا به گفته‌ی مسعودی‌فرید، سازمان بهزیستی با این‌که خود در سوق دادن افراد به تغییر جنسیت نقش دارد، حمایت مالی چندانی از این افراد به عمل نمی‌آورد.

مسعودی‌فرید به ایسنا گفت:«کمک‌های مالی بهزیستی بسیار محدود و نهایتا ۴ تا ۵ میلیون تومان است.»

معاون سازمان بهزیستی کشور همچنین در اظهارات خود تایید کرده که تعداد پزشکانی که عمل‌های موسوم به “تغییر جنسیت” را در ایران انجام می‌دهند، اندک است. او اضافه کرد:«متاسفانه این عمل‌ها تحت پوشش بیمه هم نیستند و عمل زیبایی محسوب می‌شوند.»

این مقام مسئول با تایید این‌که به دلیل پیش‌داوری‌ها و تابوهای جامعه بسیاری از افراد دارای هویت تراجنسیتی از سوی خانواده‌های خود نیز طرد می‌شوند، گفت که سازمان بهزیستی در چنین وضعیتی “خدمات مشاوره و درمان” به این افراد ارائه می‌کند.

با این‌حال این مقام متولی هم مدعی است که اگر این افراد در سنین پایین برای “اختلال هویتی” خود به متخصصان مراجعه کنند، می‌توان با “خدمات روان‌کاوی” این “اختلال” را رفع کرد.

مسعودی‌فرید همچنین اعلام کرد که بعد این‌که برای افراد تشخیص “اختلال جنسیتی” داده شد، نیروی انتظامی برای این افراد برگه‌ای را صادر می‌کند که با نشان دادن آن افراد می‌توانند بین ۶ ماه تا ۲ سال با “لباس مبدل” در اماکن عمومی رفت‌وآمد کنند.

هنوز جزئیات دقیقی اعلام نشده که لایحه‌ی پیشنهادی که در دست تدوین است، قرار است وضعیت را در چه زمینه‌هایی برای تراجنسیتی‌های ایران بهتر کند. سازمان بهزیستی کشور می‌گوید از سال ۱۳۸۱ تا سال جاری یک هزار و هشتصد نفر تراجنسیتی به این سازمان مراجعه و از خدمات محدود سازمان استفاده کردند. با این‌حال شمار افراد تراجنسیتی در ایران بسیار بیشتر از این رقم تخمین زده می‌شود.

پیش از این احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل برای امور حقوق بشر ایران در چندین گزارش خود به وضعیت نابسامان تراجنسیتی‌ها در ایران پرداخته است. احمد شهید در گزارش‌های خود تاکید کرد که تراجنسیتی‌ها در ایران با انواع تبعیض‌های مضاعف در حوزه‌ی بهداشت، شغل و خانواده مواجه‌اند.

در گزارش احمد شهید از مقامات پزشکی ایران انتقاد شده که افراد را مجبور به انجام عمل تغییر جنسیت می‌کنند و تاکید شده که این عمل‌های جراحی مطابق “هنجارهای پزشکی و حرفه‌ای” صورت نمی‌گیرد و در بسیاری موارد با شیوه‌های استاندارد فاصله دارد.

No responses yet

May 26 2015

دستگیری 89 نفر در رابطه با برپایی پارتی‌های شبانه در شرق تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

فارس: دادستان پردیس از انهدام بزرگ‌ترین باند برپایی پارتی‌های شبانه در شرق استان تهران و دستگیری 89 نفر در این ارتباط خبر داد.
خبرگزاری فارس: انهدام بزرگ‌ترین باند برپایی پارتی‌های شبانه در شرق تهران/ دستگیری 89 نفر

حیدر فتاحی امروز در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری فارس در شرق استان تهران از دستگیری اعضا و انهدام بزرگ‌ترین باند برگزاری پارتی‌های شبانه در شرق استان تهران خبر داد و گفت: شهرستان پردیس با توجه به داشتن مناطق بکر و سرسبز و وجود باغ‌های زیاد در حومه آن شرایط ویژه‌ای دارد.

وی تصریح کرد: این امر باعث شده است برخی افراد با سوءاستفاده از این موقعیت به احداث باغ‌ها یا اجاره آنها به بهانه برگزاری جشن اقدام کرده و از این موقعیت به بدترین شکل ممکن بهره‌برداری کنند.
دادستان شهرستان پردیس افزود: در واقعه اخیر نیز شخصی با اجاره سفره‌خانه سنتی در روستاهای اطراف شهرستان پردیس، به برگزاری پارتی شبانه اقدام کرده بود؛ صاحب این سفره‌خانه نیز از قبل سابقه خوبی در زمینه نگهداری سفره‌خانه نداشته است.

فتاحی ادامه داد: برپاکنندگان این مراسم از طریق شبکه‌های اجتماعی نظیر وایبر، واتس‌آپ، لاین، تانگو، اینستاگرام و … اقدام به دعوت از افراد مختلف برای حضور در این جشن می‌کردند و نیمه‌های شب دختران و پسران بدون هیچ‌گونه رابطه محرمیتی در محل حاضر می‌شدند و به رقص و پایکوبی می‌پرداختند.

وی افزود: با اعلام گزارش حضور این افراد در پردیس و با حکم قضایی با اعزام مأموران به محل نسبت به دستگیری این افراد اقدام شد، این افراد اقدام به شرب خمر کرده بودند و هنگام ارتکاب جرم دستگیر شدند.

دادستان شهرستان پردیس ادامه داد: در این عملیات که با حضور مأموران دستگاه قضا، فرماندهی انتظامی شهرستان پردیس، پلیس امنیت، کلانتری پردیس و بسیج انجام شد، 42 مرد و 47 زن دستگیر شدند.

فتاحی اضافه کرد: هنگام دستگیری این افراد، چهار لیتر مشروبات الکلی کشف و ضبط شد و برحسب گزارش‌ها هنگام ورود مأموران نیز مقادیر زیادی مشروبات الکلی توسط متهمان معدوم شده است.

وی افزود: اتهام متهمان رابطه نامشروع و شرب خمر بوده و برای دو متهم اصلی پرونده علاوه بر این اتهامات، برپایی مرکز فساد نیز تفهیم اتهام شده است.

دادستان شهرستان پردیس افزود: کسی مخالف شادی جوانان نیست؛ اما این‌گونه شادی‌ها باعث به وجود آمدن جرایم دیگری مانند مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر، قرص‌های روان‌گردان و … می‌شود.

فتاحی گفت: خانواده‌ها باید تسلط بیشتری بر فرزندانشان داشته باشند تا در دام این‌گونه افراد نیفتند؛ این‌گونه ارتباطات پنهانی در فضای مجازی باید ریشه‌ای توسط خانواده رصد شود تا جوانانشان از این موارد دور بمانند.

No responses yet

May 23 2015

هلند طرح ممنوعیت استفاده از روبنده را تصویب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب

بی‌بی‌سی: دولت هلند طرح ممنوعیت استفاده از برقع و روبنده اسلامی در اماکن عمومی از جمله مدارس، بیمارستان‌ها و وسایل نقلیه عمومی را تصویب کرد.

به گفته مقام‌های دولت هلند، این ممنوعیت شامل استفاده از روبنده در خیابان‌ها نمی‌شود.

دولت هلند برای کسانی که از این قانون تخطی کنند جریمه‌ای معادل ۴۵۰ دلار تعیین کرده است.

بنا به گزارش‌ها، حدود چند صد زن در هلند از برقع استفاده می‌کنند اما اغلب آنها استفاده‌کنندگان دائمی نیستند.

قرار است پیش‌نویس این قانون تازه برای بررسی بیشتر در اختیار یک هیئت مشاوره حقوقی گذاشته شود.

این هیئت مشاوران پیشتر در سال ۲۰۱۲ مخالف تلاش‌های دولت هلند برای ممنوعیت استفاده از برقع بود و چنین اقدامی را ناقض آزادی مذهبی در قانون اساسی این کشور دانست.

دولت هلند، پس از تصویب طرح وزارت کشور برای ممنوعیت روبنده، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: “استفاده از البسه پوشاننده صورت در آینده در موسسات آموزشی و بهداشتی، ساختمان‌های دولتی و وسایل نقلیه عمومی قابل قبول نیست.”

No responses yet

May 21 2015

اعتراض به زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی در برنامه زنده تلویزیونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد….

یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، در برنامه “حذف و اضافه” که چهارشنبه شب به طور زنده از شبکه سه سیما پخش شد، با نام بردن از سعید مدنی و یاشار دارالشفا که در بند ۳۵۰ اوین زندانی هستند، حاکمیت را متهم کرد که گوش های خود را بسته است تا هشدارهای جامعه شناسان را نشنود.

وی همچنین با نام بردن از تعدادی از استادانی که در دولت پیشین اخراج یا بازنشسته شده اند، تصریح کرد که به جای اینکه جامعه شناسی به ناتوانی در حل مشکلات جامعه متهم شود، باید قدرت و حاکمیت را متهم کرد و نباید انتظار داشت که جامعه شناسی به قدرت، سرویس بدهد.

این جامعه شناس جوان پس از پخش فیلمی از سخنان اخیر دکتر سارا شریعتی در همایش بزرگداشت هشت دهه علوم اجتماعی در این برنامه، به این موضوع اعتراض کرد و گفت: من هشت سال است که دانشجوی خانم دکتر شریعتی هستم، زیر نظر ایشان پایان نامه نوشتم و کتابی که نوشتم مقدمه ی ایشان روی آن هست. با قطع و یقین به شما می گویم که ایشان به هیچ وجه رضایت نداشتند صدا و تصویرشان از تلویزیون پخش شود.

وی پس از اصرار مجری برنامه به اینکه “ما با ایشان صحبت کردیم و رضایتشان را گرفتیم” این ادعا را رد کرد و گفت: “خیلی بعید می دانم. من چون دانشجوی ایشان هستم، این را می دانم و مخاطبین خودشان قضاوت می کنند. می توانند به دانشکده علوم اجتماعی هم مراجعه کنند و از خود ایشان بپرسند.”

ذاکری در این برنامه تلویزیونی که به مناسبت فرا رسیدن هشتادمین سالگرد تولد علوم اجتماعی در ایران، با موضوع “دانشگاه و جامعه” برگزار می شد، گفت: هشت دهه است که علوم اجتماعی متهم می شود. اما با استفاده از همین پژوهش های علوم اجتماعی، به دو نکته اشاره می کنم. اولین نکته اینکه در سال ۱۳۵۳ یک پژوهش در سطح ملی با عنوان گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران توسط مرحوم علی اسدی انجام شد. از جمله مواردی که سنجیده شد، اعتماد مردم بود که ۵۳ درصد از مردم در این پژوهش گفته بودند “مردم قابل اعتمادند”، یعنی مردم به هم اعتماد داشتند.

وی افزود: این پیمایش در سال ۱۳۸۳ یعنی سی سال بعد توسط دکتر محسن گودرزی عینا تکرار شد، که نتایج تکان دهنده ای داشت: مشخص شد فقط ۲۴ درصد مردم به هم اعتماد دارند. این یعنی در طول سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی مردم ما نصف شده است، مثل آمار طلاق که دو برابر شده، آمار زندانیان سیاسی و به طور کلی زندانیان که ۷٫۵ برابر شده، آن هم در حالی که جمعیت ۱٫۸ برابر شده.

ذاکری ادامه داد: همین جامعه شناسی که متهمش می کنند، می گوید ما در سیاستگذاری برای افزایش اعتماد جامعه شکست خورده ایم. همین جامعه شناسی متهم، در دو پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۴ مشخص کرد که مردم میان اقشار مختلف، بیشترین اعتماد را به دانشگاهیان دارند. در جامعه ای که در سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی در آن افت کرده، اخلاق جمعی دچار بحران شده و سیاستگذاری های ما در جهت ایجاد اخلاق جمعی شکست خورده، مردم به همین دانشگاه وارداتی بیشترین اعتماد را دارند. پس دانشگاه رسالت خود را در جهت ایجاد اعتماد اجتماعی در مردم به خوبی انجام داده و امروز مردم دانشگاه را به عنوان نهاد مرجع می شناسند. دانشگاه به صورت عمومی ارتباطش را با جامعه برقرار کرده و بیشتر از بسیاری از نهادهایی که ریشه در سنت دارند، ارتباط خود را با مردم حفظ کرده است.

وی سپس کتاب سعید مدنی -زندانی سیاسی سبز- با عنوان “گزارش وضعیت اجتماعی ایران در سالهای ۸۰ تا ۸۸″ را به مخاطبان برنامه نشان داد و گفت: این کتاب حاوی یک سری مقاله با موضوعات جرایم، اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، تن فروشی، فقر، نابرابری و … است که سرپرست این پژوهش، سعید مدنی بوده. مدنی به طور خاص روی اعتیاد و روسپیگری کار کرده و مشخصا سراغ میدان پژوهش رفته.

ذاکری با طرح این پرسش که “امروز سعید مدنی کجاست؟” ادامه داد: او در زندان است، چون به علوم اجتماعی اعتماد ندارند. علوم اجتماعی متهم می شود. وقتی صبح تا شب بگویید علوم اجتماعی سکولار است، غربی است، ملحد است، و بعد پژوهشگرانش به سیاه نمایی متهم شوند و به زندانی بروند، نباید از علوم اجتماعی متهم ناامن انتظار داشته باشیم مشکلی را حل کند.

این دانشجوی دکترای جامعه شناسی سپس به پایان نامه کارشناسی ارشد یاشار دارالشفا، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین، اشاره کرد و گفت: این پایان نامه درباره ارزیابی برنامه های توسعه نوشته شده بود. برنامه های توسعه را اقتصاددانان نوشته اند، علوم اجتماعی ها ننوشته اند. علوم اجتماعی ها همیشه منتقد برنامه های توسعه بوده اند، ولی کسی صدایشان را نشنیده است.

ذاکری سپس با نام بردن از یک جامعه شناس شناخته که در دوره احمدی نژاد از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد، گفت: پرویز پیران همان موقع این هشدار را داده بود. حتی فرامرز رفیع پور هم همان موقع نوشته بود که جای رشادت های سربازان ما در میدان جنگ را زرنگی های ما در صف های نان خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: از علوم اجتماعی توقع داشتیم به آنچه قدرت می خواهد عملی کند، سرویس بدهد. اما علوم اجتماعی نمی تواند چنین کند. علوم اجتماعی می گوید اگر این کار را کردی، با این پیامدها رو به رو خواهی شد. حالا می خواهی زندانی اش کنی، بکن!

این جامعه شناس جوان هشدار داد: امروز علوم اجتماعی از طریق وارد کردن همین گفتمان “علوم اجتماعی اسلامی” به صورت نهادی در معرض تهدید است. گروهی در جامعه شناسی دانشگاه تهران ایجاد کرده اند تحت عنوان “جامعه شناسی اسلامی” که به سرعت ۲۰ دانشجوی ارشد و امسال ۴ دانشجوی دکترا گرفته اند. نه طرح درس ها مشخص است، نه اساتید، نه هدف و نه حتی حاضرند بروند یک جای جداگانه! اگر قرار است با تصرف میزها به صورت بوروکراتیک [کرسی های دانشگاه را] بگیریم، چگونه انتظار کار کردن علوم اجتماعی را داشته باشیم؟ امروز با جریانی طرفیم که دانشجویان به آن “میزگرایی اسلامی” می گویند.

ذاکری با بیان اینکه “این آسیب شناسی حکومت دینی است”، افزود: متاسفم که باید بگویم کسانی که ابراز می کنند ما داریم در راستای حکومت دینی کار می کنیم، اینها خواسته یا ناخواسته از رانت بهره مند می شوند. به سرعت و بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی، امکانات و نهاد در اختیارشان قرار می گیرد. اینها حرفهای من نیست، بیانیه بسیج دانشجویی در دوره ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران است که تاسیس دانشکده علوم و فنون نوین و نیز گروه جامعه شناسی مسلمین در دانشکده علوم اجتماعی را “یک شبه و فاقد کارشناسی” می نامند.

این دانش آموخته دانشگاه تهران در ادامه سخنانش، به اسامی تعدادی از استادان اخراجی دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: نمی شود دکتر عباس کاظمی، دکتر هاله لاجوردی، دکتر سعید معیدفر، دکتر پرویز پیران، دکتر ابراهیم توفیق و … را اخراج کنیم و از آن طرف با بوروکراسی و آوردن نهاد، مجموعه جداگانه ای به عنوان جامعه شناسی مسلمین تاسیس کنیم.

وی تاکید کرد: باید اجازه دهیم علوم اجتماعی به حیات خودش ادامه دهد. نباید علوم اجتماعی موجود را پس از هشت دهه، از درون تخریب و نابود کنیم. در غیر این صورت، نباید انتظار داشته باشیم که علوم اجتماعی به ما کمک کند، و نیز انتظار نداشته باشیم که علوم اجتماعی هر کاری را که قدرت تصمیم گرفت انجام دهد، راهش را [به قدرت] نشان دهد. علوم اجتماعی به ما می گوید که چه کارهایی، چه تبعاتی دارند؛ خواه قدرت خوشش بیاید یا نیاید.

آرمان ذاکری در بخشی دیگری از سخنان خود در این برنامه گفت: قضیه نسبت علوم اجتماعی و سیاست، به هیچ عنوان نه شوخی است و نه فرافکنی. آقای دکتر فرامرز رفیع پور که می گوییم چرا صدایش را نشنیدند، در گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی مدتها مدیر گروه بودند. آقای فرامرز رفیع پور جزو معدود جامعه شناسی بوده که امکان پیدا می کرده در جلساتی که جامعه شناسان در بیت رهبری حضور پیدا می کردند، بروند و حرف بزنند.

وی سپس پرسید: اگر صدای علوم اجتماعی شنیده نشده، چه کسی باید بشنود؟ خب حاکمیت باید بشنود. حاکمان باید بشنوند، قدرتمندان باید بشنوند. بشنوند و سیاست ها را تغییر دهند. خصوصی سازی و اصل ۴۴ بعد از بیست سال توسط چه کسی دارد حمایت و هدایت می شود؟ بحث اصلا بحث دولت ها نیست، بحث این است که این اراده و گفتمانی است که بر کلیت نظام حاکم شده. چرا به اصل ۴۳ به اندازه اصل ۴۴ توجه نمی شود؟

این دانشجوی جامعه شناسی تصریح کرد: علوم اجتماعی این حرفها را گفته، ولی قدرت و قدرتمندان اند که حرفش را نشنیده اند. شما چرا دانشگاه تهران را مثال می زنید؟ مثلا حرف دانشگاه بهشتی را اگر دانشگاه تهران بشنود خیلی مهم است؟ حرف آقای رفیع پور، حرف آقای فرهادی، حرف آقای یوسف اباذری را حاکمیت باید بشنود.

وی با بیان اینکه “حرف سعید مدنی را حاکمیت باید بشنود”، ادامه داد: سعید مدنی که می گوید وضعیت فقر و روسپیگری در این مملکت بحرانی است و باید خدمات اجتماعی بدهیم. می گوید نباید بیاییم قراردادها را موقتی بکنیم، نباید بیاییم نیروی کار را تعدیل بکنیم، نباید بیاییم سرمایه های اجتماعی را از طریق موقتی سازی قراردادهای کار و خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار تخریب کنیم.

ذاکری در پایان گفت: باید به جریان های اجتماعی اجازه بدهیم از حقوقشان دفاع کنند. به معلمان، به کارگران. همین چند وقت پیش داستان روز کارگر بود. شما ببینید برای کارگران در این روز چه اتفاقی افتاد. یک شیرینی می خواهند در سندیکای کارگران اتوبوس واحد پخش بکنند، بهشان اجازه نمی دهند. جامعه شناسی اینها را گفته، ولی قدرت تمایلی به شنیدن حرفهای جامعه شناسی ندارد. این حرفی است که آقای دکتر یوسف اباذری می زند، شاید گوش قدرتمندان باز شود و حرف علوم اجتماعی را بشنوند.

No responses yet

May 20 2015

تابستان نیامده شروع شد: برغم وعده‌های دولت؛ گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها بازگشته‌اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: آغاز فصل گرما در ایران همیشه بازار گشت‌های ارشاد را داغ می‌کند. امسال هم خبرگزاری‌های رسمی از آغاز “برخورد پلیس با بدپوششی” خبر داده‌اند: “پلیس تهران بزرگ با استقرار گشت‌های امنیت اخلاقی با بدپوششی و کشف حجاب سرنشینان خودروها در بزرگراه‌های سطح شهر تهران برخورد می‌کند.” هم‌زمان کاربران شبکه‌های اجتماعی نظیر توییتر و فیس‌بوک از مشاهدات عینی‌شان و حضور متعدد ماشین‌های گشت در بزرگراه‌ها نوشته‌اند. به نظر می‌رسد سومین تابستانی که در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی فرا می‌رسد نمایان‌گر وضعیت گشت‌های ارشاد در دولت او باشد و میزان وفاداری رئیس‌جمهور ی اسلامی به وعده‌های دوران انتخابات.

برخورد با “جولان خودروهای گران‌قیمت” یا سرنشینان؟

خبرگزاری فارس با انتشار عکس‌هایی از برخورد ماموران با سرنشینان خودروهایی که به زعم آن‌ها “بدپوشش” هستند نوشته که گشت‌های ارشاد بزرگراهی کار خود را آغاز کرده و با “کشف حجاب” و “بدحجابی” برخورد می‌کند. سمیرا یکی از دخترانی است که روز گذشته در بزرگراه مدرس، مجبور شده خودروی خود را متوقف کند تا به وضعیت حجاب او رسیدگی شود: “من و یکی از دوستانم داشتیم از سینما به سمت خانه می‌رفتیم، تا گشت ارشاد را دیدیم روسری‌مان را جلو کشیدیم، اما جلوی ما را گرفتند و تذکر دادند، نیم ساعت کنار خیابان معطل بودیم. منتها چون مانتوی من بلند بود گفتند روسری‌ات رو بکش جلو و دکمه‌های مانتو را ببند، یکی از ماموران زن هم به من گفت رژ لب قرمزت را پاک کن و دیگر نزن. اما از چند نفر از دوستان شنیدم که گویا می‌توانند جریمه هم بکنند و یا ماشین را ببرند.”

سمیرا می‌گوید طبق مشاهداتش به ماشین‌هایی که مدل بالاتری داشته‌ وگران‌قیمت‌تر بوده‌اند بیشتر حساسیت نشان داده شده است.

گشت‌های ارشاد، امسال با تمرکز بر وضعیت حجاب سرنشینان خودروها به خیابان‌ها آمده‌اند. این تمرکز را می‌توان به سخنرانی اخیر علی خامنه‌ای مرتبط دانست. رهبر جمهوری اسلامی چندی پیش “جولان دادن برخی جوان‌های سرمست غرور ثروت با خودروهای گران‌قیمت در خیابان‌ها” را از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه خوانده بود.

او در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی، تأمین امنیت روانی جامعه را از مقابله با ناامنی‌های فیزیکی مهم‌تر دانسته و “نگرانی خانواده‌ها از حضور فرزندانشان در خیابان‌ها و بوستان‌ها به دلیل احتمال کشیده شدن آنها به سمت مواد مخدر و فحشا و منکرات” را مخل امنیت روانی جامعه توصیف کرده بود.

حضور دوباره گشت‌های ارشاد در خیابان‌های پایتخت در حالی صورت می‌گیرد که حسن روحانی اخیرا، در جمع فرماندهان ارشد پلیس گفته است: “پلیس موظف به اجرای اسلام نیست بلکه وظیفه پلیس اجرای قانون است و اگر غیر از این باشد، در مخمصه فکری قرار گرفته و مردم را نیز گرفتار خواهیم ساخت.”

رئیس‌جمهوری اسلامی اولین عامل ناامنی را “فقر و بیکاری” دانسته و گفته: “منکر اصلی در جامعه فقر، بیکاری و فساد است و اینها را باید از بین ببریم. ما در حال حاضر به چند تا فرع اسلام چسبیده‌ایم و فکر می‌کنیم که همه منکر و معروف آنهاست”.

او پیش از این هم با توجه به مطالبات بخش عظیمی از رای‌دهندگان که خسته از بگیر و ببندها هستند، گفته بود نمی شود مردم را به زور به بهشت برد.

معاون سیاسی و اجتماعی استاندار تهران نیز به تازگی در این زمینه عنوان کرده است: “امروز گرفتار نگاه مردانه‌ای هستیم که علت همه مفاسد در جامعه را زنان می‌داند.” به گفته چاووشی “بدحجابی زنان در حال تبدیل شدن به یک معضل است و این وضعیت قابل دفاع نیست اما زنان به عنوان تنها عامل آن شناخته شوند. گویا معتقد نیستند که چشم چرانی گناه کبیره‌ای است.”

۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده‌ شده‌اند

حسن روحانی پیش از این و در زمان کاندیداتوری گفته بود نمی‌شود با نيروی پليس مشکلات فرهنگی را حل کرد و وعده داده بود “کاری می کنم دختران احساس امنیت کنند”. او همچنین تاکید کرده بود: “نخواهم گذاشت ماموری بی نام و نشان از کسی سئوال کند. دختران جامعه خود حافظ حجاب و عفاف هستند.” اما برخلاف انتظارها پس از روی کار آمدن دولت یازدهم برخوردهای انتظامی با آنچه نیروی انتظامی “بدپوششی” می‌داند شدت گرفت.

بسیاری معتقدند اجرای “طرح امنیت اخلاقی” و به تبع آن حضور “گشت‌های ارشاد” تنها به دولت و رئیس جمهوری اسلامی مربوط نمی‌شود و چهره‌ها و نیروهای تندرو با جدیت از حضور گشت‌های ارشاد حمایت می‌کنند. چنانچه پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری، رسانه‌های اصولگرا و وابسته به جریانات تندرو به جوسازی رسانه‌ای مبنی بر بازگشت “بدحجابی” به شهرهای ایران پرداختند و مدعی شدند پلیس و گشت‌های ارشاد کوتاهی می‌کنند. پس از آن نوبت به انتشار اخبار مربوط به ضرب و شتم آمران به معروف و ناهیان منکر توسط مردم و همراه کردن بخش گسترده‌تری از اصولگرایان با خود بود.

نمایندگان مجلس، چهره‌های سیاسی و مقامات مذهبی نیز منتقد وضعیت موجود هستند و دولت را بابت کوتاهی سرزنش می‌کنند و سال گذشته در همین زمینه به وزیر کشور اخطار دادند. وزیر کشور هنگام حضور در مجلس سعی کرد توضیح بدهد که “اگرچه بدحجابی افزایش پیدا کرده اما ربطی به دولت فعلی ندارد و اتفاقا در همین مدت اخیر هم برخوردهای انتظامی با زنانی که از نگاه نیروی انتظامی، بدحجاب شمرده می‌شوند، ادامه داشته است”.

عبدالرحمان رحمانی فضلی تابستان سال گذشته گفته بود: “تاکنون ۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده شده و از آنها تعهد گرفته شده است. این اقدام باعث باز شدن پای ۹۰۰ هزار نفر به کلانتری‌ها و دادسراها شده است. تأثیر این حضور در آینده این خواهد بود که حسن سابقه برای اشتغال و تحصیل این افراد صادر نخواهد شد.”

به گفته او تنها در سه ماهه اول پارسال ۱۸ هزار و ۷۸۵ مورد تذکر به زنان بدحجاب، بازداشت هشت هزار و ۶۲۹ زن، ۱۵۷ مورد توجیه، تعویض لباس و اخذ تعهد، معرفی ۴۵ نفر به دادسرا، تذکر به سه هزار و ۷۷۰ مالک ماشین و برخورد با پنج هزار و ۶۷۲ خودروی ناهی عفاف و حجاب در کارنامه گشت ارشاد ثبت شده است.

No responses yet

May 20 2015

ایران ، فصل نوینی از حساسیت مردم به پاکسازی محیط زیست را تجربه می کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: محمد درویش با اطمینان ، از یک مرحله نوین در عرصه محیط زیست در کشور خبر می دهد. او می گوید که در یکی دو سال اخیر موج پر اهمیتی از حساسیت‌های مردمی نسبت به آلودگی‌های زیست محیطی آغاز به حرکت کرده است که قابل انکار نیست.

امسال بمناسبت روز “زمین پاک”، عملیات وسیع و متنوعی در مناطق مختلف کشور، با حضور وسیع مردم و فعالان جامعه مدنی انجام گرفت که هدف آنها پاکسازی طبیعت از زباله بود. این عملیات که از روز دوم اردیبهشت آغاز شده است هنوز هم ادامه دارد و گزارش ها از شرکت کمابیش فعال مردم در این اقدامات خبر می دهند.

درهمین چند روز گذشته بیش از هزار نفر از مردم و نیز حدود 90 تشکل مردم‌نهاد زیست محیطی از نقاط مختلف کشور به سوی رودخانه سیروان- در حد فاصل دو استان کرمانشاه و کردستان، روانه شدند تا در عملیات پاکسازی رودخانه سیروان” و نیز چشمه بل شرکت کنند”.
در کمتر از دو هفته گذشته عملیات مشابهی در سیستان و بلوچستان، خوزستان، تهران، کهگیلویه و بویر احمد، کردستان، آذربایجان، اصفهان و … انجام گرفته است.

در تهران برای پاکسازی “جاجرود” از زباله‌ها، معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست و نیز غلامعلی حداد عادل، نماینده مجلس اسلامی نیز حضور داشتند و در یاسوج دانشجویان و استادان دانشگاه پزشکی یاسوج به جمع‌آوری زباله از پارک جنگلی پرداختند.

در گفتگوئی با محمد درویش، مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست، از وی درباره پدیده جدید حضور فعال مردم در فعالیت‌های زیست محیطی در کشور پرسیده ایم؟
گفتگو با محمد درویش، مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست

محمد درویش با اطمینان از یک مرحله نوین در عرصه محیط زیست در کشور خبر می دهد. او می گوید که در یکی دو سال اخیر موج پراهمیتی از حساسیت های مردمی نسبت به آلودگی‌های زیست محیطی آغاز به حرکت کرده است که قابل انکار نیست.
او در تأیید ادعای خود از رشد 40 درصدی تعداد سازمان‌های مردم‌نهاد زیست محیطی، تنها در یک سال گذشته خبر می‌دهد.
او می گوید «ما این موج حساسیت مردم را تعبیر به بیداری محیط زیستی می کنیم».

بروایت درویش هم اکنون یکی از فعال ترین “ان جی او”های ایران “رفتگران طبیعت” هستند که در هر31 استان کشور فعالیت دارند.

مدیر کل مشارکت‌های مردمی در سازمان محیط زیست به جلوه های تحرک مردم اشاره می کند و می گوید اعتراضات محیط زیستی کم کم در حال شکل گرفتن است. اخیراً بیش از 5 هزار نفر در اعتراض به ماجرای سگ کشی در شیراز مقابل سازمان محیط زیست تجمع کردند.
بدنبال ماجرای شیراز اعتراض به کشتار پلنگ‌ها آغاز شد. همچنین باید از تحرک موج بزرگ دیگری خبر داد که “زمین گذاشتن اسلحه توسط شکارچیان” نام گرفته است و از آن به “سونامی تفنگ‌ کشان” تعبیر می شود.

بعقیده آقای درویش همه این حساسیت ها نشان دهنده این است که واقعاً ما فصل نوینی از توجه مردم به محیط زیست را شاهد هستیم. او می گوید خود این توجه مردم سبب شده است که توجه دولتمردان، مدیران و رهبران جامعه به محیط زیست بیش از گذشته نمود پیدا کند.

در پاسخ به چرائی بالا رفتن حساسیت مردم نسبت به محیط زیست، محمد درویش ابتدا به وضعیت نگران کننده محیط زیست در کشور اشاره می کند که دارد روی زندگی مردم اثر مستقیم می گذارد.
او می گوید هم اکنون که ما با هم صحبت می کنیم، تمام تالاب های مرکزی کشور خشک شده و از بین رفته اند.
عمق متوسط “انزلی” از 14 متر به یک متر کاهش یافته است. 18 میلیون درخت بلوط در “زاگرس” خشک شده اند و 25 استان کشور در گیر پدیده ریزگردها هستند.

درویش البته افزایش چشمگیر فعالیت‌های رسانه ای در عرصه محیط زیست را نیز در گسترش آگاهی‌های زیست محیطی مردم مؤثر می داند. او می گوید شاید برای اولین بار است که سازمان های محیط زیستی صاحب شبکه های استانی شده اند و نرخ مشارکت اجتماعی بشدت افزایش پیدا کرده است. در واقع همه این عوامل به بیداری محیط زیستی انجامیده اند.

بعقیده محمد درویش اگر مقررات دست و پا گیری که هنوز وجود دارند و روند ثبت “ان جی او”ها را دشوار می کنند کاهش بیشتری بیابد، اگر فضای باز بیشتر از پیش حاکم شود، اگر رکن چهارم دموکراسی یا مطبوعات بتوانند به وظایف خود آگاهانه عمل کنند و اگر مردم هم بتوانند نمایندگان واقعی خودشان را در صحن بهارستان، در شوراها و در ساختمان پاستور انتخاب کنند، آن وقت ما شاهد این خواهیم بود که کشور ایران بعنوان یک کشور نمونه در منطقه، بعنوان سردمدار حفاظت از پایداری اکولوژیکی مطرح شود.

No responses yet

May 18 2015

رییس کمیتۀ امداد : پول های زکات را به فقرا نداده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: پرویز فتاح، رییس “کمیتۀ امداد امام خمینی” از اینکه پول های جمع آوری شده تحت عنوان زکات توسط این نهاد صرف هزینه هایی به غیر از کمک به مستمندان شده ابراز تأسف کرده و مدعی شده است : بیشتر زکات جمع آوری شده به جای اینکه صرف فقرا شود، به فعالیت های اختصاص یافته که پرویز فتاح از آنها تحت عنوان “فعالیت های عمرانی” یاد نموده است.

با این حال، رییس کمیتۀ امداد امام خمینی نگفته است که پول های زکات دقیقاً صرف کدام فعالیت های عمرانی شده و آیا آثاری از این فعالیت ها در جایی قابل رؤیت است یا نه.

وی در جای دیگری از سخنانش گفته است که بخش اعظم زکات جمع آوری شده توسط کمیتۀ امداد که به گفتۀ او سالانه به ۴۰۰ میلیارد تومان بالغ می شود با نظر شوراهای استان و مسئولان کشوری به جای اینکه صرف فقرا شود، به فعالیت های عمرانی اختصاص یافته است، هر چند، به اعتراف پرویز فتاح، کمیتۀ امداد خمینی در وهلۀ نخست متولی رسیدگی به مشکلات مالی و مادّی نیازمندان و فقرا است که شمارشان به گفتۀ وی شدیداً رو به ازدیاد است.

پرویز فتاح سپس ابراز نگرانی کرده که خودداری کمیتۀ امداد از انجام وظیفه اش، یعنی یاری رساندن به مستمندان، به بی اعتمادی عمومی منجر شود، به طوری که مردم دیگر پولی در صندوق های صدقات که در وجب به وجب پیاده روهای کشور نصب شده اند نریزند.

رییس کمیتۀ امداد امام خمینی همچنین گفته است : این نهاد که به دستور رهبر جمهوری اسلامی وظیفۀ توزیع زکات در میان فقرا را عهده دار شده باید برای جلب اعتماد عمومی در شیوۀ کارش تجدید نظر کند. او تلویحاً به تبانی روحانیان یا امامان جمعه در سوءمصرف پول های زکات اعتراف کرده و گفته است : قرار این بوده که زکات جمع آوری شده با هماهنگی و نظر امامان جمعه مصرف شود، اما، در عمل، اول پول زکات مصرف شده و بعداً از امامان جمعه امضا گرفته شده است

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .