اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Dec 22 2014

نماینده ولی فقیه در سپاه: تبعیت از ولی فقیه باید بدون چون و چرا باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه معتقد است فرمانبری از ولایت، “فرمانبری از خداست”. وی می‌گوید تبعیت از ولایت فقیه باید بدون چون و چرا باشد و باید بپذیریم که ولایت فقیه تجلی توحید است.

عبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم عزاداری نیروهای مسلح استان قم در مجتمع آموزش عالی امام خمینی گفت: «وقتی با ولی خدا حرکت می‌کنیم باید بپذیریم ولایت فقیه تجلی توحید است و تبعیت از ولایت فقیه باید بدون چون و چرا باشد.»

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه استان قم، وی گفت: «دشمن از راهکاری مختلف برای تخریب اسلام استفاده می‌کند و به همین علت باید چهره واقعی دشمن را شناسایی کنیم. امروزه نیز باید ما باید از شیوه رفتاری دشمن آگاهی پیدا کنیم.»

به گفته وی امام حسن برای بقاء اسلام صلح با معاویه را پذیرفته اما با شرایط ویژه‌ای که در صلح‌نامه عنوان کرده معاویه را در تنگنا قرار داده است. او معتقد است معاویه از نیرنگ‌های بسیاری برای گمراهی مردم استفاده کرده و این ادعا که او پیرو درخواست‌های امام حسن بوده، یک دروغ محض است.

حاجی‌صادقی همچنین از شیوه تهاجم دشمن امروز اسلام یاد کرد و یادآور شد: «در مبارزه با دشمن باید به شیوه تهاجم توجه داشته باشیم زیرا در برابر فتنه و جنگ فرهنگی، جنگ نظامی جواب نخواهد داد. البته افرادی که در جنگ نرم به مبارزه با دشمن می‌پردازند هم باید دارای ویژگی‌های خاصی باشند تا بتوانند از ابزارهای این جنگ استفاده کنند.»

فرمانبری از ولایت، فرمانبری از خداست

به گزارش فارس، او از ولایتمداری به عنوان دومین شاخص جبهه نهضت حسینی یاد کرد و افزود: «حسینیان می‌دانند که حاکمیت و اراده خدا در ولایت تجلی پیدا می‌کند و فرمانبری از ولایت، فرمانبری از خداست. در نظام ولایی تقسیم اوامر رهبری به مولوی و ارشادی وجود ندارد.»

او همچنین در اثبات ادعایش به ذکر خاطره‌ای در مقایسه‌ی حضرت ابوالفضل و محمد بن حنفیه پراخته و گفت: «ولایتمداری حضرت ابوالفضل موجب شد که به درجه‌ای برسد که امام حسین خطاب به او می‌گوید “جانم به فدای تو ابوالفضل”.»

حاجی صادقی تاکید درد که در هیچ کجا سراغ نداریم که حضرت ابوالفضل سئوالی از امام حسین کرده باشد.

به گفته نماینده ولی فقیه در سپاه، امام حسین و یارانش یک کلمه هم شکایت و گله از خدا نکردند و انسان حسینی هرگز خودش را طلبکار خدا نمی‌داند.

او در جمع فرماندهان سپاه استان قم بنا به گفته‌اش به “رزمندگان اسلام” تاکید کرد که همواره خودشان را بدهکار خدا، دین و انقلاب بدانند.

عبدالله حاجی صادقی در جمع فرماندهان، مدیران و پایوران سپاه علی بن ابیطالب تصریح کرد: «بعضی‌ها با چانه زنی می‌خواهند نظر خودشان را به ولایت تحمیل کنند، نمونه این افراد در طول تاریخ نیز بسیار است، همانند محمد بن حنفیه برادر امام حسین؛ اما حسینی بودن یعنی نسبت به ولایت، وابستگی فکری و عملی داشتن و به دنبال تحمیل نظر نبودن، ولایت را برای خود نخواستن، بلکه خود را برای ولایت خواستن.»

علی مطهری: خامنه‌ای انتقاد پذیر است

علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی که پیگیر مساله حصر رهبران جنبش سبز است چندی پیش گفته بود انتقاد از رهبری حق هر شهروندی است.

وی با اشاره به نامه‌هایش به رهبری و پیگیری رفع حصر موسوی و کروبی، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را “پاسخگو و انتقادپذیر” دانسته بود.

علی مطهری در مصاحبه با روزنامه “ملت ما” تاکید کرده بود: «خود آیت‌الله خامنه‌ای انتقادپذیر است، اما اطرافیان او تاب انتقاد را ندارند. وی به سوالات و انتقادات با روی ‌باز پاسخ می‌‌دهد و بارها اعلام كرده كه انتقادپذير و پاسخگوست. منتها گاهی مريدها و اطرافيان يك شخصيت كار را خراب می‌كنند، چون تمايل به بت‌سازی و عدم پاسخگويی آن شخصيت دارند.»

No responses yet

Dec 22 2014

تکمیلی: خبر جرس در ارتباط با سخنان هاشمی رفسنجانی درباره مجتبی خامنه‌ای تکذیب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: «جرس» نوشته بود که هاشمی رفسنجانی در دیداری با گروهی از حوزویان، به برنامه‌ریزی آیت‌الله خامنه‌ای برای جانشینی فرزندش مجتبی اشاره کرده است. این حرف‌ها منطبق با گفته‌های مهدی هاشمی در محافل مختلف بود. سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام این خبر را تکذیب کرد.

سایت جرس دیروز به نقل از یک منبع از تهران نوشت که هاشمی رفسنجانی در دیداری پیش از ماه محرم با گروهی از روحانیون در قم داشته، به مواردی اشاره کرده که هیچگاه علنی نمی‌کرده است.

جرس به نقل از هاشمی رفسنجانی در باره جانشینی مجتبی خامنه‌ای نوشته بود: «شواهد امر حکایت از آن دارد که آیت الله خامنه‌ای نسبت به آینده نظام و رهبری پس از خود در حال برنامه ریزی و تمهید مقدمات هستند. به نظر می رسد معظم له پسرشان “آقا سید مجتبی خامنه ای” را برای این مهم صالح تشخیص داده‌اند.»

منابع مختلف از مهدی هاشمی، فرزند رئیس مجلس خبرگان نقل می‌کنند که او از سال گذشته به این مساله در محافل مختلف اشاره کرده است که آیت‌الله خامنه‌ای به دنبال جایگزینی مجتبی خامنه‌ای است.

اما دقایقی پیش، اداره کل روابط عمومی وتبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه‌ای این خبر را تکذیب کرد.

متن اطلاعیه اداره کل روابط عمومی وتبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام بدین شرح است:

رسانه محترم
امروز چند سایت خارجی فارسی زبان خبری را درخصوص دیدار جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده‌اند که اصل دیدار و خبرهای منتشر شده در آن خلاف واقع بوده و اکیداً تکذیب می‌گردد و این امر قطعاً نشان از یک توطئه جدید درخصوص القای اختلافات در بین مسئولان عالی‌رتبه و تفرقه بین مردم می‌باشد.

اداره کل روابط عمومی و تبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام

—————-

توضیح خودنویس: تا زمان انتشار خبر اول منبع خودنویس گفته‌های هاشمی رفسنجانی را تکذیب نکرده بود، اما «کذب» خوانده شدن این خبر از سوی مجمع می‌تواند به این معنا باشد که یا هاشمی رفسنجانی به خاطر «ملاحظات سیاسی» مجبور به تکذیب خبر به خاطر حاشیه‌های آن شده، یا این مساله به هیچ وجه سندیت نداشته است. با توجه به سابقه سایت «جرس» در انتشار خبرهایی که بعدا تکذیب می‌شود، نظیر «نامه رئیس قوه قضاییه به رهبری»، نقل قول از این سایت می‌تواند در آینده با مشکلات زیادی همراه باشد.

No responses yet

Dec 21 2014

رئیس سازمان بهزیستی خبر داد: شورای‌فقهی در حوزه مهدهای‌کودک تشکیل می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی گفته این سازمان قصد ندارد مهد‌های کودک را گسترش دهد و در حال حاضر طرح تشکیل شورای فقهی در حوزه مهدهای کودک را دنبال می‌کند.

آقای هاشمی افزوده مقام‌های سازمان بهزیستی اعتقاد دارند بهترین نهاد تربیتی برای کودکان «دامان مادران» است و به همین دلیل توسعه کمی مهدهای کودک در دستور کار خود ندارند.

این مقام مسئول درباره عملکرد و وظایف شورای فقهی در حوزه مهد‌های کودک نیز توضیحی ارائه نکرده است.

سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر قرار‌داد‌هایی با حوزه‌های علمیه٬ سپاه پاسداران و برخی هیات‌های مذهبی به منظور واگذاری مهد‌های کودک به این مجموعه‌ها منعقد کرده است.

روحانیون و محافظه‌کاران تندرو از وضعیت کنونی مهد‌های کودک راضی نیستند و معتقدند در این مهدها به کودکان سبک زندگی اسلامی آموزش داده نمی‌شود.

No responses yet

Dec 21 2014

فالس نیوز: ۱۵۹٪ مردم ایران حامی روحانی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: به گزارش فالس‌نیوز، مرکز نظرسنجی قارپوز، حسن روحانی را محبوب‌ترین سیاست‌مدار ایران و جهان دانست. مسعود بهنود هم اعلام کرد که روحانی باید به عنوان برترین ایرانی تاریخ در نظرسنجی بی‌بی‌سی جا بگیرد.

پروفسور عباس‌علی ماضیان، مدیر پروژه نظرسنجی «تدبیر و امید بیشتر» نتیجه نظرسنجی اخیر موسسه قارپوز را که کاملا داوطلبانه بوده، اعلام کرد. برپایه این نظرسنجی که با استقبال نایاک و آتیه‌بهار و وودرو ویلسون و حسین موسویان روبرو شد، حسن روحانی با ۱۵۹٪، محبوب‌ترین سیاستمدار ایران از عهد مادها تا کنون نام گرفت. این نظرسنجی تلفنی کاملا تصادفی، پس از تربیت گروهی از کارشناسان مرکز توانبخشی عقب افتادگان ذهنی-سیاسی در روزهای قبل و بعد از تولد حسن روحانی انجام گرفت.

به گفته مدیر پروژه کاشت موی این پروژه، سوال‌های پرسیده شده از ۶۶۶ ایرانی داخل کشور، کاملا غیر مستقیم بوده تا احساس ناراحتی نکنند و به سوال‌ها پاسخ دقیق بدهند. این سوال‌ها و تفسیر مربوطه به شرح زیر است:

– حال شما خوبه؟
جواب مثبت: روحانی عالی است.
جواب منفی: روحانی خوب است.
دارم می‌میرم: روحانی متوسط است.
به تو چه پدر س… مزاحم: روحانی بد است.

– نظر مثبت شما در باره روحانی چیست؟
مثبت است: روحانی عالی است
چه عرض کنم: روحانی خوب است.
نظری ندارم: روحانی متوسط است (پاسخ دهنده بی‌طرف است!)
ما رو سر کار می‌ذاری؟: روحانی بد است.

– به نظر شما، انرژی هسته‌ای، حق مسلم ماست؟
مثبت: روحانی عالی است.
شاید: روحانی خوب است.
چه می‌دونم: روحانی متوسط است.
زهر مار: روحانی نسبتا متوسط است.
به تو چه پدر س… مزاحم: روحانی بد است.

– آیا شما وعده سرخرمن دوست دارید؟
خیلی دوست دارم: روحانی عالی است.
دوست دارم: روحانی خوب است.
مگر دیوانه‌ام؟: روحانی متوسط است.
حرف دهنتو بفهم: روحانی نسبتا متوسط است.
لعنت به هر چی دروغ‌گو: روحانی بد است.

– آیا با ازدواج با دختر ۱۳ ساله موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
بزرگ‌تر باشه بهتره: روحانی متوسط است.
این چه حرفیه؟: روحانی نسبتا متوسط است.
کدوم آدم احمقی با دختر ۱۳ ساله ازدواج می‌کنه: روحانی بد است.

– آیا با سرکار گذاشتن اقلیت‌های قومی و دینی قبل از انتخابات موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
مگه ایران برای همه ایرانیان نیست؟: روحانی متوسط است.
خجالت داره! حتی یک اهل سنت هم توی کابینه نیست: روحانی خیلی متوسط است.
مرتیکه خالی بند، یادش رفت کردستان که اومد چه قول‌‌هایی داد: روحانی بد است.

– آیا با رنگ کردن ریش موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
رنگ نکنه بهتره: روحانی متوسط است.
آخه مرد چه نیاز داره ریششو رنگ کنه: روحانی نسبتا متوسط است.
خب بره آدامس هم بجوه، سر کوچه هم […]: روحانی بد است.

– آیا با به کشتن دادن پسر خود موافقید؟
مثبت: روحانی عالی است.
نسبتا: روحانی خوب است.
مگه پسرشو به کشتن داده؟: روحانی متوسط است.
نه بابا، این حرفا چیه؟: روحانی نسبتا متوسط است.
فقط از یک موجود رذل بر میاد که به خاطر قدرت بچه خودشو معامله کنه: روحانی بد است.

– آیا مدرک تقلبی و خالی بندی سر مدرک در ۵ دوره مجلس ارزش این حر‌ف‌ها را دارد؟
خیر: روحانی عالی است.
کارشو بکنه، مدرک تقلبی‌اش رو نادیده می‌گیریم: روحانی نسبتا عالی است.
آدم دروغ نگه بهتره، ولی چه کار به مدرکش داریم: روحانی متوسط است.
خجالت داره واقعا: روحانی نسبتا متوسط است.
کدوم احمقی چنین کاری کرده؟: روحانی بد است.

– آیا می‌توان دستور سرکوب ۱۸ تیر و حصر منتظری و رای مثبت به حبس موسوی را فراموش کرد؟
بلی: روحانی عالی است.
چه وقت این حرف‌هاست؟: روحانی متوسط است.
مگه روحانی این کارو کرده؟: روحانی خیلی متوسط است.
مرتیکه خالی بند […]کش این کارو کرد؟: روحانی خیلی خیلی متوسط است.
ای لعنت به هر چی نامرد روزگار: روحانی بد است.

– آیا شما Happy هستید؟
خیلی: روحانی عالی است
بلی: روحانی خوب است.
ای بابا: روحانی متوسط رو به خوب است.
بی‌شعور! با این تورم و قیمت دلار و بیکاری و فساد، کی Happy هست؟: روحانی نسبتا متوسط است.
آقا بی‌خیال، هشت ماهه حقوق نگرفتم، این […]کش هم فقط دروغ گفت. گول خوردم را دادم: جواب را ثبت نکنید.

– آیا دوست دارید به روحانی نامه بنویسید و از او درخواست پول کنید؟
حتما می‌خواهم بنویسم: روحانی محشر است.
فکر بدی نیست: روحانی عالی است.
نمی‌دونم والا: روحانی متوسط است.
شک دارم: روحانی نسبتا متوسط است.
یه بار واسه احمدی‌نژاد نامه نوشتم، ۵ ساله به خودم فحش می‌دم: روحانی خیلی نسبتا متوسط است.
مگه عقلم کمه؟ مگه من احمقم؟: روحانی بد است.

– نظر شما در باره دکتر یوسف اباذری چیست؟
ازش متنفرنم: روحانی عالی است.
خجالت نکشید به مردم هوشیار ایران اهانت کرد؟: روحانی خوب است.
خوشم نیومد از حرفاش: روحانی متوسط است.
کی هست؟: روحانی خیلی متوسط است.
حرف اباذری حق بود. مردم ایران جوگیر هستند: روحانی بد است.

– اگر پیغام‌گیر جواب داد:
– الان خانه نیستیم، بعدا تماس بگیرید: روحانی خوب است.
– لطفا پیام خود را بگذارید: روحانی متوسط است.
– بیپ: روحانی نسبتا متوسط است.
– لطفا مزاحم نشوید: روحانی بد است!

…

به گفته عباس‌علی ماضیان، نظرسنجی تلفنی از خارج از کشور بسیار دقیق است و پاسخ دهنده به هیچ وجه نگران کنترل بودن تلفن خود نیست و همه جواب‌هایی که می‌دهد قابل استفاده می‌باشد. وی همچنین تماس تلفنی با ۶۶۶ عضو ستاد تبلیغات روحانی را تکذیب کرد و گفت شماره‌هایی که حسین فریدون به ما داد کاملا تصادفی بوده‌اند.

استقبال بی‌بی‌سی فارسی

شبکه کاملا بی‌طرف بی‌بی‌سی فارسی که تا چیزی به نفع دولت «ته‌دیگ و مرید» منتشر می‌شود آن‌را پخش می‌کند، با فراموش کردن تحلیل‌های منفی خود در باره نظرسنجی تلفنی، اعلام کرد که مجددا نظرسنجی در باره برترین ایرانی‌های تاریخ را از سر خواهد گرفت. وزارت خارجه بریتانیا و جک استرا و مدیر مرکز اختراع پایان‌نامه دانشگاه کالدونین گلاسکو نیز در بیانیه‌ای، حمایت مالی خود را از این پروژه اعلام کرده‌اند. نامزدهای ایرانی برتر نظرسنجی بی‌بی‌سی فارسی عبارتند از: حسن فریدون، حسن فریدون معروف به دکتر روحانی، حسن روحانی، دکتر حسن روحانی.

مسعود بهنود، ویل دورانت بی‌بی‌سی فارسی نیز ضمن استقبال از این پروژه جدید گفت که ازمیان این چهار نفر، حتما دکتر حسن روحانی به عنوان ایرانی برتر از قبل انتخاب شده است.

No responses yet

Dec 19 2014

مارمولکهایی را که باید شناخت: گزارش ندای انقلاب از سوابق همسر کمتر شناخته شده دکتر ابتکار/ محمد هاشمی اصفهانی؛ از فعالیت در اطلاعات نخست وزیری تا واردات بنزین خارجی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


فاتر: برخی رسانه ها از محمد هاشمی اصفهانی همسر دکتر معصومه ابتکار به عنوان وارد کننده بنزین خارجی خبردادند.

پس از طرح ادعای مسئولان دولتی به ویژه دکتر معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور در امور محیط زیست درباره آلایندگی بنزین تولید داخل(پتروشیمی) و توقف تولید این بنزین و واردات روزانه ۱۰ میلیون لیتر بنزین از خارج کشور به این بهانه، حجت الاسلام مهدی موسوی نژاد عضو کمیسیون انرژی مجلس از پشت پرده بنزین وارداتی و دلالی همسر یک مقام دولتی در این زمینه خبر داده بود.

برای اولین بار موسی نژاد از واردات بنزین توسط همسر یکی از مقامات دولتی خبر داده بود
برخی سایت های دیگر، مسئول وارادات بنزین وارداتی را که توسط حجت الاسلام موسوی نژاد از آن پرده برداشته شده بود را مهندس سید محمد هاشمی اصفهانی همسر خانم دکتر ابتکار عنوان کردند که ندای انقلاب در ذیل مروری بر سوابق همسر خانم دکتر ابتکار که در فضای رسانه ای کمتر شناخته شده است، خواهد داشت. یادآور می شود مطالب ذیل از اندک مصاحبه های مهندس هاشمی و اخبار مربوط به وی در سایر رسانه ها جمع آوری شده است.

محمد هاشمی همسر دکتر ابتکار که رسانه ها از او به عنوان وارد کننده بنزین خارجی نام بردند
** این از نفاق است که اصولگرایان و اصلاح طلبان هر دو قبولم دارند

سید محمد هاشمی اصفهانی، روحانی زاده است و در سال 1337 در اصفهان به دنیا آمده و به قول خودش همزمان هم مورد پذیرش اصولگرایان است و هم اصلاح طلبان و این را به مزاح نشات گرفته از نفاق خود می داند.(1)

** از پخش لوبیا در مراسم ازدواج خود تا ده ها قلم غذا در باغ الهیه برای مراسم پسر

مراسم ازدواج او و ابتکار را عباس عبدی همکار سابق اش اینگونه روایت می کند:”یكی از افرادی كه در دولت قبل در سطح وزیر و معاون رییس‌جمهور بود در همان سال‌ها ازدواج كرد. با اینكه دختر و پسر از خانواده مرفهی بودند، اما عروسی را در منزل یكی از دوستان برگزار كردند شب قبل از عروسی یكی از دوستان دیگر كه بعداً هم وزیر شد، با دوست دیگری تماس می‌گیرد كه شنیده‌ام فلانی می‌خواهد در عروسی خود چلوكباب بدهد، آیا راست است؟ وی هم اظهار بی‌اطلاعی می‌كند و قرار می‌شود موضوع را پیگیری كند. به داماد زنگ می‌زند كه شنیده‌ام می‌خواهی چلوكباب بدهی، آبروریزی می‌شود، بهتر است خورش بدهی. فردا شب كه عروسی بود، همه منتظر شام بودیم كه یك كاسه لوبیا و یك قاشق سهم هركس برای شام بود!! داماد بیچاره از ترس اینكه آبروریزی نشود لوبیا را ترجیح داده بود! البته اخیراً كه پسر آن خانم و آقا عروسی داشت به رسم یادبود عروسی پدر و مادرش یك مقدار لوبیا هم در كنار ده‌ها قلم غذای دیگر به میهمانان خود كه در بهترین باغ الهیه بود تقدیم كرد تا جبران بخشی از مافات شود!!
ابتدا بهتر دانستم كه خاطره بدون نام باشد اما برخی دوستان اصرار كردند كه با نام جذاب‌تر است لذا اضافه می‌كنم كه عروسی آقای سید محمد هاشمی و خانم ابتكار بود.(2)


محمد هاشمی از اواخر دهه 60 دستگاه امنیتی را ترک و وارد کار اقتصادی می شود

** صحبت از طراحی اشغال لانه جاسوسی جز چوب و چماق و فحش چیز دیگری ندارد !

محمد هاشمی اصفهانی در سال 53 وارد دانشگاه پلی تکنیک(امیرکبیر) شده و در رشته مکانیک درس می خواند و آن طوری که خودش تعریف می کند از طراحان اشغال لانه جاسوسی آمریکا بوده و در میان همین ماجرا با معصومه(نیلوفر) ابتکار آشنا می شود. وی در این زمینه می گوید:” تولد طرح تسخير لانه جمعي بود، اينكه از زبان چه كسي بيرون مي‌آيد اختلاف در اصل ايجاد نمي‌كند. جاهايي آقاي اصغرزاده و ديگران گفته اند كه طرح مال من بوده است. اگر مدال مي دادند مي‌گفتيم براي مدال است اما جز چوب و چماق و فحش چيزي ندارد“.(3)

** دعوت خسروی تهرانی و حجاریان برای رفتن به اطلاعات نخست وزیری

وقتی دوستانش “خسرو تهرانی” و “حجاریان”-کسی که پیشتر برای او و دوستانش در لانه جاسوسی کلاس تدریس نهج البلاغه گذاشته بود- برای راه‌اندازی و ساماندهی سیستم اطلاعاتی از وی دعوت می کنند، درنگ نمی کند(4) و در بخش خارجی و ضد جاسوسی، اطلاعات نخست وزیری مشغول به کار می شود و بعدها به وزارت اطلاعات می پیوندد و تا اواخر دهه 60 در آنجا می ماند.(5)

** فضای امروز مناسب انقلابی گری نیست!

هاشمی اصفهانی معتقد است که فضای امروز مناسب انقلابی گری نیست و باید به اصلاح طلبی فکر کرد(6)؛ شاید هم به خاطر همین طرز تفکر است که عطای کار اطلاعاتی را به لقاش می بخشد و وارد کار آزاد و فعالیت اقتصادی و نفتی می شود.(7)

** ترک وزارت اطلاعات و ورود به فعالیت غیرشفاف اقتصادی


سند فوق دلالت بر فعالیت غیرشفاف محمد هاشمی همسر دکتر ابتکار دارد

پس از ترک فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی، مهندس هاشمی وارد فعالیت های اقتصادی می شود. وی به همراه همسر خود و چند نفر از دوستانش در سال 1369 شرکتی را در زمینه صادرات و واردات با نام تبت تاسیس می کند و خود رئیس هیات مدیره این شرکت می شود. بر اساس اسناد منتشر شده شرکت تبت به مدیریت مهندس هاشمی در سال 1371 در قراردادی غیر شفاف با استانداری تهران متعهد به تامین 4000 متر مکعب چوب روسی مورد نیاز این استانداری به مبلغ ۱۸۰/۰۰۰/۰۰۰ می شود که در نهایت تنها 500 متر مکعب آن را تحویل می دهند.
در گزارش سازمان همیاری شهرداری های استان تهران آمده است که پس از گذشت ماه ها، شرکت مذکور به تعهدات خود عمل نکرده و از ۴۰۰۰ مترمکعب مفاد قرارداد فقط ۵۰۰ مترمکعب آن راتحویل داده است که آن هم در حد استاندارد خواسته شده نبوده و به صورت فله ای و در ابعاد دیگری ارائه شده است(8)

در آخرین فقره از فعالیت غیرشفاف اقتصادی همسر دکتر ابتکار که رسانه ها بر اساس گفته عضو کمیسیون انرژی مجلس آن را مطرح کرده اند، با رانت ایجاد شده، او مسئول واردات بنزین خارجی شده است.(9)
انتهای پیام/


**منابع:
(1) مصاحبه خبرگزاری فارس با سید محمد هاشمی اصفهانی ۸۷/۰۹/۰۳ به آدرس اینترنتی www.farsnews.com/newstext.php?nn=۸۷۰۹۰۳۰۶۴۶
(2) ماجرای ساده زیستی در شام عروسی خانم ابتکار! به آدرس اینترنتی
www.jahannews.com/vdciwraz۵t۱ary۲.cbct.html
(3) مصاحبه خبرگزاری فارس با سید محمد هاشمی اصفهانی ۸۷/۰۹/۰۶ به آدرس اینترنتی
www.farsnews.com/newstext.php?nn=۸۷۰۹۰۵۱۳۹۷
(4) گفت و گوی روزنامه شرق با سید محمد هاشمی اصفهانی 92/8/15
(5) مصاحبه خبرگزاری فارس با سید محمد هاشمی اصفهانی ۸۷/۰۹/۱۰ به آدرس اینترنتی
www.farsnews.com/printable.php?nn=۸۷۰۸۲۶۱۴۲۱

(6) گفت و گوی روزنامه شرق با سید محمد هاشمی اصفهانی ۹۲/۸/۱۵
(7) آنها که از نام گذشتند، آنها که از انقلاب گذشتند به آدرس اینترنتی
www.rajanews.com/detail.asp?id=۳۹۱۷۷

(8) از تخم مرغ دزدی خانم معصومه ابتکار تا شتر دزدی! به آدرس اینترنتی
www.yjc.ir/fa/news/۴۲۱۱۷۳۴

(9) مهدی موسوی نژاد:”همسر یک مسئول واردکننده بنزین است” به آدرس اینترنتی
fararu.com/fa/news/۱۹۲۵۹۷

No responses yet

Dec 18 2014

علی سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه: تفکر محمد خاتمی در تقابل با تفکر رهبر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه گفته «عقلانیت ابزاری» محمد خاتمی در تقابل با «عقلانیت دینی» علی خامنه‌ای است و نباید همه چیز را به رای مردم نسبت داد.

آقای سعیدی افزوده این دو تفکر در جمهوری اسلامی بار دیگر در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند و هر یک روش‌های خاصی برای اداره جامعه تجویز می‌کنند.

وی اظهار کرده طرفداران «عقلانیت ابزاری» دنبال «ژاپن اسلامی» هستند و می‌خواهند ایران شبیه مالزی شود که هیچ تعهدی به فلسطین ندارد.

سعیدی اضافه کرده «نهضت آزادی»٬ «جبهه ملی» و محمد خاتمی نیز به «عقلانیت ابزاری» اعتقاد داشته و دارند و به همین خاطر مخالف ایستادگی در برابر آمریکا بوده و هستند.

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود به طرفداران «محض عقل» تاخته و گفته یکی از نتایج «کثیف» چنین اعتقادی انکار «وحی» است.

سعیدی جایگزین کردن انسان به جای خدا٬ عقل به جای شریعت و وجدان به جای اخلاق را از بزرگ‌ترین «انحراف جامعه بشری» خوانده است.

وی درباره تحدید رای مردم نیز سخن گفته و افزوده نباید همه چیز را به رای مردم نسبت داد چراکه تعیین رهبری جامعه از سوی خداوند است.

آن‌طور که سعیدی ادعا کرده اعتبار رهبری حضرت موسی با امام صادق و اعتبار رهبری ولی فقیه در اختیارات اداره جامعه یکسان است.

نماینده ولی‌فقیه در سپاه در خاتمه سخنان خود اضافه کرده معیار حق و باطل و حلال و حرام براساس رای مردم امری «اشتباه» است و عقلانیت دینی «تکثرگرایی» و «تفسیر» به رای را قبول ندارد.

No responses yet

Dec 17 2014

اسرار مگو: گفتگوی تفصیلی آناج با آیت الله مجتهد شبستری

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آناج: اینکه می گویند خبرگان سالی دوبار با هم شام می‎خورند از نادانی است/ توانایی رهبری انقلاب روز به روز بیشتر می شود
برخلاف تصور، صمیمیت و صراحت در نشست و گفتگوی خبرنگاران آناج با آیت الله شبستری در حد روابط پدر و پسری بود و خاطره ای به یاد ماندنی از وی در اذهان ما بر جای گذاشت.
سرویس سیاسی آناج: سرگذشت بزرگان نظام یکی از گنجینه های اصلی برای آینده ی پر پیچ و خم انقلاب اسلامی می باشد. بر این اساس تصمیم گرفتیم با یکی از مردان تاثیر گذار جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز گفتگویی داشته باشیم.

مردی که همواره در خبرگان رهبری از جایگاه بسزایی برخوردار بوده و جرقه ی یادآوری خاطره ی امام(ره) درباره ی زعامت مقام معظم رهبری، توسط او زده شد.

وی در یکی از بزنگاههای نظام اسلامی، حرکتی عمار وار انجام داده و در 8 دی سال 88، با سخنرانی طوفانی خود عاملی شد تا مردم شریف ایران در 9 دی به پا خواسته و پرونده ی فتنه را مختومه اعلام کنند.

برخلاف انتظار، صمیمیت و صراحت نشست و گفتگوی خبرنگاران آناج با آیت الله شبستری در حد روابط پدر و پسری بود و خاطره ای به یاد ماندنی از خود برای ما بر جای گذاشت.

متن گفتگوی تفصیلی آناج با آیت الله مجتهد شبستری به شرح ذیل می باشد:

حین سخنرانی حضرت امام(ره) درباره کاپیتولاسیون، در دو سه قدمی امام نشسته بودم

آناج: لطفا ابتدا از فعالیت های خود در دوران قبل از انقللاب برایمان بگویید…

من محسن مجتهد هستم اما چون زادگاهم شهرستان شبستر است معمولا ما را مجتهد شبستری خطاب می کنند در حالی که در شناسنامه ی ما پسوند شبستری قید نشده است.

[آیت الله محسن مجتهد شبستری]

من از سال 32 تا سال 53 در حوزه علمیه قم بودم و ضمن گذراندن دوره دبیرستان مقدمات عربی را نیز در تبریز و شبستر خوانده بودم. زمانی که در قم بودم در ایام تعطیلات نیز مشغول تحصیل بودم. در زمان آیت الله بروجردی طلاب در فصل تابستان به وشنوه منتقل می شدند که من نیز به آنجا می رفتم و به خاطر دارم که برخی از کتب درسی را در سالهای اولیه ورود به قم، در اشنویه خوانده ام. لذا تمام سطوح را در عرض تقریبا 6سال به پایان رسانده و مشغول درس خارج شدم و در این زمینه از محضر اساتیدی چون مرحوم آیت الله بروجردی و پس از وفات ایشان از محضر حضرت امام خمینی، علامه طباطبایی، آیت الله گلپایگانی،مرحوم آیت الله محقق داماد و میرزا هاشم آملی، تلمذ کرده ام. فقه و اصول و فلسفه را از محضر علامه طباطبایی آموخته ام. در سال 53 بنا به دعوت جمعی از دوستان تهرانی به تهران منتقل شدم.

سالهایی از انقلاب را در قم و جزء طلاب انقلابی بودم. مثلا وقتی امام در مورد کاپیتالاسیون سخنرانی کردند، من در منزل امام حضور داشتم و دقیقا یادم هست که امام در مقابل پنجره نشسته و صحبت می کردند و بین ما سه، چهار نفر فاصله بود..

آناج: فضای آن روز چگونه بود؟

حیاط و اتاق های خانه مملو از جمعیت بود و من نیز با چند نفر فاصله از امام نشسته بودم و یک ضبط صوت نیز به همراه داشتم. به هنگام خروج از خانه ماموران ساواکی ضبط صوت مرا به زور گرفتند و بردند. به آنها گفتم حداقل نوار را بردارید و ضبط را پس بدهید اما هر دو را بردند! درواقع با اینکه خطر را احساس می کردم ولی به سخنرانی امام رفتم چرا که آن زمان نیز جزء ارادتمندان امام بودم و در جریانات حضور داشتم البته نه به عنوان شخص رسمی بلکه به عنوان یک طلبه ی انقلابی. پس از سخنرانی آن روز امام، ایشان را به ترکیه و سپس به نجف اشرف تبعید کردند.

در تهران با افراد خاصی مثل استاد مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح، آیت الله مهدوی کنی و دیگر بزرگان افت و خیز داشتم که جزء ارکان اصلی جامعه ی روحانیت بودند و در جلسات غیر رسمی در جمع ایشان حضور می یافتم تا اینکه این تشکل در سال 56 رسمی شد. یعنی جامعه ی روحانیت مبارز تهران با حضور این حضرات که نامشان را بردم که عمدتا به شهادت رسیده اند مثل شهید بهشتی، شهید محلاتی، شهید مطهری و …تشکیل شد. به یاد دارم که برای برگزاری جلسات مکان مشخصی وجود نداشت و جلسات اولیه در منزل شهید مفتح تشکیل می شد و سپس به صورت سیار در خانه ی اعضای دیگر تشکیل می شد تا اینکه یک جای ثابت برای برگزاری جلسات مشخص و رسمیت پیدا کرد. اعلامیه ای سرنوشت ساز با الهام از رهنمودهای حضرت امام(ره) منتشر می شد. آن زمان امام در نجف بودند اما ما همواره با ایشان در تماس بودیم و عمدتا شهید مطهری و یا شهید مفتح با ایشان تماس گرفته و در مورد شرایط ایران به امام توضیح می دادند و در مورد انتشار اعلامیه ها از ایشان کسب تکلیف می کردند.

در نگارش اعلامیه ها بیشتر بنده و مرحوم آیت الله عمید زنجانی نقش داشتیم

آناج: یعنی اعلامیه ها مستقیما از طرف امام صادر نمی شد؟

بخشی از اعلامیه ها متعلق به خود امام بود و ایشان خود آن ها را نوشته و به ایران ارسال می کردند و ما و دیگر دوستان و همکاران آن ها را تکثیر می کردیم. پاره ای از اعلامیه ها نیز با الهام از امام به امضای جامعه منتشر می شد. برای اینکه امضاها محدود نباشد در تهران امضاها به 50 یا 60 مورد هم رسیده بود هرچند که شورای مرکزی و تصمیم گیرندگان همان چند نفری بود که از آن ها نام بردم. امضاها با حروف تحجی نوشته می شد؛ مثلا امضای شهید مطهری که از هر لحاظ بزرگتر و ارجح تر از دیگران بود، در ردیف میم قرار داشت هرچند که برخی از افراد ناچندان مشهور که اسمشان با الف شروع می شد، در اول قرار داشتند. با کثرت امضاها خطر نیز کاهش می یافت زیرا ساواک نمی توانست همه ی 60 نفر را دستگیر کند.

در نگارش اعلامیه ها بیشتر بنده و مرحوم آیت الله عمید زنجانی نقش داشتیم. بزرگان جامعه ی روحانیت تصمیم می گرفتند و دستور می دادند به تناسب ایام و اتفاقات اعلامیه نوشته شود. برخی از اعلامیه ها تحلیل، برخی برای اعلام تاسف و محکوم کردن جلادان رژیم پهلوی و … بود و به تناسب شرایط نوشته می شد.

بنده امام جماعت مسجد طلاچیان تهران بودم و مرکز فعالیت های انقلابی منطقه 6 در آن دوران همین مسجد بود

پس از انتقال به تهران فعالیت بنده در جامعه روحانیت چشمگیر بود و همچنین در مسجد طلاچیان، مابین خیابان سهروردی و اتابک نیز حضور می یافتم که در زیرزمین مسجد جلساتی برگزار می شد و دانشجویان نیز به آنجا می آمدند و به آن ها درس تفسیر و نهج البلاغه می گفتیم. البته چند مسجد دیگر در منطقه ما (منطقه 6) وجود داشت اما مرکزیت فعالیت ها مسجد طلاچیان بود و هنگام راهپیمایی ها نیز حرکت خود را از همین مسجد شروع می کردیم.

در شب 22 بهمن (شام 21 بهمن) شبی که امام دستور داده بودند حکومت نظامی شکسته شود، از همین مسجد حرکت خود را شروع کردیم اما قبل از آن مردم به خانه ما آمدند و قبل از نماز مغرب و عشا قدری در خیابان پیاده روی کردیم و سپس به مسجد برگشته و نماز جماعت را اقامه کردیم. عده ای بودند که می گفتند هر چه سخنرانی و شعار گویی داریم در همین مسجد انجام بدهیم و بیرون از مسجد نرویم اما من گفتم این دستور امام است که فرموده به خیابان ها بیایید. آنها مجبور شدند تا تبعیت کنند و همگی به خیابان ها آمدیم. به تدریج بر تعداد جمعیت حاضر در خیابان ها افزوده می شد تا اینکه چندهزار نفر تا 12 شب در خیابان مطهری و سهروردی و … پیاده روی کردند.

در آن شرایط هرآن احتمال داشت که هواپیمای رژیم جمعیت راهپیما را بمباران کند اما مردم شجاعت به خرج دادند و تا 12 شب در خیابان ها بودند. صبح آن شب خبر رسید که پادگان ها و کلانتری ها و صدا و سیما و ارگان های دیگر به دست انقلابیون و مردم افتاده است. بدین ترتیب در یوم الله 22 بهمن انقلاب به پیروزی رسید.

آیت الله مهدوی کنی به من گفت که مدت دستگیریمان خیلی کم شد و فایده ای ندارد!

آناج: درمورد رمضان سال 56 و ماجرای دستگیریتان بفرمایید.

همان طور که گفتم گاه جلسات جامعه ی روحانیت به صورت سیار تشکیل می شد و مکان مشخص و ثابتی وجود نداشت. در یکی از شبهای ماه رمضان سال 56، حدود 22 نفر از علما از جمله شهید مطهری، شهید بهشتی، اقای موسوی اردبیلی و آیت الله مهدوی کنی و دیگر آقایان که من هم در خدمتشان بودم، در غرب تهران جلسه ای برگزار کردند که قرار بود تا سحر ادامه داشته باشد. شهید بهشتی یا شهید مطهری (یکی از این دو بزرگوار) با امام(ره) تماس تلفنی برقرار کردند و در مورد حادثه ی اصفهان به امام خبررسانی کردند و گفتند رژیم پهلوی خیلی از مردم را در اصفهان به شهادت رسانده است. امام فرمود اعلامیه ای صادر و مردم را به استقامت دعوت کنید و مجلس ختم و مراسماتی نیز برگزار کنید.

من و آیت الله امامی کاشانی را مامور به تنظیم اعلامیه کردند تا به امضای شورای مرکزی و جمع خارج از شورا برسانیم. من همان جا مختصر متنی را نوشتم تا با آیت الله امامی کاشانی تشکیل جلسه داده و آن را کامل کنیم.

نزدیک سحر دیدیم که ماموران رژیم پهلوی با حدود 20 یا 30 کامیون و 200 پلیس خانه را محاصره کرده اند. ماموران از هر دو طرف صفی تشکیل داده و ما را از خانه به سمت کامیون ها هدایت می کردند و هنگام عبور جیب هایمان را نیز می گشتند. وقتی نوبت به من رسید آن متنی را که در جلسه نوشته بودم از جیب من درآورند و مشتی هم به سمت من حواله کردند. فکر می کردم به خاطر مدرکی که از جیب من پیدا کردند پای من گیر است و کارم سخت تر از بقیه است.

به هرحال ما سوار کامیون شدیم اما چون کامیون ها سرپوشیده بودند ما نمی دانستیم که ما را کجا می برند. جایی ما را پیاده کردند و داخل بردند که بعدا فهمیدیم آنجا کلانتری صبا بوده است.

جیب هایمان را خالی کردند و اشیا را از قبیل کلید و پول و … تحویل گرفتند. با تخلیه جیب هایمان ما فکر کردیم لابد مدت زندان طولانی خواهد بود.

جایتان خالی! وقت سحر به ما سحری نان و هندوانه دادند. نماز صبح را خواندیم و تا ظهر همان جا ماندیم.

حدود 20 نفر از آقایان حاضر ائمه ی جماعت تهران بودند و به خاطر دستگیر شدن آن ها نماز جماعت آن روز تعطیل شد و خبر ماجرا به گوش مردم، حتی مردم تبریز هم رسید. من و مرحوم سید هادی خسروشاهی(پیرمردی انقلابی و امام جمعه مسجد شیخ عبدالحسین بازار) ترک زبان بودیم و دستگیری ما در تبریز منعکس شده بود و زمزمه های تعطیلی بازار تبریز به گوش می رسید. در تهران نیز چنین به گوش می رسید که بازاریان ممکن است به دلیل دستگیری علما و ائمه جماعت بازار را تعطیل کنند. بنابراین آنها مجبور شدند ما را آزاد کنند. تا اینکه ساعت چهار بعد از ظهر آمدند و به ما گفتند شما آزادید اما بعد از این مراعات کنید و خطا نکنید.

ما ترس و نگرانی آن ها را به وضوح دیدیم و مرحوم آیت الله مهدوی کنی گفت: این که خیلی کم شد! لااقل می گذاشتند چند روزی را در زندان می ماندیم تا اجرمان بیشتر باشد وگرنه فایده ای ندارد که به 24 ساعت نرسیده ما را آزاد کردند. ایشان عمدا بستن بقچه اش را طول می داد و دیرتر از همه از زندان خارج شد تا اجرش بیشتر شود!

برخی از علما همواره کفن هایشان را به همراه داشتند. به خاطر دارم مرحوم آقا سید مجید ایروانی جزء روحانیون مبارز و ترک هم بود؛ او همیشه بقچه ای با خود داشت که وقتی پرسیدیم آن چیست، گفت این کفن من است چون ما که در میدان مبارزه هستیم، هر آن احتمال شهادت وجود دارد.

[آیت الله محسن مجتهد شبستری]

آقای شریعتمداری به من گفت: از ابتدا موافق مخالفت با شاه نبودم زیرا شاه مانع کمونیست شدن مملکت بود

آناج: در جریان “خلق مسلمان” چه نقشی در تبریز یا تهران علیه این غائله داشتید؟

من در آن دوره معمولا در تبریز نبودم بلکه در تهران فعالیت می کردم و در آستانه پیروزی انقلاب به تهران رفته بودم و در ایام ماجرای خلق مسلمان نیز در تبریز حضور نداشتم اما از جریانات مطلع بودم.

علاقه مندان آقای شریعتمداری حزبی را به نام خلق مسلمان تشکیل داده و فعالیت هایی هم انجام می دانند. عضو فعال خلق مسلمان در تهران فردی به نام دکتر علیزاده بود که در جلسات مشترک حاضر می شد و از اوضاع و فعالیت های موجود در تبریز خبر می داد.

آن زمان مرحوم شهید قاضی و شهید مدنی در تبریز بودند. شنیدم که شهید مدنی آن زمان اینجا از امام حمایت و دین را ترویج می کرد اما عده ای دیگر از آقایان بودند که مروج آقای شریعتمداری بودند و از حزب خلق مسلمان حمایت می کردند.

کاری که من در تهران انجام دادم این است که در همان جلسه ی جامع روحانیت مبارز من را به همراه مرحوم آقای میرزا منصور عاصمی که او هم جزء روحانیون مبارز بود، به خاطر ترک زبان بودنمان مامور کردند که با آقای شریعتمداری صحبت کرده و او را قانع کنیم تا بلکه این بساط دوگانگی را جمع کند.

من فقط در این مورد دخالت داشتم و در بقیه ی مسائل دخالتی نداشتم چون در حیطه ی مسئولیت من نبود. به همین مناسبت (به خاطر صحبت با آقای شریعتمداری) به قم رفتم و به او گفتم همان طور که می بینید انقلاب به رهبری امام خمینی پیروز شده است و در شرایط فعلی تشنجی در آذربایجان وجود دارد که آن را به شما مستند می کنند که این حزب را شما تشکیل داده اید و زیر نظر شما فعالیت می کند؛ این امر موجب بروز نوعی دوگانگی شده است و ممکن است صحبت تجزیه ی کشور نیز پیش بیاید؛ شما می توانید این موضوع را فیصله بدهید و بهتر است با امام هم صدا شوید تا این غائله ختم شود. من، مرحوم آقای عاصمی و آقای شریعتمداری در آن جلسه ی خصوصی زیاد بحث کردیم و خلاصه ی صحبت های آقای شریعتمداری این بود که می گفت من از ابتدا موافق مخالفت با شاه نبودم زیرا شاه مانع کمونیست شدن مملکت بود.

او موضوع را به حیوانی تشبیه می کرد که آن را در خانه می بندند تا دزد از آن بترسد و فکر سرقت از خانه به سرش نزند؛ در واقع شاه مثل حیوانی بود که از مملکت محافظت می کند؛ لذا من با سلطنت موافق نبودم و فقط می خواستم قانون اساسی تغییر کند. مانند حرفی که ملی مذهبی ها می زدند.

من به او گفتم فعلا که شاه رفته است، امام رهبر کشور شده است و نگرانی این گونه مسائل هم وجود ندارد. گفت من نگران آینده هستم! مملکت همین طور باقی نخواهد ماند و معلوم نیست که انقلاب به همین صورت پیش برد یا نرود و نگرانی در مورد آمریکا هنوز هم زیاد است.

خلاصه ما هرچه دلیل و منطق ارائه کردیم تا با امام همفکر شود و این اختلافات حل شود، او حاضر به همراهی نشد. درواقع ما جهت اتمام حجت و دعوت نزد او رفته بودیم تا بساط خلق مسلمان که موجب ایجاد نفاق و اختلاف بود برچیده شود. اما او قبول نکرد و ما دیدیم که صحبت های ما موثر نیست. اطرافیان او ملی مذهبی و بر تفکر او قائل بودند. اما انقلابیون و حزب اللهی های اصیل با آن ها هم فکر نبودند.

بنابراین تنها نقش من در تلاش برای برچیدن خلق مسلمان در همین یک مورد بود و ما همواره در مسیر اصل انقلاب و راه امام حرکت می کردیم. مثلا راهپیمایی ها و برنامه های انقلابی تهران را هدایت می کردیم و سرپرستی کمیته انقلاب منطقه 6 نیز بر عهده ی من قرار داشت.

اولین فردی بودم که بی کفایتی بنی صدر را امضا کردم

آناج: در مورد چهار دوره ای که نمایندگی تهران را بر عهده داشتید،خاطراتی دارید که آنها را بیان کنید.

من در دوره های اول، دوم، چهارم و پنجم نماینده تهران بودم. دوره اول دوره ی بسیار حساسی بود و بزرگان زیادی مثل آیت الله امامی کاشانی و رفسنجانی و آقای موحدی کرمانی در مجلس حضور داشتند و حتی مقام معظم رهبری نیز آن زمان نماینده مجلس بود. ملی مذهبی هایی نیز در مجلس بودند. در دوره اول با مسائل زیادی روبرو شدیم. ارتباط ما با امام(ره) زیاد بود.

ما با تعدادی از دوستانی که انقلابی ناب به شمار می رفتند جلساتی خاص برگزار می کردیم و تصمیماتی می گرفتیم. اطرافیان بنی صدر( مانند سلامتیان و …) نیز کم و بیش در مجلس حضور داشتند.

عمده حادثه ای که در دوره اول پیش آمد، عزل بنی صدر بود. به خاطر دارم یکی از نمایندگان خوزستان نزد من آمد و گفت اختلافی که بین امام و بنی صدر پیش آمده است و بنی صدر علیه انقلابیون اصیل سخن پراکنی و ضدیت کرده و با سپاه مخالفت می کند، تدبیری نیاز دارد. به او گفتم ما باید با بیت امام ارتباط داشته باشیم؛ اگر امام فرماندهی کل قوا را – که به بنی صدر تفویض کرده است- از او پس بگیرد، ما به دلیل عدم کفایت سیاسی بنی صدر، موضوع عزل او را در مجلس مطرح می کنیم. در مورد امر تحقیق کردیم و دیدیم امام نیز دیگر از دست بی کفایتی های بنی صدر به تنگ آمده و ناراحت است.

به محض اینکه خبر عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام به گوشمان رسید، به سراغ همان نماینده خوزستان رفتم تا متنی را آماده کنیم و از دیگر نمایندگان امضاء بگیریم. ما متن را نوشته و آماده کردیم و اگر اشتباه نکنم من اولین نفری بودم که زیر آن را امضا زدم. نماینده ی خوزستان آن نامه را جهت امضا گیری نزد نمایندگان دیگر برد و تقریبا دو سوم نمایندگان مجلس زیر آن را امضا زدند و بالاخره موضوع عزل بنی صدر را مطرح کردیم. ظاهر یک یا دو نفر مخالف، چند نفر هم دارای رأی ممتنع و بقیه نمایندگان موافق عزل بنی صدر بودند.

در درگیری آیت الله قره باغی با صباغیان، نه عمامه افتاد و نه عبا پاره شد اما هادی غفاری سر و صورت وزیر نفت را خون مالی کرد

آناج: نظر آقای هاشمی در این مورد چه بود؟

به نظرم او نیز موافق عزل بنی صدر بود. چون او هم آن زمان مثل آقا(مقام معظم رهبری) مخالف بنی صدر بود. البته فکر می کنم آن زمان که اواخر دوره ی اول مجلس بود حضرت آقا به شورای عالی دفاع رفته بودند و در مجلس نبودند اما آقای رفسنجانی آنجا حضور داشتند و چند دوره هم رئیس مجلس بودند.

البته در دوره اول قوانین و مقررات زیادی هم تصویب شد اما عمده کار مجلس در آن برهه همان ریاست جمهوری بود. اگر دوره های دیگر را نیز مرور کنم در همه ی آن ها نیز خاطراتی وجود دارد. مثلا درگیری آیت الله قره باغی ارومیه با صباغیان (در دوره اول) که به یک درگیری فیزیکی تبدیل شد. آن زمان ملی مذهبی ها در مجلس بودند. صباغیان که از اطرافیان مهندس بازرگان بود، سخنرانی قبل از دستور داشت؛ در سخنرانی خود از نظام انتقاد کرد. آقای قره باغی از جای خود برخاست و پیش رفت و گفت این حرف ها را نزنید این ها حرف های دل خواه آمریکاست.

اما او حرف هایش را ادامه داد و آقای قره باغی هم جلوتر رفت و یقه اش را گرفت تا از پشت تریبون کنارش بکشد. به یاد دارم وزیر نفت وقت، که فرد چاق و چله ای بود نزدیک تر نشسته بود؛ آمد و دست به عمامه ی آقای قره باغی برد. اما نه عمامه بر زمین افتاد و نه عبای او پاره شد.

آن زمان هادی غفاری جزء انقلابیون ناب بود و در مسیر صحیح قرار داشت؛ او آقای منفرد که فرد چاقی بود بر زمین زد و رویش نشست! لنگه کفشش را به دست گرفت و بر سر او کوفت! آن قدر بر سرش زد تا از سرش خون آمد. وزیر نفت که فرد زرنگی بود با سر خونی رفت و در جای هیئت رئیسه نشست تا خبرنگاران و عکاسان او را خوب ببینند و این خبر را در کشورهای خارجی منعکس کنند. قانون جنگل مطرح بود!

در مجالس دیگر نیز خاطرات و مصوبات دیگری همچون اسلامی شدن بانک ها وجود داشت که من در این مورد نقش موثری داشتم. من دو سال در کمیسون جهاد سازندگی مسئول بودم که در آن دوران این کمیسیون خیلی فعال بود و در مجلس کمیسیون مستقلی بود و آقای ناطق نوری نیز نماینده ی امام در جهاد سازندگی و عضو کمیسیون بود. پس از ادغام کمیسیون جهاد با سایر نهادهای انقلابی استقلال خود را از دست داد. مرا به کمیسیون اقتصاد (که به آن کمیسیون بازرگانی می گفتند) دعوت کردند و 14 سال در مجلس مسئول کمیسیون اقتصاد بودم. مقررات صادرات و واردات زیادی تصویب شد و طرح های زیادی را ارائه کردیم.

با شرط امام جمعه موقت به تبریز آمدم اما حضرت آقا ماندگارم کردند

آناج: بفرمایید چطور شد که حضرت آقا تصمیم به جابجایی آیت الله ملکوتی گرفتند و شما را به عنوان نماینده ولی فقیه در استان تعیین کردند؟

من فقط می توانم در مورد خودم صحبت کنم و شاید صحبت در مورد افراد دیگر صحیح نباشد. من آن سال مشرف به زیارت خانه ی خدا شده بودم. اول به مکه رفته و اعمال حج را به جا آورده و سپس به مدینه رفتیم. قرار بود یک هفته در مدینه بمانیم؛ در سومین روز به من خبر دادند که آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری پشت تلفن منتظر شماست. وقتی با آقای حجازی حرف زدم به من گفتند که آقا می فرمایند شما اعمال حج را انجام داده و سه روز هم در مدینه مانده اید؛ پس بهتر است قدری زودتر به ایران برگردید. من نگران شدم و علت امر را از آقای حجازیی جویا شدم. او جواب قطعی به من نداد اما اشاره ای کرد که آیت الله ملکوتی جمعه ی گذشته در نماز جمعه خداحافظی کرده اند – که زمزمه ی آن دو سه روز بعد به گوش تبریزی ها در مکه هم رسیده بود- و شما را در رابطه با همین موضوع به تهران خوانده اند.

من از مدینه مستقیم به تهران رفتم و حصرت آقا را ملاقات کردم. ایشان موضوع را با من مطرح کردند و من هم به ایشان گفتم همان طور که می دانید من مسئولیت های زیادی در تهران دارم، تدریس می کنم، امامت نماز را بر عهده دارم و سرپرستی روحانیت مبارز جنوب غرب تهران را بر عهده دارم و فعالیت های دیگری که با وجود آن ها من نمی توانم به تبریز بروم. آقا فرمودند آیت الله ملکوتی خداحافظی کرده اند و ما فرد دیگری را جز شما سراغ نداریم؛ پس حداقل تابستان را به تبریز بروید. گفتم اگر فقط سه ماه تابستان باشد اشکالی ندارد من قبول می کنم که به آنجا بروم به شرطی که در برگه ی حکم نیز “امام جمعه موقت” را ذکر کنید. من پنجشنبه خودم را به تبریز رساندم و جمعه نماز را اقامه کردیم با خیال اینکه با پایان سه ماه تابستان ماموریت من نیز به پایان می رسد. به خاطر دارم که حتی روزنامه جمهوری اسلامی که معمولا خطبه های نماز جمعه شهر را می نویسد، تا یکی دو سال مرا به عنوان امام جمعه موقت تبریز می نوشت.

وقتی آیت الله گلپایگانی برای رهبری مطرح شد، با صدای بلند به آقای هاشمی اعتراض کردم و گفتم من یادداشتی را به شما داده ام و الان وقت قرائت آن رسیده

آناج: لطفا از ماجرای مجلس خبرگان و اصرار جنابعالی به آقای هاشمی جهت بیان خاطره حضرت امام بگویید:

وقتی در شام 13 خرداد امام رحلت کردند و آن فاجعه ی عظما به وقوع پیوست، مرحوم آقای طاهری خرم آبادی از هیئت رئیسه ی مجلس خبرگان با من تماس گرفت و گفت فردا صبح مجلس خبرگان تشکیل می شود. من از حال امام باخبر بودم و می دانستم که وضع حالشان وخیم است لذا فهمیدم که جریان از چه قرار است. من از این خبر خیلی متاثر شدم و آن شب از ناراحتی نتوانستم بخوابم چرا که امام هم استاد و رهبر ما بود و هم علاقه ی شخصی به ایشان داشتم و از طرف دیگر نگران آینده ی کشور بودم. اما روزنه ی امیدی هم داشتم زیرا شنیده بودم امام مطالبی را در مورد آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی) فرموده اند. این امید مرا دلگرم می کرد تا اینکه صبح به مجلس خبرگان رفتم. قبل از ظهر وصیت نامه ی امام قرائت شد که امام وصیت کرده بود پسرم احمد آقا آن را بخواند و اگر او نبود یکی از روسای سه قوه قرائت کند. آن زمان هم حضرت آقا رئیس جمهور بودند و وصیت نامه ی الهی سیاسی امام را قرائت کردند.

بعد از ظهر جلسه تشکیل شد. ابتدا راجع به شورایی شدن رهبری صحبت شد زیرا آن موقع در قانون اساسی رهبر یا شورای رهبری قید شده بود. در آن جلسه چنین مطرح شد که اگر شورای رهبری رأی بیاورد کشور به واسطه ی شورا اداره شود. من بر اساس این صحبت ها فهمیدم که کار به درازا می انجامد. لذا یادداشتی نوشته و به هیئت رئیسه فرستادم و نوشتم این بحث را کوتاه کنید و مطالبی را که امام در مورد آیت الله خامنه ای فرموده بودند، مطرح شود. من یادداشت را به آقای طاهری خرم ابادی فرستاده بودم و او هم نوشته ی مرا به آقای رفسنجانی داده بود. آقای رفسنجانی گفته بود فعلا صبر کنید بحث شورا به جایی برسد و اگر شورا رأی نیاورد و افراد مطرح شدند، این موضوع را مطرح می کنیم.

من ساکت نشستم تا بحث شورا به اتمام برسد. شورا بالاخره رأی نیاورد. البته عده ای در اقلیت مایل به رهبری شورا بودند اما من از همان ابتدا با رهبری شورا موافق نبودم و با مخالفان بحث کردم و عوارض رهبری شورا را برایشان توضیح دادم که با اختلاف نظر بین شورا مملکت فلج می شود؛ پس بهتر است رهبری واحد حاکم باشد.

پس از روشن شدن تکلیف بحث شورا افراد را مطرح کردند. عده ای آیت الله گلپایگانی را پیشنهاد کردند و من دوباره از جا برخواستم و با صدای بلند به آقای هاشمی اعتراض کردم و گفتم من یادداشتی را به شما داده ام و الان وقت قرائت آن رسیده، پس آن را بخوانید. آقای رفسنجانی نوشته ی مرا خواندند و گفتند آقای شبستری می خواهد من که حضور داشتم و جز شهود بودم توصیه های امام را در مورد آیت الله خامنه ای نقل کنم.

من شنیده بودم که وقتی آیت الله خامنه ای به کره رفته و آنجا سخنرانی کرده بودند، تلوزیون پخش می کرد و حاج احمد آقا نیز در خدمت امام بود؛ حاج احمدآقا گفته بود ماشاءالله آیت الله خامنه ای خوب صحبت می کند و جلسه را خوب قبضه کرده است؛ پس از این حرف حاج احمد آقا، امام فرموده بود آقای خامنه ای شایستگی رهبری را دارد.

علاوه بر این زمانی که آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد، به امام گفته بودند حال که او را عزل کردید بعدا ما گرفتار خواهیم شد؛ امام در جواب این حرف فرموده بود: با وجود آقای خامنه ای شما غصه ای نداشته باشید.

من این دو مورد را شنیده بودم و می دانستم که آقای رفسنجانی(به همراه آقای موسوی اردبیلی) جزء شاهدان است. لذا در آن یادداشت از آقای رفسنجانی خواستم که شهادت بدهید امام چنین مطلبی را بیان کرده بودند.

آقای رفسنجانی رو به اعضای خبرگان کرد و گفت آقای شبستری از من می خواهند سخنان امام را به شما بگویم؛ آیا شما موافق هستید؟ همه ی اعضا گفتند بله بگویید؛ اگر الان نگویید پس کی می خواهید بگویید! آقای رفسنجانی موضوع را مطرح کردند و شهادت دادند و گفتند که آن موقع آقای موسوی اردبیلی نیز شاهد بود. البته اگر شهادت آن ها هم نبود و اگر توصیه ی امام هم نبود، خواه نا خواه ما نمی توانستیم فردی اصلح تر از آیت الله خامنه ای پیدا کنیم. یعنی اگر توصیه ی امام هم مطرح نمی شد بلاخره آقای خامنه ای رأی می آورد منتها با مطرح کردن این امر انتخاب ایشان به رهبری با سرعت و با رأی اکثریت قاطع اعضاء انجام گرفت.

پس از این ماجرا آقا خود پشت تریبون رفت و می خواست که رهبری را قبول نکند. ایشان پشت تریبون فرمود من از لطف آقایان سپاسگذارم ولی من برای این امر آمادگی ندارم. اعضا گفتند این بر شما تکلیف شده است! چرا قبول نمی کنید؟ از جمله کسانی که این سوال را پرسید آقای آذری قمی(که در قم یک کتابفروشی و امتیاز یک روزنامه را داشت و از علمای فاضل اهل قم بود) بود. آقا در جواب سوال او فرمود: آقای آذری اگر من یک حکمی بدهم شما قبول می کنید؟ گفت: بله آقا قبول می کنم(آقای آذری قدری شلوغ و از افراد منتقد بود). بالاخره حضرت آقا قبول کردند و جلسه به پایان رسید. البته بعدا آقای آذری مشکلاتی پیدا کرد.

به حضرت آقا عرض کردم،سه ماه شد سه سال،ده سال، پانزده سال ولی..

آناج: برگردیم به بحث امام جمعه موقت. چطور تبدیل به امام جمعه دائم شدید؟

پس از اتمام سه ماه تابستان من نزد حضرت آقا رفتم و گفتم سه ماه تمام شده است! اما ایشان گفتند: آقا! شما تازه آنجا راه افتاده اید، استان آرامش پیدا کرده. گفتم آقا! خانواده ی من، تشکیلات و کار و فعالیت هایم اینجاست! فرمودند: حالا بروید یک فکری می کنیم. به تبریز آمدم و بعد از دو سه ماه دوباره نزد رهبری رفتم و گفتند من هنوز کسی را پیدا نکرده ام، حالا شما باشید… از آن زمان به بعد سه چهار بار به حضرت آقا مراجعه کرده ام و عرض کرده ام آقا! سه ماه شد سه سال! شد 10 سال! 15 سال! آقا ما را مرخص کنید ما بازنشست شویم؛ اما فرمودند نه خیر شما آنجا جا افتاده اید و ما کسی را نداریم. حتما جریان اخیر (کاندیدا شدن برای دبیری جامعه روحانیت) را نیز خودتان شنیده اید که بهانه ای جور شده بود که از اینجا برویم اما باز هم نشد. به قول آقای محمدی، مسئول دفتر مقام معظم هبری که می گفت خطر از بیخ گوشتان رد شده.

در ما به روی روی کسانی که در مسیر انقلاب هستند باز است

آناج: از فتنه ی 88 و ریزش ها و رویش ها صحبت کنید؛ در زمان انتخابات وقتی آقای موسوی به تبریز و به دیدار شما آمده بودند چنین شایع شد که شما حامی ایشان هستید؛ لطفا در این مورد بیشتر توضیح بدهید.

آقای میرحسین یا آقای عارف که جزء اصلاح طلبان است، وقتی به تبریز می آید و مایل به دیدار کسی است، در ما به روی همه و تمام کاندیدا چه اصلاح طلب و چه اصولگرا و … باز است مگر اینکه کسی معلوم الحال باشد و از همان اول معلوم باشد که او ضدانقلاب است؛ ضد انقلاب اولا به اینجا نمی آید دوما اگر بیاید در ما به روی او باز نیست. اما کسانی که انقلابی هستند – چه اصلاح طلب باشد چه اصولگرا می توانند اینجا بیایند؛ آن موقع می آمدند، الان هم می آیند. میرحسین موسوی نیز به دیدار ما آمد ولی آن زمان ماهیتش مثل الان معلوم نبود. وقتی می خواست اینجا بیاید فرد معتدلی را برای دیدار واسطه کرد که به خاطر ندارم آن واسطه چه کسی بود.

الان نیز کسانی که در مسیر انقلاب هستند و ماهیت ضد انقلابیشان روشن نشده است، اگر اینجا بیایند و مایل به دیدار باشند در ما به رویشان باز است. روال حضرت آقا نیز همین طور است. مثلا محتشمی پور یا عده ای از اصلاح طلبان به عیادت حضرت آقا رفتند اما آقا آن ها را رد نکرد مگر به کسانی که خیلی افراطی بودند مثل آقای خاتمی که راه ندادند.

ما نیز نماینده ی رهبر هستیم و نباید کاری کنیم که دیگران فکر کنند اصلاح طلبان حق ندارند قدم در این خانه بگذارند. مثلا گه گاه هم آقای پزشکیان اینجا می آید و هم آقای سعیدی و آقای فرهنگی. ما نمی توانیم در به روی کسی ببندیم. وقتی کاندیداها به تبریز می آید به دیدار ما نیز می آیند؛ آن موقع میرحسن موسوی نیز کاندیدا بود و من هم اگر وقت داشته باشم حتما دیدار را می پذیرم مگر اینکه اصلا وقت نداشته باشم.

[آیت الله محسن مجتهد شبستری]

قطعا به موسوی رای نداده ام

آناج: برخی ادعا دارند شما در آن دیدار توصیه هایی هم به موسوی کرده اید؛ از جمله اینکه با مردم تند حرف نزند؛ آیا این موضوع را تایید می کنید؟

شاید من تذکراتی به او داده ام اما جزئیات یادم نیست. اما در هر حال یادم هست که او به اینجا آمد و علت هم این بود که آن موقع ماهیتش معلوم نبود. البته قطعا من به موسوی رأی نداده ام برای اینکه از نظر من افکارش مساعد نبود.

بعد از مسئله ی فتنه ماهیت آن ها روشن شد، آن فتنه گرها در مقابل رهبر ایستادند و قضد براندازی نظام را داشتند و ثابت شد که آن ها از خارج الهام می گیرند و با آن ها ارتباط دارند و اگر از دشمن الهام هم نگیرند راهی را می روند که آمریکا، استکبار و دشمنان جمهوری اسلامی آن را می خواهند. آن ها با این کار چند ماه مملکت را دچار ولوله و التهاب کردند، عده ای را به خیابان ها کشاندند با اینکه امام به آن ها توصیه و نصیحت کرده بود، خودش را و رئیس ستادشان (ستاد آقای کروبی و موسوی) را دعوت و با آن ها صحبت کرده بود.

اما معلوم شد که آن ها عناد دارند و لجبازی می کنند و قراین و شواهد(افراد دستگیر شده) نیز نشان داد که در این توطئه براندازی، با خارج از کشور در ارتباط بودند. هدف براندازی نظام بود نه صرفا ادعای تقلب در انتخابات. علاوه بر همه ی اینها حوادثی که در 13 آبان یا روز قدس پیش آمد و دادن شعارهایی مثل “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” و بر آن کارها ضمیمه شد تا اینکه در روز عاشورا وقاحت از حد گذشت! طرفداران آن ها پرچم های امام حسین(ع) را به آتش کشیدند، به عزاداران حسینی حمله کردند و اوج ناراحتی را برای ملت به وجود آوردند.

من معتقد بودم که سخنرانی را به 9 دی موکول نکنیم

آناج: چه شد که روز 8 دی را برای راهپیمایی و سخنرانی انتخاب کردید؟ در مورد سخنرانی آتشینتان بفرمایید:

در جلسه شورای هماهنگی پیشنهاد دادند که یا هشتم دی ماه و یا نهم دی ماه تظاهرات کنیم تا همه بدانند این اتفاقات فقط توسط عده ای رخ می دهد و توده ی مردم از این جریانات و کارهایی که علیه نظام و رهبری و انقلاب و امام می شود، ناراحت هستند.

روز هفتم دی، یازدهم محرم، ساعت سه بعد از ظهر ما در خانه مراسم روضه داشتیم (ما هر سال از هفتم تا 12 ام محرم در خانه مراسم روضه برگزار می کنیم) و گفتم روسای هیئت ها، علما و افراد موثر شهر و بازار و دانشگاه و سایر افراد موثر را دعوت کنید. اما چون اینجا روضه برپا بود و ما جلسه را در خانه دیگری برگزار کردیم. حدود 50 یا 60 نفر از افراد موثر در جلسه شرکت کردند.

من ماجرا را با حاضرین درمیان گذاشتم و گفتم که می خواهند تظاهراتی بر له نظام و رهبری و بر علیه فتنه گران برگزار کنیم. من به آقایان گفتم معتقدم بهتر است تظاهرات را فردا (8دی) برگزار کنیم و به 9 دی موکول نکنیم و اگر شما آمادگی دارید مردم را به رهپیمایی دعوت کنید. حاضرین در جلسه پذیرفتند و روز هشتم دی راهپیمایی باشکوهی برگزار شد. مردم با احساسات به میدان آمده بودند و شعار ها نیز تند بودند. من نیز با احساسات صحبت کردم که البته این احساسات توام با تعقل بود. در صحبت هایم گفتم به امام و انقلاب و رهبری اهانت کرده اند و حتی به امام حسین(ع) هم اهانت کرده اند؛ وقتی حرف به اینجا رسید من خیلی ناراحت شدم که آن شب صدا و سیما ماوقع را منتشر کرد.

سالگرد 9 دی سال گذشته در تالار مصلی و در دانشگاه برگزار شد اما امسال پیشنهاد آقای نواداد رئیس صدا و سیما این است که برنامه در فضای باز برگزار شود تا تصویر بهتر منعکس شود.قرار بر این است که امسال بدین صورت اجرا شود مگر اینکه هوا نامساعد باشد. اگر هوا نامساعد باشد قطعا در مصلی برگزار می شود اما اگر مساعد باشد در سه راه مصلی اجرا می شود. به هر حال هر جا هم که باشد در هشتم دی برگزار خواهد شد چون سالگرد تظاهرات هشتم دی ماه است و اجتماع هم باید در این روز باشد. شما نیز در این رابطه بیشتر کار کنید تا اجتماع پر رونق تر برگزار شود.

آناج: چنین نقل شده است که در دوران فتنه در مجلس خبرگان کمیسیون تحقیق و تفحص تشکیل شد که شما نیز مسئول کمسیون بودید؛ این موضوع را تایید می کنید؟

نه. من مسئول کمیسیون نبودم، مسئول کمیسیون آیت الله یزدی بود و من هم عضو کمیسیون بودم.

وظیفه ای که متوجه ماست این است که مسائل روز اجمالا مطرح شود؛ مسائلی که ممکن است متوجه رهبری شود. کمیسیون تحقیق،کمیسیون خاصی است و در آیین نامه آمده است اولین کمیسیونی که باید با انتخاب مجلس خبرگان باشد، کمیسیون تحقیق است و یک بار برای انتخاب اعضای اصلی رأی گیری می شود و یکبار هم برای تعیین اعضای علی البدل. از دوره اول (که الان دوره چهارم است) آقایان لطف کرده و در هر دوره به من رأی داده اند. در این کمیسیون مسائل مهمی راجع به دولت ها مطرح شده است.

کمیسیون تحقیق خبرگان به این نتیجه رسیده که توانایی مقام معظم رهبری روز بروز بیشتر می شود

آناج: آقای مطهری اخیرا شبهاتی را در مورد مجلس خبرگان مطرح کرده و گفته اند که این مجلس در موضع سکوت و انفعال قرار دارد؛ نظر شما در این مورد چیست؟ آیا تا به حال پیش آمده است که در رابطه با موضوعی به حضرت آقا پیشنهاد یا تذکری بدهید؟

البته بنده نمی خواهم شان بحث را پایین بیاورم و فقط جواب آقای مطهری را بدهم. اصلا ایشات در سطحی نیستند که بخواهم پاسخ ایشان را بدهم. اما برای تنویر افکار عمومی در این خصوص توضیح می دهم.

یکی از وظایف کمیسیون تحقیق خبرگان(طبق اصل 111 قانون اساسی) این است که صفاتی را که باید در رهبری موجود باشد، بررسی کند که آیا رهبر این صفات را از دست داده یا از دست نداده است. مثلا رهبر باید مدیریت، مدبریت، شجاعت داشته باشد که این صفات در قانون اساسی نیز ذکر شده است. این مسائل روز به روز بررسی شده است. مثلا رهبری آقا در مسئله فتنه، بعد از فتنه دقیق بررسی شد. حضرت آقا چند ماه صبر کردند و سپس یک سخنرانی ایراد کردند و مردم به صحنه آمدند؛ این بهترین مدیریتی بود که حضرت آقا در حادثه فتنه از خود نشان دادند. اعمال و تاثیرات ما در حاشیه بود و شاید در یک استان موثر بودیم اما اصل مدیریت را مقام معظم رهبری انجام دادند و توانستند فتنه را خنثی کنند. در آن دوره کمیسیون تحقیق بیانیه ای را نوشت که من خود به عنوان سخنگوی کمیسیون آن را قرائت کردم و در صدا و سیما نیز پخش شد.

در موارد دیگر نیز ممکن است کمیسیون تحقیق ورود کند. یکی از این موارد نقص هایی است که بروز آن ها محتمل است. مثلا در صدا و سیما مشکلاتی وجود دارد و چون این سازمان زیر نظر رهبری است، مشکلات و نقص های آن در کمیسیون مطرح می شود تا مبادا این نقص ها متوجه خود رهبر باشد. در این موارد افرادی مامور به صحبت با متولیان امر می شوند تا ببینند آیا این مشکلات قابل رفع است یا خیر. یا مثلا در زمینه اقتصادی و جهاد اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی به بررسی می پردازد تا ببیند این تدبیر رهبری، تدبیر خوبی بود یا خیر. احیانا اگر در پاره موارد احساس کنیم که بهتر است از خود آقا موضوع را جویا شویم، کمیسون تحقیق از ایشان وقت می گیرد و با مقام معظم رهبری ملاقات می کند و مسائل را (در زمینه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و …) با ایشان در میان می گذارد.مسائل مزبور را با اقا طرح می کنیم و ایشان هم می گویند مثلا پاره ای از این مسائل قابل رفع است و برخی نیز قابل رفع نیست اما ایشان می گویند من پاره ای از این مسائل را به مسئولین امر تذکر می دهم و یا اینکه به ما می گویند خودتان مسئول امر را احضار کنید و موضوع را بررسی کنید. ما این کارها را انجام می دهیم و کسانی که می گویند اعضای مجلس خبرگان هر سال یکی دو بار جمع می شوند و شام می خورند و پراکنده می شوند؛ حرف بی خود، بی اساسی و ناآگاهانه یا مغرضانه می زنند. خود جلسه ی خبرگان که هر سال دو بار تشکیل می شود، بسیار پرمحتواست؛ اولا فردی از مسئولین (معمولا از وزرا و امنیت ملی دعوت می شود) به عنوان میهمان دعوت می شود که یک ساعت حق صحبت دارد. پنج نفر از خبرگان نیز حق دارند هرکدام یک ربع، از آن مسئول دعوت شده انتقاد کنند و مسئول مدعو نیز دوباره یک ربع فرصت دارد تا به انتقادات اعضای خبرگان پاسخ بدهد. در نطق های قبل از دستور نیز مطالب مهمی ذکر می شود که همه ی این مطالب یادداشت و به محضر آقا ارائه می شود.

وظیفه ی کمیسیون تحقیق نیز اجرای اصل 111 است و مسائل را همان طور که توضیح دادم دقیقا مطرح می کند و حتی دو سه نفر از اعضای کمیسیون را مامور می کند که مثلا رئیس جمهور یا فلان وزیر را دعوت کند و مشکلات (مشکلاتی که ممکن است در رابطه با رهبر در جامعه منعکس شود) را بررسی کند. در کمیسیون تحقیق غیر از مسائل ارتش و اموری که سری هستند، به دیگر مسائل مثل صدا و سیما، وزارت خانه ها، امنیت ملی، سیاست خارجی و … پرداخته می شود و اگر لازم باشد یا خود متولیان امر را دعوت می کند و یا مشکل را به محضر رهبر می رساند تا خودشان آن را برطرف کنند.

بنابراین گرچه وظیفه اصلی مجلس خبرگان تعیین رهبر است اما وظیفه دوم، یعنی نظارت بر ناتوانی صفات مزبور است با همان کیفیتی که توضیح دادم. مثلا اگر کمیسیون تحقیق در بررسی های خود به این نتیجه برسد که رهبر حافظه خود را از دست داده است، موضوع را به مجلس خبرگان گزارش می دهد.

الحمدالله کمیسیون تحقیق نه تنها تا به حال به ناتوانی نرسیده است بلکه به این نتیجه رسیده است که تجربیات آقا سال به سال بیشتر و توانش قوی تر شده است. با اینکه سن رهبر بالاتر می رود ولی از نظر توان کار و اشراف بر مسائل روز به روز قوی تر و بهتر می شود.

یک روز در محضر آقا بودم؛ پرونده ای را از ارتش و نیروهای مسلح برای آقا آوردند؛ فردی که از ارتش پرونده را آورده بود، خلاصه ی ان را نیز نوشته و روی پرونده پیوست کرده بود و گفت شاید شما وقت نداشته باشید پرونده را بخوانید برای همین من خلاصه اش را برایتان نوشته ام. آقا فرمودند نه بگذارید پرونده همین جا بماند؛ من همه ی آن را مطالعه خواهم کرد نه خلاصه اش را. حضرت آقا در تمام امور این چنین دقیق هستند. ایشان خیلی کم استراحت می کنند اما بر تمام مسائل اشراف دارند.

آناج: یکی از مسائلی که باعث شده شبهات در مورد خبرگان مطرح شود، این مسئله است که خبرگان جلسه غیرعلنی برگزار می کنند و این باعث می شود که عده ای شبهه ایجاد کنند که خبرگان فقط در پی تایید هستند نه تذکر، نظر شما چیست؟

از نظر قانون اساسی و قوانین عادی مذاکرات خبرگان علنی نیست بر خلاف مذاکرات مجلس نمایندگان که علنی است. اما کلیات جلسه هم به اطلاع رهبر می رسد و هم اعضای خبرگان در برخی مصاحبه ها آن را مطرح می کنند. درواقع مقدار مجاز و قانونی مطرح می شود.

قوانین مجلس خبرگان در دوره اول توسط شورای نگهبان و در دوره های بعدی به وسیله ی خود مجلس خبرگان تدوین می شود. اگر زمانی کمیسون آیین نامه به این نتیجه برسد که مذاکرات خبرگان علنی شود، این اتفاق قانونی می شود و انجام می گیرد. اما الان خبرنگاران فقط موقع نطق رئیس مجلس خبرگان و موقع اختتامیه و قرائت بیانیه می توانند حضور داشته باشند. پس وقتی جلسات مجلس خبرگان قانونا نمی تواند علنی شود، لذا فقط اجمالا بیان می شود و نمی توان جزئیات آن را منتشر کرد.

[آیت الله محسن مجتهد شبستری]

آناج: برخی شبهاتی مطرح می کنند مانند تذکر به به عمکرد رهبری در فتنه 88 یا قبل از انتخابات و یا در مورد فعالیت های بیت ایشان. آیا این موارد را تائید می کنید ؟

من چیزی به خاطر ندارم. گاه برخی شایعات مطرح می شود که پایه درستی ندارند. در مورد خود بنده مثلا چنین شایع کرده بودند که یکی از اعضای شورای نگهبان فوت کرده است و قرار است من به جای او جایگزین شوم! این شایعه کاملا بی اساس بود. برخی از شبهات افترای محض است و این مورد که شما ذکر کردید از همین دسته شایعات است. من اصلا به خاطر ندارم که مجلس خبرگان چنین تذکری به آقا داده باشد.

آقا در چنین مواردی معمولا کلیات را می فرمایند. ایشان همیشه می گویند رأی من مخفی است و کسی از آن خبر ندارد. ممکن است برخی کلیات را بگویند که با ویژگی های یک کاندیدا مطابقت نداشته باشد و با دیگری مطابقت داشته باشد. آقا هیچ گاه به نفع یک فرد خاص سخن نمی گوید و نگفته است.

با توجه به تذکرات فراوان ولی باز هم بعضا افراد دخیل در فتنه استفاده می شود و این خلاف قانون است

آناج: با توجه به اینکه فتنه در کشور ما خط قرمز به شمار می رود، ولی می بینیم در برخی مراسمات حامیان فتنه در آن ایراد سخنرانی می کنند و چنین شایع شده که برخی مسئولین میانی استان ما نیز از افراد دخیل در فتنه هستند؛ نظر شما در این مورد چیست؟

من در این مورد، بعد از آن جلسه خاص در مجتمع پتروشیمی تذکر دادم. شنیدم که در آن جلسه کلیپی را از فتنه گران پخش کرده اند و سخنران نامناسب و بی سوادی سخنرانی کرده است؛ من نیز مسئولین ذی ربط را احضار کرده و به ایشان تذکر دادم و آن ها نیز انجمن اسلامی معلمین را مقصر دانستند و گفتند ما بی خبر بودیم و آنان را محکوم و توبیخ می کنیم. من طبق وظیفه تذکر دادم و ظاهرا سخنرانی که در آن مجلس سخنرانی می کرد الان ممنوع الصحبت است و اجازه سخنرانی در مجالس دیگر را ندارد. اما اخیرا شنیدم در جای دیگری هم صحبت کرده است که من باز هم برخورد کردم.

مسلما فتنه خط قرمز ماست و نباید مسئولین ما از این دسته باشند. به یاد دارم آیت الله جنتی چند بار در نماز جمعه نیز این موضوع را مطرح کردند که نباید مسئولین از بین فتنه گران انتخاب شود. اما متاسفانه کم توجهی صورت می گیرد و این افراد انتخاب می شوند و کارهای خلاف انجام می دهند.

آناج: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید متشکریم.

گفتگو از: کاوه صدق روحی/وهاب حسنی

No responses yet

Dec 17 2014

پاسخ آیت‌الله هاشمی به اظهارات آیت‌الله محمد خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایلنا: گویا این شخص با سؤاستفاده از فضای غبارآلوده زمان که یاران و اهل بیت امام عزیز را به جرم وابستگی‌های علمی و نسبی می‌نوازند و دیگران به تماشا نشسته‌اند و فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند! متوسل به نشریه‌ای وابسته به جریان انحرافی می‌شود.

دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی٬ در پاسخ به اظهارات آیت‌الله محمد خامنه‌ای بیانیه‌ای را مننتشر کرد.

به گزارش ایلنا٬ متن بیانیه به شرح زیر است:

«این تذهبون؟!

از قرآن کریم تا امام علی (ع) و امام خمینی (ره)

آنانی که عبارت تنبیهی و سؤالی «این تذهبون؟!» را در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی شنیده‌اند، خوب می‌دانند که امام عزیز این عبارت را زمانی بر زبان جاری کردند که گروهی با تجاهل و تغافل، نسبت به حقانیت انقلاب اسلامی، در صدد آمریکایی جلوه دادن مبارزات مردم و نهضت روحانیت در ایران بودند، اما خوب است که قبل از ورود به مبحث، از سابقه این اصطلاح در تاریخ اسلام بدانیم که بسیار خواندنی و شنیدنی است.

خداوند متعال در سوره تکویر پس از سوگندهای محکم بر حقانیت قرآن و رسول اکرم (ص) می‌فرماید: «انه لقول رسول کریم» و در ادامه با ردّ سخنان توهین‌آمیزی که کافران و مشرکان علیه پیامبر (ص) و اسلام در جامعه پخش می‌کنند، در آیات ۲۲ تا ۲۵ می‌گویند: «پیامبر دیوانه نیست و در موارد وحی، بخیل نیست و قرآن کلام شیطان رجیم نیست» و سپس با قهر الهی خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون؟!»

حضرت علی (ع) نیز در خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه، با دلی پرخون، از علمایی گلایه و شکوه می‌نمایند که «خویش را عالم خوانده، در صورتی که عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان‌تر فرا گرفته! و مطالبی گمراه کننده از گمراهانی آموخته، دام‌هایی از طناب‌های غرور و گفته‌های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته‌های خود تطبیق می‌دهد، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر می‌دهد و می‌گوید از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زند، چهره او چهره انسان است و قلبش قلب حیوان، راه هدایت را نمی‌شناسد، پس او مرده‌ای است در میان زندگان»

امام علی (ع) در ادامه خطبه خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون و انی توفکون و الاعلام قائمه و الآیات واضحه و المنار منصوبه فاین یتاه بکم و کیف تعمهون؟!» یعنی: کجا می‌روید؟ رو به کدام طرف می‌کنید؟ پرچم‌های حق برپاست، نشانه‌های آن آشکار است! با این‌که چراغ‌های هدایت نصب گردیده است، باز گمراهانه به کجا می‌روید؟ چرا سرگردانید؟!»

این سخنان که معلوم است از ‌‌نهایت خشم مولی الموحدین علی (ع) نسبت به جهالت یک عده عالم!! بر زبان آمده، در طول ۱۴۰۰ سال تاریخ اسلام در نهج‌البلاغه مستور بود، تا این‌که دوباره در ۲۹ آبان سال ۱۳۶۰ (در حمله گروهی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر جریان مک‌فارلین) بر زبان سلاله پاک آن امام همام، یعنی امام خمینی (ره) جاری شد و با این‌که آن عزیز مهربان تأکید می‌کنند که «نمی‌خواهم در این روز مبارک (عید مبعث) اسباب افسردگی اشخاص بشوم» چنان ناراحت، افسرده و خشماگین هستند که با همه مهربانی‌هایش، می‌فرمایند: «چرا می‌خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می‌خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می‌روید؟ این تذهبون؟ من نمی‌توانم آن طوری که می‌خواهم، با شما صحبت کنم و نمی‌خواهم در روز عید رنجش برای شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتی، وقت یک همچو اموری است؟!

امام (ره) در ادامه تأکید می‌فرمایند: «لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تند‌تر است، از لحن خود کاخ نشینان آنجا تند‌تر است. شما را چه شده است این‌طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را می‌شناسم، شما این‌طور نبودید. من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، گرچه شما‌ها نمی‌توانید، لکن نباید یک همچو کاری در ایران بشود. من نمی‌خواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هی تندرو و کندرو درست نکنید، دو دستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کار‌ها را…» (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحات ۱۵۹ تا ۱۶۳)

سال‌ها گذشت و ناگهان یکی از‌‌ همان مخاطبان عتاب‌آلود امام خمینی (ره) در ماجرای مک فارلین، در تناقضی آشکار، اول می‌گوید: «من قبول نکردم که آن نامه (به وزیر امور خارجه) را امضا کنم، قهراً امضا کردم و به دام آن‌ها افتادم.» در ادامه می‌گوید: «کار درستی کرده‌ایم.» این آقا که نامش در تاریخ انقلاب اسلامی یک‌بار، آن هم به خاطر حمله به دلسوزان انقلاب و به عنوان مخاطب امام راحل در «این تذهبون؟» آمده، ماجرای مک ‌فارلین را که امام عزیز آن را باعث «به عزا نشاندن کاخ سفید» می‌دانند (صحیفه، ج ۲۰، ص ۱۶۰)، موجب «افتضاح» ایران می‌خواند!

گویا این شخص با سؤاستفاده از فضای غبارآلوده زمان که یاران و اهل بیت امام عزیز را به جرم وابستگی‌های علمی و نسبی می‌نوازند و دیگران به تماشا نشسته‌اند و فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند! متوسل به نشریه‌ای وابسته به جریان انحرافی می‌شود که فهرست مطالب آن در ۷ شماره نشان می‌دهد که از الفبای رسانه‌ای، فقط توهین و تهمت را به عنوان «رمز عبور» از راه اندیشه‌های امام و زنده نگه داشتن القائات جریان انحرافی، آموخته است که البته بر گردانندگان آن نشریه هرجی نیست.

اما تعجب از رسانه‌های مدعی ارزش‌مداری و پیروی از امام و رهبری است که با ذوق و ولع تمام، هر مطلبی را، ولو حاوی توهین به امام (ره)، رهبری و بزرگان انقلاب اسلامی، صرفاً به خاطر اینکه توهین به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آن برجسته است، منتشر می‌کنند و گویا هدف، آن‌چنان وسیله را برایشان توجیه می‌کند که فراموش کرده‌اند، مطالب نویسنده سراسر توهین به امام امت (ره)، رهبری نظام و نظام اسلامی است. فراموش کرده‌اند، آیت‌الله بهشتی، اگر تمامیت‌خواه بود که بفرموده امام خمینی (ره) «مظلوم نمی‌زیست و مظلومانه به شهادت نمی‌رسید.»

اما خطاب ما در این مقال به آقای سید محمد خامنه‌ای است که به خاطر کسوت و نسبت خویش، باید آیینه تمام نمای انصاف، عدالت و حقیقت باشد. شخصیتی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گرماگرم‌‌ همان روزهایی که جامعه به خاطر ناراحتی امام به چنان حالتی رسیده بود که خود او فکر می‌کرد: «پاسداران در مجلس اسلحه به روی وی خواهند کشید»، درباره کارشان می‌گوید: «آن‌ها به وظایف نمایندگی عمل کرده‌اند.» (خاطرات سال ۶۶، دفاع و سیاست، ص ۴۹، پنج‌شنبه ۱۳ فروردین)

کاش دایره این توهین‌ها که معلوم است به خاطر سرباز کردن یک دمل چرکین ۲۸ ساله است، با هر دلیل و انگیزه‌ای، محدود به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود و مانند بعضی از گروه‌های دیگر، با توهین و تهمت به «هاشمی عزیز» (در تعبیر امام راحل) روح بغض‌آلود خود را تسکین می‌داد، اما گویا کینه‌های او نسبت به شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن‌قدر عمیق است که ابایی ندارد برای تخریب ایشان دانسته یا ندانسته اندیشه‌های امام را به آتش بکشد و بر تفکرات مدبرانه ایشان، خاکس‌تر فریب بپاشد و بگوید که انقلاب از اساس طرح آمریکایی‌ها بود!! ابایی ندارد آیت‌الله دکتر بهشتی را که با عمّامه در آتش کینه نفاق سوخت و به تعبیر امام راحل به تنهایی یک ملت بود و مظلوم شهید شد و هنوز هم مظلوم است، با «ظاهری لیبرالیستی» و «تمامیت خواه» بخواند. ابایی ندارد مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی، فرزند برومند امام (ره) را مستقیم و یا با عبارت «جماران نشینان» شریک توطئه آمریکایی‌ها و القاء کنندگان مطالب خلاف واقع و گزارش‌های دروغ به امام معرفی کند. ابایی ندارد حتی برادرش، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب و ۸۰ مجتهد فقیه مجلس خبرگان را در انتخاب رهبری پس از امام، فریب خورده آمریکا بنامد و بالا‌تر از همه ابایی ندارد که بگوید امام از اوّل تا آخر مبارزه و پیروزی، تحت تأثیر گروهی بودند که برای آمریکا کار می‌کردند و امام تصمیمات مهم خود را براساس القائات دیگران و اطرافیان می‌گرفتند!!

به قول مولا علی (ع) به خاطر طناب غرور، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر داده و با این‌که پس از آن نهیب امام راحل، امضای خود را پس گرفته بود، اما انگار دقیقاً مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است، چون «گفته بود از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زد.»

آقای سیدمحمد خامنه‌ای، درباره ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «اطرافیان هاشمی او را به سمت ریاست جمهوری سوق دادند تا یک پله به رهبر شدن!! نزدیک شود و این یک توطئه آمریکایی بود.»، حال آن‌که در مهرماه ۱۳۶۶ که هنوز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بود و آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور و امام (ره) در قید حیات بودند، وقتی از آیت‌الله خامنه‌ای می‌پرسند: «نظر شما در مورد کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی برای آینده ریاست جمهوری چیست؟» می‌فرمایند: «البته این قضیه هنوز مطرح نشده، ولی من آقای هاشمی رفسنجانی را برای همه مسؤولیت‌ها صد درصد می‌پسندم و تأیید می‌کنم. من شخصی گیرا‌تر، شیرین‌تر، محبوب‌تر و کارآمد‌تر از آقای هاشمی رفسنجانی در بین مسؤولین جمهوری اسلامی ایران برای پست ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیت‌های مهم سراغ ندارم.» (روزنامه رسالت، ۲۷ مهرماه ۱۳۶۶)

آقای سید محمد خامنه‌ای، احتمالاً در روز رحلت امام و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، نبودند و یا احتمالاً آن روز را از تقویم عمر خویش کم کرده بود، وگرنه همگان می‌دانند که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی چه نقشی در آن مقطع برای تعیین رهبری داشته‌اند!! و خنده‌دار است که ادعا می‌کند: «ریاست جمهوری هاشمی مقدمه‌ای برای هماهنگ‌سازی امور و زمینه‌سازی برای ایجاد پایگاه قدرت و خیز به سمت آرزوی دیرینه پس از فوت امام بود، ولی قدری دیر شده بود و با حکمت و عنایت الهی و با تصمیم و رأی ناگهانی و تقریباً بی‌مقدمه مجلس خبرگان، (آیت‌الله) خامنه‌ای انتخاب شدند و کار از کار گذشت.» امروز دیگر حتی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در ایران می‌دانند که ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی بود و این‌گونه سخن گفتن، مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است که «عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان فرا گرفته و مطالبی گمراه کننده را از گمراهانی آموخته.»

اگرچه پاسخ گفتن به ادبیات آقای محمد خامنه‌ای در شأن هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی در جمهوری اسلامی نیست، اما چون مستمسک همه کینه‌ جویان انقلاب، نظام اسلامی، امام راحل و شهدای عزیز شد و نوعی یأس انقلابی را در جامعه ایران اسلامی تزریق می‌کند، باید گفت که حقانیت راه امام (ره) و انقلاب اسلامی آن قدر آشکار است که با چنین ابرهای تیره و تاری کتمان نمی‌شود.

البته سابقه محبت‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ایشان به سال‌های قبل از انقلاب می‌رسد و مطالب زیادی از حرف‌ها و اقدامات ناسپاسانه وی هست که به خاطر حفظ آبرو و حرمت بیت شریف خامنه‌ای، از بیان آن خودداری می‌کنیم و امیدواریم مردم عزیز از تکرار توهین‌های این شخص به امام عزیز، رهبر معظم و بزرگان شهید انقلاب در این مقال بر ما ببخشایند که برای تبیین موضوع لازم بود!!

و کلام آخر این‌که چرا کسانی که در جریان تصمیمات انقلاب، دفاع مقدس، توطئه‌های ریز و درشت ضد انقلابیون و منافقین در این کشور هستند، در این‌گونه موارد که بدیهات انقلاب تحریف و تخریب می‌شود، سکوت کرده و برای دفاع از نظام اسلامی، سخنان گروهی بغض‌آلود را پاسخ نداده و تماشاچی شده‌اند؟!»
پایان پیام

No responses yet

Dec 17 2014

وزیر دادگستری: دولت و قوه قضائیه نمی توانند در مورد حصر تصمیم گیری کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: مصطفی پور محمدی، وزيردادگستری، ‌روز سه شنبه ۲۵ آذر، گفت که شورای امنيت ملی، نهاد تصميم‌گيری در مورد مسئله حصر خانگی مير حسين موسوی،‌ زهرا رهنورد و مهدی کروبی است و دولت و قوه قضائيه به تنهايی نمی‌توانند برای حل اين موضوع پيگيری کنند.

به گزارش خبرگزاری ايلنا، وزير دادگستری همچنين اشاره کرد که هيچگونه مسئوليت ويژه ای در مورد حصر نداشته و اين بحث تاکنون در دولت مطرح نبوده است که ما بخواهيم به عنوان دولت نظری بدهيم.

مصطفی پورمحمدی با اشاره به اينکه دولت در تصميمات شورای امنيت ملی دخيل نبوده است،‌ افزود که دولت شريک تصميم‌گيری اين نهاد محسوب می‌شود.

وی اضافه کرد: «ممکن است آقای روحانی هم پيگيری‌های کرده‌اند ولی نمی‌دانم اين پيگيرهای به کجا رسيده است. شايد ايشان هم در شورايعالی امنيت ملی پيگير بوده‌اند، اما کلا پيگيری درون‌ دولتی در کار نبوده است.»

به گزارش خبرگزاری دولتی ايرنا، وزير دادگستری در روز ۱۲ آذر ماه رفع حصر رهبران معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ را خارج از «جايگاه تصميم گيری» دولت حسن روحانی دانسته و در عين حال گفته بود که دولت تصميم گرفته است در حوزه‌های ديگری که سهم دارد، فعالانه برخورد کند.

همچنين علی يونسی، دستيار ارشد رئيس ‌جمهوری ايران در امور اقوام و اقليت‌ها، پيشتر گفته بود که دولت حسن روحانی در زمينه رفع حصر مير حسين موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی هيچ اختياری ندارد، اما «اگر فضا عادی و آرام شود، ممکن است بتواند به وعده‌اش در اين باره عمل کند.»

آقايان موسوی و کروبی و خانم رهنورد از بهمن سال ۱۳۸۹ بدون محاکمه در حصر خانگی به سر می‌برند.

در يک سال اخير، برخی از احزاب و شخصيت‌های سياسی ايران در نامه‌هايی به حسن روحانی، رئيس جمهوری ايران، خواستار پيگيری رفع حصر آنان شده‌اند.

در اين ارتباط، حسن روحانی، رئيس جمهوری ايران، روز ۱۶ آذر در پاسخ به شعار دانشجويان در مراسم روز دانشجو برای رفع حصر رهبران معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ گفت که «راه ما و مسير ما همانی است که از روز اول به شما وعده داديم. عهد ما با شما شکستنی نيست.»

هنگام سخنرانی آقای روحانی در دانشگاه علوم پزشکی ايران، تعدادی از دانشجويان با شعار «پيام ما روشنه حصر بايد بشکنه» خواستار رفع حصر ميرحسين موسوی،‌ مهدی کروبی و زهرا رهنورد شدند.

پيش از اين، فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، روز اول مهرماه گفته بود: «ظاهرا حصر و حبس‌های غيرقانونی اولويت دوستان دولتی نيست.»

همچنين علی مطهری، نماينده تهران در مجلس، روز ۱۵ مهر در نامه‌ای به آقای روحانی از وی خواست تا به عنوان رئيس جمهوری و رئيس شورای عالی امنيت ملی ايران برای رفع حصر ميرحسين موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی اقدام کند.

آقای مطهری گفت که در صورت «مسامحه» آقای روحانی، اين موضوع «در قالب سؤال» از رئيس جمهوری در مجلس پيگيری خواهد شد.

اين نماينده مجلس همجنين روز دوشنبه، ۲۴ آذرماه، در يک سخنرانی در دانشگاه يزد با اشاره به اينکه برخی می‌گويند رهبرانمعترضان به نتايج انتخابات سال ۸۸ بايد توبه و اظهار پشيمانی کنند، گفت: «وقتی اجازه نمی‌دهيم آنان حرف بزنند، چگونه بيايند توبه کنند؟»

No responses yet

Dec 17 2014

اسماعیل احمدی‌مقدم فرمانده پلیس: یگان ویژه پلیس نیرویی برای سرکوب مردم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: اسماعیل احمدی‌مقدم فرمانده پلیس گفته یگان ویژه پلیس نیرویی برای سرکوب مردم است و از مرز‌های ایران ۱۰۰ هزار نفر بدون نظارت پلیس وارد خاک عراق شده‌اند.

آقای احمدی‌مقدم این مطلب را در توضیح کاربرد‌های مختلف یگان ویژه بیان کرده و اضافه کرده نیرو‌های این یگان در حال حاضر در مرز‌های مشترک ایران و عراق «بارکش» مردم شده‌اند.

وی افزوده برای مراسم اربعین یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از ایران راهی عراق شده‌اند و ۱۰۰ هزار نفر هم «جوری دیگری» عمل کرده‌اند که «زور» پلیس به آنها نرسیده است.

احمدی‌مقدم افزوده با پایان مراسم اربعین بازگشت این افراد به داخل خاک ایران با «مشکل» مواجه شده و یگان ویژه هم به همین خاطر در مناطق مرزی مستقر شده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی که برای برگزاری مانور اربعین در کربلا تقریبا مرز‌ عراق را باز کردند بودند پس از برگزاری این مراسم نگران ورود اتباع غیرایرانی٬ فاقد هویت یا دارای هویت جعلی به داخل خاک ایران هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .