اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Dec 14 2014

ماتم مبدل و روشنفکر طلبکار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خودنویس: فریادهای دکتر یوسف اباذری در سخنرانی‌اش پیرامون مرگ مرتضی پاشایی چند پرسش عمده درپی دارد نظیر این‌که آیا اعتراض‌ به این که چرا مردم به جای پاشایی، موتزارت و بتهوون گوش نمی‌کنند، تبیین یک روشنفکر دلسوز است؟

در هفته‌های اخیر شاهد واکنش‌های متفاوتی به مرگ مرتضی پاشایی، از طرف جامعه و نیز روشنفکران بوده‌ایم. اما در روزهای اخیر، واکنش یوسف اباذری، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، چند علامت سوال بزرگ ایجاد کرد. وظیفه روشنفکر سیاسی چیست؟ تبیین وتشریح مسائل اجتماع؟ یا همدردی با اجتماع و افروختن چراغ اندیشه؟ آیا چنین تبیین‌های طلبکارانه‌ای که چرا مردم به جای پاشایی، موتزارت و بتهوون گوش نمی‌کنند، تبیین یک روشنفکر دلسوز است؟

بی‌گمان کسی که مردم را فلک زده و ابله خطاب می‌کند، فاقد حس همدردی با اجتماع و تعهد به آن است. واکنش ایشان بیشتر به گله‌مندی طلبکارانه‌ای شباهت دارد تا یک نقد جامعه‌شناختی. اگر رفتار مردم پیام سیاسی دارد، واکنش ایشان نیز در مقام متخصص، تاثیر سیاسی خواهد داشت. قطعا هرجامعه‌ای در تناسب با وضعیت سیاسی و فرهنگی و نیز امکانات اجتماعی موجود، به مسائلش واکنش نشان می‌دهد. حال وظیفه روشنفکر این است که این امکانات و ابزار‌ها را بشناسد و نقشی دخالتگر ایفا کند. نقشی که هم او را به جامعه متصل کند و هم برد نظراتش را بیشتر کند. اما چنین واکنشی بیشتر از کسی که خود را جدا از جامعه و به نوعی شبان مردم می‌داند برمی آید.

امروزه دیگر نه پیامبری می‌آید و نه فلسفه و علوم انسانی ساندویچی است که به خورد مردم داد. هر آنچه نام اجتماعی به خود می‌گیرد از فاکتورهای بی‌شمار و متفاوتی تاثیر می‌پذیرد. بنابراین برای تبیین هر مسئله اجتماعی ناگزیر باید جنبه‌های مختلف آن و زاویه‌های متفاوت دید را در نظر گرفت. دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی در این مورد قطعا از روشنگر‌ترین دیدگاه‌ها خواهد بود. در این تحلیل مختصر تلاش بر این است که پیام واکنش ماتم نمادین یک جامعه مورد بررسی قرار گیرد.

واکنش ماتم، مخصوصا به نوعی فرایند التیام روانی گفته می‌شود که با فقدان یک عزیز یا حتی یک ایده تجریدی مانند آزادی تجربه می‌شود. در ماه‌های اخیر، انواع مختلفی از ماتم‌ها و سوگواری‌ها را شاهد بوده‌ایم، حالت خشم و افتخاردر پایکوبی مبهوت مادری بر بالای جنازه فرزندش در کوبانی، عزای آکنده از احساس گناه مبهم در مراسم تاسوعا و عاشورا و در ‌‌نهایت حالتی از ماتم اجتماعی بزرگ که بیشتر می‌توان آن را یک نشانه نامید تا نتیجه رخدادی غم انگیز.

ماتم تاخیر یافته

این نوع واکنش ماتم را مهار شده، انکارشده و منع‌شده نیز می‌خوانند. در اینجا بازمانده در هنگام وقوع فقدان، واکنش ماتم نشان نمی‌دهد و یا عکس‌العمل عاطفی او در برابر فقدان، ناکافی و نامناسب است. ممکن است این فرد در آینده در برابر وقوع فقدانی جزئی واکنش ماتم شدیدی را تجربه کند. حتی ممکن است هنگامی که فرد دیگری دچار فقدان می‌شود، یا بر اثر تماشای یک فیلم، واکنش ماتم شدیدی را نشان دهد.

با نگاهی به اوضاع نابسامان اجتماعی امروز ایران آنچه که می‌تواند به عنوان یک مساله مطرح باشد، عدم امکان التیام رنج‌هایی است که از طرف یک حاکمیت توتالیتر به جامعه تحمیل می‌شود. جامعه‌ای مملو از افرادی که هر روزه شاهد مرگ ایده‌ها و آرزو‌هایشان هستند نیاز به یک روزنه دارد برای یک تخلیه مناسب هیجانی. اگرچه زمینه سازی رسانه‌ها قبل از مرگ این خواننده تاثیر زیادی بر گردهم آمدن جمعیت در این مناسبت خاص داشت اما ماهیت رفتاری مردم را تغییر نداد.

ماتم به عنوان یک سپر دفاعی

با توجه به رفتار اکثریت، این مراسم را نمی‌توان به تمام معنا ماتم نامید، بلکه بیشتر شاید تغییر ابژهٔ عشق جامعه‌ای را نشان دهد که برای ایمن ماندن حالت ماتم به خود گرفته است. جامعه‌ای که ناراضی از تحمیل انواع ابژه‌های عشق و نفرت است بالاخره روزی قد علم می‌کند و دست به انتخاب می‌زند. زیرا جامعه سنخیتی با هویت دروغینی که حاکمیت از او به نمایش می‌گذارد، ندارد. خفقان فضای میلیتلریزه هر گردهم آمدنی را امنیتی کرده و با برخورد غضب آلود پاسخ می‌دهد. با توجه به جایگاه فرهنگی عزاداری، می‌توان گفت این تنها گردهم آمدنی است که از نوعی امنیت برخوردار است. و مردم از این فرصت می‌توانند به خوبی استفاده کنند، همچنان که در عاشورای ۸۸ اتفاق افتاد.

جمهوری اسلامی از اساس میانه خوبی با موسیقی ندارد. این را درعدم نمایش نوازندگان در حال نواختن در صفحه تلویزیون می‌توان دید. جمهوری اسلامی اکنون موسیقی پاپ را همچون یک سوپاپ اطمینان پذیرفته است و با گذاشتن قوانین سختگیرانه بر صدور مجوز سعی در کنترل آن دارد. گفتنی است که حتی دو آۀبوم از چهار آلبوم خواننده مذکور مجور انتشار نگرفت. پیام این واکنش گسترده این است که این مردم هستند که عزای عمومی را اعلام می‌کنند نه حاکمیت. مردم با انتخاب یک خواننده پاپ که اشعار ترانه‌هایش اروتیک است ضدیت خود را با فضای فرهنگی تحمیل شده اعلام کردند.

No responses yet

Dec 13 2014

بازنگری آمار اختلال‌های روانی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوزمانه: در گفت‌وگو با صبا اصفهانی، پژوهشگر و متخصص انسان‌شناسی پزشکی

احمد نوربالا، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، علت افزایش ۶۰ درصدی آمار بیماری‌های روانی در جامعه ایران طی ۹ سال اخیر را سیاست‌ها و برنامه‌هایی می‌داند که حاصل آن استرس، اضطراب و تنش است.
تنهایی افسردگی روانی زخم استیصال

هرچه مدیکالیزاسیون بیشتر اتفاق بیافتد تعداد افرادی که باور می‌کنند احساسات، افکار و رفتارهای آنان نوعی اختلال است بیشتر می‌شود.

وی با استناد به تحقیقات انجام شده طی سال‌های ۷۸ تا ۸۷ می‌گوید: «میزان شیوع اختلال‌های روانی در میان ایرانیان در فاصله ۹ سال، ۶۰ درصد افزایش پیدا کرده و به اندکی بیش از ۳۴ درصد رسیده است. میزان ابتلا به اختلال‌های روانی در کشور ما سالانه رشدی ۵،۲ درصد دارد.»

در این زمینه، زمانه با صبا اصفهانی پژوهشگر و متخصص انسان‌شناسی پزشکی در مورد مولفه‌های اختلال‌های روانی و اینکه آمارهای موجود تا چه اندازه قابل اعتماد است، گفت‌وگویی کرده است.

تعریف سلامت روان و اختلال روانی چیست؟ تفاوت این دو با هم چیست؟

صبا اصفهانی: تعاریف زیادی برای سلامت و ناخوشی روانی توسط رویکردهای مختلف علمی ارائه شده که همین تنوع در تعاریف نشان‌دهنده جهانشمول نبودن مفهوم سلامت و ناخوشی روانی است.

صبا اصفهانی: مشکلات، اضطراب‌ها، ترس‌ها و بیماری‌های روانی وجود دارند و انسان‌های بسیاری با رنج این بیماری‌ها درگیر هستند، اما همه آنچه امروزه به عنوان اختلال‌های روانی برای یک سوم جامعه تشخیص داده می‌شود بخصوص در زنان، کودکان و نوجوانان، بیماری‌های روانی جدی با جنبه زیستی نیستند، بلکه مشکلات اجتماعی‌ای هستند که به عنوان بیماری مطرح شده‌اند و توسط کسانی که از این طبی‌سازی سود می‌برند، تبلیغ می‌شوند.

سلامت و بیماری روانی دامنه وسیعی را پوشش می‌دهد که از میزان رشد و رفاه فردی، مشکلات روزمره زندگی، اختلال‌های متداول مثل اضطراب و افسردگی تا اختلال‌های جدی روانی مثل اسکیزوفرنی و افسردگی- شیدایی را دربرمی‌گیرد. گرچه این شرایط بسیار متنوع اخیراً در قالب مدل‌های روانپزشکی معاصر غربی دیده و فهمیده می‌شود و سلامت روانی اغلب توسط این مدل‌ها تعریف و به وسیله آن مدیریت می‌شود، تحقیقات روانپزشکی فرهنگی، انسان‌شناسی پزشکی و پزشکی اجتماعی در سایر نقاط دنیا نشان داده‌اند که این تعاریف و در پی آن مداخلاتی که می‌شود در همه فرهنگ‌ها و جوامع لزوماَ کارایی ندارد و در هر مکانی شکل و الگوهای خاص خود را پیدا می‌کند. به این جهت که نرم‌ها و خط رفتارهای طبیعی در دوره‌های مختلف و در مکان‌های مختلف متفاوت است، دادن تعریفی ثابت برای سلامت و اختلال روانی، ناشی از نوعی نگاه ساده‌انگارانه به این دو مفهوم مهم است.

از آنجایی که تعریف سلامت و اختلال روانی تابعی از مولفه‌های زیستی، فرهنگی و اجتماعی است و این مولفه‌ها دینامیک و تابع زمان هستند، مرزکشیدن بین این دو و ادعای اینکه یک تفاوت ثابت جهانشمول در سلامت و اختلال روانی وجود دارد بسیار مشکل است.

مولفه‌های سلامت روان چیست و سازمان بهداشت جهانی در مورد آن چه می‌گوید؟

مولفه‌های سلامت روانی همانند مولفه‌های ناخوشی روانی تابعی هستند از شرایط زیستی روانی – اجتماعی فرد که قطعاَ با مولفه‌ای به نام فرهنگ فرد و فرهنگ جامعه‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند به‌طور مدام در تعامل است.
نقاشی مصری.رقص زنان

زنان پذیرندگان برچسب بیماری برای مشکلات غیر پزشکی خود هستند و متعاقباَ هم مصرف‌کنندگان بهتر خدمات پزشکی هستند

اگر مایل هستید که تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت روان را در این مصاحبه به عنوان یک خط پایه در نظر بگیرید مشکلی نیست به این شرط که فراموش نکنیم این یک تعریف جهانشمول نیست و تمامی مولفه‌هایش در شرایط مختلف نسبی خواهد بود.

به‌طور مثال سازمان بهداشت جهانی سلامت روان را حالتی از بهزیستی تعریف می‌کند که در آن فرد قابلیت‌هایش را باز می‌شناسد و قادر است با استرس‌های معمول زندگی مدارا کند، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد، برای اجتماع خود نقشی ایفا کند و با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد. درحالیکه آنچه در یک جامعه‌ای به عنوان استرس های معمول زندگی ادراک می‌شود، در مکانی دیگر ممکن است استرسی غیر معمول باشد. انتظارات فرد و جامعه‌ای که وی در آن اعمال نقش می‌کند از مقوله سازندگی و مشارکت اجتماعی، از مکانی به مکان دیگر و از زمانی به زمان دیگر می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

اختلال روانی و رفتاری به چه رفتارهایی گفته می‌شود؟ چه عناصری باعث آن می‌شود؟

اختلال روانی عموماً به ترکیبی از احساسات، ادراکات، افکار و رفتارهایی گفته می‌شود که برای فرد رنج آور هستند و منجر به افت عملکرد وی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌شوند.

وقتی رفتار یا شرایط یا مشکلی را که جنبه طبی نداشته یعنی قبلاَ بیماری خطاب نمی‌شده در قلمرو پزشکی تعریف می‌کنیم و برای حل آن راه حل طبی و دارویی ارائه می‌دهیم می‌شود مدیکالیزه کردن یا طبی‌سازی آن رفتار یا شرایط یا مشکلات.

در تعاریف اختلال روانی از واژه ناهنجار (غیر نرمال) استفاده می‌شود مثل الگوی نابه‌هنجار (غیر نرمال) روانی و رفتاری، اما من از کاربرد آن عمداَ پرهیز می‌کنم چون معتقدم الگویی که بتوانیم آن را به طور جهانشمول و ثابت هنجار بدانیم وجود ندارد. چرا که حتی در یک مکان ثابت رفتاری، در یک بازه‌ای از زمان، تحت تاثیر دلایل بسیار متنوعی مثل دلایل فرهنگی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی و سرمایه‌داری، ممکن است یک الگو غیر نرمال و بیمارگونه تعریف شود. درحالیکه در همان مکان و در زمانی دیگر، همان رفتار تحت تاثیر تغییراتی در همان مولفه‌ها می‌تواند هنجار (نرمال) تعریف شود.

به همین جهت است که شخصاَ به ساختگی بودن بسیاری از اختلال‌های روانی توسط اجتماعی که آن اختلال‌ها در آن می روید معتقدم. منظورم از ساختگی بودن Social Constructed بودن اختلال‌هاست.

همجنسگرایی یکی از این نمونه‌هاست که تا چند دهه قبل، در طبقه بندی‌های حالات روانی، حتی در اروپا و آمریکا نیز به عنوان یک اختلال (نابه هنجار) روانی در نظر گرفته می‌شد. درحالیکه الآن مدت‌هاست به عنوان یک انتخاب شخصی و نرمال در بسیاری جوامع پذیرفته شده است. پس اکثر آنچه اختلال روانی یا نابه‌هنجاری روانی و بالاخص نابه‌هنجاری رفتاری نام دارد چیزهایی است که در یک جامعه متناسب با کارکردهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و مالی به وجود آمده، تعریف شده، ماهیت و اهمیت پیدا کرده، اندازه‌گیری شده و برای مداخله در آن برنامه‌ریزی شده است.

به‌جز تعدادی از بیماری‌های جدی روانی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی کلاسیک (افسردگی- شیدایی، اختلال افسردگی اساسی و … بسیاری از اختلال‌هایی که جزو اقیانوس اختلال‌های روانپزشکی محسوب می شوند و تعدادشان به حدود سیصدتا رسیده، تحت تاثیر تعامل عواملی که نام بردم در روانپزشکی معاصر غربی ساخته شده است و به طور وسیعی هم به گوشه و کنار دنیا صادر می‌شود. در هر جایی هم این اقیانوس اختلال‌های روانی را به ترتیبی که با منافع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و مالی‌شان هماهنگ باشد تبلیغ کرده اند و از آن استفاده می‌کند.

تا به حال سه تحقیق در مورد سلامت روان انجام شده است. اولی در سال ۷۸ که جامعه آماری آن تنها ۳۰۱۴ نفر بوده است. تحقیق دوم در سال ۸۷ انجام شده که جامعه آماری آن ۱۹۳۷۰ نفر بوده است. در هر دو آمار، میزان اختلالات روانی در زنان بیشتر از مردان بوده است؟ چرا و تا چه اندازه این آمارها قابل اعتماد هستند؟

این موضوع خاص ایران نیست. دلایل متفاوتی برای بالاتر بودن اختلال‌های روانی زنان در گزارش‌ها وجود دارد، مثل مراجعه بیشتر زنان به روانشناس و روانپزشک.
زنان 3

پیامد نابرابری جنسی در فرهنگ مردسالار و مذهبی، تنش، توهین، تنبیه، خشونت و متعاقباَ میزان بالای بیقراری، اضطراب، سرخوردگی و ناامیدی برای زنان است.

اینکه تعداد افراد شرکت‌کننده در یک مطالعه یا مراجعه‌کننده به مراکز پزشکی برای ناخوشی‌های روانی بیشتر زنان هستند الزاماَ به معنی این نیست که زنان مشکلات روانی بیشتری از مردان دارند.

زنان پذیرندگان برچسب بیماری برای مشکلات غیر پزشکی خود هستند و متعاقباَ هم مصرف‌کنندگان بهتر خدمات پزشکی هستند؛ یعنی بیشتر به پزشک مراجعه می‌کنند و راحت‌تر نقش بیماری را درونی می‌کنند، چرا که به طور تاریخی سر نیزه مدیکالیزاسیون بیشتر به سمت رفتارهای زنان بوده و برچسب های ناهنجار بودن، نامتعادل بودن، اختلال داشتن و ناتوان و بیمار بودن بیشتر در قبال مشکلات رفتاری، بین فردی و اجتماعی زنان به عنوان راهکاری برای سرکوب درخواست‌ها و مسائل آنان به کار رفته است.

روش‌شناسی بسیاری از این مطالعات به علت سوءگیری در نمونه‌برداری و صحبت نکردن در مورد اینکه چرا یک گروه خاصی بیشتر به روانپزشک مراجعه می‌کند زیر سئوال است.

طبی‌سازی مسایل زنان چیست و چه مواردی را در بر می‌گیرد؟

وقتی رفتار، شرایط و مشکلی را که جنبه طبی نداشته یعنی قبلاَ بیماری خطاب نمی‌شده است در قلمرو پزشکی تعریف می‌کنیم و برای حل آن راه حل طبی و دارویی ارائه می‌دهیم، در واقع آن را مدیکالیزه یا طبی‌سازی می کنیم.

نظریه‌پردازان بزرگ پزشکی اجتماعی مانند Peter conrad و انسان‌شناسی پزشکی مانند Margaret lock در مورد مدیکالیزاسیون رفتارهای زنان سال‌ها تحقیق کرده‌اند و طی بیش از چهار دهه مطالعه، تغییر روند این طبی‌سازی یا بیماری نشان دادنِ مسائل انسانی را نشان داده‌اند.

در ایران اگر مردی همزمان چند زن صیغه‌ای داشته باشه یا چند تا دوست دختر داشته باشه احتمال اینکه برایش تشخیص اختلال جنسی گذاشته بشود بسیار کم است چون با تصور فرهنگ مردسالار و مذهبی از اینکه مرد نیاز جنسی دارد یا هوس باز است هماهنگ هست، اما اگر زنی همزمان با چند نفر رابطه جنسی داشته باشد با احتمال بالایی با تشخیص هایپر سکشوالیتی حتی ممکن است بستری هم بشود چرا که با الگوهای فرهنگی و مذهبی هماهنگ نیست.

به‌طور مثال نشان داده‌اند که در جوامع غربی ابتدا تحت تاثیر مذهب و سیاست‌های محافظه‌کارانه و برای سرکوب جنبش‌های برابری‌خواهی، مسائل زنان را مدیکالیزه می‌کردند و در دو دهه اخیر بیشتر تحت تاثیر بازار شرکت‌های دارویی، اصناف پزشکی و تکنولوژی، این مدیکالیزه کردن زندگی روزمره آدم‌ها اتفاق افتاده است.

در غرب و از زمانی که شرکت‌های دارویی و تبلیغاتی هم به متولیان مدیکالیزاسیون اضافه شدند، دیگر مسائل هر دو جنس مدیکالیزه می‌شوند. یکی از نمونه‌های آن هم بیماری نشان دادن الکلیسم یا قماربازی است.

مدیکالیزاسیون یا طبی‌سازی می‌تواند هم برای رفتارهایی که از نظر جامعه انحراف محسوب می‌شود اتفاق بیافتد، هم می‌تواند حتی برای مسائل روزمره زندگی اتفاق بیافتد. نتیجه هر دو این است که برای مسائلی که بیشتر اجتماعی هستند یا ناشی از ریتم بدن انسان یا انتخاب انسانی هستند، تعریف طبی و راه حل طبی (دارویی) ارائه می‌شود.

از مثال‌های بارز مدیکالیزاسیون حالت‌های پیش از قاعدگی در زنان است که روان‌پزشکی آن را به‌عنوان اختلال وارد حیطه خود کرده است و راه حل دارویی برای آن ارائه می‌دهد. مثال دیگر همجنس‌خواهی و رفتارهای جنسی مغایر با عرف جامعه است. اینها مواردی است که در غرب کمرنگ شده، اما در جوامع مذهبی و مردسالار هنوز به شدت ادامه دارد.

در ایران اگر مردی همزمان چند زن صیغه‌ای داشته باشه یا چند تا دوست دختر داشته باشه احتمال اینکه برایش تشخیص اختلال جنسی گذاشته بشود بسیار کم است. چون با تصور فرهنگ مردسالار و مذهبی از اینکه مرد نیاز جنسی دارد یا هوسباز است هماهنگ است، اما اگر زنی همزمان با چند نفر رابطه جنسی داشته باشد به احتمال زیاد با تشخیص هایپر سکسوالیتی حتی ممکن است بستری هم بشود چرا که با الگوهای فرهنگی و مذهبی هماهنگ نیست.
زنان.خشونت

اکثر روانپزشکان (نه همه آنها) مانند سایر پزشکان برای حفظ درآمدشان مریض‌های زیادی می‌بینند و خیلی سریع و با دوزهای بالا دارو تجویز می‌کنند.

این مدل هایی از مدیکالیزاسیون هست که توسط مولفه‌های سیاسی، مذهبی، اجتماعی و منافع مالی و صنفی ساخته می‌شود. بسیاری از آنچه امروزه به عنوان اختلال‌های روانی در نظر گرفته می‌شود و درمان دارویی می‌گیرد نیز مدل‌هایی از مدیکالیزه کردن هیجان‌ها، احساس‌ها، خلق ها و حتی اعتراض‌های انسان‌ها به مسائل اجتماعی جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند.

چه کسانی در جامعه از میزان بالای بیماران روانی سود خواهند برد؟

گروه‌های زیادی از بالا بردن آمار اختلال‌های روانی سود می‌برند که از جمله آنها «شرکت‌های دارویی»، «روانپزشکان» و «روانشناسان» هستند که مشتری خود را از اشاعه و تبلیغ این باور که بیش از یک سوم مردم بیماری روانی دارند تامین می‌کنند.

هرچه مدیکالیزاسیون بیشتر اتفاق بیافتد تعداد افرادی که باور می‌کنند احساسات، افکار و رفتارهای آنان نوعی اختلال است بیشتر می‌شود. مراجعه به متخصصان روانپزشکی و روانشناسی نیز بیشتر می‌شود.

درمان مشکلات اجتماعی در کشورها نیازمند تغییرات ساختاری در سیاستگذاری‌های کشورها و آموزش وسیع است. آزادی اجتماعی، امنیت اجتماعی، برابری اجتماعی و احترام اجتماعی است که نبود آنها مشکلات بین فردی و اجتماعی ایجاد می‌کند. تصور کنید همه این کمبودها را ساده‌انگارانه برچسب طبی بزنیم و دارو تجویز کنیم. این قطعاً در کوتاه‌مدت، روشی ساده و کم هزینه برای سرکوب نیازهای اولیه یک انسان به عنوان موجودی اجتماعی است، اما در بلندمدت قطعاَ منجر به پوسیدن لایه به لایه یک جامعه می‌شود.

نقش شرکت‌های دارویی در این زمینه چیست؟

شرکت‌های دارویی و تبلیغاتی قطعاً در بازی اینکه «بیش از یک سوم مردم دنیا اختلال‌های روانی دارند» نقش برجسته‌ای دارند.

گروه‌های زیادی از بالا بردن آمار اختلال‌های روانی سود می‌برند که از جمله آنها «شرکت‌های دارویی»، «روانپزشکان و روانشناسان» هستند که مشتری خود را از اشاعه و تبلیغ این باور که بیش از یک سوم مردم بیماری روانی دارند تامین می‌کنند.

حتی آموزش و تحقیقات روانپزشکی نیز تا حد بسیار زیادی تحت کنترل شرکت‌های دارویی است. گرچه در ایران نقش شرکت‌های دارویی به شدت غرب نیست. چون دارو در ایران نسبت به سایر کشورهای دنیا بسیار ارزان است.

عوامل دیگر مانند حفظ صنف روانپزشکی و افزایش مشتری‌های روانپزشکان و روانشناسان، سرکوب جنبش‌های اجتماعی و البته زنان، و طبی نشان دادن مشکلات عدیده و عمیق اجتماعی در کشور ازجمله عواملی هستند که نقش‌شان کمتر از شرکت‌های دارویی نیست.

تا چه اندازه میزان بالای آمار اختلال‌های روانی زنان نسبت به مردان از قبول یا عدم قبول الگوهای رایج عرفی ، قومی، فرهنگی و مذهبی پیروی می‌کند؟

بسیار زیاد. پیامد نابرابری جنسی در فرهنگ مردسالار و مذهبی، تنش، توهین، تنبیه، خشونت و در پی آن، میزان بالای بیقراری، اضطراب، سرخوردگی و ناامیدی برای زنان است.

به طور مثال دختری که دیر به خانه برمی گردد یا دوست پسر دارد به مراتب نسبت به یک پسر که درگیری مشابه دارد دچار تنش می‌شود.

آن درگیری و تنش منجر به استرس، سرخوردگی و ناکامی می‌شود و به دنبال آن ناخوشی و نارضایتی و افت عملکرد شدت می یابد. سپس به روانپزشک مراجعه می‌کند. آنچه یک روانپزشک یا روانشناس می‌بیند علائمی است مثل ناامیدی، اضطراب، بدخلقی و به دنبال آن تشخیص اختلال اضطرابی یا خلقی و دارو درمانی.

تصور خانواده و حتی خود فرد هم بر این خواهد شد که فرد بیمار بوده و رفتاری که مغایر عرف‌های آن خانواده و اجتماع نبوده از سر بیماری بوده است. موارد زیادی از بیماری روانی یا اختلال روانی که ما به کرات در بین زنان می‌بینیم از الگوهای این‌چنین پیروی می‌کند. منظورم این نیست که همه دیر به خانه برمی‌گردند یا دوست پسر دارند. منظورم این است که به دنبال تغییرات اجتماعی و آگاه شدن زنان از حقوق برابر جنسی، ما شاهد تنش‌های بسیاری در زندگی زنانی هستیم که برای آزادی و حقوق برابر خود در بستر می‌جنگند. حقوقی که عرف و مذهب و فرهنگ و قانون برای آنها نمی‌خواهد.

آمار ملی همه‌گیرشناسی بیماری‌های روانی سال ۱۳۹۰ که پس از اعتراض‌های خیابانی سال ۸۸ انجام گرفته هنوز منتشر نشده است. آیا علت خاصی دارد؟

آن آمار اولین مطالعه ملی همه‌گیر شناسی اختلال‌های روانی در ایران است که بسیار ارزشمند و مهم هم هست. چراکه نشان می دهد شیوع اختلال‌های روانی اگرچه بالاتر از سال‌های گذشته بوده اما به مراتب پایین‌تر از شیوع تشخیص اختلال‌های روانی در مطب‌های روانپزشکی در ایران است.
بیکاری فقر افسردگی

سطح تنش‌های بین فردی و اجتماعی بسیار بالاست و اضطراب، ناامنی، نارضایتی، سردرگمی و خشونت در مردم در سال‌های اخیر حتی از دوران جنگ هم بالاتر رفته است.

نتایج مطالعه در مجامع علمی پخش شده، اما نمی‌دانم چرا هنوز در مجلات علمی منتشر نشده است. تصور می‌کنم به علت صف طولانی چاپ مقالات در مجلات باشد.

پروفسور قدس مشاور اعتیاد و مواد مخدر سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی است. براساس بررسی‌های او که در سال ۱۳۸۹ در کنگره‌ روان‌پزشکی ایران ارائه شد، سهم ایران در مصرف داروهای ضد اضطراب در دنیا در سال ۲۰۰۸ بسیار زیاد بوده است. بر اساس این تحقیق، ایران پنج درصد داروهای ضد اضطراب منطقه‌ آسیا را مصرف کرده بود. در صورتی که جمعیت ما در منطقه‌ آسیا یک درصد از جمعیت کل این قاره است.

در مرحله‌ بعد و در مقایسه‌ ای دیگر، مصرف داروهای ضد اضطراب در سال‌های ۱۳۷۷ـ۱۳۷۶ و ۱۳۸۷ـ۱۳۸۶ در کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیا ارزیابی و مقایسه شده بود. براساس نتایج این ارزیابی‌، بالاترین میزان مصرف داروهای ضد اضطراب در سال ۷۶ و ۷۷ به ایران تعلق نداشت. ژاپن، اسراییل و تایلند بالاتر از ایران بودند، اما در سال ۸۶ تا ۸۷ ایران از همه سبقت می گیرد. علت میزان بالای استفاده از این داروها چیست؟

دلایل بسیار متنوعی دارد. بالا بودن ناامنی اقتصادی و بیکاری، عدم آزادی اجتماعی، عدم امنیت اجتماعی، نداشتن فرهنگ ورزش و تغذیه سالم و خیلی عوامل دیگر در بالارفتن مراجعه به روانپزشک و رشد مصرف داروهای ضد اضطراب در کشور دخالت می‌کند، اما به نظر من یکی از دلایلی که مهم است و کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که ایران فرهنگ مصرف‌گرایی برای دارو و خدمات پزشکی هم دارد.

بالا بودن ناامنی اقتصادی و بیکاری، عدم آزادی اجتماعی، عدم امنیت اجتماعی، نداشتن فرهنگ ورزش و تغذیه سالم و خیلی عوامل دیگر در بالارفتن مراجعه به روانپزشک و رشد مصرف داروهای ضد اضطراب در کشور دخالت می‌کند، اما به نظر من یکی از دلایلی که مهم است و کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که ایران فرهنگ مصرف‌گرایی برای دارو و خدمات پزشکی دارد.

چرا بالاترین مصرف آنتی بیوتیک در دنیا را داریم در حالیکه بالاترین میزان بیماری‌های میکروبی در دنیا را نداریم؟ چرا مصرف بی رویه مسکن‌ها را داریم؟ چرا جزو بالاترین مصرف‌کنندگان عمل باز قلب در دنیا هستیم؟ چرا جزو بالاترین مصرف کنندگان جراحی‌های زیبایی در دنیا هستیم؟ چرا در کابینت آشپزخانه هر خانه‌ای یک کیسه بزرگ از انواع داروهای مختلف وجود دارد؟ اینها همه نمونه هایی از فرهنگ مصرف گرایی دارو و خدمات پزشکی است.

خدمات پزشکی در ایران بسیار ارزان و در دسترس هست. ویزیت های پزشکان ایران نسبت به سایر جاهای دنیا بسیار ارزان است. اکثر روانپزشکان (نه همه آنها) مانند سایر پزشکان برای حفظ درآمدشان مریض‌های زیادی می‌بینند و خیلی سریع و با دوزهای بالا دارو تجویز می‌کنند. مردم هم که فرهنگ مصرف‌گرایی دارویی دارند و ایمان مطلق به پزشکی، با هر استرس و حال ناخوشایندی حتی خودشان بدون تجویز دکتر هم به داروخانه می‌روند و داروهای ضد اضطراب می‌گیرند. این به این معنی نیست که مشکلات وجود ندارد. سطح تنش‌های بین فردی و اجتماعی بسیار بالاست و اضطراب، ناامنی، نارضایتی، سردرگمی و خشونت در مردم در سال‌های اخیر حتی از دوران جنگ هم بالاتر رفته است. اما چه می شود که اولین راه حل مصرف داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب است.

یکی از دلایل آن می‌تواند این باشد که آستانه تحمل ایرانیان برای مقابله با مشکلات و اضطراب به نسبت قبل بسیار پایین آمده و کمتر از حمایت‌های خانواده و دوستان، ورزش، تغدیه سالم و سایر روش‌هایی که به حفظ سلامت روان کمک می‌کند استفاده می‌کنند.

وقتی مهارت‌های مقابله با ناخوشی‌ها پایین می‌آید مردم به راه‌های ساده‌تر مثل مصرف دارو تکیه می‌کنند ولو اینکه ساده‌ترین راه بهترین راه نباشد و در کوتاه و درازمدت عوارض جانبی زیادی برایشان داشته باشد.

البته مجدداَ تاکید می‌کنم که مشکلات، اضطراب‌ها، ترس‌ها و بیماری‌های روانی وجود دارند و انسان‌های بسیاری با رنج این بیماری‌ها درگیر هستند، اما همه آنچه امروزه به عنوان اختلال‌های روانی برای یک سوم جامعه تشخیص داده می‌شود بخصوص در زنان، کودکان و نوجوانان، بیماری‌های روانی جدی با جنبه زیستی نیستند، بلکه مشکلات اجتماعی‌ای هستند که به عنوان بیماری مطرح شده‌اند و توسط کسانی که از روند طبی‌سازی سود می‌برند، تبلیغ می‌شوند.

برای جلوگیری از این موج که منجر به سرکوبی زنان و متوقف شدن تغییرات اساسی در نرم‌های اجتماعی خواهد شد بهترین راه آموزش مردم برای بالا بردن مهارت‌های مقابله با مشکلات و ترک فرهنگ مصرف‌گرایی دارویی است.

No responses yet

Dec 12 2014

نزدیک به ده میلیون نفر در ایران بی‌سوادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: رئيس سازمان نهضت سوادآموزی ایران روز پنج‌شنبه، ۲۰ آذر، اعلام کرد که حدود ۹ ميليون و ۸۲۰ هزار بی‌سواد در ايران وجود دارد.

به گزارش خبرگزاری تسنيم،‌ علی باقرزاده با اعلام اين موضوع در شهر بيرجند گفت که هم‌اکنون اولويت سازمان نهضت سوادآموزی، آموزش افراد زير ۴۹ سال است.

محمد مهدی‌زاده،‌ معاون آموزشی سازمان نهضت سوادآموزی، روز ۲۲ ارديبهشت سال جاری به خبرگزاری دولتی ايرنا گفته بود که سه ميليون و ۴۵۰ هزار تن بی‌سواد زير ۵۰ سال هستند و شش ميليون و ۳۰۰ هزار بی‌سواد ديگر بالاتر از ۵۰ سال دارند.

پيش از اعلام آمار ۹ ميليون و ۸۲۰ هزار بی‌سواد در ايران، خبرگزاری دولتی ايرنا در ارديبهشت‌ماه گزارش داده بود که نزديک به ۱۰ ميليون تن در ايران بی‌سواد مطلق و حدود ۱۱ ميليون تن کم‌سواد هستند.

در همين حال،‌ خبرگزاری کار ایران، ايلنا، در شهريور سال جاری به نقل از رئيس سازمان نهضت سوادآموزی نوشت: بيشترين نرخ بی‌سوادی مربوط به استان‌های مرزی ايران است.

علی باقرزاده درباره دلايل اين موضوع گفته بود که «عمده‌ترين دليل، افت پوشش حداکثری تحصيل و کم‌توجهی به مسائل فرهنگی باشد».

خبرگزاری ايرنا نيز در ارديبهشت سال جاری در گزارشی از چالش های موجود در راه ريشه‌کنی بی‌سوادی در ايران به نکاتی مانند «نبود بانک اطلاعاتی مناسب و کامل از افراد بی‌سواد و کم‌سواد، بی‌تمايلی در ميان بی‌سوادان، شناسايی نشدن گروه‌های آموزش‌ناپذير مانند معلولان ذهنی، پايين بودن انگيزه در ميان آموزشياران و غفلت سازمان نهضت سوادآموزی در اين مورد»‌ اشاره کرده بود.

ورود کودکان بازمانده از تحصيل به چرخه بی‌سوادان، تعصبات قومی و ممانعت از تحصيل دختران در برخی شهرها و روستاها نيز از ديگر چالش‌هايی بود که ايرنا در گزارش خود به آنها اشاره کرده بود.

در همین زمینه خبرگزاری ایلنا به نقل از معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در روز ۱۹ آذر خبر داده بود که «امسال ۱۵۶ هزار کودک ایرانی به مدرسه نرفته‌اند».

خبرگزاری ایرنا همچنين به نقل از شيرزاد عبداللهی، روزنامه‌نگار و صاحب‌نظر در مسائل آموزش و پرورش، «مشکل‌های آماری» را يکی از چالش‌های پيش روی سازمان نهضت سوادآموزی دانست.

به گفته آقای عبداللهی، آمارهای نهضت سوادآموزی از تعداد کم‌سوادان و بي‌سوادان و همچنين تعداد کسانی که توسط نهضت باسواد شده‌اند «قابل اتکا نيست».

او گفت: «گاهی در روستايی که برای مثال ۱۰۰ نفر جمعيت دارد آمار افرادی که باسواد شده‌اند ۱۵۰ نفر است. حتی ممکن است اين آمار دو بار ثبت شده باشد.»

در اين ميان، روزنامه اعتماد، روز ۱۹ تير سال جاری در گزارشی از مبارزه با بی‌سوادی در ايران نوشت: «بررسی‌ آمارهای رسمی از نرخ بی‌سوادی طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد با گذشت ۳۵ سال از تشکيل سازمان نهضت سوادآموزی، ايران در جايگاه مناسبی از نظر سوادآموزی قرار ندارد.»

به نوشته اين روزنامه،‌ ايران «بر اساس آمارهای يونسکو، در ميان ۱۶۴ کشور جهان در رتبه هشتاد و ششم سوادآموزی» قرار دارد.

اعتماد از نگرانی دولت حسن روحانی از وجود حدود ۱۰ ميليون بی‌سواد خبر داده و به نقل از اسحاق جهانگيری، معاون اول رئيس جمهوری ايران، نوشته بود: «دولت نمی‌تواند نسبت به جمعيت بی‌سواد کشور بی‌تفاوت باشد و برای ريشه‌کنی بی‌سوادی از هيچ تلاشی دريغ نخواهد کرد.»

No responses yet

Dec 11 2014

به پیشنهاد مطهری بسیج و سپاه ضابطان امر به معروف و نهی از منکر شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

من و تو: مجلس در ادامه بررسی طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» به ماده هفدهم این طرح رای داد.
مطابق این ماده «ستاد امر به معروف و نهی از منکر» مسوول نظارت بر اجرای صحیح این قانون، تعیین شد.
به پیشنهاد علی مطهری تبصره‌ای به این ماده افزوده شد که مطابق آن، برای نیروهای بسیج و سپاه به‌ عنوان ضابطان امر به معروف و نهی از منکری که قصد اقدام عملی دارند، مجوز صادر می‌شود.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی جلسه علنی امروز، در جریان ادامه رسیدگی به طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر»، با ١١٧ رأی موافق، ٣١ رأی مخالف و ١٣ رأی ممتنع با اصل ماده هفده این طرح موافقت کردند.

بر مبنای ماده هفدهم این طرح، «ستاد امر به معروف و نهی از منکر»، مسوول «نظارت بر اجرای صحیح این قانون، گسترش و ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و صدور مجوز برای تأسیس سازمان‌های مردم‌نهاد و هماهنگ‌کننده تمامی دستگاه‌های اجرایی به منظور اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر است.»

اما علی مطهری نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم در جریان بررسی این طرح، پیشنهاد الحاق تبصره‌ای به‌ این ماده را مطرح کرد که حاضران مجلس با آن موافقت کردند.

علی مطهری در رابطه با پیشنهاد خود شرح داد «مراتب مختلف امر به معروف و نهی از منکر مانند مرتبه زبانی، یدی و قلبی در قانون دیده شده که دارای دو قسمت و مستلزم اعمال قانون است اما در مورد مرتبه یدی در این قانون اشاره‌ای نشده که لازم است این مهم کامل شود، در حالی که اجماع فقها بر این است که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است، جزو وظیفه دولت اسلامی است و از سوی مردم نمی‌تواند انجام شود، بنابراین هدف اصلی این قانون نیز تأکید بر این موضوع بوده است.»

مبتنی بر سخنان علی مطهری، مجلس قانع شد با ١١٩ رای موافق از مجموع ١٩٧ رای، تبصره چهار را به این ماده الحاق کند.

بر این مبنا ستاد امر به معروف و نهی از منکر موظف است با همکاری نیروی مقاومت بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای نیروهای بسیج و سپاه به‌ عنوان ضابطان امر به معروف و نهی از منکری که قصد اقدام عملی دارند، دوره آموزشی برگزار و برای آن‌ها مجوز مخصوص صادر کند.

به این ترتیب علاوه بر گشت ارشاد که پیش از این تنها نهادی بود که به پشتوانه قانون در امر پوشش و روابط و سبک زندگی شهروندان، اجازه ورود و اعمال نظر داشت، حالا با تصویب اجازه صدور «مجوز مخصوص» برای ضابطان امر به معروف و نهی از منکر، دست قانون بیش از پیش برای ورود به حیطه شخصی شهروندان باز شده است.

No responses yet

Dec 07 2014

سناریوی امنیتی دولت در افزایش قیمت نان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

دیگربان: دولت حسن روحانی با هدف کنترل شورش‌های احتمالی٬ افزایش قیمت۳۰ درصدی قیمت نان را به صورت استانی اجرا کرد.

قیمت نان در ایران براساس تصمیم دولت از هفته گذشته دست‌کم ۳۰ درصد افزایش یافته است که این اقدام با اعتراض‌هایی نیز همراه بوده است.

دولت حسن روحانی با تهیه دستور‌العملی این افزایش قیمت را با فواصل نامعین زمانی و به طور استانی به اجرا گذاشته تا احتمال بروز شورش‌های خیابانی را به حداقل برساند.

محمدباقر نوبخت٬ سخنگوی دولت یازدهم پیش از اجرای این طرح به خبرنگاران گفته بود هر استان براساس میزان تورمی که دارد می‌تواند تا ۳۰ درصد قیمت نان را افزایش دهد.

براساس اعلام برخی مقام‌های مسئول دولت روحانی در سال آینده قصد دارد در دو نوبت قیمت نان را باردیگر افزایش دهد.

مقام‌های دولتی می‌گویند این افزایش قیمت با هدف بهبود کیفیت نان و کاهش اسراف و دورریز این کالای استراتژیک صورت گرفته است.

No responses yet

Dec 06 2014

وزیر کار: تا کنون ۱۲ میلیون فقیر را شناسایی کرده‌ا‌یم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌گوید، امروز ۸ میلیون ایرانی که دچار سوءتغذیه هستند زیر پوشش “امنیت غذایی” قرار گرفته‌اند. وزیر از شناسایی ۱۲ میلیون فقیر خبر داد که باید از چنین کمک‌هایی بهره‌مند شوند.
میلیون‌ها نفر زیر خط فقر

میلیون‌ها نفر زیر خط فقر

درباره خط فقر در ایران و شمار شهروندانی که درآمدی کمتر از این میزان دارند، آمار و ارقام مختلفی ارائه می‌شود که مسئولان دولتی و کارشناسان در مورد آن اختلاف دارند.

عادل آذر، رئیس مرکز آمار، ماه گذشته متوسط هزینه‌ی یک خانواده شهری در بهار امسال را یک میلیون و ۸۲۲ هزار تومان اعلام کرد. بر این اساس هر خانواده‌ای که چنین درآمدی نداشته باشد زیر خط فقر قرار دارد و قادر به تامین نیازهای ابتدایی و ضروری خود نیست.

خط فقر برای خانواده‌های ساکن تهران تا ۳ میلیون تومان برآورد می‌شود. با این حال حداقل دستمزد کسانی که مشمول قانون کار می‌شوند در سال ۹۳ اندکی بیش از ۶۰۰ هزار تومان تعیین شده است.

باقی: دستمزد کنونی کارگران نه زیر خط فقر که زیر خط مرگ است

۴۰ درصد جمعیت زیر خط فقر

علی ربیعی، وزیر کار چندی پیش متوسط دریافتی کارگران را یک میلیون تومان اعلام کرد. حسین راغفر، کارشناس اقتصاد می‌گوید، با محاسبه‌هایی که بر مبنای آمارهای رسمی انجام شده در سال ۹۳ خط فقر در تهران برای یک خانواده ۵ نفری ماهانه ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و در کمترین مقدار برای یک خانواده روستایی حدود یک میلیون تومان است.

به گفته‌ی راغفر بر مبنای اطلاعات جمعیتی سال ۹۱ حدود ۴۰ درصد از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند. این تعداد با توجه به تورم شدید دو سال گذشته می‌تواند افزایش یافته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، وزیر کار روز جمعه، ۱۴ آذر، از شناسایی ۱۲ میلیون نفر خبر داد که در فقر شدید به سر می‌برند و دچار سوءتغذیه هستند.

ربیعی می‌گوید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای مقابله با فقر غذایی ۸ میلیون نفر را شناسایی کرده و آنها را تحت پوشش قرار داده است.

عضو کابینه دولت یازدهم در ادامه افزود: «علاوه بر این نظام شناسایی، با کمک مرکز آمار و سازمان‌های آماری دیگر تا حدود ۱۲ میلیون نفر را شناسایی کرده‌ایم.»

بیشتر بخوانید: “فجایع” دوران احمدی‌نژاد از زبان وزیر راه دولت خاتمی

برباد رفتن صدها میلیارد دلار نفتی
ربیعی در ۸ سال گذشته به‌رغم صدها میلیارد دلار درآمد نفتی، فقر و بی‌عدالتی در ایران کاهش نیافته است.

ربیعی: با وجود صدها میلیارد دلار درآمد نفتی، فقر و بی‌عدالتی کاهش نیافته است.

ربیعی ابراز تاسف می‌کند که در ۸ سال گذشته به‌رغم صدها میلیارد دلار درآمد نفتی، فقر و بی‌عدالتی در ایران کاهش نیافته است.

او با تاکید بر این که هزینه کردن این درآمدها بدون اصلاحات ساختاری و نهادی سرنوشتی جز این ندارد، تصریح کرد: «پروژه‌های بزرگی مطرح شد، اما چون با نگرش علمی و اصلاحات ساختاری همراه نبود این پروژه‌ها با موفقیت همراه نشد.»

دولت محمود احمدی‌نژاد در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۹۱ از چهار منبع اصلی درآمدهای دولتی (صادرات نفت، گاز و محصولات نفتی، مالیات، خصوصی‌سازی و فروش اوراق مشارکت) مجموعا ۹۷۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار درآمد داشته است.

با توجه به میزان بودجه عمومی در دولت‌های نهم و دهم مازاد درآمدهای دولتی در این دوره حدود ۱۵۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود که سرنوشت دست‌کم ۱۰۰ میلیارد دلار آن ناروشن است.

رئیس جمهور، حسن روحانی نهم فروردین ماه اعلام کرد که ساختن ویرانه‌‌ای که تحویل گرفته به زمان نیاز دارد و دولت همچنان “در حال آواربرداری خرابه ۸ سال گذشته” است.

No responses yet

Dec 05 2014

بگو در باب روشنفکر دينی… / هم از توبره، هم از آخور؟ نه جانم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

هادی خرسندی:
بگو در باب روشنفکر دينی
که مريخی است ايشان يا زمينی؟
طرفدار کدامين مکتب است او
فرويدی يا که زين‌العابدينی؟

کدامين راه فکری را بپويد
حسينی يا بلانسبت لنينی؟
کدامين فلسفه را می‌پسندد
دکارتی يا اميرالمؤمنينی؟
چه گويد بابت آغاز انسان
کليسا مسجدی يا داروينی؟
بپرس از حجت‌الاسلام معروف
چو در اسکايپ خود، او را ببينی:
اگر پايش بيفتد، «صيغه»ها را
تکاتک می‌پسندد يا دوجينی؟
نويسد بهر زن‌ها حکم اعدام
به جرم نقشه سقط جنينی؟
جنابش هيچ کرده اعتراضی
به دسته دسته اعدام اوينی؟
از آن بوسه که زد بر دست آقا
چه بوئی آمدش بر طرف بينی؟
شترمرغ است ايشان يا که آدم،
و يا درمانده در آنی و اينی؟
مسلمان است از روی صداقت
و يا از مؤمنان ويترينی؟
بگوئيدش تفکر با تدين
ندارد مرد مؤمن، همنشينی
برايت فکر کرده دينت از پيش
نهاده روی ميز و توی سينی

در آنچه مرجع تقليد گويد
نه شک جايز بود نه بازبينی

تعبّد حکم دين بوده است و بايد
که تو باشی مطيعش با متينی
تو روشنفکر باشی؟ واقعا که!
عجب ساده است عنوان‌آفرينی
چه روشنفکر يونيفورم‌پوشی‪!‬
سلاحش نيز کوته آستينی
هم از توبره، هم از آخور؟ نه جانم
مشخص کن، يساری يا يمينی؟
و بعد از آن بخور تا می‌توانی
شله زرد لذيذ اربعينی
«تدارکچی» خودت را خوانده بودی
خوشم آمد از اين سرراست بينی

به حق خويش قانع باش و راحت
بکن از خرمن دين خوشه‌چينی
ولی با ملت ايران، دو دوزه
هر آن کس کرد بازی، شد رفوزه

No responses yet

Dec 05 2014

سرانه مصرف مشروب در ایران، از روسیه و آمریکا بیشتر است(آسید علی بجمب که دژمن از راه بطری داره وارد میشه!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خودنویس: سازمان بهداشت جهانی در گزارشی پیرامون مصرف نوشیدنی‌های الکل در جهان نوشت که سرانه مصرف مشروب‌خورهای ایرانی از روسیه، آلمان، بریتانیا و آمریکا بیشتر است.

سازمان بهداشت جهانی در گزارشی پیرامون مصرف نوشیدنی‌های الکلی در جهان به این موضوع پرداخته است که در هر کشور به طور متوسط هر فرد چند لیتر مشروب در سال مصرف می‌کند.

به گزارش «تابناک [2]» براساس این گزارش محاسبات سازمان جهانی سلامت، نشان می‌دهد که سرانه مصرف مشروب‌خورهای ایرانی از روسیه، آلمان، بریتانیا و آمریکا بیشتر است.

در این جدول، ایران به لحاظ سرانه مصرف الکل (در سطح ملی)، رتبه ۱۶۶ را داراست اما اگر کسانی را که مطلقا مشروب نمی‌خورند از محاسبه کنار بگذاریم، سرانه مصرف الکل در ایران و بین کسانی که مشروب‌خور هستند ۲۵ لیتر در سال است (مردان حدود ۲۷ و زنان حدود ۱۸) و به این ترتیب ایران در مقام ۱۹ جدول قرار می‌گیرد.

این نتیجه از این نظر جالب است که در ایران در زمینه تولید، فروش و استفاده از مشروبات الکی ممنوعیت‌های قانونی و محدودیت‌های شرعی وجود دارد.

در ادامه‌ی این گزارش هم آمده است که در میان کشورهای جهان بلاروس، مولداوی و روسیه کشورهایی هستند که بیشترین سرانه مصرف کل را دارند.

از سوی دیگر در فرانسه تنها ۵ درصد از جمعیت مشروب نمی‌خورند و سرانه مصرف مشروب در میان مصرف کنندگان، ۱۳ لیتر در سال است. رتبه ۱۱۳ فرانسه در سرانه مصرف مشروب توسط مشروب‌خور‌ها نشان می‌دهد علی‌رغم اینکه اکثریت جمعیت بزرگ‌سال در فرانسه نوشیدنی‌های الکلی مصرف می‌کنند اما مصرف سرانه آن‌ها از بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی کمتر است.

No responses yet

Dec 04 2014

فرمانده انتظامی اصفهان: اولویت پلیس استان حل پرونده اسیدپاشی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایسنا: ‌فرمانده انتظامی استان اصفهان گفت: در حال حاضر یک تیم 15 نفره از بهترین کارشناسان و کارآگاهان کشور و استان در خصوص پرونده اسیدپاشی فعال هستند و ورود تیم‌های کاراگاهی از تهران به این پرونده نشان دهنده ناتوانی پلیس اصفهان از حل آن نیست.

عامل اسیدپاشی زمین‌گیر شده است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه اصفهان،‌ سردار عبدالرضا آقاخانی امروز (چهارشنبه) در جمع خبرنگاران با اشاره به پیگیری بحث اسیدپاشی در اصفهان توسط پلیس گفت: بالاترین اولویت پلیس در استان حل پرونده اسیدپاشی است و با کارهایی که تا کنون انجام شده به نکات قابل توجه و خوبی رسیده‌ایم و کارهای پلیسی و اسنادی که در دست داریم بسیار امیدوار کننده است،‌ پلیس در چنین پرونده‌هایی باید سناریو‌های مختلف را در نظر بگیرد و بیش از 170 موضوع را در بحث اسیدپاشی با شیوه‌ها و برنامه‌های پلیسی دنبال می‌کنیم و به نتیجه‌گیری نزدیک می‌شویم.

وی با اشاره موضوع اسیدپاشی و تاثیر آن در اعتماد مردم به پلیس گفت: نظرسنجی در 18 شهرستان استان نشان می‌دهد پس از وقوع این حوادث نه تنها اعتماد مردم نسبت به عملکرد پلیس کاهش پیدا نکرده است بلکه این اتفاق موجب افزایش اعتماد نیز شده است.

فرمانده انتظامی استان اصفهان در پاسخ به این سوال که پلیس اصفهان تا چه اندازه توانایی و آمادگی مقابله با چنین پرونده‌هایی را دارد؟ گفت: در حال حاضر یک تیم 15 نفره از بهترین کارشناسان و کارآگاهان کشور و استان در خصوص این پرونده فعال هستند و حتی از کاراگاهان بازنشسته پلیس نیز در این خصوص استفاده شد، اما ورود تیم‌های کاراگاهی از تهران به این پرونده نشان دهنده ناتوانی پلیس اصفهان از حل آن نیست بلکه این اتفاق به دلیل حساسیت‌ها به این موضوع بوده است.

آقاخانی در پاسخ به این سوال که احتمال خروج عامل اسیدپاشی از کشور چقدر است؟ گفت: بعید می‌دانم مجرم از کشور خارج شده باشد، با توجه به اطلاع رسانی‌های پراکنده و غیرشفاف به نظر می‌رسد مجرم زمین‌گیر شده به همین دلیل شناسایی آن سخت است، اما حتما شناسایی می‌شود.

کاهش 11 درصدی سرقت‌های خرد و مهم در آبان

وی در ادامه با اشاره به کاهش 11 درصدی مجموع سرقت‌های خرد و مهم استان در آبان ماه سال جاری اظهار کرد: در بحث سرقت‌های مهم با کاهش 9 درصدی و در خصوص سرقت‌های خرد با 12 درصد کاهش روبه رو بوده‌ایم که یکی از بهترین رکوردها در سال‌های اخیر است.

وی با اشاره به کاهش 9 تا 16 درصدی سرقت در استان ادامه داد: ماه گذشته شاهد کاهش 16 درصدی سرقت خودرو،‌ هفت درصدی موتورسیکلت و ‌15 درصدی منزل در استان بوده‌ایم.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به افزایش 13 درصدی کشف جرایم و کاهش جرم در استان گفت: در مجموع پنج مورد جرائم خشن شامل تجاوز به عنف، ‌سرقت به عنف،‌ سرقت مسلحانه، آدم ربایی و قتل در آبان ماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته با کاهش 40 درصدی در استان روبه رو بوده‌ایم.

آقاخانی با اشاره به کشف 1.5 تن انواع ماده مخدر در استان در آبان ماه گفت: کشف این میزان ماده مخدر نشان دهنده تحرک عظیم ماموران مبارزه با مواد مخدر استان اصفهان است.

وی اظهار کرد: ماه گذشته 128 هزار تماس با پلیس 110 برقرار شده که از این تعداد 900 تماس عملیاتی شده است و در بحث ارتباط با سامانه 197 نیز نزدیک به پنج هزار و 289 مورد تماس برقرار شده که بیشترین مورد آن با یک هزار و 300 مورد تماس مربوط به مشاروه و کمترین مورد با 27 تماس انتقاد از عملکرد نیروی پلیس بوده است.

افزایش 19 درصدی دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به افزایش 19 درصدی دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر ادامه داد: در خصوص برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش 66 درصدی،‌ اشرار 440 درصدی و 32 درصدی سارقان در استان اتفاق افتاده است.

آقاخانی با اشاره به کاهش 18 درصدی تلفات ناشی از تصادفات در استان اصفهان گفت: در آبان ماه سال جاری تصادفات برون شهری 23 درصد و تصادفات درون شهری با کاهش 15 درصدی روبه رو بوده است.

وی خاطرنشان کرد: در طرح سراسری مبارزه با عرضه خارج از شبکه فراورده‌های نفتی ماه گذشته بالغ بر دو میلیارد و 155 میلیون و 300 هزار ریال فراورده نفتی قاچاق کشف شده و در این رابطه 58 نفر دستگیر شده‌اند.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به کشف 70 درصدی خودروهای سرقتی و 79 درصدی موتورسیکلت در آبان ماه ادامه داد: بیشترین خودروی سرقتی در استان پراید بوده است و در این خصوص 31 سارق و 22 مال‌خر نیز دستگیر شده‌اند.

آقاخانی در خصوص جرائم همراه با خشونت گفت: ماه گذشته 27 نفر سارق دستگیر و 88 فقره سرقت کشف شده است و در بحث طرح انهدام باندهای مجرمان،‌ سرقت به عنف،‌ منزل،‌ سرقت به عنف،‌ خودرو و موتورسیکلت و سرقت داخل خودرو جمعا 14 باند در آبان ماه دستگیر شده‌اند.

وضعیت نامطلوب رعایت قوانین راهنمایی در اصفهان

وی اضافه کرد: در مباحثی مانند امحای کشت خشخاش، کنترل مبادی ورودی و ارتقا امنیت جمعا 122 طرح در استان اجرا شد که در این مراحل عملیاتی 64 نفر نیز دستگیر شده‌اند.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به برنامه‌های پلیس در خصوص ارتقای تعالی رفتار نیروهای انتظامی ادامه داد: ماه گذشته یک دوره کارگاهی با متدهای جدید برای یک هزار و 800 نفر از نیروهای پلیس راه و راهور برای استاندارد سازی ارتقای تعالی رفتار پلیس برگزار شد.

آقاخانی با بیان این‌که متاسفانه وضعیت رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی به ویژه در شهر اصفهان مطلوب نیست، تصریح کرد: پارک خودرو در پیاده‌روها، حرکت مارپیچ، بوق‌های ناهنجار، عبور از چراغ قرمز و عدم رعایت حقوق عابران پیاده از مواردی است که متاسفانه رانندگان اصفهانی چندان به آن توجه ندارند.

وی با بیان این‌که برخی از تصادفات درون شهری اصفهان بسیار دلخراش است و سختگیری بیشتر در این خصوص در آذرماه از اولویت‌های پلیس راهور است، اضافه کرد: در بحث اجرای قانون با هیچ فردی رودربایستی نداریم و رانندگانی که قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کنند باید اصلاح شوند.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به برنامه‌های پلیس برای ساماندهی وضعیت راهنمایی و رانندگی در شهر اصفهان گفت: ماه گذشته پلیس راهور با شش هزار و 818 مورد سرقت غیرمجاز،‌ چهار هزار و 880 مورد عبور از چراغ قرمز،‌ سه هزار و 624 مورد حرکت در خلاف جهت برخورد کرده است و شاهد افزایش سه تا 21 درصدی این تخلفات بوده است.

نظارت شدیدتر بر اماکن و صنوف

آقاخانی با اشاره به افزایش پایش تصوری شهر اصفهان گفت: مقرر شده تا 150 دوربین جدید به دوربین‌های کنترل ترافیک استان اضافه شود اگرچه پیش‌بینی پلیس برای تعداد مورد نیاز دوربین برای پایش کامل شهر اصفهان افزایش 500 دستگاه دوربین است.

وی با اشاره به ساماندهی و نظارت شدیدتر بر اماکن و صنوف تصریح کرد: برخی فروشندگان وضعیت مناسبی ندارند و در برخی واحدهای صنفی امکاناتی که نباید در برابر دید عموم قرار گیرد، دیده می‌شود، به همین دلیل با هماهنگی اصناف برنامه‌هایی برای برخورد با این واحدها در دستور کار پلیس قرار گرفته است.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به تقویت گشت‌های ارشاد تصریح کرد: این موضوع هنوز در دستور کار پلیس قرار دارد و و در نظر داریم با تقویت گشت‌های ارشاد و صرفا با هدف ارشاد وارد این موضوع شویم.

آقاخانی با اشاره به اجرای طرح محله محوری در برخورد با بزه‌ها تصریح کرد: امروز صبح نیروهای پلیس 50 سارق را که پیش از این مکان آن‌ها شناسایی شده بود در چند محله اصفهان دستگیر کردند و تا پایان سال بیش از 150 نقطه در استان برای پاک سازی محلات به طرح محله محوری پلیس افزوده می‌شوند.

وی ادامه داد: طرح محله محور پلیس با اهدافی همچون تعقیب مجرمان فراری،‌ تعقیب و دستگیری توزیع کنندگان خرد مواد مخدر، سارقان فراری، اراذل و اوباش و مزاحمان خیابانی انجام خواهد شد.

فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به کاهش 7 درصدی کشف جرایم و افزایش 8 درصدی کشفیات مواد مخدر در هشت ماهه نخست سال جاری گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان آبان ماه یک میلیون و 200 هزار تماس با پلیس 110 برقرار شده است که 800 هزار مورد آن عملیاتی شده و در کل جداسازی نیروهای پلیس 110 از واحدهای گشت کلانتری ها موجب افزایش 9 درصدی سرعت عملیات پلیس 110 شده است.

No responses yet

Dec 03 2014

تناقض‌ مهاجرانی در دفاع از «روشن‌فکری» بهنود: هویت ایرانی به روایت دکتر عطاالله مهاجرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خودنویس: عبدالستار دوشوکی: درک نمی‌کنم چگونه سالانه میلیون‌‌ها «اندیشه ورز» برای زیارت امام دوازدهم که در چاهی در سامرای عراق ناپدید شده است، به چاه دیگری بنام جمکران، آن‌هم هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر رجوع می‌کنند.

گفتمان مناقشه برانگیز «هویت شیعی ایرانی» که توسط بیانیه آقای عبدالعلی ادیب برومند رئیس شورای مرکزی و هیات رهبری جبهه ملی ایران، و مسعود بهنود آغاز شده بود، با قرائت جدیدی از هویت ایرانی توسط جناب آقای دکتر عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، که برای وی احترام بسیاری قائلم، وارد پیچ نامانوس و ناگنجیده‌ای شد. ایشان در مقاله ای بنام «روشن‌فکر ايرانی و فرهنگ شيعی» در دفاع از مواضع «انديشيده و سنجيده» آقای بهنود، عکس‌العمل معترضین به اصطلاح «بد دهن» (به تعبیر آقای بهنود) را به‌مثابه ریختن آب زلال در لانه مورچه گان خـُـرد و کلان تعبیر کرده است که اندکی دریغ آور و غیر منتظره از شخصیت بسیار متین و برجسته‌ای نظیر ایشان می‌باشد.

ایشان در دفاع از بيانيه فرزانه گرانقدر دکتر اديب برومند (آنگونه که ایشان توصیف می‌کنند)، و موضع آقای بهنود مدعی می‌شود که تفسیر شتاب‌زده از سوی معترضین به سخنان آقای بهنود باعث آميختگی و موجب آشفتگی شده است. ایشان مدعی هستند که منظور بهنود فهم فرهنگ شیعی توسط «روشن‌فکر ایرانی» می‌باشد و نه الزاما شیعه بودن. اما ویدئوی مصاحبه بهنود موجود است که با تفسیر ارائه شده توسط دکتر مهاجرانی متفاوت می‌باشد. ایشان سپس با استناد به دکتر امير حسين آريان پور و محمدعلی سپانلو دعوی جدید و جدل برانگیزتری را طرح می‌کند و آن اینکه هويت ايرانی دو رکن دارد: زبان فارسی و فرهنگ شيعی. و این قرائت بحث آفرین دلیل تحریر این نوشتار می‌باشد زیرا:

دیشب دو تن از جدایی‌طلبان (یا به‌عبارتی تجزیه‌طلبان) آشنا که یکی از آنها بلوچ و دیگری عرب ایرانی می‌باشد با من تماس گرفته و با تائید و استناد به ادعای جناب دکتر مهاجرانی مبنی بر اینکه «ایرانی باید فارس‌زبان و شیعه باشد» یا وگرنه ایرانی نیست، از من خواستند که موضع خود را که نه «فارس زبانم و نه شیعه» روشن کنم. به آنها جواب دادم که با کمال احترام به آقای دکتر مهاجرانی، قرائت ایشان از «هویت ایرانی» را ناقص دانسته و همانند میلیون‌ها ایرانی که نه شیعه هستند و نه فارس زبان نمی‌پذیرم. حتی اگر منظور آقای دکتر مهاجرانی این بوده است که زبان فارسی را باید بلد باشند و نه اینکه الزاما زبان مادری آنها فارسی باشد؛ و یا درک از تشیع داشته باشند و نه الزاما شیعه باشند. زیرا در ایران میلیون‌ها نفر در شهر و روستاها مثلا در کردستان یا بلوچستان هستند که درکی از شیعه ندارند و فارسی را هم نمی‌توانند صحبت کنند. آیا آنها بر اساس قرائت جدید ایرانی محسوب نمی‌شوند؟ وانگهی میلیون‌ها افغان و تاجیک و غیره نیز شیعه و فارس زبان هستند و با فرهنگ و تاریخ ایران نیز آشنا می‌باشند.

نکته شگفت‌آور دیگر در استدلال ایشان اشاره‌ای بود به بخشی از مقاله نگارنده بنام «روشن‌فکر ایرانی به‌روایت مسعود بهنود» که در آن تاکید کرده بودم هویت ایرانی هزار سال سـُـنی بود (و قبل از آن زرتشتی)، و فقط چهارصد سال شیعه! و اینکه بسياری از ستارگان فرهنگ و ادب ايران، يعنی روشن‌فکران ايرانی، اهل سنت بوده‌اند. ایشان سپس با اشاره به اشعار پرشور شاعران سـُـنی مذهب از جمله مولانا و حافظ و اقبال لاهوری در مدح حضرت علی و امام حسین، نتیجه‌گیری می‌کنند که ادیـبان سـُـنـی مذهب با فرهنگ شیعی آشنا بودند.

بنده از این نتیجه‌گیری شیعه‌محور و نامانوس توسط اندیشمند فرهیخته و آگاهی نظیر دکتر مهاجرانی در حیرتم. اهل سنت حضرت علی را خلیفه چهارم، پسر عمو و داماد پیامبر خود می‌دانند و برای وی و نوه‌های پیامبر عشق و ارزش و احترام فراوانی قائلند. و این موضوع هیچ ربطی به شیعه ندارد. مدح حضرت علی توسط سـُـنی‌ها مدح خلیفه چهارم است و نه الزاما نشانه احترام به مذهب شیعه. من حقیقتا از این نتیجه گیری در عجبم! در بین سـُـنی‌ها (حداقل در بلوچستان) از قرن‌ها پیش گذاشتن اسم علی یا حسین یا حسن بر روی فرزندان خیلی بیشتر از اسامی عمر، ابوبکر و عثمان رایج بوده و است. متاسفانه هموطنان شیعه در مورد این حقیقت بدیهی ناآگاه هستند.

نکته ژرف‌تر و تعجب برانگیز دیگر در مقاله ایشان در مورد فرهنگ شیعه است که مدعیست دو ويژگی ممتاز دارد: «عدالت طلبی و انديشه ورزی». بعد از خواندن این جمله باید اعتراف کنم:

چون سخن در وصف این حالت رسید / هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت / شرح عدل و اندیشه همچون وی بگفت؟

سایه خواب آرد تو را همچون سمر / چون بر آید شمس انْـشـَقَّ الـقـمـر؟

در دنیا سه حکومت شیعه بوده است:

اول حکومت صفویان و خون‌ریزی‌های توصیف ناپذیر آن بر علیه اجداد شیعیان امروزی به‌خصوص در قم و یزد که لازم به توضیح نیست.

دوم حکومت جمهوری اسلامی که سوگمایش هولناک کشتارهای سالهای ٦٠ و ٦٧ و قتل‌های زنجیره‌ای و فتوای ترور دگراندیشان و حتی حذف و حصر دهشتناک خودی و غیرخودی و اعدام‌های روزمره و اسیدپاشی و تباهی یک مملکت شهره آفاق گشته است که شرح همه آنها بیشتر از مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.

سوم حکومت شیعه عقرب جراره‌ای بنام نوری المالکی در عراق که [بسیاری از] مردم از ترس آن به مار غاشیه هزارسر و اژدهاگونه‌ای بنام داعش پناه بردند.

این مثال را از آن جهت بیان کردم تا خدای ناکرده خواننده این سطور تصور نکند که بنده فقط حکومت مذهبی متعصب شیعه را غیرعادل می‌دانم؛ بلکه نمونه سـُـنی آن در لباس طالبان در افغانستان و یا داعش در عراق و سوریه و بوکوحرام و الشباب و غیره هزار بار از نوع شیعی آن بدتر هستند. و اما در مورد مقوله اندیشه ورزی! چون بعد از ٣٦ سال تجربه تلخ امتناع تعقل و اندیشه در فرهنگ جمهوری اسلامی از درک این مقوله قاصرم، آن را می‌گذارم و می‌گذرم. زیرا، به‌عنوان مثال، درک نمی‌کنم چگونه سالانه میلیون‌‌ها «اندیشه ورز» برای زیارت امام دوازدهم که در چاهی در سامرای عراق ناپدید شده است، به چاه دیگری به‌نام جمکران، آنهم هزاران کیلومتر آنطرفتر» رجوع می‌کنند.

بر طبق تعریف موجود در دانشنامه آزاد (ویکی پیدیا) «روشن‌فکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می‌شود. همچنین، از روشن‌فکری، به فلسفه اصالت هوش و قریحه یاد می‌گردد. این فلسفه، معتقد است که علم ناشی از عقل است یا ساده‌تر اینکه علم را فقط، به ‌وسیله قریحه یا هوش می‌توان به ‌دست آورد. به ‌طور کلی، اگر بخواهیم که واژه روشن‌فکر را تفسیر کنیم، گفته می‌شود که روشن‌فکران، کسانی هستند که اهل قضاوت عقلی و سنجش‌ گرانه عرفی و علمی در امور هستند که بر اساس سه اصل روش علمی (بیکن و دکارت)، رفاه و خوشبختی (مور) و فایده انگاری (بنتام) تبیین می‌شود. روشن‌فکر از طبقه تحصیل کردگانی در جامعه ‌است که با دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، ارزشی، فرهنگی و سیاسی اقدام به موضع گیری در مباحث و مسائل حساس و مهم جامعه خویش و جامعه جهانی می‌کنند». در تعریف بالا هیچگونه اشاره ای به مذهب و یا دین نشده است.

بر اساس دانشنامه آزاد مهم‌ترین شخصیت‌های ایرانی موثر بر جریان روشن‌فکری معاصر نظیر میرزا آقاخان کرمانی (که توسط مظفرالدین شاه قاجار اعدام شد) ، طالبوف تبریزی و سپس شخصیت‌هایی مانند تقی ارانی، محمدعلی جمالزاده، حسن پیرنیا، محمدعلی فروغی، عبدالحسین تیمورتاش، صادق هدایت، سید احمد کسروی، فرخی یزدی، ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی و احمد شاملو بودند. ویژه گی‌های بارز اکثریت آنها تفکیک عقاید مذهبی و سنتی از یک سو و افکار مدرن سکولار لیبرال یا خردگرایی انسان‌مدار (هومانیستی) نشئت گرفته از فرهنگ «روشنگری» و روشن‌فکری غرب از سوی دیگر است که جامعه را بسوی «آرمان‌شهر فردا» و نه خرافات و سنت‌های پوسیده گذشته رهبری و هدایت می‌کردند. البته بنده نه قصد و نه توان ورود به جزئیات مواضع روشن‌فکری آن بزرگان را ندارم و اینکه آیا آنها مولد فکر و اندیشه نو بودند و یا صرفا مروج اندیشه‌های دیگران. زیرا مدعی نیستم که تخصص به‌خصوصی در مورد مقوله روشن‌فکری در ایران دارم. و در این نوشتار از پرداختن به بحث‌های آکادمیک و تفسیرهای آنتولوژیک (وجود شناختی) با تفاسیر اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی) مربوطه پرهیز نموده‌ام، زیرا سررشته من نیست.

من سه نکته اساسی و بنیادین و مشخص در مقاله جناب آقای دکتر مهاجرانی گرامی را بدون تعارف و پرخاشگری به نقد کشیده‌ام. زیرا معتقدم روشن‌فکر که مفهومی مدرن است با شاخص‌های مشخص جهان‌شمول فرا زمانی و نقادانه می‌اندیشد، و همواره تلاش می‌کند تا پوسته پوسیده و جامد جامعه و باورهای متحجر و پیش فرض‌های ذهنی جامعه سنتی را به چالش بکشد و نه اینکه با تقلیل مفاهیم و انطباق آنها با «شرع» ء فقها و بومی گرایی عامیانه پیشرفت جامعه بسوی تجدد و روشنگری را کـُـند کند. در نتیجه سنجشگری و آسیب شناسی در مورد ادعاهای مطروح لازمه پیشبرد بحث و رهایی جامعه از «خوابگه نیمه تاریک» کاشفان ملغمه عرف و شرع می‌باشد.

در پایان باید اضافه کنم که تبادل اندیشه نقادانه بین به اصطلاح «روشن‌فکران مذهبی» و روشن‌فکران سکولار (که البته بنده خود را در جایگاه روشن‌فکران نمی‌دانم) باید در فضایی بی‌تعارف و متمدانه و مملو از احترام متقابل صورت بگیرد. کمااینکه نگارنده برای شخصیت‌هایی چون دکتر ادیب برومند، دکتر مهاجرانی و مسعود بهنود احترام فراوانی قائلم و در جواب الطاف منسوبه در مقاله آقای بهنود نیز نوشته بودم که ایشان را شخصیتی شناخته شده، تاثیرگذار، تحصیل‌کرده، کارشناس، ارزشمند، متین، معتدل و فرهیخته می‌دانم (یعنی دانسته و هنوز هم می‌دانم). یا وگرنه هرگز وقت خود را صرف نقد سخن دیگری نمی‌کردم. و به ایشان اطمینان می‌دهم که هنوز هم جایگاه بهاور و والا و ارزشمند ایشان در دفترچه ذهنی این حقیر «معترض بد دهن»، همچنان با تکریم و علاقه و احترام در صفحه «اندیشه ورزان ارزنده» روزگار ما باقی است و خواهد ماند. صد البته این سخنان در مورد جناب دکتر مهاجرانی و دکتر ادیب برومند نیز صدق می‌کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .