اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Nov 29 2014

جو روانی شهر ناآرام گزارش می‌شود: حمله با چاقو به دست‌کم شش زن در جهرم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: حمله گروهی ناشناس با چاقو به دست‌کم شش زن که پنج نفر از آنها دانشجو هستند در شهر جهرم استان فارس٬ جو روانی این شهر را ناآرام کرده است.

این حملات در روز‌های گذشته رخ داده و مسئولان امنیتی و انتظامی استان فارس هم از دستگیری عوامل آن خبر داده‌اند.

حجت‌الله رضایی، سرپرست فرمانداری ویژه جهرم گفته این افراد در کمتر از ۷۲ ساعت دستگیر و به «عمل قبیح» خود اعتراف کرده‌اند.

لطف‌الله دژکام امام جمعه شهر جهرم نیز خواستار برخورد شدید با عوامل این نا‌امنی‌ها شده است.

یک سایت استان فارس نیز نوشته عوامل «ضدانقلاب» تلاش می‌کنند این حملات را متوجه نیرو‌های بسیج کرده و «سناریوی» اسید‌پاشی‌های اصفهان را تکرار کنند.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن دارد که تعداد زنان قربانی این حملات حدود ۱۲ نفر است که مقام‌های مسئول تاکنون این گزارش‌ها را تائید نکرده‌اند.

گفته می‌شود همه این زنان از ناحیه باسن مورد حمله قرار گرفته‌اند.

No responses yet

Nov 29 2014

ویدئو: انتقادهای شدید از وضعیت تئاتر و ممیزی در ایران در برنامه زنده تلویزیونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


تقاطع: حمیدرضا نعیمی و حمیدرضا آذرنگ، دو نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر ایران در تازه‌ترین برنامه‌ی زنده‌ی “مجله تئاتر” که چهارشنبه‌شب‌ها از شبکه‌ی چهار تلویزیون دولتی ایران پخش می‌شود، انتقادهای شدیدی را نسبت به وضعیت این هنر در ایران و به ویژه سانسور شدید دولتی در حوزه‌ی ادبیات و نمایش ابراز کردند.

در بخشی از این برنامه، آقای آذرنگ با اشاره به ممیزی نمایش‌ها بر اساس سلیقه‌ی افراد ناآشنا به این حوزه می‌گوید: «من برای چه باید هشت‌ماه یا چهارماه وقت بگذارم اثری را بنویسم که یک نفر بیاید با سلیقه‌ی خودش [به آن مجوز ندهد] و بعد انگ‌هایی به آدم می‌زنند که با سه‌تاش می‌توانی زندگی‌ات را از دست بدهی. می‌گویی تسلیم.»

حمیدرضا نعیمی نیز با بیان این‌که بی‌توجهی به هنر و تئاتر از زمان دولت احمدی‌نژاد آغاز شد، از ساخت مسجد در پارکینگ “تئاتر شهر” در زمان شهرداری احمدی‌نژاد به عنوان نقطه‌ی آغاز “عناد” او با تئاتر یاد کرد و گفت زمانی که بلندگوهای این مسجد شروع به کار کند، “تئاتر شهر” تعطیل خواهد شد و هیچ‌کس حاضر نخواهد بود در آن نمایشی را روی صحنه ببرد.

او هم‌چنین با اشاره به ناآشنایی وزرای ارشاد دولت احمدی‌نژاد با تئاتر یادآوری کرد که وزیر دوم او (محمد حسینی) اسم “شکسپیر” نمایشنامه‌نویس مشهور انگلیسی را نیز نمی‌توانست درست تلفظ کند.

به گفته‌ی وی، «احمدی‌نژاد آن‌قدر که نگران بیماری “چاوز” (رییس جمهوری پیشین ونزوئلا) بود نگران وضعیت هنر و فرهنگ کشور خودش نبود».

آقای نعیمی درباره‌ی برنامه‌ی دولت روحانی برای تئاتر نیز با تاکید بر این‌که این دولت هنوز دارد تاوان دوران احمدی‌نژاد را می‌دهد افزود: «درد من این است که آقای جنتی، وزیر ارشاد دولت روحانی نیز هیچ برنامه‌ای برای بهبود این وضعیت ندارد.»

وی اضافه کرد: «آقای روحانی هم‌ یا خدمت‌گذار مملکت است و یا آقای این مملکت. اگر “آقا” هستند که ما هیچ حرفی با وی نداریم ولی اگر خدمت‌گذار هستند، به عنوان شهروندی که مالیات می‌دهد، می‌خواهم ببینم برابری دستمزد ساعتی من به عنوان یک هنرمند و مدرس تئاتر در این مملکت چقدر است؟»

این نمایشنامه‌نویس از اعضای مجلس شورای اسلامی نیز می‌پرسد که آیا می‌دانند که در ایران هنرمندانی هستند که درآمد ماهانه‌شان به ۵۰۰ هزار تومان هم نمی‌رسد و از حداقل درآمد یک کارگر نیز کمتر است.

او می‌گوید ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که “درام‌نویس” به “سیاه‌نمایی” و “ریختن آب به آسیاب دشمن” متهم و به این خاطر دادگاهی می‌شود.

No responses yet

Nov 28 2014

سن گرایش به مصرف مواد مخدر در ایران به پانزده سال رسیده است”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: به گفته مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر، سن گرایش به مصرف مواد مخدر در ایران به پانزده سال رسیده است.

به گزارش ایسنا علیرضا جزینی، قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران، روز پنج‌شنبه گفت حدود یک درصد از دانش‌آموزان کشور مواد مخدر مصرف می‌کنند و این میزان در بین دانشجویان تا بیش از دو و نیم درصد می‌رسد.

آقای جزینی مهم‌ترین دلایل افزایش مصرف در بین دانش آموزان را «عدم کنترل والدین»، «فشار دوستان و همسالان» و «عدم پوشش کافی وزارت آموزش و پرورش در زمینه پیشگیری» اعلام کرد.

همچنین به گفته این مقام مسئول، شمار معتادان کشور در حال حاضر به بیش از یک میلیون و سیصدهزار تن می‌رسد.

No responses yet

Nov 27 2014

روان‌پزشک طالبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: گروه طالبان افغانستان را در اواخر دهه ۱۹۹۰ اداره می‌کرد؛ اما جنگی که آن‌ها را سر قدرت آورد خالی از تبعات منفی برای خودشان هم نبود، از جمله تاثیرات جنگ روی روان جنگ‌جویان خودشان. در این میان، یک روان‌پزشک افغان با آن‌که با طرز فکر آن‌ها مخالف بود، ولی حاضر شد آن‌ها را معالجه کند.

این روان‌پزشک نادر عالمی است:”اولین گروه طالبان که برای معالجه نزدم آمدند را به یاد دارم. آنها گروهی می‌آمدند، نه انفرادی. وقتی یکی از آن‌ها را معالجه می‌کردم، شخص بیمار موضوع را به بقیه خبر می‌داد.”

دکتر عالمی آن‌ روزها را چنین به‌یاد می‌آورد: “جنگجویان با تکه کاغذی که رویش نام من نوشته شده بود نزدم مراجعه می‌کردند. به من می‌گفتند که دوست‌شان را درمان کرده‌ام و آن‌ها هم می‌خواهند معالجه شوند. خیلی‌های‌شان در عمر نزد پزشکی نرفته بودند.”

دکتر عالمی که حالا به یک شخصیت سرشناس در شهر مزارشریف تبدیل شده، در شمال افغانستان زندگی می‌کند.

طالبان مزارشریف را در سال ۱۹۹۸ اشغال کردند و به زودی به نقاط مختلف شمال افغانستان پیش روی کردند. با آن‌که طالبان در آن زمان در میدان نبرد پیش روی می‌کردند، اما دکتر عالمی ناملایمتی و تاثیرات جنگ را در روان آن‌ها به‌خوبی می‌توانست ببیند.

دکتر عالمی یگانه روان‌پزشکی در شمال افغانستان بود که به زبان پشتو حرف می‌زد، شاید یکی از دلایلی که فرماندهان معروف طالبان به راحتی با او راز دل می‌کردند.
نادر عالمی در مرکز پزشکی خود در مزار شریف

دکتر عالمی می‌گوید: “بلدیت به زبان خیلی اهمیت داشت. چون من با زبان خودشان حرف می‌زدم، آن‌ها احساس آرامش می‌کردند و به راحتی رازهای‌شان را با من در میان می‌گذاشتند.”

روزی ملا اختر عثمانی، والی آن زمان طالبان در بلخ، که از او به‌عنوان دومین فرد قدرت‌مند بعد از ملا عمر هم یاد میشد، دکتر عالمی را نزدش خواست.

دکتر عالمی آن روز را چنین به‌یاد می‌آورد: “حالت تهوع داشت و صداهای عجیب و غریب در گوشش می‌شنید. سربازانش برایم گفتند که آقای عثمانی شبانه جیغ و فریاد هم می‌کشد.”
جنگجویان طالبان در خط مقدم جبهه

دکتر عالمی می گوید که محافظان آقای عثمانی به او گفتند که گاهی فرمانده‌شان حتی آن‌ها را نمی‌تواند تشخیص بدهد.

“معلوم نیست این آدم چه مدت را در جبهات جنگ سپری کرده، چقدر آدم را کشته و پیش چشمانش شاهد کشتار چقدر مردم دیگر بوده. با آن‌که در دفتر کاری‌اش دور از دغدغه و مشکلات نشسته بود، ولی هنوز صدای انفجار و ناله و فریاد را می‌شنید.”

دکتر عالمی می‌خواست ملا عثمانی را به‌صورت دوامدار ببیند تا مشوره‌های طولانی مدت بدهد، ولی عثمانی و بقیه بیماران آقای عالمی هر سه ماه بعد به ماموریت می‌رفتند و در این میان، فقط فرصت چند جلسه را با روانپزشک شان داشتند. ملا اختر عثمانی در یک حمله هوایی در اواخر سال ۲۰۰۶ کشته شد.

دکتر عالمی بقیه اعضای بلند پایه طالبان را هم معالجه می‌کرد. او می‌گوید: “با هم رفیق بودیم. یکی از آن‌ها از من خواست که در دفترش ببینم، دچار افسردگی و درد مزمن بود. برایش ادویه تجویز کردم، ولی دیگه ندیدمش.”

دکتر عالمی می‌گوید که آمار دقیق از طالبانی را که نزدش مراجعه می‌کردند به یاد ندارد، ولی حدس می‌زند که تعداد طالبانی که نزدش مراجعه کرده اند از هزاران گذشته.

او می‌گوید: “سه سال آن‌ها را معالجه کردم تا این‌که طالبان در ۲۰۰۱ در مزارشریف شکست خوردند.”

اکثریت بیماران دکتر عالمی قبلا نزد هیچ پزشکی مراجعه نکرده بودند که همین باعث می‌شد تا او فکر کند که ممکن است فرماندهان شان مانع آنها می‌شوند.
مدارس دخترانه در افغانستان پس از سقوط طالبان دوباره شروع به کار کردند

دکتر عالمی می‌گوید: “راستش آن‌ها آن‌قدر درگیر فعالیت‌های روزمره‌شان بودند که وقت کمی هم برای معالجه نداشتند. تعجب‌آور است که تقریبا همه شان به تداوی من اعتقاد داشتند.”

“اکثر شان علت بیماری و افسردگی شان را بی سرنوشتی می خواندند. آنها کنترل خودشان را نداشتند، همه چیز توسط فرماندهان شان دستور داده می‌شد. آنها افسرده می شدند، چون نمی دانستند که یک دقیقه بعد چه اتفاق می افتد.”

آن‌هایی هم که نزد دکتر عالمی می‌آمدند، برایش درد دل می‌کردند که خانواده‌های‌شان را برای ماه‌ها ندیده اند و بچه‌های شان آنقدر بزرگ شده که شک دارند آنها را بشناسد.
“آرزو دارم بمیرم”

برای همین آنهایی که نزد دکتر عالمی مراجعه می‌کردند برایش می‌گفتند که ترجیح می‌دهند که بمیرند. “آن‌ها به من می‌گفتند که می‌خواهند خودکشی کنند، ولی به دلیل اعتقادات مذهبی این کار را نمی‌کردند.”

یکی از آن‌ها روزی به من گفت: “هر باری که خط اول جنگ می‌روم، آرزو می‌کنم که کسی شلیک کند و زندگی‌ام را خاتمه بدهد. آرزو دارم بمیرم. ولی هر بار زنده می‌مانم و از این‌طور زندگی متنفرم.”

دکتر عالمی طالبان را مثل دیگران تداوی می‌کرد، با آن‌که ملامتی جنگ و خشونت‌ها را بر آن‌ها می‌انداخت: “گاهی آنها گریه می‌کردند و من دل‌داری می‌دادم.”

طالبان در بدل هر جلسه مشوره‌دهی دکتر عالمی، یک دلار برایش حق‌الزحمه می‌دادند. این دست مزد کم باعث شده بود که طالبان گاهی همسر و دختران‌شان را هم برای تداوی نزد آقای عالمی بفرستند.

“خانواده‌های‌شان هم داشتند از افسردگی رنج می‌بردند. برای این‌که شوهران، پدران‌شان را برای ماه ها نمی‌دیدند و نمی‌دانستند آینده‌شان چه‌گونه خواهد بود.”
کلینیک روان پزشکی داکتر عالمی در شهر مزار شریف

حتی ماموران “امر به معروف و نهی از منکر” با فعالیت‌های آقای عالمی مخالفت نداشتند.

دکتر عالمی روزی را به یاد می‌آورد که یکی از آن‌ها در بلندگو مردم را به ادای نماز فرا می‌خواند.

“من هنوز داشتم مریض می‌دیدم که یکی از کارمندانم برای شان صدا زد که دکتر داره مریض می‌بینه. در جواب مامور امر به معروف گفت، بگذارش کارش را انجام بدهد.”
۱۵ سال پس از آن دوره

پانزده سال پس از آن زمان، دکتر عالمی هنوز افغان‌هایی را که به دلیل جنگ‌های دوامدار افسرده شده‌اند، معالجه می‌کند. در تنها بیمارستان خصوصی روان‌پزشکی‌اش در شمال افغانستان صدها زن و مرد صف بسته‌اند – همه شکایت دارند، از افسردگی، کم حوصلگی و کابوس.

آقای عالمی می‌گوید که بزرگ‌ترین مشکل مردمش بی‌سرنوشتی و عدم اعتماد شان به آینده‌است – کسانی‌که با مشکلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی دست و پنجه نرم می‌کنند و هیچ‌کس نمی‌داند که آینده برای شان چه در چانته دارد.

No responses yet

Nov 26 2014

کی بود می‌خواست زنها رو بفرسته توی پستوی خانه!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

No responses yet

Nov 26 2014

زن‌افغان+دختروعروسش ۲۵‌طالبان‌را کشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بهار: گروه بين‌الملل: در یک ماجرای نادر، زنی افغان به نام ریزه گل، اسلحه به دست گرفت و انتقام خون پسرش را که از افسران پلیس افغانستان بود و در حمله شبه‌نظامیان طالبان کشته شده بود، گرفت.
زن‌افغان+دختروعروسش ۲۵‌طالبان‌را کشتند
گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن بود که ریزه گل مادر یکی از افسران پلیس افغانستان است که در حمله شبه‌نظامیان طالبان به یکی از شهرک‌های ولایت فرح کشته شد. آژانس خبری «خاما» در این باره نوشت: «ریزه گل به همراه دختر و بیوه پسرش، دستکم ۲۵ تن از شبه‌نظامیان طالبان را در همان شهرکی که فرزندش کشته شد، کشتند. تبادل آتش میان دو طرف ۷ ساعت به طول انجامید.»
صدیق صدیقی سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان این خبر را تایید کرد و آن را «انقلابی مردمی برای مقابله با شبه‌نظامیان طالبان» توصیف کرد.»

No responses yet

Nov 23 2014

کارتن‌خوابی ۳ هزار زن در خیابان‌های تهران؛ “گرم‌خانه‌‌ای” برای زنان بی‌خانمان وجود ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

تقاطع: رییس “کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران” با اشاره به حضور ۱۵ هزار کارتن‌خواب در خیابان‌های این شهر، گفت که “۲۰ تا ۲۵ درصد” از این افراد یعنی بیش از ۳ هزار نفر از آنان، زن هستند.

رحمت‌الله حافظی، روز جمعه (۳۰ آبان-۲۱ نوامبر) با بیان این‌که در حال حاضر، تمام “گرم‌خانه‌”های تهران به “مردان” اختصاص دارد به خبرگزاری “تسنیم” گفت که «زنان کارتن‌خواب به خصوص در این فصل سرما به مراتب از آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند».

وی در عین حال از فراهم شدن “مقدمات تاسیس نخستین گرم‌خانه زنان در تهران” خبر داد و از مسوولان قوای مقننه و قضاییه جمهوری اسلامی خواست تا «برای فراهم کردن زیرساخت‌های قانونی لازم در این موضوع اقدام کنند».

آقای حافظی یکی از مشکلات کنونی گرم‌خانه‌های تهران را فقدان “جایگاه حقوقی” آن‌ها دانست و افزود: «اگر در این گرم‌خانه‌ها برای یکی از این افراد بی‌سرپناه، اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست و دادستان می‌تواند شهردار منطقه را به دلیل نداشتن جایگاه قانونی این اماکن مورد بازخواست قرار دهد.»

پیش‌ از این، در شام‌گاه ۲۸ مهرماه امسال، محمدباقر قالیباف، شهردار پایتخت، در برنامه “گفتگوی ویژه خبری” شبکه دوم تلویزیون دولتی ایران، “اکثر” کارتن‌خواب‌های تهران را، افرادی «دارای عزت نفس بالا» توصیف کرده و گفته بود که در برخورد با آن‌ها متوجه شده که برخی‌شان «مترجم بوده و چندین کتاب را ترجمه کرده‌اند».

در خردادماه گذشته نیز علی‌اصغر ناصربخت، “معاون سیاسی و انتظامی فرماندار تهران” در گفتگو با خبرگزاری “تسنیم”، حل نشدن معضلات اجتماعی را باعث تبدیل آنها به “معضلات امنیتی” دانسته و تاکید کرده بود که با انکار “آسیب‌هایی” چون زنان کارتن‌خواب نمی‌توان صورت مساله را پاک کرد.

در این میان، “معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران”، در آبان‌ماه سال گذشته در گفتگویی با خبرگزاری “ایلنا” گفته بود که میانگین سن زنان کارتن‌خواب و بی‌خانمان تهران، به ۱۷ و ۱۸ سال رسیده است.

این در حالی است که در سال ۱۳۸۹، بر اساس آمارهای رسمی، زنان کارتن‌خواب تنها ۲ درصد از کل افراد کارتن‌خواب تهران را تشکیل می‌دادند و متوسط سنی آنها بین ۲۵ تا ۴۵ سال بود.

No responses yet

Nov 20 2014

به نقل از صانعی: شرم بر ما!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ژورنال: این روزها در فضای مجازی و دنیای اینترنت از یکی از آیت الله های حکومت اسلامی، صانعی، نقل قولی آورده می شود که به بازگو کردنش می ارزد:

“ﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ٣۶ ﺳﺎﻝ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﯾﮏ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺗﺤﺖ ﻫﺮ ﻋﻨﻮﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﻟﻄﯿﻔﻪ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ٣٠ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻓﺎﻋﻞ ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﺣﺮﺍﻡ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﻨﺎﻥ ﺷﮑﻮﻫﯽ ﺑﺮﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺷﻮﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ ١٠ ﺷﺐ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﮐﺮﺩﻥ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﭘﺎﺷﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ …ﺷﺮﻡ ﺑﺮ ﻣﺎ…”.

من از صحت این گفته و ربط دادن آن به صانعی خبر چندانی ندارم ولی الحق اینجا چند چیز خوب گفته شده است. اینکه مهدوی کنی مرد و با وجود سه روز عزای عمومی و تبلیغات گسترده رایو و تلویزیون کسی برایش به خیابان نیامد و در عوض برای یک خواننده جوان پاپ که دچار مرگ زودرس شد خیلی ها به خیابان آمدند. اینکه پشت سر آن دایناسور فرتوت مردم برایش جوک ساختند ولی پشت این جوان رعنا مردم برایش شمع روشن کردند و آوازهایش را خواندند. اینکه جمهوری اسلامی حتی زمانی که مردم در سوگ کسی که دوستش دارند به خیابانها می آیند از اجتماع عظیم آنها دچار کابوس می شود و صد بار نماز وحشت می خواند. و اینکه جمهوری اسلامی موسیقی را یک هنر ممنوعه و حرام می داند ولی مردم با آن در سوگواری یک خواننده فلش ماپ اجرا می کنند. و بالاخره واقعا شرم بر جمهوری اسلامی که با هر جناح و دسته اش مانع دستیابی مردم به شادی و آسایش و زندگی خوش و مرفه است.*

No responses yet

Nov 20 2014

گشتی در قمارخانه‌های زیرزمینی تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایران وایر: ماشین‌های مدل بالا یکی پس از دیگری سر می‌رسند و کنار یک‌دیگر پارک می‌کنند؛ بنز، بی ام و، پورشه و حتی لامبورگینی با نمره موقت. رانندگانشان اغلب مردان جوانی هستند که تنها می‌آیند، سویچ ماشین را به دست کارگر کارواش می‌سپارند و خودشان راهشان را به سمت دفتر کارواش کج می‌کنند.

ساعت 12 شب است و این جا یکی از کارواش های شبانه‌روزی تهران است. هیچ‌کدام از ماشین‌ها کثیف نیستند اما کارگران کارواش به محض تحویل گرفتن ماشین‌ها، شلنگ آب را روی آن ها باز می‌کنند.

مقصد، دفتر کارواش نیست. پشت دفتر کارواش ساختمانی قرار دارد که زیر زمین آن تبدیل به کازینو شده است. از طریق یکی از دوستانم که مشتری دایمی کازینو است، راهی این جا می‌شوم؛ سه میز پوکر، دو میز فوتبال دستی و یک میز بیلیارد.

پسر جوانی در را باز و مشتری‌ها را به سمت میز ژتون‌دار هدایت می‌کند. دستگاه کارت‌خوانی روی میز است. پوکر بازها باید قبل از نشستن سر میز، از کارت خوان موجودی بگیرند و ژتون بخرند.

«علی»، پسری که پشت میز نشسته، می‌گوید: «اوایل که کارت‌خوان را این جا نصب نکرده بودیم و کلی مشکل داشتیم. یک نفر می‌آمد، کلی می‌باخت و موجودی نداشت اما الان خیال همه راحت است.»

همه بازی‌ها شرطی است. سه میز پوکر پر است. برای بازی پوکر، هر نفر باید ۵۰ هزار تومان به عنوان ورودی بپردازد. البته برنده هم باید 10 درصد از مبلغ پولی را که برده، همان وقت به حساب صاحب کازینو بریزد.
ورودی فوتبال‌دستی و بیلیارد 20 هزار تومان است و برنده لازم نیست پولی بپردازد.

روی یکی از میزهای پوکر، آدم ها به دلار شرط بسته‌اند. ژتون هایشان به دلار خریده می‌شود و برنده پول را به قیمت دلار به خانه می‌برد. دو خانم بین حاضران نشسته اند، چند نفری پشت سرشان ایستاده‌اند و بازی را با هیجان دنبال می‌کنند.

«رانی» هلو یا آناناس و «هایپ» برای پذیرایی سرو می شوند که قیمت‌شان روی ورودی حساب شده است.
یکی از پوکر بازها در جیب بغل کتش بطری جیبی ویسکی دارد اما مدیر کازینو وقتی بطری را می‌بیند، جلو می آید و می‌گوید: «خواهش می‌کنم این جا نخورید. اگر خیلی ضروری است، بروید بیرون. این جا مشکل ساز می‌شود.»
جوان بطری را داخل جیبش می‌گذارد اما آقای مدیر حرفش را ادامه می‌دهد: «همه مثل خودتان نیستند. بعضی ها جنبه ندارند، یک پیک می‌زنند، بازی را به هم می ریزند.»

آقای مدیر که حدودا 55 ساله به نظر می‌رسد. خودش با رفقایش آن طرف تر، سر یک میزگرد نشسته‌اند، سیگار می‌کشند و 21 بازی می‌کنند.

از ساعت 12 تا دو نیمه شب چیزی حدود 20 میلیون تومان در این کازینوی کوچک رد و بدل می‌شود. این جا تنها کازینوی تهران نیست. کازینو دارهای دیگری هم هستند؛ مثل «مهرداد» که در پاسداران یک خانه 60 متری را به این کار اختصاص داده.

کازینوی مهرداد مخصوص پوکر است. خودش می‌گوید: «پوکر بازهای تهرون همه این جا جمع می‌شوند. این جا همه چیز اصل است و پوکربازهای حرفه‌ای فقط این جا را انتخاب می‌کنند.»

مهرداد چهار میز پوکر شیک دارد. او میزها را به نجاری که حرفه‌اش ساخت میز پوکر است، سفارش داده و برای هر میز بین سه تا پنج میلیون تومان پرداخته است.

روی میزها، ژتون های سرامیکی با مارک «لاس وگاس» چیده می‌شود. می‌گوید: « این ژتون ها اصل هستند. یک ست پوکر 500 عددی سرامیک 11 گرمی با نشان لیزری لاس وگاس با کیف آلومنیومی را یک نفر از فرانسه آورده بود و من یک میلیون و 500 ازش خریدم. بنده خدا دوباره که رفت، یک ست دیگر هم سفارش دادم. هر کسی نمی‌آورد چون هشت و نیم کیلو وزن دارد اما دوستم زحمتش را کشید. دفعه دوم گران تر حساب کرد؛ یک میلیون و 700.»

مهرداد برای چیدمان و دکوراسیون کازینو حسابی وقت گذاشته است. می‌گوید: «برادرزاده‌ام امریکا است. رفته بود لاس وگاس، گفتم از کازینوهای مختلف عکس گرفت و من از هر عکس یک قسمت را الگو گرفتم.»

رو به روی میزهای پوکر ویترین بزرگی قرار دارد پر از انواع مشروب. از «جک دنیل» تا «اسمیرنف» و… . مشروب در این مکان رایگان سرو می‌شود. او از هر مشتری بابت هر پارت بازی، 150 هزارتومان می‌گیرد. درصد برنده‌ها هم جای خودش است. 5درصد از پول هر برنده همان شب به حساب مهرداد می رود.

کازینوی مهرداد از ساعت ۸ شب باز می‌شود و تا 5 صبح کار می‌کند. اغلب مشتری‌های مهرداد مرد هستند. می‌گوید: «اما چند خانم هم این جا می آیند که پوکرباز حرفه‌ای هستند. هرشب نه، اما هفته ای یک بار حتما می آیند.»

کاغذی به دیوار نصب شده که روی آن نوشته: «حرف سیاسی ممنوع.»

مهرداد می‌گوید: «من سال ها است به این نتیجه رسیده‌ام که در این مملکت هر کاری می‌شود کرد، به شرط این که حرف سیاسی نزنی. وقتی آلوده به سیاست شوی، گیر می‌افتی. اما اگر یک گوشه نان و ماست خودت را بخوری، کسی با تو کار ندارد.»

خیلی از پوکربازها اما سراغ کازینوهای خانگی نمی‌روند. آن ها میهمانی‌های دوره‌ای پوکر ترتیب می‌دهند؛ مثل «فرامرز» که کارخانه‌دار است و با دوستانش از صنف‌های مختلف دوره پوکر دارد؛ از دکتر و مهندس گرفته تا هنرمند و کارخانه دار.

شب های جمعه روی میز ناهارخوری خانه را پر از مزه می‌کنند و میهمانی پوکر همراه با انواع غذاها و نوشیدنی ها آغاز می‌‌شود. این جا همه بازیکنان مرد هستند اما هر کس می‌تواند برای خودش یک «پشت دست» بیاورد. در اصطلاح آن ها، پشت دست به خانم هایی گفته می‌شود که پشت دست نفرات اصلی پوکر می‌نشینند و از برنده‌ها سهم می‌گیرند.

فرامرز البته می‌گوید: «ما شرط زیادی نمی‌بندیم. بیش‌تر اوقات پول را همان وقت به دخترهای جوانی که پشت دست نشسته‌اند، می‌دهیم.»

با خنده می‌گوید: «آن ها بازی نمی‌کنند اما خب برای پوکر بازها مناظر چشم نوازی هستند.»

فرامرز دنبال یک میز پوکر حسابی برای خانه‌اش می‌گردد. تلفن نجار مهرداد را قبلا گرفته‌ام. آقای نجار طرح‌های زیادی برای انتخاب می‌فرستد. بعضی میزها دو کاربرد دارند؛ هم میز ناهارخوری هستند و هم تبدیل به میز پوکر می‌شوند. قیمت ها متفاوت است؛ از دو میلیون تومان تا 20 میلیون تومان.

آقای نجار با خنده می‌گوید: «اگر برای کازینو می‌خواهید، همان 20 میلیونی را سفارش دهید؛ میز هشت نفره کنده کاری شده با ابهتی است که کلی بر و بیا دارد. برای کازینو دارها هم که پولی نیست، یک شب کار کنند پولش در می آید.»

می پرسم تا به حال به چند کازینو در تهران میز فروخته‌اید؟
کمی مکث می‌کند و با افتخار می‌گوید: «هر کازینویی که میز درست و حسابی دارد، از من خرید کرده است. بیش‌تر از 10 تا کازینودار در تهران از من خرید کرده‌اند.»

No responses yet

Nov 19 2014

تکذیب آمار دولتی از تکمیل ظرفیت هتل‌های ایران در ۲۰۱۴ (خُسن آقا: توریست ها باید مغز خر خورده باشند!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: رئیس و نایب رئیس جامعه هتل‌داران ایران اظهارات رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی درباره تکمیل ظرفیت هتل‌های ایران در سال ۲۰۱۴ و همچنین رزرو کامل هتل‌ها برای سال ۲۰۱۵ را تکذیب کردند.

رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ایران روز جمعه، ۲۳ آبان، گفته بود که برای نخستین بار تعداد گردشگران خارجی ورودی به ایران از ایرانیانی که برای سفر به خارج از کشور می‌روند بیشتر شده است.

مسعود سلطانی‌فر، رئیس سازمان گردشگری، همچنین گفته بود که ظرفیت هتل‌های ایران برای تورهای ورودی سال ۲۰۱۴ تکمیل شده و این تورها از هم‌اکنون هتل‌های ایران را برای سال ۲۰۱۵ نیز رزرو کرده‌اند.

اما جمشید حمزه‌زاده، رئیس جامعه هتل‌داران ایران، روز چهارشنبه، ۲۸ آبان، در مصاحبه‌ای با روزنامه کسب و کار، چاپ تهران، در پاسخ به این سخنان آقای سلطانی‌فر گفت که هنوز در هتل‌های ۵ و ۴ستاره ایران «ظرفیت خالی وجود دارد».

وی که در دولت محمود احمدی‌نژاد مدیریت کل گردشگری سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت در عین حال افزود که به دلیل «بزرگ بودن ایران» نمی‌توان آماری از گردشگری و ظرفیت هتل‌ها اعلام کرد.

این در حالی است که در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد مسئولان سازمان گردشگری بارها آمارهایی از تعداد گردشگران خارجی ایران اعلام کردند، آمارهایی که همواره با دیده شک و تردید به آنها نگاه می‌شد.

اما پیش از این نیز ابراهیم پورفرج، رئیس جامعه تورگردانان ایران، گفته بود که ظرفیت تور‌ها و اماکن اقامتی شهرهای پرگردشگر ایران برای سال ۲۰۱۵ «پر» شده است.

با این حال به گفته محمدعلی فرخ مهر، رئیس اتحادیه هتل‌داران تهران و نایب رئیس جامعه هتل‌داران ایران، به روزنامه کسب و کار، «تغییری» در رزرو هتل‌ها در سال ۲۰۱۴ «احساس نمی‌شود» و هنوز هیچ توریست خارجی به رزرو هتل در استان تهران برای سال ۲۰۱۵ «اقدام نکرده» است.

آقای فرخ مهر اضافه کرد: «در حال حاضر ظرفیت هتل‌های ما در حدود ۶۵ درصد است و بازار مناسبی هم برای جذب گردشگر وجود ندارد.»

آقای فرخ مهر در عین حال تصریح کرد: «ما آمار دقیق در زمینه گردشگری نداریم، اما در سال ۹۳ نسبت به سال گذشته وضعیت ورود توریست خارجی به کشور بهتر شده است.»

وی روابط سیاسی و لغو برخی از تحریم‌های غرب علیه ایران را از جمله مواردی دانست که به جذب توریست خارجی کمک می‌کند.

به گزارش روزنامه کسب و کار، یکی از مسئولان هتل اسپیناس تهران نیز بدون ذکر نام خود گفت که «امکان ندارد» تمام هتل‌های ایران از یک سال قبل رزرو شده باشد.

پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران بارها از افزایش سفر توریست‌های خارجی به ایران خبر داده‌اند.

از جمله مسعود سلطانی‌فر، رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ایران، پیش از این نیز گفته بود که ورود گردشگران خارجی به ایران در ۱۲ ماه منتهی به فروردین‌ماه گذشته ۳۵ درصد افزایش پیدا کرده، به طوری که چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در این مدت از ایران دیدن کرده‌اند.

سفر این تعداد گردشگر خارجی به ایران در حالی است که بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله که توسط آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ابلاغ شده، ایران تا سال ۱۴۰۴ شمسی باید سالانه ۲۰ میلیون توریست خارجی داشته باشد.

در عین حال برخی از کارشناسان، کمبود ظرفیت هتل‌های ایران را یکی از مشکلات موجود برای رسیدن به این آمار می دانند.

بر اساس آمار اعلام شده، در سال ۹۲ هتل‌های یک تا پنج ستاره، هتل‌آپارتمان‌ها و مهمان‌پذیرهای ایران مجموعا حدود ۲۱۶ هزار تخت دارند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .