اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Jan 20 2014

همه انسان‌ها برابرند، ولی مداح‌ها برابرترند: بازخوانی حادثه‌ی تیراندازی در اتوبان با نگاهی به اصول برابری در قانون اساسی‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: چرا جنبه عمومی جرم هفت‌تیرکشی مداح بررسی نمی‌شود؟ چرا عده‌ای نوجوان را به خاطر کشیدن قمه و سرقتی اندک در پارک هنرمندان به‌ دار آویختند، اما از تیراندازی مداح معروف می‌گذرند؟
به موجب اصل ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی ایران همه مردم برابرند. با توجه به این اصول قانون اساسی و سایر قوانین ایران به بررسی عمل‌کرد ماجرای تیراندازی مداح معروف حاج محمود کریمی خواهیم پرداخت.

اصل نوزدهم – مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم – همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

در اصل یکصد و پنجاه و نهم قانون اساسی این‌گونه بیان شده است: قوه قضاییه قوه‌ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسوول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده‌دار وظایف زیر است:

۱. رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می‌کند.

۲. احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع.

۳. نظارت بر حسن اجرای قوانین.

۴. کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام.

۵. اقدام مناسب برای پیش‌گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

شروع ماجرا:

تیراندازی مداح معروف حاج محمود کریمی در یکی از اتوبان‌های تهران باعث شد تا اخبار متناقضی از این ماجرا از سایت‌های مختلف منتشر شود. این در حالی است که این تیراندازی بدون هیچ‌گونه مجوز قانونی و دلیل موجه صورت گرفته و از لحاظ جرم عمومی باید بررسی می‌شد و دارای شاکی خصوصی نیز بود.

بازتاب گسترده خبر

با این که جریان این تیراندازی غیر موجه از سوی محمود کریمی بازتابی گسترده در جامعه ایران داشت، نوع برخورد دستگاه قضایی با این ماجرا این شائبه را به وجود آورد که مصونیت ویژه‌ای برای بخشی از افراد منتسب به حکومت وجود دارد. که این موضوع نیز بر خلاف اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.

رضایت شاکی و ابهام در رضایت اجباری یا از روی میل و رغبت

بعد از گذشت چند روز از انتشار خبر و بازتاب گسترده این ماجرا در سایت‌های داخل و خارج خبری مبنی بر رضایت شاکی پرونده بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت. همین مساله، این شائبه را به‌وجود آورد که شاکی پرونده، از سوی حامیان حکومتی این مداح تحت فشار بوده است تا جایی که شاکی بدون این که خود را معرفی کند، بر خلاف اظهارات قبلی‌اش رضایتش را برای رضای ائمه اطهار عنوان کرد.

حال این سوال مطرح می‌شود که اگر شخص شاکی با مداح مورد نظر روبوسی کرده دیگر چرا به کلانتری مراجعه کرده است و مساله تعمیر ماشین و پاسخ‌گویی برای برخورد گلوله برای هیچ‌کس که ماجرا را دنبال می‌کند بهانه محکمه پسند و حتی قابل قبولی نخواهد بود و احتمال فشار بر خانواده شاکی را از سوی نهادهای قدرت بیشتر بر ذهن متبادر می‌کند.

حمایت گسترده مداحان و خانه مداحان از حاج محمود کریمی

بعد از این حادثه سایر مداحان حکومتی در سایت‌ها و رسانه‌های خود شروع به حمایت از هفت‌تیرکشی مداح فوق‌الذکر می‌کنند. از جمله مداح طاهری با این جمله که «این توطئه پیچیده‌ای است که الان در دادگاه مسیرش جلو می‌رود» باعث شگفتی مردمی شد که از این ماجرا به شدت متأثر شده بودند.

تشکلی با عنوان «خانه مداحان» با انتشار بیانیه‌ای از محمود کریمی، مداحی که ماجرای تیراندازی او خبرساز شده است، دفاع کرد. خانه مداحان در بیانیه خود آورده است: «آن چه در پس پرده ماجرای رخ داده می‌گذرد، نشانه گرفتن هیات‌های عزاداری و اصل و فلسفه قیام عاشورا است.» هم‌چنین سعید حدادیان اسلحه کمری او را به «عصای موسی» تشبیه کرد.

حمایت نظام از مداح هفت تیر کش

حدود یک هفته پس از وقوع حادثه، احمدرضا رادان جانشین فرمانده پلیس ایران گفت محمود کریمی مجوز حمل سلاح داشته و با تشخیص خود تیراندازی کرده است. او گفت این ماجرا بزرگ‌نمایی شده است. دادستان کل کشور نیز گفت: «پرونده شلیک منتسب به مداح معروف هم‌چنان در حال رسیدگی است و این در حالی است که فرد همراه آقای کریمی شلیک گلوله را به گردن گرفته است.»

سخن‌گوی قوه قضاییه حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای در جمع خبرنگاران اعلام کرد: «متاسفانه در جریان پرونده تیراندازی منتسب به یکی از مداحان تهرانی رسانه‌ها مطالبی را نوشتند که عمدتا درست نبود.» دادستان کل کشور در ادامه می‌افزاید: «این در حالی است که فردی که هم‌راه آقای کریمی بوده مدعی شده که اسلحه برای وی بوده و اجازه شلیک هم داشته است و از این فرد هم تحقیقاتی به عمل آمده است.» در همین حال محمود کریمی مدعی شده بود برای حمایت از خانواده‌اش اقدام به شلیک نموده است.

طلبکار شدن مداح معروف از رسانه‌ها

بنا بر اصل بیست و چهارم قانون اساسی: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن‌که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می کند.» مطبوعات و سایت‌ها با توجه به رسالت شغلی‌شان به بازتاب این خبر پرداخته و اجازه ندادند ماجرای تیراندازی در اتوبان مسکوت بماند. مطبوعات تنها بازتاب‌دهنده وقایع بودند اما بعد از گذشت مدتی از ماجرا محمود کریمی در مراسم جشن میلاد حضرت رسول اکرم در امامزاده علی اکبر چیذر این طور در باره سایت‌ها و مطبوعات صحبت می‌کند: «ممکن است در ماجرای اخیر عده‌ای دلشان لرزیده باشد، عده‌ای هم اذیت و نگران شدند، من از این عزیزان عذر می‌خواهم که موضوع من باعث این اتفاق شد. از همه کسانی که در این قضیه از بنده و بالاتر از آن از دستگاه سیدالشهدا علیه‌السلام حمایت کردند بویژه حاج آقا منصور، حاج سعید آقای حدادیان، حاج محمد آقای طاهری و حاج حسین آقای سازور و دیگر مداحان اهل بیت تشکر می‌کنم. حتی کار را به مظلوم نمایی رسانده و چنین حق به جانب می‌شود: «من کسانی که حلالیت طلبیدند را نیز حلال کردم. برای آن‌هایی هم که دوست داشتند سر و صدایی راه بیندازند، از درگاه خدا طلب مغفرت می‌کنم.» و بعد سایت‌ها و بنگاه‌های خبری را یک جا منتسب به کشورهای خارجی می‌داند و تمامی ماجرا را توطئه اجنبی و این طور ادامه می‌دهد:

«از بی بی سی و رادیو اسراییل توقعی جز رذالت نداریم اما الحمدلله حتی آن‌ها هم از ما توقع صداقت و عصمت دارند و می‌گویند فلانی نباید دروغ بگوید. خدا را شکر که دستگاه امام حسین(ع) ما را به جایی رسانده که دشمن هم از ما توقع عصمت دارد ولی ما از آن‌ها توقع دروغ‌گویی و رذالت داریم.»

طرح یک پرسش

چرا جنبه عمومی جرم هفت‌تیرکشی مداح بررسی نمی‌شود؟ چرا در همین نظام به گردن عده‌ای از هم‌وطنان ما آفتابه می‌بندند و بدون محاکمه در خیابان‌ها می‌چرخانند؟ چرا عده‌ای نوجوان را در سال گذشته به خاطر کشیدن قمه و سرقت کمتر از صد هزار تومان در پارک هنرمندان به دار آویختند؟ آیا این برخلاف قانون اساسی و اصل یکسان بودن افراد در برابر قانون نیست؟ آیا برخورد مسامحه‌آمیز نظام با نورچشمی‌ها و برخورد خشونت‌آمیز و ایجاد رعب و هراس در دل سایر مردم ایران نوعی سیاست یک بام و دو هوا نیست؟ آیا حکومت عدل علی این قرائتی است که جمهوری اسلامی در عمل اجرا می‌کند و مدعی آن است؟

No responses yet

Jan 12 2014

وقتی قربانی، از شکایتش از مداح ضارب می‌گذرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: تحت چه فرایندی فردی که بر روی وی و خانواده‌اش اسلحه کشیده شده از مداح هفت تیر کش اظهار رضایت می‌کند؟ چرا برخی از خانواده‌های قربانی، سکوت می‌کنند یا حتی رضایت می‌دهند؟

بنا به گزارش سایت پارسینه فردی که پیش از این در پی شکایت از یک مداح در اتوبان بابایی به اتهام تیراندازی از وی شکایت کرده بود در دادسرای ناحیه یک تهران از شکایت خود اعلام گذشت کرده است. این فرد در گفت و گو با پارسینه گفته است «به دلیل تعلقاتی که به اهل بیت دارم و محمود کریمی نیز یکی از مداحان اباعبدالله الحسین است از شکایت خود گذشتم. این جانب ساعتی پیش با حضور در دادسرای ناحیه یک با آقای محمود کریمی دیدار کرده و این اتفاق یک سوءتفاهم بوده است. این جانب با تکذیب تمامی ادعاهای مربوط به این حادثه که بعضا از زبان من نوشته شده بود آن را تکذیب نموده و اعلام می‌کنم هیچ شکایتی از اقای محمود کریمی نداشته و بدین وسیله رضایت خود را در حضور سرپرست دادسرای ناحیه یک اعلام کردم.» (۲۱ دی ۱۳۹۲) سایت‌های طرفدار این مداح حکومتی پیش از این وی را یکی از اراذل و اوباش معرفی کرده بودند. 
چرا و تحت چه فرایندی فردی که بر روی وی و خانواده‌اش اسلحه کشیده شده از هفت تیر کش اظهار رضایت می‌کند؟ چرا برخی از خانواده‌هایی که فرزندانشان توسط سازمان سرکوب مضروب، کشته یا شکنجه می‌شوند سکوت می‌کنند یا حتی رضایت می‌دهند؟ چرا این خانواده‌ها قادر نیستند بدون مشکل بر سر قبر فرزندان خود حاضر شوند؟ آیا اتهام‌های گوناگون اعضای سازمان سرکوب مثل قتل، ضرب وجرح، و محاربه که در مورد اسلحه کشی مداح بیت خامنه‌ای به خوبی قابل اطلاق است با رضایت شاکی رفع می‌شود؟

تقسیم کار درونی سازمان سرکوبدستگاه یا سازمان سرکوب جمهوری اسلامی بخش‌های متفاوتی با تقسیم کار مشخص دارد. برخی از نیروهای آن عملیاتی‌اند: می‌کشند و می‌زنند و آتش می‌زنند و شکنجه می‌کنند. اگر شکنجه‌گرند نام مستعار دارند و اگر کشنده‌اند از صحنه فرار می‌کنند و دستگاه و سازمانی نیز آنها را تعقیب نمی‌کند بلکه تشویق می‌شوند (نگاه کنید به یادداشت‌های دختر فروهرها از پرونده‌ی قتل پدر و مادرش).

اما کارهای اینها بدون پیامد نیست. موضوعی که سازمان سرکوب جمهوری اسلامی از سرکوب رژیم شاهنشاهی فرا گرفت این بود که عملیات مابعد سرکوب را نیز طراحی کند تا ظلم شدگان نتوانند بسیج اجتماعی ایجاد کنند و صدایشان را به جامعه با شکایت و عزاداری و مجلس ختم برسانند. به همین خاطر بخشی دیگر از سازمان سرکوب باید کارهای این بخش عملیاتی را رفع و رجوع کند چون در چارچوب دولت جدید دستگاه قضایی و پلیس و رسانه‌ها و قبرستان و مسجد و خیابان و میدان وجود دارند و سروکار معترضان و خانواده‌ی کشته شده‌ها یا مرعوب شدگان با آنها می‌افتد.

همه‌ی بخش‌های سازمان سرکوب با سیاست‌ها و ماموریت‌های مشخص تحت نظر بیت خامنه‌ای به طور هماهنگ عمل می‌کنند تا سرکوب را برای حکومت تا هرچه می‌شود موثرتر و کم هزینه تر سازند. کارهایی که ماشین سرکوب حکومت انجام می‌دهد پیامدهایی در جامعه دارد: کسی که در پشت ون خفه می‌شود خانواده و دوست دارد و آنها سر و صدایشان در می‌آید؛ دانشجویی که در تظاهرات تهران با تیر مستقیم کشته می‌شود در شهرستان خانواده دارد و آنها حداقل می‌خواهند فرزندشان را دفن کنند و برایش عزا بگیرند؛ او در تهران نیز دوستانی دارد که تلاش می‌کنند اعتراض کنند؛ کسی که در خیابان برایش اسلحه می‌کشند حداقل به سراغ پلیس رفته و شکایت می‌کند؛ پدری که دخترش را در ساختمان بسیج می‌کشند بالاخره تلاش می‌کند اعتراض کند؛ خبرنگاری که در زندان کشته می‌شود ممکن است در خارج از کشور خانواده داشته باشد و آنها اعتراض کنند و بخواهند جسد مقتول کالبد شکافی شود. همه‌ی اینها باید کنترل شوند.

بخش انتظامی: سیاست تطمیع بخش انتظامی اولین جایی است که افراد رجوع می‌کنند چون کسی به بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات و قوه‌ی قضاییه ابتدائا دسترسی ندارد. پلیس معمولا این ماجرا را دنبال می‌کند تا این که کسی به آنها تلفن بزند. مثلا وقتی پسر فلاحیان آدم می‌کشد یا جنازه‌ی مقتولی در بیابان رها می‌شود خانواده‌ی مقتول با اولین دستگاهی که سر و کار دارند پلیس است. اما وقتی به فرماندهان پلیس از سوی قدرتمندان حامی سازمان سرکوب تلفن شد آنها تحقیقات پرونده را متوقف می‌کنند (مثل کشته شدن یک بهایی در بندر عباس) و تلاش می‌کنند از خانواده رضایت بگیرند. کسانی البته در این میان از سوی سازمان سرکوب واسطگی می‌کنند و تلاش می‌کنند با اتکا به مذهب، پول و واسطه قرار دادن افراد صاحب نام یا شناخته شده این رضایت را بگیرند.

بخش رسانه‌ای: روایت سازی و تغییر جای متجاوز و قربانیبخش رسانه‌ای سازمان سرکوب بلافاصله بعد از رسانه‌ای شدن موضوع و طرح آن در رسانه‌های مخالفان در خارج کشور وارد می‌شود. این بخش (خواه رادیو و تلیزیون دولتی، خواه روزنامه‌های کیهان و جوان و رسالت، خواه خبرگزاری فارس و تسنیم، و خواه صدها سایت وابسته به اطلاعات و سپاه) اعلام می‌کند که فرد کشته شده آدم ما بوده است یا جاسوسی می‌کرده یا توسط خود مخالفان کشته شده است. تلاش بر این است که علاوه بر روایت قربانیان یک روایت حکومتی نیز ساخته شود تا مخاطبان در صحت اخبار تردید کنند. بعد تلاش می‌شود قربانی در مقام متجاوز و سرکوب گر و سرکوب گر در مقام قربانی قرار داده شود. به همین ترتیب است که ندا آقا سلطان خود به بازیگر صحنه‌ی قتل خود یا حاج محمود کریمی به قربانی اراذل و ابواش تبدیل می‌شود.

بخش قضایی: سیاست وقت کشیاگر پرونده به هر علت به دستگاه قضایی فرستاده شود (مثل پرونده‌ی ستار بهشتی یا قتل‌های زنجیره‌ای یا کهریزک) این دستگاه قضایی است که مسوولیت مسکوت گذاشتن یا ماله‌کشی پرونده را به عهده می‌گیرد. پرونده به وکیل قربانی داده نمی‌شود؛ مرتب بررسی آن به تاخیر می‌افتد؛ به شکایان توصیه می‌شود رضایت دهند؛ پرونده بایگانی می‌شود و حتی ممکن است وکیل اگر اصرار به بررسی داشته باشد بازداشت شود. همچنین با تطمیع تلاش می‌کنند رضایت بگیرند. مقامات جمهوری اسلامی به دریایی از منابع عمومی وصل هستند، مثل پرداخت‌های تامین اجتماعی به خانواده‌ی یکی از قربانیان کهریزک (پرداخت ۸۲ میلیون به پدر جوادی فر).

بخش امنیتی: سیاست تهدیدبرنامه‌های سوگواری و حضور بر سر قبر را با تهدید خانواده (بازداشت یکی دیگر از اعضا یا قتل آنها) کنترل می‌کنند. در ۳۵ سال گذشته موردی نبوده است که خانواده‌ی یکی از مقتولان بتواند برای عزیز خود جلسه‌ای را بدون برخورد برگزار کند یا بدون مسئله بر سر قبر عزیر خود حاضر شود یا حتی در خانه مجلسی را بدون مزاحمت نیروهای امنیتی برگزار کند. همه‌ی این کارها صرفا خود به خود یا با حضور خودجوش پیروان ولی فقیه انجام نمی‌شود بلکه بخشهایی در بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات مسوول این کارها هستند. اگر این بخش ها به هر علت معذئریت داشته باشند سازمان‌های سایه مثل لشگر عمار وارد ماجرا می‌شوند.

No responses yet

Jan 11 2014

نامه سرگشاده : مهرداد عارفانی به شاهین نجفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

هشتاد: پیام شاهین نجفی را در باره ی هنربندان خواندم و شنیدم ٬ ولی رفیق تبعید ٬ گیله مرد : تمام این ها که گفتی درست ٬ اما حمایت شما از کسی که نان تبعید می خورد و کتاب در ایران چاپ می کند با این مواضعی که گرفته ای بی نهایت متناقض است . یا رفیق بازی کرده ای و یارگیری و یا از بیخ و بن از مرحله پرت افتاده ای ٬ ما هم جماعت کورها و کرها نیستیم ٬ تبعید برای خودش حریمی دارد و حرمتی و شاعر و نویسنده و هنرمند تبعید هم مرزهایی دارد برای خودش ٬ دریوزگی از وزارت ارشاد و چاپ در مجلات حکومتی و این که کتاب در یوزگی و گه خوردم را آنقدر بخرید که تمام شود چه معنا و مفهومی دارد غیر از این که حماقتی بزرگ به خرج داده ای شاهین نجفی ! حقوق پناهندگی از اینجا بگیری و کتاب روی میز وزارت ارشاد ببری ! عجب !
خجالت نکشید شاهین عزیز و نگاه کنید به این لینک ها :
http://isna.ir/fa/news/92101810487
http://www.khabarist.com/e/322189
http://ilna.ir/news/news.cfm?id=103496

پایگاه خبر رسانی قانون می نویسد:قانون آنلاین- علی عبدالرضایی چندیست که تمایل به حضوری دو باره در فضای حال حاضر شعر امروز ایران دارد و به همین رو گفتگویی نیز با قانون انجام داده که به زودی خواهید خواند. عبدالرضایی همچنین یکی از تازه ترین اشعارش را در اختیار قانون گذاشته که در ادامه خواهید خواند.

http://www.ghanoononline.ir/News/Item/95691/22/

متن حمایت و تبلیغ شاهین نجفی در فیس بوک :
Shahin Najafi
من مي خواهم مخاطب جدي ام ،به سلاح شعر و شعور مسلح شود و يكي از جدي ترين بخش هاي ادبيات مدرن ايران را بجود. پيشنهاد علي عبدالرضايي براي شروع يك رژيم سخت غذايي در شعر، شبيه پيشنهاد مخلوطي از شير و اسيد براي صبحانه است . ”مادرد“را در ايران از كتابفروشي ها ، آنقدر بخريد تا تمام شود.
ش.ن.ل.ع

شاهین نجفی می دانی به این کار چه می گویند ؟
– u –
وزن دارد لعنتی
یا به تعبیری استفاده کردن از Exit strategy یعنی هرجا در هر مرحله ای گیر کردی درب خروجی را پیدا کنی و فرقی نمی کند این درب به کجا باز می شود. توبه نامه هم ایرادی ندارد ( اگر منظور کار فرهنگی ست) ٬ دیگران هم که فسیل و اشکول سیاسی اند و خلاصه خر تو خر است و پالانی می شود در برد از این معرکه. مثال هم می شود زد : مگر دولت آبادی و پوینده و معروفی و دیگران کتاب چاپ نکردند و حالا چه اشکالی دارد ٬ یعنی هر کس در داخل کتاب چاپ کند خائن و مزدور است ؟ نه ٬ البته که نه و پاسخش هم روشن است ٬ چرا که در داخل زندگی می کند و برای چاپ یک کتاب و تایید یک فیلم باید هفت خان رستم را بگذرد ٬ اما کسی که اینجا پناهنده ی سیاسی ا ست شرم آوراست و تجاوز به حقوق تمام انسان های شرافتمندی است که تن به ذلت نداده اند
شاهین نجفی ! رفیق ٬ آدم٬ دوست ٬ هموطن ٬ عزیز دل یک سوال کلیدی را پاسخ بده : اگر خودت هفته ی دیگر یک آلبوم آماده بگذاری روی میز وزارت ارشاد و منتشر کنی و ازادنه هم با مجوز پخش شود ٬ دیگران در باره ی تو چه قضاوتی خواهند کرد؟ که رفتی چنین کاری کردی و از کسی حمایت کردی که دست به کاری چنین فرصت طلبانه و خائنانه زده است
هر کسی هم چیزی گفت بگویید حسود است و بخیل و بی سواد و اشکول سیاسی و پنجاه وهفتی و این طرف آبی یه بی درد و سه چهار فحش هم قاطی کنید و بدهید یکی تکست بزند و دیگری ویرایش به نام حسن علی بک بدهید به خورد خلایق یک صبحانه ی اسیدی . مرده شور شعری را ببرد که ادعا مدار است و پوزه بر خاک مذلت می کشد ٬شاهین نجفی ! شهرت مثل ودکا آدم را احمق می کند ٬ نمی کند؟ وگاهی قدرت تصمیم گیری زیر ضرب خودبزرگ بینی تبدیل می شود به حماقتی از این جنس که بگویم تو مقصر نیستی و اگاهانه عمل نکردی.
به راستی کدام یک از این ها منفورترند ؟ کسانی که در داخل کشور زیر عبای روحانی رفتند یا کسانی که در خارج از کشور مدعی شعر و هنر در تبعید ند و خود تبدیل به بلندگوی رژیم شده اند؟
هر چه بگندد نمکش می زنند ٬ وای به روزی که بگندد نمک

مهرداد عارفانی
بروکسل

No responses yet

Jan 08 2014

«مرتضوی» فاکتورها را امضا کرد: آگهی تشکر از گذشت شاکی کهریزک با پول تامین‌اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

شرق، آمنه شیرافکن: «رییس کمیسیون تفحص از تامین‌اجتماعی» چندان هم بیراه نگفته بود، هرچند خبر به‌سرعت از «خانه ملت» برداشته شد اما حالا اسناد و فاکتورهایی که در اختیار «شرق» قرار گرفته نشان از آن دارد که مرتضوی 82‌میلیون‌تومان برای تشکر از پدر «مرحوم جوادی‌‏فر» از جیب سازمان تامین‌اجتماعی هزینه کرده. روی فاکتورها دستور «سعید مرتضوی» به چشم می‏‌خورد: «از محل غیرشمول با توجه به تایید روابط‌عمومی اقدام فرمایید.» «هشت» روزنامه هرکدام 10 تا 12‌میلیون‌تومان از سازمان تامین‌اجتماعی پول گرفتند تا یک آگهی عجیب در روزنامه متبوعشان منتشر کنند. متن آگهی چیزی نیست جز تمجید کانون‏‌های کارگری از پدر«مرحوم امیر جوادی‌فر»، یکی از جان‌باختگان حادثه کهریزک. «صالح نیکبخت» که وکالت «پدر مرحوم جوادی‌فر» را برعهده داشته، انتشار آگهی در هشت روزنامه را نقد کرده و پرداخت هزینه‌های آن از پول یک سازمان کارگری را غیرقانونی می‌داند.
پرداخت پول آگهی از جیب کارگران غیرقانونی است
نیکبخت که پرونده کیفری در سازمان قضایی نیروهای مسلح و دادسرا و دادگاه کیفری استان را مطالعه کرده، می‌گوید: «با وجود 18بار تقاضای مستقیم یا با واسطه از سوی مرتضوی با او دیدار نکردم. وجوه پرداخت‌شده به روزنامه‌ها بابت تشکر برخی از موکلم به‌خاطر گذشت او از اتهام مرتضوی از اموال کارگران زحمتکش کشور، امری ناپسند و غیرقانونی است. همین موضوع می‌تواند ذهنیت میلیون‌ها کارگر و خانواده‌شان را درباره عملکرد مدیریتی مرتضوی در سازمان تامین‌اجتماعی تحت‌تاثیر قرار دهد.»در بند 34 گزارش تحقیق‌وتفحص کمیسیون اجتماعی اعلام شده که «بابت چاپ آگهی تشکر کانون‌های کارگری، 820‌میلیون‌ریال به برخی مطبوعات پرداخت شده است.» «علیرضا محجوب» پیش از این در خبری که بلافاصله از خروجی «خانه ملت» برداشته شد، گفته بود: «مرتضوی به یکی از شاکیانی که در پرونده کهریزک شکایت خود را از او پس گرفت، مبلغ 84‌میلیون‌تومان از جیب سازمان تامین‌اجتماعی به‌عنوان تشکر پرداخت کرد.» هرچند وی سخنان خود را به نوعی تصحیح کرد، اما حالا مستندات روزنامه «شرق» رقم اعلامی رییس کمیته تفحص از تامین‌اجتماعی را با فاصله‌ای دومیلیون تومانی تایید می‌کند. تیتر مشترک آگهی‌‏هایی که هرکدام 10‌میلیون ‌پول به خزانه برخی روزنامه‌ها واریز کرده، این بوده: «تقدیر و تشکر کانون‏های کارگری و بازنشستگان سراسر کشور از اقدام ارزنده یکی از شکات پرونده کهریزک».در ادامه این آگهی آمده: «رییس کانون بازنشستگان تامین‌اجتماعی و دبیرکل کانون عالی شوراهای اسلامی سراسر کشور از «علی جوادی‌فر» یکی از شکات پرونده اتهامی کهریزک، در اعلام رضایت از مدیرعامل سازمان تامین‌اجتماعی و تاکید بر بی‌گناهی وی در این پرونده تقدیر کردند.»آگهی مندرج در هر هشت روزنامه با یک تیتر و متن آمده و بخش عمده‌ای از خبر به نقل از یک خبرگزاری بازتاب یافته است. همان خبرگزاری‌ای که طبق اسناد تفحص از تامین‌اجتماعی مبالغی را در قالب کارت هدیه از سازمان دریافت کرده بود. در بخش دیگری از آگهی آمده: «رییس کانون بازنشستگان تامین‌اجتماعی در گفت‌وگو با پدر مرحوم جوادی‌فر، از شاکیان پرونده کهریزک از اقدام ارزنده او در ماه برکت و رحمت خداوند تقدیر و آن را نشانه «حق‌پذیری» و «حق‌طلبی» او دانسته. پدر مرحوم جوادی‌فر نیز با اشاره به اینکه بر اساس جلسه‌های دادگاه کهریزک و دفاعیات مرتضوی اینجانب شخصا از بی‌گناهی او اطمینان یافتم و بر موضع خود مبنی بر بی‌گناهی دادستان وقت در واقعه فوت فرزند خویش، در جریان اغتشاش‌های سال 88 تاکید کرد.»در آگهی تمجیدگونه از اقدام مرتضوی در ماجرای کهریزک همچنین تاکید شده: «دبیرکل کانون عالی شوراهای عالی سراسر کشور نیز طی گفت‌وگو با پدر مرحوم جوادی‏فر از اقدام شجاعانه و گرانقدر او و توجه به حق و حقیقت در وقایع پرونده کهریزک تقدیر کرد.»اما نکته تعجب‌برانگیز دیگری که در متن یکی، دو روزنامه به آن اشاره شده، سخنانی است که به نقل از وکیل حیدری‌فر، معاون مرتضوی و از متهمان پرونده کهریزک آمده. بر این اساس وکیل علی‌اکبر حیدری‌فر، دادیار سابق ویژه امنیت دادستانی تهران گفته: «به دلیل برگزاری غیرعلنی وکلای شکات پرونده موسوم به بازداشت کهریزک، مطالب کذب و عاری از حقیقت را از جریان محاکمه در مصاحبه با رسانه‌ها منتقل می‌کنند. «علی شهبازی» افزود: «امیدواریم دادگاه با علنی‌کردن جلسه‌های دفاعیات این پرونده، از این رویه ناصواب جلوگیری کند. دفاعیات سعید مرتضوی در آخرین جلسه و مطالبی که در جلسه دهم این دادگاه بیان کرد، به هیچ‌وجه با مطالب سابق مشابه نبوده است. مرتضوی در این جلسه پنج سند مهم بیمارستانی ارایه کرد.»

No responses yet

Jan 01 2014

فرمانده پایگاه بسیج میدان آزادی بعد از ۴ سال: به پاهای معترضان شلیک کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: فرمانده وقت حوزه ۱۱۷ «نینوا» ناحیه «قدس» سپاه تهران پس از چهار سال٬ گزارش‌ها درباره تیراندازی مستقیم نیرو‌های بسیج به سمت معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ در میدان آزادی تهران را تائید کرد.

این فرمانده بسیج که نامش فاش نشده٬ روز دوشنبه (۹ دی) در گفتگو با سایت رسمی سپاه تهران به تشریح جزئیات درگیری ۲۵ خرداد نیروی‌های بسیج حوزه ۱۱۷ «نینوا» با معترضان پرداخته است.

در این درگیری دست‌کم هفت تن از معترضان به نتیجه انتخابات جان خود را از دست داند٬ اما مقام‌های سپاه و بسیج هیچ‌گاه مسئولیت تیراندازی مستقیم به سوی مردم را نپذیرفته بودند.

پس از گذشت چهار سال از آن زمان٬ فرمانده این پایگاه بسیج گفته «در این درگیری تنها چند اغتشاش‌گر که بدون توجه به هشدار‌ها وارد محوطه حوزه شده بودند از ناحیه پا مورد هدف قرار گرفتند.»

وی با این وجود گفته نیرو‌های بسیج که «مجبور به دفاع از خود شده بودند» هرگز به سمت مردم تیراندازی نکرده و «فتنه‌گران» عامل مرگ هفت نفر در این درگیری‌ها بودند.

مهم‌ترین اظهارات این فرمانده بسیج:

{تجمع کنندگان مقابل پایگاه بسیج} مسلح بودند و به سمت {نیروی‌های بسیج} شلیک می‌کردند و تعدادی از لیدر‌ها مسلح بودند و به صورت نامحسوس از لابه لای جمعیت شلیک می‌کردند.

{معترضان} از دیوار پایگاه بالا می‌آمدند و می‌گفتند که ما می‌دانیم این تیراندازی شما مشقی است ولی از سوی دیگر عده‌ای از مردم تیر می‌خوردند.

ما مجبور به دفاع شدیم و مجبور شدیم چند نفر از آشوبگرانی که داخل حوزه وارد شده بودند را از کمر به پایین هدف قرار بدهیم.

بیش از ۶۰۰ -۷۰۰ کوکتول مولوتف که برخی از آن‌ها آلمانی بود به سمت ما پرتاب شد.

بسیجیان تلاش زیادی کردند تا حوزه سقوط نکند. حفظ آبروی نظام و بسیج برای ما بسیار مهم بود و به همین دلیل همه تلاش خود را کردیم.

{معترضان} تصمیم داشتند به هر قیمتی حوزه را تصرف کنند و با ضبط سلاح‌ها آشوب گران را مسلح کنند که اگر محقق می‌شد شاهد جنگ شهری بودیم.

با عده قلیلی که در حوزه حضور داشتند دفاع کردیم و آن روز امداد غیبی به ما کمک کرد. از خودگذشتگی و نیت پاک سربازان امام زمان باعث شد بتوانند با جان و دل از حوزه دفاع و روحیه خود را حفظ کنند.

ما قریب به یک ساعت و نیم تا دو ساعت از تیرهای مشقی استفاده کردیم و تیر هوایی شلیک می‌کردیم و سلاح‌ها در اختیار چندنفر خاص که توانمند بودند قرار داشت.

در این درگیری تنها چند اغتشاشگر که بدون توجه به هشدار‌ها وارد محوطه حوزه شده بودند از ناحیه پا مورد هدف قرار گرفتند.

آشوب گران با هدف سقوط حوزه و رعب و وحشت بسیجیان حمله کردند و این را می‌دانستند اگر بسیج را از صحنه فتنه حذف کنندعملا می‌توانند بر تهران مسلط شوند.

تصور من این است که اگر آن روز حوزه سقوط می‌کرد و سلاح‌های ما دست آن‌ها می‌افتاد شاید اوضاع مانند سوریه می‌شد.

No responses yet

Jan 01 2014

مرگ ۵۳ نفر در کمپ ترک اعتیاد شفق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

هرانا: فاطمه جمال‌پور در روزنامه شرق نوشت: «۵۳ نفر از معتادانی که به شفق آورده شدند اسهال خونی گرفتند و مردند»، «انترن به بچه‌ها می‌گفت اگر برایم برقصید داروی سرماخوردگی می‌گیرید»، «پایم را از خط زرد آن‌طرف‌تر گذاشتم و تا سرحد مرگ با لوله سبز کتک خوردم» و… اینها همه روایت‌های معتادانی است که تجربه رفتن به اردوگاه ترک اعتیاد اجباری «شفق» را از سر گذرانده‌اند. روبه‌رویم می‌نشینند و می‌گویند و می‌گویند. شاید برای ساعت‌ها حرف دارند؛ روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از شفق، از نگاه و سیستمی که معتاد را شهروند نمی‌داند یا حتی انسان؛ روایت‌هایی آنقدر تکان‌دهنده که گاه مجبورت می‌کند مصاحبه را قطع کنی و بروی قدم بزنی یا چند نفس عمیق بکشی.

اردوگاه اجباری درمان اعتیاد «شفق» یا به قول مسوولان «کمپ شفق» اردوگاهی است که بر اساس اصلاحیه قانون درمان اعتیاد مصوب مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام در سال ۸۹ برای درمان معتادان متجاهر یعنی معتادانی که از ظاهرشان می‌توان پی به اعتیادشان برد ایجاد شد. قرار بود این اردوگاه زیرنظر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر ایجاد شود و وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با موادمخدر، شهرداری تهران و… در ایجاد و تجهیز و ساماندهی معتادان در این مراکز مشارکت داشته باشند اما هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها نیفتاد و در عمل شفق به جایی برای نگهداری معتادان برای مدتی کوتاه بدون رعایت کمترین حقوق انسانی‌شان بدل شد. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو‌های ما با معتادانی است که از «شفق» بازگشته‌اند با روایت‌هایی از مرگ، گرسنگی، ضرب‌وشتم و…

سیدمحمد ۳۳‌ساله است. با موهای جوگندمی، صورتی بسیار لاغر و استخوان‌های بیرون زده. می‌گوید: «۱۰سال مصرف موادمخدر را داشتم. دوسال است که با مصرف متادون پیشگیری می‌کنم. من با اینکه کارت «متادون» داشتم، توسط گشت شهرداری من را گرفتند. حتی از ما تست گرفته نشد درحالی که قرار بود تست گرفته شود و تحویل «شفق» شدم.»
‌چه زمانی شما را گرفتند؟

دوماه پیش، ۴۷ روز آنجا بودم. در میدان شوش داشتم می‌آمدم به همین مرکز گذری درمان اعتیاد که پناهگاه ماست. نیروی انتظامی من را دستگیر کرد، کارت «متادون» خود را نشان دادم، مامور گفت بیا برویم آزادت می‌کنیم، مشکلی ندارد. گفتم تست بگیرید من مشکلی ندارم، اما شب تا صبح ما را نگه داشتند و بعد ما را به شفق بردند. من حتی گفتم پول کیت تست اعتیاد را از جیب خودم می‌دهم تا از ما تست بگیرند و اگر موردی نداشتیم ما را آزاد کنند، اما این کار را نکردند. من به کمپ رفتم، وقتی برگشتم وزنم چندین‌کیلو اضافه شده بود یا حتی وقتی مواد را مصرف می‌کردم وزنم و ظاهرم خیلی بهتر از زمانی بود که از شفق آزاد شدم. من هر سری که ترک می‌کردم سیستم بدنی‌ام برمی‌گشت وزن و ظاهرم درست می‌شد، اما الان این ظاهر آدمی است که تازه از شفق آزاد شده است. بچه‌ها تعجب می‌کنند به من می‌گویند مصرفت را خیلی بالا بردی؟ من می‌گویم من تازه از «شفق» آمده‌ام دیگر خودتان متوجه شوید چه وضعیت غذایی افتضاحی در آنجا حاکم بود.
‌تعدادتان در «شفق» چقدر بود؟ آیا کف‌خواب هم داشتید؟
سه، چهار روز در هفته، هر اتاق ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب داشت. در هفته تنها دوروز بچه‌ها روی تخت می‌خوابیدند.
‌
«شفق» سوله است؟

یک سوله یک‌تیکه است با ۱۴ اتاق روبه‌روی هم. هر اتاق ۵۰ تخت دارد. کف هر اتاق هم ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب هستند. هر سه‌نفر دوتا پتو، یکی زیر و یکی رو با وجود سرمای آنجا.
‌وسایل گرمایشی ندارد؟

نه سیستم گرمایشی ندارد، اصلا موتورخانه کار نمی‌کند. من بیرون که آمدم ۲۰، ۳۰هزارتومان هزینه دوا و دکترم شد. بابت سرماخوردگی و آب سرد. اعتراض که می‌کردیم به ما می‌گفتند همینی که هست.
‌یعنی برای استحمام آب گرم نداشتید؟

نه نداشتیم می‌گفتند همینی که هست با آب سرد.
‌آنجا فقط سه وعده غذایی می‌دادند؟ میان‌وعده یا میوه چطور؟

نه اصلا میوه را که باید در خواب می‌دیدیم. تازه بعضی مواقع نان همراه غذا را قطع می‌کردند می‌گفتند نیامده، بعضی مواقع صبحانه چایی تلخ بود و می‌گفتند قند و شکر نیست. وضعیت نظافت هم افتضاح بود. اصلا چیزی به‌نام مایع دستشویی، تاید و شامپو نداشتیم. یادمان رفته بود.
‌آنجا آیا مورد ضرب‌وشتم و تنبیه بدنی هم قرار می‌گرفتید؟

بله.
‌چرا شما را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند؟

این کار را می‌کردند که وحشت ایجاد کنند.

پیرمردی برای رفتن به دستشویی مشکل داشت، نمی‌توانست خودش را نگه دارد، سه‌بار تکرار کرد و به‌همین خاطر پیرمرد ۷۰ساله را به‌شدت کتک زدند.
‌وضعیت استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی چطور بود؟ آیا تعداد حمام و سرویس بهداشتی کافی بود؟

استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی آنجا ساعت داشت؛ مثلا پشت بلندگو اعلام می‌کردند برای ۲۰دقیقه تردد باز است. برای ۸۰۰نفر پنج تا سرویس بهداشتی و اگر تردد طول می‌کشید با لوله سبز کتک می‌زدند، هرکسی که جا می‌ماند را کتک می‌زدند.
‌چندبار در روز زنگ سرویس بهداشتی را می‌زدند؟

سه‌بار؛ یک‌بار قبل از صبحانه، قبل از ناهار و بعد از شام.
‌آنجا چه تعداد نیرو مستقر بود؟ نیروی انتظامی یا… ؟

آنجا نیروی انتظامی نیست، دست‌اندرکاران خودشان بودند. بعضی‌هایشان خودشان مصرف می‌کردند. خود من دیدم آقای «آ» که مسوول آنجا بود مصرف می‌کرد. من انفرادی بودم، پایپ خودش را نشان داد و چنین آزاری را در دوره ترک به ما می‌دادند.
‌به چه دلیلی شما را به انفرادی بردند؟

برای همون تنبیهی که شده بودم.
‌بازرس‌هایی که می‌آمدند از کدام ارگان‌ها بودند؟

از قوه‌قضاییه و وزارت بهداشت اما بچه‌ها را می‌ترساندند تا حرفی نزنند.
‌آیا آنجا مددکار و پزشک مستقر بود؟

مددکار آقای… بود، که الان چندین‌سال است آنجا مستقر است و پولش را از پیمانکار می‌گرفت و هیچ کاری نمی‌کرد.
‌یعنی خدمات مددکاری به شما ارایه نمی‌شد؟

اصلا، به‌هیچ‌عنوان، من زندان رفتم و تجربه خدمات مددکاری را دارم، اما آنجا چیزی به‌نام مددکاری وجود نداشت.
‌معتادانی که آنجا بودند خانواده‌هایشان در جریان قرار می‌گرفتند؟ ملاقاتی داشتند؟

مسوولان آنجا می‌آمدند و شماره‌ها را جمع‌آوری می‌کردند و می‌گفتند تماس می‌گیریم، اما این کار را نکردند.
‌آنهایی که «اچ‌آی‌وی» مثبت بودند یا هپاتیت‌دار شدند آیا خدمات درمانی دریافت می‌کردند؟

اصلا توجهی نمی‌شد. مثلا کسی بود که مدارک پزشکی داشت و زیرنظر دانشگاه علوم پزشکی بود و دارو می‌گرفت؛ «اچ‌آی‌وی» مثبت و هپاتیتی بود. وقتی گفت مدارکش را پاره کردند. اهمیتی نمی‌دادند.
‌اسهال خونی چطور؟ آیا در مدتی که آنجا بودی کسی مبتلا شده بود؟

آن سالی که اسهال خونی شایع شد، من شفق بودم. ۴۸نفر مردند. اول پنج‌نفر در «شفق» مردند و بعد مابقی را به کمرد انتقال دادند و آنجا مردند. زمان طرح اجلاس سران بود که همه را می‌گرفتند.
‌پس زمان طرح اجلاس هم جمع‌آوری شدی؟

بله.
‌آن‌موقع ظرفیت‌ها چطور بود؟

افتضاح بود، آمار کل تخت «شفق» ۴۵۰نفر است. هزارو۳۰۰نفر آمارمان در آن زمان بود یعنی داخل راهرو و دستشویی هم معتادان می‌خوابیدند. هر اتاقی ۶۰ نفر کف‌خواب داشت و همین باعث شد این بیماری شایع شود و یک‌نفر که اسهال خونی داشت باعث شد ۵۳ نفر بمیرند.
‌چرا آنها را به کمرد انتقال دادند؟

چون بازرس می‌آمد و می‌خواستند سروته قضیه را هم بیاورند.
‌تعداد فوت‌شدگان در «شفق» چطور بود؟ آیا زمانی که شفق بودی کسی فوت شد جز ماجرای اسهال خونی؟

بله پیرمردی بود که به‌خاطر آب سرد حمام و اینها، بیمار شد و اهمیتی ندادند و فوت شد و یکی هم بود که سیستم گوارشش مشکل داشت.
‌اینهایی که فوت می‌کنند جنازه‌شان را تحویل خانواده می‌دهند؟

خیر، در ابتدا می‌فرستند پزشکی‌قانونی و برگه فوت صادر می‌کنند. علت فوت را نرسیدن موادمخدر عنوان می‌کنند، در حالی که اصلا ربطی ندارد، چون معتاد پس از سه، چهارروز پاک می‌شود و بعد از ۳۷روز دلیلی ندارد به‌خاطر نرسیدن مواد مخدر بمیرد.

مسوول مرکز گذری می‌گوید ماموران چشم سیروس را ترکانده‌اند. «شفق» هم رفته است. سیروس وارد می‌شود با چشمی به رنگ خون، اطراف چشمش کبود و ورم کرده و زخم است. هول می‌کنم به‌محض دیدنش.
‌می‌پرسم چشمت چه شده است؟

ماموران زدند.
‌نیروی انتظامی؟

آره.
‌برای اینکه می‌خواستند به شفق بروی؟

آره، اجباری است دیگر. می‌گیرند و می‌برند و نگه می‌دارند. ما معتادان مریضیم، عوض اینکه از ما حمایت کنند با ما بدرفتاری می‌کنند.
‌پس چرا نرفتی و اینجایی؟

من را از هشت صبح بردند تا هشت شب. بدون نان و آب و غذا… بعد من را رها کردند، نمی‌دانم چرا. پیرمرد صدایش در نمی‌آید. نگاهم را از زخم هول‌انگیز چشم‌اش می‌دزدم. می‌گوید: همه معتادان را در شفق عقده‌ای کردند.
‌چندبار شفق رفتی؟

دو، سه‌بار.
‌آخرین باری که رفتی کی بود؟

پارسال بود.
‌چه موقع؟

۲۲شهریور. یک‌بار خودم را از ماشین پرت کردم تا به آنجا نروم.
‌آقا سیروس! درباره شفق تعریف می‌کنید؟

شفق جای خوبی است؛ اگر تعداد جمعیتش کم باشد. ظرفیتش ۶۰۰ نفر است؛ اگر ۶۰۰ نفر باشیم خوب است اما هزارو۸۰۰نفر بودیم. شفق در مقابل این تعداد خیلی ضعیف است. نه غذای خوبی می‌دهند و رفتارشان هم با بچه‌ها خوب نیست.
‌‌برای چی؟

چون پا رو خطی می‌کردند.
‌پا رو خطی یعنی اشتباه؟

آره.
‌پا رو خطی‌هایتان چی بود؟

مثلا می‌گفتند چرا صدایت کردم، نگاه نکردی. بعد قسم می‌خوردیم می‌گفتیم نشنیدم، ببخشید. اما کتک می‌زدند.

شهروز را صدا می‌زنند. شبیه معتادها نیست. چهره سرحالی دارد و درشت‌اندام است و سیه‌چرده با ته‌ریش و جای چندزخم بر صورتش. کاپشن چریکی به تن دارد. می‌نشیند روی صندلی و شروع می‌کند: «من دو دفعه «شفق» رفتم. ۳۰ اردیبهشت یک‌بار من را گرفتند تا اواسط خرداد و فردای عیدفطر گرفتند و اول برج هشت آزاد شدم.»
‌کجا گرفتند؟

تو خیابان «شوش» می‌آمدم «دی‌ای سی»، در حال راه‌رفتن با دست‌خالی بدون مواد. دومدل دستگیر می‌کنند، یک مدل زیر نظر «ناجا»ست و یک مدل زیرنظر شهرداری است. به دسته اول می‌گویند انفرادی ناجا، چون تک‌تک می‌گیرند و مدل دوم را طرحی شهرداری می‌گویند.
‌درباره وضعیت شفق تعریف می‌کنید؟

آنجا وقتی وارد می‌شوی دکتر «ح نامی» است که او امضا می‌کند باید وارد شوید یا خیر. آقایی هست معروف به رضا موتوری. او گوشی و پول می‌گیرد و خیلی راحت جواب آزمایش اعتیاد را منفی می‌کند.

وقتی مثبت می‌آوری و می‌روید داخل سالنی که تقریبا ۲۰۰، ۳۰۰متر است. دو سری که من را گرفتند یکسری ۴۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان یک، یکسری هم ۶۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان ۲٫ همه را می‌ریزند داخل آن سالن. آن سالن دو دستشویی بیشتر ندارد. آب شیرین که به هیچ عنوان وجود ندارد. با دبه ۲۰لیتری آب می‌آورند، با دست باید آب بخوری. ۵۰۰، ۶۰۰نفر در آن حالت خماری و درد و ترک فیزیکی، نه آبی هست برای دوش گرفتن و نه آبی برای خوردن. عین گوسفند ۶۰۰نفر را می‌فرستند وسط و لوله سبز دست گرفته‌اند و کتک می‌زنند. یکسری ستون وسط سالن است که می‌گویند ستون سخنگو اگر صدایت در بیاید به ستون بسته می‌شوی و اگر درگیر شوی کتک بدی می‌خوری. اگر بگویی که به خانواده‌ام اطلاع بدهید، می‌گویند من زنگ می‌زنم اما باید به خانواده‌ات بگویی که یک شارژ ۱۰هزارتومانی بفرستند. اگر نفرستی دمارت را درمی‌آورند. درباره بچه‌های شهرستان هم به خانواده‌شان می‌گویند به این حساب پول بریزید و ما هوای بچه‌تان را داریم. وقتی طرح فیزیکی تمام شد و خماری را پس دادیم، وارد سالن اصلی شدیم. ۱۵تا دوش حمام است با جمعیت ۶۰نفری هر اتاق. زن و بچه‌دار، پیروجوان فرقی نمی‌کند، همه لخت مادرزاد باید بروند زیر دوش. سه دقیقه مهلت حمام است اما خبری از صابون و شامپو و اینها هم نیست. به هیچ عنوان هم آب گرم نمی‌بینی. تابستان و زمستان آب سرد است. هفته‌ای یک‌بار سهمیه حمام داریم، آن هم همان سه دقیقه است. شپش غوغا می‌کند؛ از سروکول مردم بالا می‌رود. مریضی بیداد می‌کند و با هر عنوانی هم که مریض شوید دکتر می‌روید یک قرص سفیدرنگ می‌دهند. برایشان فرقی ندارد. معتادان خیلی راحت می‌میرند جلوی چشم همه. من دوباری که آنجا بودم شاهد مرگ پنج، شش‌نفر بودم.
‌به چه خاطر؟

وقتی شما اعتیاد‌داری بدنت ضعیف است و وضعیت غذایی هم که نزدیک صفر است. صبح یک تکه نان و لواش یک نخود پنیر می‌دهند. ظهر اینقدر برنج است (کف دستش را نشان می‌دهد). خدا سرشاهده من کسی را آنجا دیدم که مقوا خرد کرد داخل سوپش که ته دلش را بگیرد. شب هم اندازه ظرف بستنی کوچک سوپ جو می‌دهند و هر شب هم شام سوپ جو است. بدن معتاد ضعیف است و بیشتر گرسنگی عذاب می‌دهد و آب شیرین هم نیست. روزی یک ۲۰ لیتری آب شیرین می‌آورند و از امروز تا فردا آب نیست. وقتی آب شیرین نیست آب شور می‌خورند و خیلی معذرت می‌خواهم اسهال خونی می‌گیرند و بدن ضعیف است و کسی به داد اینها نمی‌رسد و جان می‌دهند.
‌آنجا پزشک دارد؟

نه، دوتا انترن شیفتی هستند. وقتی مریض می‌شوید ۱۰ تا ۲۰نفر را با هم می‌برند. خداشاهده من به چشم خودم دیدم انترن شربت گلو را داخل نوشابه خانواده قاطی می‌کرد و می‌گفت هرکی برقصد شربت می‌دهم بخورد. بچه‌ها را به رقص واداشت تا تفریح کند. می‌گفت می‌رقصی یا نه؟ بعد بیمار می‌گفت من نمی‌توانم برقصم، مریضم. انترن می‌گفت شربت نمی‌دهم، برو نفر بعد. وقتی هم اعتراض می‌کردیم، می‌گفتند اینجا اردوگاه ترک اجباری است. اما جای دیگر که راجع به «شفق» صحبت می‌شود، می‌گویند نگویید اردوگاه اجباری، بگویید کمپ شفق. یک‌روز آقایی را کتک زدند، گفت خدایا چرا به داد ما نمی‌رسی. مسوول آنجا آمد، و گفت ببین شفق خدا ندارد. اصطلاحشان معروف است؛ می‌گفتند آسمان شفق خدا ندارد که شما خدا را صدا می‌کنید. هیچ‌کس به داد ما نمی‌رسید. من خودم دو دفعه رفتم و عین دو دفعه تا بیرون آمدم مصرف کردم چون برایم عقده و کینه شده بود زیرا با میل خودم نرفتم و زوری رفتم با آن بلاهایی که آنجا سر ما آوردند. از در که بیرون آمدم، بیرون، کشیدم.. بدترین کارها را از معتادان می‌کشیدند؛ از بنایی و نقاشی برای یک نخ سیگار. چون آنجا سهمیه هر نفر یک نخ سیگار بیشتر نیست. آنجا قانونش سه‌ماه و یک‌روز است؛ پول سه ماه و یک روزش را می‌گیرند و بعد ما را زودتر آزاد می‌کردند. یک روز هم بازرسی آمده بود و به کیفیت غذا معترض بود. در جواب گفتند بودجه نداریم، بازرس گفت برای ۴۰۰نفر برای سه ماه و یک‌روز شهرداری ۹۰۰میلیون بودجه داده است. چطور این غذا را می‌دهید.
مسلم پیرمرد است، با چشمانی روشن. شوخ است و پرحرارت حرف می‌زند. می‌گوید: در گرمخانه دستگیر شده است.
‌ می‌گویم درباره وضعیت شفق توضیح دهید؟

می‌گوید: «آنجا از لحاظ آمار و غذا افتضاح است. معتادان از زور گرسنگی زدوبند می‌کردن، سیگار می‌دادند و وعده غذایی هم را می‌گرفتند. ظهر برنج می‌دهند که سیر نمی‌کند و واقعا باید گشنگی کشید. هیچ‌گونه امکاناتی ندارد. امکانات را نمی‌دانم شهرداری باید بدهد یا جای دیگری. آنجا ظرفیتش ۶۰۰تا تخت است اما بالای هزارو۸۰۰نفر آنجا ساکن بودیم. شپش بیداد می‌کرد و حمام خوب نداشت. خود من را یک مدت بردند «شفق»، بعد برای طرح پیرمردها بردند کمرد که بهتر بود. پیرمردها را می‌بردند کمپ علی صابر که بعد از مدتی هم رها می‌کردند. در «شفق» احترام نمی‌گذارند مثلا خود من آمدم این‌طرف خط زرد و در حد مرگ کتک خوردم.
‌ خط زرد یعنی چه؟

فرض کن اینجا راهرو است، خط زرد می‌کشیدند وسطش و ما حق نداشتیم آن‌طرفش راه برویم اگر می‌رفتیم کتکمان می‌زدند.
برای چی؟

برای چی ندارد قانونش است.
‌
چند روز شفق بودی؟

دوره من ۲۸روزه بود که ۲۱روزش را شفق بودم و بعد من را برای طرح پیرمردها بردند کمپ علی صابر که فردایش به دستور سردار روزبهانی آزادم کردند.
‌ راجع به «شفق» بیشتر صحبت می‌کنی؟

«شفق» را درکل بگویم ببندی بهتر است.
‌ در مدتی که آنجا بودی شاهد مرگ کسی هم بودی؟

چرا یک‌نفر بود که سکته کرد. یک پیرمردی هم بود که ماند زیرپا، یکدفعه در را باز می‌کردند- آقایان خیلی معذرت می‌خواهم- همه بروند دستشویی همه فرار می‌کردند و روی هم می‌افتادند، دمپایی هم نبود هیچ‌چی نبود که پیرمرد ماند زیر دست‌وپا.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر:قبول داریم «شفق» استاندارد نیست

فارس: معاون ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: مرکز «شفق» در تهران نیز باید فقط مرکز غربالگری می‌شد اما اکنون مرکز نگهداری شده است. اینکه چرا ما در تهران این مشکلات را داریم به‌دلیل پیچیدگی ماهیت خود استان است. ما امسال سه‌میلیاردتومان هزینه کردیم، این بیانگر آن است که استان ویژه‌ای داریم. او با اشاره به ناتوانی شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر در انجام مهم‌ترین وظیفه قانونی خود یعنی ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌ها گفت: انتظار ما از استاندار تهران این است که بر عملکرد دستگاه‌ها نظارت و آیین‌نامه ماده۱۶ را اجرایی کند. این اتفاق در سایر استان‌ها در حال انجام است اما هجمه اعتیاد در تهران باعث بروز مشکلاتی می‌شود در حالی که با کمی مداخله جدی می‌توانیم این بحران‌ها را حل کنیم.

وی اذعان کرد: شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر تهران نتوانسته از ظرفیت قانونی برای سرخط‌کردن دستگاه‌ها استفاده کند اما علت دیگر موضع انفعالی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی استان تهران است. دین‌پرست گفت: من از دانشگاه‌های علوم‌پزشکی ایران، تهران و شهیدبهشتی گلایه‌مند هستم که چرا به وظایف قانونی خود عمل نمی‌کنند اما زمانی که از آنها علت را جویا می‌شویم می‌گویند نامه‌نگاری‌های زیادی کرده‌اند و باید مرکز شفق بسته شود. انتظار من از دانشگاه‌ها این نیست بلکه باید طبق مفاد آیین‌نامه ابلاغی ستاد هرگونه اقدام خارج از چارچوب را به‌منزله مداخله غیرمجاز در امور پزشکی بدانند و نسبت به هرکسی که به این قانون تخطی می‌کند اعلام جرم کنند. این آقایان به مراکز ماده۱۶ نیامدند و این اتفاق افتاد.

وی گفت: بخشی از مواردی را که گفته‌اند قبول داریم اما بارها با مسوولان دانشگاه علوم‌پزشکی و معاونان درمان وزارت بهداشت جلسه داشتیم و حتی در حضور وزیر کشور و استاندار اعلام کرده‌ایم که حاضریم همه هزینه‌های مورد نیاز برای استانداردکردن مرکز «شفق» را بدهیم اما آنقدر رفتارهای کودکانه در سطح این مسوولان وجود دارد چه در شورا و چه در دانشگاه‌ها که حاضر نیستند از این فرصت طلایی استفاده کنند و آنها فقط از دور نشسته و می‌گویند این مرکز استاندارد نیست.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر ادامه داد: ما هم قبول داریم که این مرکز ایراداتی دارد اما به‌عنوان ستاد آمادگی تخصیص اعتبار را داده‌ایم چرا این حرف‌ها را می‌زنند آیا شفق واقعا قابلیت استانداردسازی را ندارد، اگر ندارد اعلام کنند تا آن را ببندیم. بنابراین ناتوانی شورای هماهنگی و سکوت غیرمسوولانه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در تهران نتیجه‌اش وضعیت اکنون شفق شد. وی افزود: نگهداری معتادان را تحت هر شرایطی انجام می‌دهم اما همه اینها برخلاف قانون و سیاست‌های موردنظر ستاد است. همیشه نگرانی ما این بوده که وجه انتظامی بر درمان پیشی بگیرد اما در تهران این اتفاق افتاد و در این آشفته‌بازار، دانشگاه‌های علوم‌پزشکی وارد عمل نشدند و اوضاع را اصلاح نکردند.

معاون درمان ستاد مبارزه با موادمخدر در ادامه تاکید کرد: دلیل دیگر مشکلات «شفق» ناهماهنگی در شهرداری است. متاسفانه شهرداری تهران کم‌کم نقش کمرنگ خود را در حوزه اعتیاد بیرنگ‌ کرده است. ما در حال حاضر ماهانه ۴۰۰‌میلیون‌تومان فقط هزینه نگهداری معتادان در تهران را می‌دهیم.

No responses yet

Dec 29 2013

چه تعداد ایرانی سال 88 از کشور خارج شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

شرق: در وزارت‌خارجه «حوزه کنسولی، حقوقی و پارلمانی» با هم در یک معاونت جمع شده است و حسن قشقاوی این معاونت را برعهده دارد، از دولت قبل تاکنون. او پیش از این، سفیر ایران در سوئد و مدتی هم سخنگوی وزارت خارجه بوده، در جواب سوالات، مفصل توضیح می‌دهد و وقت مصاحبه تنها به یک حوزه از زیرمجموعه معاونتش می‌رسد. این معاونت برای رفع نگرانی شهروندان ایرانی که به خارج از ایران رفته‌اند، راهی برای استعلام از وضعیت حقوقی خود در داخل کشور اندیشیده‌ است. ایرانیانی که به هر دلیلی از داشتن پرونده حقوقی در داخل کشور اعم از شاکی خصوصی یا مدعی‌العموم، نگران هستند، می‌توانند به آدرس ایمیلی که برای این کار اختصاص یافته ایمیل بفرستند و از وضعیت حقوقی خود اطلاع پیدا کنند، این اقدام در راستای اندیشیدن تمهیدات برای بازگشت کسانی است که به هر دلیلی مجبور به ترک میهن شده‌اند اما تمایل دارند به کشور بازگردند.

در‌ سال‌های اخیر شاهد موج مهاجرتی بودیم ،آیا وزارت خارجه و معاونت شما آماری در این زمینه دارد؟ و اینکه آیا تغییر معنادار در اعداد داشته‌اید؟
ممکن است در مقطع یا در سالی، در یک فصل یا برای بعضی مناسبت‌ها، خروج از کشور داشته باشیم. اما نه الان و نه قبل‌تر، آن چیزی که در تبلیغات گفته می‌شود واقعیت ندارد. من از حوزه کنسولی حرف می‌زنم، از میزان مهاجرت آمار داریم. ملاک ما صدور مدارک سجلی یا صدور گذرنامه است، مثلا ازدواج ایرانیان، صدور شناسنامه فرزند، کارت ملی و گذرنامه، اینها مبنای حرف بخش کنسولی است. در‌ سال‌های اخیر حتما و حتما روند مهاجرت از خارج به ایران بوده یعنی برعکس تبلیغاتی که انجام می‌شود. شاخص ما، رشد صدور گذرنامه است یا ثبت ازدواج یا صدور شناسنامه برای فرزندان. البته ما می‌دانیم که گرفتن گذرنامه لزوما به معنی سفر به ایران نیست ولی می‌تواند یک شاخص نسبی خوب باشد. در طول 10، 15‌سال اخیر، روند ورود هموطنان بیشتر از خروج بوده، منتها تاکید می‌کنم در همه این 15‌سال، اینطور نبوده، ممکن بود در یک مقطعی میزان مهاجرت بیشتر شود.
چهار یا پنج‌سال گذشته چطور؟ جزو همین مقطع افزایش مهاجرت نبوده؟
نه اینطور نیست. ما باز علامت دیگری داریم برای اینکه شما بدانید روند ورود به کشور بیشتر از خروج است. آمار صدور بلیت در شرکت‌های هواپیمایی در ایام ژانویه و تابستان زیاد است. به طور قاطع به شما عرض می‌کنم بر اساس این‌ آمار، در کنار آمار صدور شناسنامه و گذرنامه ورود هموطنان و ایرانیان به داخل روزافزون است. منتها این آمار می‌تواند در درجه اول، جنبه عاطفی داشته باشد؛ نسل اول و دوم، بستگان پیری در داخل دارند یا خدای‌ناکرده فوت شدند یا می‌خواهند آنها را ببینند. مهم این است که در مجموعه نظام برنامه‌ریزی داشته باشیم که این مسافرت‌های عاطفی، پایداری بیشتری داشته باشد. وجود این سفرها موجب می‌شود هموطنانی که در خارج هم هستند، هر کدام سفیر ایران باشند و منافع ملی ما را پیگیری کنند. ورود یا خروج نمی‌تواند ملاک قاطعی باشد، ما باید از تخصص و توانمندی‌های این عزیزان که همه علاقه‌مند به سرزمین خود هستند، در جهت منافع ملی و توسعه کشور استفاده کنیم. ما اصراری نداریم که همه به داخل کشور برگردند. چون معقول هم نیست. چراکه یکسری ازدواج کرده‌اند و شغل دارند یا در حال تحصیل هستند. ممکن است منافع ملی ما در این باشد که آنها در خارج از کشور باشند اما مهم این است که ایرانی باشند و ایرانی فکر کنند و هر کجا که هستند منافع ملی را تعقیب کنند.
شما می‌فرمایید روند مهاجرت افزایش پیدا نکرده، اما ما شاهد افزایش مهاجرت بعد از حوادث انتخابات سال 88 بودیم. ممکن است به علت خروج برخی از مسیرهای غیرقانونی باشد؟
قطعا برخی از افراد پس از‌ سال 88 از کشور رفتند. اما من می‌گویم که آنها بخش‌های سیاسی جامعه ما بودند.
به‌هرحال شهروند ایرانی بودند؟
مثلا از مجموع پنج‌میلیون‌ایرانی خارج از کشور، 50هزار یا 100هزارنفر به‌دلایل سیاسی رفتند اما فعالان اقتصادی یا فرهنگی نبودند، البته من آمار رسمی و قاطعی در این زمینه ندارم.
البته به این قاطعیت نمی‌توان گفت که همه فقط فعال سیاسی بودند و…؟
از مجموع پنج‌میلیون ایرانی، این آمار 50 یا 100هزارنفر مگر چقدر زیاد است. من با شما نه بحث جناحی دارم نه بحث سیاسی. در عالم واقع می‌گویم، حتی اگر بپذیریم موج، موج جریانات سیاسی بود، این تعداد نسبت به کلیت آمار ایرانیان در خارج از کشور، آمار بالایی نیست که از لحاظ آماری قابل اعتنا باشد. حالا ممکن است یکی بگوید که یک‌نفر هم نباید از کشور خارج شود این حرف دوم است و به تعبیر سیاسی ماجرا برمی‌گردد. از حوادث مربوط به انتخابات 88 و راجع‌به ماهیت آن اعتراضات تحلیل‌های مختلفی ارایه می‌شود که من الان در موضعی نیستم که بخواهم در آن مورد صحبت کنم. ولی من عرض می‌کنم که همان هم اینگونه نبود؛ اگر یک، دو، سه ماه اوج حوادث میزان مهاجرت افزایش یافته بود، تا آخر این‌طور نماند، یک عده رفتند و ماندند، 50 یا حداکثر 100هزارنفر بودند، بیشتر از این هم نبودند، برخی بعد از چند ماه برگشتند. ما در حوزه کنسولی نگاه سیاسی نداریم، بلکه نگاه صنفی داریم. موضع ما این است که در 15‌سال اخیر حتما میزان ورود هموطنان به داخل کشور بیشتر از خروج است، روند بازگشت به کشور شتاب بسیاری پیدا کرده چون اقدامات خوبی انجام شده. در زمان آقای هادی، همتای اسبق من در دولت هشتم، ایشان خدمات کنسولی و گذرنامه‌ای خوبی ارایه کرد که اینجا لازم است از ایشان تشکر کنم. بر مبنای تصمیمات خوب آن‌زمان، شاهد حضور گسترده‌ای از هموطنان به داخل کشور بودیم و این موج تا الان کم و بیش ادامه پیدا کرد.
آمار شما در مورد بازگشت مهاجرین، از 15‌سال گذشته تاکنون است، آیا این میزان بازگشت از‌ سال 88 تا 92 هم با روند قبلی ادامه‌ داشته؟
بنده صدور گذرنامه را ملاک قرار می‌دهم بحمدا… دارد جا می‌افتد که همیشه دقیق‌ترین آمار در این مسایل، آمار وزارت خارجه است. در سال‌های اخیر همواره همه آمار کنسولی ما روبه‌پیشرفت بوده.
این روند پیشرفت در 15سال اخیر همیشه یک درصد مشخصی داشته که بعد از 88 بوده؟
نه، ممکن است در یک‌سال یا یک‌ماه متفاوت بوده باشد. اتفاقا صدور ویزای ما هم روبه‌پیشرفت بوده. من به همکاران گفتم که این ‌را منتشر کنند. چون چیز پنهانی نداریم. صدور شناسنامه، ثبت ازدواج، صدور گذرنامه، ویزای دانشجویی، پرونده‌های دانشجویی (مهاجرت دانشجویان از داخل به خارج)، البته این موضوع خوب نیست، همانقدر که صدور گذرنامه نشانه ورود به کشور است، پرونده‌های دانشجویی نیز نشانه خروج از کشور است. حدود 80هزار دانشجو در خارج داریم. با فضای مثبت پس از انتخابات و با روی‌کارآمدن دولت آقای روحانی، به وضوح شاهد افزایش حضور ایرانیان بودیم. صدور ویزا هم افزایش یافته، هیات‌های بازرگانی هم زیاد به کشور می‌آیند. میزان صدور گذرنامه و ویزا دقیق است. در 15سال اخیر منحنی ورود؛ بالا و پایین داشته، مثلا سال 88 ممکن بود این آمار، پایین بیاید.
ممکن بود یا حتما؟
حالا چون مساله پنهانی نیست می‌توانیم آمار را بدهیم. چون نه سری و محرمانه است و نه دلیلی دارد که ندهیم.
آقای روحانی وقتی بر سر کار آمدند از بازگشت ایرانیانی که در سال‌های پیش به هر دلیلی از کشور خارج شده‌اند، سخن گفتند. شما به‌عنوان نماینده وزارت خارجه در جلسه‌ای با نماینده وزارت اطلاعات در کمیته‌ای که برای پیگیری این موضوع تشکیل شده، حضور داشتید. آن جلسه به چه نتیجه‌ای رسید؟
در مورد بازگشت آن گروه از ایرانیان، ما همواره حرف قانونی می‌زنیم، در این زمینه می‌گوییم هر هموطنی که در داخل یا خارج تحت تعقیب قضایی و دارای پرونده قضایی است باید در نوبت رسیدگی باشد. در داخل یا خارج‌بودنش هیچ فرقی ندارد. غیر از مواردی که تحت تعقیب قضایی‌ هستند و دارای پرونده قضایی هستند، بقیه همه آزادند که به سرزمین مادری رفت‌وآمد داشته باشند.
این شرایط در مورد شاکی خصوصی یا مدعی‌العموم فرقی ندارد؟
شاکی خصوصی یا مدعی‌العموم فرقی ندارد. هر فردی که پرونده دارد، شامل تعقیب قضایی می‌شود. ما چیزی به‌عنوان ممنوع‌الورود در قانون کیفری نداریم، اما اگر فرد مجرم یا متهم عمل مجرمانه‌ای انجام داده باشد، معلوم است که وقتی نهادهای ذی‌ربط به او دسترسی پیدا کنند، مثل داخل کشور مورد تعقیب قضایی قرار می‌گیرد. فضایی که عمدتا اپوزیسیون و مخصوصا اپوزیسیون برانداز و رادیوهای بیگانه ایجاد می‌کنند، یک ترس غیرواقعی است. ممکن است فردی 30سال خارج از کشور باشد ولی هیچ پرونده‌ای نداشته باشد و عمل مجرمانه‌ای انجام نداده باشد. این فرد مشکلی برای ورود به کشور ندارد. اگر کسی برای خروج از کشور واقعا نگرانی دارد می‌تواند از ما استعلام کند. ما از نهادهای ذی‌ربط استعلام می‌کنیم و آنها حرف درست را به ما می‌زنند. کسی به‌دنبال تله‌گذاری نیست. مواردی بوده که ما به درخواست‌کننده گفتیم، شما پرونده قضایی دارید، اگر به ایران بیایید دچار گرفتاری می‌شوید، اختیار با خودتان است که بیایید یا خیر. افراد می‌توانند از بخش کنسولی سفارتخانه‌ها هم، استعلام کنند. البته بهتر است در مواردی که استعلام و اعلام می‌کنیم مشکلی ندارند، دیگر درنگ نکنند. ما به افراد دروغ نمی‌گوییم چون اگر در یک مورد هم دروغ بگوییم اعتبار وزارت‌خارجه زیر سوال می‌رود. ایمیل معاونت کنسولی وزارت خارجه هم به این آدرس iranianaffairs@mfa. gov. ir برای انجام این استعلام‌ها است. اگر از ما استعلام کنند، ما هم قانونی استعلام می‌کنیم. البته بر مبنای حرف‎های آقای روحانی کمیته‌ای هم برای دعوت از هموطنان در خارج از کشور تشکیل شده. این کمیته در هیات دولت به تصویب رسید و بناست که در وزارت اطلاعات تشکیل شود. من در کمیته سیاسی آن شرکت کردم، یادم می‌آید که آن را تصویب کردیم و به وزارت اطلاعات ابلاغ شد.
چه چیزی به وزارت اطلاعات ابلاغ شد؟
اینکه آن کمیسیون تشکیل شود. کمیته‌ای که ورود هموطنان را تسهیل کند و نگرانی‌های بی‌مورد را رفع کند.
شما امکان استعلام را گفتید، این کمیته غیر از این دیگر چه مصوبه‌ای داشته؟

آن کمیسیون باید موضوع وضعیت هموطنانی که در خارج هستند یا آنهایی که پرونده‌هایی در زمان قدیم داشتند یا حتی بنا به دلایل سیاسی از ایران رفتند را بررسی کند و تصمیم بگیرد، همه ارگان‌ها هم باید نظر بدهند، اول باید کمیسیون تشکیل شود، اجازه بدهید پیش‌بینی نکنم. همه باید تلاش کنیم، روزنامه‌ها، جریانات سیاسی باید با یک اجماع ملی کار کنند. بسیاری از نگرانی‌ها بی‌مورد است و محمل قانونی ندارد. این فضا را باید بشکنیم. این یک مساله ملی است. باید به یک اجماع برسیم و آن را حل کنیم. 95درصد افرادی که به خارج از کشور رفته‌اند، هیچ مشکل حقوقی و قضایی برای ورود به کشور ندارند. وزیر اطلاعات هم قلبا مایل است که هموطنان به کشور ورود و خروج داشته باشند. قطعا رییس قوه‌قضاییه هم مایل است ایرانیانی که مایل‌اند، به‌راحتی به سرزمین مادری خود رفت‌وآمد داشته باشند. در راس نظام، مقام‌معظم‌رهبری هم در سخنانشان روی حقوق ایرانیان تاکید داشتند. اینها حرف‌های مهمی است. مقام‌معظم‌رهبری همواره تاکید فرمودند که ایرانیان خارج از کشور باید بیایند و بروند و با سرزمین مادری ارتباط داشته باشند بنابراین کسی در مجموعه نظام، با بازگشت این افراد مخالف نیست. خصوصا با تاکید فراوان رییس‌جمهوری محترم و دستورات راهگشای ایشان، هیچ بهانه‌ای برای اجتناب از سفر و دیدار با سرزمین مادری ایرانیان در سراسر جهان وجود ندارد.

No responses yet

Dec 29 2013

سایت محافظه‌کار «صلح نیوز» خبر داد طی ۴ سال ۳۱۱ وکیل بازداشت شده یا از ایران فرار کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: سایت محافظه‌کار «صلح نیوز» گزارش کرده در چهار سال گذشته ۳۱۱ وکیل مستقل یا بازداشت شده‌اند و یا از ایران گریخته‌اند.

این سایت روز شنبه (هفتم دی) با اعلام این خبر نوشته که اتهام این وکلا «امنیتی»، «فساد» و «همراهی با عناصر ضدانقلاب» بوده است.

این سایت هیچ اشاره‌ای به نام این وکلا نکرده و در حمایت از قوه قضائیه نوشته خروجی «کانون وکلا» در سال‌های اخیر «همراهی و همنوایی با فتنه‌گران و قبول وکالت عناصر ضدانقلاب و مجرمان امنیتی بوده است.»

«صلح نیوز» این خبر را در واکنش به یادداشت انتقادی سایت «الف» نسبت به سخنان ابراهیم رئیسی٬ معاون اول قوه فضائیه درباره عملکرد برخی وکلا منتشر کرده است.

آقای رئیسی هفته گذشته در سومین همایش سازمان بسیج حقوقدانان گفته بود «برخی وکلا و کار‌شناسان این جریان ناسلامت را ایجاد کرده‌اند.»

سایت «الف» هم در واکنش به این سخنان روز چهارشنبه (چهارم دی) نوشته «معرفی وکلا به عنوان باعث و بانی فساد قضایی یک نوع فرار به جلو و نادیده گرفتن نقش سایر عوامل است.»

این سایت ساختار غیر «شایسته سالار» قوه قضائیه و پایبند نبودن این قوه به «حاکمیت قانون» و مستقل نبودن قضات را مهم‌ترین عامل فساد در این قوه معرفی کرده است.

آن‌طور که «الف» نوشته است: «نقض بی‌طرفی در قوه قضائیه دروازه فساد است و بستر رشد افراد فاسد. تردیدی هم نیست که برخی از وکلا در این بستر رشد و نمو کرده‌اند.»

این سایت محافظه‌کار در پایان یادداشت خود اضافه کرده تلاش‌ها برای معرفی «کانون وکلاء» به عنوان عامل فساد در قوه قضائیه اقدامی برای «خاموش کردن صدای وکلای مستقل و آزاد» است.

سایت «الف» همچنین هشدار داده ادامه این روند برخورد مسئولان قضایی با وکلای دادگستری «ویرانه قوه قضائیه را به تعبیر جناب شاهرودی ویرانه‌تر خواهد» کرد.

No responses yet

Dec 28 2013

همسر نسرین ستوده دزدی از خانه‌شان را مشکوک خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: همسر نسرین ستوده، وکیل مدافعی که دیدار اخیرا او و جعفر پناهی از فیلمسازان ایران، با اعضای پارلمان اروپا در تهران جنجالی شده، می گوید دزدی از خانه‌شان مشکوک است.

رضا خندان به بی بی سی فارسی گفته است زمانی که در سفر بوده اند کسانی وارد خانه‌شان شده و اموال شان را برده اند.

او گفته این دزدی در فاصله بسیار کوتاهی که نه آنها و نه همسایه هایشان در منزل حضور نداشته اند، صورت گرفته است.
یک دیدار جنجالی

در پی بالاگرفتن بحث در مورد ملاقات هیات اروپایی با خانم ستوده و آقای پناهی، کاظم جلالی، رئیس گروه روابط پارلمانی ایران با پارلمان اروپا، گفت که مجلس با این دیدار مخالف بوده اما محمدجواد لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، با آن موافق بوده است.

در واکنش به این سخنان، آقای لاریجانی اظهاراتی داشت که بر اساس آن ظاهرا او با ملاقات هیات پارلمان اروپا با این دو شخصیت ایرانی موافق بوده ولی مسئولیت انجام این دیدار و اتفاقاتی که در جریان آن به وقوع پیوسته را متوجه نهادهای دیگری می داند.

تاریا کرونبرگ، رئیس هیات پارلمان اروپا، اخیرا گفته که قبل از سفر به ایران، فهرستی از کسانی که قصد دیدار با آنها را داشته را به مسئولان این کشور داده که از جمله شامل میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم می شده اما از میان آنها، فقط ملاقات با خانم ستوده و آقای پناهی ممکن شده است.

آقای خندان، در صفحه فیسبوکش هم نوشته، در پی بازگشت از سفری یک روزه، با در شکسته آپارتمان مواجه شده اند.

همزمان، یک نماینده مجلس گفته از وزیران اطلاعات، خارجه و کشور درخواست شده به مجلس بیایند و درباره دیدار هیات پارلمانی اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی توضیح بدهند.

پیش از این غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل ایران گفته بود “دیدار مخفیانه و بدون هماهنگی هیات پارلمانی اروپا با دو محکوم امنیتی” را محکوم می‌کند و آن را “بسیار زشت، بد و خلاف امور دیپلماتیک” دانست.

هیات پارلمانی اروپا در جریان سفر چند روز پیش خود به تهران، در جلسه‌ای در سفارت یونان با نسرین ستوده و جعفر پناهی، برندگان جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه، دیدار کردند. این جایزه از سوی اتحادیه اروپا به سازمان ها یا شخصیت هایی تقدیم می‌شود که برای ترویج حقوق بشر و آزادی اندیشه اقدامات قابل توجهی انجام داده باشند.

رضا خندان گفت در این دیدار وجه نقدی جایزه به خانم ستوده یا آقای پناهی داده نشده است.

اعطای چنین جایزه ای به این دو نفر که در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ بازداشت، محکوم و زندانی شده بودند، با واکنش‌ گسترده چهره های محافظه کار ایران رو به رو شد.

No responses yet

Dec 25 2013

انتقال محمدرضا پورشجری به بیمارستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدرضا پورشجری معروف به سیامک مهر، وبلاگ نویس زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج که به بیماری قلبی شدید مبتلاست صبح روز جاری چهارشنبه ۴ دی ماه به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید.

وی که از بیماری های دیسک کمر، قند بالای خون و پروستات نیز رنج میبرد مدتها از امکانات درمانی در زندان مزبور محروم بوده و از شرایط جسمی بدی برخوردار است.

محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .