اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Nov 05 2019

آمریکا فرزند و شماری از نزدیکان خامنه‌ای را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: وزارت خزانه‌داری آمریکا مجتبی خامنه‌ای، و چند نفر دیگر از جمله رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی را تحریم کرد. کسان دیگری از جمله ولایتی، مشاور امور بین‌الملل و وحید حقانیان، معاون امور ویژه دفتر خامنه‌ای نیز تحریم شده‌اند.

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده همزمان با چهلمین سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران (۱۳ آبان/ چهارم نوامبر) ۹ نفر از نزدیکان و منصوبان رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، از جمله فرزند او مجتبی را تحریم کرد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر و وحید حقانیان، معاون امور ویژه دفتر خامنه‌ای نیز در فهرست تحریم‌شدگان قرار دارند.

در این فهرست نام‌های دیگری نیز به چشم می‌خورد؛ از جمله ابراهیم رئیسی، منصوب خامنه‌ای به عنوان رئیس قوه قضائیه و علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌المللی رهبر جمهوری اسلامی.

محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، حسین دهقان، وزیر پیشین دفاع، غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء و غلامعلی حدادعادل، رئیس سابق مجلس شورای اسلامی از دیگر افرادی هستند که در فهرست تازه تحریم‌شدگان وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارند.

حداد عادل از مشاوران و نزدیکان خامنه‌ای و پدر همسر فرزند او مجتبی است که مانند ولایتی به دلیل مسئولیت‌های متعددی که در دستگاه حکومتی دارد به “ابولمشاغل” مشهور است.

استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا در بیانیه‌ای تحریم‌شدگان را عده‌ای از نزدیکان خامنه‌ای عنوان کرده که به گفته او در اجرای سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده رهبر جمهوری اسلامی نقش دارند.

مجریان “اقدامات شرارت‌آمیز” حکومت

به گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا افراد حقیقی تحریم شده در فهرستی که ۱۳ آبان منتشر شد مقام‌هایی انتصابی هستند که در شمار زیادی از “اقدامات شرارت‌آمیز” حکومت جمهوری اسلامی، از جمله انفجار پایگاه تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در بیروت، سال ۱۹۸۳ و انفجار ساختمان مرکز همیاری یهودیان (آمیا) در بوینس‌آیرس در سال ۱۹۹۴ دست داشته‌اند.

این افراد همچنین به شکنجه، کشتار غیرقانونی و سرکوب شهروندان ایران متهم شده‌اند. دستگاه قضائی آرژانتین معتقد است نقشه انفجار مرکز یهودیان در تهران کشیده شده و تیمی از حزب‌الله لبنان به رهبری عماد مغنیه آن را اجرا کرده‌اند.

دادستان کل آرژانتین ابتدای سال ۲۰۰۷ برای عماد مغنیه و هشت مقام ایرانی، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، ولایتی، علی فلاحیان، وزیر وقت اطلاعات و محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه درخواست حکم جلب توسط پلیس بین‌المللی کرد.

عماد مغنیه، که از فرماندهان ارشد حزب‌الله و نزدیک به مقامات جمهوری اسلامی محسوب می‌شد فوریه ۲۰۰۸ بر اثر انفجار بمب در دمشق کشته شد.

خامنه‌ای و “حماسه عماد مغنیه”

رهبر جمهوری اسلامی در پیامی به حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، کشته شدن عماد مغنیه را به اسرائیل نسبت داد و مرگ او را حماسه‌ای خواند که “ملت‌ها را بيدار می‌کند و به جوانان الگو می‌دهد”.

پدر و مادر عماد مغنیه اسفند ماه ۱۳۹۱ و دختر او یک سال بعد با خامنه‌ای دیدار کردند. مهرماه ۹۷ و پس از درگذشت مادر عماد مغنیه، نماینده دفتر نشر آثار خامنه‌ای در خانه او در بیروت حضور یافت و تصویری از رهبر جمهوری اسلامی و پدر و مادر عماد را به خانواده او هدیه کرد.

اینها را می‌توان نشانه‌ای از جایگاه رفیع مردی نزد رهبر جمهوری اسلامی تلقی کرد که به دست داشتن در شماری از عملیات انفجاری و تروریستی متهم می‌شود، عملیاتی که طراحی آن به تهران نسبت داده شده است.

No responses yet

Nov 03 2019

اعتراض ۲۰۰ سینماگر ایرانی به سانسور و اختناق و مهاجرت اجباری سینماگران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر: این بیانیه به دنبال توقیف فیلم «خانه پدری»، ساخته «کیانوش عیاری» که پس از اعتراض روزنامه‌ها و مقامات اصول‌گرا و تندرو اتفاق افتاد، منتشر شده است

۲۰۰ سینماگر ایرانی در داخل و خارج از ایران با انتشار بیانیه‌ای «۱۰ ماده‌ای» به فقدان «امنیت شغلی، ممیزی‌های زیاد و سواستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ فیلم ارزشی» اعتراض کردند.

این بیانیه که از سوی خبرگزاری «ایلنا» روز ۱۱ آبان منتشر شده، به امضا سینماگران مطرحی مانند «بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، اصغر فرهادی، پرویز کیمیایی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، مسعود جعفری جوزانی، ابوالحسن داوودی، خسرو معصومی، محمد رسول اف، حسن برزیده، عزیز‌الله حمیدنژاد، علی مصفا، سعید روستایی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، فردین خلعتبری، جمال ساداتیان، نیکی کریمی، حمید فرخ‌نژاد، نوید محمدزاده و مهتاب نصیرپور» رسیده است.

۲۰۰ سینماگر با امضا بیانیه‌ای به فقدان‌های اساسی در سینمای کشور مانند نبود امنیت شغلی، ممیزی‌های زیاد، روند طولانی دریافت مجوز، قاچاق فیلم‌ها، ورود سرمایه‌های مشکوک و سواستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ فیلم ارزشی اعتراض کردند.

این بیانیه به دنبال توقیف فیلم «خانه پدری»، ساخته «کیانوش عیاری» که پس از اعتراض روزنامه‌ها و مقامات اصول‌گرا و تندرو اتفاق افتاد، منتشر شده است. در اعتراض به پخش این فیلم، از کلمات ضد ارزش و ضد فرهنگ ایرانی استفاده شد و به همین بهانه‌ها جلوی اکران آن در ششمین روز اکرانش گرفته شد.

اما پس از توقیف خانه پدری هیچ‌کدام از اعضای شورای پروانه نمایش که مجوز اکران این فیلم را داده بودند، درباره توقیف آن اظهارنظری نکردند. توقیف این فیلم پس از گذشت ۹ سال از ساخت آن در سکوت مسوولان گذشت.

در اولین ماده این بیانیه ۱۰ ماده‌ای با اشاره به خروج بسیاری از فیلم‌سازان از کشور نوشته‌شده: «برخی فیلم‌سازان به خاطر ساختن اثری انتقادی، محکوم به زندان، ممنوعیت خروج از کشور و یا با ممنوعیت‌ کار روبرو شده‌اند. تبعیض‌های آشکار در توزیع فرصت‌ها و امکانات‌، اختناق و سانسور، موجب مهاجرت ناخواسته‌ شماری از سینماگران شده است.»

در ادامه این بیانیه با اشاره به توقیف و سانسور فیلم‌ها از سوی مراکز مختلف جمهوری اسلامی آمده است: «طی سالیان متمادی با تعدد مراکز تصمیم‌گیری برای سینما روبرو بوده‌ایم و همواره از طرف قوای مجریه، مقننه و قضائیه و نیز نهادهای صاحب نفوذ و جریان‌ها و افراد به‌اصطلاح خودسر، فیلم‌های بسیاری توقیف و سانسور شده‌اند.»

این سینماگران درباره سانسور که چهل سال است بر عرصه سینما حاکم است، نوشته‌اند: «سانسور و مراحل دریافت مجوز برای هر بار ساختن فیلم، تبدیل به دیواره‌ای مرگ‌بار شده است. شوراهای پروانه ساخت و پروانه نمایش در وزارت ارشاد، همواره با نگاه سلیقه‌ای و ایدئولوژیک، فیلم‌سازان را پیش و پس از تولید، ناگزیر به دست‌کاری در شکل و محتوای آثارشان می‌کنند. این آثار، ماه‌ها و سال‌ها در چنگال توقیف و سانسور گرفتار می‌شوند و گاه به حبس سرمایه‌های معنوی و مادی سینماگران تا زمان نامعلومی می‌انجامد. برخی آثار باوجود داشتن پروانه ساخت و حتی پروانه نمایش، توقیف می‌شوند. سیاست‌های کنترل محتوا تا جایی است که صاحبان‌ سرمایه امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری در صنعت سینما را ندارند.»

سینماگران داخل و خارج از ایران با سواستفاده از «ارزش‌ها» از سوی برخی برای توقیف فیلم‌های در آخرین ماده این بیانیه نوشته‌اند: «سواستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ فیلم ارزشی و به‌قصد تصاحب سرمایه‌های عمومی و ایجاد رانت‌های هنگفت برای نهادها و افراد خاص، اغلب محل درآمدی برای کسانی است که تنها خود و افکارشان را ارزشمند می‌پندارند. این دست افراد و نهادها برای گرفتن رانت‌های بیشتر، به تخریب و زدن انگ‌های ایدئولوژیک به فیلم‌های مستقل روی می‌آورند تا آن‌ فیلم‌ها را از چرخه‌ تولید و اکران بیرون کنند.»

۲۰۰ سینماگری که برخی از آن‌ها مانند ناصر تقوایی سال‌هاست به دلیل فشارهای سانسور فیلمی نمی‌سازد و به حاشیه رانده‌شده و یا فیلم‌سازی مانند بهرام بیضایی که به دلیل همین فشارها ترجیح داد سال‌ها پیش ایران را ترک کند، در این بیانیه اعتراضی خود نوشته‌اند: «دخالت آشکار و پنهان دولت‌‌ و دیگر نهادها در زیرساخت‌ و عملکرد اصناف سینمایی، باعث شده است فعالیت‌های صنفی سینماگران فاقد استقلال لازم باشند.»

آن‌ها همین محدودیت‌ها، دخالت‌ها و سانسورها را مانع اصلی درخشش سینمای ایران در جهان و هم ریزش مخاطب در داخل دانسته‌اند.

این سینماگران در پایان بیانیه خود نوشته‌اند: «ما بیزاری خود را از سیاست‌های تفتیش شکل و محتوا به هر نحوی اعلام می‌کنیم و خواهان آزادی بیان و اندیشه هستیم.»

با این حال خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب در همین روز در جواب به این بیانیه، این سینماگران را کسانی معروفی کرده که «اهل فحش» دادن هستند. این خبرگزاری در اعتراض به ۲۰۰ سینماگر امضاکننده این نامه با ذکر نام برخی از سینماگران ایرانی مانند «جعفر پناهی، گراناز موسوی، محمد رسول اف و عبدالرضا کاهانی» آورده است که یا مهاجرت کرده‌اند یا با حکم زندان و محرومیت از کار مواجه هستند و آنها را متهم به ساخت فیلم‌های سخیف و گیشه‌ای کرده است.

در سال‌های گذشته بسیاری از فیلم‌ها توقیف یا با سانسور شدید مواجه شدند، سینماگرانی به دلیل محدودیت‌ها و فشارهای از کشور خارج شدند یا محکوم به زندان، ممنوعیت خروج از کشور و یا فعالیت شدند.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید: www.journalismisnotacrime.com

No responses yet

Oct 28 2019

فیلم خانه پدری به دلیل نمایش ‘خشونت علیه زنان’ بار دیگر توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: شهاب حسینی و مینا ساداتی در فیلم خانه پدریسازمان امور سینمایی ایران صدور حکم توقیف دوباره نمایش فیلم “خانه پدری” ساخته کیانوش عیاری را تأیید کرده است.

ساعاتی بعد از انتشار خبر توقیف فیلم در بعضی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و ابراز بی‌اطلاعی سازمان سینمایی از این موضوع، روابط عمومی این سازمان تأیید کرد که اکران “خانه پدری” با دستور دادسرای فرهنگ و رسانه تهران متوقف شده است.

فیلم خانه پدری ۹ سال پیش ساخته شد ولی همچنان درایران با مشکل نمایش عمومی روبرو است.

این فیلم که مهدی هاشمی، شهاب حسینی، مهران رجبی و مینا ساداتی از جمله بازیگران آن هستند، داستان چند نسل از خانواده‌ای را از حدود نود سال پیش تا سال ۱۳۷۹ در یک خانه قدیمی در تهران روایت می‍‌‌‌‌کند.

در این فیلم چند اپیزودی عمدتا به مشکلات زنان و موضوع تعصب و خشونت علیه آنها در طی دهه‌های گذشته پرداخته می‌شود.


مهدی هاشمی از بازیگران اصلی فیلم خانه پدری است

توقیف اول

فیلم خانه پدری که یکی از تهیه‌کنندگان اصلی آن سازمانی فرهنگی وابسته به نیروی انتظامی ایران بود، بعد از سه سال توقیف برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۹۲ نمایش داده شد.

حدود یک سال بعد به صورت بسیار محدود به نمایش در آمد اما بلافاصله توقیف شد.

نیروی انتظامی با وجود سرمایه‌گذاری در این فیلم از همان ابتدا مخالفت خود را با اکران آن اعلام کرد.

فیلم بار دیگر بعد از پنج سال از اول آبان ماه ۱۳۹۸ در چند سینما به نمایش در آمد اما باز هم نتوانست بیش از پنج روز روی پرده دوام بیاورد و به حکم دادستانی توقیف شد.

  • خانه پدری؛ قربانی جدال محافظه کاران و دولت
  • عیاری ‘خانه پدری’ را برای رفع توقیف ‘سانسور نمی-کند’
  • باز شدن قفل در ‘خانه پدری’؛ پایان ۴ سال کشمکش بر سر ۱۰ دقیقه؟
  • عیاری- اصلاحات ‘خانه پدری’ ویرانگر است


خشونت علیه زنان موضوع اصلی فیلم خانه پدری است

حمله منتقدان

اکران دوباره این فیلم از همان ابتدا با با انتقاد تند رسانه‌های محافظه‌کار از جمله روزنامه کیهان روبرو شد.

این روزنامه یک روز بعد از اکران خانه پدری نوشت “فیلمی که در قالب یک خانه قدیمی، تصویری موهن و متوحش از ایرانیان نمایش می‌دهد، پس از یک دهه توقف، با غفلت مسئولان سینمایی از روز گذشته روی پرده سینما رفت.”

به گفته سازمان سینمایی، کیانوش عیاری که نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم را بر عهده داشت برای گرفتن مجوز اکران با حذف صحنه‌هایی در فیلم موافقت کرده بود.

این فیلم با رده‌بندی سنی بالای ۱۵ سال و در تعداد محدودی سینما اکران شد.

سازمان سینمایی در ابتدای اکران دوباره خانه پدری گفت که این سازمان در مسیر قانون پای مجوز اکران خانه پدری می‌ایستد و از منتقدین خواست که “بدون تماشای فیلم درباره آن قضاوت نکنند.”


کیانوش عیاری (چپ) در حال کارگردانی خانه پدریمحمد مهدی طباطبایی‌نژاد، معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی گفت “این فیلم نه ضد دین و نه ضد سنت است بلکه ضد تحجرگرایی است و با دقت در روند فیلم و شخصیت‌ها می توان به این موضوع پی برد.”

اما فیلم در نهایت توقیف شد و خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه ایران دلیل این اقدام دادستانی را پایبند نبودن سازندگان فیلم به تعهداتشان در رابطه با حذف برخی از صحنه‌ها اعلام کرد.

این خبرگزاری گزارش داد که عوامل فیلم متعهد شده بودند برخی از صحنه‌های آن را که در آن “خشونت علیه خانواده” صورت گرفته پیش از اکران اصلاح کنند،”اما اصلاحیه‌های مدنظر صورت نگرفته است.”

No responses yet

Oct 17 2019

روح‌الله زم را ‘دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرد و تحویل ایران داد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: منبعی آگاه در دولت عراق به بی‌بی‌سی فارسی گفت دستگاه اطلاعاتی عراق همزمان با ورود هواپیمای حامل روح‌الله زم به بغداد او را بازداشت کرده و پس از مدتی تحویل ایران داده است.

این منبع به بی‌بی‌سی گفت آقای زم بیش از یک روز در بازداشت دستگاه اطلاعاتی عراق بود و سپس مطابق موافقتنامه استرداد مجرمین به ایران تحویل داده شد.

روح‌الله زم از گردانندگان کانال تلگرامی پرخواننده آمدنیوز بود. سپاه پاسداران روز دوشنبه اعلام کرد آقای زم را “طی یک عملیات پیچیده” و با “فریب اطلاعاتی” بازداشت کرده است.

آقای زم در فرانسه پناهنده سیاسی بود. او با پروازی که در امان، پایتخت اردن توقف داشت، راهی فرودگاه بین‌المللی بغداد شد. اطلاعات بلیت او حاکی از آن است که او روز شنبه به عراق رسید.

مهسا رازانی، همسر روح‌الله زم، به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که پس از ورود همسرش به عراق به مدت یک روز از او بی خبر بود و پس از آن تماسی تلفنی با آقای زم داشت که در آن او عادی صحبت نمی‌کرد.

کمی پس از اعلام بازداشت آقای زم، تلویزیون ایران تصاویری از او نشان داد که در آنها از فعالیت‌های خود اظهار “پشیمانی” می‌کرد.

در بخشی از این تصاویر به آقای زم چشم‌بند زده شده بود. مطابق قوانین ایران چشم‌بند زدن به زندانی ممنوع است.
روح‌الله زم چه طور بازداشت و مسترد شد؟

منبعی در دولت عراق به بی‌بی‌سی فارسی گفت که روح‌الله زم از سفارت عراق در پاریس ویزا گرفته بود.

به گفته این منبع با رسیدن هواپیمای حامل آقای زم به بغداد، همه مسافران از هواپیما پیاده شده اما به او جازه خروج داده نشده است. به گفته همین منابع آقای زم بامداد روز شنبه (۱۲ اکتبر) حدود ساعت ۰۳:۳۰ بازداشت شده است و کمی بیش از یک روز بعد به مقام‌های ایرانی تحویل داده شده و به طور زمینی به ایران منتقل شده است. ایران خبر دستگیری آقای زم را روز دوشنبه ( ۱۴ اکتبر) اعلام کرد.

این منابع عراقی می‌گویند که سازمان اطلاعات عراق روز پنجشنبه (۱۱ اکتبر) درخواستی از ایران برای بازداشت آقای زم دریافت کرد و پیش از آن در جریان طرح ایران در این باره قرار نداشت.

بر اساس همین منابع بازجویان آقای زم در عراق ایرانی بوده‌اند.

بر این مبنا دستگاه‌ اطلاعاتی عراق روح‌الله زم را بازداشت کرده و با در اختیار گرفتن حساب‌های او در سرویس‌های مختلف اینترنتی، اطلاعات موجود را ذخیره کرده‌اند.

قانون استرداد میان ایران و عراق چیست؟

استرداد روندی است که طی آن مقام‌های یک قلمرو قضایی فرد مظنون، متهم یا مجرم را به مقام‌های کشوری دیگر تحویل می‌دهند.

ترتیبات روند استرداد بین دو کشور معمولا با توافقنامه‌هایی میان دولت‌ها مشخص می‌شود.

ایران و عراق از سال ۱۳۹۱ توافقنامه‌ای برای استرداد مجرمان امضا کرده‌اند.

در موافقنامه استرداد میان ایران و عراق، یکی از مواردی که طرفین می‌توانند درخواست استرداد طرف مقابل را نپذیرند، در صورتی است که شخصی که درخواست استرداد او شده، عملی انجام داده باشد که “جرم سیاسی یا نظامی” باشد.

منبعی در دولت عراق گفت با توجه به حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق، این بند مشخصا برای جلوگیری از پیچیدگی‌های بین‌المللی مرتبط با درخواست استرداد آنها در موافقتنامه آمده بود.

توافق استرداد بین ایران و عراق همچنین می‌گوید که فرد مستردشده تنها در صورتی می‌تواند برای جرمی غیر از دلیل استردادش محاکمه شود، که کشور مستردکننده هم با محاکمه برای چنین جرمی موافق باشد.
ایران با چه کشورهایی توافق استرداد دارد؟

عراق تنها کشوری نیست که با ایران توافق استرداد مجرمان امضا کرده است.

اندونزی، کره جنوبی، چین، بلاروس، تاجیکستان، امارات متحده عربی، قطر، ازبکستان، جمهوری آذربایجان، برزیل، قزاقستان، ارمنستان و تاجیکستان از کشورهای دیگری هستند که با دولت ایران توافقنامه استرداد مجرمان امضا کرده‌اند.

در توافقنامه‌ها با این کشورها نیز بندهایی برای مسترد نکردن اشخاص در ارتباط با جرایم سیاسی و نظامی وجود دارد.
آیا زم اولین کسی است که خارج از ایران بازداشت می‌شود؟

بازداشت روح‌الله زم اولین موردی نیست که افراد تحت تعقیب با وجود سکونت در خارج از ایران، گرفتار دستگاه‌‎های قضایی و امنیتی ایران می‌شوند.

عبدالمالک ریگی، شهرام جزایری، فرود فولادوند، شهرام امیری، محمدرضا مدحی و علی‌اکبر قربانی از جمله افرادی هستند که در پرونده‌های متفاوت درگیر بوده و تصور می‌شود که هر یک به ترتیبی به ایران منتقل شدند.

بیشتر بخوانید: دستگیری زم؛ مخالفان حکومت ایران در خارج کشور چگونه ‘ربوده می‌شوند’؟
روح‌الله زم کیست؟

او از موسسان و گردانندگان کانال تلگرامی پرخواننده آمدنیوز بود.

آمدنیوز، که در قالب یک وبسایت آغاز به کار کرد و بعدتر در قالب کانالی تلگرامی پرخواننده شد، با افشای چند خبر پشت پرده و امنیتی، نظیر حساب‌های بانکی رئیس قوه قضاییه و پرونده آزار جنسی سعید طوسی، توجه بسیاری را جلب کرد. البته این کانال اخباری را هم منتشر کرد که نادرستی آنها مشخص شد.

این کانال تلگرامی در جریان اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ با پوشش گسترده تجمعات و فراخوان برای اعتراض‌ها توجه زیادی را جلب کرد.

آقای زم یکی از هزاران نفری بود که در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ در ایران بازداشت شدند. او پس از آزادی از ایران خارج شد و در فرانسه پناهندگی سیاسی داشت.

روح‌الله زم در اولین سال‌های خروجش از ایران در نامه‌هایی خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر حکومت ایران، مواردی از شکنجه و بدرفتاری با زندانیان را فاش کرد.

او فرزند محمدعلی زم است که سال‌ها رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود.

No responses yet

Oct 11 2019

«هاچ‌بک قرمز»؛ رسول اف، سینماگر اجتماعی و نقد اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: محمد رسول اف نمونه سینماگری اجتماعی است که انتقاد اجتماعی‌اش -با چاشنی انتقاد سیاسی- از درون فیلم‌هایش بیرون آمده و شخصیت سینماگری را شکل داده که به رغم تجربه زندان، ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌الکاری و حکم قضایی برای زندان طولانی‌مدت، از پا ننشسته و به طور مداوم به اشکال مختلف به کارش ادامه می‌دهد.
حال که رسول اف امکان کارگردانی در ایران را ندارد (همین‌طور امکان خروج از کشور را ندارد)، در مقام تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس مشترک، انتقاد اجتماعی‌اش را در فیلم «هاچ‌بک قرمز» (و البته «پسر-مادر» با فیلمنامه ای از او) ادامه می‌دهد.
این فیلم به کارگردانی اشکان نجفی، به تازگی در جشنواره ‌هامبورگ نمایش داده شد؛ فیلمی که چه در ساختار و فضاسازی، و چه در داستان و روایت، شباهت‌هایی به آخرین فیلم رسول اف، «لرد»، دارد.
این جا هم همان مایه اصلی روبه‌رو هستیم: یکی در برابر جمع. روایت شخصیتی که شباهتی به دیگران ندارد و نمی‌خواهد همرنگ جماعت شود.
عصاره فیلم در سکانس‌های نزدیک به انتها گنجانده شده، جایی که این آبدارچی شرکت، پیشنهاد معامله رئیس احتمالاً دزدش را نمی پذیرد و ترجیح می‌دهد «شریف» بماند و احتمالاً به زندان برود.
از این رو فیلم روایت احوال شخصی فیلمسازی هم هست که می‌خواهد تن به خواسته‌های ناصواب یک سیستم ندهد و از تیزی انتقادش نکاهد؛ انتقادی که در فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به طور مستقیم متوجه نیروهای امنیتی و قتل‌های زنجیره ای بود؛ بدعتی تازه و جسورانه در سینمای ایران.
«هاچ‌بک قرمز» داستان زندگی ساده این مرد را تصویر می‌کند؛ مردی که با پسرش زندگی می‌کند و به او قول داده تا یک اتوموبیل‌ هاچ‌بک قرمز برایش بخرد.

این قول، محور اصلی فیلم را شکل می‌دهد و پیش می‌برد؛ جایی که نوسانات اقتصادی و گران شدن دلار و سکه طلا -الهام‌گرفته از مناقشات سیاسی که به طور مستقیم در پس‌زمینه جریان دارد و ما با صدای اخبار تلویزیون در جریان آن هستیم- مانع از به ثمر رسیدن این قول می‌شود و تلاش یک تنه این مرد برای عملی کردن قولش، ناخواسته مشکلات متعدد دیگری را پیش می‌آورد که پایان تلخی را رقم می‌زند.
فیلم در کنار یک سیم‌خاردار آغاز می‌شود. پدر و پسر در کنار آن قرار دارند. جایی که این سویش -وطن- پر از اتوموبیل است (با آروزی یک ‌هاچ‌بک قرمز) و سوی دیگرش هواپیماها در حال رفت و آمدند با وسوسه رفتن (به یک معنی روی زمین ماندن یا روی هوا رفتن). فیلم یک چرخه تلخ را روایت می‌کند تا باز به همین نقطه می‌رسد در کنار همان سیم‌خاردارهایی که به بخشی از این سرنوشت بدل می‌شوند.
اما فیلمساز با فاصله می‌ایستد و نمی‌خواهد تماشاگر را در صحنه‌های احساسی شریک کند. حاصل تلاش او روایت سردی است از جامعه که در آن فیلمساز می‌خواهد تنها به عنوان ناظر عمل کند. اما این نوع فاصله‌گذاری گاه به فیلم آسیب می‌زند و فضای سرد آن -با بازی‌هایی عمدتاً عاری از احساس- مهم‌ترین مشکل فیلم را رقم می‌زند.
جز این مساله دزدی به عنوان گره فیلم، بسیار دیر اتفاق می‌افتد. در واقع شروع این ماجرا -که سرنوشت شخصیت‌ها را دگرگون می‌کند- در چهل دقیقه پایانی است و پیش از آن (حدود یک ساعت و ده دقیقه)، در شکل فعلی طولانی به نظر می‌رسد. هرچند بخش اول را نباید تنها یک مقدمه برای فصل دوم تلقی کرد، اما خواه‌ناخواه، مساله دزدی، فیلم را به سمت و سوی دیگری می‌برد که به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود.
بچه اما به نمادی از نسلی بدل می‌شود که با حسرت و آرزو رشد می‌کند و پدر و مادری که یا به دلیلی غایب هستند (مادر) یا در حسرت زندگی بهتر برای فرزندشان هستند. حسرتی که تصمیم نهایی را شکل می‌دهد بی آن‌که فیلم به ما می‌گوید اساساً آینده بهتری در انتظار اوست؛ آینده ای مبهم، پرخطر و احتمالاً توام با تنهایی.

No responses yet

Oct 04 2019

فساد در قوه قضاییه و “سایه کینه توزی” بر پرونده هنگامه شهیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، پرونده فساد کارکنان دستگاه قضایی خبرساز شده است. هنگامه شهیدی، خبرنگاری که رئیس سابق قوه قضاییه را به فساد متهم کرده بود، همچنان در زندان است و اجازه مرخصی ندارد.

در حساب کاربری منتسب به خانواده هنگامه شهیدی در توییتر آمده است: «یکی از مقامات قضایی با بی اعتنایی به دستور رئیسی از اعطای مرخصی به هنگامه شهیدی مخالفت کرده و گفته صلاح نمی‌دام به وی مرخصی بدهم»

هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار، عضو حزب اعتماد ملی و از مشاوران سابق مهدی کروبی تیرماه سال گذشته بازداشت شد.

او اردیبهشت سال ۹۸ به جرم نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و انتقاد از رییس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی و همچنین درخواست گزارش عملکرد نه‌ساله‌ او مجموعا به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد. وکیل هنگامه شهیدی آن زمان اعلام کرد که موکلش یازده ماه تمام در سلول انفرادی بوده است.

هنگامه شهیدی، پیش از بازداشت یکی از نخستین خبرنگاری بود که در پیام‌هایی توئیتری، صادق لاریجانی را به فساد و بی‌کفایتی در دستگاه قضایی متهم کرده بود. برخورد قضایی سنگین با هنگامه شهیدی سکوت شماری از منتقدان صادق لاریجانی را به دنبال داشت.

اما پس از برکناری صادق لاریجانی و روی کار آمدن ابراهیم رئیسی بحث فساد در دستگاه قضایی ابعاد تاز‌ه‌ای به خود گرفت. ابراهیم رئیسی که اسفند سال ۹۷ ریاست قوه قضاییه را بر عهده گرفته، بارها بر مبارزه قاطع با فساد تأکید کرده است.

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

او هشتم مهر‌ماه مدعی شد که این قوه “دست کسانی که به بیت المال دست درازی کرده‌اند را نه از مچ، بلکه از بازو قطع می‌کند”. این سخنان رئیسی و قطعی شدن حکم ۵ سال زندان برای حسین فریدون، برادر حسن روحانی بازتاب گسترد‌ه‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت.

بسیاری می‌‌پرسند تکلیف برادران لاریجانی چه می‌شود؟ یکی از این برادران، فاضل لاریجانی است که از دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، اتهاماتی علیه او در پرونده رشوه‌خواهی مطرح است.

از آن مهمتر، اتهاماتی است که علیه رئیس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی مطرح است. علاوه بر مطرح شدن دوباره ماجرای ۶۶ حساب بانکی متعلق به صادق لاریجانی، پای او به پرونده فساد علی‌اکبر اتباعی طبری هم کشیده شده است.

علی‌اکبر اتباعی طبری معاون اجرایی دفتر صادق لاریجانی بود و بر  طیف وسیعی از مجموعه‌های خدماتی، درمانی، رفاهی و اداری که استفاده از آنها برای کارکنان دستگاه قضایی رایگان است، نظارت داشت.

برخی از این مجموعه‌ها در دوره طبری ساخته شدند. به عنوان مثال ساخت‌وساز ۱۴ مجتمع قضایی تهران در سال ۱۳۹۴ و بیمارستان ۱۶۵ تختخوابی حوزه ریاست قوه قضاییه از جمله پرو‌ژه‌هایی هستند که تحت نظر طبری پیش برده شده‌اند. طبری که از او به عنوان یکی از مردان در سایه دستگاه قضایی نام می‌بردند، حال به اتهام فساد مالی در بازداشت به سر می‌برد.

پس از بازداشت او علیرضا زاکانی، نماینده پیشین مجلس ایران طبری را “بیچاره کننده دو رئیس قوه قضائیه” و “مایه بدنامی” و “زد و بند” خوانده بود. اکبر طبری در دوران ریاست هاشمی‌شاهرودی بر قوه قضاییه نیز مدیر کل امور مالی این قوه بوده است. خبرگزاری ایرنا این سخنان را منتشر کرده بود.

در واکنش به این سخنان، دفتر صادق لاریجانی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است، فساد مالی معاون اجرایی سابق او “کذب محض” و “ابزاری برای پروژه تخریب” صادق لاریجانی خوانده بود.

دفتر آقای لاریجانی در جوابیه‌ای به خبرگزاری ایرنا، اعلام کرده بود که برخی از اتهامات مطرح در مورد معاون اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه “قبلاً در دادسرا بررسی شده و کذب بودن آن محرز شده بود”.

با این حال نه تنها طبری آزاد نشده است بلکه ۱۷ نفر دیگر که با پروند‌ه‌های فساد مالی دستگاه قضایی مرتبط هستند، از جمله بیژن قاسم‌زاده هم بازداشت شده‌اند.

بیژن قاسم‌زاده بازپرسی است که پرونده هنگامه شهیدی سال ۹۶ زیر دست او بوده است. هنگامه شهیدی در آن سال ۶ ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود.

او پس از آزادی، با انتشار این جزییات، دادستان تهران را به “کینه‌توزی شخصی” با خودش متهم کرد. او در نام‌های به رئيس‌دستگاه قضاییه نوشته بود که دادستان او را بدون هیچ مدرکی به ارتباط با کانال خبری “آمدنیوز” متهم کرده بود.

حال مخالف “یکی از مقامات قضایی” با مرخصی او، علی‌رغم موافقت رئیس‌قوه قضاییه، بار دیگر ظن برخوردهای شخصی با افرادی که به فساد مسئولان اشاره می‌کنند را تقویت کرده است.

محمد مساعد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، پیشتر در گفت‌وگویی با دویچه‌وله فارسی در مورد کمپین قوه قضاییه با شعار مبارزه با فساد، گفته بود: «رئیس‌قوه قضاییه تغییر کرده اما مدیران رده‌های پایین‌تر هنوز سر کار هستند.»

No responses yet

Oct 01 2019

بازداشت بازپرس صادر کننده دستور فیلترینگ تلگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دیچه‌وله: علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری می‌گوید بیژن قاسم‌زاده بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده و در زندان اوین است.

او در حساب کاربری توییتر خود نوشت: «از خوش خدمتی‌های او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم فيلتر تلگرام بود.»

خبرگزاری تسنیم هم با اشاره به بازداشت “ب ق” نوشت: « بر اساس این گزارش، بازداشت این بازپرس سابق دادسرای کارکنان دولت در راستای برخورد با فساد در درون قوه قضائیه صورت گرفته است.»

گويا دست انتقام الهی گريبان #بيژن_قاسم_زاده بازپرس پر حرف و‌حديث دادسرای فرهنگ و رسانه را هم گرفته و اکنون در زندان است از خوش خدمتيهای او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم #فيلتر_تلگرام بوده نامبرده بيشتر مجری دستورات دادستان وقت بود تا مقام قضائی مستقل

— ali mojtahedzadeh (@alimojtahedzad3) October 1, 2019

No responses yet

Sep 22 2019

نامه چهارنفره از زندان اوین؛ میل به آزادی امیدبخش لحظه‌های ماست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کارگری


ایران وایر: مرضیه امیری روزنامه نگار بازداشت شده روزنامه شرق، ندا ناجی فعال مدنی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر همراه با دو تن از بازداشت شدگان اعتراضات هفت‌تپه یعنی ساناز الله‌یاری و عسل محمدی در نامه‌ای از زندان اوین فعالان و جامعه مدنی را مخاطب قرار دادند. در متن این نامه که توسط کمپین حمایت از بازداشت شدگان روز کارگر منتشر شده آمده است: هرچند تاکنون جز بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت» طولانی به سر می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و روانمان می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در کنار عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست.متن کامل نامه این نامه را بخوانید:

تأمین نان، امروز به بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مزدبگیران بدل شده است. تعمیق انبان مفسدان اقتصادی، اختلاس‌گران و طراران اقتصادی از یک سو و تحریم‌های ضدانسانی زورمندانِ اقتصاد جهانی از سوی دیگر سفره‌ی زحمتکشان را بیش از پیش کوچک کرده است. فرودستان جامعه در جدالی نابرابر برای کسب و حفظ کار و همچنین برای دریافت دستمزد معوق، سعی می‌کنند از اندک‌داشته‌هایشان در برابر صاحبان قدرت و ثروت، محافظت کنند. اعتراضات کارگران هفت‌تپه نمونه‌ای از این جدال بود که بر پایه‌ی مطالبات به‌حق کارگران شکل گرفت؛ اعتراضاتی که پژواک خواسته‌های صنفی جامعه و گریز از درد بود. آنها نسبت به وضعیتی معترض بودند که با شدت و ضعف متفاوت، زندگی تمامی مزدبگیران ازجمله ما را به بن‌بست اقتصادی کشانده. ما نیز به‌عنوان بخشی از جامعه که متأثر از این شرایط اقتصادی بودیم خواسته‌های به حق کارگران را خواسته‌های خود می‌دانستیم و از آنها حمایت کردیم.

اما برخوردی که نیروهای امنیتی با بهانه‌ی ضد «امنیت ملی» بودن اعتراضات کارگران، با کارگران و با حامیان کارگران کرد، شدیدتر از حد سابق بود. برخوردی که منجر شد به بازداشت‌های طولانی‌مدت (به عنوان مثال از بازداشت موقت ساناز اللهیاری و امیرحسین محمدی‌فر بیش از هشت ماه می‌گذرد)، تحمل سلول‌های انفرادی حتی بعد از انجام مراحل بازجویی، انتقال خواهرانمان، عاطفه رنگریز و سپیده قلیان، به زندان قرچک (به‌عنوان تنبیه بیشتر یا تبعید)، تعیین وثیقه‌های سنگین دو میلیاردی و اجرایی نکردن آن و دست آخر صدور احکام سنگین.

شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب در یک روند کاملاً ناعادلانه بدون کوچک‌ترین توجهی به دفاعیات ما و وکلایمان، صرفاً با تکیه بر توصیه‌های ضابطین پرونده، احکام سنگین و کم‌سابقه از ده سال و نیم تا هجده سال صادر کرد و در این میان، ندا ناجی، دیگر بازداشتی روز کارگر، منتظر برگزاری دادگاه است و در بلاتکلیفی به سر می‌برد.

زندانی‌شدنمان و این احکام، در یک لحظه هر آن چیزی را در آستانه‌ی فروپاشی قرار داد که برای به دست آوردنش به درازای عمرمان تلاش کرده بودیم؛ عشق‌هایی که به فراق انجامید، تحصیلاتی که ناتمام ماند و سرپناه‌ها و شغل‌هایی که از دست رفت، جسم‌هایی که تحلیل رفت… و بعد رد اشک مادران منتظر عدالت، همراه لحظه‌هایمان شد.
اما آنچه این رنج را دوچندان می‌کند دیدن تبعیض عریانی است که در مواجهه با برخی مفسدان اقتصادی و رانتخواران در نسبت با پرونده‌ی فعالان اجتماعی، کارگری و روزنامه‌نگاران در پیش گرفته شده است؛ تبعیضی که فرد را چنان ناامید از برقراری عدالت می‌سازد که در مقابل عدالتخانه ناگزیر به قمار با جان خود می‌شود.

هرچند تاکنون جز بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت» طولانی به سر می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و روانمان می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در کنار عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست؛ چونان خواهران و برادران برابری‌طلبمان که سال‌ها، روزهای تاریک حبس را با همین امید سپری کرده و می‌کنند.

صدای دادخواهی شما از قوه قضاییه، واکنش‌های بسیاری را برانگیخت، ازجمله واکنش رئیس این قوه مبنی بر رسیدگی منصفانه به احکام صادره از شعبه‌ی ۲۸. صدای حق‌خواهی‌تان روزنه‌ای از امید را نه فقط در دل ما بلکه برای تمام کسانی گشود که به ناحق دربندند. تسکین ما، تداوم صدایی است که به دادخواهی از بطن جامعه برخاسته و امیدواریم که شنیدن این صدا از سوی متولیان قضایی منجر به اجرای عدالت انسانی شود.
دلگرمیم به صداقت تلاش‌های شما برای آزادی بی‌قید و شرطمان.

شهریور ۹۸ زندان اوین

ساناز اللهیاری
عسل محمدی
مرضیه امیری قهفرخی
ندا ناجی

No responses yet

Sep 17 2019

حسین محمدی؛ سردسته گروهی خشن در بیت خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: حسین محمدی، معاون بررسی بیت خامنه‌ای است. محمدی به نوعی رابط نهاد‌های فرهنگی به ویژه صداوسیما با رهبر ایران است.
از وحید جلیلی باید به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی» در دهه ۷۰ شمسی در مشهد نام برد
وحید جلیلی در دو نامه خود به غیر از حسین محمدی، به نام فرد دیگری اشاره نکرده است، اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که عزت‌‌الله ضرغامی یکی از آنهاست.

وحید جلیلی برادر سعید جلیلی و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، با انتشار دو نامه پرده از وجود یک «گروه خشن» در دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران به رهبری حسین محمدی، معاونت بررسی‌های این دفتر برداشت.

جلیلی در اقدامی بی‌سابقه افشا کرده که حسین محمدی به همراه تیمش در دفتر خامنه‌ای اقدام به تشکیل باندی کرده که انحصار صدا و سیما را در اختیار دارد.

نامه اول جلیلی به بهانه نقد سریال «عروس تاریکی» نوشته شد، عروس تاریکی که با نام «بوی باران» از تلویزیون ایران پخش شد، یکی از پر انتقادترین سریالهای صداو سیما بود. بی اخلاقی شخصبت اول این سریال یکی ا زموارد انتقاد دلواپسان بود. جلیلی نیز پیشتر در یک سخنرانی در مشهد گفته بود: « 15 میلیارد خرج این سریال شده است تا چهره‌ای سیاه و کثیف از جمهوری اسلامی نشان داده شود.» او به بهانه نقد همین سریال نامه‌ای نوشت که حاوی برخی اشارات و کنایه‌ها درباره افرادی بود که طی ۲۶ سال حضور در بیت آیت‌الله خامنه‌ای، بدر تمام امور صداو سیما دخالت دارند. جلیلی از آن‌ها با عنوان «گروه خشن» نام برده و آن‌ها را عامل ناکارآمدی سازمان صدا و سیما می‌داند

وحید جلیلی البته به کلیات اکتفا نکرد و جزئیات بیشتری از این « جماعت سیاست باز» ارائه داده و به طور ویژه از حسین محمدی، معاون بررسی‌های دفتر رهبری سخن به میان آورد که برخی رفقای خود پس از پایان ریاست محمد هاشمی رفسنجانی بر صدا و سیما، این سازمان را دست گرفته‌اند و در سیطره خود در آورده‌اند.

پیش از جلیلی هم محمد سرافراز، رئیس سابق صدا و سیما در چند مصاحبه‌ی متوالی و همین‌طور در کتاب خاطراتش از محمدی نام برده بود که به همراه اصغر حجازی از تاثیر‌گذارترین افراد در اداره سازمان صدا و سیما هستند.

سرافراز از این افراد به عنوان کسانی نام برده که باعث برکناری‌اش از صدا و سیما شده‌اند و نفوذ گسترده‌ای در بخش‌های کلان این سازمان دارند.

وحید جلیلی هم همسو با سرافراز از محمدی و یارانش به عنوان « این گروه خشن» نام برده که «توانایی خنثی‌سازیِ تند‌ترین تاکیدات و تذکرات رهبری را دارند و سایر منتقدین را نیز با انگ‌ها و برچسب‌هایی مانند « افراطی‌گری» و «هتاکی»، از میدان به در می‌کنند.»

این نامه و محتوای آن کافی بود که جنجالی سیاسی در میان محافظه‌کاران را رقم بزند، به طوری که پرویز امینی، تحلیل‌گر سیاسی که گفته می‌شود مسئول دفتر حسین محمدی هم هست با انتشار یادداشتی از سعید جلیلی، برادر وحید جلیلی خواست به شبهاتی که برادرش مطرح کرده پاسخ بدهد.

سعید جلیلی اما تاکنون به این درخواست امینی پاسخی نداده و حاضر نشده وارد دعوای برادرش با معاونت بررسی‌های دفتر رهبر جمهوری اسلامی شود.

علاوه بر امینی، گروه دیگری به نامه نخست جلیلی واکنش نشان داده و او را مورد حمله قرار داده‌اند که در نهایت منتهی به انتشار نامه دوم جلیلی می‌شود که حاوی نکات و اطلاعات تازه دیگری درباره این «گروه خشن» است.

جلیلی در نامه دوم به صراحت این گروه را عامل برکناری محمد سرافراز از ریاست بر سازمان صدا و سیما معرفی می‌کند و انتقاد‌های تازه‌ای متوجه آن می‌کند.

جلیلی در این نامه از تیمی سخن به میان آورده «که نزدیک به سه دهه مناصب صداوسیما را بین خود دست به دست کرده‌اند و به طور کاملا اتفاقی همگی بچه‌های دو کلاس از یک دبیرستان در تهران دهه پنجاه‌اند.»

حرف اصلی این فعال فرهنگی محافظه‌کار این است که برخی در دفتر خامنه‌ای سال‌هاست که در امور فرهنگی به خصوص صدا و سیما دخالت می‌کنند و به کسی هم پاسخگو نیستند و این مناسبات باید برچیده شود. او این افراد را تحت عنوان «این گروه خشن» تقسیم‌بندی کرده است.

اعضای «این گروه خشن» کیستند؟

وحید جلیلی در دو نامه خود به غیر از حسین محمدی، به نام فرد دیگری اشاره نکرده است، اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که اصغر حجازی، مرتضی میرباقری، عزت‌‌الله ضرغامی، علی عسکری و مهدی فضائلی اعضای این گروه را تشکیل داده‌اند.

حسین محمدی کیست؟

حسین محمدی، معاون بررسی بیت خامنه‌ای است. محمدی به نوعی رابط نهاد‌های فرهنگی به ویژه صداوسیما با رهبر ایران است. در واقع محمدی نقش یک رئیس دفتر فرهنگی را ایفا می‌کند.

محمدی در دوران ریاست علی لاریجانی بر صداوسیما به عنوان معاون سیاسی لاریجانی فعالیت می‌کرد و پس از آن بود به بیت خامنه‌ای رفت.

در هر دوره انتخاب رئیس سازمان صدا و سیما او یکی از نام‌های مطرح برای تصدی ریاست این سازمان بود که هیچ‌گاه نتوانست یا نخواست چنین مسئولیتی را قبول کند.

محمدی در حال حاضر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است و در مورد نقش او در تحولات صدا و سیما ادعا‌های زیادی مطرح شده که نامه‌های جلیلی و کتاب خاطرات سرافراز به بخشی از این نقش‌آفرینی‌ها را فاش کرده‌اند.

محمدی به قدری در سازمان صدا و سیما نفوذ دارد که سرافراز گفته مانع برکناری عبدالعلی علی عسکری معاون فنی وقت صدا و سیما شده بود، فردی که در حال حاضر رئیس سازمان صدا و سیما است.

در روایت سرافراز آمده است که به‌جز مناقشه بر سر عزل علی عسکری، موضوع مزایده و واگذاری بخش بازرگانی صدا و سیما نیز سبب تعمیق اختلافات او با حسین محمدی شده است.

در زمان عزت‌الله ضرغامی، بخش بازرگانی صدا و سیما در اختیار شرکت سروش بود و تمام مزایده‌های مربوط به آگهی‌های بازرگانی را در اختیار می‌گرفت. مسئول این شرکت یکی دیگر از اعضای این «گروه خشن» به نام مهدی فضائلی است که در حال حاضر معاون دفتر حفظ و نشر آثار خامنه‌ای است.

از حسین محمدی اطلاعات زیادی در دست نیست، اما وحید اشتری یکی از فعالان عدالت‌خواه اخیرا با انتشار یادداشتی برخی موارد مهم درباره او مطرح کرده است. فعالان عدالت‌خواه افرادی هستند که خودرا فراجناحی می‌دانند و رفع مشکلات اجتماعی نظام اسلامی را از دغدغه‌های خود می‌شمارند.

اشتری نوشته که «آقای حسین محمدی ۲۶ سال است در بیت رهبری نشسته و تاثیرگذارترین آدم روی فرهنگ و سبک زندگی کشور یعنی رئیس صدا و سیما را مشخص می‌کند.»

وی افزوده که «هیچ دسترسی به محمدی وجود ندارد که بشود در مورد مقدار مسئولیت‌شان و شهرنویی که به اسم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته‌اند سوال پرسید.»

اشتری اضافه کرده «ما حتی عکس این آقا {محمدی}ا را هم تا چند روز پیش درست و حسابی ندیده‌ بودیم که بدانیم اصلا چه شکلی هستند. حتی نمی‌دانیم تخصص‌ و رزومه‌شان در فرهنگ و هنر و رسانه چیست و این پدرخواندگی با کدام‌ کارنامه عملی و از کجا و برحسب کدام توانمندی‌ها کسب شده است.»

یاسر جبرائیلی یکی از فعالان رسانه‌های محافظه‌کار هم درباره محمدی نوشته که «مسئولیت بخش قابل توجهی از گزارش‌های کارشناسی از عملکرد دستگاه‌ها گرفته تا بررسی‌های موضوعی که به رهبر ارائه می‌شود، با محمدی است.»

جبرائیلی افزوده «بسیاری از گزارش‌ها و نامه‌هایی که خدمت رهبری تقدیم می‌شود، برای بررسی و پیگیری به محمدی ارجاع می‌شود.»

گزارش شده که حسین محمدی با خانواده علی خامنه‌ای هم نسبت دارد که در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی وابسته به بیت رهبر، اهمیت دارد. دختر محمدی در واقع عروس محمدحسن خامنه‌ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی است.

همچنین گفته شده که حسین محمدی پدر زنِ حامد خامنه‌ای، برادرزاده علی خامنه‌ای هم هست. علی خامنه‌ای برادری به نام حسن دارد که گفته شده حامد فرزند اوست.

از حسین محمدی همچنین به عنوان ذی‌نفوذ ترین مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در حوزه رسانه و به خصوص صدا و سیما در میان همه معاونان وی نام برده می‌شود که هیچ مصاحبه‌ای از وی در دست نیست.

از وحید جلیلی باید به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی» در دهه ۷۰ شمسی در مشهد نام برد، جنبشی که در این ماه‌ها به اندازه‌ای قدرت گرفته که می‌تواند صاحب‌قدرتان به نامی را سرنگون کند.

محمدجواد معتمدی‌نژاد یکی از اعضای این جنبش است که به عملکرد حسین محمدی اعتراض کرده و نوشته که «برخی دیگر می‌گویند دست حسین محمدی هم کوتاه شود، چه میشود؟ و البته نمی‌شود منکر دخالت و قدرت بیتی‌ها (در امور صدا و سیما) شد.

کاربر توییتری به نام مسعود طوسی هم نوشته که «آقای محمدی تماس می‌گیرد که چرا فلان دانشجو که قبلا، در فلان کار گروه فلان اردو، مسئولیتی داشته، عکس اخیر پروفایل توییترش بد است این‌که چه کسی پرونده را به آقای محمدی داده و او را به بازی گرفته بماند: شاید رییس جمهور شد.»

هنوز مشخص نیست با این حجم دفاع از حسین محمدی از سوی طیف دیگری از اصول‌گرایان، آیا جلیلی و عدالت‌خواهان می‌توانند دامنه اختیارات و قدرت محمدی را محدود کنند یا نه؟

مطالب مرتبط:
رازهای کشورداری آیت‌الله خامنه‌ای به روایت یکی از منصوبان او

No responses yet

Sep 13 2019

بالانشین‌های نادیده و ناشنیده”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

توییتر وحید اشتر: ۱. آقای #حسین_محمدی ۲۶ سال است در بیت رهبری نشسته و تاثیرگذارترین آدم روی فرهنگ و سبک زندگی کشور یعنی رئیس صدا و سیما را مشخص می‌کند. فقط یک رئیس علی‌الظاهر خلاف میل ایشان روی صندلی صدا و سیما نشست و می‌خواست قدری لفت و لیس‌های مالی و …

۲. وضعیت اداری سازمان تنبل را متحول کند که آنهم به شکل عجیبی دو سال نشده کله‌پا شد. ولایت فقیه #اصلی حداقل سالی یک نشست با دانشجوها یا شعرا یا اقتصاددان‌ها یا اهالی فرهنگ و هنر و امثالهم دارد و می‌شود بالاخره بالا و پایین برخی سوال ‌ها را کرد و برخی پاسخ‌ها و نکته نظرات را شنید.

۳. ولی این ولایت فقیه‌های #موازی شان‌شان اجل از این حرفهاست. نه تنها هیچ دسترسی بهشان وجود ندارد که بشود در مورد مقدار مسئولیت‌ و شهرنویی که به اسم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته‌اند سوال پرسید، حتی همان دیدار سالیانه که بشود یک سری از اهالی فرهنگ و رسانه و فعالان دانشجویی…

۴. …بروند خدمت‌ حضرت همایونی و در یک جلسه عمومی نقدی کنند و از نکته نظرات‌شان بهره‌مند شده و در حوزه‌های مختلف سوال بپرسند و جوابی بشنوند هم وجود ندارد.
ما حتی عکس این آقا را هم تا چند روز پیش درست و حسابی ندیده‌ بودیم که بدانیم اصلا چه شکلی هستند.

۵. حتی نمی‌دانیم تخصص‌ و رزومه‌شان در فرهنگ و هنر و رسانه چیست و این پدرخواندگی با کدام‌ کارنامه عملی و از کجا و برحسب کدام توانمندی‌ها کسب شده است.
بعد از سالها هم که یک نفر پیدا شد و برای اولین بار خطاب به برادر چند خط نقد نوشت یک دوجین آدم و یک گونی پر خبرگزاری و سایت و …

۶. …چندتا کارتن پیج اینستاگرامی بسیج کرده‌اند که از خوبی‌های برادر #مدحیه بنویسند بدون اینکه خودشان خنده‌شان بگیرد. دست بردارید رفقا.

پی‌نوشت:
در رابطه با این مطلب این لینک زیر و این چند تا مطلب که قبلا نوشته‌ام را بخوانید؛
….

یادداشت‌های وحید جلیلی در نقد #حسین_محمدی :
https://t.me/maktubat/10918

کودتای قماربازان و هولوکاستی به نام #سرافراز :
https://t.me/ghabl_enghelab/1174

چند خط در مورد اختلاف آقای سرافراز با #اصحاب_سررسید:
https://t.me/c/1060974826/1888

بازنشانی #جریان_موازی رهبری:
https://t.me/ghabl_enghelab

“گزیده‌هایی خواندنی از دومین یادداشت وحید جلیلی در مورد لابی پرنفوذ بیت”

متن کامل یادداشت

اگر سازمان صداوسیما در کمتر از ۱۸ ماه می‌تواند به نتیجه برسد که مثلاً #سرافراز به درد ریاست رسانه ملی نمی‌خورد (احتمالاً نقدهای تند حقیر در دوره آقای سرافراز را که به شدت مورد استقبال و تشویق برخی بزرگواران هم قرار می‌گرفت، یادتان نرفته است) چطور در بیش از ده سال نه تنها به نتیجه نمی‌رسد که فلان ضدانقلاب و فلان سکولار معاند و فلان سادیست بی هنر و …. به درد رسانه ملی نمی‌خورد بلکه سال به سال بر ارج و قربشان در سازمان هم اضافه می‌شود. آیا این نتیجه همان جریان نقد مؤدبانه و پرثمر است؟ آیا دارم اتهام می‌زنم؟ شما که خبر داری که چه خبر است.

برادر غلامی عزیز! دوربین مخفی تعریف نمی‌کنم، خود شما دقیقاً در جریان این ماجرا هستی. بین خودت و خدا قضاوت کن واقعاً اگر اراده‌ای در بعضی بزرگواران برای مقابله با این وضعیت وجود می‌داشت از مانع شدن عاجز بودند؟! من به این وضعیت فاجعه آمیز می گویم: رفیق بازی و ترجیح مصلحت دوستان بر مصلحت انقلاب. یا سپر دوستان بودن به جای شمشیر آقا بودن. از این نام گذاری ناراحتی؟ شما نام دیگری رویش بگذار تا ما هم یاد بگیریم. و از این گام‌های بلند و منحصر به فرد؛ کم در خاطر نداریم.

مگر #گاندو را به هر دلیل بایکوت نکردید؟ مگر به همه واحدهای صداسیما ابلاغ نشد که حتی یک کلمه در نعت گاندو نباید پخش شود؟
اصلاً رفتارتان با گاندو درست؛ این جور کارناوال راه انداختن برای عروس تاریکی و منتسب کردنش به رهبری چرا؟!

ده روز گذشت و غیرت هیچ کس نجنبید و خامنه‌ای آن قدر برای کسی از خیل به جوش و خروش آمدگان امروز، اهمیت نداشت که چنین تهمتی را از او دور کنند.
از قرار معلوم بیت برای دوستان، اهمیتی بیش از صاحب البیت یافته است!
یکی از چهره‌های رسانه ملی رسماً اعلام می‌کند عروس تاریکی به سفارش شخص رهبری ساخته شده و جزئیاتش را هم ایشان تأیید کرده‌اند و کسی کوچکترین عکس العملی از ما برای دفع این تهمت نمی‌بیند.

تعجب می‌کنم در دفاع از یک شخص (حسین محمدی) این همه سراسیمه می‌شوید که حتی تاسوعا، عاشورا هم آتش بس نمی‌دهید؛ متنی اینچنین منتشر می‌کنید ولی من چه بگویم که درست یا غلط نه یک شخص؛ که انقلاب را به خاطر تعارفات فردی و این جور رفاقت‌ها در معرض اتهام می‌بینم.

بعضی دل بچه حزب اللهی‌ها را می‌لرزانند که اگر به فلانی انتقاد کنی به رهبری ضربه می‌خورد.
پس در دعوای آقایان یزدی و لاریجانی یا دو نفردیگر در داخل بیت هم نه تنها سکوت کنیم بلکه اصلاً قضاوت نکنیم چون بالاخره به اثبات عیبی در یکی از منصوبین آقا خواهد رسید و العیاذ باالله مگر می‌شود کسی سال‌ها منصوب آقا باشد و عیب هم داشته باشد؟

پانصد سال نگذشته است؛ آیا همین دو سه سال پیش نبود که در حالی که ما نقدهای تند خود به برخی برنامه‌های دوره آقای سرافراز را غیر علنی به مراجع ذیربط منتقل می‌کردیم؛ برخی دوستان اصولگرا و ولایی علیه ایشان کانال راه انداخته بودند و در حالی که منصوب آقا بود وآقا بیشترین صفات مثبت در بین روسای سازمان در سی سال گذشه را در مورد ایشان به کار برده بودند برای فروانداختنش تلاش می‌کردند و جالب اینکه نه من نه آقای غلامی نه هیچکدام از بزرگوارانی که امروز نگران انتقادات وحید جلیلی‌اند به ذهنمان نرسید که حمله به سرافراز منصوب رهبری در آن جایگاه مهم؛ به معنای زیر سؤال بردن رهبری است.

متن یادداشت اول:
https://t.me/maktubmed/14523

#گروه_خشن
#اصحاب_سررسید

@maktubat

Telegram

رسانه مکتوبات
حمله تند #وحید_جلیلی به حسین محمدی ، معاون بررسی‌های دفتر رهبر معظم انقلاب

ملیجک‌های قسطنطنیه که برای لبخند نشاندن بر لب باندهای قدرت، منتقدان #حسین_محمدی و مرتضی میرباقری و عزت ضرغامی و علی عسگری را با ابن ملجم برابر می‌کنند و برایشان شیشکی می‌کشند، به…

t.me/maktubat/10918

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .