اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'روابط بین‌المللی'

Feb 05 2015

سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله: قدم‌ زدن‌ها با آمریکا باعث سقوط بازرگان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله به طور تلویحی نسبت به سقوط دولت حسن روحانی به خاطر مذاکره با آمریکا هشدار داد.

آقای قاسمی گفته سیاستی که حسن روحانی در قبال آمریکا در پیش گرفته در دوره چهارساله دولت یازدهم از بین رفته و مضمحل خواهد شد.

وی به منتقدان محافظه‌کار دولت یازدهم توصیه کرده از حمله تند به این دولت خودداری کنند٬ چرا که دولت یازدهم قصد دارد رهبری را مسئول شکست دیپلماسی «لبخند» در برابر غرب معرفی کند.

قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیاده‌روی محمدجواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو اشاره کرده و گفته ریشه این پیاده‌روی به دولت موقت مهدی بازرگان باز‌می‌گردد.

به گفته وی ابراهیم قطب‌زاده و ابراهیم یزدی هم با آمریکایی‌ها رفت و آمد و مذاکره داشتند که آن «قدم‌زدن‌ها» باعث «سقوط» دولت بازرگان شد.

این فرمانده حزب‌الله نوع تعامل دولت روحانی با غرب را نوعی «خیانت» دانسته است.

No responses yet

Feb 05 2015

حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات: مذاکره با آمریکا از ۱۰ سال پیش در حال انجام است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات می‌گوید ایران و آمریکا بیش از ۱۰ سال است به طور غیر‌علنی مشغول مذاکره هستند.

آقای مصلحی گفته آمریکایی‌ها در این مذاکرات بار‌ها به طرف‌های ایرانی گفته‌اند که جمهوری اسلامی معادلات منطقه را به هم ریخته است.

وی اضافه کرده آمریکا در مذاکره قابل اعتماد نیست و باید مذاکره با این کشور مدیریت شود تا ضرری متوجه جمهوری اسلامی نشود.

جمهوری اسلامی و آمریکا پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی در ایران و با موافقت علی خامنه‌ای٬ مذاکرات علنی خود درباره برنامه هسته‌ای تهران را آغاز کرده‌اند.

آغاز علنی این مذاکرات بازتاب‌های زیادی در جهان داشته و در داخل ایران نیز محافظه‌کاران تندرو با حفظ بسیاری از شرایط و ضوابط می‌گویند موافق این مذاکرات هستند.

این دسته از محافظه‌کاران می‌گویند دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا ابدی است و ایران تنها برای دفع یک خطر بزرگ حاضر به مذاکره با آمریکا شده است.

No responses yet

Feb 05 2015

نامزد وزارت دفاع آمریکا: ایران و حکومت اسلامی دو تهدید خطرناک برای آمریکا هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی

رادیوفردا: نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه ۱۵ بهمن در نشست کمیته سنا، گروه حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را دو تهدید خطرناک برای آمریکا توصیف کرد.

اشتون کارتر در این نشست که به ریاست سناتور جمهوریخواه جان مک کین برگزار شد، گفت: «در خاورمیانه، دو تهدید فوری و دو خطر واقعی برای ایالات متحده وجود دارد که یکی داعش و دیگری ایران است».

نشریه فارن پالیسی در تفسیری به قلم تحلیلگر ارشد خود می‌نویسد که اشتون کار‌تر برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای، معتقد به بهره‌گیری از ابزارهای نوین دیپلماسی، اقتصادی و نظامی به شکلی یکپارچه است و از سال ۲۰۰۸ میلادی همواره گفته است که اقدام نظامی باید به عنوان بخشی از استراتژی همه جانبه در نظر گرفته شود و نه به صورت یک گزینه مجزا.

تحلیلگر آمریکایی در پایان تحلیل مشروح خود اضافه کرده که اشتون کار‌تر دیدگاه با ارزشی در عرصه استراتژی نظامی عرضه خواهد کرد که بازتاب دهنده چشم‌انداز موفقیت دیپلماسی در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا در این نشست همچنین گفت که او به سیاست ارسال تسلیحات برای دولت اوکراین تمایل دارد.

این موضع‌گیری که مخالفان آن را دامن زدن به آتش جنگ در این کشور تلقی می‌کنند، تغییر جهتی در سیاست آمریکا محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای کار‌تر گفت او به ارسال تسلیحات دفاعی به اوکراین «بسیار متمایل است» و افزود آمریکا باید از تلاش این کشور برای دفاع از خود علیه شورشیان جدایی طلب طرفدار روسیه حمایت کند.

مقامات آمریکا گفته‌اند نسبت به مسئله اوکراین رویکرد تازه‌ای در پیش می‌گیرند.

نامزد وزارت دفاع آمریکا در جلسه بررسی نامزدی‌اش در مجلس سنا اظهار داشت: «در حال حاضر نمی‌توانم نوع این تسلیحات را مشخص کنم. اما من به سمت دادن تسلیحات به آن‌ها تمایل دارم و در جواب سوال شما می‌گویم تسلیحات مرگبار».

انتظار می‌رود مجلس سنا انتصاب اشتون کار‌تر در مقام وزارت دفاع را بدون مشکل تایید کند. نظرات آقای کار‌تر درباره اوکراین و سایر موضوعات از جمله افغانستان، به احتمال زیاد باعث آرامش خاطر نمایندگان جمهوریخواه می‌شود که از سختگیری‌های باراک اوباما برای ارسال کمک به متحدان آمریکا به شدت انتقاد می‌کنند.

خبرگزاری رویترز در ادامه می‌نویسد اشتون کار‌تر چهارمین وزیر دفاع باراک اوباما و جانشین چاک هیگل است که تحت فشار کناره گیری کرد. اکنون این سوال مطرح می‌شود که آیا وی می‌تواند به دایره تنگ نزدیکان آقای اوباما نفوذ کند؟

آقای کار‌تر وعده داد که «صریح‌ترین مشاوره‌های راهبردی» را به باراک اوباما خواهد داد. اما سناتور جان مک کین، که از شناخته‌ شده‌ترین منتقدان سیاست‌های امنیتی ملی اوباما است، میزان نفوذ اشتون کار‌تر در دولت وی را مورد تردید قرار داد.

جان مک کین گفت: «من صادقانه امیدوارم رییس جمهوری که شما را نامزد کرده به شما امکان بدهد که با حداکثر توان‌تان در هدایت امور مشارکت کنید. چون در زمان تکثر و تنوع تهدیدها علیه امنیت ما، آمریکا در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به یک وزیر دفاع قدرتمند نیاز دارد».

اشتون کار‌تر در سخنرانی خود درباره افغانستان گفت که از برنامه زمان‌بندی باراک اوباما برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان حمایت می‌کند. وی اما افزود در صورت لزوم آماده تجدیدنظر در این سیاست است.

او همچنین بر اهمیت استراتژیک سرعت عمل نیروهای عراقی و آمادگی برای پس گرفتن مناطق تصرف شده از گروه حکومت اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسی نمی‌خواهد که گروه حکومت اسلامی تثبیت شود».

اشتون کار‌تر وعده داد مقررات دست و پا گیر و سختگیرانه که ارسال کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به اردن را کند کرده است، برطرف کند. اردن پس از قتل خلبان این کشور توسط گروه حکومت اسلامی اعلام کرد که با این گروه به شدت مقابله خواهد کرد.

اشتون کار‌تر افزود از نگرانی‌های مشخص پادشاه اردن که در دیدار روز سه شنبه با اعضای کمیته دفاعی مجلس سنا مطرح شده اطلاع ندارد اما به محض تایید او در مقام وزارت، بدون تاخیر به این موضوع خواهد پرداخت.

آقای کار‌تر گفت: «ما برای شکست گروه حکومت اسلامی در منطقه به متحد نیاز داریم».

نامزد باراک اوباما برای وزرات دفاع آمریکا از حمایت وسیع نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات برخوردار است و در سال‌های اخیر در رده‌های بالای وزرات دفاع آمریکا مسئولت داشته است.

مسئولیت‌های او در این وزارتخانه شامل معاونت وزارت، نفر دوم پنتاگون در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ و مسئول ارشد خریدهای تسلیحاتی وزرات دفاع از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و هدایت برنامه بازسازی جت‌های جنگنده اف ۳۵ بوده است.

جلسه رای اعتماد اشتون کار‌تر با دقت توسط لاکهید، بوئینگ و سایر شرکت‌های بزرگ اسلحه سازی که در انتظار تعیین اولویت‌های اصلی و میزان تعهد او به برنامه جدید خرید تسلیحاتی از جمله بمب افکن دورپرواز هستند دنبال می‌شود.

No responses yet

Nov 02 2014

فرستادگان نظام در پیتسبورگ چه می‌کردند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس:
حضور حسین موسویان به همراه تنی چند از چهره‌های فرهنگی جمهوری اسلامی در یک نشست تجاری در پنسیلوانیای آمریکا خبرساز شده است. این هیات برای چه در نشست حضور یافته بود؟

یک هیات متشکل از مقام‌های وزارت ارشاد دولت روحانی و چهره‌های فرهنگی جمهوری اسلامی، همراه با حسین موسویان دیپلمات و مذاکره‌کننده هسته‌ای پیشین که مدتی به اتهام جاسوسی بازداشت شده بود، هفته جاری دور از چشم رسانه‌ها در دیداری با رهبران صنایع آمریکا و یک مقام ارشد وزارت خارجه این کشور شرکت جستند.

به گزارش واشینگتن فری بیکن [2]، طی هفتمین کنفرانس تجاری سالانه OASIS  که روز سه‌شنبه ۲۸ اکتبر در هتل فرمونت پیتسبورگ برگزار شد، ابتدا گرگ سولیوان مشاور ارشد وزارت خارجه آمریکا در امور ارتباطات استراتژیک سخنانی کوتاه درباره «دیپلماسی فرهنگی» ایراد کرد و سپس تریبون را به علی مرادخانی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل داد.

غیر از علی مرادخانی و حسین موسویان، فرزین پیروز پی مدیر بخش امور بین‌الملل مرکز موسیقی وزارت ارشاد، علی ترابی دبیر اجرایی چندین دوره از جشنواره موسیقی فجر و مهدی فرید زاده مسوول اسبق برنامه‌سازی دفتر لندن صدا و سیما که مدتی نیز عهده‌دار مدیریت شبکه یک تلویزیون دولتی ایران بود، حضور داشتند.

علی آلفونه عضو ارشد «بنیاد برای دفاع از دموکراسی» به واشینگتن فری بیکن گفت که این دیدار تلاشی از سوی موسویان «برای بسیج کردن جامعه تجاری آمریکا به عنوان یک گروه فشار برای درخواست لغو تحریم‌ها» بوده است.

وی افزود: «انگیزه جمهوری اسلامی برای شرکت در کنفرانس قابل درک است: حسین موسوی سفیر پیشین که دیپلمات مجربی است، می‌خواهد این پیام را به جامعه تجاری آمریکا برساند که درهای ایران به روی کار اقتصادی آنان باز است».

وزارت خارجه دولت اوباما گفته است که هیچ نقشی در سازمان دادن سفر نداشته و تنها ویزاها را تایید و سولیوان را برای شرکت در کنفرانس فرستاده است. این وزارتخانه می‌گوید که این سفر برای ارتقای دیپلماسی فرهنگی صورت گرفته و  بحث تجاری در میان نبوده است.

یک مقام وزارت خارجه یه فری بیکن گفت: «ما در جریان هیچ مذاکره‌ یا ملاقاتی که خارج از بحث همکاری فرهنگی صورت گرفته باشد نیستیم و لزوماً چنین بحث‌هایی را تایید نمی‌کنیم».

مقام‌های وزارت خارجه گفته‌اند که این گروه برای بحث فرهنگی آمده‌اند و به طور مشخص آقای مرادخانی برای مذاکره بابت همکاری ارکستر سمفونی تهران و پیتسبورگ سفر کرده است. اما سیمین کرتیس یکی از ترتیب‌دهندگان کنفرانس تجاری می‌گوید که هیچ ملاقاتی میان این دو ارکستر سمفونی صورت نگرفته و از اساس چنین ملاقاتی برای ماه مارس سال آتی میلادی برنامه‌ریزی شده است.

از سوی دیگر، عنوان کنفرانس «رشد تجاری مابین ایالات متحده و خاورمیانه» بود و طبق تعریف کنفرانس «گردهم‌آیی سطح بالای وزارت‌خانه‌های خاورمیانه، تصمیم‌گیرندگان آمریکایی و خاورمیانه‌ای از کمپانی‌های جهانی پیشرو با تمرکز بر رشد فرصت‌های تجاری بین ایالات متحده و کشورهای خاورمیانه» بود. پنل‌ها هم با محوریت موضوعات انرژی، فن‌آوری و پزشکی انتخاب شده بودند.

علی آلفونه اظهار کرد که در وهله اول برای صدور ویزا توسط وزارت خارجه برای چنین سفری متعجب شده است. او گفت: «حضور هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در پیتسبورگ احتمالا موقعیت چانه‌زنی آمریکا را در گفت‌وگوهای هسته‌ای جاری بالاتر نخواهد برد».

وی اضافه کرد که دولت آمریکا «با اجازه شرکت هیات نمایندگی تهران برای شرکت در یک کنفرانس عمومی، سیگنال‌های غلطی را مخابره کرده است».

آلفونه گفت: «علی مرادخانی، مهدی فرید زاده، فرزین پیروز پی و علی ترابی در اعمال سانسور بر روی ادبیات، سینما و موسیقی در ایران نقش داشته و هنوز دارند». وی افزود: «آیا وزارت خارجه سانسور را تایید می‌کند؟ اگر نه، چرا برای عاملان سانسور ویزا صادر کرده است؟».

No responses yet

Oct 31 2014

عیسی سحرخیز: شکل دادن دشمن جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: حدس من این است که هاشمی رفسنجانی وقتی قلم به دست گرفت تا نامه ای برای پادشاه عربستان بنویسد و خواستار توقف اعدام شیخ نمرباقر النمر، روحانی زندانی شیعه شود، به گونه ای خاطرات سه دهه روابط پر فراز و نشیب تهران و ریاض را با خود مرور می کرد؛به ویژه آن رویداد مهم سال ١٣٦٥ که پیامد آن فاجعه ی خونبار مرداد ماه ٦٦ بود و سخنان بسیار تند آیت الله خمینی خطاب به سران سعودی.

حال که مرحوم آیت الله العظمی منتظری بین ما نیست شاید هیچ مقامی در ایران چون آیت الله رفسنجانی از پشت پرده ی روابط سیاسی ایران و عربستان آگاه نباشد و چون او درک نکند که اوج گیری دوباره ی تنش بین دو کشور چه پیامدهای سنگینی می تواند در پی داشته باشد که “جنگ نفت” کمترین آن ها خواهد بود.

رویدادهایی چون انفجار پایگاه نظامی الخبر در سال های آخر ریاست جمهوری رفسنجانی که در پی آن انگشت های اتهام به سوی ایران نشانه رفت و بهانه ی لازم به دست آمد تا بیش از ٤٠٠ مرکز نظامی، راهبردی و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ایران هدف بالقوه ی موشک های تهاجمی غرب قرار گیرد؛ و اگر پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ نبود و سران ریاض به نشانه ی حسن نیت در برابر دولت اصلاحات در برابر نتایج تحقیقات کوتاه نمی آمدند و با برنامه ی حملات نظامی تلافی جویانه ی آمریکا و متحدانش مخالفت نمی کردند، بدون شک تاریخ دوران اخیر ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد.

لابد با بازخوانی چنین بحران هایی بوده است که رفسنجانی برغم تمام جوسازی های جریان اقتدارگرا، دست به قلم شد و بی خیال فشارهای تبلیغاتی ستیزه جویان داخلی، خطاب به ملک عبدالله تاکید کرد که جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمرباقر النمر “باعث یأس تفرقه‌افکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام خواهد شد” و از این رو “انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود. مسلمانان اتخاذ چنین تصمیمی را از جناب‌عالی انتظار دارند.”

اگرچه روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی پس از انقلاب 22 بهمن ایران به شدت تیره شد و تجاوز صدام حسین به خاک ایران و حمایت مالی و نظامی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب از رژیم بعث عراق بر تیرگی آن هرچه بیشتر افزود، اما جنایت هولناکی که در غروب روز نهم مرداد ١٣٦٦ ( ششم ذیحجه) در شهر مکه، پس از راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین روی داد، اوج تنش در روابط تهران و ریاض و عامل بیان سخنان تند و غیرقابل انتظار آیت الله خمینی علیه “حاکمان حجاز” بود:

“اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل] ديگر”.

بازخوانی تاریخ نشان می دهد که این رویداد خونین ریشه در ماجراهای پیدا و پنهان مراسم حج سال ٦٥ داشته است و جاسازی وانتقال مواد منفجره در ساک های زوار بی گناه و از همه جا بی خبر حجاج “نجف آباد”، توسط جریان های تندرویی که در پی صدور فیزیکی انقلاب در خارج از ایران بودند و ایجاد نمونه های مشابه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط جهان.

این سالی است که میرحسین موسوی در ایران نخست وزیر است و سید علی خامنه ای رئیس جمهور و آیت الله خمینی رهبر ایران. این یکی از ماجراهایی است که باعث اعتراض آن زمان نخست وزیر وقت می شود و در بالاترین سطوح کشور تنش سیاسی ایجاد می کند و در پی آن موجب دخالت مستقیم آیت الله خمینی می شود و به ظاهر آتش اختلاف ها خاموش می شود، اما گدازه های آن زیر خاکستر می ماند تا دو دهه بعد، که بار دیگر در انتخابات سال ٨٨ شعله ور گردد.

در آن سال قرعه به نام من و یکی از دوستان همکار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) افتاد تا به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار و گزارش های مراسم حج به عربستان سفر کنیم، اما طبق معمول مقام های سعودی روی خوش به روزنامه نگاران نشان نمی دادند و از این رو در آخرین ساعات، در شرایطی که تنها چند ساعتی به آخرین پروازهای تهران-ـ جده باقی مانده بود، روادید سفر ما دو نفر را صادر کردند؛ سفری استثنایی و پرهیاهو.

غروب که آخرین پرواز ایران ایر به عربستان در فرودگاه بین المللی جده نشست و پس از بازرسی های شدید و طولانی وارد محل اسکان موقت زوار کشورهای مختلف شدیم برای عزیمت به سوی مکه و مدینه، دشداشه نخریده و لباس عوض نکرده، یکی از همکاران مستعفی خبرگزاری به من نزدیک شد و خبر آورد که “تمام زوار یک گروه نجف آبادی به دلیلی نامعلوم دستگیر و در داخل فرودگاه در شرایط بسیار بد حبس شده اند.”

پرس و جوها موید این رویداد بود، اما هیچ مقام رسمی عربستان حاضر نبود در مورد آن سخن بگوید و رسانه های رسمی سعودی نیز طبق دستور، سیاست سکوت را دنبال می کردند. وضعیت ارتباطی با خارج هم به گونه ای بود که نمی شد از فرودگاه با ایران تماس تلفنی داشت و خبر را مخابره کرد یا اطلاعات محتمل را از دفتر مرکزی در تهران دریافت کرد.

راه آخر این بود که با وجود ممنوعیت خروج از فرودگاه و ورود به شهر جده، خود را به این شهر توریستی برسانیم و به تلفن بین المللی دسترسی پیدا کنیم. پنهان شدن در خودروی حامل شام و مواد غذایی مسوولان دولتی ایران مستقر در فرودگاه، تنها راه موجود برای رفتن به شهر بود و به احتمال زیاد از خیر مراسم حج گذشتن. این کاری بود که با موفقیت انجام شد.

تا به جده برسیم و از محلی مناسب با دفتر تهران تماس بگیریم، روز اول سفر به پایان رسیده بود و بامداد روز بعد بود و شروع به کار شیفت شب خبرگزاری به سردبیری “احمد. خ”. از سر اتفاق احمد آن زمان روزها نیز در دفتر نخست وزیر وقت کار می کرد و به صورت شبانه روزی دسترسی مستقیمی به میرحسین موسوی داشت.

پیامد مخابره ی خبر پخش آن در بخش ساعت شش رادیو بود و اعلام این موضوع که دولت عربستان به دلایل نامعلوم تعدادی از زوار ایرانی را دستگیر کرده است. تازه در پی خوانده شدن این خبر بود که سکوت رسانه های رسمی سعودی شکسته و اعلام شد که افراد دستگیر شده با خود مواد منفجره حمل می کرده اند و آن ها را در ساک های خود جاسازی کرده بودند؛ ادعایی شگفتی آور، آن هم در مورد زواری روستایی یا شهرستانی که بسیاری از آنان بالای پنجاه سال سن داشتند و افراد جوان در میان آن ها اندک بود.

با پخش این اخبار از یک سو نگرانی ها در جمع ایرانیان بالا رفت و از سوی دیگر هراس مقام های امنیتی و نظامی عربستان چندبرابر شد، چون احتمال می دادند که زوار دیگری توانسته باشند محموله های دیگری از مواد منفجره ی جاسازی شده را به مکه و مدینه انتقال داده باشند؛ آن هم در شرایطی که چون روزهای منتهی به انقلاب ایران، شعارنویسی با رنگ و اسپری بر روی دیوارها و پایه های پل ها در مکه و مدینه مشهود بود؛ امری که به نوعی حکومت نظامی محسوس در این دو شهر زیارتی انجامید و استقرار گسترده نیروهای مسلح و ادوات جنگی در کوچه و خیابان، به ویژه در ساعت های پایانی شب.

این وضعیت ادامه داشت و دائم هم بدتر می شد تا به روز مراسم برائت از مشرکین نزدیک شدیم. اوایل روز بود که در بعثه ی مکه خبر پیچید که مقام های نظامی عربستان زوار را به بیابان های اطراف شهر برده و مواد همراه آنان را منفجر کرده اند. در اواسط روز نیز خبر رسید که اغلب اعضای کاروان پس از مشاهده ی آن انفجارهای هولناک آزاد شده و تنها چند جوان مشکوک در زندان باقی مانده اند.

ساعتی بعد افراد آزاد شده ی این گروه صد و ده بیست نفره، رنجور و بیمار، وحشت زده و هراسان وارد ساختمان بعثه ی رهبری شدند و مورد استقبال شیخ مهدی کروبی قرار گرفتند تا در مکانی امن سکنی گزینند و شرح دهند که در این چند روز چه بر آن ها رفته و ماجرا از چه قرار بوده است؛ ماجرای هولناکی که نه آن گروه بی نوا از پشت پرده ی آن خبر داشتند و نه نماینده ی آیت الله خمینی در بعثه و نه نخست وزیر رسمی کشور در تهران، تا چند ماه بعد معلوم شود که چه کسانی پشت ماجرا بوده و چه اهدافی را دنبال می کرده اند!

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در خصوص رویدادهای سال ١٣٦٥ در این ارتباط می نویسد: “آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلام کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک های خود تی ان تی داشته‌اند”.

این پیش آمد و پیامدهای تبلیغاتی آن از هر دو سو خود مقدمه ی جنایت هولناک سال بعد مکه بر روی پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب شد که در جریان آن حدود چهارصد زائر ایرانی شهید شدند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم که بسیاری از آن ها خانواده های شهداو مفقودان جنگ تحمیلی بودند. برخی از آمار و ارقام میزان تلفات این حادثه را این گونه نشان می دهد:

شهدا و کشته ها: ٢٧٥ حاجی ایرانی، ٨٥ نیروی امنیتی سعودی، ٤٥ حاجی از سایر ملیتها

مجروحان: ٣٠٣ حاجی ایرانی، ١٤٥ نیروی امنیتی عربستانی، ٢٠١ حاجی از سایر ملیتها

پیامد این امر آن شد که عربستان در جایگاه دشمن اصلی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حتی در مقامی بالاتر از “رژیم صدام”، “دشمن صهیونیستی” و “شیطان بزرگ” و همان گونه که گفته شد اظهاراتی تند از سوی آیت الله خمینی در مورد این کشور و سران آن: “اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.”

البته این سخنان و تهدیدها هیچگاه جنبه ی عملی نیافت و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، هرچند سرد و پرتنش، پس از مدتی از سر گرفته شد؛ در شرایطی که برخی مقام های رسمی ایران نیز اعتراف کردند که در بروز این فاجعه برخی جریان های تندرو جمهوری اسلامی نیز بی تقصیر نبوده اند. از جمله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در سال ۱۳۶۶ از یک گزارش عبدالله نوری یاد می‌کند که در آن ضمن غیرقابل گذشت بودن کار عربستان، به تندروی نیروهای داخلی نیز اشاره شده است.

در این زمینه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از نزدیک اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد می کرد قضاوت موثق تری داشته است. وی چند ماه بعد از این واقعه ی تاسف برانگیز در نامه ای به آیت الله خمینی نسبت به عملکرد مسئولان ایرانی در این واقعه اعتراض کرد:

“بسیاری از افراد مورد اطمینان كه خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‎گویند همه گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممكن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود، ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی برنامگی اجمالاً هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد، هر چند دشمن مجهز و مهیا بود و دنبال بهانه می‎گشت تا ما را سركوب كند. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساكهای حجاج با ما عاقلانه برخورد كرد و تا اندازه‌ای اغماض كرد و ما موضوع را رسيدگی نكردیم بلكه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد”.

این مشتی بود نمونه ی خروار از تنش های روابط ایران و عربستان که به طور مسلم آیت الله رفسنجانی اکنون اطلاعات دقیق تری از آنرا در اختیار یا در حافظه ی خود دارد، همچنین دیگر مواردی را که در دوران ریاست جمهوری او توسط نیروهای دخیل در ماموریت های برون مرزی روی داده است.

حال که باز تنش در روابط دو کشور بالا گرفته است، در صورت عدم برخورد مناسب و به موقع، هر آن مواردی مشابه با دخالت جریان های تندرو و آشوب طلب می تواند تکرار گردد؛ آن هایی که با بالا رفتن احتمال بهبود روابط ایران و غرب، دنبال دشمن جدید می گردند تا بر اساس آن بتوانند به تشدید فشارهای داخلی ادامه دهند.

هاشمی خوب آگاه است که بین کدام جناح های ایران با حاکمان عربستان همگرایی در جهت از بین بردن دشمنی بین شیعه و سنی وجود دارد و بین کدام ها کینه و عداوت فراموش نشدنی؛ آن هایی که دوستی رفسنجانی را با شاه سعودی برنمی تابند و عربستان را منبع تامین مالی رهبر اصلاحات معرفی می کنند و آن هایی که احمدی نژاد را “ولد” (بچه) می خواندند و رضایت ندادند که یک مقام روحانی ایران در جایگاه امام جماعت خانه ی خدا قرار گیرد، حتی به بهای لغو سفر برنامه ریزی شده!

طبیعی است که جریان تمامیت خواه در ایران با امید دستیابی به اهداف شوم خود، به صورت حساب شده تلاش می کند که دوستان را به دشمنان مبدل سازد، چون خوب می داند حتی حاکمان ریاض نیز دل به “امنیت” دارند و “آسایش”.

افراد تندرویی چون حسین شریعتمداری به حتم گزارش سفر هیات مطبوعاتی ایران به عربستان متشکل از چند مدیر، سردبیر و خبرنگار ایرانی از نشریات مستقل، محافظه کار و اصلاح طلب ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را دیده و خوانده اند، به ویژه این نکته ی بسیار جدی بسته بندی شده درون کلامی درظاهر شوخی از زبان ملک عبدالله بن عبدالعزیز، در اوج روابط مناسب دو کشور: “حیف که سن و سال من اجازه نمی دهد که زنی ایرانی بگیرم تا با این پیوند خانوادگی عقد مودت و دوستی دائمی بین ایران و عربستان منعقد شود!”

No responses yet

Sep 24 2014

سران ایران و بریتانیا برای اولین بار بعد از انقلاب بهمن ۵۷ با هم دیدار کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: برای نخستین بار از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷، رئیس جمهور ایران و نخست وزیر بریتانیا با هم دیدار و مذاکره کردند.

ملاقات حسن روحانی و دیوید کامرون در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک انجام شد. هنوز جزئیاتی از این ملاقات و مذاکرات صورت گرفته در آن منتشر نشده است.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور، آقای روحانی را در این دیدار همراهی کردند.

یک روز پیش از این وبسایت تایمز بریتانیا، انگیزه آقای کامرون از این دیدار را فراهم کردن “تضمین بیشتر” برای شکل دهی ائتلافی فراگیر در نبرد با گروه موسوم به “دولت اسلامی” (داعش سابق) عنوان کرده است.

جک استرا، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا و از اعضای فعلی مجلس عوام هم طی مقاله ای در روزنامه دیلی تلگراف که امروز منتشر شده نوشته است این دیدار پیامدهای مهمی دربر خواهد داشت.

No responses yet

Jul 22 2014

درآمد 50 میلیون دلاری ایران از سقوط هواپیمای مالزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,روابط بین‌المللی,سیاسی

ایلنا: اتفاق ناگواری که در اکراین رخ داد به نفع ایران رقم خورد و موجب شد که ICAO(سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری) و IATA (انجمن بین‌المللی حمل‌ونقل هوایی) از ایران برای آمادگی پرواز به اروپا و خاور دور درخواست‌های کتبی ارسال کنند.

سرپرست فرودگاه‌های کشور گفت: سقوط هواپیمای مالزی در خاک اکراین موجب شد تا یاتا و ایکائو به دلیل امنیت مسیر های هوایی کشور راه ایران را در پیش گیرند و از ما در خواست کرده اند تا مسیر هوایی ایران جایگزینی برای پرواز به اروپا و خاور دور شود. همچنین باید توجه داشت کاهش مسیرهای عبوری افزایش 30 درصدی پروازهای عبوری را به همراه دارد که این مهم سالیانه رقمی بالغ بر 50 میلیون دلار به درآمدهای کشور اضافه می کند.

محمدعلی ایلخانی؛ سرپرست فرودگاه‌های کشور در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در خصوص کاهش مسیرهای عبوری کشور گفت: در سه ماه ابتدایی سال جاری شاهد افزایش 9 درصدی پروازهای عبوری در فضای کشور بوده ایم.
وی کاهش محدودیت‌ها در مسیرهای عبوری را از عمده دلایل افزایش دانست و افزود: سانحه اخیری که در اکراین رخ داده است موجب نگرانی شرکت‌های هواپیمایی خارجی شد چرا که دیگر آنان علاقه ای برای عبور از آن مسیرها را ندارند.
ایلخانی با بیان این مطلب که ظرف چند روز گذشته درخواست‌هایی را از جوامع بین‌المللی برای عبور از مسیرهای هوایی ایران دریافت کرده‌ایم تصریح کرد: اتفاق ناگواری که در اکراین رخ داد به نفع ایران رقم خورد و موجب شد که ICAO(سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری) و IATA (انجمن بین‌المللی حمل‌ونقل هوایی) از ایران برای آمادگی پرواز به اروپا و خاور دور درخواست‌های کتبی ارسال کنند.
سرپرست شرکت فرودگاه‌های کشور در پاسخ به این سئوال که عملیاتی شدن این طرح چه مدت زمانی به طول خواهد انجامید گفت: به دلیل اینکه این مسائل به امنیت کشور مربوط می‌شود باید با شورای عالی امنیت ملی مکاتبات لازم صورت گیرد و پس از تصویب ستاد کل نیروهای مسلح اقدام به اصلاح مسیرها کنند که این پروسه زمان بر است.
ایلخانی با تاکید بر اینکه ایران باید از این فرصت پیش‌آمده نهایت استفاده را ببرد افزود: در صورتیکه موفق به کاهش این مناطق و محدودیت‌ها شویم همچنین با اطلاع‌رسانی‌ وسیع به شرکت های هواپیمایی خارجی موفق به افزایش 30 درصدی مسیرهای عبوری می‌شویم.
سرپرست فرودگاه‌های کشور ادامه داد: این افزایش منجر به افزایش سالیانه 50 میلیون دلار درآمدهای کشور می‌شود.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا این درآمدها در فرودگاه‌ها هزینه می شود گفت: بهتر است که این درآمدها در زیرساخت‌ها، به روزرسانی دستگاه‌ها و رادارها هزینه شود.

No responses yet

May 10 2014

شاه پری زنگنه، بانوی زیبای ایرانی کیست که صاحبان صنایع فرانسه در‌به‌در به دنبال او می گردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

رادیوفرانسه: در ماه‌های اخیر، با ملموس تر شدن احتمال رفع تحریم‌ها، هیئت‌های اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی عازم ایران شدند تا زمینه را برای از سرگیری مبادلات تجاری آماده سازند که یکی از این موارد هیئت یک صد نفره فرانسه بود که طی اقامت خود در تهران به بررسی نیازهای صنعتی ایران، به ویژه در زمینه صنایع خودروسازی پرداخت.

در رابطه با این رفت وآمد‌های سیاسی – اقتصادی نام یک بانوی ایرانی به میان آمده است. بانویی که به نوشته نشریه «ابسسیون» هم از زیبایی نفس گیری برخوردار است و هم مردان اهل سیاست و تجارت، حسرت دسترسی به دفتر تلفن و ارتباطات او را دارند، بانوی ایرانی‌ای که در ضیافت‌های مجلل اروپا هرجا که حاضراست چشم‌ها را متوجه خود می‌کند. این بانوی ایرانی کیست؟ به مقالهٔ نشریه ابسسیون، درباره این بانوی ایرانی بازخواهیم گشت.

و اما اوکراین و بحران سیاسی در شرق این کشور، ربوده شدن صد‌ها دختر دانش آموز در نیجریه، توسط اسلامیون مسلح «بوکوحرام»، همچنان از موضوعات عمده روزنامه‌های امروز هستند.

بُوکُوحرام، گروه مسلح اسلامی نیجریه همچنان صد‌ها دختر جوان دانش آموز را در اسارت خود دارد واعلام کرده است که آن‌ها را به فروش خواهد رساند.
ازهنگام ربوده شدن این دختران، از یک خوابگاه شبانه روزی، حدود دو هفته می‌گذرد. از آن هنگام در بسیاری از نقاط جهان مردم عادی و زنان و مردان سیاسی با انجام تظاهرات و پیامهای حمایتگر خواستار آزادی این جوانان بی‌گناه و بازگشت آنان به آغوش خانواده شده‌اند، ولی هنوز خبری از محل نگهداری و آزادی احتمالی آنان در دست نیست.

فیگارو روزنامه صبح پاریس ازجمله روزنامه‌هایی است که موضوع دختران ربوده شده را دنبال می‌کند. فیگارو در شماره امروز خود می‌نویسد: رویداد ربوده شدن دختران جوان دانش آموز افکار عمومی را به شدت تحت تاثیرقرارداده است.
میشل اوباما، همسررئیس جمهوری آمریکا، در حساب توئیتر خود، با امضای طومار حمایت از مادران دختران ربوده شده، نوشت: ما برای دختران و مادران نیجریه‌ای دعا می‌کنیم و خواستار بازگشت ربوده شدگان به آغوش خانواد‌هاشان هستیم.

ملالا یوسف زای دخترجوان شانزده ساله پاکستانی نیز، که از ترورطالبان جان سالم برده، در لندن دختران ربوده شده را خواهران خود خطاب کرده و گفته است که وقتی این خبر را شنیدم احساس کردم که باید از آن‌ها سخن بگویم. فیگارو می نویسد: فرانسه، آمریکا و انگلستان در حال حاضر کارشناسانی را به منطقه اعزام داشته‌اند تا دولت مرکزی نیجریه را در رد یابی و آزادی دختران ربوده شده یاری نمایند.

و اما بازمی گردیم به بانوی ایرانی مقیم پاریس که اُبسسیون از وی با عنوان «الههٔ تجارت» یاد می‌کند. نام این بانوی ایرانی «شاه پری زنگنه» است.
اُبسسیون می‌نویسد: روزسوم فوریه هواپیمای اختصاصی‌ای که عازم تهران بود با خود مهم‌ترین سرمایه داران، صاحبان صنایع و کارفرمایان فرانسه را همراه داشت. هرچند که شاه پری زنگنه در میان این غول‌های سرمایه داری فرانسه در هواپیما حضورنداشت، ولی اکثریت قریب به اتفاق این مدیران قبل از پرواز به ایران از مشورت‌های شاه پری برخوردارشده بودند. زیرا شاه پری جزو نادر چهرهای سر‌شناس فرانسه است که در ایران‌زاده شده و همچنان روابط نزدیکی با محافل ایرانی دارد. دو ماه مانده به سفر صاحبان صنایع فرانسه به ایران، همه این مدیران برجستهٔ ثروت ساز به دنبال شماره تلفن دستی شاه پری می‌گشتند.

اُبسسیون می‌نویسد: شاه پری از بیست سال پیش به عنوان یکی از برجسته‌ترین کار‌شناسان صنایع و سرمایه گزاری برای صاحبان صنایع فرانسه میان پاریس و خاورمیانه در رفت و آمد است.
اوعلاوه بر زیبایی محسورکننده، ازچنان قدرتی در تحلیل‌های اقتصادی برخورداراست که اکثر کارفرمایان بزرگ، اطلاعات و نظرات او را با ورق زر می خرند و نظرگاه‌های او به دقت می‌شنوند.

اُبسسیون می‌افزاید: شاه پری زنگنه از دوران کودکی میان میلان و تهران در سفربوده و زندگی شاه پریان را داشته است.
مادر او پریرخ شاه یالانی (پری زنگنه) از برجستگان آواز اپرای دوران پیش از انقلاب است که برای اجرای برنامه دائم میان میلان ایتالیا و تهران در سفر بوده و دختر خود را نیز به همراه داشته است.

اُبسسیون می‌افزاید: شاه پری در اوائل دهه هفتاد میلادی، در حالی که کودکی بیش نبود، تصادف دهشتناک مادرش در یک تصادف رانندگی را تجربه کرد که به بهای از دست دادن بینائی و نهایتاً پایان کار خوانندگی مادرش در اپرا تمام شد.
پری زنگنه، به دنبال ازدست دادن بینائی، به موسیقی سنتی ایران روی آورد و از این طریق به صورت درخشانی به حیات هنری خود ادامه داد.

سال ۱۹۷۹ سال انقلاب اسلامی در ایران، مانند بسیاری از خانواده‌ها، برای خانواده زنگنه نیز سال تغییرات سرنوشت ساز بود.
ملایان مسلمان حکومت شاه را سرنگون کردند و پدر زنگنه نیز مانند بسیاری از صاحب منصبان آن دوران با دخترسیزده ساله‌اش، شاه پری با ایران وداع کرد و در فرانسه رحل اقامت افکند.

اُبسسیون می‌نویسد: در پاریس دوران دیگری برای خانواده زنگنه آغاز شده بود. در پاریس نسل دوم زنگنه‌ها از جمله شاه پری، زندگی تازه‌ای را بنا نهادند که علاوه برشاه پری از دو تن دیگر، لیلا اعظم زنگنه تحلیلگر و تاریخ نگار و امیرا سزار هنرپیشه سینما می‌توان نام برد.

پری زنگنه پس از انقلاب ترجیح داد در ایران بماند و به کار موسیقی ادامه دهد. وی در سال‌های اخیراز کار کناره گرفته ولی همچنان در ایران باقی مانده است.

اُبسسیون در ادامه به زندگی شاه پری می‌پرازد و می‌نویسد: شاه پری درسال ۱۹۸۹ در حالی که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، در یکی از سواحل پر جلال و جبروت اسپانیا با عدنان خاشوقی میلیاردرعربستان سعودی آشنا شد که این آشنائی یک سال بعد به ازدواج کشید و مراسم ازدواج در شهرمکه برگزار شد.
عدنان خاشوقی پنجاه و پنج ساله با دو همسرانگلیسی و ایتالیائی عاشق شاه پری شده بود و پیشنهاد ازدواج او ازسوی شاه پری پذیرفته شد.
لازم به یاد آوری است که به نوشته نشریه عدنان خاشوقی ثروت هنگفت خود را از طریق میانجگیری در فروش تسلیحات آمریکائی به کشورهای خاورمیانه از جمله عربستان سعودی به دست آورده بود.

اُبسسیون در ادامه به روابط شاه پری و نقش او در تجارت میان ایران و فرانسه می‌پردازد و می نویسد: شاه پری در سال‌های دهه دو هزار میلادی به کریستوف دو مارژوری مدیرعامل شرکت توتال در رسیدن به قرار دادهای کلان نفتی و گرفتن سهم عظیم در ذخایر نفت و گاز در پارس جنوبی کمک کرد. به نوشته نشریه این عملیات با کمک خاندان هاشمی رفسنجانی امکانپذیر شد.

شاه پری همچنین به شرکت عظیم فرانسوی استفاده بهینه از آب «وی واندی» کمک کرد تا در تهران ضمن آشنایی با رضا امرالهی معاون وقت وزارت انرژی قرار داد عظیمی را با وی به امضا برساند.
دراین قرار داد «وی واندی» تعهد کرده بود سامان دهی و سازماندهی شبکه آب شمال تهران را برعهده بگیرد که با آغاز و تشدید تحریم‌های بین المللی عملیات اجرایی این قرارداد همچنان عقیم مانده است.

اُبسسیون در ادامه به سفرهای شاه پری به اسپانیا وچگونگی روابط دوستانه وی با دربار اسپانیا می‌پردازد و می‌نویسد به علل خانوادگی دربار اسپانیا از این روابط امروز چیزی باقی نمانده است.
نشریه فرانسوی با نگاهی گذرا به رکود تجارت و اقتصاد بین المللی ایران و غرب در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد می‌نویسد: در سال دو هزار و سیزده میلادی حسن روحانی «میانه رو» جای احمد‌ی نژاد را گرفت و بار دیگر امید گشوده شدن درهای تجارت به روی صاحبان صنایع فرانسه به یک باره بالا گرفت، ولی مشکل این بود که ده سال دوری از بازار ایران، همه شبکهٔ تجاری فرانسه در این کشور را دچار اختلال کرده بود و اینجاست که بار دیگر در ماه‌های اخیر تلفن‌های شاه پری زنگنه یک لحظه هم خاموش نمی‌شود.

No responses yet

May 01 2014

چرا سایمون گس به ایران آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: سایمون گس مدیر کل سیاسی وزارت خارجه بریتانیا و سفیر پیشین این کشور در تهران، روز دوشنبه سفری به تهران داشت و با سه معاون وزیر خارجه ایران دیدار و مذاکره کرد.

رادیو فردا در گفت‌و‌گویی با حسین علیزاده دیپلمات پیشین در فنلاند، نظر وی را درباره موضوعات احتمالی مورد بحث این دیپلمات بریتانیایی با مقام‌های ایرانی جویا شده است.

سایمون گس و مجید تخت روانچی معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه، احتمالا در مورد چه مسائلی مذاکره کرده‌اند؟

حسین علیزاده: به طور قطع و یقین می‌توان گفت که پس از مبادله کاردارهای غیر مقیم، تسهیلات لازم برای اینکه کار دو کاردار فراهم بشود در مذاکرات هیات‌های دوجانبه مطرح بوده است.

با عنایت بر اینکه قطعا طرف بریتانیایی از مساله عدم امنیت، یعنی در واقع تکرار حادثه حمله به سفارت انگلیس و از آن بد‌تر حمله به اقامتگاه خانواده دیپلمات‌ها که امری خلاف عرف قوانین دیپلماتیک بود، اظهار نگرانی خواهد کرد، و طبیعتا به دنبال درخواست الزامات و تعهدات عینی خواهند بود که این حادثه، مجددا تکرار نشود.

آقای گس ظاهرا با آقای عباس عراقچی، معاون وزارت خارجه و عضو ارشد تیم مذاکرات هسته‌ای، هم دیداری داشته است.

بله، آقای گس، در واقع مقام بریتانیایی طرف مذاکره کننده بحث‌های هسته‌ای با ایران هم هستند. با توجه به اینکه ایشان سفیر پیشین بریتانیا در تهران هم بودند که از تهران اخراج شدند، مسلما در فرصتی که به دست آورد و به تهران سفر کرد، موضوع آخرین تحولات بحث هسته‌ای را با طرف ایرانی یعنی آقای عراقچی مطرح کرده است و می‌شود گفت که مساله واردکردن بحث توان موشکی ایران که این روز‌ها بحث ان داغ شده است، می‌تواند یکی از محورهای مذاکرات اقای گس با طرف ایرانی باشد.

در ‌‌نهایت به نظرتان اقای گس در دیدار با سومین معاون وزارت خارجه ایران یعنی حسین امیرعبداللهیان، معاون وزیر خارجه در امور عربی و آسیایی، چه موضوع مشترکی برای مذاکره داشته‌اند؟

بی‌تردید، ایران و بریتانیا در دو سویه تحولات سوریه قرار گرفته‌اند، ایران به طرفداری از بشار اسد و بریتانیا به طرفداری از اپوزوسیون. به هر حال وضعیت سوریه، چه از نظر جنگ و چه از نظر مسایل انسانی ، وضعیت بسیار وخیمی است. با علم بر اینکه مهم‌ترین حامی بشار اسد، دولت تهران است، آقای گس، این فرصت را مغتنم شمرد که این موضوع را با معاون وزارت خارجه در پرونده سوریه به بحث بگذارد و چه بسا به دنبال نوعی راه حل مصالحه دیپلماتیک در بحث سوریه با طرف ایرانی باشند. همچنین طرح موضوع نامزد شدن مجدد آقای بشار اسد برای ریاست جمهوری سوریه، مساله خطیری محسوب می‌شود که معنای آن برای بریتانیا و متحدینش، این است که بحران سوریه همچنان برای سال‌های دیگر هم ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Mar 06 2014

وزیر خارجه لهستان، ظریف را له کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: وزیر خارجه لهستان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ظریف، به فیلترینگ و سانسور اینترنت، نبود آزادی بیان، افزایش اعدام‌ها و سرکوب در ایران اعتراض کرد؛ رسانه‌های داخلی و رسمی ایران، این سخنان را سانسور کردند.

رادسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان، که روز جمعه، نهم اسفندماه، به ایران سفر کرده بود، یک روز بعد در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با جواد ظریف، در اعتراض به فیلترینگ اینترنت، وضعیت آزادی بیان، اعدام‌ها و حقوق بشر، گفت:

«می‌خواهم این مطلب را اضافه و به وزیر (جواد ظریف) یادآوری کنم که دیروز در اصفهان سعی کردم به وب‌سایت یکی از روزنامه‌های مهم لهستانی دسترسی پیدا کنم که متأسفانه نتوانستم. به من پیغام داده شد که این وب‌سایت به دلیل سانسور مسدود شده است. برای ما که از کشوری می‌آییم كه به خاطر آزادی بیان مبارزه کردیم، این شوکه‌کننده است. من هم‌چنین به وزیر (ظریف) اعلام کردم که ما باید به گفتگو در زمینه حقوق بشر در ایران نیز بپردازیم و جهان متوجه شده است که اخیرا تعداد اعدام‌ها در ایران بسیار افزایش یافته است.»

اما این سخنان با سانسور رسانه‌های داخلی ایران مواجه شد؛ به عنوان مثال، خبرگزاری امنیتی تسنیم در گزارش خود از کنفرانس مطبوعاتی ظریف و سیکورسکی، تنها این سخنان را از قول وزیر خارجه لهستان منتشر ساخت:

«وزیر خارجه لهستان نیز با اشاره به سفر ۱۰ سال گذشته خود به ایران در مقام معاون نخست وزیر لهستان، اظهار داشت: از مهمان‌نوازی کشور ایران متشکرم. وی افزود ایران کشور مهمی در منطقه است و امیداورم روابط ایران و اتحادیه اروپا گسترش یابد. وی افزود در این دیدار در مورد برخی موضوعات توافقات اولیه‌ای بین دو طرف صورت گرفته است. وزیر خارجه لهستان ابراز امیدواری کرد که ایران بتواند جامعه بین‌المللی را در مورد ماهیت صلح‌آمیز هسته‌ای خود متقاعد کند. وی با اشاره به موضوع بحران سوریه تصریح کرد که تمامی طرف‌ها باید در روند صلح این کشور مشارکت کنند.»

اما وزارت خارجه لهستان در وب‌سایت رسمی خود و نیز یوتیوب متن و ویدیوی سخنان سیکورسکی را منتشر ساخت.

لازم به توضیح است که وزیر امور خارجه لهستان، سفر سه روزه‌اش به ایران را به خاطر اتفاقات اخیر در اوکراین ناتمام گذاشت و به کشور خود بازگشت. سیکورسکی به همراه ۲۰ نفر از سرمایه‌گذاران و صاحبان صنایع لهستان به ایران سفر کرده بود. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی ایران، قرار بود سیکورسکی با حسن روحانی نیز ملاقات کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .