اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Nov 17 2016

بازگشت پرستو فروهر به ایران علیرغم احضاریه اوین

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: پرستو فروهر میگوید اولین بار است که در سفرش به ایران احضاریه ای قضایی دریافت کرده است

پرستو فروهر فرزند داریوش و پروانه فروهر، سران جانباخته «حزب ملت ایران» مانند هر سال برای مراسم یادبود و گرامیداشت پدر و مادرش راهی ایران شده است.

داریوش و پروانه فروهر، اول آذرماه سال ۱۳۷۷ در خانه‌شان با ضربات متعدد چاقو به طرز فجیعی به قتل رسیدند.

قتل سران حزب ملت ایران جزو مجموعه‌ای وسیع از قتل‌های مخالفان و دگراندیشان در داخل و خارج از کشور محسوب شده که در دستورکار مأموران جمهوری اسلامی قرار داشته است.

جمهوری اسلامی تاکنون هر سال مانع از برگزاری مراسم یادبود و گرامیداشت قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای سیاسی شده است.

پرستو فروهر پیشاپیش سفرش به ایران در بیانیه‌ای از احضارش به دادسرای اوین اطلاع داده است.

رادیو فردا در گفتگو با پرستو فروهر در آلمان که در فرودگاه در آستانه پرواز بسوی ایران بود میپرسد آیا این اولین باری است که چنین احضاریه‌ای دریافت کرده است؟

گفتگوی رادیویی

No responses yet

Nov 17 2016

نامه‌ی دردناک یک زندانی سیاسی سبز در حال اعتصاب غذا؛ «هیچ ظلمی بالاتر از گرفتن آزادی نیست»/ حلالم کنید به سوی حضرت حق می‌روم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: علی شریعتی زندانی سیاسی سبز محبوس در زندان اوین در پانزدهمین روز اعتصاب غذای خشک خود، طی نامه‌ای از دوستان و اشنایان خود طلب حلالیت کرد و نوشت که «به سوی حضرت حق می‌رود.»

به گزارش خبرنگار «سحام»، وضعیت عمومی و جسمانی علی شریعتی بسیار وخیم گزارش شده و مسئولین زندان به درخواست‌های وی هیچ اهمیتی نشان نداده‌اند.

متن این نامه که در برای انتشار اختیار «سحام» قرار گرفته به شرح زیر است:

انالله و اناالیه راجعون
امروز که در پانزدهمین روز اعتصاب غذا و هفتمین روز اعتصاب غذای خشک خود به سر می‌برم مرگ را بسیار نزدیک می‌بینم هفت بار بیهوش شده و ایستاده سقوط کردم یک بار ایست تنفسی داشتم. اینها همه کافیست تا انسان عاقل بداند که مرگ نزدیک‌تر از همیشه است.
از تاریخ اموخته‌ام که آنچه می ماند نام نیک است و آنچه رفتنی‌ست ظلم ظالم. در زندگی آموخته‌ام آنچه ارزش جنگیدن تا پای جان را دارد شرف و آزادگی است. و انسانی که شرف ندارد پس چه دارد؟

زندگی به من آموخته است تحمل ظلم و ستم از سوی مظلوم کمتر از روا داشتن آن به دیگران نیست و هیچ ظلمی بالاتر از گرفتن آزادی نیست، تاریخ به من آموخته که تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید و همه را بلاخره دیر یا زود فرا خواهد گرفت، چه درخت چنار باشیم چه بر اریکه قدرت تکیه زده باشیم.

من از همت‌ها و زین الدین‌ها، از باکری‌ها و جهان آراها آموخته‌ام که زیستن را جز در سایه آزادی و آزادگی نشاید. پس از مادر و خواهرم خواهش میکنم که در سوگ من حد اعتدال را رعایت کرده و دشمن شاد نباشند، که این مرگ مرا گواراتر از شیر و شیرین‌تر از عسل است، به همسرم توصیه میکنم که شرافت خود را ارزان‌تر از جانت نفروش در زمانه‌ای که ظالمان شرافت را ارزان‌تر از همیشه کرده و دروغ و اختلاس‌ها و تهمت‌ها و بگم بگم ها را رواج داده‌اند. و در این وا نفسای زر و زور و تزویر جیب آنها از بیت المال و حق الناس سر سیری ندارد.
و فراموش کردن که حتی عمر نور نبی را داشته باشند بلاخره خواهند مرد، همان‌ها اینک به همدستی سیستم فاسد قضایی صدها صدا را در گلو خفه کرده و هر که سر مخالفت داشته باشد را فاسد، فتنه گر، عامل نفوذ و صهیونیستی … می نامند.

همان جابران و ظالمان، همان چپاولگران و حامیانشان، من را که عاشق ایران و ایرانی هستم مخل امنیت ملی دانسته و برایم ظالمانه ۱۳ سال حبس و ۵ سال حبس تعیین شده صادر کرده‌اند، در این زمانه‌ای که چپاولگران سنگ‌ها را بسته و سگ‌ها را باز کرده‌اند من شرافتم را در این بازار مکاره به قیمت کمتر از جانم نمی فروشم و سر تسلیم به این حبس و این ظلم فرو نخواهم آورد.

از کلیه دوستان و آشنایان و بستگان طلب حلالیت کرده و به سوی حضرت حق می روم.
علی شریعتی زندان اوین
۱۳۹۵/۸/۲۵

No responses yet

Nov 14 2016

وکیل تامین اجتماعی: شلاق خوردن مرتضوی به چه درد ما می‌خورد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: مجتبی نظری، وکیل سازمان تامین اجتماعی، می‌گوید از نظر این سازمان، سعید مرتضوی رئیس پیشین آن، مرتکب اختلاس شده، اما «متاسفانه دادگستری اقدامات مرتضوی را اختلاس نگرفت و به ماده قانونی دیگری که مربوط به تصرف غیرقانونی است، استناد کرد».

آقای نظری در گفت‌وگویی با خبرگزاری تسنیم که روز ۲۴ آبان منتشر شده، می‌گوید رئیس کل دادگستری گفته سازمان تامین اجتماعی باید دادخواستی برای جبران خسارت ارائه می‌کرد، تا سعید مرتضوی به «رد مال» محکوم شود.

اما به گفته آقای نظری «رد مال از وظایف قانونی قاضی است».

مصطفی ترک همدانی، وکیل‌ مدافعِ شماری از کارگران شاکی در پرونده تأمین اجتماعی، در ۱۲ آبان ماه از محکوم شدن سعید مرتضوی، مدیر عامل پیشین این سازمان، به ۷۰ و ۶۵ ضربه شلاق خبر داده بود. این احکام در ارتباط با اتهام «تصرف غیرقانونی و اهمال در انجام وظیفه» صادر شده‌اند.

در آن زمان آقای ترک همدانی گفته بود که قاضی می‌توانست «اختلاس» را نیز در «برداشت اموال سازمان تامین اجتماعی» به عنوان عمل مجرمانه تلقی کند؛ که در نهایت در احکام صادره خبری از آن نبود.

در گزارشی از سوی مجلس در آذرماه سال ۱۳۹۲، سعید مرتضوی، به تخلفات گسترده مالی متهم شده بود. در این گزارش به پول‌هایی اشاره می‌شود که از سازمان تامین اجتماعی خارج و به شماری از نمایندگان پرداخت شده‌است.

آقای مرتضوی می‌گوید این پول‌ها برای امور خیریه و کمک به «مستمندان و مستضعفان» پرداخت شده است. اما وکیل سازمان تامین اجتماعی می‌گوید نه امضایی، و نه سندی در این مورد وجود دارد و «یتیم‌های بدبخت وجه‌المصالحه قرار گرفته‌اند».

مجبتی نظری در عین حال گفته است مجلس اساسا به این خاطر دست به تحقیق و تفحص زده بود، چون اموال و پول‌های تامین اجتماعی، به واسطه سعید مرتضوی به دیگران داده شده بود: «مرتضوی به عنوان مدیرعامل باید این پول‌ها را در قبال کاری به دیگران می‌داد اما وقتی برای خوشایند دیگران این پول‌ها را داده، اختلاس می‌شود».

وکیل این سازمان دولتی می‌گوید، دادگستری اقدامات مرتضوی را به عنوان اختلاس تلقی نکرده و از قانونی استفاده کرده، که به تصرف غیرقانونی مربوط می‌شود. در نتیجه هدف او «برداشت کل مال» تلقی نشده‌است.

او در نهایت دوباره تاکید کرده‌است که از منظر سازمانی که وکالت آن را برعهده داد، اقدامات سعید مرتضوی در دوره مدیریتش، «اختلاس» است. او در ضمن پرسیده است شلاق خوردن مرتضوی به چه درد ما می‌خورد و افزوده تامین اجتماعی به دنبال پس گرفتن پول‌‌ها است؛ چه حکم مرتضوی کم شود، چه زیاد.

No responses yet

Nov 12 2016

علی مطهری: نباید مقابل انتقادهای درست حقوق بشری لجاجت کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: یک روز پس از تعیین خطوط قرمز در مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا، نایب رئیس مجلس دهم می‌گوید حکومتی که پایگاه مردمی دارد نباید از مباحث حقوق بشری نگرانی و ترس داشته باشد.

علی مطهری به تعیین خطوط قرمز در مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا واکنش نشان داد و گفت: «ممکن است اروپایی‌ها انتقادهایی نسبت به رعایت حقوق بشر در ایران داشته باشند که به اعتقاد من برخی از آنها درست است.»

این واکنش متوجه سخنان مجید تخت‌روانچی، سرپرست مذاکرات کارشناسی ایران و اروپاست که گفته است مذاکرات حقوق بشری طرفین نباید شامل مباحث قصاص و اعدام و کنار گذاشتن احکام اسلامی باشد.

نایب رئیس مجلس نیز همانند تخت‌روانچی، بخش مربوط به احکام اسلام را قابل بحث و “قابل فهم” برای اروپایی‌ها ندانسته است اما معتقد است که در امور مشترک و مستقل از یک ایدئولوژی خاص، می‌توان و باید با آنها مذاکره کرد.

خبرگزاری ایلنا، شنبه ۲۲آبان به نقل از مطهری نوشت: «ممکن است اروپایی‌ها انتقادهایی نسبت به رعایت حقوق بشر در ایران داشته باشند که به اعتقاد من برخی از آنها درست است.»

به نظر مطهری، لازم است مقامات ایرانی انتقادهای درست را قبول کنند و در قبال آنها لجاجت نشان ندهند.

«گفت‌وگوهای فنی نه سیاسی»

مجید تخت‌روانچی گفته است که جمهوری اسلامی خواهان گفت‌وگوهای حقوق بشری فنی و غیرسیاسی است: «در بحث تخصصی نباید یک طرف در موضع تدافعی قرار بگیرد و یک طرف در موضع تهاجمی.»

او تاکید کرده که در حوزه‌هایی مانند قصاص که دستور صریح قرآنی وجود دارد، دیپلمات‌ها نمی‌توانند از طریق روش‌های مختلف نظرات‌شان را نزدیک کنند.

مطهری با اشاره به عملکرد خوب اروپا در اجرای برجام، عنوان کرده که نباید از بازگشایی دفتر اتحادیه اروپا در ایران بیمی وجود داشته باشد. او می‌گوید حکومتی که پایگاه مردمی خوبی دارد نباید از وجود این دفترها نگران باشد.

بیشتر بخوانید: تخت‌روانچی: مذاکرات حقوق بشری شامل قصاص و اعدام نمی‌شود

موضوعاتی چون گفت‌وگو با ایران در باره آزادی بیان، حقوق شهروندی یا توقف مجازات اعدام نیز در بطن قطعنامه عادی سازی روابط اتحادیه اروپا با ایران قرار دارد که در ۲۵ اکتبر (۴ آبان) تصویب شد.

پس از این قطعنامه، پارلمان اروپا بیانیه‌ای صادر کرد که در آن بر ضرورت گام نهادن اتحادیه در مسیر احیای روابط با ایران بر بستر گفت‌وگوهای متقابل، همکاری انتقادی و سازنده تاکید می‌شد.

قطعنامه مورد نظر، علاوه بر تاکید بر گشایش باب همکاری و تعامل با ایران، یادآوری می‌کند که همکاری با این کشور باید کمکی در جهت رویکردهای سیاسی و اقتصادی مناسب‌تر و پایبندی به موازین حقوق بشری باشد.

مجید تخت‌روانچی، ۱۶ آبان گفته بود که دفتر اتحادیه در تهران تا چند ماه دیگر گشایش می‌یابد. اما یک روز بعد، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که هیچ تاریخی برای گشایش این دفتر تعیین نشده است. بهرام قاسمی گفت قطعنامه‌های پارلمان اروپا الزام‌آور نیستند اما فشار و بار روانی دارند.

اتحادیه اروپا بیش از ۱۴۰ دفتر نمایندگی در کشورهای مختلف جهان دارد. در سفر یک روزه فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران نیز موضوع افتتاح این دفتر مطرح بود.

افتتاح این دفتر، اساسا با مقاومت محافل تندرو همراه بوده است. محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه از جمله گشایش چنین مکانی را تاسیس “لانه فساد” خوانده است. لاریجانی، چند سال قبل نیز در توضیح نمونه‌های مورد انتقاد نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، احکامی چون قصاص را زیبا خواند.

طبق آمار سازمان ملل از ژانویه  تا سومین هفته ژوئیه ۲۰۱۶ ایران ۲۴۱ تا ۲۵۳ حکم اعدام را اجرا کرده است. به تازگی و در ۱۸ آبان، برای دومین مرتبه حکم قصاص چشم در این کشور انجام گرفت.

No responses yet

Nov 09 2016

اعتصاب غذای علی شریعتی در اعتراض به اجرای حکم پنج سال زندان برای شرکت در تجمع مسالمت آمیز علیه اسید پاشی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: مادر علی شریعتی، زندانی عقیدتی که در اعتراض به انتقالش به زندان برای سپری کردن ادامه حکم غیرعادلانه از روز دهم آبان ماه دست به اعتصاب غذا زده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت فرزندش «در اعتراض به بازگشت به زندان برای گذراندن حکمی که مصداق قانونی ندارد دست به اعتصاب غذا زده و گفته است تا زمانیکه از این حکم غیرعادلانه و غیرقانونی تبرئه نشود دست از اعتصاب خود برنمی دارد.»

علی شریعتی طبق حکم دادگاه تجدید نظر که در خرداد ماه ۱۳۹۵ ابلاغ گردید از چهار اتهام تبرئه شد اما اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی «از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهرماه ۱۳۹۳ علیه اسید پاشی در مقابل مجلس شورای اسلامی» عینا تایید و برای آن به پنج سال حبس محکوم شد. در اوایل شهریور ماه، درخواست اعاده دادرسی این حکم نیز در شعبه ۳۳ دادگاه قم رد و مجددا حکم تایید شد. آقای شریعتی در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۳ بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ به مرخصی آمد. او در روز ۱۰ آبان سالجاری( ۱۳۹۵) مجددا برای گذراندن حکمش به زندان اوین منتقل شد.

تجمع علیه «اسیدپاشی به زنان» که اکنون علی شریعتی به دلیل شرکت در آن به پنج سال زندان محکوم و زندانی شده، تجمعی بود در اعتراض به اسیدپاشی های سریالی علیه زنان در اصفهان که در فاصله شهریور تا ۲۴ مهرماه سال ۱۳۹۳ در اصفهان رخ داد. پس از انتشار خبر این اسیدپاشی های سریالی بر زنان، چندین تجمع مردمی در اصفهان، مشهد و تهران در اعتراض به این اسیدپاشی های برگزار شد که تجمع ۳۰ مهر ماه سال ۱۳۹۳ مقابل مجلس شورای اسلامی از جمله این تجمعات بود. مقام های قضایی و فرماندهان نیروی انتظامی و وزارت کشور با گذشت دو سال از آن اسیدپاشی ها اعلام می‌کنند که هنوز قادر به شناسایی عوامل این اقدام نیستند اما معترضان به آن از جمله علی شریعتی بازداشت و زندانی شده اند.

شایسته السادات شهیدی، مادر علی شریعتی، زندانی عقیدتی، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «روز ۲۶ اردبیهشت ۹۵ پدربزرگ علی فوت کرد. مسئولان یک روز پس از آن در تاریخ ۲۷ اردبیهشت به او مرخصی دادند که تا دهم آبان ماه نیز بیرون بود. او در این مدت درخواست اعاده دادرسی به حکمش را نیز داد که این درخواست متاسفانه رد شد. پسرم صبح روز دهم آبان ماه برای کار شخصی به شهرداری رفته بود که در آنجا بدون اطلاع قبلی بازداشت و روانه زندان اوین شد.»

خانم شهیدی در ادامه گفت: «ساعت سه عصر همان روز(دهم آبان ماه ۹۵) وقتی خبری از علی نشد با دفتر دادستانی تماس گرفتم و از منشی آقای حاجیلو، پرسیدم که آیا علی دستگیر شده است ایشان هم گفتند که علی دستگیر نشده است. اما ساعت هفت عصر علی تماس گرفت و گفت دستگیر شده و در بند هشت زندان اوین است. علی گفت از همان روز دست به اعتصاب غذا زده است و تا زمان تبرئه شدن از این حکم که مصداق قانونی ندارد دست از اعتصاب غذای خود بر نمی دارد.»

مادر علی شریعتی با اشاره به حمایت فرزندش از دولت حسن روحانی گفت: «فرزند من همیشه حامی این دولت بوده است. شرکت در تظاهرات علیه اسید پاشی بر روی زنان اقدامی غیرامنیتی نبود در واقع اعتراضی مدنی برای عدم امنیت در کشور بود. علی در دادگاه تجدید نظر از بقیه اتهاماتش تبرئه شد اما برای اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تظاهرات علیه اسید پاشی به پنج سال محکوم شد. متاسفانه اعاده دادرسی او هم رد شد و الان مجددا او را برای گذراندن حکمش به داخل زندان برده اند.»

شایسته السادات شهیدی با بیان اینکه «حال فرزندش پس از یک هفته اعتصاب غذا مناسب نیست»، به کمپین گفت: «مشخص است که وقتی کسی یک هفته فقط آب و چای بخورد حال جسمی خوبی ندارد. وقتی با من حرف می زند صدایش بی حال است اما واقعیت این است که به من چیزی نمی گوید که نگران نشوم اما شنیده ام که او را چند بار به بهداری زندان هم برده اند. من از این دولت که فرزندم حامیش بوده آزادیش را می خواهم. حکمی که برایش صادر و به خاطر آن زندانی شده غیرعادلانه است.»

علی شریعتی، ۲۹ ساله، فارغ التحصیل رشته معماری در مقطع کارشناسی، اولین بار در ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ در تجمعات خیابانی برای اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر و به مدت یکماه در سلول انفرادی زندان اوین بود. پس از آن با قرار وثیقه آزاد شد. او بعدتر در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. دادگاه تجدید نظر این حکم را به یکسال حبس کاهش داد و شلاق نیز بخشوده شد. علی شریعتی هشت ماه از دوران یکسال حبس خود را گذراند و آزاد شد.

آقای شریعتی مجددا ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۳ در زیر پل سیدخندان تهران بازداشت شد. او به همراه عده دیگری به مناسب عید مذهبی «نیمه شعبان» و برای رفع حصر سران جنبش سبز «نذری پخش می کردند که توسط نیروی انتظامی دستگیر شد و بعدتر پس از یک هفته بازجویی به او اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم شد اما با قرار وثیقه آزاد شد.

بار سوم در روز ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۳ در منزلش دستگیر شد. او طی دو جلسه دادگاه در تاریخ های ۳۰ خرداد و نهم شهریور ماه ۱۳۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهر ماه ۹۳ در اعتراض به اسیدپاشی ها، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری و داشتن ماهواره در منزل متهم و محاکمه شد. در تاریخ ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۴ طی حکمی که به او ابلاغ شد به دلیل این اتهامات به اشد مجازات یعنی به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد. دادگاه شعبه ۵۴ تجدید نظر او ۲۱ دی ماه ۱۳۹۴ برگزار شد. بر اساس رای این دادگاه که در خرداد ماه ۱۳۹۵ ابلاغ شد، علی شریعتی از سه اتهام «توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری و تبلیغ علیه نظام تبرئه» شد اما برای اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شد. اعاده دادرسی او نیز در شعبه ۳۳ دادگاه انقلاب قم در شهریور ماه ۱۳۹۵ رد شد.

او روز ۱۰ آبان ماه سالجاری(۹۵) بدون اطلاع قبلی و هنگامی که برای کار شخصی به شهرداری رفته بود در آنجا بدون اطلاع قبلی بازداشت و روانه زندان اوین شد و از همان روز اعتصاب غذای خود را در اعتراض به اجرای حکم پنج سال زندان که به آن اعتراض دارد، آغاز کرده است.

No responses yet

Nov 08 2016

بیش از صد مغازۀ بهائیان در ایران پلمب شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: “جامعۀ بین المللی بهائیان” با انتشار بیانیه ای خبر داد که بیش از صد مغازۀ بهائیان ایران در سراسر این کشور از جمله در شهرهای ساری، قائم شهر و بندرعباس توسط مقامات حکومت اسلامی ایران “پلمب” شده اند. علت این اقدام بسته بودن مغازه ها در دو روز تعطیل ایام بهایی یعنی ۱۱ و ۱۲ آبان ماه اعلام شده است.

“جامعۀ بین المللی بهائیان” در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران، آزار بهائیان و پلمب کردن بیش از صد فروشگاه آنان را در کشور یکی دیگر از مصادیق آپارتاید و تبعیض به ویژه تبعیض اقتصادی علیه بهائیان ایران دانست. از آغاز تأسیس حکومت اسلامی بهائیان ایران از حق کار کردن و دسترسی به مشاغل عمومی محروم شده اند و کودکان و فرزندان آنان حق آموزش و تحصیل در نظام آموزشی کشور ندارند.

نمایندۀ ارشد جامعۀ بین المللی بهائیان در سازمان ملل، خانم “بانی دوگال”، با اشاره به پلمب شدن بیش از صد فروشگاه بهائیان در ایران گفته است که همین نمونه کافی است تا نشان بدهد که تا کجا ادعاهای مقامات ایران مبنی بر فقدان تبعیض در این کشور پوچ و بی اساس است. خانم دوگال از جامعۀ جهانی خواسته است که بر حکومت اسلامی ایران فشار بیاورد تا به “اعمال غیرعادلانه و تبعیض آمیزش” علیه بهائیان این کشور خاتمه دهد.

بهائیان ایران، سرکوب شده ترین اقلیت دینی در این کشور هستند. برخی از روحانیان وابسته به حکومت اسلامی ایران علناً خواستار به قتل رساندن بهائیان می شوند.

حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران، در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات در تهران، از جمله گفت که جمهوری اسلامی ایران کشوری امن است، زیرا، حقوق اساسی اقلیت های دینی و قومی در این کشور محترم شمرده می شود.

No responses yet

Nov 08 2016

اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی: امامان جمعه به تصمیم‌های وزارت ارشاد احترام بگذارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

دیگربان: اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی از قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای حزب‌الله خواست به تصمیم‌های وزیر ارشاد احترام بگذارند.

آقای جهانگیری گفته «امضای وزارت ارشاد باید برای همه، برای قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای انقلاب محترم شمرده شود.»

وی افزوده «به آقایانی که فکر می‌کنند فراتر از قانون می‌توانند کاری کنند باید بگویم که خود آنان از این موضوع ضرر خواهند کرد.»

معاون اول روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از نهاد‌هایی سخن به میان آورده که بودجه فرهنگی زیادی از دولت ‌می‌گیرند٬ اما عملکرد آنها زیر سئوال است.

جهانگیری همچنین گفته «باید در بخش فرهنگ از رویکردهای سیاسی امنیتی به رویکرد علمی و فرهنگی بیشتر توجه کنیم و برخورد با مسائل فرهنگی باید به دور از افراط و تفریط باشد.»

No responses yet

Nov 07 2016

45 درصد مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دنیای اقتصاد: «خبرجنوب» نوشت: 45 درصد مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند.

غم در لایه لایه زندگی ایرانی ها خانه کرده؛ آن طور که اخیرا رئیس انجمن مددکاری ایران اعلام کرده، کشور ما پس از عراق غمگینترین کشور جهان به شمار میرود؛ از قرار معلوم، معیارهایی که با آنها میزان غمگین بودن کشورهای مختلف جهان محک زده شده، مواردی است همچون اختلالات روانی، از هم پاشیدگی خانواده و میزان سلامت روان.
اما آن طور که آمارها نشان میدهد، فارس هم جایگاه قابل توجهی در میان استان های غمگین ایران دارد؛ طوری که برای نمونه میزان ابتلا به اختلالات روان شناختی، استرس و فشارهایی از این دست در فارس از میانگین کشوری هم بالاتر است.
اینک باید پرسید، این وضع چه آینده ای را برای استان پیش بینی می کند؟
چرا ایرانیان غمگین هستند؟
«ایران در میان 185 کشور در رتبه 105 قرار گرفته و در جدول غمگینها از پایین جدول، رتبه دوم را دارد».
این سخن سیدحسن موسوی، رئیس انجمن مددکاری ایران است؛ او گفته که «بر پایه میانگین آمارهای نشاط اجتماعی که سازمانهای معتبر جهانی آن را ارایه کرده اند، ایران جزو کشورهای شاد نیست، ایرانیان پس از مردم عراق دومین مردم غمگین جهان به شمار میروند. برای نمونه، در حالی که برخی پژوهش ها از وجود 35 درصدی اختلالات روانی در تهران خبر میدهد، در مورد بعضی مناطق تهران وضعیت بسیار تکاندهنده است زیرا این میزان به حدود 80 میرسد که بسیار بحرانی توصیف میشود و نیاز به نشاط اجتماعی را خیلی جدیتر از گذشته مطرح میکند.
ضمن اینکه مردم نسبت به سرنوشت و وقایعی که برای دیگران پیش میآید بیتفاوت شدهاند و این یک نشانه از کاهش انسجام اجتماعی محسوب میشود». سخنان رئیس انجمن مددکاری ایران آشکارا زنگ هشدار را به صدا درآورده است؛ کاهش رضایت از زندگی و افزایش فشارهای روانی باعث شده ایرانیان کمتر از همیشه «شادکام» باشند.
اما این طور که برخی آمار نشان می دهد، در فارس میانگین ابتلا به برخی مشکلات روان شناختی نه تنها از تهران بلکه از میانگین کشوری هم بالاتر
است. آن طور که فریبا رضایی، معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به سرویس گزارش «خبرجنوب» میگوید، میانگین ابتلا به اختلالات روان شناختی در کشور چیزی در حدود 30 درصد است ولی در فارس میزان ابتلا به برخی اختلال های روان شناختی همچون استرس به بالای 45 درصد
میرسد: «پژوهشی که در سال 90 در کشور انجام شد، نشان میداد که چیزی در حدود 24 درصد از جمعیت 15 تا 65 ساله ما به اختلالات روان شناختی مبتلا هستند.
در پژوهشی که 10 سال پیش از این پژوهش انجام شده بود، این میزان 10 درصد کمتر بود پس در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت که امروز میزان ابتلا به اختلالات روانی در کشور به 30 درصد رسیده است. این یعنی تقریبا از هر 3 ایرانی، یکی با این اختلالات دست و پنجه نرم می کند».
به باور این روان شناس، 2 برابر این تعداد، افرادی هستند که در معرض خطر ابتلا به بیماریهای روان شناختی قرار دارند؛ در خط مقدم، خانوادههای آنان. چه اینکه پژوهشهای بسیاری ثابت کرده که افرادی که با بیماران زندگی میکنند، خود ممکن است پس از چندی نشانههای اختلالات را نشان دهند؛ اختلالاتی چون استرس، افسردگی و… . اما این میزان در فارس چه میزان است؟
آن طور که معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می گوید، برخی پژوهشها نشان داده که تا 45 درصد از مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند: «متاسفانه در فارس شرایط مطلوبی نداریم. در پژوهشی که در سال های 90 – 91 انجام دادیم مشخص شد که اختلالات استرس با 45 درصد شایع ترین اختلال روان شناختی در فارس به شمار میروند و البته این اختلالات بیشتر خانمها را درگیر کرده بود تا مردان را. این تفاوت جنسیتی هم میتواند نتیجه تفاوت های فیزیولوژیک یا جایگاه اجتماعی زنان در مقایسه با مردان باشد. چه اینکه پژوهش نشان داده که در خانمهای خانهدار، استرس شیوع بیشتری دارد».
این البته تنها استرس نیست که در فارس آمار قابل توجهی را نشان می دهد؛ از قرار معلوم شمار افرادی که در این استان به خودکشی دست میزنند هم کم نیست؛ و البته طبق یک هنجار جهانی، زنان بیشتر دست به خودکشی می زنند و مردان به خاطر انتخاب راههای خشونتبار، بیشتر از خودکشی میمیرند؛ حال آنکه هزار و یک راه نرفته وجود دارد و مراجعه فرد نیازمند به یک روان شناس می تواند به سادگی آنها را به زندگی برگرداند.
اما جز استرس، چه عواملی باعث می شود مردم ایران و فارس شادکام نباشند؟ رضایی پاسخ میدهد: «تفکر مثبت یکی از عوامل اثرگذار است که
نبود آن شادکامی را کاهش میدهد؛ همچنین نداشتن مدیریت خشم، نبود امید به زندگی بر این پدیده اثرگذاشته؛ البته منظور من از امید به زندگی، امیدواری است».
به باور این روان شناس، مشکلات اقتصادی و اجتماعی باعث شده ایرانیان کمتر نسبت به آینده امیدوار باشند و «مبهم بودن فردای ما» به این امیدوار نبودن دامن زده است.
او می گوید: «وقتی احساس کنیم مدیریت کنترل زندگی از دست ما خارج میشود و نمیتوانید برای زندگی، شغل و درآمدتان برنامه ریزی کنید ممکن است حس درماندگی به سراغتان بیاید؛ در روان شناسی به آن ناتوانی آموخته شده میگویند و همین باعث می شود فرد برای تغییر، انگیزه نداشته باشد. این عامل، در غمگینی نقش مهمی دارد».
ناامیدی نسبت به آینده
اینک باید پرسید «ناامیدی به آینده» چه مشکلاتی به بار میآورد؛ به باور بسیاری از کارشناسان نخستین پیامد این وضع میتواند از میان رفتن انسجام اجتماعی و به عنوان سرمایه اجتماعی مردم باشد؛ آن وقت مردم کمتر به همدیگر اعتماد می کنند و دنیا را جایی میبینند که با آنها سر ناسازگاری دارد. شاید حتی بتوان تمایل بسیار زیاد ایرانیان به مهاجرت به کشورهای دیگر را در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اینکه ایرانیان کمتر به همدیگر اعتماد میکنند و آسودگی خاطر را از زندگی در میان شهروندان کشورهای دیگر جست و جو می کنند.
در عین حال، در فارس و کشور میزان طلاق کم نیست؛ در كشور از هر 5 ازدواج در 5 سال اول زندگی یکي و در شیراز طی سالهای اخیر از هر 3 ازدواج یکی به جدایی انجامیده است. ضمنا، فارس پنجمین استان کشور از نظر خشونتهای خیابانی به شمار میرود و یکی از بالاترین نرخ های قتل را در کشور دارد. آیا همه این موارد می تواند نشان دهنده نبود شادکامی باشد؟
معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز میگوید: «یکی از نخستین پیامدهای نبود شادکامی، بروز خشم و آسیب های بیشتر اجتماعی است. نبود شادکامی، مواردی چون پرخاشگری، طلاق، مصرف مواد مخدر، بیکاری، حاشیه نشینی و… را پیش بینی میکند و پژوهشها در سراسر جهان نشان داده که با افزایش شادکامی، آسیبهای اجتماعی کاهش می یابد».
شاید باید شادکامی را هم جزو سرمایههای اجتماعی گذاشت؛ سرمایه ای که به نظر میرسد، مردم ما آن را در اختیار ندارند.

No responses yet

Nov 07 2016

درخواست ۱۷ نماینده از دادستان کل کشور درباره پرونده نرگس محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: هفده نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به دادستان کل کشور با تأکید بر استقال قوه قضائیه و پذیرش حکم نهایی دستگاه قضایی در عین حال خواستار ارائه توضیحاتی درباره پرونده نرگس محمدی شدند.

به گزارش ایسنا، در نامه ۱۷ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به حجت الاسلام والمسلمین منتظری آمده است:

«جناب حجت الاسلام آقای منتظری دامت برکاته دادستان محترم کل کشور با اهداء سلام و تهیت، در خصوص نامه تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به رئیس محترم قوه قضائیه و درخواست رسیدگی مجدد به پرونده خانم نرگس محمدی که به ۱۶ سال زندان محکوم شده است، فرموده‌اید: «این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پرونده‌هایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و نمایندگان باید قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند. اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمی‌کند دلیل بر این نیست که انسانهای خوبی هستند. اگر این حرکت‌ها از روی نادانی انجام شود، برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است.»

به عرض می‌رسانیم نمایندگان امضاکننده نامه مذکور با علم به پرونده خانم محمدی نامه را امضا کردند. مشکل اینجاست که گاهی یک انتقاد مصداق تبلیغ علیه نظام شمرده می‌شود یا یک حرکت اصلاحی جمعی مصداق مفهوم کشدار و قابل تفسیرهای گوناگون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» قلمداد می‌گردد و برای هر یک سالها زندان منظور می‌شود بدون آنکه میزان تاثیر و فراگیری اقدامات متهم و فلسفه مجازات که عبرت گرفتن مجرم و سایر افراد جامعه است در نظر گرفته شود، لذا معمولا احکام سختگیرانه قضایی خصوصا درباره فعالان اجتماعی سیاسی نتیجه معکوس می‌دهد.

به عبارت دیگر گاهی به الفاظ و کلمات مواد قانونی جمود ورزیده می‌شود بدون آنکه ابتدا ضرورت مجازات به خاطر موثر بودن اقدام متهم روشن باشد؛ به طوری که احساس می‌شود مجازات صادره بیشتر برای ترساندن سایر فعالان اجتماعی سیاسی است و البته معمولا این منظور تامین نمی‌شود و گاه منجر به جری شدن متهم و دیگران می‌شود.

به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث یعنی اتهامات خانم نرگس محمدی، آیا چند نفر در ایران از اقدامات ایشان مطلع شدند و تاثیر پذیرفتند و خطری برای نظام و امنیت ملی پدید آمد تا لازم باشد چنین حکم سنگینی یعنی ۱۶ سال زندان برای ایشان صادر شود؟ گرچه درستی یا نادرستی احکام قضایی را نمی‌توان صرفا به عهده داوری مردم گذاشت ولی قضاوت مردم و افکار عمومی درباره رعایت اصل تناسب جرم و مجازات می‌تواند به عنوان یکی از مقیاسها برای درستی یا نادرستی یک حکم قضایی به کار گرفته شود.

برای آزمایش، مستدعی است محتوای پرونده خانم محمدی را برای مردم توضیح دهید تا افکار عمومی قضاوت کند که آیا نظر جناب عالی مقرون به صحت است یا نظر نمایندگان امضاکننده آن نامه؟

به هر حال همچنان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی هستیم بدون آنکه همه اقدامات ایشان را درست بدانیم ولی این قدر می‌دانیم که این گونه اقدامات فردی هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که ریشه در ایمان اسلامی مردم ما دارد وارد نمی‌کند ضمن این که معتقدیم قوه قضائیه در قانون اساسی ما یک قوه مستقل است و در نهایت باید حکم او را پذیرفت ولو آنکه آن را عادلانه ندانیم. برای جناب‌عالی و همکاران محترم آرزوی توفیق بیشتر داریم.»

اسامی این نمایندگان به شرح ذیل است :

علیرضا رحیمی – ولی داداشی – محمدجواد فتحی – قاسم میرزایی نیکو – امیر خجسته – سیده فاطمه ذوالقدر – علی مطهری – محمود صادقی – غلامرضا حیدری – طیبه سیاوشی شاه عنایتی – فریده اولاد قباد – اردشیر نوریان – عبدالکریم حسین زاده – فاطمه سعیدی – بهرام پارسایی – محمدرضا تابش – غلامرضا تاجگردون

​انتهای پیام

No responses yet

Nov 04 2016

مرگ بی هیاهوی یک وبلاگ نویس شیرازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,جنبش سبز,سانسور,سیاسی

ایران وایر: هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.

«تیرداد کیانی درگذشت!» این خبری بود که نه در رسانه‌ها بلکه فقط در یکی دو گروه فیس‌بوکی و جمع دوستانش منتشر شد. تیرداد کیانی نام مستعاری است که «علیرضا (حامد) سالک‌نژاد» برای خود انتخاب کرده بود تا بتواند بدون ترس، از اعتقاداتش حرف بزند. او وبلاگ‌نویس و شهروندخبرنگار شیرازی بود که این اواخر نسبت به «دین» و حکومت دینی دچار تشکیک شده بود و همین مساله و اظهارنظرهایش در این مورد در فضای مجازی هم کار او را به دستگیری و زندان کشاند.

سال 90 در جریان دستگیری‌های پس از انتخابات 88، نیروهای امنیتی به خانه علیرضا سالک نژاد در شیراز هجوم بردند و او و وسایل شخصی‌ وی را با خودشان بردند. بخشی از استنادات آن ها، فعالیت فیس بوکی علیرضا و حضورش در دنیای مجازی بود.

او را حدود سه ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز حبس کردند. سالک نژاد از همان‌جا به دادگاه رفت و به اتهام های «تبانی علیه نظام» و «توهین به مقدسات»، به هشت سال زندان محکوم و در نهایت با تایید حکمش در دیوان عالی کشور، به زندان «عادل‌آباد» شیراز منتقل شد.

هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.
«م. الف»، یکی از دوستان تیرداد به «ایران‎وایر» می گوید او بارها برایش تعریف کرده بود که در زیرزمین بازداشتگاه اطلاعات نمایش اعدام را برایش اجرا کرده اند روی چهارپایه و طناب دار.

زمانی‌ که تیرداد در بازداشت بود، همانند بسیاری از زندانیان ساکن زندان شیراز، به علت عوارض دوران بازجویی و بدی آب زندان، دچار مشکلات کلیه و از جمله سنگ ‌کلیه شد. اما با وجود دردی که از آن سنگ‌ها می‌کشید، بازجو اجازه رفتن به بیمارستان و درمان را به او نمی داد. این عوارض حتی بعد از آزادی هم وی را رها نکردند. دوستان علیرضا می گویند مشکلات روحی و جسمی، حتی پس از رهایی او بیش تر هم شده بود.

او در خانواده‌ای مذهبی متولد و با تعلیمات دینی و آموزه‌های قرآن بزرگ شده بود اما با وجود همه آموخته های قدیمی، در جریان مطالعه و تحقیق‌هایش، از دین اسلام گریزان شد. در یکی از پست‌های فیس‌بوک خود در این‌باره نوشته بود: «یک زمانی مذهبی بودم و با مذهبی‌ها می‌گشتم و طرفداریشان را می‌کردم. مهم این است که امروز حقیقت را می‌دانم و به خاطرش هر کاری می‌کنم.»

و جای دیگر باز هم در صفحه فیس بوک خود نوشت: «این دین ساده من است؛ نیازی به مرجع تقلید ندارد، نیازی به فلسفه‌های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی.»

بازجویی‌های علیرضا بنا به آن چه به دوستانش گفته، بیش تر همراه با شکنجه‌های روحی بوده ولی شکنجه جسمی هم زیاد شده است:«البته هیچ‌وقت دوست نداشت در این‌باره حرف بزند.»

همین شکنجه‌ها باعث بیماری‌هایی مثل فشارخون، ناراحتی قلبی و کلیه و در نهایت، عفونت کلیه در او شد.

به گفته یکی از نزدیکانش، علیرضا بعد از رهایی سعی نکرد به صورت جدی بیماری‌هایش را درمان کند و پس از مدت‌ها تحمل عوارض دردناک، در نهایت روز شنبه 27 شهریور با تب شدید به بیمارستان مراجعه کرد. دو روز طول کشید تا پزشکان متوجه شدند عفونت کلیه‌ها در خون او پخش شده است. چهار روز بعد برای درمان در بیمارستان «نمازی» بستری می شود. در بیمارستان کشت خون می گیرند. جواب آزمایش باید پنج روز بعد دریافت می شد ولی قبل از دریافت جواب، پنج شنبه، یکم مهرماه او درگذشت.

«محمد.الف»، از دوستان علیرضا می گوید: «پیش از این اتفاق تلخ، تیرداد با ما در مورد مشکلاتش صحبت کرده بود و قصد داشت اطلاعات و تجربیاتش در مورد آسیب‌های زندانیان سیاسی را با جزییات بنویسد و منتشر کند.»

او به نقل از علیرضا می گوید: «در بازداشتگاه اداره اطلاعات شخصیت آدم را خیلی خرد می‌کنند. اعتماد به‌نفس من خوب است، همیشه هم خوب بوده ولی به خاطر آن یأس مفرطی که دارم، این هم کم‌رنگ شده است. روبه‌رو شدن با آدم‌هایی که در این جریان دخیل بودند، حالم را بد می‌کند. یا وقتی گوشی‌ام با شماره ناشناس زنگ می‌خورد، می‌گویم حتما بازجویم دارد زنگ می‌زند. هنوز بعد از این همه مدت، تپش قلب می‌گیرم.»

او در پایان گفت و گو، یکی از آخرین نوشته علیرضا را برای ما می فرستد: «هرکس که گذشت، نیشگونی از سرزمین ما گرفت. قاجار دوبرابر آن چه که امروز این کشور وسعت دارد را بذل و بخشش کرد و نهایتاً سال 57 شمسی به دام وعده‌های اسلام گریان و چپ‌ها افتادیم و تا امروز داریم فلاکت و فقر و بدبختی و بی‌آبرویی را در جهان تحمل می‌کنیم؛ به خاطر انقلابی که پدران‌مان کردند و ما در آن هیچ نقشی نداشتیم. امروز هم 6 میلیون بی کار تحصیل‌کرده داریم و صدها زندانی سیاسی و آمار 18 طلاق در ساعت و 20 هزار کشته جاده‌ای در سال و خلاصه که مهدی بیا مهدی بیا! من هم معلوم نیست زنده باشم ولی ای کسانی که 5 سال بعد این‌ها را می‌خوانید، بدانید که این بدترین برهه تاریخ معاصر ایران نیست. ما از این بدترها را هم دیده‌ایم و به روی خودمان نیاوردیم!»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .