اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Aug 19 2020

بهرام بیضایی: سینما، بهمن مفید را حرام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: بهمن مفید، بازیگر سرشناسی که روز ۲۶ مرداد در ۷۸ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان ریه درگذشت

“بهمن مفید چهل سال مجوز بازی نگرفت، دوساعته مجوز دفن گرفت”. این جمله‌ای بود که بعد از برگزاری مراسم تدفین بهمن مفید، در شبکه‌های اجتماعی تکرار شد.

آقای مفید ، بازیگر سرشناسی که روز ۲۶ مرداد در ۷۸ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان ریه درگذشت، بعد از انقلاب در ایران اجازه فعالیت در سینما و تئاتر پیدا نکرد.

از آن روز تا امروز شبکه‌های اجتماعی پر شده از گلایه کاربرانی که به ممنوع‌الفعالیت بودن بعضی هنرمندان و سانسور حاکم بر فضای فرهنگی و هنری به شدت اعتراض دارند.

سینماگران و هنرمندان در ایران به سانسور و محدودیتهای موجود معترضند؛ چه آنها که مشغول کارند و آثارشان با جرح و تعدیل روی صحنه می‌رود یا اکران می‌شود، چه آنها که تیغ سانسور و شرایط نابسامان، اساسا خانه‌نشین‌شان کرده یا وادار به مهاجرت شده‌اند.

به دلیل دامنه گسترده این محدودیت‌ها و برخی اشتراکات این‌چنینی، درباره سکوت اجباری آقای مفید زیاد نوشته شد. درباره برخی آثار ماندگار اوهم هر صفحه‌ای را باز کردیم دیدیم و خواندیم. دیالوگ معروف او را در فیلم “قیصر” بارها مرور کردیم. از نقشش در “شهرقصه” به کارگردانی برادرش بیژن مفید بارها یاد شد. درباره فیلم “سرود تولد” ساخته علی قوی‌تن هم بارها نوشتند؛ نوشتند که تنها کار بعد از انقلاب آقای مفید بود که در نهایت از آن هم حذف شد. حتی نوشته شد که قرار بوده بهمن مفید در فیلم “لامینور”، فیلم آخر داریوش مهرجویی در کنار علی نصیریان ایفای نقش کند اما تلاش در این زمینه هم ناکام ماند و این همکاری هم ممکن نشد.


بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان

بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان صاحب‌نام، یکی از کسانیست که در ایجاد دگرگونی در سینما و تئاتر ایران سهم بزرگی داشته است. به غیر از “غریبه و مه” و “کلاغ” که ازجمله فیلم‌های موج نوی سینمای ایران شناخته می‌شوند، او “باشو، غریبه کوچک” که بارها برترین فیلم سینمای ایران خوانده شده و “سگ‌کشی” که پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۸۰ بود را در کارنامه خود دارد. نمایشنامه‌های آقای بیضایی همواره تحسین می‌شوند و از او به طور معمول در کنار افرادی چون ناصر تقوایی ،علی حاتمی و داریوش مهرجویی به عنوان آدم‌های سرنوشت‌ساز سینمای ایران یاد می‌شود.

بهرام بیضایی حالا سالهاست که ایران را ترک کرده اما از زاویه‌ای متفاوت با آنها که این روزها درباره آقای مفید نوشتند و نقش فوق‌العاده‌اش را در “قیصر” تحسین کردند و آن را بهترین کار او دانستند، می‌گوید “بهترین بازی بهمن مفید در هیچ فیلمی ثبت نشده است.”

آقای بیضایی ضمن انتقاد از افرادی که او را ممنوع‌الفعالیت کردند برای بی‌بی‌سی فارسی نوشت:

بهترین بازی‌های بهمن مفید در هیچ فیلمی ثبت نشده. بهترین بازی‌های او در مجلس‌های خودمانی دوستان بود که به سادگی و خودجوش سر می‌گرفت، بی کوششی گزاف و به روانیِ آب! تکی و در بهترین اجرای ممکن؛ یکّه‌ تاز در چندین نقشِ خودساخته‌ی بسیار متفاوت. تکّه‌هایی که هنوز این به پایان نیامده، بعدی پشت سرش می‌آمد، پرشور و شیرین!

ذوقِ نمایش را میراث از پدر داشت. غلامحسین خان مفید در هزاره‌‌ی فردوسی ۱۳۱۳ روبروی عبدالحسین نوشین که رستم بازی می‌کرد نقش بیژن داشت. همان سال صاحب اولین فرزند شد که به شگونِ نمایش نامش را بیژن گذاشتند. بهمن چند سالی پس از اوست و بخشی از ذوق‌ورزی نمایش‌های خانگی قرن پیش که خیلی‌ها از آن بی‌خبریم از پدر به بیژن و بخشی به بهمن رسید. یکی از این یکّه‌گویی‌های خود ساخته‌اش بود که دیده شد و در فیلم نامداری ثبت شد و بهمن گُل کرد – اما وعده‌یی را که سینما با آن تکّه به تماشاگرانش برای آینده داد هرگز به عمل در‌نیامد و پانگرفت.

سینما حرامش کرد و مهملات خودش را از زبان او گفت و هنر درجازدن را در بهای دستمزدی کم و بیش به او آموخت. افسوس بر آن استعداد در نقش صحنه‌یی داروغه‌ی سلطانْ مار! و مبادند آن ستایندگان دیروزش که چهار دهه ضمن عرض ارادت و خاکساری نگذاشتند هرگز بر صحنه یا سینما دیده شود!

No responses yet

Aug 19 2020

بهداد اسفهبد: وثیقه یک میلیاردی گرفتند و گفتند برایمان جاسوسی کن

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: دبیرستان را تمام نکرده است که  دو مدال طلا و نقره  المپیاد جهانی کامپیوتر را در دو سال متوالی بر گردن می‌اندازد. لیسانس کامپیوتر را در عرض سه سال از «دانشگاه شریف» می‌گیرد و فوق لیسانس را در «دانشگاه تورنتو» می‌خواند. در کنارش برنامه‌نویسی می‌کند، چند سالی در شرکت «رد هت» کار می‌کند، بعد به «گوگل» می‌رود و فوریه ۲۰۱۹ کارمند «فیس‌بوک» می‌شود. این‌ها بخشی از زندگی «بهداد اسفهبد» است، اما ما برای هیچ‌کدام از این موفقیت‌ها سراغ او نرفته‌ایم. او روز گذشته در یادداشتی به زبان انگلیسی از وضعیت ناگواری نوشت که در ۵ ماه گذشته زندگی‌اش را زیر و رو کرده است؛ از سفر به ایران برای دیدار با خانواده‌اش در تعطیلات سال نوی میلادی تا دستگیری توسط سازمان اطلاعات سپاه و و درخواست جاسوسی برای جمهوری اسلامی در قبال آزادی‌.

روز گذشته یک احضاریه به منزل خواهر بهداد فرستاده شده و به او ۵ روز فرصت داده شده است که خودش را برای اخذ آخرین بازپرسی به دادسرای اوین معرفی کند.

بهداد اسفهبد در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» به شرح آن‌چه در این چند ماه بر او گذشته پرداخته است.

***

بهداد اسفهبد متولد ۱۳۶۱ است و آن‌قدر در رشته تحصیلی و در زمینه کاری موفق بوده است که به راحتی می‌توان عبارت «نخبه» را کنار اسمش به کار برد. او نویسنده برنامه‌هایی مثل «حرف‌باز» است که به صورت گسترده در «گوگل کروم» و یا «فایرفاکس» به کار می‌روند. با مهم‌ترین شرکت‌های کامپیوتری دنیا مثل گوگل و فیس‌بوک کار کرده است، اما حالا پنج ماهی است که دست و دلش به کار نمی‌رود. استعفا داده است و می‌گوید: «کار نمی‌کنم. دست و دلم به کار نمی‌رفت. مدام اتفاقاتی که برایم افتاده بود در ذهنم فلش‌بک می‌زد و خلاصه نمی‌توانستم کارهایم را تمام کنم.»

بهداد ژانویه امسال برای دو هفته به ایران می‌رود، اما یک هفته از مدت اقامتش را در «زندان اوین» می‌گذراند: « یک هفته انفرادی بودم و با چشم‌بند زندگی کردم. حتی در هواخوری هم باید چشم‌بند می‌زدم. فکر کنم “بند یک الف” بودم که مال سپاه است.»

اسفهبد هفدهم دی ماه به ایران می‌رسد: «فردای روزی که به ایران رسیدم سپاه به پایگاه استقرار آمریکایی‌ها در عراق حمله کرد و هواپیمای مسافربری اوکراینی را ساقط کرد.» اشاره بهداد به حمله ایران به «پایگاه عین‌الاسد» در عراق است که به تلافی کشته شدن «قاسم سلیمانی»، فرمانده سپاه قدس، در عراق انجام شد. چند ساعت پس از این عملیات، پدافند سپاه هواپیمای مسافربری اوکراینی را با شلیک موشک ساقط کرد که منجر به کشته شدن تمامی سرنشینان هواپیما شد.

بهداد برای دیدن خانواده و شرکت در مراسم چهلم پدربزرگش راهی ساری می‌شود و در اینستاگرامش یک استوری می‌گذارد. این‌طور که بعدا در بازجویی‌ها متوجه می‌شود، از همان استوری متوجه حضورش در ایران می‌شوند. ۲۵ دی ماه او دستگیر می‌شود: «با دوستم قرار داشتم. یک دفعه دیدم من را با ادامه فامیلی‌ام که برایم ناآشنا است صدا می‌کنند. می‌گفتند آقای “میرحسین‌زاده”. برگشتم دیدم چهار مامور لباس شخصی هستند. حکم نشانم دادند. آرم قوه قضاییه و اسم اطلاعات سپاه را که دیدم، آینده خودم را جلوی چشمم تصور کردم؛ این که دیگر از جایی که می‌روم بیرون نمی‌آیم.»

او از همان‌جا به زندان اوین منتقل می‌شود و هفت روز بعدی را در سلول انفرادی می‌گذراند: «من با بسیاری از آدم‌هایی آشنا بودم که بعد از جنبش سبز در خارج از ایران کار رسانه‌ای را شروع کردند. با بسیاری از آن‌ها عکس‌هایی داشتم که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بودم. من در زمینه تخصصی خودم کار می‌کردم و به رسانه‌های‌ آن‌ها کاری نداشتم، اما با این آدم‌ها دوست بودم. رفیق بودم، بیرون می‌رفتیم، شام می‌خوردیم، اگر در زمینه کامپیوتر مشکلی داشتند سوال می‌کردند و من جواب می‌دادم.»

به گفته بهداد اسفهبد بیشتر حساسیت بازجویان سپاه روی ایرانی‌هایی است که در زمینه فیلتر به طور خاص کار می‌کنند: «فکر می‌کنم بعد از قطع شدن اینترنت در اعتراضات پاییز پارسال، تمرکزشان را روی این موضوع گذاشته‌اند. فکر می‌کردند که حتما من هم همکاری پیچیده‌ای با آن‌ها دارم.»

بازجویان با وعده این که اگر محرز شود تو علیه جمهوری اسلامی کار نمی‌کنی و با افراد معاند همکار نیستی، آزاد می‌شوی و همچنین با تهدید این که اگر همکاری نکنی روی دیگر سکه را خواهی دید، پسورد ایمیل و رمز ورود شبکه‌های اجتماعی بهداد را می‌گیرند: «من با شناختی که از اطلاعات سپاه داشتم، می‌دانستم همکاری نکردن گزینه‌ای نیست که من توانایی اجرای آن را داشته باشم. بنابراین داوطلبانه همه پسوردها را در اختیارشان قرار دادم.»

تمام پیام‌های خصوصی او چک می‌شود: «تمام ایمیل‌ها و اکانت‌ها در طول ۱۵سال و دایرکت‌ها را. همه را بالا پایین می‌کردند. مثلا اگر من با یک اکتیویست یا یک روزنامه‌نگار دوست بودم، می‌گفتند بنویس فلانی کیست؟ چه‌طور با تو آشنا شده؟ کجا کار می‌کند؟» بازجویان خود را آدم‌های دل‌سوزی معرفی می‌کردند که دوست دارند به بهداد کمک کنند که سریع‌تر آزاد شود و به پروازش برسد: «می‌گفتند ۳۰۰ گیگ دیتا از تو داریم و فقط دو روز دانلود کردنش طول کشیده است. ما باید دو ماه روی این کار کنیم اما می‌خواهیم چند روزه کارت تمام شود که از پرواز عقب نمانی.»

بهداد حدس می‌زند که آن‌ها در بحبوحه اعلام خبر شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری دوست نداشتند خبر بازداشت یک شهروند کانادایی هم علنی شود: «نمی‌توانستند تک تک ایمیل‌ها و دایرکت‌ها را بخوانند، بنابراین اسامی افراد و رسانه‌های مختلف را روی ایمیل من سرچ می‌کردند تا ببینند به چیزی می‌رسند یا نه.» او در اتاقی بازجویی می‌شده است که یک میز رو به دیوار داشته که خودش پشت آن می‌نشسته و یک دستگاه کامپیوتر و پرینتر روی آن بوده است: «معمولا سه بازجو بودند. دو تا از آن‌ها مشغول سرچ در اطلاعات من بودند و یکی از آن‌ها سوال می‌پرسید و برگه‌هایی را برای نوشتن توضیحات می‌داد.» آن‌ها چیزی بیشتر از رابطه دوستانه میان او و افراد مدنظرشان نمی‌یابند: «انقدر چیزی در دیتاها پیدا نکردند که در گوگل شروع به سرچ کردند و بعد کاغذی را جلوی من گذاشتند که در آن “رادیو زمانه” از یک لیست چند ده‌ نفری تشکر کرده بود و اسم من هم بود. گفتند اگر تو با رسانه‌ها همکاری نمی‌کنی، اسمت این جا چه می‌کند؟ من توضیح دادم که من کلا روی برنامه‌های خط و ویرایش زبان فارسی کار می‌کنم و رادیو زمانه از برنامه ادیتور فارسی من استفاده کرده و از من تشکر کرده است. یا نامه‌ای را نشانم دادند که سال ۲۰۰۵ همراه هزار و خرده‌ای نفر دیگر امضا کرده‌بودیم برای آزادی “اکبر گنجی”. می‌گفتند این چیست؟»

روز آخر پیشنهاد همکاری را مطرح می‌کنند: «یکی از بازجوها گفت تو الآن دیگر کاری نمی‌کنی، اما به هر حال قبلا یک کارهایی کردی. الآن باید بری دادگاه قاضی روی پرونده‌ات حکم بدهد. ممکن است دو ماه حکم بدهد، اما ممکن است دو سال یا ده سال حکم بدهد. بعد پیشنهاد همکاری داد. یعنی گفت من صحبت کردم، دوستت دارم می‌خواهم کمک کنم. ممنوع‌الخروجی‌ات را بر می‌داریم و پرونده‌ات را نگه می‌داریم هر چه‌قدر لازم باشد و تو هم هر وقت بخواهی می‌توانی بروی و بیایی. فقط همین روابطت را که با این افراد داری نگه‌ دار. به همین روابط که با این‌ها گفت‌وگو می‌کنی یا می‌روی شام می‌خوری و عرق می‌خوری و… را نگه دار و به ما اطلاعات بده، کی کجاست. کی چی گفت، چی کار کرد و…»

همان‌وقت بهداد با خودش فکر می‌کند که دو راه بیشتر ندارد: «من همان‌وقت با خودم فکر کردم که یک راه این است که باید بمانم و بروم دادگاه و یک حکم ده، پانزده ساله به دلایل واهی بگیرم یا این که از مملکت خارج شوم که بتوانم داستانم را بگویم و این قضیه را علنی کنم.»

بهداد قول همکاری می‌دهد، ولی برای محکم‌کاری یک وثیقه یک میلیاردی برای او در نظر می‌گیرند: «گفتند سندی چیزی در ایران داری. من یک آپارتمان دوخوابه در تهران دارم که خواهرم همراه خانواده‌اش آن‌جا سکونت دارد. گفتم بله. وثیقه یک میلیاردی نوشتند و ارزیاب فرستادند که قیمت خانه را تخمین بزند. کارشناس خانه را بیشتر از دو میلیارد قیمت زد، اما الآن سند کل خانه گرو است.»

او پنجم بهمن ۱۳۹۸ از ایران خارج می‌شود: «یک ماه در لیسبون ماندم، چون حالم خوب نبود. می‌ترسیدم وارد آمریکا شوم و در مرز مورد سوال و جواب قرار بگیرم.» با این حال وقتی وارد آمریکا می‌شود، در مقابل پرسش مامور فرودگاه که کجا اقامت داشتی، شرح ماوقع را می‌گوید: «خانواده‌ام به پارتنرم اطلاع داده بودند و او مدیرم در فیس‌بوک را در جریان گذاشته بود و دولت کانادا هم از موضوع باخبر بود. در فرودگاه هم موضوع را که گفتم متخصصان IRGC سراغم آمدند و دو سه ساعتی صحبت کردیم و بعد مشخصات تماسم را گرفتند و گفتند به خانه‌ات خوش ‌آمدی.»

چرا پس از رسیدن موضوع را علنی نکردید؟ او در پاسخ به این سوال می‌گوید: «من سعی کردم آن‌جا بازی کنم و به دروغ قول همکاری بدهم، اما من می‌دانستم در خارج از ایران اگر هر گونه پاسخی به آن‌ها بدهم، جاسوس حساب می‌شوم. برای همین مطمئن بودم که جواب آن‌ها را نمی‌دهم، اما با خودم فکر می‌کردم و سوال می‌کردم آیا من هم مثل کسانی که در موقعیت مشابه من قرار می‌گیرند و سکوت می‌کنند، سکوت کنم یا موضوع را علنی کنم. اما این تصمیم را گذاشته بودم وقتی که آن‌ها تماس گرفتند بگیرم. پنج ماه بعد؛ یعنی از ۱۵ ژوئن تماس‌ها شروع شد، من تماس‌ها را بی‌جواب گذاشتم.» سه هفته پیش اما، آن‌ها با خواهرش تماس می‌گیرند: «گفته بودند به بهداد بگو با ما تماس بگیرد. بعد دوباره زنگ زده بودند و گفته بودند کی تماس می‌گیرد. خواهرم گفته بود من پیام شما را رسانده‌ام، اما او هر کاری خودش بخواهد انجام می‌دهد.» حالا روز گذشته احضاریه اخذ آخرین بازپرسی بهداد اسفهبد به منزل خواهرش رسیده است: «من در این مدت جراتم را جمع‌آوری کرده بودم که این موضوع را علنی کنم. زمانی که خواهرم خبر داد احضاریه داده‌اند، من نشستم و داستانم را نوشتم.»

این اولین بار نیست که دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی از زندانیان دو ملیتی یا مقیم کشورهای دیگر درخواست همکاری و جاسوسی  می‌کند. «ارس امیری»، دانشجوی مدیریت هنری «دانشگاه کینگستون» و کارمند «شورای فرهنگی بریتانیا»، که به ده سال زندان محکوم شده است، تیر ماه سال گذشته در نامه ای به رییس قوه قضاییه خبر داد که پیش از دستگیری در «هتل استقلال تهران» بازجویی  شده و از وزارت اطلاعات پیشنهاد همکاری دریافت کرده است. «احمدرضا جلالی»، پزشک و پژوهشگر مدیریت بحران و مقیم سوئد، که به اعدام محکوم شده است، نیز پیش از بازداشت در یکی از سفرهایش به ایران پیشنهاد همکاری گرفته بود. او در نامه‌ای که پس از پخش فیلم اعترافات اجباری‌اش از تلویزیون جمهوری اسلامی نوشت، این موضوع را اطلاع داد:«طی سفرم به ایران در سال ۲۰۱۴، دو نفر از یک مرکز نظامی و وزارت اطلاعات با من ملاقات کردند. آن‌ها از من خواستند تا برای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها (جاسوسی کردن) در کشورهای اروپایی با آن‌ها همکاری کنم؛ از جمله در زمینه‌های مبارزه با تروریسم و رویارویی با حملات رادیواکتیو، شیمیایی، بیولوژیکی و برنامه‌های عملیاتی حساس مربوط به تروریسم و حوادث. جواب من منفی بود و به آن‌ها گفتم که من فقط یک دانشمند هستم و نه جاسوس…»

همسر «نازنین زاغری» نیز در گفت‌وگو با ایران‌وایر اعلام کرد که به همسرش نیز پیشنهاد جاسوسی داده شده است. «ریچارد راتکلیف» گفته است: «بازجویان هشتم دی‌ ماه ۱۳۹۷ به دیدار زاغری در زندان رفته‌ و به او گفته‌اند برای او بهتر است به خاطر امنیت خودش و خانواده‌اش تن به همکاری بدهد. بازجویان به نازنین زاغری گفته‌اند برایش درخواست عفو و آزادی می‌شود، مشروط به این‌که بپذیرد برای آن‌ها درباره “وزارت توسعه‌ بین‌الملل انگلستان” جاسوسی کند.»

بهداد اسفهبد از سرگذشت همه این آدم‌ها اطلاع داشته است، اما فکر می‌کرده تخصص‌اش در حیطه‌ای نیست که آن‌ها احتیاج داشته باشند و در نتیجه کاری به او ندارند: «من همیشه فکر می‌کردم اگر من را بگیرند، با یک هفته توضیح متوجه می‌شوند من هیچ ارتباطی ندارم. تا این‌جا را درست حدس زده بودم، اما این را که بخواهند پیشنهاد جاسوسی به این شکل را بدهند، فکر نکرده بودم و واقعا برایم قابل حدس نبود.»

بهداد حالا نگران خودش نیست و تنها نگرانی‌اش خانواده‌اش در ایران هستند: «من نگران خودم نیستم، اما نمی‌دانم حرکت بعدی این‌ها چیست، کی در خانه خواهرم را خواهند زند. ولی می‌دانم کاری که کردم بهترین تصمیم بوده و در این شک ندارم. من در این مدت نتوانستم کار کنم احساس می‌کردم تا زمانی که ظلمی را که به من شده است بازگو و علنی نکنم، نمی‌توانم به زندگی عادی برگردم.»

No responses yet

Aug 18 2020

ناگفته‌های بهداد اسفهبد، کارمند فیسبوک، از بازداشت در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بهداد اسفهبد، برنامه‌نویس نخبه ایرانی و کارمند سابق شرکت‌های گوگل و فیسبوک، روز دوشنبه ۲۷ مرداد، با انتشار یادداشتی به زبان انگلیسی از بازداشت هفت ماه پیش خود در ایران توسط سازمان اطلاعات سپاه و فشار این نهاد امنیتی برای وادار کردن او به جاسوسی پرده برداشت.

بهداد اسفهبد که ۳۷ ساله است و ملیت کانادایی نیز دارد، از دانش‌آموختگان دانشگاه شریف در تهران و دانشگاه تورنتو در کاناداست که در چند سال اخیر در گوگل و سپس فیسبوک مشغول کار بوده، اما در پی بازداشت و بازجویی هفت‌روزه، به‌دلیل شرایط روحی، از کار کناره گرفته است.

آقای اسفهبد در گفت‌وگوی اختصاصی با رادیو فردا، جزئیات بازداشت و بازجویی خود را به‌طور مفصل شرح داده و می‌گوید تهدید شده که اگر همکاری نکند، می‌توانند به‌عنوان جاسوس آمریکا در ماجرای ساقط شدن هواپیمای اوکراینی برایش پرونده بسازند.

تازه‌ترین تحول در ماجرای آقای اسفهبد که به‌گفته خودش باعث شده است سکوت چندین‌ماهه‌اش را بشکند و به افشاگری در این زمینه بپردازد، رسیدن احضاریه‌ای قضایی به نشانی محل زندگی خانواده‌اش در ایران است که به او پنج روز فرصت داده شده تا خود را به دادسرای اوین معرفی کند.

بهداد اسفهبد در این مصاحبه جزئیات بازجویی‌های طولانی با تمرکز بر موضوع ارتباط با گروه‌هایی را شرح می‌دهد که خارج از ایران در زمینه فیلترشکن و دسترسی آزاد ایرانیان به اینترنت فعالیت می‌کنند و می‌گوید اطلاعات سپاه با دانلود حدود ۳۰۰ گیگابایت اطلاعات شخصی من و بررسی آن‌ها متوجه شدند که من هیچ همکاری‌ای با این گروه‌ها ندارم.

به‌گفته آقای اسفهبد، آن‌ها در عین حال هراس داشتند از این‌که لپ‌تاپ کاری من را روشن کنند و تصورشان این بود که با روشن کردن آن، شرکت فیسبوک قادر خواهد بود صدای آن‌ها را بشنود.

بازداشت آقای اسفهبد در میان دو واقعه کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق توسط آمریکا و ساقط شدن هواپیمای اوکراینی در ایران توسط سپاه رخ داد.

او می‌گوید چند روز پس از فاش شدن سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران بود که برایشان محرز شد در زمینه فیلترشکن هیچ فعالیتی ندارم. پس از آن بود که ظاهراً نمی‌‌خواستند خبر بازداشت یک کانادایی دیگر در آن شرایط برایشان هزینه‌ساز شود.

آقای اسفهبد بعد از آن تحت فشار قرار می‌گیرد تا به قیمت آزادی خود، برای سازمان اطلاعات سپاه خبرچینی و جاسوسی کند.

«متهم شدم به این‌که شاید قبلاً با افراد این لیست [فعالان دسترسی آزاد به اینترنت] همکاری کرده‌ای و گفتند ما پرونده را تکمیل می‌کنیم و می‌‌فرستیم دادگاه و ممکن است حکم زندان بگیری. اما اگر می‌خواهی، ما تو را آزاد می‌گذاریم و پرونده را نگه می‌داریم تا فعلا به دادگاه نرود، در مقابل بعد از خارج از شدن از ایران با سرکرده‌های گروه‌های حقوق بشری و گروه‌هایی که در مورد دسترسی به اینترنت کار می‌کنند در تماس باش و به ما خبر بده که چه کسی کجا رفته و با چه گروهی همکاری دارد.»

در روند تحت فشار گذاشتن بهداد اسفهبد برای پذیرش پیشنهاد همکاری، یکی از بازجویان با اشاره به ساقط شدن هواپیمای مسافری، او را این‌گونه تهدید می‌کند: «شما برادرت در آمریکاست، خودت این‌جایی، هواپیما، خطای انسانی؛ فکر کن به این چیزها.»

آقای اسفهبد می‌گوید برداشتش از این گفته بازجوی سپاه این بوده است که «یعنی اگر ما بخواهیم، می‌توانیم تو را به‌عنوان جاسوس آمریکا که در این ماجرا دست داشته‌ای، قربانی یک پرونده خیالی بکنیم، و ترس من این بود که اگر احساس کنند و بفهمند که قصد ندارم با آن‌ها همکاری کنم، من را قربانی یک پرونده ساختگی خواهند کرد».

بهداد اسفهبد پس از جلب اعتماد نیروهای امنیتی سپاه و نیز تحویل سند محل زندگی خانواده‌اش به قوه قضائیه، از ایران خارج می‌شود، اما به‌دلیل «آسیب دیدن سلامت روان» دیگر نمی‌تواند به کارش ادامه دهد تا نهایتاً این موضوع در ترکیب با یک موضوع دیگر منجر به استعفایش از فیسبوک می‌شود.

«من قطعاً دیگر به ایران برنمی‌گردم، ولی نگران خانواده‌ام هستند، چون نمی‌دانم قرار است در آینده چه فشار دیگری و از چه طریقی بر من بیاورند. تنها تصمیم درستی که می‌توانستم بگیرم این بود که افشاگری رسانه‌ای کنم، شاید از این طریق بتوانم حداقل از خانواده‌ام حمایت کنم».

No responses yet

Aug 18 2020

بازداشت سه نفر در اصفهان به اتهام ارتباط با بی‌بی‌سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

استان‌وایر: سه نفر در اصفهان به اتهام ارسال تصویر برای تلویزیون بی‌بی‌سی بازداشت شدند.

محمدرضا میرحیدری، فرمانده پلیس استان اصفهان این خبر را اعلام کرد و گفت: «این افراد از اماکن مذهبی فلیم تهیه می‌کردند تا نشان دهند این محل‌ها، مراکز شیوع ویروس کرونا است.»

میرحیدری افزود که این افراد در ۱۰ روز گذشته شناسایی و بازداشت شده‌اند.

وی گفت که «یکی از این افراد یک خانم در شهرستان لنجان و مرتبط با بی‌بی‌سی فارسی بوده که به هنگام دستگیری، مستنداتی از وی بدست آمد.»

به گفته این مقام پلیس، این فرد «به دنبال آن بود تا ثابت کند منشا شیوع این ویروس منحوس در جامعه ما، افراد و مجامع مذهبی هستند.»

میرحیدری افزود که فرد دوم در شهرستان «تیران» بازداشت شده که از وی «مستنداتی به دست آمده که در حال شرب خمر با افراد اجنبی بوده است.»

وی درباره هویت فرد سوم بازداشت شده توضیحی ارائه نکرده است.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Aug 17 2020

ایران می‌گوید عملیات سایبری علیه کشور را ممکن است ‘توسل به زور’ تلقی و با آن برخورد کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: بیانیه ستادکل نیروهای مسلح ایران می گوید “به باور نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران چنانچه شدت عملیات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی کشور به آستانه حمله مسلحانه متعارف ارتقاء یابد، حق دفاع مشروع برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران محفوظ است”.

بیانیه ستادکل نیروهای مسلح ایران می گوید “به باور نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران چنانچه شدت عملیات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی کشور به آستانه حمله مسلحانه متعارف ارتقاء یابد، حق دفاع مشروع برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران محفوظ است”.

ستاد کل نیروهای مسلح ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که از این پس عملیات سایبری علیه این کشور را که به خسارت مادی به اموال یا صدمه به افراد منجر شود، معادل “توسل به زور” و حتی “مداخله مسلحانه” ممکن است تلقی کند و به آن پاسخ دهد.

ستاد کل نیروهای مسلح ایران که ارشدترین ساختار نظامی این کشور است در این بیانیه گفته “آن دسته از عملیات سایبری که منتج به ایراد خسارات مادی به اموال یا صدمه به افراد در گستره و شدت لازم می‌شود یا به طور منطقی احتمال زیادی دارد که چنین آثاری را به بار آورد، توسل به زور محسوب می شود”.

این بیانیه می گوید “اگر این نوع از عملیات زیرساخت‌های حیاتی ملی، شامل زیرساخت‌های دفاعی را متأثر سازند، طبیعتاً ناقض قاعده توسل به زور تلقی خواهند شد، اعم از این که در مالکیت حکومت یا بخش خصوصی باشند”.

مطابق منشور ملل متحد، اعضای سازمان ملل در روابط بین‌المللی خود از تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی، استقلال سیاسی هر کشور یا هر گونه رفتاری که با اهداف ملل متحد مطابقت ندارد منع شده اند. تنها استثنا در کاربرد زور یا تهدید به استفاده از نیروی نظامی، زمانی است که یک کشور هدف حمله مسلحانه قرار گرفته باشد و برای دفاع از خود نیاز به استفاده از زور داشته باشد.

در مقررات بین‌المللی استفاده از زور عمدتا به معنی استفاده از نیروی نظامی و کاربرد سلاح است اما در سال های اخیر و همزمان با فراگیر شدن حملات سایبری، برخی از کشورها این نوع حملات را هم در ردیف حملات مسلحانه قرار داده و خود را محق برای پاسخ به آن اعلام کرده اند.

بیانیه ستادکل نیروهای مسلح ایران می‌گوید “به باور نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران چنانچه شدت عملیات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی کشور به آستانه حمله مسلحانه متعارف ارتقاء یابد، حق دفاع مشروع برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران محفوظ است”.

معنی این بخش از بیانیه ایران می‌تواند این باشد که در صورت هدف حمله سایبری قرار گرفتن به نحوی که این عملیات اثری مشابه حمله مسلحانه داشته باشد، حق خود می داند که با عملیات مسلحانه و استفاده از نیروی نظامی از خود در برابر آن دفاع کند.

این بیانیه می گوید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همانند فضای فیزیکی، در فضای سایبری نیز آغازگر هیچ منازعه‌ای نیستند” اما “در صورت نقض هر یک از خط مشی‌ها و سیاست‌های تبیین شده، از سوی دولت، گروه یا فردی که تحت حمایت، هدایت یا کنترل دولتی باشد، این حق را برای خود قائل هستند که تهدیدات را در هر سطحی با قدرت و پشیمان کننده پاسخ دهند”.

بامداد پنجشنبه، دوازدهم تیر، به وقت ایران یکی از ساختمان های مرکز مونتاژ سانتریفوژهای ایران در نطنز در ۲۵۰ کیلومتری جنوب تهران دچار انفجار شد.

نیویورک‌تایمز: انفجار در تاسیسات نظنز ‘برنامه اسرائیل با اطلاع آمریکا’ بوده است
انفجار در نطنز؛ ‘آمادگی در اسرائیل از بیم واکنش تلافی‌جویانه ایران’

در هفته های اخیر گزارش هایی از یک حمله سایبری به بندر شهید رجایی در جنوب ایران منتشر شده بود. رسانه های آمریکایی به نقل از منابعی در اسرائیل گفته بودند که این حمله در پاسخ به حمله سایبری ایران به یک شبکه آب رسانی در یکی از مناطق اسرائیل صورت گرفته بود.

در هفته های اخیر هم گمانه زنی هایی درباره انفجار صورت گرفته در مرکز مونتاژ سانتریفیوژهای ایران در نطنز مبنی بر حمله سایبری یا فیزیکی به آن وجود داشته است.

در سال های پیش هم گزارش هایی از حمله سایبری به تاسیسات اتمی ایران در نظنز منتشر شده بود.

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا به نقل از یک فرمانده ارشد نظامی گفته بود که “وضعیت امنیت سایبری برخی از نهادهای رسمی مناسب نیست”.

سرتیپ حسین باقری، معاون ارتباطات، الکترونیک و فناوری اطلاعات سازمان پدافند غیرعامل ایران گفته بود که “اگر شبکه ملی اطلاعات به معنای کامل راه بیافتد و شاهد داشتن سیستم عامل بومی، مرورگر بومی و جستوگر بومی و مواردی از این دست داشتیم آسیب پذیری سایبری حتما کمتر خواهد شد”.

شبکه ملی اطلاعات قابلیت دارد تا شبکه اینترنت ایران را از شبکه جهانی آن جدا کند و کنترل کامل آن را در اختیار حکومت درآورد.

ایران از سال ها قبل گفته است که با صرف هزینه های فراوان در صدد اجرایی کردن این طرح است و به پیشرفت هایی در آن رسیده است.

No responses yet

Aug 17 2020

دختر نسرین ستوده به دادسرای اوین منتقل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید مهراوه خندان، دختر نسرین ستوده، وکیل زندانی در ایران به دادسرای اوین احضار شده است.

این سازمان با ابراز نگرانی از بازداشت احتمالی مهراوه خندان، علت این رفتارها را «فشار بیشتر» بر نسرین ستوده دانسته که «با خواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتصاب غذا کرده است».

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین از احضار شماری از روزنامه‌نگاران به دادسرای اوین خبر داده است.

در گزارش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، آمده است که مهراوه خندان توسط پنج مامور امنیتی بازداشت شد. ماموران رضا خندان را نیز بازداشت کرده‌اند.

نسرین ستوده هفته گذشته در نامه‌ای اعلام کرد که از روز ۲۱ مرداد دست به اعتصاب غذا زده است.

به گفته محمد مقیمی، وکیل نسرین ستوده، او در این نامه نوشته است که در اعتراض به وضعیت «ناعادلانه» و «غیرقانونی» زندانیان سیاسی در ایران که به‌دنبال شیوع ویروس کرونا «بدتر» نیز شده، تصمیم به اعتصاب غذا گرفته است.

نسرین ستوده با چندین اتهام از جمله اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تشوش اذهان عمومی در مجموع به ۲۳ سال حبس و ۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. براساس قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال از این حکم قابل اجرا است.

No responses yet

Aug 13 2020

کمک توییتر به ظریف؛ یک طرفه‌گویی آقای وزیر بدون دیدن انتقادها

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

ایران وایر: شبکه اجتماعی توییتر تغییراتی ایجاد و این امکان را فراهم کرده است تا کاربران بخش «کامنت‌ها» را مسدود و صرفا با گذاشتن پست خود، این شبکه تعاملی و دو طرفه را یک سویه کنند.
«محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی یکی از اولین مقامات نظام حاکم بر ایران است که از این امکان استفاده کرده و بخش نظرات را به روی دیگران بسته است.

پستی که ظریف درباره اظهارات وزیر خارجه قطر گذاشته، اولین توییت او بدون بخش نظرات دیگر کاربران است. در توییت‌های قبلی او، هم‌زمان ایرانیان و غیرایرانیان به زبان‌های فارسی و انگلیسی نظرت و انتقادات خود را ابراز می‌کردند. اما کار جدید توییتر، عملا تک صدایی را ترویج و رساندن انتقاد و اعتراض شهروندان به مقام‌ها را قابل حذف کرده است.

انتقادات زیر توییت‌های ظریف پس از  اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و سرکوب خونین معترضان به شکل بی سابقه‌ای بالا گرفته بود. ظریف پس از آن مدتی در توییتر حاضر نشد اما بلافاصله پس از حضورش، با انبوهی از اعتراضات و انتقادات مواجه شد که وضعیت کشور را در برابر ناظران خارجی، از جمله همتایان او در دیگر کشورها نمایش می‌داد.

پس از سرنگون کردن هواپیمای مسافری غیرنظامی اوکراینی بر فراز تهران و سه روز انکار شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آن، موج تازه‌تری از اعتراضات در زیر توییت‌های وزیر خارجه جمهوری اسلامی شروع شد. ظریف در ماه‌های اول وزارتش، به برخی از کامنت‌ها جواب هم می‌داد.
یک بار در زمانی که یکی از اعیاد یهودیان را تبریک گفته بود، فرزند یکی از نمایندگان مجلس امریکا موضوع دروغ خواندن «هولوکاست»، کشتار جمعی یهودیان در آلمان نازی از سوی «محمود احمدی‌نژاد» را یادآور شد. ظریف در پاسخ به او در کامنتی نوشت: «آن مرد که هولوکاست را انکار می کرد، اینک رفته است.»

به نظر می‌رسد که ظریف از موج انتقادات و اعتراضات شهروندان به شخص خودش و مقام‌های جمهوری اسلامی و روسایش که در کامنت‌ها منعکس می‌شدند، بی‌اطلاع نیست. بستن بخش نظرات و کامنت‌ها در توییترش موید این ارزیابی است.
به تازگی یکی از فرماندهان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران گفته است اگر بستن بخش کامنت ممکن باشد، مسوولیت آن‌چه که افراد در آن می‌نویسند، بر عهده صاحب حساب کاربری است.

ظریف که از نوشتن فارسی در توییتر پرهیز دارد و آن را احترام به قوانین جمهوری اسلامی تفسیر می‌کند (در حالی که رهبر و رییس ‌جمهوری اسلامی ایران هر دو در توییتر فارسی حضوری فعال دارند)، اینک روزنه‌ای را که شهروندان ایرانی نظراتشان را به او می‌رساندند، به کمک توییتر مسدود کرده است.

No responses yet

Aug 13 2020

پرونده املاک نجومی؛ شکایت قالیباف از سه روزنامه‌نگار و میرسلیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: اداره حقوقی مجلس شورای اسلامی ایران از یاشار سلطانی، صدرا محقق و وحید اشتری شکایت کرده است. این سه درباره پرونده فساد در شهرداری تهران زمانی که قالیباف شهردار بوده اطلاع‌رسانی کرده‌اند.

ماجرای پرونده املاک نجومی شهرداری تهران رفته رفته پیچیده‌تر می‌شود. پس از آنکه مصطفی میرسلیم نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی مستنداتی را درباره این پرونده به مراجع قضایی داد که منجر به دستگیری یک نماینده سابق شد، حالا محمدباقر قالیباف در جایگاه رییس مجلس، سه روزنامه‌نگاری را که در این زمینه افشاگری کرده‌اند به دادگاه می‌کشاند.

یاشار سلطانی، صدرا محقق و وحید اشتری سه روزنامه‌نگاری هستند که اداره حقوقی مجلس از آنها شکایت کرده است.

در خبری که در این باره منتشر شده آمده که از میرسلیم نیز به دلیل نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی شکایت شده است.

درباره پرونده املاک نجومی شهرداری تهران نخستین بار در سایت معماری نیوز افشاگری شد. یاشار سلطانی مدیرمسئول این سایت پس از این افشاگری دو ماه به زندان افتاد.

صدرا محقق دبیر سرویس اجتماعی روزنامه شرق که مجلس از او هم شکایت کرده، در توییترش نوشته که تنها خبر بازداشت یک نماینده سابق را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده و اصل خبر توسط قوه قضاییه اعلام شده بود.

مجلس به خاطر انتشار خبری که یکی از نمایندگان آن را رسماً اعلام کرده و سخنگوی قوه قضاییه هم بازداشت یک نماینده سابق را مرتبط با این پرونده رسما تأیید کرده و همه جزییات خبر هم در رسانه‌ها منتشر شده، از ما به خاطر انتشار همان خبر در شبکه‌های اجتماعی شکایت کرده است. https://t.co/blilI7qiLs pic.twitter.com/iHWX5rWokT

— Sadra Mohaqeq (@SadraMohaqeq) August 12, 2020

وحید اشتری نیز در توییترش نامه‌ای خطاب به قالیباف منتشر کرده و شکایت از خودش و دو خبرنگار دیگر را یادآور رویه رفسنجانی در استفاده از اموال عمومی برای امورات شخصی دانسته است.

جناب آقای قالیباف
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

شکایت اخیر حضرتعالی از بنده و دوتن از خبرنگاران و یکی از نمایندگان مجلس در ماجرای رشوه ۶۵ میلیاردی، یادآور همان رویه آقای هاشمی و آقای آملی در دست اندازی به بیت المال و استفاده از اموال و امکانات عمومی برای امورات شخصی است. https://t.co/aC4WEuFODi pic.twitter.com/gFBlvmXqCl

— وحید اشتری (@va_ashtari) August 13, 2020

علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری شکایت مجلس از این سه روزنامه‌نگار را از نظر حقوقی زیر سوال برده و نوشته است:« بعید است تا این مقدار قلت دانش حقوقی وجود داشته باشد. آقایان متوجه باشند مسائل مطرح شده در خصوص قالیباف مربوط به شهرداری بوده و ‌اساسا مجلس ‌در این مورد صلاحیت شکایت ندارد.»

No responses yet

Aug 13 2020

نسرین ستوده برای اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: نسرین ستوده، وکیل دادگستری و از مدافعان حقوق بشر در ایران با ارسال نامه‌ای اعلام کرد که برای اعتراض به شرایط زندانیان سیاسی و بی جواب ماندن مکاتبات برای درخواست آزادی این زندانیان، دست به اعتصاب غذا می‌زند. وی که خود با هشت اتهام گوناگون به ٣٨ سال حبس محکوم گردیده، این نامه را در روز سه شنبه ٢١ مرداد/١١ اوت در بند زنان زندان اوین نوشته است. نسرین ستوده تاکید می‌کند که این اقدام برای اعتراض به خودداری مقامات از آزادی زندانیان سیاسی به هنگام شیوع ویروس کرونا صورت می‌گیرد.

نسرین ستوده که نامۀ خود را به «فعالان حقوق بشر» نگاشته تاکید می‌کند که «شرایط زندانیان سیاسی چنان سخت و دشوار شده است که ادامه‌ی حبس با این شرایط ظالمانه غیرممکن شده است».

این وکیل دادگستری یادآوری می‌کند که «پرونده‌ی محکومان سیاسی با اتهام‌های غیرقابل باور جاسوسی، افساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت کشور، فساد و فحشا و تشکیل گروه غیرقانونی کانال تلگرامی که می‌توانند تا ده سال حبس و یا حکم اعدام به همراه داشته باشد تشکیل می‌شود.» بسیاری از آنان، چنانکه نسرین ستوده یادآوری کرده «از بدو تشکیل پرونده تا پایان صدور حکم، از داشتن وکیل مستقل یا ارتباط آزادانه با وکیل خود محروم باقی می‌مانند». او می‌نویسد «قضات دادگاه انقلاب بی پروا و مکررا به متهمان سیاسی اظهار می‌دارند که صرفا برپایه‌ی گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکم صادر می‌کنند و بازجو در بدو دستگیری متهمان پیشاپیش حکم قضایی را به آنان می‌گوید».

نسرین ستوده در نامۀ خود یادآوری کرده است که وکلاء مورد غضب قضات دادگاه انقلاب «روانۀ زندان» می‌شوند و برای «متهمانی که ناباورانه با اتهام‌های سنگین روبرو شده‌اند، اشد مجازات و در مواردی نیز بیش از اشد مجازات، حکم صادر می‌شود».

این وکیل دادگستری تصریح می‌کند که در قانون جدید بر «آزادی مشروط، تعلیق مجازات، تعویق اجرای حکم» و صدور حداقل مجازات تاکید شده است، اما «در برخوردهایی فراقانونی استفاده از همه‌ی این حقوق قانونی به نظر بازجویان موکول می‌شود و آخرین درها به روی زندانیان سیاسی بسته می‌شود.»

نسرین ستوده در این نامه تاکید می‌کند که رفتار با زندانیان چنانست که گوئی «قانونی وجود ندارد و هیچیک از آنان حق برخورداری از هیچ روزنه‌ی قانونی را ندارد» و از آنجا که «مکاتبات زندانیان برای یافتن راه های قانونی تنفسی بی پاسخ مانده است»، او با تاکید بر درخواست آزادی زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا می‌زند.

نسرین ستوده، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی در دو پروندۀ مختلف با ٨ اتهام گوناگون از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر»، عضویت در لگام و شورای ملی صلح، در مجموع به ۳۸ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق برای محکوم گردیده است. وی پیش از آن نیز از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» در زندان اوین محبوس بود.

No responses yet

Aug 13 2020

رد انفجار نطنز در لوله‌هایی که مدت‌ها پیش خریداری شده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: یک برنامه تلویزیونی اسرائیل درباره انفجار سالن سانتریفیوژهای نطنز مدعی است که روند خرابکاری برای انفجار از مدت‌ها پیش از روز حادثه در لوله‌ها و تجهیزاتی که ایران از خارج خریداری و وارد کرد، آغاز شد.

این برنامه با نام «زمان حقیقت»، ضمن بازسازی صحنه‌هایی با هنرپیشه‌ها بر اساس روایتی که عمدتاً رونن برگمن، گزارشگر اسرائیلی امور اطلاعاتی در روزنامه‌های نیویورک‌تایمز و یدیعوت آخرونوت، بیان می‌کرد، شامگاه ۲۱ مرداد پخش شد.

این برنامه از شبکه دولتی کان که بودجه آن را دولت اسرائیل می‌دهد، پخش شد.

شماری از مقامات امور اطلاعاتی و جاسوسی پیشین اسرائیل که همگی در دوره‌هایی در پیشبرد اهداف و سیاست کشورشان علیه ایران در سازمان‌های مختلف مانند موساد فعال بوده‌اند، در این برنامه اظهارنظر کردند؛ ارشدترین مقام در این برنامه داوید میدان، مسئول پیشین پروژه‌های موسوم به «تِوِل» (جهان) در موساد، معرفی شد.

با جان بولتون، مشاور امنیت ملی اخراج شده از کاخ سفید و نورمن رول، مسئول پیشین عملیاتی ایران در سی‌آی‌ای نیز در روزهای گذشته در واشینگتن برای این برنامه گفت‌وگو شده بود؛ به نظر می‌رسید که دیدگاه‌های دو مقام آمریکایی علیه ایران تندتر از مقامات اسرائیلی است.

انفجار در سایت نطنز در ساعات بامدادی روز ۱۲ تیر امسال احتمالاً مهم‌ترین اقدام خرابکاری علیه ایران بعد از رخنه دادن ویروس استاکس‌نت به رایانه‌های سایت‌های هسته‌ای ایران بوده است.

ایران ابتدا تلاش داشت این حادثه را کم‌اهمیت جلوه دهد اما تصاویر ماهواره‌ای که به دست دولت‌ها و رسانه‌های غربی رسید، وسعت ویرانی در این بخش از سایت نطنز را نشان داد.

ایران پس از چند روز اذعان کرد که سالن سانتریفیوژها کارایی خود را از دست داده و باید سالنی جدید در مکانی جدید ساخته شود.

مقامات ایران تأکید کرده‌اند که در بررسی‌های خود به دلیل اصلی حادثه را رسیده ولی اعلام آن را به زمان مناسب موکول می‌کنند زیرا انتشار آن، به مفهوم لزوم تغییراتی با مفاهیم عمیق در سیاست راهبردی ایران است و این کشور و منطقه را وارد شرایط جدیدی خواهد کرد.

سران ایران در همین حال گفته‌اند هرکشوری از جمله «رژیم صهیونیستی» در صورت دخالت در این اقدام، در زمان «مقتضی» بهای لازم را خواهد پرداخت.

رونن برگمن در روزهای نخست بعد از حادثه در چند گزارش برای نیویورک‌تایمز و به نقل از «منبع ارشد اطلاعاتی خاورمیانه» نوشته بود که انفجار کار اسرائیل بوده و با بمب صورت گرفته و برنامه اتمی ایران را دستکم برای دو سال به تأخیر انداخته است.

آویگدور لیبرمن، وزیر پیشین دفاع اسرائیل، فاش کرده بود که «منبع ارشد اطلاعاتی» که «نخست‌وزیر باید دهان او را ببندد»، یوسی کوهن، رئیس موساد است که به گفته آقای لیبرمن، از مدتی پیش کارزار خود را برای رسیدن به رهبری حزب لیکود با هدف نخست‌وزیر شدن بعد از پایان دوره ریاست موساد در تیر سال آینده، آغاز کرده است.

رونن برگمن در برنامه «زمان حقیقت» تأکید کرد که «نصب بمب‌ها در درون یک سری از لوله‌ها ماه‌ها قبل صورت گرفت». به نظر می‌رسد که این گفته آقای برگمن شاه‌بیت افشاگری این برنامه بود.

ضمن گفته‌های او، هنرپیشه‌هایی در این برنامه بازسازی شده پس از رسیدن به یک سایت حساس با یک ون بزرگ و در لباس تکنیسین‌ها و یا کارکنان دیگر مرتبط با برنامه اتمی، در حال کارگزاری بمب در درون لوله‌ها دیده شدند.

این بخش بازسازی شده ظاهراً برای القای این تصور بود که غیر از تجهیزات دستکاری شده که ایران آنها را از خارج خریداری و وارد سایت کرده، مأمورانی در خدمت موساد نیز به خود این تأسیسات رخنه کرده و در لوله‌هایی درون انبار سایت که قرار بود از آنها برای ساخت سانتریفیوژها استفاده شود، بمب‌گذاری کردند.

به گفته رونن برگمن، عواملی که این طرح را برنامه‌ریزی کردند عملاً خود را به شریک ایران در پیشبرد ساخت سالن ارتقای سانتریفیوژها مبدل کردند و در حالی که ایران برنامه تولید سانتریفیوژهای خود را پیش می‌برد، این عوامل پشت پرده هم انتظار روز موعود را می‌کشیدند.

او گفت هم اسرائیل و هم آمریکا توان اطلاعاتی و عملیاتی برای اجرای چنین طرحی را دارند و هر عاملی که آن را اجرا کرده سال‌ها فکر کرده که چطور خود را «شریک» فعالیت‌های نطنز کند، به گونه‌ای که وقتی کلید را فشار می‌دهند، بمب منفجر شود «حتی دیرتر».

به گفته برگمن، «گذاشتند که اقدامات ایران انجام شود و امکان دهند که ایرانی‌ها سایت و سالن را راه‌اندازی کنند و مدتی نیز کار آن به خوبی بگذرد و وقتی ایرانی‌ها مطمئن شوند که همه چیز درست است، سپس کلید را فشار دهند».

داوید میدان، مسئول پیشین بخش «جهان» در موساد گفت «ایرانی‌ها بامداد بیدار شده و دیدند که مقدس‌ترین مقدسات برنامه هسته‌ای آنها نابود شده است».

آهرون زئوی فرکش، یکی از رؤسای پیشین سازمان اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، در این برنامه گفت، این طرح با وجود تدابیر شدید امنیتی ایران درباره سایت‌های هسته‌ای‌اش اجرا شده است.

این ژنرال پیشین گفت، آنچه که در سریال «تهران» در مورد تدابیر امنیتی در ایران دیده شد، در مقایسه با تلاش واقعی ایران برای مراقبت از اماکن حساس خود، «بازی کودکانه» است و نهادهای ایران که می‌دانند اسرائیل (با ماهواره‌هایش) هر روز چند بار آنها را رصد و نقشه‌برداری می‌کند، با برقراری تدابیر امنیتی چشم‌گیر در تلاش محافظت از سایت‌ها هستند.

اشاره او به سریالی بود که شبکه دولتی کان اسرائیل به تازگی پخش کرد؛ این سریال هشت قسمتی حول اعزام جاسوسان موساد با هدف خرابکاری در شبکه برق و ستاد پدافند هوایی خاتم‌الانبیا در ایران و آماده کردن زمینه جهت انهدام سایت‌های هسته‌ای ایران از سوی اسرائیل، تهیه شده بود. اما پخش سریال تخیلی دقیقاً با آغاز آتش‌سوزی‌ها، انفجارها و سپس انفجار نطنز هم‌زمان شد.

داوید میدان، مقام ارشد پیشین موساد، گفت در این کشاکش مخفی، وضعیت ناک‌‌اوت وجود ندارد. باید طیف وسیعی از اهداف و برنامه داشت؛ باید در طرف مقابل ناآرامی ایجاد کرد که هر لحظه ضربه دیگری بخورد.

برنامه «زمان حقیقت» به سایر انفجارها و آتش‌سوزی‌های دوره اخیر در ایران، حمله سایبری محدود اسرائیل به بندر رجایی در جنوب ایران در «پاسخ» به حمله سایبری ایران به سامانه آب اسرائیل، رویدادها و تحرکات سال گذشته ایران در خلیج فارس و حملات موشکی ایران به تأسیسات نفتی عربستان پرداخت؛ مقامات اسرائیلی گفتند کشورشان از دقت و کارایی این حمله به سعودی غافلگیر شد.

جان بولتون نیز رویدادهایی مانند انفجار تیرماه در منطقه پارچین و آتش‌سوزی‌ها در زیرساخت‌های خوزستان و دیگر نقاط ایران در هفته‌های گذشته را «حملاتی» در ردیف «حمله به نطنز» نامید.

او گفت با این «طیف وسیع حملات، دیگر هیچ جایی در درون ایران نیست که ایرانی‌ها بتوانند از آن مراقبت کنند و تنها سخن از اماکن هسته‌ای و نظامی نیست بلکه از نظر (محل‌های زندگی) مقامات آنها نیز هست و نابودی (قاسم) سلیمانی این را به خوبی نشان داد».

آقای بولتون در پاسخ به این پرسش که آیا انفجار نطنز کار موساد اسرائیل است، گفت از حیث ابتکار و توانایی، اسرائیل می‌توانسته آن را «به سهولت» انجام دهد؛ شاید کار کشور دیگری بوده؛ شاید کشوری در خلیج فارس. اما هر کس که کرده باید ادامه دهد.

وی در این گفت‌وگو هر چند به صورت تلویحی اما کاملا مفهوم توصیه به انجام حمله نظامی از سوی اسرائیل از طریق بمباران هوایی سایت‌های اتمی ایران تا قبل از روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا داشت.

به گفته جان بولتون، اگر کسی می‌خواهد کاری بکند باید تا پیش از روز سوم نوامبر باشد زیرا به ادعای او، ترامپ اگر در کاخ سفید بماند در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش برای رسیدن به توافق با ایران در برابر تهران کوتاه خواهد آمد. او مدعی شد که آقای ترامپ از برنامه هسته‌ای ایران درک درستی ندارد و تنها خواهان دیدار با سران ایران است.

در شبی که این برنامه از تلویزیون اسرائیل پخش شد، دونالد ترامپ بار دیگر در سخنانی در زمینه مسائل داخلی آمریکا، جان بولتون را «احمق» و «جنگ‌افروز» نامیده بود.

نورمن رول، مسئول پیشین عملیاتی ایران در سی‌آی‌ای، در گفت‌وگو با برنامه «زمان حقیقت» در مورد انفجار نطنز، با اشاره به عملکرد جمهوری اسلامی ایران گفت «انسان‌های بدی که کارهای بد انجام می‌دهند، بدبیاری نصیب‌شان می‌شود. آنها باید فکر کنند که چطور به این بدشانسی پایان دهند؛ باید به اقدامات شرورانه‌ که تهدیدی برای جان شهروندان بی‌گناه اسرائیل و جامعه جهانی است، خاتمه دهند».

در همین حال، مقامات اسرائیلی که در این برنامه با آنها گفت‌وگو شد، اذعان داشتند که همه اقدامات کشورشان و جامعه جهانی در قبال ایران و حتی تحریم‌های فلج کننده دو سال اخیر آمریکا، هرگز نخواهد توانست ایران را از اشتیاق برای داشتن برنامه اتمی بازدارد و این اقدامات تنها این برنامه را با تأخیر روبه‌رو می‌کند.

مقامات اسرائیلی همچنین اذعان داشتند که با وجود وضع وخیم اقتصادی و معیشتی و نداشتن بودجه و تظاهرات خشمگینانه ‌مردم ایران در دوره‌ اخیرر و نبود امید و آینده برای میلیون‌ها جوان بیکار و دانش‌آموخته و حتی بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی با دستور دونالد ترامپ، رژیم ایران نه تنها متزلزل نشده بلکه نشانه‌ای از کاهش اراده آن برای حفظ حکومت دیده نمی‌شود و بعد از حدود ۴۲ سال حکومتمداری تجربه کافی را برای رویارویی با شرایط دشوار آموخته است.

این مقامات اسرائیلی بر این باور بودند که سرقت اسناد اتمی ایران با هدف متقاعد کردن دونالد ترامپ به خروج آمریکا از برجام، و سیاست «فشار حداکثری» آمریکا و شروط اعلام‌شده ۱۲گانه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، ایران را نه به نرمش و تسلیم، بلکه به تحریکاتی در خلیج فارس علیه عربستان و سایر منافع آمریکا کشاند و تهران همچنین سیاست «مقاومت حداکثری» را در پیش گرفت.

به گفته رونن برگمن، دونالد ترامپ در برابر همه تحرکات و تحریکات ایران ساکت بود و هر بار از نشان دادن واکنش نظامی به تهران خودداری می‌کرد تا جایی که سرانجام او دستور ترور «شاهزاده» (قاسم سلیمانی) را صادر کرد هر چند که طرح‌‌های کشتن فرمانده وقت نیروی قدس سپاه از مدت‌ها قبل از سوی آمریکا آماده بود.

اما مقامات اسرائیلی اجماع داشتند که ایران با وجود تحمل مرگ قاسم سلیمانی و انفجار سایت نطنز، در انتظار نتایج انتخابات آبان آمریکا صبوری خواهد کرد و فعلاً واکنشی سخت نشان نخواهد داد تا شاید امکان بازگشت واشینگتن به توافق را حفظ کند.

در بخش پایانی برنامه، رونن برگمن با اشاره به سخنان بنی گانتس، وزیر دفاع اسرائیل، در مورد انفجار نطنز، گفت «با رویکرد تازه‌ای روبه‌رو هستیم که می‌گوید از اینکه ایرانی‌ها بدانند چه عاملی پشت حمله است، مضطرب نشد».

اما مقام پیشین ارشد موساد که برنامه با سخنان او به پایان رسید، گفت، هنگام سخن گفتن از موفقیت این یا عملیات در جنگ در برابر ایران باید لحظاتی باشد که با خود تأمل کرده و فکر کنیم که ممکن است روزی برسد که ایران به کشور (حکومت) دیگری مبدل شود… و من به عنوان کسی که تمامی عمر حرفه‌ای‌ام در بخش عملیاتی سازمان (موساد) در نبرد مقابل ایران بوده‌ام، می‌گویم که این امر محتمل است. در شرایط کنونی که دود این رویارویی را در آسمان مشاهده می‌کنیم، بیان چنین امری شاید مانند هذیان‌گویی و کودکانه باشد اما من می‌گویم هذیان نیست و ایران همانگونه که الان دشمن بزرگ اسرائیل است، مانند آن زمان که قبلاً نبود، ممکن است تغییر کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .