اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Dec 27 2017

مبارزات چند لایه طیف احمدی نژاد و سکوت خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: ماه‌هاست که رییس‌جمهور پیشین ایران محمود احمدی‌نژاد، و همراهانش، از جمله حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی، وارد مرحله تازه‌ای از درگیری خود با قوه قضائیه ایران و مشخصا برادران لاریجانی، که ریاست دو قوه قضائیه و مقننه را برعهده دارند، شده‌اند؛ اعتراضاتی که از اواخر سال ۱۳۹۱ و پخش یک فایل صوتی درباره «رانت خواری» فاضل لاریجانی، در مجلس شروع شد.

ادبیات و نحوه عمل بازیگران این تنش، فصل جدیدی را در فضای سیاسی ایران گشوده است. برخی اقدامات همراهان محمود احمدی‌نژاد ریشه در تاریخ سیاسی ایران دارد؛ از جمله اقدام به بست نشینی در اماکن مذهبی.

حمید بقایی که پیشتر معاون اول محمود احمدی‌نژاد بوده و حال به گفته خود او، به تحمل ۶۳ سال زندان محکوم شده است، روز سه‌شنبه اعلام کرد در اعتراض به آنچه از جمله اقدامات غیرقانونی و زورگویانه نامید و در برابر «رفتار ظالمانه شخص صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه»، اقدام به بست نشینی در آرامگاه عبدالعظیم می‌کند. از جمله اتهامات آقای بقایی، «پرداخت پاداش به ۱۶ نفر از اعضای دولت»، و «تبانی در عقد قرارداد و معاملات پنج شرکت» اعلام شده است.

دیگر بازیگر این عرصه، اسفندیار رحیم مشایی، مشاور محمود احمدی نژاد و رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی، است که خود او نیز در دادگاه پرونده دارد. او در ویدیویی تازه از ظلم سخن گفته اما دامنه انتقادش فراتر از قوه قضائیه رفته و از جمله گفته است: « امروز در جمهوری اسلامی ایران هم با ظلم و ستم آشکار، ادعای دروغ مواجهیم» و به گفته او، «باید گریه کرد به حال مردمانی که پیرو خاتم پیامبرانند و آزاد نیستند».

این نوع انتقاد اسفندیار رحیم مشایی را که بعضا شامل کل ساختار نظام جمهوری اسلامی می شود، مهدی مهدوی آزاد، در آلمان در راستای خط فکری آقای مشایی ارزیابی می‌کند.

او به رادیو فردا می‌گوید: «در گفتمان اسفندیار رحیم مشایی، اساسا ارادت خاصی به رهبر جمهوری اسلامی هم وجود ندارد».

آقای مهدی آزاد یکی از« هراس‌های جدی حاکمیت در پشت پرده» را این می‌داند که «جریان احمدی نژاد به دلیل افزایش فشارها ناگهان تغییر جهت بدهد و به صورت علنی ، گفتمان اسفندیار رحیم مشایی را دنبال کند، بنابراین در این زاویه ما می‌بینیم که حاکمیت بسیار دست به عصا حرکت می کند».

خود محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران که حال از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است، روز دوشنبه فصل تازه‌ای از انتقادها علیه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را گشوده است.

او پس از بیان انتقادهایی در چند ویدیو و «غاصب» و «فاقد مشروعیت» خواندن صادق لاریجانی، متنی را منتشر کرد که می‌گوید با استفاده از نظر حقوقدانان و صاحب نظران این عرصه منتشر شده و مورد به مورد، به کم و کاستی‌های دستگاهی پرداخته است که رئیس آن را رهبر جمهوری اسلامی بر می‌گزیند.

محمود احمدی‌نژاد بعد از آنکه در این متن به اصولی چون اصل دادرسی عادلانه، ممنوعیت هتک حرمت، منع بازداشت، رسیدگی قضایی در اسرع وقت و دسترسی به وکیل مستقل، آزادی عقیده و ممنوعیت تفتیش عقاید اشاره کرده، مشکلات ساختاری قوه قضاییه را برشمرده است و سپس راهکارهایی ارائه داده است.

مهدی مهدوی آزاد از جمله تحلیلگرانیست که اعتقاد دارد موارد مطرح شده در این متن ، همان حرفهایی است که بسیاری دیگر از منتقدان هم پیشتر مطرح کرده بودند و می‌افزاید: « اگر شما سابقه سیاه محمود احمدی نژاد در زمینه حقوق شهروندی، و سابقه سیاسی بد او را کنار بگذارید، واقعیت این است که حرف‌هایی که می‌زند از صدر تا ذیل، حرف دل میلیون‌ها شهروند ناراضی، منتقد و حتی حرف دل فعالان اصلاح‌طلب و مخالف حکومت است و حتی بخش بزرگی از اصولگرایان هم ته دلشان با انتقادات احمدی نژاد موافقند».

از همین رو هم آقای مهدوی آزاد بر این باور است که شاید این راهبرد موفق تری از سایر لایه‌های مبارزاتی محمود احمدی نژاد و همراهانش باشد.

این تحلیلگر سیاسی می‌گوید:« اهمیت کلیدی این متن این است که از ادبیات سیاسی و تهاجمی معمول احمدی نژاد فاصلح گرفته و وارد یک گفتمان حقوقی و منطقی شده، این رویکرد این فرصت را فراهم می کند که احمدی‌نژاد بتواند بخش بزرگتری از کارشناسان و نیروهای سیاسی ِ حتی مخالف خود را دورش جمع کند و حمایت بیشتری را حتی در جبهه اصولگرا به دست بیاورد . بنابراین اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، تهدید به مراتب بزرگتر از رویکرد قبلی اش علیه قوه قضائیه است».

محمود احمدی‌نژاد و صادق لاریجانی هر دو با حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای، مقام کنونی خود را در اختیار دارند؛ کسی که از آغاز این مجادله در ماه‌های اخیر، هنوز درباره آن اظهار نظر نکرده و گروهی از تحلیلگران این عرصه از جمله محمد جواد اکبرین در فرانسه معتقدند هزینه ورود آیت الله خامنه ای به این عرصه، از سکوت درباره آن بسیار بیشتر است.

آقای اکبرین به رادیو فردا می‌گوید: «دو طرف دعوا منصوب آیت الله خامنه ای هستند و هر دو مورد حمایت او هستند. حساسیت جامعه روی آنها زیاد است، و به ویژه یکی از این دو طرف، کسی است که در دهه گذشته تمام کشور هزینه سنگینی به لحاظ امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای حمایت رهبری از او پرداخته است».

در این میان، آخرین نماز جمعه‌ای که در تهران برگزار شد، فرصتی برای اظهار نظر محمد امامی کاشانی در این زمینه را فراهم کرد.

امام جمعه تهران که عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، روز اول دی ماه گفت قوای جمهوری اسلامی و «کسانی که در رأس نظام هستند نباید تضعیف شود و تأکید کرد که «نباید مشکلات را به سطح جامعه کشاند، بلکه باید چند نفر را به عنوان ریش‌سفید مشخص کرد تا بتوانند حرف‌ها را با طرف مقابل بررسی و حل کنند.
وبسایت دولت بهار/ ب.ک.

No responses yet

Nov 29 2017

احمدی‌نژاد به خامنه‌ای: امید به بهبود اوضاع به حداقل رسیده

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محمود احمدی‌نژاد با علنی‌کردن نامه اخیر خود به رهبر جمهوری اسلامی ایران ضمن توصیفی از شرایط نامساعد کشور، به درگیری‌ها و مناقشاتش با قوه قضائیه ابعاد تازه‌ای داده است.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران روز دوشنبه ۶ آذر (۲۷ نوامبر) متن نامه‌ای را علنی کرد که ظاهرا دو هفته پیش (۲۲ آبان) به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته است. این نامه ساعاتی پس از آن منتشر شد که محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، احمدی‌نژاد را به دلیل انتقادهایش از قوه قضائیه “لاتی گنده‌گو” توصیف کرد.

بیشتر بخوانید: محسنی اژه‌ای: عدم برخورد با احمدی‌نژاد حکمت دارد

در نامه احمدی‌نژاد شرح مفصلی از وضعیت جاری و نامساعد کشور ارائه شده ولی اشاره‌ای به سهمی که دولت و مدیریت او در ایجاد چنین شرایطی کرده، نشده است. او از جمله نوشته است: «به دلیل غفلت مسئولین و اثرگذاری برنامه‌های دشمنان، بحران‌های رکود بی‌سابقه اقتصادی، نقدینگی، بانکی، بیکاری، فقر و فاصله طبقاتی و تولید به وضعیت حادی رسیده و هر لحظه ممکن است کشور و مردم را با شرایط غیر قابل پیش‌بینی و مدیریت مواجه سازد.»

به نوشته احمدی‌نژاد، “فشار سنگین و بی سابقه اقتصادی، تبلیغی و عاطفی در کنار فشارهای سیاسی، روحی و روانی، بسیاری از مردم و خانواده‌ها را در معرض آسیب‌های جدی و در هم شکستگی قرار داده و فضای آینده را در ذهن عموم مردم به خصوص جوانان عزیز تیره ساخته … و شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است”.

از نظر منتقدان، احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری خود که با حمایت آیت‌الله خامنه‌ای همراه بود به دلیل طرح شعارهای تند در مورد مسائل منطقه‌ای و پرونده هسته‌ای زمینه مساعدی برای اعمال بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران ایجاد کرد. بخشی از وضعیتی که ایران اینک با آن روبروست پیامد آن سیاست‌ها و تحریم‌ها تلقی می‌شود.

تهاجم دوباره به قوه قضائیه

بخش دیگری از نامه محمود احمدی‌نژاد بر مناقشه اخیر او با قوه قضائیه متمرکز است. او در این باره نوشته است: «اصرار غیر عادی و غیر موجه و غیر قانونی بر مواضع شخصی و سیاسی و دخالت دادن آن مواضع در امر قضا و بهره‌برداری از قدرت قضایی در مناسبات سیاسی، شخصی و خانوادگی، فرصت رسیدگی و اصلاح وضع دستگاه قضایی و مراقبت از خطا و ظلم و تلاش برای حل مسائل اصلی کشور و احقاق حقوق مردم را از آن مقامات سلب کرده است.»

Ali Laridschani und Mahmud Ahmadinedschad (Fars) احمدی‌نژاد می‌گوید که مخالف خانواده لاریجانی‌ها و تسلط آنها بر قوای کشور است

احمدی‌نژاد کارنامه قوه قضائیه را سبب نارضایتی عمومی در کشور توصیف کرده و نوشته است: «وجود حدود ۱۷ میلیون پرونده که به معنای درگیر بودن اکثریت قاطع خانواده‌های ایرانی در دعواهای قضایی است، آیینۀ تمام‌نما و شفافی از وضع کشور و عملکرد دستگاه‌های گوناگون و به تنهایی دلیل و نشانه روشنی از وضع نابسامان و کار‌نا‌بلدی مقامات قضایی و اشکالات اساسی در آن دستگاه است. نارضایتی عمومی از وضع کشور و دستگاه قضایی بی‌سابقه و فریاد قاطبه مردم از بی‌عدالتی و روابط نادرست به آسمان است.»

حملات شدید محمود احمدی‌نژاد علیه قوه قضائیه با این انتقاد روبروست که دور دوم ریاست جمهوری او با سرکوب اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ قطعی شد و قوه قضائیه در این سرکوب‌ها نقشی محوری داشت.

بیشتر بخوانید: اعتراف دادستان سابق به ضرب و شتم و شکنجه معترضان سال ۸۸

ولی احمدی‌نژاد نه آن زمان و نه حالا انتقادی را متوجه کارنامه قوه قضائیه در آن مقطع نمی‌داند ولی حالا که این قوه در چارچوب دعوای قدرت میان بالایی‌ها تیغ را متوجه خود او و اطرافیانش کرده به انتقاد از آن روی آورده است.

بیشتر بخوانید: انتقاد شدید احمدی‌نژاد از رفتار قوه قضاییه با حمید بقایی

رئیس جمهور سابق که در دوران ریاست جمهوری‌اش با محدودیت و انسداد آزادی‌های فردی و اجتماعی مخالفتی جدی نکرد حالا می‌نویسد: «به بهانه‌های مختلف و با برخوردهای خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادی بیان بسته شده و گروهی اندک و چند خانواده مشخص تلاش دارند تا قدرت و مناصب اصلی برآمده از انقلابِ ملت را به طور انحصاری در خدمت خود و تثبیت حاکمیت جناح‌ها و باندهای ثروت و قدرت به کار گیرند.»

با توجه به تشدید مناقشه میان رئیس جمهور سابق و قوه قضائیه در هفته‌های اخیر احتمالا علنی‌شدن نامه او به خامنه‌ای محمل جدیدی برای بالاگرفتن این مناقشات خواهد بود.

No responses yet

Nov 28 2017

خامنه ای با احمدی نژاد چه کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: به نظر می رسد تنها راه حل ممکن برای حل مسئله احمدی نژاد، دستور حصر و حذف شخص اوست.

​علیرضا زاکانی، فعال اصولگرا بارها این خاطره را مرور کرده؛ احمدی نژاد به او گفته بود همه همت کنیم استخوان هاشمی را از گلوی انقلاب بکشیم بیرون. حالا خاطره یک فاجعه شده؛ استخوان احمدی نژاد در گلوی خامنه ای گیر کرده. راهی که احمدی نژاد رفته و برخوردی که خامنه ای داشته اما طولانی و پیچیده تر از این خاطره بازی ها بوده:

از اردیبهشت ۸۸ می شود به عنوان یک نقطه مناسب برای الگوی «پشت بلندگو» نام برد. در دعوای احمدی نژاد و ری شهری بر سر سازمان حج و زیارت، احمدی نژاد دوبار به نامه های خامنه ای بی توجهی کرد و به ناچار رهبر نامه علنی جداگانه به ری شهری نوشت که سازمان حج و زیارت به روال سابق اداره شود. خرداد۸۸ هم وقتی خامنه ای رنجش ناطق نوری و هاشمی از اتهامات احمدی نژاد را دید، در خطبه های نماز جمعه علنی از این دو حمایت کرد و گفت به احمدی نژاد هم تذکر داده و می داند که او به این تذکر توجه خواهد کرد. تیرماه ۸۸ وقتی بر سر معاون اول شدن مشایی جنگی در میان اصولگرایان درگرفت، احمدی نژاد به نامه مخفیانه رهبر بی اعتنایی کرد و دفتر خامنه از از طریق ابوترابی نامه را علنی کرد ولی احمدی نژاد تن نداد و به ناچار مشایی استعفا داد تا جنگ تمام شود. نمونه سوم فروردین۹۰ بود که احمدی نژاد در یک درگیری امنیتی، حیدر مصلحی را از وزارت اطلاعات برکنار کرد، تلاش های مخفیانه خامنه ای برای حل ماجرا فایده نداشت و رهبر به ناچار نامه علنی نوشت به مصلحی که به کارت ادامه بده. بهمن ۹۱ هم وقتی احمدی نژاد در مجلس نوار رشوه خواهی فاضل لاریجانی را پخش کرد، رهبر صادق لاریجانی را از موضع گیری تند و علنی نهی کرد ولی خودش علنی گفت کار احمدی نژاد غیرقانونی و غیرشرعی بوده، اظهاراتی که دل خیلی از احمدی نژادی ها را شکست. مهرماه ۹۵ هم وقتی خامنه ای متوجه شد توصیه اش درباره کاندیدا نشدن احمدی نژاد در انتخابات بی فایده است، از پشت بلندگو او را نهی کرد. کار برای احمدی نژاد تمام نشد ولی برای شورای نگهبان حجت تمام شد که با خیال راحت می تواند او را ردصلاحیت کند. بنابراین یک الگوی مهم برخورد خامنه ای با احمدی نژاد، از پشت بلندگو حرف زدن بوده است. برخورد احمدی نژاد اما با مسئله چطور بوده است؟ در ماجرای سازمان حج و زیارت سکوت کرد و پذیرفت، در ماجرای ناطق و هاشمی توجه ای نکرد، در ماجرای معاون اولی مشایی قصد داشت برود با خامنه ای مذاکره کند ولی استعفای مشایی مانعش شد، در ماجرای برکناری مصلحی خشمگین شد و رفت ۱۱ روز خانه نشینی کرد. قهرش ادامه داشت تا اینکه متوجه شد مجلس مصمم به برکناری اش است، به ناچار به دولت برگشت. در ماجرای افشاگری علیه خانواده لاریجانی وقعی به حرف رهبری ننهاد و مسیرش را رفت و در ماجرای کاندیداتوری مجلس هم چنین کرد و کاندیدا شد.

مدل دوم را می توان «سکوت و تماشا» نام نهاد. خرداد ۹۰ هنگامی که امام جمعه کاشان فاش کرد خامنه ای به فرمانده سپاه گفته مشایی را بازداشت نکند ولی دم نیروهای او را بچیند، مشخص شد رهبری به یک مدل دیگر هم برای مهار احمدی نژاد تن داده است. از آن دوران تاکنون، بسیاری از حلقه احمدی نژاد بازداشت و ردصلاحیت و حاشیه نشین شده اند: محمدشریف ملک زاده، اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر، محمدرضا رحیمی، سعید مرتضوی، بهمن شریف زاده، عبدالرضا داوری، عباس امیری فر، آزاده اردکانی و …. ابوالقاسم فقیه، مسعود زریبافان و … هم پرونده باز دارند، مانند خود احمدی نژاد. برخی روزنامه نگاران و مدیران پایین دستی هم قربانی شدند. روش معمول خامنه ای در مقابل مجموعه این تحولات معمولا سکوت بوده، یک بار با تلاش شاهرودی ملک زاده از زندان رهایی یافت و بار دیگر با دخالت خامنه ای، بقایی از انفرادی نجات داده شد ولی برآیند کلی رفتار خامنه ای در قبال حذف و لاغرتر شدن شبکه سیاسی احمدی نژاد، سکوت بوده است و رضایت نسبی. برخورد احمدی نژاد با این مدل، از همان ابتدا اعتراض و انتقاد به قوه قضاییه و سازمان اطلاعات سپاه بوده، نامه به خامنه ای هم نوشت، با شاهرودی رایزنی کرد، برای ردصلاحیت مشایی به دیدار خامنه ای هم رفت ولی با بی فایده بودن نامه نگاری ها و دیدارها، شروع کرد به نامه نوشتن به مردم، افشاگری تصویری و تشویق یارانش به اعتراض و بست نشینی.

مدل سوم اما یک مدل محدود است. صدور حکم عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص در مرداد۹۲ و تمدید این عضویت در مرداد۹۶، تداوم دعوت احمدی نژاد به جلسات و برنامه های دفتر رهبر و حمایت گاه و بیگاه از برخی برنامه های دولت احمدی نژاد و ناتوانی قوه قضاییه در به ثمر رساندن پرونده های شخص محمود احمدی نژاد، نشان می دهد هنوز رشته علاقه ای باقی مانده که نمی خواهد سرانجام دوگانه احمدی نژاد – خامنه ای، دستور حذف و حصر علنی باشد. پای آبروی سیاسی خود خامنه ای هم در میان است. او ۱۴سال پیش از بوی خوش خدمت احمدی نژاد گفت و بالایش کشید. به همین دلیل بود که به تعبیر محمد یزدی، دوسال آخر ریاست جمهوری اش، احمدی نژاد را تحمل کرد؛ مجبور بود. یک ملاحظه مهم دیگر هم هست. متاثر از همان حمایت ها و تعاریف دیرینه خامنه ای، در این سال ها، یک همپوشانی سیاسی سبد رای و حمایت اجتماعی خامنه ای و احمدی نژاد به وجود آمده است. یک تحلیل گر اصولگرل در وب سایت الف به تازگی نوشته: «پایگاه اجتماعی افراد برای رهبری امت بسیار با اهمیت است … احمدی نژاد هنوز فرشته آرمانی هواداران و حامیان بسیاری است. یک شبه و به یک دستور سیاسی حذف نمی شود … به این آدم باید فرصت داد تا بیشتر شناخته شود … هر چقدر دور شود، بیشتر شناخته می شود و پروژه حذف خودبه خودی صورت می گیرد، نه به صورت خشن و فیزیکی.» مشابه همین ایده را هم خامنه ای درباره حصر موسوی و کروبی داشت. حامیان رهبر بارها توضیح داده اند او مخالف دادگاهی شدن موسوی و کروبی بود، می گفت باید توسط مردم محکوم شوند، بدنه را از راس جدا کنیم، خودشان حذف می شوند. با این حال، تحرکات احمدی نژاد این مدل را قطعا ناکام می گذارد. حجم فعالیت گسترده ای که او علیه صادق لاریجانی صورت داده، دقیقا برای جلوگیری از حذف شدن خودش است. او می خواهد مانع از رئیس جمهور شدن علی لاریجانی شود و مخالف رهبر شدن صادق لاریجانی است و با دست گذاشتن بر یکی از تاریک ترین نقاط جمهوری اسلامی یعنی دستگاه قضایی و افشاگری های گاه به گاه خودش و یارانش علیه سایر اجزای نظام کماکان می تواند به حفظ ارتباط خود با بدنه حامی اش امیدوار باشد و خودبخود حذف نمی شوند. در این میان برخی با علم به اینکه از هر طرف لاریجانی و احمدی نژاد که کشته شود، به سود همه است، بدشان نمی آید این جنگ ادامه داشته باشد. ماندن جنگ در سطح لاریجانی – احمدی نژاد به سود خامنه ای هم هست. پشت بلندگو آمدن خامنه ای و نهی و مقابله علنی، جنگ را از دوگانه احمدی نژاد- لاریجانی به احمدی نژاد- خامنه ای تبدیل می کند و نتیجه هرچه شود، تف سربالاست ولی مشکل اینجاست که با توجه به سوابق سرتق بودن احمدی نژاد و شلوغ بازی های رسانه ای اش، مشخص نیست مدل فعلی برخورد با احمدی نژاد یعنی حذف بدنه سیاسی و تنهاکردن او چقدر موثر باشد. به نظر می رسد تنها راه حل ممکن برای حل مسئله احمدی نژاد، دستور حصر و حذف شخص اوست. سفره پر از زخم، چرک، فساد و ریایی که خامنه ای پهن کرد، جز با این روش پرهزینه و پرحاشیه جمع نمی شود، مثل خیلی سفره های دیگر.

No responses yet

Nov 09 2017

نفاق رهبری با اهل سنت؛ با دستور آیت‌الله خامنه‌ای، استاندار سیستان‌‌و بلوچستان تغییر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

آمدنیوز: با فشار و دستور رهبر جمهوری اسلامی به حسن روحانی، استاندار سیستان‌وبلوچستان تغییر کرد.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، در آخرین دیدار رهبر جمهوری اسلامی با حسن روحانی رئیس‌جمهور، آیت‌الله خامنه‌ای به وی دستور داد هر چه سریع‌تر «علی اوسط هاشمی» استاندار سیستان‌وبلوچستان را تغییر دهد.

آیت‌الله خامنه‌ای دلیل لزوم این تغییر را «نزدیکی بیش از حد اوسط هاشمی به اهل سنت و مولوی عبدالحمید» رهبر اهل سنت ایران ذکر کرده و این نزدیکی وی را «بیش از حد» و «خلاف مصالح نظام» نامیده است.

حسن روحانی رئیس‌جمهور که از عملکرد آقای «اوسط هاشمی» در زمان تصدی استانداری سیستان‌وبلوچستان رضایت داشته، از رهبری درخواست کرده که وی را در استان‌های سنی‌نشین دیگری چون استان کردستان به کار گیرد که آیت‌الله خامنه‌ای انتصاب «اوسط هاشمی» در هر استان سنی‌نشین دیگر مخالفت کرده است.

از اقدامات تحسین‌برانگیز «علی اوسط هاشمی» در مدیریت استانداری سیستان‌و بلوچستان می‌توان موارد زیر را برشمرد:

۱- ايجاد وحدت و همدلی ميان سنی‌ها و شيعيان با رفت‌وآمدهای مكرر در مراسم طرفين،

۲- كاهش تنش‌های فزاينده ميان بلوچ‌ها و سيستانی‌ها كه توسط استانداران قبلی و نيروهای زير نظر آیت‌الله خامنه‌ای پديد آمده بود،

۳- تعيين تعدادی از تحصيل‌كردگان و فعالان مدنی بلوچ به عنوان فرماندار و بخشدار،

۴- انتخاب مشاور مولانا عبدالحميد «باقر كرد» به عنوان معاون استاندار،

۵- انتخاب مشاور خبری مولانا عبدالحميد و روزنامه‌نگار سرشناس بلوچ، «محمود براهویی‌نژاد» به عنوان مشاور خبری استانداری و همراه در سفرها،

۶- واگذاری تعدادی از پست‌های اداری در سطح استان به فعالان مدنی بلوچ،

۷- واگذاری یک قطعه زمين بزرگ برای عيدگاه اهل سنت در زاهدان به مولوی عبدالحميد پس از ۳۹ سال عمر جمهوری اسلامی،

۸- حضور در مراسم مذهبی اهل سنت و شركت در نماز جمعه‌ها در سطح استان،

۹- حضور هيئت دولت برای اولين‌‌بار در استان سیستان‌و بلوچستان،

۱۰- ايجاد روابط با ايالت‌های هم مرز در افغانستان و پاكستان،

۱۱- اعزام مولوی عبدالحميد به كنفرانس اسلامی در مكه برای ميانجيگری ميان ايران و سعودی،

۱۲- تسهيل و همكاری در مراسم بزرگ ختم بخاری زاهدان و كم كردن فشار اطلاعات سپاه بر مسوولان مراسم

بر اساس همین دستور، ساعتی قبل مراسم تودیع و معارفه استاندار سیستان و بلوچستان با حضور مولوی عبدالحمید برگزار شد.

مولوی وی عبدالحمید در این مراسم، علی اوسط هاشمی را از «مدیران موفق کشور» دانست و گفت: «جناب آقای هاشمی از مدیران موفق و باهوش کشور هستند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیریتی ایشان در دوران استانداری، احترام به مردم و حرمت‌ قائل‌بودن به علما و معتمدین بود؛ این سیاست، سیاست بسیار هوشمندانه‌ای بود؛ سفرهای ایشان به مناطق مختلف استان و دیدار با افراد متنفذ هر منطقه‌ای نمونه‌ای از احترام به مردم بود.»

چندی قبل رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به نامه‌ی مولوی عبدالحمید نوشت: «همه‌ی ارکان جمهوری اسلامی موظفند بر اساس معارف دینی و قانون اساسی هیچ‌گونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی روا ندارند. ما هم به جد معتقدیم همه باید با هم در کنار هم و در صفوف فشرده و واحدی به سربلندی و عزت ایران اسلامی بیندیشند و در راه آن تلاش کنند و اجازه ندهند دشمنان این ین مرز و بوم و خناسان وابسته به این و آن، در این صف واحد تفرقه افکنده و کارشکنی کنند.»

به نظر می‌رسد اعمال رهبری با سخنان وی در جامعه کاملا متناقض است؛ اعمالی که روحانیون و علمای دینی برای آن واژه «نفاق» را به کار می‌برند، مدت زیادی است که دامن‌گیر رهبر جمهوری اسلامی شده است.

سؤالی جدی که مدت‌هاست بسیاری از مردم کوچه و بازار آن را مطرح می‌کنند آن است که وقتی رهبری در کوچک‌ترین امور کشور دخالت می‌کند و جلوی بسیاری از روندهای مدیریت معقول کشور را می‌گیرد، چرا در برابر هیچ‌ ارگان و نهاد قانونی کشور پاسخ‌گو نیست و حتی در طول رهبری ۲۸ ساله‌ی خود با یک خبرنگار هم گفت‌وگو نکرده و به تریبون یک‌طرفه علاقه داشته است؟ آیا نباید مسبب اصلی ویرانی و فساد گسترده‌ی سیستماتیک کشور را شخص آیت‌‌الله علی خامنه‌ای دانست؟

No responses yet

Nov 06 2017

آیا خامنه ای در پرونده سپنتا نیکنام دخالت می کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: علی لاریجانی، رئيس مجلس پیش از این خبر داده بود که ممکن است موضوع را در هیات حل اختلاف قوای سه گانه پیگیری کند. با این حال، رسیدگی به این موضوع در این هیات نیازمند دستور آیت الله خامنه ای است

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران خبر داده که برای حل مشکل سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد که با تصمیم شورای نگهبان از حضور در شورای شهر منع شده، با صادق و علی لاریجانی، روسای قوه قضاییه و مجلس دیدار کرده و «همه مباحث با رئیس جمهور نیز در میان گذاشته شد و ایشان هم پیگیر موضوع هستند.» او از موافقت روسای قوای مقننه و قضاییه با نظر دولت خبر داده است.

امروز روزنامه فرهیختگان به نقل از معصومه ابتکار، معاون امور زنان رئيس جمهور خبر داده بود که حسن روحانی نامه ای در این زمینه به علی خامنه ای نوشته ولی ابتکار این خبر را تکذیب کرده است. با این حال، یکی از مهم ترین راه حل ها همین است. آیت الله خامنه ای می تواند در این زمینه مستقیما دخالت کند و یا موضوع را به نهادهای میانجی ارجاع دهد.

علی لاریجانی، رئيس مجلس پیش از این خبر داده بود که ممکن است موضوع را در هیات حل اختلاف قوای سه گانه پیگیری کند. با این حال، رسیدگی به این موضوع در این هیات نیازمند دستور آیت الله خامنه ای است.

بر اساس حکم رهبر جمهوری اسلامی که مستند به بند ۷ اصل ۱۱۰ قانون اساسی است، هیات حل اختلاف می تواند در «زمینه حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه» فعالیت کند ولی سابقه ورود این هیات به ماجرای مینو خالقی، نماینده منتخب مردم اصفهان که توسط شورای نگهبان مجددا ردصلاحیت شد، نشان داد که در عمل محدوده فعالیت های این هیات فراتر از محدوده قوای سه گانه است.

اما طبق بند ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، یکی از وظایف و اختیارات رهبر، «حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام» است. چند نفر از اعضای مجمع تشخیص نیز در روزهای گذشته خواستار بررسی این پرونده در مجمع تشخیص شده بودند.

جایگاه قانونی مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بر اساس اصل ۱۱۲ بر حل اختلافات بین مجلس و شورای نگهبان استوار شده و از این نظر جایگاه قانونی مهم تری نسبت به هیات حل اختلاف قوای سه گانه دارد. با این حال، مشخص نیست مکانیسم ارجاع این موضوع به مجمع مشخص نیست. ورود مجمع نیازمند مقدماتی است، از جمله اینکه مجلس مصوبه ای داشته باشد، شورای نگهبان مصوبه را تایید نکند، مجلس بر نظر خود اصرار کند و مصوبه را به مجمع بفرستد. در مورد سپنتا نیکنام چنین وضعیتی وجود ندارد. او با رای دیوان عدالت اداری که مستند به نظر تفسیری شورای نگهبان است، از عضویت در شورای شهر یزد معلق شده است. در واقع، باید مجلس مصوبه خاصی در این زمینه داشته باشد و شرایطی فراهم کند تا این مصوبه در مجمع تصویب شود و سپس با استناد به این مصوبه بتواند راه بازگشت سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد را هموار کند. در روزهای گذشته، رسانه ها خبر دادند که علی لاریجانی برای تامین نظر شورای نگهبان در حال پیگیری برای تغییراتی در قانون انتخابات شوراهاست. ممکن است او بخواهد مصوبه ای مطابق میل شورای نگهبان نهایی کند ولی عطف ماسبق نشود تا سپنتا نیکنام هم در شورا باقی بماند. این یک راه حل موقت است که سپنتا نیکنام را نجات می دهد ولی بقیه اقلیت ها را قربانی می کند. اما در این زمینه،

یک راه میانبر این است که رهبر جمهوری اسلامی موضوع را به عنوان یک معضل به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع بدهد. تاکنون هیچ نشانه ای مبنی بر میل رهبر جمهوری اسلامی به دخالت مستقیم یا غیرمستقیم در این زمینه مشاهده نشده است. اعلام علنی و تاکید بر موضوع لغو عضویت سپنتا نیکنام توسط محمد یزدی، عضو شورای نگهبان و رئیس مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، رای اکثریت فقهای شورای نگهبان، اصرار احمد جنتی بر اجرای این حکم و دفاع تلویزیونی دو عضو شورای نگهبان از این تصمیم، مواردی هستند که کار برای دخالت رهبر دشوار کرده اند.

یک راه دیگر تصمیم دولت است. رای دیوان عدالت اداری توسط فرمانداری ابلاغ شده است. فرمانداری می تواند به عنوان نماینده دولت این ابلاغیه را پس کند و با استناد به برخی نظرات حقوقدان اعلام کند که دیوان عدالت اداری را واجد صلاحیت رای دادن در این زمینه نمی داند. این کار دولت را به طور مستقیم با دیوان عدالت اداری درگیر می کند. تاکنون نشانه ای از سوی رئيس جمهور یا وزیر کشور مشاهده نشده که قائل به دخالت در این زمینه هستند.

یک راه حل ساده تر اما این است که دیوان عدالت اداری از دستور خود که یک دستور موقت است، عدول کند. طبق ماده ۴۰ قانون تشکیلات دیوان عدالت اداری، «در صورت حصول دلایلی مبنی بر عدم ضرورت ادامه اجرای دستور موقت، شعبه رسیدگی کننده نسبت به لغو آن اقدام می نماید.» رئیس و قضات دیوان عدالت اداری توسط رئیس قوه قضاییه منصوب می شوند. در روزهای گذشته اعلام شده که صادق لاریجانی از نظر سیاسی و مصلحت نظام، موافقتی با نظر شورای نگهبان درباره سپنتا نیکنام ندارد ولی به نظر نمی رسد او قصد ندارد با پیگیری برای لغو موقت دستور دیوان عدالت اداری، به طور مستقیم مقابل شورای نگهبان قرار گیرد.

با وجود این پیچیدگی ها، امروز عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرده «اگر هر مرجع دیگری صلاحیت ورود به مساله آقای نیکنام را داشته باشد و طبق قانون مصلحتی را تشخیص دهد، شورای نگهبان تابع است.» این اظهار آمادگی می تواند نشانه این باشد که با دستور رهبر جمهوری اسلامی راه برای ورود نهادهای میانجی مثل هیات حل اختلاف قوای سه گانه یا مجمع تشخیص مصلحت باز شده و یا اینکه شورای نگهبان هم بدش نمی آید که برای رهایی از فشار سیاسی موجود، زودتر از بار پرونده سپنتا نیکنام خلاص شود. با این حال، آنها انتظار دارند شان شان رعایت شود و بدین سبب تن به نظر وزارت کشور و یا مجلس نمی دهند. دخالت مستقیم یا غیرمستقیم رهبر جمهوری اسلامی تنها گزینه ای است که می تواند محمد یزدی و احمد جنتی را از خر شیطان پیاده کند.

No responses yet

Nov 04 2017

معصومه ابتکار از نامه رئیس‌جمهوری به آیت‌الله خامنه‌ای در باره سپنتا نیکنام ابراز بی‌اطلاعی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: در حالی که روزنامه فرهیختگان از قول معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهوری ایران ارسال نامه از سوی حسن روحانی به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران در مورد سپنتا نیکنام را تائید کرده اما خانم ابتکار در توییتر خود از چنین نامه‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

سپنتا نیکنام، نماینده منتخب شورای شهر یزد است که فقه‌های شورای نگهبان طبق تفسیر خود از قوانین جلوی فعالیتش را تا کنون گرفته‌اند.

در مصاحبه‌ای که روزنامه فرهیختگان منتشر کرده، خانم ابتکار گفته است آقای نیکنام که دوره قبل هم عضو شورای شهر یزد بوده، “وظایف خود را به خوبی انجام داده است. از نظر مردم مسلمان یزد یک فرد باکفایت شناخته شده و رای به ایشان دادند و به نظر من این مساله خیلی باید با درایت حل شود.”

خانم ابتکار به دنبال انتشار این مصاحبه در توییتر خود نوشته است که به خبرنگار فرهيختگان گفته است از نامه آقای روحانی به آقای خامنه‌ای در این باره خبری ندارد و خبر منتشر شده را تکذیب کرده است.

جلوگیری از فعالیت سپنتا نیکنام با مخالفت‌های زیادی رو‌به‌رو شده و رئیس مجلس ایران، این اقدام را “غیر قانونی” دانسته و گفته است شورای نگهبان نمی‌تواند با خلاف شرع تشخیص دادن قانون مصوب، “کشور را به هم بریزد.”

شماری از اعضای دولت در این زمینه اظهارنظر کرده‌اند اما آقای روحانی تا کنون به طور مستقیم در این باره سخنی نگفته است.

اگر چه اسفندیار اختیاری نماینده زرتشتیان درمجلس شورای اسلامی گفته است طی دیداری با حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران از موضوع سپنتا نیکنام اظهار ناراحتی کرده است.

خانم ابتکار در مصاحبه خود گفته است زرتشتیان بر اساس قانون اساسی از حقوقی که در قانون اساسی آمده برخوردار هستند.

خانم ابتکار که معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده است، گفته است “نباید کاری کنیم که مشکل ایجاد شود.”

شماری در ایران از احتمال بررسی این موضوع در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داده‌اند اما خانم ابتکار به روزنامه فرهیختگان گفته است در این باره هنوز “تصمیم قطعی گرفته نشده است.”

فقیهان شورای نگهبان قانون اساسی می‌گویند سپنتا نیکنام به دلیل زرتشتی بودنش حق نمایندگی در شورای شهر یزد را ندارد.

این در حالی است که قانون انتخابات ایران، که به تایید شورای نگهبان هم رسیده است، در تبصره‌ای پذیرفته که پیروان پذیرفته‌شده ادیان به رسمیت شناخته شده در ایران هم اجازه نامزدی داشته باشند.

No responses yet

Nov 02 2017

رهبر ایران: خراب کردن برجام، نهایت خباثت آمریکا است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبرایران، آمریکا را متهم کرده که برای خراب کردن نتیجه مذاکرات هسته‌ای، نهایت خباثت را به عمل می‌آورد.

آقای خامنه‌ای گفته است کوتاه آمدن در برابر آمریکایی‌ها، آنها را “جری و گستاخ” می‌کند. او خواهان “مقابله و ایستادگی” در برابر آمریکا شده است.

رهبر ایران امروز پنجشنبه یازده آبان به مناسبت روز ۱۳ آبان که در ایران روز مبارزه با استکبار جهانی خوانده می‌شود با دانش‌آموزان و دانشجویان دیدار کرده است.

آقای خامنه‌ای گفته است نسل جوان ایران برای رسیدن به نقطه مطلوب، “نیازمند شناخت دشمن اصلی و خبیث ملت ایران یعنی آمریکا است.”
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران حق نشر عکس khamenei.ir
Image caption رهبر ایران از افرادی که خواهان کوتاه آمدن برابر آمریکا هستند انتقاد کرده است

رهبر ایران گفته است فراموش نکردن آمریکا به عنوان دشمن اصلی، “شرط اصلی تداوم مسیر خوش عاقبت آینده ایران است.”

رهبر ایران گفته است دشمنان از روش‌هایی مانند ترویج فحشا، مواد مخدر و بازی‌های گمراه‌کننده رایانه‌ا‌ی برای انحراف نسل جوان استفاده می‌کنند.

او در عین حال خاطرنشان کرده دشمنی‌های زورگویان جهانی “تا کنون هیچ تاثیری نداشته و آنها نتوانسته‌اند هیچ غلطی بکنند.”

رهبر ایران همچنین به اظهارنظر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از اعلام سیاست‌های جدید این کشور در قبال ایران واکنش نشان داده است.

آقای ترامپ ملت ایران را “یک ملت تروریست مانند معدودی دیگر” خوانده بود.

آقای خامنه‌ای این سخنان آقای ترامپ را “ابلهانه” خوانده و گفته است این حرف نشان می‌دهد “آمریکایی‌ها نه فقط با رهبری و دولت ایران دشمنند بلکه با اصل وجود ملتی که خستگی‌ناپذیر در مقابل آنها ایستاده، خصومت و کینه‌ورزی می‌کنند.”

رهبر ایران همچنین از افرادی که خواهان کوتاه آمدن برابر آمریکا هستند انتقاد کرده و گفته است تجربیات تاریخی از جمله ماجرای دکتر مصدق نشان می‌دهد آنها “حتی به کسانی که به آنها امید می‌بندند، رحم نمی‌کنند.”

آقای خامنه‌ای گفت : آمریکایی‌ها حتی به امثال دکتر مصدق هم راضی نمی‌شوند، آنها “نوکر، توسری‌خور و سرسپرده” می‌خواهند تا “مثل دوران محمدرضا پهلوی بر کشور مهم و پرمنفعت ایران حکومت کنند.”

No responses yet

Oct 31 2017

حسین فدایی، جایگزین ناطق نوری در دفتر بازرسی رهبر ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: گزارش ها حاکی است که علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در حکمی حسین فدایی، از چهره های اصولگرا را به عنوان رییس دفتر بازرسی خود منصوب کرده است.

به گزارش روز دوشنبه هشتم آبان خبرگزاری ایسنا، در این حکم علی خامنه ای از«زحمات»‌ علی اکبر ناطق نوری تشکر کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی در ۱۷ دیماه سال ۱۳۶۸ علی اکبر ناطق نوری را به عنون رییس دفتر خود منصوب کرد.

دفتر بازرسی رهبر جمهوری آن گونه که خود به هنگام انتصاب علی اکبر ناطق نوری نوشته است کار «رسیدگی‌ و تفحص‌ در امور کارگزاران‌ و مجریان‌» را به عهده دارد.وی همچنین از این‌ دفتر به‌ «عنوان‌ آخرین‌ مرجع ‌شکوه‌ و دادخواهی‌» یاد کرده است.

خبر استعفای ناطق نوری از ریاست دفتر بازرسی رهبر را خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز ۲۸ اردیبهشت سال جاری به نقل از یک منبع آگاه منتشر کرد و نوشت که ناطق نوری مدتی پیش و پس از آن که «تصمیم گرفت در دفاع از حسن روحانی سخنرانی کند» از این سمت استعفا کرده است.

علی اکبر ناطق نوری از اعضای ارشد جامعه روحانیت مبارز و رقیب محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ بود.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اما خبرهایی درباره حمایت او از میرحسین موسوی، نامزد اصلاح‌طلبان منتشر شد.

حسین فدایی سابقه حضور در مجلس هفتم و هشتم مجلس از حوزه انتخابیه تهران را دارد. وی در دهه ۱۳۶۰ در جناح راست گروه مجاهدین انقلاب اسلامی حضور داشت.

حسین فدایی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و دوران اصلاحات از اعضای اصلی «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» بود.

وی در گفت وگویی با خبرگزاری تسنیم گفته است بعداز اعترضات دانشجویی در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۷ پس از دیدار با علی خامنه ای و ابراز نگرانی وی از روند امور،تصمیم به تشکیل «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» گرفته شد.

حسین فدایی اضافه کرده است که وی به همراه علی اکبر ناطق نوری،احمد توکلی، محمدرضا باهنر و حبیب الله عسگراولادی اعضای شورای مرکزی« شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» را تشکیل می دادند.

حسین فدایی از سال ۱۳۷۵ تا سال جاری دبیر کل جمعیت ایثارگران بود. وی شهریورماه سال جاری از دبیرکلی این جمعیت کناره گیری کرد.

No responses yet

Oct 17 2017

آیت‌الله خامنه‌ای ۱۰ گزینه پیشنهادی وزارت علوم را رد کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: یک روز پس از آن که علی مطهری نماینده مجلس از تعلل حسن روحانی در معرفی وزیر علوم انتقاد کرد و از او خواست تا «منتظر اعلام رضایت دیگران نباشد»، محمود صادقی، دیگر نماینده مجلس، از دفتر رهبر جمهوری اسلامی تقاضا کرد تا «برای رفع شبهات در خصوص نحوه هماهنگی رییس‌جمهوری با رهبری در انتخاب وزیر علوم توضیح دهد».

بنابر اظهار مسئولان ذیربط، رئیس جمهور تاکنون بیش از 10 گزینه برای وزارت علوم معرفی کرده که موردتأیید رهبری قرار نگرفته اند! https://t.co/9LAKoD2YQG

— محمود صادقی (@mah_sadeghi) October 17, 2017


محمود صادقی پیش از آن خبر داده بود که «بنابر اظهار مسئولان ذیربط، رییس‌جمهوری تاکنون بیش از ۱۰ گزینه برای وزارت علوم معرفی کرده که مورد تأیید رهبری قرار نگرفته‌اند!»

بنابر اظهار مسئولان ذیربط، رئیس جمهور تاکنون بیش از 10 گزینه برای وزارت علوم معرفی کرده که موردتأیید رهبری قرار نگرفته اند! https://t.co/9LAKoD2YQG

— محمود صادقی (@mah_sadeghi) October 17, 2017


روز دوشنبه ۲۴ مهرماه نیز علی مطهری، نایب رییس مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا از پایان مهلت دو هفته‌ای رییس‌جمهوری برای اعلام گزینه وزارت‌خانه‌های علوم و نیرو خبر داده بود.

وی علت طولانی شدن معرفی وزیر علوم را «روش حسن روحانی» در انتخاب وزیر دانسته و گفته بود: «ایشان می‌خواهد رضایت همه نهادها را جلب کند و چنین چیزی ممکن نیست».

آقای مطهری تاکید کرده بود که در این شیوه «در واقع حق مجلس ضایع می‌شود».

به گفته نایب رییس مجلس ایران، «تنها نهادی که باید نظر بدهد، مجلس است. رییس‌جمهوری باید گزینه پیشنهادی خود را معرفی کند و مجلس باید نظر بدهد».

علی مطهری همچنین گفت: «آقای احمدی‌نژاد در این‌گونه موارد مستقل‌تر عمل می‌کرد و کمتر اجازه دخالت می‌داد».

رئیس دانشگاه بوعلی سینا، گزینه احتمالی وزارت علوم

اعتراض نمایندگان مجلس پس از آن بالا گرفت که رایزنی‌ها در مورد انتخاب رضا فرجی دانا و ضیاء هاشمی (سرپرست موقت وزارت علوم) به نتیجه نرسید.

محمود صادقی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس روز سه‌شنبه به خبرگزاری ایلنا گفت: «ما هرچه با مجموعه دولت، حوزه ریاست‌جمهوری و معاون اول در ارتباط با انتخاب فرجی دانا به عنوان گزینه پیشنهادی وزیر علوم رایزنی، پیگیری و اصرار کردیم، نتیجه نداد و دوستان از این گزینه‌ عبور کردند».

آقای صادقی به عنوان «محتمل‌ترین گزینه پیشنهادی وزیر علوم» از منصور غلامی، رییس دانشگاه بوعلی سینا همدان، نام برده و گفته که باید عملکرد چند سال گذشته او «از بعد کارآمدی، فرهنگی و رویکرد سیاسی» بررسی شود.

با این که محمود صادقی از منصور غلامی به عنوان گزینه قطعی وزارت علوم خبر داده است، بهروز نعمتی، سخنگوی هیات رئیسه مجلس گفته است: «تاکنون گزینه‌ای به صورت رسمی به مجلس برای این دو وزارتخانه معرفی نشده است».

به گفته آقای نعمتی، «منصور غلامی» رییس دانشگاه بوعلی‌سینا همدان به‌ عنوان وزیر پیشنهادی علوم و «رضا اردکانیان» عضو هیات‌ علمی دانشگاه شریف به‌ عنوان وزیر پیشنهادی نیرو مطرح هستند اما «دولت به صورت رسمی تاکنون کسی را معرفی نکرده است».

بهروز نعمتی پیش‌بینی کرده که «احتمالا هفته آینده» گزینه‌های پیشنهادی رییس‌جمهوری برای این دو وزارتخانه به مجلس معرفی خواهند شد. ​

No responses yet

Sep 29 2017

پدیده دست‌کاری فتوشاپی در تاریخ جنگ ایران و عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: عکس روی جلد کتاب ششم دبستان با فتوشاپ تغییر کرده تا پوستر آیت الله خمینی در سمت چپ ورودی مسجد جامع خرمشهر به پوستری از آیت الله خامنه ای تبدیل شوددر روزهای گذشته، برملا شدن دستکاری در عکسی از روز بازپس گیری خرمشهر در کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان، بار دیگر موضوع نحوه روایت جنگ ایران و عراق در منابع رسمی را خبرساز کرد.

در روی جلد این کتاب، چند کودک با پس زمینه‌ای از نمادهای تاریخ و جغرافیای ایران، دورتا دور عکس مشهور تعدادی از رزمندگان ایرانی در مقابل مسجد جامع خرمشهر دیده می‌شوند. در عکس واقعی خرمشهر -که از قضا در صفحات داخلی کتاب وجود دارد- رزمندگان عکس‌های آیت الله خمینی را در دو سمت چپ و راست ورودی مسجد آویزان کرده‌اند. عکس روی جلد کتاب ششم دبستان اما، با فتوشاپ تغییر کرده تا پوستر سمت چپ ورودی مسجد، به پوستری از آیت الله خامنه‌ای تبدیل شود.

بزرگنمایی نقش آیت الله خامنه‌ای در زمان جنگ ایران و عراق، البته قابل فهم است و رد پای آن، حتی در زندگی نامه رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز دیده می‌شود. مثلا این زندگی نامه، از “حضور مستقیم” آقای خامنه‌ای در عملیات شکستن حصر آبادان خبر می‌دهد که ایجاد کننده تصور -نادرست- حضور فیزیکی در محل عملیات است.

اما علی‌رغم بی سابقه نبودن چنین رویه‌هایی، وقتی دامنه دستکاری در مستندات تاریخی به کتاب‌های درسی گسترش می‌یابد، موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار می‌شود و این در حالی است که نمونه‌های این دستکاری نیز، کمیاب نیستند. مثلا بعد از انتخابات ۱۳۸۸، تلاشی برای حذف میرحسین موسوی از اسناد تاریخی صورت گرفت که نشانه‌های آن، در برخی از کتاب های درسی مدارس هم مشاهده شد. تا جایی که در کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سوم راهنمایی (نظام قدیم) در سال ۱۳۹۰، عکسی از کابینه محمدعلی رجایی که پیشتر در همین کتاب وجود داشت تقطیع شد تا میرحسین موسوی از جمع وزرای کابینه حذف شود.

بیشتر بخوانید:

  • پاسخ‌های ارتش ایران به اتهام ‘ناکارآمدی در جنگ با عراق’
  • چرا آیت الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر ‘شکست’ در جنگ شد؟
  • اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران

در تابستان ۱۳۸۹، پژوهشنامه انجمن ایرانی تاریخ مقاله‌ای به قلم منصوره کریمی قهی را با موضع “آسیب شناسی تأثیر تحولات سیاسی بر محتوای کتاب های درسی تاریخ معاصر” منتشر کرد که در آن، نمونه‌هایی از تغییر موضوعات تاریخی بنا بر مصلحت‌های سیاسی یادآوری شده بود. حتی تا این حد که در کتاب تاریخ سال سوم متوسطه سال ۱۳۸۶، یک درس کامل بـه امتیازات تحمیل شده به ایران از سوی به قدرت‌های استعماری اختصاص یافته بود، بدون آنکه ذکری از امتیازات واگذار شده به روسیه به میان آید.

در چنین فضایی از تاثیرپذیری کتاب های درسی از اولویت های سیاسی، تعجبی ندارد که موضوع مهمی چون تاریخ جنگ ایران و عراق نیز، همواره یکی از موضوعات تحریف در کتاب‌های درسی ایران بوده است.

به عنوان نمونه، در کتاب تاریخ معاصر سوم دوره متوسطه (چاپ ۱۳۹۱)، نوشته علی اکبر ولایتی و دیگران، در توضیح علت ادامه جنگ با عراق، دلیل عجیبی ذکر شده که حتی سرسخت ترین فرماندهان مدافع ادامه جنگ هم نیز مدعی آن نبوده‌اند. به نوشته این کتاب: “در آن صورت [در صورت پایان جنگ] ممکن بود، مانند سال‌های جنگ‌های اول و دوم جهانی که به بهانه هجوم نیروهای انگلیسی از جنوب، روس‌ها هم از شمال حمله می‌کردند، شوروی‌ها هم به بهانه حفظ امنیت مرزهای جنوبی خود، شمال ایران را تصرف کنند.”

جعفر شیرعلی‌نیا محقق تاریخ جنگ، در ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ به بخش های دیگری از همین کتاب -که همچنان در مدارس تدریس می‌شود- اشاره کرده که حاوی غلط‌های تاریخی متعدد است. غلط‌هایی که بعضی از آنها ممکن است سهوی باشند اما برخی دیگر، به طور مشخص مرتبط با حیطه مسئولیت نویسنده اصلی کتاب تاریخ یعنی آقای ولایتی وزیر خارجه زمان جنگ است.

بیشتر بخوانید: اگر ایران قطعنامه ۵۹۸ را یک سال زودتر پذیرفته بود

مثلا در کتاب آمده است: “در عرصه سیاسی و بین المللی، وزارت خارجه نوپای جمهوری اسلامی با اقدام های روشنگرانه خود به تدریج متجاوز بودن دولت حاکم بر عراق را به دنیا قبولاند. در تیرماه ۶۷ در قطعنامه ی ۵۹۸ سازمان ملل متحد، برای نخستین بار پس از هفت سال از شروع جنگ، دو خواسته ایران مورد توجه قرار گرفت: عقب نشینی به مرزهای بین المللی پس از آتش بس و تعیین متجاوز. در نتیجه ایران قطعنامه را پذیرفت.”

گذشته از غیردقیق بودن ادعای تاکید قطعنامه بر تعیین “متجاوز” و نادرستی زمان ادعایی “صدور” قطعنامه ۵۹۸ که در تیر ۱۳۶۶ بوده – و نه چنانچه در کتاب تاریخ دبیرستان آمده تیرماه ۱۳۶۷ -آقای ولایتی از سرسخت‌ترین مخالفان قطعنامه ۵۹۸ بوده، آن را “قرارداد ترکمنچای” و “عنصر حرام زاده” می‌دانسته و می‌گفته تا وقتی وزیر خارجه است، اجازه نمی دهد ایران قطعنامه را قبول کند.

در کتاب تاریخ معاصر سوم دوره متوسطه (چاپ ۱۳۹۱)، نوشته علی اکبر ولایتی و دیگران، در توضیح علت ادامه جنگ با عراق، دلیل عجیبی ذکر شده که حتی سرسخت ترین فرماندهان مدافع ادامه جنگ هم نیز مدعی آن نبوده اند. به نوشته این کتاب: ‘در آن صورت [در صورت پایان جنگ] ممکن بود، مانند سال‌های جنگ‌های اول و دوم جهانی که به بهانه هجوم نیروهای انگلیسی از جنوب، روس‌ها هم از شمال حمله می‌کردند، شوروی‌ها هم به بهانه حفظ امنیت مرزهای جنوبی خود، شمال ایران را تصرف کنند’

آقای شیرعلی نیا یادآوری می‌کند: “در ادامه متن کتاب درسی به مذاکرات دوساله پس از پذیرش قطعنامه اشاره شده درحالی که این مذاکرات تا شکست کامل پیش رفته بود و حمله عراق به کویت (۱۱ مرداد ۶۹)، افزایش فشار جهانی بر صدام و نامه‌نگاری‌های او با مقامات ایرانی به پذیرش قرارداد الجزایر از سوی صدام در ۲۳ مرداد ۶۹ منتهی شد. نویسندگان با حذف تمام این اتفاقات نامه نهایی صدام را حاصل دیپلماسی و مذاکره دوساله وزارت خارجه دانسته‌اند.”

محمدجواد لاریجانی، معاون علی اکبر ولایتی در وزارت امور خارجه و مسئول پیگیری قطعنامه ۵۹۸، در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ در اشاره‌ای به مذاکرات دیپلماتیک آن مقطع نوشته که آقای ولایتی پس از پذیرش قطعنامه نیز از متن آن به‌درستی مطلع نبوده، در مورد ملاقات‌های خود در ارتباط با آن اغراق می‌کرده و – به گفته آقای لاریجانی- “حتی مواردی وجود دارد که ملاقاتی انجام نشد، ولی خبر آن به تهران مخابره شد”.

مطالعه موردی: روایت‌های خرمشهر

در سال های گذشته، بسیاری از رسانه‌ها و مسئولان حال و گذشته ایران، به بیان اظهارنظرهایی غیرمستند در مورد تحولات جنگ پرداخته‌اند که احتمالا، مخاطبان محدودی داشته‌اند. ولی علاه بر آنها، برخی از موارد تحریف وقایع جنگ، در قالب پروژه‌های بسیار بزرگ نهادهای عمومی صورت گرفته‌اند که در سرتاسر کشور مخاطب گسترده داشته‌اند. پروژه‌هایی که کتاب های درسی مدارس، تنها بخشی از آنها هستند و شامل نمونه‌هایی دیگر از جمله فیلم ها، سریال های تلویزیونی و رمان‌های مورد حمایت نهادهای حکومتی می‌شده‌اند.

این نوع تولیدات، به خاطر دامنه تاثیرگذاری‌شان، بعضا با واکنش فرماندهان نظامی مواجه شده‌اند که هر از گاه، در گوشه ای از فضای رسانه‌ای ایران، امکان طرح روایت خود را پیدا کرده‌اند.

به عنوان نمونه، به دنبال پخش سریال ۱۱۰ قسمتی “کیمیا” از تلویزیون ایران در سال ۱۳۹۴، که به طور مفصل به ماجرای مقاومت خرمشهر در مقابل اشغال عراق پرداخته بود، برخی از فرماندهان نسبت به تحریف نقش ارتش در این سریال به شدت اعتراض کردند.

بیشتر بخوانید: بازخواني ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر

در یکی از واکنش‌ها، سرهنگ علی قمری فرمانده “گردان دژ خرمشهر”- فرمانده نظامی وقت منطقه – در یادداشتی گلایه کرد که مطابق سریال انگار تنها ۱۰ نفر سرباز ارتش در میان مدافعان خرمشهر حضور دارند در حالی که فقط گردان دژ، ۷۳۲ نفر در دفاع از خرمشهر کشته داده و در مجموع، تعداد کل کشته شدگان ارتش در این شهر حدود ۹۰۰ نفر بوده است.

او در نوشته ۱۹ دی ۱۳۹۴ خود افزود: “تا ۸ مهر [در خرمشهر] فقط گردان دژ و تکاوران دریایى و ۳۰ نفر سپاه و بسیج و ۱۸۵ نفر از ژاندارمرى و شهربانى بودند. هشتم به بعد ۲۶۰ دانشجوی دانشکده افسری ارتش ۱۷۵ هوانیروز ۳۳ نفر افسر و درجه دار از دیگر یگان‌هاى ارتش ۲۵ نفر بسیج از تهران آمدند و ۳۰۰ نفر هم از مردم خرمشهر.”

سرهنگ علی قمری فرمانده “گردان دژ خرمشهر”- فرمانده نظامی وقت منطقه – گلایه کرد که مطابق سریال ‘کیمیا’ انگار تنها ۱۰ نفر سرباز ارتش در میان مدافعان خرمشهر حضور دارند در حالی که فقط گردان دژ، ۷۳۲ نفر در دفاع از خرمشهر کشته داده و در مجموع، تعداد کل کشته شدگان ارتش در این شهر حدود ۹۰۰ نفر بوده است. وی افزود: ‘تا ۸ مهر [در خرمشهر] فقط گردان دژ و تکاوران دریایى و ۳۰ نفر سپاه و بسیج و ۱۸۵ نفر از ژاندارمرى و شهربانى بودند. هشتم به بعد ۲۶۰ دانشجوی دانشکده افسری ارتش ۱۷۵ هوانیروز ۳۳ نفر افسر و درجه دار از دیگر یگان‌هاى ارتش ۲۵ نفر بسیج از تهران آمدند و ۳۰۰ نفر هم از مردم خرمشهر’

در واکنشی دیگر به سریال کیمیا، هوشنگ صمدی فرمانده تکاوران دریایی مدافع خرمشهر، که از بوشهر اعزام شده بودند، در ۱۹ دی گفت: “تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر ۱۰۳ نفر شهید و ۲۹۰ نفر جانباز دادند… کدام یک از آنها را در این سریال کیمیا می‌بینید؟ آیا خرمشهر را فقط همین ۴-۵ نفر [نیروی غیرارتشی] نگه داشتند؟ کلاه سبزها و کماندوها در سریال کیمیا کجا هستند؟” او در مصاحبه با روزنامه بامداد گفت که تلاش‌هایش برای گفتگو با نویسنده سریال و مدیر تولید آن و تذکر نکات نادرست آن بی‌نتیجه مانده است.

ناخدا صمدی، در مصاحبه جداگانه‌ای با حسین دهباشی در سایت تاریخ آنلاین در ۸ مرداد ۱۳۹۶، به انتقاد از کتاب “دا” -روایت زهرا حسینی از مقاومت خرمشهر- پرداخت که یک موسسه انتشاراتی وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر کرده بود. این کتاب، که در کتابخانه‌های سرتاسر ایران توزیع و به زبان‌های مختلف ترجمه شد، با بیش از ۱۰۰ بار چاپ پرفروش ترین کتاب سال ۱۳۸۸ لقب گرفت. رهبر جمهوری اسلامی نیز، در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ آن را “حقا و انصافا کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی” دانست.

هوشنگ صمدی در مصاحبه خود، به عنوان نمونه‌ای از میزان اعتبار روایت‌های کتاب دا، به بخشی از آن اشاره کرد که حکایت داشت تکاوران ارتش، دو تفنگ ۱۰۶ را به چند دختر ۱۵-۱۶ واگذار کرده و رفته‌اند (“تفنگ ۱۰۶” نوعی توپ است که افراد ناآشنا، آن را به اشتباه تفنگ تصور می‌کنند). ناخدا صمدی سپس، بخشی از گفتگوی خود با نویسنده کتاب را چنین نقل کرد: “از ایشان پرسیدم … دو تا تفنگ ۱۰۶ ما را کی تحویل گرفت؟ گفت هرکدامشان را یکی از این دخترها گرفتند…. به او می‌گویم خوب این دخترها که اینها را گرفتند چه جوری حمل کردند؟ می‌گوید نمی‌دانم هر کدام یکی را گرفته‌اند دیگر.”

فرمانده تکاوران خرمشهر افزود: “می گویم خانم، تفنگ ۱۰۶ ، ۲۴۰ کیلو وزنش است. روی جیپ سوار می‌شود. لوله توپش ۳ متر و ۴۰ سانتیمتر است… این دختر چطور این تفنگ را تحویل گرفته؟ … می‌گوید من، برادرم و پدرم توانستیم جلوی لشکر زرهی… را بگیریم. اصلا تو تفنگ دستت گرفته‌ای خانم حسینی؟”

خود نویسنده کتاب دا، پیشتر در اظهارنظرهایی جداگانه، برخی از نویسندگان داستان های جنگی را دروغگو دانسته بود. به عنوان نمونه در ۲۳ دی ۱۳۹۲، با اشاره به یک داستان معروف جنگی دیگر به نام “هوبره” تاکید کرده بود: “همه آنچه در این کتاب آمده، کذب و دروغ است”. خانم حسینی با گلایه از برخی نهادها که از “هوبره” و نویسنده آن علی فاطمی (عچرش) حمایت کرده‌اند گفته بود: “چه می‌شود که همه دنبال این آقا راه می‌افتند؟ مگر این آقا کی هست؟… چرا باید از آثاری که تاریخ جنگ را تحریف می‌کنند حمایت شود؟”

نویسنده هوبره، در ۲۵ بهمن ۹۲ به نویسنده دا پاسخ داد: “این کتاب از همان جاهایی مجوز گرفته که شماها گرفته‌اید.”

هوشنگ صمدی فرمانده تکاورهای مدافع خرمشهر به عنوان نمونه ای از میزان اعتبار روایت‌های کتاب ‘دا’، به بخشی از آن اشاره کرد که حکایت داشت تکاوران ارتش، دو تفنگ ۱۰۶ را به چند دختر ۱۵-۱۶ واگذار کرده و رفته اند. ناخدا صمدی سپس، بخشی از گفتگوی خود با نویسنده کتاب را چنین نقل کرد: ‘از ایشان پرسیدم … دو تا تفنگ ۱۰۶ ما را کی تحویل گرفت؟ گفت هرکدامشان را یکی از این دخترها گرفتند…. به او می گویم خوب این دخترها که اینها را گرفتند چه جوری حمل کردند؟ می گوید نمی دانم هر کدام یکی را گرفته اند دیگر. می گویم خانم، تفنگ ۱۰۶، ۲۴۰ کیلو وزنش است. روی جیپ سوار می شود. لوله توپش ۳ متر و ۴۰ سانتیمتر است… این دختر چطور این تفنگ را تحویل گرفته؟’

مطالعه موردی: پرواکنش ترین مستند جنگی تلویزیون

بخش مهمی از روایت‌های جنجالی در مورد جنگ ایران و عراق، در قالب “پروژه های مستند” صدا و سیما ارائه شده که به دلایل گوناگون مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. به ویژه از این جهت که اگرچه در تاریخ جنگ، در کارنامه هم سپاه و هم ارتش مجموعه‌ای از شکست‌ها و پیروزی‌ها وجود داشته، در این روایت ها معمولا گزارش دقیقی از اقدامات این دو نیرو ارائه نشده است.

یکی از خبرسازترین پروژه های تلویزیون از این حیث، مستندی ۱۹ قسمتی تحت عنوان “دفاع مقدس” بود که واحد مرکزی صدا و سیما، در سال ۱۳۸۷ و با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح تولید کرد. این مستند، مهرماه همان سال از شبکه های مختلف تلویزیون ایران پخش شد و مورد تمجید فرماندهان سپاه قرار گرفت اما به لحاظ شدت واکنش‌هایی که در میان ارتشیان برانگیخت، منحصر به فرد بود.

با خاتمه پخش ۱۹ قسمت این سریال، ۳۲ نفر از فرماندهان ارشد ارتش در اقدامی بی‌سابقه به بررسی تخصصی آن پرداخته و در مهرماه ۱۳۸۷، نتیجه را در سایت ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر کردند، که در فضای رسانه‌ای ایران بازتاب بسیار مختصری یافت.

نوشته فرماندهان ارتش، از جمله از اینکه در روایت تلویزیون “اسم‌های متعدد شهدای سپاه وجود دارد ولی از نام بردن شهدای ارتش خبری نیست”، از “نمایش حضور گسترده همه اقشار در جبهه به جز ارتش” و حتی از برجسته شدن مشارکت “لات های جنوب تهران به زیبا ترین شکل” در کنار چشم پوشی از فعالیت‌های ارتشیان انتقاد می‌کرد. بخش های دیگری از متن، به مواردی چون “عبور از عملکرد ارتش در عملیات ثامن الائمه با زیرکی خاص”، اینکه “پخش رمز عملیات فقط توسط فرماندهان تیپ و لشکر سپاه در عملیات طریق القدس نشان داده می‌شود، در حالی که فرماندهی عملیات با ارتش بوده”، و اینکه “در عملیات بیت المقدس گزارشات، تصاویر و کلام همه سپاهی و بسیجی است” اشاره داشت.

فرماندهان سپاه و ارتش در زمان جنگ
نامه ۳۲ نفر از فرماندهان ارتش در انتقاد از روایت تلویزیون از جنگ
‘هرکجا پیروزی وجود دارد به نوعی به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد با مصاحبه با ارتشی ها، به ارتش منسوب می شود’متن، همچنین با یادآوری اظهارات تلویزیونی برخی از فرماندهان سپاه پاسداران در مورد تاریخ جنگ، گلایه می‌کرد که رویکرد “کلاسیک” ارتش، “به تکرار در زبان و قلم همه کارشناسان سپاه مورد نقد، استهزاء و به عنوان داشتن بار منفی و حتی زشت به کار رفته است”. به نوشته فرماندهان ارتش: “هرکجا پیروزی وجود دارد به نوعی به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد با مصاحبه با ارتشی‌ها، به ارتش منسوب می‌شود.”

۳۲ فرمانده منتقد در جای دیگر، تاکیدات برجسته تلویزیون بر شکست چهار عملیات محدود ارتش در ابتدای جنگ (از مهر تا دی ۱۳۵۹) را یادآوری کرده و افزودند: “[تلویزیون] از شکست کربلای ۴ ساده رد می‌شود… هیچ شخصی مورد اتهام قرار نمی‌گیرد و هیچ سازمانی ضعیف معرفی نمی‌شود و هیچ تاکتیکی هم زیر سوال نمی‌رود. در حالی که شکست‌های چهار عملیات سال اول جنگ تمام کیان و هستی ارتش را زیر سوال برده است.” سپاه پاسداران، عملیات کربلای ۴ را در دی ماه ۱۳۶۵ برای تصرف بصره و یکسره کردن تکلیف جنگ انجام داد بود که در همان روز اول به یکی از بزرگترین شکست‌های تاریخ جنگ تبدیل شد.

بیشتر بخوانید: رمزگشایی از ‘ناگفته های’ کربلای ۴

فرماندهان ارتش، به ویژه عبور صدا و سیما از شکست‌های سپاه در سال آخر جنگ را، که منجر به تصمیم آیت الله خمینی به قبول قطعنامه ۵۹۸ شد، مورد انتقاد قرار داده و پرسیدند: “[تلویزیون] از باز پس گیری فاو [از سوی عراق] بسیار ساده رد می‌شود. کدام تصمیم اشتباه، کدام ضعف یک سازمان و کدام استراتژی و تاکتیک غلط باعث به دست آوردن موفقیت توسط عراق شد؟” آنها با طرح این سوال که “تحلیل گران سال اول جنگ چرا سال آخر جنگ را با سکوت سپری می‌کنند؟” یادآوری کردند که در روایت‌های تلویزیون از جنگ، برخلاف نکته سنجی در مورد عملیات ارتش، “هیچ تحلیلی از حملات عراق در آخر جنگ ارائه نمی‌شود، هیچ سازمانی مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد و هیچ تاکتیکی مورد استهزاء واقع نمی‌شود.”

این فرماندهان، نهایتا در انتقاد از مقایسه های صورت گرفته میان سپاه و ارتش، نوشتند عملکرد ارتش در حالی مورد انتقاد مکرر قرار گرفته که “دیگران، استفاده بدون آموزش و آمادگی دفاعی از جوان‌های مؤمن و معصوم و انقلابی این کشور و پذیرش تلفات انسانی بالا را، شجاعت و نبوغ خود دانسته‌اند.”

تحریف های دوران جنگ

هرچند مشخص است که بخش مهمی از تحریف‌های صورت گرفته در روایت‌های جنگی، بر مبنای اولویت های سیاسی روایت کنندگان در سال‌های گذشته صورت گرفته‌اند، اما ظاهرا بخشی دیگر از این فرایند، نتیجه استناد به گزارش‌های اغراق آمیز رسانه‌ها و مسئولان در دوران جنگ بوده است. گزارش هایی که درآن زمان، با اهداف تبلیغاتی بیان می‌شدند اما بعید است که راویان‌شان، اکنون نیز حاضر به دفاع از آنها باشند.

جعفر شیرعلی نیا، در متنی که ۲۷ شهریور منتشر کرده، مثلا نمونه‌هایی از تیترهای برجسته روزنامه‌های ایران را در فضای بعد از شکست کربلای ۴ یادآوری کرده است. از جمله تیتر یک روزنامه جمهوری اسلامی ۱۲ دی در تشریح “جزئیات عملیات پیروزمند کربلای ۴”، و دومین تیتر همان روزنامه که جمله‌ای از خطبه های نماز جمعه رئیس جمهور وقت بوده: “رزمندگان اسلام در عملیات کربلای ۴ چنان پاسخی به شرارت‌های دشمن دادند که تا مدت ها قادر به جبران آن نخواهد بود”.

آقای شیرعلی نیا می افزاید: “سال‌های ۶۱ و ۶۲ نیز عملیات‌های رمضان، والفجر مقدماتی و خیبر، ناکام و پرتلفات بودند که در مطبوعات همچنان پیروز جلوه داده می‌شدند؛ با تیترهایی حماسی. در‌حالی‌که در عملیات والفجر مقدماتی(بهمن۶۱) رزمنده‌های ایرانی در محاصره وحشتناک ارتش دشمن به تلخی شکست خورده بودند، از سخنان امام تیتر زدند: ‘پیروزی‌های اسلام را به تمام نیروهای مسلح تبریک می‌گویم.’ و از قول رییس مجلس تیتر زدند: ‘امروز رزمندگان ما عید دهه فجر را مضاعف کرده‌اند’. در‌حالی‌که عملیات بدر(اسفند۶۳) یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های عقب‌نشینی سال‌های جنگ را رقم زده بود روزنامه تیتر می‌زد: ‘نیروهای اسلام دژهای مستحکم قوای کفر بعثی در خاک عراق را یکی پس از دیگری فتح می‌کنند’ و ‘نتایج عملیات پیروزمندانه بدر اعلام شد’…”

بیشتر بخوانید: والفجر ۸: آخرین فرصت ایران برای پایان پیروزمندانه جنگ

این محقق جنگ، همچنین به نقل از گفتگویی که برای تالیف کتاب زندگی و زمانه اکبر هاشمی رفسنجانی با او انجام داده، از قول آقای رفسنجانی روایت می‌کند که فرماندهان وقت در مواردی، حتی واقعیت‌های جنگ را به آیت الله خمینی هم نمی گفته‌اند. در این گفتگو، اکبر هاشمی رفسنجانی با اشاره به عملیات والفجر (که تبلیغ شده بود قرار است آخرین عملیات ایران باشد) می‌گفت: “یکی از مواردی که از امام مخفی کرده بودند، گزارش از تلفات عملیات والفجر مقدماتی بود. با نام والفجر طراحی و شروع شده بود، اما وقتی شکست خورد، اسم آن را والفجر مقدماتی گذاشتند.”

قابل توجه است که تمام این اقدامات در زمنان جنگ، در شرایطی صورت می‌گرفته که حتی طیفی از فرماندهان وقت سپاه پاسداران نیز، به تدریج منتقد شیوه اطلاع رسانی در مورد از واقعیت های جنگ شده بودند.

به عنوان نمونه در سال ۱۳۶۳، برخی فرماندهان لشکر ١٠ سیدالشهدا، نامه معروفی را در انتقاد از نحوه اداره جنگ تنظیم کردند که در بخشی از آن آمده بود: “به دلیل این‌که جواب تبلیغات خارجیان را می‌دهیم و برای حفظ روحیه مردم، دروغ‌های بزرگی را در رده‌های مختلف اجرایی می‌گویند که نه تنها نتیجه عکس می‌دهد بلکه مردم را گیج کرده و در ذهن آن‌ها سوال ایجاد می‌کند.”

جعفر شیرعلی نیا یادآوری می‌کند: “جالب این‌جاست که این نامه به امضای فرماندهانی از سپاه تهیه شده بود که برخی از آنها چندی بعد در جنگ شهید شدند و از نیروهای باسابقه سپاه بودند.”

به نظر می‌رسد استفاده از “دروغ های بزرگ” برای اهداف تبلیغاتی، رویه‌ای است که هنوز نیز، رد پای آن در برخی روایت‌های رسمی مرتبط با جنگ دیده می‌شود.

جنگی که مانند اغلب نبردهای دیگر دنیا دارای مقاطع شکست و پیروزی بود، اما در اغلب روایت‌های رسمی، تصویری واقعی از هر کدام از این مقاطع و مسئولان آنها دیده نمی‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .