اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Sep 08 2015

برگزاری مراسم اهدای «نشان شجاعت» کاریکاتور ۲۰۱۵ به آتنا فرقدانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

سحام: شبکه‌ جهانی دفاع از حقوق کارتونیست‌ها، نشان جهانی شجاعت سال ۲۰۱۵ کارتون را به نماینده آتنا فرقدانی اهدا کرد. آتنا فرقدانی که از شهریور ۱۳۹۳ تاکنون در زندان است به خاطر طراحی‌هایش، از جمله طرحی که از نمایندگان مجلس شورای اسلامی کشیده، به سال‌ها زندان محکوم شد.

به گزارش رادیو فرانسه، اهدای نشان شجاعت به آتنا فرقدانی در حالی بود که نشریه فرانسوی «شارلی ابدو» و «نایف المطوع» از دیگر نامزدهای نشان امسال بودند.

مراسم سه روزه گردهمایی کارتونیست‌های مطرح آمریکا و جهان در شهر کلمبوس ایالت اوهایو به جهت کوشش برای توسعه دانش طراحی کارتون و شناخت زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در طراحی کارتون و برگزاری جلسات سخنرانی برجسته‌ترین کارتونیست‌های دنیا برگزار شد.

برگزار کنندگان این مراسم دو نهاد مهم و تاثیرگذار «انجمن کارتونیست‌های مطبوعاتی آمریکا» و «شبکه جهانی دفاع از حقوق کارتونیست‌ها» بودند که تاثیر به سزایی در روند رشد کارتون در مطبوعات امروز جهان دارند.

در حاشیه جلسه اهدای جایزه شجاع‌ترین کارتونیست‌ جهان در سال ۲۰۱۵ به آتنا فرقدانی، بخش‌هایی از صحبت‌های او که در قالب یک ویدئو پیش از رفتن به زندان ضبط شده بود، برای حضار پخش گردید و نیک آهنگ کوثر درباره وضعیت فعلی این زندانی سیاسی در ایران توضیحاتی به حضار ارائه کرد.

No responses yet

Sep 03 2015

اصرار مجلس برای برخورد با “بدحجابی” به‌رغم مخالفت مرکز پژوهش‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: یک نماینده مجلس ایران می‌گوید که کمیسیون‌های قضایی و فرهنگی در حال تدوین طرح تشدید برخورد با “کشف حجاب زنان” هستند. به تازگی مرکز پژوهش‌های مجلس از طرح مشابهی با عنوان “صیانت از حجاب و عفاف” انتقاد کرده بود.

نصرالله پژمانفر، نماینده مجلس شورای اسلامی ایران، روز چهارشنبه ۱۱ شهریور (دوم سپتامبر) به خبرگزاری تسنیم گفت که کمیسیون‌های قضایی و فرهنگی مجلس در حال تدوین طرحی هستند که در قالب آن با خودروهایی که در آن‌ها سرنشینان اقدام به “کشف حجاب” کنند، برخورد شود.

به گفته این نماینده اصولگرای مجلس این طرح با ۹ ماده تهیه شده و در قالب آن “علاوه بر جرایم مربوط به مجازات، جرایم ویژه‌ای نیز در نظر گرفته شده است”.

تنها دو روز پیش از این اظهارات، مرکز پژوهش‌های مجلس ایران، کلیات طرح “صیانت از حریم عفاف و حجاب” را قابل قبول ندانست و از نمایندگان خواست تا این طرح را از دستور کار کمیسیون‌های مربوطه و مجلس خارج کنند.

امکان بروز مقاومت‌های مردمی

در بخشی از این گزارش تفصیلی به عدم آمادگی جامعه برای اجرای این طرح و حساسیت‌های اجتماعی در داخل و خارج ایران اشاره شده است.

کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به لزوم فراهم شدن زمینه‌های لازم برای اجرای طرح، هشدار می‌دهند: «در غیر این صورت، بین خواست مردم و نظام گسست ایجاد خواهد شد … و ممکن است مقاومت‌هایی نیز در برابر آن صورت گیرد.»

[طرفداران حزب‌الله در لبنان]
مقایسه پوشش و حجاب دختران طرفدار حزب‌الله در لبنان و ایران
طرفداران “حزب‌الله” در لبنان

“حزب‌الله لبنان” در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ و با الهام از “ایدئولوژی اسلام سیاسی روح‌الله خمینی” و حمایت گسترده سپاه پاسداران ایران در لبنان ظهور کرد. شماری از کشورهای جهان این گروه را در فهرست گروه‌های تروریستی طبقه‌بندی کرده‌اند.

این گزارش با اشاره به برگزاری جلسات کارشناسی متعدد تصریح می‌کند که اجرای آن در ابعاد بین‌المللی و منطقه پرمخاطره بوده و طرح چنین مباحثی تصویری افراطی از جمهوری اسلامی در منطقه به وجود خواهد آورد.

همچنین به باور نویسندگان گزارش با توجه به اینکه “پرونده‌های سیاسی” در مورد نقض حقوق بشر در ایران مطرح است، تصویب این طرح و اجرایی‌كردن آن می‏تواند زمینه‏ افزایش فشار بین‌المللی علیه ایران در مجامع و نظام بین‎الملل را دامن بزند.

تک جنسیتی‌سازی فضای کار و مبارزه با ماهواره

بخشی دیگر از طرح “صیانت از حجاب و عفاف” به موضوع جداسازی محل کار زنان و اشتغال آن‌ها در ساعات مشخصی از روز می‌پردازد.

منتقدان این طرح می‌گویند که اجرای آن می‌تواند منجر به اخراج زنان از محل‌های کارشان شود. گزارش مرکز پژوهش‌ها نیز می‌گوید: «با اجرای این طرح عده‌ای از زنان که لااقل نیمی از آنان نیازمند کار هستند و زیرنظر ما مشغول‌اند را از کنترل غیرمستقیم خود خارج ساخته و آنان را وارد فضای غیررسمی کار کرده و ناخواسته، آسیب‌های متعددی را به جامعه تحمیل می‌کنیم.»

بیشتر بخوانید: انتقاد از کسر حقوق کارمندان زن به دلیل “بدحجابی”

طرح “صیانت از حجاب و عفاف” مجازات‌های مربوط به استفاده از ماهواره را نیز افزایش داده است. کارشناسان مرکز پژوهش‌ها می‌گویند در حالی که آمار ضریب استفاده از ماهواره در تهران به ٧١ درصد رسیده آیا نیروی انتظامی امکان و اراده برخورد با تمامی این ٧١ درصد را دارد؟

با این حال به نظر می‌رسد، با وجود انتقادهای وارد شده، نه تنها همچنان این طرح در دستور کار نمایندگان باقی خواهد ماند که برخی از آنان در صدد ارائه طرح‌های مشابه و گسترش دامنه کنترل‌های اجتماعی هستند.

No responses yet

Sep 03 2015

‘من یک پناهجوی سوری‌ام، می‌خواهم درخواست پناهندگی کنم’

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک دختر جوان سوری می‌خواهد خودش را به سوئد برساند و درخواست پناهندگی کند. جیمز رینولدز، خبرنگار بی‌بی‌سی، از ترکیه او را دنبال کرده است.

اسمش نور عمار است، بیست ساله. می‌گوید “دیگر نمی‌خواهم سوری باشم. همه کار برای مردم سوریه سخت است. به همین خاطر تصمیم گرفتم بروم. باید بروم. چاره‌ای ندارم.”

نور و مادرش – اسلام – سه سال پیش از دیرالزور سوریه راه افتادند. پدر خانواده که مانده بود کمی بعد کشته شد. نور و مادرش خودشان را به ترکیه رساندند.

دو سال در ترکیه زندگی آسوده‌ای داشتند. نور در یک مرکز کاشت مو کار گرفت، و بعد در تلویزیون دولتی ترکیه مشغول شد. زبان ترکی یاد گرفت، اسب سواری می‌کرد، تابستان موهایش را زرد می‌کرد.

با این همه دلش یک زندگی جدید می‌خواست، دور از این منطقه. تصمیم گرفت خودش را به گوتنبرگ در سوئد برساند که برادرش و خانواده‌اش زندگی می‌کنند. می‌خواست آن‌جا که رسید درخواست پناهندگی بدهد.

“پزشک و شیطان”
Image caption دو هفته طول کشید تا نور به گوتنبرگ برود

نور تصمیم گرفت مسیری را که روز به روز مهاجران بیشتری به آن گام می‌گذارند برود: از سواحل ترکیه به اروپای شمالی

از استانبول تا گوتنبرگ از راه آب و خشکی روی‌هم ۲۵۰۰ مایل (۴۰۲۰ کیلومتر) است. سوری‌ها یک گروه فیس‌بوکی دارند که در آن درباره مسیرها و هزینه‌ها به هم راهنمایی می‌کنند. آن‌طور که آن‌جا آمده، مسیر استانبول-گوتنبرگ با خرج قاچاقچی حدود ۳۰۰۰ یورو (۲۲۰۰ پوند یا ۳۷۸۰ دلار) هزینه دارد.

صبح زود پانزدهم اوت، مادر نور او را به فرودگاه استانبول برد که با هواپیما تا شهر ساحلی ترکیه ببرد. دم سوار شدن نور، مادرش دلهره گرفت.

“دستم رو گرفت گفت نرو، بمون.”

“گفتم مامان دیوانه شدی؟”

“گریه‌ام گرفت. توی راه هم مدام یاد چهره‌اش می‌افتادم.”

به شهر ساحلی ازمیر که رسید سراغ پنج دوست دیگرش رفت (یکی‌شان را “دکتر” صدا می‌کردند، یکی را “شیطان”). نفری ۱۲۰۰ دلار بابت یک مسیر ده مایلی با قایق تا جزیره یونانی آگاتونیزی به قاچاقچی‌ها دادند.

نور داستان را این‌طور تعریف می‌کند: “۴۸ نفر توی قایق بودیم، سه ساعت روی دریا. خیلی سخت بود. قاچاقچی‌ها به یکی از سرنشین‌ها یاد داده بودند قایق را هدایت کند. اما نمی‌دانست چه کار باید بکند و قایق وسط دریا خراب شد. خیلی پیش می‌آید که فکر می‌کنم دارم می‌میرم – به خصوص در دریا.”

اما قایق‌شان به یونان رسید. پنج دوست خسته با قایق‌های یونانی به جزیره ساموس و از آن‌جا به آتن رفتند. بعد زمینی خودشان را به مرز مقدونیه رساندند. در طول راه هتل‌ها به آنها جا نمی‌دادند.

نور می‌گوید: “دو-سه شب در خیابان می‌خوابیدیم. خیلی بد بود. هیچ‌کس سوری‌ها را آدم حساب نمی‌کند – انگار مرض لاعلاجی داریم.”

از مقدونیه سوار اتوبوس شدند و به شهر پره‌سه‌وو در مرز صربستان رفتند. شهر پر از تازه‌واردهایی مثل خودشان بود.

نور تعریف می‌کند: “خیلی خسته بودیم. مریض شده بودیم، همه‌مان.”

او تصمیم می‌گیرد به جمعیت پناه‌جویانی که منتظر برگه عبور مقدونیه‌ای هستند، نپیوندد. می‌خواست هر طور شده تا سوئد جایی جلویش را نگیرند و انگشت‌نگاری‌اش نکنند.
Image copyright
Image caption نور و دوستانش در صربستان

در تئوری، هرکس باید در اولین کشوری که نامش را ثبت می‌کند بماند و درخواست پناهندگی بدهد. این قانون البته همیشه اجرا نمی‌شود، اما بسیارند پناه‌جویانی که حاضر نیستند خطر کنند و هرچه بتوانند می‌کنند که انگشت‌نگاری نشوند.

“مثل رؤیا”

از پره‌سه‌وو، نور و دوستان‌اش، باز با اتوبوس به بلگراد، پایتخت صربستان، رفتند و در یک محله فقیرنشین جایی برای ماندن پیدا کردند.

شبی که فردایش قرار بود به سمت مجارستان راه بیافتند با او صحبت کردم. مجارستان دروازه شرقی منطقه شنگن است. از آن به بعد مرزی وجود ندارد. پای تلفن گفت: “اگر به سلامت رد شویم عالی خواهد بود، اما اگر اثر انگشت بگیرند فاجعه است.”

سپیده‌دم روز بعد صدها مهاجر و پناه‌جو روی خط آهن راه افتادند، تا جایی که پلیس مجارستان جلوی‌ این قبیل افراد را می‌گیرد و نام‌شان را ثبت می‌کند. اما نور و دوستان‌اش نمی‌خواستند دیده شوند. سیصد یورو به راننده‌ای دادند که آنها را تا ده مایلی مرز مجارستان ببرد.

می‌گفت: “راستش خیلی می‌ترسم. اگر به سلامت رد بشویم، تمام است.”

آن‌ها وسایل‌شان را برداشتند و شبانه راه افتادند. چند ساعت بعد نزدیکی کوره‌راهی متروک از مرز گذشتند. بیشترشان مریض بودند.

با وجود این‌که وارد منطقه بدون مرز اتحادیه اروپا شده بودند همچنان نگران بودند. آپارتمانی پیدا کردند. نور که تب کرده بود همان‌جا افتاد. کمی بعد پلیس سراغ‌شان آمد و نفری ۵۰ یورو رشوه خواست که دستگیرشان نکند. نور دو روز اول مریض‌تر و هراسان‌تر از آن بود که تماسی بگیرد.

بهتر که شد خودش را به وین رساند.

دوستان‌اش (از جمله “شیطان”) به سمت آلمان رفتند. وقتی رسیدند برایش از غذای درست‌حسابی که بعد از مدت‌ها داشتند می‌خوردند عکس فرستادند.

نور هنوز یک گام با مقصد نهایی‌اش یعنی گوتنبورگ فاصله داشت. حتی در این مرحله که در قلب اروپا بود می‌ترسید وقتی سوار قطار است پلیس بیاید. تا از آخرین مرز رد نمی‌شد خیالش آسوده نمی‌شد.

مرز آخر یعنی مرز دانمارک و سوئد، که جایی است وسط تنگه اوره‌سوند. تقریبا هیچ علامت و نشانی ندارد. قطار روی پلی که بین دو کشور است می‌رفت که یک دانش‌آموز هجده ساله سوئدی به نام گوستاو که روبرویش نشسته بود موبایلش را نگاه کرد و گفت: “اپراتور سوئدی شد. یعنی وارد سوئد شدیم.”

نور لبخندی زد و گفت: “بالاخره! انگار خواب می‌بینم. تمام راه از پنجره بیرون را نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم کجایم؟ بیدارم؟ رسیده‌ام سوئد؟”

“یک پناه‌جوی سوری”
Image copyright
Image caption نور در گونتبرگ برای درخواست پناهندگی وارد اداره پلیس می‌شود

روی واتس‌اپ پیامی برای مادرش فرستاد که رسیده. چند لحظه بعد مادرش زنگ زد. می‌خواست مطمئن شود.

نور تعریف می‌کند که “مادرم باور نمی‌کرد سوئدم. گفت “مطمئنی سوئدی؟”

ساعت شش و بیست دقیقه بعد از ظهر، دو هفته و سیزده ساعت بعد از شروع سفر در فرودگاه استانبول قطار به ایستگاه اصلی گوتنبرگ رسید.

حالا می‌توانست در کشوری که می‌خواست درخواست پناهندگی کند. می‌خواست چند کلمه اول درخواستش را دقیق و درست بگوید. برادرش برایش پیامکی فرستاد که دقیقا به پلیس چه بگوید.

همان‌طور که پیاده به سمت نزدیک‌ترین اداره پلیس می‌رفت آن چند کلمه را با خودش تکرار می‌کرد. بالاخره رسید. زنگ را زد و رفت تو.

“سلام. من یک پناهجوی سوری‌ام. می‌خواهم از کشور سوئد درخواست پناهندگی کنم.”

No responses yet

Sep 02 2015

پورمحمدی درباره قتل‌عام ۶۷: جدیت نیروهای انقلابی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وزیر دادگستری روحانی و یکی از اعضای هیات مرگ: اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم.

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت روحانی که یکی از اعضای «هیات مرگ» در زمان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود، در پاسخ به سوالی مرتبط، گفت: «ما از ابتدای انقلاب و در طول سال های جنگ تحمیلی با ضدانقلاب و نیروهایی روبرو بودیم که قصد سرنگونی انقلاب با هدف جدایی‌طلبی داشتند و از هیچ جنایتی هم فروگذاری نمی‌کردند. به هر حال اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم».

پورمحمدی اظهار کرد: «حوادث جنگ را باید با توجه به شرایط و موقعیت آن دوران مورد بازخوانی و تحلیل قرار داد. تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال ها به درستی قضاوت کند. حوادث سال ۶۷ هم از بحث جنگ تحمیلی جدا نیست».

وی ادامه داد: «تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم در جنگ اگر بخواهید در کشیدن ماشه علیه دشمن تامل کنید و حرکتی انجام ندهید مسلما کشته خواهید شد».

او با گفتن این که «برای توضیح بیشتر، نیاز به فرصت کافی» دارد، از شرح واقعه سر باز زد.

گفتنی است که در تابستان سال ۱۳۶۷ و پس از پایان جنگ ایران و عراق با قبول قطع‌نامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران، چند هزار زندانی سیاسی که عمدتا اعضای سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ‌گرا بودند، با فرمان روح‌الله خمینی و به دست اعضای گروهی موسوم به هیات مرگ، اعدام شدند.

بیشتر بخوانید:

زندانی قطع‌نخاعی را با برانکارد بردند و اعدام کردند [2]

مصداقی: جنایتکاران دهه ۶۰ امروز در کابینه‌اند [4]


No responses yet

Aug 27 2015

موافقت آموزش و پرورش با تدریس زبان کردی در مدارس متوسطه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: مجوز تالیف کتب درسی به زبان کردی در مدارس متوسطه کردستان صادر شد. حسن روحانی در سفر به استان کردستان تأسیس رشته زبان و ادبیات‌کردی و افتتاح بخش کردی خبرگزاری “ایرنا” را هم مژده داد. این طرح‌ها اکنون چگونه عملی می​شوند؟

خبرگزاری ایرنا (۲۷ مرداد / ۱۸ اوت) گزارش داد تالیف محتوای کتب درسی دانش‌آموزان به زبان کردی در دست اقدام است. ایرنا به نقل از رشید قربانی، مدیرکل آموزش و پرورش کردستان نوشت: «سه فصل کتاب ادبیات سه پایه متوسطه اول به زبان بومی و محلی (کردی) اختصاص پیدا می​کند و هم اکنون محتوای این کتب در حال تهیه و تدوین است. در صورت آماده شدن محتوای این کتب، تدریس آن از امسال آغاز می​شود در غیر این صورت از سال آینده این مهم اجرایی خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: کارنامه و عملکرد دو ساله روحانی در مورد مطالبات اقوام

شاهد علوی، روزنامه​نگار کرد و فارغ​التحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی تهران به دویچه وله می​گوید معلمان و دیگر نخبگان فرهنگی کردستان از این اقدام آموزش و پرورش کردستان استقبال کردند.

به نظر آقای علوی که خود پیش​تر به عنوان معلم در ایران کار کرده “تابوی آموزش رسمی زبان‌های غیرفارسی رایج در ایران از جمله کردی شکسته شده” است.

او ادامه می​دهد: «می‌شود گفت کتابی که قرار است در پائیز ۱۳۹۵ در مدارس استان کردستان به دانش‌آموزان کرد استان تدریس شود ضمیمه کتاب فارسی پایه‌های هفتم، هشتم و نهم دوره اول متوسطه است و با توجه به ظرفیت، فصل سفید ادبیات بومی در این کتاب تدوین شده است. البته سال تحصیلی گذشته با استفاده از همین ظرفیت، کتاب درس کردی با محتوای فرهنگی بسیار مناسب به دست ۷ نفر از معلمان سقزی تدوین و منتشر شد. اما اکنون ظاهرا قرار شده است سازمان آموزش و پرورش استان کردستان نظیر این کتاب را برای همه استان تالیف و منتشر کند.»

زبان کردی الگویی برای دیگر زبان​ها در ایران

اما آیا طرح تدریس زبان کردی در مدارس متوسطه کردستان می​تواند الگویی برای مدارس نقاط اتنیکی کشور باشد؟

شاهد علوی، روزنامه​نگار کرد به این پرسش دویچه وله چنین پاسخ می​دهد: «(رشید) قربانی مدیرکل آموزش و پرورش کردستان گفته است حدود یک سوم کتاب فارسی دوره متوسطه اول یعنی پایه​های هفتم، هشتم و نهم به زبان کردی اختصاص داده می​شود. اما این گفته به نظرم دقیق نیست چون کتاب فارسی در مرکز تدوین می​شود و استان کردستان نمی‌تواند راسا محتوای آن را تغییر دهد یا حذف کند. لذا در حال حاضر تنها امکان اختصاص حدود یک هشتم کتاب فارسی به کتاب کردی (همان فصل ادبیات بومی) وجود دارد. اما باید امیدوار بود سازمان‌های آموزش و پرورش سایر استان​ها هم از این ظرفیت استفاده کرده و متناسب با زبان مادری کودکان هر استان کتاب یا کتاب​هایی به زبان مادری دانش آموزان تالیف کرده و در اختیار دانش‌آموزان قرار دهند.»

آقای علوی اقدام دولت حسن روحانی در تدریس کردی در مدارس متوسطه را همچون “گامی مثبت جهت حفظ تنوع زبانی و در نتیجه میراث فرهنگی” می‌داند، حتی اگر هم به گفته وی این گام با انگیزه‌ای سیاسی برداشته شده باشد.

این روزنامه‌نگار کرد با این حال تاکید می​کند: «این گام اگر به همه گروه​های زبانی-اتنیکی ساکن ایران تعمیم داده نشود، ناقص خواهد بود. همه گروه​های اتنیکی باید از این حق برخوردار باشند که زبان مادری​شان حداقل به عنوان یک ماده درسی از پایه اول تا پایان متوسطه در مدارس به آنان تدریس شود.»

مشکلات افتتاح بخش کردی ایرنا

حسن روحانی در سفر استانی به کردستان در ۴ مرداد (۲۶ ژوئیه) تدریس زبان و ادبیات کردی در دانشگاه و افتتاح بخش کردی خبرگزاری ایرنا را هم وعده داد و آن را در راستای تحقق وعده‌های خود به مردم کردستان خواند.

بیشتر بخوانید: روحانی: بخش کردی خبرگزاری ایرنا راه‌اندازی می‌شود

نخبگان فرهنگی کردستان از جمله محمود محمودی سردبیر هفته نامه “ئاگرین روژ” چاپ سنندج اقدام دولت در به راه اندازی بخش کردی در خبرگزاری رسمی کشور را به فال نیک گرفته و آن را در راستای “باز شدن فضای فرهنگی به واسطه نگاه دولت اعتدال” می​دانند.

روحانی گرچه زمان مشخصی را برای افتتاح بخش کردی ایرنا ذکر نکرد اما با گذشت حدود یک ماه چنین بخشی در خبرگزاری دولتی ایران هنوز افتتاح نشده و در این رابطه ایرنا هیچگونه توضیحی منتشر نکرده است.

روزنامه دولتی “ایران” ولی به برخی مشکلات در مورد راه اندازی بخش کردی خبرگزاری ایرنا اشاره می​کند.

این روزنامه در مقاله​ای تحت عنوان “بخش کردی ایرنا، بایدها و نبایدها” (۲۷ مرداد / ۱۸ اوت) می​نویسد: «در سالیان گذشته رسانه​هایی چه در حوزه مکتوب و چه در حوزه مجازی اقدام به انتشار اخبار و مطالب خود به زبان کردی کرده​اند، مخصوصاً چندین سایت و خبرگزاری محدود، بخش کردی خود را فعال کرده و دست به انتشار مطالب به زبان کردی زده​اند. اما نکته​ای که در مورد اکثر این رسانه​ها مخصوصا در حوزه مجازی به چشم می​خورد، نبود اهتمام به زبان کردی در فرم و محتواست. در واقع در این رسانه​ها اشتباهات فاحشی در نگارش و ادبیات دیده می​شود که لازم است در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی به این نکته توجه دقیقی شود.»

بیشتر بخوانید: زبان‌های مادری در ایران، فرصت یا تهدید؟

نویسنده مقاله به مشکل دیگری هم اشاره می​کند: «یکی از دلایل عمده می​تواند نبود آموزش زبان کردی در مدارس و دانشگاه​ها به شکل سیستماتیک باشد. به عبارت دیگر دانش‌آموخته​ای در این حوزه نداریم و هر کس به شکلی سلیقه​ای عمل می​کند. البته امسال با تأسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان که از اقدامات دیگر دولت تدبیر و امید است این مشکل تا حدی در سالیان آینده مرتفع می​شود.»

روزنامه ایران پیشنهاد می​کند که بخش کردی خبرگزاری ایرنا تولیدات مستقلی داشته باشد و صرفاً به باز نشر اخبار و گزارش​ها بسنده نکرده و گزارش​ها و مطالبی از بزرگان فرهنگ و ادبیات کردی نیز به خوانندگان خود عرضه کند.

No responses yet

Aug 26 2015

نماینده خامنه‌ای: دانشگاه‌ها حق برگزاری کنسرت موسیقی را ندارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: رییس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌های ایران روز چهارشنبه، چهارم شهریورماه، اعلام کرد که به تمام دانشگاه‌های کشور ابلاغ شده است که «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند».

خبرگزاری مهر از محمد محمدیان، رییس نهاد نمایندگی رهبر در دانشگاه‌ها، نقل قول کرده است که این نهاد برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها را «جزء سیاست‌های فرهنگی وزارت علوم» در نظر نمی‌گیرد.

به گفته آقای محمدیان، دانشگاه‌ها «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند» و این موضوع «به دانشگاه‌ها هم ابلاغ شده است».

آن طور که خبرگزاری مهر در گزارش روز چهارشنبه خود نوشته است، تعدادی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران در تماس با این خبرگزاری «برخی مسئولان» را به تلاش برای «برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه» متهم کرده‌اند.

این گزارش می‌افزاید، موضوع این ابلاغیه به موضع‌گیری آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، علیه کنسرت در دانشگاه‌ها در تیرماه سال جاری باز می‌گردد.

علی خامنه‌ای روز ۲۰ تیرماه در دیدار با عده‌ای دانشجو با اشاره به «مسئله» برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها گفت که یک دانشجو به او متذکر شده است که «دانشگاه جای کنسرت نیست».

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه با تایید این نظر گفته است: «این که ما دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم جزء غلط‌ترین کارهاست».

این گفته آیت‌الله خامنه‌ای یادآور انتقاد تند او در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از مصطفی معین، وزیر علوم وقت، درباره وضعیت دانشگاه‌ها و همچنین برگزاری اردوهای مختلط است.

اما دستور عدم برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها در حالی ابلاغ می‌شود که به‌ویژه در یک سال گذشته لغو کنسرت‌هایی که از وزارت ارشاد مجوز داشته‌اند، ولی نیروی انتظامی از برگزاری آنها جلوگیری کرده است، خبرساز شده و انتقادهایی را به دنبال داشته است.

از جمله اواخر خردادماه گذشته، کنسرت‌ گروه مستان به خوانندگی پرواز همای در تهران،‌ وحید تاج در رشت و کیهان کلهر در تهران، با وجود اجازه از وزارت ارشاد، ‌لغو مجوز شدند.

در همین زمینه پیروز ارجمند، مدیرکل پیشین دفتر موسیقی، نیز ۱۳ تیرماه، یک روز پیش از استعفای خود، خبر داد که در سال گذشته ۲۱ کنسرت لغو شده ‌است.

در حالی ‌که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، تلویحاً خواستار عدم دخالت دیگر نهادها در امر برگزاری کنسرت‌ موسیقی شده ‌است، صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضائیه، پیش از این گفته بود که «آیا شما قبول می‌کنید اجازه دهند یک کنسرتی زمینه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضایی در برخی شهرها نیز از همین نوع بوده ‌است».

روز ۲۵ مرداد نیز وزیر ارشاد ایران از لغو ۹ کنسرت موسیقی ظرف شش ماه گذشته خبر داد و گفت که علاوه بر نیروی انتظامی، در برخی موارد امامان جمعه با برگزاری کنسرت مخالفت می‌کنند و در برخی موارد هم قوه قضائیه اجازه برگزاری کنسرت‌ها را نمی‌دهد.

No responses yet

Aug 25 2015

آیت الله جنتی رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایسنا: رییس کمیسیون مشترک رسیدگی به طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر گفت که آیت الله جنتی رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر شد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حجت الاسلام و المسلمین مرتضی آقاتهرانی در نشست خبری در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس با اشاره به روند بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که از سال 82 در آمد و شد میان دولت و مجلس بوده است، اظهار کرد: پس از ابلاغ آقای لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، اکنون مقدمات اجرایی شدن آن فراهم است البته وزیر کشور نیز اعلام کرده که این مساله ابلاغ شده است.

نماینده مردم تهران درمجلس همچنین افزود: مقرر بود رییس ستاد یکی از امام جمعه‌های موقت تهران باشد که از سوی شورای نماز جمعه آیت الله جنتی برای عهده‌داری این مسئولیت معرفی شده اند.

وی تصریح کرد: همچنین مجلس شورای اسلامی دو نفر از نمایندگان را به عنوان ناظر در این ستاد انتخاب و معرفی خواهد کرد که کمیسیون شش نفر را پیشنهاد داده است تا از این تعداد دو نفر انتخاب شوند.

حجت الاسلام آقاتهرانی خاطرنشان کرد: بنابراین باید در نظر داشت این طرح از مدت ها پیش مطرح شده بود و رفت و آمدهای زیادی به شورای نگهبان داشت و پس از ایراداتی که مطرح شد کمیسیون مشترکی متشکل از دو کمیسیون فرهنگی و قضایی مجلس تشکیل شدند تا به بررسی ابعاد این موضوع از دوجنبه حقوقی و فرهنگی بپردازند.

این نماینده اصولگرای مجلس با بیان این که اکنون کار بررسی ها و روند اجرایی این ستاد رو به اتمام است، گفت: اگر در این زمینه دولت ایراداتی داشته باشد می‌تواند آن‌ها را به مجلس ارائه کند و ما در مجلس آمادگی داریم که این ایرادات را بررسی کنیم.

آقاتهرانی با اشاره به این که دولت و مسئولین هم باید حمایت های لازم رادر این زمینه داشته باشند، اظهار کرد: طرحی که اکنون نهایی شده دارای 24 ماده و 19 تبصره است که امیدواریم با حمایت های مسئولین و دستگاه های ذیربط بتوانیم در اجرا موفق شویم.

No responses yet

Aug 24 2015

آرش صادقی: به ۱۵ سال زندان محکوم شده‌ام

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: آرش صادقی، فعال سابق دانشجویی، می‌گوید که توسط قاضی صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

آقای صادقی، یکشنبه اول شهریور، به وبسایت رادیو فردا گفته که همسرش، گلرخ ایرایی نیز به شش سال زندان محکوم شده است.

این فعال مدنی و سیاسی، اتهامات خود را اجتماع و تبانی علیه نظام، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه غیر قانونی و اتهامات همسرش را توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام عنوان کرده است.

آرش صادقی گفته که همسرش به «دلیل جراحی و وخامت حال جسمی» از حضور در دادگاه برای دفاع آخر ناتوان بود و حکم‌اش به صورت غیابی صادر شده است.

این فعال سابق دانشجویی همچنین از محکومیت بهنام موسیوند و نوید کامران، دو تن از دوستان خود و همسرش به ۱۸ ماه زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» خبر داده است.

آقای صادقی، دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی است که ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت شد.

این فعال سابق دانشجویی در سال‌های اخیر چندین بار بازداشت شده است، هرچند این بار حدود هفت ماه را در سلول انفرادی به سر برد.

او گفته که قاضی صلواتی به وکلایش اجازه مطالعه پرونده‌اش را نداده بود ولی وکیل او به حکم صادر شده اعتراض خواهد کرد.

مادر آرش صادقی در جریان مراجعه ماموران امنیتی به خانه آن‌ها برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹ دچار حمله قلبی شد و پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت.

No responses yet

Aug 21 2015

زندانی قطع‌نخاعی را با برانکارد بردند و اعدام کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: یک دهه، از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۷۰ را در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر برد. ماند تا یکی از کسانی باشد که بر آن‌چه طی این ده سال در زندان‌های قزل‌حصار، گوهردشت و اوین گذشت، شهادت دهد.

متن پیاده‌شده‌ی بخش نخست از مصاحبه کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار همکار برنامه روبه‌رو را با ایرج مصداقی، ذیل این سطور می‌خوانید.

برای دیدن و شنیدن مصاحبه، روی تصویر زیر که شما را به سایت یوتیوب هدایت خواهد کرد، یا این لینک در صفحه فیس‌بوک روبه‌رو کلیک کنید.

*چه سالی بازداشت شدید و چند سال زندان بودید؟

من سال ۶۰ دستگیر شدم… تا سال ۷۰ زندان بودم.

*کدام زندان‌ها بودید؟

اوین، قزل حصار و گوهردشت. مدتی هم در کمیته پل رومی بودم. آن‌جا دادسرای مبارزه با مواد مخدر بود و شعبه ۸ اوین به علت کمبود جا در آن مکان مستقر بود. در پاییز ۶۹ آن‌جا بودم.

*اتهام شما چه بود؟

من در رابطه با مجاهدین دستگیر شدم. فعالیت هم داشتم. هم قبل و هم بعد از ۳۰ خرداد. به همین دلیل بازداشت شدم.

*در تابستان ۶۷ شاهد بسیاری از اعدام‌ها بودید. کدام زندان بودید و چه دیدید؟

در سال ۶۷ زندان گوهردشت بودم. قتل عام در تهران در همین زندان گوهردشت و اوین اجرا شد. هیات هم یکسان بود. یعنی روزهایی که در اوین مشغول کشتار بودند، در گوهردشت نبودند و برعکس… در گوهردشت بر خلاف اوین احکام همان لحظه بلافاصله بعد از دادگاه اجرا می‌شد و حتی برای تصحیح اشتباهات فرصتی نبود. ولی در هر صورت روزهایی که هیات در گوهردشت نبود، در اوین بود. به همین دلیل اعدام‌ها در گوهردشت روزهای ۸، ۹، ۱۲، ۱۵، ۱۸، ۲۱، ۲۲ و ۲۵ مرداد ماه بود، البته در ارتباط با مجاهدین. از روزهای ششم و هفتم و روزهای میانی تاریخ‌های یادشده، اعدام‌ها در اوین صورت می‌گرفت.

بعد یک وقفه ۱۱ روزه بود به خاطر ماه محرم یا احیاناً به دلیل این که کشتار تمام شده بود. زیرا کشتار ابتدا برای مجاهدین بود و مطلقاً فرمان خمینی زندانیان غیر مجاهد اعم از چپ یا مذهبی غیر مجاهد را شامل نمی‌شد. در خود حکم هم مشخص است. به مجرد اینکه متوجه می‌شدند حتی زندانی وابسته به فرقان، آرمان مستضعفین، شریعتی، بنی‌صدر است، یا هر یک از گروه‌های مذهبی که ممکن است آن روزها زندانی باشند، او را از پروسه بررسی وضعیتش نزد هیات خارج می‌کردند.

منتها ظاهراً در این فاصله رایزنی‌هایی شده بود و این‌ها حکم جدیدی را از خمینی گرفتند برای کشتار زندانیان چپ. به همین دلیل بود که پنجم شهریور ماه این‌ها دوباره برای کشتار به زندان گوهردشت آمدند. این بار برای زندانیان چپ آمدند و چند زندانی مجاهد را نیز همراه با زندانیان چپ اعدام کردند.

در اوین همین پروسه بود ولی ظاهراً تعداد زیادتری از زندانیان مجاهد در همان شهریورماه همراه با زندانیان چپ اعدام شدند. بنابراین دو فتواست. فتوای اول صرفاَ برای مجاهدین و فتوای دوم برای زندانیان چپ. زندانیان مذهبی غیر مجاهد مشمول هیچ‌کدام از این فتواها نشدند، هیچ‌کدام‌شان. زنان چپ نیز زنان‌شان اعدام نشدند زیرا در آن فرمان خمینی تاکید کرده بود روی اعدام بر اساس ارتداد و چون زن مرتده اعدام نمی‌شود، آن‌ها اعدام نشدند بلکه پاره‌ای از آن‌ها تحت فشارهای بعدی قرار گرفتند برای این‌که بپذیرند نماز بخوانند. البته همه آن‌ها را شامل نشد. تعدادی بود و آن‌هم بعد از فشارهای زیادی که آوردند، بعداَ قطع شد.

به هر صورت، همان‌طور که خمینی تاکید کرده بود در جریان کشتار ۶۷ و در حکمش هم مشهود است، در پروسه قتل عام بی‌رحمی را از حد گذراندند. برای این‌که خمینی تاکید کرده بود «اشداء علی الکفار باشید». وسوسه به خرج ندهید، قاطع باشید. قاطعیت از اصول اسلامی است. این‌ها تاکیدات خمینی در حکمش بود و من در راهروی مرگ روزهای متوالی که در آن‌جا حاضر بودم می‌دیدم. حتی کسی را که قطع نخاعی بود، ناصر منصوری، روی برانکارد آوردند و بعد اعدام کردند. یا کسی که دچار بیماری صرع پیشرفته بود و یک پایش به دلیل بیماری سیاتیک فلج بود، او را یکی از بچه‌ها کول کرد و بردند دار زدند.

*در قسمتی از صحبت‌هایتان درباره «هیات» گفتید. افراد دیگری هم در مصاحبه‌هایشان گفتند که ما می‌شنیدیم «هیات»ی می‌آید، نمی‌گفتند «دادگاه»، می‌گفتند: «هیات». اما هنوز نمی‌دانستیم چیست. این هیات که بعد به هیات مرگ موسوم شد، چطور افرادش را شناختید و چه کسانی در آن هیات بودند؟

موضوع هیات چیزی بود که خود مسوولین رژیم روی آن تاکید می‌کردند. چیزی نبود که برداشت زندانی‌ها باشد.

*به آن دادگاه نمی‌گفتند؟

نه! نه! چون دادگاه هم نبود. حکم را قبلا خمینی صادر کرده بود. این هیات وظیفه‌اش فقط تعیین مصادیق بود. بنابراین این‌ها فقط کافی بود تشخیص بدهند که این فرد محارب است. حکمش را خمینی صادر کرده بود.

*یعنی فقط می‌خواستند ببینند مشمول می‌شود یا نمی‌شود. یا اعدام یا غیر اعدام؟

بله. وگرنه در دادگاه که شما شرکت می‌کنید، حکم می‌تواند از تبرئه و آزادی تا اعدام باشد. خودشان این‌جا به درستی از دادگاه نام نمی‌بردند. حتی دادگاه با آن تعاریف جمهوری اسلامی! در ارتباط با زندانیان چپ هم وظیفه آن‌ها این بود که تعیین بکنند این فرد مرتد هست یا نیست. حکمش را باز خمینی قبلا صادر کرده بود.

البته این چیزی از مسوولیت کسانی که در آن هیات شرکت داشتند یا کسانی که مجری این احکام بودند،‌ کم نمی‌کند. همان‌طور که فرمودید، اعضای هیات که در نامه آیت‌الله منتظری هم به درستی آمده، مرکب بود از حسین‌علی نیری رییس هیات و [مصطفی] پورمحمدی که یکی از اعضای هیات بود یا نماینده وزارت اطلاعات بود. همچنین [مرتضی] اشراقی دادستان انقلاب اسلامی مرکز و معاون گروهکی او؛ یعنی آقای ابراهیم رییسی. (با تعاریفی که خودشان داشتند او سه تا معاون داشت. اقتصادی، مواد مخدر و گروهکی. این‌ها در هیات صاحب رای بودند.

کسان دیگری هم در هیات‌ها شرکت می‌کردند. آن‌ها بیشتر آتش بیار معرکه بودند. مثلاً اسماعیل شوشتری شرکت می‌کرد. آن موقع رییس سازمان زندان‌ها بود و به تازگی منصوب شده بود. بعدها هم در دولت‌های رفسنجانی و خاتمی ۱۶ سال وزیر دادگستری بود.

کسانی مثل مقیسه‌ای که آن موقع به او ناصریان می‌گفتند. چون اسمش محمد ناصر مقیسه‌ای است، به او می‌گفتند محمد ناصریان که هم دادیار بود و هم سرپرست زندان. داوود لشکری که مسوول امنیتی و انتظامی زندان گوهردشت بود. دادیارهایی مثل حمید عباسی هم بودند که در هیات‌ها می‌آمدند، شهادت می‌دادند. آتش‌بیار معرکه بودند و سعی می‌کردند هیات را به اجماع برای حکم اعدام برسانند.

در اوین، همین هیات بودند. باز کسانی مثل مجتبی حلوایی مسوول امنیتی زندان بود. قاضی حداد، معاونش به اسم سید مجید ضیایی، این‌ّها به عنوان دادیار شرکت می‌کردند. حسین زاده مسوول زندان و سیدحسین مرتضوی رییس زندان. بازجوهای اطلاعات و مسوولان اطلاعاتی هم می‌توانستند شرکت کنند و کمک کنند به روند تصمیم‌گیری.

آقای مصداقی!‌ این چهار نفر اعضای اصلی هیات الان کجا هستند و چه مقامی دارند در جمهوری اسلامی؟

ببینید!‌ در این هیات، مرتضی اشراقی تا حدودی ترمز هیات بود. مواردی بود که دخالت می‌کرد یا مواردی را شاهد بودیم که سوالاتی می‌کرد و تاکیداتی می‌کرد که به نوعی ترمز هیات بود، البته نه در همه موارد. این که عرض می‌کنم، در مقایسه بین افراد است و نه در رد کردن مسوولیت آن‌ها در این جنایت بزرگ. به این دلیل گفتم که مطلب دیگری را خدمتتان عرض کنم: به همین دلیل تنها کسی است که ارتقای مقام نگرفت! با این که دادستان انقلاب اسلامی مرکز بود، بعدها نه تنها با ترفیع روبرو نشد، مقامش پایین‌تر هم آمد. رییس یکی از شعب دیوان‌عالی شد، بعدها بازنشسته شد و الان وکیل دادگستری است. البته وکالت پروژه‌های بزرگی صنعتی را که نان و آب حسابی دارد، بر عهده می‌گیرد.

نیری بعدها شد معاون قضایی دیوان عالی کشور در دوران ریاست گیلانی، مدتی هم گیلانی بیمار بود و گرداننده اصلی ایشان بود. در دوره بعد هم که باز ایشان معاونت قضایی را برای بیش از یک ربع قرن داشت. سال گذشته شد رییس دادگاه انتظامی قضات.

رییسی هم که معاون دادستان بود، شد دادستان تهران، بعد رییس سازمان بازرسی کل کشور، معاون قوه قضاییه و الان هم دادستان کل کشور.

همین‌طور پورمحمدی که معاون وزارت اطلاعات بود، بعدها شد قائم مقام وزارت کشور، و بعدها شد وزیر کشور و رییس سازمان بازرسی کل کشور و الان هم که وزیر دادگستری است.

حتی اگر مقیسه را هم مقایسه کنید، الان یکی از قضات اصلی جمهوری اسلامی برای صدور احکام اعدام و زندان‌های طویل المدت برای افراد سیاسی است.

ملاحظه می‌کنید که اکثرا ترفیع مقام گرفتند.

یکی از این چهره‌ها که نام بردید، شاید بیش از بقیه شناخته شده باشد: مصطفی پورمحمدی. الان هم عضو کابینه دولت آقای روحانی، دولت اعتدال است. یک سری چهره‌های دیگری هم داریم. چهره‌هایی که آن زمان مدافع اعدام‌ها بودند و بعدها اصلاح‌طلب شدند. برای مثال آقای انصاری که گفته بود عده «بسیار قلیلی» در زندان بودند. این‌ها تشکیلات در زندان داشتند و می‌خواستند شورش کنند، به همین خاطر اعدام شدند.

یک مطلب دیگر را هم از ایسنا برایتان می‌خوانم. ۱۱ دی ۹۳، محمدرضا عارف، کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر می‌گوید: «ما اعتقاد داریم که انقلاب ما فرهنگی‌ترین انقلاب دنیا بود. شما رفتار و کردار امام راحل از روزهای اول خرداد ۴۲ تا بعد از پیروزی انقلاب را بررسی کنید، متوجه می‌شوید که انقلاب ما هیچگاه متوسل به خشونت نشده است».

این‌گونه اظهار نظرها، مخصوصل از سوی جناح موسوم به اصلاح طلب که مدعی تلاش برای بهبود وضعیت کشور است، به چه دلیل صورت می‌گیرد؟ این‌ّها چه افرادی هستند و خودشان چه کارنامه‌ای دارند و چه سهمی در خشونت‌ها داشتند؟

در این که اظهار نظر عارف و دیگران در این زمینه تحریف تاریخ است، تردیدی نیست. می‌بینید که همین مسوولیت را اتفاقا موسوی بجنوردی در ماه‌های اخیر بر عهده داشت و این‌ها را مطرح کرد و تلاش بسیاری کرد تا آیت‌الله منتظری را از عوامل اصلی سرکوب‌ها و اعدام‌ها در دهه ۶۰ جلوه دهد. خب امروز ایشان از گردانندگان سایت جماران، به اصطلاح جناح اصلاح‌طلب درون رژیم و پدر زن سید حسن خمینی است. به این شکل دروغ می‌گوید. چرا؟ چون خود ایشان مسوولیت داشته در کشتار ۶۷. عضو شورای قضایی بوده! باید توجه داشته باشید که این‌ها هر کدام‌شان به نوعی تلاش می‌کنند تا آن دهه اول انقلاب را که این‌ها درش مسوولیت مستقیم در جنایات و همه خشونت‌ها داشتند، به نوعی پاک و منزه جلوه دهد.

می‌بینید که قبلش [میرحسین] موسوی هم از آن دوران با عنوان دوران طلایی امام نام می‌برد و در آرزوی بازگشت به همان دوران است. بنابراین موضوع فقط در آقای عارف خلاصه نمی‌شود. اتفاقا کتابی دارم که کار تحقیقی است به نام «دوزخیان روی زمین». در آن توضیح می‌دهم که اساسا ایدئولوژی خمینی مبتنی بر ایدئولوژی خشونت است و آن را تئوریزه می‌کند… خمینی یوم الله را روزی اعلام می‌کند که …احکام خدا را اجرا کنند، دستی بریده شود، حدی جاری شود. بعد می‌گوید یوم الله روزی است که علی ابن ابیطالب ۷۰۰ نفر از یهود بنی قریضه را سربرید. این‌ها چیزی است که مطرح کرده.

خمینی جهنم را که توصیف می‌کند،‌ می‌گوید «شفاخانه الهی» است. وقتی شما چنین توصیفی از جهنم دارید، قطعاً به دنبال ایجاد جهنم الهی روی زمین خواهید رفت. هیچ‌کدام از این‌ افراد تا کنون به دنبال ایجاد بهشت الهی روی زمین نرفتند. ببینید مجازات‌ها را… می‌خواهند همین‌جا جهنم درست کنند تا مردم را بفرستند بهشت. ما جهنم را برایتان ایجاد می‌کنیم تا دچار گناه و خطا نشوید، از این‌جا یکسر بروید به بهشت الهی.

عارف و دیگران در واقع هر کدام، نوازندگان یک ارکستر هستند که سعی می‌کند تاریخ ایران را تحریف کند، آن‌چه گذشته بپوشاند و تلاش کند تا چهره‌ای موجه به خمینی -به عنوان یکی از بزرگ‌ترین جنایتکاران علیه بشریت- بدهند.

خمینی در ماه‌های اول انقلاب، تصویر و صوتش هست، می‌گوید من اشتباه کردم، می‌گوید توبه می‌کنم! اولین باری که خمینی گفت اشتباه کردم کجا بود؟ می‌گوید اشتباه کردم که چوبه‌های دار در میادین برپا نکردیم! نه این که نکرد. در ماه‌ها و روزهای اول انقلاب نمی‌توانست!

ما از انقلاب در آمده بودیم، وقتی خمینی می‌خواست وابستگان نظام شاهنشاهی را به جرم شکنجه و کشتار اعدام کند، نمی‌توانست مخالفان شاه و فعالان سیاسی را وسط میدان دار بزند. اگر خمینی بعضی کارها را در روزهای اول نکرد، موج اولیه انقلاب بود که دست خمینی را می‌بست. مردم داشتند می‌گفتند «در بهار آزادی…»؛ در بهار آزادی که نمی‌توانست این کارها را بکند! به همین دلیل خمینی درست شش ماه بعد در ۲۸ مرداد ماه این سخنرانی را کرد یا در اردیبهشت ماه فرمان داد برای روزنامه آیندگان و می‌بینید که آهسته آهسته هر آنچه مطرح می‌کرد، اجرا کرد.

جنایاتی که در کردستان و ترکمن‌صحرا مرتکب شدند، قتل مردم در وسط خیابان‌ها و بیابان‌ها که آن روزها صورت گرفت، تاریخ به خوبی به یاد دارد. در دهه ۶۰ بی‌رحمی را از حد گذراندند. در کل تاریخ معاصر جایی بوده که عکس عده‌ای دختر نوجوان را در روزنامه و تلویزیون منتشر کنند که «این‌ها اعدام شدند، ‌خانواده‌ها بیایند برای شناسایی این‌ها»؟

در کجای تاریخ معاصر سابقه دارد که یک مقام بالای قضایی، حاکم شرع، بیاید در تلویزیون و روزنامه به صراحت صحبت کند که «تعزیر آن است که پوست را پاره کند، گوشت را بدرد، به استخوان برسد…». در کجای دنیا مسوول قضایی چنین حرفی زده؟ در خیلی از سیستم‌ها شکنجه می‌کنند اما دیگر نمی‌آیند رسما در رسانه‌ها این حرف را بزنند…

یا بالاترین مقام‌های قضایی رژیم می‌آیند در تلویزیون به صراحت اعلام می‌کنند که کسانی که در تظاهرات دستگیر شوند، نیازی به دادگاه نیست. کافی است دو تا پاسدار شهادت دهند، همان‌جا حکم را اجرا کنند. این را موسوی تبریزی گفت، علی مشکینی گفت… یا بگویند لازم نیست مجروح این‌ها را به بیمارستان بیاورید، همان‌جا تمام‌کش‌شان کنید! خب این چیزی است که باز موسوی تبریزی گفته و مسوولان قضایی رژیم که امروز داعیه اصلاح‌طلبی و عدم خشونت دارند.

در ایران کتابی را درباره لاجوردی منتشر کردند، در آن‌جا نوشته‌اند که لاجوردی یکی از سمبل‌های ضدخشونت بود. در کشوری که قصاب تهران بشود سمبل ضدخشونت، طبیعی است که بایستی به این شکل از خمینی هم اعاده حیثیت کنند.

ادامه دارد…

No responses yet

Aug 19 2015

سعید مرتضوی از اتهام معاونت در قتل در پرونده کهریزک « تبرئه شد»‌

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وکیل مدافع خانواده یکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک می گوید سعید مرتضوی در زمینه اتهام معاونت در قتل تبرئه شده است.

میرمجید طاهری،‌وکیل خانواده روح الامینی به خبرنگاران گفته است که رای پرونده موکلش صبح چهارشنبه به او ابلاغ شده است . به گزارش خبرگزاری ایسنا این وکیل دادگستری با اعلام نارضایتی از رای صادر شده، گفته است که به آن اعتراض خواهد کرد.

محسن روح‌ الامینی به همراه محمد کامرانی و امیر جوادی ‌فر سه جوانی بودند که به دلیل حضور در راهپیمایی‌های اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت و بر اثر آنچه که «شکنجه و فشار عصبی» خوانده شد، جان خود را در بازداشتگاه کهریزک از دست دادند.

دادگاه پرونده کهریزک پیش از این سعید مرتضوی، علی‌اکبر حیدری‌فر و حسن زارع دهنوی (معروف به قاضی حداد) را به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم کرده بود

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .