اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسرائیل'

Oct 03 2025

گزارش تحقیقی روزنامه معتبر اسرائیلی هاآرتص با موضوع: عملیات نفوذ اسرائیل برای بازگرداندن سلطنت پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

ترجمه گزارش هاآرتص: در اوایل سال ۲۰۲۳، رضا پهلوی نخستین سفر رسمی خود را به اسرائیل انجام داد. او پسر آخرین شاه ایران است که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شد و جای خود را به حکومت آیت‌الله‌ها داد.
این سفرِ «ولیعهد ایران» ـ عنوانی که میزبان اسرائیلی‌اش، گیلا گملیئل، وزیر وقت اطلاعات (و وزیر کنونی علوم) به کار برد ـ در رسانه‌های اسرائیل پوشش گسترده‌ای یافت. گزارشگران همان روایت رسمی را تکرار کردند: این دیدار ثابت می‌کند که خصومتی میان مردم ایران و اسرائیل وجود ندارد و نزاع فقط میان دولت اسرائیل و رژیم تهران است.
هرچند پهلوی در میان جامعهٔ ایرانیان مهاجر تا حدی محبوب است، اما روشن نیست که ایرانیان داخل کشور او را به‌عنوان رهبر بخواهند. او پسر دیکتاتور پیشینی است که از پشتیبانی آمریکا و اسرائیل برخوردار بود و بار سیاسی پدر را با خود دارد؛ حکومتی که علاوه بر گشودگی به فرهنگ غرب، به فساد، سرکوب سیاسی و شکنجهٔ مخالفان نیز شناخته می‌شد.
برخلاف پدرش، رضا پیام‌های صلح، دموکراسی و حقوق بشر را ترویج می‌کند. وقتی در یک نشست خبری کنار گملیئل از او پرسیدند مردم ایران چگونه می‌توانند از زیر سلطهٔ آیت‌الله‌ها رها شوند، همان پیامی را که سال‌هاست تکرار می‌کند به انگلیسی روان بیان کرد:
«از له‌والسا در لهستان تا ماندلا در آفریقای جنوبی… بسیاری از جنبش‌های موفق بر پایهٔ مقاومت مدنیِ بدون خشونت شکل گرفته‌اند؛ یعنی بدون دخالت خارجی.»
سپس مکث کرد، انگشتش را بالا برد و افزود: «اما نکتهٔ کلیدی این است که هیچ‌یک از این جنبش‌ها بدون نوعی حمایت بین‌المللی موفق نمی‌شدند.» او با این سخن سفرش به اسرائیل را توجیه کرد.
وقتی از او دربارهٔ واکنش‌ها به سفرش به اسرائیل ـ دشمن سرسخت ایران ـ پرسیدند، گفت که واکنش‌ها عمدتاً مثبت بوده است و خبرنگاران را به شبکه‌های اجتماعی‌اش ارجاع داد: «به حرف من اکتفا نکنید؛ در توییتر، اینستاگرام، هر پلتفرمی جست‌وجو کنید… اگر خودتان تحقیق کنید، دیگر لازم نیست از من بپرسید؛ پاسخ جلوی چشمتان است.»
پاسخ پهلوی به‌ویژه در پرتو یافته‌های هاآرتص و روزنامهٔ اقتصادی‌اش دِمارکر معنادار است. معلوم شد که یک کارزار گستردهٔ نفوذ دیجیتال به زبان فارسی در جریان بوده که از اسرائیل اداره می‌شده و بودجه‌اش از یک نهاد خصوصیِ برخوردار از حمایت دولتی تأمین می‌شده است.
این کارزار تصویر عمومی پهلوی را تبلیغ می‌کرد و درخواست برای بازگرداندن سلطنت را تقویت می‌نمود. تکیه‌گاه آن «آواتارها» یا هویت‌های جعلی آنلاین بود که در شبکه‌های اجتماعی خود را شهروند ایرانی جا می‌زدند. این حساب‌ها ابتدا توسط پژوهشگران رسانه‌های اجتماعی در داخل و خارج اسرائیل شناسایی شدند.
به گفتهٔ منابعی که با دِمارکر و هاآرتص گفت‌وگو کرده‌اند، از زمان آغاز جنگ غزه و پس از سفر پهلوی، عملیاتی برخط به‌عنوان بخشی از یک کارزار وسیع‌تر اسرائیلی برای اثرگذاری بر گفتمان شبکه‌های اجتماعی فعال شد که کارزارهایی به انگلیسی و آلمانی را نیز در بر می‌گرفت. بنا به گفتهٔ پنج منبع آگاه مستقیم از پروژه، فارسی‌زبانان بومی برای این عملیات استخدام شدند. سه منبع ارتباط مستقیم این پروژه با کارزار یادشده را تأیید کردند و گفتند شاهد پیشبرد پیام‌های طرفدار پهلوی توسط این شبکه بوده‌اند.
به‌گفتهٔ منابع، کارزار شامل حساب‌های جعلی در پلتفرم‌هایی مانند «ایکس» و اینستاگرام بود و از ابزارهای هوش مصنوعی برای پخش روایت‌های کلیدی، تدوین پیام‌ها و تولید محتوا استفاده می‌کرد. به روایت دو منبع، همچنین تلاش‌هایی برای تقویت پست‌های متحد پهلوی در اسرائیل، یعنی گیلا گملیئل ـ وزیر عضو حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو ـ صورت گرفته است. چون این عملیات به‌طور غیرمستقیم با پول مالیات‌دهندگان و در خدمت منافع ژئوپولیتیکی اسرائیل انجام می‌شد، برخی از افراد دخیل از فشار برای استفاده از کارزار به نفع تبلیغ وزیر احساس ناراحتی می‌کردند.
بخش‌هایی از این شبکه و حساب‌هایش قبلاً توسط هاآرتص افشا شده بود. منابع این کارزار را به شبکهٔ حساب‌های طرفدار پهلوی مرتبط کردند که ابتدا توسط پژوهشگران مستقل، نیتسان یاسور و گیل فلدمن، شناسایی و نخستین‌بار توسط بار پلگ در هاآرتص گزارش شد. آن زمان این تلاش به‌عنوان «عملیات نفوذ خارجی» توصیف شد، هرچند به‌سبب پست‌هایی که بیشتر شبیه تبلیغ برای وزیر بود، مخاطب هدف کاملاً روشن نبود.
بااین‌حال منابع تأکید کردند که کارزار فقط ظاهراً خارجی می‌نمود؛ منشأ آن در اسرائیل بود. طبق تحقیق دِمارکر و هاآرتص، این عملیات با سفارش کار به پیمانکاران و عرضه‌کنندگان بیرونی پیش می‌رفت؛ بازیگران خصوصی‌ای که آزاد بودند خدماتشان را به مشتریانی فراتر از دولت اسرائیل هم بفروشند. و این تنها شبکهٔ فعال از این‌دست نبود. دِمارکر و هاآرتص تحقیقات خود دربارهٔ کارزارهای فارسی‌زبان اسرائیل را پس از تماس پژوهشگران Citizen Lab در دانشگاه تورنتو آغاز کردند؛ آزمایشگاهی که تهدیدات دیجیتال ـ ازجمله جاسوس‌افزار و اطلاعات نادرست ـ را مطالعه می‌کند.
همزمان با شبکه‌ای که گزارشگران اسرائیلی یافته بودند، سیتیزن‌لب یک کارزار دیگرِ طرفدار اسرائیل و فارسی‌زبان نیز کشف کرد که قرار بود جمعه، هم‌زمان با انتشار تحقیق دِمارکر و هاآرتص، در گزارشی افشا شود. این کارزار شامل ده‌ها حساب جعلی بود که محتوای تولید‌شده با هوش مصنوعی را پخش می‌کردند. پژوهشگران سیتیزن‌لب ارزیابی کردند که این عملیات «به‌احتمال بسیار زیاد» توسط دولت اسرائیل یا پیمانکاری که به نمایندگی از آن عمل می‌کند اداره می‌شده است. نتیجه‌گیری آنان بر نشانه‌هایی استوار بود که حاکی از هم‌زمانی میان محتوای کارزار آنلاین و اقدامات نظامی اسرائیل در جریان جنگ ۱۲روزه با ایران بود؛ ازجمله نشانه‌هایی مبنی بر آگاهی قبلی گردانندگان از حملهٔ اسرائیل به زندان بدنام اوین و آماده‌سازی محتوا پیش از حمله.
یک روز پادشاهی
پهلویِ جوان پس از دبیرستان برای آموزش خلبانی نظامی به آمریکا رفت، اما در آغاز سال ۱۹۷۹ خانواده‌اش زیر فشار خیزش مردمیِ ضد شاه ناچار به ترک تهران شد. کمی بیش از ۲۰ سال داشت که پدرش در تبعید در قاهره درگذشت و سلطنت‌طلبان او را به‌عنوان جانشین تاج‌گذاری کردند. او ۴۵ سال است که از خارج کشور رژیم آیت‌الله‌ها را نقد می‌کند. اسرائیل در مقطعی با او رابطه برقرار کرد؛ احتمالاً به‌عنوان بخشی از تلاش‌ها برای تغییر رژیم. گملیئل مسئول ارتباط اسرائیل با پهلوی است و دیدار او با نتانیاهو را تسهیل کرد.
راز زیمت از «مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی» در تل‌آویو هشدار می‌دهد که هرچند بیشتر ایرانیان خواهان تغییرند و از حکومت اسلام‌گرای کنونی سرخورده، اما آن‌ها رؤیای «زندگی عادی» را دارند نه بازگشت سلطنت. به باور او، پهلوی گزینهٔ نخست ایرانیان نیست، حتی فقط به این دلیل ساده که «از اواخر دههٔ ۱۹۷۰ پایش به ایران نرسیده است.» او با وجود اینکه می‌پذیرد پهلوی در میان برخی تبعیدیان هوادارانی دارد، ارزش همسویی علنی اسرائیل با او را زیر سؤال می‌برد: «می‌فهمم چرا او برای گملیئل و دولت اسرائیل گزینه‌ای راحت است… اما فکر می‌کنم اشتباه است. در نهایت این کار روایت آیت‌الله خامنه‌ای را تقویت می‌کند که اسرائیل و آمریکا می‌خواهند ایران را دوباره به سلطنت و دولت دست‌نشانده تبدیل کنند.» به گفتهٔ او، اگر این آغوش باز بیشتر تبلیغات سیاسی است تا دیپلماسی واقعی، «کاملاً موافقم… حتی اگر بخواهید چنین رابطه‌ای بسازید، عجیب است که آن را علنی انجام دهید.»
با آنکه پهلوی می‌گوید برای هیچ سمتی نامزد نمی‌شود، در سال‌های اخیر کارزاری در شبکه‌های اجتماعی برای بازگرداندن سلطنت با پادشاهیِ او جریان داشته است. به‌گفتهٔ منابع، بخشی از این تلاش بر شبکه‌ای از حساب‌های جعلی با منشأ اسرائیلی تکیه دارد. یک پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی صدها کاربر مشکوک در «ایکس» را شناسایی کرده که پهلوی را تبلیغ می‌کردند، پیام‌هایش را می‌پراکندند و از هشتگ‌هایی مانند #KingRezaPahlavi استفاده می‌کردند. این‌ها در کنار پست‌هایی دیده می‌شد که گملیئل را تبلیغ می‌کرد. گفته نشد همهٔ این نزدیک به هزار آواتار بخشی از یک کارزار واحدند، اما شبکه‌ای به‌مراتب گسترده‌تر آشکار شد.
در واقع، پستی در «ایکس» که این شبکه را برملا کرد، شامل ویدئویی تولیدشده با هوش مصنوعی با عنوان «سال آینده در تهران آزاد» بود که سیاست داخلی را با منافع ژئوپلیتیک در هم می‌آمیخت و بازتاب عظیمی یافت ـ که بخش زیادی از آن احتمالاً غیرطبیعی و سازمان‌دهی‌شده بود. در ویدئو، نتانیاهو و همسرش، گملیئل و شریکش، و نیز پهلوی و همسرش در خیابان‌های تهران راه می‌روند. این ویدئو بسیار بیشتر از اغلب پست‌های وزیر بازدید گرفت و همین به‌همراه تلاش‌های دیگر برای تقویت آن، به پژوهشگران اسرائیلی کمک کرد شبکه‌ای از کاربرانی را بیابند که صرفاً محتوای مرتبط با ایران را تبلیغ می‌کردند؛ از جمله پست‌های پرتعداد گملیئل دربارهٔ «تغییر رژیم در ایران» و پست‌هایی که از رابطهٔ او با پهلوی می‌گفتند. بسیاری از این حساب‌ها در ۲۰۲۲، همزمان با اوج اعتراضات موسوم به «حجاب»، ایجاد شدند. بیش از ۱۰۰ حساب همسو نیز در ژوئنِ همان سالِ جنگ ۱۲روزهٔ هوایی با ایران، به‌طور همزمان ساخته شدند. به نظر نمی‌رسد این تنها کارزار فعال از اسرائیل در این موضوع باشد.
سیتیزن‌لب ـ که بیشتر به‌خاطر پژوهش در زمینهٔ جاسوس‌افزار و نقض حقوق بشر شناخته می‌شود ـ در حوزهٔ دیگر تهدیدات دیجیتال و عملیات‌های اطلاعات نادرست نیز تحقیق می‌کند و اکنون یک عملیات طرفدار اسرائیلِ فعال به زبان فارسی را افشا کرده است. یافته‌های این مؤسسه، که با دِمارکر و هاآرتص به اشتراک گذاشته شد و طی هفته‌های اخیر به‌طور مستقل نیز تأیید شد، شبکه‌ای با بیش از ۵۰ حساب را آشکار می‌کند که به‌گفتهٔ پژوهشگران «با اطمینان بالا» کاربران واقعی نیستند و این جمع‌بندی بر پایهٔ شاخص‌های متعدد است.
این حساب‌ها با حساب‌هایی که پژوهشگران اسرائیلیِ ترویج‌کنندهٔ مستقیم گملیئل شناسایی کرده بودند فرق داشتند. سیتیزن‌لب با روش‌ها و ابزارهای گوناگون کاربران جعلی را شناسایی کرد؛ از جمله این‌که عکس‌های پروفایل بسیاری از آن‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده بود. همهٔ حساب‌هایی که این آزمایشگاه به‌عنوان بخش‌هایی از شبکه معرفی می‌کند در سال ۲۰۲۳ باز شده بودند، اما تا اوایل امسال غیرفعال بودند و سپس یکی پس از دیگری یا حتی همزمان در «ایکس» فعال شدند؛ نشانه‌ای از یک کارزار هماهنگ و غیرواقعی. فعالیتشان با آغاز جنگ با ایران شدت گرفت.
این شبکه شامل حساب‌های جعلی «ایکس» بود که خود را کاربر واقعی جا می‌زدند و همچنین به صفحهٔ @TelAviv_Tehran متصل بودند. کاربران جعلیِ همسو محتوای آن صفحه را تقویت می‌کردند؛ ازجمله ویدئوهای هوش‌مصنوعیِ تولیدیِ اختصاصی آن. یکی از ویدئوها، کلیپی از علی خامنه‌ای در نقش هیتلر بود بر پایهٔ صحنهٔ مشهور فیلم «سقوط» (Downfall). این ویدئوی دست‌سازِ هوش مصنوعی فقط توسط همان صفحه و یک حساب دیگر از همان شبکه منتشر شد.
پررنگ‌ترین موردی که این شبکه را به اسرائیل پیوند می‌زد، کارزاری آنلاین بود که با عملیات واقعی هم‌زمان شد: حملهٔ اسرائیل به زندان اوین، محل نگهداری مخالفان ایرانی. این کارزار در مرکز گزارش تازهٔ سیتیزن‌لب با عنوان «فرار از زندان» (Prison Break) قرار دارد. حملهٔ اسرائیل حدود ساعت ۱۱:۱۵ صبح ۲۳ ژوئن رخ داد و حدود یک ساعت طول کشید. ساعت ۱۱:۵۲ ـ پیش از نخستین گزارش‌های رسانه‌های ایران از حمله ـ حساب‌های شبکه شروع کردند به انتشار خبر «انفجارها در حوالی زندان». پست‌ها طوری تنظیم شده بود که القا کند این حساب‌ها متعلق به ایرانیان ساکن همان منطقه‌اند.
چند دقیقه پس از ظهر، در حالی‌که بمباران ادامه داشت و رسانه‌های ایران تازه شروع به گزارش کرده بودند، حسابی دیگر ویدئویی منتشر کرد که ظاهراً انفجار در زندان را نشان می‌داد و القا می‌کرد همان منبع صداهای شنیده‌شدهٔ پیشین بوده است. یکی پس از دیگری، حساب‌های شناسایی‌شدهٔ شبکه، این ویدئو را پخش کردند. بعدها تحقیق نیویورک تایمز نشان داد که این ویدئو تصویری واقعی از صحنه نبود؛ هرچند این کشف پس از آن بود که رسانه‌های سراسر جهان آن را بازنشر کرده بودند. صفحهٔ @TelAviv_Tehran نیز همین کلیپ را پخش کرد؛ پژوهشگران گفتند این ویدئو با هوش مصنوعی ساخته شده بود.
پژوهشگران سیتیزن‌لب این کارزار را به اسرائیل یا بازیگری که به نمایندگی از آن عمل می‌کرد نسبت دادند. استدلالشان بر خط زمانی رویدادها تکیه داشت: حساب‌های شبکه از نخستین‌ها بودند که از حمله خبر دادند و توانستند ویدئوی جعلی را در زمان حمله یا بلافاصله پس از آن تولید و توزیع کنند. سیتیزن‌لب نوشت: «به نظر می‌رسد فعالیت این پروفایل‌ها دست‌کم تا حدی با کارزار نظامی نیروهای دفاعی اسرائیل در ژوئن علیه اهداف ایرانی هم‌زمان بوده است. ما معتقدیم هرچند از نظر فنی ممکن است، بسیار بعید است طرف ثالثی بدون اطلاع قبلی از برنامه‌های ارتش اسرائیل بتواند چنین محتوایی را در چنین بازهٔ کوتاهی آماده و منتشر کند.»
«مرگ بر خامنه‌ای» در ساعت ۸ شب
پس از حمله، حساب‌هایی که آن ویدئو و دیگر محتواها را پخش کرده بودند، ایرانیان را تشویق کردند به سمت زندان بروند تا «اعضای خانوادهٔ خود را آزاد کنند». سیتیزن‌لب نتیجه گرفت هدف کارزار ایجاد ناآرامی برای بی‌ثبات‌سازی رژیم بوده است. حتی پیش از حمله به زندان نیز با آغاز جنگ، پیام‌ها و ویدئوهایی با همین روحیه در «ایکس» منتشر شده بود: یکی نوشت «تهران بی‌دفاع است» و دیگری پیشنهاد داد مردم به بانک‌ها هجوم ببرند و پولشان را خارج کنند. گزارش شد که در روزهای نخست جنگ، گروهی از هکرهای حامی اسرائیل به یک بانک ایرانیِ مرتبط با سپاه پاسداران حمله کردند.
این کارزار همچنین خود را به یک اعتراض واقعی سوار کرد: فراخوان ایرانیان برای رفتن به بالکن‌ها در ساعت ۸ شب و فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور». حساب‌های شبکهٔ حامی اسرائیل هماهنگ شدند تا این پیام را تقویت کنند؛ پیامی که مستقل از کارزار غیرواقعی نیز حمایت واقعی داشت. برای نمونه، بعضی حساب‌ها ویدئوهای ساختگی از همین شعارهای واقعاً سر داده‌شده منتشر کردند و هم‌زمان از هشتگ‌های مخصوص اعتراض واقعی استفاده نمودند.
همهٔ محتواها هم ساختهٔ هوش مصنوعی نبود. یکی از ویدئوهایی که سیتیزن‌لب یافت، احتمالاً توسط انسان ویرایش شده بود. این ویدئو و چند نمونهٔ دیگر بسیار موفق‌تر از ویدئوهای همزمان با حمله به زندان عمل کردند؛ بعضی بیش از ۲۰هزار بازدید و یکی بیش از ۶۰هزار بازدید گرفت ـ مشابه موفقیت همان ویدئوی گملیئل که به کشف شبکهٔ دیگر انجامید. پژوهشگران همچنین دریافتند کارزارِ طرفدار اسرائیل شامل یک «خبر جعلی» و یک «ویدئوی دیپ‌فیک» از یک خوانندهٔ ایرانیِ اجراکنندهٔ ترانهٔ اعتراضی نیز بوده است. برای مثال، اسکرین‌شاتی از خبری جعلی منتسب به بی‌بی‌سی فارسی دربارهٔ «فرار مقام‌های ارشد ایرانی از کشور» پخش شد؛ بی‌بی‌سی فارسی تأیید کرد هرگز چنین خبری منتشر نکرده است.
تحلیل حساب‌های شناسایی‌شده نشان داد که شبکه به چند کانال تلگرامی نیز پیوند داشت که اعتراضات در ایران را تشویق می‌کردند و از مشکلات واقعی در کانون جنبش‌های اعتراضی ـ مانند بحران آب، ناکارآمدی مدیریت زیرساخت و فساد ـ بهره می‌بردند. نزدیک به ۱۰ گروه تلگرامیِ مرتبط با حساب‌های «ایکس»ِ این کارزار پیدا شد. یکی از آواتارها خود را «زن ایرانی» جا می‌زد و حتی صفحه‌ای در اینستاگرام و گروهی تلگرامی برای زنان اداره می‌کرد که از زنان واقعی دعوت می‌کرد «داستانتان را در یک فضای امن به اشتراک بگذارید.»
این شیوه چندان متفاوت با روش‌هایی نیست که بازیگران طرفدار ایران علیه اسرائیل به کار می‌گیرند. موضوعات مناقشه‌برانگیز در اسرائیل ـ مانند خصومت برخی مذهبی‌ها با جامعهٔ LGBTQ، یا انتقاد از نتانیاهو و یا هزینه‌های بالای زندگی ـ در سال‌های اخیر محور عملیات اطلاعات نادرست ایرانی در اسرائیل بوده است.
طبق کیفرخواستی که علیه یک جوان اسرائیلی صادر شد و ایران در جریان جنگ از طریق شبکه‌های اجتماعی او را به خدمت گرفته بود، از او خواسته شده بود عکس‌هایی از خرابی‌های ناشی از موشک‌باران‌های ایران تهیه کند و در برابرش پول گرفته بود. این روی دیگر سکهٔ جنگ نفوذ میان ایران و اسرائیل است. آلبرتو فیتارلی، سرپرست تحقیق سیتیزن‌لب، می‌گوید: «در حالی که معمول است حکومت‌های خودکامه چنین ابزارها و تاکتیک‌هایی را در داخل و خارج به کار گیرند، دولت‌های دموکراتیک باید از استفاده از همان روش‌ها خودداری کنند. نسبت‌دادن عملیات‌های نفوذ به عاملان و حامیان‌شان مستلزم نشانگرهای فنی است که به‌ندرت در فضای باز قابل مشاهده‌اند؛ اغلب خودِ پلتفرم‌های اجتماعی دروازه‌بان آن داده‌ها هستند.»
به‌گفتهٔ منابع آگاه از کارزارهای فارسی‌زبان اسرائیل، برخی از حساب‌های جعلی‌ای که سیتیزن‌لب افشا کرد، ردِ مشارکت در همین کارزار دومِ منشأگرفته از اسرائیل را نیز بر جا گذاشته‌اند. اینجا و آنجا همان کاربران جعلی از هشتگ #KingRezaPahlavi هم استفاده می‌کنند، عکس‌ها و سخنرانی‌های پسر شاه را به اشتراک می‌گذارند و خواستار بازگرداندن سلطنت پهلوی می‌شوند.

https://twitter.com/AboumoslemS/status/1974071999011172406

No responses yet

Sep 29 2025

قوه قضائیه ایران: متخصص دیتابیس شرکت دانش‌بنیان به جرم جاسوسی برای اسرائیل اعدام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,جنایات رژیم,جنگ,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: قوه قضائیه ایران می‌گوید یک نفر را به «جرم جاسوسی برای اسرائیل» امروز صبح اعدام کرده است.

نام این فرد، بهمن چوبی اصل اعلام شده و به عنوان «جاسوس مورد وثوق و معتمد» اسرائیل معرفی شده است.

قوه قضائیه ایران گفته است که آقای چوبی در حوزه دیتابیس «همکاری گسترده و آگاهانه‌» با سرویس اطلاعاتی اسرائیل داشت و «به واسطه حضور در یک شرکت دانش‌بنیان وارد پروژه‌های حساس و مخابراتی» شد.

بر اساس آنچه این نهاد گفته است، آقای چوبی به دلیل تخصص خود «در تمام پروژه‌های این شرکت به عنوان مدیر» حضور داشته و دارای دسترسی بالا به بانک‌های اطلاعاتی حیاتی و حاکمیتی بوده است.»

قوه قضائیه ایران در بخش دیگری از روایت خود گفته است که این فرد «توسط افسر موساد به ایرلند دعوت شده بود تا «دوره‌های آموزشی تخصصی لازم» را ‌ببیند.

هدف موساد، به گفته قوه قضائیه، «کسب بانک اطلاعاتی نهادهای حاکمیتی و ایجاد رخنه در مراکز دیتاسنتر ایران» بوده است.

این نهاد گفته است که آقای چوبی «برای دیدار با افسران موساد» به کشورهای امارات، ارمنستان، هندوستان، تایلند، ویتنام، ایرلند و بلغارستان سفر کرده بود.

بنابر اعلام قوه قضائیه، پرونده این متهم برای فرجام‌خواهی به دیوان عالی ایران ارسال شده بود که این درخواست رد و حکم اعدام تائید شد.

از نحوه دادرسی در این پرونده جزئیات زیادی در دست نیست. در گزارشی که میزان، خبرگزاری قوه قضائیه، منتشر کرده است به هیچ تاریخی اشاره نشده است از جمله تاریخ بازداشت و تائید حکم اعدام.

پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران، چندین نفر در ایران به جرم «جاسوسی» اعدام شده‌اند.

بابک شهبازی که دو سال پیش به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت و محاکمه شده بود، در ۲۶ شهریور اعدام شد.

او در دی‌ ۱۴۰۲ بازداشت و در اردیبهشت ۱۴۰۴ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده بود.

دو روز پیش هم دادگستری استان البرز از صدور حکم اعدام برای دو فرد متهم به جاسوسی برای اسرائیل و سازمان مجاهدین خلق خبر داد.

رئیس کل دادگستری استان البرز گفته بود که رای بدوی پرونده «شبکه جاسوسی چهار نفره مرتبط با موساد و منافقین» در کرج صادر شد و دادگاه دو متهم را به اعدام و دو متهم دیگر را به حبس محکوم کرد.

سازمان حقوق بشر ایران می‌گوید تنها در سال جاری میلادی بیش از ۹۴۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

No responses yet

Sep 29 2025

بازی های نتانیاهو برای ادامه جنگ غزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

تویتر Amir Tibon: نتانیاهو در حال عمل به شیوهٔ معمولش برای خنثی کردن توافق ترامپ است: اصرار بر بندهایی که رد از طرف حماس را تضمین می‌کند و در توافق بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. هیچ چیز جدیدی زیر آفتاب نیست.این طرح شامل بندهای زیادی است که به او فرصت خرابکاری و ایجاد مانع می‌دهد. او بحثی تلمودی دربارهٔ زمان‌بندی عقب‌نشینی ارتش اسرائیل از منطقهٔ مشخصی یا دربارهٔ اختیارات تشکیلات خودگردان فلسطینی در غزه آغاز خواهد کرد. آمیت سگال در حال حاضر این خط را برای او پیش می‌برد. ممکن است ماه‌ها به این شکل تلف شود و او اهمیتی نمی‌دهد که در این میان گروگان‌ها و سربازان کشته شوند.علاوه بر این، مسئلهٔ اعتماد وجود دارد. حماس ایدان الکساندر را در ماه مه به عنوان یک ژست به ترامپ آزاد کرد، که قرار بود به پایان جنگ منجر شود. ترامپ تحت فشار نتانیاهو قرار گرفت تا کامیون‌های تامین را کمی بعد از سرگیری کند، اما تحت فشار قرار نگرفت تا جنگ را پایان دهد و از آن زمان چهار ماه تلف شده است.سه هفته پیش، رهبری خارج از کشور حماس برای بحث دربارهٔ پیشنهاد قبلی ترامپ جلسه‌ای برگزار کرد و در طول جلسه، اسرائیل تلاش کرد تا آنها را ترور کنید. با اطلاع ترامپ. این ترور شکست خورد، اما آسیب به مذاکرات وارد شد و تماس ها متوقف شد. این چیزی است که نتانیاهو می خواست. در طرح فعلی، حماس در ازای وعده ترامپ مبنی بر پایان جنگ و خروج ارتش اسرائیل، همه گروگان ها را در ابتدا آزاد می کند. این یک طرح کلی عالی است، اما نیاز به اعتماد حماس دارد که حادثه آیدان الکساندر تکرار نمی شود. و نتانیاهو هر کاری برای تضعیف این اعتماد انجام خواهد داد. به هر حال، او تعداد زیادی وزرای احمق در دولت دارد که می توانند در مصاحبه چیزی مضر بگویند یا چیزی را توییت کنند که با روح توافق مغایرت داشته باشد، نکته اصلی این است که در طرف مقابل شک و سوء ظن ایجاد کنند. برای اینکه واقعا توافق ترامپ را به دست آورد، او باید این اقدامات نتانیاهو را از قبل پیش بینی کند و هر روزنه ای را ببندد. اما مهمتر از آن، او نباید علاقه خود را در مواجهه با این درگ ها و بازی ها از دست بدهد. و در اینجا نقش عموم مردم می آید – اعمال فشار و نگه داشتن مسئله به طور مداوم در صدر دستور کار، در رسانه‌های محلی و بین‌المللی، و در ذهن رئیس‌جمهور و مردمش. فشار مداوم عمومی، بدون توقف. این امکان‌پذیر است، اما نباید در توهمات گرفتار شد.

נתניהו פועל לסכל את עסקת טראמפ בצורה הקבועה שלו: להתעקש על סעיפים שיבטיחו סירוב מצד חמאס וליצור חוסר אמון בהסכם. אין חדש תחת השמש.

יש בתכנית הרבה סעיפים שנותנים לו מרחב סיכול והכשלה. הוא יתחיל ויכוח תלמודי על תזמון הנסיגה של צה"ל מאזור מסוים, או על סמכויות הרשות הפלסטינית בעזה.…

— Amir Tibon אמיר תיבון (@amirtibon) September 29, 2025

No responses yet

Sep 29 2025

ایران زیر ذره‌بین رسانه‌ها؛ اسرائیل در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفت؛ پزشکیان: بدون شک حمله می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

ارونیوز: در این گزارش ویدئویی، مجموعه‌ای از مهم‌ترین مطالب منتشرشده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های بین‌المللی طی ۲۴ ساعت منتهی به نیمروز یکشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ (۶ مهر ۱۴۰۴) گردآوری شده است. نسخه‌ کامل‌تر این مرور را می‌توانید در متن تفصیلی زیر دنبال کنید.
نیویورک تایمز: ایرانیان خود را برای تبعات اقتصادی تحریم‌های سازمان ملل آماده می‌کنند
نشریه آمریکایی نیویورک تایمز گزارشی در مورد تبعات اقتصادی احیای تحریم‌های سازمان ملل علیه برنامه هسته‌ای ایران منتشر کرد که چکیده آن را می‌خوانید: «شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از شکست تلاش‌های دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی، تحریم‌های سختگیرانه‌ای را علیه تهران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور بازگرداند.

این تحریم‌ها در مقطع حساسی اعمال می‌شود: ایران هنوز از تبعات جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن، حملات بمب‌های سنگرشکن آمریکا به تاسیسات هسته‌ای و بحران شدید انرژی و آب که منجر به قطع گسترده برق و آب در شهرها شد، خلاص نشده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که گرچه تحریم‌های تازه ممکن است از نظر مالی به سنگینی تحریم‌های آمریکا نباشند، اما فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کنند.

ایران که پیش‌تر با تورم بیش از ۴۰ درصد، کسری بودجه سنگین، بحران برق و کم‌آبی و سقوط ارزش پول ملی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون خود را در آستانه شرایطی دشوارتر می‌بیند.

با این حال، برخی مقام‌های ایرانی تلاش کردند تاثیر تحریم‌ها را کم‌اهمیت جلوه دهند و غرب را متهم کردند که هیچ‌گاه در پی توافق جدی نبوده است. با وجود این، فعالان اقتصادی می‌گویند صنایع و به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که بیش از ۹۰ درصد واحدهای صنعتی کشور را تشکیل می‌دهند، بیشترین آسیب را از این محدودیت‌ها خواهند دید.»

موسسه گیت‌استون: ایران: هراس از کم‌آبی

اندیشکده آمریکاییِ گیت‌استون مقاله‌ای در مورد بحران آب در ایران و راهکارهای برون رفت از آن منتشر کرد که خلاصه آن را می‌خوانید: «ایران با بحرانی کم‌سابقه در منابع آب روبه‌روست. آمار وزارت نیروی ایران نشان می‌دهد که ظرفیت ذخیره سدهای کشور به ۳۶ درصد کاهش یافته و بارندگی سالانه نسبت به میانگین یک دهه گذشته نزدیک به ۴۰ درصد کمتر بوده است. بیش از ۴۰ درصد دریاچه‌ها و تالاب‌ها یا خشکیده‌اند یا در آستانه نابودی قرار دارند؛ دریاچه ارومیه و هامون عملا از بین رفته‌اند و زاینده‌رود و کارون نیز بخش زیادی از آبدهی خود را از دست داده‌اند.

پیامد مستقیم این وضعیت، افت مداوم تولید کشاورزی، نشست زمین، شوری خاک و تهدید امنیت غذایی است. برآورد سازمان فائو نشان می‌دهد که ۲۵ درصد جمعیت ایران در معرض کمبود غذایی “متوسط تا شدید” قرار دارند. این در حالی است که بخش کشاورزی ۶۰ تا ۸۰ درصد آب کشور را مصرف می‌کند اما سهم آن در اقتصاد تنها حدود ۱۸ درصد است. سیاست خودکفایی غذایی دهه ۱۹۹۰، سدسازی‌های بی‌رویه و استفاده گسترده از چاه‌های عمیق نیز فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم این روند می‌تواند بنیان‌های تمدنی ایران را که بر سه حوزه شرق، مرکز و جنوب‌غرب کشور شکل گرفته، در معرض فروپاشی قرار دهد. با این حال، مطالعات بین‌المللی از جمله پژوهش‌های ژاپنی نشان می‌دهد که با اصلاح راهبردهای اقتصادی و کشاورزی، احیای سامانه‌های سنتی قنات، و سرمایه‌گذاری گسترده در مدیریت منابع آب، امکان توقف و حتی معکوس‌کردن روند بیابان‌زایی وجود دارد.»

وای‌نت: اسرائیل در پی اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران و در بحبوحه نگرانی از «خطای محاسباتی» در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفت

رسانه اسرائیلی «وای‌نت» به بازتاب احیای تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران در این کشور پرداخت که خلاصه گزارش این رسانه را می‌خوانید: «با فعال شدن سازوکار مکانیسم ماشه در سازمان ملل و ازسرگیری تحریم‌های تعلیق‌شده ذیل توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، اسرائیل سطح آماده‌باش نیروهای خود را افزایش داد. مقامات امنیتی اسرائیل هشدار دادند که تهران در پی اعمال فشار تازه ممکن است دچار خطای محاسباتی شود و تنش‌ها به رویارویی مستقیم بیانجامد.

تحلیلگران امنیتی در اسرائیل می‌گویند نشانه‌هایی از استیصال فزاینده در رهبری ایران مشاهده می‌شود؛ وضعیتی که به‌ویژه پس از عملیات “طلوع شیران” و آزمایش‌های اخیر موشکی تشدید شده و خطر “خطای محاسباتی” و درگیری ناخواسته را بالا برده است.

گزارش‌ها از آزمایش موشک قاره‌پیمای جدید ایران و تلاش برای بازسازی توان موشکی حکایت دارد.

مقام‌های ارشد اسرائیلی تأکید می‌کنند عملیات “طلوع شیران” توان موشکی و بخشی از برنامه هسته‌ای ایران را به‌شدت آسیب زده، اما این کشور همچنان از ظرفیت لازم برای بازسازی برنامه موشکی خود برخوردار است.»

گری‌زون: گفت‌وگوی رئیس‌جمهور ایران در نیویورک:«شکی نیست که حمله خواهند کرد»

وب‌سایت خبری مستقلِ «گری‌زون» (The Grayzone) که توسط مکس بلومنتال (Max Blumenthal)، روزنامه‌نگاری آمریکاییِ ضدِ جنگ اداره می‌شود، شرحی از سخنان رئیس جمهور ایران را در دیدار با فعالان ضد جنگ آمریکایی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، منتشر کرد که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید: «پزشکیان خطاب به حدود ۲۵ خبرنگار، فعال و تحلیلگر حاضر در نشست اظهار داشت: “شکی نیست که آنها به ایران حمله خواهند کرد و ما با تمام توان از خود دفاع خواهیم کرد.”

رئیس‌جمهور ایران سیاست واشنگتن را “دیکتاتوری دیپلماتیک” توصیف کرد و گفت: “چگونه می‌توان با کسی مذاکره کرد که یک چیز می‌گوید و لحظاتی بعد حرف دیگری می‌زند؟ کسی باید سخنان [فرستاده خاورمیانه ترامپ] استیو ویتکاف را ضبط می‌کرد. او یک حرف به ما می‌زد و ناگهان به واشنگتن بازمی‌گشت و حرف دیگری می‌زد. چگونه می‌توان با چنین کسی مذاکره کرد؟”

پزشکیان افزود که جامعه ایران پس از جنگ دوازده‌روزه ژوئن، متحدتر شده است: “آخرین حمله وحدت به وجود آورد. حتی کسانی که ما را نقد می‌کنند، از نظام حمایت کردند. حتی اگر آنها بخواهند مرا حذف کنند، ما پنج تا شش مرحله بعدی را آماده کرده‌ایم.”

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم گفت: “ما آماده انعطاف‌پذیری هستیم.” با این حال، تیم دیپلماتیک ایران بدون کسب هیچ امتیازی از اروپا، نیویورک را ترک کرد.»

No responses yet

Sep 25 2025

از طرح کشتن خامنه‌ای تا «عروسی سرخ»؛ روایت جنگ اسرائیل با ایران در مستند «۱۲ روز در ژوئن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: مستند «۱۲ روز در ژوئن – رازهای جنگ با ایران»، که به‌تازگی از شبکه ۱۳ اسرائیل پخش شد، روایتی کم‌سابقه از روند تصمیم‌‌گیری سیاسی و نظامی و اجرایی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران ارائه می‌کند. این مستند با جلسات محرمانه رهبران اسرائیل در یک «پناهگاه» آغاز می‌شود؛ از عملیات فریب و آماده‌سازی لجستیکی می‌گوید؛ به ضربات هدفمند علیه زیرساخت‌ها و افراد کلیدی می‌پردازد و نقش تعیین‌کننده آمریکا در حمله به تاسیسات فردو را مرور می‌کند.

این فیلم در اسرائیل با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است و به باور برخی ناظران تلاشی است برای ثبت «چگونگی» تصمیم‌‌گیری‌ها و محدودیت‌های عملیاتی، بیش از آنکه بتواند «تمام» واقعیت آن ۱۲ روز را بازگو کند.

تصمیم در پناهگاه؛ «خداوند به ما کمک کند»

به روایت اسناد و پروتکل‌های درزشده‌ و گفت‌وگو با مقام‌های مختلف در این فیلم، روز ۱۲ ژوئن جلسه اصلی کابینه امنیتی در پناهگاهی در تپه‌های بیت‌المقدس برگزار شد و در آن آغاز عملیات در بامداد ۱۳ ژوئن تصویب شد. چارچوب عملیات در همان جلسه در دو محور مشخص تعیین شد: نخست، وارد کردن ضربه‌ای ساختاری به کل زنجیره «نظامی‌سازی» هسته‌ای ایران، از تامین مواد و مراحل تبدیل تا مراکز عملیاتی و همین طور ساختار فرماندهی‌ و‌ کنترل؛ و دوم، تضعیف ظرفیت موشکی ایران، به ویژه سامانه‌های بالستیک و شبکه صنعتی پشتیبان آن.

در همان جلسه، یکی از افسران ارشد تصریح می‌کند که تاسیسات «فردو تنها با توان آمریکا از بین می‌رود».

در پایان جلسه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جمله‌ای بر زبان آورد که به روایت فیلم کمتر از او شنیده می‌شود: «خداوند به ما کمک کند.» این جمله در مستند به عنوان نمادی از سنگینی تصمیم‌گیری‌ها و شرایط در آستانه حمله برجسته می‌شود.

در حاشیه این آمادگی، عملیات فریب اجرا می‌شود: دستور جلسه پوششی درباره گروگان‌ها، مخابره نشانه‌های «عادی بودن اوضاع» و جابه‌جایی بی‌سروصدای خانواده برخی مقام‌ها و فرماندهان به مکان‌های امن. روایت‌هایی درباره «تعطیلات آخر هفته» و حتی «برنامه عروسی پسر نخست‌وزیر» هم به عنوان مولفه‌هایی از همین تلاش برای «فریب دشمن و پنهان‌سازی نیت واقعی» مطرح شده است.

در فیلم به پست مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل،‌ در شبکه ایکس یک ساعت پیش از آغاز حمله اشاره شده است؛ درست در همان لحظاتی که به گفته یکی از فرماندهان «باید از ارسال هرگونه سیگنال زیان‌بار پرهیز می‌شد». آقای هاکبی در آن پست نوشته بود: «در سفارت‌مان در اورشلیم [بیت‌المقدس] هستیم و اوضاع را از نزدیک زیر نظر داریم. تمام شب اینجا خواهیم ماند. برای آرامش اورشلیم دعا کنید!»

شب‌های نخست؛ «عروسی سرخ» و گشودن آسمان

توضیح تصویر، اسرائیل، در ابتدای جنگ ۱۲روزه، فرماندهان ارشد سپاه و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را به صورت تقریبا همزمان هدف قرار داد و کشت

در شب اول، خط ضربت بر پدافند راهبردی متمرکز شد: چند سامانه «اس-۳۰۰» و سامانه‌های مکمل هدف قرار گرفتند و به موازات آن صنایع تهاجمی مرتبط با تولید موشک زیر آتش رفت تا خط تولید و تامین مختل شود.

هدف اعلام‌شده «از میان بردن سپر راهبردی ایران» بود. شب دوم، به گفته فرماندهان در این مستند، «ده‌ها سامانه پدافند» نابود شد و «پرنده‌ها» به حومه تهران رسیدند. یکی از فرماندهان برای این دوره از اصطلاح «گشودن آسمان» استفاده می‌کند: باز کردن کریدورهای امن برای رفت‌وبرگشت‌های پی‌درپی.

مستند تاکید دارد که خط «اهداف انسانی» موازی با خط «زیرساختی» پیش رفته است. نخست‌وزیر اسرائیل در مصاحبه با شبکه ۱۳ می‌گوید: «مهم‌ترین مسئله برای من این بود که پیش از هر چیز به رهبری هسته‌ای ضربه بزنم… [گفتم] دانشمندان را، دانشمندان هسته‌ای را برای من بیاورید… من حذف مقام‌های ارشد نظام را می‌خواهم.»

فرماندهان اسرائیلی در این فیلم می‌گویند: «ده‌ها بمب به صورت همزمان به طرف تهران» رها شد؛ هر بمب با نقطه دقیق جغرافیایی و طبقه مشخص و حتی اتاق معین. بنا بر جمع‌بندی داخلی پس از شب اول، ۹ دانشمند کشته شده‌اند که چهار نفر از آنان «درجه یک» معرفی می‌شوند.

در یک نقطه عطف دیگر، از «به دام انداختن» فرماندهی هوافضای سپاه و بخشی از کادر این نیرو به همراه چندین فرمانده دیگر در یک مقر محرمانه در تهران صحبت می‌شود. برخی یگان‌ها «نیم ساعت در هوا می‌چرخند» تا «همزمانی اصابت» در یک لحظه ممکن شود. این عملیات هم‌زمان در اتاق فرمان با عنوان «عروسی سرخ» توصیف می‌شود. این نام برگرفته از یکی از مشهورترین قسمت‌های سریال «بازی تاج و تخت» است که در آن چندین چهره اصلی داستان در یک عروسی به قتل می‌رسند.

پاسخ ایران؛ برآوردها و واقعیت میدانی

در جلسات توجیهی پیش از آغاز عملیات، فرماندهان احتمال از دست دادن بین سه تا پنج هواپیما را در ۴۸ ساعت نخست مطرح کردند. مسیر رفت‌وبرگشت تا اهداف را حدود یک‌ونیم ساعت برآورد کردند و سناریوهای بازیابی خلبانان ساقط‌شده ـ از نقاط فرود اضطراری تا عملیات جست‌وجو و نجات ـ از پیش طراحی و تمرین شد تا در صورت وقوع بهترین واکنش ممکن اجرا شود.

پس از آغاز درگیری، بر اساس جمع‌بندی‌های داخلی که در فیلم آمده است، تعداد پرتابه‌های پیش‌بینی‌شده ایران برای کل دوره ۱۲روزه «۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰» عنوان شده بود؛ آنچه بعدا به گفته فرماندهان در عمل به حدود ۵۳۰ موشک زمین‌به‌زمین محدود شد.

با این‌حال، حملات به مناطق مسکونی تلفات و ویرانی قابل توجهی برجا گذاشت: از فرو ریختن بخش بزرگی از یک برج ۱۴ طبقه در بت‌یام تا آسیب به ساختمان‌های اطراف و گزارش‌هایی از قدرت کشنده حتی در فضاهای حفاظت‌شده.

در اتاق‌های تصمیم، با بالا رفتن هزینه جبهه داخلی، بحث بر سر «تداوم سرعت ضربات» و «کنترل تصویر عمومی» در می‌گیرد. گاه صراحتا مطرح می‌شود که «تصاویر خسارت در اسرائیل» و «اهداف نمایشی در ایران» (مانند مخازن سوخت) در جلب حمایت خارجی – به‌ویژه در واشنگتن – بی‌اثر نیست.

طرح کشتن آیت‌الله خامنه‌ای؛ محدودیت‌ها و نبود فرصت عملیاتی

توضیح تصویر، هواداران حزب‌الله در بیروت یک روز بعد از اعلام آتش‌بس بین اسرائیل و ایران

در یکی از بخش‌های مستند، گزینه هدف قراردادن آیت‌الله علی خامنه‌ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی، به‌صراحت مطرح می‌شود. یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید همزمان با برنامه‌ریزی برای هدف گرفتن چهره‌های اصلی برنامه هسته‌ای و فرماندهان نظامی، گزینه هدف‌گیری راس حکومت نیز روی میز بوده است. با این حال، به گفته این فرد، علی خامنه‌ای «در نهایت به زیرزمین رفت، ارتباطش را با دنیای بیرون قطع کرد و هیچ فرصت عملیاتی واقعی به وجود نیامد».

موضوع کشتن رهبر ایران پیش از این به‌صراحت در اظهارات مقام‌های اسرائیل مطرح شده بود. دو روز بعد از برقراری آتش‌بس، اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، گفت که در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل قصد داشته است علی خامنه‌ای را هدف قرار دهد. او در آن زمان با اشاره به گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر مخالفت واشنگتن با این اقدام، تأکید کرد که اسرائیل برای چنین کاری نیازی به اجازه آمریکا ندارد.

در پاسخ به این پرسش که «آیا هدف، براندازی بود؟» طیفی از پاسخ‌ها در مستند ۱۲ روز در ژوئن ارائه می‌شود، از «نه، هدف رسمی نبود و از آسمان نمی‌توان رژیم را سرنگون کرد» تا این ارزیابی که «اگر سطح ترس عمومی در ایران کاهش یابد، ممکن است نتیجه اقدامات ما به تغییرات داخلی بینجامد». در بیشتر صحبت‌ها درباره این موضوع تاکید بر این است که چنین چیزی می‌تواند «نتیجه‌ای محتمل» باشد، نه «هدف اعلام‌شده».

گره فردو و نقش آمریکا؛ از تردید تا بمباران

در فیلم هم مشخص است که یکی از گره‌های اصلی برای اسرائیل تاسیسات هسته‌ای فردو در اعماق زمین بود که از دید برنامه‌ریزان اسرائیلی بدون بمب‌های سنگرشکن آمریکا نابودی «قطعی» آن امکان‌پذیر نبود. به روایت فیلم، در روزهای نخست کارزار، پاسخ واشنگتن به درخواست اسرائیل در این زمینه قطعی نبود و رئیس‌جمهور آمریکا تصمیم را به «دیدن نتایج حمله اسرائیل» موکول می‌کرد.

به گفته یکی از مصاحبه‌شوندگان، در روز نهم عملیات، نخست‌وزیر به کابینه اطلاع می‌دهد که تصمیم گرفته شده است: «بامداد فردا، سه بمب به مجتمع هسته‌ای فردو پرتاب خواهد شد. اگر این کار موفقیت‌آمیز باشد، سه بمب دیگر برای نطنز، و همچنین طرحی هم برای اصفهان وجود دارد.»

در روایت فرماندهان، علاوه بر کارکرد فنی، ارزش راهبردی حمله مشترک اسرائیل و آمریکا برجسته است: رخدادی که اثر بازدارندگی منطقه‌ای آن «فراتر از خود بمب» ارزیابی می‌شود.

روز ۲۲ ژوئن (اول تیر) آمریکا علاوه بر مراکز هسته‌ای نطنز و اصفهان،‌ تاسیسات فردو را نیز با بمب‌های سنگرشکن هدف قرار داد. دونالد ترامپ این حمله را «ضربه‌ای تاریخی» خواند و «نقطه عطفی برای تضمین اینکه ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت». اما برخی ارزیابی‌های مستقل تأکید کردند که تأسیسات فردو به دلیل عمق و لایه‌های حفاظتی‌اش به طور کامل نابود نشد و برنامه هسته‌ای ایران تنها چند ماه عقب افتاد.

فیلم همزمان یادآور می‌شود که گزارش‌ها مبنی بر انتقال بخشی از مواد غنی‌شده ایران از فردو پیش از حملات مطرح بوده است. در برابر پرسش درباره «کارایی ضربات»، پاسخ نظامی این است که به زنجیره ارزش (از معدن تا سلاح) «به شکل گسترده» ضربه وارد شد، «نه به همه نقاط، اما به میزان قابل توجه». استدلال تکمیلی این بود که اگر چند زنجیره کلیدی و نیروهای انسانی درجه یک همزمان آسیب ببینند، «بازگشت سریع» دشوار می‌شود.

پایان مدیریت‌شده؛ آستانه ریسک و ملاحظات سیاسی

توضیح تصویر، ساختمانی در تهران که در حمله اسرائیل تخریب شد

به گفته مصاحبه‌شوندگان، پس از حمله آمریکا به فردو، بحث پایان جنگ از روز دهم جدی می‌شود. استدلال موافقان پایان عملیات نظامی در اسرائیل این بود که «اهداف اصلی هسته‌ای و موشکی» ضربه خورده است، «ریسک برای خلبانان و جبهه داخلی» رو‌به‌افزایش است و از این نقطه به بعد «سود اندک و ریسک زیاد» خواهد بود. جمع‌بندی نهایی به سمت خاتمه مدیریت‌شده جنگ می‌رود، با این ترجیح که آتش‌بس با ابتکار آمریکا اعلام شود تا «دستاورد راهبردی» نیز حفظ شود.

یکی از مصاحبه‌شوندگان در فیلم روایت می‌کند که پس از توافق بر سر آتش‌بس و در شب پیش از اجرای آن، ایران آتش‌بس را نقض کرد. به دنبال این اقدام، جنگنده‌های اسرائیل مسلح بر فراز تهران به پرواز درآمدند و شمارش معکوس برای رهاسازی بمب‌ها آغاز شد.

اما در لحظه آخر، بنا به درخواست رئیس‌جمهور آمریکا، حمله گسترده متوقف شد و تنها یک رادار هدف قرار گرفت. مقام‌های اسرائیل این خویشتنداری را اقدامی برای «حفظ دستاوردهای آتش‌بس» و پاسخی به «ملاحظات راهبردی» توصیف کردند.

مقامات ایران، از جمله عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، هم به نقض آتش‌بس توسط این کشور اشاره کرده بودند. آقای عراقچی در یک مصاحبه گفته بود «سوءتفاهمی» بین او و نیروهای مسلح ایران ایجاد شده بود که شروع آتش‌بس ساعت ۴ صبح به وقت تهران است یا ساعت ۴ صبح به وقت گرینویچ. به روایت او تماس مستقیم با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ در مذاکرات با ایران، مانع مقابله به مثل طرف اسرائیلی شده بود.

آقای عراقچی گفته بود: «وقتی دشمن ادعا کرد ما آتش‌بس را نقض کرده‌ایم به ویتکاف پیام دادم اینجا لبنان نیست که به هر بهانه‌ای آتش‌بس را نقض کنند.»

به روایت وزیر خارجه ایران، در پی همین پیام به استیو ویتکاف، رئیس‌جمهور آمریکا خطاب به بنیامین نتانیاهو در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که همین الان «خلبانانت را برگردان».

«حضور نامرئی‌ها و یگان‌های زمینی»

گرچه ستون اصلی جنگ، عملیات هوایی است، فیلم از فعالیت «یگان‌های زمینی» و «ظرفیت‌های دیگر» نیز سخن می‌گوید.

به گزارش شبکه ۱۳ اسرائیل، موساد پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، «حدود ۱۰۰ مامور خارجی» را در داخل ایران به کار گرفته است و ماموریت این افراد نابودی بخشی از پرتابگرهای موشکی و سامانه‌های پدافند هوایی ایران در همان ساعات ابتدایی جنگ عنوان شده است.

بر اساس این گزارش، ماموران آموزش‌دیده سامانه‌هایی را که مخفیانه به ایران قاچاق شده بود، مستقر و راه‌اندازی کردند. این تجهیزات برای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشک بالستیک و سامانه‌های ضدهوایی ایران به کار رفت و مسیر را برای حملات اسرائیل هموار کرد.

رسانه‌های اسرائیل این عملیات را از نظر ابعاد و پیچیدگی، به دلیل واگذاری کنترل سامانه‌های پیشرفته به «نیروهای غیر اسرائیلی»، اقدامی بی‌سابقه توصیف کرده‌اند.

ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، پس از آتش‌بس تایید کرده بود که نیروهای کماندوی ویژه اسرائیل در عمق خاک ایران فعالیت داشته‌اند. همچنین رسانه‌ها به نقل از مقام‌های اسرائیل گزارش داده بود که موساد طی سال‌ها شبکه‌ای از منابع انسانی و عملیاتی در ایران ایجاد کرده بود که اطلاعات حیاتی درباره دانشمندان و فعالیت‌های هسته‌ای این کشور جمع‌آوری می‌کردند.

در فیلم به این موضوع اشاره می‌شود که تجربه جنگ اخیر با ایران را نمی‌توان جدا از زمینه‌ای وسیع‌تر دید، به ویژه درسی که اسرائیل از «شوک هفتم اکتبر» گرفته است. آن واقعه به عنوان شکستی توصیف می‌شود که حتی واژه «شکست» برایش کافی نیست. بر پایه همین تجربه، یکی از پیام‌های اصلی مستند از زبان برخی مصاحبه‌شوندگان و طرفداران جنگ با ایران این است که نباید تا زمانی که «نیت دشمن» به عمل تبدیل شود، دست روی دست گذاشت. در عین حال، در جمع‌بندی پایانی یادآور می‌شود که تهدیدهای وجودی هرگز به طور کامل حذف نمی‌شوند و ممکن است بازسازی شوند؛ بنابراین، وظیفه دائمی اسرائیل «حفظ آمادگی» است.

No responses yet

Sep 09 2025

چند انفجار در پایتخت قطر؛ اسرائیل می‌گوید رهبری حماس را هدف قرار داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: ارتش اسرائیل روز سه شنبه ۱۸ شهریور اعلام کرد رهبری ارشد گروه افراطی حماس را هدف قرار داده است.

برخی رسانه‌ها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در دوحه، پایتخت قطر، گزارش داده‌اند. خبرگزاری‌های رویترز و اسوشیتدپرس به نقل از شاهدان عینی این خبر را منتشر کرده‌اند.

تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، برخاستن دود از منطقه «کتارا» در دوحه را نشان می‌دهند.

قطر با فاصله کوتاهی «حمله بزدلانه اسرائیل» به خاک خود را محکوم کرد.

در اطلاعیه ارتش اسرائیل که در حساب شبکه ایکس آن منتشر شده است، اشاره‌ای به محل حمله نشده اما آمده است که پیش از حمله «اقداماتی برای کاهش آسیب به افراد غیر درگیر» انجام شد.

یک مقام اسرائیلی در گفت‌وگو با اسوشیتدپرس تأیید کرد که رهبران حماس در قطر هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند. شبکه کان اسرائیل نیز تأیید کرد که علیه رهبران حماس مستقر در دوحه اقدام شده است. گیلی کوهن، گزارشگر امور سیاسی شبکه کان، گفت مقامات اسرائیلی به او گفتند این کشور امروز حمله‌ای در دوحه انجام داده است.

ارتش اسرائیل در بیانیه خود گفته است افرادی که در این حمله هدف قرار گرفتند، سال‌ها گروه حماس را هدایت می‌کردند و به شکل مستقیم مسئول اجرای حمله ۷ اکتبر دو سال پیش به خاک اسرائیل بودند.

ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در روزهای گذشته گفته بود نوبت رسیدگی به رهبری حماس در خارج از اراضی فلسطینی رسیده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جمعه گذشته به کانال تلگرامی «ابوعلی اکسپرس» گفت «به زودی غافلگیری‌هایی داریم» اما توضیح بیشتری نداده بود.

رهبری حماس در قطر در آغاز این هفته در هتل ریتزکارلتون دوحه با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، دیدار کرده بود.

اسرائیل با قطر روابط ندارد اما مقامات ارشد اسرائیل در یک دهه گذشته بارها با رهبری ارشد قطر، عمدتا بر سر مسائل مربوط به حماس و فلسطینیان، دیدار کرده‌اند.

دوحه مناسبات نزدیکی با واشینگتن دارد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در سفر اخیر خود به منطقه از قطر دیدار کرد.

No responses yet

Sep 06 2025

روش کره شمالی برای گسترش سلاح‌های هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

فارین افرز: آنچه قدرت‌های هسته‌ای مشتاق از حملات اسرائیل به ایران آموختند
ویپین نارنگ، استاد امنیت هسته‌ای و علوم سیاسی در کالج فرانک استانتون و مدیر مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به عنوان معاون اصلی و سپس دستیار موقت وزیر دفاع ایالات متحده در سیاست فضایی خدمت کرده است.
پرانای وادی، پژوهشگر ارشد هسته‌ای در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان مدیر ارشد کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
در ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایالات متحده با ایران در ماه ژوئن، تحلیلگران و سازمان‌های اطلاعاتی به طور گسترده در مورد میزان خسارت به برنامه هسته‌ای و رژیم ایران بحث کرده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه مقدار از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران باقی مانده است و با چه سرعتی، اگر اصلاً، می‌توان آن را بازسازی کرد. با این حال، در سطح استراتژیک، تأثیر جنگ غیرقابل انکار است: این جنگ نشان‌دهنده افول استراتژی هسته‌ای است که جمهوری اسلامی از دهه ۱۹۸۰، اغلب با موفقیت، دنبال کرده بود.

برای دهه‌ها، ایران نمونه بارز یک کشور بازدارنده هسته‌ای بود. این کشور به دنبال دانش و فناوری لازم برای تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود بود، اما به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری کرد. این استراتژی آستانه، حداقل برای مدتی موفقیت‌آمیز بود. اگرچه هم اسرائیل و هم ایالات متحده سعی کردند از طریق خرابکاری و ترورهای هدفمند، برنامه هسته‌ای را به طور مداوم به تأخیر بیندازند، اما هیچ یک از این دو کشور آشکارا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله نکردند. سپس، در سال ۲۰۱۵، با امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به نظر می‌رسید که قمار رژیم نتیجه داده است: ایران در ازای پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه خود، از کاهش تحریم‌های بسیار مورد نیاز خود بهره‌مند شد. تهدید ایجاد شده توسط بازدارنده ایران، همراه با تمایل دولت دوم اوباما برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک جامع، منجر به مذاکره موفقیت‌آمیز برای توافق تاریخی شد که برنامه ایران را بسیار دورتر از بمب قرار داد.

اما از زمان جنگ ۱۲ روزه، آن استراتژی در حال فروپاشی است. حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل خسارات قابل توجهی به تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان وارد کرد و ساختار رهبری نظامی ایران را فلج کرد. ایران تمایل واشنگتن برای حمایت از اقدام نظامی اسرائیل و پیوستن به این کارزار را دست کم گرفت. امروز، ایران خود را در برابر حمله به سرزمین‌های وجودی و تلاش‌های تغییر رژیم آسیب‌پذیر می‌بیند، زیرا بمب احتمالاً بسیار دور از دسترس است و موقعیت مذاکره‌اش با غرب ضعیف‌تر از همیشه است.

شکست ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای در آستانه، استراتژی یکی دیگر از دشمنان ایالات متحده، یعنی کره شمالی، را توجیه می‌کند . برخلاف تهران، پیونگ یانگ تا حد زیادی از تأخیر در تسلیحاتی کردن برنامه خود اجتناب کرد؛ این کشور با استفاده از تعامل دوره‌ای برای آزمایش عزم ایالات متحده در مورد توافقات احتمالی، به طور معمول به تاکتیک‌های فریب و وقت‌کشی متکی بود و در طول مسیر، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی عظیمی را تحمل کرد. هنگامی که دیپلماسی شکست خورد، کره شمالی به سرعت برنامه خود را پیش برد، به طوری که رژیم کیم آماده بود تا از موضع قدرت بیشتری به هرگونه تعامل آینده نزدیک شود. در حالی که علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، تلاش می‌کند تا در ایران تجدید قوا کند، کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، با یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های در حال گسترش و تنوع در جهان و شرکای استراتژیک در پکن و مسکو، به عنوان نمونه‌ای از آنچه می‌توانست باشد، ظاهر می‌شود. برای کشورهای بالقوه تکثیرکننده، درس‌ها به طرز خطرناکی واضح هستند: منتظر نمانید تا به بمب دست یابید، فرض کنید قدرت‌های بزرگ حمله خواهند کرد و به اینکه دیپلماسی در دسترس است اعتماد نکنید. به عبارت دیگر، مانند کیم باشید، نه مانند خامنه‌ای. لحظه را از دست داد
تهران جاه‌طلبی و تخصص لازم برای گسترش برنامه انرژی هسته‌ای خود برای اهداف بالقوه نظامی را داشت. این برنامه دو دهه قبل در زمان محمدرضا شاه پهلوی آغاز شده بود و ایران در سال ۱۹۷۰ به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پیوست. در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اکتشافات مخفیانه فناوری‌های حساس‌تر، مانند غنی‌سازی اورانیوم، را آغاز کرد و با کمک کشورهای ثالث به کسب تخصص ادامه داد. از سال ۱۹۸۹، رژیم طرح موسوم به AMAD را تدوین کرد که نقشه راهی برای کارهای نظری و مهندسی مورد نیاز برای تسلیحاتی کردن پس از غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب ایجاد می‌کرد.

اما ایران از آستانه تسلیحاتی شدن عبور نکرد. این کشور به دلایل سیاسی، نه فنی، از این کار دست کشید: پس از افشای فعالیت‌های هسته‌ای مخفی ایران در آغاز قرن بیست و یکم، رهبران ایران طرح AMAD را کنار گذاشتند و ترجیح دادند از تلاش برای ساخت بمب در ازای دریافت کمک‌های اقتصادی و دیپلماتیک صرف نظر کنند. آنها همچنان به این نتیجه رسیدند که عبور از آستانه به عنوان عضوی از NPT، با وجود افزایش حضور نظامی ایالات متحده و آزادی عمل در خاورمیانه، به نفع امنیت و منافع استراتژیک ایران نیست. با این وجود، ایران – با هزینه هنگفت – تخصص فنی، نهادهای بوروکراتیک و زیرساخت‌های صنعتی مورد نیاز برای پیشبرد تحقیقات هسته‌ای غیرنظامی، تولید ایزوتوپ‌های پزشکی و تولید برق را حفظ کرد و در صورت تمایل، آن را برای استفاده نظامی تغییر کاربری داد. رژیم شرط بست که این برنامه آستانه به سه هدف ژئوپلیتیکی خدمت خواهد کرد: به ایران این امکان را می‌دهد که در صورت قریب‌الوقوع بودن تهدید وجودی، به سرعت بمب تولید کند. با عدم اطمینان هر دو کشور در مورد میزان نزدیکی تهران به ساخت بمب، از حمله نظامی اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری می‌کند. و با استفاده از محدودیت‌های این برنامه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای رهایی از تحریم‌های اقتصادی تنبیهی، اهرم فشاری در برابر دشمنان خود در غرب فراهم می‌کند.
تقریباً دو دهه پس از توقف طرح آماد، ایران داوطلبانه از عبور از خط تولید سلاح‌های هسته‌ای خودداری کرد. حتی زمانی که دانشمندان هسته‌ای ایران زرادخانه اولیه‌ای متشکل از پنج سلاح را پیش‌بینی می‌کردند، رهبران سیاسی تهران در مورد اینکه آیا هدف برنامه این کشور دستیابی به زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای است یا معامله بخش‌های بزرگی از آن در ازای امتیازات اقتصادی و سیاسی، مردد بودند. با این حال، آنها تا حد زیادی متقاعد شده بودند که نزدیک شدن به آستانه تسلیحاتی شدن، ملت را از حمله وجودی محافظت می‌کند. پس از سال‌ها سیاست مخاطره‌آمیز با دولت‌های جورج دبلیو بوش و اوبامای اول، به نظر می‌رسید که با انعقاد برجام، که به تهران اجازه می‌داد بخش‌هایی از برنامه را برای تقویت اعتبار و اقتصاد ایران معامله کند، حق با آنها ثابت شد.

اما برجام الزام دولت‌های آینده ایالات متحده به پایبندی به این توافق را الزامی نکرده بود و در دولت اول ترامپ ، ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. پس از این خیانت آشکار، ایران شروع به ذخیره مقادیر زیادی اورانیوم غنی‌شده، از جمله در سطوح خلوصی بسیار نزدیک به خلوص مورد نیاز برای ساخت بمب هسته‌ای، کرد. این اقدامات، اهرم مذاکره‌ای برای یک توافق آینده ایجاد کرد، اما همچنین یک بیمه‌نامه بالقوه در برابر دولت غیرقابل پیش‌بینی اول ترامپ و اسرائیل بود که تمایل خود را برای حمله به ایران پنهان نمی‌کرد. ترور هدفمند قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی، توسط ایالات متحده در سال ۲۰۲۰، احتمالاً این نگرانی‌ها را در ذهن رهبران ایران تشدید کرد.

پس از مذاکرات غیرمستقیم بی‌نتیجه در دوران دولت بایدن و اقدامات نظامی منطقه‌ای فزاینده و تهاجمی اسرائیل در پی حملات گستاخانه حماس در ۷ اکتبر، طبق برخی برآوردها، ایران ظرف چند روز به توانایی غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب رسید. سرانجام، با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، پتانسیل حمله اسرائیل به ایران با حمایت آمریکا ناگهان به واقعیت تبدیل شد و نقص‌های استراتژی آستانه آشکار شد. در ماه ژوئن، تهران بهای تردید خود را پرداخت و ایالات متحده، برای اولین بار در دوران هسته‌ای، به تأسیسات هسته‌ای یک کشور دیگر حمله کرد. اگر ایران در سال ۲۰۰۳ از مرز هسته‌ای عبور کرده بود، ایالات متحده می‌توانست از چنین رویارویی مستقیمی که تمام خطرات حمله به یک دشمن مسلح به سلاح هسته‌ای را به همراه داشت، اجتناب کند.

ستاره شمالی
اینجاست که مورد متضاد کره شمالی آموزنده می‌شود. در دهه 1960، پیونگ یانگ، که با کره جنوبی ، متحد متعارف برتر ایالات متحده در مرز خود، تحت شرایط آتش‌بس، نه صلح، روبرو بود، برنامه‌ای را با تمرکز بر انرژی هسته‌ای آغاز کرد. اما در طول جنگ سرد، به دنبال حمایت برای توسعه سلاح هسته‌ای از اتحاد جماهیر شوروی و چین بود. کره شمالی در اوایل دهه 1990 با امتناع از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برای رسیدگی به اعلامیه‌های ناقص خود در مورد برنامه هسته‌ای خود، بحرانی را برانگیخت و منجر به سوءظن بین‌المللی مبنی بر انجام فعالیت‌های غیرقانونی مرتبط با سلاح‌ها شد. ایالات متحده در سال 1993 به طور جدی حمله به راکتور یونگ‌بیون کره شمالی را در نظر داشت، حتی نقشه‌های نظامی برای حمله به این سایت با مهمات نفوذی که توسط بمب‌افکن‌های رادارگریز پرتاب می‌شدند، طراحی کرد. اما دولت کلینتون از ترس اینکه حمله می‌تواند منجر به تلافی علیه کره جنوبی و جنگی گسترده‌تر شود، این ایده را لغو کرد و در عوض به دنبال یک راه حل دیپلماتیک بود. نتیجه، چارچوب توافق‌شده‌ی ۱۹۹۴ بود که کره شمالی را ملزم می‌کرد ساخت رآکتورهای هسته‌ای مشکوک به استفاده در تولید سلاح را متوقف کند و قابلیت‌های تولید پلوتونیوم موجود این کشور را تحت رژیم بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. در عوض، ایالات متحده و سایر شرکا موافقت کردند رآکتورهای هسته‌ای با قابلیت استفاده کمتر برای کار سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار کره شمالی قرار دهند و سوخت لازم برای رفع نیازهای انرژی را که کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، به عنوان دلیل ساخت رآکتورهای هسته‌ای ذکر کرده بود، تأمین کنند.

اما پیونگ یانگ با رویکردی ریاکارانه به چارچوب توافق‌شده (و هر ابتکار دیپلماتیک هسته‌ای بعدی) نزدیک شد، اغلب به عنوان یک تاکتیک وقت‌کشی، در حالی که اعضای متوالی سلسله کیم برنامه تسلیحات هسته‌ای را در اولویت قرار دادند و تا حد امکان منابع خود را به دنبال کردن قابلیت تسلیحات هسته‌ای اختصاص دادند. برخلاف ایران، کره شمالی علاقه کمی به معامله بخش‌های قابل توجهی از برنامه خود در ازای لغو تحریم‌ها قبل از دستیابی به سلاح هسته‌ای پس از فروپاشی چارچوب توافق‌شده در سال ۲۰۰۳ نشان داد. هنگامی که اطلاعات خارجی یا ناظران بین‌المللی در جریان دیپلماسی هسته‌ای، فعالیت اعلام‌نشده‌ای را آشکار می‌کردند، کره شمالی با آزمایش موشک یا تحریک سئول، فشار را افزایش می‌داد. وقتی ایالات متحده و متحدانش تهدید به تلافی یا حمله کردند، مانند ماجرای یونگ‌بیون، یا پس از آنکه ایالات متحده در واکنش به تعطیلی مجدد تأسیسات کره شمالی تحت چارچوب توافق‌شده، نقض تعهدات NPT و خروج آن از این پیمان در سال ۲۰۰۳، بمب‌افکن‌های خود را در حالت آماده‌باش قرار داد، کیم ایل سونگ و بعداً کیم جونگ ایل به سمت دیپلماسی روی آوردند و با فریبکاری قول دادند که فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات را متوقف کرده و به دیپلماسی حسن نیت روی آورند. در تمام این مدت، کره شمالی به طور مداوم زیرساخت‌های هسته‌ای، طراحی‌های تسلیحاتی و برنامه‌های موشکی خود را توسعه می‌داد و اغلب کار را بین لحظات مهم تعامل با ایالات متحده تسریع می‌کرد.

امروز، کیم جونگ اون بر روی یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای رو به رشد جهان نشسته است، با گزینه‌های متنوعی برای حمله به کره جنوبی و ژاپن، از جمله سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی احتمالی و موشک‌های دوربرد برای هدف قرار دادن ایالات متحده. با این زرادخانه، رهبر کره شمالی به توانایی خود در جلوگیری از حمله ایالات متحده یا کره جنوبی یا تلاش برای تغییر رژیم اطمینان بیشتری دارد. وضعیت ایران نیز نمی‌توانست متفاوت‌تر از این باشد. با توجه به اینکه برنامه نظامی و هسته‌ای او حداقل به طور موقت از هم پاشیده و رژیمش شکننده است، خامنه‌ای بهای عدم تأمین بیمه هسته‌ای را پرداخته است. تندروهای ایران ممکن است احساس کنند که عدم تسلیحاتی کردن و دنبال کردن دیپلماسی با قدرت‌های بزرگ، ایران را در برابر حملاتی آسیب‌پذیر کرده است که استراتژی قاطع کره شمالی در زمینه گسترش سلاح‌های هسته‌ای به جلوگیری از آنها کمک کرده است.

تاریکی
همانطور که تجربه ایران نشان داده است، استراتژی آستانه گسترش سلاح‌های هسته‌ای نه تنها برای بازداشتن کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه ممکن است تمایل آنها را برای حمله پیشگیرانه به این برنامه افزایش دهد، زیرا آنها در مورد وضعیت واقعی تسلیحاتی شدن آن بی‌اطلاع می‌مانند. حفظ مبنای فنی برای توانایی توسعه سریع سلاح‌های هسته‌ای – آنچه استراتژیست‌های هسته‌ای آن را تأخیر می‌نامند – به اندازه داشتن قابلیت‌های هسته‌ای، بازدارندگی مؤثری ندارد. برعکس، کشوری با یک برنامه هسته‌ای نهفته، هدف مناسبی برای دشمنان و کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که به دنبال جلوگیری از تسلیحاتی شدن هستند و ممکن است وسوسه شوند قبل از اینکه فرصت انجام این کار بسته شود و کشور بتواند به طور موجهی تهدید به انتقام هسته‌ای کند، سریعاً اقدام کنند.

اسرائیل در ماه ژوئن چنین فرصتی را دید و از آن نهایت استفاده را برد و حمله‌ای را انجام داد که نتانیاهو و جناح راست اسرائیل سال‌ها آرزوی آن را داشتند. برای قدرت‌های مشتاق هسته‌ای، درس روشن بود: تبلیغ و نمایش برنامه هسته‌ای در برابر قدرت‌های نظامی بسیار قوی‌تر، بدون داشتن بمب هسته‌ای برای جلوگیری از حمله پیشگیرانه، یک بازی خطرناک است. بعید است که گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای این اشتباه را تکرار کنند. گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای مانند لهستان، عربستان سعودی، کره جنوبی، اوکراین و امارات متحده عربی، علاوه بر اینکه تسلیحاتی شدن را تا زمانی که ایران انجام داد به تعویق نمی‌اندازند، احتمالاً امنیت عملیاتی بالاتر را در اولویت قرار می‌دهند و سعی می‌کنند برنامه‌های خود را از ضد گسترش‌دهندگان سلاح‌های هسته‌ای به طور مؤثرتری نسبت به ایران پنهان کنند. گسترش‌دهندگان آینده سلاح‌های هسته‌ای احتمالاً به دنبال تسلیحاتی شدن با حداکثر سرعت ممکن خواهند بود و این کار را مخفیانه انجام خواهند داد.

برخلاف برنامه ایران که نمی‌توانست در طول دوره طولانیِ احتیاط و روند دیپلماتیکِ پر فراز و نشیبی که طی آن تهران مجبور شد در مورد فعالیت‌های خود شفاف‌تر باشد، پنهان بماند، این برنامه‌های بالقوه ممکن است نه در مراحل پیش از تسلیحاتی شدن به عنوان اهرم دیپلماتیک، بلکه تنها پس از اعلام یا آزمایش سلاح هسته‌ای آشکار شوند. بنابراین، گسترش‌دهندگان آینده ممکن است حاضر باشند با زیرزمینی کردن کامل برنامه خود، سرعت را فدای امنیت کنند و هر آنچه را که می‌توانند از صنعت و فناوری هسته‌ای غیرنظامی خود به دست آورند. چنین رویکردی ممکن است برای رژیم‌های کاملاً بسته آسان‌تر از دموکراسی‌ها باشد. با این وجود، حتی برای دموکراسی‌های باز نیز این امکان وجود دارد که برنامه‌های تسلیحاتی کوچک و مؤثر مخفیانه داشته باشند – هند، ظاهراً اسرائیل و آفریقای جنوبی همگی تلاش‌های مخفیانه‌ای برای تسلیحاتی شدن انجام داده‌اند. گسترش‌دهندگان، از جمله دموکراسی‌ها، ممکن است حاضر باشند رسوایی بین‌المللی نهایی را که با نقض یا خروج از توافق‌نامه‌های عدم اشاعه به نام امنیت ملی همراه است، بپذیرند.

مورد سوریه بشار اسد را در نظر بگیرید . در دهه اول قرن بیست و یکم، همزمان با اینکه ایران طرح AMAD را متوقف کرد، سوریه با عجله به ساخت و تقریباً تکمیل یک برنامه مخفی سلاح‌های هسته‌ای پرداخت. اما در سال ۲۰۰۷، اطلاعات اسرائیل به طور اتفاقی به شواهدی از یک رآکتور هسته‌ای سوریه – یک ماکت مینیاتوری از تأسیسات یونگ‌بیون کره شمالی – که در یک مجتمع روی زمینی نامشخص در نزدیکی رودخانه فرات قرار داشت، برخورد کرد. با توجه به اینکه این رآکتور احتمالاً تنها چند هفته تا سوخت‌گیری فاصله داشت (پس از آن حمله به آن از نظر زیست‌محیطی خطرناک بود)، اسرائیل آن را با حملات هوایی هدف قرار داد. با این حال، این ماجرا درس عبرتی در مورد برنامه‌های مخفی ارائه داد. سوریه با وجود قرار گرفتن در فهرست نظارت بر گسترش سلاح‌های هسته‌ای غرب، توانست امنیت عملیاتی چشمگیری را برای یک رآکتور هسته‌ای روی زمینی حفظ کند. تنها یک تلاش اطلاعاتی مصمم – و کمی شانس – برنامه سلاح‌های هسته‌ای را کشف کرد. حتی اگر آنها از شتاب کره شمالی برای دستیابی به بمب دست بردارند، گسترش‌دهندگان هسته‌ای در آینده به احتمال زیاد به مدل مخفیانه سوریه روی خواهند آورد تا مدل شفاف‌تر ایران.

پیشنهاد نهایی
جنگ ۱۲ روزه علاوه بر پایان استراتژی هسته‌ای آستانه، احتمالاً پیامد مهم دیگری نیز خواهد داشت. این جنگ، دیپلماسی با کشورهای آینده که مشتاق سلاح‌های هسته‌ای هستند را به طرز فوق‌العاده‌ای دشوار خواهد کرد. در مورد ایران، تندروها اکنون ممکن است قدرت بیشتری در داخل رژیم و نفوذ بیشتری در رهبر معظم انقلاب داشته باشند. آنها همچنین می‌توانند به طور قانع‌کننده‌ای ایالات متحده و اسرائیل را که همزمان با مذاکرات تهران با واشنگتن وارد عمل شدند، ناتوان و بی‌میل به یافتن مسیر دیپلماتیک به جلو نشان دهند. در واقع، واشنگتن و تهران اکنون با چیزی روبرو هستند که محقق جیمز فیرون آن را «مشکل تعهد» توصیف کرده است. هر دو طرف ممکن است نتیجه دیپلماتیک را ترجیح دهند، اما انگیزه‌های قوی برای اجتناب از مذاکرات دارند، به ویژه از آنجایی که هر طرف اعتماد کمی به دیگری دارد و فرض می‌کند که در هر توافق آینده‌ای نقض عهد خواهد کرد. در ایالات متحده، قطب‌بندی شدید همچنان مانع جایگزینی مناسب و دو حزبی برای برجام خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با اعتماد به ایالات متحده یا گروه 1+5 – گروهی از کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد که در توافق 2015 حضور داشتند – از جنگ بیرون نیامد. در عوض، او اکنون ممکن است معتقد باشد که تنها بیمه‌ای که دشمنان ایران به آن احترام خواهند گذاشت، سلاح هسته‌ای است. او همچنین احتمالاً می‌خواهد هرگونه مذاکره آینده را از موضع قدرت دنبال کند. در حالی که فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای خود، اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل متحد با مکانیزم ماشه را دنبال می‌کنند، مجلس شورای اسلامی ایران در حال بررسی قانونی است که خروج از NPT را توصیه می‌کند و یادآور گام مهمی است که کره شمالی دو دهه پیش در مسیر دستیابی به بمب برداشته است.

سیاست‌گذاران آمریکایی هنوز هم می‌توانند کسانی را که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای دارند از دنبال کردن بمب منصرف کنند. ارکان مهم سیاست عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای آمریکا، حتی در چالش‌برانگیزترین روزهای جنگ سرد و پس از آن، در آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند. با پایبندی به معماری بازدارندگی گسترده ایالات متحده و تقویت آن، می‌توان به متحدان و شرکای ایالات متحده در اروپا و آسیا اطمینان داد تا آنها به دنبال پوشش امنیتی بمب هسته‌ای خود نباشند و با تلاش برای دستیابی به آن، حملات خطرناکی را به خود دعوت نکنند. مقامات آمریکایی باید هزینه‌های دنبال کردن سلاح هسته‌ای را برای هر کسی که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای را دارد، از جمله قطع کمک‌های نظامی، توقف تجارت مرتبط با هسته‌ای، اعمال تحریم‌ها و تهدید به اقدام نظامی، تأکید و روشن کنند. و از همه مهم‌تر، رهبران ارشد باید سابقه چشمگیر NPT و رژیم عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تصدیق و احترام کنند: اینکه فقط نه کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند، نه ۲۵ کشوری که جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، زمانی پیش‌بینی کرده بود، نتیجه شانس کورکورانه نیست. این محصول دهه‌ها توجه در سطح ریاست جمهوری در طول جنگ سرد است، زمانی که سیاست هسته‌ای یک موضوع استراتژی کلان بود و نه یک حوزه تخصصی، و دیپلماسی قوی و مداوم عدم اشاعه در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده در اولویت قرار داشت.
اما تهدید ایالات متحده به لغو ۸۰ سال تجربه و عملکرد عمدتاً موفق در سیاست عدم اشاعه، انگیزه‌هایی را برای متحدان و دشمنان ایجاد می‌کند تا به دنبال سیاست‌های بیمه هسته‌ای خود باشند. جنگ ۱۲ روزه هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد تا از این تصور اشتباه رهایی یابند. برای کسانی که در آینده به دنبال اشاعه سلاح‌های هسته‌ای خواهند بود، تکیه بر ایالات متحده برای تحقق وعده توافقی مانند توافقی که در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد، شرط‌بندی بدی به نظر می‌رسد. کیم جونگ ایل سرانجام به این نتیجه رسید که خطرات معامله با ایالات متحده و سیستم آشفته ایالات متحده، ارزش سود آن را ندارد. پسرش بر این دیدگاه تأکید بیشتری کرد. مقامات ایرانی ممکن است فرض کرده باشند که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود دیپلماسی را تهاجمی‌تر دنبال خواهد کرد، همانطور که رویکرد دولت او در بهار ۲۰۲۵ به ایران نشان می‌داد. اما این امید در ماه ژوئن به طور ناگهانی با تخریب تأسیسات اصلی که ایران را بیش از هر زمان دیگری به آستانه سلاح هسته‌ای نزدیک کرده بود، پایان یافت.

حتی پس از این عقب‌گرد شدید، پیشرفت‌های فنی و پایگاه دانش ایران و مقادیر قابل توجهی از مواد هسته‌ای که قبلاً جمع‌آوری کرده بود، احتمالاً باقی مانده است. تهران ممکن است هنوز فرصتی برای بازگشت به برنامه هسته‌ای خود پیدا کند و اگر این اتفاق بیفتد، ممکن است رویکرد کره شمالی را در پیش بگیرد و تا رسیدن به بمب متوقف نشود. با انجام این کار، ممکن است مسیر خود را به سمت یک بیمه‌نامه برای یک عصر هسته‌ای جدید و پر هرج و مرج پیدا کند. به طور متناقضی، اقدام نظامی واشنگتن علیه برنامه هسته‌ای ایران ممکن است حرکت گسترش‌دهندگان بالقوه به سمت بمب را تسریع، سخت‌تر و پنهان کرده باشد.

No responses yet

Aug 27 2025

سه کشور اروپایی عضو برجام احتمالاً پنجشنبه روند «مکانیسم ماشه» را علیه ایران کلید می‌زنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند که اگر ایران دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد

رادیوفردا: چهار دیپلمات غربی به خبرگزاری رویترز گفته‌اند که بریتانیا، فرانسه و آلمان، موسوم به تروئیکای اروپایی، احتمالاً از روز پنج‌شنبه، ششم شهریور، روند فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» را آغاز خواهند کرد.

این منابع روز چهارشنبه در عین حال گفتند که این سه کشور امیدوارند تهران در ۳۰ روز آینده تعهداتی دربارهٔ برنامه هسته‌ای خود ارائه دهد تا مانع از اجرای عملی این تصمیم شوند.

نمایندگان تروئیکای اروپایی روز چهارم شهریور با نمایندگان ایران دیدار کردند تا پیش از موعد میانهٔ اکتبر، زمانی که اختیار بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران را از دست می‌دهند، دیپلماسی را احیا کنند.

اما سه دیپلمات اروپایی و یک دیپلمات غربی به رویترز گفتند این گفت‌وگوها به تعهدات ملموس از سوی ایران منجر نشد، هرچند هنوز امکان ادامهٔ مذاکره وجود دارد.

به گفتهٔ این منابع، روند بازگرداندن تحریم‌ها احتمالاً از پنج‌شنبه کلید می‌خورد و شامل بازگشت تحریم‌های مالی، بانکی، انرژی و دفاعی ایران خواهد بود.

سازوکار ماشه عنوانش به صورت مستقیم در برجام نیامده، اما اجرای «مکانیسم ماشه» به این معنا است که تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران که در سال ۱۳۹۴ بر اساس برجام ملغی شده بود، بازخواهد گشت.

سه کشور اروپایی طرف برجام بارها به تهران هشدار داده‌اند که اگر برای حل‌وفصل برنامۀ هسته‌ای خود گفت‌وگو نکند، از این سازوکار که به معنی بازگشت خودکار تحریم‌ها است، استفاده خواهند کرد.

🚨🇫🇷🇬🇧🇩🇪🇪🇺🇮🇷☢️A senior European diplomat involved in the Iran talks tells me: “European leaders are nearing a decision on starting the snapback process against Iran. It would take a diplomatic miracle to prevent that from happening”

— Barak Ravid (@BarakRavid) August 27, 2025

این روند در شورای امنیت سازمان ملل ۳۰ روز طول می‌کشد تا اجرایی شود.

یک دیپلمات غربی گفته است «مذاکرات واقعی از زمانی آغاز می‌شود که نامه رسمی به شورای امنیت ارسال شود».

وزارت خارجه آلمان تأیید کرده که «مکانیسم ماشه» همچنان روی میز است، اما لندن و پاریس واکنش فوری نشان نداده‌اند. تهران هشدار داده است که در صورت بازگرداندن تحریم‌ها «پاسخی سخت» خواهد داد.

بازگشت بازرسان

این تحولات هم‌زمان با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران رخ داده است.

در پی جنگ ۱۲ روزه و بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و آمریکا، تهران همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تعلیق کرد و بازرسان این نهاد ناظر سازمان ملل نیز ایران را ترک کردند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، روز چهارم شهریور گفت بازرسان اجازه ورود به کشور یافته‌اند، اما هنوز توافقی دربارهٔ محدودهٔ دسترسی آنان یا نحوه همکاری کامل با تهران وجود ندارد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز به نمایندگان مجلس گفته است توافقی دربارهٔ ازسرگیری کامل همکاری با آژانس به دست نیامده است.

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند اگر ایران بازرسی‌های کامل آژانس را از سر بگیرد و دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد.

بر اساس گزارش آژانس، ایران اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی کرده و پیش از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران، به اندازه‌ای مواد در اختیار داشت که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌توانست برای شش سلاح هسته‌ای کافی باشد.

با این حال آژانس گفته است درحالی که نمی‌تواند صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای تهران را تأیید کند، هیچ نشانهٔ معتبری از پروژهٔ تسلیحاتی هماهنگ در ایران نیز در دست ندارد.

به نوشتهٔ رویترز، یک دیپلمات اروپایی افزوده که ایران در نشست اخیر با تروئیکای اروپایی نشانه‌هایی از تمایل به ازسرگیری مذاکرات مستقیم با آمریکا نشان داده، اما یک منبع ایرانی گفته این امر تنها در صورتی ممکن است که واشینگتن تضمین دهد در طول مذاکرات حملهٔ نظامی انجام نخواهد داد.

تهران و واشینگتن در ماه‌های اخیر پنج دور مذاکرات هسته‌ای برگزار کردند و دور ششم آن که قرار بود ۲۵ خرداد در مسقط برگزار شود در پی حملات اسرائیل به ایران لغو شد.

واکنش‌ها به بازگشت بازرسان

بازگشت بازرسان به ایران روز چهارشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، تأیید شد.

او گفت که «شروط مجلس رعایت شده است»، اما شماری از نمایندگان از جمله محمدتقی نقدعلی و کامران غضنفری این اقدام را «نقض» قانون مجلس دانستند.

برخی دیگر، از جمله امیرحسین ثابتی، حضور بازرسان را «جاسوسی در پوشش بازرس» خواندند و توافق عباس عراقچی با آژانس را «فاجعه» توصیف کردند.

یک روز بعد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در بیانیه‌ای گروسی، مدیرکل آژانس، را «عنصر سرسپرده آمریکا و رژیم صهیونیستی» خواند و تأکید کرد که تهران به آژانس «اعتمادی ندارد». این کمیسیون از دولت خواست قانون تعلیق همکاری را به‌طور کامل اجرا کند.

در همین حال، روزنامه وال‌استریت جورنال گزارش داده است که تدابیر حفاظتی پیرامون رافائل گروسی در هفته‌های اخیر افزایش یافته است. در ایران، مقام‌های تندرو و رسانه‌هایی مانند روزنامهٔ کیهان پیش‌تر گروسی را «عامل اسرائیل» معرفی کرده و خواهان محاکمه یا «مجازات سخت» او شده بودند.

کارشناسان یادآور شده‌اند که یکی از دلایل اصلی ایران برای ادامه همکاری نسبی با آژانس، نیاز به تعویض سوخت نیروگاه بوشهر است که تنها در حضور بازرسان این نهاد امکان‌پذیر است.

No responses yet

Aug 22 2025

پروازهای فرودگاه نجف به مقصد ایران و بالعکس با «بسته‌شدن حریم هوایی» به حالت تعلیق درآمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: مدیریت فرودگاه بین‌المللی نجف روز جمعه از تعلیق موقت پروازها به مقصد و از مبدا ایران به دلیل بسته شدن حریم هوایی ایران خبر داد.

عمار الطفیلی، مدیر رسانه‌ای فرودگاه بین‌المللی نجف، به خبرگزاری عراق گفت: «به جز بسته شدن موقت از سوی طرف ایرانی، هیچ تعطیلی وجود ندارد.»

او خاطرنشان کرد که «مسافران در فرودگاه حضور دارند و هیچ مشکلی ندارند. آنها منتظر بازگشایی حریم هوایی ایران برای از سرگیری پروازها به مقصد و از مبدا ایران هستند.»

در دوران جنگ دوازده روزه با اسرائيل نیز پروازهای خارجی به ایران لغو شده بود و حتی برخی گزارش‌ها گفتند که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عباس عراقچی، با اجازه مقامات اسرائیلی به خارج از کشور پروازی کرد. اما وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را تکذیب کرد و مدعی شدند که زمینی از ایران خارج شد و به ژنو رفت و زمینی نیز بازگشت.

تعلیق پروازها از نجف به ایران و بالعکس در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی حالا رزمایشی موشکی برگزار کرده‌اند و نام آن را «اقتدار ۱۴۰۴» گذاشته‌اند. جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائيل که نیروی هوایی اسرائيل در آسمان ایران عملا به «برتری هوایی» دست‌یافت ضربات محکمی خورد که به اعتبار نظامی آن در منطقه آسیب فراوانی زده است.

مقامات جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار از زمان پایان یافتن جنگ، اعلام کرده‌اند که دست به رزمایش موشکی می‌زنند.

اسرائيل پیشتر گفته است که علاوه بر تاسیسات هسته‌ای، مراکز ساخت موشک‌های بالیستیک در ایران را نیز منهدم کرده است و نخواهد گذاشت که جمهوری اسلامی توان قبلی ساخت موشک را بدست آورد.

اسرائيل همچنین گفته است به حفظ آنچه «برتری هوایی» در ایران خوانده است ادامه می‌دهد.

تنش‌ها میان اسرائيل و جمهوری اسلامی همچنان بالا است و مقامات جمهوری اسلامی نیز احتمال وقوع جنگی دیگر با اسرائيل را رد نکرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان بازنده نظامی جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی با اسرائيل را جمهوری اسلامی می‌دانند که صدها سایت نظامی، هسته‌ای، امنیتی و انرژی آن هدف حملات دقیق اسرائيل قرار گرفت در حالی که اسرائيل بخش عمده موشک‌های شلیک شده جمهوری اسلامی را یا با پدافند هوایی منهدم کرد و یا آنها را پیش از شلیک هدف قرار داد.

پیشتر یک رسانه‌ آمریکایی گزارشی از کاهش قدرت موشکی جمهوری اسلامی پس از درگیری «۱۲ روزه» اخیر با اسرائيل منتشر کرد.

شبکه خبری فاکس‌‌نیوز در آن گزارش گفت جمهوری اسلامی بر اساس داده‌های منابع باز، در آغاز جنگ زرادخانه‌ای شامل حدود ۳۰۰۰ موشک و ۵۰۰ تا ۶۰۰ پرتابگر موشک داشت.

اما در پایان جنگ ۱۲ روزه، مجموعه‌ای از حملات اسرائیل به انبارهای تسلیحاتی و کارگاه‌های ساخت تجهیزات نظامی در ایران، تعداد موشک‌های جمهوری اسلامی را به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ عدد و شمار پرتابگرهای موشک آن را نیز به ۱۵۰ تا ۲۰۰ عدد کاهش داد.

رسانه‌های جمهوری اسلامی به تازگی گزارش دادند که عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در جمع مهمانان خارجی مدعی شده است که حکومت او «موشک جدیدی» دارد که در جنگ ۱۲ روزه استفاده نشد و اگر جنگ دوباره‌ای شود آن را به کار می‌گیرد.

مقامات جمهوری اسلامی به بزرگ‌نمایی توانایی‌های نظامی خود و یا بیان گزارش‌های دروغین شهرت دارند. در دوران جنگ ۱۲ روزه آنها بدون ارائه سندی مدعی شده بودند که چند فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ اسرائيل را سرنگون کرده‌اند.

No responses yet

Aug 13 2025

لاریجانی همزمان با تنش لفظی در روابط ایران و لبنان عازم بیروت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,برجام,تحریم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی لاریجانی، دبیر شورای‌عالی امنیت‌ملی ایران، که در اولین سفر خارجی خود پس از انتصاب مجدد در این سمت به عراق رفته بود، از این کشور عازم بیروت، پایتخت لبنان شده است. مجتبی امانی، سفیر ایران در بیروت، در پستی در شبکه ایکس نوشته این سفر «در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ لبنان اتفاق می‌افتد.»

آقای امانی گفته آقای لاریجانی علاوه بر دیدار با مقام‌های ارشد لبنان «با گروهی از نخبگان سیاسی و فکری، در جلساتی صریح که در آنها دیدگاه و نظر ایران» را بیان خواهد کرد، ملاقات می‌کند.

سفر آقای لاریجانی به بیروت در شرایطی انجام می‌شود که به دلیل حمایت دولت لبنان از خلع سلاح حزب‌الله، مهم‌ترین گروه شبه‌نظامی مورد حمایت ایران در منطقه، روابط دو کشور تحت‌تأثیر قرار گرفته است.

دبیر شورای‌عالی امنیت‌ملی ایران پیش از سفر به بیروت گفته بود که حامل پیام‌هایی، از جمله برای مقام‌های لبنان است.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران در سفر به لبنان به طور معمول با رهبر و فرماندهان حزب‌الله دیدار می‌کنند.

برخی از منابع خبری عربی گفته‌اند که یوسف راجی،‌ وزیر خارجه لبنان، با آقای لاریجانی در این سفر دیدار نخواهد کرد.

اوایل هفته جاری، اختلافات ایران و لبنان به رسانه‌ها کشیده شد. وزارت خارجه لبنان شامگاه شنبه ۱۸ مردادماه /۹ اوت اظهارات علی اکبر ولایتی،‌ مشاور علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را گفته بود با خلع سلاح حز‌ب‌الله مخالفت است، «دخالت آشکار و غیرقابل قبول در امور داخلی لبنان» خواند.

آقای ولایتی یک روز پیش از آن گفته بود که «جمهوری اسلامی قطعا با خلع سلاح حزب‌الله مخالف است» و آمریکا و اسرائیل «گمان می‌کنند در لبنان هم می‌توانند جولانی دیگری بر سر کار بیاورند؛ اما این خواب هرگز تعبیر نخواهد شد و لبنان مثل همیشه ایستادگی خواهد کرد.»

وزارت خارجه لبنان در بیانیه شدیدالحن خود که وزیر خارجه این کشور آن را در شبکه ایکس منتشر کرد، گفته بود «این اولین دخالت از این نوع نیست. برخی از مقامات ارشد ایران بارها با اظهارات بی‌اساس در مورد تصمیمات داخلی لبنان که هیچ ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران ندارد، پا را از گلیمشان فراتر گذاشته‌اند.»

آقای لاریجانی در جریان سفر به عراق در یک کنفرانس خبری شرکت کرد و بدون اشاره مستقیم به اختلافات اخیر با لبنان گفت «ایران دوست هر دو کشور عراق و لبنان است و با آنها هم‌فکری دارد، اما دستوری نمی‌دهد.»

او درباره حزب‌الله لبنان گفت این گروه «از بلوغ سیاسی برخوردار است و جریان مقاومت مصالح کشور خودشان را تشخیص می‌دهد و نیازمند قیم نیست.»

جمهوری اسلامی ایران با حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه، آنها را «محور مقاومت» در برابر اسرائیل می‌خواند.

سفر آقای لاریجانی به لبنان کمتر از یک‌سال پس از کشته‌شدن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله صورت می‌گیرد که مهر/سپتامبر پارسال در حمله هوایی اسرائیل به جنوب بیروت کشته شد.

امضای توافق امنیتی ایران و عراق در بغداد

برخی از ناظران تحولات خاورمیانه می‌گویند حزب‌الله پس از کشته شدن حسن نصرالله، از قدرت و نفوذ قبل در داخل لبنان برخوردار نیست.

طبق آتش‌بس پاییز گذشته بین اسرائیل و لبنان که در پی بیش از یک سال جنگ اسرائیل و حزب‌الله به دست آمد،‌ فقط نهادهای دولتی لبنان باید مسلح باشند.

بر اساس این توافق، دولت لبنان از ارتش خواسته است تا پایان ماه جاری میلادی طرحی را برای خلع سلاح همه گروه‌های غیردولتی ارائه کند که از حزب‌الله هم از جمله آنهاست.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پیش از سفر به بیروت، در عراق یک توافق امنیتی با این کشور امضا کرد.

آقای لاریجانی پس از مذاکره با قاسم عرجی، مشاور امنیت ملی این کشور با محمد شیاع سودانی، نخست‌وزیر عراق ملاقات و در حضور او و همراه با آقای عرجی این توافقنامه را امضا کرد.

درباره محتوی این توافق، مقام های دو کشور اظهارنظری نکردند.

اما تلویزیون ایران مصاحبه کوتاهی با آقای لاریجانی در هواپیمای او که عازم عراق بود انجام داد که در آن گفته بود «همیشه عناصر مزاحم در منطقه حضور دارند. زمانی که دو کشور ایران و عراق جلوی رفتارهای نامتعارف گروه‌های تروریستی را بگیرند، این اتفاق می‌تواند در کل منطقه ثبات ایجاد کند.»

او در سفر به عراق با رئیس جمهور این کشور هم ملاقات کرد.

آقای لاریجانی سپس از گروه‌هایی که به زائران شیعه از جمله مسافران ایرانی در سفر به کربلا خدمات می دهند، در ظهر کاظمین دیدن کرد و در دومین سفر عازم نجف شد. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران زاده این شهر است که از شهرهای زیارتی و مدفن امام اول شیعیان است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .