اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسهال طلب'

Feb 28 2018

ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ وقتی اژدهای هفت‌سر فساد در منزل مسئولان کشور خانه دارد + سند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

مشرق: اگر مسئولان کشور از عاقبت غمناک کارخانه رشت الکتریک که با رانت به همسر برخی چهره‌های سیاسی واگذار شده بود درس می‌گرفتند این فاجعه تکرار نمی‌شد، اما… #خودمونی_سازی

طی روزهای اخیر بازهم ماجرای واگذاری مشکوک و پرابهام یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید محصولات الکتریکی در کشور سر زبان‌ها افتاد و داغ دل کارگران بیکار مانده آن را تازه کرد. کارخانه‌ای که روزی علاوه بر اینکه نیازهای کشور را تامین می‌کرد و نامی‌آشنا برای خود دست‌وپا کرده بود، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم اسباب تامین رزق و روزی هزاران نفر از مردم استان‌های شمالی کشور نیز شده بود. تا اینکه گروهی هوس کارخانه‌بازی به سرشان زد.

**ماجرای رشت الکتریک چیست؟

مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.

مالکان جدید کارخانه رشت الکتریک

براساس این سند، مالکان جدید شرکت رشت الکتریک کسانی نبودند جز خانم‌ها خیرالنساء عسگریان همسر غلامحسین کرباسچی، فاطمه صدیقیان همسر عبدالله نوری، گیتا شاه‌نواز همسر غلامرضا قبه و سوده جبلی دختر باجناق کرباسچی.

در واقع این ۴ خانم بر حسب ظاهر بدون اینکه هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته باشند، توانستند براساس ارتباطات خاص، یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌ها را با قدمت ۵۰ ساله با قیمت پایین و اقساط زیاد به چنگ آورند و شانس خود را در کارخانه داری بسنجند. طبق اسناد موجود از قرارداد، این کارخانه با ۱۲ هکتار زمین و تجهیزات و نیروی انسانی به قیمت ناچیز ۱ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی در اختیار خریداران قرار گرفت. در واقع همان روز  اگر تجهیزات کارخانه محاسبه میشد به همین میزان ارزشگذاری می شد.

تا اینجای کار هیچ تغییری در وضعیت کارخانه اتفاق نیفتاد اما از روزی که شرکت در اختیار این افراد قرار گرفت، نه کارخانه روی خوش به‌خود دید و نه کارگران.

**مخروبه‌ای که باقی‌ ماند

مدت زیادی نگذشته بود که خریداران علی‌رغم اینکه طبق ماده ۸ قرارداد فروش، به هیچ عنوان اجازه تعطیلی شرکت را نداشتند و مکلف بودند شرکت را به بهترین نحو ممکن در جهت افزایش تولید و بهره‌وری اداره کنند اما در عمل با فروش تجهیزات و ماشین‌آلات، علاوه بر اینکه بیکاری کارگران را آغاز کردند بلکه کارخانه را نیز به تعطیلی کشاندند. در واقع سرنوشت این کارخانه پس از واگذاری این بود که به جای توسعه تولید تمامی تجهیزات کارخانه فروخته و به تعطیلی کشیده شد.

ماده ۸ قرارداد اجازه تعطیلی کارخانه را نمیدهد

تعطیلی که از همان روزهای اول موجب شد کارگران بسیاری در اعتراض به عملکرد ضعیف این ۴ خانم رانت‌دار اعتراض کنند و پارچه نوشته‌هایی را در نشان دادن اعتراضشان بر در و دیوار کارخانه بزنند. “کارخانه ای که روزی محل تامین روزی آنان و خانواده‌هایشان بود و حالا نه تنها به ویرانه‌ای تبدیل شده بلکه حتی حق و حقوق باقی‌مانده کارگران را نیز تسویه نمی‌کند. و در این میان کارگرانی نیز بودند که مرگ زودتر به سراغشان آمد و در چشم‌انتظاری رسیدن به حق‌شان دنیا را ترک کردند.”

وضعیت فعلی کارخانه

حال اما پس از گذشت ۱۴ سال از زمان واگذاری کارخانه دوباره زمزمه‌هایی بر سر زبان‌ها افتاده که نشان از این دارد ۴ خانم مالک کارخانه که به خوبی موفق شدند آن را به تعطیلی بکشانند، در پی این هستند تا با واسطه‌گری و استفاده از رانت، زمین کارخانه را که به ویرانه‌ای تبدیل شده، با تعدادی خانه لوکس در شمال تهران تعویض نمایند و در واقع دوباره کارخانه را به دولت برگردانند. مسئله ای که نیاز است هرچه سریعتر نهادهای ناظر و بازرس و همچنین مسئولان وزارت‌خانه‌های ذیربط در خصوص آن اعلام نظر نمایند.

**عاقبت مکانیزم رانتی

رانت در هر جایی که باشد فسادزا ست و نتیجه ای جز تخریب و از بین رفتن دارایی و سرمایه کشور در پی ندارد. تجربه نشان داده است در زمنیه‌ خصوصی ‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، هرجا رانت و شائبه آن وجود داشته، نتیجه ای جز ضرر و زیان برای کشور به همراه نیاورده است.

در واقع اگر مسئولان به درستی از ماجرای واگذاری غیراصولی و رانتی شرکت رشت الکتریک درس می‌گرفتند و مایه عبرتشان می‌شد هیچگاه شاهد تکرار این فاجعه در واگذاری‌هایی همچون آلومینیوم المهدی و هرمزال و یا در همین اواخر واگذاری پالایشگاه کرمانشاه نبودیم.

تداوم این رویه غلط در تصمیم‌گیری مسئولان کشور نشان از این واقعیت دارد که عده ای یا براساس منافع شخصی و وحزبی و یا براثر جهل و نادانی خواسته یا ناخواسته در حال از بین بردن چرخ تولید در کشور هستند و رویای وابستگی ایران را در سر می‌پرورانند.
شاید در این میان مصوبه جدید مجلس شورای اسلامی در بررسی اموال مسئولان از ابتدای انقلاب تا کنون اگر بدرستی اجرا شود، علت واگذاری‌های برخی از شرکت ها به افراد خاص و نزدیکانشان و همچنین دارایی هزاران میلیارد تومانی برخی وزرا و مدیران فعلی و سابق کشور مشخص شود.

No responses yet

Feb 01 2018

خاتمی در بیم موج

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: امید منتظری، روزنامه نگار در یادداشتی که برای صفحه ناظران می گویند نوشته است با اشاره به انتقاداتی که پس از اعتراضات سراسری به خاتمی و اصلاح طلبان شده است نتیجه گرفته است که خاتمی و یارانش اکنون در برابر چالش جدیدی قرار گرفته اند که رویکرد آن ها می تواند به تداوم محبوبیت آن ها یا عدم آن منتهی شود.

خاتمی در کتاب «بیم موج» در خصوص تهدیدهایی که متوجه نظام انقلابی ایران است، نوشته بود: «اکثریت است که باید تشخیص دهد حد آزادی کجاست، و هم اوست که حد آزادی یعنی قانون را وضع می‌کند».

از ۲۰ سال پیش که ستاره بختش در سپهر سیاسی ایران طلوع کرد، هیچگاه چنین محبوبیت و اثرگذاری اش محل تردید نبوده. شاید به همین دلیل است که بر خلاف روال چندسال گذشته، محمد خاتمی این روزها بیشتر بر صحنه ظاهر می‌شود و خود را ناچار از مداخله در فضا می‌بیند.

زمانی در کتاب «بیم موج» در خصوص تهدیدهایی که متوجه نظام انقلابی ایران است، نوشته بود: «اکثریت است که باید تشخیص دهد حد آزادی کجاست، و هم اوست که حد آزادی یعنی قانون را وضع می‌کند».

در آن کتاب که چاپ نخستش به بهار سال ۱۳۷۲ و چاپ دوم آن به بهار ۱۳۷۶ باز می‌گشت، خاتمی مهمترین فقدان «حکومت اسلامی- انقلابی» ایران را توجه به مسئله آزادی های فردی و اجتماعی می‌دانست.

پس از به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان در سال ۷۶ نیز این تأکید بر حوزه «آزادی فردی و اجتماعی» به نحوی جوهر گفتار اصلاح‌طلبی آن سال‌ها بود.

اما ۲۰ سال بعد، اصلاح‌طلبان و در رأس آن محمد خاتمی از یکسو متهم‌اند که دیگر مانند گذشته مدافع سرسخت این آزادی‌ها نیستند و از سوی دیگر در تمام طول این سال‌ها به مسئله عدالت اجتماعی بی‌توجه بوده‌اند و هیچ «برنامه عملی و مدونی» برای تغییر در وضعیت فعلی ندارد.

این انتقادات بیش از هر زمان دیگر در جریان اعتراضات سراسری دیماه شدت گرفت.

آنچه در دیماه اتفاق افتاد از یکسو نشان‌دهنده ناتوانی حکومت در کنترل فشار بر مردم بود و از سوی دیگر ناتوانی اپوزیسیون در ایجاد تغییراتی هدفمند.

این بحران تازه سبب شده تا نیروهای سیاسی، به ویژه اصلاح‌طلبان خود را ناچار از بازسازی گفتار و سازماندهی مجدداً ببینند.

شاید همین مسئله اکنون سبب شده تا محمد خاتمی در سخنانی راهبردی در دیدار با اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها، از اصلاح‌طلبان بخواهند که فاصله‌شان با دولت را حفظ کنند.

او به طور ضمنی به جریان سیاسی نزدیک به خود زنهار داد که حمایت تمام عیار از دولت نباید سبب شود که اصلاح‌طلبان در انتخاب میان دولت و مردم طرف اولی را بگیرند.

در شرایطی که خلاء رهبری در میان اپوزیسیون بیش از هر زمان دیگری مشهود شده، او از اصلاح‌طلبان خواسته مجدداً در مقام نماینده مطالبات مردم ظاهر شوند.

پیشتر می‌شد تصور کرد که هر چه به انتخابات ۱۴۰۰ نزدیک‌تر شویم، رقابت میان اصلاح‌طلبان و حلقه نزدیک به روحانی بیشتر خواهد شد. اما به نظر می‌رسد اعتراضات دیماه این تصمیم را جلو انداخته است.

از همان دورانِ انتخاب اعضای کابینه دوم حسن روحانی رییس‌جمهوری، زمزمه‌هایی مبنی بر اختلاف میان دولت و اطلاح‌طلبان به گوش می‌رسید.

مرداد ماه امسال خاتمی با اشاره به کابینه روحانی درباره سهم اصلاح‌طلبان از کابینه گفته بود: «کسانی که برای موفقیت رئیس‌جمهوری به صحنه آمدند و مایه گذاشتند نباید مورد بی‌وفایی و طرد قرار گیرند».

در طول شش ماه گذشته، خبرهایی درباره حضور یا عدم حضور مجدد علی ربیعی در کابینه و همچنین استعفای اسحاق جهانگیری از معاون اولی رئیس‌جمهور و کاهش قدرت او در دولت و چگونگی ائتلاف با اعتدالیون در انتخابات مجلس در سال ۹۸ منتشر شده بود. گزارش هایی که از تشدید شکاف میان اصلاحطلبان و حلقه نزدیک به رئیس‌جمهوری حکایت می‌کرد.

حقیقت آن است که اصلاح طلبان پس از ضربات امنیتی سال ۸۸ با ائتلاف با چهره‌های تکنوکرات و امنیتی همچون حسن روحانی از رهبر ایران جواز و اعتماد نسبی برای بازگشت به صحنه سیاسی بیشتری به دست آورند و بعدتر پیروزی در انتخابات شوراهای شهر ۹۶، حتی باعث شد اعتماد به نفس بیشتری برای حضور مستقل در فضای سیاسی ایران پیدا کنند.

به نظر می‌رسد چالش اصلی، آزمون تاریخی و برزخی که اصلاح‌طلبان یکبار دیگر روبروی آن قرار گرفتند، در همین جاست و خاتمی در آستانه در این برزخ.

اما اعتراضات اخیر ورق را برگردانده و انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۸ و ریاست جمهوری در ۱۴۰۰ می‌تواند چالشی جدی برای این جریان باشد.

در تمام این سال‌ها اما هسته غایب گفتار اصلاح‌طلبی فقدان برنامه‌ای برای عدالت اجتماعی بود. آنچه در مرکز مطالبات و اعتراضات دیماه قرار داشت.

اکنون به نظر می‌رسد بازسازی گفتار و بازآرایی سازمان سیاسی اصلاح‌طلبان بر حسب عدالت اجتماعی مأموریت دشواری است که نیازمند جراحی‌های بزرگ است. از جمله به حاشیه رفتن برخی چهره‌های مرکزی اصلاحات از جمله محمدرضا عارف و دادن ابتکار عمل به چهره‌هایی که در این سال‌ها در حاشیه بودند.

در عین حال، این تغییر سیاست آنها را به نقطه باز می‌گرداند که پیش از سال ۱۳۹۲ در آن قرار داشتند، منطقه در خارج دایره قدرت.

واقعیت آن است که اصلاح طلبان در طول سال‌های فعالیتشان ماهیت دوگانه داشتند. از یک سو در برهه‌هایی مانند انتخابات چهره جنبشی و خارج از قدرت از خود به نمایش می‌گذاشتند اما در موازات اصرار داشتند به عنوان سیاستمدارانی رسمی آنقدر از هسته اصلی قدرت فاصله نگیرند که صندلی و مناسب و جایگاه خود در قدرت را از دست بدهند.

۲۰ سال بازی دوگانه و حفظ این چهره همزمان خودی و غیرخودی باعث بی‌اعتمادی افکار عمومی و اقشار فرودستی شده که زیر فشار فساد و تبعیض و سیاست‌های طبقاتی سوژه اصلی اعتراضات دیماه بودند.

اعتراضات دیماه ناشی از بحران ساختاری بود که یک شبه به وجود نیامده بودند و ریشه در نظام سیاسی- اقتصادی داشتند که بخش عمده‌ای از آن در دست نهادهای تحت کنترل رهبری و سپاه پاسداران است.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا اصلاح‌طلبان اراده و توان لازم برای مقابله با هسته اصلی قدرت در ایران را دارند یا نه؟ آنچه در این بیست سال گذشته خوشبینی و امد چندانی برای مردم نگذاشته است.

به نظر می‌رسد چالش اصلی، آزمون تاریخی و برزخی که اصلاح‌طلبان یکبار دیگر روبروی آن قرار گرفتند، در همین جاست و خاتمی در آستانه این برزخ.

No responses yet

Jan 22 2018

#براندازم، و حمله بی‌سابقه به خاتمی؛ پایان اصلاح‌طلبی حکومتی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: سخنان محمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها نه تنها با استقبال و رضایت دست کم بخشی از مخاطبان و معترضان روبه‌رو نشد، بلکه آنان را به واکنشی تند و بی‌سابقه سوق داد

واکنش بی‌سابقه شهروندان ایرانی فعال در شبکه‌های اجتماعی در قالب هشتگ #براندازم به سخنان تازه محمد خاتمی، که از او به عنوان رهبر اصلاحات یاد می‌شود، نشانه روشن دیگری از تغییر جغرافیای سیاسی ایران و صف‌بندی‌های جدیدی است که آینده معادلات سیاسی ایران را رقم خواهد زد.

شاید کمتر کسی در این نکته تردید داشته باشد که آقای خاتمی در دو دهه گذشته، محبوب‌ترین چهره جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور و مشی اصلاح‌طلبانه او، اصلی‌ترین گفتمان سیاسی این دوران بوده است، اما مجموعه تحولاتی که از اعتراضات سال ۱۳۸۸ شروع شد و در اعتراضات سال ۱۳۹۶ به اوج خود رسید، از پایان این تسلط خبر می‌دهد.

از هنگامی که محمد خاتمی به طور غیرمنتظره‌ای در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به پیروزی رسید، مواضع و سخنان او اغلب با استقبال فراوان روبه‌رو شده بود و گاه در ارزیابی اهمیت مواضعش گفته می‌شد که یک کلمه و یک اظهار نظرش، به رغم تمام محدودیت‌های اخیرش مانند ممنوع التصویری و ممنوع الملاقاتی … کافی بوده تا سرنوشت و نتیجه یک انتخابات را رقم بزند.

درست به همین دلیل است که واکنش اخیر به اظهارات آقای خاتمی کاملا بی‌سابقه محسوب می‌شود. روز یکشنبه، سخنان محمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها منتشر شد که حاوی تازه‌ترین موضع‌گیری او در قبال اعتراضات گسترده اخیر در ایران بود.

اظهارات آقای خاتمی تشابه چندانی با بیانیه مجمع روحانیون مبارز به ریاست خود او که در اوج اعتراضات صادر شده و واکنش‌های منفی فراوانی برانگیخته بود نداشت.

  • مجمع روحانیون به ریاست خاتمی: با روش‌های اصلاح‌طلبانه دنبال حل مشکلات باشید
  • محمد خاتمی: همه دستگاه‌های حکومتی سهم خود را در ایجاد نارضایتی بپذیرند

با این همه، به نظر می‌رسد حتی این تلاش آقای خاتمی برای زدودن یاد آن بیانیه چندان موفق نبوده است و نارضایتی از هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی که در شعارهای معترضان آشکارا تبلور یافته بود، ریشه‌دارتر، فراگیرتر و عمیق‌تر از آن است که با اقدامات و سخنانی از این دست برطرف شود.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز، به ویژه این بند واکنش منفی معترضان و حتی برخی چهره‌های اصلاح طلب را برانگیخت: “بلافاصله پس از بروز اولین تجمعات و اعتراضات مردمی دشمنان قسم خورده و کینه توز ملت ایران و در رأس آنها آمریکا و عوامل زبون آنان همچون تروریست‌های منافق و برخی مزدوران منطقه ای آنان به حمایت و تشویق آشوبگران و اقدامات خشونت‌بار آنان پرداختند و عمق فریبکاری خود در ادعای دموکراسی و دلسوزی برای مردم ایران را به نمایش گذاشتند.”

به نظر می‌رسد آقای خاتمی با توجه به این واکنش‌ها و نیز شعارهایی مانند “اصلاح طلب – اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا” کوشیده است در صدد دلجویی از معترضان برآید.

او در سخنانی که روز یکشنبه منتشر شد، گفت:” منشا آنچه در جامعه ما رخ داد، بروز نارضایتی و بروز نوعی بی‌اعتمادی جامعه به حاکمان و جریاناتی است که در نظام هستند اعم از اصلاح طلبان و دیگران؛ یعنی توقعات برآورده نشده است.”

آقای خاتمی بی‌اعتمادی به هر دو جناح جمهوری اسلامی را یک خطر قلمداد کرد و هشدار داد: “ممکن است مردم از جریان دوم هم ناامید شوند و دیگر شعار دهند نه اصلاح‌طلب و نه اصولگرا. دشمن نیز از همین سوءاستفاده می‌کند.”

او در عین حال کوشید موضع‌گیری قبلی طیفی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در قبال معترضان را نیز اصلاح کند و گفت: “جوانانی که حتی شعارهای تند و ساختارشکنانه می‌دادند، برانداز نبودند. اینها اعتراض داشتند؛ ‘آشغال ‘ و ‘آشوب طلب ‘ نبودند، بلکه جوانانی بودند که احساساتشان غلبه کرده…”.

اما همین سخنان نه تنها با استقبال و رضایت دست کم بخشی از مخاطبان و معترضان روبه‌رو نشد، بلکه آنان را به واکنشی تند و بی‌سابقه سوق داد.

در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، هشتگی به نام #براندازم نزدیک به ۳۰ هزار بار توییت شد. محتوای این توییت‌ها انتقاد شدید از آقای خاتمی، تاکید بر برانداز بودن و مخالفت تمام‌عیار با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی بوده است.

شاید هنوز نتوان شعارها علیه اصلاح‌طلبان و یا واکنش‌ها به سخنان آقای خاتمی را به کل جامعه یا اکثریت شهروندان تعمیم داد و گفت که این دیدگاه، در ایران امروز به تمامی تثبیت شده است، اما تقریبا با قطعیت می‌توان گفت که در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگر تسلط نسبتا بی‌چون و چرای تفکر اصلاح‌طلبی در چارچوب جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی به‌ویژه جوانان مورد سوال قرار گرفته است.

چنین وضعیتی به معنای آن است که اکنون روشن‌تر از هر زمان دیگر می‌توان دریافت که الگوی تقسیم‌بندی نیروهای سیاسی موثر به اصلاح‌طلب – اصولگرا دیگر قابلیت توضیح و تبیین معادلات و مناسبات سیاسی را ندارد. طلیعه چنین وضعیتی در پی سرکوب اعتراضات سال ۸۸ و اصرار اصلاح‌طلبان به ضرورت بازگشت به چارچوب اصلاحات دوم خردادی پدیدار شده و در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ ابعاد و مختصات خود را آشکار کرده بود.

نتیجه این تغییر آرایش نیروهای سیاسی ارایه تصویری کلی است که در آینده با جزییات بیشتری به چشم خواهد آمد. در این تصویر، معیار و مبنای اصلی در این شکاف یا الگوی تقسیم بندی، میزان وفاداری و مخالفت با اصل نظام سیاسی مستقر در ایران است.

از این چشم‌انداز می‌توان گفت الگویی که قدرت تبیین و توضیح معادلات و مناسبات سیاسی آتی را دارد چیزی جز الگوی موافقان – مخالفان جمهوری اسلامی نخواهد بود. این تقسیم‌بندی در وضعیت فعلی البته بسیار کلی است و در هر دو سوی شکاف، طیف‌های متنوع و متعددی را در برمی‌گیرد.

در جبهه موافقان جمهوری اسلامی، از تندروترین لایه‌های اصولگرا تا اصلاح‌طلبان و حتی طیفی از نیروهای سیاسی خارج از کشور جای می‌گیرند. در جبهه مخالفان نیز، از سلطنت طلبان گرفته تا چپ‌ترین طیف نیروهای سیاسی حضور دارند بدون آنکه هنوز هیچ یک از آنها به شکلی معنادار نقشی برتر و جایگاهی بالاتر نسبت به یکدیگر داشته باشند. روند معادلات و از جمله آغاز دوباره و احتمالی اعتراضات تاثیری تعیین‌کننده بر این وضعیت و دقیق‌تر شدن صحنه سیاست ایران خواهد داشت

No responses yet

Jan 16 2018

بیانیه ۱۶ اصلاح طلب دروغگو!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

گویانیوز: جنبش اعتراضی چهره بازیگران را عریان تر نمود. آیت الله خامنه‌ای و بیت ولایت فقیه و پاسداران و نظام قضایی لاریجانی با دستگیری بیش از هزار معترض و کشتار ۲۳ نفر و تبلیغات دروغ علیه تظاهرکنندگان، نشان دادند که از نظر آنها برای حفظ نظام مطلقه دینی و منافع طبقه فاسد رانت خوار راهی جز سرکوب وجود ندارد. دستگاه حوزوی و شخصیت‌های ایدئولوژیک مانند حسین شریعتمداری و علمای دینی مانند احمد جنتی آشکارا نشان دادند که برای حفظ اسلام و جمهوری اسلامی، قادرند هر جنایتی را توجیه ایدئولوژیک نمایند. اصلاح طلبان حامی و شریک حکومت نیز با لجن پراکنی علیه مردم معترض و «کرکس» خواندن آنها با تمام قوا به حمایت از جمهوری اسلامی و اسلام و ظلم ستمگران حکومتی پرداختند. حال پس از سرکوب و فروکشی اعتراض، بیانیه‌ای از جانب شانزده نفر اصلاح طلب منتشر می‌شود تا حقیقت واژگونه نشان داده شود و بدی مطلق، قابل اصلاح معرفی شود. هدف این نوشته نقد این بیانیه است.

اسلام عامل تجزیه و اسارت

بیانیه با «بسم الله» آغاز می‌شود. قرآن یک دکترین سیاسی و دینی تبعض گرا می‌باشد و الله یک خدای خشمگین و قهار و ظالمی که جز مومنان تسلیم شده خود را، کسان دیگر را دوست ندارد و بلکه بر عکس، فرمان قتل و شکنجه آنها را میدهد. بنابراین الله اصلاح طلبان و اصولگرایان نه بخشنده بلکه ستمگر است. سپس بیانیه می‌نویسد که «دغدغه‌ها و تحلیل‌ها و هشدارهای» اصلاح طلبان که «علاقمند به اسلام و ایران و انقلاب» هستند، همیشه از خیر خواهی ناشی می‌شود. دغدغه اصلی اصلاح طلبان در واقع حفظ اسلام و انقلاب اسلامی است. بطور مسلم این نخبگان اصلاح طلب دارای رفتار آگاهانه بوده و بی خبر از اسلام نیستند. اسلام برای آنها یک رانت ایدئولوژیک است که هستی اجتماعی و روانی و سرمایه آنها را تعریف می‌کند. اسلام برای حکومتی‌ها و اصلاح طلبان یک کالای بازاری که بیشترین سود را برای آنها فراهم می‌سازد. حال آنکه اسلام برای ایران یک فاجعه تاریخی است و استعمار امپریالیستی اسلام از زمان پیامبر جز تجاوز و بردگی و غارت هدف دیگری تعقیب نکرده است. تحلیل علمی تاریخ نشان می‌دهد که ایرانزمین در برابر هجوم عرب باخت و دستخوش از خودبیگانگی هویتی شد. بنابراین زمانیکه اصلاح طلبان از اسلام دفاع می‌کنند آیا دچار فراموشی شده‌اند و یا استقلال ایران برایشان اهمیتی ندارد؟ چه کسی میتواند همخوانی منافع ایرانزمین و فرهنگ و تمدن ایرانی را با قرآن و اسلام مستدل سازد؟ هیچ فکر عقلانی و آزاده‌ای نمی‌تواند به تائید همسوئی اسلام با منافع ایرانزمین برسد. تنها یک ذهنیت استعمارزده و ازخودبیگانه قادر است این تناقض آشکار را نادیده بیانگارد. اسلام نمی‌تواند بیانگر مصالح ملی باشد زیرا در تاریخ بیانگر یک تجاوز است و امروز این ایدئولوژی تبعیض در برابر منافع مشترک ایرانیان قرار می‌گیرد. بیانیه ادعا دارد که جریانهای اصلاح طلب همیشه منافع و مصالح ملی را ترجیح داده‌اند. این ادعا در تناقض با ذهنیت اصلاح طلب است زیرا دفاع از اسلام در تضاد با مصالح ملی و هویت ملی و تمدن ما قرار می‌گیرد. دفاع از اسلام و انقلاب ۵۷ از جانب اصلاح طلبان، دفاع از امتیازات گوناگون آنهاست.

ذهنیت نفی منافع ایرانی، همانا ذهنیت اصلاح طلبان است. برای اصلاح طلبان منافع و مصالح ملی اولویتی ندارد، زیرا اولویت برای آنها همان اسلام است. کجای قرآن و اسلام و شیعه گری در راستای فرهنگ اوستایی و مهرگان و نوروز و الگوی سیاسی باستانی و منشور کورش و نیز خردگرایی مدرن و همبستگی همه مردمان ایران قرار می‌گیرد؟ هیچ کجا. برای اصلاح طلبان آزادی و دمکراسی در ایران اهمیتی ندارد. با اسلام بمثابه دین سیاست و اجتماع، راه به آزادی ناممکن است. اسلام و قرآن عبارت از توتالیتاریسم هولناکی است که ذهن و فکر آزاد را نابود می‌کند. برای اصلاح طلبان دمکراسی نیز معنایی ندارد و خواست واقعی آنها جابجایی در همین الگوی ولایت فقیهی است. مگر دمکراسی در دکترین شریعت و در فقه شیعه و در قانون اساسی جمهوری اسلامی میسر است؟ نه هرگز. حال آنکه ما میدانیم که اصلاح طلبان چهل سال است که جمهوری اسلامی را با اصولگرایان رنگارنگ تقسیم کرده‌اند و در باره پلشتی ولایت فقیه سکوت کرده‌اند و یا کرنش کرده و نماز خوانده‌اند. بطور مسلم میتوان مسلمان بود و ذهنیتی لائیک داشت و طرفدار دمکراسی بود. ولی دکترین اسلام در تناقض با دمکراسی است. ما میدانیم که ایدئولوگهای اصلاح طلب به اسلام سیاسی ایرادی ندارند و کماکان در پی حقنه کردن این ایدئولوژی سامی بر میهن ما هستند حال آنکه اسلام پس از چهل سال پراتیک و تجربه بیش از پیش از اعتبار افتاده و به حاشیه رانده می‌شود. ذهن توده در اسارت این دین میماند و جامعه سنگینی آنرا بشدت حس خواهد کرد ولی بخش آگاه جامعه در روند جدایی از این دین قرار گرفته است.
خشونت گر کیست: مردم یا حکومت؟

بیانیه می‌گوید اصلاح طلبان از مطالبات مردم و حق اعتراض مسالمت آمیز آنها دفاع می‌کنند. این خودستایی پایه‌ای ندارد. این افراد در کجا و چگونه از مبارزات و اعتصابات متعدد کارگران علیه بیکاری و پایمال شدن حقوق انها دفاع کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه هنگامی از مبارزات مسالمت آمیز مدافعان محیط زیست و کنشگران مدافع دریاچه ارومیه دفاع نموده‌اند؟ این افراد کجا و چگونه از کشاورزان اصفهان که با خشکی زاینده رود ورشکسته شدند و یا از شهروندان اهوازی در مبارزه علیه آلودگی هوا، حمایت کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه زمانی از خواستهای مکرر نویسندگان و روشنفکران و سینماگران علیه سانسور و اختناق پشتیبانی نمودند؟ این افراد کجا حجاب اجباری زنان را مورد انتقاد قراردادند و از آزادی کامل زن دفاع کردند؟ این افراد ادعا دارند که از حق اعتراض دفاع می‌کنند ولی مخالف اقدام خشونت آمیز هستند. این افراد نشریات بسیاری را در کنترل دارند، در کنفرانس‌های متعددی شرکت میکنند، ولی هیچگاه ما صدای آنها را برای حق سندیکایی و برای حق تشکیل احزاب و سازمانهای مستقل و برای حق انتقاد آزاد بر اسلام و ولایت فقیه نمی‌شنویم.

سپس بیانیه می‌نویسد اصلاح طلبان همیشه «هرگونه اقدامات خشونت آمیز و آشوب طلب» را مورد انتقاد قرار می‌دهند. البته منظور این افراد اینستکه مبارزات اخیر مردم «خشونت آمیز و آشوب طلب» بوده است. اول آنکه من طرفدار مبارزات آرام و مسالمت آمیز هستم و آیده آل آنست که مبارزات در چارچوب قانونی و مسالمت آمیز باشد. ولی این امر دو شرط می‌طلبد: از یکسو فرهنگ مدنی و قانوگرایی و از سوی دیگر وجود یک نظام دمکراتیک و قانونی که قاعده را می‌پذیرد. استبداد شیعه حاکم بر ایران کجا و چه زمانی دمکراتیک عمل کرده است؟ هیچگاه، زیرا در ذات خود مستبد است. اصلاح طلبان این واقعیت خشونتبار را میدانند ولی آگاهانه پنهانکاری کرده و دروغ می‌گویند. آتش زدن پوسترهای منحوس آیت الله خامنه‌ای نشانه خشونت نیست. وجود این عکسهای عظیم که با پول کشور ساخته و نصب شده‌اند جز توهین به شرافت مردم و خشونت سمبولیک چیز دیگری نیست. چرا اصلاح طلبان بدان اعتراض ندارند؟ حمله به مراکز بسیج جنبه واکنشی داشته زیرا اغلب موارد این مراکز جاسوسی، کانون حمله مسلحانه نسبت به تظاهرکنندگان بوده است. حمله به مسجد و محل زیارت، چه بسا اقدامات تحریک انگیز عوامل حکومتی بوده است. اینگونه افراد که در زمان شاه سینمای رکس آبادان را با صدها تماشاگر به آتش کشیدند امروز هم قادرهستند هرجنایت دیگری را بانجام برسانند.

نکته دوم آنکه در بیانیه خشونت دولتی و اسلامگرایان علیه ملت بفراموشی سپرده شده است. این اصلاح طلبان چرا در مورد اعدامهای سالهای شصت سکوت کردند؟ این افراد چرا در باره قتلهای سیاسی و شکنجه روشنفکران و دانشجویان اعتراض نکردند؟ این افراد چرا خواستار بارزسی زندانهای ایران از جانب شخصیت‌های مستقل و نهادهای حقوق بشری بین المللی نشدند؟ این افراد چرا علیه بسیجی‌ها که جوانان و زنان را بستوه آورده‌اند، اعتراض نمی‌کنند؟ خشونت نهادهای نظامی و شبه نظامی و جاسوسی جمهوری اسلامی روزمره است، پس چرا اصلاح طلبان خفه خون گرفته‌اند؟ پاسخ ساده است زیرا این گروه اجتماعی هستی سیاسی و اجتماعی خود را وابسته به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه می‌بیند. این افراد شریک در سیاست و مدیریت این جامعه هستند و خود را هم شرنوشت آیت الله‌ها می‌بینند. در میان آنها هستند کسانی که با شیوه تروریستی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آبروی ایرانیان را در جهان ریختند، هستند کسانی که در گذشته پاسدار بوده‌اند، آنها همه مدافع امام خمینی‌اند و فرمان کشتار او را تائید نمودند. این افراد حالا ادعای تحول و اصلاح طلبی دارند. اینکه افراد متحول بشوند، خارج از تصور و واقعیت اجتماعی نیست. ولی هر تغییری بیان دمکراسی خواهی و آزادی طلبی و شجاعت و اخلاق اجتماعی نیست. اصلاح طلبان ایران شریک جرم هستند، دروغگو هستند و قابل اعتماد نیستند. این افراد علیه اعتراض‌های اخیر فحاشی نمودند برای اینکه تظاهرگنندگان فریاد زدند: اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمام شد ماجرا. در این رویداد اخیر بخشی از توهم جامعه نسبت به اصلاح طلبان فرو ریخت.
فساد و انحصار، ذات رژیم است

بیانیه می‌نویسد: «البته ریشه بسیاری از این مسائل و مشکلات در ناکارآمدی و نظارت‌ناپذیری، فساد و انحصارگری است.». آقایان اصلاح طلب ریشه مسائل ایران در وجود جمهوری اسلامی و حاکمیت آخوندیسم و ولایت فقیه آقای خامنه‌ای است. چرا این حقیقت را بزبان نمی‌آورید؟ فساد چیست؟ فساد سیاسی همان استبداد فردی و فقدان پلورالیسم سیاسی است، فساد اخلاقی همان چپاول پول کشور در راه منافع خانوادگی و زمین خواری‌های لاریجانی هاست، فساد معنوی همان استفاده از پول مردم زحمتکش برای تبلیغ خرافات و امامزاده‌های دروغین است، فساد قضایی همان عملکرد مافیایی قوه قضایی فاسدی است که زیر فرماندهی خامنه‌ای قرار دارد. فساد سیاسی و اقتصادی همان شرایط انحصاری در رانت خواری، همان رانت گیری رهبران این نظام و همان تبهکاری‌های مالیاتی بنیادها و آستان رضوی‌ها و انحصارگری سرداران سپاه در اقتصاد ایران است. آقایان اصلاح طلب چرا شفاف نیستید و کلی گوئی می‌کنید؟ مسئولان فساد و انحصار را نام ببرید و علیه آنها به افشاگری در سطح جهان دست بزنید. شما چنین نخواهید کرد زیرا بقای شما در ادامه همین رانت خواری و فساد است. چه بسا همه شما بهره اقتصادی در این نظام چپاول نداشته باشید ولی شما فاقد جرات هستید و کوتاه می‌آئید تا در این نظام زندگی کنید و از امتیازات آن برخوردار باشید.

بیانیه می‌نویسد: «متأسفانه فقدان تفاهم و توافق بر سر مسائل اساسی کشور و ضعف انسجام سیاسی و اجتماعی، موجب تشدید گسست‌های سیاسی و اجتماعی و دوگانگی در مدیریت اجتماعی کشور شده است.». خواست مرکزی اصلاح طلبان سهم بیشتر در قدرت است. این افراد اشاره به اختلاف اصولگرایان و رئیس جمهور و طرفداران رفسنجانی و محمد خاتمی و بقیه اصلاح طلبان در باره شیوه دولتمداری و تقسیم قدرت می‌کنند. آنها خواهان هماهنگی بیشتر بین امتیازداران هستند. دعوای قدرت بین جناحهای خودی‌ها چهل سال است که ادامه دارد. علیرغم تغییرات مقطعی و موقتی، همیشه ایران اسلامی جز استبداد ولایت فقیهی و جز تبعیض و سرکوب در قبال احزاب سیاسی و سیاسیون مخالف چیز دیگری نبوده است. این افراد سهم بری و سلیقه خود را معادل خواست تمام جامعه معرفی می‌کنند. حال آنکه چنین نیست. اصلاح طلبان باید جواب دهند چرا در این مملکت، جمهوری خواه سکولار و کمونیست و شاهنشاهی و ملی گرا و مسلمان مخالف ولایت فقیه و اکولوژیست و ناباور، نمی‌توانند آزادانه فعالیت داشته باشند. اصلاح طلبان پاسخ دهند چرا در این مملکت فقط شیعیان طرفدار ولایت فقیه حق دارند در قدرت دینی و امور مملکتی شرکت داشته باشند ولی گرایش‌های دینی دیگر مانند بهائیان و سنی‌ها و زرتشتیان و ارامنه و یهودیان و غیره از همه چیز محروم هستند؟ روشن است این افراد چیزی نمی‌گویند زیرا نفعشان در ادامه وضع اسارت آمیز کنونی است، آنها رقیب نمی‌خواهند، آنها خواهان حل اختلاف و تقسیم غنائم سیاسی و مالی و مقامات، بین خود و اصولگرا هستند.

بیانیه می‌نویسد: «هر چند وجه اقتصادی اعتراضات عمومی‌تر است، ولی ریشه حل مشکلات اقتصادی در اصلاحات سیاسی و گسترش و تقویت نظارت‌های مردمی» است. در تظاهرات اخیر ما شاهد خواستهای اقتصادی و اجتماعی مانند پرداخت دستمزد کارگران و حقوق بازنشستگان و حق مالباختگان و مخالفت با گرانی و اعتراض علیه بیکاری بودیم. در همین تظاهرات ما شاهد شعارهای سیاسی علیه ساختار حکومتی و ولایت فقیه و نظام سیاسی و علیه تاراج ثروت در منطقه برای کمک به حزب الله و رژیم اسد و سایر تبهکاران نیز بودیم. در این بیانیه چرا از این موارد صحبت نمی‌شود؟ اصلاح طلبان در مورد شعارها و خواستهای سیاسی سکوت میکنند زیرا خوششان نمی‌آید. اینهمه ثروت کشور برای سیاست استعماری جمهوری اسلامی در منطقه هدر می‌رود و این افراد سکوت می‌کنند. تظاهرکنندگان فریاد زدند مرگ بر خامنه‌ای، اصلاح طلبان ناراحت هستند زیرا نبود ولایت فقیه برای آنان نگران کننده است. تظاهرکنندگان گفتند نه اصولگرا و نه اصلاح طلب. این شعار یعنی کل هیات حاکمه فاقد مشروعیت می‌باشد و در فساد غوطه ور است. بنابراین اصلاح طلب سانسورگر سکوت میکند تا این شعار به شعار همه جامعه تبدیل نشود. تظاهرات اخیر یک بعد بزرگ سیاسی داشت و این ویژگی نفی جمهوری اسلامی را می‌طلبید. افزون برآنچه گفته شد حل مشکل اقتصادی در اصلاحات اصلاح طلبان نیست. الگوی اقصاد ایران ناسالم و انحصاری و رانتی است. این اقتصاد از رقابت سالم و اطلاعات لازم و تسهیلات سرمایه‌ای و دسترسی آسان به تکنولوژی‌های جدید وعلم مدیریت تازه محروم است. بنابراین مشکل در خود ساختار اقتصاد رانتی و فسیلی کنونی است. بخش خصوصی زیر فشار محدودیت‌ها و مداخله اداری و ایدئولوژیک توان خود را از دست داده است و کشاورزی زیر فشار واردات بی رویه رانت خواران استقلال خود را از دست داده است و اقتصاد رانتی فقط از مالیات و ارز نفتی فربه می‌شود. اصلاح طلبان مانند بخش دیگر هیات حاکمه در دگم‌ها و تعصبات دینی و ایدئولوژیک درجا میزند و فکر میکند راه حل مشکلات اقتصادی در اعتقادات پوسیده آنها نهفته است. آقایان حاکم، قدرت را رها کنید تا بشما نشان دهیم که اقتصاد متکی بر توسعه پایدار و اکولوژیکی، متکی بر تکنولوژی دیجیتالی و انرژی‌های پاک و متکی بر شایستگی‌های حرفه‌ای و مدیریت مدرن و پویا، چگونه قابل تحقق است. نکته اخر اینکه بیانیه از «تقویت نظارت‌های مردمی» حرف میزند. منظور از «تقویت» چیست و منظور از نظارت مردمی کدام است؟ کدام نهاد مستقل و خودمختار مردمی در ایران وجود دارد که این افراد در پی تقویت آنها هستند؟ انجمنهای اسلامی که جز جاسوسی و تبلیغ خرافه شیعه، کار دیگری نمی‌کنند. آنها یک سد در برابر روند دمکراتیک و شرکت آزادانه مردم قرار دارند. آقایان اصلاح طلب شرم کنید، شما فاقد درایت علمی و عقلانی برای هدایت کشور هستید، شما مانند بقیه حاکمان هستید. آزادی مردمان میهن ما، به نبود شما و شرکا در قدرت، وابسته است.
اصلاح طلبان مدافع استعمار در منطقه

بیانیه اعلام میکند: «دخالت‌های آمریکا و به ویژه رئیس جمهوری خارج از عرف آن، ‌ دونالد ترامپ، را در امور ایران به شدت محکوم می‌کنیم.». اصلاح طلبان همه چیز را ایدئولوژیک و وارونه جلوه می‌دهند و همانند اصولگرایان و ولی فقیه دارای سیستم تبلیغاتی یگانه می‌باشند. تاریخ ما کودتای سیای آمریکا علیه دولت دکتر مصدق را فراموش نخواهد کرد و البته این واقعه تاریخی نباید امروز مانعی در مناسبات دیپلوماتیک درست باشد. افزون بر آن سیاست دونالد ترامپ، در عرصه مسائل گرهی محیط زیست و گرمایش زمین و نیز در زمینه افزایش بهره برداری انرژی فسیلی و بالاخره در زمینه دیپلوماسی جهانی در انحراف کامل قرار دارد. ولی موضع گیری سیاسی تبلیغاتی رئیس جمهور آمریکا، مداخله محسوب نمی‌شود. تعرضات ایدئولوژیکی دو جانبه میان آمریکا و ایران، از یک سرشت هستند و در عرصه دیپلوماتیک قابل فهم‌اند. مداخله زمانی معنا دارد که به نفی تصمیم داخلی و مستقل یک کشور بیانجامد. بنابراین گفته اصلاح طلبان هیاهو علیه جنبش است. ولی باید یاد آوری کرد که اگر سیاست حمایتی فعال دولت کارتر نسبت به آیت الله خمینی نمی‌بود چه بسا انقلاب مذهبی در ایران صورت نمی‌گرفت، بله در اینجا مداخله گری معنا پیدا می‌کند. نکته دیگر اینکه اگر اصلاح طلبان نسبت به مداخله در یک کشور اینهمه حساسیت دارند چرا مداخله رژیم خامنه‌ای در سوریه و عراق و لبنان و یمن را محکوم نمی‌کنند؟ سیادت طلبی و دگماتیسم و فناتیسم و بی خردی حاکمان در ایران همیشه عاملی برای تشدید بحران میان ایران از یکسو و از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل و اروپا و عربستان بوده است. ما نیازمند سیاست مسالمت آمیز هستیم حال آنکه جمهوری اسلامی نیازمند تحریکات و جنگ تبلیغاتی برای بقای خود می‌باشد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی توهین به یک سیاست صلح آمیز است و این امر در تناقض با منافع امروز و فردای ایران است. در این مورد چرا اصلاح طلبان سکوت می‌کنند و چرا از اقدامات مداخله جویانه سپاه قدس حمایت می‌کنند؟

بیانیه در پایان می‌نویسد: «از همه مسئولین کشور می‌خواهیم در جهت گشایش فضای گفت‌وگو، اظهار انتقاد و ابراز اعتراضات و رعایت حرمت و کرامت همه شهروندان اقدامات عملی صورت دهند.». آقایان اصلاح طلب، جامعه ایران تجربه «گفت و گوی» دوران محمد خاتمی را دید. در این نظام گفتگوی دمکراتیک پایدار و ساختاری ناممکن است. دین سالاری و دستگاه شیعه و آیت الله‌ها و توتالیتاریسم موجود خوانایی با فضای گفت و گو ندارد. سرشت حکومت دینی مطلقیت سیاسی و فکری است. جز استبداد و خرافه از دین و حکومت شما چیزی برنمی خیزد. بنابراین آقایان اصلاح طلب در پی گول زدن جامعه نباشید. شهروندان ایرانی باید بطرز قاطع بدانند که هیچ امیدی برای گشایش دمکراتیک در این نظام ولایت فقیهی وجود ندارد. کلید آزادی شهروندان ما در کسب استقلال فکری برای زیستن و حکومت کردن است. تا زمانی که جامعه زیر کنترل و سیادت دینی مستبدانه است، مردمان خوشبختی و آسایش را تجربه نخواهند کرد. تا زمانی که شهروندان ایران گرفتار سیاست اصلاح طلبان‌اند به دمکراسی و پایان ولایت فقیه نخواهند رسید. تجربه حملات اصلاح طلبان علیه جنبش مردمی نشان داد که آنها مدل حاکم را می‌خواهند. هر انتقاد و مبارزه‌ای که ساختار جمهوری اسلامی را نشانه بگیرد با مخالفت و ضدیت اصلاح طلبان روبرو خواهد شد.

در بطن جامعه تمایل فزاینده برای گذار از جمهوری اسلامی وجود دارد. در جنبش اخیر شعارهای اقتصادی و ساختار شکن وجود داشت و شعارهای موافق اسلام غایب بود. در این جنبش کل هیات حاکمه و قدرت سیاسی ولایت فقیهی مورد هدف قرار گرفته بود. این جنبش تجربه‌ای برای رفتار پخته تر و متین تر جهت دمکراسی و قدرت سیاسی سکولار بود.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

No responses yet

Oct 20 2017

اسهال طلب ها برای ماندن در قدرت دست به هر شامورتی بازی می زنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نامه نیوز: اصلاح‌طلبان و لاریجانی در انتخابات 1400 بهم می‌رسند؟ عبدالله ناصری: باید منتظر شورای نگهبان باشیم. اصلاح‌طلبان روحانی را به میدان مذاکره با کسی نخواهند فرستاد /لاریجانی نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده است
یک فعال سیاسی اصلاح طلب در خصوص انتخابات مجلس آینده و احتمال ائتلاف میان اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان معتدل معتقد است: هر احتمالی هست و هنوز سیاست‌های کلان و جهت‌گیری کلی برای انتخابات پیش رو، مشخص نشده است.
گروه سیاست نامه نیوز، هنوز چندان از تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری و ادعای «سهم چشم‌گیر» اصلاح‌طلبان در پیروزی روحانی نمی‌گذرد که صداهایی برای انتخابات دو سال آینده و چگونگی آرایش طیف‌های سیاسی برای انتخابات مجلس سال 1398، شنیده می‌شود. اصلاح‌طلبان که پس از سال 1388 و حوادث آن و چند سال حاشیه نشینی، از سال 92 به بعد خود را باز در میدان سیاست می‌بینند و توانسته‌اند با حرف و حدیث‌های زیاد، لیست امید خودشان را به مجلس راه دهند، اکنون مصمم‌تر از قبل هستند.

این‌بار زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که دیگر حاضر به ائتلاف با اصول‌گرایان میانه‌رو نیستند. این موضوع را به صراحت محمدرضا عارف، یکی از چهره‌های اصلی اصلاح‌طلبان و سرلیست نمایندگان «لیست امید»، مطرح می‌کند. موضوعی که واکنش چندان مثبتی از میان هم‌حزبی‌های خودش دریافت نکرد و آن‌طور که عبدالله ناصری (عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات) به خبرنگار نامه نیوز می‌گوید: این تصمیم شخصی آقای عارف بوده است و هیچ پشتوانه‌ای میان اصلاح‌طلبان ندارد.

عبدالله ناصری در مورد اظهارات عارف و احتمال عدم ائتلاف با اصول‌گرایان معتدل در سال 98 می‌گوید: این موضوع نظر شخصی ایشان بود نه نظر سازمانی و حزبی. برای مجلس گذشته و انتخابات ریاست جمهوری مگر ائتلاف انجام نشد؟ بنابراین هر احتمالی هست و هنوز سیاست‌های کلان و جهت‌گیری کلی برای انتخابات پیش رو، مشخص نشده است. در وهله اول دغدغه اصلاح‌طلبان، انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1398 است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره احتمال ائتلاف مجدد اصلاح‌طلبان با اصول گرایان معتدل در سال 98 اظهار داشت: هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. چه بسا همان اتفاقی که سال 1394 رخ داد، سال 1398 هم رخ دهد. سال 94 بر اساس یک ضرورتی این ائتلاف شکل گرفت. ضرورت آن زمان، نداشتن نیروی انسانی شاخص در طیف اصلاح‌طلبان به دلیل رد صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان بود. بایستی منتظر ماند و جهت‌گیری شورای نگهبان برای سال 98 را مشاهده کرد.

وی افزود: طبیعتاً اگر اصلاح‌طلبان نیروی آن‌چنانی در میدان نداشته باشند، همان سیاست سال 94 را در پیش خواهند گرفت تا به حداقل مطالبات خودشان که عدم شکل‌گیری مجلسی مشابه مجلس نهم بود -که البته دیگر توسط جامعه تکرار نخواهدشد- دسترسی پیدا کند.

ناصری درباره نگاه اصلاح‌طلبان به روحانی و تلاش وی برای بازتر کردن عرصه فعالیت آنها، گفت: اصلاح‌طلبان از آقای روحانی هیچ‌وقت انتظاری نداشته‌اند و سهم‌خواهی نکرده‌اند. در انتخابات پیش رو هم اصلاح‌طلبان چنین انتظاری را نخواهند داشت.

وی در ادامه افزود: اما طبیعتاً خود آقای روحانی حتماً فهم روشنی از رأی 29 اردیبهشت 96 باید داشته باشند؛ این گام را از باب حساسیت نسبت به منافع و مصالح ملّی باید بردارند. در مجموع، اصلاح‌طلبان آقای روحانی را به میدان گفتگو با کسی نخواهند فرستاد. طبیعی است که خودشان تلاش‌هایی داشته باشند و دست به تعاملاتی بزنند. این وظیفه تاریخی حتماً بر دوش آقای روحانی هست و این انتظار را اگرچه اطلاح‌طلبان ندارند، اما جامعه از ایشان دارد.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در خصوص احتمال مطرح شدن علی لاریجانی به عنوان گزینه اطلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 و شرایط این حمایت، گفت: آقای لاریجانی نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده‌است. ایشان ضمن حفظ هویت اصول‌گرایی خودشان، واقع‌بین شده‌اند و منافع ملّی را بر عرصه‌های دیگر ترجیح می‌دهند و کلاً ایشان با توجه به هوش و ذکاوتی که دارد، متناسب با تحولات جامعه تا حدود زیادی پیش رفته است.

ناصری در ادامه افزود: از طرف دیگر، این امر دستاورد بزرگی برای اصلاح‌طلبان تلقی می‌شود که فردی که دو دهه قبل با دولت اصلاحات برخوردهایی ویژه‌ای از لحاظ تبلیغاتی داشت؛ امروز به هر جهت پای صحبت اصلاح‌طلبان می‌نشیند و بعضاً تا حدی تعاملات با حکومت را پیش می‌برد. قطعاً آقای لاریجانی چهره‌ای است که اصلاح‌طلبان می‌توانند آینده سیاسی او را برای قوه مجریه یا قوه مقننه مورد بحث و بررسی قرار دهند.

No responses yet

Feb 27 2017

پیشنهاد رهبری به اسحاق جهانگیری: شما رابط اصلاح‌طلبان با رهبری باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آمدنیوز: رهبری جمهوری اسلامی طی ملاقاتی با اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور پیشنهاد داد که وی به عنوان رابط اصلاح‌طلبان با رهبری ایفای نقش کند.

منابع خبری «آمدنیوز» گزارش داده‌اند که رهبری انقلاب ده روز قبل طی ملاقاتی با اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور به وی پیشنهاد داده‌ که به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان با رهبری» ایفای نقش کند.

این پیشنهاد پس از آن انجام شده که «اسحاق جهانگیری» سه تن از شخصیت‌های برجسته جریان اصلاح‌طلبی را برای این ارتباط به رهبری جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است.

پس از ارتحال آیت‌الله «هاشمی رفسنجانی» تعدادی از اصلاح‌طلبان از جمله «سیدحسین مرعشی» و «مصطفی کواکبیان» از رهبری خواستند تا ساز و کار مناسبی را برای ارتباط با بدنه‌ی جریان اصلاح‌طلبی مشخص کند.

این افراد می‌گویند که پیش‌تر آیت‌الله «هاشمی رفسنجانی» این نقش را بر عهده داشته و با خلاء وجودی وی، باید فرد دیگری این مسئولیت را بر عهده بگیرد.

این در حالی است که رهبری جمهوری اسلامی در این جلسه گفته است که «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده جریان اصلاح‌طلبی با ایشان ملاقات نمی‌کرده» و «صرفا بر اساس نوع مسئولیت سابقه‌ی دیرین دوستی، سخنانی را در جلسات فی‌مابین مطرح می‌کرده که این الزاما مؤید نمایندگی ایشان از سوی جریان اصلاح‌طلبی نبوده است.»

معاون اول رئیس‌جمهور در این جلسه که بیش از یک‌ساعت به طول انجامیده، «سیدمحمد خاتمی»، «عبدالله نوری» و «سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها» را برای نمایندگی از سوی جریان اصلاح‌طلبی به رهبری جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در رد ارتباط اصلاح‌طلبان با رهبری از طریق «سیدمحمد خاتمی» گفته است که آقای «خاتمی» پس از انتخابات سال ۸۸ در جلسه‌ای با حضور «سیدحسن خمینی»، «هاشمی رفسنجانی» و «میرحسین موسوی» درخواست ابطال انتخابات سال ۸۸ را مطرح کرده که من به این دلیل با قبول ایشان به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان» مخالف هستم.

هم‌چنین رهبری در بیان علت مخالفت با «عبدالله نوری» به عنوان رابط اصلاح‌طلبان با رهبری اظهار کرد: «اقای نوری در جلسات محاکمات دادگاه خود، از اسرائیل حمایت کرده است. وی در بیان چگونگی حمایت عبدالله نوری از اسرائیل توضیح دیگری بیان نکرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در حالی با ایفای نقش «عبدالله نوری» به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان» به دلیل «حمایت از اسراییل» مخالفت کرده که اساسا عبدالله نوری در دادگاه‌های خود سخنی از «حمایت از اسراییل» بیان نکرده است. وری در یکی از جلسات دادگاه خود (نقل به مضمون) گفته بود: «سرنوشت هر کشوری از جمله فلسطین باید به دست ملت خود تعیین شود و ما نباید در کار ملت‌های دیگر و انتخاب سیاسی آنان دخالت کنیم.»

عبدالله نوری هم‌چنین در دادگاه خود (نقل به مضمون) گفته بود: «یاسر عرفات که ما وی را به سازش با اسراییل متهم می‌کنیم جوانی انقلابی بوده که سال‌ها عمر خود را در مبارزات علیه اسراییل صرف کرده و سازمان‌های مختلف مبارزاتی را ایجاد کرده که از جمله‌ی آنان سازمان فتح بوده است. حال این فرد به این نتیجه رسیده بهترین راه احقاق منافع مردم فلسطین مذاکره با اسراییل است و ما نباید وی را به سازش با اسراییل متهم کنیم.»

رهبر جمهوری اسلامی هم‌چنین در خصوص «سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها» گفته است که «ایشان خود ارتباط فی‌مابین را با دفتر ما قطع کرده و هر زمان نیز بخواهد می‌تواند دوباره ارتباط پیشین را با دفتر ما برقرار کند.»

رهبری در پایان از اسحاق جهانگیری خواست که خود به عنوان یکی از «نمادهای جریان اصلاح‌طلبی» وظیفه ارتباط بدنه اصلاح‌طلبان با رهبری را بر عهده بگیرد.

No responses yet

Nov 02 2016

دفاع نمایندگان اصلاح‌طلب از سابقه امنیتی رضا صالحی امیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمد بیرانوندی و محمدرضا تابش٬ نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس از سابقه «امنیتی» رضا صالحی امیری٬ وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی دفاع کردند. آقای امیری موفق به کسب رای اعتماد مجلس شد.

محمد بیرانوندی٬ نماینده خرم‌آباد در مجلس گفته «نیاز به سکانداری فردی در عرصه فرهنگ داریم که نگاه امنیت فرهنگی داشته باشد.»

محمدرضا تابش٬ نماینده اردکان در مجلس هم گفته «کسی که پیشینه کار فرهنگی داشته باشد و به مسئله امنیت نگاهی فرهنگی کند می‌تواند یک نخبه فرهنگی قلمداد شود.»

وی افزوده «حضور صالحی امیری در دستگاه‌های امنیتی کشور یکی از وجوه مثبت ایشان است.»

حسن روحانی هم در دفاع خود از معرفی صالحی امیری خطاب به نمایندگان مجلس گفت که وی «مدتی در مغز استخوان نظام فعال بوده و دغدغه‌های نظام را می‌شناسد.»

سایقه «امنیتی» امیری صالحی را حسن قاضی‌زاده هاشمی٬ نماینده مشهد در مجلس بیان کرد و خطاب به وزیر پیشنهادی ارشاد گفت «چرا سوابق‌تان در رابطه با سربازی گمنام امام زمان را به مجلس ارائه نکرده‌اید؟ مگر اسم مستعار شما سیدرضا فلاح نبوده‌است؟ ما دست امنیت‌آفرینان کشور را می‌بوسیم اگر قصد ورود به عرصه‌ای را که به آن تخصص ندارند، نداشته باشند.»

مجتبی ذوالنوری نماینده محافظه‌کار قم نیز از مخالفان وزارت صالحی امیری بود و گفته بود که وی «از جنس فرهنگ نیست و نمی‌تواند سکان این وزارتخانه را برعهده بگیرد.»

با این حال رضا صالحی امیری با ۱۸۰ رای موافق از ۲۷۵ رای اخذشذه موفق شد رای اعتماد نمایندگان مجلس را کسب کند.

وی که از سال ۹۲ ریاست مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران را بر عهده داشت٬ پیش از این از سوی حسن روحانی به عنوان وزیر ورزش به مجلس معرفی شده بود که نتوانست رای اعتماد نمایندگان را بدست بیاورد.

همراهی با معترضان سال ۸۸ و دست داشتن در قاچاق سوخت و کالا در زمان اشتغال در وزارت اطلاعات از جمله اتهام‌های وی بود که البته از سوی وی رد شدند.

به تازگی فائزه هاشمی با بیان اینکه خیلی‌ از مدیران جمهوری اسلامی «نگاه امنیتی» دارند٬ از حسن روحانی به عنوان یکی از مدیرانی نام برده که در ابتدای انقلاب عضو «کمیته پاک‌سازی» بوده و استادان دانشگاه را اخراج می‌کرده و در حال حاضر نیز همان «نگاه امنیتی» را دارد.

No responses yet

Nov 10 2015

“ائتلاف ریاکارانه و فرصت طلبانه” ناطق سرلیست اصلاح طلبان؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: بر اساس گفته های یک عضو کارگزاران سازندگی، محمد خاتمی، رقیب اصلی ناطق نوری در انتخابات سال ۷۶، پذیرفته وی سرلیست جبهه اصلاحات در انتخابات پیش روی مجلس باشد؛انتخاباتی که گمانه زنی ها حاکی از رد صلاحیت های گسترده در آن است اما اصلاح طلبان قصد دارند در آن شرکت کنند تا جایی که یکی از اصلی ترین چهره های جناح محافظه کار سرلیست انتخاباتی آنان شده است.

خبر تایید سر لیستی احمد ناطق نوری در فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان را محمد عطریانفر، عضو حزب کارگزاران اعلام کرده و گفته است: “اگر آقای ناطق نوری برای این انتخابات اعلام حضور کنند، اکثریت اصلاح طلبان و اعتدالیون به همراه شخص آقای هاشمی و خاتمی از ایشان برای سرلیست اصلاح طلبان حمایت خواهند کرد”.

او افزوده است: “با توجه به شرایط حاضر، احتمال اینکه اصلاح طلبان اکثریت مجلس را شکل بدهند نزدیک صفر است. لذا باید از ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل حمایت کرد و این در شرایط حاضر عین اصلاح طلبی است. دفاع بنده از آقای لاریجانی هم عین اصلاح طلبی است. باید بدانیم که بین ریاست حداد عادل و لاریجانی، حمایت از لاریجانی یک ضرورت است”.

آنطور که هفته نامه “صدا”، ارگان حزب کارگزاران اعلام کرده، اصلاح طلبان بیش از همه به دنبال ائتلاف با رقیب سنتی درون حکومتی شان یعنی محافظه کارانی هستند که آنها را “میانه رو و معتدل” می دانند.

روزنامه های داخلی هم دیروز اعلام کردند که حزب کارگزاران به برنامه عمل خود در انتخابات پیش رو دست یافته و بیش از پیش به فکر ائتلاف با محافظه کاران است.

در همین راستا روزنامه ایران، روزنامه رسمی دولت از این تاکتیک به عنوان “استیلای” حزب کارگزاران سازندگی و “مجبور کردن عارف به انصراف” یاد کرده و نوشته است: “اعضای حزب کارگزاران سازندگی از جلسه کاخ سعدآباد رسماً محوریت خود را بر جریان اصلاحات برای انتخابات آتی تحمیل کردند؛ آنان بعد از چندماه حجت الاسلام ناطق نوری را بهترین گزینه برای سرلیستی و ریاست مجلس معرفی کردند تا همانند الگوی انتخابات ۱۳۹۲، محمدرضا عارف را مجبور به «انصراف» کنند. مرحله بعدی استیلای حزب کارگزاران سازندگی بر احزاب دیگر آغاز شده است و آنان اعضای خود را برای حضور در لیست معرفی کرده‌اند؛ هفته‌نامه صدا ارگان حزب کارگزاران سازندگی از حضور اعضای شورای مرکزی این حزب در انتخابات آتی حکایت کرد و از افرادی مانند محسن هاشمی، رضاامرالهی، فاطمه مقیمی، فرزانه ترکان، یدالله طاهرنژاد، دکتر دل انگیزان، عباسعلی اللهیاری حکایت کرد. تا با دستی پر و روی‌گشاده برای سهم‌خواهی از لیست گام بردارند و از سوی دیگر به احزاب دیگر پالس جدی بدهند که در صورت عدم پذیرش نظرات آنان توانایی لیستی مجزا با نامزدهای که از پل احراز صلاحیت شورای نگهبان گذشته‌اند؛ را دارا می‌باشند”.

این درحالیست که حسین مرعشی، یک عضو دیگر حزب کارگزاران گفته است: “ما با آقاي ناطق نوري درباره بازگشت به فضاي سياسي صحبت‌هاي زيادي انجام داده‌ايم. آقاي ناطق نوري نيز تا حدودي سخنان ما را پذيرفته و نسبت به گذشته در فضاي سياسي فعال‌تر شده است. با اين وجود من معتقدم آقاي عارف و آقاي ناطق نوري مي‌توانند در ليست مشترك اصلاح‌طلبان و اصولگرايان حضور داشته باشند. اگر اصولگرايان معتدل قصد داشته باشند حساب خود را از تندروها جدا كنند بعيد نمي‌دانم كه در شهرهاي بزرگ اصلاح‌طلبان و اصولگرايان معتدل ليست مشترك انتخاباتي داشته باشند. مساله بديهي و مسلم ديگر اينكه اگر آقاي ناطق نوري براي حضور در انتخابات مجلس اعلام آمادگي كنند بدون شك اصلاح‌طلبان از ايشان حمايت خواهند كرد. اصولگرايان معتدل نيز مي‌توانند در صورتي كه حضور آقاي عارف را به مصلحت مي‌بينند از ايشان حمايت كنند”.

از سوی دیگر در چنین فضایی دیروز محمدرضا عارف به ریاست شورای انتخاباتی اصلاح طلبان رسید.

خبرگزاری فارس در اینباره نوشت: “در جلسه شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان محمدرضا عارف رئیس بنیاد امید ایرانیان به عنوان رئیس شورای سیاست‌گذاری-انتخاباتی اصلاح‌طلبان منصوب شد. حجت‌الاسلام سیدعبدالواحد موسوی لاری عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان و حجت‌الاسلام سیدحسین موسوی تبریزی، رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به عنوان نواب رئیس شورای سیاستگذاری-انتخاباتی اصلاح طلبان انتخاب شدند. همچنین الهه کولایی و فخاری هم به عنوان منشی به هیات رئیسه شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان راه یافتند. اعضای شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در جلسه مذکور آئین‌نامه داخلی این شورا را نیز به تصویب رساندند”.

پس از انتخاب عارف به این سمت، عبدالوهاب موسوی لاری در واکنش به تصمیم کارگزاران سازندگی برای سرلیستی ناطق چنین گفت: “جریان اصلاح‌طلب ضمن احترام کامل به اصولگرایان عاقل و خردورز، آنان را به نوعی رقابت منطقی و عاقلانه دعوت می‌کند، نه ائتلاف ریاکارانه و فرصت طلبانه. نه آنها دیدگاه‌های خود را می‌توانند کنار بگذارند و نه ما می‌خواهیم کنار بگذاریم. دلیلی هم نمی‌بینیم این کار را انجام دهیم. چرا باید این کار را بکنیم؟ مردم باید ببینند که دو نوع بینش و سلیقه در جامعه وجود دارد. مردم داوری می‌کنند. ما باید به مردم و شعور آنها اعتماد کنیم. نخواهیم با برخی ساخت و پاخت‌ها و بده بستان‌های سیاسی مبتذل سر مردم شیره بمالیم. این کار را نمی‌کنیم. هر دو کالایی که داریم را عرضه می‌کنیم. چرا ما از این فرصت به نفع بالا رفتن سطح آگاهی‌های همگانی استفاده نکنیم. وقتی ما در عالم رقابت قرار می‌گیریم، فضای بازتری مقابل روی‌مان گشوده می‌شود. جامعه ما نیز بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد.ما برای آقای ناطق احترام قایلیم اما او را یک اصولگرای عاقل می‌دانیم نه اصلاح‌طلب. مطلوب ما این است که امثال آقای ناطق زمام امور اصولگرایان را به دست گیرند”.

No responses yet

Feb 10 2015

اصلاح طلبان مذهبی فقط در باغ سبز نشان می‌دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: همچنان علیه لیبرالیسم و سکولاریسم
سروش جهان اسلام را علی‌رغم تاریخ ۱۴۰۰ ساله‌ی جنگ و خونریزی مظهر معصومیت و سکولاریسم و لیبرالیسم را مظهر خشونت و آدم‌کشی معرفی می‌کند

اصلاح‌طلبان مذهبی به ظاهر با دیدگاه‌های تمامیت خواهانه‌ی حکومت مشکل دارند و از سوی ناظران مسائل ایران به عنوان مخالف معرفی می‌شوند اما این ناظران توجه ندارند که دیدگاه‌های این گروه لیبرال و آزادی‌خواهانه نیست و نمی‌توان اینها را لیبرال نامید و خودشان چنین ادعایی ندارند. آنها هم اسلام‌گرایند و به همه‌ی ساختارهای محدودیت و مبانی ضد غربی رژیم اسلام‌گرا باور دارند اما نوع و سطح محدودیت‌های مورد نظرشان با محدودیت‌های دیگر اسلام‌گرایان تفاوت دارد. اقتدارگرایان وانمود می‌کنند که قلبا به صغارت خود باور دارند (ولی فقیه شبان آنهاست) اما اصلاح‌طلبان مذهبی می‌گویند به صغیر بودن خود «التزام عملی» دارند که از منظر استبداد دینی تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند تا وقتی که از دستورات ولی فقیه اطاعت کنند. آنها که اکنون در خارج زندگی می‌کنند نه به دلیل مخالفت با این صغارت بلکه به دلیل اقدامات سرکوبگرانه‌ی رژیم از کشور گریخته‌اند.

ممیزی کتاب

یکی از اصلاح‌طلبان مذهبی می‌گوید: «شکی نيست که مميزی پيش از چاپ بايد برداشته شود. اما معتقدم هنوز برای اين کار زود است» (فاطمه راکعی عضو مجلس ششم، ایلنا ۱۰ فروردین ۱۳۹۳) گروهی از اصلاح‌طلبان که خود پیس از این عضو هیئت‌های ممیزی بوده‌اند اصولا به ممیزی باور دارند، ممیزی‌ای که توسط خود آنها اعمال شود و نه رقیب سیاسی آنها. گروهی دیگر از آنها می‌گویند به عدم ممیزی اصولا باور دارند اما هیچ‌گاه زمان را برای برداشتن سانسور مناسب ندیده‌اند. آنها نمی‌گویند چه زمانی برای برداشته شدن سانسور مناسب است.

حجاب اجباری

محسن کدیور در واکنش به توهین تلویزیون دولتی به مسیح علی‌نژاد می‌گوید: «جمهوری اسلامی مجاز است نظر دینی خود را تبلیغ کند.‌» (جرس، ۱۹ خرداد ۱۳۹۳) مشکل اساسی اصلاح‌طلبان دینی آن است که با دینی بودن حکومت مشکلی ندارند و در مقابل با سکولاریسم مخالف‌اند. اصلاح‌طلبان مذهبی هیچ‌گاه روشن نساخته‌اند که آیا گروه‌های دیگر هم مجاز هستند که دیدگاه‌های دینی خود را تبلیغ کنند. وقتی دست همه بسته است چرا جمهوری اسلامی مجاز است دیدگاه‌های دینی خود را تبلیغ کند. حقوق، حقوق متقابل است و با همه سو بودن معنی‌دار می‌شود. اگر همه به‌جز یک گروه حق ندارند همان یک گروه هم آن حق را از دست می‌دهد.

بخشی از اصلاح‌طلبان مذهبی به حجاب اجباری باور دارند و برخی اگر باور ندارند سکوت می کنند. اما آنها که به حجاب اجباری با تمسک به زور باور ندارند به حکومت حق می‌دهند به تبلیغ مثبت در این باب بپردازد. اصلاح‌طلبان مذهبی به این سوال پاسخ نمی‌دهند که چرا باید منابع عمومی کشور برای تبلیغ دیدگاه‌های شخصی حاکمان و سبک زندگی روحانیت هزینه شود.

گشت ارشاد

گشت ارشاد یکی از چهره‌های امر به معروف و نهی از منکر است. اصلاح‌طلبان مذهبی هیچ‌گاه با امر به معروف و نهی از منکر توسط حکومت یا به به پشتیبانی و حمایت حکومت مخالفت نکرده‌اند (دقیقا به دلیل مخالفت با سکولاریسم). آنها هنگامی که مجلس و دولت را در دست داشتند هیچ اقدامی علیه امر به معروف و نهی از منکر حکومتی انجام ندادند. آنها با امر به معروف حکومتی مشکلی ندارند و فقط می‌خواهند چهره‌ی کریه آن را دستکاری و تزیین کنند.

همجنس‌گرایی

اصلاح‌طلبان مذهبی به دلایل تاکتیکی سخنی علیه همجنس‌گرایان نمی‌زنند اما مواضع آنها در برابر همجنس‌گرایان همانند دیگر اسلام‌گرایان است. آنها به دلیل نگاه مذهبی و شرعی به این موضوع هیچ‌گاه نمی‌توانند حقوق مساوی برای همجنس‌گرایان و غیرهمجنس‌گرایان قائل باشند و آنها را به عنوان گروهی از انسان‌های صاحب حق (مثل حق برابر در ازدواج یا کسب مقامات سیاسی) در جامعه به رسمیت بشناسند. در این باب به نوشته‌ها و سخنان اصلاح‌طلبان مذهبی رجوع کنید: خواهید دید که جایی نیست از حقوق برابر برای آنها دفاع کرده باشند.

امتیازات روحانیون و قدرت‌مندان

اصلاح‌طلبان مذهبی هیچگاه امتیازات روحانیون و فقها و ولی فقیه را انکار نکرده‌اند. آنها معتقدند که روحانیون سهم ویژه‌ای از قدرت و ثروت و منزلت را در جامعه دارند و خود نیز در برابر روحانیون اصلاح‌طلب با همین منطق زانو می‌زده‌اند. بنابراین تفاوت میان آنها و دیگر اسلام‌گرایان در روحانیونی است که قرار است افرادی پیش آنها زانو بزنند و نه مخالفت با اصل این امتیازات. تا وقتی که اصلاح‌طلبان مذهبی در قدرت بودند خود از این امتیازات بهره مند شدند. بسیاری از چهره‌های امروز اصلاح‌طلبی دوره‌های دانشگاهی خود را در سطوح مختلف هنگامی به پیش بردند که مدیر و وزیر و وکیل هم بودند و از ساعات کاری خود برای درس خواندن استفاده می‌کردند. آنها نیز تا حدی که توانسته‌اند از قدرت سوء استفاده کرده‌اند اما سوء استفاده‌ها در دوران احمدی نژاد به حد و اندازه‌ای رسید که روی قبلی‌ها را سفید کرد.

تبعیض علیه زنان

اصلاح‌طلبان مذهبی مجری اکثر سیاست‌های تبعیض آمیز علیه زنان ایرانی از جدایی جنسیتی تا سهمیه‌بندی جنسیتی، محروم کردن زنان از حقوق مساوی در خانواده تا محروم کردن زنان از حقوق مساوی در جامعه بوده‌اند. امروز نیز این دیدگاه‌ها تغییر نیافته‌است. آن بخش از آنها که هنوز شریعت‌گرا هستند در چارچوب شریعت به این تبعیض‌ها باور دارند و آن دسته که سنت‌گرا هستند (مردسالارند) در زندگی جاری خود این تبعیض‌ها را بر زنان اعمال می کنند و اگر روزی بر سر کار بیایند آنها را اجرا می‌کنند. آن دسته که سنت‌گرا هستند.

«رژیم اشغال‌گر قدس»

ادبیات اصلاح‌طلبان مذهبی حتی آنها که چند سالی است در خارج از کشور زندگی می‌کنند ادبیاتی اسطوره‌ای و اسلام‌گراست. شاخه‌ی خارج مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای که در مورد جنگ اسرائیل و حماس در ژوییه ۲۰۱۴ منتشر کرد از اسرائیل با عنوان «رژیم اشغال‌گر قدس» یاد کرد. در این بیانیه صرفا اسرائیل محکوم شده است و به جنایات حماس مثل موشک‌پرانی یا استفاده از سپر انسانی اشاره‌ای نمی‌شود. اصلاح‌طلبانی که مدارک تحصیلی خویش را در حالی که مدیر کل و معاون وزیر (مثل وزارت ارشاد) بوده‌اند دریافت کرده‌اند به این سادگی نمی‌توانند میراث اسلام‌گرایانه‌ی خود از «نظام» را فراموش کنند. اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی هیچ راهبرد متفاوتی با حکومت ارائه نمی‌کنند.

تبلیغات ضد غربی

برای عمق دشمنی با لیبرالیسم و سکولاریسم به نامه‌ی اخیر سروش (هله برخیز که اندیشه دگر باید کرد) در باب لزوم محدودیت آزادی بیان در غرب نگاه کنید. در این یادداشت سروش، جهان اسلام مظهر معصومیت معرفی شده است (بدون توجه به تاریخ ۱۴۰۰ ساله‌ی جنگ و خونریزی توسط مسلمانان علیه خود و دیگران) و سکولاریسم و لیبرالیسم مظهر خشونت و آدم کشی. سروش تنها نیاز دارد نگاهی به سوریه در چهار سال اخیر بیندازد تا ببیند بیش از ۲۰۰ هزار کشته در این کشور نتیجه‌ی همکاری شدید اسلام‌گرایان شیعه و سنی و هم‌پیمان جمهوری اسلامی در «محور مقاومت» علیه دمکراسی است و نه دخالت غرب. سروش در طول دوران فعالیت عمومی‌اش حتی یک کلمه در باره‌ی کشتار جمعی در جمهوری اسلامی و اعمال تروریستی حزب الله لبنان سخن نگفته است اما دهان گشاده‌ای در مورد ویتنام و بمب اتمی دارد.

***

اصلاح‌طلبان مذهبی در دهه‌ی هفتاد خورشیدی حداقل با نظارت استصوابی یا توزیع نابرابر قدرت در شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت مخالفت می‌کردند اما اکنون اینها را نیز جزء فروضات قدرت ولی فقیه بر می‌شمارند و به آنها تن در داده‌اند تا مبادا بیش از این توسط شورای نگهبان قلع و قمع شوند تا برای آنها پرونده‌سازی شود. اصلاح‌طلبان مذهبی اکنون در برابر قدرت ولی‌فقیه و قوای قهریه‌اش به سه دسته تقسیم شده‌اند:

۱. آنها که از ترس سرکوب بیشتر به واقعیت موجود سیاسی کاملا تن در داده‌اند؛

۲. آنها که علی‌رغم عدم همراهی فکری با نظام، عملگرایی پیشه کرده و دارند از امتیازات ارتباط با قدرت بهره می‌برند؛

۳. آنها که سال‌هاست با تابلوی اصلاح‌طلبی به همان گونه عمل می‌کنند که وفاداران به حکومت.

از این جهت حتی با فرض وجود گروه اول (که درصد بسیار اندکی از این جریان هستند)، جریان اصلاح طلبی مذهبی دیگر حامل سیاست‌های بدیل برای سیاست‌های موجود نیست و خود بخشی از وضعیت موجود قدرت در ایران است.

No responses yet

Jan 13 2015

زندانیان خودی و زندانیان غیرخودی و فیلترهای غیر پاسخگو

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: در طول سال‌های اخیر، با دوستان مختلف حقوق بشری در باب نحوه پوشش نقض حقوق بشر در ایران، بحث‌های فراوانی کرده‌ام. بحث‌ها هم آموزنده بوده و هم، گاهی ناراحت کننده. اینکه برخی نهادها چندان مایل به زنده کردن مسائل پیش از ۱۳۸۸ نیستند، می‌تواند به نحوی نادیده گرفتن ریشه‌های خشونت‌های بعد از انتخابات ۸۸ باشد. فقدان آرشیو مناسبی از جنایت‌های منسوب به جمهوری اسلامی در سال‌های پیش از ۱۳۸۸، مانع روش‌شناسی مناسب برای مخاطبان سایت‌های حقوق بشری است. اما بحث امروز من، چیز دیگری است. چرا برخی رسانه‌های حامی «جنبش سبز» که نسبت به زندانیان سیاسی ویژه‌ه‌ای، توجه بیشتری دارند، این توجه را گسترش نمی‌دهند؟

چندی پیش، سایت کلمه، منتسب به یاران میرحسین موسوی، یادداشتی [1] از بهاره هدایت منتشر کرد که این زندانی سیاسی، به انتقاد از «سکوت فعالان مدعی حقوق بشر» در قبال وضعیت «محصوران و طیف گسترده زندانیان سیاسی» پرداخته بود. خواندن این مطلب را به دوستان پیشنهاد می‌کنم، چون نگاه ویژه‌ای به مقوله دفاع از زندانیان دارد.

اما همین سایت کلمه، به مساله بازداشت و برخوردهای تند و خشن با آتنا فرقدانی توجهی را نکرده که به برخی زندانیان «سبز» کرده است. به عبارتی می‌توان گفت که این رسانه «سبز»، زندانیان سیاسی و معترض را هم ارزش‌گذاری کرده است.

بر اساس آن‌چه در طول این سال‌ها دیده شده، برخی رسانه‌های سبز، زندانیان سیاسی را بر اساس میزان اعتقاد به «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» دسته بندی می‌کنند و انتظار هم دارند که گروه‌های حقوق بشری خارج از کشور نیز با توجه به همین اولویت‌ها نسبت به حبس و حصر واکنش نشان دهند.

بدون تردید، اگر از روزهای اول انقلاب، کسانی که اینک به خاطر حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی در زندان و یا محدودیت هستند، نسبت به روش غیر انسانی «خود و غیر خودی» کردن افراد بر اساس اعتقادات و گرایش‌های سیاسی واکنش نشان داده بودند، احتمالا جای‌شان الان در زندان نبود و بسیاری از اعدام شدگان دهه ۶۰، هم‌اینکه زنده بودند.

برخی، وقتی از عدم کامیابی «جنبش سبز» سخن می‌گویند، به این نکته بی‌توجه می‌مانند که اگر جنبشی که هدفش تغییر ساختار و تلاش برای کنار زدن ولایت فقیه و رساندن کشور به دموکراسی نبوده است پیروز می‌شد، آیا نتیجه‌ای جز تکرار روش‌های بعضا تبعیض گرایانه انقلابی کسب می‌کرد؟

امیدوارم دوستان رسانه‌هایی که آتنا فرقدانی را نسبتا فراموش کرده‌اند، به یاد بیاورند که ندا آقاسلطان هم بر اساس گفته نزدیکانش، در خرداد ۱۳۸۸ رای نداده بود، ولی تبدیل به نماد «جنبش سبز» شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .