اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سفارت'

Jan 06 2016

روحانی خواهان ‘رسیدگی فوری و خارج از نوبت’ به پرونده حمله به اماکن دیپلماتیک عربستان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: رئیس جمهور ایران گفته “اماکن و میهمانان دیپلماتیک از لحاظ قانونی و بین المللی دارای مصونیت هستند و حمله به این اماکن دیپلماتیک در کشور، خلاف شرع و قانون و همانند حمله به خانه مردم است”

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از رئیس قوه قضائیه این کشور خواسته است که به پرونده حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، “فوری و خارج” از نوبت رسیدگی شود.

آقای روحانی امروز ۱۶ دی (۶ ژانویه) در نامه ای به صادق لاریجانی نوشت: “باید با مجازات عاملان و آمران این جرم آشکار، برای همیشه جلوی اینگونه تعرضات به امنیت کشور و توهین به اقتدار و جایگاه نظام گرفته شود.”

تجمع [مقابل سفارت عربستان] طبیعی است اما تعرض یک موضوع مشکوک است و به هیچ عنوان فرد انقلابی و دوستدار نظام کشور به خودش اجازه نمی‌دهد تعرضی به این شکل داشته باشد، البته من این موضوع را به طور قطع بیان نمی‌کنم.
فرمانده پلیس ایران

اوائل هفته جاری، معترضان به اعدام یک روحانی شیعه در عربستان، به اماکن دیپلماتیک این کشور در ایران حمله کردند. در پی این حمله عربستان سعودی روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد و از توقف پروازهای مسافربری میان دو کشور خبر داد.

ایران در یک نامه رسمی به سازمان ملل، از حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد ابراز تاسف کرده و رئیس جمهور و وزیر امور خارجه این کشور هم این حمله را محکوم کرده اند.

چهار سال پیش هم معترضان که “دانشجوی بسیجی” خوانده شدند، به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران حمله کردند که این اقدام به تعطیلی سفارتهای دو کشور و کاهش سطح روابط دیپلماتیک میان آنها انجامید.

آقای روحانی امروز در جلسه هیات دولت گفت که “اماکن و میهمانان دیپلماتیک از لحاظ قانونی و بین المللی دارای مصونیت هستند و حمله به این اماکن در کشور، خلاف شرع و قانون، حمله به آبروی نظام جمهوری اسلامی ایران و همانند حمله به خانه مردم است.”

رئیس جمهور ایران گفت: “چنین رفتارهایی هر چند در پی خطای یک کشور، منطبق بر میهمان نوازی و فرهنگ اسلامی و ملی ایرانیان نیست” و “حمله کنندگان به اماکن دیپلماتیک از فرهنگ اسلامی، ایرانی و قانون دور هستند.”

حسین اشتری، فرمانده پلیس ایران هم امروز حمله به سفارت عربستان را “مشکوک” خوانده و گفته “تجمع [مقابل سفارت عربستان] طبیعی است اما تعرض یک موضوع مشکوک است و به هیچ عنوان فرد انقلابی و دوستدار نظام به خودش اجازه نمی‌دهد تعرضی به این شکل داشته باشد، البته من این موضوع را به طور قطع بیان نمی‌کنم.”

No responses yet

Jan 06 2016

سرنخ “نفوذ” در آن نیمه شب توحش

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصر ایران: آنچه رهبری انقلاب درباره “نفوذ” گفتند، سخن درستی بود. دشمنان این کشور، برای به زانو در آوردن ایران، از هیچ کاری دریغ نمی کنند.

نفوذی ها

می خواهید رد نفوذ را بیابید؟ دنبال نفوذی ها هستید؟ حمله به سفارت عربستان در تهران را تا رسیدن به منشأ ان دنبال کنید. بی هیچ تردیدی به نفوذی هایی خواهید رسید که شگفت زده تان می کند.

حمله به سفارت عربستان، آن طور که برخی می خواهند القا کنند، یک اقدام خودجوش مردمی نبوده است؛ حرکتی کاملاً حساب شده و با طرح ریزی قبلی بود.
این، حمله به سفارت عربستان نبود، حمله به ایران و منافع ملی ایران بود، در دقیق ترین زمان و با هوشمندانه ترین روش: “درست در زمانی که با اعدام شیخ نمر، سعودی ها در موضع انفعال قرار داشتند و نه تنها ایران که حتی کشورهای غربی و سازمان های حقوق بشری نیز این اعدام را محکوم می کردند، ناگهان عده ای به سفارت عربستان حمله می کنند، آن را به آتش می کشند و اموالش را غارت می کنند. ”

درست از این لحظه به بعد، ورق بر می گردد. عربستان که مدام می کوشید اعدام شیخ نمر را توجیه کند، ناگهان از مقام متهم به جایگاه مدعی تغییر مکان می دهد. از ایران به سازمان ملل شکایت می کند، روابطش را تهران را قطع می کند، کشورهای دیگری نیز حمله به سفارت عربستان را محکوم می کنند، درست در زمانی که ایران در صدد بهبود روابط خارجی اش هست، برخی لابی های ضد ایرانی در آمریکا این گزاره را ترویج می کنند که تهران محل امنی برای سفارتخانه های خارجی نیست و بهتر است تا بازگشت امنیت، همه سفارتخانه ها در این کشور تعطیل شوند. مقامات ایرانی که تا روز قبل عربستان را تقبیح و محکوم می کردند، مجبور می شوند درباره حادثه حمله به سفارت توضیح دهند و … .

بسیار بسیار نابخردانه است اگر بپنداریم تمام این نتایج، محصول یک اقدام احساسی و خودجوش مردمی(!) بوده است. بی هیچ تردیدی اراده ای در پشت توحش نیمه شبی بود که به سفارت حمله کردند.
خبرنگاران عصر ایران که برای تهیه گزارش به محل سفارتخانه رفته بودند، گزارش کرده اند که در اطراف محل، خودروهای شخصی متعددی با پلاک های قم و کرج را دیده اند که مهاجمان را به آنجا رسانده بودند.
شاید سرنخ خودروهای پلاک قم، به جریان های افراطی شناخته شده از یک سو و جریان شیعه انگلیسی که مدتی است توسط یکی از روحانیون تندرو در قم ترویج می شوند و حتی شبکه ماهواره ای نیز در اختیار دارد، برسد.
پلاک های کرج نیز شاید به جریان معروف به “خودسر(!)”ی برسد که در این شهر، تشکل بزرگی دارد و در بسیاری از اقدامات این چنینی، حضور داشته است.

البته نیازی به پلاک ها هم نیست. افراد حاضر در صحنه، به حدی خیال شان راحت بود که حتی صورت هایشان را نپوشانده بودند و در چند قدمی پلیس، در حال به آتش کشاندن سفارتخانه بودند! ضمن این که تعدادی از آنان نیز دستگیر شده اند و می توان به راحتی دریافت که آمران این حمله چه “جریان”ی بوده است؟

سرنخ نفوذ همین جاست ، اگر واقعاً به دنبال برخورد با نفوذ هستید.
نفوذی ها ، تمایل بسیار دارند که دولت، مجلس، قوه قضائیه، نیروهای امنیتی، شورای نگهبان و مردم حواس شان به حواشی و بازی های جناجی پرت شود تا خودشان بتوانند در پوشش نیروهای ارزشی، به اعمال نفوذ بپردازند. هیچگاه یک نفوذی خود را به شکل دشمن نشان نمی دهد. او نزدیک ترین چهره و رفتار به خودی ها را بروز می دهد و از درون می پوساند و در لحظه حساس، ضربه می زند، درست مانند ضربه ای که در لحظه حساس روابط ایران و عربستان زدند و بازی را به نفع سعودی ها تغییر دادند.

اگر علاوه بر عاملان حمله ، آمران ماجرای اخیر نیز شناسایی، دستگیر ، محاکمه و مجازات شوند، می توان امیدوار بود که مسؤولان در مبارزه با نفوذ، جدی و صادق اند و الّا باید شاهد تقلیل موضوع به دستمایه ای برای منازعات و رقابت های سیاسی و جناحی بود.

No responses yet

Jan 06 2016

انگیزه سفر سه روزه رئیس جمهور تاجیکستان به عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: تاجیکستان فارسی زبان و سنی مذهب به لحاظ زبانی به ایران و از جهت دینی به عربستان نزدیک​ است. سفر رئیس جمهور تاجیکستان به ریاض، در زمان اوج‌گیری تنش میان عربستان و ایران پرسش‌‌برانگیز شده است.

امام​علی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان روز سه​شنبه (۵ ژانویه/ ۱۵ دی) به سفر سه روزه خود به عربستان سعودی پایان داد. در این سفر ۵ سند و توافقنامه بین دو کشور امضا شد. رحمان در ملاقات با ملک سلمان، پادشاه عربستان گفت که “دوشنبه، عربستان سعودی را در میان کشورهای عرب و خاورمیانه شریک مهم خود می​داند و طرفدار رشد همکاری​هاست”.

بیشتر بخوانید: عربستان با ۳۴ کشور مسلمان “ائتلاف ضد تروریسم” تشکیل داد

برخی از کارشناسان سیاسی تاجیک می​گویند، عربستان درخواست کرده بود که تاجیکستان به “ائتلاف کشورهای مسلمان ضد تروریسم” بپیوندد، اما تاجیکستان به این درخواست پاسخی نداده و اعلام کرده است که این موضوع را ارزیابی خواهد کرد.

چرا امام​علی رحمان به عربستان سفر کرد؟

رهبر تاجیکستان پیش از این نیز به عربستان دعوت شده، اما به این دعوت بی‌اعتنایی کرده بود. اکنون در چنین شرایطی چرا رحمان با سفر به عربستان سعودی، رقیب منطقه​ای جمهوری اسلامی ایران موافقت کرده است؟

کارشناسان تاجیک در این رابطه به اعتراض تاجیکستان به حضور رهبر اپوزسیون تاجیک در تهران اشاره می​کنند. ایران برای شرکت در بیست و نهمین کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی (۲۷ دسامبر/ ۶ دی) از محی​الدین کبیری رهبر حزب نهصت اسلامی، حزب مخالف دولت تاجیکستان به تهران دعوت کرده بود. در سایت علی خامنه​ای، رهبر ایران تصاویری از دیدار او با کبیری نیز منتشر شد که باعث نارضایتی و خشم مقام​های تاجیک شد.

خبرگزاری فارس از کبیری به عنوان “مهمان ویژه بیست و نهمین کنفرانس وحدت اسلامی در تهران” یاد کرد. این در حالی است که حزب نهضت اسلامی تاجیکستان اخیر در این کشور ممنوع اعلام شد.

وزارت خارجه تاجیکستان روز (۲۹ دسامبر/ ۸ دی) با احضار حجت‌الله فغانی سفیر ایران در این کشور، به شرکت محی‌الدین کبیری در کنفرانس تهران رسما اعتراض کرد. در یادداشت رسمی وزارت خارجه تاجیکستان این اقدام “غیرقابل‌قبول” توصیف‌ و هشدار داده‌ شد که این‌ گونه اقدامات به “روابط حسنه ایران و تاجیکستان” صدمه می‌زند.

بیشتر بخوانید: “آغاز دوران جدید سرکوب در تاجیکستان”

وزارت خارجه تاجیکستان حزب نهضت اسلامی را حزبی “افراط‌ گرا و تروریستی” توصیف می​کند. محی​الدین کبیری پیش‌تر در یک گفت و گوی اختصاصی با بخش فارسی دویچه وله گفته بود، “در کشورهای دیکتاتوری رقیب دشمن تلقی می​شود”. کبیری همچنین تاکید کرده بود: «(حزب) نهضت همچون یک جریان معتدل مانع رشد افراط گرایی بود. مبارزه با افراط گرایی اکنون پوششی برای سرکوب‌ در کشور است که خود یک عامل رشد افراط گری است.»

تاثیر سفر رحمان به عربستان در مناسبات دوشنبه و تهران

برخی از کارشناسان تاجیک تاکید می​کنند که سفر رحمان به ریاض بر روابط ایران و تاجیکستان تاثیری ندارد. به گفته آنها تاجیکستان به ایران و عربستان از زاویه منافع ملی خود می​نگرد. در همین راستا تاکید می​شود که تاجیکستان باید با ایران و عربستان مناسبات دوستانه​ خود را حفظ کند.

ذوالفقار اسماعیلیان، کارشناس و روزنامه‌نگار مستقل تاجیک بر این باور است که سفر رحمان به ریاض قبلا و از مدتها پیش طرح ریزی شده بود و هدف از رفتن به مکه به جای آوردن حج عمره بوده است. این کارشناس به دویچه وله می​گوید: «تبادل تجاری تاجیکستان و عربستان شاید تا پانصد هزار دلار هم نرسد. اما ما با ایران حدود ۳۰۰ میلیون دلار تبادل کالا داریم. بنابراین من فکر نمی​کنم که هدف سفر رئیس‌جمهور تاجیکستان پشتیبانی از عربستان یا حمایت از ایران باشد. دولت تاجیکستان در چنین موقعیتی با احتیاط برخورد می​کند.»

کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند شریک اصلی تاجیکستان در جهان اسلام عربستان سعودی خواهد بود. تاجیکستان انتظار دارد که عربستان در ساختار اقتصادی این کشور بویژه در عرصه تامین انرژی سرمایه​گذاری کند. به نظر ذوالفقار اسماعیلیان تاجیکستان سیاست بی​طرفانه​ای در قبال ایران و عربستان اتخاذ خواهد کرد.

No responses yet

Jan 06 2016

مصباحی مقدم: حمله به سفارت عربستان کار خود عربستانی‌ها بود!

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

سحام: عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حمله به سفارت عربستان را «مشکوک» دانست و گفت که «دولت باید در قبال تنش آفرینی دولت سعودی با تدبیر عمل کند.»

به گزارش سحام، غلامرضا مصباحی مقدم در گفت‌وگویی با ایسنا اظهار عقیده کرده است که «حادثه شهادت شیخ نمر را حادثه بزرگی می‌داند که نشان از روحیه سبوعیت و خشونت آل سعود دارد که در مقابل “منطق”، اعمال زور می‌کنند.»

وی بدون اشاره به حصر پنج ساله و غیرقانونی رهبران جنبش سبز و زندانی بودن جمع زیادی از منتقدین نظام گفت: اعدام شیخ نمر نشان عدم اعتدال و خامی در مدیریت عربستان است «زیرا هر گروه و دولت‌مردی سعی می‌کند نسبت به ملت خود از هر قوم، مذهب و طایفه‌ای که هست با مدارا عمل کند» اما دولت عربستان عدم بردباری و تحمل و طایفه گرایی را مبنا قرار داده است.

وی افزود: این اتفاق در حالی می‌افتد که جمعیت شیعه عربستان جمعیت قابل توجهی هستند اما از حقوق اجتماعی و سیاسی لازم و آزادی فعالیت‌های مذهبی برخوردار نیستند، تا جایی‌که شیخ نمر را به خاطر سخنرانی‌هایش به زندان می اندازند و در نهایت او را به اعدام محکوم می‌کنند.

مصباحی مقدم با اشاره به حمله آنارشیست‌های حزب‌اللهی به سفارت عربستان در تهران و کنسول‌گری این کشور در مشهد نیز گفت: کاری که نسبت به سفارت و کنسولگری عربستان انجام شد «بسیار مشکوک» است و نمی‌شود آن را مشابه کارهای خودسرانه‌ای که در مسائل سیاست داخلی رخ می‌دهد تحلیل کرد. ما باید ببینیم این اقدام به نفع چه جریانی صورت گرفته است. واکنش دولت عربستان نشان دهنده این است که این اقدام به سود آن دولت بوده است. گزارشی که سپاه تهران ارائه کرده هم این‌کار را سازمان یافته می‌داند و از ناحیه نیروهای حزب اللهی هم نبوده است! بنابراین نمی‌توان این اتفاق را با موارد دیگری که در جریانات سیاسی در داخل ممکن است گه گاهی رخ دهد مقایسه کرد.

سخنان این نماینده وابسته به جامعه روحانیت مبارز در حالی بیان شده که انبوه عکس‌های مخابره شده از هجوم نیروهای بسیجی به سفارت عربستان، وابستگی آنان را به محافلی هم‌چون سپاه و بسیج نشان می‌دهد.

نماینده مردم تهران در مجلس با ادعای این‌که «احتمال دارد این اقدام به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط سفارت یا دولتمردان عربستان برنامه‌ریزی شده بود» اضافه کرد: ممکن است آن‌ها برای اینکه بتوانند بهره برداری‌های بعدی را انجام دهند دست به چنین کاری زده باشند! مشابه این قبیل اتفاقات هم در برخی حوادث رخ داده است.

وی با بیان این‌که اعدام شیخ نمر از نظر حقوق بشر و مجامع جهانی محکوم است و ملت ها و دولت ها باید نسبت به آن واکنش نشان دهند در عین حال یادآور شد: حمله به سفارت و کنسولگری اصل حادثه را تحت شعاع قرار داد و وزارت خارجه عربستان حداکثر بهره برداری را از این اتفاق کرد و اقدام به قطع رابطه سیاسی و اقتصادی و حتی رابطه کنسولی با ایران کرد و سفر اتباع عربستان به ایران را هم ممنوع اعلام کرد.

مصباحی مقدم درباره اعلام قطع روابط چند کشور منطقه با ایران نیز گفت: دولت عربستان برخی دولت‌های کوچک منطقه که به نحوی از این کشور کمک مالی دریافت می‌کنند و یا رابطه ویژه سیاسی و اقتصادی دارند را هم تحت فشار قرار داد که اقدام قطع یا کاهش رابطه کنیم البته این امر از منظر سیاسی ارزش چندانی ندارد اما از نظر رسانه‌ای بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است.

وی در پایان درباره رفتار متقابل ایران نیز خاطرنشان کرد: تبعا دولت ایران باید در مقابل این اقدام عربستان با اتکا به تدبیر و حکمت موضع‌گیری کند و رفتار مشابه دستپاچگی که عربستان نشان داده و نشان از غرور و فرافکنی می‌کند را انجام ندهد. البته من معتقدم نهایتا این اقدامات تنش آفرین دولت عربستان به پشیمانی منتهی خواهد شد.

No responses yet

Jan 05 2016

معنای اعتراف پلیس ایران: مهاجمان به سفارتخانه‌ها را ‘نمی‌شود زد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سیاسی


حسین باستانی بی‌بی‌سی:

امروز سخنگوی نیروی انتظامی ایران در توضیحی راجع به نحوه مقابله نیروهای پلیس با مهاجمان به سفارت عربستان گفت: “مردم را خیلی وقت‌ها نمی‌شود زد.”

بعید به نظر می رسد سابقه عملکرد نیروی انتظامی در گذشته و حال، نشان دهنده وجود خط قرمزی تحت عنوان “زدن مردم” در پلیس ایران باشد. واضح است که نیروهای پلیس، و به ویژه در مواجهه با آنچه “تظاهرات غیرقانونی” بدانند، ابایی از ایراد ضرب و جرح ندارند.

در نتیجه، به دقت نزدیک تر است اگر فحوای اصلی کلام سخنگوی پلیس ایران را این بدانیم که “خیلی وقت ها”، گروه هایی که در خیابان ها نقض قانون می کنند را “نمی شود زد”. سخنی که شاید ترجمه ساده اش این باشد که پلیس ایران، امکان یا اجازه برخورد شدید با تحرکات خیابانی اعضای بسیج را ندارد.

در تبلیغات رسمی حکومتی، از لباس شخصی های مهاجم به تجمعات یا سفارتخانه ها تحت عنوان ‘جوانان انقلابی’ یا حداکثر، ‘نیروهی خودسر’ یاد می شود، اما تعریف دقیق تر آنها،’اعضای سازمان بسیج مستضعفین به عنوان یک نهاد شبه نظامی زیر نظر رهبری’ است

مرور تصاویر ثبت شده از مواقع “رویارویی” نیروی انتظامی با لباس شخصی هایی که به افراد، تجمعات سیاسی یا حتی اماکن دیپلماتیک حمله می کنند، و مقایسه آنها با مثلا صحنه های ضبط شده از مواجهه همین نیروها با اعتراضات ۱۳۸۸، به خوبی توضیح می دهد که تفاوت برخورد پلیس با تجمعات مختلف، تا چه حد ممکن است زیاد باشد.

همین تفاوت، در سطحی بالاتر، میان شیوه برخورد دستگاه قضایی با شرکت کنندگان در تجمعات خیابانی “غیرقانونی” نیز قابل تشخیص است. دستگاهی که تجربه نشان داده حد اغماض آن در مورد لباس شخصی ها، حتی از میزان مدارا با خود نیروهای پلیس هم بالاتر است.

یکی از موارد نمادین این تفاوت، در هنگام رسیدگی به پرونده حمله به کوی دانشگاه در ۱۳۷۸خبرساز شد که به دنبال آن، کسانی در حد سرپرست ناحیه انتظامی تهران بزرگ یا فرمانده “نوپو” هم مورد محاکمه قرار گرفتند -هرچند تبرئه شدند- اما پای یکی از لباس شخصی‌ها نیز به دادگاه کشیده نشد. حتی بعد از آنکه بعضی از اعضای بسیج، با افتخار از حضور خود در حوادث کوی دانشگاه سخن گفتند.

قابل تامل بود که تنها چند ماه بعد، گروهی از لباس شخصی ها به جان سعید حجاریان مشاور سیاسی رئیس جمهور و نایب رئیس شورای شهر تهران سوء قصد کردند و دستگیر شدند. اما عضوی از بسیج که اسلحه را روی سر آقای حجاریان گذاشته و شلیک کرده بود -سعید عسگر- به پانزده سال حبس محکوم شد و نهایتا هم پس از طی یک سال از دوران محکومیتش از زندان آزاد شد. قوه قضاییه چهار سال بعد، در جریان محاکمه سعید عسگر به‌دلیل حمله به خوابگاه دانشجویی طرشت، او را “فاقد پیشینه کیفری” معرفی کرد که نشان می داد سوء قصد مسلحانه سال ۱۳۷۸، حتی برای او سابقه کیفری هم محسوب نشده است.

با توجه به چنین عملکردی از جانب دستگاه قضایی ایران، احتمالا اینکه رهبر جمهوری اسلامی در مواردی اقدامات لباس شخصی ها را مورد انتقاد قرار داده باشد نیز، تغییری در فضای فعالیت آنها ایجاد نمی کند. به عنوان نمونه، رفتار اغماض آمیز دستگاه قضایی با ضارب سعید حجاریان در شرایطی صورت گرفت که به دنبال سوء قصد، آیت الله خامنه ای آن را عملی جنایت آمیز” و “ضد مصالح کشور و ملت و نظام اسلامی” دانسته بود.

یک نمونه تاریخی از نحوه برخورد دستگاه قضایی با تخلفات امنیتی نیروهای بسیج، سرنوشت سعید عسگر ضارب سعید حجاریان بود که پس از طی یک سال از دوران محکومیتش از زندان آزاد شد. قوه قضاییه چهار سال بعد، در جریان محاکمه سعید عسگر به‌دلیل حمله به خوابگاه دانشجویی طرشت، او را ‘فاقد پیشینه کیفری’ معرفی کرد که نشان می داد سوء قصد مسلحانه سال ۱۳۷۸، حتی برای او سابقه کیفری هم محسوب نشده است

آقای خامنه ای همچنین در اظهارنظرهایی جداگانه، از حمله به کوی دانشگاه در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ و نیز ورود معترضان به سفارت بریتانیا در سال ۱۳۹۰ انتقاد کرده است. اما در هیچ کدام از این دفعات، نشانه ای وجود نداشته که رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار خاتمه اقدامات غیرقانونی نیروهای لباس شخصی در فضاهای عمومی باشد و هر بار، حداکثر، از بابت برخی “زیاده روی” های این نیروها یا هزینه‌های کنترل‌نشده اقداماتشان گله منده شده است.

مثلا بعد از ورود لباس شخصی ها با فراخوان بسیج دانشجویی به سفارت بریتانیا، آقای خامنه ای با اشاره به “اشغال آن سفارت خبیث” گفت که در این فقره، “احساسات جوانان درست بوده ولی رفتنشان [به داخل ساختمان] درست نبوده” است.

علامت هایی از این قبیل، علی الظاهر نشان دهنده رویکرد واقعی بخش مسلط حکومت ایران به اقدامات نیروهای لباس شخص هستند که تکلیف دستگاه امنیتی و قضایی ایران با آنها، در نگاه خوش بینانه نامشخص، و در نگاه بدبینانه مشخص –حمایتی- است.

نیروهایی که در تبلیغات رسمی حکومتی، از آنان تحت عنوان “جوانان انقلابی” یا حداکثر، “نیروهی خودسر” یاد می شود، اما تعریف دقیق ترشان، “اعضای سازمان بسیج مستضعفین به عنوان یک نهاد شبه نظامی زیر نظر رهبری” است.

No responses yet

Jan 03 2016

رئیس پلیس تهران: نیروهای خودسر با کوکتل مولوتف به سفارت حمله کردند، سفارت عربستان در تهران به‌آتش کشیده‌شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

نظر: شنبه‌شب گروهی از مردم تهران در اعتراض به اعدام شیخ نمر، با سر دادن شعارهایی همچون «حسین، حسین، شعار ماست، شهادت افتخار ماست، مرگ بر سلفی و مرگ بر تکفیری» و حیدر حیدر گویان درب سفارت عربستان در تهران را شکستند و وارد سفارت شدند. رئیس پلیس تهران و معاونانش به‌همراه تعداد زیادی از نیروی امنیتی پس از ساعت‌ها تلاش معترضان را متفرق و چندین نفر را دستگیر کردند.

رییس پلیس تهران: چندین نفر را بازداشت کردیم

به گزارش «نظر»، سردارحسین ساجدی نیا درباره این تجمع گفت: حوالی ساعت ۲۲:۲۰ شنبه شب عده ای از نیروهای خودسر رو به روی سفارت عربستان تجمع کرده و مدتی بعد اقدام به پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف به سمت ساختمان سفارت کردند.

وی با بیان این که در پی این اقدام خسارت هایی به ساختمان سفارت وارد شد، گفت: ماموران پلیس از همان دقایق اولیه با این اقدام مقابله کردند تعدادی از ماموران ما نیز زخمی شدند.
ساجدی نیا که با ایسنا سخن می‌گفت، با ببان این که تعدادی از نیروهای خودسر حمله کننده به سفارت دستگیر شدند، افزود: عده قلیلی هم وارد سفارت شدند که ماموران پلیس اقدام به خارج کردن این افراد کردند.
به گفته ساجدی نیا در حال حاضر اوضاع در اطراف سفارت عربستان آرام است و ماموران پلیس تا هر زمان که لازم باشد، در محل حضور خواهند داشت. رییس پلیس پایتخت از شهروندان خواست اعتراضات خود را از شیوه های قانونی پیگیری کنند.

واکنش وزارت خارجه ایران

سخنگوی وزارت خارجه گفت: وزارت امور خارجه با درک احساسات پاک مردم مسلمان کشورمان خواستار جلوگیری از هرگونه تجمع در مقابل این اماکن دیپلماتیک است.
جابر انصاری، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای ضمن اعلام محکومیت مجدد اعدام ناعادلانه عالم دینی شیخ نمر النمر، بر ضرورت تامین امنیت اماکن دیپلماتیک عربستان سعودی در تهران و مشهد مقدس تاکید و اعلام کرد وزارت امور خارجه با درک احساسات پاک مردم مسلمان کشورمان خواستار جلوگیری از هرگونه تجمع در مقابل این اماکن است.
جابر انصاری افزود: پلیس دیپلماتیک مسئولیت برخورد با هرگونه تعرض به اماکن دیپلماتیک متعلق به عربستان سعودی را بر عهده دارد و بر اساس وظایف ذاتی خود برای حفظ نظم عمومی و اعاده امنیت این اماکن اقدام می کند.

حضور شدید نیروهای امنیتی در خیابان منتهی به سفارت عربستان

به گزارش «نظر» این تجمع با واکنش شدید نیروهای امنیتی و نظامی حدود ساعت دو بامداد روز یک‌شنبه به‌پایان رسید و مطابق گفته‌های ٰرئیس پلیس تهران چندین نفر نیز بازداشت شدند.

No responses yet

Apr 11 2015

تجمع معترضان ‘تعرض به دو نوجوان ایرانی’ مقابل سفارت عربستان در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: گروهی از معترضان به ماجرای “تعرض به دو نوجوان ایرانی” در جده عربستان، مقابل سفارت این کشور در تهران تجمع کردند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران هم ماجرای جده را “رسوایی جدی” برای عربستان توصیف کرده است.

تجمع کنندگان در شعار‌ها و پلاکاردهای خود خواستار برخورد قاطع دولت عربستان با کسانی شدند که به گفته آنان عامل این “بی‌حرمتی” بوده‌اند.

معاون وزیر خارجه ایران چند روز پیش اعلام کرد که در هفته دوم تعطیلات نوروز، ماموران فرودگاه جده عربستان هنگام بازرسی بدنی، به دو نوجوان ایرانی که برای حج عمره رفته بودند، “تعرض” کردند. او از کلمه “شبه‌تجاوز” برای توصیف این اتفاق استفاده کرد. بیشتر اینجا بخوانید.

امروز، شنبه ۲۲ فروردین، معترضان مقابل سفارت عربستان خواستار تعطیل این سفارتخانه شدند. “عزا عزاست امروز، ایرانی باغیرت صاحب عزاست امروز”، “روحانی حمایت، حمایت” و “برادر بسیجی، پس رگ غیرتت کو” از شعارهای تجمع کنندگان بود.

نیروهای ضدشورش در چند ردیف مقابل تظاهرکنندگان ایستاده بودند اما خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده که دو معترض توانستند از دیوار مجاور سفارت بالا بروند و چند پلاکارد اعتراضی را روی دیوار نصب کنند.
تجمع معترضان مقابل سفارت عربستان سعودی در خیابان پاسداران

ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی گزارش داده تجمع مقابل سفارت عربستان بر اساس یک فراخوان در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت.

سخنگوی وزارت کشور ایران گفته است برای تجمع مقابل سفارت عربستان مجوزی “صادر نکرده و نخواهد کرد.”
هاشمی: اتفاق جده رسوایی جدی برای عربستان است

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه مجمع ماجرای “تعرض” به دو نوجوان ایرانی در جده را “به‌شدت محکوم” کرده و آن را “رسوایی جدی” برای نظام عربستان و دستگاه امنیتی این کشور خوانده است.

آقای هاشمی گفته است: “با توجه به برخی سوءعملکردهای گذشته مقام‌های فرودگاهی عربستان با روحانیون کاروان‌های زائرین، متاسفانه این اقدامات زشت به صورت زنجیره‌ای در حال تکرار است که باید در مورد آن تصمیم‌گیری قانونی و جدی انجام شود.”

از زمان انتشار خبر “تعرض به دو نوجوان ایرانی” اعتراض‌های زیادی در ایران مطرح شد؛ بعضی از مراجع هم به این موضوع واکنش نشان دادند از جمله آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی که گفت برای یک “امر مستحب” مانند حج عمره نباید “زیر بار هر خفتی رفت.”

پنج‌شنبه شب هم شماری از مردم مشهد در شمال شرقی ایران، مقابل سرکنسولگری عربستان تجمع و به حمله این کشور به یمن و “توهین و بی‌حرمتی به زائران ایرانی” اعتراض کردند.
شعار ‘مرگ بر آل سعود’ روی یکی از دیوارهای نزدیک سفارت عربستان در تهران

No responses yet

Nov 21 2014

بازخوانی تاریخ: گفتگو دانشجو خط امامی و کارمند سفارت آمریکا پس از 35 سال

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی

پارسینه: از این گفت و گو خیلی خوشحال شدم . گفت و گو و مذاکره می تواند رفع کننده خیلی سوءتفاهم ها باشد. آقای لیمبرت با همسر ایرانی شان در شیراز زندگی می کردند. من هم همسرم شیرازی است و با طبع شیرازی ها آشنایم . البته نمی دانم آقای لیمبرت می داند که همسرمن جزو دانشجویان اشغال کننده ی سفارت بود و ما همان جا با هم آشنا شدیم .
پارسینه : از آقای لیمبرت که یکی از دیپلمات های امریکایی بودند که در ماجرای تسخیر سفارت امریکا در تهران در سال 1358 به گروگان گرفته شدند هم چنین آقای ابراهیم اصغر زاده از دانشجویان پیرو خط امام و طراح تسخیر سفارت امریکا در سال 58 که حاضر شدند در این گفت و گوی رو در رو شرکت کنند بسیار متشکریم . در ابتدا از دو طرف می خواهیم خاطراتشان از یکدیگر در آن 444 روز را بیان کنند و با ما درمیان بگذارند . با آقای اصغر زاده شروع می کنیم .

شما چه تصویر یا خاطره ای از آقای جان لیمبرت در دوران تسخیر سفارت دارید؟
اصغر زاده : آقای لیمبرت جزو بخشی از کارمندان بود که نمی شد اطلاق جاسوسی برای ایشان داشت ، آقای لیمبرت چهره ای فرهنگی بود که در بخش دیپلمات ها طبقه بندی می شد . من البته در آن مدت رابطه ی شخصی با آقای لیمبیرت نداشتم و خاطره ی خاصی از ایشان ندارم . به خاطر دارم که در آن زمان روی یک سری افراد حساسیت ویژه بود . منظورم کارمندان ایستگاه سیا و پنتاگون در تهران است . بقیه بخش های سفارت مانند بخش کنسولی – که آقای لیمبرت هم جزو آنان محسوب می شد – کم تر زیر ذره بین دانشجویان بودند. بعد از پایان گروگان گیری بود که من با ابعاد شخصیتی آقای لیمبرت آشنا شدم .

آقای اصغر زاده ! آقای لیمبرت یک تفاوت با دیگر گروگان ها داشت و آن این که به زبان فارسی مسطلط بود . این وجه تمایز تفاوتی میان ایشان و سایر گروگان برای شما ایجاد نمی کرد؟
اصغرزاده : متأسفانه مورد خاصی را به یاد ندارم . اما به خاطر دارم که درمیان بچه ها مشهور بود . که آقای لیمبرت به زبان و ادبیات فارسی مسلط است و با حافظ و اشعار او آشنایی کامل دارد. اما این که آیا اتفاق خاصی میان من و ایشان افتاده باشد چیزی به خاطر ندارم .

آقای لیمبرت ! شما چطور؟ آیا تصویر یا خاطره ای از آقای اصغرزاده به عنوان یکی از دانشجویانی که شما را به گروگان گرفته بودند ، در ذهن دارید؟
لیمبرت : نزدیک به 35 سال از جریان گروگان گیری گذشته است . ممکن است برخی چیزها اتفاق افتاده باشد اما از یاد رفته باشد . با این حال من هم مثل آقای اصغرزاده خاطرات مشخصی از ایشان ندارم . با یک تفاوت و آن این که در دوران گروگان گیری چشمانم بسته بود. خبر ندارم که آیا این آقای اصغرزاده بود که لوله ی هفت تیر را در روز اشغال سفارت بر شقیقه من گذاشت و تهدیدم کرد ؟ یا آیا ایشان جزو کسانی بود که بعد از چند ماه جوخه های اعدام نمایشی را ه انداخت و در ساعت دو نیمه شب صحنه ی اعدام نمایشی را برای من اجرا کرد یا نه ؟ چون چشمم بسته بود فرصت نداشتم که ببینم ایشان این کارها را کرد یا دیگر دانشجویان.

اصغرزاده : آقای لیمبرت اشاره کردند که بعد از 35 سال برخی چیزها از یادشان رفته . فکر می کنم ایشان نوع برخورد دانشجویان را فراموش کرده اند. دانشجویان اصلا اسلحه نداشتند و این ها به صحنه های هالیوودی شبیه
است که در فیلم آرگوهم استفاده شده بود . شاید این خاطرات آقای لیمبرت را آن فیلم برای شان ایجاد کرده باشد نه واقعیت ها. من درک می کنم که آقای لیمبرت از دست دانشجویان آزرده خاطر باشد و به ایشان حق هم می دهم اما واقعیت این است که دانشجویان طبق دستورالعمل رسمی که داشتند نباید از اسلحه استفاده می کردند . و اگر مورد خاصی وجود داشته بدون مجوز شورای مرکزی و گروه اداره کننده ی اشغال سفارت بوده است. در مورد تماس با گروگان ها ، واحدی مسئول اداره جابجایی آن ها بود دستورالعملی داشت که مطابق آن ، موظف به خوش رفتاری با گروگان ها بود و مراقبت از سلامت آن ها . آن ها حتی باید مراقب می بودند که گروگان ها به خاطر نقشه ی فرار به خودشان آسیبی نزنند یا مبادا خودکشی کنند. البته این گروه نگهبانی هم زیر نظر من نبود.

آقای اصغرزاده می گویند رفتارها و مراقبت های انجام شده برای حفاظت از جان دیپلمات ها بوده است؟ آقای لیمبرت ! آیا شما شاهد قوانین سفت و سختی در جهت مراقبت بودید یا چیزی متفاوت از آن که بشود اسمش را بدرفتاری گذاشت؟

لیمبرت : من همیشه به دانشجویان گوشزد می کنم که مراقب باشند میان امر واقع و آن چیزی که دلشان می خواهد واقعیت باشد ، تفاوت قائل شوند . مثلا آقای اصغرزاده از خوش رفتاری سخن می گوید و من از این حرف خنده ام می گیرد که گذاشتن اسلحه بر سر گروگان ها در جلوی سفارت یا اجرای اعدام نمایشی یا این که مرا نه ماه در انفرادی نگه داشتند ، آیا خوش رفتاری است؟ شاید آقای اصغرزاده می خواهد که خودش را بخاطر رفتاری که با ما داشته راضی و تبرئه کند و این مسئله دیگری است اما با واقعیت نسبتی ندارد.

آقای لیمبرت ! در ایران انقلاب شده بود و بعد از این انقلاب بسیاری از کسانی که سیاست گذاران رژیم سابق بودند به امریکا پناهنده شده بودند. از طرف دیگر امریکایی ها پذیرفته بودند که شاه سابق برای درمان وارد کشورشان بشود . آیا به نظر شما این رفتار این حق را برای دانشجویان ایجاد نمی کرد که از دست امریکا و سیاستش در قبال ایران عصبانی باشند ؟
لیمبرت : معلوم است که ان روزها جو خاصی در تهران وجود داشت . هیجان و هرج و مرج انقلابی بر ایران حاکم بود و علاوه بر این از کسی پنهان نبود که نظام جدید ایران با امریکا رابطه ی خوبی ندارد . وضعیت داخل ایران به دلیل هیجان ناشی از انقلاب یا ناامنی و هرج و مرج همراه بود و برخی در داخل ایران دنبال بهانه ای بودند تا به هم ریختگی اوضاع را نه به دلیل مشکلات مدیریتی خودشان بلکه به دلیل وجود یک دشمن بزرگ خارجی توصیف کنند. به این شکل که اگر کردستان مشکلی وجود داشت به دلیل دخالت های امریکا می دیدند . ولی ناراضی بودن ایرانی ها از امریکایی ها یا سوء تفاهم هایی که درباره ی عملکرد امریکا داشتند هیچ گاه رفتار آقای اصغرزاده و دوستانش را توجیه نمی کند.

آقای اصغرزاده نظر شما چیست ؟ آیا به نظرتان واکنش شما و دوستانتان واکنشی طبیعی به رفتار آمریکایی ها بود ؟

اصغرزاده: من به آقای لیمبرت بخاطر سختی هایی که درآن جهارده ماه کشیدند حق میدهم اما آقای لیمبرت هم باید به ما حق بدهد که از رفتار امریکایی ها عصبانی و گله مند باشیم. من نمی گویم که ما باید همه کاسه کوزه ها را سر سفارت امریکا می شکستیم . با این حال از اول انقلاب ایرانی ها خیلی خویشتن داری نشان دادند . من ادامه پیدا کردن گروگان گیری به مدت 444 روز را تایید نمی کنم و هیچ حرکتی مشابه اتفاقی که در سیزدهم آبان 58 افتاد هم تایید نم کنم .

با این حال در نظر بگیرید که این اتفاق در دوره ی جنگ سرد رخ داد . دورانی که امریکا از بسیاری از کودتاهای نظامی در امریکای لاتین و آسیا حمایت می کرد . امریکا پشت سر هر کودتای نظامی حضور داشت و فضای عمومی بسیاری کشورها حتی خود امریکا و کشورهای اروپای غربی ضد امریکایی بود . تا قبل از تسخیر سفارت امریکا توسط ما ، چهل تا پنجاه مرتبه سفارت های کشورهای غربی و از همه بیش تر امریکا مورد تهاجم دانشجویان قرار گرفته بود که بعضی از این تهاجم ها مسلحانه بود . بنابراین اعتراض دانشجویی به امریکا یک اتفاق غیرطبیعی نبود .

در داخل امریکا جنبش دانشجویی این کشور در برابر دخالت نظامی امریکا در ویتنام ایستاد . من نمی دانم آقای لیمبرت در این جنبش حضور داشته یا خیر اما آقای کلینتون مثلا در این جنبش ضد جنگ حضور داشت. این ها همه نشان می دهد که دولت و سیاست های امریکا مداخله جویانه بوده است . دانشجویان به سراغ سفارت یک کشور بی طرف نرفته بودند، بلکه به سراغ کشوری رفته بودند که بر ایران اثرگذار بود. کارتر با شعار حقوق بشر روی کار آمد اما بیش ترین حمایت را از شاه ایران به عمل آورد . بعد از هفدهم شهریور و کشتار مردم تهران ، کارتر از شاه حمایت کرد . او پیش تر در سفر شب ژانویه نیز از شاه حمایت کرده بود . سیزدهم آبان یک سال قبل از تسخیر سفارت امریکا وقتی در دانشگاه تهران درگیری شد و دانش آموزان کشته شدند ، باز هم کارتر از شاه حمایت کرد .

این همه حمایت از حکومتی مثل حکومت شاه با شعار دفاع از حقوق بشر چه تناسبی داشت ؟ در داخل خاک امریکا ساواک ایران بیش ترین تعقیب را علیه دانشجویان مخالف شاه انجام می داد و امریکایی ها حرفی نمی زدند . من اگر بخواهم از این حرف ها بزنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و گوش همه از تکرا ر این دخالت ها و سیاست های امریکا علیه ایران پر است . نمی خواهم بگویم که حکومت امریکا در تهران یک رژیم ایدئولوژیک یک دست بوده است . اگر در سفارت امریکا در تهران به جای شصت هفتاد کارمند که بخشی از آن ها کارمند ایستگاه سیا و پنتاگون بودند . هفتاد نفر مثل جان لیمبرت حضور داشتند دانشجویان به فکر تسخیر سفارت نمی افتادند .

لیمبرت : آقای اصغر زاده تعارف می کند.

اصغرزاده : این طور نیست ! سفارت امریکا تا قبل از بیست و هشتم مرداد 1332 در ایران مورد احترام بود. علتش هم نقش مثبتی بود که امریکایی ها در خروج نیروهای شوروی از ایران و نجات آذربایجان بازی کرده بودند. اما بعد از بیست و هشتم مرداد و نقش امریکا در این کودتا ، همواره روی سفارت امریکا حساسیت وجود داشت. سفارتی که به دلیل همکاری های نظامی ایران و امریکا عملا به پادگان ژنرال ها و مستشاران نظامی امریکایی بدل شده بود

. در واقع در سفارت امریکا، تصمیم گیر اصلی در خصوص ایران نه بخش سیاسی بلکه بخش نظامی بود. در اسناد سفارت که منتشر شده ، گزارش های خود آقای لیمبرت وجود دارد که با واقع بینی از اوضاع ایران تنظیم شده است اما گوش شنوایی در واشینگتون پیدا نکرده است . گزارش ها به واشینگتون نوشته بودند که اگر امریکا شاه را بپذیرد تأمین امنیت دیپلمات های امریکایی در تهران سخت خواهد شد .

حرف من این است که اگر افرادی بادیدگاه های آقای لیمبرت در سفارت حضور داشتند اوضاع به آن شکل نمی شد . الان آقای لیمبرت از کلیت امریکا دفاع می کند به رغم انتقاداتی که به دولتش دارد ، من هم از کلیت نظام جمهوری اسلامی به رغم انتقاداتی که ممکن است داشته باشیم دفاع می کنم .

آقای لیمبرت اما حاضر نیست جمهوری خواهان را زیر سوال ببرد و بپذیرد که راکفلرو کیسینجر بودند که این بلا را سر امریکا در آوردند . اگر رابطه ایران و امریکا به هم نمی ریخت و نیروی اسلام گرای میانه رو در ایران باقی می ماند ، ای بسا آینده ی خاورمیانه چیزی جز وضعیت فعلی بود . آقای لیمبرت الآن باید گواهی بدهند که دولت جمهوری خواه امریکا بعد از پانزدهم سپتامبر ،در زمانیکه بهترین موقعیت برای بهبود رابطه اش با ایران را دراختیار داشت با حضور مشاورانی چون جان بولتون و پل وولفوویتزو رامسفلدودیک چنی بازی را به سمتی برد که انگار حکومت شیعه در منطقه ی خاورمیانه عامل اصلی مشکلات است . در حالی که این گونه نبود و نیست .

همین تفکر امریکایی ها بود که در دوران جنگ سرد برای ایستادن در برابر اتحاد شوروی سلفی گری را در منطقه تقویت کرد که امروز نتایج آن دیده می شود.

آقای اصغرزاده معتقد است ،اگر همه دیپلمات ها مثل لیمبرت بودند و در امور داخلی ایران دخالت نمی کردند تسخیر سفارت رخ نمی داد . آقای لیمبرت !آیا شما این حرف و سخن را قبول ندارید؟

لیمبرت: والا، حرف آقای اصغرزاده از آن حرف های تاریخی است که نمی توان آن را ثابت کرد .آقای اصغرزاده خیلی از امریکا گله دارند و به نظرم فایده ای ندارد که حالا بنشینیم بعد از 35 سال مثل یک زن و شوهر از همدیگر گله گذاری کنیم . این کار بی فایده است و نتیجه ای در بر ندارد . من بعنوان یک شهروند امریکا با تمام سیاست های دولت فعلی یا گذشته ی امریکا موافق نبوده و نیستم . من برای شما بگویم که تا قبل از انقلاب حاضر نشدم برای خدمت دیپلماتیک به تهران بیایم . وزارت خارجه به دلیل تسلط من به زبان فارسی این پیشنهاد را به من می داد اما من به دلیل مخالفتم با سیاست های امریکا در نزدیکی بیش از حد با شاه – که به اعتقاد من به منافع ملی امریکا ضربه می رساند – پیشنهاد حضور در تهران را نمی پذیرفتم .

اساس سیاست امریکا در ایران دوران شاه ، سالم نبود. بعد از انقلاب اوضاع تغییر کرده بود . بنابراین من درک می کنم که آقای اصغرزاده و همکلاسی هایش نسبت به سیاست های امریکا با توجه به سابقه ی طولانی نزدیکی امریکا به رژیم سابق ایران نگرانی داشتند . ایران 35 سال قبل مشکلات زیادی داشت . اما مسئله این است که آیا آقای اصغرزاده و دوستانش تصور می کردند با گرفتن سفارت امریکا و گروگان نگه داشتن ده ها امریکایی ، مسائل ایران حل خواهد شد؟ ما دیدیم که نه تنها این گونه نشد بلکه اوضاع به هم ریخته تر هم شد

. با این کار وضع بهتر نشد و صد برابر بدتر شد و عوارض منفی اش تا امروز هم باقی مانده است.

آقای لیمبرت یکی از بدگمانی ها نسبت به عملکرد سفارت امریکا در تهران دخالت در سیاست داخلی و انجام کارهای خلاف آمد دیپلماتیک در سفارت امریکا در تهران بود. آیا این را شما می پذیرید که سفارتخانه تان در تهران فراتر از وظایف قابل قبولش ، روابطی می گرفت یا کنترل های اطلاعاتی انجام می داد؟

لیمبرت: یکی از مسئولیت های هر سفارتخانه ای جمع آوری اطلاعات از آن کشور است . سفارت امریکا در تهران یا سفارت های کشور شما ایران در کشورهای مختلف قطعا بخش های اطلاعاتی نیز دارد که کار ویژه های مشخصی دارند. مشکل آنجا بود که آقای اصغرزاده و هم کلاسی هایشان می گفتند قصد امریکا از جمع آوری اطلاعات ، براندازی حکومت جمهوری اسلامی بوده است. این مسئله با حقیقت نسبتی نداشت. مأموریت من و همکارانم پس از انقلاب به دلایل مختلفی از جمله جنگ سرد و رقابت با شوروی ، تلاش برای یافتن راهی جهت برقراری ارتباط مناسب با دستگاه جدید انقلابی بود. ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب برای امریکا اهمیت استراتژیک داشت زیرا تولید کننده ی بزرگ نفت بود .

دیپلمات های امریکایی دستور داشتند که اگر امکان برقراری روابط دوستانه و صمیمی با دستگاه انقلابی کم است، لااقل به دنبال این باشند که حکومت جدید ایران و امریکا بتوانند بر سرمنافع مشترکشان گفت و گو کنند.

اصغرزاده : من فکر میکنم جان وارد مرحله خوبی شده است، به نظرمن پاسخ به این سوال که «آیا سفارت امریکا در تهران در 35 سال قبل کارهای خلاف عرف دیپلماتیک انجام میداده یا خیر؟» را باید به تاریخ نویسان سپرد که اکنون به کمک همین اسنادی که ما منتشر کرده ایم می توانند قضاوت کنند که امریکا در آن دوره در ایران چه می کرده است؟ مسئولیت این موضوع به عهده ی لیمبرت نیست زیرا او یک دیپلمات در بخش کنسولی بوده که به وظایفش عمل می کرده و اگر مسئولیتی بر کسی مترتب باشد، دولت امریکا مسئول است .

امریکا اشتباهاتی کرده است که امروز در خصوص فعالیت های اطلاعات این کشور شبه های بیشتری هم مطرح شده است. افشاگری های اسنودن و سایت ویکی لیکس نشان داده است که دولت امریکا شنودهای گسترده ای انجام داده است و این موضوع حساسیت بالایی در افکار عمومی جهان درست کرده است. این حساسیت جهانی در آن دوره دانشجویان وجود داشت و ما تلاش کردیم از طریق انتشار اسناد به دنیا ثابت کنیم که حساسیت ما بی جا نبوده است.

آیا شما در سفارت امریکا به ابزارهایی که نشان دهد سفارت سفارت روش هایی خلاف عرف دیپلماتیک برای جمع آوری اطلاعات داشته برخورد کردید؟

اصغرزاده : ما 35 سال است که داریم این موضوع را فریاد می زنیم که بله ! این دستگاه ها وجود داشته است.

با این حال ما الآن داریم یک بازخوانی انجام می دهیم و برطبق آن می گوییم که سفارت امریکا از بخش های مختلفی تشکیل شده بود که بخش هایی از آن وظایف معمول دیپلماتیک خود را انجام می داده اند اما برخی بخش های دیگر این گونه عمل نمی کرده اند. ما نه می توانیم فراموش کنیم که امریکا در امور داخلی ایران دخالت می کرده است و نه امریکایی ها می توانند بطورکامل بحران 444 روز را فراموش کنند. حل شدن این موضوع از طریق چشم پوشی بر واقعیات امکان پذیر نخواهد بود. کاری که من و آقای لیمبرت در ایران و امریکا می توانیم بکنیم بازخوانی این واقعه از لحاظ تاریخی است . من بعنوان طراح اشغال سفارت به بازخوانی و خودانتقادی در این خصوص پرداخته ام و معتقدم دانشجویان باید بعد از 48 ساعت سفارت را ترک می کردند نه این که بعد از چهارده ماه کار به جایی برسد که مقامات ایران به انحای مختلف به دنبال حل موضوع گروگان گیری باشند وماجرا لاینحل شده باشد.

آقای اصغرزاده چه شد که شما چهارده ماه در سفارت ماندید؟
اصغرزاده: دانشجویان چنین قصدی نداشتند دانشجویان از یک مرحله ای به بعد دیگر در ماجرای سفارت نقشی نداشتند.

چه کسی نقش داشت؟
اصغرزاده: تصمیم گیری در خصوص سفارت و گروگان ها به عهده ی حکومت و بطور مشخص امام خمینی قرار گرفت . امام خمینی رهبر انقلاب از قضیه ی تسخیر سفارت برای ایجاد وحدت ملی و متحد کردن همه ی گروه ها استفاده کردند ، مملکت از آشفتگی عبور کرد اما باید بگویم که دانشجویان نقش تصمیم گیر را در مورد گروگان ها نداشتند.

این طور که شما می گویید دانشجویان از جایی به بعد کاره ای نبودند؟
اصغرزاده: بله ما خودمان هم داخل سفارت تبدیل به گروگان شده بودیم . ما دانشجویانی بودیم که انقلاب را دوست داشتیم و نمی خواستیم انقلاب ضربه بخورد. امریکا شاه را به کشور خود برده بود و می گفت نیات من بشر دوستانه است. این موضوع به هیچ عنوان از طرف ما قابل باور نبود . تحلیل ما این بود که در بدترین حالت ، شاه برای طرح ریزی یک کودتای نظامی به امریکا رفته بود و در بهترین حالت امریکایی ها می خواهند با این کار مردم به ایران توهین کنند . دانشجویان در اولین اطلاعیه ی خود تصریح کردند که امریکا یا شاه را تحویل دهد و یا از امریکا اخراج کند . من به ضرس قاطع به شما می گویم اگر امریکا در همان روزهای اول شاه را از امریکا خارج کرده بود گروگان گیری به پایان می رسید. اما بحران به قدری پیچیده شد که به رغم مرگش ، ماجرا حل نشد. به نظر من جمهوری
خواهان امریکا مخالف حل سریع بحران بودند و می خواستند از این طریق انتخابات را ببرند. جمهوری خواهان می دانستند که ایرانی ها دوست دارند کارتر به دلیل رویارویی با مردم ایران در انتخابات کشورش شکست بخورد . بنابراین همه تلاش خود را کردند که بحران طولانی تر شود.

آقای لیمبرت !آقای اصغرزاده به دو نکته اشاره کردند. اول اینکه گفتند ما هم بعد از دو سه روز اول گروگان سیاست مداران در ایران بودیم . نظر شما چیست ؟ نکته ی دیگر آن که گفتند شما و همکارانتان در سفارت امریکا به نوعی گروگان سیاست های رقبای جمهوری خواه کارتر بودید. و آن ها تلاش کردند تا گروگان گیری ادامه یابد و کارتر شکست بخورد.
لیمبرت: البته این فرضیه در مورد تلاش جمهوری خواهان برای طولانی شدن گروگان گیری وجود دارد و بحث پیرامون آن هم زیاد شده است. آقای گری سیک مشاور کارتر هم کتابی در مورد به نام اکتبر سورپرایز نوشته است. ولی من تاکنون مدارک متقنی در اثبات این فرضیه نیافته ام . معلوم بود که جیمی کارتر قربانی ماجرای سفارت شد. ایرانی ها ما را تا آخرین لحظات روی کار بودن کارتر نگه داشتند ، چرا حاضر نبودند ما را به کارتر تحویل بدهند؟ چرا ما را به رونالدریگان تحویل دادند؟آیا این پروسه به دلیل توطئه بوده است؟ من مدرکی در این باره ندارم . اما در مورد بخش دیگر سوالتان هم بگویم که تحلیل ما در سفارت در ساعت اول این بود که حرکت دانشجویان مانند حرکت های دانشجویی در دهه ی 1970 است.

در این دهه اشغال سفارت یا دفتر دانشگاه امر بدیعی نبود. ما تصور می کردیم که این دانشجویان هم به همین شکل عمل خواهند کرد و پس از مدت کوتاهی سفارت ر ترک می کنند . البته ما نگران خونریزی نیز بودیم . ممکن بود از طرف محافظان سفارت و دانشجویان تیراندازی صورت بگیرد و یکی از طرفین کشته شود و بحران جدی تر شود . با این حال چنان که دیدید اشغال سفارت امریکا در تهران تبدیل به یک تئاتر بین المللی و یک سریال چندین قسمتی شد .

با این حال من به خاطر دارم که در دوران اسارتم در تهران یکی از همکلاسی های آقای اصغرزاده نکته ی مهمی به من گفت : شاید دوماهی از اشغال سفارت به خاطر بود و شاه نیز امریکا را ترک کرده بود . آن فرد به من گفت :«اشغال سفارت بخاطر شاه نیست و یا بدلیل مسئله ی شخصی میان ما و شما نیست. ما کار مهم تری داریم.» پرسیدم :«کار شما چیست؟» گفت:«کار ما خرد کردن گروه میانه رو است که در صف انقلابیون هستند و باید از صف انقلاب تصفیه شوند.» این اتفاق واقعا هم رخ داد و افشاگری های دانشجویان همین هدف را دنبال می کرد.

من الآن هشتاد جلد افشاگری های دانشجویان را دارم. آن زمان دانشجویان با هیاهوی فراوان این اسناد را منتشر می کردند که بیایید ببینید امریکا فلان کرده و بهمان کرده ! اتفاقا یک از مدارک سفارت توسط آقای ادوارد اسنودن افشا شده است که گزارش من از تهران است. وقتی بعد از 35 سال این گزارش را خواندم متوجه شدم که تحلیل درستی بوده است .

من کاری ندارم که اشغال سفارت در ابتدا با چه هدفی صورت گرفت اما به وضوح مشخص است که این ماجرا به تدریج به یک مسئله برای کشمکش داخلی در انقلاب ایران نیز تبدیل شد و ربطی به ما یا به شاه نداشت.

اصغرزاده : من فکر میکنم که این حرف ها که ما به دنبال حذف میانه روها بودیم ، تحلیل آقای لیمبرت است نه خیر و واقعیت . من بعنوان طراح تسخیر سفارت به شما می گویم که هدف از اشغال سفارت اعتراض
به سفر شاه به امریکا بود و این مسئله در بیانیه ها و تحلیل های ما منعکس است بدون مسئله ی پذیرفتن شاه در امریکا دلیلی برای حمله به سفارت وجود نداشت. قبلا که سفارت توسط گروه های دیگری مورد تعرض قرار گرفته بود. مقامات ایرانی اجازه ی ادامه ی اشغال را نداده و ماجرا را فیصله داده بودند. حتی الان عده ای مدعی هستند که در ساعات اولیه ی اقدام دانشجویان ، امام خمینی با کار ما مخالف بوده است . پس این حرف که حمله به سفارت برای حذف میانه روهای انقلاب بوده حرف صحیحی نیست . اما این که آیا کسانی از این موضوع برای چنین هدفی استفاده کردند – بخصوص بعد از استعفای دولت موقت – بحث دیگری است.

آیا شما قبل از تسخیر سفارت پیش بینی نمی کردید که این اتفاق موجب استعفای دولت موقت خواهد شد؟
اصغرزاده : ما چنین پیش بینی ای در تحلیل هایمان داشتیم اما قصدمان ضربه زدن به دولت موقت نبود . دولت موقت به اشکال خیلی ساده تری می توانست ساقط شود کافی بود. نیروهای انقلابی مخالف دولت اعلان یک راهپیمایی بزرگ علیه دولت موقت را بکنند با توان بسیجی که آن روز داشتند می توانستند میلیون ها نفر را علیه دولت به خیابان بیاورند و دولت را ساقط کنند.

آقای لیمبرت ! دولت موقت هم زمان با تسخیر سفارت امریکا استعفا داد و کنار رفت . اگر فرض کنیم که هدف دانشجویان دانشجویان صرفا حذف آقای بازرگان و دولتش بوده پس ماجرا نباید 444 روز ادامه پیدا می کرد؟

لیمبرت : این سوال خوبی است! شاید عده ای در این میان موج سواری کردند. اما باید از آقای اصغرزاده بپرسیم که چرا در آن دوره مقامات ایرانی و نه دانشجویان مسئول حفظ امنیت سفارتخانه بودند. آن ها در قبال جان ما مسئول بودند . این سوال هنوز برای من بی جواب است که چرا مقامات ایرانی مسئله را حل نکردند؟آن ها می توانستند در اعتراض به سیاست های امریکا ظرف 48 ساعت از ما بخواهند سفارت را تعطیل و از ایران خارج شویم . این موضوع یک عرف جهانی است که شاید از زمان ساسانی و هخامنشی هم محترم بوده چه برسد به قرن بیستم!چرا آن ها که درایتشان بیش تر از دانشجویان بیست و چندساله بود از این روش استفاده نکردند؟

اصغرزاده : من حرف لیمبرت را رد نمی کنم اما معتقدم هر دو سو در تحلیلمان باید نگاهی به داخل نیز داشته باشیم . این که چرا گروگان گیری به بحرانی 444 روزه تبدیل شد یک ایراد است. این که چرا ما دانشجویان میان دیپلمات ها و کارمندان ایستگاه سیا تفکیک قائل نشدیم ایراد ماست . امریکایی ها نیز باید به نقش سیاست هایشان در شکل گیری و ادامه ی این بحران معترف باشند .
نمی توان گفت که دلیل متقنی وجود ندارد و بحث را بست. در اسناد سفارت هست که آقای سولیوان به وزارت خارجه ی امریکا نوشته که ورود شاه به امریکا موجب به خطر افتادن
امنیت سفارت در تهران خواهد بود. یا مواردی است که به امریکا گزارش می دهند که باید تحولات داخل ایران به رسمیت شناخته شود. بنابراین باید بپذیریم که دولت امریکا نیز با دستپاچگی در این موضوع عمل کرد و حتی اسیر توطئه های داخلی خودش شد. شاهد من برای این اتفاق به خیلی بعدتر باز می گردد. آقای خاتمی رئیس جمهور ایران درمصاحبه با کریستین امانپور با گروگان های امریکایی ابراز همدردی کرد.

ایشان از اولین رؤسای جمهور بود که حادثه یازدهم سپتامبر را محکوم کرد . در برابر این سیاست های مسالمت جویانه ایران ، آقای بوش و تیم او چه کردند؟ آن زمان که دیگر شوروی و جنگ سرد در کار نبود . آقای بوش ایران را محور شرارت اعلام کرد. معلوم بود که این سیاست امریکا به بهبود روابط داعش شده اند . این گروه ها کجا نسبتی با ایران داشته و دارند که بوش ایران را هم ردیف آن ها قرار داد؟چه کسی مسئول این خطای بزرگ جرج بوش است؟خطای آقای بوش به رشد رادیکالیسم کمک کرد.

آقای لیمبرت !شما اشاره کردید که هیچ مدرکی در مورد دخالت لابی های امریکایی برای تداوم گروگان گیری وجود ندارد. بگذارید یک سؤال تکمیلی و مشابه بپرسم . شما از سفارت امریکا در تهران به وزارت خارجه امریکا گزارش داده بودید که ورود شاه به امریکا امنیت سفارت و اتباع امریکایی را تهدید خواهد کرد. چرا دولت امریکا از کنار این هشدارها گذشت ؟ برخی ها شاید مبتنی بر تئوری توطئه تحلیل کرده اند که چه بسا برخی لابی های امریکایی به دنبال این بودند که شما در تهران گیر بیفتید تا منافع آن ها برای بلوکه کردن پول های ایران در بانک منهتن و جاهایی دیگر تأمین شود. به نظر خودتان چرا دولت امریکا در قبال سرنوشت شما در تهران به نوعی غیرمسئولانه رفتار کرد؟واقعا چه پاسخی برای این سؤال بی جواب در این 35 سال که از تسخیر سفارت امریکا می گذرد پیدا کرده اید؟

لیمبرت : اتفاقا دانشجویانم که الآن نهایتا بیست ساله هستند همین سوال را از من دارند که چرا دولت امریکا شما را از تهران خارج نکرد؟ چرا تعداد کارمندان سفارت را کاهش نداد؟ چنان که اشاره کردید در تابستان سال 58 از آقای بروس لینگن کاردار سفارت امریکا در تهران سوال شده بود که نظرش در مورد پذیرش شاه در امریکا چیست ؟آقای لینگن به مرکز پاسخ داده بود که این حرکت ممکن است به اتفاقات زیر منجر شود: سقوط دولت موقت، برباد رفتن امید برقراری روابط دوستانه میان ایرانی انقلابی و امریکا ، و دست آخر در خطر افتادن امنیت کارکنان سفارت امریکا در تهران ، تمام پیش بینی های آقای لینگن درست از کار در آمد .

دولت امریکا به رغم نظر سفارتش در تهران عمل کرد . البته باید بگویم که اشغال سفارت به آن شکل قابل تصور نبود. من پاسخی که به نظر خودم می رسد این است که ایران به مدت دویست سال زمین رقابت روسیه و بریتانیا و پس از آن زمین رقابت شوروی و امریکا بود. بعد از انقلاب سیاست مداران امریکا که هم چنان در قالب جنگ سرد فکر می کردند ، نمی خواستند میدان را به نفع شوروی در ایران خالی کنند. بخصوص آقای برژینسکی چنین اعتقادی داشت. اگر امریکا خودش سفارت را تعطیل می کرد و از ایران می رفت قافیه را در یک مبارزه ی
سی ساله از آغاز جنگ سرد و بحران آذربایجان تا آن روز در برابر شوروی باخته بود و پذیرش این موضوع در واشینگتون سخت بود.

اصغرزاده : من هم صحبت های آقای لیمبرت را تأیید می کنم . فضای جنگ سرد خودش را به امریکا دیکته می کرد. در آن زمان کشورها به دو بلوک شرق و غرب تقسیم می شدند. در این میان کشورهای غیر متعهد کم تر دیده می شدند . امریکا دشمن اصلی خود را شوروی می دانست و برعکس . در این فضای دو قطبی مخالفت های ایران انقلابی با سیاست های امریکا نیز در همین چارچوب باید تحلیل شود. همان طور که لیمبرت گفت ، سفارت امریکا در تهران به درستی تشخیص داده بود که پذیرش شاه در امریکا در داخل ایران خیلی فراتر از اقدام بشر دوستانه تعبیر خواهد شد. تحلیل سفارت نشان می دهد که اقدام دانشجویان غیرطبیعی نبوده است. من به شما قول می دهم که اگر ما به سفارت حمله نمی کردیم در روزهای بعد گروه خشن تری ممکن بود به سفارت حمله کند و این حمله تبعات جبران ناپذیری داشته باشد. زیرا فضای داخل ایران از پذیرفتن شاه خیلی تند شده بود.

آقای لیمبرت!آیا قبول دارید که اگر تسخیر سفارت توسط دانشجویان پیرو خط امام صورت نمی گرفت. ممکن بود اتفاقات تندتری در قبال کارمندان سفارت انجام بگیرد؟

لیمبرت : البته این مسئله امکان داشت . اما خدا نکند که آقای اصغرزاده بخواهد با این حرف ها بر سر من و همکاران سابقم منت بگذارد! خدا نکند که می خواهد بگوید کار خوبی کرده با هم کلاسی هایش ما را به گروگان گرفته از ترس این که مبادا بلای بدتری سرما بیاید.

اصغرزاده : به نظر من واکنش در ایران به پذیرفتن شاه در امریکا محتمل بود. کارتر نمی خواست شاه را بپذیرد و در برابر این موضوع مقاومت می کرد. وقتی شاه در مکزیک بود و بر امریکایی ها اثبات شد که مریض است، مشاوران کارتر به او فشار آوردند که ورود شاه به امریکا را بپذیرد . کارتر در نهایت نظر مشاورانش را پذیرفت اما در خاطراتش نوشته که به مشاورانش گفته اگر با ورود شاه سفارتمان در تهران را اشغال کردند و کارمندان را به گروگان گرفتند ، به من چه نصیحتی خواهید داد؟

یعنی شما هم قبول دارید که اگر امریکایی ها شاه را راه نمی دادند تسخیر سفارت شاید رخ نمی داد؟

لیمبرت : ببینید این هم اگر تاریخی است که قابل اثبات نیست . تهران روزهای داغی را در سال 58 پشت سر می گذاشت. توجه کنید که در سال اول انقلاب ایران گروه های متشکل و فعالی وجود داشتند . فعالیت آن ها در دانشگاه و سایر دستگاه ها زیاد بود. گروه های چپ مرتبا بر طبل مخالفت با امریکا می کوفتند .

اصغرزاده: حرف لیمبرت در مورد جدی بودن تحرکات چپ ها را قبول دارم اما جناح راست هم در ایران به امریکا
یک نگاه فرهنگی منفی داشت . راست ایران معتقد بود که برهنگی هالیوود و کالاهای فرهنگی امریکا ضداسلامی است. از این لحاظ راست در ایران همیشه با امریکا مسئله داشت. گاهی این مخالفت از چپ تندتر بود. با این حال من به نمایندگی از دانشجویان پیرو خط امام می گویم که اگر شاه به امریکا نمی رفت اقدامی برای تسخیر سفارت صورت نمی گرفت. لیمبرت : گروه شما این عمل را نمی کرد اما وضعیت بصورت آتش زیر خاکستر بود. مسئله ی پذیرفتن شاه هم اگر نبود در ماه های بعد بهانه ی دیگری مستمسک حمله به سفارت قرار می گرفت .
اصغرزاده : درست است . این فضا که بعد از شاه حالا نوبت امریکاست در ایران وجود داشت و قابل انکار نیست .

آقای لیمبرت شما بعد از 35 سال که از تسخیر سفارت می گذرد از آقای اصغرزاده که گروگان گیر بوده اند چه توقعی دارید؟
لیمبرت : من توقعی ندارم . آقای اصغرزاده دنبال زندگی خودش رفته است. من خودم جوان بوده ام . آدم در دوره ی جوانی کارهای زیادی می کند که ممکن است به جز دوره ی جوانی در زمان دیگری انجام ندهد . اما حالا بعد از 35 سال آدم نباید خودش را گول بزند و بگوید به به چه کارهای خوبی در جوانی کرده ام . آدم باید اشتباهات خود را بپذیرد و اگر اقدامی احساساتی انجام داده باید بپذیرد.

آقای اصغرزاده آیا می پذیرید که جوانی کرده اید؟؟
اصغرزاده جریانات آن سال ها گذشته و بخشی از تاریخ شده است. لیمبرت خودش هم معترض سیاست های دولت امریکا در آن زمان بوده است. من هم از نیروهایی که از تسخیر سفارت در آن زمان سوء استفاده کردند یا الآن از این اتفاق به نفع خودشان سوءاستفاده می کنند دفاع نمی کنم . من معتقدم اشغال سفارت باید توسط محققان تاریخی مورد کندوکاو قرار بگیرد . انتظار من از آقای لیمبرت و تمام کسانیکه در آن کشور به دنبال منافع امریکا هستند . این است که درک صحیحی از سایر ملت ها و خواسته هایشان به مردم امریکا منتقل کنند . بنیادگرایی همانطور که در خاورمیانه محکوم است ، در امریکا هم باید محکوم باشد. این نگاه که امریکا رسالتی جهانی دارد باید عوض شود نگاه امریکا به جهان در دوره ی جنگ سرد که پس از آن توسط نئومحافظه کاران ادامه یافت باید عوض شود؛

نگاهی که یک اندیشه پروتستان رادیکال و تند در پشت خود دارد. مسائل خاورمیانه از جمله رابطه اسرائیل و امریکا یک نیروی محرک برای اعتراض مسلمانان و نفرت آنان از امریکاست. حکومت های فرسوده و وابسته به امریکا مانند عربستان و کسانی که نگاه شیفته وار به امریکا را در خاور میانه تبلیغ می کنند موجب می شوند که از سوی دیگر نگاه نفرت بار به امریکا ایجاد شود. این نفرت باعث ایجاد انگیزه مبارزه با امریکا در کشورهای خاورمیانه شده است. اگر در دوره بحران 444 روزه تصمیم سازان اصلی در امریکا کسانی به جز برژینسکی و کیسینجر و راکفلر بودند .

اوضاع به گونه دیگر بود. امروز هم اگر سیاست مدارانی که به فرهنگ و حقوق ملت های دیگر احترام می گذارند. درامریکا راس کار باشند . امکان حل مسائل
امریکا و خاورمیانه وجود خواهد داشت. البته جامعه امریکا هم چنان رگه هایی از نگاه رسالت گونه و نگاه از بالا را دارد . مردم ایران زمانی با امریکا به مشکل برخورد کردند که این کشور با دخالت در امور داخلی مادولت مصدق را ساقط کرد.

قبل از آن مردم ایران نگاه منفی به امریکا نداشتند. مدل امریکا در ایران مدل دموکراتیکی شناخته می شد.اما بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد بعد از کودتا علیه آلنده در شیلی و بعد از حوادث جنگ ویتنام این نگاه در کشورهای درگیر بوجود آمد که امریکایی ها به دیگر ملل نگاه از بالا دارند. این نگاه باید تغییر کند .اگر این نگاه عوض شود جریان های رادیکال در خاورمیانه قابل کنترل خواهد بود. الآن همه رادیکال ها در خاورمیانه بر موج حمایت کورکورانه ی امریکا از اسرائیل سوار هستند و جایی برای میانه روها وجود ندارد. من قبول دارم اشغال سفارت به میانه روها در ایران ضربه زد .

اکنون معتقدم که نباید پرچم امریکا را آتش زد. درست است که من در جوانی این پرچم را به آتش کشیده ام اما پرچم امریکا یک نماد است که برای امریکایی ها دارای احترام است. وسیله مقدسی است که یک ملت جنازه سربازانش را در آن می پوشاند . شعار «مرگ بر امریکا »
دیگر دوره ی خود را طی کرده و باید تغییر کند. امااستراتژی امریکا در قبال خاورمیانه هم باید بازخوانی هم باید بازخوانی شود. داعش علاوه بر تهدید ، حاوی یک فرصت است. الآن همه به این نتیجه رسیده اند که جلوی رادیکالیسم داعشی را بگیرند . این مسئله یک فرصت است.

لیمبرت : شاعر می گوید «آمدی جانم به قربانت ولی
حالا چرا؟» من به حرف های امروز آقای اصغرزاده هیج حرفی برای اضافه کردن ندارم اما فقط می گویم کاش 35 سال قبل این حرفت ها را می زدند.

اصغرزاده : 35سال قبل بدوبیراه هایی که شما به میانه روها در ایران می گفتید خیلی ضرر زد.
اصغرزاده : کارهایی امریکایی ها در آن زمان قابل دفاع نبود. شما از بدترین رژیم های دنیا دفاع می کردید، ما 35 سال گروگان گروگان گیری شدیم اما 25 سال قبل از آن را گروگان کودتایی بودیم که دولت شما علیه مصدق انجام داد. اگر دولت مصدق ادامه پیدا می کرد . جامعه مدنی ایران تقویت می شد. خواهش می کنم که آقای لیمبرت نگذارد من حرف هایی بزنم که استدلال های قوی برای آن دارم . رفتار شما خیلی موثر بود . در واکنش ما به شما که در قالب تسخیر سفارت رخ داد. این اتفاق تحت تأثیر سیاست های غلط امریکا بوده است.

آقای لیمبرت !آیا مقامات امریکایی توانسته اند با پدیده ی تسخیر سفارت به مثابه یک پدیده ی تاریخی مانند نقش امریکایی ها در کودتای بیست وهشتم مرداد در ایران برخورد کنند؟

لیمبرت: پیش بینی من این بود که بعد از پنج یا شش سال از مسئله گروگان گیری روابط از این واقعه عبور خواهد کرد. یعنی ایران و امریکا خواهند پذیرفت که اگر دوست هم نشوند می توانند براساس منافع مشترک به مذاکره بنشینند ؛ مثلا در افغانستان و خلیج فارس ، این پیش بینی من غلط از کار درآمد حالا بعد از سه دهه نشانه های
بهبودی را مشاهده می کنیم. من از تمامی اقدامات دولتم دفاع نمی کنم . من هم مثل آقای اصغرزاده و همکلاسی هایشان به مقداری مسئولند . نباید قانون را با عملیات اشغال سفارت زیر پا می گذاشتندو افراطی عمل کردند.

نباید می گفتند ما توجهی به عرف بین الملل نداریم و قانونش را زیر پا می گذاریم . این رفتار به بی قانونی دامن زد. کاری که آقای اصغرزاده و همکلاسی هایشان کردند غول بی قانونی را از شیشه درآورد. مشکلی که در سال های اخیر به سراغ خود آقای اصغرزاده و همکارانش هم آمد و من بی تعارف از آقای اصغرزاده می خواهم مسئولیت این مسئله را بپذیرند. من دوست ندارم در مورد رابطه ی ایران و امریکا پیش بینی کنم . چون هرزمان راجع به این موضوع پیش بینی کرده ام غلط از کار درآمده است. مخالفان مذاکره ی ایران و امریکا در هردو حزب دموکرات و جمهوری خواه حضور دارند . با این حال آقای اوباما مسئولیت خودشان در رهبری سیاست خارجی را بخوبی تشخیص داده است .

آقای اوباما و تیمش در قبال مذاکره با ایران جدی هستند . رئیس جمهور امریکا در سخنرانی ژانویه گذشته در کنگره به صراحت اعلام کرد. اگر در دوران مذاکرات تحریم هایی علیه ایران وضع شود توسط رئیس جمهور وتو خواهد شد. این حرف نشان از قاطعیت اوباما در قبال مذاکره با ایران است . دولت امریکا مصمم است فرصت مذاکره با ایران را از دست ندهد . متأسفانه در سال های گذشته فرصت های طلایی برای حل مشکل ایران و امریکا از دست رفت و این بار باید از این فرصت تاریخی نهایت استفاده را برد.

اصغرزاده : من از جمله ی آخر آقای لیمبرت وام می گیرم . ایران بعد از مواضع خانم الیزابت در مورد کودتای بیست و هشتم مرداد فرصت برقراری رابطه با امریکا را از دست داد. من جزو کسانی بودم که به رئیس جمهور خاتمی اصرار داشتم این فرصت تاریخی را از دست ندهد. الآن هم جزو کسانی هستم که از آقای روحانی تقاضا دارم که فرصت ایجاد شده را جدی بگیرند. ما باید بفهمیم که امریکا یکپارچه نیست و در داخل این کشور مانند ایران جناح های مختلفی وجود دارند و باید صدایی در آمریکا تقویت شود که طرفدار صلح و مذاکره باشد. معتقدم که شرایط آینده ی منطقه خاورمیانه باعث خواهد شد که ایران و امریکا به هم نزدیک شوند . یک زمانی ما کافه رابه هم زدیم و از معادلات منطقه خارج شدیم . ما الآن به کافه برگشته ایم و سهممان در منطقه را می خواهیم . سهم ایران در منطقه روشن است و به نفع امریکاست که این سهم ببیند .

من هم نمی خواهم پیش بینی کنم اما امیدوارم شرایط به گونه ای باشد که به هیچ وجه رادیکالیسم و تندروی و افراط دوباره بازنگردد. بنیادگرایی خطر جدی برای تمام تمدن هاست. من دیدگاه آقای هانتینگتون در مورد شکاف تمدن ها را قبول ندارم. داعش گسلی خونین میان شرق و غرب نیست . این مسائل درد مشترک تمدن اسلامی و مسیحی است.

اماتصمیم سازی های غلط باعث سوءاستفاده گروه های رادیکال از احساسات مردم می شود. آن ها از طریق موج سواری ، می خواهند احساسات مردم را مدیریت کنند و باید جلوی این موج سواری توسط افراطی ها را گرفت . همه درایران اعتقاد دارند که باید منافع ملی محور تصمیم
سازی ها باشد.ما امروز می گوییم که ضرورتا نباید دشمن دائمی و دوست دائمی در جهان داشت. این منافع ملی ماست که تعیین می کند چه کشوری در چه زمانی دوست یا دشمن ماست . از این رو آقای اوباما و دولتش باید این فرصت طلایی را بفهمند.

و در پایان اگر هرکدام از دو طرف سخنی دارند می شنویم

اصغرزاده : از این گفت و گو خیلی خوشحال شدم . گفت و گو و مذاکره می تواند رفع کننده خیلی سوءتفاهم ها باشد. آقای لیمبرت با همسر ایرانی شان در شیراز زندگی می کردند. من هم همسرم شیرازی است و با طبع شیرازی ها آشنایم . البته نمی دانم آقای لیمبرت می داند که همسرمن جزو دانشجویان اشغال کننده ی سفارت بود و ما همان جا با هم آشنا شدیم .
لیمبرت : عجب! این طور بود؟
اصغرزاده : بله !
لیمبرت : پس بالاخره حضور شما در اشغال سفارت ما یک نتیجه مثبت داشت. البته ان شاله که داشته.

شماره 21 ماهنامه اندیشه پویا

No responses yet

May 16 2014

سفیر ایران خریدار یکی از گران‌ترین خانه‌های نروژ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

خودنویس: خرید یک خانه مجلل ۳۰ میلیون کرونی از سوی سفارت جمهوری اسلامی در نروژ، در رسانه‌های این کشور بازتاب وسیعی پیدا کرده است.

به‌گزارش «خودنویس» رسانه‌های نروژ از فروش یک خانه مجلل ۳۰ میلیون کرونی به‌عنوان اقامتگاه اختصاصی، به مجید نیلی سفیر دولت جمهوری اسلامی ایران در اسلو پایتخت این کشور خبر دادند.

وی ۲۲می۲۰۱۳ با تسلیم استوارنامه خود به هرالد پنجم، پادشاه نروژ از سوی وزارت امور خارجه دولت جمهوری اسلامی ایران رسما به‌عنوان سفیر ایران در نروژ آغار به‌کار کرده است.

بنابر داده‌های بانک اطلاعاتی املاک نروژ از بین ۲۳۰۱۶ ملکی که در سراسر نروژ برای فروش گذاشته‌شده، تنها ۱۳ ملک (۶صدم درصد) قیمتی بالاتر از این خانه دارند.

به نوشته روزنامه DN چاپ اسلو، این خانه مجلل به مساحت ۷۰۰ متر مربع به مبلغ ۲۹میلیون و ۳۵۰ هزار کرون در محله «هولت‌کیل» واقع در منطقه «بااورو» قرار دارد.

«ادوارد چپسانگ» یکی از کارمندان موًسسه فروش مسکن «DNB» از سوی سفارت جمهوری اسلامی مأمور یافتن مسکنی «در شان سفیر» شد که «مناسب پذیرایی» باشد. این خانه ۹۵ ساله اخیرا نوسازی شده بود.

این خانه که از سوی خبرنگار «یک خانه عظیم، نادر، زیبا، فوق العاده و در محلی پنهان از انظار» توصیف شده، توسط یک مالک خصوصی به فروش رسیده است. بر اساس گزارش روزنامه، خریدار این ملک را ۵/۵ میلیون زیر قیمت خریده است.

مالیات دهندگان ایرانی هنوز از این خرید بزرگ، یعنی ۱۶،۵۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان(معادل ۳۰ میلیون کرون نروژ و ۵ میلیون دلار)اطلاعی ندارند و روزنامه‌های حامی یا مخالف دولت چیزی درباره این خرید منتشر نکرده‌اند. این مبلغ معادل یارانه ماهانه بیش از ۳۶۶ هزار شهروند ایرانی است.

No responses yet

Apr 12 2014

«نقش کلیدی» ابوطالبی در قتل یکی از مخالفان در رم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: در حالی که مجلس نمایندگان آمریکا طرح مخالفت با ورود حمید ابوطالبی به خاک آمریکا را به اتفاق آرا تصویب کرد، نشریه بریتانیایی «تلگراف» هم فاش کرد که ابوطالبی سال ۱۹۹۳ که به عنوان سفیر ایران در ایتالیا مشغول به فعالیت بود در ماجرای قتل یکی از مخالفان ایران «نقشی کلیدی» داشته است.

نشریه بریتانیایی «تلگراف [2]» نوشته است، آقای ابوطالبی سال ۱۹۹۳ که به عنوان سفیر ایران در ایتالیا مشغول به فعالیت بود در ماجرای قتل یکی از مخالفان جمهوری اسلامی به نام محمدحسین نقدی «نقشی کلیدی» داشته است.

«تلگراف» در ادامه نوشته است: اسناد دادگاه از جمله رونوشت گفتگوهایی که پلیس ایتالیا در خلال تحقیقات خود درباره مرگ آقای نقدی انجام داده است، چنین اتهامی را اثبات می‌کند.

محمدحسین نقدی دیپلمات ایران در ایتالیا بود که دهه ۱۳۶۰ به عضویت سازمان مجاهدین خلق درمی‌آید و در نهایت نیز در شهر رم ترور می‌شود.

تلگراف می‌نویسد: «ابوالقاسم مصباحی، یکی از ماموران امنیتی سابق ایران، در جریان تحقیقات پلیس ادعا کرده که او به عنوان مامور قتل آقای نقدی از تهران عازم ایتالیا شده و در آنجا تحت نظارت حمید ابوطالبی بوده است.»

به نوشته‌ی این نشریه، آقای مصباحی همچنین مدعی شده است که سفیر وقت ایران در ایتالیا سابقه آشنایی با محمدحسین نقدی داشته و در ماموریت ترور او دخیل بوده است.

تلگراف در نهایت می‌نویسد که پلیس ایتالیا آن زمان نتوانست ثابت کند که مظنونین پرونده به منظور این اقدام تروریستی وارد ایتالیا شده‌اند و به همین خاطر پرونده را مفتوح باقی

رای قاطع مجلس نمایندگان آمریکا

در همین راستا مجلس نمایندگان آمریکا طرح مخالفت با ورود حمید ابوطالبی به خاک آمریکا به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل را با یک رای قاطع تصویب کرد.

این مصوبه روز ۲۱ فروردین‌ماه به اتفاق آراء در مجلس نمایندگان به تصویب رسید.

این طرح که چهار روز پیشتر از سوی سنای آمریکا نیز تصویب شده بود٬ اکنون از سوی کنگره برای تصویب نهایی تحویل دفتر ریاست جمهوری شده است.

براساس این مصوبه، افرادی که در کارهای تروریستی و گروگان‌گیری، جاسوسی یا تهدید امنیت ملی آمریکا دست داشته‌اند ورودشان به آمریکا ممنوع می‌شود.

گفتنی است تصویب این طرح در شرایطی است که روز گذشته محمدجواد ظریف٬ وزیر خارجه ایران با تاکید بر «مناسب بودن» انتخاب آقای ابوطالبی به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل گفته بود که تهران اجازه نمی‌دهد «تندروها» دستور کار ایران در سازمان ملل را تعیین کنند.

آقای ظریف حمید ابوطالبی را «یکی از مجرب‌ترین و منطقی‌ترین دیپلمات‌های ایران» و گزینه‌ای «مناسب» برای این منصب نامیده و گفته بود: «سازوکارهای بین‌المللی برای پی‌گیری چنین موردی مشخص است و ما حسب مورد تصمیم می‌گیریم از چه روشی در این زمینه استفاده کنیم.»

در همین حال سازمان ملل در این خصوص سکوت کرده است. استفان دوجاریک روز چهارشنبه در نشستی خبری با پرسشی درباره مخالفت آمریکا با تصمیم ایران برای انتخاب حمید ابوطالبی به عنوان سفیر سازمان ملل مواجه شده و در پاسخ گفته است: «این سازمان ترجیح می‌دهد حل این موضوع را به مسئولان دو کشور واگذار کند.»

گفتنی است حمید ابوطالبی متهم به دست داشتن در گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران است که آبان ۱۳۵۸ رخ داد و منجر به قطع روابط سیاسی دو کشور شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .