اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'صداوسیما'

Jul 26 2019

اعتراض سازنده مستند قدیس به صدا و سیما: اثر من نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: حسین لامعی کارگردان و سازنده مستند “قدیس” پس از پخش این فیلم از شبکه سه سیما، در صفحه اینستاگرام خود از “قلع و قمع و سلاخی” اثرش شکوه کرد. او نوشت: «مستند پخش‌شده در شبکه سه اثر من نبود.»

روز دوم مرداد (۲۴ ژوئیه) هم‌زمان با سالگرد مرگ احمد شاملو (بامداد) شاعر بلندآوازه معاصر، شبکه سوم تلویزیون ایران مستندی به نام “قدیس” ساخته حسین لامعی را پخش کرد.

این مستند درباره بزرگان ادبیات ایران مثل نیما یوشیج، فروغ فرخزاد، ابراهیم گلستان و احمد شاملو است. سازنده فیلم اما در متن اعتراضی که در اینستاگرامش منتشر کرده نوشته که این فیلم “سلاخی” شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

حسین لامعی نوشته است: «امشب، مستند “قدیس” در شرایطی از شبکه ۳ سیما پخش شد که هیچگونه شباهت با مستندی که من ساختم نداشت. “قدیس” بنده، ۷۳ دقیقه بود، اما مستندِ پخش شده، ۵۰ دقیقه است! حدود ۲۳ دقیقه‌اش را سانسور که نه، سلاخی کرده‌اند. قلع و قمع کرده‌اند. نابود کرده‌اند. مگر مستندِ جنسی ساخته بودم که این‌چنین تکه‌پاره گردیده؟!»

این مستندساز در متن اعتراضی‌اش توضیح داده که فیلمش درباره فروغ فرخزاد، نیما، ابراهیم گلستان و بزرگان ادب و هنر ایران بوده و آن را به ابراهیم گلستان و نیما تقدیم کرده است اما شبکه سه صدا و سیما ۲۳ دقیقه آن را “پلان به پلان” حذف کرده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

ظاهرا از آنجا که تلویزیون ایران این فیلم را در سالروز مرگ شاملو پخش کرده، سایر بخش‌ها را کوتاه کرده است. لامعی نوشته که “پای نقدهایم به شاملو هم می‌ایستم”.

پخش این فیلم از شبکه سه تلویزیون ایران که ظاهرا لااقل بخش پخش‌شده آن بر ضد احمد شاملوست، در شبکه‌های اجتماعی با انتقادات زیادی روبرو شد. یاشار سلطانی خبرنگار در توییترش نوشت: «فروغی ژن خوب باجناق حداد عادل گاندو سرخود است. يك تنه هم با عادل‌کشی بييندگان رسانه ملی را می‌ريزد و با مزدک‌پرانی برای رسانه بيگانه مخاطب می‌روياند و تتمه مخاطب را نيز با پنجه كشيدن به روی شاملو مشمئز می كند. كدام نفوذی فرهنگی میتواند اينقدر عليه ايران فعالیت تخریبی کند؟»

کاربر دیگری به نام امیر راعی‌فرد نیز در توییتر نوشت: «تیم مدیریتی شبکه سه سیما به رهبری فروغی به خیف‌ترین شکل ممکن مشغول حمله به احمد شاملوست. کم‌خردان بی‌ریشه باید بدانند که تا دنیا دنیاست شاملو می‌ماند و دزدان و اختلاسگران و نفوذی‌ها هستند که فراموش می‌شوند.»

روز چهارشنبه دوم مرداد هم‌زمان با پخش این مستند از شبکه سه صدا و سیما، زمانی که علاقه‌مندان به شاملو قصد رفتن به سر مزار او را داشتند، با ممانعت ماموران امنیتی روبرو شدند.

فراخوان بزرگداشت شاملو را پیشتر کانون نویسندگان ایران منتشر کرده بود اما به گفته شاهدان عینی، ماموران درهای امام‌زاده طاهر را بستند و مانع ورود حاضران به محوطه این گورستان شدند.

۱۹ سال از مرگ احمد شاملو می‌گذرد. سنگ قبر او در امام‌زاده طاهر بارها مورد حمله قرار گرفته و شکسته شده است. تجمع بر سر مزار او نیز همه‌ساله با ممنوعیت و گاه دستگیری تجمع‌کنندگان همراه بوده است.

No responses yet

Jul 12 2019

آیا تلویزیون دولتی ایران از برنامه مخصوص کودکان بخش فارسی بی‌بی‌سی نگران است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: همرسانی در فیسبوک همرسانی در Telegram همرسانی در توییتر همرسانی در ایمیل همرسانی
پخش برنامه جدید بخش فارسی بی بی سی برای کودکان، مقامات تلویزیون دولتی ایران را نگران کرده و خواستار آن شده اند که برای مقابله با آن، تولید برنامه توسط رسانه های داخلی افزایش یابد.

از سی ‌ام خرداد امسال ( ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹) بخش فارسی بی بی سی هر پنجشنبه ساعت ۱۰ صبح به وقت تهران برنامه “قد و نیم قد” را که مخصوص کودکان است پخش می کند. بعضی برنامه های کانال انگلیسی بی بی سی برای کودکان CBeebies از جمله برنامه آیا می‌دانید؟ هم به فارسی دوبله شده و پخش می شود.

تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران، سه کانال را به کودکان اختصاص داده. کانال پویا برای کودکان زیر شش سال، کانال نهال برای کودکان ۶ تا ۱۲ سال و کانال امید که برای نوجوانان است.

“رقیب جدی”
محمد سرشار، که مدیر کانال های ویژه کودکان در تلویزیون دولتی ایران است، فورا به برنامه بخش فارسی بی بی سی برای خردسالان واکنش نشان داد و در تاریخ ۲۶ خرداد یعنی چهار روز قبل از شروع رسمی این برنامه ها در اینستاگرام خود نوشت که “روباه پیر” -واژه ای که محافظه کاران در ایران در اشاره به بریتانیا از آن استفاده می کنند- “تهاجم فرهنگی به کودکان” را شروع می کند.

حق نشر عکسFARHANG NEWS
دو هفته بعد، وی گفت ۲۵ در صد از ۸۱ میلیون جمعیت ایران را کودکان تشکیل می دهند و اضافه کرد که بیش از ۸۰ درصد این کودکان، برنامه کانال های تلویزیون دولتی ایران را تماشا می کنند. آقای سرشار تاکید کرد که کیفیت برنامه ها و دوبله در ایران بهتر از هر نمونه خارجی آن است و با فرهنگ محلی بیشتر تطابق دارد.

در گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده آقای سرشار می گوید: “نگرانی ما از دخالت بی بی سی در ارتباط با کودکان، بودجه آن است. همانطور که می دانید بودجه بی بی سی را وزارت خارجه بریتانیا کنترل می کند و نگران (هزینه برنامه ها) نیست.نکته دوم این است که آنها به آرشیو بزرگی از برنامه های کودکان دسترسی دارند و می توانند این برنامه ها را پس از دوبله پخش کنند.”

محمد سرشار، بی بی سی را یک “رقیب جدی” در “جنگ نرم” می داند ولی تاکید می کند که مدیران برنامه های کانال های ویژه کودکان، رقیب خود را به دقت تحت نظر خواهند داشت. وی همچنین از مقامات ذیربط خواست که بودجه بیشتری به کانال های ویژه کودکان اختصاص دهند.

سازمان متخاصم
محمد رحیم لیوانی، رئیس مرکز انیمیشن صبا، که با تلویزیون دولتی ایران همکاری می کند بی بی سی را یک تشکیلات متخاصم خواند که با هدف ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران، برای بی اعتبار کردن “شیوه زندگی ایرانی- اسلامی” در بین کودکان تلاش می کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم آقای لیوانی در تاریخ ۳ تیرماه، گفت مرکز تحت نظر او سعی می کند برای مقابله با “تبلیغات زیان آور” بی بی سی، انیمیشن های بیشتری تولید کند. آقای لیوانی می گوید: “ما می دانیم چرا بی بی سی و اربابانش این کار را می کنند. دلیلش این است که آنها نتوانسته اند به اهداف خصومت آمیزشان برسند. به همین دلیل برنامه آنها این است کودکان را (از شیوه زندگی اسلامی- ایرانی) منحرف کنند.

“فکر نمی کنم حیله آنها موثر واقع خواهد شد. بچه ها در طول تابستان ۲ هزار و ۴۸۰ دقیقه انیمیشین برای تماشا کردن دارند، به همین جهت به دنبال تولیدات خارجی با کیفیت بد نخواهند رفت”

ولی همه با نظر مسئولین تلویزیون دولتی ایران موافق نیستند. رضا فیاضی، یک بازیگر ایرانی که در چندین برنامه مخصوص کودکان شرکت داشته تصمیم بی بی سی فارسی برای پخش برنامه های ویژه کودکان را یک تحول خوب ارزیابی می کند. وی در مصاحبه با خبرآنلاین گفت: “ممکن است این یک زنگ بیداری برای مدیران ما باشد که به خودشان بیایند”

وی برنامه های تلویزیون دولتی در دهه ۱۳۶۰ را با برنامه هایی که حالا ساخته می شود مقایسه کرده و معتقد است کیفیت برنامه ها در طول زمان پایین آمده است.

این اظهارات، کم و بیش مشابه نظر محمد مسلمی، یک بازیگر دیگر است که می گوید از نظر تولید برنامه برای کودکان، تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در مقایسه با ۳۰ سال گذشته، در بدترین شرایط قرار دارد.

آقای مسلمی در تاریخ اول تیر ماه در مصاحبه با خبرگزاری مهر از مقامات به دلیل این که “کودکان را جدی نمی گیرند” انتقاد کرد و گفت این در حالی است که بی بی سی، در این زمینه سرمایه گذاری می کند.

“نبود اعتماد”
وبسایت خبری آزادی در یک گزارش تحلیلی به اظهارات آقای سرشار درباره بودجه بی بی سی و راه‌اندازی پخش برنامه برای کودکان اشاره کرده است.

در این گزارش آمده که رادیو وتلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران “بزرگترین سازمان رسانه ای” در جهان با ۵۰ هزار کارمند است. همچنین دارای ۱۲۰ کانال تلویزیونی و رادیویی از جمله ۲۰ کانال تلویزیون ملی، ۱۲ شبکه خارجی و ۳۳ کانال تلویزیون استانی است.

در این گزارش اضافه شده که که افزایش تعداد کانال های رادیو و تلویزیون و کارمندان، با کیفیت برنامه ها تناسب ندارد.

در این گزارش تخمین زده شده که بودجه رادیو و تلویزیون دولتی ایران – از جمله بودجه سالانه آن که توسط دولت و سایر منابع درآمد مانند آگهی ها تامین می شود- نزدیک به ۴ تریلیون تومان است.

صادق زیبا کلام، تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه، هم درباره مصاحبه آقای سرشار اظهار نظر کرده است. او می گوید مشکل اصلی رادیو و تلویزیون دولتی ایران نداشتن بودجه نیست بلکه “نبود اعتماد” به این سازمان دولتی است. به عقیده صادق زیبا کلام این سازمان، مسائل را از لحاظ ایدئولوژی نگاه می کند و سعی دارد غرب را خبیث جلوه دهد، در حالی که بسیاری از مردم از جمله نسل جوان‌تر، این طور فکر نمی کنند.

وبسایت آزادی به نقل از آقای زیبا کلام می نویسد: “از آنجا که مقامات جمهوری اسلامی معتقدند بریتانیا یک شیطان، مستعمره گر و ‘روباه پیر ‘ است، بر اساس ایدئولوژی اظهار نظر کرده و فورا می گویند هدف برنامه بی بی سی، فریب دادن بچه های ما است. در حالیکه ممکن است حتی یک بخش از یکی از برنامه های بی بی بی سی را هم تماشا نکرده باشند.”

No responses yet

May 01 2019

اتاق شیشه ای – گفتگوی دکتر عبدالرضا داوری با دکتر محمد سرافراز رئیس پیشین سازمان صداو سیما و شهرزاد میرقلی خان

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

No responses yet

Apr 02 2019

صدور مجوز برداشت ۱۵۰ میلیون یورو از ذخایر ارزی برای صداوسیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: بار دیگر با مصوبه مجلس شورای اسلامی، چندین میلیون یورو از منابع صندوق توسعه ملی برداشت شده است تا در اختیار صداوسیما قرار بگیرد. این رقم برای سال جاری به ۱۵۰ میلیون یورو می‌رسد.
به گزارش ایسنا، بر اساس تبصره ۴ «قانون بودجه» سال ۱۳۹۸، مجوز برداشت بخشی از منابع صندوق توسعه ملی برای اختصاص به چند بخش مختلف برای دولت صادر شده است که در این بین، سازمان صداوسیما یکی از سهم‌برندگان از منابع ارزی صندوق توسعه ملی است.
سازمان صداوسیما برای سال جاری حدود ۱۵۰ میلیون یورو از منابع صندوق توسعه ملی را دریافت خواهد کرد که قرار است در قالب تسهیلات باشد. سال گذشته نیز با مصوبه مجلس، سازمان صداوسیما مشمول این منابع شده بود که چندان با اساس‎نامه صندوق توسعه ملی منطبق نیست.
این در حالی است که طبق ماده ۹۳ «قانون برنامه ششم توسعه»، دولت مکلف است از ابتدای اجرای این برنامه، در قالب بودجه سنواتی، سهم خود را در تأمین بودجه سازمان صداوسیما که معادل حداقل هفت دهم درصد بودجه عمومی دولت است، لحاظ کند و تخصیص دهد. افزایش اعتبار سازمان نسبت به سال پایه از محل این ماده جهت پوشش ۱۰۰ درصدی استان‌ها، توسعه کمی و کیفی برنامه‌های تولیدی (ملی، استانی و برون مرزی) پویانمایی (انیمیشن)، مستند، فیلم‌ها و سریال‌های فاخر و توسعه فنی هزینه می‌شود و هرگونه افزایش حقوق و مزایا جز به تناسب سایر بخش‌های کشور که در بودجه سنواتی مشخص می‌شود، ممنوع است.
طبق این ماده قانونی، سازمان صداوسیما باید گزارش سالانه ماده ۹۳ را به مجلس ارایه کند. در قانون بودجه تاکید شده است که این اختصاص منابع باید در نهایت به تخصیص مرحله‌ای منابع به صورت ریالی و ارزی پس از تأیید کمیته نظارت متشکل از خزانه‌داری کل، سازمان برنامه و بودجه و صندوق توسعه ملی مبنی بر انجام تعهدات دستگاه‌های متولی باشد.
برداشت‌ها چه در قالب تسهیلات و موارد دیگر از منابع ارزی در شرایطی انجام می‌شود که لازم است دستگاه‌های ذی‎ربط حداقل گزارشی از نتیجه اختصاص منابع در سال گذشته ارایه کنند که مشخص شود تا چه اندازه پرداخت‌های ارزی و کاربرد آن در راستای مصارف تعیین شده در اساس‎نامه صندوق توسعه ملی به عنوان ذخیره ارزی متعلق به عموم کشور بوده است.
صندوق توسعه ملی با هدف تبدیل بخشی از عواید ناشی از فروش نفت و گاز و میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی به ثروت‌های ماندگار، مولد و سرمایه‌های زاینده اقتصادی و نیز حفظ سهم نسل‌های آینده از منابع نفت و گاز و فرآورده‌های نفتی تشکیل شده است و استفاده از منابع آن نیز باید در همین راستا باشد.

No responses yet

Dec 30 2018

پخش فیلم سینمایی بدون سانسور از تلویزیون کیش

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سانسور,سیاسی

ایران وایر: پخش یک فیلم خارجی بدون سانسور از شبکه تلویزیونی جزیره کیش منجر به برکناری و توبیخ چند کارمندان صدا و سیمای مرکز کیش شد.

در شب‌های اخیر فیلمی سینمایی از شبکه تلویزیونی کیش پخش شده که حاوی صحنه‌هایی حاوی هم‌خوابگی زن و مرد بوده است.

انتشار این فیلم با اعتراض‌هایی نیز همراه شده به طوری که علیرضا نجابت٬ مدیرکل صدا و سیمای مرکز کیش به خاطر پخش این صحنه‌ها از مردم «عذرخواهی» کرده است.

نجابت گفته «متاسفانه به‌ دلیل اهمال، کوتاهی و البته عملی ناخواسته از سوی برخی از کارکنان این مرکز، تصاویری نامناسب در بخش کوتاهی از یک فیلم سینمایی پخش شد که عوامل دخیل در این اتفاق ناخواسته، به ترتیب از پست‌های سازمانی خود برکنار و توبیخ شده‌اند.»

نجابت افزوده «در نظار‌ت‌های اولیه، تمامی تصاویر نامناسب مشخص و قرار بر حذف آن بوده که متاسفانه به دلیل اهمال مدیران و ناظران برنامه، این تصاویر پخش شده است.»

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Nov 11 2018

آقای رییس! ۸۰ درصد را از کجا آورده‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

ایسنا: این که ۸۰ درصد مخاطب صدا و سیمایند و ۲۰ درصد مخاطب فضای مجازی یعنی چه؟ مگر نمی‌شود هم تلویزیون دید هم در فضای مجازی بود؟

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: رییس سازمان صدا و سیما گفته است: «بودجۀ کل شبکه های صدا و سیما به اندازۀ یک کانال خارجی است.»

آقای علی عسگری حرف‌های دیگری هم زده است. از جمله این که «می‌گویند صدا و سیما افت کرده است. در حال حاضر اما صدا و سیما بالای ۸۰ درصد از مخاطبان را به خود جذب کرده و فضای مجازی ۲۰ درصد مخاطبان را به خود جذب کرده است.»

رییس رسانه رسمی همچنین گفته است: «بی بی سی یک میلیارد و چهار صد هزار پوند بودجه دارد».

دقیقا مشخص نیست آقای علی عسگری دنبال چیست اما این اظهارات قابل توجه و نقد است. آیا می‌خواهد بگوید بودجۀ ما کم است و دولت باز هم بودجه بدهد یا می‌خواهد بگوید با وجود بودجۀ کمتر محبوب‌تریم یا در حال رقابت نابرابریم؟

این چند نکته را اما عجالتا می‌توان یادآور شد:

۱. این حرف که ۸۰ درصد مخاطب صدا و سیما هستند و ۲۰ درصد مخاطب فضای مجازی دیگر چه جور مقایسه‌ای است؟ مثل این است که بگوییم ۸۰ درصد مردم صبحانه می‌خورند. ۲۰ درصد مردم هم ناهار می‌خورند!

در حالی که مردم هم صبحانه می‌خورند و هم ناهار. همین حالا که این مطلب نوشته می‌شود تلویزیون روشن است و از شبکه آی فیلم سریال «لیسانسه‌ها» پخش می‌شود و هم زمان به چند پیام در تلگرام (فضای مجازی) هم پاسخ می‌دهم. حالا من نویسنده مخاطب صدا و سیما هستم یا فضای مجازی و اگر کانال را تغییر دهم و شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان را تماشا کنم چه؟

این تفکیک و درصدبندی را از کجا آورده‌اید؟

۲. رادیو وتلویزیون در ایران رایگان است و در هر خانه یا دفتر کار یا مغازه یا محیط عمومی در ساعاتی تلویزیون روشن است و در خودروها هم رادیو. این روشن بودن به منزله مقبول بودن است؟

تازه مگر اجازه داده‌اید کانال خصوصی دایر شود که آن را نبینند و دولتی ببینند؟ اصل ۴۴ قانون اساسی که توجیه و مبنای دولتی بودن است بانک و بیمه را هم دولتی می‌داند ولی خصوصی شده‌اند و تفسیر شامل رادیو وتلویزیون نشده است. یا مگر در مکان‌های عمومی به جز تلویزیون رسمی و داخلی را می‌توانند روشن کنند؟ ضمن این که برای کشوری با اکثریت جمعیت جوان اتفاقا این حجم از تماشای تلویزیون حالا چه داخلی و چه فارسی زبان ماهواره‌ای خوب نیست.

در کشورهای توسعه یافته غالب افرادی که تلویزیون تماشا می‌کنند شهروندان پا به سن گذاشته‌اند که امکان استفاده بهتر از اوقات فراغت را ندارند.

در کشوری که از ۸۰ میلیون جمعیت تنها ۱۴ میلیون نفر ۴۴ ساعت کار در هفته را پر می‌کنند و ۱۰ میلیون نفر تنها به معنی حداقل یک ساعت کار در قبال دستمزد شاغل هستند و ۵۶ میلیون نفر دیگر شاغل نیستند (شامل بچه‌ها و سربازان و دانش آموزان و دانشجویان و زنان خانه دار و کسانی که مایل به کار نیستند به اضافه ۳ و نیم میلیون نفر جویای کار که کاری پیدا نکرده‌اند) توقع دارید این جمعیت عظیم مخاطب رادیو وتلویزیون رایگان نباشند؟!

۳. اگر منظور رییس صدا و سیما این است که بودجۀ بیشتری بگیرند واقعا جا ندارد. وقتی دولت قصد دارد ۹ هزار میلیارد تومان به سبد حمایتی در مقابل تورم مواد غذایی و تحریم اختصاص دهد و این عدد نصف جمعیت ایران را در بر می‌گیرد اگر پولی باشد باید برای همان سبد حمایتی اختصاص یابد و صدا وسیما بهتر است هزینه‌های خود را کم کند. وقتی برنامه‌های ورزشی اصلی را شبکه ۳ پخش می‌کند شبکه ورزش دیگر چه صیغه‌ای است؟ یا نمی‌توانند این شبکه را به فدراسیون‌های مختلف بسپارند؟

۴. اگر معیار رسانه‌های خارجی است آیا آنها هم ۴۰ هزار کارمند و حقوق بگیر دارند؟ نمی‌دانیم این عدد یک میلیارد و چهار صد هزار پوند بی بی سی را از کدام منبع استخراج کرده‌اند ولی آنچه دربارۀ «من و تو» شنیده‌ایم در حد تزریق ۵۰ میلیون پوند در سال است.

۵. مشکل صدا و سیما بودجه نیست. ۱۰ برابر هم بودجه بگیرند تغییر چندانی ایجاد نمی‌شود. چون اولا به لحاظ فرهنگی محدودیت‌ها و ملاحظاتی دارد و پاره‌ای برنامه‌های رقص و موسیقی و نامتناسب با فرهنگ اسلامی را نمی توانند پخش کنند و اتفاقا ایراد مردم در این مورد نیست.

مشکل صدا و سیما در بخش اطلاع رسانی است و این که جهت‌گیری آن با انتخاب اکثریت مردم سازگار نیست.

این است که بازیگر دست چندم را دعوت می‌کند ولی از شاعر و نویسنده و هنرمند و روزنامه‌نگار مستقل خبری نیست. این است که به جای این که «رسانه» باشد در فعالیت‌های خبری به «بوق» تبدیل می شود.

واقعا اگر دچار کمبود بودجه‌اند انتشار روزنامه زیان‌ده ضرورت دارد؟ مملکت خبرگزاری رسمی و این همه خبرگزاری ندارد که خودشان هم باید خبرگزاری عریض و طویل داشته باشند؟

مشکل اما بودجه و این حرف‌ها نیست. این است که صدا وسیمای جمهوری اسلامی در اطلاع رسانی جانبدار است و از یک طرف ادعا می‌کند «ملی» است اما خیلی از صداهای ملی و سیماهای ملی به آن راه ندارند و گاه در جنس اطلاع رسانی تصور می‌کنی ارگان جبهۀ پایداری است.

کار به جایی رسیده که وقتی بعد از چند ماه فرزند ایدئولوگ شهید جمهوری اسلامی و نایب رییس مجلس شورای اسلامی به برنامه‌ای دعوت می‌شود باور نمی‌کند به او آنتن زنده داده‌اند.

مشکل صدا وسیما بودجه نیست. تنگ نظری است. انحصار است. تعریف تنگ از «هنرمند» است که تنها بازیگران سریال های خود صدا وسیما را شامل می شود نه خیل هنرمندان و نویسندگان در رشته‌های مختلف را.

سه کارکرد برای صدا وسیما تعریف شده است. اولی اطلاع رسانی است و بدترین کارنامه را در این زمینه دارد. دومی سرگرمی است. با برنامه‌هایی چون «خندوانه» و «نود» و« حالا خورشید» و فوتبال این بخش را البته بهبود بخشیده‌اند. سومی آموزش است و گمان می‌کنند با شبکه آموزش این مهم را انجام می دهند.

مهم ترین نقد اما این است که اکثر شهروندان ایران صدا وسیمای خود را در این جام جم نمی‌بینند.

اگر باور ندارید و اگر این گفتۀ مدیر جوان شبکه ۳ در برنامۀ «حالا خورشید» را قبول دارید که مرکز نظر سنجی صدا وسیما معتبرترین است این پرسش را با مردم در میان بگذارید که چقدر به رویکردهای صدا وسیما علاقه و اعتماد دارند؟

آیا نتیجۀ این نظر سنجی هم ۸۰ درصد خواهد بود؟ این مهم است وگرنه معلوم است از هر که بپرسید آیا در ساعت یا ساعاتی مخاطب یکی از برنامه‌ها هست یا نه پاسخ مثبت می‌دهد. چون هزینه‌ای هم ندارد و سری به خندوانه یا فوتبال می‌زند اما این چه ربطی دارد به اسکی کردن روی اعصاب مردم با جنس و لحن ۲۰ و ۳۰؟

No responses yet

Oct 25 2018

پشت پرده حذف نود و فردوسی‌پور؛ قدرتنمایی یک مدیر جوان؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی


بی‌بی‌سی: برنامه ۹۰ برای دومین هفته پیاپی از تلویزیون ایران پخش نشد. از ۲۸ مرداد ۱۳۷۸ نخستین بار است که این برنامه در جریان برگزاری رقابت‌های لیگ برتر و جام حذفی فوتبال ایران، دو هفته پیاپی روی آنتن شبکه سه تلویزیون نمی‌رود.

بسیاری این قضیه را نتیجه حضور علی فروغی، مدیر جدید این شبکه می‌دانند. مدیر جوانی که در هنگام شروع برنامه نود در سال ۱۳۷۸ یازده سال داشت و اردیبهشت امسال جانشین علی‌اصغر پورمحمدی شد.

آقای پورمحمدی یکی از مهم‌ترین حامیان عادل فردوسی‌پور طی بیش از دو دهه حضور این مجری محبوب در تلویزیون بود. او که از سال ۱۳۸۲ مدیر شبکه سوم سیما بود، به دنبال انتقادات به مدیریت علی دارابی، معاون سابق این سازمان و تیم همراهش، در سال ۱۳۹۱ و به ‌صورت ناگهانی برکنار شد.

  • انتقاد از لغو حضور کارلوس پویول در برنامه جام جهانی تلویزیون ایران
  • صدا و سیما دوباره از عدم پخش گفت-وگوی فردوسی-پور با ظریف دفاع کرد

پورمحمدی در مراسم تودیع خود از نحوه مدیریت و “یارگیری” عزت‌الله ضرغامی نیز انتقاد کرد اما عادل فردوسی‌پور در اولین برنامه ۹۰ بعد از تودیع پورمحمدی، او را ستود و “پدر معنوی” خود در سازمان خواند. فردوسی‌پور در همان برنامه آرزو کرد که باز روزی بستری فراهم شود تا پورمحمدی را در صدا و سیما ببیند.

این بستر البته چندان هم دیر فراهم نشد و پورمحمدی پانزدهم خرداد ۱۳۹۵ دوباره به اتاق مدیریت شبکه سه بازگشت، تا این‌ که با تغییرات جدید صداوسیما، جای خود را به آقای فروغی داد.

علی فروغی پیش از این رئیس مرکز بسیج صدا و ‌سیما و مدیر مرکز تخصصی معاونت فرهنگی- اجتماعی سازمان بسیج مستضعفین بود. او البته فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد حقوق عمومی دانشگاه امام‌ صادق هم است.

علی فروغی پیش از ریاست شبکه سه، رئیس مرکز بسیج صدا و ‌سیمای ایران بودروزنامه قانون اردیبهشت امسال، حضور علی فروغی در اتاق ریاست شبکه سه سیما را نشانه‌ای از مغلوب شدن مدیران سازمان صداوسیما در برابر اصولگرایان دانست و مدعی شد رسانه‌های این جناح سیاسی، نقشی موثر در قدرت گرفتن آقای فروغی در این سازمان داشته‌اند.

یکی از پرحاشیه‌ترین دستاوردهای علی فروغی قبل از آغاز مدیریتش در شبکه سه سیما، مستند “خارج از دید” بود. مستندی که یک بار با دستور مرتضی میرباقری، معاون سیمای سازمان صداوسیما توقیف شد، اما با اعتراض رسانه‌های اصولگرا و گزارش روزنامه صبح نو دوباره روی آنتن رفت.

شش اردیبهشت امسال روزنامه همشهری ورزشی با تیتر “نود در خطر” از احتمال تضعیف عادل فردوسی‌پور و برنامه‌اش در ماه‌های آینده خبر داد.

در شبکه‌های اجتماعی هم تغییر مدیریت شبکه ۳ صدا و سیما با توجه به سابقه علی فروغی، به عنوان افزایش نفوذ موسسه اوج در صدا و سیما تعبیر شده است.

اوج، موسسه تولیدات رسانه‌ای وابسته به سپاه پاسداران ایران است.

نخستین چالش‌ها از جام جهانی روسیه و ویژه برنامه‌های عادل فردوسی پور آغاز شد. اول تیر امسال کارلس پویول، مدافع سابق تیم ملی اسپانیا و باشگاه بارسلونا به ایران سفر کرد.

او قرار بود در زمان بازی دو تیم ایران و اسپانیا در برنامه زنده تلویزیونی پوشش جام جهانی روسیه حاضر شود ولی مجوز آن صادر نشد. مجری این برنامه عادل فردوسی پور بود.

این تصمیم هرچند با انتقاد علی مطهری، نایب رییس مجلس ایران همراه شد، اما دستوری مستقیم بود از سوی علی فروغی، مدیر تازه وارد شبکه سه. هرچند که مرتضی میرباقری، معاون سیمای تلویزیون ایران هم از آن حمایت کرد و به خبرگزاری فارس گفت: “دعوت از کارشناسان خارجی در برنامه‌های ورزشی و پرداخت چند صد میلیونی برای چند دقیقه حضور، ولو این ‌که از سوی اسپانسر هم صورت بگیرد، ممنوع و مخالف سیاست‌های رسانه ملی است.”

با آغاز دور جدید برنامه ۹۰ فشار روی عادل فردوسی‌پور افزایش یافت. شهریور امسال دو هفته پیاپی یکی از بخش‌های برنامه به نام “فساد در فوتبال” اجازه پخش پیدا نکرد؛ بخشی که در مورد احتمال تبانی در رقابت‌های لیگ یک فوتبال ایران بود. فردوسی‌پور در نهایت روی آنتن زنده شبکه سه، مدعی شد که مدیریت سازمان صدا و سیما به دلایلی نامعلوم جلوی پخش این قسمت را گرفته‌ است.

تابناک ۲۳ مهر نوشت: “پس از کنار گذاشتن حسین آقازمانی از ریاست گروه ورزش شبکه سه، پس از بیست سال و همین طور کنار رفتن پورمحمدی از مدیریت این شبکه، زمزمه تغییرات جدی در ترکیب مدیریتی مهمترین شبکه صداوسیما رنگ واقعیت به خود گرفت. حالا با لغو بی‌سابقه برنامه نود به نظر می رسد این تحولات سرعت بیشتری گرفته و علنی شده است.”

به دنبال واکنش‌ها در رسانه‌‌های ایران و شبکه‌های مجازی نسبت به احتمال قهر عادل فردوسی‌پور، مرتضی میرباقری گفت: “یک برنامه‌ساز حرفه‌ای همواره در چارچوب سیاست‌گذاری شبکه و مسئولان رسانه‌ای خود حرکت می‌کند.”

اشاره آقای میرباقری به امتناع عادل فردوسی پور از اجرای برنامه ۹۰ پس از پخش مستقیم بازی تیم‌های انگلیس و اسپانیا در لیگ ملت‌های اروپا بود. آقای فردوسی پور حاضر نشد برنامه خود را بامداد سه‌شنبه روی آنتن ببرد. هرچند که به نظر می‌رسید تصمیم مدیر جدید شبکه سه سیما برای پخش زنده یک بازی نه چندان مهم اروپایی در دوشنبه شب گذشته، نوعی بازی با برنامه نود و جدول پخش تلویزیون بود.

View this post on Instagram

#عادل_فردوسی_پور #نود

A post shared by Navid Mohammadzadeh (@navidmohamadzadeh) on Oct 22, 2018 at 11:42pm PDT


آقای میرباقری اما این تغییرات را امری طبیعی در برنامه‌ریزی‌های صداوسیما ‌دانست: “تصمیم سازمانی شبکه سه، ملاک عمل است. این تغییرات امری طبیعی است، این هفته نود همچون دیگر برنامه‌های هفتگی شبکه که در آن ساعت پخش می‌شدند از کنداکتور خارج شده است تا بینندگان بتوانند فوتبال‌های جذاب اروپا را تماشا کنند.”

آن‌چه به عنوان دومین قدم مدیر جدید در راهروهای شبکه سه سیما به گوش می‌رسید برکناری عادل فردوسی‌پور از تهیه کنندگی برنامه نود بود.

از سال ۱۳۹۱ طی قانونی که در تلویزیون ایران وضع شد، تولید و اجرای هیچ برنامه‌ای در رادیو و تلویزیون به صورت همزمان به یک شخص سپرده نمی‌شد. عادل فردوسی‌پور طی شش سال اخیر جزو معدود تهیه‌‌کنندگانی است که برنامه‌اش را با اجرای خود روی آنتن می‌برد.

احتمال گرفتن تهیه‌کنندگی برنامه ۹۰ از فردوسی‌پور و همین طور امتناع او از اجرای برنامه‌اش پس از بازی انگلیس و اسپانیا، برنامه او را در دوشنبه اخیر (۳۰ مهر/۲۲ اکتبر) هم تحت تاثیر قرارداد.

درحالی که نام ۹۰ در فهرست برنامه‌های شبکه ۳ قرار داشت، ناگهان با تصمیم مدیر این شبکه، برنامه ۹۰ حذف شد. سایت روزنامه خبر ورزشی ساعاتی پس از لغو مجدد برنامه ۹۰ با علیرضا فارسیجانی، مدیر پخش شبکه سه سیما گفتگو کرد. آقای فارسیجانی در پاسخ به دلیل حذف برنامه ۹۰ گفت: “بی اطلاعم؛ منتظر اطلاعیه روابط عمومی شبکه باشید.”

پاسخ این سوال را البته روابط عمومی شبکه سه سیما دقایقی بعد اعلام کرد: “با عنایت به رفتار غیرحرفه‌ای تهیه کننده و مجری برنامه نود در عدم پخش این برنامه بعد از بازی انگلیس-اسپانیا در دوشنبه گذشته و همچنین استمرار رفتار خارج از عرف ایشان در مصاحبه خلاف ابلاغ گروه ورزش ، برنامه مذکور این هفته پخش نخواهد شد.”

تصمیمی که به نظر می‌رسد از قبل گرفته نشده بود. مهدی ملکی، روزنامه‌نگار ورزشی در توییتر نوشت که پرسنل برنامه ۹۰ تمامی آیتم‌های این شب را آماده کرده بودند و از حذف برنامه اطلاعی نداشتند.

بگذر از پست توییتر شماره از @mehdimaleki59

پایان پست توییتر شماره از @mehdimaleki59

هرچند به نظر می‌رسد حذف برنامه عادل فردوسی‌پور در نتیجه قدرتنمایی یک مدیر جوان و تازه وارد صداوسیما است، ولی شاید بتوان گفت برنده این جدال عادل فردوسی‌پور، تهیه‌کننده و مجری قدیمی این سازمان بود.

مجری محبوبی که دقایق پس از حذف برنامه‌اش از تلویزیون با #فردوسی_پور و #نود به بحث اصلی میان کاربران ایرانی شبکه‌های مجازی تبدیل شد.


پیام یونسی‌پور عضو هیات تحریریه سایت ایران وایر است

No responses yet

Oct 13 2018

مناظره بی سابقه در تلویزیون/ عباس عبدی : اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند / کچویان: اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

انتخاب: عباس عبدی در مناظره برنامه زاویه گفت اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند» و کچویان در پاسخ به او گفت که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست.

برنامه تلویزیونی «زاویه» شامگاه گذشته (چهارشنبه ۱۸ مهر) با موضوع «انگاره فروپاشی؛ پیدا و پنهان یک فرضیه» با حضور حسین کچویان و عباس عبدی از شبکه چهار سیما پخش شد.

در ابتدای برنامه عبدی در توضیح تعبیر فروپاشی گفت: من در مقاله‌ام پیرامون فروپاشی این کلمه را به معنای رایج جامعه‌شناسی به کار نبردم. منظورم این بود که ما هم می‌توانیم مثل شوروی، سوریه، لیبی و … دچار فروپاشی شویم. جامعه شاخص‌ها و نهادهایی دارد وقتی این نهادها به ما نشان دادند که کارکرد واقعی‌شان را ندارند و شاخص‌ها بهبود هم نمی‌یابند، به این نتیجه می‌رسیم که در ادامه به مشکل بر خواهند خورد. مثل ماشینی که بنزین تمام کرده ممکن است مقداری راه برود اما در نهایت خواهد ایستاد.

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی افزود: نهادهای ما یا کارکرد ندارند یا مقاومتی در برابرشان وجود دارد در نتیجه نمی توانند به اهداف خود برسند. مثلاً نهاد دین را بررسی کنیم. آخرین نظرسنجی که درباره روزه گرفتن مردم یا اعتماد به روحانیت انجام شده نشان داد که هیچ گاه در بعد از انقلاب این قدر این شاخص‌ها پایین نبوده است. یا درباره نهاد آموزش و پرورش، سند آموزش و پرورش را با خروجی آن مقایسه کنید می‌بینید هیچ تناسبی با هم ندارند.

* کاهش میزان اعتماد به تلویزیون یک خطر امنیتی است

عبدی در ادامه گفت: نهاد رسانه را ببینید! یک زمانی رسانه در ایران انحصاری بود و تنها رادیو و تلویزیون وجود داشت اما امروز این گونه نیست. در نظرسنجی‌هایی که من دارم خالص میزان اعتماد به رادیو و تلویزیون کم است و عمده آن به سمت اینترنت، ماهواره و … رفته است. در حالی که سیستم رسمی رسانه‌ای ایران با این رسانه‌ها مغایر است. این مسأله خطر امنیتی برای ما دارد. مثلاً وقتی حوادثی مثل دی ماه ۹۶ اتفاق می‌افتد، مردم چقدر حرف رسانه‌های رسمی ما را قبول می‌کنند؟

وی سپس درباره نهاد دولت و اقتصاد عنوان کرد: فکر نمی‌کنم هیچ کجای دنیا مثل دولت ما در سال ۸۴ تا ۹۲ باشد که ما طی این سال‌ها طبق آمار رسمی همان دولت تنها ۷۰۰ هزار شغل ایجاد کرده‌ایم. رشد اقتصادی ما نسبت به سال ۵۶ کمتر از ۲ درصد در کل این ۴۰ سال بوده است. قوه مجریه ما به ماشین قیمت‌گذاری تبدیل شده است و به اصلی‌ترین مسایل نمی‌پردازد. درباره دستگاه قضایی ما از حدود ۱ میلیون پرونده در اوایل انقلاب امروز به حدود ۱۵ میلیون پرونده رسیده‌ایم.

عباس عبدی در ادامه درباره دستگاه قانون‌گذاری گفت: فکر نمی کنم فشل‌تر از این دستگاه قانون‌گذاری در دنیا وجود داشته باشد، به گونه‌ای که قانون‌هایی که خودشان می‌گذارند را نیز عمل نمی‌کنند مسأله امنیت، خانواده و عوامل دیگری نیز وجود دارد که هم در عینیت و هم در ذهن مردم شاخص‌های فروپاشی آن‌ها را می‌توانید ببینید.

* اختلالات کارکردی نهادها به معنای فروپاشی اجتماعی نیست

حسین کچویان در ادامه برنامه به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت. وی گفت: آقای عبدی به یک معنا کار ما را ساده کردند. مطابق بحث‌های ایشان باید دفترمان را ببندیم و برویم. مشابه مطالب ایشان را شاید تا ۵ ساعت دیگر هم بتوانیم ارائه دهیم. سوال من این است که مفهوم و موضوع جلسه امروز چه نسبتی با قضایایی که مثال زدند، دارد؟ آقای عبدی از همان ابتدا مثال‌هایی که زدند با سنجه‌های مفهومی‌ای که به کار بردند یعنی مفهوم اختلال کارکردی نمی‌‌خواند.

وی افزود: مصادیقی مثل شوروی و لیبی که گفته شد در حوزه سیاست مطرح است و تحت عنوان فروپاشی اجتماعی نمی‌توان از آن یاد کرد. شوروی یک حکومت و قدرت متمرکزی بود که با اجبار و الزام حکومت می‌کرد و طی حدود ۷۰ سال تحت فشارهای بیرونی قابلیت‌های خود را از دست داد. غربی‌ها یلتسین را در آن جا سر کار آوردند که این فرد اساساً در مقام این بوده که این کار را انجام دهد و در مقام حفظ سیستم نبود. یا موردی مثل لیبی؛ وقتی قدرت‌های برتر نظامی دنیا جمع شوند و به یک کشور حمله کنند نتیجه ای جز این در بر نخواهد داشت.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران سپس گفت: این مثال‌ها راجع به جامعه نیست بلکه راجع به حکومت است و مصادیقی سیاسی است و به وضعیت درونی یک جامعه و اختلالات کارکردی اصلاً ربطی ندارد. منظورم این است که این اصطلاح در ایران مصداق و ما به ازا ندارد نه این که وضعیت ایران در حال حاضر خیلی خوب است. اگر راجع به اختلالات کارکردی نهادها بخواهیم صحبت کنیم موضوع دیگری است و ربطی به اصطلاح نظری فروپاشی ندارد. مگر این که بخواهیم بگوییم اگر در جامعه ای اختلالات کارکردی وجود داشته باشد آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود که در این صورت باید مشخص کنیم کدام اختلال‌ها و در چه سطحی باعث چنین اتفاقی می‌شوند؟ و الا اختلال کارکردی که در همه جوامع وجود دارد. این که مشکل رسانه یا آموزش و پرورش چه نوع اثری در وضعیت جامعه دارد بحثی مبهم است و موضوع مورد بحث ما را مشخص نمی‌کند.

* دلار قبلاً هم مسأله بود اما نه به این صورت!

عبدی سپس گفت: بحث من همین است که اختلالات کارکردی موجب فروپاشی می‌شود. همه نهادهای ما دچار مشکلاتی هستند که ریشه‌اش جای دیگری است که خودش را به تمام این نهادها سرایت می‌دهد و آن نظام اداره کشور است. تجربه سال‌های گذشته ما هم نشان داده که این اختلالات خوب نمی‌شود. درباره فروپاشی شوروی، یلتسین به درستی از طرف آقای کچویان متهم به آمریکایی بودن می‌شود. این نشان دهنده این است که آن نظام از بنیاد دچار اشکال بوده و این اشکال یک روزی خودش را به این شکل نشان داده است.

وی عنوان کرد: درست است که غربی‌ها با حمله به لیبی این مشکلات را درست کردند اما ویژگی خود جامعه لیبی موجب شد که این حمله صورت گیرد و نه این که آن حمله موجب این مشکلات شود. در تجربه جنگ خودمان یک لحظه تردید شکست در ما وجود داشت؟ نه به خاطر ضعیف بودن حریف بلکه چون به خودمان اعتماد داشتیم می‌دانستیم که از پس آن بر می‌آییم با این که جنگ خیلی طولانی شد. اما امروز اصلاً مسأله طور دیگری است. مثلاً مسأله دلار متأثر از یک واقعیت دیگری است که آن واقعیت نشان می‌دهد که یک جای کار گیر اساسی وجود دارد و الا این گونه اتفاقات قبلاً هم وجود داشته و وجود خواهد داشت.

عباس عبدی همچنین افزود: جامعه اشکال دارد که می‌توانند شوروی را دچار فروپاشی کنند و یا قذافی را با یک حمله سرنگون کنند. نوع حکومت داری صدام موجب به شکل گیری جامعه نمی شد. شاه وقتی می‌خواست از ایران برود می‌گفت ایران ایرانستان می‌شود. متوجه نبود که این گونه نمی شود چون نهادهای جامعه ایران قدرتمند بود و تنها رژیم ایران عوض شده بود.

وی سپس با اشاره به دو نوع همبستگی ارگانیکی و مکانیکی خاطرنشان کرد: در همبستگی ارگانیکی مثل بدن که اگر ویروسی به جایی حمله کند بخش‌های دیگر به مقابله با آن می‌آیند. اما در همبستگی مکانیکی مثل آجری که اگر برداشته شود کل دیوار می‌ریزد، کل سیستم دچار فروپاشی می‌شود. ما همبستگی خوبی در حال حاضر نداریم و تنها چیزی که جامعه ما را نگه داشته چسب قدرت است و اینرسی انقلاب، اسلام و نفت است که جامعه ما را نگاه داشته که تمام این‌ها در حال انحلال‌اند.

* کشوری بدون اختلالات کارکردی وجود ندارد

کچویان در ادامه گفت: چه کسی تردید دارد که اگر کشورهای قدرتمند نظامی به کشوری با نهایتاً ۸ میلیون جمعیت حمله کنند آن کشور نمی‌تواند مقاومت کند. ایشان می‌گویند این مسأله به نحوه اداره آن جامعه ربط دارد در صورتی که باید پرسید به چه دلیل این حرف را می‌زنیم؟ با هر حکومت و شیوه اداره‌ای این چنین حمله این کشور یا هر کشور دیگری را دچار سقوط می‌کرد.

وی سپس عنوان کرد: جنگ تحمیلی هم مثال جالبی بود و نشان داد مثال‌ها و بحث‌های نظری ایشان با هم تناسب ندارد. اتفاقاً ما در ۸ سال جنگ تحمیلی اختلال کارکردی به تمام معنا داشتیم و صدام این را می‌دانست که به ما حمله کرد. اتفاقا در آن زمان و پس از انقلاب در ایران هیچ چیز سر جای خود نبود و می‌توان طبق بحث ایشان گفت که اصلاً همان موقع ما دچار فروپاشی بودیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: مطابق تئوری ایشان ما باید همان موقع دچار فروپاشی می‌شدیم و دیگر بلند نمی شدیم. اتفاقاً همان شیوه اداره‌ای که ما داشتیم منجر شد که خود را احیا کردیم و توانستیم ۸ سال بجنگیم و وارد مراحل بعدی شویم و الان هم همین انسجام اجتماعی ماست که مانع از حمله و دست درازی به کشور ما می‌شود.

کچویان سپس گفت: بحث همبستگی مکانیکی مفهوم دیگری از فروپاشی را مطرح می‌کند. این اصطلاح دورکیم است. نمی‌دانم آیا ایشان این اصطلاح به معنای تخصصی منظورشان است یا معنای عام و عمومی مدنظر دارند. بحث همبستگی ارگانیکی و مکانیکی به ساختار اجتماعی ارزش‌ها بر می‌گردد. یعنی هسته اصلی جامعه که اصل ارزش‌ها و ایده‌هایی که با توافق یک جامعه آن جامعه را شکل می‌دهد جای خودش را به ارزش‌ها و مفاهیم دیگر می‌دهد و نمی‌دانم ربط این مفاهیم به مسایلی که ایشان مطرح می‌کنند چیست؟ هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنیم که دچار اختلالات کارکردی نباشد.

* قدرت امنیتی حکومت جامعه را حفظ کرده است نه کارکرد نهادها

عبدی در ادامه اظهار داشت: مثال ایشان از لیبی ربطی به بحث اختلالات کارکردی ندارد. سیستم سیاسی لیبی زمینه آن حمله را فراهم کرد. اگر رژیمی معقولانه‌تر و با مشارکت بیشتری در آن جا سر کار بود غربی‌ها همچین جرأتی پیدا نمی‌کردند. هیچ شکستی بدتر از شکست ژاپن و آلمان در جنگ جهانی نیست اما ببینید آیا دچار این مشکلاتی که در لیبی به وجود آمد شدند؟

وی همچنین افزود: درباره مثال انقلاب ایران ما درست است که نیروی نظامی نداشتیم اما امنیت تهران را مردم حفظ کردند. در آن زمان نهاد دین و خانواده و اعتماد به روحانیت خیلی خوب بود. آموزش و پرورش بسیج خیلی خوبی از مردم پدید آورد و وضعیت رسانه خیلی بهتر بود. اختلالات کارکردی در آن زمان ابداً مثل امروز وجود نداشت. جامعه متشکل از همین نهادهاست. وضعیت فقر و فساد و بی‌عدالتی را در جامعه ببینید.

سپس کچویان گفت: بحث من نظری و علمی است و درباره فروپاشی به معنای تئوریک بحث می‌کنم.

عبدی در واکنش به این سخن عنوان کرد: ما سر کلاس درس نیستیم. مسأله من مسأله جامعه است. شما مسأله شوروی را به دخالت ایالات متحده تقلیل می‌دهید.

کچویان در ادامه تصریح کرد: ما دقیقاً شما را سر کلاس آورده‌ایم. من درباره شوروی این گونه فکر نمی‌کنم شما بد متوجه شدید. من می‌گویم شما از کجا می‌گویید که به دلیل اختلال کارکردی فلان کشور دشمن به او حمله می‌کند؟ آیا تمامی جنگ‌ها و تجاوز یک کشور به کشوری دیگر به دلیل اختلالات کارکردی آن کشور است؟

عبدی اظهار داشت: اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند. شما بالکان را ببینید؛ بعد از اتفاقاتی که آن جا افتاد، همسایه، همسایه را نابود می‌کرد. این نشان می‌دهد که چیزی به نام جامعه در آن جا باقی نمانده بود.

کچویان سپس گفت: جامعه چند قومیتی و دلایل بالکانیزه شدن چیز دیگریست. شما می‌خواهید به هر طریقی بحث را به این سمت بکشید که بگویید ایده شما برای اداره کشور خوب نیست، در صورتی که جریان‌هایی که شما آن‌ها را قبول دارید هم در این کشور بوده‌اند و در اداره کشور نقش داشته‌اند.

عبدی در ادامه گفت: کلیه نهادهای اصلی در ایران بدون استثنا کارکردهایشان منفی است. آثار این منفی بودن را در ذهن مردم و در شاخص‌های عینی خواهیم دید. این ذهنیت و آن عینیت منجر به این می‌شود که این جامعه قوام خود را نداشته باشد. چیزی که جامعه ما را حفظ کرده قدرت امنیتی حکومت است. نهادهای ما به سمت بدتر شدن می‌روند و این مسأله حتماً در بقای جامعه بازتاب خواهد داشت و یک تلنگر می‌تواند تأثیرگذار باشد. وقتی یک بیمار فشار خون و قندش در حال بالا رفتن است اگر جلوی این مسایل را نگیریم طبیعی است که این بیمار می‌میرد.

* به جای سند تحول در آموزش، سند ۲۰۳۰ اجرا می‌شود

کچویان گفت: در حال حاضر دولتی سر کار است که کمترین نسبتی با انقلاب ندارد. ۴۰ سال است که دولت ما بقا پیدا کرده در حالی که جمعیت ۸۰ میلیون شده و فروش نفت کاهش پیدا کرده است. شاخص‌های توسعه انسانی که سازمان ملل به تازگی منتشر کرده را ببینید که دائماً ما در حال بهتر شدن هستیم. نوآوری‌ها و اختراع‌ها را ببینید. نیروی دریایی ما هیچ چیز نداشت اما امروز تا دریای مدیترانه اقتدار دارد و همه چیزش را خودش می‌سازد.

کچویان افزود: در کشاورزی و دارو می‌بینیم که در بسیاری از عرصه‌ها به خودکفایی رسیده ایم. پس این شاخص‌ها چه؟ به دلیل آن که آموزش و پرورش ما آن گونه که باید عمل نمی‌کند ما سند تحول را نوشتیم. اما سند تحول اجرا نمی‌شود و سند ۲۰۳۰ دارد اجرا می‌شود. اتفاقاً بسیاری از مشکلات ما ناشی از منازعات سیاسی است که بخشی از جریان‌های سیاسی علیه کشور به راه انداخته‌اند.

وی با اشاره به این که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست، افزود: بعد از هر انقلابی کشورها به سمت بازسازی و پیدا کردن ساختارهای متناسب با خود حرکت می‌کنند و این مسئله زمان‌بر است. ما در مسیر نظم‌یابی و ایجاد ساختارهای متناسب با انقلاب خود هستیم که از آن می‌توان به ساخت‌یابی تعبیر کرد.

کچویان همچنین گفت: نشانه حرکت ما در این مسیر و نه در مسیر فروپاشی این است اگر این گونه که ایشان می‌گویند باشد این حکومت باید مشروعیت خود را از دست می‌داد نه این که در هر انتخاباتی مشروعیت خود را تجدید کند. محرم‌ها، راهپیمایی اربعین، نه دی و مثال‌های دیگر را چرا نمی‌بینیم؟ واقعیت آن است که ما در مسیر ساخت یابی نسبت به مفاهیمی که انقلاب داعیه آن را داشته در حال حرکتیم.

* بالا رفتن شاخص‌ها بدون برآوردن انتظارات بی‌فایده است

عبدی سپس گفت: شما سند چشم‌انداز را ببینید! ما به کدام شاخص‌ها حتی نزدیک شده‌ایم؟ چه برسد به این که رسیده باشیم. من شاخص‌های مثبت را می‌دانم. مسأله ما این شاخص‌ها نیست. بلکه وقتی برخی شاخص‌ها بالا می‌رود انتظاراتی را پدید می‌آورد و در رژیم شاه هم همین طور شد اما شاه نتوانست انتظارات را برآورده کند! شما مسائل دی ماه را ببینید. در کجای دنیا این گونه اتفاقات بعد از انتخابات رخ می‌دهد؟

کچویان در واکنش عنوان کرد: شما مثل اینکه اخبار را دنبال نمی کنید! فرانسه الان در چه وضعیتی است؟ از بعد آخرین انتخابات مدام درگیر تجمعات و اعتراضات هستند. این چه استدلالی است؟

عبدی پاسخ داد: در فرانسه درگیر یک موضوع می‌شوند و به مسایل دیگر سرایت نمی‌‌کند. نمی‌دانم آقای کچویان از کجا آمار می‌دهند. شاخص «ناامیدی به آینده» در جامعه ما بالای ۸۵ درصد است. در زمان جنگ شاخص امید ما ۸۵ درصد بود. سیستم ما با این وضعیت بعید است توانایی ادامه دادن داشته باشد. مهم این است که ببینیم چه کار می‌شود کرد که وضعیت برگردد. ریشه این نا کارآمدی‌ها در نوع اداره جامعه است. خلاقیت‌هایی در جامعه ما وجود دارد، اما جامعه ایران هر لحظه ظرفش دارد کوچک تر می‌شود و در مرز فروپاشی است.

* دولت‌ها همیشه علیه مردم بوده‌اند

کچویان در ادامه عنوان کرد: در این که شما قصد حل مشکلات را دارید تردیدی نداریم. اما بحث بر سر فرضیاتی است که این فرضیات سنجه‌های نظری دارد و بعد مصادیقی برای آن آورده می‌شود. در حالی که از نظر من، هم این سنجه‌های نظری و هم مصادیقی که ارائه می‌کنید نادرست است و از یک چارچوب پیروی نمی‌کند. این‌ها در بحث شما دچار اشکال است. دولت‌های اروپایی و به خصوص آمریکا در فقدان قدرت عریان پلیسی و ارتش در یک ساعت بنیادشان بر باد می‌رود. تجربه لس آنجلس را دیده‌ایم که به خاطر یک ساعت رفتن برق، غارت شد. کشور قطر را دیده‌ایم که این همه کشور به آن کمک می‌کنند اما با مقداری فشار از سوی عربستان چه شد و چطور مانند قحطی زدگان عمل کردند؟

وی با اشاره به این که ما ۴۰ سال است این فشارها را داریم، افزود: درباره شاخص‌های بی‌اعتمادی ما می‌بینیم که در شرایط مشکلات ارزی و تورم، میزان کمک مردم به کمیته امداد ۲ برابر شد. این‌ها شاخص‌های عینی است. دولت‌های ما همیشه علیه مردم بوده‌اند. هر ۲ گروه سیاسی ما همواره انتظارات مردم را برآورده نکرده‌اند و ما فشل‌ترین دولت را داریم. اما انگیزه‌هایی انقلابی در مردم وجود داشته که ایستاده‌اند و انقلاب را حفظ کرده‌اند.

کچویان در خاتمه گفت: هیچ ابهامی نیست که ما دچار اختلالاتی هستیم اما به این معنا نیست که بدون چارچوب مشخص هر نتیجه‌ای از آن بگیریم. تئوری ایشان دچار اشکال است و هر بار که می‌خواهند درستش کنند، مفهومی جدید به کار می‌برند که بر فرض درستی ربطش به فروپاشی مشخص نیست.

No responses yet

Jul 10 2018

درخواست شماری از مخالفان حکومت ایران از پمپئو: صدا و سیما را تحریم کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,تحریم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: ده‌ها مخالف حکومت ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر خارجه آمریکا، خواستار تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط ایالات متحده شده‌اند. آنها “اعترافات اجباری” را جلوه‌ای از نقض حقوق بشر در این سازمان دانسته‌اند.

بیش از ۵۰ تن از مخالفان حکومت ایران در نامه‌ای خطاب به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، خواستار اعمال تحریم‌های ایالات متحده علیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی شده‌اند.

امضاکنندگان این نامه که تاریخ ۷ ژوئیه (۱۶ تیر) را بر خود دارد، با اشاره به “نقش کانونی” صدا و سیمای جمهوری اسلامی در “نقض حقوق بشر” در ایران، از دولت آمریکا خواسته‌اند تا تعلیق تحریم‌های خود علیه این نهاد را تمدید نکند.

نویسندگان نامه علاوه بر اشاره به شکل خاص اطلاع‌رسانی و نحوه پوشش اخبار در رادیو و تلویزیون حکومتی ایران و ارسال پارازیت برای جلوگیری از خبررسانی آزاد، نوشته‌اند که به “سهم” صدا و سیمای جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر به اندازه کافی توجه نشده است.

آنان در نامه‌شان از جمله به پخش “اعترافات اجباری” از صدا و سیما پرداخته و آن را جلوه‌ای از “نقض حقوق بشر” توسط این نهاد حکومتی ایران دانسته‌اند.

جدیدترین مورد از این نوع اقدامات به پخش تلویزیونی “مصاحبه”های اخیر شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص اینستاگرام در شبکه یک تلویزیون جمهوری اسلامی برمی‌گردد که در جریان آن این افراد از فعالیت‌های خود در این شبکه‌ها “ابراز پشیمانی” کردند. در این میان به‌خصوص دستگیری و “اعترافات” چند دختر از جمله مائده هژبری، دختر ۱۷ ساله‌ای که ویدئوهایی از رقص خود را در اینستاگرام منتشر می‌کرد، با انتقادهای وسیعی در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد.

محکومیت گسترده پخش “اعترافات”

موج انتقادها به این “اعترافات” چنان گسترده بود که حتی با واکنش انتقادی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی ایران مواجه شد. محمدامین سلیمی در اینستاگرام از جمله نوشت: «کار این خانم [مائده هژبری] را تایید نمی‌کنم و معتقد به رها کردن و ترویج اینگونه فعالیت‌ها در کشور نیستم (هر چند به این شیوه نقد دارم و البته اینکه دستگاه‌های فرهنگ‌ساز هم چقدر اختلال دارد بماند برای بعد). آنچه مسئله است برخورد کاریکاتوری برخی آقایان با مسائل است که از رقص یک دختر جوان مستند عبرت‌آموز می‌سازد ولی به همان اندازه دغدغه ساختن مستندهایی درباره آنچه امنیت روانی، اقتصادی، معیشتی و حتی استراتژیک نظام و مردم را به خطر انداخته را ندارد و نهایت تساهل را به خرج می‌دهد».

مصطفی تاج‌زاده، از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب هم در واکنش به “اعتراف‌گیری” اخیر نوشت: «اعترافات تلویزیونی دیروز چند دختر نوجوان همچنان که انتظار می‌رفت با محکومیت قاطع افکار عمومی مواجه شد. اگر صدا و سیما به کسی غیر از رهبر جوابگو بود، هرگز نمی‌توانست این روش غیرقانونی و غیرانسانی را ادامه دهد که چندش‌آور است، قاطبه ایرانیان را می‌رنجاند و موجب وهن نظام می‌شود».

محمدتقی فاضل میبدی، از دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب نیز گفته است که باید به خاطر این اقدام با مسئولان صدا و سیما “برخورد حقوقی” صورت گیرد. نعمت احمدی، حقوقدان نیز از پخش “اعترافات” دختران در تلویزیون ایران به عنوان اقدامی “ضد حقوقی” نام برد و خواستار “عذرخواهی” صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد.

امضاکنندگان نامه به مایک پمپئو، در بخشی از درخواست خود برای تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته‌اند که ایرانیان داخل و خارج کشور و حتی برخی نمایندگان مجلس و مقام‌های دولتی، بارها از شکل پوشش خبری و اطلاع‌رسانی این نهاد در رابطه با اعتراضات عمومی در ایران انتقاد کرده‌اند.

به گفته نویسندگان این نامه، حکومت ایران کماکان به ارسال پارازیت و اخلال در فعالیت شبکه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی ادامه می‌دهد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز ابزاری است که حکومت از آن برای اقدامات “بی‌ثبات‌کننده” خود در منطقه خاورمیانه و آموزش گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی استفاده می‌کند.

مهلت تعلیق شش‌ماهه تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی که شامل صدا و سیمای ایران هم می‌شود، ۱۲ ژوئیه (۲۱ تیرماه) سال جاری به پایان می‌رسد. در این میان گزارش‌هایی غیررسمی از قصد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، برای امضا نکردن تمدید این تعلیق منتشر شده است.

انتقادهای ملی و بین‌المللی به سازمان تحت فرمان رهبر

سیاست‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی با واکنش‌هایی از سوی اروپا نیز مواجه شده است. از جمله عزت‌الله ضرغامی، رئیس پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی، فروردین‌ماه ۱۳۹۱ به خاطر “نقض فاحش حقوق بشر” در ایران در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفت. محمد سرافراز، رئیس وقت شبکه انگلیسی‌زبان “پرس تی‌وی” وابسته به صدا و سیما نیز پس از پخش “اعترافات اجباری” در تلویزیون ایران، به اتهام همکاری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران در همین فهرست قرار داده شد.

عبدالعلی علی‌عسگری، رئیس کنونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، از جمله کسانی بود که خردادماه گذشته به دلیل “مشارکت در سانسور و نقض حقوق بشر” به فهرست تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران پیوست.

شیرین عبادی، دارنده جایزه نوبل صلح نیز فروردین‌ماه گذشته خواستار تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط آمریکا و اتحادیه اروپا شده بود.

علاوه بر مخالفان حکومت ایران، در تاریخ خود جمهوری اسلامی نیز، به‌خصوص پس از دوران موسوم به اصلاحات، رویه صدا و سیما به عنوان “رسانه ملی” همواره مورد انتقاد اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بوده است. این سازمان حتی در مواردی از پخش مستقیم سخنرانی حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، خودداری کرده است. روحانی پیش‌تر صدا و سیما را متهم کرده بود که “گرفتار یک باند سیاسی” شده است.

منتقدان کیفیت پایین و جانبدارانه برنامه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی را دلیل اصلی روی آوردن هر چه بیشتر مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای و تولیدات ویدئویی خارج از نظارت این سازمان ارزیابی می‌کنند. بر اساس قانون اساسی ایران، “نصب و عزل” رئیس سازمان صدا و سیما از اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است.

No responses yet

Jun 22 2018

آبروریزی برای ایران؛پویول دلیل غیبتش در برنامه فردوسی‌پور را گفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سانسور,سیاسی

دنیای اقتصاد: مدافع سابق تیم بارسلونا به دلیل نوع ظاهر و مدل موهایش اجازه حضور در برنامه ۲۰۱۸ را پیدا نکرده است.

روز گذشته در حالی که دوست داران فوتبال منتظر حضور کارلوس پویول در برنامه ۲۰۱۸ به مناسبت بازی ایران و اسپانیا بودند، در نهایت این اتفاق نیفتاد.

گویا مدیران رسانه ملی در آخرین لحظات و در حالی که کارلوس پویول در تهران حضور یافته بود، به او اجازه حضور در این برنامه تلویزیونی را ندادند.

کارلوس پویول که برای تفسیر بازی ایران – اسپانیا به ایران سفر کرده بود بعد از لغو برنامه تلویزیونی‌اش در اولین اظهار نظر خود در این خصوص گفت:« به من گفتند به خاطر مشکلات ظاهری امکان حضور در برنامه را ندارم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .