اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هاشمی رفسنجانی'

Jan 16 2017

دفتر یاسر هاشمی و مشاوران آیت الله پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: دفتر یاسر هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی از مشاوران آیت الله پلمب شد.
به گزارش سایت خبری «پایش»، تنها چند روز پس از درگذشت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفتر یاسر هاشمی ومشاوران آیت الله هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمپ شد.
علاوه بر پلمپ دفتر فرزند هاشمی، دفاتر علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری، حجج اسلام عباسی فرد، نوری شاهرودی، لطفی، رستگاری، یونسی ومرادی نیز که از مشاوران رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده اند، در طبقه هشتم ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمب شده است.
یک منبع مطلع در مجمع تشخیص مصلحت در گفت وگو با خبرنگار «پایش»، با تایید این خبر، از اینکه این اقدام با تصمیم چه کسی انجام شده است، اظهار بی اطلاعی کرد.

No responses yet

Jan 13 2017

امام جمعه بندرعباس: رهبری بهترین نماز را برای هاشمی خواندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله «غلامعلی نعیم‌آبادی» در خطبه‌های نماز جمعه این هفته بندرعباس، با تسلیت درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت همان‌طور که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، شهید مفتح و بسیاری دیگر از مجاهدان راه انقلاب و یاران دیرین امام خمینی(ره) رفتند و از یاران نزدیک امام خمینی(ره) تنها رهبر معظم انقلاب مانده‌اند که از درگاه خداوند متعال برای ایشان سلامتی و طول عمر طلب می‌کنیم.

امام‌جمعه بندرعباس خاطرنشان کرد: دشمنان و منافقان سعی در القای اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب در جامعه داشتند اما هوشیاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هرگز اجازه آن را نداد.

وی تصریح کرد: باید قدر سرمایه‌های خودمان را بدانیم و آن‌ها را تضعیف نکنیم چون تضعیف نخبگان و بزرگان یک ملت به تضعیف کشور و نظام منجر می‌شود.

نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان بابیان این‌که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها در جلسات مجلس خبرگان بر توانایی‌ها و قابلیت‌های بی‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری انقلاب اسلامی تأکید داشتند، افزود: دشمنان در طول همه‌ سال‌های بعد از انقلاب و بخصوص در دو دهه اخیر به دنبال جلوه دادن اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بودند در صورتی‌که اساساً اختلافی میان این دو عزیز وجود نداشت.

نعیم‌آبادی بابیان این‌که هنوز نماز رهبری تمام نشده بود، شیطنت‌ها آغاز شد در حالی‌که مقام معظم رهبری بهترین نماز را برای مرحوم آیت‌الله هاشمی خواندند، ادامه داد: باید مراقب توطئه‌ها باشیم، چون دشمنان بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌دنبال ایجاد سوءبرداشت از پیام رهبر معظم انقلاب درباره ایشان بودند اما حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم نماز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و خواندن نماز بر پیکر ایشان و خواندن کامل نماز و دعاهای ویژه برای ایشان از درگاه خداوند متعال نشان داد که رهبر معظم انقلاب اسلامی و آیت‌الله هاشمی دو یار وفادار دیرینه با یکدیگر هستند.

وی اظهار کرد: سیاست آمریکا بر این بود که میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب اسلامی اختلاف ایجاد کنند و در اذهان مردم این‌گونه جلوه دهند اما با هوشیاری این دو یار دیرین امام (ره)، هرگز دشمنان راه به‌جایی نبردند.

نماینده ولی‌فقیه در هرمزگان از همه مردم ایران خواست تا پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی را بدون هیچ‌گونه تفسیری بار دیگر مطالعه کنند تا متوجه عمق علاقه رهبر انقلاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و صمیمیت و پیوند میان ایشان ببرند.

نعیم‌آبادی با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

وی یادآور شد: علمای دین باید هوشیارانه عمل کرده و مسئولان نیز از تخریب یکدیگر خودداری کنند و همت خود را در خدمت به مردم بکار بگیرند.

No responses yet

Jan 13 2017

در رفتن هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران امروز: امیر مُمبینی

در آغاز،
به بانو فائزه‌ رفسنجانی، که از زاویه‌ی ترقی‌خواهی مورد احترام است، در گذشت پدرشان را تسلیت می‌گویم. باشد که آرامش برای ایشان پدید آید و بر اندوه رفتن پدر فائق آید.

مهر و پیوند میان همسران و والدین و فرزندان سنگ‌پایه‌ی مناسبات فرازمند اجتماعی است و پاسداشت این مهر و مسئولیت، خاستگاهی برای مهر به انسان و مسئولیت در قبال جامعه است. دریغا که حُکام ایران این مهر و مسئولیت را پاس نداشتند و دریغا که بدرود گفته‌ی خانواده‌ی هاشمی، علی‌اکبر رفسنجانی، در آن‌سوی افق افسانه‌های بود و نبود، طنین صدای مادری را در گوش دارد پای چوبه‌ی دار فرزندش در زندان اوین، به هنگامی که فرزند اشکریزان از مادر می‌خواهد پیش از مرگ شیر خود را بر او حلال کند و مادر، آن بقچه‌ی باستانی خرافات، مسحور امر امام و حلقه‌ی نزدیکانش، کلامی جز به خشونت و نفرت نثار فرزند بیگناه خود نمی‌کند.

مرگ هر انسانی، جز در موارد استثنایی، غم‌انگیز است. یا به بیان دیگر، باعث دلسوزی می‌شود، اگر چه واکنش‌ها همه یکسان نیست. شاید علت این دلسوزی فهم سوگ هستی آدمی است. شاید ترس انسان از مرگ خویش باعث آن می‌شود، چون، همدردی برای هر انسانی از نخواستن آن درد برای خود سرچشمه می‌گیرد. در این میان، مرگ کسانی که مرگ دیگران برایشان مهم نیست، یا بدتر از آن، ناظر خونسرد یا عامل مرگ دیگر انسانها می‌شوند، از گونه‌ای دیگر است. و مرگ هاشمی رفسنجانی از نوع دیگریست.

میلیونها نفر به خیابانها ریختند. همه جا از جمعیت پر شده بود در مراسم او. اما، اگر کسی جانب واقعیت را داشته باشد آنگاه ناچار از بسیاری می‌پرسد و قانع می‌شود که:

– انبوهی براستی سوگوار شخص او بودند.
– انبوهی از او بیزار، لیکن از حریفان او بیزارتر بودند.
– انبوهی خوشه‌چینی می‌کردند.
– برخی سلطنت می‌خواستند و مراسم او را برای لق کردن دندان ولایت استقبال کردند.
– برخی سرنگونی می‌خواستند و مراسم او را برای تقویت مخالفت گسترش می‌دادند.

اما در مجموع، آنها که برای حفظ وضعیت موجود و دفاع از رهبر و میراث مشترک رهبران جمهوری اسلامی به خیابانها سرازیر شدند کمترین کمترین‌ها بودند. آنها، حداقل اکثریت آنها، این همایش را دوست نداشتند و اگر ممکن می‌شد به دستور رهبر در خانه می‌ماندند. خیابانها باردیگر شاهد حضور همان جنبشی بودند که رگه‌ی اصلی‌اش را سبز نامیدند و چهره‌هایش در حصر قرار دادند.

هاشمی پس از خمینی و منتظری مهمترین فرد در طراحی و بنای جمهوری اسلامی بود. آن سه برای جامعه‌ی مدرن ایران و برای مجموع مردمی که در قالب عقیدتی آنها نمی‌‌گنجیدند، یک زندان به پهنای ایران ساختند. زندانی که نامش نظام ولایت فقیه شد.

خمینی در حالی درگذشت که همچنان مشغول سخت‌تر کردن شرایط این زندان برای زندانیان نظام بود.

منتظری در حالی در گذشت که از مشارکت خود در طراحی و بنای این زندان پشیمان شده بود، جبهه‌ی سیاسی خود را تغییر داده بود و کوشید با قیمتی که برای او سنگین بود تبهکاری‌های ناشی از زندان هولناک ولایت فقیه را کاهش دهد.

رفسنجانی اما در حالی در گذشت که می‌خواست آن زندان را از طریق بازسازی شرایط زیست در آن و ایجاد تعدیل‌هایی که تحمل زندان را برای اسیران ممکن می‌کند حفظ و استوار کند و عمر هزار ساله بدهد. او می‌دانست به هر بهانه‌ای این بساط تغییر کند، حتی اگر او همراه این تغییر باشد، باز به عنوان یکی از معماران آن متهم خواهد بود. پس، بود خود را در بود آن زندان می‌دید و بود آن زندان را در بهبود وضعیت آن زندان. پس، او معمار زندان، پاسدار نظام و مهمترین کس در تلاش برای بهبود وضعیت زندان یا نظام ولایت بود. همه‌ی آنها که به زندان عادت کرده‌اند، یا در زندان کسب و کاری براه انداخته‌اند، یا امیدی به نجات از آن زندان ندارند، او را سخت دوست می‌داشتند. هیچ کس به اندازه‌ی یک زندانبان خوب مورد علاقه‌ی عادت کردگان به زندان و بازرگانان فکری و مادی زندان نیست.

از سه معمار عمده‌ی نظام گفتم. از این سه، او گرسیوز نظام بود، در رکاب افراسیاب نظام که خمینی بود، و به موازات پیران نظام که منتظری بود. در سه‌چهر قدرت در اسطوره‌ی ایرانی، آنگونه که در شاهنامه آمده است، افراسیاب حاکم و قدرت عریان است، پیران ویسه حضور خیر در جبهه‌ی شر و گرسیوز عامل تدبیر و نیرنگ است. منتظری نمادی از پیران ویسه شد. مهربان و محبوب و قربانی خوبی خود. اما حکایت گرسیوز دیگرگونه است. او بسیار پیچیده عمل می‌کند. خونسرد و ساکت است و مبهم سخن می‌گوید و در مه عمل می‌کند. او از تدبیر تیغی بُراتر از شمشیر می‌سازد. می‌بُرد، اما نه با شمشیری بر دست. تدبیر او را آهنگر سیاست به شمشیر بدل می‌کند. آدمی از دست او کلافه می‌شود و وی را گُجسته می‌خواند. افراسیاب برجسته، پیران خُجسته و گرسیوز گُجسته.

آیا به راستی او گرسیوز گُجسته بود؟ در تمام طول تاریخ ایران نداریم کسی را که، هم معمار یک نظام باشد هم ایرادگیر آن. هم در قله‌ی حاکمیت نشسته باشد و هم در اپوزیسون آن. هم رهبر مصلحت نظام باشد و هم رهبر مصلحت اپوزیسیون آن نظام. هم خفه‌کننده‌ی یک جنبش باشد و هم در رأس آن. هم حضور پهناورش تمام ارکان و ارگانهای نظام را آکنده کند، هم حضورش در تمام ارکان جنبش اعتراضی رخنه کند. هیچکس دیگری در تاریخ معاصر ایران نتوانسته است مثل او در حالی که در بالاترین رده‌ی حکومت استوار است تمام اپوزیسیون خودی را نیز در چنگ بگیرد.

اما چگونه می‌توان همزمان هم روی قله‌ی حکومت بر صندلی نشست بود و هم پای پیاده با اپوزیسیون در دامنه‌ی کوه راهپیمایی کرد؟ حکمتی در این کار است بسی آموزنده. به ایوان می‌رویم و دست را سایبان چشم می‌کنیم و می‌نگریم.

کسی را می‌بینیم که همراه خمینی مشغول بالا بردن برج و باروی قلعه‌ی نظام فقاهتی است. خمینی می‌گوید، سیم خاردار برای بالای باروها یادت نرود! اطاعت می‌کند و با یک لبخند خفیف، در حالی که گوشه‌ی نگاهش را با یک زاویه‌ی نود درجه به تماشاگران می‌تاباند می‌گوید، چند کبوتر سفید هم برای تزئین این دیوارهای متبرک در لانه‌های بالای باروها بگذاریم تا آسمان را بی‌پرواز نگذارند.

رنگ سپید کبوترهای صلح چشم تماشائیان را خیره می‌کند و کمتر متوجه بنایی او می‌شوند. می‌گویند، چه رحمتی دارد آقا!

کسی را می‌بینیم در حال خواندن یک گزارش. هویدا و جمعیتی از پیرمردهای رژیم پیشین را با چوب و چماق له و لورده کرده‌اند و فردا می‌خواهند آنها را اعدام کنند. سرش را می‌خاراند و رو به امام می‌گوید، نمی‌دانم آنها توی کدام زندان هستند بدبخت‌های گول‌خورده. امام سرش را می‌چرخاند و می‌گوید، بهتر است همین حالا راحت بشوند. او لبخندش را نگه می‌دارد و گزارش بعدی را برمی‌دارد.

تماشائیان کلمه‌ی بدبخت‌ها را از او می‌گیرند و گوششان تیز می‌شود که شاید رحمتی در این حرف باشد، و حواس‌شان از کار بنایی او پرت می‌شود.

کسی را می‌بینیم در زندان شاه شعرهای سعید سلطانپور را می‌خواند، با گاگیک آوانسیان والیبال بازی می‌کند، با زندانی دیگری سوپ برای همه درست می‌کند، با بقیه‌ی زندانیان سر سفره می‌نشیند، ورزش می‌کند، بحث می‌کند، می‌خندد و شادی می‌کند، و گاهی هم می‌گوید، بهترین گوشه‌ی بهشت خدا مال چپ‌هاست. کمرش که درد گرفت سهراب نامی از چپ‌ها مالشش داد و ویکس بر آن مالید و کیسه‌ی گرم نهاد و قرص به او داد و غذایش را برایش برد، تا راحت بخوابد و فردا سالم از خواب برخیزد و نماز خود را بخواند. آنگاه، سالی چند پس از آن روزگار، او را می‌بینیم در رأس نظام و در حضور امام گزارشی را می‌خواند. قرار است همه‌ی زندانیان سیاسی، همه‌ی آن انسانها را بدون محاکمه اعدام کنند. شکنجه و اعدام. می‌بیند، گاگیک سالخورده روده‌هایش از شکم بیرون زده و فریاد درد می‌کشد. سعید با لباس عروسی توی خون غلط می‌زند، سایرین زیر ضربات شلاق و شکنجه‌های روانی مثل جسم بدون خون خشک و رنگ پریده منتظر مرگ هستند. می‌بیند که فرزندان خردسال قروانیان مثل بیت امام حسین در صحرای کربلا پشت در زندانها اشک می‌ریزند. می‌بیند گروه گروه انسان‌های اسیر را اعدام می‌کنند. نفسی عمیق می‌کشد و رو به امام می‌گوید، هر چه می‌کشیم از دست این منافقین پلید است. این زندانیان بدبخت چه کفاره‌ای پس می‌دهند. خدا به دادشان برسد. امام رو به او می‌گوید، کار را باید سرعت بدهند و آن کفار را به درک واصل کنند. او لبخندش را کم می‌کند، دیگر صدای سعید را نمی‌شنود و روده‌های گاگیک را نمی‌بیند. گزارش بعدی را می‌خواند و وانمود می‌کند که در جریان جزئیات کار نیست.

جماعت کلمه‌ی زندانیان بدبخت را می‌گیرند و یادشان می‌رود که او دارد ساختمان را بالا می‌برد و گزارش بعدی را می‌خواند.

گزارش بعدی روی زانوان اوست:

زن بدون اجازه شوهر حق سفر ندارد!
سکوت.

تعدد زوجات مجاز است!
سکوت.

صیغه و متعه نامحدود است!
سکوت.

ازدواج با دختران خردسال مجاز است!
سکوت.

میراث‌بری زن نصف مرد است!
سکوت.

دیه زن نصف مرد است!
سکوت.

مردان در حضانت فرزندان مقدم هستند!
سکوت.

سنگسار اسلامی است
سکوت.

به صلیب کردن شرعی است.
سکوت.

و …

بعد به همسر و دختر خود فکر می‌کند و اینگونه می‌شنویم: به امید خدا مسایل حاد سیاسی را پشت سر می‌گذاریم و به برخی کمبودها از جمله در مورد حقوق نسوان که در برخی عرصه‌ها توسط برخی بی‌تجربگی‌ها بعضی مواقع و در بعضی شرایط ممکن است صورت گرفته باشد رسیدگی می‌کنیم.

جماعت رسیدگی به حقوق نسوان را در ذهن ثبت می‌کنند و نمی‌خواهند ببینند که او دارد ساختمان را بالا می‌برد.

او مدام یا دیوار نظام را بالا می‌برد یا دیوار را مرمت می‌کرد و یا می‌کوشید به گونه‌ی برخی تعمیرات را مطرح کند. وقتی که امام درگذشت، او قاطع‌ترین کس برای تداوم ولایت فقیه شد. نه به این خاطر که فکر می‌کرد ولایت فقیه بهترین شکل حکومت است. نه! او احتمالا فکر می‌کرد بهترین شکل مناسب برای دور کردن رقیب اصلی خود، آقای خامنه‌ای، از عرصه‌ی رقابت برای رهبری دولت و سیاست کشور این است که او را در پست ولایت فقیه اسیر کند و از دستش خلاص شود. اگر او فکر می‌کرد که سپردن این مقام به خامنه‌ای منجر به سلب قدرت از خود او می‌شود حتی یک در میلیارد هم چنین پیشنهادی نمی‌کرد. اما، او خامنه‌ای را هم به بیراهه کشاند. خامنه‌ای می‌توانست برای شورایی شدن ولایت قانع شود. او انتظار این مقام را برای خود نداشت. اما هاشمی او را به رأس ولایت کشاند و قربانی ولایت فقیه‌اش کرد. خامنه‌ای کمتر از همه‌ی «بزرگان» نظام ممکن بود پشت تداوم ولایت مطلقه قرار بگیرد. اما، این کار شد، و ولی فقیه، به جای این که از کیخسرو اوستا درس بگیرد و شیطان نهفته در قدرت را بازشناسد، مثل دکتر فاستوس گوته مسحور مفیستوفلس شد و پا به میدانی عجیب گذارد که رستگاری در آن کمتر بود. همه‌ی قدرت کم کم زیر فرمان ولی فقیه قرار گرفت و دولت در حد نهاد مدیریت تدارکات تنزل مقام داد.

پس، کلمات اشاره و اعتراضات هاشمی افزایش می‌یابد. بازی را تا حدی باخته بود و باید راهی پیدا می‌شد. رقابت دو رهبر هر دو را بیش از پیش به تقابل کشاند. بعد می‌بینیم که این تقابل برای تماشائیان تداوم همان کبوترهای سفید تلقی می‌شود. آقا ناگهان با بال‌های سبز بر فراز تهران به پرواز در می‌آید. روی صفحه شطرنج او مهره‌های سبز شروع به حرکت می‌کنند. اما کاری چندان پیش نمی‌رود. زمانی که انتخابات خبرگان بود، حسن نوه خمینی رد صلاحیت می‌شود. حال، این بهترین جا بود که با یک تیر دو نشان اصلی زده شود. پشت میکروفن می‌رود. آی هوار! هوار هوار! و اعتراض می‌کند:

صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیون‌های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

بدینگونه، او بدون تعرض به رهبر، به عنوان حامی بزرگ خاندان خمینی و مدافع اشبه امام، یعنی همانند و جانشین امام، زیر مجموعه را مورد انتقاد قرار می‌دهد. به آنها گوش زد می‌کند که نان و آبتان از آنجا آمده است. و تمام می‌کند جمله را با تقاضای سهم خود:

زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

جمله آخوندی را غیرآخوندی بخوانید:

زمانی که همه ما در قدرت نشستگان بابت این همه نعمات که از آسمان خمین روی سفره‌مان ریخته است باید به هم تبریک بگوییم، شما اینقدر حواستان پرت است که از هدیه‌ی لازم به اشبه امام و مهمتر از آن وکیل مدافع او پرهیز می‌کنید؟

این خطابه‌ی گرسیوزی توسط عادت‌کردگان به زندان تعبیر شد به خیزش شکوهمند هاشمی در سمت مدافعه از مردم و اصلاحات و جنبش سبز.

حرکت دادن مهره‌ی آ سید حسن نوه‌ی خمینی بسیار زیرکانه بود. بدینوسیله می‌توانست هم حق به جانب باشد، هم مدافع خانواده بی‌سرپرست امام باشد که در کربلای جماران گیر کردند، هم این مهره را وسیله مناسب تعرض به جبهه‌ی مخالف کند. چه بسا این آقا مناسب جانشینی ولی فقیه باشد، و چه بسا این مهره این بار بتواند روی صفحه‌ی شطرنج طبق اصول به حرکت درآید. اگر مهره‌ی قبلی ایشان، یعنی آقای خامنه‌ای نتوانست ایشان را تامین کند شاید این یکی بتواند. نوه‌ی خمینی، که تنها یک ماه قبل از آن با یک جبروت طاغوتی، وقتی روحانی به گونه‌ای نیشدار از امام تجلیل کرده بود با خشم و تحقیر در او نگریست، حالا باید به دلیل اشبه امام بودن پا در رکاب قدرت بگذارد.

تماشائیان، جمله‌ی «شما صلاحیت خود را از کجا آوردید» را که شنیدند دیگر چیزی نمانده بود از برق مواضع آقا غش کنند. آخر، اگر این تماشائیان مجهول حاج حسن را در معادله‌ی بغرنج هاشمی رفسنجانی باز می‌شناختند که ایران به این روز نمی‌ افتاد. حالا هم، این نوه‌ی معصوم و مظلوم که نور از سیمای قشنگش می‌بارد روی صفحه‌ی شطرنجی که هاشمی پهن کرد خودش خودش را به حرکت درخواهد آورد و برای مات کردن حریفان تلاشها خواهد کرد. خوب شرط اولش را دارد و آن جنبش سبز است، جنبشی که به جای تولید هدف و فکر پشت سر هم قهرمان تولید می‌کند. کشور پر شده است از قهرمان‌هایی که اغلب معلوم نیست حرف حسابشان چیست و با قافیه‌ی تکراری امام ره کدام راه را می‌خواهند طی کنند.

گرسیوز البته گام‌های دیگری هم برداشت که زندانیان قلعه‌ی ولایت دلشان نمی‌خواهد آنها را مورد توجه قرار دهند. او روز ششم شهریور در جلسه مجمع تشخیص مصلت گفت:

«یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، (انتشار نوار صحبت آقای منتظری راجع به اعدام‌ها) خدشه وارد کردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند.»

دقت کنید! نباید اجازه داد به اهداف خود برسند! یعنی نباید اجازه داد از اعدام‌ها حرف بزنند. باید فرزند منتظری که از دشمنان است و احتمالا اشبه پدر خود است ساکت و منسی شود و به کسی نگوید که پدرش چه گفت و بیت امام چگونه پشت آن اعدام‌ها ایستاده بود. اگر این حرفها زده شود همه می‌فهمند که خود ایشان چقدر پشت اعدام‌ها ایستاده بودند و چگونه عبای خود را بر پیکرهای خونین زندانیان مظلوم کشیدند.

آخر گرسیوز روزگار! چرا باید فرزند منتظری به خاطر فرزند خمینی و شخص شما ساکت شود و نگوید که پدرش راجع به اعدام‌ها چه گفت و در عوض باید هدیه‌های خاص به بیت امام داده شود و راه رفتن شیخ حسن به سوی مقام ولایت فقیه آب و جارو شود تا بیت هاشمی مهره‌ی دیگری را در آن بالا تعبیه کند؟ آیا غیر از این است که آقای خامنه‌ای رقیب شما همان زمان رفت قم و با منتظری در باره این اعدام‌ها هم‌نظری کرد و این برای شما تولید کننده‌ی یک ضعف در آن ستیز قدرت بود؟

ایشان گویا یادشان نبود که خود در دی ماه ۱۳۶۷ در خطبه‌‌ی نماز جمعه در دانشگاه تهران با اذعان به اعدام زندانیان سیاسی، منکر گستردگی این کشتار شد و گفت:

«تعداد زندانیان اعدام شده به هزار هم نمی‌‌رسد»
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌‌رسید!
آخر:
مگر ما نان مفت داشتیم که به آنها بدهیم!

No responses yet

Jan 10 2017

مرگ آقای رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهدی جلالی تهرانی: ابتدا به رسم ادب متعارف به دوستان سابق خود که مرگ آقای رفسنجانی برای آنان فقدانی شخصی است، تسلیت می‌گویم: به آقای یاسر هاشمی، خانم فائزه هاشمی، آقای حمید لاهوتی عزیز، و آقای حسن خمینی. حرف‌هایی نیز با آقای حسن خمینی خواهم داشت که در فرصت مقتضی می‌نویسم. بخصوص وقتی که در واکنش به فایل صوتی گفتگوی آقای منتظری با هیئت مرگ، او و برادر کوچک‌ترش از جنایات پدربزرگ خود دفاع کردند.

——-
مرگ آقای رفسنجانی نقطه‌ی پایانی بود بر یک هذیان عمومی؛ توهم امید به اصلاح و اعتدال درون نظام جمهوری اسلامی، توهم تلخ و تاریک مردمی که امید و نجات خود را در ’مرگ‘ می‌جستند: مرگ آقای خامنه‌ای و بدست گرفتن سکان حکومت توسط رفسنجانی و نزدیکان او.

در چند سال گذشته اغلب رسانه‌های فارسی‌زبان و اغلب شخصیت‌های سیاسی مخالف و موافق حکومت، رسما فال‌بین شده بودند. پیشاپیش آقای خامنه‌ای را در گور کردند. این فضای هذیانی در دو سال گذشته به اوج خود رسید. تا آن‌جا که مردم جنایت‌کارانی چون ریشهری و دری نجف‌آبادی را به مجلس خبرگان فرستادند. تلخ‌تر و هذیانی‌تر آن که، این عمل خود را هوشمندی و سرمایه‌گذاری برای آینده نامیدند. سرمایه‌گذاری متوهمانه روی مرگ!

حال آن که اولا، تاریخ انقضای سیاسی رفسنجانی چندین سال بود بسر آمده‌بود. ثانیا، اگر از جنایات دوران او (چه آن‌هایی مثل قتل عام ۶۷ که فرض کنیم او دخالت مستقیم نداشته، و چه ترورهای درون و بیرون کشور که او مستقیما مسئول بود؛ مانند قتل دانشوران و نویسندگانی چون احمد تفضلی و سعیدی سیرجانی تا ترور رستوران میکونوس) بگذریم، حداقل هر آدم عاقلی می‌دانست که اولویت رفسنجانی حفظ نظام بود. نظامی که برای او از فرزندانش عزیزتر بود.

اگر رفسنجانی خواهان اندکی باز گذاشتن فضای سیاسی بود، بخاطر مردم نبود، بخاطر اعتقاد به حقوق بشر و آزادی نبود، او نگران نظام خود بود که مبادا در استمرارش خللی وارد شود.

مرگ رفسنجانی بخش بزرگی از این فضای هذیانی را شکست. تصویر را شفاف‌تر و واقعی‌تر کرد. اصلاح‌طلبان یتیم شدند و توهم امکان استمرار نظام ترک برداشت. برای بسیاری از ما در مورد لزوم تغییر جمهوری اسلامی توهمی وجود نداشت. امیدوارم کسانی که چنین توهمی داشتند نیز در نگاه خود بازنگری کنند.

No responses yet

Jan 09 2017

با صدور پیام تسلیتی خامنه‌ای برای هاشمی طلب عفو و مغفرت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای برای اکبر هاشمی رفسنجانی هم‌چون حسینعلی منتظری و عباس واعظ طبسی از خداوند طلب «غفران»٬ «رحمت» و «عفو» کرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی روز گذشته (یک‌شنبه ۱۹ دی) بر اثر سکته قلبی درگذشت و ساعاتی بعد رهبر جمهوری اسلامی پیام تسلیتی در این رابطه منتشر کرد.

آقای خامنه‌ای در پیام خود اختلاف نظ‌ر‌های خود با هاشمی رفسنجانی را پنهان نکرد و در عین حال افزود که «وسوسه‌ی خناسان نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.»

رهبر جمهوری اسلامی در پایان پیام خود از خداوند تمنای «غفران و رحمت و عفو الهی» برای هاشمی رفسنجانی کرد.

علی خامنه‌ای در آذر ماه سال ۸۸ نیز با انتشار پیامی برای حسینعلی منتظری چنین درخواست مشابهی از خداوند کرده بود.

وی در پی درگذشت عباس واعظ طبسی نیز در پیامی اظهار امیدواری کرده بود که این روحانی نزدیک به هاشمی رفسنجانی «شایسته غفران و رضوان الهی» باشد.

حسینعلی منتظری٬ اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس واعظ طبسی از جمله روحانیونی بودند که اختلاف‌نظر‌های فراوانی با علی خامنه‌ای داشتند و این اختلاف‌ها نیز منجر به کاهش نقش آنها در جمهوری اسلامی شد.

محمد‌رضا مهدونی کنی٬ رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری از دیگر روحانیون درگذشته در دو سال اخیر است که متن پیام تسلیت خامنه‌ای تفاوت‌های قابل اعتنایی با دیگر پیام‌های وی دارد.

خامنه‌ای در پیام خود برای مهدوی‌کنی از درگاه خدواند درخواست « علو درجات» کرده که این درخواست در بسیاری از پیام‌های تسلیت وی به روحانیون نزدیک به وی دیده می‌شود.

No responses yet

Jan 08 2017

هاشمی رفسنجانی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران و از چهره‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی، که روز یکشنبه ۱۹ دی، «به دلیل عارضه قلبی» در بیمارستان بستری شده بود، در گذشت.

چند خبرگزاری و منبع خبری در ایران، از جمله خبرگزاری‌های فارس و ایلنا، خبر درگذشت آقای رفسنجانی را تأیید کرده‌اند اما هنوز سایت رسمی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به او در این مورد سکوت کرده‌اند.

در همین زمینه منابع خبری گفته‌اند که حسن روحانی، رئیس‌جمهور، بلافاصله پس از انتشار خبرها در مورد وضعیت آقای رفسنجانی به بیمارستان شهدای تجریش، محل بستری شدن او مراجعه کرده است.

ساعتی پیش خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده بود که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام «به دلیل عارضه قلبی» در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده است.

|برای دریافت تازه‌ترین خبرها به تلگــــرام رادیو فردا بپیوندید|

محمد هاشمی، برادر آقای رفسنجانی و رئیس دفتر او نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا گفته بود که آقای رفسنجانی روز یکشنبه به علت «عارضه‌ای» در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده اما «حال او رو به بهبود است».

با این حال او به نوع عارضه پیش آمده برای آقای رفسنجانی اشاره‌ای نکرده بود.

در همین زمینه حسین مرعشی از نزدیکان آقای رفسنجانی نیز به روزنامه ایران گفته بود که حال آقای رفسنجانی وخیم است.

آقای هاشمی رفسنجانی در هنگام درگذشت ۸۲ سال سن داشت.

او که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یکی از مقام‌های قدرتمند جمهوری اسلامی، و بیش از دو دوره رئیس مجلس، و دو دوره رئیس‌جمهور بود، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران، یکی از منتقدان آقای احمدی‌نژاد و برخی از نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی شد.

آقای رفسنجانی که برای سه دهه یکی از افراد نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی بود، در خردادماه سال ۸۸، تنها چند روز پیش از برگزارى انتخابات ریاست جمهورى، در نامه‌‌ای سرگشاده‌اى به رهبر جمهوری اسلامی، ضمن اعتراض به اتهام‌هاى وارده از سوى محمود احمدى‌نژاد به وى و اعضاى خانواده‌اش از آیت‌الله خامنه‌ای خواست تا سلامت انتخابات را تضمین کند.

رهبر جمهوری اسلامی به صورت رسمی هرگز به این نامه پاسخ نداد اما برخی از نزدیکان او این نامه را که «بدون سلام شروع می‌شد»، یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض‌ها به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دانسته و آقای هاشمی رفسنجانی را «رأس فتنه» خطاب کرده‌اند.

مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، از روز یک‌شنبه ۱۸ مرداد، برای سپری کردن حکم ۱۰ سال زندان خود، در زندان اوین به سر می‌برد. فائزه هاشمی، فرزند دیگر او نیز پس از انتخابات سال ۸۸ شش ماه زندانی شد.

No responses yet

Dec 20 2016

ماموریت جدید رهبر ایران به مجمع تشخیص: به‌روز کردن سیاست های کلی نظام

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسین باستانی،

انتظار آیت الله خامنه ای از بازنگری مجمع تشخیص در سیاست های کلی، احتمالا شامل بازنگری در مناقشه برانگیزترین سیاست های داخلی وخارجی ایران نمی شود

اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، اخیرا از فرمان رهبر جمهوری اسلامی در مورد بازنگری مجمع در “سیاست های کلی نظام” خبر داده است. وی گفته:”در جلسه اخیری که با آیت‌الله خامنه‌ای داشتم، ایشان با هوشمندی اجازه دادند که سیاست‌های کلی به روز و مبتنی بر شرایط فعلی باشد.”

قانون اساسی ایران، رهبر را موظف کرده که “تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران” را “پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام” انجام دهد. قانون اساسی، همچنین اختیار نظارت بر حُسن اجرای سیاست‌‌های کلی نظام را، بر عهده رهبر گذاشته است. در اینجا، اگرچه قانون اساسی نامی از مجمع تشخیص نبرده، اما خود آیت الله خامنه ای این اختیار را به مجمع تفویض کرده است.

آقای خامنه ای در سال ۱۳۷۹ ، نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام را بر عهده مجمع تشخیص گذاشت و در عین حال، آن را موظف به پیشنهاد یک سازوکار مشخص برای انجام این کار کرد. مجمع در اجرای این فرمان، “مقررات نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام” را به رهبر پیشنهاد داد و آیت الله خامنه ای نیز، آن را در ۲۰ شهریور ۱۳۸۴ برای اجرا ابلاغ کرد.

این آیین نامه، بعدها در چند مرحله مورد اصلاح قرار گرفت و آخرین اصلاحیه‌ آن، در ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ از تصویب آقای خامنه ای گذشت و ابلاغ شد. تاریخ ابلاغ این اصلاحیه، چند ماه بعد از پایان دوران مسئولیت محمود احمدی نژاد بود؛ رئیس جمهوری که سیاست های کلان نظام را – که پیشتر تصویب و ابلاغ شده بودند- به رسمیت نمی شناخت و از اجرای آنها خودداری می کرد.

در گذشته، عملاً به دلیل ضعف آیین‌ نامه نظارتی و فقدان ابزار لازم، متأسفانه نظارت بر حُسن اجرای سیاست‌های کلّی و برنامه‌های توسعه، در حد مطلوب مقدور نبود و سیاست‌ها هم بعضاً در اجرا، مورد بی توجهی قرار می‌گرفت تا اینکه با ابلاغیه جدید رهبری، کمیسیون نظارت تقویت شد
اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۰ خرداد ۱۳۹۳

در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، محمد محمدی گلپایگانی رییس دفتر آیت الله خامنه ای، نظر او در مورد شیوه نظارت موثرتر مجمع تشخیص بر قوانین مصوب در مجلس را اعلام کرد.

مطابق صلاحدید رهبر جمهوری اسلامی، رئیس مجلس موظف است پس از اعلام وصول طرح ها و لوایح در مجلس، نسخه ای از آنها را به مجمع ارسال کند تا کمیسیون نظارت، محتوای آنها را از نظر انطباق و عدم مغایرت با سیاست های کلی بررسی کند. مطابق نامه دفتر رهبری، در صورتی که مجمع مصوبه ای را بر خلاف سیاست های کلی تشخیص داد، موضوع را به مجلس اطلاع می دهد و اگر مجلس ترتیب اثر نداد “شورای نگهبان مطابق اختیارات و وظایف خود، براساس نظر مجمع تشخیص مصلحت اعمال نظر می کند”.

اکبر هاشمی رفسنجانی، در ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ با اشاره به توسعه اختیارات نظارتی مجمع گفته است: “در گذشته، عملاً به دلیل ضعف آیین‌ نامه نظارتی و فقدان ابزار لازم، متأسفانه نظارت بر حُسن اجرای سیاست‌های کلّی و برنامه‌های توسعه، در حد مطلوب مقدور نبود و سیاست‌ها هم بعضاً در اجرا، مورد بی توجهی قرار می‌گرفت تا اینکه با ابلاغیه جدید رهبری، کمیسیون نظارت تقویت شد.”

ارتقای جایگاه مجمع تشخیص؟

فرمان اخیر آیت الله خامنه ای در مورد بازنگری مجمع تشخیص در سیاست های کلی نظام، جدی تر شدن نقش نظارتی مجمع بر سیاست های کلان جمهوری اسلامی و ابلاغ سیاست های کلی حکومت در حوزه انتخابات از سوی رهبر، از جمله تحولاتی هستند که وقوعشان در فواصل زمانی نسبتا نزدیک، معنی دار تلقی شده است.

به عنوان نمونه سیاست های انتخاباتی حکومت ایران، اگرچه ۲۴ مهر گذشته ابلاغ شد، اما این ابلاغ، نتیجه فرایندی طولانی بود که از سال ۱۳۸۷ آغاز و در خرداد ۱۳۹۴ به ارائه مجموعه پیشنهادهای انتخاباتی به رهبر منجر شده بود. در نتیجه، غیرمنتظره نبود که برخی از ناظران، ابلاغ سیاست های انتخاباتی نظام بعد از این مدت طولانی را، در کنار دیگر تحولات، حاکی از جدی تر شدن نقش نظارتی مجمع تشخیص بگذارند و نتیجه بگیرند که توجه آیت الله خامنه ای به این نقش، بیشتر از گذشته شده است.

انتشار فرمان اخیر رهبر برای “به روز شدن” برخی سیاست های کلی نظام نیز، طبیعتا به برداشت هایی مشابه دامن زده است؛ حتی این برداشت که آیت الله خامنه ای، ممکن است متمایل به بازنگری در برخی از سیاست های مهم جمهوری اسلامی ایران باشد.

با وجود این، به نظر می رسد که در مورد حدود نقش آفرینی مجمع در ارتباط با سیاست های کلی حکومت، باید با احتیاط فراوان قضاوت کرد.

به نظر می رسد با افزایش سن آیت الله خامنه ای، علائم افزایش حساسیت وی در مورد نقش و ساختار نهادهای حکومتی ایران، به تدریج در حال افزایش است. حساسیتی که در برخی اظهارنظرهای خبرساز سال های اخیر او درباره جایگاه نقش مجلس خبرگان رهبری و حتی امکان انتخاب رهبر آینده در دوره فعلی این مجلس، نمود داشته است. بر همین مبنا، ممکن است افزایش توجه آقای خامنه ای به نقش نهادهایی چون مجمع تشخیص نیز، ناشی از حساسیت هایی مشابه باشد.

آیت الله خامنه ای، در اسفند ۱۳۹۵ باید رئیس و اعضای جدید این نهاد حکومتی را تعیین کند و به طور کلی هم سن رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۵ سال از سن آیت الله خامنه ای بیشتر است. در نتیجه، افزایش جایگاه مجمع، لزوما به معنای افزایش قدرت شخص اکبر هاشمی رفسنجانی در تعیین جهت سیاست های نظام نخواهد بود

این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که آیت الله خامنه ای، در اسفند ۱۳۹۵ باید رئیس و اعضای جدید این نهاد حکومتی را تعیین کند و به طور کلی هم، سن رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام ۵ سال از سن آیت الله خامنه ای بیشتر است. در نتیجه، افزایش جایگاه مجمع، لزوما به معنای افزایش قدرت شخص اکبر هاشمی رفسنجانی در تعیین جهت سیاست های آینده نظام نخواهد بود.

در مورد خاص “بازنگری در سیاست های کلی نظام”، اکبرهاشمی رفسنجانی در بخشی از توضیحات اخیر خود راجع به فرمان رهبر تاکید کرده که این بازنگری، قرار است به ویژه “سیاست‌هایی که تقریبا ۱۰سال از تدوین، تصویب و ابلاغ آنها گذشته” و مواردی را شامل شود که “مربوط به مسائل علم، فن و تکنولوژی است که تغییرات آنها بسیار سریع اتفاق می افتد”.

توضیحی که نشان می دهد انتظار رهبر جمهوری اسلامی از بازنگری مجمع تشخیص در سیاست های کلی، در زمینه هایی بسیار مشخص و محدود است و احتمالا، شامل بازنگری در مناقشه برانگیزترین سیاست های داخلی وخارجی ایران در سال های اخیر نمی شود.

No responses yet

Nov 06 2016

خط و نشان مشاور هاشمی برای کدخدایی: بگویم در جلسه ردصلاحیت آیت‌الله هاشمی، مصلحی کجا نشسته بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خبرآنلاین: احزاب و شخصیت‌ها – روزنامه شرق نوشت؛ سخنان چند روز قبل هاشمی‌رفسنجانی درباره نقش داشتن مصلحی در ردصلاحیتش در سال 92 با واکنش خود وزیر اطلاعات دولت دهم و سخنگوی شورای نگهبان روبرو شده است.

در همین راستا غلامعلي رجايي، مشاور هاشمي‌رفسنجاني در مطلبی نوشت؛

آقاي هاشمي‌رفسنجاني چند روز قبل با استادان تاريخ دانشگاه‌هاي كشور ديداري داشتند. جلسه خوب و سنگيني بود و برخلاف جلسات ديگر به شكل گفت‌وشنود برگزار شد. استادان نظر يا سؤالي مطرح مي‌كردند و آقاي هاشمي توضيحي مي‌داد. يكي از سؤال‌ها به مخالفت‌هايي كه با ايشان مي‌شود و ازجمله به قضاياي انتخابات سال ٩٢ مربوط بود كه ايشان گفتند در انتخابات قبل هم امكان رأي‌آوري براي او وجود داشت، برخي به هراس افتادند و وزير احمدي‌نژاد در جلسه شوراي نگهبان شركت كرد.

من مي‌خواهم اينجا از سخنگوي شوراي نگهبان، آقاي كدخدايي سؤال كنم كه توضيح بدهند چه چيزي را تكذيب مي‌كنند؟ جلسات شوراي نگهبان همه ضبط‌وثبت مي‌شود. خود ايشان در آن جلسه بوده است. توصيه من اين است كه مشروح جلسات را منتشر كنيد.

بالاخره الان نزديك به چهار سال از آن زمان گذشته و آقاي هاشمي هم كه ردصلاحيت شدند؛ پس چيز پنهاني نبايد وجود داشته باشد. آيا مي‌خواهيد بگويم آقاي مصلحي كجاي جلسه نشسته بود؟ تا جايي كه مي‌دانيم، ايشان نه به دعوت شوراي نگهبان، بلكه به خواست خود و با معاونان‌شان به شوراي نگهبان آمده بودند؛ تاجايي‌كه اين حضور با عكس‌العمل شوراي نگهبان روبه‌رو مي‌شود. اگر اين حضور به دعوت شوراي نگهبان بوده، چرا معاونانش را بيرون كردند و فقط خودش را راه دادند؟ اين يعني ايشان آمده بودند تا درباره رأي‌آوري هاشمي اخطاري بدهند. بهترين راه براي برطرف‌كردن اين شبهه پيش‌آمده همان انتشار مشروح آن جلسه است.

No responses yet

Sep 27 2016

سه رئیس جمهور ایران که از نامزدی مجدد منع شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران قرار است ۲۹ اردیبهشت سال آینده خورشیدی برگزار شود. کمتر از ۸ ماه مانده به این انتخابات در حالی که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق با سفرهای استانی و سخنرانی خود را برای نامزدی مجدد آماده می کرد، آیت الله علی خامنه ای در اقدامی بی سابقه در دوره ۲۷ ساله رهبری اش، به صورت علنی و با صراحت با حضور او در انتخابات مخالفت کرده است.

محمود احمدی نژاد: ممانعت علنی و بی سابقه از نامزدی
محمود احمدی نژاد سومین رئیس جمهور در دوره رهبری آیت الله خامنه ای است که از حضور مجدد در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری باز می ماند.

پیش از این برخی از چهره های نزدیک به دفتر آیت الله خامنه ای، از مخالفت او با نامزدی محمود احمدی نژاد خبر داده بودند، اما برخی از نزدیکان رئیس جمهور سابق در صحت این گفته ها تشکیک کرده بودند. از جمله حمید رسایی از سیاستمداران اصولگرا که صلاحیتش برای نامزدی در انتخابات مجلس رد شد، گفت بود: “شاید عده ای استدلال کنند که رهبر انقلاب بنا بر مصالحی، در مقطعی موضع درِگوشی و خصوصی انتخاباتی را به نزدیکان خود بیان می کنند که صلاح نمی دانند آن نظر را به صورت علنی ابراز دارند. قطعا چنین رفتاری همان‌طور که ایشان خود بر آن تأکید کرده اند، به دلیل تبعات منفی آن، از طرف رهبری نه جایز است و نه شایسته”.

آقای احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش بارها آیت الله خامنه ای را به موضع گیری علنی مجبور کرد که پیش از آن سابقه نداشت. او اینک بار دیگر رهبر ایران را وادار به اظهار نظر صریح و اعلام مخالفت بی سابقه در برابر نامزدی در انتخابات سال ۹۶ کرده است. البته دو رئیس جمهور پیش از آقای احمدی نژاد هم قبلا علیرغم علاقمندی به نامزدی در انتخابات از آن بازماندند، اما هریک به شیوه ای متفاوت.

محمد خاتمی: کناره گیری کم هزینه از نامزدی
محمد خاتمی دومین رئیس جمهور در دوره رهبری آقای خامنه ای، ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ (حدود سه ماه پیش از انتخابات بحث برانگیز سال ۱۳۸۸) پس از هفته ها ابهام اعلام نامزدی کرد و گفت “با جدیت کاندیداتوری خود را اعلام می کنم و می گویم که از ابتدا تا کنون نیز برخلاف آنچه گفته می شد هیچ تردیدی نداشتم”. او گفت که اعلام نامزدی اش “به منزله تنگ کردن جای دیگران” نیست.

با اعلام نامزدی میرحسین موسوی، حدس و گمان هایی درگرفت که آقای خاتمی دیگر در عرصه انتخابات باقی نمی ماند. این پیش فرض را بیشتر رسانه های نزدیک به جناح اصولگرا در ایران مطرح کردند که از همان اول با نامزدی آقای خاتمی مخالف بودند و این مخالفت را با گزارش ها و مصاحبه هایی علیه رئیس جمهوری سابق ایران نشان می دادند. اوج این مخالفت ها شعارهایی بود که علیه آقای خاتمی در راهپیمایی ۲۲ بهمن داده شد و تنها دو پس از آن روزنامه کیهان در سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری هشدار داد که ممکن است آقای خاتمی به سرنوشت بی نظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان دچار شود که همزمان با تلاش برای ورود مجدد به قدرت ترور شد.

سرانجام آقای خاتمی حدود یک ماه پس از اعلام نامزدی و انجام چند سفر و سخنرانی انتخاباتی در ۲۶ اسفند ۸۷ رسما از نامزدی انصراف داد. او پس از اعلام نام محمود احمدی نژاد به عنوان نامزد پیروز انتخابات ۸۸ خواستار همه پرسی درباره مشروعیت دولت شد. طی این مدت آقای خاتمی با محدودیت هایی برای فعالیت های اجتماعی و رسمی مواجه شده و از جمله ممنوع الخروج شده است.

در سال ۱۳۹۲ مدتی قبل از پایان مهلت ثبت نام برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری هنگامی که بحث مجددی برای نامزدی آقای خاتمی در انتخابات مطرح بود او در دیدار با اعضای ستاد جوانان اصلاح طلب که مجدانه خواستار نامزدی او بودند در اظهارات صریحی گفت که حاکمیت ( اشاره ای غیرمستقیم به آیت الله خامنه ای و نهادهای تحت نظر رهبر) مخالف نامزدی او است.

“…الان قصد ندارم در باب نامزدی خود برای ریاست جمهوری اعلام نظر کنم ولی فقط سؤال می کنم که اگر حاکمیت به هر دلیل فردی مانند من را نخواهد و به هر قیمتی نگذارد که علیرغم خواست شما بیاید، آن روز آنان که امیدوار بودند چه حالی پیدا می کند؟ آیا کینه ها و دلخوری ها بیشتر نمی شود؟ طرف مقابل هم که هزینه ای پرداخته، آیا فضا را تنگ تر نخواهد کرد؟ بعضی می گویند بیایید، همه چیز روشن می شود، آنها جلوی شما می ایستند و ما هم پشت شما می ایستیم؛ من ابدا نمی خواهم این اتفاق بیفتد… اگر چنین وضعی پیش آید اوضاع از این هم بدتر می شود.”

در هفته های اخیر مرتضی حاجی، از وزرای کابینه آقای خاتمی بدون آن که بتواند نام رئیس جمهور اسبق را به دلیل محدودیت های وضع شده از سوی قوه قضائیه بیاورد احتمال نامزدی او در انتخابات پیش رو را رد کرده، اما گفته “دلیلی برای عدم تائید صلاحیت رئیس دولت اصلاحات نمی‌بینم”.

اکبر هاشمی رفسنجانی: رد صلاحیت تاریخی
اکبر هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۸۴ (۸ سال پس از خروجش از نهاد ریاست جمهوری) دوباره اعلام نامزدی کرد و حتی برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی نتیجه نهایی انتخابات ریاست جمهوری را با حضور محمود احمدی نژاد به دور دوم کشاند، اما شورای نگهبان در میان بهت و ناباوری صلاحیت او را برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ تایید نکرد.

آقای هاشمی رفسنجانی مدتی پس از انتخابات گفت: “به من گفتند انصراف بده تا رد صلاحیت پیش نیاید. من گفتم نه… فردا صبح دو تن از بزرگان نظام به مجمع آمدند تا بنده را به انصراف راضی کنند که هزینه رد صلاحیت کاهش پیدا کند… نپذیرفتم”

حضور آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین روز ثبت نام از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با استقبال هواداران او و ازدهام در برابر ساختمان وزارت کشور رو به رو شد.

آقای هاشمی رفسنجانی در توصیف روزی که برای ثبت نام به وزارت کشور رفت، گفته که تا بعد از ظهر می کوشیده با آیت الله خامنه ای در این باره صحبت کند و نظر او را جویا شود اما پاسخ می شنیده که وی در جلسه “درس” یا در حال “دیدار و مراسم” است. “بعدازظهر خودم تماس گرفتم و گفتند که ما به ایشان دسترسی نداریم و [در حال] استراحت هستند.”

اکبر هاشمی رفسنجانی تأکید کرده که ساعت ۵ بعد از ظهر مجددا با دفتر رهبری تماس گرفته و خبر داده که می خواهد برای انتخابات ثبت نام کند و پاسخ شنیده: “پس بگذارید به ایشان اطلاع بدهیم”. به گفته آقای هاشمی رفسنجانی، یک ربع بعد، دفتر رهبری پاسخ آقای خامنه ای را به این شرح بازگو کرده است: “آقا می گویند برای این مسئله که نمی توانیم تلفنی صحبت کنیم.”

آقای هاشمی رفسنجانی گفته بود از این پاسخ نتیجه گرفته که “ایشان مخالفتی ندارند، چون اگر [نامزدی در انتخابات را] مصلحت نمی دانستند، می گفتند”. به گفته آقای هاشمی رفسنجانی مقامی در دفتر رهبر ایران که در ساعت ۵ بعد از ظهر با او صحبت کرده، اصغر حجازی مسئول امنیتی دفتر آیت الله خامنه ای بوده است.

آیت الله خامنه ای در کوران اعتراض ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در خطبه نماز جمعه تهران به طور صریح از آقای هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و گفت که با او دوستی ۵۰ ساله دارد اما نظرش به نظر محمود احمدی نژاد در اداره کشور نزدیک تر است.

No responses yet

Sep 07 2016

سفر متفاوت هاشمی رفسنجانی به مشهد/ علم‌الهدی به دیدار می‌آید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: اگر امام جمعه مشهد به دیدار هاشمی برود سخنان اخیر علم‌الهدی در همایش بسیج اساتید در یادها تازه می‌شود که گفته بود: دولت‌های سازندگی، اصلاحات و اعتدال سه تبر در پیکره نظام بودند و هستند…
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- سفر جاری آیت الله هاشمی رفسنجانی به مشهد را می‌توان با سفرهای گذشته او به این سامان متفاوت دانست.

6 ماه پس از درگذشت آیت الله عباس واعظ طبسی تولیت فقید آستان قدس رضوی جانشین او خود به استقبال نیامد اما معاون آستان را فرستاد.

صبح امروز البته رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تولیت جدید آستان قدس رضوی دیدار کرد اما هنوز میان هاشمی رفسنجانی و امام جمعه پر سر وصدای مشهد ملاقاتی صورت نپذیرفته است.

در تمام تاریخ جمهوری اسلامی تا درگذشت آیت الله واعظ طبسی هر بار که هاشمی رفسنجانی به مشهد می رفت با استقبال او رو به رو می شد و برنامه های دیدار و سخنرانی نیز در تالار آیینه حرم امام رضا (ع) انجام می‌پذیرفت. این بار اما محل استقرار او دانشگاه آزاد اسلامی تعیین شده است هر چند که قرار نیست درهای تالار به روی او بسته باشد.

اگر آیت الله علم‌الهدی با هاشمی ملاقات نکند رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام احتمالا به یاد می‌آورد که امام جمعه روزگاری معاون دانشگاه امام صادق (ع) بود و ریاست این دانشگاه با آیت الله مهدوی کنی که علاقه و ارادت خود به هاشمی را همواره ابراز می‌کرد.

چندان که وقتی ریاست مجلس خبرگان رهبری را پذیرفت این تعبیر را به کار برد: «‌جناب آقای هاشمی کرسی ریاست را به بنده تفویض کردند» و در سال‌هایی که هاشمی در جلسات جامعه روحانیت مبارز شرکت می‌کرد اگر به دلایل امنیتی نمی‌توانست در دفتر مرکزی حاضر شود مهدوی کنی و دیگر اعضا به دفتر هاشمی می‌رفتند.

اگر هم امام جمعه مشهد به دیدار او برود سخنان اخیر علم‌الهدی در همایش بسیج اساتید در یادها تازه می‌شود که گفته بود: دولت‌های سازندگی، اصلاحات و اعتدال سه تبر در پیکره نظام بودند و هستند. تبر سازندگی به خاطر توسعه اقتصادی، تبر اصلاحات به سبب توسعه سیاسی و تبر اعتدال به دلیل توسعه تعاملی. آقای علم الهدی البته دولت موقت و دولت سال های جنگ را مصداق تبر ندانسته و از این اتهام معاف ساخته است.

بر این پایه هر چند بعید نیست میان امام جمعه مشهد و رییس جمهوری اسبق ایران که سیاست‌های توسعه اقتصادی را به اجرا گذاشت دیداری صورت پذیرد اما اگر اتفاق افتد بعید است گرم و پرشور باشد.

به اعتبار آنچه گفته شد مشهد این روزها برای هاشمی پس از 37 سال، مشهد متفاوتی است. چرا که چه در مقام رییس مجلس شورای اسلامی، چه رییس جمهوری و چه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با استقبال مرحوم واعظ طبسی رو به رو می‌شد و این خوشامد فراتر از استقبال‌های رسمی بود و خصوصا در دوران احمدی‌نژاد که مقامات اجرایی همراهی نمی‌کردند معنای خاصی از آن متبادر می‌شد.

اگر علم‌الهدی تا پایان این سفر 4 روزه ترجیح دهد به دیدار هاشمی نرود یا به ساعات پایانی موکول کند یا رییس مجمع تشخیص مصلحت نپذیرد به این معنی است که اختلافات فراتر از روحانیت سنتی/ هنرمندان در ماجرای کنسرت های موسیقی که میان دو قرائت در خود روحانیت است…

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .