اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Oct 02 2019

نادر نوری‌کهن: می‌گفتند ما ۵ نفر را اعدام می‌کنند تا دل خانواده شهدا شاد شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر

ایران وایز: «قاضی شهریاری می‌گفت اطلاعات، فشار زیادی روی او گذاشته تا پرونده ما ۵ نفر باقیمانده دوباره تحویل اطلاعات داده شود تا آن‌ها ما را اعدام کنند. اطلاعات گفته بود آن‌ها باید جوابی برای خانواده شهدا و افکار عمومی داشته باشند. شهریاری می‌گفت من تلاش می‌کنم همه آزاد شوید اما باید صبر کنید، به آن‌ها یک ماه فرصت داده‌ام اگر مدارک و شواهدی دال بر گناه‌کاری شما دارند ارائه دهند، در غیر این صورت من شما را هم مثل بقیه آزاد می‌کنم. »

در بخش پایانی روایت «نادر نوری‌کهن»، از متهمان پرونده ترورهای هسته‌ای، او درباره‌ی دوره پس از پایان بازجویی‌ها و روزهای پس از آزادی از زندان صحبت می‌کند. آقای نوری‌کهن در بخش نخست درباره شیوه بازداشت و ۲۷ روز نخست بازجویی او در بند ۲۴۰ زندان اوین و در بخش دوم درباره ۴ ماه بازداشت، بازجویی و شکنجه‌هایش در زندان مخفی زیر نظر وزارت اطلاعات و در بخش سوم درباره اتهاماتی که به او وارد شد صحبت کرد. نادر نوری‌کهن سوم تیر۱۳۹۱ بازداشت شد و پس از ۲۵ ماه زندان، ۱۱مرداد ۱۳۹۳ آزاد شد، او قرار بود در سناریوی وزارت اطلاعات برای پرونده قتل‌های هسته‌ای، به‌عنوان افسر ارشد اطلاعاتی موساد با نام مایکل معرفی شود که اعضای تیم ترور دانشمندان هسته‌ای را جذب، سازمان‌دهی و هدایت کرده است.

قاضی پرونده شما «ابوالقاسم صلواتی» بود. اولین بار چه زمانی قاضی صلواتی را ملاقات کردید و در دادگاه چه گذشت؟

یک روز پنجشنبه یا جمعه، به نظرم اوایل مرداد ۱۳۹۲، برای اولین بار من را به دادگاه انقلاب نزد قاضی صلواتی بردند. روز تعطیلی دادگاه انقلاب بود. وارد اتاق دادگاه که شدم، صلواتی همین‌که من را دید گفت چطوری مایکل؟ گفتم من مایکل نیستم، کاری نکرده‌ام و بی‌گناهم. صلواتی گفت می‌دانی من کی هستم؟ گفتم نمی‌دانم. گفت صلواتی هستم، من را نمی‌شناسی؟ گفتم خیر. گفت در تلویزیون هم من را ندیده‌ای. گفتم تلویزیون ایران را نگاه نمی‌کنم. گفت البته مشخص است که تلویزیون ایران را نمی‌بینی. مکثی کرد و به سرتاپایم نگاهی کرد و گفت چرا لباس‌هایت این قدر کثیف است؟ چرا ریشت این قدر بلند است؟ گفتم آقای قاضی، در زندان به ما لباس نمی‌دهند، شما دستور بدهید لباس بدهند، من هر روز لباس‌هایم را عوض می‌کنم. اگر اجازه بدهند مرتب هم حمام برویم ریش‌هایم را هم کوتاه می‌کنم، من دوست ندارم ریش داشته باشم. صلواتی عصبانی شد و گفت: «یهودی کثیف اگر یک بار دیگر که می‌آیی اینجا ریش داشته باشی از همین پنجره پرتت می‌کنم پایین.
صلواتی یک برگه‌ای به من نشان داد و گفت این حکم اعدام توست. حکم اعدام‌ات صادر شده است. اصلا نیازی نیست اینجا بیایی و حرفی بزنی. بر اساس همین شواهد و مدارکی که این‌جا دارم حکم اعدام‌ات را صادر کرده‌ام. اما می‌خواهم فرصتی به تو بدهم. برگرد با بازجوهایت صحبت کن و چیزی درباره اسرائیل بگو که به درد ما بخورد که شاید من در تصمیم خودم تجدیدنظر کنم و اعدام‌ات را حبس ابد کنم. حالا گمشو برو بیرون. این اولین دیدار من با قاضی صلواتی بود و بعد من را به سلولم بازگرداندند.

دوباره قاضی صلواتی را دیدید یا دادگاهت همین چند دقیقه بود؟ بازجوها بعد از این‌که دیدند در دادگاه اعترافات را انکار کردی چه کار کردند؟

من را دوباره به خانه مبله وزارت اطلاعات بردند. این بار اجازه ندادند چشم‌بندهایم را بردارم. گفتند مسئولانی اینجا هستند که مایل نیستند، تو آن‌ها را ببینی. من را رو به دیوار نشاندند و چند نفر دور من نشستند. یکی گفت :شنیده‌ایم در دادگاه گفته‌ای بی‌گناهی؟ گفتم: بله، من بی‌گناهم و زیر شکنجه چیزهایی را که از من خواستید گفتم. همان یک نفر گفت دوباره تعزیر می‌شوی و دوباره همه چیز را خواهی گفت، چرا کار خودت را سخت‌تر می‌کنی؟ گفتم: نزدیک به دو سال است همین مسیر را می‌روید، من چرا در دادگاه کاری را که نکرده‌ام گردن بگیرم و اعدام خودم را قطعی کنم؟ یکی از آن‌ها گفت: تو را یکشنبه دوباره می‌بریم دادگاه، در دادگاه به صلواتی می‌گویی تو این کارها را کرده‌ای و همه چیز را به همین ترتیب که این‌جا گفتی گردن می‌گیری، بعد حکم اعدامت که می‌آید ما که باید اعدامت کنیم خبر اجرای حکمت را اعلام می‌کنیم اما اعدامت نمی‌کنیم و برایت خانه و اتومبیل هم فراهم می‌کنیم و برای ما کار می‌کنی.
گفتم: من خودم زندگی و کار و خانه و اتومبیل داشتم و دارم، به قول و قرار شما هم اعتمادی نیست، اعدام‌ام می‌کنید و اگر هم به فرض محال این کار را نکردید حتما باورتان شده عضو موساد هستم و از من چیزهایی خواهید خواست که من نمی‌توانم انجام دهم و دوباره به همین جایی برخواهیم گشت که الان هستیم. بعد از دو ساعت کلنجار رفتن باز من را به سلولم در ۲۴۰ منتقل کردند.

بعد از این جریان دوباره به دادگاه رفتید؟ به شما اجازه دادند وکیل داشته باشید؟

روز یکشنبه دوباره من را به دادگاه منتقل کردند. بیرون اتاق دادگاه منتظر نشسته بودم تا داخل برویم. آقایی کیف چرمی به دست، لاغر اندام و حدودا ۳۵ ساله آمد کنارم نشست. خودش را معرفی کرد اما اسمش یادم نمانده است، گفت من وکیل تسخیری شما هستم و در دادگاه از شما دفاع می‌کنم. گفتم هیچ وکالت‌نامه‌ای برای امضا به من نداده‌اند، اصلا شما بدون این‌که من را دیده باشید و حرف‌هایم را شنیده باشید و بدانید چه بلایی سر من آورده‌اند، چگونه از من دفاع می‌کنید؟ چرا زودتر سراغ من نیامدید؟ گفت من خیلی وقت است پرونده شما را می‌خوانم، می‌دانم جریان چیست. من پیشتر وکیل تسخیری بسیاری از دو تابعیتی‌های ایرانی امریکایی بوده‌ام و نجات‌شان داده‌ام. شما اتهامات وارده را بپذیر و بقیه‌اش را بسپار به من. البته این هزینه دارد، تقریبا ۱ میلیون دلار باید هزینه کنیم تا حکم اعدامت را حبس ابد کنیم و بعد هم عفو رهبری می‌خورید و می‌شود ۱۵ یا ۲۰ سال و بعد آزاد می‌شوید. حالا لازم هم نیست همه‌ این پول را هم یکجا و نقدی بدهی. گفتم: اصلا متوجه هستید چه می‌گویید؟ من چرا باید کارهای نکرده را گردن بگیرم؟ که تازه بعدش شما رشوه بدهی که جانم را نجات بدهی؟ من اصلا وکیل نمی‌خواهم. گفت من وکیل تسخیری هستم و در هر حال از شما دفاع می‌کنم.

بالاخره به درون سالن دادگاه رفتید؟ صلواتی برخوردش چگونه بود؟

بله بعد از مدتی وارد سالن دادگاه شدیم، بعد از قرآن خواندن، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و گفت من یهودی و مامور موساد هستم و عمده اتهامات را همان‌طور که در بازجویی‌ها ردیف کرده بودند، خواند. بعد قاضی صلواتی به من گفت هیچ دفاعی داری؟ وکیل گفت دفاع می کند که من گفتم خودم دفاع می‌کنم. گفتم نه مایکل هستم، نه یهودی و نه مامور جایی هستم. به شدت شکنجه شدم، همین الان که دارم این‌جا صحبت می‌کنم تیک عصبی دارم که می‌بینید، لرزش دست و پا دارم و حالم اصلا خوب نیست که از عوارض شکنجه است و آن‌چه نماینده دادستان می‌گوید اعترافات زیر شکنجه است و من واقعا کاری نکرده‌ام. صلواتی گفت: این‌جا صدها صفحه اعترافات تو موجود است که با دست‌خط خودت و خیلی روان و تمییز نوشته‌ای، کسی زیر شکنجه باشد نمی‌تواند این قدر تمییز و دقیق بنویسد. گفتم آقای قاضی، این‌ها را بارها و بارها نوشته شده و غلط‌گیری شده و پاره شده و بعد که متن مورد نظر متناسب با سناریوی بازجوها درآمده است به من گفته‌اند بنشین و تمییز و بدون غلط بنویس. به صلواتی گفتم هر برگه از این اعترافات تاریخ دارد و همه هم در اتاق‌های بازجویی که دوربین مداربسته دارد نوشته شده است. شما اگر دستور بدهی فیلم یکی از این روزها را برای بازبینی به شما بدهند، درخواهید یافت چند بار این کاغذها دوباره نویسی شده و چند بار بازجویان خودشان اسامی را به من داده‌اند و به من برای نوشتن خط داده‌اند. من نزدیک چهل دقیقه از خودم دفاع کردم و قاضی گفت این موارد را بررسی می‌کند و دادرسی ادامه خواهد داشت و باز به دادگاه احضار خواهم شد.

پس از برگزاری جلسه نخست دادگاه، شما را دوباره به سلول‌تان در بند ۲۴۰ بازگرداندند. باتوجه به این‌که شما منکر اعتراف‌ها شدید، بازجویان دوباره سراغ‌تان نیامدند؟

نه. اما کمتر از یک‌ماه پس از آن جلسه دادگاه، یک روز یکی از نگهبانان بند خبر داد که حکم اعدام من صادر شده است و به زودی اعدام خواهم شد. من نمی دانستم دروغ می‌گوید و عملا همه چیز را پایان یافته می‌دانستم و منتظر اجرای حکم اعدام بودم. از نگهبان پرسیدم حکم چه ساعتی اجرا می‌شود. گفت احکام اعدام صبح‌ها ساعت ۵ صبح اجرا می‌شود. من از وحشت اجرای حکم، شب‌ها خوابم نمی‌برد و تا ساعت ۵ صبح منتظر بودم بیایند در سلول را باز کنند و من را برای اعدام ببرند. هر شب که به صبح می‌رسید خوشحال می‌شدم که یک روز دیگر زنده مانده‌ام. هر صدای پایی در طول شب برای من به معنای صدای پای ماموری بود که برای بردن من به محل اعدام آمده است. دوره بسیار وحشتناکی بود، این بی‌خوابی هنوز با من است.

این وضعیت بلاتکلیفی و انتظار برای اعدام چه مدت طول کشید؟

این وضعیت بیش از ۲۰ روز ادامه داشت تا این‌که روزی سراغ من آمدند و من را به اتاق بازجویی در بند ۲۰۹ بردند. دو نفر آن‌جا بودند که پیشتر ندیده بودم، گفتند چرا در پرونده شما و در اعترافتتان این همه تناقض دیده می‌شود؟ من که پس از شنیدن خبر دروغ صدور حکم اعدامم، بیش از پیش به هم ریخته بودم و در واقع دیگری نه چیزی برای از دست دادن داشتم و نه امیدی برای نجات یافتن، صدایم را بلند کردم و با داد و فریاد گفتم دیگر چی از من می‌خواهید؟ هرچه را که خواستید گفتم و الان هم که به من اعدام داده‌اید، قرار است به چه چیزی دیگری اعتراف کنم؟ گفتند ما برای کمک کردن به شما آمده‌ایم و حکم اعدامی هم صادر نشده است. سعی کردند آرامم کنند و گفتند چند روز دیگر دوباره پیش من می‌آیند. چند روز بعد دوباره آمدند، برخوردشان خوب بود و گفتند می‌خواهیم کمک کنیم، گفتند که گروه قبلی از پرونده کنار گذاشته شده است و ما گروه جدیدی هستیم و می‌خواهیم کمک کنیم. گفتم من اطلاعاتی ندیده‌ام کمک کند. اما به هرحال خودتان می‌توانید فیلم‌ها را ببینید. من به شدت شکنجه شده‌ام و مجبور شدم علیه خودم به دروغ اعتراف کنم. این‌ها به حرف‌های من گوش دادند و گفتند وضعیت شما به زودی تغییر می‌کند. تنها حقیقت را به ما بگو. من هم داستان را به طور کامل برای‌شان گفتم.

پس از این تحویل پرونده به تیم جدید، قاضی پرونده هم عوض شد؟

چند روز بعد از این دیدار، من را به یکی از ساختما‌ن‌های دادسرای شهید مقدس اوین بردند. قاضی «محمد شهریاری»، سرپرست دادسرای جنایی تهران، آن‌جا بود. قاضی شهریاری به من گفت پرونده شما و دیگر متهمان ترورهای هسته‌ای را به من سپرده‌اند، ما می‌دانیم شما بی‌گناه هستید و برای این‌که این پرونده جمع شود و شما آزاد شوید باید با ما همکاری کنید. از آن روز به بعد، نزدیک به دو ماه هر هفته، چند روز ما را به آن‌جا می‌بردند و ما تمام آن‌چه را رُخ‌ داده بود از اول تا آخر دوباره روایت کردیم. این بار اما شکنجه و فشاری در کار نبود و ما واقعیت آن‌چه را بر سرمان آمده بود می‌نوشتیم. من از همان بار دوم که به آن‌جا برده شدم، بچه‌های دیگر همین پرونده را هم دیدم. خیلی‌ها را دیدم و برخی را از روی عکس‌هایی که به من نشان داده بودند، می‌شناختم. مثلا «بهزاد عبدلی» را دیدم که قبلا عکس‌اش را به من نشان داده بودند. تعدادی از خانم‌ها را هم دیدم که بر اساس عکس‌ها از جمله گمان می‌کنم خانم «مریم زرگر» و خانم «سارا رنجبر» بودند. این را هم یادم آمد بگویم قاضی شهریاری همان‌ روز دومی که من را بردند آن‌جا، از من خواست با «ایوب مسلم» صحبت کنم. قاضی شهریاری گفت ایوب مسلم هنوز فکر می‌کند این ادامه همان روند بازجویی و دادگاه اولیه است و مرتب تکرار می‌کند من در تیم ترور بوده‌ام و اعتراف کرده‌ام. قاضی می‌گفت ایوب فکر می‌کند اگر بگوید چه بلایی سرش آورده‌اند و حقیقت را بگوید باز شکنجه خواهد شد. با او صحبت کن، بگو وضعیت تغییر کرده است، به هر‌حال همه را مجبور کرده‌اند علیه مایکل که تو باشی تک‌نویسی کنند، وقتی ببیند همین مایکل این‌جاست و می‌گوید کلا داستان چیز دیگری است زودتر می‌تواند از آن وحشت نجات یابد. با ایوب صحبت کردم و وقتی کم‌کم باور کرد این‌ها اطلاعاتی نیستند، شروع کرد به تعریف کردن آن‌چه بر سرش آورده‌اند. یک خانمی هم بود در جمع متهمان که قبل از بازداشت در ترمینال اتوبوس‌رانی آرژانتین بلیط‌فروش بود، او هم خیلی وحشت کرده بود. من با ایشان هم صحبت کردم، گفتم من مایکل هستم و سعی کردم قانعش کنم که این ادامه بازی‌های اطلاعات نیست.

اگر شما و چند نفر دیگر به خاطر کار و زندگی در اقلیم کردستان عراق و یا رفت‌وآمد به آن‌جا، سوژه‌های مناسبی برای سناریوی وزارت اطلاعات بودید، سایر متهمان این پرونده بر چه اساسی انتخاب شده بودند؟

به نظر می‌رسد بیشتر متهمان پرونده به صرف آشنایی، حتی در حد یک سلام و علیک یا کار ادرای یا ارتباط ساده اتفاقی، با خانم مریم زرگر به عنوان سوژه‌های این سناریو انتخاب شده بودند. مثلا آقای «نادر کرباسی» که من چند روزی هم با ایشان هم‌سلول بودم از سهامداران شرکت مسافرتی رویال سفر ایرانیان بودند که در سنندج هم دفتر مسافرتی و تعداد زیادی اتوبوس داشتند. همین آقای کرباسی که مدیرعامل شعبه شرکت در سنندج را به همراه چند نفر از راننده‌های شرکت گرفته بودند و حتی کسانی که بلیط فروش بودند و به شکلی از این رهگذر با خانم مریم زرگر آشنا شده بودند.

خانم مریم زرگر خودشان پیش از بازداشت در چه موقعیتی بودند و چرا اصلا وزارت اطلاعات ایشان را وارد این سناریو کرد که تازه بعد آشنایانش را به پرونده اضافه کند؟

خانم مریم زرگر به عنوان مدیر دفتر، همکار و یا مشاور (دقیق نمی‌دانم) با یکی از نماینده‌های شهر رشت در مجلس همکاری می‌کرد. این آقای نماینده یک شرکت سیاحتی و زیارتی برای عراق داشت. خانم زرگر شرکت زیارتی و سیاحتی این آقای نماینده را مدیریت و اداره می‌کرده است و به خاطر همین کار با کسان زیادی برای هماهنگی سفرها، بلیط گرفتن و رفت‌وآمد آشنا شده و در دفتر تلفنش، شماره آن‌ها را داشته است و به نظر می‌رسد بیشتر این آدم‌ها بازداشت شده بودند.
مثلا نشمین زارع که به همراه همسرش فواد فرامرزی در فیلم اعترافات هم بودند، به طور کاملا اتفاقی با مریم زرگر آشنا می شوند. در یک سفر، از تهران به سنندج، نشمین زارع در اتوبوس کنار مریم زرگر می‌نشیند و بعد با هم گپ می‌زنند و نشمین زارع به خانم زرگر تعارف می‌کند و چند ساعتی میهمان خانه آن‌ها در سنندج می‌شود و بعد به سفرش ادامه می‌دهد. آن جا با هم تلفن رد و بدل می‌کنند. همین حد آشنایی بعدا باعث گرفتار شدن نشمین زارع و فواد فرامرزی می‌شود. یا مثلا بهزاد عبدلی و ایوب مسلم در مریوان خانم زرگر را می‌بینند و بعد با او آشنا می‌شوند و چند تماس ساده تلفنی با هم داشته‌اند و به همین دلیل گرفتار می‌شوند.خود خانم زرگر را هم واقعا نمی‌دانم چرا گرفته بودند. چون با یکی از نماینده‌های رشت کار می‌کرد، شاید قربانی تسویه حساب بین نمایندگان و جریان‌های رقیب شده بود.

چه زمانی به سلول‌های دو نفره و چند نفره منتقل شدید و انفرادی به اتمام رسید؟

در همان اوایلی که تحقیقات قاضی شهریاری و رفتن ما به دادسرای شهید مقدس شروع شد ما را به سلول‌های دو نفره ۲۰۹ منتقل کردند. سلول‌هایی کمی بزرگتر از انفرادی که از بریدن تیغه بین دو سلول انفرادی درست شده بودند. اولین نفری که با من هم‌سلولی شد آقای رنجبر بود که به همراه دخترش «سارا رنجبر»، از متهمان پرونده بودند. سارا رنجبر هم به خاطر دوستی و آشنایی با مریم زرگر در رشت، بازداشت شده بود. البته ما فقط نزدیک به دو هفته با هم بودیم. ما را هر هفته یا هر چند هفته جابه‌جا می‌کردند و با کسانی دیگر از پرونده خودمان هم‌سلولی می‌شدیم. یک حسین نامی هم مدت کوتاهی هم سلولی من بود. خودش می‌گفت در خیابان جمهوری با دوربین شخصی در حال عکاسی بوده است که بازداشت می‌شود بعد به او اتهام جاسوسی می‌زنند و به شدت شکنجه شده بود. تا جایی که من فهمیدم او را هم وارد پرونده ما کرده بودند. او وضعیت روحی مناسبی نداشت و یک‌بار با خوردن مایع ظرفشویی سعی کرد خودکشی کند. خودکشی‌اش ناموفق بود و چند روز بعد از برگشتن از بیمارستان او را از سلول من منتقل کردند و برای مدت کوتاهی، کمتر از ده روز، با ایوب مسلم هم‌سلولی شدم. ایوب هم به خاطر شدت شکنجه‌ها به لحاظ روحی وضعیت باثباتی نداشت. بعد دوباره برای مدتی تنها بودم، به تدریج از اواخر پائیز ۱۳۹۲ تا اواسط زمستان به جز من و ۴ نفر دیگر از متهمان این پرونده، همه آزاد شدند. من البته مطمئن نیستم ممکن است مریم زرگر هم بعدا آزاد شده باشد اما در میان مردان تنها ما ۵ نفر (من، مازیار ابراهیمی، ایوب مسلم، آرش خردکیش، بهزاد عبدلی) ماندیم و مابقی همه آزاد شدند.

شما را چرا آزاد نمی‌کردند؟ امکانش نبود از قاضی شهریاری بپرسید دلیل نگه‌داشتن شما چیست و چرا مثل بقیه با قید وثیقه آزاد نمی‌شوید؟

قاضی شهریاری در این مدت به ما سر می‌زد، من از ایشان پرسیدم چرا آزادم نمی‌کنید؟ شهریاری ابتدا می‌گفت به ما فرصت بدهید تا به تدریج همه شما را آزاد کنیم. وقتی کم کم از طریق نگهبان‌ها خبر رسید که همه به جز ما ۵ نفر آزاد شده‌اند، سوال‌های ما هم هم بیشتر شد. قاضی شهریاری یک‌بار به من گفت که فشار زیادی روی آن‌ها هست تا پرونده ما ۵ نفر را دوباره تحویل اطلاعات دهند تا آن‌ها ما را اعدام کنند. اطلاعات گفته بود آن‌ها باید جوابی برای خانواده شهدا و افکار عمومی داشته باشند. شهریاری می‌گفت من تلاش می‌کنم همه آزاد شوید اما باید صبر کنید، به آن‌ها یک ماه فرصت داده‌ام اگر مدارک و شواهدی دال بر گناه‌کاری شما دارند ارائه دهند، در غیر این صورت من شما را هم مثل بقیه آزاد می‌کنم.

چه زمانی شما ۵ نفر باقیمانده به یک سلول بزرگتر و کنار یکدیگر منتقل شدید؟

من از زمستان ۹۲ دوباره تنها شدم تا نزدیک‌های اردیبهشت ۱۳۹۳. اوائل اردیبهشت ۱۳۹۳ ما ۵ نفر را که به یک اتاق مشترک بزرگ‌تر سوئیت مانند در بند ۳۵۰ منتقل کردند. ما تا مردادماه با هم هم‌سلولی بودیم.مرداد ماه، ما پنج نفر را با قید وثیقه و سپردن سند آزاد کردند. از من یک وثیقه ملکی ۵۰۰ میلیون تومانی گرفتند. البته در روزها و هفته‌های آخر خیلی کلافه بودیم و از بلاتکلیفی و کش آمدن آزادی‌مان و چند بار هم اعتراض کردیم تا جایی که مسئولان زندان آمدند و قول تسریع در آزادی‌مان دادند. به هرحال به فاصله چند روز همه ما را در روزهای مختلف و جداگانه آزاد کردند. از من تعهد گرفتند که آن‌چه این‌جا رُخ داده است و این پرونده اسرار نظامی است و جایی نباید به هیچ عنوان بازگو شود. بعدا فهمیدم اعضای خانواده من را هم برده بودند و از آن‌ها هم تعهد گرفته بودند. آزادی من البته بدون استرس و نگرانی هم نبود. موقع آزادی تهدیدم کردند که هنوز می‌توانیم تو را بکشیم، اگر بخواهیم به راحتی با یک ماشین زیرت می‌گیریم، فکر نکنی کار ما با تو تمام شده است. من موضوع این تهدید را همان روز پس از آزادی، زمانی که باید به دادسرای جنایی برای امضای برخی اوراق نزد قاضی شهریاری می‌رفتیم به ایشان هم گفتم. قاضی شهریاری هم گفت بله از این اتفاقات زیاد افتاده است، باید خیلی مواظب خودتان باشید. این را هم اضافه کنم در دفتر آقای شهریاری هم از ما تعهد گرفتند که در مورد آن‌چه بر سر ما آمده است و آن‌چه اتفاق افتاده است هیچ جا و با هیچ کسی نباید صحبت کنیم.

و بعد از آزادی چقدر طول کشید که دوباره بتوانید به سر کار و زندگی عادی بازگردید؟

بعد از آزادی من بیش از یک‌سال خودم را عملا در خانه حبس کردم. جز در موارد استثنایی، مثل مراجعه به دادسرای جنایی نزد قاضی شهریاری و یا کار بیمارستانی، اصلا از خانه بیرون نمی‌آمدم. من با مادرم در شیراز زندگی می‌کردم و در واقع اصلا جرات بیرون رفتن نداشتم. حتی وقتی به دکتر نیاز داشتم، اغلب دکتر را به خانه می‌آوردند، من را ویزیت کند. من حتی برای خریدن سیگار بیرون نمی‌رفتم. صدای موتور و ماشین نزدیک خانه که می‌آمد دچار وحشت زیادی می‌شدم و مادرم آرامم می‌کرد. فکر می‌کردم آمده‌اند دنبالم دوباره من را ببرند. خیلی استرس داشتم و فکر می‌کردم واقعا می‌خواهند من را در خیابان زیر بگیرند. در آن یک سال و نیم داروهای زیادی مصرف می‌کردم که بیشترشان هم داروهای اعصاب و آرام‌بخش بودند. اما این وضع قابل ادامه نبود. دنبال کار افتادم و در نهایت در عسلویه در پروژه ساخت یک پالایشگاه در بخش اسکله (متانول کاوه در دیر) کار پیدا کردم. تلخ این‌که اولین باری که وزیر نفت وقت، زنگنه، برای دیدار از پروژه آمد من خودم را جایی قایم کردم چون می‌ترسیدم ماموران امنیتی و اطلاعاتی همره او باشند و با دیدن من دوباره داستانی برایم درست شود. این را هم بگویم که در عسلویه از من گواهی عدم سوپیشینه خواستند، درخواست را در شیراز پر کردم و مادرم پیگیر شد. به مادرم گفته بودند نمی‌توانیم تائیدیه بدهیم و باید نزد قاضی شهریاری به تهران بروید. بعد از دوبار رفت و برگشت، یک گواهی برای من صادر کردند که سوپیشیه موثر ندارد، یعنی حاضر نبودند بنویسند سوپیشینه ندارد.

شما از وزارت اطلاعات برای دریافت غرامت شکایت کردید؟

نه من شکایت نکردم. در آن مدت شاید نزدیک به ۵ بار از دفتر آقای شهریاری با من تماس می‌‌گرفتند که به تهران مراجعه کنم. هر بار که می‌رفتم با ترس این‌که دوباره بازداشت می‌شوم می‌رفتم اما خوب راهی نداشتم، می‌رفتم. آن‌جا ماموران اطلاعاتی بودند که از احوالم می‌پرسیدند و این‌که کجا هستم و چکار می‌کنم. فشار زیادی به من می‌آمد. بارها به شهریاری گفتم دستور بدهید پاسپورت من را بدهند. من سیاسی نیستم و برای کار سیاسی هم بیرون نمی‌روم، تنها می‌خواهم بروم گوشه‌ای زندگی‌ام را بکنم. در یکی همین احضارها به دفتر شهریاری، کسی که خود را نماینده حفاظت قوه قضائیه معرفی می‌کرد آن‌جا بود. ایشان گفت خسارتی برای شما در نظر گرفته‌ایم و می خواهیم برای جبران به شما پرداخت کنیم. ایشان برگه‌ای در دست داشت و گفت بر اساس روزهای انفرادی، جمع روزهای زندان و جمع تعزیراتی (تعداد شلاق‌ها) که بر شما اعمال شده است ما فرمولی داشتیم و این مبلغ محاسبه شده است. آن آقا به من گفت تو را سلاخی کرده‌اند، چگونه دوام آوردی؟ مبلغی که به من گفتند ۱۳۰ میلیون تومان بود. گفتم یعنی شما حاضر هستید با گرفتن ۱۳۰ میلیون این مدت را حتی بدون شکنجه در زندان بمانید؟ گفت همین‌قدر در توان ما هست. میل خودتان است می‌خواهید نگیرید، اما اگرخسارت را بگیرید و برگه رضایت را امضا کنید، من دستور می‌دهم پاسپورت شما هم آزاد شود. من به پاسپورتم را نیاز داشتم و برای همین قبول کردم. البته آن‌ها به دروغ به من گفتند که تو داری بیشترین مبلغ را می‌گیری. به هر حال پس از چند هفته پول را به من پرداخت کردند و بعد هم پیگیر پاسپورتم شدم و آن را دریافت کردم و بلافاصله از ایران بیرون آمدم.

No responses yet

Oct 02 2019

طرح ‘ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات تلویزیونی’ به کجا می‌رسد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر

بی‌بی‌سی: طرح پیشنهادی محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، از ارائه طرح دو فوریتی “ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” به هیات رئیسه مجلس خبر داده است.

مطابق این طرح، “ضبط اعترافات اشخاص و پخش آن از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر رسانه های گروهی، در هر مرحله از مراحل تعقیب و تحقیقات مقدماتی ممنوع است و مرتکب، اعم از تهیه کننده و پخش کننده، علاوه بر الزام به اعاده حیثیت از متهم، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.” همچنین، مقام ها یا ماموران حکومتی دستور دهنده پخش اعترافات، علاوه بر مجازات فوق به “انفصال از خدمت و محرومیت از یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی” محکوم خواهند شد.

بیشتر بخوانید:

طرح پیشنهادی آقای صادقی، با وجود آنکه به “ضبط و پخش” اعترافات اشاره دارد و نه “اخذ” این اعترافات، یادآور بخشی از قانون مجازات اسلامی قدیمی ایران (مصوب ۱۳۷۵) است که ۱۷ سال بعد، بی سروصدا از متن قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب ۱۳۹۲) حذف شد.

مطابق ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی قدیم: “هر یک از مستخدمین و مأمورین قضایی یا غیرقضایی دولتی برای این که متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد”. ماده ۵۷۸ همچنین، به مجازات “آمران” اعتراف گیری تحت شکنجه هم اشاراتی داشت: “دستوردهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم به واسطهٔ اذیت و آزار فوت کند، مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت.”

لازم به یادآوری است که در اصل ۳۸ قانون اساسی ایران تصریح شده: “هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.” این اصل قانون اساسی اما هرچند اعتراف گیری تحت فشار را ممنوع می دانست، ولی طبیعتا مجازات عاملان چنین اعتراف گیری‌هایی را به وضع قانون در مجلس محول کرده بود.

بر همین مبنا بود که قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۵، مجازات های مشخصی را برای عاملان و آمران این کار مشخص کرد و حذف همین مجازات ها در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اقدامی معنی دار در جهت افزایش مصونیت عاملان شکنجه زندانیان برای وادارکردن آنها به اعترافات اجباری محسوب می شد. مصونیتی که البته، پیش از تغییر قانون مجازات اسلامی هم “در عمل” وجود داشت ولی قانون جدید، به لحاظ “حقوقی” آن را تقویت می کرد.

طرح محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی جمهوری اسلامی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست.

دلیل مشخص آن هم این است که که در عالم واقع، مشکل بتوان تصور کرد زندانیانی که حکومت اعترافات تلویزیونی آنها را “به مصلحت” می داند، بدون شکنجه به اعتراف علیه خود جلوی دوربین بازجویان بپردازند. زندانیانی از قبیل مازیار ابراهیمی که دستگاه امنیتی رسما اذعان کرده اعترافات تلویزیونیش به “ترور دانشمندان هسته ای” تحت شکنجه بوده و ظاهرا سرنوشت امثال او، محرک نمایندگانی چون آقای صادقی در ارائه طرح اخیر به مجلس شده است.

به عبارت دیگر، تا وقتی حکومت ایران “مصمم” به تداوم مصونیت مسئولان و ماموران امنیتی در اعتراف گیری تحت شکنجه است، رویه ضبط و پخش این اعترافات از صداو سیما و رسانه های حکومتی، فارغ از ارائه چنین طرح هایی در دستگاه قانونگذاری، ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Oct 01 2019

برادر حسن روحانی به ۵ سال حبس محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی قوه قضائیه روز سه‌شنبه، نهم مهر، از محکوم شدن حسین فریدون، برادر رئیس‌جمهور ایران، به ۵ سال حبس به خاطر دریافت رشوه خبر داد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، غلامحسین اسماعیلی در یک نشست خبری گفت که «حسین فریدون به ۵ سال حبس، جزای نقدی و رد مال به مبلغ ۳۱ میلیارد تومان محکوم شده‌است.»

او توضیح داد که «دادگاه تجدیدنظر رای نهایی را در مورد حسین فریدون صادر کرده‌است و حکم هفت سال حبس به پنج سال حبس تقلیل یافته‌است.»

این پرونده از آغاز ابعاد سیاسی نیز پیدا کرد و در حالی که نمایندگان اصول‌گرای مجلس همواره خواستار محاکمه برادر حسن روحانی بوده‌اند، برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب پیشنهاد کرده بودند که یک هیئت بی‌طرف هم به پرونده او و هم به اتهاماتی که متوجه صادق لاریجانی و فاضل لاریجانی دو برادر رئیس قوه قضائیه است، رسیدگی کند

به گزارش خبرگزاری فارس، اتهامات حسین فریدون در پرونده‌ای که در حال حاضر در قوه قضائیه در حال پیگیری است مربوط به ارتشاء و پول‌شویی و رد پول کثیف است.

فارس از قول «یک منبع آگاه» می‌نویسد که «وی در قبال دریافت رشوه رایزنی‌های مؤثری را برای سپردن مسئولیت‌هایی در بانک‌ها و دیگر بخش‌های تأثیرگذار اقتصادی به افرادی خاص انجام می‌داده‌است و این افراد در مقابل مبالغ هنگفتی را به وی پرداخت می‌کرده‌اند.»

به نوشته این خبرگزاری «برآورد اولیه مبالغ مربوط به ارتشاء و پول‌شویی به چند ده میلیارد تومان بالغ می‌شود» و در این پرونده اسامی افرادی مانند رسول دانیال‌زاده، یکی از بدهکاران بانکی، و برخی روسای سابق بانک‌ها از جمله صدقی مدیرعامل سابق بانک رفاه نیز دیده می‌شود.

رسول دانیال‌زاده به دلیل بیش از دو هزار میلیارد تومان بدهکاری به بانک‌ها روز ۲۵ دی ۹۵ بازداشت شد.

مقام‌های قضایی روز ۲۵ تیر ۹۶ از بازداشت حسین فریدون به خاطر «اتهامات مالی» خبر دادند و یک روز بعد خبر رسید که او با«قرار وثیقه ۵۰ میلیارد تومانی آزاد شده است. تاکنون اتهامات فریدون در چهار جلسه دادگاه رسیدگی شده‌است.

محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت، پس از بازداشت حسین فریدون گفته بود: «این مسئله باید برای رئیس قوه قضائیه یا قوه مقننه نیز این‌گونه باشد و قوه قضائیه مستقل همان طور که با برادر رئیس‌جمهوری برخورد کرد با دیگران نیز برخورد خواهد کرد».

غلامحسین،اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه، روز سه‌شنبه در نشست خبری خود در مورد پرونده «رشوی‌گیری» برادر حسن روحانی همچنین گفت که «در این پرونده برای متهم دیگر حکم برائت صادر شده‌است همچنین در مورد خانمی که دادگاه بدوی دو سوم از حکم وی را تعلیق کرده بود، در دادگاه تجدیدنظر یک سوم باقی مانده حکم وی هم تعلیق شده‌است.»

منابع: ایرنا و فارس و رادیو فردا / پ.پ

No responses yet

Sep 30 2019

تقی کبیری؛ نماینده‌ای که ‘۲۵۰ هزار یورو در خانه داشت’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای کبیری در سال ۱۳۸۹ در مسابقه تیراندازی استادهای بسیجی دانشگاه آزاد خوی اول شد

دستبرد به خانه تقی کبیری، نماینده مجلس ایران، به از دست دادن میلیاردها تومان پول نقد و اموال دیگر برای او منجر شده است.

علی لاریجانی، رئیس مجلس، دستور پیگیری را داده و استعلام کرده است که چه میزان از اموال آقای کبیری به سرقت رفته است.

حجم پول نقدی که گفته شده تقی کبیری در خانه نگهداری می‌کرده سوال‌برانگیز شده است.

این چندمین مورد از درگیری نمایندگان مجلس ایران در پرونده‌های قضایی ظرف ماه‌های اخیر است.
چه مبلغی به سرقت رفته است؟

پلیس یا قوه قضاییه ایران به طور رسمی جزئیات این پرونده را منتشر نکرده‌اند.

وبسایت “نماینده”، که اولین بار خبر سرقت را، بدون فاش کردن هویت نماینده قربانی سرقت منتشر کرد، مبلغ دزدیده شده را ۴۰۰ میلیون تومان به اضافه ۲۰۰ هزار دلار گزارش کرد.

پس از آن خبرگزاری‌های ایلنا و تابناک به نقل از “منبع آگاه” نوشتند که ارز خارجی به سرقت رفته در واقع ۲۵۰ هزار یورو بوده است.

نادر قاضی‌پور، دیگر نماینده مجلس، گفته مبلغ گزارش‌شده صحیح نیست و “موارد سرقتی بیشتر مربوط به طلاهای موجود در خانه این نماینده است.”

محمدجواد جمالی، سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان هم مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان را تایید کرده و گفته ارز به سرقت رفته “دو تا سه میلیارد تومان” دلار بوده است، که یعنی مبلغی حدود ۲۰۰ هزار دلار.

سخنگوی هیات نظارت بر نمایندگان در توضیح نگهداری چنین حجمی از پول نقد در خانه نماینده مجلس گفته “دو تا سه میلیارد تومان پول در حد فروش یک آپارتمان ۱۵۰ متری در منطقه دو یا سه تهران است.”

به دنبال بحران ارزی ایران در سال ۱۳۹۷، مقرر شده که هر فرد تنها مجاز به نگهداری حداکثر ۱۰ هزار دلار باشد و مبلغی بیشتر از آن قاچاق محسوب می‌شود.
تقی کبیری کیست؟

آقای کبیری (نفر دوم از سمت راست) در صحبت‌هایش احترام زیادی برای رهبر حکومت ایران قائل است

تقی کبیری، از جناح اصولگرا و عضو فراکسیون “ولایت” است و در هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس ایران عضویت دارد.

آقای کبیری نماینده مردم خوی و چایپاره در استان آذربایجان غربی و رئیس مجمع نمایندگان این استان است.

او به دنبال تشکیل استانی با نام “آذربایجان مرزی” به مرکزیت شهر خوی بوده است.

تقی کبیری پیش از آن که در سال ۱۳۹۴ وارد مجلس شود، مسئول بسیج اساتید دانشگاه آزاد خوی بوده است.

او از مربی‌های “حلقه‌های صالحین” در خوی بوده که یک برنامه وسیع بسیج و سپاه برای تبلیغات عقیدتی و سیاسی گروه‌های کوچک وفادار به حکومت است.

آقای کبیری از دانشگاه آزاد اسلامی خوی “کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث” گرفته و بعدتر از دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران “دکتری علوم قرآن و حدیث” گرفته است.

او مدتی معاون پژوهشی و مدتی هم مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد خوی بوده است.

آقای کبیری (ردیف پایین سمت چپ) جزو نمایندگانی بود که برجام و پرچم آمریکا را به آتش کشیدند

تقی کبیری در سابقه دانشگاهی خود انتشار مقاله‌ای با عنوان “جایگاه اندیشه و تفکر در قرآن” را در “مجله علوم زیستی” دارد که یک مجله انگلیسی زبان و وابسته به دانشگاهی در چین است.

ناشر این مجله جزو فهرست “انتشارات یغماگرانه” است، یعنی مجلات و نهادهایی که بدون رعایت معیارهای علمی و در ازای دریافت مبالغی مقالات نویسندگانشان را منتشر و ارائه می‌کنند.

تقی کبیری مقاله‌ای هم با عنوان “تاثیر تعلیمات دینی در توسعه تبرک” در کنفرانس سال ۲۰۱۲ “آکادمی جهانی علوم، مهندسی و فناوری” در پاریس ارائه کرده است.

آقای کبیری عضویت در این “آکادمی جهانی” را هم جزو سابقه علمی خود ذکر کرده است.

این نهاد هم مانند “مجله علوم زیستی” جزو “انتشارات یغماگرانه” فهرست شده و به عنوان بستری محسوب می‌شود که نویسندگان در ازای پرداخت مبلغی بتوانند ارائه مقاله در کنفرانس علمی را به سابقه دانشگاهی خود اضافه کنند.
رابطه تقی کبیری با ناصر محمد سیدی چیست؟

هفته‌نامه خوی در آذر ۱۳۹۴، یعنی چند ماه قبل از انتخابات مجلس، درباره کارزار انتخاباتی تقی کبیری نوشت که “گفته می‌شود یک خیر خویی نیز از وی پشتیبانی می کند.”

آقای کبیری در کنار ناصر محمد سیدی، تاجر بزرگ اهل خوی

به نظر می‌رسد این فرد نیکوکار که حامی مالی آقای کبیری ذکر شده، میرناصر محمد سیدی، تاجر بزرگ اهل خوی باشد که بنیاد خیریه‌ای با عضویت چند امام جمعه و رضا نیری، رئیس اسبق کمیته امداد خمینی تاسیس کرده است.

تقی کبیری در جلسات متعددی با ناصر محمد سیدی حضور داشته است.

برخی رسانه‌های محلی، و کانال‌های تلگرامی محلی مشخصا از رابطه نزدیک آقایان کبیری و محمد سیدی نوشته‌اند.

میرناصر محمد سیدی، مدیرعامل شرکت تجاری سیما، در سال ۱۳۹۲ تحت تحریم‌های آمریکا قرار گرفت.

برخی رسانه‌های محلی خوی پیشتر تقی کبیری را نزدیک به ناصر محمد سیدی توصیف کرده‌اند

آمریکا آقای محمد سیدی را متهم کرد که برای دور زدن تحریم‌های نفتی علیه ایران فعالیت‌ می‌کرده است.

نام این تاجر بزرگ در دادگاه بابک زنجانی هم مطرح شد. بابک زنجانی، که خود دست‌اندرکار فروش نفت ایران با دور زدن تحریم بود، آقای سیدی را بدهکار به وزارت نفت معرفی کرد.

بابک زنجانی در جریان دفاعیاتش درباره یک شرکت گفت که این شرکت “همان م-س معروف و آقای سیدی است که وزارت نفت از آن ۵ میلیارد مطالبه دارد و می‌گویند جای آن امن است.”
مواضع تقی کبیری چیست؟

آقای کبیری منتقد بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران بوده است و نامه‌ای را امضا کرده که در آن آقای زنگنه متهم شده که “همه روزنه‎های موجود جهت بی‎اثر کردن تحریم‎ها را خواسته یا ناخواسته مسدود کرده است.”

تقی کبیری چندی پیش با طرح استانی شدن انتخابات مخالفت کرد و گفت: “در صورتی که انتخابات مجلس به‌شکل استانی برگزار شود، زمینه نفوذ قدرت و ثروت در سیاست فراهم خواهد شد.”

مساله ورود پول‌های کثیف به سیاست ایران و اعمال نفوذ در تحولات سیاسی سال‌ها است که به دغدغه مقام‌های ایرانی تبدیل شده و به تازگی سخنگوی شورای نگهبان هم گفت همه مسئولان در آستانه انتخابات بعدی مجلس نگران آن هستند.

آقای کبیری اخیرا گفت: ” باید اموال مسئولان از آغاز انقلاب بررسی شود و در صورتی که مالی به صورت نامشروع کسب شده به بیت‌المال بازگردانده شود.”

او جزو نمایندگانی بود که متن توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی را به همراه پرچم آمریکا در صحن مجلس ایران به آتش کشیدند.

تقی کبیری از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با عنوان “امام المسلمین” یاد کرده است.

No responses yet

Sep 30 2019

خودداری نماینده خوی از توضیح درباره سرقت چندصد هزار دلاری از خانه‌اش

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: نماینده خوی در مجلس از توضیح درباره موضوع سرقت چند صدهزار دلار یا یورو در خانه خود امتناع کرد اما در صفحه اینستاگرام خود این سرقت را «هدفمند» خواند.

تقی کبیری، نماینده خوی، روز دوشنبه، ۸ مهر در بیانیه ای گزارش ها درباره میزان پول سرقت شده از خانه اش را «دروغ‌پردازی»، «شایعه‌پراکنی» خواند.

برخی خبرگزاری‌های داخلی این مبلغ را ۴۰۰ میلیون تومان و ۲۰۰ هزار دلار ذکر کرده‌اند اما «یک منبع آگاه» در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا عنوان کرد که مبلغ ربوده شده از خانه این نماینده ۲۰۰ هزار دلار نبوده، بلکه ۲۵۰ هزار یورو بوده است.

برخی از رسانه ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی این پرسش را مطرح کرده‌اند که این نماینده این میزان پول که حدود سه میلیارد تومان بوده را چگونه در خانه خود نگهداری می‌کرده است.

در همین حال خبرنگاران در حاشیه جلسه علنی روز دوشنبه مجلس خواستار توضیح این نماینده شدند اما او در اینباره سکوت کرد.

صفحه اینستاگرامی این نماینده مجلس اما این سرقت را «هدفمند» خوانده است.

نماینده خوی در مجلس همچنین در بیانیه‌ای نیز بدون اشاره به جزئیات سرقت از خانه‌اش، از آنچه که «دروغ‌پردازی»، «شایعه‌پراکنی» در اینباره خواند انتقاد کرد.

آقای کبیری در این بیانیه تهدید کرد که «رفتار مجرمانه برخی افراد و رسانه های هتاک و خاطی» مورد «پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت».

وی در این بیانیه درعین حال درباره میزان پول سرقت شده از خانه‌اش توضیح نداد.

برخی از کاربران توئیتر پیشنهاد کرده‌اند که پس از یافتن سارق منزل این نماینده، خود نماینده هم به دادگاه پاسخ دهد که این میزان پول را از کجا آورده و چرا در منزل از آن‌ها نگهداری می‌کرده است.

کاربران توئیتر همچنین تصاویری از تلاش این نماینده مجلس برای آتش‌زدن «برجام» در صحن مجلس منتشر و به سوابق او در انتقاد از توافق هسته‌ای و وضعیت دلار اشاره کرده‌اند.

یک موضوع دیگر که مورد توجه کاربران شبکه‌های مجازی قرار گرفته، قانون مربوط به نگهداری ارز در منزل است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی فروردین سال ۱۳۹۶ دستورالعمل نگهداری ارز را برای شهروندان منتشر کرد.

بر اساس این دستورالعمل، نگهداری بیش از ۱۰ هزار یورو در منزل نیازمند کسب مجوز است و کسانی که بیش از این مبلغ در منزل نگهداری می‌کنند، باید ظرف سه ماه پس از ابلاغ این دستورالعمل، نگهداری ارز در منزل را «قانونی کنند».

مشخص نیست نماینده خوی در مجلس چنین مجوزهایی را کسب کرده است یا نه؟.

منابع: خبرگزاری‌های ایلنا و ایسنا، شبکه‌های اجتماعی و رادیو فردا/ا.م/.پ.پ

No responses yet

Sep 29 2019

آیا ایران بالاترین نرخ رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: فریدون خاوند تحلیلگر اقتصادی و استاد اقتصاد در پاریس

در سخنرانی چهارشنبه سوم مهر ماه حسن روحانی در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک پاراگراف به تحولات اقتصاد کلان ایران اختصاص یافت که در آن آقای روحانی اعلام کرد ایران بالاترین نرخ رشد جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است.
در سخنرانی چهارشنبه سوم مهر ماه حسن روحانی در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک پاراگراف به تحولات اقتصاد کلان ایران اختصاص یافت که در آن آقای روحانی اعلام کرد ایران بالاترین نرخ رشد جهان در سال ۲۰۱۷ را داشته است.

رییس جمهور ایران به مخاطبین خود گفت که کشورش “به رغم همه سنگ اندازی های دولت آمریکا، به حرکت در مسیر رشد و سازندگی اقتصاد و جامعه” ادامه داده است. در اثبات موجه بودن این خوشبینی، آقای روحانی به ویژه بر آخرین تحولات نرخ رشد اقتصادی ایران تاکید کرد و در همان حال از کاهش مستمر نرخ تورم و مثبت شدن تراز تجاری کشور نیز سخن گفت.

معجزه یک ساله
در ادبیات اقتصادی جمله ای است که به بنیامین دیسراییلی، نخست وزیر بریتانیا در دوران ملکه ویکتوریا نسبت داده شده است : “دروغ بر سه نوع است : دروغ معمولی، سوگند غیر واقعی و آمار”. آنچه در این جمله طنز آلود مورد انتقاد قرار گرفته هم آمار ساختگی و تبلیغاتی است و هم استفاده ابزاری از آمار کم و بیش درست به گونه ای نادرست به منظور دستیابی به هدف های دلخواه.

توصیف کوتاه حسن روحانی از اوضاع کنونی اقتصادی ایران، به رغم عدم دقتی که در ارائه آمار از سوی او دیده میشود، الزاما بر داده های نادرست تکیه ندارد. ولی چگونگی استفاده از این داده ها تصویری کاملا واژگونه از اقتصاد کلان کشور در وضعیت کنونی ارائه میدهد، مخاطبان غیر متخصص را به بیراهه میکشاند و ناظران آگاه به مسایل ایران را حیرت زده میکند.

در مورد نرخ رشد ایران آقای روحانی چنین میگوید : “اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۷ بالاترین نرخ رشد اقتصادی در جهان را … تجربه کرد و امروز هم، علیرغم التهابات ناشی از عوامل خارجی در یک سال و نیم گذشته، بار دیگر به مسیر رشد و ثبات بازگشته است. رشد تولید ناخالص داخلی ایران، بدون نفت، در ماه های اخیر مجددا مثبت شده است.”

در این سخنان دو اشتباه دیده میشود که می توان آنها را نادیده گرفت و یا به بی احتیاطی همکاران رییس جمهوری اسلامی نسبت داد. اول این که نرخ رشد اقتصادی بالای ایران، که به ارزیابی صندوق بین المللی پول به ۱۲.۵ در صد رسید، در سال ۲۰۱۶ (تقریبا سال ۱۳۹۵ خورشیدی) به دست آمد و نه در سال ۲۰۱۷ ، آنگونه که حسن روحانی گفته است. اشتباه دوم این است که حتی با نرخ رشد ۱۲.۵ در صد، ایران در سال ۲۰۱۶ بر خلاف گفته آقای روحانی به بالاترین نرخ رشد اقتصادی دنیا و حتی خاور میانه دست نیافت، چون در همان سال به ارزیابی صندوق بین المللی پول نرخ رشد عراق با ۱۳.۵ در صد از ایران بیشتر بود.

No responses yet

Sep 29 2019

گره کور «بی‌حجابی» در دست‌های نمایندگان مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محکومیت یک زن در استان البرز به اتهام «کشف حجاب» در دادگاه عمومی این استان، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به دنبال داشته است.

پنجشنبه هفته گذشته ماموران راهنمایی و رانندگی برای خودرویی که راننده آن به ادعای آن‌ها مرتکب «بدحجابی» شده بود، دستور توقیف صادر کردند. صاحب خودرو در اعتراض به این دستور از خودروی خود بالا رفت و روی سقف آن، روسری‌اش را به نشانه اعتراض به ماموران نیروی انتظامی، از سر درآورد. واکنش این شهروند، او را به دادگاه کشاند.

در حکم قاضی «رسول احمدزاده»، دو رفتار این شهروند یعنی «تمرد از ماموران حین انجام‌وظیفه» و «انجام عمل حرام»، جرم شناخته‌شده است. این در حالی است که بسیاری از قضات، بی‌حجابی زنان را جرمی علیه امنیت کشور محسوب نمی‌کنند و حجاب را صرفا «یک رویکرد فرهنگی» برای «امنیت زن در جامعه» ارزیابی کرده‌اند.

بر اساس حکم صادرشده، ازآنجاکه متهم پزشک متخصص است، قاضی به‌جای صدور حکم حبس، مجازات او را با «هزار و ۸۰ ساعت خدمات رایگان ویزیت و مشاوره پزشکی در شهر چهارباغ به مدت یک روز در هفته (چهار ساعت)، انجام عمل پزشکی زایمان رایگان (دو بار در ماه) با اولویت افراد فاقد بضاعت مالی و مقید بودن به حجاب شرعی کامل مورد تایید از سوی کارگروه مشترک کمیته امداد امام خمینی» جایگزین کرد.

چطور پیگیری کنیم؟

«موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق و مشاور «ایران‌وایر»، در مورد جایگاه حقوقی صدور این حکم برای این شهروند می‌گوید: «در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، گفته‌شده زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا جریمه نقدی از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار تومان محکوم می‌شوند.»

این حقوق‌دان مشکل اصلی در صدور مجازات برای زنان مخالف حجاب اجباری را ابهام در این قانون می‌داند: «هرچند به‌طورکلی وارد کردن مباحث شرعی در قانون درست نیست اما ازیک‌طرف، قانون‌گذار بی‌حجابی را جرم انگاری کرده ولی از طرف دیگر، همین قانون دقیقا مشخص نکرده منظور از حجاب شرعی و حدود آن چیست. هرچند تابه‌حال بسیاری از فقها در این موردنظر داده‌اند اما کسانی هم بوده‌اند که برداشتن روسری را بی‌حجابی ندانسته‌اند.»

اما قاضی شعبه چهارم دادگاه عمومی استان البرز نظر فقها در مورد حجاب شرعی را این‌طور تعریف کرده است: «در گزاره‌های شرعی بر اساس همه نظریه‌های ناظر به فتوای معیار در تشخیص فتاوای معتبر برای نمایان ساختن بیش از وجه و کفین زن حکم به حرمت داده شده است و در موضوع پرونده به این رفتار حرام از طریق تاباندن روسری و بالا رفتن بر روی خودروی پلیس راهور وصف تظاهر نیز افزوده‌شده است.»

بااین‌حال، موسی برزین با غیرمنطقی خواندن محدود کردن حجاب شرعی در قانون مجازات اسلامی به وجود روسری روی سر زنان معتقد است: «گذشته از آن‌که برای برخورد با این امور غیرشرعی -به قول قوه قضاییه- یک حرکت غیرشرعی دیگر یعنی نگاه مردان نامحرم مامور پلیس به زنان اتفاق می‌افتد، به نظر من هم منطقی نیست که نفس برداشتن روسری را به بی‌حجابی تفسیر کنیم. چون وقتی یک روسری مقداری از سر یک زن عقب‌تر رفت ازنظر ماموران بی‌حجابی تلقی نمی‌شود؛ اما به‌محض این‌که روسری چند سانتی‌متر عقب‌تر رفت و از سر زن افتاد، یک‌باره آن زن را بی‌حجاب می‌خوانند.»

موسی برزین ادامه می‌دهد: «از این گذشته هرچند ازنظر اصول حقوق بشری مجازات زنان به خاطر انتخاب پوشش خودشان زیر سوال بردن آزادی‌های مشروع به‌حساب می‌آید اما اصل قانونی بودن جرم و مجازات ایجاب می‌کند که قانون‌گذار جرم را کاملا شفاف برای مردم توضیح دهد. تعبیر حجاب شرعی کاملا مبهم است و برای ضابطان قضایی این فرصت را ایجاد می‌کند که بر اساس نظر شخصی خود زنان را مورد آزار قرار دهند.»

به اعتقاد این وکیل و حقوق‌دان «متاسفانه رویه‌ای که قوه قضاییه تا امروز طی کرده این بوده که همین برداشتن روسری را بی‌حجابی تعبیر کرده است.» باوجود اعتراض‌های زیاد به تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مبنی بر جرم انگاری بی‌حجابی و ابهام‌های موجود در آن، چرا تا امروز این قانون تغییر نکرده است؟

این سوال را از موسی برزین خلیفه‌لو پرسیدیم. او پاسخ می‌دهد: «تا امروز هم علی‌رغم نیاز مبرم به شفاف کردن این تبصره قانون مجازات اسلامی، نمایندگان مجلس هیچ تلاشی برای این کار نکرده‌اند. تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی یک قانون کاملا عادی است که نمایندگان می‌توانند آن را اصلاح کنند. تا امروز هم بقیه مواد قانون مجازات اسلامی در مجلس اصلاح شده است.»

موسی برزین به جزییات این قانون اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر به متن تبصره هم دقت کنید می‌بینید که حبس از ده روز تا دو ماه، امروز در قانون جایی ندارد و این‌که برای فرد بی‌حجاب از پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی هم در نظر گرفته‌شده نشان می‌دهد برای قانون‌گذار، بی‌حجابی تخلفی در حد یک تخلف راهنمایی و رانندگی است.»

از سوی دیگر، این حقوق‌دان مدعی می‌شود که جمهوری اسلامی بی‌حجابی را در عمل جرمی بزرگ می‌داند که برای شهروندان به خاطر آن به‌صورت غیرقانونی حبس‌های چندین ساله صادر می‌شود: «اگر قبول کنیم که این زنان جرمی مرتکب شده‌اند، پس باید تکلیف تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی که برای بی‌حجابی، حبس از ده روز تا دو ماه یا پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی تعیین‌شده را هم روشن کرد.»

بنابراین تماس با نمایندگان مجلس و درخواست از آن‌ها برای تغییر در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی به شیوه‌ای که هم ابهام در مورد تعریف حجاب شرعی برطرف شود و هم با آزادی‌های مشروع شهروندان منطبق باشد، می‌تواند به حل این معضل کمک کند.

شماره تلفن شماری از نمایندگان عضو فراکسیون زنان مجلس ازجمله خانم «فریده اولادقباد» به شماره تلفن ۰۹۱۹۳۷۹۹۹۷۹، خانم «فاطمه ذوالقدر» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۳۹۴۲۰۱، خانم «فاطمه سعیدی» به شماره تلفن ۰۹۱۲۵۳۷۲۹۷۴، خانم «ناهید میرتاج‌الدین» به شماره تلفن ۰۹۱۳۲۲۹۲۶۰۵ و خانم «فاطمه سلحشور» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۷۱۶۵۸۸ است.

لطفا پاسخ دریافتی از نمایندگان مجلس را با ما در میان بگذارید تا با انتشار آن‌ها به پیگیری مجدد این موضوع بپردازیم.

No responses yet

Sep 29 2019

موسوی: تخت روانچی پس از منصوب شدن به نمایندگی ایران در سازمان ملل متوجه بیماری خود شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفردا: عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در توئیتر خود نوشت که مجید تخت روانچی، نماینده ایران در سازمان ملل، پس از منصوب شدن به این سمت متوجه بیماری خود شده است.

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته بودند که احتمالا آقای تخت روانچی از بیماری خود اطلاع داشته و به همین دلیل به سمت نماینده ایران در سازمان ملل منصوب شده تا در آمریکا مراحل درمان خود را طی کند.

پیش از توئیت آقای موسوی، علیرضا میریوسفی، رایزن مطبوعاتی نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، گفته بود: «ارزیابی پزشکان معالج این است که در مدت کوتاهی درمان وی تکمیل شده و به زودی به سرکار برخواهند گشت».

وی تاکید کرده بود: «در آمریکا با توجه به وضعیت هزینه‌های درمانی این کشور، اکثر افراد شاغل و از جمله کارکنان نمایندگی ایران تحت پوشش بیمه درمانی هستند و به طور طبیعی هزینه‌های درمان ایشان توسط بیمه پرداخت م‌شود».

در روزهای گذشته موضوع ممانعت دولت آمریکا از دیدار محمد جواد ظریف با مجید تخت روانچی در بیمارستان خبرساز شده است.

وزارت امور خارجه آمریکا گفته بود به شرطی به محمدجواد ظریف اجازه می‌دهد تا از مجید تخت روانچی در بیمارستانی در نیویورک عیادت کند که ایران یک شهروندان آمریکایی زندانی را آزاد کند.

سفیر آمریکا در آلمان روز شنبه به توئیت وزیر امور خارجه ایران در مورد محدودیت برای عیادت از مجید تخت روانچی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، واکنش نشان داده و رویکرد محمد جواد ظریف در این موضوع را «ریاکارانه» خواند.

No responses yet

Sep 29 2019

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: کشور به حالت آماده باش درآمده است، همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

برنا: عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد و از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است.

«حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی برنا در خصوص «بیانیه‌ مشترک سه کشور اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) با طرح این ادعا که ایران مسئول حمله به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده است» گفت: در شرایط کنونی، منطقه ما یک منطقه جنگی است؛ یعنی محل تراکم نیروهایی از کشورهای منطقه و کشورهای مختلف دنیاست. نقل و انتقال نیروها در منطقه طبیعی است و به همین دلیل دولت‌ها می‌توانند یک‌سری اسناد ادعایی و دروغین، شکل دهند و آمریکایی ها در راس شکل دادن سندهای دروغین هستند.

او در ادامه بیان کرد: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد. از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاه راه های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است. آمریکایی ها نمی توانند با ادعای واهی اسنادی را علیه ایران مطرح کنند.

نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو بیان کرد: ایران اگر به آرامکو حمله می‌کرد هیچ اثری از آرامکو نمی‌ماند. جنگ یمن به سمت توازن پیش می رود و در طول تاریخ هر جنگی که فرسایشی شده، به سمت توازن پیش رفته است. به جای فرافکنی و فرار رو به جلو، عربستان و دیگر کشورها موضوع یمن را در قالب حق حاکمیت ملی یمنی ها حل کنند و بیش از این فرافکنی نکنند.

او بیان کرد: فیلمی را که آمریکا ادعا کرده منتشر می‌کند جزو سلسله ادعای آمریکاست که در گذشته هم مطرح کرده اند، اینها همه ادعا است. اینکه سه کشور بزرگ اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) طی بیانیه‌ای مشترک مدعی شدند که ایران مسئول حمله هفته گذشته به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده، تکرار موضع آمریکاست. این بیانیه در هماهنگی با دولت آمریکا نوشته شده و آن هم به عنوان یکی از آخرین ابزارهای فشار بر جمهوری اسلامی ایران.

فلاحت‌پیشه مطرح کرد: ایران پخته تراز ان است که در چنین شرایطی وارد فضای مذاکراتی شود و امتیاز دهد. اروپایی‌ها بجای فشار، باید تقصیر خود را در رسیدن به این شرایط، بپذیرند.

خبرنگار: رستمی

No responses yet

Sep 27 2019

«مِلک مرغوب» و «مشتری گروگان» چین؛ ایران در کامِ خرس و اژدها!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: ایران و چین قراردادی را امضا کرده‌‌اند که بر اساس آن طی ۲۵ سال ۴۰۰ میلیارد دلار از سوی چین در بخش های کلان اقتصادی ایران سرمایه گذاری شود.
-یک منبع ایرانی به پترولیوم اکونومیست می‌گوید: بر اساس این قرارداد برای حفاظت از پروژه‎‎های چینی در ایران پنج هزار نیروی حفاظتی خواهند آمد که تعداد آن ممکن است بیشتر هم باشد!
– در این قرارداد چینی‌‌ها امتیازات فوق‌‌العاده‌‌ای گرفته‌‌اند اما بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد پس از تشدید تحریم‌‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی، اجرای پروژه‌‌های عظیم چین در ایران عملاً متوقف شده.
– جمهوری اسلامی به چین و روسیه باج می‌‌دهد تا در شورای امنیت هر تصمیمی علیه رژیم ایران را وتو کنند.
– فارین پالیسی می‌‎‎نویسد تهران به یک دوست نیاز دارد، اما پکن احتمالا دوست خطرناکی است!
– از دید مقام‌‌های تهران فشارهای آمریکا بر جمهوری اسلامی، کشور را به یک «مشتری گروگان» در دست پکن تبدیل کرده است.

جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۹

محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ۲۱ شهریور، در دیدار با رییس دانشگاه عالی دفاع چین در پکن گفت، «ظرف چند سال گذشته روابط چین و ایران به سمت روابط راهبردی تغییر کرده و روز به روز در حال بهبود است.»

گفته شد که «ارتقای دیپلماسی دفاعی» از مهم‌ترین اهداف سفر باقری به چین بوده و تفاهمنامه‌‌‌‌هایی نیز در این مورد امضا شده است اما جزییات آنها مشخص نیست.

همزمان گزارش شد که عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور به قرقیزستان سفر کرد و با همتای خود در حوزه‌‌های امنیتی و انتظامی به توافق‌هایی رسیده‌اند.
ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ دوشنبه پایتخت تاجیکستان ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

با آغاز تحریم‌‌‌های آمریکا و سپس تشدید آنها، معاملات تجاری جمهوری اسلامی با اتحادیه اروپا به پایین‎‎‌‌ترین سطح خود رسید و عدم همکاری اروپا برای کمک به تهران در دور زدن تحریم‌‌ها سبب افزایش شکاف‌‌های سیاسی میان طرفین شد. این مسئله موجب شد تا سردمداران نظام بار دیگر مجبور به پیگیری سیاست ناکام« نگاه به شرق» شوند و برای نزدیکی به روسیه و چین و وابستگان آنها در آسیای مرکزی و شرق دور به تکاپو بیفتند.

اواخر ماه اوت ۲۰۱۹ ظریف به پکن رفت تا در مورد مفاد جدید قراردادی که در سال ۲۰۱۶ میان ایران و چین امضا شده بود و تغییرات مهم جدید آن که «عمومی نخواهد شد» گفتگو کند. در همین رابطه پایگاه خبری پترولیوم اکونومیست در گزارشی به قرارداد جدید اشاره می‌‌کند و می‌‌‌‌نویسد: «چین برای توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران طی ۲۵ سال ۲۸۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری می‌کند. همچنین ۱۲۰ میلیارد دلار دیگر هم برای نوسازی خطوط حمل و نقل ایران و زیرساخت‌‌ها و صنایع ایران تخصیص داده می‌‌شود.»

بر اساس این گزارش «از جمله امتیازات شرکت‌‌‎‎هایی چین است که اولین حق انتخاب یا رد طرح‌‌های جدید، یا ناتمام یا متوقف شده توسعه میادین نفت و گاز متعلق به آنها خواهد بود. این شرکت‌‌ها همچنین حق ردّ یا قبول انجام پروژه‌‌های پتروشیمی در ایران را خواهند داشت که شامل تامین فناوری، سیستم‌ها و نیروی کار است!»
نمایشگر ویدیو
00:00
03:32

یک منبع ایرانی به پترولیوم اکونومیست می‌گوید: «براساس این قرارداد برای حفاظت از پروژه‎‎های چینی در ایران ۵ هزار نیروی حفاظتی خواهند آمد که تعداد آن ممکن است بیشتر هم باشد!»

طبق این قرارداد چین همچنین می‌‌تواند هر محصول نفتی شامل میعانات را تا حداقل تخفیف تضمین شده ۱۲درصد تا شش ماه خریداری کند. در قرارداد جدید آمده چین برای پرداخت بدهی خود به ایران تا دو سال بازپرداخت دارد.

چین همچنین می‌‌تواند برای پرداخت بدهی خود یا از یوآن و یا از ارزهای کشورهای آفریقایی و کشورهای استقلال‌یافته بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق استفاده کند.

با توجه به نرخ تبادل ارز در تبدیل این ارزهای ضعیف به ارز قوی که ایران می‌‌تواند از بانک‌‌های کشورهای دوست بگیرد چین ۱۲درصد دیگر تخفیف می‌‌گیرد. بانک‌‌هایی که با ایران همکاری دارند هندلزبانک، اوبربانک اتریش و هالک بانک ترکیه (بانک خلق) هستند.

امتیاز دیگر این پروژه‌‌ها برای چین، همسویی آن با پروژه «یک جاده- یک کمربند» است.

در بخش‌‌های دیگری از این گزارش به امتیازات دیگری که چینی‌‌ها از ایران تحت این قرارداد می‌‌گیرند اشاره شده است.

مزیت فوق‌‌العاده‌ای که چینی‌‌ها به دست می‌‌آوردند دستمزد پایین کارگران در ایران است!

پیش‌نویس این قرارداد توسط اسحاق جهانگیری معاون حسن روحانی به مقامات ارشد وزارت اقتصاد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت نفت و علی خامنه‌‌ای ارائه شده است.
هیات ایرانی که به چین سفر کرد به اسم هیات ستادکل نیروهای مسلح بود اما در عمل فقط سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند که راهی پکن شدند

طبق این قرارداد چینی‌‌ها مسئول برقی کردن خط ریل ۹۰۰ کیلومتری تهران به مشهد هستند. در دی‌‌ماه ۹۶، جهانگیری گفته بود ۱٫۵ میلیون دلار هزینه برقی‌ کردن خط راه‌آهن مشهد به تهران است. پروژه از سال ۱۳۹۴ آغاز شده بود. از دیگر طرح‌‌های این قرارداد عظیم ساختن قطار فوق سریع «تهران- قم- اصفهان» است. اما بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد بسیاری از این طرح‌‌ها متوقف شده که دلیل آن اغلب مربوط به خروج آمریکا از برجام و تشدید تحریم‌‌ها علیه جمهوری اسلامی است.

یکی از این طرح‌‌ها که متوقف شده ساختن راه‌آهن برقی تهران به مشهد است. سوم شهریور ۱۳۹۸، معاون وزیر راه گفت که این طرح «به دلیل نبود ضمانتنامه فاینانسر چینی کاملا متوقف شده است.» پروژه قطار فوق سریع «تهران- قم- اصفهان» نیز متوقف شده است.
پروژه خط آهن برقی تهران- مشهد یک سال است عملاً متوقف شده

در بخش دیگری از گزارش پترولیوم اکونومیست اشاره شده که در قرارداد ایران و چین بخشی از پروژه مربوط به توسعه «جاده ابریشم» و همچنین احداث خط لوله انتقال گاز تبریز به آنکارا است. در طرح انتقال گاز نیاز به همکاری روسیه است. در قرارداد تاکید شده حداقل یک شرکت روسی می‌تواند در این پروژه مشارکت کند.

اما چرا رژیم ایران زیر بار چنین قراردادی رفته است؟! چین و روسیه در بین پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت حق وتو دارند و می‌‌توانند به نفع جمهوری اسلامی ایران هر تصمیمی علیه نظام اسلامی در ایران را رد کنند. از همین نظر، علاوه بر نزدیکی‌های سیاسی- عقیدتی و ایدئولوژیک که دشمنی پیدا و پنهان با آمریکا بخشی از آن است، باج و امتیاز دادن به روسیه و چین زیر عنوان «نگاه به شرق» برای تهران جنبه‌ی حیاتی دارد.
ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ مسکو ۵ ژوئن ۲۰۱۹ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ؛ دوشنبه پایتخت تاجیکستان؛ ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

پترولیوم اکونومیست به نقل از یک منبع ایرانی نوشته «برای دور زدن تحریم‌‌های آمریکا علیه ایران و تشویق آمریکا برای مذاکره، ایران دو رای از پنج رای کشورهای عضو شورای امنیت را دارد!»

در ادامه این گزارش آمده، «شماری از کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی ایران می‌تواند روی یک رای فرانسه در شورای امنیت نیز حساب کند. استدلال آنها حضور غیرمنتظره محمدجواد ظریف در حاشیه‌ی نشست گروه هفت در فرانسه بود که به دعوت ماکرون صورت گرفت. این قرارداد به ایران اجازه می‌‌دهد تولید نفت را از میادین کلیدی خود افزایش دهد و چین هم پذیرفته توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را سرعت بخشد.»

پس از خروج توتال فرانسه از ایران به دلیل تحریم‌‌های آمریکا، سهم شرکت دولتی نفت چین (CNPC) در این پروژه تا ۳۰ درصد افزایش یافت.
بعد از خروج توتال از ایران شرکت نفت چین ادعا کرد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را به عهده می‌‌گیرد اما در عمل پروژه متوقف ماند؛ قرارگاه خاتم‌الانبیا وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدعی شد پروژه را به دست می‌‌گیرد که آنهم به بن‌بست رسید

اطلاعات گمرک چین نشان می‌‌دهد این کشور بیش از ۹۲۵ هزار بشکه نفت خام در ماه ژوئیه وارد کرده که ۴٫۷درصد افزایش داشته است. منابع ایرانی می‌‌گویند میلیون‌ها بشکه‌‌ نفت در بنادر چین انبار می‌شود.

اما آنطور که پیداست دیگر حتی چین و روسیه که شرکای راهبردی جمهوری اسلامی محسوب می‌‌شوند نیز در مقایسه با گذشته رغبتی به مشارکت‌‌ با رژیم ایران ندارند. این بی‌میلی عمدتا در کاهش معاملات و همکاری‌‌های اقتصادی خود را بروز می‌‌دهد.

آلکس وطنخواه تحلیلگر مسائل سیاسی در پایگاه خبری فارین پالیسی می‌‎‎نویسد تهران به یک دوست نیاز دارد، اما پکن احتمالا دوست خطرناکی است.

در این مقاله آمده در جنگ بزرگ ژئوپولیتیک میان آمریکا و چین، پکن نمی‎‎خواهد تسلیم برنامه‌ی واشنگتن برای منزوی کردن ایران شود. چینی‌‌ها هم‌اکنون هم با نقض تحریم‎های آمریکا، از ایران نفت می‌‌خرند و با توجه به منابع طبیعی درجه یک، سرمایه‌ی انسانی فراوان و یک بازار تشنه و تقریبا دست نخورده‌، ایران برای رهبران پکن یک «مِلک مرغوب» در غرب آسیاست.

وطنخواه همچنین تاکید می‌‌کند، چین شریک تجاری اول ایران است و ایران هم یک اخراجی سیاسی در صحنه بین‎‌المللی است که اگر چین به درستی از آن بهره برداری کند، جمهوری اسلامی می‌تواند به زیردست خوبی برای پکن تبدیل شود.

با اینهمه او در ادامه تاکید می‎‌‌کند از دید مقام‌‌های تهران، این فشارهای آمریکاست که کشور را به یک «مشتری گروگان» در دست پکن تبدیل کرده است. فروش نفت ارزانتر ایران در برابر هرآنچه چینی‌‌ها خواهان فروش آن به ایران هستند، با نگرش مقامات ایران به «شراکت راهبردی» سازگار نیست.

در بخش دیگری از مقاله فارین پالیسی آمده، چین با کارت ایران بازی خواهد کرد و تلاش می‌‌کند خلاء تجارت و سرمایه‌گذاری ایجاد شده در ایران را که با خروج شرکت‌‌‌های غربی به وجود آمده پر کرده و ارزش پول خود را در تجارت میان دو کشور تقویت کند. اما چین به ایران به عنوان نزدیکترین دوست خود نگاه نمی‌کند. کاهش چشمگیر معاملات تجاری دو کشور نشان می‌دهد پکن به حساسیت‌های واشنگتن نسبت به تهران توجه دارد. از سوی دیگر چینی‌‌ها همچنان برای عضویت کامل تهران در سازمان همکاری‌‌های اقتصادی شانگهای مانع‌‌تراشی می‌‌کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .