اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Oct 08 2014

آقا جواتی آملی فرمودند: کمال زن در تربیت صحیح فرزند است نه مدال‌آوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری رسا: حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی پیش از ظهر سه‌شنبه در درس تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر پرداخت و با قرائت آیه «خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُکَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُکَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّـٰرُ»، گفت: خداوند آن چنان قاهر است که « خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ»، در ساختار آفرینش باطل راه ندارد، اگر کسی خواست در عالم بازی بکند جا ندارد، گرچه دنیا لهو و لعب است اما دنیا غیر از خلقت آسمان و زمین است، عناوین دنیایی بازی است، جهان می‌رود که نابودی را نابود کند، همه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که مرگ را از پای دربیاوریم و این مرگ را اماته می‌کنیم و خود برای ابد می‌مانیم.

مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: اگر عالم حساب و کتابی نداشته باشد، عالم یاوه می‌شود و این یعنی «بالحق»، در سوره مبارکه صاد فرمود ما آسمان و زمین را باطل نیافریدیم، اگر عالم این طور بود که جهان می‌رفت تا لبه مرگ و بعد نابود می‌شد، این عالم باطل و یاوه می‌شد، آیا خوب و بد همه نابود می‌شوند و خبری نیست، آیا انسان باتقوا با یک فرد فاجر نابود می‌شود و حساب و کتابی در کار نیست.

وی اظهار کرد: هو الاول است، پس خداوند خالق کل شیء است، چون هو الاخر است، پس عالم بالحق خلق شده است، این بالحق اصرار قرآن کریم است، یعنی نظام فاعلی‌اش یکی است، نظام ساختار داخلی‌اش عالمانه است،‌ نظام غایی‌اش هم حق است، یعنی می‌روند که به هدف خود دست یابند، خداوند دخان را به صورت شمس درآورد و در نهایت این شمس را تاریک و تیره می‌کند، این قهاریت خداوند است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است

مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

وی ابراز کرد: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: این ده دوازده میلیون هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است

وی بیان کرد: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است

وی با بیان آیه «إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ»، ابراز کرد: چون او قهار و قادر مطلق است، آفریدگار مطلق است، چون او حکیم است کار او بی‌هدف نیست، او چون غنی است خود او هدف ندارد و تمام اهداف به فعل بازمی‌گردد، آن کسی که کاری می‌کند تا جود بکند بشر است، آن بشر که وضع مالی‌اش خوب است بیمارستانی تأسیس می‌کند تا به فضل جود برسد، خداوند کمال نامتناهی است و چون کمال نامتناهی است از او جود صادر می‌شود، اگر او داد، جواد است و اگر چیزی نداد باز هم جواد است، ذات اقدس اله کارش «تا» برنمی‌دارد و برای هدفی نیست

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: لذا برای همین فرمود اگر همه مردم کافر شوند به حال خداوند تفاوت ندارد، ما خودمان مقصد هستیم، اگر او مقصد، صمد و هوالاخر است، بعد از الله چیزی نیست که الله به دنبال او کار کند، این طور نیست که خداوند به مقصد نرسد اگر همه مردم کافر شوند، آن عبادت که هدف خلقت ذکر شد، هدف مخلوق است نه هدف خالق، کمال نامتناهی فرض ندارد که به جایی برسد که به کمال برسد، این غایت فعل است نه غایت فاعل، چه انسان به مقصد برسد چه نرسد برای او فرقی نمی‌کند «ان تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ»./914/پ201/ج

No responses yet

Oct 07 2014

احمد شهید: طی یک سال گذشته ۸۵۲ نفر در جمهوری اسلامی ایران اعدام شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: ششمین گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای نظارت بر نقض حقوق بشر در ایران منتشر شد. احمد شهید در این گزارش تصریح کرده است که طی یک سال گذشته دست کم ۸۵۲ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

احمد شهید می‌گوید: «وضعیت حقوق بشردر ایران همچنان باعث نگرانی است».
این گزارش به عنوان ششمین گزارش ناظر سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران برای تسلیم به نشست ماه جاری مجمع عمومی سازمان ملل تهیه شده است.
دکتر شهید در این گزارش ۲۸ صفحه‌ای می‌گوید: مسائل متعدد حقوق بشری در ایران که مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اجزاء حقوق بشر سازمان ملل، و دبیر کل این سازمان نسبت به آن‌ها ابراز نگرانی کرده بودند، همچنان ادامه دارد.
گزارش تاکید می‌کند که: در ایران، قوانین، سیاست‌ها و اقدامات نهادینه شده گوناگون، شرایط لازم را برای تحقق حقوق اساسی که قوانین بین المللی و داخلی آن‌ها را تضمین کرده‌اند، تضعیف می‌کند.
پیش نویس برخی قوانین نیز به نظرمی رسد که بیش از گذشته حق آزادی بیان و تجمعات را محدود می‌کند و به طورقابل توجهی علیه زنان تبعیض آمیز است. قوانین داخلی در ایران، حفاظت از زنان را در مقابل ازدواج اجباری، برخورداری از حق تحصیل، کار و درآمد مساوی کمتر می کند.
احمد شهید می‌گوید: «از اینکه مقامات ایرانی اخیراً تلاش کرده‌اند تا با وی، و با جامعه بین المللی گفت‌و‌گو کنند احساس امیدواری می‌کند و انتظار دارد موقعیت‌های بهتری برای همکاری پیش بیاید».
گزارش یاد آوری می‌کند که از آغاز سال جاری میلادی تا سی‌ام ژوئن امسال، ۲۰۱۴، با یک صد و هجده نفر مصاحبه شده که از این تعداد ۲۲ نفر در جمهوری اسلامی، ۵۴ نفر در ترکیه و ۴۲ نفر در سوئد، اتریش و ایتالیا بوده است.
احمد شهید تصریح می‌کند که در فاصله ژوئن دو هزار و سیزده تا ژوئن دو هزار و چهارده دست کم ۸۵۲ نفر در ایران اعدام شده‌اند، که این رقم «نشان دهنده نگران کننده افزایش اعدام‌ها در ایران است».
دکتر شهید تاکید می‌کند که حکومت همچنان به اعدام نوجوانان ادامه می‌دهد، گزارش ذکر می‌کند که تنها در سال جاری میلادی، دو هزار و چهارده، هشت نفر که سن آن‌ها به هنگام ارتکاب جرم زیر۱۸ سال بوده است توسط حکومت اعدام شده‌اند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشرایران در ششمین گزارش خود از احتمال اعدام ریحانه جباری و راضیه ابراهیمی ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید اعدام افراد به خاطر اجرای حقوق محافظت از حق آن‌ها از جمله آزادی بیان و تجمع عمیقاً نگران کننده است و به نظر می رسد اقلیت‌های دینی و قومی در ایران به طور نامتناسبی با اتهامات نظیر محاربه و مفسد فی الارض مواجه می‌شوند.
گزارش تصریح می‌کند که چهار «فعال فرهنگی» عرب ایرانی در سال ۲۰۱۴ اعدام شده‌اند و اعدام چند باورمند سُنی کرد نیز قریب الوقوع است.
احمد شهید از ادامه شکنجه در جمهوری اسلامی خبرمی دهد و می نویسد شکنجه‌های جسمی و روحی برای گرفتن اعتراف از متهم به صورت گسترده و نظام یافته ادامه دارد. به گفته وی از۲۴ نفری که درترکیه مصاحبه شدند، ۲۰ نفرآن‌ها درسلول انفرادی زندانی بوده‌اند، و اعدام نمایشی را تجربه کرده‌اند. آن‌ها همچنین به تجاوزجنسی تهدید شده بودند و بار‌ها مورد ضرب وجرح و شوک الکتریکی و سوختگی قرارگرفته‌اند.
احمد شهید می‌گوید: ازایران گزارش‌های قطع عضو ومجازات‌هایی نظیر شلاق زدن، که با ماده هفت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مغایرت دارد، نیزگزارش شده است.
دربخشی از این گزارش به ازدواج‌های اجباری درجمهوری اسلامی اشاره شده. احمد شهید دراین باره می‌گوید: سن قانونی ازدواج برای دختران درایران «سیزده سال» تعیین شده است، با این حال گزارش‌هایی ازازدواج دختران ۹ ساله منتشرشده است.
بنا برگزارش درسال دوهزارو یازده درجمهوری اسلامی دست کم ۴۸ هزارو ۵۸۰ دخترمیان ده تا چهارده سال ازدواج کرده‌اند.
بنا برگزارش احمد شهید: نقض حقوق بهائیان، سُنی‌ها، مسیحیان و دراویش ادامه دارد، به طوری که در اوت ۲۰۱۴ دست کم ۱۲۶ باورمند آئین بهائی درجمهوری اسلامی درزندان بوده اند. تخریب اماکن مذهبی، قبرستان‌ها و اماکن نیایش و کلیسا‌ها ادامه یافته است.
احمد شهید توضیح می‌دهد که دست کم ۴۹ باورمند مسیحی پروتستان درزندان‌های ایران هستندکه بسیاری ازآن‌ها به خاطرشرکت درکلیسای خانگی بازداشت شده‌اند.
درگزارش همچنین آمده است که حداقل نه تن ازدراویش ایران و یک صد و پنجاه تن از پیراون مذهب سُنی به خاطر سازماندهی جلسات نیایش درزندان به سر می‌برند.

No responses yet

Oct 06 2014

ختیار اجرای بخشی از احکام اعدام به محسنی اژه ای تفویض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی اختیار “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” را به معاون اول خود داده است

صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه ایران، اختیارات خود در مورد اجرای بخشی از احکام اعدام را به غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول این قوه تفویض کرد.

آقای لاریجانی دوشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر) شرح وظایف و اختیارات معاون اول جدید قوه قضاییه را به او ابلاغ کرد که یکی از آنها، “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” است.

در ایران، همه احکام اعدام برای تایید نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده می شوند اما ریاست قوه قضاییه، بر مبنای اختیاراتی که از جانب رهبر جمهوری اسلامی به او تفویض شده، امکان تاثیرگذاری بر چنین احکامی را دارد.

غلامحسین محسنی اژه ای، که پیشتر دادستان کل کشور بود، در مرداد ماه گذشته با حکم رئیس قوه قضاییه به سمت معاون اولی دستگاه قضایی کشور منصوب شد.

در پی این انتصاب، صادق لاریجانی اعلام کرد که همراه با تغییر معاون اول، “برخی از اختیارات رئیس قوه قضائیه از جمله جلسه با معاونان، رؤسای سازمان های قوه قضائیه و رؤسای دادگستری ها به وی تفویض می شود”. وی در عین حال افزود که همچنان، “تصمیم نهایی با رئیس قوه قضائیه است”.

از جمله دیگر اختیاراتی که آقای لاریجانی به معاون اول خود تفویض کرده عبارتند از: “بررسی و تایید پیشنهاد های معاونت راهبردی در خصوص شرح وظایف و تشکیلات واحدهای اداری قوه قضاییه و سازمان های تابعه”، “تصویب ایجاد شعب دادسرا و دادگاه”، “ریاست جلسات کمیسیون نقل و انتقال قضات” و “بررسی فرآیند تامین و توزیع اعتبارات مصوب قوه قضاییه”.

تفویض اختیارات رئیس دستگاه قضایی در مورد احکام اعدام مرتبط با مواد مخدر، در شرایطی انجام شده که جرایم مرتبط با این مواد، از جمله دلایل اصلی اعدام افراد در ایران محسوب می شوند.

No responses yet

Oct 05 2014

آزادی یک روزنامه نگار، و اعتصاب غذای یک زندانی به علت بلاتکلیفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: در ایران یک روزنامه نگار پس از پنج سال و چهار ماه از زندان آزاد شد. بهمن احمدی امویی، به جرم «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام اسلامی» از طریق انتشار مقاله‌های اقتصادی در روزنامه و سایت شخصی خود، پنج سال و چهار ماه را در زندان گذراند.

این روزنامه نگار به هنگام بازداشت با روزنامه سرمایه همکاری می‌کرد.
بهمن احمدی امویی و همسرش، خانم ژیلا بنی یعقوب، هنگام رویداهای بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ خورشیدی بازداشت شدند.
خانم بنی یعقوب در خردادماه سال هشتاد و هشت دستگیر و در دادگاه به یک سال حبس و سی سال ممنوعیت از روزنامه نگاری محکوم گردید.
لازم به یاد آوری است که حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی در آخرین سفر خود به آمریکا در ماه سپتامبر گذشته در گفت‌و‌گو با کریستین امانپور خبرنگار سی ان ان گفته بود: «فکر نمی کنم در ایران فردی به خاطر روزنامه نگاری، یا به خاطر فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد».
در تابستان امسال سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارشی پیرامون وضعیت روزنامه و روزنامه نگاری در ایران یادآوری کرده بود که در حال حاضر ۵۸ روزنامه نگار و شهروند وب نگار در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می برند که ۲۵ تن از آنان در فاصله یک سال گذشته (ریاست جمهوری حسن روحانی) بازداشت و زندانی شده‌اند.

ازسوی دیگر در تهران اعلام شده غنچه قوامی دختر جوان ایرانی در زندان دست به اعتصاب غذا زده است.
به گزارش کلمه، نزدیک به اپوزیسیون درونی نظام اسلامی، غنچه قوامی پس از یک صد روز بازداشت موقت، در اعتراض به بلا تکلیفی خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
این دختر جوان ایرانی که از بازداشت شدگان روز مسابقه والیبال در روز سی‌ام خرداد است و از نهم تیرماه بی‌وقفه در بازداشت است، از روز چهارشنبه نهم مهرماه اقدام به اعتصاب غذا کرده است.
خانم قوامی که روز سی‌ام خرداد ماه برای تماشای بازی والیبال ایران و ایتالیا در مقابل ورزشگاه آزادی حضور یافته بود، به همراه شمار دیگری از بانوان خواستار تماشای مسابقه بازداشت و اکنون صد روز است که بدون محاکمه یا اعلام تاریخی برای تعیین تکلیف در زندان بسر می برد.

No responses yet

Oct 04 2014

«یک سوم تصاویر هواشناسی تهران» به دلیل پارازیت نامفهوم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: رییس سازمان هوا‌شناسی ایران می‌گوید، یک سوم تصاویر هوا‌شناسی تهران «احتمالا به ‌دلیل وجود پارازیت» نامفهوم است و دلیل عدم پیش بینی طوفان خرداد ماه تهران نیز می‌تواند همین «نویز و نامفهومی تصاویر» باشد.

داود پرهیزگار روز جمعه ۱۱ مهر گفت: «رادار هوا‌شناسی پایتخت احتمالا به دلیل امواج پارازیت دارای نویز است و این موضوع یک سوم تصاویر هوا‌شناسی این شهر را نامفهوم کرده است».

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی افزود: «عدم پیش بینی طوفان تهران در خرداد ماه سال جاری می‌تواند به دلیل همین نویز و نامفهومی تصاویر باشد».

به گفته آقای پرهیزگار، تهران تنها یک رادار اصلی هوا‌شناسی در شهر پرند دارد.

پس از توفان خردادماه در تهران که خسارات زیادی بر جای گذاشت، سازمان هوا‌شناسی ایران در گزارشی به مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که به دلیل پارازیت‌ها نتوانسته این توفان را پیش‌بینی کند.

احد وظیفه، مدیر پیش‌بینی هشدار سریع سازمان هوا‌شناسی ایران، روز ۳۱ تیر گفته بود: «تاثیر پارازیت‌ها در تشخیص پدیده هوا‌شناسی را قبل از وقوع توفان به سازمان‌های ذیربط اطلاع داده بودیم».

سعید متصدی، معاون سازمان حفاظت محیط زیست، نیز روز ۱۰ مهر خبر داده بود که این سازمان از کمیته رسیدگی به وضعیت پارازیت‌ها درخواست کرده تا با توجه به «سرطان‌زا بودن پارازیت‌ها»، از روش‌های دیگری برای مقابله با به گفته این سازمان «تهاجم فرهنگی» استفاده شود.

به گفته آقای متصدی، پیگیری مبحث مربوط به پارازیت‌ها و تاثیر آن بر روی انسان، مصوبه کمیته مشترکی بوده که جلسات آن با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و در سطح وزیر تشکیل شده است.

ارسال پارازیت در ایران عمدتا برای جلوگیری از دسترسی شهروندان ایرانی به رسانه‌های فارسی‌ زبان خارج از کشور به ‌ویژه رسانه‌های خبری انجام می‌شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس ایران، در گزارشی که تیرماه منتشر شد، به سابقه ارسال این پارازیت‌ها از سال ۱۳۸۱ اشاره کرده بود.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز ۲۷ تیرماه با اشاره به اینکه توقف ارسال مستقیم پارازیت روی امواج ماهواره از دلایل لغو موقت تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی توسط آمریکا بوده از تغییر روش ارسال این پارازیت‌ها خبر داده بود.

بر اساس گزارش این کمپین، «اینک صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مستقیما به ماهواره‌ها پارازیت نمی‌فرستد، اما از طریق تشدید ارسال پارازیت به گیرنده‌های محلی امواج ماهواره‌ای که عموما دیش‌های ماهواره‌ای روی سقف خانه‌ها هستند این توقف را جبران کرده است».

حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت مجلس، شهریور سال ۱۳۹۱، گفته بود که وزارت ارتباطات و نمایندگان مجلس از منشاء صدور پارازیت‌ها اطلاع دارند ولی نمی‌خواهند بیان کنند.

مراجع رسمی ایران تاکنون منشا اصلی پارازیت‌‌ها را اعلام نکرده‌اند.

No responses yet

Oct 02 2014

انتقاد گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی از گفته‌های روحانی به سی‌ان‌ان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: ۱۳۵ روزنامه‌نگار ایرانی با امضای نامه‌ای به حسن روحانی، از گفته‌های او در مصاحبه با شبکه خبری سی‌ان‌ان، در مورد انکار وجود روزنامه‌نگار زندانی در ایران، انتقاد کرده و آن را یادآور «تحریف و انکار واقعیت» توصیف کرده‌اند.

روزنامه‌نگاران منتقد می‌گویند «اکنون شاهد هستیم که در گفت‌وگو با کریستین امانپور، خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان، واقعیت وجود روزنامه‌نگاران زندانی در ایران را نیز انکار کرده‌اید. اظهارنظر شما یادآور روحیه و رویه‌ای است که خود منتقد آن بودید: تحریف و انکار واقعیت».

این روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی در نامه خود نوشته‌اند بر خلاف وعده‌های حسن روحانی در زمان پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲، مطالبات اساسی روزنامه‌نگاران برآورده نشده است.

در نامه‌ای که به امضای کسانی مانند سیامک قادری، نوشابه امیری، احسان مهرابی، حنیف و علی مزورعی، توکا و مانا نیستانی، عیسی سحرخیز، مازیار بهاری یا شیرزاد عبداللهی رسیده، آمده است که آنها انکار وجود روزنامه‌نگار زندانی در ایران را «به لحاظ حرفه‌ای و از نظر اخلاقی، توجیه‌پذیر» نمی‌دانند.

رئیس‌جمهوری ایران، طی سفر خود به نیویورک، برای شرکت در نشست عمومی سازمان ملل، در مصاحبه‌ای با شبکه خبری سی‌ان‌ان، گفته بود فکر نمی‌کند که کسی در ایران به خاطر فعاليت‌های روزنامه‌نگاری‌اش بازداشت شده باشد.

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید در حال حاضر ۵۸ روزنامه‌نگار و شهروند وب‌نگار در زندان‌های ایران به‌سرمی‌برند، که ۲۵ نفر از آن‌ها در فاصله یک سال گذشته، در دولت حسن روحانی، بازداشت و زندانی شده‌اند.

روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای معترض به حسن روحانی، که برخی خود در زندان یا بازداشت بوده‌اند، در نامه خود گفته‌اند «برعهده شماست که به‌عنوان مجری و ناظر بر قانون اساسی و براساس وعده‌های خود، تغییر موثری در وضع فعلی روزنامه‌نگاران زندانی و رسانه‌های کشور ایجاد کنید و از انکار واقعیت و پاک کردن صورت مسئله بپرهیزید؛ آن‌هم در شرایطی که بر تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در دوران ریاست جمهوری شما افزوده شده است.»

حسن روحانی در کارزار انتخاباتی خود و پس از آن در سال گذشته وعده‌هایی را در مورد مطبوعات و رسانه‌ها در ایران داده بود که از جمله آنها «آزادی دادن به رسانه‌ها برای مقابله با فساد»، «واگذاری مسائل حوزه رسانه‌ها به صنف» یا «ایجاد محیطی امن» برای فعالان مطبوعاتی بود.

رئیس‌جمهوری ایران در سخنرانی در اسفند ماه گذشته در اختتامیه جشنواره مطبوعات در تهران نیز تاکید کرده بود «دولت و رئیس‌جمهوری بر قولی که به اصحاب رسانه از روز اول داده، پایبند است که محیطی امن‌تر برای اصحاب رسانه به وجود آورد.»

No responses yet

Oct 02 2014

دادستان دادگاه روحانیت خطاب به کاظمینی بروجردی: ما اهل مناظره نیستیم، اعدام می کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: ونداداولادعظیمی- هشت سال از محاصره منزل یک روحانی معترض به نام«سیدمحمدحسین کاظمینی بروجردی» می گذرد و دراین مدت هرازگاهی اخبارشکنجه وآزار وی وهوادارانش به گوش می رسد.
در زمان دستگیری، وی نزدیک به دوهزارنفراز طرفدارانش نیز دستگیر شدند که بعدها و به مرور آزاد شدند. یازده نفرازاین دستگیرشدگان، ازجمله خود وی، در دادگاه اولیه محکوم به اعدام شدند که این حکم در دادگاه تجدید نظر برای آقای بروجردی به یازده سال زندان تبدیل شد و بسیاری از هواداران وی به قید وثیقه آزاد شدند.
اما روز چهارشنبه ۹ مهر۱۳۹۳، حسین کاظمینی بروجردی، که هشتمین سال دوران حبس خود در زندان اوین را سپری می کند، به طورناگهانی برای اجرای حکم اعدام، از بند ویژه روحانیت خارج شد.
اواوایل مهرسال جاری، توسط محمد موحدی دادستان ویژه روحانیت، بطورشفاهی به اتهام«بدعت و تفاسیر دینی مخالف با نظرات رهبری»، ازطریق«تدوین کتاب و تدریس آن در زندان»، به اعدام تهدید شده بود.

«رویا عراقی»، معاون و سخن‌گوی این زندانی عقیدتی، اعلام کرد:«به خانواده این زندانی عقیدتی اعلام شد که وی تا زمان اجرای حکم اعدام، ممنوع تلفن و ممنوع الملاقات می باشد. مراجعه و تجمع خانواده این زندانی درمقابل دادگاه ویژه روحانیت، تا لحظه انتشاراین گزارش، بدون پاسخ مانده وهم‌چنان از سرنوشت این روحانی منتقد حکومت، اطلاعی در دست نیست.»
رویا عراقی، فارغ التحصیل رشته شیمی، ساکن کانادا، معاون و سخن‌گوی حسین کاظمینی بروجردی، درخصوص نحوه صدور وابلاغ حکم اعدام وآخرین وضعیت این زندانی عقیدتی این‌ طور پاسخ می دهد:

شما صبح اعلام کرده بودید که حسین کاظمینی بروجردی، روحانی منتقد، برای اجرای حکم اعدام از زندان خارج شده، حکم اعدام ایشان توسط کدام دادگاه قضاوت و صادر شده‌است؟ ابلاغ حکم به چه صورت بوده است واصولا منشا این حکم واتهامات او چه بوده است؟
اول مهرماه، دادستان دادگاه ویژه روحانیت به سلول آقای بروجردی رفته و به عنوان یک مقام رسمی که نظراتش نظرات رسمی نظام، محسوب می شود، با در دست داشتن کتاب آقای بروجردی که در داخل زندان تهیه و تدوین شده بود، به وی گفته که نظرات ایشان و محتوای این کتاب یک بدعت است و کاملا با نظرات رهبری نظام مغایرت دارد. او گفت که آقای بروجردی و کلیه کسانی که در تهیه و انتشاراین کتاب سهیم و دخیل بودند، مرتد بوده و حکم‌شان اعدام است.

یعنی روال دادگاه ویژه روحانیت به این صورت هست که در سلول برگزار می شود و به صورت شفاهی حکم اعلام می کند؟
بطورکلی دادگاه ویژه روحانیت، حتی براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز، ازاساس نهادی غیرقانونی است که برای اوایل انقلاب تشکیل شده بود، اما هم‌چنان به کارخود ادامه می دهد. این دادگاه تا به امروز که سال‌ها از شکنجه و زندان آقای بروجردی و هوادارانش می گذرد، هیچ حکمی به صورت کتبی به شخصی ارائه نمی کند. این روال برای سایر متهمین و محکومین این دادگاه هم برقرار است.

حکم کتبی دریافت نمی کنید ولی آیا دادگاه هم به این صورت هست که داخل همان بند زندان و با حضور تنها دادستان، برگزار می شود؟
بله، معمولا دادگاهی تشکیل نمی شود، برای سایر دوستان ما هم درایران(هواداران‌آقای بروجردی)، دادگاهی تشکیل‌نشد. به جز دادگاه اولیه در زمان بازداشت آقای بروجردی وهوادارن، هیچ‌گاه دادگاه دیگری برگزارنشد، ولی پرونده آقای بروجردی وهوادارانش، همواره باز بوده است. آن‌ها هیچ وقت حکم کتبی به ما نمی دهند و هیچ گاه هم دادگاهی رسمی برگزار نمی شود. پرونده آقای بروجردی مستقیم زیرنظرآقای خامنه ای، رهبرجمهوری اسلامی ایران هدایت می شود واحکام براساس دستورات او صادر و اجرا می شود. در واقع آن‌ها فقط برای ابلاغ و اجرای حکم، به زندانی مراجعه می کنند و نه برای برگزاری دادگاه.

اجازه دهید برگردیم به کتابی که برای ابلاغ شفاهی حکم اعدام، به آن استناد شده بود، نام این کتاب و محتوای آن که در داخل زندان تهیه شده بود، چیست؟ به چه صورت، کجا و در چه سطحی منتشر شده؟
این کتاب از مجموعه صحبت‌های آقای بروجردی در داخل زندان، توسط هواداران ایشان درخارج از زندان گردآوری و تهیه شده است.

داخل ایران منتشر شده یا خارج از کشور؟
داخل ایران منتشر شده و هنوز درخارج ازکشور برای انتشارآن، اقدامی نشده است. در داخل ایران ازطریق همکاران و هواداران آقای بروجردی منتشرشده است. این کتاب شامل نظرات ایشان در زمینه توحید می باشد که دیدگاهی غیرسیاسی نسبت به این موضوع دارد که کاملا متفاوت است نسبت به آن چیزی که آنها(روحانیون) می گویند.

با مجوز قانونی؟
خیر، به هیچ عنوان. اصلا اجازه قانونی نداشته.

واکنش آقای بروجردی در برابر ایرادات دادستان به این کتاب، چه بود؟
ایشان گفته که من تمام نظراتم مستند است و برای مناظره با همه کسانی‌که مثل شما اعتقاد به دین‌سیاسی دارند، آماده ام واگر فکر می‌کنید که ابهامی وجود دارد، دستوردهید تا مناظره‌ای درحضور ناظران بین المللی برگزار شود تا مشخص شود که حق با کیست. اما دادستان(موحدی) به آقای بروجردی گفت که ما اهل مناظره نیستیم، ما محاکمه می کنیم واعدام. ادامه این دیدار نیز با تهدید و توهین دادستان طی شد.
موضوعی که می خواهم اضافه کنم این هست که دادستان دادگاه ویژه روحانیت هیچ وقت برای تهدید و توهین به سلول زندانی نمی رود. خب برای این‌کار بازجوها و زندانبانان، به اندازه کافی برای آزار و توهین، درمحل حضور دارند. بنابراین حضور دادستان درسلول آقای بروجردی ابلاغ شفاهی، مواضع رسمی حکومت هست. چون دادگاه ویژه روحانیت زیرنظر مستقیم آقای خامنه ای است، بنابراین همه شواهد دال براجرای این حکم توسط آن‌هاست.
حساسیت ما به این دلیل هست که این باراول نیست که تصمیم به قتل آقای بروجردی گرفته می شود. درهمان اولین سال بازداشت ایشان(هشت سال پیش)، قراربود که او و حتی هوادارانش را قتل عام کنند که خوشبختانه موفق نشدند ولی متاسفانه تلاش‌ها ادامه پیدا کرد که نهایتا به دستگیری منجر شد. چندین بار در داخل زندان و در دوران حبس ایشان، به جان وی سوقصد شده است.
درحال حاضرایشان در وضعیت بحرانی از لحاظ جسمانی قرار دارد و به بستری شدن در بیمارستان مجهز نیاز دارد. اما درطول این هشت سال، او حتی از یک دقیقه مرخصی برخوردار نبود و از هرگونه دارو و درمان محروم بوده و این خود به معنای قتل خاموش یک آزاد اندیش است. بنابراین این مسئله جدیدی نیست، آنها از هر فرصتی برای حذف وی استفاده می کنند و البته با توجه به مسائل بین المللی و اعدام های اخیر، نگرانی ها از اجرای حکم اعدام وی، بیشتر شده است.

همان‌طورکه گفتید ایشان هشت سال در زندان هستند واز بدو بازداشت، تلاش‌هایی برای قتل وی از طریق مسمومیت، عدم درمان بیماری و غیره انجام شده است. ولی الان به صورت شفاهی و البته علنی، حکم اعدام به وی ابلاغ شده که با رسانه ای شدن آن، طبعا برای حکومت در مجامع بین المللی و حتی در داخل جامعه ایران، هزینه هایی در بردارد. شما این رویکرد جدید و افراطی را چطور ارزیابی می کنید؟ چرا از تلاش برای مرگ خاموش، به اعدام علنی روی آوردند؟
خب فشارهای بین المللی روی حکومت زیاد شده است. ازاتفاقات حضورآقای روحانی درسازمان ملل تا فشارهایی که گروه ۱+۵ ایجاد کرده و مسائل مختلف سیاسی، همه از این دست فشارها هستند. اما همه این‌ها ازحجم سرکوب حکومت کم نکرده است. شما ببینید الان‌تلاش می‌شود حکم اعدام خانم ریحانه‌جباری دوباره به جریان بیفتد.آقای امیراصلانی را هم در روزهای گذشته، بدون هیچ دلیل موجهی، اعدام کردند.
وقتی اعدام«بدون دلیل موجه» این افراد را می بینیم، پس نسبت به آقای بروجردی حساسیت های بیشتری هست. ازطرفی چون شرایط سیاسی حکومت در داخل ایران مناسب نیست، ایجاد ترس و وحشت ازطریق اعدام ها، تلاشی است برای کنترل اوضاع ازطریق ایجاد رعب و وحشت. از این رو ایشان را به عنوان یکی از چهره های شناخته شده، مورد هدف قرار داده اند تا در واقع به عنوان یک نوع محکی برای حکومت قرار گیرد، به‌طوری‌که اگر اعدام ایشان با واکنش در داخل و جامعه بین الملل جلوگیری و محکوم نشود، آغازی خواهد بود براعدام های گسترده تر.
من تاکید می کنم که این مسئله باید به شدت رسانه ای شود و همه سازمان‌های حقوق بشری و فعالان حقوق بشر باید برای پیشگیری ازاجرای این حکم، همکاری کنند، چون مسئله یک شخص نیست، این یک جریان فکری است.

اگر اجازه بدهید، برگردیم به اتفاق امروز، مبنی بر انتقال آقای بروجردی برای اجرای حکم. خبرها حاکی از تجمع خانواده این زندانی عقیدتی در مقابل دادگاه ویژه روحانیت بود. این تجمع با حضور چه کسانی و با چه کیفیتی بود؟ برخورد با آنها به چه صورت بود؟ آیا اطلاعی از وضعیت او، حاصل شد؟ الان آقای بروجردی کجاست؟

از آقای بروجردی هیچ اطلاعی در دست نیست. تجمع با حضور اعضای خانواده و چند نفراز بستگان انجام شده که درحال حاضراز تعداد آن‌ها اطلاعی دقیقی ندارم. هیچ پاسخی درخصوص وضعیت آقای بروجردی به آن‌ها داده نشد و خانواده هم‌چنان از وضعیت ایشان بی خبر هستند. همسرآقای بروجردی صبح دچار مشکلاتی شد که برای ساعاتی به بیمارستان منتقل شد، اما پس از بهبود نسبی، به منزل منتقل شد و درکل خانواده در وضعیت خوبی به سر نمی برند.

شما به عنوان معاون و سخنگوی آقای بروجردی، چه اقداماتی برای هواداران ایشان در داخل و فعالان و سازمان های حقوق بشری در خارج، پیشنهاد می دهید؟
درخارج ازکشور با همه فعالان حقوق بشر و سازمان‌ها و رسانه ها، درتماس هستیم و پیام‌هایی ارسال کردیم. اطلاع رسانی وسیع دراین مورد انجام خواهد شد. در داخل کشورهم برنامه هایی داریم و منتظر عکس العمل حکومت هستیم، حتما برای آن‌ها هم فکرهایی داریم که به اطلاع هم وطنان خواهیم رساند.

فکر می کنید با توجه به اینکه هر لحظه احتمال اجرای این حکم وجود دارد، فرصتی مناسبی برای اقدام پیشگیرانه مانده؟
ما همه تلاش مان را می کنیم، کارها درحال انجام هست و اقدامات گسترده ای در دست هست. هم‌چنین کمپینی از قبل برای سالگرد بازداشت ایشان پیش بینی شده بود که درگروههای مختلفی در سراسر دنیا به این کمپین خواهند پیوست و دربرخی نقاط دنیا هم تظاهرات و تجمعاتی خواهیم داشت که به تدریج برنامه و گزارش کامل آن به اطلاع همه هم وطنان خواهد رسید. امیدواریم فشار مجامع بین المللی هم در توقف این حکم موثر باشد.

گفتنی است پیش‌تر نیز دادگاه ویژه روحانیت درسال۱۳۸۶، برای آقای کاظمینی بروجردی حکم اعدام درخواست کرده بود که با فشار مجامع حقوقی و تلاش نهادهای حقوق بشری، حکم اولیه لغو و به ۱۱ سال حبس تغییر یافته بود.
سیدحسین کاظمینی بروجردی متولد ۱۰مرداد ۱۳۳۷ در بروجرد، روحانی ایرانی، زندانی سیاسی و از مخالفان تئوری ولایت فقیه است. وی مخالف دخالت دین درسیاست و طرفدارجدایی دین از دولت و بازگشت به اصل دین سنتی است. او مهر۱۳۸۵ به همراه جمعی از هوادارانش بازداشت شد و تا به امروزاز مرخصی وامکانات پزشکی در زندان اوین محروم بوده است.

No responses yet

Sep 30 2014

فوری: تعویق حکم اعدام ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: مادر ریحانه جباری دقایقی پیش موفق شد تا با دخترش گفتگو کند. او در مقابل زندان رجایی شهر گفته بود که فقط منتظر شنیدن خبر خوش است.

پدر ریحانه به «خودنویس» گفته: «ساعتی پیش خانواده، بستگان، دوستان، برخی از فعالان حقوق بشری و همچنین جمعیتی از مردم عادی که برای اطلاع از وضعیت و اطمینان از سلامت ریحانه جباری در مقابل رجایی شهر تجمع کرده بودند، از ماموران و مسوولان این زندان با اصرار و التماس خواستند پاسخی روشن به آنها بدهند. در مقابل مسوولان زندان می‌گویند که اجرای حکم اعدام ریحانه فعلا معوق شده و به زندان شهر ری بازگردانده شده است.»

وی ادامه داد: «مادر ریحانه خواسته تا با دخترش حرف بزند تا مطمئن شود و حرف ماموران را باور کند. آنها ترتیب تماس تلفنی با ریحانه را در زندان شهر ری دادند و ما مطمئن شدیم که وی بازگردانده شده است.»

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی محکوم به اعدام امروز به خودنویس گفته بود: «ریحانه را ظهر امروز به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند و احتمال می‌دهند برای اجرای حکم اعدامش (صبح فردا) باشد.»

مادر ریحانه نیز امروز درباره خداحافظی فرزندش به خودنویس [2] گفته بود: «حدود ساعت دو مجددا زنگ زد. گفت مامان جان مراجع قانونی، هر کس که بوده دروغ گفته به تو زن بی‌پناه. الان به من دستبند زدن و ماشینی دم در منتظره تا منو ببرن برای اجرای حکم. این که می‌بینی بهت زنگ زدم به خاطر اینه که مامور همراهم دلش نیومد بدون خداحافظی از تو منو ببره. مامان جان خداحافظ. منو دارن می‌برن زندان رجایی‌شهر. فردا صبح زود همه دردا برای من تموم می‌شه. حیف که نمی‌تونم درد تو رو کم کن. صبوری کن. ما به دنیای دیگه اعتقاد داریم. تو دنیای باقی می‌بینمت و دیگه هرگز ازت جدا نمی‌شم. چون جدا شدن از تو سخت‌ترین کاریه که تو دنیا میشه انجام داد.»

پس از رسانه‌ای شدن این خبر، واکنش‌های اعتراضی و اظهارنظرهای ضد و نقیضی درباره سرنوشت این زندانی زن محکوم به اعدام، در فضای مجازی و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

چندین فعال حقوق بشری در کنار خانواده و بستگان این زندانی، امشب مقابل «زندان رجایی شهر کرج» با لباس سیاه تجمع کردند. به دنبال رسانه‌ای شدن خبر [3] تجمع خانواده‌ی ریحانه جباری، تعداد کسانی که به نشانه اعتراض در کنار مادر ریحانه در مقابل درب ورودی زندان رجایی شهر تجمع کرده بودند بيشتر شد.

سازمان عفو بین‌الملل نیز نسبت به اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام «ریحانه جباری» که گفته می‌شود در دفاع از خود در مقابل تعرض جنسی مرتکب قتل «مرتضی سربندی» شده، اعتراض کرده و خواهان توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری شد.

برخی گفته‌اند توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری و بازگرداندن وی به زندان شهر ری، تحت فشار افکار عمومی و همچنین بازتاب رسانه‌ای در سطح جهانی صورت گرفته و این در حالی است که حکم اعدام این زندانی همچنان به قوت خود باقی است.

No responses yet

Sep 28 2014

«مگر اسلام گروه مافیایی است؟»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: زیرمجموعه‌های وزارت اطلاعات در دهه شصت به شاخه‌های نفاق، الحاد، التقاط و… تقسیم می‌شد. برخی شعبات بازجویی در دستگاه امنیتی– قضایی نیز عناوینی مشابه داشت. این عناوین چیزی افزوده داشت نسبت به موارد مشابه در رژیم‌های استبدادی در بسیاری از کشورها مانند «زندانیان امنیتی» و چیزی است شبیه برچسب «خرابکار» در رژیم پهلوی.

خرابکار و نفاق و الحاد و… یک قضاوت پیشینی و به عبارتی نوعی «نفرت» ناشی از محکومیت مطلق و دربست را با خود حمل می‌کند. تولید این «نفرت» نسبت مشخص و روشنی با اندیشه و ایدئولوژی مشروعیت‌بخش به هر حکومت و ساختار قدرتی دارد.

در زمان حکومت پهلوی رشد و توسعه و عظمت ملی و اقتدار سلطنت «تحت رهبری‌های داهیانه اعلیحضرت» ستون فقرات اندیشه و ایدئولوژی مشروعیت‌بخش رژیم وقت و در جمهوری اسلامی، «اسلام» (به طور کلی و «ولایت» در تفسیر متعین از این نوع اسلام؛ اسلام حاکمان) این ستون فقرات را تشکیل می‌دهد.

هر چند به تدریج «دشمن‌ستیزی» و «مقاومت در برابر دشمن» و در مراتبی دیگر مسائلی مانند «حجاب» به نمود و نماد این اندیشه مشروعیت‌بخش تبدیل شده است.

تولید «نفرت» در این نگاه در نسبت با مسائل محوری‌تر این اندیشه صورت می‌گیرد. دشمنی یا انحراف از «اسلام»، اتهام هم‌سویی با «دشمن» و «فساد» و بی‌اعتنایی به حجاب (به عنوان مهم‌ترین نماد اخلاق و «زن» به عنوان مهم‌ترین «سوژه»ای که اخلاق در نسبت با آن تعریف می‌شود تا آنجا که وقتی تعبیر «اتهام اخلاقی» مطرح می‌شود همه ذهن‌ها سریعا به مسائل جنسی و مرتبط با ارتباط دو جنس معطوف می‌شود)، مهم‌ترین عوامل بسترساز نفرت‌اند.

«نفرت» اما، به سرعت راه به «خشونت» می‌برد. «مقابله با اسلام»، «ارتباط با دشمن» و «فساد» باید با بالاترین مجازات‌ها روبرو شوند.

در پشت این الفاظ اما، نوعی جدال و کشمکش سیاسی (مرتبط با قدرت و ثروت و منزلت) با شدت تمام در جریان است.

از ابتدای انقلاب جریان حاکم، بر سیاست «سرکوب»، «نقاب» مقابله با سه‌گانه فوق را زده است. این البته به آن معنا نیست که «اعتقاد» و جزمیت‌های فکری در این میان نقشی نداشته است. به واقع بهاییان یا مسیحیان یا دراویش و کلیه کسانی که تلقی متفاوتی از اسلام، نسبت به درک و دریافت فقاهتی– سنتی حاکم دارند، «خطری» (یا حداقل خطری جدی) برای حکومت و قدرت نداشته و ندارند، بنابراین در برخی موارد نفرت‌های ناشی از «جزمیت»های فکری (فقهی – سنتی) نیز به شدت در جریان بوده‌اند. بگذریم از موارد خاص و فردی که گاه حساسیت‌ها و کشمکش‌های شخصی بازجو و دادستان و قاضی نیز عصبانیت و نفرت آنها را تا سرحد گرفتن جان متهم زندانی و حتی فردی که بیرون از زندان سوژه این تقابل قرار می‌گیرد، پیش می‌راند.

ترور غیررسمی یا اعدام رسمی برخی بهاییان، بعضی صاحب‌نظران یا فعالان اهل سنت، مسیحیان مبلغ مسیحیت و منتقدان سابقا شیعه «تشیع» و… و از جمله و شگفت‌آورتر از همه افراد شدیدا مذهبی که فهم دیگری از قرآن می‌دهند (علیرغم مشترکات گسترده‌ای که حتی با اسلام حاکمان دارند) در این ردیف قرار می‌گیرند.

محسن امیراصلانی ۳۷ ساله متاهل و دارای یک فرزند در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ دستگیر و در ابتدا، ۹ ماه در بند انفرادی ۲۰۹ اوین زندانی شد. این بند، تحت نظارت وزارت اطلاعات قرار دارد.

بنا بر حکم صادر شده علیه وی امیر اصلانی، در منزل خود جلسات تفسیر قرآن برگزار می‌کرده و محتوای بعضی از این تفسیرها، از نظر قوه قضاییه «بدعت در دین» تلقی شده است.

در دادگاه اولیه وی به اتهام بدعت در دین به چهار سال حبس محکوم می‌شود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال و چهار ماه کاهش پیدا می‌کند. پس از اعتراض وکلای او پرونده به قوه قضاییه سپرده می شود. در این مرحله پرونده قاعدتا باید به هیات عالی دیوان عالی کشور می‌رفت اما رئیس دادگاه کیفری استان تهران خود تقاضای اعمال ماده ۱۸ کرده و پرونده را نزد رئیس قوه قضاییه می‌فرستد. رئیس قوه قضاییه هم با استناد به حکم چندین سال پیش قاضی صلواتی و اصرار صلواتی بر اعدام متهم، حکم اعدام را تایید می‌کند.

امیر اصلانی، روانشناس بوده و مشاوره هم می‌داده است. وی بنا به اعتقادات مذهبی خود در مشاوره دادن به مراجعانش از تفسیر قرآن و آموزه‌های دینی نیز استفاده می‌کرده است. به همین دلیل هم میان برخی مراجعه‌کنندگانش پذیرش و مقبولیت داشته است. همچنین وی جلساتی مذهبی داشته که در آنها مباحث دینی و تفسیر قرآن مطرح می‌کرده است. ظاهرا در یکی از این جلسات، مسئله «زنده ماندن حضرت یونس در دل نهنگ» را زیر سوال برده است. این مسئله از سوی دادگاه «توهین» به این پیامبر تلقی شده است. پس از اعدام وی و بازتاب گسترده رسانه‌ای آن اما رسانه‌های نزدیک به نهادهای قضایی و امنیتی سعی کردند مسئله را تحریف کرده و علت اعدام وی را مسائل دیگری عنوان کنند.

به طور مثال سایت جوان آنلاین تحت عنوان «تلاش برای زدن ماسک نواندیشی بر چهره متجاوز اعدامی»، در این باره نوشته است:

«تلاش برای سیاسی جلوه دادن پرونده یک متجاوز به عنف جدید‌ترین نوع فرافکنی و وارونه جلوه دادن اخبار در فضای مجازی است. در این تلاش سعی شده است پرونده یک متجاوز را که به حکم دادگاه اعدام شده است به مسائلی چون تفاسیر انحرافی وی از باور‌های قرآنی مرتبط کرده و از آن به عنوان ابزاری جهت سیاه نشان دادن اوضاع حقوق بشر در کشور استفاده کنند. محسن امیر اصلانی شخصی است که با راه‌اندازی عرفان‌های کاذب و تفاسیر من‌درآوردی از قرآن کریم باعث جذب برخی افراد ناآگاه شده بود و از اعتماد افراد سوءاستفاده کرده و به چند تن از بانوانی که جذب این عرفان کاذب شده بودند، تجاوز به عنف می‌کند. با شکایت از وی، دادگاه حکم به اعدام این متجاوز را می‌دهد و چند روز پیش نیز مراسم اعدام در زندان رجایی شهر انجام می‌پذیرد.در این بین دوستان امیراصلانی با استفاده از فضای مجازی این گونه در حال القا هستند که دلیل اصلی اعدام وی نه تجاوز بلکه تفسیر وی درباره داستان حضرت یونس(ع) است که وی زنده بیرون آمدن آن پیامبر عظیم الشأن از شکم ماهی را رد کرده است. در قضیه اعدام محسن امیراصلانی با آنکه جرم نامبرده تجاوز به عنف است و این جرم در اکثر کشور‌های جهان شدیدترین نوع مجازات را در پی دارد؛ حتی در ایالات متحده امریکا در اکثر ایالت‌ها متجاوز به اعدام یا حبس ابد محکوم می‌شود و تقاضای تجدید‌نظر‌خواهی یا کاهش مجازات درباره این جرم رد می‌شود، آن گاه در کشورمان گروه‌های معاند با هدف تسویه‌حساب‌های سیاسی خود با نظام اسلامی تلاش می‌کنند مجازات‌های اعدام را غیرانسانی! جلوه و آن را در فضای شبکه‌های مجازی نشر دهند.»

«تفسیر انحرافی از قرآن»، «بدعت در دین»، «جذب و انحراف افراد ناآگاه» و «تجاوز به عنف» تمام اتهاماتی است که حامیان اعدام اصلانی ردیف کرده‌اند.

ابتدا باید از اتهام مشمئزکننده «تجاوز به عنف» که بعدا به پرونده اضافه شده است بگذریم. این شیوه کثیف برای تخریب فرد مورد نفرت و انتقام و غیرقابل دسترس و سرخ کردن حوزه دفاع از وی صورت می‌گیرد و یکی از «بی‌اخلاق»ترین روش‌های حکومت مدعی اخلاق است. از یادمان نرفته است که یکی از روحانیون مخالف را در سال‌های دهه ۶۰ به اتهام «لواط» اعدام کردند!

در این پرونده دم خروس آن جا بیرون می‌زند که حکم اولیه محسن امیراصلانی ۴ سال بوده که در دادگاه تجدید نظر هم به دو سال و چهار ماه کاهش یافته است و این نمی‌تواند از پرونده‌ای که تجاوز به عنف در آن وجود دارد بیرون آمده باشد.

وقتی از این روکش ضداخلاقی و مشمئزکننده که به پرونده اصلانی کشیده شده بگذریم، تنها چیزی که باقی می‌ماند داشتن جلسه و جمع و طرح مباحث و برداشت‌هایی از اسلام و قرآن از سوی فردی است که مشاوره‌های روانشناسانه هم می‌داده است.

بنابر فقه سنتی و حتی نظرات صریح آقای خمینی به اصطلاح بدعتی که باعث ارتداد می‌شود مسائلی است که به نفی توحید و نبوت بپردازد. وی حتی تشکیک در اصل معاد را در حوزه موضوع ارتداد قرار نمی‌دهد. حال آیا می‌‌توان مثلا آن چیزی را که درباره حضرت یونس و شکم ماهی از قول اصلانی مطرح شده را در حد بدعت ارتدادآمیز تلقی کرد؟(بگذریم از اینکه اساسا بحث ارتداد و مجازات مرتد آن هم در حد اعدام! به شدت هم از منظر دینی و هم از منظر انسانی و حقوق بشری تحت سئوال است).

هو و جنجال درباره یک جمله یک نویسنده یا گوینده (حتی اگر صحت هم داشته باشد) و جدا کردن آن از زمینه سخن یکی دیگر از حربه‌های کثیف امنیتی‌ها و بولتن‌نویس‌های پرونده‌ساز است که همگان با آن آشنا هستند. درباره حکایات و قصص انبیاء و به خصوص مسئله معجزات نیز در طول تاریخ فرهنگ اسلامی برداشت های مختلف و متنوعی وجود داشته است و جامعه فرهنگی نیز آنها را تحمل می‌کرده است. حال چگونه قرن‌ها بعد می‌توان حکم توحش‌آمیز اعدام را برای برداشت‌هایی متفاوت از قصص قرآنی صادر و اجرا کرد؟

صورت مسئله اینک این است که اعدام اصلانی یک ترور عقیدتی رسمی و در ردیف و امتداد ترورهای غیررسمی است که تاکنون از پیروان عقاید و ادیان مختلف قربانی بسیاری گرفته است. ترور و مرگ مظلومانه مرحوم برازنده در مشهد که مورد حساسیت و نفرت مسئولان آستان قدس و افراد جزم‌اندیش دیار خود بود یکی از نمونه‌های معروف ترور حتی افراد شدیدا معتقد و متکی به «قرآن» است (چه برسد به صاحبان دیگر عقاید و ادیان). اعدام مرحوم حبیب‌الله آشوری به خاطر انتشار کتابی درباره توحید قبل از انقلاب بود که به توحید آشوری معروف بود و وی را مورد بغض و نفرت همین جماعت در دیار خراسان و سپس قم و دیگر حوزه‌های سنتی قرار داده بود. همگان شنیده‌اند که آقای خامنه‌ای که در آن هنگام هنوز سیر دگردیسی به «رهبر معظم» و دفاع این چنینی از «پیامبر اعظم» را طی نکرده بود به دوستانش در قبل از انقلاب گفته بود وی عقاید من را دزدیده و به نام خود منتشر کرده است! این نظر البته مال دوره‌ای است که «رهبر معظم انقلاب» نظرات خاصی روی کتاب ولایت فقیه آیت‌الله خمینی داشت و با طعن و تحقیر از آن یاد می‌کرد.

سلسله و زنجیره کسانی که قربانی نفرت، نفرت ناشی از جزمیت‌های فکری یا توهم‌های توطئه‌اندیشانه سیاسی، قرار گرفته‌اند و به طور رسمی و غیررسمی جان باخته‌اند، باز افزایش یافت.

بر این نفرت غیرقابل مهار روکش‌های دینی و شرعی و فقهی پوشانده می‌شود. هر چند در فقه عناصری جدی برای این خشونت‌ورزی‌های ضدانسانی وجود دارد اما در بسیاری موارد «توجیه فقهی» نیز برای مشروعیت‌بخشی به این سبعیت‌ها کارساز نیست. در همین پرونده قاضیان و بازجویان جرئت‌ نکرده‌اند اصلانی را طبق همان فقه سنتی به ارتداد متهم کنند چون دستشان به شدت خالی است، «تبلیغ مسائل انحرافی» هم کلی‌گویی بی‌معنایی بیش نیست. تلقی متفاوت از داستان یونس نیز نه حاوی توهین است نه حاوی ارتداد. اگر توهین هم بود در قوانین جاری حکمی مشخص و بسیار کمتر از اعدام دارد!

«اسلام» حضرات و پایبندی به تلقی‌ها و جزمیت‌های آنها در تلقی تنگ و تاریک‌ ایشان هم چون گروهی مافیایی تلقی می‌شود که کسی حق برداشت متفاوتی از آن را ندارد. برداشت متفاوت یعنی خارج شدن وی از دایره این گروه! کسی که از این دایره بیرون برود مستحق مجازات است. آشوری‌ها، برازنده‌ها، امیراصلانی‌ها پا از گلیم خود فراتر گذاشته و از دایره بسته بیرون رفته‌اند. این «خروج» برای شان تولید «نفرت» خواهد کرد و باید عقوبت شوند.

پشت این نفرت و عقوبت اما «ترسی» نقاب‌زده و دیگرگون و وارونه‌نما، پنهان و پوشیده شده است، ترس از دست دادن انحصار متولی‌گری دین؛ از دست دادن بازار مخاطبان و بهره‌مندی‌های گسترده آن!

ترس دیگر ترس از به اصطلاح انحراف جوانان و از دست دادن آنهاست؛ بی‌پایگاه و پشتوانه شدن قدرت؛ ترس متوهمانه و مالیخولیایی از این که دشمن مستقیم و غیرمستقیم می‌خواهد با گرفتن پایگاه آنها قدرتشان را بگیرد.

«اعتقاد» (خلوص و متولی‌گری آن) و قدرت (انحصار و بسته بودن آن) در خطر است؛ بدین ترتیب جزمیت و قدرت انحصاری بسیار آسیب‌ پذیرمی‌شود و ترس و عصبانیت به نفرت و از آنجا به خشونت راه می‌برد.

تلقی حضرات از دینشان به سان یک گروه مافیایی است که حفظ آن به حفظ نظم و سلسله مراتب‌اش وابسته است. هرگونه «سرکشی» و لو کوچک و محدود و در حد یک تلنگر، به سان یک حرکت ساده کبوتر انتهای فیلم اجاره‌نشین‌های مهرجویی ممکن است به ریزش کل ساختمان جزمیت و قدرت منجر شود.

حضرات اما خود با انعکاس ترسشان در نفرت و انتقام، عملا به تخریب ساختمان قدرت خود پرداخته‌اند. این نوع اعمال سبعانه وقتی با چاشنی‌های مشمئزکننده برچسب‌زنی اخلاقی به قربانیان بی‌گناه همراه می‌شود، در مخاطبان‌ و مردمان خود به خود تولید «نفرت» می‌کند. تاریخ ایران نشان داده است که ایرانیان نفرتشان را به گونه‌ای آرام و پوشیده و پنهان نشان می‌دهند. سیلاب آنها، هرچند گه گاه توفان نیز می‌پرورد، اما از پایین و پنهان بنیان‌های ظاهرا مستحکم را زیر نم ویرانگر خود می‌گیرد. استحاله می‌کند یا تخریب. «ترس» حاکمان دین و دولت خود نشان می‌دهد که در زیر عصای قدرت و حشمت سلیمانی‌شان «موریانه»های افشاگر و ویرانگر سخت در رفت و آمدند؛ اگر چشم بصیرتی باشد.

………………………………………………………………………………………………………………
توسط رضا علیجانی
نظر نویسنده بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Sep 21 2014

بیش از ۶۰ هزار سوری ‘به ترکیه گریختند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: همزمان با پیشروی گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش سابق) در مناطق شمالی سوریه، مقامات رسمی ترکیه اعلام کرده‌اند که در طول ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۶۶ هزار نفر که بیشتر از کردهای سوری هستند، وارد ترکیه شده‌اند.

ترکیه روز جمعه، ۱۹ سپتامبر، به سوری‌هایی که از بیم تهاجم گروه دولت اسلامی به محدوده مرزی دو کشور گریخته بودند، کلیک اجازه ورود داد.

گفته شده است که بیشتر این سوری‌ها، از ساکنان شهر کوبانی هستند. گروه دولت اسلامی هفته گذشته با اشغال چندین روستا در اطراف کوبانی، آن شهر را به طور کامل کلیک در محاصره گرفت.

در حدود سه سال گذشته و از زمان آغاز اعتراضات علیه دولت بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه، بیش از ۸۴۷ هزار سوری به ترکیه پناه برده‌اند.
روستاها ‘در تسخیر’

نعمان کورتولموش، معاون نخست‌وزیر ترکیه، روز شنبه، ۲۰ سپتامبر، با اشاره به حجم گسترده پناهجویانی که خود را از سوریه به ترکیه رسانده‌اند، گفت که هیچ کشوری در دنیا نمی‌تواند یک‌شبه چنین تعداد قابل توجهی را “بپذیرد، آنها را در امان بگیرد و برایشان سرپناه فراهم کند، بدون آن که با مشکلی روبه‌رو شود.”

ترکیه روز جمعه، ۱۹ سپتامبر، به مهاجران سوری اجازه ورود داد

دیدبان حقوق بشر سوریه، از گروه‌های سوری فعال در زمینه حقوق بشر که در بریتانیا مستقر است، گزارش داده که دست‌کم ۳۰۰ پیکارجوی کرد به جمع شبه‌نظامیانی پیوسته‌اند که در حال مقابله با پیشروی گروه دولت اسلامی در شمال سوریه هستند.

رامی عبدالرحمن، از اعضای دیدبان حقوق بشر سوریه گفت: “(گروه) دولت اسلامی، کوبانی را همچون یک غده در بدن، مانعی در مسیر خود می‌بیند.”

خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گوید که اگر گروه دولت اسلامی شهر کوبانی را اشغال کند، می‌تواند کنترل بخش گسترده‌ای از نوار مرزی با ترکیه در شمال سوریه را در اختیار بگیرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .