اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 11 2014

مدیر انتشاراتی نصیرا: تهدید کردند با ماشین از رویت رد می شویم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

اخبار روز: • بابک اباذری مدیر انتشارات نصیرا بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی خود در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد، به دلیل تهدید و فشارهای امنیتی از ایران خارج شد. این شاعر و فعال در حوزه نشر کتاب در گفتگو با اخبار روز جزییات بیشتری را از تعطیلی غرفه انتشارات در نمایشگاه کتاب و تهدیدها و فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی و وزارت ارشاد متوجه او بوده بازگو می کند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٣ – ۱۰ می ۲۰۱۴

اخبار روز: بابک اباذری مدیر انتشارات نصیرا بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی خود در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد، به دلیل تهدید و فشارهای امنیتی از ایران خارج شد. این شاعر و فعال در حوزه نشر کتاب در گفتگو با اخبار روز جزییات بیشتری را از تعطیلی غرفه انتشارات در نمایشگاه کتاب و تهدیدها و فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی و وزارت ارشاد متوجه او بوده بازگو می کند.
گفتگو توسط مهران جنگلی مقدم صورت گرفته است.

اخبار روز: بعد از پلمپ غرفه “انتشارات نصیرا” در نمایشگاه کتاب شما امیدوار بودید که مشکل پیش آمده در محدوده وزارت ارشاد حل و فصل شود و پرونده تخلف انتشارات به مراجع قضایی ارجاع نشود. اما چه اتفاقی افتاده است که مدیر یک انتشاراتی که تا چند روز پیش فعالیت های عادی خود را انجام میداد امروز از ایران خارج شده است؟

بابک اباذری: مایلم از چند روز قبل از پلمپ غرفه انتشارات نصیرا آغاز کنم. تا تاریخ ۱۶ اردیبهشت که غرفه تعطیل شد در مقابل تهدید هایی که انجام می شد سکوت کردم به این امید که تهدیدها فروکش کند و تمام شود، اما برخلاف انتظارم تهدیدها نه تنها کم نشد که بیشتر هم شد و با وجود این تهدیدها دیگر ماندن من در ایران به صلاح نبود، چون عملا وجود این تهدیدها به معنی از دست رفتن کار و امنیت من بود. هر لحظه امکان بازداشت من بود یا اینکه کسی بخواهد به من حمله کند. در این شرایط بود که من تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم.
فردای روزی که خبرگزاری فارس (که بعد این خبر را پاک کرد) خبر کذبی را منتشر کرد مبنی بر اینکه ما کتاب شعر یکی از هنرمندان مورد غضب حکومت را می فروشیم و پیش ازین هم ما مجوز انتشار کتاب حبیب محبیان خواننده لس آنجلسی را گرفته ایم، نیروهای لباس شخصی به غرفه ما حمله می کنند و مرا تهدید می کنند که با ماشین از روی من رد خواهند شد و باید کتاب های مورددار ازغرفه جمع آوری شود. دوباره فردای آن روز از ارشاد مراجعه کردند و نزدیک بیست عنوان کتاب را به عناوین مختلف از غرفه ما جمع کردند. مانند “روزی در ونیز خودکشی میکنم”، ” به قلب تو شلیک میشوم”، “بنزین روی شناسنامه ها” و موارد دیگر. یک روز بعد از جمع آوری کتاب ها آمدند و غرفه را به طور کامل پلمپ کردند. بعد از پلمپ غرفه، من تماس گرفتم با رییس کمیته ناشران داخلی و ایشان به من گفتند که شما یک نامه ای بنویس و درخواست تجدید نظر کن. من درخواست تجدیدنظر کردم و فردای آنروز که رفتم برای پیگیری این ماجرا به من گفتند که مسئله شما امنیتی است، آبروی نظام رفته و “سردار وحید” و “سردار رازانی” که پیگیر این ماجرا هستند گفته اند شما به هیچ وجه نمی توانید غرفه را باز کنید و به ما دستور دادند کل کتاب های شما را (حتا آنها که از ارشاد مجوز نگرفته اند) بازبینی و بررسی کنیم. خط فکری شما باید مشخص شود و احتمال دارد پروانه نشر باطل شود و شما به مراجع قضایی معرفی شوید و اگر میخواهید این اتفاق نیافتد باید سکوت کنید و باهیچ رسانه ای مصاحبه نکنید. با هیچ خبرگزاری خارجی و تلویزیون های ایرانی که در خارج از ایران فعالیت می کند نباید صحبت کنید و باید سکوت کامل کنید و اینکه مدتی فقط باید کتاب های مذهبی چاپ کنید تا پرونده شما را به مراجع قضایی نفرستیم.

اخبار روز: تهدیدها از سوی افراد و چه نهادهایی انجام میگرفت؟

بابک اباذری: من نمی دانم از سوی چه اشخاص یا کدام نهادها صورت می گرفت اما در ارشاد به من گفته شد پرونده شما امنیتی است. من شناختی از این افراد ندارم، اما فکر می کنم مربوط به اطلاعات سپاه باشند.

اخبار روز: به نظر می آید اعمال فشار برای چاپ کتاب های مذهبی از سوی وزارت ارشاد صورت گرفته باشد. آیا به این شکل بوده؟

بابک اباذری: بله. این قسمت ماجرا مربوط به وزارت ارشاد بوده.

اخبار روز: به شما گفته شد که چه کتاب های مذهبی مدنظرشان بوده و از چه نویسندگانی؟

بابک اباذری: نه، وارد جزئیات نشدند.

اخبار روز: واکنش اولیه شما به درخواست ها چه بود؟

بابک اباذری: واکنش من فقط سکوت و خارج شدن از جلسه بود.

اخبار روز: دراین مرحله از ماجرای شما آیا پرونده نصیرا وارد فاز قضایی شده بود؟

بابک اباذری: اطلاع دقیقی ندارم. اما به صراحت گفتند که اگر میخواهید پرونده شما وارد فاز قضایی نشود باید با ما همکاری کنید. با رسانه ها مصاحبه نکنید و دوره ای را فقط کتاب های مذهبی چاپ و منتشر کنید.

اخبار روز: واکنش نویسندگانی که نصیرا متولی انتشار آثارشان بوده، به بسته شدن غرفه و برخوردی که با انتشارات نصیرا صورت گرفته چه بوده؟ آیا اجماع یا صدای مشترکی در جهت اعتراض به این اتفاق از سوی آنها دیده می شود؟

بابک اباذری: اکثر این نویسندگان در فضای مجازی و فیسبوک هایشان به این مسئله واکنش نشان دادند. اجماع را هم من نخواستم به این دلیل که تصور میکردم مسئله به زودی حل میشود. امروز هم وقتی می بینم که پرونده امنیتی شده است و با توجه به اینکه اکثر این نویسندگان در ایران زندگی می کنند، نمیدانم اجماعی برای اعتراض به این قضیه که یکسوی ماجرا به آنها بازمی گردد، صورت خواهد گرفت یا نه؟ اما به هرحال اکثر این دوستان در فضای مجازی به این مسئله اعتراض کرده اند.

اخبار روز: بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی نصیرا در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد و خروج اجباری شما از ایران، انتشارات نصیرا، کارکنان و کتاب های موجود در آن در چه وضعیتی بسر می برد؟ و چه آینده ای را باید برای آن در نظر گرفت؟

بابک اباذری: من بیشتر امور را به خانوادم سپردم و به چند نفر از دوستان نزدیکم گفتم که برخی امور را رتق و فتق کنند. اگر مجوز دادند کتاب هایی که از بچه ها چاپ شده را به آنها برسانند و کتاب ها را به سیستم پخش بدهند. غیر از این نمیدانم چه اتفاقی در انتظار ما خواهد بود. احتمالن کتاب ها را به خود مولفین واگذار می کنیم.

اخبار روز: در گفتگویی که قبلا با هم داشتیم به نقش بعضی از انتشاراتی ها هم (در کنارخبرگزاری فارس) در پرونده سازی بر علیه نصیرا اشاره کردید. آیا مایل اید دراین باره توضیح دهید؟

بابک اباذری: برخی از این انتشاراتی ها در حوزه ادبیات رقیب محسوب می شدند و البته وابسته به سیستم هستند. امسال ما به عنوان ناشر مستقل طی جریانی کتاب شاعرانی که سال ها پشت در بسته مافیای نشر متوقف مانده بودند را منتشر کردیم. اینها (انتشاراتی های وابسته به سیستم) اولین کسانی بودند که متوجه شده بودند برخی ترانه های هنرمند مورد غضب آنها در بین یکی ازکتاب های ما (“بعد از باران قبل از تبعید” سید مهدی موسوی) هست. این افراد شیطنت کردند. مسئله قابل توجه دیگری که وجود دارد شعر برای این سیستم مسئله مهم و چالش برانگیری محسوب می شود و میخواهند تحت نظر افرادی باشد که از نظر آنها مورد تایید است.

اخبار روز: میتوانید وابسته به سیستم بودن را بیشتر توضیح بدهید؟

بابک اباذری: مدیران این انتشاراتی ها همکاری های نزدیکی با ارشاد دارند. در کنار پنجاه شصت عنوان کتاب شعری که منتشر می کنند، صد عنوان هم کتاب مذهبی انتشار می دهند اما در ویترین خود نمی گذارند تا به عنوان ناشر تخصصی باقی بمانند. از انواع رانت های مختلفی که دارند نهایت استفاده را می برند.
ارشاد در خرید کتاب های منتشر شده به این ناشرین کمک می کند، در سیستم پخش دست بازتری دارند، حتی در نوع ممیزی هم کمکشان می کند به خصوص مساله نوع سانسور روی این ناشرین هست که بازتر هست به شکلی که بسیاری از مولفین تنها به این خاطر که کمتر سانسور شوند با این ناشران کار می کنند.

اخبار روز: به نظر میرسد اعمال فشار برای چاپ کتاب مذهبی پدیده ی نوظهوری است. آیا چنین درخواست هایی مسبوق به سابقه است؟ و قبلا آیا شما یا همکارانتان با نظیر چنین درخواست هایی روبرو شده بودید؟

بابک اباذری: نه لزوما چنین درخواستی، اما سابقه داشته که در گذشته، مثلا رییس وقت اداره کتاب از ما بخواهد آثاری را که برای صدور مجوز می فرستیم خودمان سانسورهایی که به نظرمان ضروری می آید را اعمال کنیم که البته من به شخصه هرگز تن به این سانسور اولیه ندادم. کتاب ها را همانطور که مولفین به دست ما می دادند برای ارشاد می فرستادیم. امسال هم این خواسته را از ما داشتند که سانسور را خود ما اعمال کنیم.

اخبار روز: اصولا چه نوع ممیزی و سانسوری در صدور مجوز چاپ و انتشار کتاب وجود دارد؟ و چرا بعد از صدور مجوز نشر برای یک کتاب باز شاهد نمونه هایی مانند جمع آوری کتاب از نمایشگاه و جلوگیری از فروش بعضی کتاب ها هستیم؟

بابک اباذری: سانسور در ایران هیچ اصول ثابت و خاصی ندارد. با توجه به سانسورچی ممکن است حساسیت ها تغییر کند. اما به طورکلی مسائل مذهبی و موضوعات مربوط به خدا و ائمه خیلی مورد حساسیت هست. مسایل اروتیک و همچنین موضوعات سیاسی، اینها مواردی اند که بیشترین سانسور روی آنها اعمال می شود. ضمن اینکه سانسور روی کلمات خاص هم اعمال میشود و حساسیت روی فضای کلی آثارهم بخشی از سانسورهای اعمال شده را تشکیل میدهد.
نهادهای مختلفی از مراکز قدرت مانند سپاه، مجلس، آیات اعظام در قم روی ارشاد نظارت دارند و نظر هر کدام از اینها می تواند باعث شود که کتابی جمع آوری شود، حتا اگر مجوز انتشارش صادر شده باشد. به عنوان مثال مجوز کتاب “مرد تنهای شب” گزیده اشعار حبیب محبیان را از ارشاد گرفته بودیم و آماده بودیم که کتاب را پخش کنیم اما جلوی کتاب را گرفتند به دلیل حساسیت هایی که ایجاد شده بود.

اخبار روز: از زمان روی کار آمدن دولت روحانی تبلیغات زیادی انجام گرفت که نشان دهد تغییراتی در حوزه های مختلف از جمله فرهنگ صورت خواهد گرفت. دیدار هنرمندان و نویسندگان مانند آقای “دولت آبادی” با آقای روحانی هم از سوی طرفداران رییس جمهور سرآغاز این تغییرات معرفی می شد. اما در عمل ما با برخوردهای امنیتی و آمرانه در حوزه فرهنگ و نشر و کتاب مانند آنچه با نصیرا صورت گرفت روبروییم. سوال من اینست که جامعه به عنوان ناظر ذی نفع، کدامیک از اینها را باید باور کند؟

بابک اباذری: مسئله ای که وجود دارد این است که ما با یک فضای دوگانه روبروییم. به قول خودشان با تغییرات مواجهیم اما ما فقط تیترهای قشنگ می بینیم اما محتوا همانست که بود… . همزمان با “نشر چشمه” چند نشر دیگر سلب امتیاز شده بودند اما فقط به نشر چشمه چون توی چشم بود اجازه فعالیت دادند اما نشرهای دیگر همچنان اجازه ندارند به فعالیت هایشان ادامه دهند و قضیه کن لم یکن شده است. قضیه آقای دولت آبادی هم همینطور است. ایشان نویسنده بزرگ و مطرحی اند اما نباید فراموش کنیم که بیش از صد عنوان کتاب اجازه چاپ ندارند. ما (انتشارات نصیرا) در دولت آقای روحانی نزدیک سیزده عنوان کتاب غیرمجاز داریم که در دولت احمدی نژاد فقط دو مورد داشتیم، که همه این عناوین مربوط به ادبیات بودند و هیچ ارتباطی به مباحث سیاسی یا مذهبی نداشتند که بگوییم از خط قرمزها عبور کرده اند.

اخبار روز: با توجه به اتفاقات پیش آمده، آینده را چگونه می بینید؟

بابک اباذری: من حاصل همه تلاش هایم را از دست داده ام. همه تلاش این چند ساله و نمیدانم چه اتفاقی خواهد افتاد. در حال حاضر آواره ام و نه راه بازگشت به ایران دارم و نه هیچ چشم اندازی از آینده. تنها تقصیر من این بوده که پایبند آزادی بیان و اندیشه بوده ام و نخواستم در چهارچوب های خشک نظام جمهوری اسلامی حرکت کنم.هوای تازه ای وارد فضای نشر ادبیات کشور کردم. چهره های جوانی را به ادبیات کشور معرفی کردم و این باعث شد که زنگ خطرها به صدا دربیاد. بسیاری از منتقدان حرکت ما را رنسانس ادبی میدانستند. در سال جدید بیشترین اعمال اصلاحیه و سانسور روی کتاب هایی بوده که منتشر کردیم. بیش ازهزار صفحه اصلاحیه داشتیم و سیزده عنوان کتاب غیر مجاز.

اخبار روز: میتوانید این کتاب ها را نام ببرید؟

بابک اباذری: “ترانه ای راک برای مصلوب”، “خوابیدن با همان کلک قدیمی” که برای شاعران نسل بیت آمریکا بوده، “عمان نامه ماهی ها”، “سوء زن”، “کتاب غزلهای شعر کرج”، و کتابی داشتیم که هشتاد صفحه اش مورد سانسور واقع شده بخشی از سانسورهایی بوده ما با آن روبرو بودیم.

No responses yet

May 11 2014

دفاع واحد حقوقی شرکت بیان از حریم خصوصی کاربران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بیان: پایبندی به رسالت شرکت بیان در حفظ حریم خصوصی کاربران، نیازمند تخصص در دو حوزه فنی و حقوقی است. از این رو یکی از جنبه های کاری سخت، وقت گیر و پرهزینه در شرکت بیان فعالیت های تخصصی واحد حقوقی شرکت است. فعالیت های مستمری که کاربران ما عموما از آن بی خبرند. مکاتبات زیر نمونه ای از این تلاشها برای صیانت از حقوق کاربران بیان است.

بسمه تعالی

از :پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
به : مدیریت محترم شرکت بیان
موضوع : استعلام

سلام علیکم
با صلوات بر محمدو آل محمد(ص) و با احترام؛

خواهشمند است دستور فرمایید به قید فوریت Log مربوط به مشخصات ایمیل
اعلامی به قید فوریت جهت بهره برداری لازم به این پلیس اعلام دارند./

باسمه تعالی

جناب آقای سرتیب سید کمال هادیانفر
ریاست محترم پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
با سلام و احترام،

ضمن تقدیر و تشکر از تلاشهای شما و همکاران شما در نیروی انتظامی برای تامین امنیت شهروندان، پیرو نامه مورخ ۱۳۹۳/۲/۱ به شماره ۱۵/۹۳/۱۴/۴۴ و تماس های مکرر بعدی مبنی بر درخواست اطلاعات یکی از کاربران شرکت بیان، موارد ذیل را به استحضار می رسانم:
۱.    قطعا یکی از پایه های اصلی برای حفظ امنیت کاربران در فضای مجازی، حفظ حریم خصوصی آنها است.
۲.    قانون جرایم رایانه ای مصوب ۱۳۸۸/۳/۵ مجلس شورای اسلامی، در ۱۳۸۸/۳/۲۰ توسط شورای نگهبان تایید شده و رسمیت یافته است و رعایت آن برای همه ضروری است و تخلف از آن قابل پیگرد قانونی است.
۳.    مطابق مواد ۲۱ الی ۲۳ قانون جرایم رایانه ای، شرکت ها تنها مکلف به پاسخگویی به ۲ مرجع هستند: کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و مقام قضایی رسیدگی کننده به پرونده.
۴.    قید “رسیدگی کننده به پرونده” در مواد مذکور نیز بیانگر آن است که حتما باید قبلا در اثر شکایت، پرونده ای تشکیل شده باشد و تنها مقام قضایی رسیدگی کننده به “همان پرونده” صلاحیت لازم را دارا خواهد بود.
۵.    از آنجا که در قانون مذکور پلیس فتا جزو مراجع ذیصلاح ذکر نشده است، چنین درخواستی مسلما غیرقانونی است.
۶.    رویه ثابت شرکت بیان نیز همواره عمل در چارچوب قانون بوده است.
۷.    اگر فرد یا شرکتی بدون طی مراحل قانونی فوق الذکر اطلاعات کاربران را در اختیار پلیس فتا قرار داده است، قطعا تخلف کرده و استناد مامورین پلیس فتا به رویه شرکت های متخلف مایه تعجب و تاسف است.
۸.    قبلا در مورد موارد مشابه اطلاع داده بودیم که در صورت تکرار هرگونه درخواست غیرقانونی مجبور به پیگیری حقوقی و اجتماعی مساله خواهیم شد.
۹.    امیدواریم پلیس فتا خود هرچه سریعتر اقدام به پیگیری مساله و برخورد انضباطی با ماموران خاطی و اصلاح رویه های اشتباه نماید.
۱۰.    از آنجا که پیگیری این مساله توسط پلیس فتا بیش از ۲ هفته جریان داشته است، واحد حقوقی شرکت بیان آمادگی دارد تا شرح کامل تری از این مساله را در اختیار مراجع قضایی، ریاست پلیس فتا و نیز بازرسی نیروی انتظامی قرار دهد.
۱۱.    قطعا رعایت حقوق کاربران و حفظ اطلاعات شخصی و حریم خصوص آنها نیازمند فرهنگ سازی گسترده در بین کاربران، شرکت های ارائه دهنده خدمات و همه مسولان و متولیان کشور عزیزمان ایران است.

بسمه تعالی

از :پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
به : مدیریت محترم شرکت بیان
موضوع : در متن

سلام علیکم
با صلوات بر محمدوآل محمد(ص)  و با احترام؛
در پاسخ به نامه شماره پ/۳۹۰ مورخه ۱۳۹۳/۲/۶ به اطلاع می  رساند مامورین این پلیس طی تماس تلفنی با مدیریت آن شرکت درخواست خود را مبنی براستعلام وبلاگ مطروحه به صورت تلفنی اعلام که مقرر گردید موارد درخواستی به صورت مکتوب ارسال گردد تا بررسی های مربوط به مصادیق مجرمانه در خصوص آن اعمال شود و طی نامه شماره ۱۵/۹۳/۱۴/۴۴ مورخه ۱۳۹۳/۲/۱ به آن شرکت اعلام شد،با پیگیری صورت گرفته مبنی بر پاسخ استعلام، مدیریت آن مجموعه اذعان داشته وبلاگ مذکوردارای محتوای مجرمانه نبوده واستعلام نیازمند دستورقضایی می باشدکه مامور مذکور اعلام داشته درصورتیکه نیاز به دستور قضایی می باشد به صورت مکتوب اعلام تا اقدام بعدی صورت پذیرد. همچنین در خصوص بند ۸ نامه آن شرکت در صورت وجود مستندات مبنی بر تکرار اینگونه موارد به این پلیس اعلام تا پیگیری لازم صورت پذیرد. /

باسمه تعالی

جناب آقای سرتیب سید کمال هادیانفر
ریاست محترم پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
با سلام و احترام،

در پاسخ به نامه شماره ۴۴/۹۳/۱۴/۴۴ مورخ ۱۳۹۳/۲/۱۰ ، لازم به ذکر است که توضیحات و مستندات مربوط به تخلفات و درخواست های غیرقانونی و نیز ******** ، به نماینده جنابعالی که حضورا به شرکت بیان مراجعه کرده بود تحویل داده شد و رسید اخذ گردید.
جای تاسف است که پرسنل شما با تعجب از ما می پرسیدند که”ما هرچه بررسی کردیم نفهمیدیم شما به کجا وصلید و پشتتان به کجا گرم است که جرات می کنید با پلیس کل کل کنید!” و پاسخ شنیده اند که “به برکت جمهوری اسلامی و خونهای پاک شهیدان، قانون، پشتوانه تک تک شهروندان است، البته اگر به حقوق خود آشنا باشند”.
اگر قانون از سوی مجریان آن مورد بی مهری قرار گیرد و لازمه استناد به قانون و استفاده از حقوق قانونی اتصال به نهادهای خاص باشد، “بیان” به عنوان یک شرکت خصوصی مستقل، قطعا ترجیح خواهد داد فعالیت های خود را هرچه سریعترخاتمه دهد که ان شاء الله چنین نخواهد شد.
همچنین لازم است مطلع باشید در نمایشگاه رسانه های دیجیتال در مصلی تهران، ***************** **********************
امیدوارم با تجدید نظر بنیادی در رویه های کاری و استخدامی پلیس فتا، شاهد نقش آفرینی این نیرو در رشد فرهنگی و سلامت و امنیت فضای مجازی کشور به مفهوم واقعی آن باشیم.

No responses yet

May 11 2014

اجرای کنسرت بدون حضور خواننده برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران؛ وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

تابناک: اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در بین تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و…‌ ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.

کنسرت موسیقی سنتی گروه مسیحا با صدای وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی در یزد با اقدام غیرقانونی برخی گروه‌ها روبه‌رو شد و در حالی که نوازندگان روی صحنه می‌نواختند، این خواننده اجازه رفتن روی صحنه را پیدا نکرد و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، کنسرتی بدون خواننده برگزار نشد؛ اما این پایان ماجرا نبود و در ادامه حمله همین گروه‌ها را به سنِ میزبان موسیقی دیدیم؛ اتفاقی که انتظار می‌رود با اقدامات لازم هیچ‌ گاه در تاریخ موسیقی کشورمان تکرار نشود.

به گزارش «تابناک»، «کنسرت وحید تاج دارای مجوز وزارت‌ فرهنگ‌ و‌ ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و اماکن بود اما عده‌ای از ورود مردمی که بلیت ‌داشتند به سالن جلوگیری کردند. این در حالی است که کنسرت باید ساعت ۲۰ پنجشنبه ۹۳/۲/۱۸ برگزار شود و هم اکنون ساعت ۲۴ است و مردم پشت درهای بسته به انتظار ایستاده‌اند. مسئولین به رغم دادن مجوز ‌قانونی هیچ کاری در مقابل این خودسر نکرده‌اند. (گویا قانون مکتوب خود را قبول ندارند)».

این اطلاعی بود که وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی پنجشنبه بر روی صفحه‌اش منتشر شد و شگفتی در پی داشت. بر پایه اطلاعات منتشره، شب هجدهم اردیبهشت، سانس اول این کنسرت از ساعت ۱۸ تا ۲۰ بدون مشکل برگزار شد؛ اما قبل از برپایی سانس دوم که از ساعت ۲۰:‌۳۰ برنامه‌ریزی شده بود، جمعی کمتر از ۵۰ تن در محل ورودی سالن جمع شده و با تهدید خواستار لغو کنسرت شده از ورود ۷۰۰ تن از مردم شریف یزد که پشت در مانده بودند، جلوگیری کردند.

وحید تاج درباره روند برگزاری این این کنسرت در گفت‌و‌گو با «تابناک» یادآور شد: معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد هم که در این محل حضور یافته بود، از این جمع معترض کمتر از ۵۰ تن خواست تا با حضور در دفترش، راهنمایی‌اش کنند! به دنبال این اعتراض معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد و فرماندار این شهر به همراه معاون هنری ارشاد در محل حضور یافتند. محمود شاکری شمسی فرماندار یزد ضمن بیان سوابق خود در جبهه و جنگ، گفت ما نباید انتظار داشته باشیم همه یک سلیقه داشته باشند و از اجراگر برنامه‌‌ درخواست کرد که برنامه را بدون خواننده ‌روی صحنه ببرد.

این هنرمند کشورمان ادامه داد: سرانجام‌ ‌ساعت ۲۳:‌۳۰ در سالن‌ با سه ساعت دیرکرد باز شد و برنامه بدون حضور بنده و توسط آقای حبیبی که در واقع آهنگ‌ساز آثار گروه مسیحا و بودند و خواننده نبودند، اجرا شد و جمعیت سالن با تشویق‌های یکپارچه خواهان حضور خواننده به روی صحنه بودند که گروه یک قطعه‌سازی به احترام مردم اجرا و از مردم عذر‌خواهی کردند. در ‌‌نهایت لحظاتی جلو‌ صحنه رفتم و به ابراز احساسات مردم پاسخ دادم. در حالی که برنامه تمام شده بود شمار اعضای این گروه افزایش یافت و با اسکورت نیروهای انتظامی به محل اقامت خود بازگشتم.

وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

دارنده مقام نخست جهان برای اجرای قطعه پارسی به همراه ارکستر سمفونیک ایتالیا، درباره شب دوم برگزاری این کنسرت گفت: برای جلوگیری از اتفاقات شب اول قرار شد، بنده به صحنه نروم و گروه به تنهایی اجرا کنند؛ اما یکی از حاضرین با صدای بلند فریاد زد که ما برای شنیدن صدای وحید تاج آمده‌ایم. اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در میان تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان ‌روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و… .

این خواننده موسیقی سنتی کشورمان خاطرنشان کرد: در‌‌ همان لحظاتی که این اتفاقات در سالن در حال رخ دادن بود و امنیت عمومی توسط عده‌ای محدود به خاطر افتاده بود و بی‌قانونی رخ می‌داد، آهنگ بنده که دو سال پیش برای تلویزیون استانی یزد خوانده بودم و همچنان در حال پخش از این شبکه است، از تلویزیون استانی پخش می‌شد و بنده از رفتارهای غیرقانونی که رخ داده به شدت متحیر و ناراحت شدم. واقعیت آن است که بنده حتی امنیت جانی نیز نداشتم و با اسکورت از آن محل خارج شدم.

تاج در پاسخ به این پرسش «تابناک» که این اتفاقات بی‌سابقه در تاریخ موسیقی ایران با چه انگیزه‌ای توسط آن عده طراحی و اجرا شده، به انتشار پیامکی در یزد اشاره کرد که در آن آمده آهنگ «همراه شو عزیز» را سال ۸۸ خوانده است، گفت: من پیش از سال ۸۸ و در جشنواره موسیقی فجر برای نخستین بار به اجرای این آهنگ پرداختم و این موضوع در خانه موسیقی و آرشیو جشنواره ثبت شده و بنابراین تصور می‌کنم این مسأله تنها بهانه بوده و احتمال می‌دهم برخی مسائل شخصی در استان در پس پرده وقوع این اتفاق بوده است.

دیروز و امروز، رسانه‌های الکترونیک و مکتوب استانی نسبت به اتفاقات رخ داده در حاشیه این کنسرت اعتراض کرده‌اند و امروز نیز استاندار یزد در گردهمایی ائمه جمعه سراسر استان که در دفتر امام جمعه تفت برگزار شد، با اشاره به رویدادهای اینچنینی که درباره برنامه‌های سیاسی استان نیز در چند مدت اخیر رخ داده، در این زمینه هشدار داده است. نگرانی‌های از آنجا افزایش می‌یابد که واکنش مسئولان استان در قبال چنین رفتارهایی تنها تماشا بوده و اقدام به متفرق سازی این گروه و فراهم سازی زمینه برگزاری کنسرت نکرده‌اند و این قطعاً اتفاق ‌پذیرفتنی نیست.

این رویدادهای از آن جهت‌نگران کننده‌ است که تاکنون کنسرت‌ها تنها لغو می‌شد و سابقه نداشت کنسرت به زمان برگزاری برسد و بدون حضور خواننده‌اش برگزار شود و در واقع این اتفاق تازه‌ای محسوب می‌شد که باید واکنشی متناسب به عمق این فاجعه توسط مسئولان امر اندیشیده شود. اگر حداقل امنیت برای برگزاری برنامه‌های موسیقیایی، آن هم موسیقی سنتی دارای اصالت فراهم نباشد، آیا می‌توان امیدی به آینده حداقلی برای موسیقی ایران داشت؟

ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.
داونلود

No responses yet

May 11 2014

هشدار «يکی از پزشکان» ميرحسين موسوی درباره درمان او

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: يکی از پزشکان معالج ميرحسين موسوی، نخست‌وزير سابق ايران که اکنون در حصر به سر می برد، از نحوه درمان وی ابراز نگرانی کرده است.

اين پزشک معالج ميرحسين موسوی در گفت وگو با «کلمه» وب سايت نزديک به ميرحسين موسوی، که روز شنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شده، گفته است:«بحث درمان يک بيمار است و اگر بخواهيم اين بيمار را درمان کنيم بايد تابع نظر پزشکان باشيم ولی اگر قرار است وقفه ای بيفتد و کسی به نظر پزشکان توجهی نکند اين درمان جواب نخواهد داد. اگر واقعا اراده بر اين باشد که درمان ايشان پيگری شود راهش قبلا به آقايان گفته و مشخص شده و در تمام دنيا هم روشن است.»

اين پزشک نخست وزير سابق ايران که نامش منتشر نشده در ادامه گفته است:«اين کار دفعه قبل هم که ايشان استنت شدند گفته شد اما کسی توجهی نکرد. اگر بخواهند براحتی می شود ايشان را درمان کرد اما اگر اراده بر اين باشد که درمان نشوند من ديگر نمی دانم.»

دو هفته پيش گزارش هايی در خصوص عمل جراحی قلب ميرحسين موسوی منتشر شد.به دنبال اين گزارش ها فرزندان او گفته اند، وضعيت پدرشان خوب نيست و «از درمان و مراقبت پزشکی محروم است.»

زهرا رهنورد، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی از بهمن ماه سال ۱۳۸۹ بدون محاکمه در دادگاهی در حبس خانگی به سر می برند و تاکنون شماری از شخصيت های سياسی و مذهبی نسبت به سلامت آنها ابراز نگرانی کرده اند.

به گزارش «کلمه» اين پزشک معالج ميرحسين موسوی می گويد، مسئولان امنيتی ايران قصد ندارند ميرحسين موسوی را برای ادامه معالجه به بيمارستان منتقل کنند بهمين دليل درصد تهيه لوازم پزشکی و انتقال آنها به محل حصر هستند.

اين پزشک معالج نسبت به انتقال ميرحسين موسوی به منزل هشدار داده و گفته است:«قاعدتا خطرناک است و نمی بايست اين وقفه رخ می داد و بايد هرچه سريع تر درمان ايشان در شرايط استاندارد آغاز شود.»

وی درخصوص درمان ميرحسين موسوی در منزل تصريح کرده است:« اصلا صلاح نمی دانم به آنها هم گفته ام اين کار به صلاح نيست، درمان ايشان نياز به شرايط خاصی دارد بايد حتما تحت نظر باشد با بردن چند وسيله پزشکی به منزل، درمان جواب نمی دهد. ما پيشنهادمان را به آقايان داده و با مرکز بازتوانی مان هم هماهگ کرده بوديم، اما گويا اين هفته تماس گرفته و پرسيده بودند چه وسايلی لازم است.»

گزارش ها حاکی است که آيت‌الله يوسف صانعی، از مراجع تقليد شيعيان در قم، از وضعيت و نحوه درمان رهبران مخالفان در حصر انتقاد کرده و از حکومت جمهوری اسلامی خواسته است «حداقل شرايط اسلامی اسير» را رعايت کند.

No responses yet

May 09 2014

شش ایرانی در دبی در ارتباط با ربوده شدن عباس یزدی متهم شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: دادستانی دبی روز پنجشنبه اعلام کرد که شش ایرانی را در ارتباط با ربوده شدن عباس یزدی٬ تاجر ایرانی٬ متهم شناخته است. عباس یزدی تابستان سال ۱۳۹۲ در امارات ربوده شد و همچنان مفقود است.

به گزارش خبرگزاری رویترز٬ دولت امارات روز پنجشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد سه ایرانی‌ که اوایل سال جاری میلادی به ظن دست داشتن در عملیات ربودن عباس یزدی بازداشت شده‌ بودند٬ اعتراف کرده‌اند که به عباس یزدی حمله کرده٬ به او دارو تزریق کرده‌اند و از طریق دریا او را از امارات خارج کرده‌اند.

در این بیانیه‌ به نقل از عصام الحمیدان٬ دادستان کل دبی آمده است که در کنار این سه ایرانی بازداشت شده٬ سه ایرانی دیگر نیز فراری هستند و هر شش نفر متهم به آدم‌‌ربایی٬ دزدی٬ حمله به آقای یزدی و به خطر انداختن جان او هستند.

عباس یزدان‌پناه یزدی شهروند ایرانی- بریتانیایی که از حدود ۱۱ سال پیش ساکن دبی شده بود٬ اوایل تیرماه ۱۳۹۲ و زمانی که ۴۴ سال داشت در دبی ناپدید شد.

هنور درباره سرنوشت عباس یزدی اطلاعات دقیقی در دست نیست. زمانی گزارش‌هایی در خصوص پیدا شدن جسد وی در بندر فجیره امارات منتشر شده بود که بعدها این اظهارات از سوی مقام‌های دولت امارات تکذیب شد.

مقام‌های قضایی در امارات دی‌ماه ۱۳۹۲ اعلام کردند که سه تن را به ظن دست داشتن در عملیات ربودن عباس یزدی بازداشت کرده‌اند.

پس از آن یک مقام رسمی در امارات فروردین‌ماه امسال اظهار داشت که مظنون چهارم نیز در تایلند دستگیر و به امارات تحویل داده شده است. با این‌حال دادستان کل دبی روز پنجشنبه در خصوص مظنون چهارم هیچ اظهار نظری نکرد.

رابطه عباس یزدی با پروژه‌های نفتی و مهدی هاشمی

مطرح شدن نام عباس یزدی در دو پرونده نفتی و نزدیکی او با مهدی هاشمی، به گمانه‌زنی‌ها در مورد دلیل ناپدید شدن وی در دبی دامن زده است.

طبق گزارش‌ها، عباس یزدی یک روز پس از آن که در ارتباط با پرونده نفتی کرسنت، به صورت ویدیویی در دادگاه لاهه شواهدی را ارائه کرد ناپدید شد. این روزنامه البته تاکید دارد که این توالی زمانی نمی‌تواند دلیل بر مرتبط بودن این ناپدید شدن با این پرونده باشد.

پرونده کرسنت که سال‌هاست از سوی دادگاه لاهه در دست بررسی است، مربوط به قرارداد نفتی میان کرسنت امارات و شرکت نفت ایران است که در پایان دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی به امضای طرفین رسید و ایران را متعهد به صادرات گاز به امارات کرد.

سال ۲۰۰۵ میلادی مجلس شورای اسلامی این قرارداد را خسارت‌بار دانست و از ادامه آن جلوگیری کرد، امری که شکایت کرسنت را به همراه داشت و حال این پرونده در لاهه در دست بررسی است.

در عین حال نام عباس یزدی در پرونده «استات‌اویل» نیز مطرح است، پرونده‌ای که در آن آمریکا اتهاماتی را به مهدی هاشمی، پسر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، زده است.

موضوع استات‌اویل به ۱۱ سال پیش باز می‌گردد که آن زمان ایالات متحده آمریکا شرکت استات‌اویل، بزرگ‌ترین شرکت نفتی نروژ، را متهم کرد که با دادن رشوه به شرکت ایرانی «هورتون» و استفاده از نفوذ این شرکت، سعی داشته قراردادهایی را با وزارت نفت ایران منعقد کند. عباس یزدی مدیر شرکت «هورتون» بود.

همچنین طبق گزارش‌ها٬ دوستان و همسر عباس یزدی گفته‌اند که آقای یزدی از دوستان کودکی و نزدیک مهدی هاشمی بوده است.

آتنا٬ همسر عباس یزدی معتقد است که نیروهای اطلاعاتی ایران آقای یزدی را دزدیده‌اند.

ایران این اتهام‌ را رد کرده و گفته است که پیگیر مفقود شدن «شاهد پرونده گازی کرسنت» است.

No responses yet

May 03 2014

پرونده سانسور: چه کسی صندلی اتوبوس را سانسور کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند.

سوار اتوبوس می‌شوی یا تاکسی، فرقی نمی‌کند، حتما یک پیرمردی پیدا می‌شود که مخت را بکار بگیرد، دوروبرش را دید می‌زند و بعد شروع می‌کند از اوضاع بعد مملکت صحبت کردن، بد و بیرا گفتن به آخوندهای گدایی که مملکت را به دست گرفتند…

مخت سوت می‌کشد، از یک طرف به حال این مردم بیچاره دلت می‌سوزد و از سوی دیگر از سکوت و عدم تحرکتشان خونت به جوش می‌آید و شاید به یاد سخن برنارد شاو بیفتی که می‌گوید: «آزادی یعنی مسئولیت، برای همین است که انسان‌ها از آزادی می‌ترسند.»

وقتی برای بچه محل‌هایت از سانسور صحبت می‌کنی، همه فکرشان سراغ احمد سی دی فروش می‌رود و با کمال هیجان از فیلم‌های بدون سانسور او حرف می‌زنند و تو می‌مانی و چند ورق کاغذی که به زور فیل‌تر شکن پرینت گرفته‌ای تا با عینک شکسته‌ات برای شبهای بدون آزادیت بخوانی. آری چنین مملکتی داریم، مملکتی که ترس و دروغ و ریا نوعی فرهنگ شده است و آزادی فقط در تماشای فیلم پورنو و یا صحنه‌های هالییوودی تعریف می‌شود. درد آن پیرمرد داخل اتوبوس و بچه‌های محل و توی به ظاهر روشنفکر، دردیست مشترک ولیکن تعبیرش خیلی فرق می‌کند، همه ما می‌ترسیم، همه ما برای خودمان دوربین‌های مخفی ایجاد کرده‌ایم، آری می‌پایندمان، حال ماورالطبیعی باشد و یا جسمانی جسمانی، فرقی نمی‌کند، ما محکوم به این خودسانسوری هستیم.

زمانی که در دفتر نشریه کار می‌کردم، هیچ وقت مقاله‌ای ننوشتم که به مزاجم خوش بیاید، بعد از اتمام مقاله، نگاه یک خواننده را می‌توانستم دنبال کنم، آخ من چه نوشته‌ام، آیا این نوشته من است؟!

مغز من ناخودآگاه تمامی خواست‌ها و دردهای درونی‌ام را سانسور می‌کرد و من می‌نوشتم، خوشا به حال ممیزی و ارشاد…. کارشان را راحت‌تر می‌کردیم، من برای خودم، نان برای پیرمرد داخل اتوبوس و پدر بیچاره برای حسن که شب‌ها گوش به زنگ بود مبادا بابا بیاید و تماشای فیلم‌مان خراب شود. آری ما اینگونه یاد گرفته‌ایم، از خودمان بودن فرار می‌کنیم، همچو فرخی و منوچهری، رسای دربار برایمان نان است و چاه اسکندر مامن نجواهای مشت مال شده‌مان.

فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند. سیستمی که به مرور امر نظارتی را به بطن جامعه هدف منتقل می‌کند و رفته رفته بار این ننگ بر دوش خود فرد یا جامعه می‌فتد. فرد هم چکار کند نانش به این لامذهب وابسته است، ننویسد سیر نمی‌شود و بنویسد سیرش می‌کنند از هرچه نوشتن است.

نکته مغفول ماجرا اینجاست که اساسا مشکل سانسور فقط منوط به نظام کنونی جمهوری اسلامی نیست، در حکومت گذشته نیز همین سبک و سیاق به عنوان خوش‌خدمتی برای آن بالایی‌ها اجرا می‌شد. کتابهای زرد جلوی مصلی تبریز را پر می‌کردند، مشتریانش انقلابی‌ها و بعضا آخوندهایی بودند که به زور قصد ریفرش عقایدشان را داشتند، حالا هم جلوی مصلی تبریز پر است، کتاب‌هایی که عکس‌هایی نیمه عریانش نان‌آور دست‌های کتاب‌چین محل است و هرازگاهی چند دانشجو بدنبال کتابهای ممنوعه، ناامید از آنجا برمی‌گردند.

سانسور در اصل نان آور است، هم برای‌ دولت هم برای متملق و هم برای ملت. نبودنش بلای جان همه می‌شود. پیرمرد می‌تواند وسط خیابان داد بزند، حسن می‌تواند با پدرش راحت درد بی‌یاریش را نجواکند و من می‌توانم راحت بنویسم، اما دیگر چه کسی می‌تواند کتابهایی که با سوبسید دولتی چاپ شده‌اند را بخرد و بفروشد و بخواند، چه کسی رفته رفته عاشق بالایی بالایی می‌شود، و چه کسی…

هیچ!

بگذریم که درد سانسور بد دردیست، نگاره این سطور که هنوز به آن مبتلا است، هنوز هم که هنوز است وقتی برای شما می‌نویسم، صد‌ها کلمه را نشخوار می‌کنم تا مبادا به کسی بر بخورد، ملایم‌تر بنویسم و… هی، که هنوز مبتلای این دردیم، گویا کسی همانند میکروچیپ این لامذهب فرانسوی را به ما وصل کرده است، شاید راه خلاصی باشد و ما؟ نمی‌دانم!

شاید بتوان با نوشتن و فکر کردن و جسارت داشتن، بر این فرهنگ نامطلوب ملی و استبداد نشأت گرفته از آن غلبه کنیم، شاید نان بسیاری سنگ شود ولی نان آن پیرمرد سنگگ می‌شود، آن هم خشخاشی قلمی، نمی‌دانم چرا آن پیرمرد را نمی‌توانم فراموش کنم هنگامی که با ترس پشت صندلی اتوبوس نوشت: «مرگ بر استبداد» و من خندیدم! به خودم که سالهاست جرات نوشتنش را نداشتم.

طرح: کیانوش رمضانی

No responses yet

May 03 2014

بهائیان از روحانی خواستند تخریب گورستان شان را متوقف کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: جامعۀ بهائیان ایران با انتشار بیانیه ای از حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، خواست که تخریب گورستان بهائیان در شهر شیراز را سریعاً متوقف کند.

در این بیانیه که در خارج از ایران منتشر شده آمده است که تخریب این گورستان که در آن طی دههای گذشته صدها تن از اعضای جامعۀ بهایی به خاک سپرده شده اند با سرعت در جریان است و حدود چهل تا پنجاه کامیون روزانه خاک این گورستان و اجساد دفن شده در آن را به مناطقی دیگر منتقل می کنند.
جامعۀ بهائیان ایران در بیانیه اش تصریح کرده است که گورستان آنان در شیراز در سال 1983 توسط حکومت تهران ضبط شد و مقامات محلی می گویند قصد دارند در این گورستان ساختمانی فرهنگی و ورزشی بسازند.
جامعۀ بهاییان ایران در بیانیه اش از رییس جمهوری اسلامی، حسن روحانی، خواسته است که این اقدام ننگین را هر چه سریعتر متوقف کند.
جامعۀ بهائیان ایران در بیانیه افزوده است که در ده سال گذشته دست کم 40 گورستان بهائیان ایران به سرنوشتی مشابه دچار شده و همانند گورستان شیراز مقامات پس از نبش قبور باقی ماندۀ اجساد گورها را از خاک خارج و به محل ها نامعلوم منتقل کرده اند.

No responses yet

May 01 2014

بازداشت حداقل ۲۵ فعال کارگری در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شاهدان عينی به راديو فردا گفته اند که حداقل ۲۵ تن از فعالان کارگری روز پنجشنبه در مقابل وزارت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی و پايانه آزادی تهران توسط ماموران امنيتی و لباس شخصی ها بازداشت شده اند.

اين بازداشت ها در شرايطی صورت گرفتند که قرار بود مراسم روز جهانی کارگر در اين دو محل برگزار شود.

از جمله فعالان کارگر بازداشت شده ابراهيم مددی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه،‌ و پروين محمدی و شاپور احسانی راد،‌اعضای هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، هستند.

داوود رضوی، از فعالان سنديکايی در تهران، در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که حسن سعيدی، مرتضی کمساری، وحيد فريدونی، محسن حسينی تبار، رضا نعمتی پور، ناصر محرم زاده، رسول طالب مقدم، علی پور کريمی، بهرام اکبری، عليرضا توسلی، کيومرث الفتی، اکبر نظری، محمد سالاری و عليرضا قاسمی از ديگر فعالان و رانندگانی هستند که در پايانه آزادی تهران بازداشت شده اند.

آقای رضوی اشاره می کند که سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با توجه به محدوديت های حاکم در روز جهانی کارگر از سوی حکومت،‌ قصد داشت مراسم اين روز را با پخش شيرينی و گل و همچنين قرائت يک قطعنامه در يک جمع محدود برگزار کند.

او با انتقاد از دولت حسن روحانی به خاطر اينکه حتی تحمل جمعی کوچک و در حدود ۱۰۰ نفری را نداشته است،‌ اضافه کرد: ابراهيم مددی هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

در اين ميان، يک شاهد عينی به راديو فردا گفت که حداقل دو تن از اعضای هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران به نام های پروين محمدی و شاپور احسانی راد روز پنجشنبه در مقابل وزارت تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی بازداشت شدند.

در همين ارتباط، اتحاديه آزاد کارگران ايران در بيانيه ای درسايت خود اشاره کرد که تعداد نامشخصی بازداشت شده اند.

اين شکل صنفی اشاره کرد که نيروهای ضد شورش پيش از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در اطراف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی حضور داشتند.

جعفر عظيم زاده و جميل محمدی، رييس و يک عضو هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، يک روز قبل از روز جهانی کارگر در منازل خود در تهران بازداشت شده اند.

پيشتر آقايان عظيم زاده، محمدی و احسانی راد و خانم محمدی همراه با دو عضو ديگر اين تشکل کارگری، فراخوانی برای برگزاری تجمعی به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل ساختمان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تهران صادر کرده بودند.

اين بازداشت ها در شرايطی صورت گرفته است که ماده ۲۰ اعلاميه جهانی حقوق بشر می گويد:‌ هر انسانی محق به آزادی گردهمايی و تشکيل انجمن های مسالمت آميز است.
اصل ۲۷ قانون اساسی نيز تاکيد می کند تشکيل اجتماعات و راه‏پيمايی‏ ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.‏‏

در روزهای اخير گزارش هايی در مورد احضار فعالان کارگری در شهرهای مختلف ايران و هشدار به آنان در مورد مراسم بدون مجوز دولتی در روز جهانی کارگر انتشار يافته بود.

پيش از اين بر اساس برخی گزارش ها،‌ دستگاه های امنيتی و انتظامی برخی از فعالان کارگری را در تهران، سنندج، کامياران و منطقه پارس جنوبی در روزهای اخير احضار کرده و در مورد برگزاری مراسم بدون مجوز دولتی برای روز جهانی کارگر به آنان هشدار داده بودند.

مهدی کوهستانی نژاد، مشاور کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری و عضو کنگره کار کانادا،‌ می گويد:«‌ دستگاه های امنيتی از جمله وزارت اطلاعات در شهرهای بزرگ و نيز کردستان ايران به طور مستقيم يا غير مستقيم با فعالان کارگر تماس گرفته شده و از آنها خواسته شده است مراسمی را به مناسبت روز جهانی کارگر برگزار نکنند و در جاهايی که ديده اند اين فشارها و تهديدها نتيجه ندارد،‌اقدام به بازداشت کرده اند.»

در همين ارتباط، چهار تشکل کارگری در بيانيه مشترکی به مناسبت روز جهانی کارگر ضمن طرح خواسته های صنفی برای کارگران خواستار به رسميت شناخته شدن و رعايت حقوق سنديکايی مانند تجمع، اعتصاب، راهپيمايی و پايان آنچه سرکوب فعالان حقوق کارگری توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی ناميدند، شدند.

اين بيانيه را نمايندگان سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سنديکای کارگران فلزکار مکانيک، هيات موسس سنديکای کارگران نقاش و تزيينات و اتحاديه نيروی کار پروژه‌ای امضا کرده‌اند.

کميته پيگيری ايجاد تشکل های آزاد کارگری،‌ انجمن برق و فلزکار کرمانشاه و کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری نيز در بيانيه ديگری از جمله خواستار برپايی حق اعتراض و اعتصاب، تجمع، تحصن و راهپيمايی و حق آزادی بيان شده اند.

محمود صالحی، کارگر در استان کردستان،‌پيش از اين در اين مورد به راديو فردا گفته بود«يکی از خواسته های طبقه کارگر برای اول ماه مه رگزاری آزادانه مراسم روز جهانی کارگر است.»

آقای صالحی با اشاره به قوانين ايران در مورد برگزاری آزادانه تجمع می افزايد:« روز جهانی کارگر، روز جهانی کارگر است. وز جهانی مسئولان نيست. ما حق داريم خودمان سازمان دهی کنيم،‌ به خيابان بياييم و راهپيمايی کنيم اما جلوی اين خواست کارگران گرفته می شود.»

مراسم روز جهانی کارگر در شرايطی برگزار شد که دولت حسن روحانی با درخواست خانه کارگر برای برگزاری راهپيمايی روز جهانی کارگر مخالفت کرده بود.

علی ربيعی، ‌وزير تعاون،‌کار و رفاه اجتماعی،چند روز پيش اعلام کرد که‌ مراسم روز جهانی کارگر،‌۱۱ ارديبهشت،‌ در سالنی سر پوشيده برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری ايلنا،‌ او دليل برگزار نشدن راهپيمايی روز جهانی کارگر را حضور حسن روحانی، رييس جمهوری ايران، برای سخنرانی در اين مراسم اعلام کرده بود.

No responses yet

May 01 2014

نوبخت: دولت اخبار مربوط به مساله حصر را با حساسیت دنبال می کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت حسن روحانی، راجع به ادامه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی گفت: “دولت هرگونه اخبار در این ارتباط را با حساسیت دنبال می‌کند.”

آقای نوبخت امروز دهم اردیبهشت، (۳۰ آوریل) در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او درباره “پیشرفت های دولت در زمینه رفع حصر” از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ پرسیده بود، تاکید کرد: “بخشی از پیگیری هایی که انجام می شود خارج از حوزه مسئولیت و اختیارات دولت است و لزوما با مصاحبه‌های مختلف اطلاع رسانی نمی شود.”

سخنگوی دولت ایران افزود: “اگر این کار [اطلاع رسانی] انجام شود شاید کمکی به آنچه در حال پیگیری است نکرده باشد.”

اظهارات آقای نوبخت پس از جلسه هفتگی هیات دولت، یک روز پس از آن بیان می شود که اعلام شد که میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده و تحت عمل آنژیوگرافی قرار گرفته است.

در این حال وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی نوشته است که پزشک مورد اعتماد خانواده آقای موسوی از روند درمان او کنار گذاشته شده.

به نوشته این وبسایت، آقای موسوی “بدون حضور خانواده تحت عمل آنژیو گرافی قلب قرار گرفته، اما با توجه به حساس بودن شرایط، پزشکان، اوضاع جسمی و وضعیت قلب وی را برای فنر زدن مساعد تشخیص نداده و گفته اند که قلب وی آمادگی آن را ندارد.”

زهرا و نرگس دختران آقای موسوی، همزمان با انتشار خبر بستری شدن پدرشان در بیمارستان قلب تهران گفته اند که با وجود هشدار پزشکان در ماه‌های اخیر، روند رسیدگی به نارسایی قلبی آقای موسوی “ناقص و نیمه تمام” بوده است.
اعتراض دولت به مستند من روحانی هستم

آقای نوبخت درباره فیلم “من روحانی هستم” مستندی که درباره زندگی حسن روحانی از سوی موسسه ای نزدیک به سپاه پاسداران ساخته شده گفت که این فیلم “با اهداف مغرضانه ای تهیه شده و برخی از موارد آن هر چند مستند به گونه ای کنار هم قرار گرفته است تا غرضی که تهیه کنندگان دارند دنبال شود.”

به گفته سخنگوی دولت ایران “این مجموعه قابل پیگرد قضایی است و از قوه قضاییه انتظار داریم این موضوع را رسیدگی کند.”

آقای نوبخت گفته “دادستان کل کشور هم اعلام کرده است که پیگرد قانونی انجام می شود و ما منتظر نتایج آن هستیم.”

سخنگوی دولت آقای روحانی در سخنان امروز خود تاکید کرده است: “نگاه دولت و شخص رئیس جمهور در جهت حمایت و تامین حقوق شهروندی همه افراد، چه کسانی که آزادانه در جامعه هستند و چه کسانی که در زندان هستند به ویژه در ارتباط با مساله حصر برای مردم و اصحاب رسانه پوشیده نیست.”

آقای موسوی به همراه همسرش زهرا رهنورد و همچنین مهدی کروبی دیگر نامزد معترض به نتایج انتخابات بحث برانگیز ۱۳۸۸، از بهمن ماه سال ۱۳۸۹ در حبس خانگی قرار گرفتند.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پلیس ایران، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران را، تصمیم گیر اصلی بازداشت خانگی این افراد دانسته است.

حسن روحانی، در زمان رقابت های انتخاباتی وعده داده بود که در ظرف مدت یک سال، زمینه رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی فراهم شود.

No responses yet

Apr 28 2014

کانون نویسندگان ایران: زندانیان سیاسی آزادی بیان می‌خواهند، نه ضرب‌و‌شتم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: کانون نویسندگان ایران طی بیانیه‌ای که یک نسخه از آن در اختیار «خودنویس» قرار گرفته ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین این رفتار حاکمیت ایران را محکوم کرد.

متن کامل بیانیه که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:

روز پنج شنبه ۲٨ فروردین ۱٣۹٣، زندانیان بند ٣۵۰ در زندان اوین مورد ضرب وشتم شدید زندانبانان قرار گرفتند. به شهادت ۷۴ تن از زندانیان این بند، این ضرب وشتم توسط نیروهای لباس شخصیِ اطلاعات و حفاظت زندان انجام گرفته و در جریان آن شمار بسیاری از زندانیان سخت مجروح شده‌اند، به طوری که برخی از مجروحان را به بهداری زندان برده‌اند، اما به رغم نظر پزشکانِ آنجا مبنی بر ضرورت انتقال آنان به بیمارستانی در بیرونِ زندان از این کار جلوگیری شده است. ده‌ها تن از مضروبان را به سلول‌های انفرادی منتقل کرده‌اند و این زندانیان نیز در اعتراض به این یورش دست به اعتصاب غذا زده‌اند. بر اساس شهادت نامهٔ زندانیان، این ضرب و شتمِ بی‌سابقه در جریان بازرسیِ اتاق‌های بند نامبرده روی داده است، که زندانبانان اصرار داشته‌اند بازرسی بدون حضور زندانیان و حتا مسئولان اتاق‌ها یا نمایندگان زندانیان انجام گیرد.

به استناد بازرسی‌های پیشینِ این بند و بنا بر اظهارات زندانیان آزادشده، گفته می‌شود که این بازرسی از جمله به بهانهٔ یافتنِ وسایل ارتباطی انجام گرفته که استفاده از آن‌ها به نظر زندانبانان غیرقانونی است. این در حالی است که سال هاست تلفن عمومی بند ٣۵۰ قطع است و زندانیان این بند برای ارتباط با بیرون به ویژه تماس با خانواده‌هایشان هیچ وسیله‌ای در اختیار ندارند. اگر هدف زندانبانان درهم شکستن روحیهٔ زندانیان سیاسی از طریق ایجاد رعب و هراسِ برنامه ریزی شده نیست، و اگر مسئلهٔ آنان واقعاً این است که زندانیان از وسایل غیرقانونی برای ارتباط استفاده نکنند، راه جلوگیری از این کار نه ضرب وشتم زندانیان بلکه به رسمیت شناختن آزادی بیان آن‌ها و در اختیار گذاشتن وسیلهٔ قانونی و عمومی – بدون هیچ گونه محدودیت و شنود – برای ارتباط است.

زندانی، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، به صرف زندانی شدن از هیچ یک از حقوق انسانی‌اش و از آن میان حق آزادی بیان محروم نمی‌شود. زندانیان می‌توانند نه تنها با خانواده‌های خود ارتباط داشته باشند، بلکه حق دارند دربارهٔ هر مسئله‌ای از جمله مسائل سیاسی اظهارنظر کنند و نظر خود را در رسانه‌ها منتشر کنند.

کانون نویسندگان ایران خواهان به رسمیت شناختن آزادی بیان برای تمام زندانیان است و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ٣۵۰ را محکوم می‌کند. ضرب و شتم و رعب آفرینی مشکل سرکوبگران را حل نمی‌کند، حتی اگر آن مشکل بر اثر اقدام «غیرقانونیِ» زندانیان مضروب به وجود آمده باشد.

کانون نویسندگان ایران

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .