اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Apr 02 2014

آقای احمد شهید! صدای ما باشید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: در این نامه سرگشاده آمده است: حکومت ایران درتمام طول حیات خود زیرپوشش یک حکومت دینی، تمام حقوق شهروندی رابه نفع خود مصادره کرده است و با صدور فتوا، هرگونه تحرک سیاسی را محکوم و سرکوب می‌کند.

متن کامل این نامه که در اختیار خودنویس قرار گرفته، به شرح زیر است:

با سلام و درود به شما آقای احمد شهید باآرزوی توافق وگسترش صلح و دوستی وآشتی

آقای احمد شهید! نامه ما جمعی است و از شما می‌خواهیم که صدای ما باشید.

در ابتدا می‌خواهیم بگوییم که این درخواست به معنای طلب رحم نیست، این حق هرانسانی است که وقتی به دلیل اعتقاداتش زندانی می‌شود، درخواست رفتاری داشته باشد که متناسب با جایگاه و شان اوست.

اتهام اصلی ما زندانیان علیه ناکارآمدی‌های سیاسی، تبعیض و نا عدالتی‌ها و خواهان اعمال حقوق کامل سیاسی برای همگان بوده است.

ما خواهان آزادی و برابری ورعایت حقوق همه شهروندان جامعه ایرانی هستیم، شهروندانی که جدا از نژاد و اعتقاد و در صلح و هماهنگی برپایه برابری درکنار هم زندگی کنند. حکومت آرمان‌های ما را با اختناق، سازمان‌ها و احزاب سیاسی وهرگونه حرکت سیاسی رابا سرکوب مواجه و محکومیت‌های سنگینی را برما زندانیان سیاسی ،عقیدتی و حقوق بشری اعمال کرده است.

آقای احمد شهید، حکومت ایران با به زندان انداختن صدها نفر انسان بی‌گناه، دردسرها و مشقت‌های فراوانی را برای خانواده ها بوجود آورده است. در نتیجه به طرز بی سابقه‌ای وحشت را در کشور حکم فرما کرده است. همه راه‌های مبارزه قانونی را بسته‌اند، هرگونه مطالبات مردمی را سرکوب می‌کنند، حکومت ایران به طور دائم مانع از اعمال ساز و کارهای جهانی برای بررسی وضعیت حقوق بشر درایران می‌شود، درخواست اصلی ما این است که حکومت ایران اجازه ورود یک تیم حقیقت یاب و شما گزارشگر ویژه حقوق بشر را برای بازدید از زندان‌های ایران بدهد تا بتوانید از نزدیک با شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی و زندانیان محبوس وخانواده‌های اعدام شدگان، دیدار داشته باشید.

و تا آن روز دولت‌مردان ایران با ما چون زندانیان سیاسی رفتار کنند، معنای این سخن آن است که از ادامه اذیت وآزار وفشارو تبعیدهای نابجا و ناگهانی وسرکوب دست بردارند وبه وضعیت پزشکی زندانیان بیمار که اکثرا درزمان بازداشت‌های طولانی مدت وبازجویی ها همراه باضرب وشتم وشکنجه درسلول های انفرادی برما وارد شده است رسیدگی کنند وبه بهانه‌های گوناگون و عقده‌گشایی مانع از اعزام زندانیان بیماربه بیمارستان نشوند.

باملاقات‌های حضوری و خانوادگی و مرخصی واعطای آزادی مشروط طبق قانون موافقت کنند و اجازه بدهند ارتباط نزدیکتری با خانواده‌هایمان داشته باشیم. سردمداران قدرت زندان را تبدیل به مسند قدرت کرده‌اند.

آقای احمدشهید دستگاه قضایی هیچ‌گونه استقلالی از خود ندارند و تعیین کننده وضعیت زندانیان دستگاه‌های امنیتی هستند، اکثر بازداشت شدگان ماه‌ها بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی در سلول‌های انفرادی وزارت اطلاعات وسپاه زیرفشار وبدون دسترسی وتماسی با خانواده های‌شان نگهداری می‌شوند. طی چند سال گذشته ما هیچ گاه ازحق استفاده از تلفن و دیگر امکانات برخوردار نبوده‌ایم، غذای ناکافی و بدون کیفیت به ما می‌دهند که خود باعث شیوع و تشدید بیماری‌های گوارشی در زندان شده است. درکنار همه این موارد، مسولان زندان وحفاظت توهین آمیز و شنیع زندانیان را مورد بازرسی بدنی قرار می‌دهند.

آقای احمد شهید! فضای سرکوب واختناق وخفقان، برخورد دولت‌مردان ایران عملا هرگونه ابراز عقیده وانتقاد و اعتراض به شهروندان را علیه حاکمیت قطع کرده است.

حکومت ایران درتمام طول حیات خود زیرپوشش یک حکومت دینی تمام حقوق شهروندی رابه نفع خود مصادره کرده است و با خطابه‌های مذهبی وصدور فتواهای گوناگون هرگونه تحرک سیاسی را محکوم وسرکوب می‌کند. با به کاربردن مشت آهنین، اعدام‌های بی‌رویه و سرکوب‌های امنیتی وبازداشت‌های خودسرانه وشبانه، شکنجه واعمال فشارروحی که همواره توسط دولت‌مردان ایران اعمال می‌شود.

در کنار تمامی موارد بازداشت دهها شهروند کرد و غیرکرد و دیگر اقلیت‌های قومی و دینی ازجمله جامعه بهائیان، زرتشتیان، مسیحیان و دراویش گنابادی و محکوم کردن انها به حبس‌های طولانی و اعلام وتبعید وحتی محاکمه گروهی زندانیان بدون حق انتخاب وکیل و کسانی که تاکنون بدون محاکمه در بازداشت به سر می‌برند، بیان‌گر بحران ریشه‌ای حاکم برکشور و نقض گسترده حقوق بشر است.

آقای احمد شهید، اتهام وارده به تمامی این افراد داشتن یک باور و عقیده جدا از مذهب رسمی کشور و فعالیت‌های سیاسی و حقوق بشری درتلاش برای ایجاد فضای نهاد و تشکلی یا عضویت درنهاد و تشکلی و نوشتن مطالبی انتقادی یا صرفاً داشتن یک صفحه یا وبلاگ و شک و تردید به صراحت دستگاه قضایی در ارتباط با طرف‌های خارج و رسانه‌های خارجی بوده است.

عالیجناب، وقتی رییس ستاد حقوق بشرقوه قضاییه، محمد جواد لاریجانی درنهایت بی‌شرمی وبی ادبی گزارشات شما را به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر غیرواقع و دست نشانده غرب می‌خواند و در رسانه‌های داخلی شما را «احمق و شریر» می‌نامد شما خود باید حدس بزنید که با ما چه برخوردهای غیر انسانی کرده‌اند و می‌کنند.

سوال شما از مسوولین و مقامات باید این باشد که چرا قوه غیرمستقل دستگاه قضایی که با افتخارخود را مزدور نهادهای امنیتی می‌دانند در حین دادرسی حتی موید به اجرای قانون مصوب نیستند؟

حکومتی که خود را مدافع دین و شریعت می‌داند، برای برخورد با معترضان و دراویش طریقت نعمت الهی گنابادی که همگی شیعه و پیرو دین رسمی کشور هستند و دیگر اقلیت‌های دینی از جمله سنی مذهبان و مسیحیان و بهاییان چه توجیهی دارد؟

برای کشت و کشتار مردم کردستان در سابقه‌شان و برای تخریب حسینیه‌ها و اماکن مذهبی آنها و دراویش، تخریب حسینیه شریعت قم، بروجرد، اصفهان، برخورد با مریدان و پیروان تسنن و ده‌ها مورد دیگر چه پاسخی دارند؟

امضا کنندگان:

بهنام ابراهیم زاده، وحید اصغری، شاهرخ زمانی،حمیدرضا حشم دار،سیدمحمد ابراهیمی، مهدی فراحی شاندیز، رضا ولی نژاد، محمد جراح، فرشید فتحی، آرش مقدم اصلان پور،ارش همپای

No responses yet

Apr 02 2014

نامه ی محمد نوری زاد به وزیر اطلاعات

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

محمد نوری‌زاد: مقام عالی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

جناب حجة الاسلام والمسلمین سید محمود علوی

سلام و ارادت

یک: نزدیک به چهارسال و نیم است که همکاران شما در وزارت اطلاعات، تعدادی از ابزار و لوازم حرفه ای مرا بار کرده اند و برده اند و تا کنون پس نداده اند. من این وسایل و ابزار حرفه ای را برای تأمین بخشی از هزینه های زندگی ام اجاره می دادم. در این مدت، پیگیری های مکرر من از طریق مجاریِ قانونی، برای باز پس گرفتن این وسایل بجایی نرسیده است. از عنوان وزارتخانه ای که حضرتعالی وزیر آن هستید، می توان استنباط کرد که احتمالاً در آنجا باید قوانین اسلامی جاری باشد. بهمین خاطر تقاضا دارم دستور فرمایید اجاره بهای اقلام شخصیِ مرا در مدت چهار سال محاسبه کنند و وجه آن را به من بپردازند. من نیز قول می دهم به محض دریافت این اجاره بها، آن را در امور خیریه مصروف دارم. امید است قصد مرا از این اقدام، صرفاً به حق الناسی ارجاع دهید که در اسلام به رعایتِ آن سخت تآکید شده است.

دو: بعد از خلاصی از زندان، محدودیت ها و مشکلات عدیده ای برای اینجانب و سایر زندانیان پدید آمده است که مایلم بخشی از آنها را با شما در میان بگذارم. اطمینان دارم جنابعالی قبول می فرمایید که ملاقات با وزیر اطلاعات آن هم برای یک زندانی سیاسیِ کتک خورده و فحش خورده از بازجویان دستگاه شما، می تواند برای آینده ای که ما و شما بدان اشتیاق بسته ایم، راهگشا باشد. نیز اطمینان دارم از این ملاقات، آنکه بیش از من بهره خواهد برد، وزارتخانه ی مطبوع شما خواهد بود.

سه: از این که وزارت اطلاعات، ممنوع الخروجی همسرم را برطرف کرده است و اموال ضبط شده ی ایشان را باز گردانیده است، سپاس مندم. اطمینان دارم دو درخواست نخستینِ این نامه نیز به یک دستور جناب شما اجابت خواهد شد.

چهار: من از روز شنبه چهاردهم فروردین ماه تا برآورده شدن دو در خواست نخستینِ این نامه، جلوی وزارت اطلاعات به قدم زدن های خود ادامه خواهم داد. پیش از این من پنجاه و هفت روز در مقابل درِ شمالی قدم زده ام و هر روز گزارشی از مشاهدات روزانه ی خود را منتشر کرده ام. گرچه در این پنجاه و هفت روز بارها توسط مأموران شما به کلانتری و دادگاه برده شده ام و نیز حتی با برخوردی خشن و خونین بازداشت شده ام، با این همه اما چرا نگویم که خواسته های من کاملاً قانونی اند و حقوقی و مدنی و بدیهی؟ تصور می کنم به این تقاضای ملاقات اگر بها بدهید، مابقی مسائل خود بخود حل خواهتد شد. خواهشمند است دستور فرمایید مرا از سرنوشت این نامه مطلع کنند.

No responses yet

Mar 28 2014

آیت الله وحید خراسانی: آقای خامنه ای و من تا کی خواهیم ماند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آیت الله وحید خراسانی، از انتقادهای اخیر خود در ارتباط با صدور حکم زندان، دفاع کرده است

آیت الله وحید خراسانی، از مراجع تقلید ساکن قم، با دفاع از انتقادات قبلی خود مبنی بر نحوه تشخیص و صدور حکم زندان، گفته است که “حرف های اساسی تری دارم که در آینده به تدریج مطرح خواهم کرد.”

کلمه، از وبسایت های نزدیک به مخالفان دولت ایران، روز دوشنبه، هشتم فروردین (۲۸ مارس) نوشته است که آیت الله وحید خراسانی، این سخنان را در جمعی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مطرح کرده که به تازگی به دیدارش رفته اند.

بنابر گزارش کلمه، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در این دیدار حضور داشتند، با توجه به لحن انتقادی سخنان اخیر او در ارتباط با کسانی که بدون داشتن تشخیص درست از شرایط صدور احکام حبس، اقدام به زندانی کردن افراد می‌کنند، از آیت الله وحید خراسانی خواسته اند که اظهارت خود را “تصحیح یا تعدیل” کند اما این مرجع تقلید شیعه با این خواسته مخالفت کرده است.

آقای خراسانی در پاسخ به خواسته اعضای مدرسین حوزه علمیه قم گفته است: “تمام چیزهایی که من گفتم، اندیشه بوده، فکر کردم و با اعتقاد بیان داشته ام و برگشتی هم وجود ندارد و به امواج سیاسی هم ربطی ندارد و فقط از باب حق گویی و حق طلبی بوده است.”

آیت الله وحید خراسانی که جلسات درس خارج فقه از پرطرفدارترین دروس فقهی در میان طلاب قم است، در ادامه تاکید کرده است که “حرف های بسیار اساس تری دارم که در آینده به تدریج مطرح خواهم کرد و ممکن است نظرات من به هرکس که شما فکر می کنید هم بر بخورد.”

اشخاص مهم ترند یا اسلام؟ بنیانگذار جمهوری اسلامی الان کجا هستند؟ آقای خامنه ای و من تا کی خواهیم ماند؟

آیت الله وحید خراسانی

آقای خراسانی، همچنین در پاسخ به عباس کعبی، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرسیده است: “اشخاص مهم ترند یا اسلام؟ بنیانگذار جمهوری اسلامی الان کجا هستند؟ آقای خامنه ای و من تا کی خواهیم ماند؟”

آیت الله وحید خراسانی در سخنان اسفند ماه سال گذشته خود از حبس به عنوان حکمی ‘شدید’ یاد کرده بود که در شریعت، تشخیص لزوم چنین حکمی تنها در توان فقیهی است که به عمق فقه شیعه رسیده باشد.

در بخشی از این سخنان آمده بود، فقیهی که به عمق فقه رسیده باشد ‘می‌داند حبس در چه مواردی است و چقدر امر حبس شدید است. اساس دین بر حریت بشر است و حبس و زندانی کردن او و حرمان او از جامعه و خانواده در چه حد از شدت است و موارد حبس در شریعت در چه مواردی و با چه دقتی مطرح شده است’.

با توجه به صدور احکام سنگین زندان برای عده‌ای از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشجویان که عمدتا پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ایران اوج گرفت، مخالفان دولت، سخنان ماه گذشته آیت الله وحید خراسانی را به عنوان انتقاد از دستگاه قضایی کشور تعبیر کردند.

در همین حال، خانواده بعضی از زندانیان سیاسی که نسبت به برخورد حاکمیت با اعضای خانواده‌شان، شرایط زندان، ندادن مرخصی و محروم کردن زندانیان سیاسی از انجام ملاقات در زندان شکایت دارند، طی ماههای گذشته، با مراجعه به بعضی از مراجع تقلید از جمله آیت الله وحید خراسانی، به طرح نارضایتی‌هایشان پرداخته‌اند.

آیت الله وحید خراسانی که محمد صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه داماد اوست، پیش تر در یکی از جلسات درس خارج فقه خود، اعتراف زندانیان و کسانی که تحت فشار مجبور به اقرار می شوند را فاقد اعتبار دانسته بود.

No responses yet

Mar 27 2014

درخواست خانواده جمشید دانایی فر؛ ما به خبر اعدام اطمینان نداریم، مسولان دلجویی هم نکردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علینژاد: فایل صوتی گفتگوی تکمیلی با دایی و پدرهمسر جمشید دانایی فر

لطفا این گفتگو را دست به دست بچرخانید تا شاید درخواستی که خانواده جمشید دانایی فر دارند به گوش مردم، مسولان و خصوصا خانواده چهار مرزبان دیگری که همراه جمشید بودند برسد

جزییاتی از پیگیری های خانواده در مرزبانی و استانداری….

خانواده جمشید دانایی فر در گفتگو با مسیح علی نژاد می گویند که تا این لحظه هیچ یک از مسولان سراغ آنها حتی برای دلجویی هم نرفته اند و آنها به خبر کشته شدن جمشید دانایی فر توسط جیش العدل اطمینان ندارند.
پدر همسر جمشید دانایی فر که دایی او نیز است می گوید دفعه آخر جمشید نمی خواست برود منتظر بود که بچه اش به دنیا بیاید و انتظار می کشید به او مرخصی زایمان همسر بدهند…او با اینکه به خبر کشته شدن جمشید اطمینان ندارد اما از همه کسانی که خواستار آزادی مرزبانان بودند درخواست می کنند که اگر اتفاقی هم برای یکی از این مرزبانان افتاده کمک کنند.

خانواده جمشید دانایی فر در گفتگو با مسیح علی نژاد می گویند که تا این لحظه هیچ یک از مسولان سراغ آنها حتی برای دلجویی هم نرفته اند و آنها به خبر کشته شدن جمشید توسط جیش العدل اطمینان ندارند.

فایل صوتی به همراه متن:

خبر کشته شدن یکی از پنج مرزبان گروگان گرفته شده ایرانی، توسط گروه جیش العدل ابتدا از طریق خود این گروه و سپس مقامات ایرانی اعلام شد اما پدر خانم و دایی جمشید دانایی فر در این مصاحبه از پیگیری هایش در مرزبانی و استانداری کرمان سخن می گوید و در عین حال تصریح می کند: من، همسر جمشید واعضای خانواده مان امید به زنده بودنِ جمشید داریم و از تمامی کشورهایی که خواستار آزادی این مرزبانان بودند می خواهیم اگر اتفاقی برای جمشید افتاده کاری برای مان بکنند و خبری بدهند.

تا این لحظه و پس از انتشار خبر مربوط به کشته شدن جمشید دانایی فر مقامات جمهوری اسلامی ایران و پاکستان درباره دلیل این اتفاق و نحوه همکاری های دو کشور برای حل مشکل گروگان ها، خبر و مطالب ضد و نقیضی را در گفتگو با رسانه ها اعلام کرده اند که در این میان خانواده ها سرگردان هستند و نمی دانند دقیقا چه اتفاقی برای مرزبانان گروگان گرفته شده رخ داده است.

خانواده جمشید دانایی دانایی فر با بیان اینکه از عملکرد مسولان تا این لحظه رضایتی ندارند از همدلی های مردم تشکر کرد و در عین حال خواستار این شد که در صورت امکان خانواده چهار سرباز دیگری که گروگان هستند با آنها ارتباط برقرار کنند و یا کسی شماره تلفنی از خانواده دیگر مرزبانان را در اختیار آنها قرار دهد تا آنها بتوانند با هم در مورد مشکلات شان گفتگو کنند.

گفتگویی در مورد جزییات وضعیت گروهبان گروگان گرفته شده با پدر همسر جمشید دانایی فر که دایی او نیز است انجام داده ام که در زیر می توانید بخوانید و بشنوید:

من مسیح علی نژاد روزنامه نگار هستم اگر شرایط مناشبی دارید خواستم در مورد اینکه جیش العدل گفته جمشید دانایی فر را اعدام کرده با شما گفتگویی انجام دهم.

بله

اگر ممکن است بفرمایید نسبت شما با با جمشید دانایی فر چه است؟

من پدر خانم ایشان هستم

می توانم بپرسم واکنش دختر شما بعد از اینکه این خبر را شنیدند چه بود؟

ایشان هنوز امیدوار است که جمشید زنده باشد.

آیا برنامه و مراسمی برای جمشید دارید؟

نه تا زمانی که خبرمان قطعی نشده ما مراسمی نداریم.

می توانم بپرسم مسولان در این لحظه چه کار کردند؟

مسولان زحمت شان را کشیدند ما دیگر انتظاری نداریم.

کسی از مسولان تا این لحظه کسی برای دلجویی با شما تماس گرفته؟

نه کسی دلجویی نکرده، ما هم که رفتیم از مسولان خواستیم پشت در بسته ماندیم تا مدت ها، بعد هم که رفتیم جواب های خوبی نگرفتیم. یعنی ما رضایتی نداریم در حقیقت. به خاطر اینکه وقتی رفتیم مرزبانی، دیشب هم رفتیم مرزبانی بعد از بیست دقیقه زنگ زدند افسر جانشین مرزبانی را از خانه اش آوردند که به ما گفت شما دیگر اینجا کار ندارید بروید استانداری. ما استانداری هم که رفتیم به ما گفتند خبر { کشده شدن جمشید دانایی فر} قطعی نبوده، با توجه به اینکه خود معاون امنیت کشور اعلام کزد اما رییس امنیت شهر آقای مرعشی گفت عوامل ما که در منطقه هستند به ما مخبر قطعی ندادند. گفتیم ما عاقبتش چه کار کنیم آیا نظر شما بر این است که ما مراسم بگیریم؟ گفت، صبر کنید، ما نمی دانیم چه کار کنیم شما که نمی توانید بروید آنطرف آنها هم که اینجا نیستند تا بتوانید بروید رو در رو بنشیند. بلاخره خبر قطعی ندادند که چه کار کنیم. تلویزیون هم که خبرهایی می دهد. مثلا ده روز قبل گفتند آزاد شدند….

شما خودتان شنیدید؟

بله ده روز قبل همین تلویزیون اعلام کرد که آزاد شدند، شبکه یک هم پخش کرد ولی بعد گفتند خبر کذب است. رفتیم آنجا گفتند قول و قرار شده که آخر سال قبل از عید اینها آزاد می شوند، هر طوری شده به هر قیمیتی که شده ما این مرزبانان را آزاد می کنیم.

مردم هم همدلی های زیادی کردند از شبکه های اینترنتی گرفته تا هنرمندان که گفتند می خواهند صداشون رو به گروهای تروریستی برسانند می خواهم بدانم آیا این همدلی ها به گوش تان رسیده و تاثیری داشته؟

ممنون می شویم از اینکه مردم با ما احساس همدردی می کنیم.

شما خودتان آیا حرفی دارید با کسانی که جمشید دانایی فر و دیگر همراهانش را به گروگان گرفتند؟

خدا خودش عدل و مبین است، بلاخره اینها از کرده های شان پشیمان می شوند. اسیری که در هر کشوری بوده، تا به حال سابقه نداشته که به اسیر آزاری برسانند. تمام دنیا خواستار آزادی شان بودند ولی اینها توجه نکردند، فقط یک کشور نبود که، چندین کشور خواستار آزادی مرزبانان بودند ولی این گروه حتی توجهی به این کشور های دیگر هم نکردند. با این حال ما خواستار این هستیم همین کشورهایی که خواستار آزادی مرزبانان بودند اگر هم اتفاقی برای مرزبانان افتاده که ما البته اطمینان نداریم همین کشورها جواب شان را بدهند.

اطلاعات زیادی در مورد جمشید دانایی فر وجود ندارد، ممکن است شما خودتان توضیح بدهید سن ایشان را سمت شان چه بود، آیا سرباز بود، روحیه خودش چگونه بود؟

ایشان درجه دار بود، سن اش ۲۵ سال بود، روحیه خوبی داشت. علاقمند به خدمت بود اما این سری که می رفت، نمی خواست برود، یک طور دیگری بود، به خاطر همین بچه اش. انتظار می کشید که خدا به او بچه بدهد، بعد انتظارش این بود که به ایشان مرخصی زایمان همسر می دادند. منتظر بود فرزندش به دنیا می آمد که به او مرخصی بدهند و در کنار همسرش باشد که اینطور نشد، چهار روز بود که رفت و این اتفاق برایش افتاد.

بچه اش الان چند روزه است و اگر اسمی برای او انتخاب کردید مایل هستید دیگران بدونند؟

بچه اش بیست روزه است. اسمش را قبل از اینکه پدرش برود خودش انتخاب کرد، امید رضا.

و خود ایشان هم ظاهرا از اینکه فرزندش به دنیا آمده مطلع نشدند.

اگر از طرف رسانه ها مطلع شده باشد بله. چون روزنامه ایران عکسی از ایشان گرفته بود از ما.

در مورد پدر مادر جمشید دانایی فر هم ممکن است کمی توضیح دهید؟

مادر ایشان خواهر من است. در واقع جمشید هم خواهر زاده من است و هم داماد من است. مادر ایشان چهار سال قبل در تصادفی از دنیا رفت، پدر ایشان هم خیلی روانی شده، مریض بوده اما الان که این ماجرا را شنیده بدتر شده، گوشه خانه افتاده و دیگر نمی تواند صحبت کند.

خواسته تان از دولت روحانی و وزارت کشور و دیگر مسولان امنیتی چه است؟

روشن کردن این مسائل بعد هم امنیت را درست برقرار کنند. تدبیر های درستی به نیروها بدهند که بتوانند از مرزها نگهداری کنند. …در ضمن من هم یک خواهشی دارم. اگر زحمتی بکشید شماره تلفن سربازهایی که همراه جمشید بودند را در اختیار ما قرار دهید تا ما بتوانیم با آنها هم صحبتی داشته باشیم. درخواست ما این است که ببینم آنها چه حرف هایی دارند، خواست آنها چه است.

بله صحبت های شما را با صدای خودتان در اینترنت پخش می کنم و اگر خانواده های سربازها خواسته شما را شنیدند و آمدند سراغم، حتما با شما تماس خواهم گرفت.

ممنونم. سالم باشید

No responses yet

Mar 26 2014

امید به تغییر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: من از همان ابتدا که توسط ماموران وزارت اطلاعات با هجوم به آپارتمان محل سکونتم دستگیر شدم مورد بازجویی و کتک و ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتم … من پیوسته به مرگ و اعدام تهدید می‌شدم و حتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مرا با چشمان بسته به روی چهارپایه برده و ادعا کردند که تصمیم گرفته‌ایم تو را به دار بیاویزیم…همه این رنج‌ها و ناملایمات که بر من هموار گشته تنها به این خاطر است که من از حقوق و آزادی‌هایی که مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر انسان را از آن برخوردار ساخته و بدان تصریح کرده استفاده نموده و کوشیده‌ بودم هم‌میهنانم را در اندیشه‌ها و باورهای خود شریک سازم.

با درود فراوان، من یکی از قربانیان استبداد و سرکوبگری رژیم اسلامی حاکم بر ایران هستم که به دلیل درج و انتشار نظرات و انتقادهای خود پیرامون بی‌عدالتی‌ها و نقض حقوق و آزادی‌های هم‌میهنانم در صفحه شخصی خود در اینترنت از سوی دستگاه قضایی این رژیم به چهار سال حبس محکوم گردیده‌ام. من تا امروز نزدیک به همه این سالها را در شرایط غیرانسانی و فاجعه‌بار زندانهای جمهوری اسلامی محبوس بوده‌ام. هم‌اکنون که این مطالب را یادداشت می‌کنم در اتاقی به مساحت کمتر از ۲۱ متر مربع و در میان ۴۰ تن از جانیان و قاتلان و قاچاقچیان و سارقین و متجاوزین به عنف و زورگیرها و چاقوکش‌ها و کودک‌آزارها و بیماران روان‌پریش و معتادان به مواد مخدر و ولگردها و مجرمین و از این قماش گرفتار و اسیر هستم، و با وجود نارسایی‌ها وعوارض قلبی و ابتلا به دیابت و بیماری ورم غده پروستات و سنگ کلیه در واقع لحظه لحظه این روزها را با مرگ مبارزه می‌کنم.

من از همان ابتدا که توسط ماموران وزارت اطلاعات با هجوم به آپارتمان محل سکونتم دستگیر شدم مورد بازجویی و کتک و ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتم و به مدت ۸ ماه در سلول انفرادی و بدون هیچ‌گونه تماس با بستگانم تحت فشارها و بازپرسی‌های طاقت‌فرسا قرار داشته و از تمامی حقوق یک متهم محروم بوده‌ام. من پیوسته به مرگ و اعدام تهدید می‌شدم و حتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مرا با چشمان بسته به روی چهارپایه برده و ادعا کردند که تصمیم گرفته‌ایم تو را به دار بیاویزیم.

همه این رنج‌ها و ناملایمات که بر من هموار گشته تنها به این خاطر است که من از حقوق و آزادی‌هایی که مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر انسان را از آن برخوردار ساخته و بدان تصریح کرده استفاده نموده و کوشیده‌ بودم هم‌میهنانم را در اندیشه‌ها و باورهای خود شریک سازم. سرگذشت من به عنوان وبلاگ‌نویس و زندانی سیاسی تنها یک نمونه و مثال از سرنوشت دردناک هزاران قربانی تبعیض و نقض حقوق بشر تحت جمهوری اسلامی است.

بدبختانه امروز ملت ایران در دام رژیمی مذهبی و قرون وسطایی و به شدت عقب‌مانده گرفتار و اسیر گشته که برای ارزشها و پرنسیب‌های جهانی که بشر متمدن حداقل ۴۰۰ سال در راه کسب و ایجاد و بقای آن جان‌فشانی کرده است کمترین احترامی قائل نیست. این رژیم، ارتشی تا دندان مسلح و خونریز و تروریستی بنام «سپاه پاسداران» انقلاب اسلامی تشکیل داده است تا خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم ایران را با خشونت سرکوب کند و با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر، هم در ایران و هم در سطح جهان، مقابله کند و بجنگد.

رژیم توتالیتر حاکم بر ایران خفقان نفس‌گیری بر جامعه اعمال می‌کند، به طوری که محض نمونه حتی یک فرد مخالف و منتقد در هیچ روزنامه و رسانه‌ای در داخل کشور حق اظهار نظر و بیان آزادانه آرا و افکار خود را ندارد. جمهوری اسلامی مجموعه قوانینی شرم‌آور و ضدانسانی تحت عنوان «قانون مجازات اسلامی» وضع کرده و اجرا می‌کند، که شامل مجازاتهایی چون قتل، قصاص، اعدام، سنگسار، دست و پا بریدن، چشم درآوردن، از کوه پرت کردن، در آتش انداختن و تازیانه زدن می‌شود که یکایک آن توحش مسلم است و مصداق جنایت علیه بشریت می‌باشد.

جمهوری اسلامی به گونه‌ای برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند و منظم به سرکوب حقوق بنیادی مدنی می‌پردازد، از جمله محروم کردن مردم از ابتدایی‌ترین حقوق خود یعنی آزادی بیان، ممنوع کردن استفاده از برنامه‌های ماهواره و فیلترینگ وسیع اینترنت، ممنوع ساختن تجمعات و حتی جشن‌ها و میهمانی دوستانه جوانان، تحقیر زنان با حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی و سرکوب آزادی‌های جنسی به منظور سلطه روانی بر جامعه، تبلیغات گسترده مذهبی با صرف هزینه‌های هنگفت و با هدف رواج خرافات و تشویق مردم به نادانی و سفاهت، و از همه جنایت‌بارتر قتل و قصاص و اعدام در ملا عام و ایجاد ترس و وحشت در جامعه و بی‌اعتنا ساختن مردم نسبت به سرنوشت خود.

موارد یاد شده تنها بخش کوچکی از اقدامات زمامداران جمهوری اسلامی جهت حفظ قدرت و سلطه هرچه فراگیرتر بر جامعه امروز ایران است. بدون شک توجه به این حقیقت راه‌گشاست که مقابله و مبارزه جمهوری اسلامی با دنیای مدرن و دستاوردهای درخشان آن در زمینه آزادی و دموکراسی و حقوق بشر امری ذاتی و جوهری است و در مبانی و بنیادهای اسلامی و ایدئولوژیک این نظام به صورت اصول تغییرناپذیر تبیین و تثبیت گردیده است. تجربه شکست‌خورده گفتگوهای انتقادی با جمهوری اسلامی از سوی برخی دولتها در گذشته و با امید تغییر رفتارهای این رژیم موید همین واقعیت است؛ همچنین نشان می‌دهد که تلاشهای جهانی و روشهایی که نهادهای بین‌المللی به جهت ملزم ساختن دولت اسلامی به محترم شمردن حقوق بشر و رعایت حقوق اساسی ملت ایران تاکنون به کار برده‌اند مفید و موثر واقع نشده، و در نتیجه رویکردها و راه‌کارهای متفاوتی لازم است.

روی هم رفته هرگونه تغییری در شرایط بسته و اختناق‌آمیز امروز جامعه ایران مستلزم دگرگونی اساسی ساختارهای سیاسی و حقوقی موجود است. به همین منظور ضروری است تا از پراکندگی کوشش‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مجامع بین‌المللی بر روی نظام موجود ممانعت به عمل آمده و نیروهای جهانی و دولتهایی که دغدغه و دلمشغولی حقوق بشری دارند و همچنین حفظ امنیت منطقه و جهان جزو سیاست‌های تعریف‌شده آنهاست، به صورت متمرکز و سازمان‌یافته در مجموعه «دوستان ایران» گرد هم آیند و ملت ایران را در راه اکتساب حقوق و آزادی‌های خود و کسب حق تعیین سرنوشت یاری رسانند.

سپاسگزار شما، محمدرضا پورشجری

دارای نام مستعار سیامک مهر، نویسنده وبلاگ «گزارش به خاک ایران»
۱۸ اسفند ۱۳۹۲
۶ مارس ۲۰۱۴
کرج زندان ندامتگاه مرکزی کرج

No responses yet

Mar 24 2014

جیش العدل اعلام کرد یکی از مرزبانان اسیر ایرانی را اعدام کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: گروه جیش العدل اعلام کرده یکی از ۵ مرزبان به گروگان گرفته شده ایرانی را اعدام کرده است.
این گروه در اطلاعیه ای که بروی سایت های اینترنتی وابسته به آن انتشار یافته، گفته است “پاسدار گروهبان یکم جمشید دانایی فر” به تلافی به دار آویختن علی نارویی در زندان و در واکنش به “کنش ها و جنایات رژیم در حق فرزندان اهل سنت،” اعدام شده است.
جیش العدل همچنین هشدار داده است که اگر تا 10 روز دیگر زندانیان اهل سنت مورد نظر آن آزاد نشوند، یکی دیگر از مرزبانان اسیر را خواهد کشت.
مقام های ایران هنوز این خبر را تایید یا تکذیب نکرده اند.
خبرگزاری فارس روز یکشنبه بنقل از استاندار سیستان و بلوچستان از ادامه رایزنی با مقام های پاکستان برای آزادی این مرزبانان که از سوم بهمن ماه در اسارت به سر می برند، خبر داده بود.

No responses yet

Mar 22 2014

هشدار خامنه‌ای درباره «رخنه‌های بسيار خطرناک فرهنگی» در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی در نخستين سخنرانی عمومی خود در سال ۱۳۹۳ ضمن اذعان به این که فقط «خارجی‌ها» مسئول «آسیب‌های فرهنگی» نیستند، در مورد «رخنه‌های بسيار خطرناک فرهنگی» در کشور به مسئولان هشدار داد.

به گزارش خبرگزاری‌های ايران، آیت‌الله علی خامنه‌ای که مانند سال‌های گذشته نخستين سخنرانی عمومی سالانه خود را در حرم امام هشتم شيعيان در مشهد انجام می‌داد، از «مسئولان فرهنگی» جمهوری اسلامی خواست تا «با حساسيت و هوشياری مراقب رخنه‌های بسيار خطرناک فرهنگی باشند و به وظايف ايجابی و دفاعی خود در اين زمينه عمل کنند».

او اما در گفتار خود به مصادیق این «رخنه‌ها» در فرهنگ کشور اشاره نکرد.

آقای خامنه‌ای در این سخنرانی فرهنگ را به «هوايی» تشبيه کرد که «چه بخواهيم چه نخواهيم بايد تنفس کنيم، بنابراين اگر تميز باشد يا آلوده، اثر متفاوتی را بر جامعه و کشور خواهد داشت».

رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته هم در پیام نوروزی خود زمانی که طبق رسم این چندین ساله سال جدید را نام‌گذاری می‌کرد به فرهنگ نیز اشاره کرد و سال ۱۳۹۳ را سال «اقتصاد و فرهنگ» نامید.

از زمان روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال ۱۳۹۲، رهبر ايران تاکنون چند بار نسبت به شرايط فرهنگی کشور هشدار داده است.

او همچنین روز پنج‌شنبه، ۱۵ اسفند، نيز با ابراز نگرانی از مسائل فرهنگی در ايران، بر «توجه به فرهنگ دينی و انقلابی» تاکيد کرد.

آقای خامنه‌ای در ديدار با رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبری توجه به فرهنگ دينی و انقلابی را از وظايف مسئولان دانست و با اشاره به اظهار نگرانی مجلس خبرگان از مسائل فرهنگی کشور گفت: «من هم از مسائل فرهنگی نگرانم.»

او افزود: «دولت محترم بايد به اين موضوع توجه کند و مسئولان فرهنگی نيز بايد توجه داشته باشند که چه می‌کنند٬ زيرا در مسائل فرهنگی نمی‌توان بی‌ملاحظگی کرد.»

رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود در مشهد هم تاکيد کرد که «حساسيت مسئولان درباره رخنه‌ها و انحرافات فرهنگی هيچ منافاتی با آزادی ندارد»، زيرا به گفته او «آزادی به عنوان نعمت بزرگ الهی با ولنگاری، بی‌تفاوتی و رهاسازی کاملا متفاوت است».

علی خامنه‌ای با بيان اين که «آزادی بدون ضابطه معنی ندارد» افزود: «در اروپا کسی جرئت نمی‌کند درباره هولوکاست که واقعيت و چگونگی آن معلوم نيست ابراز ترديد کند، آن‌ وقت از ما توقع دارند که خطوط قرمز انقلاب و اسلام را ناديده بگيريم.»

او از جمله گفت که «اگر کسی روح استقلال ملی را با تمسخر نشانه رود، وابستگی را تئوريزه کند، به مبانی اخلاقی و دينی جامعه اهانت کند، شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرض قرار دهد، زبان فارسی و خلقيات ملت را محقر جلوه دهد و ضمن ترويج اباحه‌گری، روح عزت ملی جوان ايرانی را نشانه رود، آيا بايد در مقابل فعاليت‌های مخرب او بی‌اعتنا بود؟»

حسن روحانی، رئيس جمهور، و علی جنتی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، پيش از اين به ابراز نگرانی رهبر ايران درباره مسائل فرهنگی واکنش نشان داده بودند.

از جمله آقای روحانی گفته بود که «چرا ما نتوانستيم بعد از ۳۵ سال کاری کنيم که بزرگان ما از شرايط فرهنگی جامعه ما رضايت داشته باشند؟» او اما در عين حال از «فشارها و شيوه‌های پليسی» برای حل مسئله فرهنگ در کشور انتقاد کرد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی هم با صدور بيانيه‌ای گفته بود که «رفع دغدغه‌های رهبری نيازمند درک مقوله تهاجم فرهنگی است».

No responses yet

Mar 21 2014

ظریف منکر هرگونه اعدام سیاسی در ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پارلمان اتریش از شرایط حقوق بشر در ایران دفاع کرد و مدعی شد که در این کشور اعدام سیاسی وجود ندارد.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۲۸ اسفند در پارلمان اتریش مدعی شد که در ایران اعدام سیاسی وجود ندارد. وی هم‌چنین از شرایط حقوق بشر در ایران دفاع کرد اما گفت که جا برای بهتر شدن اوضاع وجود دارد.

به گزارش رویترز ، آلِو کورون Alev Korun نماینده پارلمان اتریش از حزب سبزها و فعال حقوق بشر، اظهار که ظریف طی یک نشست یک‌ونیم ساعته پشت درهای بسته با نمایندگان اتریشی، گفت که نگاه منفی به اوضاع حقوق بشری در کشورش ندارد اما در عین حال تاکید کرد که شرایط حقوق بشری در همه جای دنیا می‌تواند بهبود یابد.

ورنر فاسلابند Werner Fasslabend وزیر سابق دولت اتریش و رییس جامعه ایرانیان-اتریشی‌ها نیز گفت که ظریف از اساس منکر هرگونه اعدام سیاسی در ایران شده و گفته که چنین امری به وقوع نپیوسته است.

این در حالی است که حکومت ایران جمعی از زندانیان سیاسی را به اتهام‌های «محاربه» و «اقدام علیه امنیت ملی» اعدام می‌کند و میزان کل اعدام‌ها پس از روی کار آمدن حسن روحانی به هیچ‌وجه کاهش نیافته است. اتهام‌هایی که به عقیده بسیاری از ناظران حقوق بشر، ممکن است در شرایط غیراستاندارد و زیر شکنجه اخذ شده و هم‌چنین متهمان به شرایط قضاوت عادلانه دسترسی نداشته باشند.

احمد شهید گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران هم‌چنین از وجود حدود ۹۰۰ زندانی سیاسی شامل روزنامه‌نگاران، وکلا، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق اقلیت‌های قومی مذهبی در زندان‌های ایران خبر داده است.

جمهوری اسلامی ایران اجازه ورود به گزارش‌گر ویژه سازمان ملل متحد را نداده و جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در اظهارات متعددی به وی حمله کرده، او را «هنرپیشه رسانه‌ای برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی»، «نادان، مغرض و حامی تروریست‌ها» و «احمق شریر» خوانده است

No responses yet

Mar 20 2014

بازداشت یک شهروند بهایی در شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیدبان: یکتا فهندژ شهروند بهایی ساکن شیراز توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد.

بنا به گزارش تارنمای هرانا، یکتا فهندژ شهروند بهایی شامگاه یکشنبه ۲۵ اسفند ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد.

ماموران وزارت اطلاعات برای بار دوم با ارایه حکم از سوی دادستانی استان فارس، به منزل یکتا وارد شدند و پس از تفتیش منزل، لپ تاپ و کتاب‌ها و لوازم شخصی‌اش را ضبط کرده و او را نیز با خود بردند.

یک منبع مطلع گفت: «یکتا فهندژ ساعت ۱۱ نیم شب به بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ منتقل شده است.»

گفتنی است، همسر یکتا فهندژ صبح روز دوشنبه ۲۶ اسفند به همراه پدر یکتا، پس از مراجعه به بازداشتگاه وزارت اطلاعات، او را ملاقات کردند.

بنا براین گزارش‌، یکتا تا این لحظه تفهیم اتهام نشده است و در بازداشت موقت به سر می‌برد.

پیش از این یکتا فهندژ، در بهمن ماه ۱۳۹۰ نیز مدت۸۳ روز را در بازداشتگاه پلاک۱۰۰ واقع در خیابان سپاه شیراز سپری کرده بود و پس از صدور قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

No responses yet

Mar 18 2014

اعدام فرزانه مرادی، مرگ سقراط، قضاوت انسانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: محسن جلالی پژوهشگر در موسسۀ خشونت پرهیزی برای دموکراسی در بوستون

فرزانه مرادی به اتهام قتل همسرش به قصاص محکوم و صبح سه‌شنبه ۱۳ اسفندماه با حضور پدر مقتول اعدام شد.

فرزانه خود گفته بود “من چیز زیادی از زندگی نمی‌دانستم و بدون این که خودم نقشی در ازدواجم داشته باشم، زندگی مشترکم شروع شد”.

فرزانه در زمانی که اعدام شد باور به بی‌گناهی خویش داشت. آیا ممکن نیست که واقعا او بی‌گناه بوده؟

ببینیم داستانِ مرگ سقراط چه ربطی می‌تواند داشته باشد به اعدام فرزانه و صدها نفری که در ایران و یا دیگر نقاط دنیا محکوم به مرگ می‌شوند.

“سقراطِ حکیم” چنان که در فارسی شناخته شده، در چهارصد سال پیش از میلاد در دادگاهی در دموکراسی آتن در حضور هیأت منصفه‌ای متشکل از سی صد شهروند آتنی مجرم شناخته شد.

محکومیتِ سقراط به وسیله‌ هیأت منصفه تنها با اختلاف سی رأی به دست آمد. البته باید به این امر توجه داشت که سقراط مستقیما به مرگ محکوم نشد؛ او ابتدا گناهکار شناخته شد، و سپس به او دو انتخاب داده شد، تبعید (همراه با پرداخت جریمه) و یا مرگ با جام شوکران.

اما سقراط، علیرغمِ اصرارِ دوستان و شاگردانش، مرگ را برگزید. (البته باید پرسید چرا سقراط مرگ را برگزید و نه تبعید)

در کلاسی در رشته‌ علومِ سیاسیِ دانشگاه ماساچوست از دانشجویان خواسته شد که دفاعیه نوشته‌ افلاطون را بخوانند. دفاعیه در واقع روایت دادگاهی است که در آن سقراط را گناهکار شناخته شد؛ دفاعیه شرح اتهامات مطرح شده علیه سقراط و البته دفاعیات مفصل اوست.

باید به خاطر داشت که نویسنده‌ دفاعیه، افلاطون، شاگرد سقراط است و نوشته‌اش (و دیگر نوشته‌هایش) سراسر دفاع از سقراط است و علیه دموکراسی آتن.

استاد از دانشجویان خواست که پس از خواندنِ دفاعیه، یعنی دفاعیات سقراط، در نقش هیات منصفه قرار گرفته و رأی خود را به گناه یا بی‌گناهی سقراط اعلام کنند.

از صد و سیزده دانشجویِ حاضر در کلاس، ۷۶ نفر رأی به بی‌گناهیِ سقراط دادند، در برابر ۳۷ نفری که او را گناهکار شناختند.

پس از اتمام رأی‌گیری، استاد اتهام های سقراط و دفاعیات او را بررسی کرد.

او نشان داد که دموکراسیِ آتنی بیش از چهل سال به سقراط اجازه داد که به آن چه که رسالت خود می دانست مشغول باشد، پرسشگری کند و آن چه خود جستجوی حقیقت کلی و ثابت می‌نامید.

اما هنگامی که آثار مخربِ آموزه‌هایِ سقراطی در ویران کردنِ دموکراسیِ آتنی روشن شد، دولت-شهر آتن که وجود خود را به خاطر آثار مخرب آموزهای او در خطر می‌دید به محاکمه‌ اش اقدام کرد.

اگر چه در دفاعیه ذکر نشده، شاگردانِ سقراط در بسیاری موارد به آتن خیانت کرده و با اسپارت همکاری کرده بودند.

استاد با اشاره به پاسخ هایِ سقراط در دفاعیه، سستی بسیاری از آنها را نشان داد، همچنین تناقض موجود در برخی از آنها. او در نقش دادستان بسیار قانع‌کننده صحبت کرد.

و در پایان جلسه از دانشجویان دوباره خواست که در نقش هیأت منصفه رأی بدهند که آیا سقراط گناهکار است یا بی‌گناه. این بار سقراط توسط دانشجویان (که یک ساعت پیش او را بی‌گناه شناختند) به مرگ محکوم شد.

دانشجویان پس از کلاسِ درس، در جلسه‌ مباحثه‌ای که هدایت آن را برعهده گرفته بودم حضور پیدا کردند. در کلاس در ابتدا به جز یک نفر، هفده نفر دیگر معتقد به گناهکاریِ سقراط بودند.

این بار من اما تلاش کردم که از سقراط دفاع کرده و نظرات استاد را به چالش بکشم؛ در پایان، اگر چه دوباره سقراط گناهکار شناخته شد، اما این بار با اختلاف تنها یک رأی.

به این توجه کنید که نزدیک به دو هزار و پانصد سال پیش در دادگاهی قانونی، در حضور یک هیأت منصفه سقراط به مرگ محکوم شد، و از همان زمان این امر محل سخن بسیار بوده است، و در قرن بیست و یک هنوز ما نمی توانیم مطمئن باشیم که آیا این رأی عادلانه بوده یا نه.

حال تصور کنید در زمان کنونی و در دادگاه‌های جمهوری اسلامی که هیأت منصفه را در آن معنایی نیست، مرگ و زندگی یک انسان را به دست کسی می دهند که در سیستم قضایی موجود قاضی شده و او به تنهایی تصمیم می گیرد که آیا کسی شایسته‌ ادامه‌ حیات است یا باید به زندگی‌اش خاتمه داد.

امری که وجودِ قانون اعدام را برای سیستمِ قضایی با این مشخصات را بسیار خطرناک می‌کند.

اما قضیه از این نیز فراتر است، یعنی چنان که این تجربه‌ در کلاس نشان داد، هیأت منصفه و تصمیم گروهیِ انسان‌ها نیز نمی‌تواند معیار قرار گیرد.

نظرِ انسان‌ها به راحتی تغییر می‌کند؛ یک دادستان قوی و یا یک وکیل زبردست می‌تواند نظرات را به جهتی که خود فکر می کند درست است سوق داده و کسی را به مرگ محکوم کند یا بالعکس.

سخن این نیست که افراد نباید محاکمه و محکوم شوند؛ و یا این که انسان‌هایی که مرتکب قتل، خیانتِ به کشور، جاسوسی، و جرم‌های سنگینِ دیگر شده اند نباید محکوم شوند.

سخن بر سرِ آن است که نباید قدرتِ مرگ و زندگی یک انسان را به دست انسان و یا انسان‌هایِ دیگر سپرد در حالی که احتمال اشتباه، سوء استفاده، و غرض‌ورزی در صدور حکم بسیار بالاست.

قدرت انسان‌ها (نظام قضایی) را بر مرگ و زندگیِ یک‌دیگر را نه تنها باید محدود کرد که فراتر از آن، باید از میان برداشت.

خطا در این گونه احکام برگشت‌ناپذیر است؛ دیگر فرزانه مرادی و افرادی زیادی به مانند او، در صورت اثبات بی‌گناهی (اگر پس از مرگشان اصلا تلاشی برای اثبات بی‌گناهیشان بشود)، زنده نخواهند شد.

قدرت قضاوت انسان‌ها بسیار محدود است، پس بهتر است که حق قضاوت بر مرگ و زندگی را از دست آنها بگیریم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .