اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Feb 26 2019

ظریف در تماس پیامکی با «انتخاب»: بعد از عکس های ملاقاتهای امروز، دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی


انتخاب: پس از اعلام استعفاي وزير خارجه، خبرنگار انتخاب بصورت پيامكي ، صحت و سقم اين خبر را از او جويا شد. ظريف در پاسخ به خبرنگار «انتخاب» اين پيامك را ارسال كرد: «بعد از عکس های ملاقاتهای امروز دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد.»

ظريف در تماس پیامکی با «انتخاب» اظهار داشت: بعد از عکس های ملاقاتهای امروز، دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد!

پس از اعلام استعفاي وزير خارجه، خبرنگار «انتخاب» بصورت پيامكي ، صحت و سقم اين خبر را از او جويا شد.

ظريف در پاسخ به خبرنگار «انتخاب» اين پيامك را ارسال كرد: «بعد از عکس های ملاقاتهای امروز دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد.»

لازم به ذکر است که ظریف ساعاتی پیش در اینستاگرام استعفای خود را اعلام کرد.

No responses yet

Feb 24 2019

اعتراض به حجاب اجباری؛ خودسوزی هما دارابی، ‘تصویری که آدم را رها نمی‌کند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر


بی‌بی‌سی: هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند

“ماجرای خودسوزی هما دارابی را در تجریش، به عنوان اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان که پیش‌تر شنیده بودم دیروز در گاردین خواندم. شرحی ساده، کوتاه و خشک ولی کاردی در زخم.”

این روایت شاهرخ مسکوب، نویسنده ایرانی از مرگ هما دارابی در کتاب “روزها در راه” است. پزشک کودکان و روان پزشکی که بیست و پنج سال پیش در نزدیکی میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری خود را به آتش کشید.

هما دارابی متولد ۱۳۱۸ در تهران دارای سابقه طولانی مبارزات اجتماعی و سیاسی در دوران محمدرضا پهلوی بود و در بیست سالگی عضو حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر می شود.

او در اسفند سال ۱۳۴۹ در اعتراض به منوچهر اقبال، رئیس وقت دانشگاه تهران و نخست وزیر سابق و به جرم آتش زدن اتومبیل او همراه با فریدون تقی‌زاده دستگیر و برای چند هفته بازداشت می شود.

هما دارابی در ادامه فعالیت های سیاسی اش یکی از سخنرانان روز شانزدهم آذر ۴۰ و یکی از دو زن منتخب کنگره جبهه ملی در پاییز سال ۱۳۴۱ می شود.

خانم دارابی پس از پایان تحصیلاتی پزشکی در دانشگاه تهران به روستای بهمنی در شمال ایران می رود و دو سال به عنوان پزشک در آنجا خدمت می‌کند تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به همراه همسرش منوچهر کیهانی از اعضای حزب ملت ایران ،برای ادامه تحصیلات به آمریکا می رود.

او پس از گذراندن دوره تخصصی بیماری های کودکان و روانپزشکی و دریافت پروانه پزشکی از سه ایالت نیویورک، نیوجرسی و کالیفرنیا در سال ۱۳۵۳ به ایران برمی‌گردد. در این سال ها در نشریاتی مانند فردوسی درباره حقوق زنان و کودکان هم مطالبی می نویسد.


هما دارابی در کنار دیگر اعضای حزب ملت ایران و جبهه ملی دوم از جمله دکتر غلامحسین صدیقی

انقلاب و “ظلم مضاعف” بر زنان

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی که در تمامی تظاهرات و اعتراضات منجر به پیروزی انقلاب شرکت داشت در اوایل پیروزی انقلاب همراه با دیگر زنان در دیداری با ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهور وقت، با اعتراض به فشارها و برخوردها درخواست می کند که در ایران پس از انقلاب به زنان “ظلم مضاعف” نشود.

در این سال‌ها با تلاش خام دارابی واحد روان‌شناسی و گفتار درمانی بیمارستان روانپزشکی “شهید سهامی” راه اندازی می‌شود و همزمان عضو گروه آموزش تخصصی روانپزشکی مجتمع آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری می شود و مدیریت گروه روانپزشکی دانشگاه علوم شهید بهشتی را هم می‌پذیرد.

اما با سخت گیری‌هایی که در بحث پوشش و حجاب برای زنان در ادارات و ساز مان های دولتی پیش می‌آید ابتدا از کار در دانشگاه محروم می‌شود و سپس در سال تحصیلی در سال۱۳۷۰-۱۳۶۹ ممنوع‌التدریس هم می‌شود.

پروانه فروهر در گفتگویی در این‌باره می گوید: “گردانندگان واپسگرای دانشگاه او را برخلاف نص صریح قانون از استادی که ایشان عاشقانه دوست داشتند برکنار کردند. دلایلشان هم همان دلایل مسخره‌ای بود که که همه جا با زن‌ها برخورد می‌کنند؛ عدم رعایت برخی شئونات.”

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی بارها به این حکم اعتراض می‌کند و در این روند دچار افسردگی شدید می شود و بارها خودکشی می‌کند که نجات داده می شود.

سیمین مخبر یکی از دوستان قدیمی اش با اشاره به علاقه شدید هما دارابی به محمد مصدق و دیدارهایشان در احمد آباد در گفتگویی می گوید: “مشکلات زیادی باعث آزردگی و اثرات روانی اش شده بود بخصوص بحث حجاب” اما فرزین مخبر، یکی از هم حزبی‌هایش “مسئله را تنها حجاب” نمی داند: “خیلی فعال بود و خیلی امید داشت به انقلاب که تحول مثبتی بینجامد و بعد سرخورده شد از مسائلی که دید. ناخشنود بود از وضعیتی که پیش آمده بود و نتوانست بپذیرد سرانجام آن ‌همه تلاش و مبارزه آن چیزی است که دارد اتفاق می‌افتد.”

خانم دارابی در مدتی که از کار و درس محروم شده بود مطب خصوصی اش را دایر می کند اما به خاطر افسرگی شدید دیگر قادر به ادامه کار نیست و با اینکه پس از پیگیری‌های خودش و همسرش دیوان عدالت اداری حکم قبلی را لغو می‌کند اما به گفته‌ پروانه فروهر “دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود”.

سرانجام هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ در یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند.

برای مراسم او حزب ملت ایران و اعضای جبهه ملی و همچنین خانواده اش اعلامیه‌هایی می دهند که روزنامه کیهان از نشر آن سرباز می زند اما در روزنامه‌ اطلاعات منتشر می‌شوند.

مراسمی که به گفته پروانه فروهر “باشکوه” برگزار می‌شود و جعیت کثیری در آن شرکت می کنند. پروانه فروهر در این مراسم درباره خانم دارابی می گوید: “وقتی انقلاب صورت گرفت او گمان کرد زنان در جای طبیعی خود مستقر خواهند شد و نیازی به نبرد جداگانه نخواهند داشت اما چنین نشد، آن ها هیچ به دست نیاوردند که بسیاری را هم از دست دادند.”

خانم فروهر در ادامه می گوید: “صداى رسایش به رغم جثه کوچکش هنوز در این ایران بلازده جارى است، آن همه پویایى، بالندگى، سرسختى و غرور، امروز او را با چه معیارى مى‌توانیم سنجید.” … “از او هيچ شكوه و ناله به ياد هيچكس نمى‌آيد، تا آخرين لحظه‌هاى سوختن.


هما دارابی به همراه خسرو سیف، داریوش و پروانه فروهر، علی‌اصغر بهنام و بهروز برومند

تصویری که “آدم را رها نمی‌کند”

خبر خودسوزی هما دارابی در ایران آن روزها بازتاب چندانی نداشته است اما در رسانه‌های انگلیسی زبان و فارسی زبان خارجی به صورت گسترده ای پوشش داده می‌شود.

پوششی که با موضع گیری تند کیهان هوایی روبرو می شود. این روزنامه این رخداد را حاصل بیماری هما دارابی می‌داند و “حزب ملت ایران” را متهم می‌کند که از این رخداد به نفع خود استفاده می‌کند.

به نوشته کیهان هوایی: “در نخستین هفته اسفند ماه برخی از بنگاه‌های خبرپراکنی بیگانه با پخش خبر خودسوزی دکتر دارابی بهانه‌ای دیگر به دست آوردند تا یکبار دیگر کشورمان را آماج حملات تبلیغاتی قرار دهند. خانم دارابی استاد پیشین روانکاوی که به علت بیماری به بیماری روانی طی دو سال گذشته مطبش را در بلوار افریقا تعطیل کرده بود زیر نظر یک روانپزشک معروف ایرانی به نام دکتر صنعتی‌زاده قرار داشت پس از اقدام به خورسوزی درگذشت.”

در ادامه یادداشت کیهان هوایی آمده است: “این دومین باری بود که خانم دارابی اقدام به خودکشی می‌کرده است. خودسوزی هما دارابی سوژه‌ مناسبی بود تا رادیوهای بیگانه به کمک یک حزب تک‌نفره که نیاز شدیدی به عضو گیری دارد به بزرگنمایی حادثه ای بپردازد و از این نمد کلاهی برگیرند.”

در یادنامه هایی که در خارج از کشور برگزار می شود هنرمندانی چون نعمت آزرم، عاطفه گرگین و رضا مرزیان درباره مشکلات پیش آمده برای این استاد دانشگاه و پزشک کودکان در ارتباط با حجاب و خودسوزی اش می نویسند.

شهلا شفیق، نویسنده ایرانی مقیم پاریس در یادنامه ای در بولتن‌ “آغازی نو” درباره خودسوزی هما دارابی می نویسد: “تصویر زنی که از خانه به در می‌آید و در معبر عام و در برابر چشم دیگران خود را به آتش می کشد شکوه هولناکی دارد. اهمیتی ندارد آن دیگران بسیارند یا کم. چندان مهم نیست پیش از آنکه شعله‌های آتش از پیکر زن بالا بروند فریاد اعتراض یا شعاری هم از گلوی او بیرون جسته یا نه. همه آنچه زن می‌خواسته بگوید در آنچه کرده خلاصه شده. زن از خانه بیرون آمده و در برابر چشم دیگران خود را به آتش کشیده است. تصویرش آدم را رها نمی‌کند.”

No responses yet

Feb 23 2019

نگاهی به موضع‌گیری‌ها و سوابق عباسعلی سلیمانی؛ امام جمعه مستعفی زاهدان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «عباسعلى سليمانى اسبوکلایی»، زاده سوادکوه دراستان مازندران، پیش از انقلاب فقط مشغول تحصیل در حوزه بوده و مانند بسیاری از دیگر طلبه های مازندرانی و استادش «میرزا هاشم آملی»، پدر برادران «لاریجانی»، از< روز گذشته عباسعلی سلیمانی امام جمعه زاهدان، از سمت خود کناره‌گیری کرد. او  در خطبه‌های نماز جمعه این هفته  از نمازگزاران خداحافظی کرد و از وجود یک لیست برای تغییر امامان جمعه خبر داد؛ لیستی که  به گفته او زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و با هدف جوانگرایی تهیه شده است. او خودش را اولین شهید این لیست خوانده و گفته است: «بنده اولین شهید این تفکر زیبا هستم که در ادامه نیز سایر عزیزان به این شهادت نائل می شوند.»

پیشتر «ایران وایر» در مجموعه گزارش امامان جمعه تاثیرگذار،  به زندگی، سوابق و موضع‌گیری‌های عباسعلی سلیمانی پرداخته بود به مناسبت خبر  کناره گیری او از امامت جمعه زاهدان، این گزارش بازنشر می‌شود.

شمالی است، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شرق کشور است و امام جمعه زاهدان. شیعه است و نماینده آیت الله «علی خامنه ای» در امور اهل سنت. معتقد است که در حق اهل سنت تبعیضی رخ نمی دهد، چون آن ها از خدمات درمانی، رفاهی و آموزشی برخوردارند. می گوید در واگذاری سمت‌های دولتی که همواره مورد اعتراض اهل سنت است، نیز تبعیض وجود ندارد، چون در واگذاری مناصب، «لیاقت» ملاک است.

«عباسعلى سليمانى اسبوکلایی»، زاده سوادکوه دراستان مازندران، پیش از انقلاب فقط مشغول تحصیل در حوزه بوده و مانند بسیاری از دیگر طلبه های مازندرانی و استادش «میرزا هاشم آملی»، پدر برادران «لاریجانی»، از سیاست دوری کرده است.

او به گفته خودش، پس از حمایت میرزا هاشم آملی و برخی از روحانیون شاخص دیگر، به عنوان امام جمعه بابلسر انتخاب شد. درسال 1380 اما جایگاه خاصی پیدا کرد و از امام جمعه بابلسر به سِمَتِ امام جمعه زاهدان منصوب و نماينده رهبر جمهوری اسلامی  در استان سيستان و بلوچستان شد.
دو سال بعد نیز نمایندگی آیت الله علی خامنه ای در امور اهل سنت اين استان را برعهده گرفت. امامت جمعه در شهر زاهدان و در جایی که مولوی «عبدالحمید»، موثرترین امام جمعه و رهبر مذهبی اهل سنت در ایران حضور دارد، نقش سلیمانی را ویژه تر کرده است. اما با وجود تاکیدات وی بر وحدت شیعه و سنی و حضورش در نشست های اهل سنت، جنگ سردی در لایه‌های زیرین بین او و مولوی عبدالحمید در جریان است.

سال 1393 و پس از لغو سخن‎رانی مولوی عبدالحمید در مراسم استقبال از رییس جمهوری، شایع شد که دلیل این اتفاق، مخالفت امام جمعه زاهدان بوده است. او اما درمراسم دیگری این موضوع را تکذیب کرد.

نماینده رهبرجمهوری اسلامی در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان ساختاری موازی با حوزه های علمیه اهل سنت در این منطقه راه اندازی کرده است. او دی ماه سال 1389 نیز از آموزش‌های مذهبی در برخی مدارس اهل سنت که آن را «افراطی» خوانده، انتقاد کرده و گفته بود: «در این مدارس، مُدرسانی با تفکر وهابی‌گری و آموزش‌های انحرافی، طلبه‌ها را شست‎وشوی مغزی می‌دهند.»

سلیمانی خبر داده بود که جمهوری اسلامی طرح پنج ساله سامان‎دهی مدارس اهل سنت را در دست اجرا دارد و بر اساس آن، از این به بعد طلبه‌های اهل سنت در چارچوب یک طرح خاص جذب شده، تحصیل خواهند کرد و مدرک خواهند گرفت: «دقت خواهد شد که از لحاظ فکری، افراطی نباشند.»

این اظهارنظر امام جمعه زاهدان، واکنش مولوی عبدالحمید را به دنبال داشت که پیش از آن هم از دخالت‌های نمایندگان ولی فقیه در امور مدارس اهل سنت به شدت انتقاد کرده و گفته بود: «نمایندگان ولی فقیه چرا برای مدارس اهل سنت تصمیم بگیرند؟ تصمیم مدارس اهل سنت با خود علمای اهل سنت است.»

با این وجود، نماینده رهبر جمهوری اسلامی  اصرار داشت که اهل سنت در این منطقه باید به طرح «سامان‎دهی مدارس و حوزه های علمیه اهل سنت» تمکین ‌کنند.

مولوی عبدالحمید پیش از این دخالت ها، خطاب به رهبر جمهوری نوشته بود: «ما را در تولا نگذارید. ما را فشار نیاورید. بازداشت نکنید علمای ما را. احضار نکنید. ما انتظار پدری از مقام معظم رهبری داشتیم که پدری بکنند بین شیعه و سنی و تفاوت نباشد و نامه‌هایی که ما می فرستیم و شکایت می‌کنیم، فریاد می‌کنیم، فریاد ما را جواب بدهند.»

آخرین مورد از تقابل‌های امام جمعه زاهدان با بزرگان اهل سنت این استان، روی موضوع تجاوز به دختران ایرانشهر رخ داد. سلیمانی، امام جماعت اهل سنت را که افشاگر خبر این تجاوزها بود، فردی «ناپخته» خواند و گفت: «بدون مشورت با دستگاه قضایی، اطلاعاتی، سپاه و انتظامی این خبر را داده است که این شایعه در حد بسیار وسیع علیه نظام اسلامی هزینه‌ساز شد.»

امام جمعه زاهدان همچنین در برکناری «علی اوسط هاشمی»، استاندار اصلاح‌طلب سیستان  بلوچستان، در آبان ماه سال 1396 نیز نقش داشت.

او پس از معرفی استاندار جدید، در مصاحبه با «اعتماد آنلاین» درباره عملکرد علی اوسط هاشمی گفته بود: «آن را باید از خود آقای هاشمی پرسید که در روز آخر در مراسم تودیع خیلی از خودش تعریف کرد. جدای از این، داوری مردم هم باید ضمیمه شود. ما دیدیم که نماینگان به اتفاق سعی کردند که او را پذیرا نباشند. باید پرسید که چرا پذیرا نبودید.»

ادعای سلیمانی درحالی بود که به گزارش «عصر هامون»، سایت محلی زاهدان، برخی نمایندگان استان در جلسه با معاون وزیر کشور، از جابه جایی علی اوسط هاشمی ابراز ناراحتی کرده بودند. اگرچه بعضی دیگر نیز به این جابه جایی، استقبال نشان دادند.

سلیمانی دل خوشی چندانی نیز از اقدامات «علی یونسی»، ‌دستیار ویژه رییس جمهوری ایران در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی نداشت. او و دیگر امامان جمعه مناطق سنی نشین از این که یونسی بدون هماهنگی با آن ها نشست هایی را با روحانیون اهل سنت برگزار می کرد، انتقاد می کردند.

یونسی هم‏ به دلیل سابقه داشتن سمت وزارت اطلاعات، آن گونه که این امامان جمعه انتظار داشتند، از آن ها حرف شنوی نداشت.

او درسفرهای رییس جمهوری به سیستان و بلوچستان، با نهاد ریاست جمهوری درگیری داشت. زیرا می خواست در مراسم استقبال، درماشین «حسن روحانی» بنشیند. اما ماموران تشریفات اعلام می کردند که براساس پروتکل این سفرها، تنها استاندار درخودروی رییس جمهوری می نشیند.

روابطش با دولت «محمود احمدی نژاد» اما ویژه بود. سلیمانی روابط خوبی با «اسفندیار رحیم مشایی» نیز داشت و درنشست های مازندرانی ها در تهران، موضوعات استان را با او درمیان می گذاشت تا از نفوذش براحمدی نژاد برای حل آن ها استفاده کند.

با این وجود، بعدها متناسب با سخنان جنجالی مشایی و دوری احمدی نژاد از آیت الله خامنه ای، پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1392، با انتقاد از حرکت تبلیغاتی رییس جمهوری وقت در سپردن پرچم ایران به مشایی، گفت: «پرچم ایران حق شخصی و ارثیه وی نبوده و حتی در حوزه اختیارات او هم نیست که به فرد دیگری تحویل دهد.»

امام جمعه زاهدان البته علاقه خاصی به دیگر سوادکوهی ها نیز دارد و نظراتش درباره «رضاه شاه» با دیگر روحانیون متفاوت است. او درمصاحبه ای گفته بود که سوال درباره رضاشاه، سخت ترین سوالی بوده که از پرسیده شده که درپاسخ گفته بوده است:«در برقراری امنیت کشور مَرد بود، در انجام خدمات عمومی مَرد بود، در مبارزه با مذهب نامرد بود، در کشف حجاب نامرد بود، در اتحاد لباس نامرد بود و در مبارزه با روحانیت هم نامرد بود.»

عباسعلی سلیمانی در موضوعات سیاسی کشوری حضور موثری ندارد اما به دلیل اهمیت خاص استان سیستان و بلوچستان، از امام جمعه های تاثیرگذار در نهادهای حکومتی است.

No responses yet

Feb 23 2019

محمد مومن؛ پایان سفیر معتمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد دانش‌زاده قمی مشهور به محمد مومن که روز پنجشنبه در سن ۸۱ سالگی درگذشت، از مرموزترین و متنفذترین بازیگران پشت‌پرده سیاست ایران بود. او دوبار تا آستانه مرگ پیش رفت، سال ۷۴ در جریان یک تصادف سخت که دو ماهی او را خانه‌نشین کرد و سال ۹۰ به دلیل عارضه قلبی. بار سوم اما زندگی‌اش با مرگ مغزی تمام شد.

محسن کدیور، محمد مومن را «شناسنامه فقهی نظام» توصیف کرده است،‌ تعبیری مهم و ریشه‌دار. سابقه این تعبیر را باید در تلاش‌های دامنه‌دار و اعتبار بالای محمد مومن در میان مراجع، حوزه علمیه و نهادهای فقهی نظام جست. او از معتمدان چهار چهره مهم بود: روح‌الله خمینی، حسینعلی منتظری، علی مشکینی و علی خامنه‌ای.

رابطه مومن و خمینی به پیش از انقلاب باز می‌گردد. او هم شاگرد درس روح‌الله خمینی بود و هم به کلاس درس مصطفی خمینی می‌رفت و در خلال این رفت و آمدها، یک رخداد مهم در کارنامه‌اش ثبت شده است. سال ۱۳۴۹، ۱۳نفر از اعضای جامعه مدرسین امضا کرده بودند که خمینی مرجع تقلید است. کارشان سیاسی بود، می‌خواستند خمینی را مرجع تقلید اعلام کنند که حکومت پهلوی نتواند او را زندان یا اعدام کند. محمد مومن که رفته بود عراق، موضوع را به خمینی خبر داد، در نقش یک سفیر. سال‌ها بعد، آبان سال ۷۳، محمد مومن دوباره سفیر شد، این بار نامه‌ای از آیت‌الله منتظری در دست داشت که مرجعیت علی خامنه‌ای را نفی کرده بود؛ «آقای مومن گفتند چون این مطلب مطابق عقیده خود من می‌باشد، من می‌برم.»

نقش واسطه و سفیر را مومن خیلی‌ جاهای دیگر بازی کرده، از جمله سال۹۰ وقتی وحید خراسانی، جمهوری اسلامی را «دستگاه فاسد» نامید و حاکمانش را اهل مال و مقام خواند، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محمد مومن را نزد او فرستاد تا قانعش کنند که کوتاه بیاید و نرم‌تر سخن بگوید.

مومن در جنگ و جدال‌های بین حسینعلی منتظری و احمد آذری‌قمی با علی خامنه‌ای هم نقش سفیر را بازی می‌کرد. احمد آذری‌قمی روایت می‌کند که واسطه‌گری مومن برای پس گرفتن وسائلش از نهادهای امنیتی فایده نداشته و محسن کدیور هم به نقل از خود مومن نوشته:‌ «[پاییز ۷۷] از ایشان [خامنه‌ای] درخواست کردم اگر اجازه بفرمایند حصر بیت‌ آیت‌الله آذری [قمی] برداشته شود تا بلکه ایشان بتواند برای درمان بیماری حادش روانه بیمارستان گردد که در غیر این صورت در مورد ایشان، بیم جانی می‌رود. آقا [خامنه‌ای] در پاسخ خواسته‌ من گفتند: به درک.»

محمد مومن در جلسه ۱۴خرداد ۶۸ که اعضای خبرگان برای تعیین جانشین خمینی گردهم آمده بودند، آن‌گونه که در ویدئوی مربوط به جلسه مشخص است، به رهبری خامنه‌ای رای نداده بود. چند ماه بعد از رهبر شدن خامنه‌ای اما زمانی که «شورای افتای رهبری» تشکیل شد، محمد مومن هم یکی از ۹ نفری شد که به جلسات این شورا دعوت شد و از فعال‌ترین اعضای این شورا بود. تشکیل این شورا، پیشنهاد فقهای ساکن قم بود و محمد مومن سفیرشان شد تا برود نزد رهبر. رهبر قبول کرد و به مومن گفت در این شورا حاضر باشد. وعده دیدار «پنج‌شنبه» هر هفته بود. روش کار شورا ساده بوده. به روایت محمود هاشمی شاهرودی و محمد مومن، یکی از اعضای جلسه موضوعی را برای «تحقیق و اجتهاد و استنباط» انتخاب می‌کرده و ساعت‌ها درباره آن بحث و بررسی می‌کنند. اگر «تحقیقات انجام شده» برای رهبر قانع‌کننده می‌بود، بر اساس آن نظر خود را اعلام می‌‌کرد. محمد مومن گفته که این جلسات برای «علمیت‌سنجی» بوده و اینکه دیگران بی‌واسطه با مقام علمی و توانایی فقهی رهبر آشنا شوند ولی محسن کدیور هدف اصلی این جلسات را «بازآموزی و آماده‌سازی» آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند؛ «آموزش ضمن خدمت.»

چند ماهی از این جلسات نگذشته بود که شهریور ۶۹، محمد مومن از جمله هفت‌ عالم ساکن قم بود که اجتهاد خامنه‌ای را در حد تصدی رهبری جمهوری اسلامی کتبا تایید کردند. مومن اما آذر سال ۷۳ وقتی جامعه مدرسین می‌خواست خامنه‌ای را به عنوان «مرجع تقلید» معرفی کند، از جمله مخالفان بود و حامی مرجعیت تقلید حسینعلی منتظری. مخالفت مومن سبب شد که در تجمع حامیان خامنه‌ای مقابل منزل منتظری، علیه مومن هم شعار داده شود. این تجمع و تهدید، نقطه عطف و پایان بود و اثر خودش را گذاشت. مومن که گویا چشمش ترسیده بود، پشت سر منتظری نرفت و دیگر نه تنها معترض مرجعیت خامنه‌ای نشد، بلکه از جمله مدافعان و مبلغان رهبر شد. البته رهبر هم در ستایش از او کم نگذاشته است. خرداد ۸۸، وقتی نمایندگان کاندیدا‌های انتخابات ریاست‌جمهوری به دیدار خامنه‌ای رفتند، رهبر جمهوری اسلامی در وصف مومن گفت: «اگر در این نظام نتوان به کسانی مانند آیات مومن و جنتی اعتماد کرد، به هیچ فرد دیگری هم نمی‌توان اعتماد کرد.»‌

عطالله‌ مهاجرانی، سال ۹۲ وقتی عبدالکریم سروش نوشت محمد مومن هم مثل برخی فقهای دیگر، بهتان زدن به مخالفان از جمله دادن نسبت لواط یا زنا به مخالفان حکومت را مجاز می‌داند، ضمن رد این اتهام، محمد مومن را «فقیه آزاده و دقیق‌النظری»‌ دانست که کوشیده «سلیقه سیاسی خود را بر نظر فقهی خویش حاکم نکنند.»

زندگی سیاسی دو دهه آخر محمد مومن و دفاع مطلقش از وجوه سیاسی خامنه‌ای و نظارت استصوابی و کارنامه احمد جنتی و حذف چهره‌های جریان مخالف مانند محمدعلی دستغیب یا حسن خمینی اما نشان داد که این داوری مهاجرانی حداقل درباره مومن «متاخر» چندان روا نیست.

محمد مومن در مسیر چرخیدن به سمت رهبر و جناح او، چنان پیش رفت که همه گذشته‌اش از جمله رای‌ ندادن به رهبری خامنه‌ای و مخالفت با مرجعیت او را تکذیب کرد و گفت اصلا خودش به خامنه‌ای پیشنهاد داده بود که رهبر شود و حتی به دروغ گفت که رای‌‌گیری برای انتخاب خامنه‌ای به عنوان رهبر، به صورت «قیام و قعود» نبوده و مخفی بوده است.

او همچنین در ستایش از رهبر ‌گفت خامنه‌ای لطف و ذخیره خدا برای ما و مردم بوده و مرجع تقلید مثل او کمتر پیدا می‌شود. مومن که روزگاری واسطه‌گری می‌کرد تا علمایی چون آذری قمی و منتظری در کشاکش جدال‌ها با ولی فقیه، حیات سیاسی و شخصی آرام‌تری داشته باشند، دو دهه بعد در صف اول حذف محمدعلی دستغیب از مجلس خبرگان ایستاد. دستغیب ساز مخالفت با خامنه‌ای می‌زد و مومن دیگر سفیر و واسطه نبود، او در جناح رهبر ایستاده بود، دستغیب را «آدم ناباب» می‌خواند و می‌گفت اگر بخواهد دوباره عضو خبرگان شود، جلوی او می‌ایستیم.

دومین نقش برجسته سیاسی محمد مومن مربوط به «شورای نگهبان قانون اساسی» بود. او پیش از عضویت در شورای نگهبان، عضو «شورای عالی قضایی بود» و سرپرستی دادگاه‌های عالی و «وظیفه تعیین قضات» را بر عهده داشت. این سمت‌ها را او با حمایت منتظری و اعتماد علی مشکینی گرفته بود. تیر ۶۲ با پایان یافتن این مسئولیت‌ها با حکم روح‌الله خمینی عضو شورای نگهبان شد، تا زمان مرگش. محمد مومن در شورای نگهبان «ممتحن» بود و مصحح امتحانات کتبی. او که عالی‌ترین ناظر امتحان داوطلبان ورود به مجلس خبرگان رهبری بود، سوال‌های امتحانات را می‌نوشت و علی مومن، فرزندش هم در اجرای آزمون‌ها او را یاری می‌داد.

علاوه بر این، قدرت نفوذ فقهی و اعتبارش نزد علمای قم سبب می‌شد هر گاه شبهه‌ای در قلع و قمع کردن کاندیداهای مجالس مختلف پیش می‌آمد و زور سخنگوی شورای نگهبان یا جنتی به توضیح و توجیه نمی‌رسید، محمد مومن هم به کمک‌شان بیاید تا حجت تمام شود و به تعبیر او «مخالفین نفهم داخلیِ» شورای نگهبان را وادار به سکوت و پذیرش کنند، از جمله در ماجرای ردصلاحیت‌های گسترده مجلس ششم، وقتی که ۱۰، ۱۲ نفر از وزرای دولت خاتمی برای مذاکره رفتند، محمد مومن بود که از جانب شورای نگهبان رفت و با آنها بحث کرد و نظر منفی را گفت یا در ماجرای ردصلاحیت حسن خمینی برای مجلس خبرگان، او بود که با رسانه‌ها مصاحبه کرد تا بحث را جمع کند. او در همین حال به سبب عضویت در «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، گرایش‌های سیاسی و انتخاباتی داشت، از جمله حمایت او از محمود احمدی‌نژاد که حاشیه‌ساز هم شد.

دیگر نهاد مهم که او تا زمان مرگ عضوش بود، «مجلس خبرگان رهبری» بود. او در این مجلس مثل حسن روحانی -که روزگاری شاگرد محمد مومن بود- به نمایندگی از مردم سمنان انتخاب می‌شد و چهره مهم و متنفذی بود. یک بار سال ۹۳ برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شد ولی رای نیاورد ولی بارها در هیات رئيسه در مقام نایب رئیس اول یا دوم یا منشی حضور داشت.

مرگ محمد مومن در سپهر عمومی خلا بزرگی حس نمی‌شود ولی در سطوح بالادستی یکی از مهم‌ترین معتمدان متنفذ جناح آیت‌الله خامنه‌ای که همواره می‌توانست یک کارت بازی موثر باشد، از دست رفته است. خسارت کمی نیست.

نظرات نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Feb 22 2019

چرا سال 98 سخت خواهد بود و چه باید کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی,شورش

عصرایران: باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود.

عصر ايران – سال 1398، احتمالاً یکی از سال‌های سخت در حیات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به دلایل زیر:

1 – با خروج آمریکا از برجام‌، ایران به دوران قبل از برجام برگشته است اما با یک تفاوت بزرگ: این بار نه اوبامای نسبتاً متسامح که ترامپ سخت‌گیر رییس جمهوری آمریکاست.

اگر اوباما نیز ایران را تحریم کرده بوده ولی منافذی برای تنفس باز گذارده بود ولی ترامپ عزم خود را جزم کرده است تا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران اعمال و اقتصاد ملی‌مان را فلج کند.

2 – فروش نفت ایران امسال سیر نزولی خود را آغاز کرد و هنوز برخی کشورها از معافیت های موقت آمریکا برای خرید ایران استفاده می کنند. این معافیت‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و احتمال کاهش بیشتر فروش نفت ایران بیش از پیش است.

اگر نفت ما را نخرند، ما نمی توانیم چاه های نفت مان را ببندیم و آنها را برای دوران بعد از تحریم نگه داریم. ویژگی طبیعی چاه نفت این است که بعد از حفاری، نفت به طور مستمر از آن بیرون می آید و امکان ذخیره اش نیست. بنابر این باید نفت آن به طور مداوم استخراج شود.

وقتی نفت استخراج شده را نخرند باید آنها را انبار کرد. انبارها که پر شد باید سراغ مخازن کشتی‌های نفتکش رفت و از آنها به عنوان انبار استفاده کرد. اما بعد از پر شدن نفت‌کش‌ها چه؟

در چنان وضعیتی چاره ای جز فروش نفت در بازارهای غیر رسمی -که خارج از رصد آمریکایی ها باشد- نیست اما به قیمتی بسیار پایین تر از بهای روز و با درصد بالای احتمالات فساد مالی، مانند آنچه در پرونده بابک زنجانی رخ می‌داد!

نتیجه این پروسه، چیزی جز کاهش فاحش درآمدهای نفتی ایران و غیر شفاف شدن آن نیست.

3 – در دوران برجام زمینه های اقتصادی بسیار مناسبی برای حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران و نیز صادرات ایران به خارج ایجاد شده بود. تتمه آن مزایا رو به پایان است و احتمالاً برای سال آینده چیز خاصی باقی نخواهد ماند.

4 – افزایش حقوق و دستمزدها در سال آینده، کارآفرینان و مدیران کارگاه‌ها و کارخانه‌های فعال و نیمه فعال کنونی را تحت فشار اقتصادی قرار خواهد داد و احتمالاً آنها ناگزیر خواهند بود برای تنطیم دخل و خرج و ادامۀ حیات واحدهای اقتصادی ، بخشی از نیروهای کار را اخراج کنند. نیروهای اخراج شده عمدتاً کار جدیدی نخواهند یافت چون بقیۀ واحدهای اقتصادی نیز کما بیش وضعیت مشابهی دارند.

انبوه بیکاران کنونی به علاوه لشکر بیکاران جدید با مطالبات اقتصادی اولیه، می توانند مشکلات اجتماعی و سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که جریان های اپوزیسیون خارج نشین و دولت های مخالف جمهوری اسلامی روی آن حساب ویژه ای باز کرده اند، تزاید بیکاران و استفاده سیاسی از مطالبات اقتصادی آنهاست. عدم افزایش دستمزدها نیز باعث فقیرتر شدن کارگران می شود و تبعات مشابه خواهد داشت.

5 – عدم تدبیر یا فقدان امکانات لازم برای مهار بحران های جاری باعث انباشت آنها بر روی هم شده است و در سال آینده نیز ممکن است مشکلات عدیده ای ایجاد شود؛ مانند بحران کم آبی و بی آب در نواحی مرکزی ایران، عدم اصلاح بنیادین نظام بانکی و پولی و صندوق های بازنشستگی و … .

6 – کشورهایی مانند آمریکا، عربستان، امارات و … در دشمنی آشکار با ایران، از یک سو در صدد بسیج کشورهای جهان برای منزوی کردن ایران هستند (و یکی از اهداف سفر اخیر بن سلمان به پاکستان، هند و چین نیز می تواند همین موضوع باشد) و از دیگر سو با اقداماتی مانند تقویت گروه های تروریستی و تولید برنامه های هدفمند ماهواره ای در صدد اثر گذاری در داخل اند.

چه باید کرد؟

الف) به نظر می رسد مهم ترین رویکرد مسؤولان باید این باشد که با درک درست اوضاع، مقوله وحدت ملی را جدی بگیرند. وحدت ملی یعنی “وحدت همه با یکدیگر” نه این که گروهی بگوید “شما بیایید با ما وحدت کنید”.

تا گروه هایی خود را مالک نظام و میهن و انقلاب و اسلام بدانند و بقیه را درجه 2 محسوب کنند و از موضع بالا سخن بگویند، وحدت ملی که لازمه عبور عزتمندانه از بحران است، شکل نخواهد گرفت.

ب) نهادهای قدرت باید منعطف تر از همیشه عمل کنند و افزایش آزادی های سیاسی و اجتماعی باید بتواند تا حدی جبران کننده نقائص اقتصادی باشد.

ج) در سطح بین‌المللی باید کوشید اجماع مد نظر آمریکا و اسرائیل و عربستان علیه ایران شکل نگیرد. نباید بهانه به دست آنها داد. مثلاً با تصویب “پالرمو” کار بر جریان ضد ایرانی سخت می شود.

د) باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود. همان گونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند و حتی با نثار جان‌شان نیز در کنار نظام ماندند. مردم باید با تمام وجود و با تمام احساس و با تمام منطق و واقعیت های موجود، همچنان نظام را متعلق به خود بدانند.
با این رویکردهای راهبردی، قطعاً سال سخت 98 نیز با با عزت و اقتدار طی خواهد شد. علاقه‌مندان به نظام این پیشنهادها را جدی بگیرند.

No responses yet

Feb 22 2019

انتقاد حمید رسایی آیفون‌دار از روحانی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انصاف نیوز: «حمید رسایی» نماینده‌ی اصولگرای سابق مجلس که موبایل آمریکایی گرانقیمت «آیفون» او سوژه‌ی رسانه‌ها شده بود، در یادداشتی با عنوان «مانور تجمل» به برقی بودن پلکان هواپیمایی که رییس جمهور به آن سوار شده بود، انتقاد کرد.

به گزارش انصاف نیوز، آقای رسایی نوشته است:

«حسن روحانی، نماد مدیریت اشرافی و رفاه طلبانه است. از نگاه چنین افرادی، معیارهای آبروی مسوولان جمهوری اسلامی، دفتر شیک، ماشین شیک، خانه شیک و … است. این تفکر فرسنگ‌ها با آنچه خمینی (ره) برای آن انقلاب کرد و صدها هزار شهید با خونشان آن را آبیاری کردند، فاصله دارد. پلکان برقی هواپیما با شیشه دودی و چراغ، آخرین دستآورد برجام که در بازگشت از سفر سوچی توسط روحانی رونمایی شد. روحانی به حق، میراث‌دار هاشمی رفسنجانی است.

انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

آیت الله قرهی کجاست؟ [+توضیح مهم]

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


برخی شنیده‌های انصاف نیوز درباره‌ی شخصی به نام «آیت الله روح الله قرهی»، رییس حوزه علمیه امام مهدی (عج) با تداوم تعطیلی کلاس‌های اخلاق و سخنرانی‌های او تقویت شده است؛ از جمله اینکه در حال حاضر لباس روحانیت نمی‌پوشد.

در تیرماه امسال خبرگزاری فارس در خبری کوتاه نوشته بود «آیت‌الله روح‌الله قرهی به علت بیماری دستگاه گوارش و عوارض شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس در بستر بیماری است. عارضه‌ی گوارشی وی که از سال گذشته آغاز شده، همچنان ادامه یافته و اکنون نیز به علت وجود غده در ناحیه شانه تشدید شده است که پزشکان منتظر جواب MRI هستند. جلسات ماه مبارک رمضان گذشته‌ی این استاد اخلاق نیز برگزار نشده است». در حالی که هشت ماه از انتشار این گزارش در خبرگزاری فارس می‌گذرد اما همچنان خبر تازه‌ای از او رسانه‌ای نشده است.

خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، در سال ۹۶ حدود ۳۰ خبر با برچسب آیت الله قرهی منتشر کرده اما امسال حتی یک خبر هم با این برچسب منتشر نکرده است. همچنین خبرگزاری شبستان سال گذشته ۳۴ خبر با همین برچسب منتشر کرده بود اما امسال خبری از او منتشر نکرده است.

خبرنگار انصاف نیوز در این باره چند بار تلاش کرد با حوزه‌ی علمیه‌ی او تماس بگیرد اما هیچکس پاسخگو نبود، به همین دلیل با چند نفر از مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی امام مهدی و نزدیکان یا اعضای حزب جبهه پایداری تماس گرفت تا از صحت و سقم این شایعات باخبر شود، هرچند آن‌ها هم اظهار بی‌اطلاعی کردند. جبهه‌ی پایداری رابطه‌ای نزدیک با آیت الله قرهی داشته است و در همایش‌های خود میزبان او بودند. در مقطعی هم قرار بود که او به همراه آیت لله جنتی و آیت الله مصباح یزدی، عضو شورای فقهی این حزب باشند.

حمید رسایی عضو سابق جبهه پایداری در این‌باره به خبرنگار انصاف نیوز گفت که نه با آقای قرهی ارتباطی دارد و نه هیچگونه خبری از او دارد.

از سوی دیگر مهدی کوچک زاده نماینده‌ی سابق مجلس و عضو جبهه‌ی پایداری نیز درباره‌ی این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.

احمد سالک عضو دیگر این حزب نیز به خبرنگار انصاف نیوز گفت در اینباره هیچگونه خبری ندارد.

همچنین نصرالله پژمان‌فر، عضو این حزب گفت: از این موضوع اطلاعی ندارم و بهتر است درباره‌ی این موضوع از حوزه‌ی علمیه امام مهدی بپرسید.

روح الله حسینیان، عضو دیگر جبهه پایداری هم درباره‌ی صحت و سقم شایعات شنیده شده ابراز بی‌اطلاعی کرد.

آیت الله روح الله قرهی که از سال ۱۳۵۵ تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد، دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ دارد و در تهران به تدریس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌های نیروی انتظامی، علامه طباطبایی، امام صادق و تهران پرداخته است. او از سال ۱۳۸۱ حوزه علمیه امام مهدی را در شهرک حکیمیه تهران راه انداخت.

ویدیوهایی از آیت‌الله قرهی با عناوینی چون «پیش‌بینی آیت الله قرهی قبل از انتخابات ریاست جمهوری» و کلیپ‌های دیگر سیاسی او در فضای مجازی توسط اصولگرایان بازتاب پیدا می‌کرد اما از عجیب‎ترین اظهارات او یکی از سخنانش در درس خارج فقهش بود. سایت تابناک در تاریخ ۱۸ دی ۹۴ نوشت: «سایت فتن به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج) نوشت است سخنان آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر این حوزه علمیه در درس خارج فقه خود با موضوع «فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان» را منتشر کرده که در بخشی از آن آمده: حوادث دیگری هم در شرف وقوع است که لازم است من این نکته را هم در اینجا بیان کنم – که بنا دارم این نکته جدید را چندین مرتبه دیگر هم بیان کنم – و آن، این که بدانید انقلاب اسلامی، نهایتاً تا پنجاه سال عمر می‌کند و بیشتر از این، طول نمی‌کشد».

رسانه‌های اصولگرا در سال‌های اخیر تا ابتدای امسال سخنان او را به صورتی گسترده پوشش می‌دادند.

در نهایت خبرنگار انصاف نیوز نتوانست کسب اطلاع کند که آیا شایعات درباره‌ی آیت الله روح الله قرهی صحت دارد یا خیر؟


تکمیلی در جمعه ۳ اسفند ۹۷:

«غیبت آیت الله قرهی به دلیل بیماری است»
توضیح مدیر پایگاه اطلاع رسانی حوزه امام مهدی ع

مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) درباره‌ی خبر «آیت الله قرهی کجاست؟» گفت: در سال گذشته مشکل شیمیایی آیت الله قرهی بالا گرفت و در بیمارستان بستری شدند. در این میان ستون فقرات ایشان هم مشکل پیدا کرد؛ تا دو ماه بعد از عید در بیمارستان بستری بودند، به خانه منتقل شدند و در استراحت مطلق به سر می‌برند.

علی هادیان وکیل و مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) در گفت‌وگو با خبرنگار انصاف نیوز افزود: آیت الله قرهی در حوزه‌ی امام مهدی (ع) مدرس فقه و اصول بودند. با وجود این همه سابقه‌ی ایشان، بعضی‌ها ذهن‌ها را خراب می‌کنند. الان هم حوزه‌ای دیگر نیست و فقط مسجدی است که بچه‌های حوزه در آن فعالیت می‌کنند.

او درباره‌ی اینکه «جبهه‌ی پایداری را نمی‌توان به حاج آقا نسبت داد»، گفت: در دوره‌ی اولی که احمدی نژاد کاندید شد، آیت الله به خاطر مردمی بودن احمدی نژاد گفت از او حمایت کنیم تا رای بیاورد. حالا شما بعد از ۸ سال از آقای رسایی احوال حاج آقا را می‌گیرید. او یکبار هم پای خود را در حوزه نگذاشته است و معلوم است که خبر ندارد.


توضیح در ساعت ۱:۲۶ بعدازظهر جمعه:

با عرض پوزش از مخاطبان، بخشی از گفت‌وگو با آقای هادیان درباره‌ی عناوین شایعات انتسابی پس از انتشار به درخواست ایشان تغییر داده شد. فایل صوتی گفت‌وگو در انصاف نیوز موجود است.

انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

قاسم سلیمانی: ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را خواهد گرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در یک سخنرانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان گفت و آن را عاملی برای “از هم پاشاندن پاکستان” دانست. او تاکید کرد ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را از عاملان آن می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز پنج‌شنبه دوم اسفند (۲۱ فوریه) در یک سخنرانی در بابل گفت: «جمهوری اسلامی انتقام خود را از مزدوران حادثه خونین در زاهدان خواهد گرفت و حتما این گروه خبیث را در هر نقطه‌ای از کره خاکی بیابیم حمله خواهیم کرد.»

اشاره او به حمله اخیر به اتوبوس نیروهای سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان بود که گروه جیش‌العدل مسئولیت آن را بر عهده گرفت.

او خطاب به پاکستان گفت: «ما تصور می‌کردیم پاکستان، ایران را عمق استراتژی خود قرار داده و عمق استراتژی پاکستان، جمهوری اسلامی است. در دیدارها با مقامات این کشور همواره تاکید کردیم که به پاکستان و نقش پاکستان در منطقه کمک کنیم و از دولت پاکستان سئوال داریم که این تذهبون به کجا می‌روید. همسایه کناری شما هند امسال مرکز انفجاری کشور خود را پاکستان می‌دهد و مهم‌ترین معضل ناامنی افغانستان، پاکستان است. آیا امروز نوبت ایران رسیده است.»

قاسم سلیمانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان سخن گفت که به گفته او هدفش “از هم پاشاندن پاکستان” است. او تاکید کرد: «دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهند که با چند میلیارد دلار دولت آدم‌کش سعودی که با شدت خباثت یک انسان را سوزانده، با پول خود بخواهد پاکستان را با همسایگان خود درگیر کند. پاکستان کشور دوست ماست و کسی نباید ایران را امتحان کند.»

روز ۲۴ بهمن و در جریان حمله به اتوبوس کارکنان سپاه پاسداران در مسیر خاش به زاهدان ۲۷ تن از سرنشینان اتوبوس کشته شدند. مسئولیت این حمله را گروه جیش‌العدل بر عهده گرفت. پس از چند روز حکومت ایران اعلام کرد که عامل حمله فردی اهل پاکستان به نام حافظ محمدعلی بوده است.

No responses yet

Feb 22 2019

راکد شدن بازارهای ایران در سایه نوسانات شدید بهای دلار و طلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: رسانه‌های ایران از افزایش مجدد بهای دلار و سکه در بازارها خبر داده‌اند. گفته می‌شود که بهای سکه افزایش عجیبی داشته است. از سوی دیگر، خرید و فروش ارز و سکه به حالت راکد درآمده است. نگاهی به هفته پرتلاطم بازارهای ایران.

افزایش بهای سکه و همچنین بهای دلار و سایر ارزهای خارجی در بازار ایران، بار دیگر به نگرانی‌های برخاسته از نوسانات کنترل نشده بازارهای ایران دامن زده است.

سایت “خبرآنلاین” روز دوم اسفند (۲۱ فوریه) درباره افزایش بهای دلار و سکه در بازارهای داخلی ایران نوشت: «بازارهای ایران هفته پرتلاطمی را پشت سر گذاشتند. رشد قیمت ارز در کنار افزایش عجیب قیمت سکه، زمینه را برای توقف معاملات در بازارها ایجاد کرد.»

پرسشی که ذهن مردم و همچنین مسئولان را به خود جلب کرده است این است که آیا تلاطم هفته جاری ادامه خواهد یافت یا دولت و بانک مرکزی قادر به کنترل و مهار نوسانات می‌شوند.

برخی از نمایندگان اصول‌گرا نیز از فرصت پیش‌آمده بهره گرفته و مجددا علیه پیوستن ایران به FATF (گروه ویژه اقدام مالی) سخن گفته‌اند.

توضیحات رئیس کل بانک مرکزی در مورد نوسانات بازار ارز در روزهای اخیر pic.twitter.com/iG2Img8kcQ

— پاد (@PadDolat) February 21, 2019

به عنوان نمونه، محمد دهقان، نایب رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی در مجلس شورای اسلامی گفته است: «کدام آدم عاقلی در حالی که کشور مشکلات ارزی دارد واردات دلار را ممنوع می‌کند؟»

این نماینده اصول‌گرا مدعی شده است که اجرای الزامات FATF باعث آن شده بود که بهای دلار در بازارهای داخل کشور به ۱۹ هزار تومان برسد.

کارشناسان مسائل اقتصادی ایران بارها به زیان‌های ناشی از عدم پیوستن ایران به گروه ویژه اقدام مالی سخن گفته‌اند. از جمله زیان‌های ناشی از این سیاست می‌توان به دشواری‌های بهره گرفتن از راهکار مالی اروپا، اینس‌تکس اشاره کرد.

راکد شدن بازار

“خبرآنلاین” در گزارشی که از معاملات سکه و ارز در میدان فردوسی و سبزه‌میدان منتشر کرده خبر از توقف کامل خرید و فروش سکه و ارز داده است. خبرنگار این سایت در این باره نوشته است: «حجم معاملات سکه در بازار به صفر رسیده است و کمتر کسی حاضر به خرید و فروش سکه و طلاست.»

بهای سکه روز چهارشنبه یک اسفند از مرز چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عبور کرد. فاصله بهای خرید و فروش سکه در همان روز بین یکصد هزار تومان تا یکصد و هشتاد هزار تومان نوسان داشت.

ابراهیم محمدولی، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران درباره رکود حاکم بر خرید و فروش سکه به خبرنگار سایت یاد شده گفته است: «با این قیمت‌ها کمتر کسی ریسک خرید و فروش را به جان می‌خرد.»

بهای دلار نیز از مرز ۱۳ هزار تومان گذشته و بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان خرید و فروش می‌شود. جو حاکم بر بازارهای سکه و ارز حکایت از نگرانی از بالا رفتن مجدد بهای دلار و طلا دارد.

خبرنگار “خبرآنلاین” درباره نحوه عملکرد صرافی‌ها نوشته است: «وقتی [دلالان] با سئوالی در خصوص قیمت دلار روبرو می‌شدند، ابتدا تلفنی استعلام می‌کردند و بعد قیمتی بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان را می‌گفتند. اما تاکید داشتند این قیمت فعلی است و اگر بخواهید یک ساعت دیگر برگردید، بی‌تردید قیمت‌ها بالا خواهد رفت.»

Iran iranische Währung Rial und Dollar (tejaratnews)

روند صعودی نرخ تورم

از سوی دیگر بر اساس آمار رسمی که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده است نرخ تورم در ماه بهمن سال جاری در بازه زمانی ۱۲ ماهه به ۲۴ درصد رسیده است.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران “ایرنا” روز پنجشنبه دوم اسفند به نقل از مرکز آمار ایران نرخ تورم ماه بهمن را در قیاس با ماه پیش از آن حدود سه درصد اعلام کرد.

مرکز آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران، بیشترین میزان تورم سال گذشته را در بخش “خوارکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات” اعلام کرده‌است.

بر اساس خبر منتشر شده از سوی “ایرنا”، بهای کالاهای گروه یاد شده در بهمن سال جاری در قیاس با بهمن سال گذشته، رشدی بیش از ۶۴ درصد داشته است. همین گزارش حاکی از آن است که بهای “کالاهای غیرخوراکی” در بازه زمانی یاد شده رشدی در حدود ۳۳ درصد داشته است.

تحلیل رئیس کل بانک مرکزی ایران

در این میان رئیس کل بانک مرکزی ایران هم ضمن تایید افزایش قیمت دلار، مصوبه دولت در آزادی ورود کالا از مرزها را عامل این افزایش دانسته است. او در اینستاگرام خود نوشته است: «یک دلیل برمی‌گردد به مصوبه آزادی ورود ده‌ها قلم کالا از طریق مرزنشینان و ملوانان. در شرایط تحریم و محدودیت های ارزی، این دسته از تصمیمات، واردات اجناس غیر ضرور در موقعیت زمانی تحریم را افزایش داده و قطعا موجب افزایش تقاضای ارز در سلیمانیه، دبی و هرات…. و متعاقب آن در بازار ایران شده است.»

همتی وضعیت روانی ناشی از عدم تصویب لوایح مربوط به FATF و ابهام در مورد تمدید تصمیم اجلاس جاری این گروه در مورد حذف یا واردکردن ایران به فهرست سیاه را نیز بی‌تاثیر ندانسته است، هر چند که پیش‌بینی کرده دوباره ایران از خطر ورود به فهرست سیاه تا اطلاع ثانوی در امان بماند.

از هیئت محترم وزیران با فوریت، تجدید نظر در این مصوبه را خواهم خواست. باید روش دیگری برای این کار یافت.

امروز ثبات بازار ارز برای کشور امری بسیار ضروری است. البته عامل مهم روانی اجلاس هم مزید بر علت شده است. که البته، اطلاعات دریافتی حاکی است در این مقطع نیز احتمال تمدید تعلیق زیاد است.

No responses yet

Feb 21 2019

وقتی که ترویج زورکی حجاب خطرناک می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر


گویانیوز: در برابر گشت ارشاد تا کنون شاهد دو نوع واکنش از سوی مردم بوده ایم:

1 – برای سال های متمادی، زنان و دخترانی که از نظر مأموران بدحجاب شناخته می شدند و توسط گشت های ارشاد جلب می شدند، به حکم پلیس تمکین می کردند. مردم نیز صرفاً نظاره گر بودند.

2 – گزارش های متعددی وجود دارد که در سال های اخیر تعداد زیادی از زنان و دختران از دستور پلیس برای سوار شدن بر ون های گشت ارشاد امتناع کرده و حتی گاه کار به نزاع و داد و فریاد هم کشیده شده است. با این حال در اغلب موارد مردم از کنار ماجرا عبور کرده اند.

اما آنچه اخیراً در نارمک (شرق تهران) رخ داده، هشداری است مبنی بر این که ماجرای گشت ارشاد وارد فاز جدیدی شده یا در آستانه آن قرار دارد و آن، مداخله مردم است.

روایت پلیس از این ماجرا را بخوانید:

«ماموران گشت امنیت اخلاقی به 2 خانم جوان که پوشش و حجاب مناسبی نداشتند تذکر دادند که بعد از چند دقیقه تعدادی از شهروندان دور آنان جمع شدند تا مانع انتقال آن 2 خانم شوند. در این میان چند جوان در کار پلیس اخلال ایجاد کردند و ماموران نیز برای متفرق کردن افراد، مجبور به شلیک هوایی شدند. در این ماجرا درِ خودروی ون از جا کنده شد و نهایتاً با پیاده شدن دو خانم از خودرو، مردم نیز متفرق شدند و موضوع خاتمه پیدا کرد.»

پیشتر نیز نوشتیم و اکنون نیز تأکید می کنیم که اصل حجاب به عنوان دستوری شرعی از ضروریات دین است اما معطل گذاشتن ظرفیت های فرهنگی و دینی برای کار فکری و فرهنگی و واگذاشتن امور به قوه قهریه پلیس، نه تنها نمی تواند مروج احکام دین و از جمله حجاب باشد بلکه موجد بدبینی و موجب نقض غرض خواهد بود.

آزموده را آزمودن خطاست؛ هم اکنون قریب به 40 سال است که روش های پلیسی برای گسترش حجاب در جامعه پیگیری می شود ولی انصاف بداریم که با این روش ها، آیا وضع حجاب بهتر شده یا بدتر؟

و اساساً ترویج حجاب به عنوان یک امر دینی وظیفه روحانیون و نهادهای فرهنگی است یا درجه داران و افسران پلیس؟!

اما گذشته از تکرار مکررات، آنچه در ماجرای نارمک هشدار دهنده است این که ممکن است اتفاقات مشابه باز هم رخ دهد و مشکلات بزرگ تری از چند تار مو یا لباس خانم ها برای نظام ایجاد کند.

این که مردم به پلیس حمله کنند و در روز روشن درِ خودروی پلیس را از جا بکَنند و پلیس هم مجبور باشد شلیک هوایی کند، اول از همه برای اقتدار پلیس خوب نیست، پلیسی که در کنار نقدهایی که به آن داریم منصفانه باید گفت برای امنیت شهرها، روستاها و جاده هایمان بسیار تلاش می کند و شکست اقتدارش یعنی تزلزل امنیت مردم. بنابر این نباید زمینه تکرار ماجرای نارمک همچنان فراهم باشد.

راستی اگر پلیس همچنان بخواهد به روش ناموفق گشت ارشاد، ادامه دهد و مردم نیز ماجرای نارمک را تکرار کنند، چه پایانی بر این قضایا متصور خواهد بود؟

نکته اینجاست که مردم به ستوه آمده از فشارهای اقتصادی ممکن است نه بر سر مسأله حجاب که به خاطر فشارهای معیشتی بخواهند خشم و اعتراض خود را بر سر گشت ارشاد و ون پلیس خالی کنند و ای بسا کار به جاهای باریک بکشد. فراموش نکنیم که بهار عربی در تونس زمانی آغاز شد که مأموران شهرداری “سیدی بوزید” – یکی از شهرهای کوچک و کم برخوردار تونس – کوشیدند بساط یک دستفروش به نام “بوعزیزی” را جمع کنند و او خود را به آتش کشید و مردم خشمگین شدند و … .

به نظر می رسد هم از منظر امنیتی و هم از نظر روشی، زمان آن رسیده است که تجدید نظر اساسی در زمینه گشت ارشاد صورت گیرد و اگر قرار است اشخاص حقیقی و حقوقی در این زمینه پاسخگو باشند، این نهادهای دینی و فرهنگی اند که با آن همه بودجه و وظیفه ذاتی که دارند باید پاسخ عملکردشان را بدهند نه این که پلیس با آن همه وظیفه دیگر – از مرزبانی و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا دستگیری سارقان و برخورد با اوباش – درگیر این موضوع هم باشد و بر نارضایتی ها بیفزاید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .