اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jul 26 2013

هرانا؛ محکومیت ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان گناوه برای یکی از کاربران فیسبوک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

خبرگزاری هرانا: محمد (کوروش) نصیری به جرم فعالیت در یک صفحه فیسبوکی بنام “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” به ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان بندر گناوه محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود، به اتهام “توهین به مقدسات، افساد فی الارض، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه برانداز” به این حکم سنگین محکوم شده است.

محمد نصیری در نیمه شب چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش بازداشت شده است.

یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: “مامورین امنیتی بدون نشان دادن کارت شناسایی و حکم قضایی بداخل منزل ریخته و همه ساکنان منزل از جمله برادر کوروش و همسر برادرش را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. مامورین هنگام ورود به منزل، کوروش را با چوب و دیلم کتک زدند. سپس کیسه برسرش کشیدند و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل نمودند. با وجودی که کوروش از ناحیه‌ی پاها و بیضه‌ها بشدت آسیب دیده بود، پزشک ۲۰۹ حاضر به مستند کردن آثار ضرب و شتم نمی‌شود. وی یکبار هم در هواخوری بند ۲۰۹ توسط یکی از مامورین این بند به نام (مظفر تهرانی) مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است. کوروش که پس از ۲ روز تفهیم اتهام شده بود، در بازجویی ها برای کسب اقرار مورد ضرب و شتم قرار گرفت و حتی وی را تهدید کردند که خواهرش را مورد تجاوز قرار می‌دهند. مامورین کوروش را ۳۱ روز در سلول انفرادی نگهداشته و وی را فریب دادند که در صورتی که مصاحبه تلویزیونی انجام دهد آزاد خواهد شد.”

No responses yet

Jul 24 2013

گزارشگران بدون مرز: جامعه جهانی برای تامین امنیت روزنامه‌نگاران ایرانی اقدام کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک سازمان بین‌المللی مدافع حقوق و امنیت رسانه‌ای با اشاره به تهدید‌ها علیه روزنامه‌نگاران مقیم خارج از ایران و همچنین بازداشت روزنامه‌نگاران در داخل کشور، خواستار اقدام جامعه جهانی و اتحادیه اروپا برای تامین آزادی و امنیت روزنامه‌نگاران ایرانی شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه روز اول مرداد، ۲۳ ژوئیه، درباره وضعیت روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده فریبا پژوه و محمد چراغی و همچنین مادر فرهاد نوری، روزنامه‌نگار وبسایت “مجذوبان نور”، ابراز نگرانی شده است.

این سازمان مدافع آزادی بیان می‌گوید در سال جاری میلادی، یعنی در ۷ ماه گذشته، “بیش از ۷۰ مورد تهدید” علیه روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران ایرانی مستقر در خارج از کشور را ثبت کرده است.

این سازمان اشاره کرده است که شماری از خانواده‌های روزنامه‌نگاران مقیم خارج از ایران، احضار و بازجویی شده‌اند و یا با تماس تلفنی و پیامک مورد آزار بوده‌اند.

گزارشگران بدون مرز از کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواسته است “در برابر اقدام‌های عامدانه جمهوری اسلامی ایران در نقض قوانین بین‌المللی، موضعی قاطعانه‌ اتخاذ کند.”
نگرانی درباره دو روزنامه‌نگار و مادر یک روزنامه‌نگار

در این بیانیه درباره وضعیت فریبا پژوه، روزنامه‌نگار روزنامه‌های چاپ داخل ایران و همکار سابق رادیو بین‌المللی فرانسه ابراز نگرانی کرده است.

گزارشگران بدون مرز می‌گوید این روزنامه‌نگار که از ۱۹ تیرماه بازداشت شده، در سلول‌های بند امنیتی ۲۰۹ تحت نظر وزارت اطلاعات نگه داشته می‌شود.

شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در این باره گفته که خانم پژوه “بدون هیچ دلیل خاصی و صرفا به دستور بازجوی امنیتی بازداشت و روانه زندان انفرادی شده است”.

به گفته این وکیل مدافع، “عدم استقلال قوه قضاییه موجب گردیده که قضات دادسرا و دادگاه‌های انقلاب طبق خواسته‌های مامورین امنیتی عمل کنند.”

طبق بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز، فرزانه نوری، مادر فرهاد نوری، روزنامه‌نگار وبسایت “مجذوبان نور”، به دو سال حبس تعزیری محکوم شده در حالی که بازجویی‌‌ها از او “بیش از هر اتهامی علیه خود او، در باره فعالیت‌های پسرش بود.” فرهاد نوری در حال حاضر خارج از کشور به سر می‌برد.

این سازمان مستقر در پاریس همچنین درباره وضعیت محمد چراغی، مستندساز و خبرنگار سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ابراز نگرانی کرده که پس از احضار به وزارت اطلاعات در ٣٠ تیرماه امسال بازداشت شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید این بازداشت “به خاطر فعالیت‌های اطلاع‌رسانی در جریان انتخابات خرداد ماه بوده است”.

این سازمان در بیانیه خود گفته است که اطلاعی از محل نگهداری آقای چراغی در دست نیست.

اعضای خانواده کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی نیز در معرض فشار و تهدید نیروهای امنیتی ایران قرار داشته‌اند و برخورد با آنان، واکنش نهادهای بین‌المللی را به دنبال داشته است.

No responses yet

Jul 24 2013

افشاگری روزنامه نزدیک به قالیباف درباره یونسی: او از عوامل اعدام‌های ۶۲ بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: روزنامه‌ی «تهران امروز» وابسته به محمد باقر قالیباف، شهردار تهران فاش کرد که علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی یکی از عوامل اعدام‌های سال ۱۳۶۲ در ایران بوده است.

به نوشته‌ی این روزنامه [2]یونسی که یکی از کاندیداهای احتمالی کابینه‌ی حسن روحانی است در سال ۱۳۶۲ رییس یکی از شعب دادگاه نظامی بوده و طی آن ده‌ها حکم اعدام صادر کرده است.

آن‌طور که «تهران امروز» نوشته است٬ علی یونسی در این سال بیش از ۱۰۰ عضو حزب توده و ۳۰ نفر از اعضای سازمان فدائیان را محاکمه و به اعدام محکوم کرده بود.

«تهران امروز» در ادامه یونسی را وابسته به اردوگاه محافظه‌کاران معرفی کرده که پس از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ به اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر شده است.

این روزنامه همچنین اضافه کرده که نمایندگان مجلس به شدت مخالف بازگشت دوباره وی به وزارت اطلاعات و تصدی وزارت کشور هستند.

گفتنی است هنوز علی یونسی درباره‌ی این گزارش واکنشی نشان نداده است، اما به نظر می‌رسد این افشاگری‌ها در راستای انتخاب وزرا برای کابینه باشد. آن‌طور که چندی قبل وب‌سایت «ملی مذهبی» نوشته بود آیت‌الله خامنه‌ای با پیشنهاد روحانی برای انتخاب علی یونسی برای وزارت اطلاعات مخالفت کرده و شفیعی را پیشنهاد داده است. از سوی دیگر تیم قالیباف درصدد است که مصطفی پورمحمدی، عضو هیات مرگ در سال ۶۷ را به‌عنوان وزیر اطلاعات به کابینه یازدهم تحمیل کند.

شایان ذکر است که علی یونسی، رییس پیشین سازمان قضایی نیروهای مسلح بود که با استعفای دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی به‌دلیل قتل‌های زنجیره‌ای، وی به سمت وزیر اطلاعات منصوب شد.

No responses yet

Jul 23 2013

اژه‌ای: اگر معترضان به کشور بازگردند تحت تعقیب قرار می‌گیرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه و دادستان کل کشور روز دوشنبه ۳۱ تیرماه اظهار داشت کسانی که در ارتباط با حوادث سال ۸۸ از کشور خارج شده‌اند، ممنوع‌الورود نیستند اما به محض ورود به کشور تحت تعقیب قضایی قرار خواهند گرفت.

به گزارش مهر، محسنی اژه‌ای در کنفرانس خبری خود در پاسخ به خبرنگاری که نظر وی را درباره احتمال بازگشت افرادی که پس از رویدادهای ۸۸ از کشور خارج شده‌اند، پرسیده بود، گفت: «افرادی که در داخل کشور مرتکب جرم شده و از ایران خارج شده‌اند و یا در خارج از کشور بر علیه ایران مرتکب جرم شده باشند و همچنین غیرایرانیانی که در داخل یا خارج از کشور مرتکب جرم علیه ایران شده باشند در داخل کشور قابل تعقیب می‌باشند.»

محسنی اژه‌ای گفت: «ما کسی که مرتکب جرم شده باشد را ممنوع‌الورود نمی‌کنیم اما احتمال دارد کسی که مرتکب جرم شده باشد ممنوع‌الخروج شود. این افراد پس از ورود به کشور دستگیر می‌شوند.»

سخنگوی قوه قضاییه تصریح کرد: «افرادی که در فتنه سال ۸۸ به مردم و نظام ظلم وارد کردند پس از بازگشت به ایران تحت تعقیب قرار می‌گیرند. همچنین احزابی که از سوی دادگاه یا مقامات مربوطه منحل شوند دیگر اجازه فعالیت نداشته و افرادی که تحت عنوان این احزاب فعالیت کنند تحت تعقیب قرار می‌گیرند.»

پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد و به ویژه پس از انتخابات سال ۸۸ که با اعتراض‌های میلیونی به نتایج همراه شد، صدها تن از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و معترضان، محاکمه و زندانی شدند. از این میان بسیاری به خاطر فشارهای وارد شده، راه ترک ایران را در پیش گرفتند. با این حال با به پیروزی رسیدن حسن روحانی که مورد حمایت اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بود، در برخی محافل زمزمه‌های بازگشت برخی از فعالان سیاسی، شنیده شده است.

در همین حال حسن روحانی رئیس جمهور منتخب روز ۲۵ تیرماه نیز خواستار کنار گذاشتن اختلافات و تسهیل بازگشت خارج‌رفته‌ها شد.

روحانی با بیان‌ اینکه «ممکن است از همه ما خطایی سر زده باشد»، گفت: «گاهی شاهدیم که وقتی فردی می‌گوید طرفدار نظام و ولایت فقیه است عده‌ای به زور می‌‌گویند که تو این‌طور نیستی اما چرا این کار اتفاق می‌افتد در حالی که باید زمینه را برای اتحاد و وحدت آماده کنیم.»

رئیس جمهور منتخب تصریح کرد: « … باید کمک کنیم از مشکلات و اختلافات عبور کنیم و مشکل را افزون نکنیم یعنی آنها که آماده بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم چون توبه برای همه است.»

در شبکه‌های اجتماعی استفاده حسن روحانی از عبارت «توبه» برای معترضان و کسانی که به خاطر فشارهای امنیتی و سیاسی مجبور به ترک ایران شده‌اند، با واکنش‌های منفی مواجه شده است.

در همین حال به تازگی باشگاه خبرنگاران جوان، با ساختن برنامه‌هایی درباره شماری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی که به خارج رفته‌اند، آنها را «خائن» و اهل «فتنه» عنوان کرده‌ است.

No responses yet

Jul 21 2013

۴۱ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به رییس قوه قضاییه به آنچه که “یورش ماموران” خواندند، اعتراض کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ۴۱ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه‌ای به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه ، به آنچه که آن را”یورش ۱۵۰ تن از ماموران و گاردهای زندان” در پنجشنبه گذشته نامیده‌اند، اعتراض کردند .

سایت کلمه – نزدیک به میر حسین موسوی- گزارش داد که در این نامه به “بازرسی غیر عادی زندانیان و نیز هتک حرمت قرآن” از سوی ماموران اعتراض شده است .

امضا کنندگان نامه خواستار تعیین هیاتی بی‌طرف از سوی رییس قوه قضاییه برای رسیدگی به این موضوع شده‌اند .

سایت کلمه می گوید بند ۳۵۰ زندان اوین هفته گذشته شاهد اعتراض زندانیان به تبعید علی ناظری فعال سیاسی محبوس در این بند به زندان زابل بود . بنابر این گزارش،این اعتراضات باعث انتقال شش تن از زندانیان به انفرادی و هجوم ماموران به بند ۳۵۰ به بهانه بازرسی شد.

No responses yet

Jul 21 2013

پدری دخترش را به خاطر «شماره‌ی ناشناس» موبایل کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: روز دوشنبه کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر، محکوم خواهد شد.» پدر زهرا هم باید دیه را ورثه، از جمله خودش پرداخت کند…

گزارشی از سوی یک هم‌استانی در شهر «نافچ» در استان چهارمحال و بختیاری به دستم رسیده است؛ روایتی از قتل فجیع و دردناک دختر به دست پدر، برخاسته از یک داوری نادرست و شتابزده و به دنبال آن، اقدامی جنون‌آمیز و به دور از فکر و اندیشه؛ من، با توجه به اینکه زادگاهم در استان چهارمحال و بختیاری است، شهر کوچک «نافچ» و وضعیت فرهنگی و مذهبی آن را به‌خوبی می‌شناسم و بارها به آنجا رفته‌ام؛ مردمانی پاک و ساده‌دل، بی‌ریا و…؛ اما به ناگاه، فردی ناآگاه، با نگاهی برخاسته از تعصب کور و ایدئولوژیک و نشأت‌گرفته از باورها و تلقین‌های سراسر نادرست، به نام غیرت، با دختر، خانواده، خود و احساسات پاک شهر خود چنین می‌کند؛ ای کاش جمهوری اسلامی این‌چنین مفاهیم را تهی از محتوا و دارای معنای منفی نمی‌کرد! ای کاش…!

بر اساس این گزارش، روز دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۲ شهر کوچک «نافچ» واقع در ۲۰ کیلومتری شهرکرد، مردی ۴۹ ساله، کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

به گواهی یکی از همسایگان، ساعت ۲ بعدازظهر حسینعلی وارد خانه می‌شود و می‌بیند دخترش در حیاط خانه مشغول صحبت با مویایل است؛ او اصلاً برای فرزندانش موبایل نمی‌خرید، فقط این گوشی را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند. او از دختر می‌پرسد:«با کی صحبت می‌کنی؟! دخترک جواب می‌دهد: فریبا یکی از همکلاسی‌هایم.»

بعد از آن، حسینعلی، گوشی را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را می‌گیرد؛ پسری پشت خط جواب می‌دهد؛ مرد بدون لحظه‌ای تأمل، گوشی را به دیوار می‌زند و با چوب، به جان زهرا، دختر ۱۸ ساله خود، می‌افتد، به گفته پزشکی قانونی، ۵ ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونریزی مغزی و مرگ او بوده است. مادر زهرا و برادران کوچکش وقتی عصبانیت پدر و ضربات چوب را می‌بینند که به سر زهرا می‌خورد، شروع به فریاد و کمک‌خواهی از همسایگان می‌کنند؛ دقایقی نگذشته که همسایه وارد خانه شده و حسینعلی را از پیکر بیجان دختر دور می‌کند.

گوشی موبایل کمی آن‌طرف‌تر افتاده است، به خاطر اینکه به دار قالی برخورد کرده بود صدمه‌ای ندیده و مرتب زنگ می‌خورد. همه دور زهرا جمع شده‌اند و می‌بینند خون همه صورتش را گرفته؛ او را به بهداری شهر می‌رسانند، به محض رسیدن، به اتاق احیا برده می‌شود و پزشکان مرگ را ثبت می‌کنند.

او نمی‌دانست آخرین شماره گرفته شده مربوط به خانه برادرزنش بوده و نیم ساعت قبل از زهرا، همسر حسینعلی با برادرش تلفنی صحبت کرده بود. او نمی‌دانست این زهرا نبوده که به فریبا زنگ زده، بلکه فریبا بوده که به موبایل زنگ زده بود و با زهرا صحبت می‌کرد. در لحظه مرگ زهرا، دایی او مرتب به موبایل زنگ می‌زد تا بپرسد چه کسی شماره او را گرفته و سریعاً قطع کرده.

…

زهرا امشب در کنار خانواده‌اش نیست، مادر او هنوز بی‌هوش است و در بیمارستان با داروهای آرام‌بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نمی‌دانم با خود چه می‌گوید.

No responses yet

Jul 18 2013

بحران خانه سینما؛ خبر برکناری شمقدری تکذیب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیو زمانه: پس از آنکه روزنامه شهروند، چاپ تهران در صفحه نخست‌اش به نقل از “یک مقام عالی‌رتبه” از برکناری جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی ایران به دلیل مقاومت در برابر خواست سینماگران ایران نسبت به بازگشایی خانه سینما و همچنین اقدامات خودسرانه، خبر داده بود، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر برکناری شمقدری از معاونت سینمایی را تکذیب کرد.

تجمع روز گذشته سینماگران ایران در مقابل ساختمان خانه سینما

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محمد حسینی، وزیر ارشاد در حاشیه جلسه هیأت دولت در پاسخ به خبرنگار ایسنا در مورد خبرهای منتشر شده در برخی از روزنامه‌ها در مورد برکناری شمقدری از معاونت سینمایی، گفت: چنین موضوعی صحت ندارد.

وی همچنین در مورد بحث پلمپ خانه سینما و مطالبی که در ارتباط با آن در روزهای گذشته مطرح شده، گفت: “دوستان سینمایی در حال پیگیری این موضوع هستند.”

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از ارائه توضیحات بیشتر درباره این موضوع خودداری کرد.

محمود احمدی‌نژاد: پلمپ خانه سینما کار غلطی بود و ان‌شاءالله خانه سینما باز می‌شود.

محمود احمدی‌نژاد هم پس از برگزاری جلسه هیأت دولت گفت: “پلمپ خانه سینما کار غلطی بود و ان‌شاءالله خانه سینما باز می‌شود.”

جواد شمقدری هم در واکنش به خبر عزل‌اش از سازمان سینمایی گفت: “این خبر منطقی نیست و بعید می‌دانم در کمتر از یک ماه باقی‌مانده از عمر حضورم در سازمان سینمایی چنین اتفاقی بیفتد.”

او در واکنش به انتشار خبر عزل‌اش در روزنامه شهروند گفت: “خودشان می‌نویسند و خودشان هم جواب دهند و اگر آن‌ها نزدیک‌تر از من به دولت هستند، بگویند. تاکنون خود من چیزی در این مورد نشنیدم و در پایان عمر دولت چنین چیزی معنی ندارد. شاید چنین نشریاتی می‌خواهند از این طریق مطرح شوند.”

عزت‌الله انتظامی، بازیگر سینمای ایران، امروز در یادداشتی که در روزنامه شرق منتشر شد از پلمپ خانه سینما انتقاد کرد و نوشت: ” همه مشاغل در کشورها دارای سندیکا و اتحادیه‌اند و به فکر پیشرفت صنوف‌شان هستند. اصلا اتحادیه و صنف، نشان پیشرفت و تحول در جامعه مدنی است. آیا انحلال این خانه عظیم و بزرگ جلوه‌دادن برادر ناتنی کوچک، در مقابل برادر بزرگ‌تر که حق برادری هم دارد نشان از تحول است؟”

انتظامی افزود: “من به‌عنوان یکی از خادمان سینمای ایران و به‌عنوان سپیدموی هنر شریف و فاخر سینما، از فرزندان با عقل و درایت خودم انتظار دارم، با تعامل، همفکری و دوستی هنرمندانه و به دور از اختلافات و سلیقه‌های شخصی این مشکل را حل کنند و برای ما قوم و خویش درست نکنند.”

پس از پلمپ درِ ساختمان خانه سینما در شامگاه ۲۴ تیر ماه، گروهی از سینماگران ایران در مقابل خانه سینما تجمع کردند.

تجمع روز گذشته سینماگران ایران در مقابل ساختمان خانه سینما

به گزارش منابع خبری ایران، شامگاه ۲۴ تیر ماه به این دلیل که باید خانه سینما در اختیار “خانه اصناف سینمای ایران” قرار گیرد، وزارت ارشاد، درِ خانه سینما را پلمپ کرد.

“خانه اصناف سینمای ایران” که با نام “خانه سینما ۲” فعالیت خود را آغاز کرده، به تازگی مجمع عمومی خود را برگزار کرده و از سوی وزارت ارشاد نیز به رسمیت شناخته شده است.

“خانه اصناف سینمای ایران”، نهاد تازه تأسیس شده مورد حمایت وزارت ارشاد خانه سینما را جزو اموال خود می‌داند. این گروه مدعی است بر اساس اساسنامه خانه سینما باید اموال و ساختمان آن در اختیار این نهاد قرار گیرد.

در پی این رویداد، اهالی خانه سینما یک تجمع اعتراضی مقابل ساختمان این نهاد صنفی در خیابان سمنان تهران برگزار کردند که در ‌‌نهایت و با توافق با نیروی انتظامی به پایان رسید.

فرهاد توحیدی، رئیس هیأت مدیره خانه سینما گفته بود که با سعید منتظرالمهدی، معاون اجتماعی نیروی انتظامی تلفنی تماس گرفته و وی گفته است تا ۴۸ ساعت آینده هیچ کس حق تصرف خانه سینما را ندارد و از این لحظه به بعد خانه سینما تحت حفاظت پلیس است.

شورای مرکزی اصناف خانه سینما پس از این ماجرا با انتشار بیانیه‌ای ضمن حمایت از هیأت مدیره خانه سینما در مورد مهلت ۴۸ ساعته برای حل موضوع نوشت: “این فرصت علی‌رغم همه صداقت‌ها از سوی اهالی سینما و سوءاستفاده‌ها از سوی مدیران سینمای کشور که به‌وضوح و حسب سوابق و اسناد موجود تاکنون بر ما ثابت گردیده است، قطعا آخرین فرصت برای حل مشکل خواهد بود.”

عزت‌الله انتظامی: به دور از اختلافات و سلیقه‌های شخصی این مشکل را حل کنند و برای ما قوم و خویش درست نکنند

هیأت مدیره و مدیرعامل خانه‌ سینما نیز نامه‌ای خطاب به مسئولان نوشتند. در این نامه آمده است: “در کشوری که از صدر تا ذیل آن سخن از رعایت قانون می‌گویند چه ضرورت و یا چه توجیهی وجود داشته که در نیمه شب و خارج از وقت اداری، عده‌ای به نام حراست ارشاد به درون خانه سینما بریزند و در اقدامی غیرمعقول و غیرقانونی و حتی خلاف عرف رویه‌های انتظامی و قضائی به چنین عملی مبادرت کنند.”

هیأت مدیره و مدیرعامل خانه‌ سینما هشدار دادند که “تا دیر نشده و این بحران چند ساله، به وضعیت بدتری نرسیده، حل مشکل را عاقلانه تدبیر کنند.”

در همین حال جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی، روز گذشته در نشست رسانه‌ای خود در محل وزارت ارشاد، با بیان این‌که “طبق ضوابط و مقررات قانونی، خانه‌ سینما تعطیل دائم شد”، ‌ افزود: “این تعطیلی تا این لحظه به قوت خودش باقی است، به معنای این است که تشکیلاتی به نام خانه‌ سینما نداریم.”

شمقدری ضمن آن‌که نمایندگان خانه سینما را به عمل نکردن مصوبات نشست‌های مشترک قبلی متهم ساخت، گفت حق بازگشایی خانه سینما در اختیار وزارت ارشاد است و قرار شد این حق به هیأت مدیره‌ جدید واگذار شود.

به‌گفته وی “برای این‌که طرفین سرخود وارد ساختمان خانه‌ سینما نشوند، وزارت ارشاد آن‌جا را پلمپ کرد.”

سینماگرانی که تجمع اعتراضی برگزار کرده بودند اعلام کردند که اگر طی ۴۸ ساعت مشکلات حل نشد تمامی اهالی خانه سینما پنج‌شنبه ساعت هشت صبح دوباره در کوچه سمنان تجمع کنند.

پیش از این وقایع، جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی کشور اعلام کرده بود که با محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران بر سر بازگشایی خانه سینما تفاهمی به‌وجود آمده، اما در همان حال بلافاصله اختلافات تازه‌ای بین سازمان سینمایی و خانه سینما بر سر اساسنامه‌ خانه سینما و تفاهم‌نامه بین سازمان سینمایی و خانه سینما به وجود آمد. چنین بود که محمود احمدی‌نژاد، ۱۶ تیر ماه در نامه‌ای به رییس سازمان سینمایی کشور بر بازگشایی خانه سینما تأکید کرد.

احمدی‌نژاد در این نامه نوشته بود: “وجود یک نهاد صنفی مانند خانه سینما برای هم‌افزایی توان سینمای ایران و رسیدگی به مشکلات و موانع ضروری و طبیعی است که این نهاد باید غیردولتی باشد و بماند و مراقبت شود به هر دلیلی این نهاد با اهمیت تعطیل نشده و جامعه هنری از مزایای وجود آن بی‌بهره نشوند.”

جواد شمقدری هم پس از دریافت نامه احمدی‌نژاد مبنی بر ضرورت بازگشایی خانه سینما، جلسه‌ای با اعضای هیأت مدیره خانه سینما و اعضای هیأت نظارت سازمان سینمایی برگزار کرد با این هدف که اختلاف نظرها را از میان بردارد.

شمقدری پیش‌بینی کرده بود که حداکثر بین دو تا سه هفته آینده مراحل بازگشایی خانه سینما طی شود و در خانه سینما باز شود.

No responses yet

Jul 16 2013

امیر یوسف‌زاده؛ دانشجویی که «ناشناس برای آزادی هزینه داد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: قربانیان ۸۸ حکایت کسانی است که در جریان اعتراض به نتیجه یک انتخابات جان‌شان را از دست داده‌اند. حکایت انسان‌هایی که پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در خرداد ۱۳۸۸ زندگی‌شان تمام شد.

داستان شهروندانی که با شلیک مستقیم گلوله در راهپیمایی‌های اعتراضی، ضرب و شتم در خیابان یا زندان، استنشاق گاز اشک‌آور، رد شدن خودروی نیروی انتظامی از روی بدن‌شان، پرتاب شدن از بالای پل عابر پیاده و شیوه‌های خشونت‌آمیز دیگری کشته شدند، و با مرگ هر یک نفر، زندگی یک یا چند خانواده دچار ناامنی و بحران شد.

پسر جوان چند بار با اضطراب سر به اطراف می‌چرخاند. خیالش راحت می‌شود که کسی نگاهش نمی‌کند، دست به جیب می‌برد و طوری که انگار هیچ شتابی ندارد، گوشی موبایل را از جیبش بیرون می‌کشد. چند عکس از سنگ قبر می‌گیرد و این بار گوشی موبایل را در جیب بغل کتش جا می‌دهد. سپس با عجله از جایش بلند می‌شود و قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا را به مقصد خانه‌اش ترک می‌کند.

او می‌داند که حالا دیگر دو سال از مرگِ هم‌کلاسی‌اش امیر یوسف‌زاده می‌گذرد. با این همه از شب ۲۴ خرداد ۸۸ که مأموران نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها وارد کوی دانشگاه شده و امیر و دیگر هم‌کلاسی‌هایش را کتک زده‌اند تا خود امروز هراسی همیشه با این جوان همراه است. بعد از رفتنِ امیر دلهره رهایش نمی‌کند. با این همه تمام راه بازگشت به خانه احساس می‌کند که امیر جایی کنار قلبش با اوست. با خیال راحت‌تری قدم می‌زند تا عکس سنگ قبر امیر را سالم به خانه‌اش برساند.

هم‌کلاسی امیر حالا به مقصد رسیده. روی کامپیوترش خم می‌شود. دست‌هایش روی صفحه کلید کامپیوتر ضرب می‌گیرد. او تصمیمش را گرفته تا سکوتِ سنگینی را که بعد از کشته شدن هم‌کلاسی‌اش بر فضای دانشگاه و نیز خانواده آنها و نیز خانواده امیر حاکم شده بشکند. برای اثبات سخنش مبنی بر کشته شدن هم‌کلاسی‌اش، عکسی از سنگ قبر او ارسال می‌کند.

روی سنگ قبر با خطی درشت نوشته شده امیر یوسف‌زاده و به همراه شعری به زبان ترکی. امیر یکی از دوستان نزدیک من است. دانشجوی الکترونیک دانشگاه تهران. بعد از شب ۲۴ خرداد که نیروهای لباس شخصی و انتظامی به کوی دانشگاه رفتند، بعد دیگر کسی از امیر خبر نداشت تا آنکه ششم تیر ماه جنازه‌اش را تحویل خانواده‌اش دادند و خانواده‌اش او را در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن کرده‌اند.

دو سال از اعتراض‌های خرداد ۸۸ می‌گذرد. نامی از امیر یوسف‌زاده تا کنون به گوش رسانه‌ها نخورده است. آیا او واقعاً در حوادث پس از انتخابات کشته شده و آنچنان که این عکس نشان می‌دهد پیکرش در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن شده است؟ آیا خانواده‌های آن دسته از کشته‌شدگانی که قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن شده‌اند و نام‌شان برای رسانه‌ها ناآشنا نیست تا کنون نام امیر یوسف‌زاده را شنیده‌اند؟ آیا خانواده امیر یوسف‌زاده را تاکنون کسی از نزدیک دیده است؟

«بله بله، قطعه ۲۵۷، اتفاقاً خیلی نزدیک است به ما. آنجا من دیدم‌شان، خیلی دیدم‌شان اما چون ترکی حرف می‌زنند من خیلی متوجه نمی‌شوم. اما فقط می‌دانم که بعد از مرگ تمام اعضای بدنش را بخشیده است.»

این گفته‌های پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی است. سهراب اعرابی در ۲۵ خرداد ۸۸ با اصابت گلوله‌ای کشته شد و پیکر او نیز در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا به حاک سپرده شد. خانم فهیمی در دومین سالگرد کشته شدن فرزندش می‌گوید که علاوه بر خانواده امیر یوسف‌زاده، خانواده‌های ناشناس زیادی را در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دیده که در جریان حوادث پس از انتخابات کشته شده‌اند اما اسامی آنها هرگز اعلام نشده است:

«ما که هر بار به بهشت زهرا می‌رویم متوجه می‌شویم که [تعداد کشته‌شدگان بعد از انتخابات] بیشتر از این حدی بوده که اینها اعلام می‌کنند، البته اعلام هم نمی‌کنند همانطور که آقای لاریجانی فرمودند که ما فقط یک کشته دادیم.»

بعد از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کوی دانشگاه تهران نیز مورد حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها قرار گرفت. مردم معترضی که خودشان را برای راهپیمایی روز ۲۵ خرداد آماده می‌کردند دهان به دهان از یکدیگر شنیده بودند که شب گذشته در کوی دانشگاه غوغایی به پا بود.

پدر امیر یوسف‌زاده اما در گفت‌وگویی که پیشتر با او داشته‌ام می‌گوید که امیر فقط ۱۹ سال داشت، رفته بود تظاهرات اما نمی‌داند دقیقاً چه اتفاقی برای او افتاده است:

«امیر رفت تظاهرات نیامد، من چی بگم، امیر، چیزی نگفته بود که، امیر رفته بود دانشگاه، امیر رفته بود سر کلاس‌اش ولی نیامد دیگر…»

اما در شب ۲۴ خرداد در خوابگاه دانشگاه تهران چه گذشت؟ این پرسشی بود که بعد از دو سال پاسخ روشن‌تری یافت. تصاویری از ورود لباس شخصی‌ها و نیروی انتظامی به محوطه خوابگاه دانشگاه تهران ابتدا در تلویزیون بی بی سی و سپس در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. فیلمی که نه با دوربین‌های غیرحرفه‌ای و هراس‌خورده دانشجویان بلکه با دوربین حمله‌کنندگان تهیه شده و نشان می‌داد که دانشجویان آن روز مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بودند.

دانشجویان معترض به نتایج انتخابات حوالی ساعت ۹ شب ۲۴ خرداد تجمع اعتراضی‌شان را آغاز کرده بودند که از پنجره‌های خوابگاه می‌بینند گارد ویژه آرام آرام خوابگاه را محاصره می‌کند. ساعت نزدیک به ۱۱ شب است که این محاصره تنگ‌تر می‌شود و هر آن احتمال می‌رود که آنها وارد خوابگاه شوند.

هراس به دل دانشجویان چنگ می‌اندازد. به سمت نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها سنگ پرتاب می‌کنند اما پاسخ‌شان را با گاز اشک‌آور می‌گیرند.

آنها می‌دانند که نیروهای انتظامی برای ورود به دانشگاه نیاز به اجازه رئیس دانشگاه دارد. اگرچه بعدها فرهاد رهبر، رئیس وقت دانشگاه تهران هرگونه اجازه ورود به دانشگاه را تکذیب کرد اما وقتی ساعت از نیمه شب گذشته این ورود با مجوز رسمی دیگری محقق شد.

عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ، دستور این عملیات را صادر کرده. خیابان‌های کوی دانشگاه زیر پای مأموران است، جمعی از دانشجویان نیز زیر پای مأموران نیروی انتظامی همچنان ناله می‌کنند و جمعی دیگر به صورت گروهی روانه بازداشتگاه شده‌اند.

چند روز می‌گذرد، امیر یوسف‌زاده به خانه‌اش برنمی‌گردد. خانواده‌اش نگران است. کسی به تلفن خانه‌شان زنگ می‌زند خبر می‌دهد که فرزندشان راهی بیمارستان شده است. پدرش اما می‌گوید که امیر را مستقیماً به سردخانه برده بودند:

«ساعت ۹ شب بود به من گفتند بیاید بیمارستان ما رفتیم دیدیم سردخانه است، به من گفتند کماست گفتیم از بیرون ببینیم، گفتند نمی‌شود، بعداً دیدیدم فوت کرده…»

ششم تیر ماه ۸۸ جسد به خانواده امیر تحویل داده می‌شود. تشکل دانشجویی دفتر تحکیم وحدت نیز همان زمان طی بیانیه‌ای از کشته شدن پنج نفر در حوادث کوی دانشگاه خبر می‌دهد اما حکومت ایران اعلام کرد که تنها ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر در این حادثه زخمی شده‌اند.

روزها از پی هم می‌گذرند و حالا دیگر چهره پدر و مادر امیر یوسف‌زاده برای خیلی‌ها در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا آشناست. مادر امیر روی زمین می‌نشیند و باز زبان ترکی آرام مویه می‌کند. پدر امیر می‌گوید هیچ کسی از مقامات جمهوری اسلامی تا کنون سراغی از این خانواده نگرفته است. نه برای دلجویی و نه برای پاسخگویی.

«من خودم رفتم شکایت کردم که شکایتم را قبول نکردند، اگر خودم زنده ماندم که حق خودم را می‌گیرم اگر زنده نماندم که هیچی دیگر…. خدا انشاءالله آن داغی که به دل مادر امیر گذاشتند را به دل خودشان بگذارد. به حق حسین خدا داغی که به دل من و مادرش گذاشتند را به دل خودشان بگذارد. امیر همه چیز من بود، همه چیز من، امیر گفتم همه چیز من بود، همه چیز خانواده ما بود…»

چهار سال از کشته شدن امیر می‌گذرد. هم‌کلاسی‌اش می‌گوید هنوز هم خیلی‌ها نام امیر را نشنیده‌اند. اما برای من امیر هنوز همان دوست همیشگی است که دلش برای مردمش و کشورش می‌تپید و اهل سکوت نبود. او عکس دیگری از سنگ قبر امیر می‌اندازد و دوباره عکس را برایم ارسال می‌کند و این‌بار در شرح عکس می‌نویسد:

«به امیر حسودی‌ام می‌شود که با عزت رفت و ما ماندیم… بعضی‌ها چه ناشناس برای آزادی هزینه می‌دهند…»

No responses yet

Jul 14 2013

مادر ستار بهشتی می‌گوید هم بندی‌های فرزندش حاضرند در دادگاه شهادت دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، می‌گوید ۴۱ تن از زندانیان سیاسی‌ای که شب قبل از کشته شدن پسرش با او در یک بند زندانی بوده‌اند حاضرند در دادگاه شهادت بدهند.
خانم عشقی در گفت و گو با کمپین بین المللی حقوق بشر ابراز امیدواری کرده تا پیش از تقاضای نبش قبر فرزندش، به پرونده او در دادگاهی عادلانه رسیدگی شود.
در آخرین گزارش پزشکی قانونی آمده است: «ضربات وارد شده به ستار بهشتی کشنده نبوده و نمی‌توانسته منجر به مرگ شده باشد.» پس از آن گوهر عشقی درخواست نبش قبر فرزندش را برای آنچه «روشن شدن حقیقت» می‌نامید، مطرح کرد.
ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس منتقد جمهوری اسلامی بود که پلیس سایبری ایران او را آبان‌ماه سال گذشته بازداشت کرد و پس از گذشت چند روز در زندان درگذشت.

No responses yet

Jul 13 2013

گلایه‌های یک دختر یهودی از اکبر عبدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

ایسنا: الهام یعقوبیان، دختر کلیمی ایرانی در وبلاگ شخصی‌اش نامه‌ای سرگشاده به اکبر عبدی نوشت.

به گزارش ایسنا به نقل از پارسینه، متن این نامه به شرح زیر است:

«آقای اکبر عبدی

شما یک هنرمندی. هنرمندی که حد اقل برای هم‌نسل‌های من در دوران جنگ و دلهره، با نقش‌آفرینی در نمایش‌های تلویزیونی برای کودکان و نوجوانان خاطرات شیرین ساختی و به دل‌های ماتم‌زده هم‌میهنانت لبخند هدیه دادی.

شما را از “محله برو بیا” شناختیم، با “باز مدرسه‌ام دیر شد” دنبالتان کردیم تا به “آدم برفی” رسیدیم. همان فیلمی که در صف دیدن آن، از عوامل چماق به دست ده‌نمکی کتک خوردیم. باز آمدیم تا شما را با بازی در “اخراجی‌ها”یی پیدا کردیم که دست‌ساخت همان ده‌نمکی بود. بی‌پرده بگویم، شما را با تمام چرخش‌هایتان پی گرفتیم.

آقای عبدی،

هنرمند به همه تعلق دارد، مرز نمی‌شناسد. او نقش مهمی در جامعه بازی می‌کند. نمی‌گویم وظیفه هنرمند، روشنگری است اما فرهنگ‌ساز بودن هنرمندان، به‌خصوص بازیگران را در یک جامعه نمی‌توان کتمان کرد و به همین دلیل، آنها انتظاراتی را با خود به همراه می‌آورند.

شما اخیرا در مراسم تجلیل از فرهیختگان و هنرمندان در تالار “وحدت” در میان صحبت‌هایتان با استفاده از واژه تحقیرآمیز “جود” (جهود) به جمعیتی از هم‌میهنانتان آگاهانه یا ناآگاهانه توهین کردید و خاطر بسیاری را آزردید.

می‌خواستم از شما بپرسم، آیا می‌دانید فیلم “ای ایران” که شما به خاطر نقش‌آفرینی در آن خود را لایق سیمرغ بلورین می‌دانستی ساخته یکی از همان‌هاییست که شما با لحن تحقیرآمیز خطابشان کردید؟ آیا خبر دارید فیلم‌ “اجاره‌نشین‌ها” از پرفروش‌ترین فیلم‌های دهه نخست بعد از انقلاب و فیلم “هنرپیشه” از دیگر فیلم‌های شما از ساخته‌های همو، “هارون یشایایی” است؟

شما که هنرمندی و احتمالا هنردوست، تا به حال نام مرتضی خان نی‌داوود، یونس دردشتی، سلیمان روح‌افزا و موسی خان کاشی را شنیده‌اید؟ کسانی که در زنده نگاه داشتن موسیقی اصیل ایرانی نقش مهمی داشتند. نام مشفق همدانی را چه طور؟ می‌دانستید که آنها هم یهودی‌اند؟

جناب عبدی، یک عمر هنرمندانه بازی کردید، دمی هم هنرمندانه زندگی کنید!»

انتهای پیام

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .