اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 27 2013

مرتضوی: جوادی‌فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح پلیس فوت کردند و کامرانی به دلیل تب شدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :مرتضوی متهم ردیف اول پرونده کهریزک امروز در اظهاراتی بیان کرد که فوت جوادی فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح آن ها توسط پلیس در زمان بازداشت صورت گرفته است، نه در بازداشتگاه کهریزک. وی همچنین در اظهاراتی عجیب فوت مرحوم کامرانی را به دلیل تب شدید و تزریق اشتباه در بیمارستان عنوان کرد بی آن که توضیح دهد که به چه دلیل وی به بیمارستان منتقل شده…

کلمه – گروه خبر: مرتضوی متهم ردیف اول پرونده کهریزک امروز بیان کرد که فوت جوادی فر و روح الامینی در پی ضرب و جرح آن ها توسط پلیس در زمان بازداشت صورت گرفته است، نه در بازداشتگاه کهریزک. وی همچنین در اظهاراتی عجیب فوت مرحوم کامرانی را به دلیل تب شدید و تزریق اشتباه در بیمارستان عنوان کرد بی آن که توضیح دهد که به چه دلیل وی به بیمارستان منتقل شده بود.

به گزارش ایسنا، مرتضوی که در سال ۸۸ دادستان تهران بوده و دستور انتقال بازداشت شدگان اعتراضات مردمی به بازداشت گاه کهریزک را صادر کرده است، امروز در جمع خبرنگاران مدعی شد: مرحوم کامرانی در بیمارستان فوت شد و هیاتی از پزشکان متخصص قلب و عروق، داخلی و متخصصان پزشکی قانونی را دعوت کردم تا پرونده را به طور دقیق مطالعه کنند. آن‌چه از نظر شورای پزشکان اعلام شد، این بود که بیمارستان مرحوم کامرانی را با تب ۴۲ درجه پذیرش می‌کند و در مدت ۳۲ ساعتی که وی بستری بود، پرسنل هیچ توجهی از نظر درمانی به او نمی‌کنند. نه تنها قصور درمانی رخ داده، بلکه پرسنل بیمارستان چندین آمپول اشتباه از جمله دیازپام ۶ میلی‌گرمی و انسلین به وی تزریق کردند و در نظریه پزشکان که امروز در شش بند که به دادگاه ارائه دادم، کامرانی بر اثر قصور پزشکی، اشتباه درمانی و تزریق آمپول اشتباه دچار تشنج شده و به کما رفته و در نهایت فوت کرده است.

پس از گدشت ۴ سال از جنایات کهریزک مرتضوی دادستان وقت انگشت اتهام را به سوی افراد دیگری از جمله پلیس و ماموران بازداشت گرفته است، او در مورد مرحوم جوادی‌فر گفت: مرحوم جوادی‌فر در محل حادثه با مامورین درگیر می‌شود به طوری که بینی وی می‌شکند. مردمک چشمش پاره می‌شود و از ناحیه گردن و کتف نیز آسیب می‌بیند و سپس به بیمارستان منتقل می‌شود و پس از طی مراحل درمانی بازداشت صورت می‌گیرد؛ بنابراین ضرب و جرحی در کهریزک صورت نگرفته است.

به گزارش فارس، مرتضوی سپس در مورد علت فوت روح الامینی گفت: همچنین مرحوم روح‌الامینی نیز به دلیل عدم توجه به تذکرات پلیس ابتدا در خیابان با باتوم مورد ضرب و جرح قرار گرفت و سپس در محل بازجویی به دلیل مخالفت با بازجو در پارکینگ پلیس امنیت کتک خورد که البته اینها اظهارات دوستان وی بوده و من آن را تأیید و تکذیب نمی‌کنم. در خصوص وی هم ضرب و جرحی در کهریزک صورت نگرفته است.

توضیحات مرتضوی در مورد نخوه دستگیری مرحوم کامرانی نیز قابل توجه است: من در نوزدهم تیرماه دستورالعملی را ارائه دادم مبنی بر این‌که اگر در میان دستگیرشدگان افرادی دانشجو یا محصلان دانشگاه بودند، به کهریزک منتقل نشوند و در همین رابطه آقای حیدری‌فر را مورد سرزنش قرار دادم. مرحوم جوادی‌فر هم در معرفی، خود را دیپلم و شغلش را آزاد بیان کرده بود و مرحوم روح‌الامینی نیز در معرفی خود نوشته بود که بیکار است و دیپلم دارد؛ بنابراین قاضی در این خصوص مقصر نبود، اما مرحوم محمد کامرانی در معرفی خود نوشته بود که دیپلم دارد اما دانش‌آموزی است که در مرحله شرکت در کنکور است. من و حیدری‌فر تنها به همین دلیل از خانواده کامرانی عذرخواهی کردیم؛ لذا اصل بازداشت اشتباه نبوده و حیدری‌فر گفته براساس گزارش پلیس و نتیجه تحقیقات پلیس امنیت قرار بازداشت را صادر کرده است.

مرتضوی پس از این توضیحات گفت : اگر دادگاه حکمی علیه من صادر کند حتماً اعتراض می‌کنم و تمکینی به آن حکم نمی‌کنم به خصوص اگر حکم با حق و عدالت همخوانی نداشته باشد.

با سخنان امروز مرتضوی ماموران نیروی انتظامی در مورد قتل شهدای کهریزک مورد اتهام قرار گرفته اند تا بار دیگر این سوال در ذهن ها پر رنگ شود که به راستی مقصر اصلی جنایات صورت گرفته در زمان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال ۸۸ چه کسی است؟ چه کسی اجازه اعمال خشونت را به ماموران نیروی انتظامی و مسولان بازداشتگاه کهریزک داده است؟

No responses yet

May 26 2013

هاشمی: تا آنجا که مکلّف به صبر باشم تحمّل می‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: به این میگن یک مارمولک واقعی: تا همین دیروز دست آقا تا مفرغ در خون ملت بوده حالا کی بود کی بود من نبودم راه انداخته!
رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت، گفته است که دليل مخالفت «جريان افراطی» با وی از اول انقلاب تاکنون به دليل ديدگاههايش در خصوص « نگاه اسلام به حقوق شهروندی» بوده و اين جريان تحمل چنين ديدگاهی را نداشته است.

به گزارش روز شنبه چهارم خردادماه روابط عمومی مجمع تشخيص مصلحت نظام، ‌اکبر هاشمی رفسنجانی در ديدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعيت فدائيان اسلام و در پاسخ به ابراز تأسف حاضران در مورد مسائل اخير ردّ صلاحيت‌ها، گفه است: «بنده هيچ‌گاه در طول عمرم به دنبال پست و مقامی نبوده‌ام. بنده همواره مانند يک سرباز در خدمت انقلاب اسلامی و نظامی بوده‌ام که همراه با خيل عظيم مردم و ديگران به رهبری امام در راه تحقق آن مبارزه کرده و مصائب و رنج‌ها کشيده‌ام.»

اکبر هاشمی رفسنجانی اضافه کرده است: «تا جايی که مکلّف به صبر و بردباری باشم، تحمّل می‌کنم.»

وزارت کشور ايران روز سه شنبه ۳۱ ارديبهشت اسامی نهايی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری ايران را منتشر کرد اما نام اکبر هاشمی رفسنجانی در اين فهرست نبود. به دنبال رد صلاحيت اکبر هاشمی، دختر آيت الله خمينی و علی مطهری خواستار حکم حکومتی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی برای تاييد صلاحيت اکبر هاشمی رفسنجانی شدند. اما تا امروز رهبر ايران به اين در خواست واکنشی نشان نداده است.

تفاوت ديدگاه درباره حقوق شهروندی

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنین در ديدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعيت فدائيان اسلام در پاسخ به سؤالی در مورد دلايل تحمل نشدن « وی توسط برخی افراد يا جريان‌های افراطی از اول انقلاب تاکنون» گفته است: «بخشی از اين بداخلاقی‌ها يا مخالفت‌ها، ناشی از تفاوت ديدگاه بنده در مورد نگاه اسلام به حقوق شهروندی با برخی از افرادی است که تحمّل اين ديدگاه را نداشته و اين موضوع سابقه‌ای به طول عمر انقلاب اسلامی دارد.»

اکبرهاشمی رفسنجانی تصريح کرده است:«در اين خصوص مسائل و اسرار زيادی وجود دارد که اسرار نظام است و بايد حفظ شود.»

رييس مجمع تشخيص مصلحت در ادامه گفته است: «کسانی که در دوران مبارزه حضور نداشتند و رنج و مشکلات مردم را نچشيده‌اند، امروز هم حضور مردم در عرصه‌ها را جدّی نگرفته و احساس می‌کنند هر آنچه که آنها از اسلام می‌فهمند بايد ملاک رفتار و منش کشورداری باشد.»

طبق اين گزارش، اکبرهاشمی رفسنجانی با اشاره به افتراق پيش آمده در کشور بين جناح‌های موسوم به اصولگرا و اصلاح‌طلب گفته است: هرچند اين دسته‌بندی‌ها لفظی و در حدّ اسم است و چپ‌های ديروز، راست‌های امروزند و بالعکس، ولی بايد کشور را به سمت وحدت و نزديک‌تر شدن اين صف‌بندی‌های جناحی هدايت کرد تا نظام از ناحيه تهديدات و تحريم‌های خارجی و افراطی‌گری‌های داخلی آسيب نبيند.

ادامه واکنش ها به رد صلاحيت هاشمی

در همين حال واکنش ها به رد صلاحيت اکبر هاشمی رفسنجانی برای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری همچنان ادامه دارد.

آيت الله عبدالکريم موسوی اردبيلی، از مراجع تقليد در قم،‌ در نامه ای به اکبر هاشمی هاشمی رفسنجانی از نامزدی وی در انتخابات رياست جمهوری تقدیر کرده است.

در نامه آيت الله موسوی اردبيلی آمده است:«بر خود لازم می‌دانم از فداکاری و اقدامات خيرخواهانه شما تشکر نمايم. نامهربانی‌ها و تنگ نظری‌ها چيزی از قدر و منزلت شما نمی‌کاهد. خدمات شما در خاطر و نگاه ملت شريف ايران خواهد ماند.»

مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم نیز در نامه ای خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کرده است: ردّ صلاحيت آن جناب به تحريک افرادی صورت گرفت که به حاکميت ملت و حق مردم در تعيين سرنوشت باور ندارند، و اين اقدام نه تنها سلب فرصتی مغتنم از مردم و نظام بلکه ممانعت از حضور و مشارکت پرشور مردم در حمايت از نظام جمهوری اسلامی است.

به گزارش کلمه، مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم همچنين تصريح کرده است:بهانه واهی ذکر شده نيز بدعتی جديد و خروج از چارچوب قانون است و مسئوليت اين اقدامات بر عهده کسانی است که از آغاز نه با نهضت امام خمينی همراهی کردند، نه به جمهوری اسلامی دلبسته ­اند و نه برای ملت حقی را به رسميت می شناسند و متأسفانه خود را ميراث­دار انقلاب می نامند.

مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم همچنين گفته است:«درد و دريغ از دوستانی است که خود در تأسيس اين نظام سهم داشته­ اند و اينک با تغافل و سکوت، آفات و آسيب­ های وارد بر آن را ناديده می گيرند.»

انتخابات رياست جمهوری ايران روز ۲۴ خردادماه جاری برگزاری می شود.

No responses yet

May 26 2013

تنها راه باقی مانده برای هاشمی ( نقشِ محوری خامنه ای و هاشمی رفسنجانی در جنایات)

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

محمد نوری‌زاد: درتنها دیدار “رخ به رخ”ی که همین چند ماه پیش با آقای هاشمی داشتم، به ایشان گفتم: اگرامروز دو نفرباشند که دستشان به خون مردم آلوده است، دو نفری که اموال مردم را مصادره کرده اند، دو نفری که مردم را زده اند و مردم را بی دلیل و بدون محاکمه ی منصفانه به زندان انداخته اند، دو نفری که مردم را از سرزمین پدری ومادری شان رانده اند، دو نفری که در بسیاری از مناسبات خیروشراین سرزمینِ گرفتار نقشِ محوری داشته اند، یکی شما هستید و یکی آقای خامنه ای.

به ایشان گفتم: آقای هاشمی، ما مردم را زده ایم وکشته ایم واموالشان را برداشته ایم وخودشان را آواره و زندانی کرده ایم، ودرنقطه ی مقابل جماعتی را به نوا رسانده ایم. این خون ها وحقوق تباه شده مطلقاً بجوری نیست که شامل مرورزمان شوند، وصاحبان حق – چه مرده چه زنده – فراموش کنند که چه ظلمی به آنان و به خانواده هایشان رفته است.
به ایشان گفتم: شما وآقای خامنه ای یا عامل مستقیم این خونها وحقوق تباه شده بوده اید، یا شاهد بوده اید، یا خبردارشده اید، یا ازکنارآن بی سروصدا عبورکرده اید. بهمین خاطرامضای شما دوتن پای اینهمه آسیب و نادرستی هست تا مگر به اعاده ی حقوقِ معوقه ی مردم اقدام کنید.

به ایشان گفتم: من راه چاره ای برای دنیا وآخرت شما دارم که بعنوان “هدیه” ای تقدیمتان می کنم. در یک هدیه، حتماً باید شأنی از”هدایت” متجلی باشد. وآن هدیه را برای ایشان واگشودم و گفتم: بیایید و درسایت شخصیِ خود به تک تک این موارد اشاره کنید وازصاحبان حق حلّیت بطلبید. که اگر به این اقدامِ انسانی واسلامی قیام کنید، هم دنیا وآخرت خود را پاکسازی کرده اید، وهم اخلاق پوزش خواهی واعاده ی حق را دراین دیرهنگامِِ کشور بجریان انداخته اید. این سخنِ من به آقای هاشمی، با اطمینان می گویم تنها سخنِ صریح وبی اعوجاج وخیرخواهانه ای بوده است که تاکنون کسی آن را با جناب ایشان درمیان گذارده است.

عمده ی افرادی که به محضر بزرگانی چون ایشان راه می یابند، سخن به مدیحه و چاپلوسی می رانند واجازه نمی دهند یک مسئول با خودِ خودش مواجه شود. که اگر من روزی با جناب خامنه ای نیز مواجه شوم، همین سخنان را با وی درمیان خواهم گذارد. که: دست شما ای عزیز، به خون ومال وآبرو و حقوق مردم آلوده است. بیایید و درهمین چند صباح باقیمانده کاری بکنید و پای خود را ازغرقاب حق الناس بدر ببرید. که امروزاگر دست برپشت دست می زنید و مأیوسانه “واویلا” سرمی دهید، همه ازهمین حق الناسِ به هیچ گرفته شده است. حالا حق خدا وآسیبی که ما و شمایان به اعتقاد مردم وارده آورده ایم بماند.

اکنون نیز دراین ورطه ای که شیوخِ شوخِ شورای نگهبان به اشاره ی جناب خامنه ای به “له” شدگی آقای هاشمی فرمان فرموده اند، می گویم: تنها راه باقی مانده برای ایشان، تنها وتنها همین است. که به دستهای خود بنگرند. وبه ترمیم ضایعاتی قیام کنند که خود درآنها دخیل وشاهد ومقصر بوده اند. به ایشان درآن روز گفتم: ورود به عرصه ی پوزشخواهی، گرچه درقدمهای نخست، دشواروآشوبنده است اما حتماً درقدمهای بعدی برکات خدا را نصیبتان خواهد کرد وهمان خداعزتی صد برابر به سمت شما سرازیر می کند. وگفتم: این اقدام شما، کفِ آن چیزی است که فعلاً می شود بدان دست برد. وگرنه در پیشگاه خدای متعال، حسابرسی ها و واگشایی ها بسیار مویین است وبنا بفرمایش قرآن به ذره ی خردل می انجامد.

محمد نوری زاد سوم خرداد نود و دو – تهران

No responses yet

May 18 2013

پاسخ «معین» به روایت های انتخاباتی از حوادث دانشجویی سال 82

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بهار: در دو هفته اخیر اظهارات متناقضی از محمد باقر قالیباف منتشر شده است. او یک‌بار در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف مدعی شد که «در حوادث سال ۸۲ که سالگرد کوی دانشگاه بود، دولت اصلاحات خیلی بدتر از حد تصور با دانشجویان رفتار کرد. در آن زمان در جلسه شورای امنیت کشور که مسئولان وزارت کشور و وزارت علوم هم حضور داشتند در بحث حوادث خوابگاه کوی دانشگاه به بنده اجازه برخورد و تیراندازی دادند اما من قبول نکردم.» البته پس از انتشار این مطالب گویا ستاد انتخاباتی قالیباف اعلام کرده است که تمامی صحبت‌های فرمانده اسبق نیروی انتظامی منتشر نشده و به‌زودی متن کامل آن‌ها منتشر می‌شود. اما پس از انتشار سخنرانی دانشگاه شریف، سخنرانی دیگری از شهردار تهران منتشر شد که در تناقض با اظهارات قبلی او بود. قالیباف در جمع بسیجیان می‌گوید: «در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می‌شود و با صحبت‌های تند خود اعضای جلسه را تهدید می‌کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آن‌ها را «له» خواهد کرد.» قالیباف در سخنان خود از «مخالفت معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می‌دهد و تاکید می‌کند که با برخورد تند وی، موفق می‌شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.» در همین راستا فیلمی نیز از این سخنرانی منتشر شده که تاکنون تکذیب نشده است.
در همین راستا مصطفی معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات در ارتباط با اظهارات قالیباف به روزنامه بهار گفت: «سردار قالیباف فرمانده سابق نیروی انتظامی و کاندیدای امروز ریاست‌جمهوری در ارتباط با وقایع کوی دانشگاه در سال 78 و تنش‌های دانشجویی سال 82 سخنانی ضد و نقیض همراه با تهدید و اتهام بر زبان رانده‌اند. خوشبختانه دیدگاه‌ها، مواضع و عملکرد مسوءلان در هر زمان روشن، در دسترس و قابل بررسی است و نیازی نیست که به هر حرف و ادعای نادرستی پاسخ داده شود.» وی افزود: «مشفقانه به ایشان و دیگر نامزدهای انتخاباتی توصیه می‌شود که حتی اگر سیاست و قدرت را هدف بدانند، باز هم به نفع خودشان و جامعه نیست که از هر روش غیر اخلاقی و غیرمنصفانه‌ای برای پیروزی بهره‌گیری نمایند. ارزیابی شرایط کشور، شعارها و عملکرد دولت کنونی از ابتدا تاکنون نیز شاهدی بر این واقعیت تاریخی است.»
در همین رابطه غلام رضا ظریفیان معاون دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات نیز در ارتباط با اظهارات محمد باقر قالیباف گفت: «باید رعایت انصاف را کرد. بحث اخلاق مهم‌تر از سیاست است. با انصاف می‌گویم در دوره فرماندهی نیروی انتظامی قالیباف برخوردها بهتر بود. برای همین به آقای قالیباف می‌گویم اخلاق بهتر از هرچیز دیگری است. ما می‌گوییم که پس از وقایع سال 78 نوع برخورد نیروی انتظامی با دانشگاه‌ها و دانشجویان بهتر شد و آقای طلایی نیز در مقام فرماندهی تهران خوب عمل کردند پس بهتر است که این انصاف در همه موارد رعایت شود.» وی افزود: «در واقع از آقای قالیباف دو سخنرانی پخش شده که در تعارض با یکدیگر است. مطالبی که ایشان گفته‌اند یکی در فضای بسیجی که تلاش کرده‌اند خود را یک حزب اللهی دو‌آتیشه نشان دهد و در جای دیگر خود را اصلاح‌طلب‌تر از هر اصلاح‌طلب. بیشتر کالا تبلیغاتی است.» ظریفیان با اشاره به این‌که گزارش‌های حوادث کوی موجود است گفت: «واقعیت امر این است که گزارش وقایع کوی وجود دارد. کارنامه آن زمان برخوردها با دانشجویان خصوصا آقای معین در واقعه کوی ثبت شده است. آقای معین سال 78 از رفتار صورت گرفته با دانشجویان ناراحت شد و حتی استعفا داد و کنار دانشجویان قرار گرفت. فضای فکری اصلاح‌طلبان با دانشجویان روشن است.» وی افزود: «واقعیت این است که بعد از حوادث کوی دانشگاه در سال 78 و آن حوادث تلخ با درخواست وزارت علوم و بهداشت مقرر شد تا کمیته دایمی شکل بگیرد. در این کمیته بخشی از اعضای شورای امنیت ملی، آقای موسوی لاری به عنوان وزیر کشور، علی یونسی، وزیر اطلاعات و وزیر بهداشت، علوم، معاون دانشگاه آزاد و نمایندگی مقام معظم رهبری حضور داشتند. این کمیته موظف بود تحولات دانشگاه را قبل از آن‌که اتفاقی بیافتد و دستگاهی غیرمسئولانه رفتار کند بررسی کند. این نوع جلسات برای جلو‌گیری از ورود نیروی انتظامی و امنیتی به کوی دانشگاه بود. از سال 78 هر دو هفته یک‌بار به‌طور منظم این جلسات تشکیل می‌شد.» معاون دانشجویی وزارت علوم دولت اصلاحات با بیان آن‌که نمی‌داند قالیباف در اظهاراتش کدام جلسات را می‌گوید خاطر نشان کرد: «در سال 82 ده‌ها جلسه تشکیل شد که آقایان معین، پزشکیان، موسوی لاری و یونسی بودند، در آن جلسات تمام تلاش این بود که حادثه کوی دانشگاه تکرار نشود. هم وزارت علوم و هم وزارت بهداشت تمام تلاش خود را در این بار کردند. این‌که فردی مسئول اعلام کند که کسانی که خود متولی دانشگاه هستند اجازه داده‌اند تا با نیروهای نظامی وارد دانشگاه شوند با عملکرد وزارت بهداشت و علوم در تعارض است. این حرف‌ها بی‌سند و دستورالعمل‌ها و کارنامه دولت اصلاحات در دفاع از دانشجویان زندانی و صدمه‌دیده روشن است.» وی با ابراز امیدواری از آن‌که دفتر قالیباف شرح سخنرانی را کامل بدهد افزود: «بیان صدور مجوز از سوی وزارت علوم یا کشور به آقای قالیباف برای ورود به خوابگاه دانشجویان جرم و دروغ بزرگی است. آقای معین در سال 78 برای همین رفتار استعفا داد بعد خود بیاید چندسال بعد برای ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه مجوز صادر. حرف کاملا بی‌پایه و اساسی است.» ظریفیان تاکید کرد: «جامعه وقتی سیاست را بر اخلاق ترجیح می‌دهد آسیب‌های زیادی را تحمل کرده است. عزیزانی که قصد دارند مورد توجه جامعه قرار بگیرند این مسیر را تکرار نکنند. این ایام سپری می‌شود و تاریخ باقی می‌ماند. آقای قالیباف در واقع دوگانه گویی می‌کند و این برای کسی که می‌خواهد در قامت ریاست‌جمهوری مطرح شود خوب نیست. مردم از خلاف گویی و ارائه آمار‌های دروغ و غیرواقعی و گزارشات غیرواقعی منزجر هستند و بهتر است برای جلب توجه آنان رویکرد دیگری را مد نظر قرار داد. این رفتارها تردید را در بین مردم و دانشگاهیان بیشتر می‌کند.» وی در پایان خاطر نشان کرد: «آقای قالیباف از رزمندگان کشور و خدمات زیادی را در دوره دفاع مقدس داشته است. این‌گونه رفتارها فقط سبب می‌شود که نیروهای ارزشی با دید تردید در جامعه نگریسته شوند. بهتر آن است که چنین رفتارهایی صورت نگیرد و نامزدهای انتخابات برنامه‌های خود را برای اداره کشور ارائه کنند.»

No responses yet

May 17 2013

فرار موفقیت‌آمیز علی عبدالامام، وبلاگ‌نویس سرشناس بحرینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: علی عبدالامام بعد از دو سال زندگی مخفی توانست بحرین را ترک کند و به بریتانیا پناهنده شود. فعالان حقوق بشر نروژ نقشه‌ای شبیه فیلم “آرگو” را برای فرار او طراحی کردند. در نهایت او در اتومبیلی با نمره سیاسی توانست فرار کند.

بعد از نزدیک به ۲ سال زندگی مخفی، علی عبدالامام، وبلاگ‌نویس مشهور و منتقد بحرینی، توانست از بحرین فرار کند. علی عبدالامام که یکی از پیشگامان رسانه‌های آنلاین در پادشاهی کوچک و ثروتمند بحرین است، در سال ۱۹۹۹ وب‌سایت پربیننده‌ی “بحرین آنلاین” را تاسیس کرد.

وب‌سایت “بحرین آنلاین” یکی از اولین رسانه‌های آنلاین دموکراسی‌خواه و منتقد بحرین و از اصلی‌ترین فروم‌های سیاسی این کشور است. علی عبدالامام به دلیل اداره‌ی این وب‌سایت، نوشته‌های وبلاگ شخصی‌اش و فعالیت‌هایش در راه حقوق بشر بارها بازجویی و در سپتامبر ۲۰۱۰ به همراه ۲۵ فعال حقوق بشر بازداشت شد.

عبدالامام در زندان تحت شکنجه قرار گرفت و بارها کتک خورد. وب‌سایت “بحرین آنلاین” علی‌رغم آن‌که به دستور مقامات بحرین فیلتر شده است، روزانه بیش از ۱۰۰ هزار بازدیدکننده دارد.

آغاز زندگی مخفی با شروع اعتراضات بحرین

در اولین روزهای شروع اعتراضات مخالفان در بحرین در فوریه ۲۰۱۱ علی عبدالامام که از شرکت در کنفرانسی در اروپا بازگشته بود، در صفحه‌ی خود یک توئیت گنگ و مبهم نوشت و بعد از آن نه وبلاگش به‌روز شد و نه صفحه‌ی توئیترش.

ناصر ودادی، فعال حقوق بشر که در موسسه‌ی آمریکایی “کنگره اسلام آمریکایی” کار می‌کند، نیمه‌شب به عبدالامام تلفن زده و از او خواسته بود همان موقع خانه‌اش را ترک کند و جایی مخفی شود. پیش‌بینی ودادی درست بود. دو روز بعد ماموران امنیتی به خانه‌ی عبدالامام حمله کردند تا او را بازداشت کنند.

در ماه ژوئن ۲۰۱۱ عبدالامام در دادگاه نظامی به شکل غیابی به اتهام “تلاش برای براندازی نظام” به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

نقشه‌ی فراری شبیه به فیلم “آرگو”

تور هالوسن، عضو فعال سازمان نروژی “بنیاد حقوق بشر” که یکی از طراحان اصلی فرار عبدالامام بود، ماجرای فرار را برای سایت “آتلانتیک” نوشته است.

او می‌گوید که با جلب موافقت رئیس سازمان عفو بین‌الملل در نروژ و دیگر سازمان‌های حقوق بشری برنامه‌ریزی شروع شد. نقشه‌ی فرار باید به دور از هرگونه خشونت و با استفاده از خلاقیت و امکانات علنی می‌بود.

خیلی زود گزینه‌ی فرار با یک قایق مسافربری لوکس و در پوشش مهمانی در قایق، کنار گذاشته شد، چون ریسک مواجهه با نیروهای گارد دریایی بحرین، ایران یا عربستان سعودی بالا بود. هالوسن می‌نویسد، بررسی‌ها نشان می‌داد که به‌ویژه خطر روبرو شدن با قایق‌های گشت‌زن دریایی ایران بسیار بالا و گول زدن آن‌ها بسیار دشوار بود.

گزینه‌ی مخفی کردن عبدالامام در ماشین و فرار زمینی نیز کنار گذاشته شد، چون احتمال مواجهه با ایست‌های بازرسی عربستان سعودی که متحد بحرین است، بالا ارزیابی شد.

طراحان نقشه‌ی فرار وبلاگ‌نویس بحرینی سرانجام نقشه‌ای مشابه ماجرای واقعی فیلم “آرگو” را طراحی کردند. دولت بحرین زیر فشارهای بین‌المللی از هرگونه حضور چهره‌های معروف و غربی در کشور برای تبلیغات مثبت به نفع خود، استقبال می‌کند.

تور هالوسن می‌نویسد که در دیداری با فرمانده یگان ویژه نیروهای نظامی نروژ، آن‌ها نیز نقشه را پذیرفتند و تاکید کردند که خود مقامات بحرین باید در این فرار، بی‌آنکه بدانند، نقش اصلی را بازی کنند.

قرار شد تیمی به عنوان دست‌اندرکاران برگزاری یک نمایشگاه هنری برای فراری دادن عبدالامام به بحرین برود. تایلور رامسی، هنرمند مقیم لس‌آنجلس نیز پذیرفت که در نقشه‌ی فرار نقش اصلی را بازی کند و به عنوان هنرمندی که می‌خواهد در بحرین نمایشگاه داشته باشد، راهی پادشاهی کوچک و سرکوبگر بحرین شود.

طبق برنامه، تیمی که راهی بحرین شد باید با یک هواپیمای شخصی از فرودگاه ویژه‌ی پروازهای “وی آی پی” از بحرین خارج می‌شد. کنترل امنیتی برای این پروازها جدی نیست. قرار بود سر راه در یک رستوران فست‌فود یکی از اعضای گروه در عرض چند دقیقه لباس‌های خود را با عبدالامام در دستشویی تعویض کند و عبدالامام به جای او و با پاسپورت او سوار این هواپیما شود.

این عضو تیم عملیات فرار شباهت کمی با عبدالامام داشت و با گریم، چهره‌ی خود را به او شبیه‌تر کرده بود. دولت نروژ نیز برای او پاسپورت دیگری تدارک دیده بود تا فردای آن روز در بحرین سوار هواپیما شود.

تغییر برنامه‌ی فرار در آخرین لحظه

چهارده ساعت قبل از اجرای نقشه‌ی فرار، ناصر ودادی که تنها کسی بود که در نزدیک به ۲ سال گذشته با عبدالامام در تماس مستقیم بود، پیغامی اضطراری برای تیم فرار فرستاد: «پرواز را متوقف کنید! “یورن” فیجی را ترک کرد.»

اعضای عملیات از مدت‌ها قبل در همه‌ی پیغام‌ها علی عبدالامام را “یورن” می‌نامیدند و به جای بحرین از فیجی استفاده می‌کردند.

معلوم شد که در آخرین ساعات قبل از شروع عملیات نجات یکی از هواداران این وبلاگ‌نویس مشهور به او دسترسی یافته و به او گفته است که می‌تواند وی را در اتومبیلی با نمره‌ی سیاسی و دولتی از مرز عبور دهد.

علی عبدالامام با این اتومبیل سیاسی وارد خاک عربستان و بعد کویت شد. از آن‌جا ماهیگیران او را به شکل قاچاقی با قایق ماهیگیری تا ساحلی در نزدیکی بصره در عراق بردند. این وبلاگ‌نویس سپس از بصره به نجف رفت و از نجف با هماهنگی‌های دولت بریتانیا توانست به لندن پرواز کند. انگلیس در عرض کمتر از دو هفته با درخواست پناهندگی او موافقت کرد.

علی عبدالامام که برای بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های عرب زبان یکی از نمادهای برجسته‌ی آزادی‌خواهی و حقوق بشر است، قرار است هفته‌ی آینده در “فروم آزادی اسلو” حضور یابد و برای اولین‌بار بعد از ۲ سال زندگی مخفی برای علاقه‌مندان و فعالان اینترنتی سخنرانی کند.

همسر و فرزندان علی عبدالامام هنوز در بحرین‌اند و سازمان‌های حقوق بشری امیدوارند که با فشار بر دولت بحرین بتوانند مقامات این کشور را راضی کنند که اجازه دهند آن‌ها نیز بحرین را ترک کنند و به علی عبدالامام بپیوندند.

No responses yet

May 16 2013

قالیباف شهردارتهران، به خاطر تصریح در اعمال خشونت باید به سیاهه ناقضان حقوق بشر اضافه شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کمپین حقوق بشر: کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

فخر ورزیدن نامزدریاست جمهوری درباره نقش مستقیم خود در خشونت و سرکوب

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲- کمپین بین المللی حقوق بشر درایران امروز از جامعه بین المللی خواست که محمدباقرقالیباف، شهردار تهران و یکی از نامزدهای ریاست جمهوری پیش روی ایران را به خاطر نقش گسترده در نقض حقوق بشر، شامل ممنوعیت سفر و مسدود کردن دارایی‌های احتمالی او در خارج ایران کند.

(فایل صوتی دوساعته)
برای شنیدن فایل صوتی با سایت کمپین مراجعه فرماید
کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

هادی قائمی، مدیرکمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت: «قالیباف در این نوار خود را به عنوان فردی خشن و بی رحم و به عنوان کسی که نقش تعیین کننده در سرکوب سالهای اخیر در ظرفیت های مختلف رسمی داشته مطرح کرده است. تحت مدیریت او، با توجه به پذیرش خودش دراین فایل صوتی، وضعیت پریشان کننده حقوق بشر در ایران، اگر بدتر هم نشود، همچنان ادامه خواهد داشت.»

در این فایل صوتی، قالیباف به صورت لجوجایه ای تلاش می کند که جزییاتی از دخالت خود را درسیاست‌های سرکوب گرانه و اجرای آنها نشان دهد:

– حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای که نوشته شد، بنده نوشتم. آقای سلیمانی هم بود باهم…کف خیابان وقتی به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی (سپاه پاسداران) بودم. عکس من روی موتور هزار با چوب هست. با حسین خالقی. واستادم کف خیابون، که کف خیابون اونجا رو جمع کنم. پس نگاه کنید، اون جایی که لازم بشه بیاییم کف خیابون چوب بزنیم، جزو چوب زناییم، افتخارمون هم هست….. اونجا می زدیم جلوشون رو می گرفتیم….از اون روز ما اون جایی که لازم بوده چوب بزنیم، کف خیابون چوب می زدیم. نگاه نکردیم من سردار فرمانده نیروی هوایی ام، تو رو چه به کف خیابون؟…

– من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

– شهرداری یک نهادعمومی غیردولتی است یک دستگاه امنیتی نیست ولی وقتی عملکرددستگاه های مختلف رو بعد از فتنه بررسی کردند ارزیابی کردند، شهرداری تهران در زمره پنج دستگاه امنیتی و انتظامی کشور که کار می کردند، بین آنها شهرداری دستگاه سوم شد. نه بین دستگاه های دولتی و بقیه دوایر بودند. پس نشان می دهد که شهرداری وسط میدان بوده و کارش را در طراز کارهای امنیتی انجام می داده.

قالیباف این اظهارات را در یک جمع خصوصی با دانشجویان بسیجی تندرو که براساس منبعی که نوار را دراختیار کمپین قرار داده در چند هفته اخیر به آن دسترسی پیدا کرده اند، مطرح کرده است. آنچه از محتویات این نوار بر می آید آن است که او در این جلسه تلاش می کند حضار را به خاطر عملکرد سختگیرانه اش و تاریخ افتخارآمیزی که از اعمال خشونت برای سرکوب تجعات و همچنین مقابله با ناراضیان سیاسی و اصلاح طلبان دارد، تحت تاثیر قرار دهد.

روزچهارشنبه بخش هایی از سخنان و فایل صوتی قالیباف توسط وب سایت کلمه و هچنین بی.بی.سی فارسی منتشر شده بود.

کمپین از اتحادیه اروپا و آمریکا می خواهد که فورا قالیباف را شامل لیست ناقضان حقوق بشرو همچنین در لیست افرادی که از سفر به این کشورها منع هستند قرار داده و دارایی های احتمالی او رادر این کشورها مسدود کنند.

No responses yet

May 15 2013

دو اظهار نظر متناقض قالیباف ظرف دو هفته: دفاع قالیباف از خود در پایگاه بسیج: مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :قالیباف برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال 82 و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.می گوید که در سال 1378 و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور 1000، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است….

پس از آنکه محمدباقر قالیباف در دیدار روز دوشنبه هفته گذشته در دانشگاه شریف مدعی شد که «دولت اصلاحات مجوز حمله به کوی دانشگاه تهران را در سال ۱۳۸۲ به ناجا داده بود و وی از آن جلوگیری کرده است»، گزارشی در اختیار کلمه قرار گرفته است که نشان می‌دهد متاسفانه آقای قالیباف نیز همچون احمدی نژاد راه خلاف واقع گویی را در پیش گرفته و مجوز “حمله و تیراندازی” به کوی دانشگاه بر اساس پیشنهاد شخص آقای قالیباف و تاکید ایشان بوده است.

به گزارش کلمه، محمد باقر قالیباف در دیداری با گروهی از منتقدان جوان خود و اعضای منتسب به بسیج به شبهات مطرح شده در مورد حوادث سال ۸۸ و عملکرد شهرداری تهران پاسخ داده است. از این جلسه که به صورت خصوصی برگزار شد طی هفته های گذشته خبرهایی به صورت کاملا گزینشی منتشر شد، از جمله اینکه او در سال ۸۸ بر اساس نظر آیت الله خامنه ای، به احمدی نژاد رای داده است.

اما مشروح سخنان اقای قالیباف که تا کنون منتشر نشده بود حاکی از حقایقی درباره شیوه و عملکرد وی می باشد که با اظهارات وادعاهایی که اخیرا طرح می‌شود ناسازگار است.

قالیباف در این دیدار (با اعضای منتقد قالیباف و منتسب به بسیج) برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.

قالیباف در سخنان خود از مخالفت آقایان معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می دهد و تاکید می کند که با برخورد تند وی، موفق می شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.

او همچنین با افتخار می گوید که در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است.

قالیباف در پاسخ به سئوالی، رابطه خوب خود را با اصلاح طلبان انکار کرده و می گوید که تعریف کردن اصلاح طلب ها از وی به خاطر این است که آنها، حزب اللهی ها را سر کار گذاشته اند و سیاسیون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با او بیشتر از هر کس دیگری عناد دارند.

شهردار تهران سخنانی نیز در مورد تلاش برای تغییر مدیران و بدنه سازمان همشهری مطرح می کند تا به قول او بدنه سازمان همشهری هم انقلابی شود. سخنانی که این سوال را در اذهان تداعی می کند که اگر وی ریاست دولت را بر عهده بگیرد، آیا قصد دارد بدنه دولت – یعنی تمام کارمندان – را هم به صورت کامل و انقلابی تغییر دهد یا خیر.

از دیگر صحبت های شهردار تهران می توان به این نکته اشاره کرد که به اعتقاد وی، مصلای تهران از آهن و مفتول ساخته شده است و معنویت ندارد. او برای انتقاد از سیاست های اقتصادی آقای هاشمی تلویحاً می گوید که مصلی تهران با مال حرام ساخته شده است.

قالیباف در این دیدار در شرایطی بارها از اخلاص و عمل صالح و نیت پاک می گوید که صحبت های خودش در یک جلسه خصوصی با منتقدانش و یک جلسه عمومی در دانشگاه شریف، کاملا متناقض است.

محمدباقر قالیباف در این صحبت ها سعی دارد که خودش را فردی منضبط، قدرتمند و مخالف با اصلاح طلبان معرفی کند که در حوادث مختلف کوتاه نمی آید و حتی مجوز تیراندازی در کوی دانشگاه را هم می گیرد. اما آنچه که در دانشگاه شریف توسط وی مطرح شد، سیاستمداری را نشان می دهد که در دو روز متفاوت و به مقتضای جلسه ای که در آن قرار دارد، حرف هایش را تحریف شده به اطلاع مخاطب می رساند.

محمدباقر قالیباف از سویی قصد دارد خودش را یک مدیر مدرن و تکنوکرات نشان داد و از سوی دیگر نمی خواهد برچسب “ساکتین فتنه” که توسط گروه های رادیکال متوجه وی می شود بی جواب بماند. به همین دلیل گاهی اوقات مجبور است صحبت هایی را مطرح کند که به آنها اعتقاد هم ندارد. صحبت های انتقادی وی نسبت به آقای هاشمی، در مصاحبه هفته گذشته با خبرگزاری فارس هم بر همین اساس قابل تحلیل است.

بخش هایی از سخنان آقای قالیباف در جمع بسیجیان منتقد وی که در اختیار کلمه قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

من فردی امنیتی هستم؛ سران فتنه بی عقل، بی دین و بی سیاست بودند

در مورد فتنه، من از اول اسم فتنه را به کار بردم. چون به هر حال بنده کار امنیتی و اطلاعاتی کردم و تشخیص می دهم و کارشناس این کار هستم. من در یک جلسه با سطح طبقه بندی بالا گفته ام که شاید بیشترین حرکت را برای جلوگیری از حادثه از شنبه تا ۵ شنبه [بعد از انتخابات] من و سردار سلیمانی با هم انجام دادیم.

همان موقع هم گفتم که جریانات فتنه (سران فتنه اسم مستعار نظام برای آقایان موسوی، کروبی و خاتمی است)، هم ما در عقل آنها، هم در دین و هم در اینکه آدم هایی سیاسی باشند شک داریم. من در مرداد ماه این را گفتم که رفتار اینها نه عقلانی است، نه دینی و نه سیاسی. آقای میرحسین اعتراض داری؟ تو که نخست وزیر این کشور بودی، شما که دم از قانون می زنی. باید از طریق قانون اعتراض کنی. البته ما هم باید به آنها مجوز تجمع می دادیم و فرصت را از فرصت طلبان می گرفتیم. در حالی که اینها می خواهند اوضاع را بهم بزنند.

در مورد شهرداری هم باید بدانید که شهرداری یک نهاد عمومی غیر دولتی است. ولی بر اساس ارزیابی عملکرد دستگاه های متعدد بعد از فتنه، شهرداری تهران در میان ۵ دستگاه امنیتی که کار در این مور کار می کردند، رتبه سوم را دارد. این نشان می دهد که شهرداری کارش را در طراز نهادهای امنیتی انجام می داده است.

من در سال ۷۸ پشت موتور ۱۰۰۰ جزو چوب‌زن ها بودم/ نامه فرماندهان به سپاه را من نوشتم

حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای را که نوشته شد من نوشتم (منظور نامه توهین آمیز فرماندهان سپاه به رئیس جمهوری محمد خاتمی بود). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با “چوب” هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن ها هستیم. افتخار هم می کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟

مجوز حمله به کوی دانشگاه و تیراندازی را با برخورد قاطعانه از شورای امنیت کشور گرفتم

سال ۸۲، بیست و پنج روز در کف خیابان درگیری بود. اینهایی که می گویند همه شان با فتنه مبارزه کرده اند و قالیباف مبارزه نکرده است، آن ۲۵ روز یک نفرشاان موضع گیری نکرد. ۱۰ تا وزیر استعفا دادند و نامه استعفای نفر یازدهم هم آماده بود که جلوی او را گرفتند. ۱۸ تا استاندار و ۱۲۰ تا فرماندار استعفا کردند. مجلس هم در اعتصاب بود که انتخابات دور هفتم را برگزار نکنند.

در سال ۸۲ بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

بعد رفتم به همکارانم گفتند که بروند استراحت کنند، چون قرار نیست اتفاقی بیفتد و توضیح دادم همین هایی که تو جلسه شورای امنیت کشور هستند باعث فتنه و شلوغی دانشگاه ها می شوند.

وقتی به مجلس ششم رفتم تا [درباره این اتفاقات توضیح بدهم]، بهزاد نبوی گفت که چه کسی تو را دعوت کرده است؟ گفتم اقلیت مجلس و آقای حداد، دعوت کرده اند. گفت اشتباه کردند تو را دعوت کردند. این چهار نفر، آقایان معین، لاری، یونسی و روحانی یک جوری حرف زدند که نفهمیدیم چه گفتند. بنده هم خیلی شفاف و روشن حرف هایم را مطرح کردم. وقتی من داشتم صحبت می کردم، خانم حقیقت جو بلند شد و گفت که آقای قالیباف، شما منظورت من هستم؟ گفتم که من چنین جسارتی نکردم. ولی همان ضرب المثل معروف هست که می گوید وقتی چوب رو برداری، گربه دزد فکر خودش را می کند، شاید از این باب بود. به خاطر این که من می دانستم اینها ۵ نفر هستند تو کوی می نشینند و بچه ها را [تحریک می کنند] و یکی ش هم این خانم بود.

قالیباف در صحبت هایی متناقض در حالی که پیش از این مدعی شده بود دوم خردادی ها دنبال شلوغ بازی بودند از تلاش خود برای اجازه مجوز تجمع به گروه های دانشجویی خبر می دهد و می گوید: در جلسه شورای امنیت کشور آقایان معین، ظریفیان، موسوی لاری، حسن روحانی و یونسی گفتند که اجازه تجمع و مجوز برای سالگرد کوی دانشگاه به دفتر تحکیم ندهید. فرمانده سپاه هم مخالف بود. تنها کسی که می گفت به آنها اجازه بدهیم من بودم. آنها که خودشان هم موافق دفنر تحکیم بودند می گفتند که آقای قالیباف، اینها می آیند شلوغ بازی در می آورند. اما من گفتم که امنیت را تامین می کنم. از آقا هم مجوز گرفتم و رئیس اینها را خواستم که بیاید و گفتم که شما مظلومیت ۱۸ تیر را دارید و نظام می خواهد به شما مجوز بدهد. اما در نهایت خودشان با بزرگ ترهایشان صحبت کردند و منصرف شدند.

به آنها می گویی کارنامه ات چیست؟ می گویند دو تا فحش دادیم

اینهایی که می گویند ما ساکت فتنه هستیم، سال ۸۲ که ۲۵ روز کف خیابان درگیری داشتیم کجا بودند؟ ۱۸ تیر کجا بودند؟ کسی نمی تواند بگوید ۸۸ مهم است و ما بودیم اما ۸۲ مهم نیست و ما نبودیم. چون رفته بودیم کاسبی کنیم. یا می گویند حادثه سال ۷۸ لازم نبوده یا حادثه سال ۷۶ [انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری] لازم نبوده یا جنگ و حادثه بنی صدر لازم نبوده است. برخی افراد که در [حوادث سال ۸۸] ظاهراً ادعای انقلابی گری داشتند، دوست داشتند بر بام این درگیری در کف خیابون به اسم انقلاب بدمند.

در جلسه شورای عالی امنیت ملی، آقای جلیلی در مورد مترو از من سئوال داشت که اینها به ضرر حزب الله و به نفع سبزها عمل می کنند. گفتم چه کسی این کار را می کند؟ جواب داد محسن هاشمی. گفتم محسن هاشمی مسئول ساخت متروست. یعنی تونل را می کند و مترو می سازد و تحویل می دهد. این قسمتی که کار برنامه ریزی قطارها در آن انجام می شود توسط یک شرکتی به نام بهره برداری مترو مدیریت می شود و فلانی مدیرعامل آن است. اصلاً بستن و بازکردن مترو ربطی به محسن هاشمی ندارد. دروغ به این بزرگی که تو حتی تشکیلات را هم نمی شناسی. بابا من کف خیابان خودم ایستادم و کار انجام می دهم. شما می آی این حرف را می زنی؟ بعد به من می گویند ساکت فتنه. اما به او می گویی کارنامه خودت را بده. می گوید من دو تا فحش دادم. خب دو تا فحش که موضوع نشد.

من در سال ۸۸ بنا بر نظر آیت الله خامنه ای به احمدی نژاد رای دادم

من در مورد رای خودم در سال ۸۸ می توانم اسم ببرم. آقای کاشانی و آقای بیادی شاهد هستند. آقای بیادی دنبال سردار رضایی بود. آمد پیش من. گفتم به نظر من خلاف نظر آقا داری عمل می کنی. گفت برای چه؟ گفتم چون آقا می گوید باید به احمدی نژاد رای داد. گفت تو این حرف را می زنی؟ گفتم آره. انتقاد من به احمدی نژاد، دلیل اینکه به احمدی نژاد رای ندهیم نیست.

نقش واعظ مهدوی در ستاد میرحسین

در مورد واعظ مهدوی توصیه ای به من شد و معلوم است که از کجا به من توصیه می شود (احتمالن منظور دفتر رهبری است). وقتی آمدن میرحسین موسوی قطعی شد و شورای نگهبان تایید کرد، افرادی بنا شد برای موسوی کار کنند. توصیه شد به من که افرادی دارند می روند در ستاد مهندس موسوی؛ خوب است که بچه هایی بروند در ستاد آقای موسوی که غیر از اینکه آقای موسوی آنها را قبول دارد، آنها هم بچه های متدین و انقلابی و سالمی باشند. یکی از آنها واعظ مهدوی بود که آقای میرحسین ایشان را قبول داشت. آقای واعظ هم متدین، حزب اللهی و متخصص است، اما گرایشش چپ است. کافر که نیست. وقتی که این توصیه به من شد، من آقای مهدوی را صدا زدم و توصیه کردم برو به میرحسین کمک کن. دلیلش هم این بود که بچه های متدین و حزب اللهی بروند و آدم های اصلاح طلب تند عقبه مجاهدین انقلاب و مشارکت نریزند دور میرحسین موسوی. واعظ مهدوی گفت که من خودم نمی خواهم بروم و حتی اگر بخواهم کمی کمک کنم، معنی اش این است که از وقت شهرداری بزنم و آنجا بروم. یعنی حقوق شهرداری را بگیرم اما جای دیگری کار کنم و راضی نیستم. یک هفته ای گذشت. ما دیدیم آدم هایی دارند جمع می شوند که نباید جمع شوند. دومرتبه از آقای واعظ خواستم برود به ستاد میرحسین کمک کند. او هم گفت که اگر نظر شما این است که من بروم اجازه بدهید ۲ ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم. من هم موافقت کردم.

می خواهم حتی بدنه سازمان همشهری را هم تغییر دهم تا انقلابی شوند

اساس و بنیاد موسسه همشهری ۲۰ سال قبل پایه گذاری شده است. حتمن آن پایه گذاری بر مدار انقلاب نبوده است. حداقل با باورهایی که ما داریم نبوده است. ۱۷ سال شهرداری بر این مدار چرخیده است. تا روزی که من آمدم شهرداری. در دوره آقای دکتر احمدی نژاد هم هیچ تغییری در سازمان همشهری داده نشده است. حداکثر این بوده که فقط یک رئیس تغییر کرده است. اما بدنه همان هستند. خیلی ها اصلن کارمند رسمی هستند و شما نمی توانید آنها را بیرون کنید. باید بروید دادگاه و اداره کار و دیوان عدالت اداری و … تا ۳ سال از مدیریت من هم همینطور بوده است. ولی الان بیشتر از ۲ سال است به این موضوع محکم پرداختیم تا بتوانیم تا بدنه پایین را تغییر دهیم. و تا حدی بچه های آنجا و مدیریت آنجا را به سمت بچه های ارزشی و انقلابی برده ایم.

اصلاح طلب ها ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار

شما می گویید اصلاح طلب ها از قالیباف تعریف می کنند یا قالیباف هر روز در دوران اصلاح طلب ها با آقای خاتمی فالوده می خورد. هیچ وقت آن جایی که احساس کردم اساس نظام و فرهنگ انقلاب در خطر است، پیش هیچ مسئولی کوتاه نیامدم. اینها، ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار. به خدا ما سر کار رفتیم. من با اطمینان می گویم دوستان، این قدر که سیاسیون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی با بنده عناد دارند عملاً و حتماً با دیگران در این زمینه ندارند. ای کاش من می توانستم بعضی از موضوعات را اینجا به شما بگویم. چند روز قبل فیس بوک آقای ابطحی را دیدید سر تونل چی نوشته بود؟ (یک نفر می گوید شما که گفتید وقت ندارید فیس بوک را ببینید. قالیباف جواب داد که من در خبر دیدم). از تونل رد شده بود. اما گفته بود که این تونل خوب است اما من گله مندی دارم از قالیباف و نمی خواهم بنویسم. من ابحطی را از قبل از انقلاب می شناسم. بچه مشهد است. بعد از انقلاب هم او رای می شناسم. اما وقتی احساس کردم که به عنوان بچه انقلاب باید بایستم که رئیس دفتر رئیس جمهور نشود ایستادم و نگذاشتم بشود. تا حالا هم نگفتم. حالا شما اینجا دیدید که یک رئیس دفتر قرار شد معاون شود، چه اتفاقی افتاد؟ (احتمالاً منظورش مشائی است)

پیمانکاران آقای هاشمی اقتصاد اسلامی بلد نبودند

در سال ۷۳ که برخی از همین آقایان که الان به آقای هاشمی فحش می دهند، آن روز دست آقای هاشمی را می بوسیدند، من با هاشمی در همین محل ریاست جمهوری صحبتی کردم که همان روز گریه کرد. گفتم ما به شما معترضیم. به این سبکی که در فرهنگ ساخت و ساز دارد انجام می شود معترضیم. ما این را قبول نداریم.

من به ایشان گفتم حاج آقا ما با شما در جنگ بودیم. حداقل ۶ سال از ۸ سال جنگ را شما فرمانده مستقیم جنگ بودید. من از شما سئوالم این است که وقتی در خراسان لشکر ۷۷ وجود داشت، چرا لشکر ۵ نصر امام رضا را درست کردید؟ گفت نمی شد. گفتم به همین دلیل و با این پیمانکارهایی که شما دارید، از آن اقتصاد اسلامی در نمی آید.

مصلی تهران از آهن و مفتول و مال حرام ساخته شده است

وقتی توی مصلای تهران می روید، چرا حس معنوی ندارد؟ اساسش مال این است که آنها را با آهن و مفتول و جراثقیل و افرادی ساخته اند که به هیچ عنوان باطن آنها، با اینجا انس برقرار نکرده است. وقتی خدا روح خودش را بر انسان دمید به او انسانیت و آزادگی داد، این انسانیت و آزادگی فقط در یک شرایط حفظ می شود که بر بستر اسلامیت و یک هدایت قدسی اتفاق بیفتد. اگر ما در مسجد “لرزاده” می رویم و حس معنوی پیدا می کنیم به خاطر این است که آن معماری که آنجا را ساخته است یا مسجد گوهرشاد را ساخته است، ۴۰ روز روزه می گرفته و بی وضو سر کارش نمی رفته است. مال حرام هم نخورده است. بعد می رود این ساختمان را می سازد. آدم از کنارش که رد می شود، معنویت او را می گیرد. اما ما مصلی درست می کنیم از آن فرار می کنیم. دو بار نماز جمعه برگزار کردیم و دیگر برگزار نکردیم. شما ۱۰۰۰ تا آیه قرآن هم بگذارید نمی توانید توی آن معنویت پیدا کنید.

من را نباید بر اساس پل و اتوبان ارزیابی کنید

ارزیابی مدیران در جمهوری اسلامی غلط است. باید اینطوری ارزیابی شود که چقدر قالیباف در شهرداری تهران کار کرده که مردم عبادت کنند. نه اینکه چه قدر پل و اتوبان ساخته است.

No responses yet

May 14 2013

رئیس پلیس ایران: از زنان کُردستانی عذر خواهی می کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: رئیس پلیس کشور به دلیل توهین نیروی انتظامی به زنان کُرد رسما از آنان عذر خواهی کرد.

پس از گسترده شدن اعتراض ها به اقدام نیروی انتظامی در پوشاندن لباس کُردی زنانه به تن متهمان برای تحقیر آنان، عصر امروز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت، “سردار اسماعیل احمدی مقدم” در جلسه پرسش و پاسخ در خصوص انتخابات ۸۸ و ۹۲ و طرح امنیت اخلاقی از زنان کُردستانی عذرخواهی کرد.

احمدی مقدم در پاسخ به سوال دانشجویی در خصوص پوشاندن لباس زنانه در مریوان به تن متهمان اظهار داشته ” لباس زنانه تن این اراذل و اوباش نکردند و آنها یک تن بان بود که روی سرش بسته بودند”.

وی در ادامه با اشاره به برخورد با ماموران متخلف می افزاید ” با ماموران متخلف برخورد کردیم، البته بار دیگر از تمام زنان کردستان عذرخواهی می کنم”.

پیش از این رئیس پلیس کشور در گفتگو با رسانه های داخلی با زشت خواندن اقدام نیروی انتظامی و دادن تذرات لازم به متخلفان با تاکید بر اینکه حکم گرداندن “اراذل و اوباش” را قضات صادر می کنند اظهار داشته بود “اساسا حکم گرداندن اراذل و اوباش را قضات صادر می‌کنند که این مسئله نیز باید در زمانی باشد که آثار مثبتی به همراه داشته باشد و اگر نیروی انتظامی برای اجرای حکم وارد عمل می‌شود، تنها همان حکم را باید اجرا کند.”

عذر خواهی رسمی سردار احمدی مقدم در حالی است که سردار “سعید منتظر المهدی” در رابطه با ماجرای شهر مریوان، به خبرنگاران گفته بود که گرداندن افراد در چارچوب طرح برخورد با “ارازل و اوباش” برای بازگرداندن احساس امنیت لازم است.

روز دوشنبه [۲۶ فروردین/ ۱۵ آوریل] یک منبع مطلع از شهر مریوان به پایگاه خبری تحلیلی روز (NNSROJ) گزارش داده بود که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در شهر مریوان- با هدف تحقیر کردن – لباس زنانه قرمز بر تن یک محکوم مرد کرده و او را در سطح شهر گردانده است.

فردای آن روز شماری از فعالان زن مریوانی با پوشیدن لباس قرمز و حمل پلاکاردهای در سطح شهر نسبت به این اقدام نیروی انتظامی اعتراض کردند. اعتراضی که به گزارش تشکل “انجمن زنان مریوان” نیروهای انتظامی آن را با حمله به معترضان و زخمی کردن تعدادی از آنها، سرکوب کردند.

اما این مساله تنها به اعتراض زنان مریوانی ختم نشد و در روزهای بعد واکنشهایی فراتر از سطح شهر مریوان را در پی داشت.

در پی این اقدام ده ها تن از مردان کُرد و غیر کُرد با ابتکار عمل “مسعود فتحی” فعال سیاسی، با پوشیدن لباس زنانه و پیام هایی در شبکه های اجتماعی به این حرکت مقامات جمهوری اسلامی اعتراض کردند.

که در همین راستا کمپینی اعتراضی تحت عنوان “زن بودن ابزار تحقیر و تنبیه هیچ کس نیست” در شبکه های اجتماعی شکل گرفت.

دو روز پس از گرداندن این شهروند مریوانی و گسترده شدن اعتراضات ۱۷ تن از نمایندگان مجلس با امضا نامه ای به این اقدام اعتراض کرده و به وزیر کشور و دادگستری ایران تذکر داده بودند. نمایندگان مجلس در نامه خود این اقدام دستگاه قضایی و انتظامی کشور را برخلاف قوانین شرع و اسلام دانسته بودند و درخواست کرده بودند که وزیر کشور با حضور در مجلس در این خصوص توضیح دهد.

No responses yet

May 12 2013

اسانلو:‌ تهديدها باعث شد از ايران خارج شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: منصور اسانلو، یکی از شناخته شده ترین فعالان کارگری ایران، می گوید، بعد از این که از سوی نهادهای امنیتی به «مرگ» تهدید شد،‌ تصمیم گرفت تا از ایران خارج شود. منصور اسانلو، رئیس سابق سندیکای کارگران شرکت واحد تهران که در حدود سه ماه پیش ایران را ترک کرده است، درباره تصمیم خود برای بازنگشتن به زندان و همچنین فعالیت های آینده اش با گلناز اسفندیاری گفت وگو کرده است.

آقای اسانلو شما سال ها در ايران تحت فشار بوديد، بارها دستگير و زندانی شديد. چرا الان تصميم گرفتيد که از کشور خارج شويد؟

اسانلو :‌ به اين خاطر که روز به روز فضای داخل ايران تنگ تر می شود و دستگيرها بيشتر شد و برای خود من هم به علت فعاليت هايی در ارتباط با هم پيوندی بين تشکل های موجود کارگری در داخل کشور مثل سنديکای شرکت واحد، سنديکای کارگران فلز کار مکانيک، نقاشان ساختمان ، پروژه ای، کانون مدافعان حقوق کارگران، اتحاديه آزاد کارگری و برخی ديگر از اين نهادها و افرادی که در حوزه فعاليت کارگری بودند، تلاش می کرديم که يک اتحاد پايه ای برای رسيدن به يک انجمن همبستگی و يک فدراسيون کارگری ايجاد کنيم.

من تقريبا از شهريور ماه سال قبل در اين رابطه خيلی فعال شدم و وقت بيشتری گذاشتم و همين طور هم در خود جلسات خانگی اعضای سنديکای شرکت واحد حضور داشتم که اين از چشم آقايان دور نماند و تهديدها و پيغام هايی برای من می فرستادند.

از سوی ديگر دو کفيلی که در سال ۹۰ برای آزادی من کفالت کرده بودند و زير فشارهای بين المللی من در خرداد ماه ۹۱ از زندان بيرون آمدم، کفالت هر دوی آنها را به اجرا گذاشته بودند و از آنها خواسته بودند که من را به دادستانی يا زندان معرفی کنند.

سير اين حوادث با اطلاعات ويژه ای که به می رسيد و حتی بحث اين مطرح بود که من را به شکلی ترور کنند يا با ماشين و به شکل يک تصادف و شبيه به قتل های زنجيره ای (ازبين ببرند) چون دستگيری های قبلی من هم همگی شان همين حالت را داشتند و من را هيچ وقت قانونی نگرفتند يا برگه احضاريه و جلب نشان بدهند يا با لباس نيروی انتظامی باشند، هيچ کدام از اينها نبود.

هميشه خودسرانه و با زد و خورد و به حالت آدم ربايی مرا می بردند که حتی بار آخر من فکر کردم ديگر کلکم کنده است.

مجموعه اين شرايط و حوادثی که رخ داد و اخبار و اطلاعاتی که به من رسيد به هر حال بعد از مشورت با برخی از دوستان که می گفتند ديگر ماندن تو به صلاح نيست، نهايتا خودم هم به اين نتيجه رسيدم که اگر بتوانم خدمتی انجام بدهم در زنده بودنم و با حرف زدنم و با خاطرات و مطالبی که به تدريج ارائه خواهم داد، شايد در جهت خدمت به آزادی طبقه کارگر و ديگر هم ميهنانم باشم.

در نتيجه تصميم گرفتم که اين بار ديگر به زندان برنگردم.

گفتيد که می خواهيد در خارج از ايران خدمت کرده و در زمينه حقوق کارگران فعاليت کنيد.

ولی واقعا فکر می کنيد بتوانيد از خارج از ايران موثر باشيد؟ بسياری از فعالانی که کشور را ترک کرده اند يا به فراموشی سپرده می شوند و يا اينکه ديگر نمی توانند واقعا فعاليت موثری داشته باشند.

درست است. تجربه های مختلفی هم در اين زمينه هست. اما گاهی تجربه های موفقی هم بوده است. اين که بيرون باشی يا در داخل کشور باشی فکر نمی کنم تعيين کننده باشد بلکه تعيين کننده آن است که در چه شرايطی باشی و چه امکاناتی در اختيار داشته باشی و اينکه خودمان در اينجا برای چه کاری حاضر باشيم و هزينه های آن را بپذيريم.

شما وقتی در ايران بوديد چندين بار دستگير شده و پنج سال هم زندان بوديد.
می شود به طور خلاصه برای ما بگوييد که در زندان با چه شرايطی مواجه بوديد و چه فشارهايی را تحمل کرديد؟

زندان های جمهوری اسلامی که اظهر من الشمسند. اولا خود زندان ها غير قانونی و غير استاندارند و چندين برابر ظرفيت پذيريش زندان در آنجا زندانی نگه داری می شود. و همين حجم کم و تعداد زياد زندانيان و کم بودن امکانات زندان ، بدترين مسئله همه زندانی ها، چه زندانيان سياسی و چه زندانيان سياسی است.

همين مسائل صنفی زندانی ها مثل آب کم برای حمام و شکستن شيشه های زندان در زمستان که بچه ها را مريض می کرد و غذايی که به زندانی می دهند که اصلا غذای خوبی نيست و هر چه که در اين سالها قيمت ها بالاتر رفته، کيفيت غذای زندان هم پايين تر رفته است و عدم امکانات پزشکی و انفرادی های طولانی مدت ، بازجويی های زير فشار و تهديد و گاه ضرب و شتم جسمی و گاه هم فشار انفرادی های طولانی مدت و اينکه سعی می کردند سکوت محض را حاکم کنند تا مغز شما به تدريج با سکوت خالی و تهی شود و مجبور شوی با بازجوی خودت حرف بزنی به عنوان کانال ارتباطی و بعد از انفرادی های طولانی فشارهايی مثل تهديد به مرگ و تهديد به مرگ زن و بچه و خانواده و تهديد به تجاوز به خانواده که مثلا آنها را هم می آوريم اينجا و چه بلاهايی به سرشان در حضور تو خواهيم آورد و اين که تو را به انفرادی طولانی مدت می اندازند و تو از دنيا بی خبر می مانی و طبعا اعتماد به نفست کم می شود و در سکوت محض توانايی فکر کردن و انديشيدن کم می شود چون اطلاعات کافی به مغزت نمی رسد و از اين دست فشارها.

شما وقتی زندان بوديد در خارج از کشور تلاش های زيادی شد تا در مورد شرايط شما اطلاع رسانی شود. کمپين های مختلفی تشکيل شد . آيا شما در داخل زندان می دانستيد که يک چنين تلاش هايی دارد برای شما انجام می شود ؟ و اصولا اين تلاش هايی که در خارج از کشور انجام می شود چه تاثيری بر وضعيت کسانی که در داخل زندان هستند، دارد؟

خانواده هايی که به ملاقات می آمدند و يا برخی از زندانيانی که فعال تر بودند ، به دادگاه می رفتند، به بيمارستان می رفتند و يا از زندان بيرون می رفتند گاهی از اين خبرهايی که بهشان می رسيد در هنگام برگشت، به ديگران هم منتقل می کردند و به هر حال زندانی در آن موقع با خبر می شد که فراموش شده نيست و اکنون که در کنج زندان افتاده دنيا به خاطرش حرکتی می کند، مردم فعاليت می کنند، روزنامه ای هست و می نويسند و می گويند.

اينها طبعا تاثيرگذار است و هر چه اين اطلاع رسانی ها بيشتر شود و زندانی ها گمنام نمانند و شناخته شوند ، دست و پای سيستم سرکوب گر امنيتی بسته می شود و زندانی ها در آنجا يک نفسی می کشند.

طرح اين مسائل در راديو و تلويزيون های بين المللی – چون داخل ايران که سانسور حاکم است- به گوش خانواده های زندانيان می رسد و آنها را هم اميدوار و خوشحال می کند که به هر حال عزيزشان که در زندان است فراموش نشده است.

فکر می کنيد الان مهم ترين مشکلات کارگران در ايران چيست؟

اول از همه اين است که کارگران را سرکوب می کنند تا تشکلی نداشته باشند. سنديکا، اتحاديه، مجمع عمومی، شورا و يا اسمش را هر چه می خواهيد بگذاريد، اگر به وجود بيايد خود به خود می تواند در مقابل مشکلات ديگر مقاومت کرده و جلوی بروز آنها را بگيرد.

مسئله کمبود دستمزدها و بعد از آن عدم امنيت شغلی و قراردادهای کار ی سفيد امضا، بی امضا و حتی گرفتن سفته از کارگران ، اجحاف به حقوق زنان کارگر که خيلی بيشتر از مردان کارگر در فشارند و اجحاف به بچه های کوچک و کودکان کار که استثمار می شوند و مزد بسيار کمی دريافت می کنند که در اين روزگار ديگر بخور و نمير هم نيست، بخشی از اين مشکلات است.

مسئله نداشتن مسکن، اجاره بهای سنگين و حق مسکن مختصر، عائله مندی که به بسياری از کارگران تعلق نمی گيرد وعدم مزايای شغلی بخشی از زنجيره مشکلات کارگری است.

به زودی انتخابات رياست جمهوری در ايران برگزار می شود. شما رای می دهيد؟

هنوز دارم فکر می کنم . اما رای به چی و به کی بدهيم؟ محيط خود حکومت همه راه ها را بسته است و ولايت فقيه … خودش را بر همه جا انداخته و تازه وقتی رای های مختلفی هم داده شد و امثال آقای خاتمی آمد بالا، باز هم آن بساط درست شد و متاسفانه همه دستاوردهايش از بين رفت.

بعد هم احمدی نژادی که خودش بالا آورد و می گفت از رفسنجانی که ۵۰ سال رفيق من بوده به من نزديک تر است، الان به جايی رسيده است که هی به مجلس می گويد شما هيچ نگو. به دولت می گويد تو هيچ نگو. به آن يکی می گويد تو سکوت کن. به سپاه پاسداران می گويد تو چيزی نگو. ولی همه شان ريخته اند به هم و ميليارد ميليارد از حقوق مردم را دارند می خورند و بالا می کشند و بعد هم در اين انتخاباتی که قرار است برگزار شود چه می خواهد بشود؟ اصلا معنا ندارد. پوچ می شود. وقتی ولايت فقيه آن بالا نشسته و ۸۵ درصد تا ۹۰ درصد اقتصاد و صد در صد سياست کشور در قبضه قدرتش گرفته است، رئيس جمهور چه کار می تواند بکند؟
اين رای دادن من که الان دارم فکر می کنم رای بدهم يا ندهم؟ اصلا می خواهد در نهايت می خواهد چه بکند اصلا؟ اين خودش ماجرايی است. من هنوز دارم به آن فکر می کنم.

No responses yet

May 07 2013

محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد.

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳ اردیبهشت ۹۲ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

www.hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .