اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Jun 06 2016

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

qمردم یارسان خواستار احقاق حقوق انسانی‌ و شهروندی خود هستند

این نامه، دومین نامه سرگشاده مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان  است که در اعتراض به تبعیض بر علیه پیروان آیین یارسان،خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته شده است

در این نامه که نسخه‌ای از آن به تمامی‌ رسانه‌های داخل و خارج کشور فرستاده شده  ، ولی‌ به دلایل نامعلومی  توسط اکثر رسانه‌های جریان اصلی‌  بایکوت خبری شده است، از رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان بالاترین مقام مسئول حفاظت از حقوق مردم ایران ،خواسته شده است تضییع حقوق مردم یارسان و گروانیدن اجباریشان به اسلام متوقف شود.

در بخش دیگری از این نامه سرگشاده آمده است که بسیاری از مردم یارسان بر اثر فشار‌ها و تبعیض‌های مستمر  بر آنها وادار به مهاجرت و خروج از ایران شده اند.

مشروح این نامه به جهت اطلاع رسانی در زیر می‌‌آید:

به نام خدا
تاریخ: 1395/3/15
رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران، جناب آیت الله خامنه ای؛
با درود و احترام!
بیش از 14 ماه است از ارسال رنج نامه ی مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان به حضور جناب عالي ـ كه رونوشت آن نیز به نهادهاي طراز اول حكومتي ارسال شد ـ مي گذرد. در نامه ی مذکور كه نسخه اي از آن مجدداً به پيوست، تقديم شده است، مصاديق بارزی از تبعيض كه در حکومت جمهوری اسلامی، به نام قانون بر مردم يارِسان ( اهل حق ) اعمال می شود، عنوان گرديد. به ویژه، به اطلاع رسید که در اعتـراض به استمرار رنج ها و حق کشی ها، سه نفر از جوانان یارسان در سال 1392، تنِ خويش را به آتش سپردند؛ تا فرياد دادخواهي جامعه ی مظلوم و محرومشان را به گوش مسئولان برسانند. در پی این حوادث، تجمعاتِ اعتراضیِ مسالمت آميزی در چندین استان برپا شد و مکرراً مطالبات و خواسته هاي قانوني و انسانيِ یارسان از طريق جمع آوري طومار، انتشار بيانيه و ايراد سخنراني به سمع و نظر مسئولين رسيد. نشست هایی نیز با مسئولان منطقه اي و ملی، از جمله رئیس محترم مجلس شوراي اسلامي و دستیار ویژه ی رئیس جمهورِ محترم، برگزار گرديد و وعده داده شد که مطالباتِ مردم يارسان در دستور كار قرار بگیرد و حقوقشان به آنها بازگردانده شود. لیکن متأسفانه، طبق روال گذشته همه ی آن وعده ها در زمان کوتاهی به بوته ی فراموشي سپرده شدند و حکایت به همان نحوی که بود، همچنان باقی ست!
استمرار وضعيت جاري، ما را به اين نتيجه رسانید كه بدون اراده و دخالت نهاد رهبري، اميدي به حل مشکلات عدیده ی مردم یارسان وجود ندارد. لذا، با توجه به اینکه يكي از اختيارات و تواناییهای مقام رهبری حل معضلاتي است كه از طریق نهادهاي دیگر قابل حل نیست، طي رنج نامه اي سفره ی دلمان را به روی جنابعالی گشودیم و استدعا کردیم که با اراده و تدبیر خود، گره از کار فرو بسته ی ما بگشایید. در نامه ی مذکور، ضمن طرح مطالباتِ برحقِ خويش، خواستار آن شديم كه جايگاه حقوقي آيين ياري ( اهل حق ) در قانون اساسي مشخص شود تا به تبع آن، حقوق قانوني و شهروندي مردمِ یارسان اعاده گردد.
با اینکه پاسخگویی به مطالبات ملت از بدیهی ترین وظایفِ حاکمان است، لیکن پس از نزدیک 15 ماه انتظار، نه-تنها هيچ گونه پاسخی ( مثبت يا منفي ) از طريق دفتر جنابعالي و ساير نهادهاي حكومتي دريافت نكرده ايم، بلكه عملاً با محدودیتها و مشكلات پيچيده تري نیز روبه رو شده ايم كه به نوعی صدور مجوزِ خشونت عليه مردم يارسان تلقی می شود. به عنوان مثال، اخيراً برخي از مراجع تقليد در فتواهای خود مردم يارسان را كافر و نجس قلمداد كرده اند كه عواقب خشونت بارِ اينگونه فتاوي، قابل کتمان نیست.
از آنجا كه فلسفه ی آیين ياري بر آشتي و مدارا و برابريِ همه ی انسانها، فارغ از رنگ و نژاد و قومیت و عقیده ی آنها، استوار است؛ ما خويش را در مقابل مـردم و تاريخ مسئول ميدانيم تا ضمن يادآوري شرايط خشونت بار منطقه با آگاهي از عواقبِ وخیمِ تبعيض ها و خشونت هاي زباني و قلمي و فیزیکيِ غیر مسئولانه ( و چه بسا هدفمند و آگاهانه) ـ دَين و مسئوليت خويش را در قبال ميهن و هم میهنانمان ادا نمایيم.
به وضوح می بینیم که مدتهاست منطقه ی خاورميانه و كشورهاي مسلمان، به نحو رقت باری درگير خشونت و خونريزي و هرج و مرج و نابساماني شده اند. جنگهاي فرقه اي و مذهبي كه به نام اسلام و به دست مسلمانان در جریان است، هر روز جمعي از مسلمانان و غير مسلمانانِ بیچاره را غرق سیلابِ خون می کند و گویا پایانی براي این همه کشتار و تجاوز و ویرانی و آوارگی وجود ندارد. جداي از اينكه چنین پديده ی شومی از كجا طراحي و مديريت می گردد، به ظـاهر مجريانش مسلماناني هستند كه غالباً از ميان تحقيرشدگان و قربانيانِ تبعيض و بي¬عدالتي در شرق و غرب برخاسته اند و موتورِ محركِ آنها تعصبات مذهبيِ كور و فتواهاي مراجعي است كه خون انسانهاي دگرانديشِ مسيحي و يهودي و سنی و شيعه و ايزدي و يارسان و… را حلال دانسته و براي پاداش متجاوزان و قاتلان، منافع دنيوي ( سلطه بر مال و جان و ناموس مردم ) و پاداشِ اخروي ( بهشت برين ) را وعده مي دهند!

با استناد به قراین و شواهد موجود، اين آتشِ خانمان سوز در حال گسترش است و هیچ تضميني وجود ندارد كه مرزِ
مشخصی را بشناسد. به همین خاطر، وظیفه ی معنوي، انساني و عقلاني، حکـم میکند که مسئولين نظام جمهوري اسلامي به نسبت جايگاه شرعي و حقوقي و قانونيشان با تقويت همبستگي و ايجاد حس تعلقِ آحاد مردم به اين آب و خاك، مانع از سرايت هيولاي خشونت به كشورمان گردند. ما معتقدیم که ضمانت رسيدن به اين مهم، رفع تبعيض، ايجاد برابري در حقوق، گسترش روح برادري و صمیمیت بر اساس ارزشهاي انساني و ممانعت از توليد خشونت است.
در فاصله ی بين نگارش اين دو رنج نامه، مردم يارسان نظاره گر كوچ بي سابقه ی هزاران نفر از فرزندان نااميد و عاصي از تبعيض و تحقير و تیره روزی به سوي ناكجا آبادي بوده اند كه سرانجام مشخصی ندارد. گرچه مشخص است که استمرار اين سرخوردگي و يأس و بی آیندگی، آينده ی خوبي را براي همه ی ما رقم نخواهد زد و معلوم نيست كه واكنش هاي آتیِ اين قربانيانِ تبعيض و این معترضان به شرايط ناعادلانه چه خواهد بود و یا آتش بيار كدام معركه خواهند شد؟
تجربه ی تاريخي نشان داده است كه ريشه ی اختلافات و كينه هاي سياسي چندان عميق نیست و چه بسا پس از تغييرِ شرايط، مخالفانِ ديروز متحدان امروز شوند؛ اما كينه هاي مذهبي، به درازاي قرنها در حافظه ی تاريخيِ انسانها باقي مي مانند و در شرايط مختلف توليد و تكثير مي شوند.

همه ی ما میدانیم که انجام وظیفه برای هرکسی فضیلت است و جنابعالي نیز علاوه بر مسئوليت قانوني و شرعی در رهبريِ بزرگترين كشورِ مسلمانِ شيعه مذهب، مسئول حفاظت از حقوق همه ی انسانهاي تحت حاكميتِ خود هستید. شما وارث انقلابي هستيد كه قرار بود تمام مردم از هر عقیده و مرامی ( به قول رهبر و بنیان گذار انقلاب، حتی كمونيست ها) در آن آزاد بوده و از حقوق انساني برخوردار باشند. به حق، انتظـار مي رفت که دعوت به دین اسلام، با رعایت اصل آزادی و احترام به عقاید و حقوق انسانهای دیگر و خلق فرصتهای مساوی برای همگان انجام بگیرد، نه با تحت فشار قراردادنِ مردم و تضييع حقوق آنها و تلاش برای استحاله و گروانیدنِ اجباريشان به اسلام!
با توجه به اصول انسانی و اعلامیه ی جهانیِ حقوق بشر و تعهدات بین المللیِ کشورمان و وعده های بنیانگذار جمهوریِ اسلامی در رعایت حقوق شهروندی، مجدداً تقاضا داريم كه در سومین سالگرد جانفشانی يارانمان، با استفاده از اختيارات خود به نداي حق طلبانه ی مردم یارسان پاسخ دهید تا با رفع موانع قانونی و سلیقه ای و رسميت يافتن جايگاه حقوقيِ آيين ياري، شرايطي فراهم شود كه این مردم نیز در سرنوشت خويش دخيل و از حقوقی برابر با ساير هم وطنان، بهره مند گردند.
بگذاریم خوش بینانه، سکوت و بایکوت و عدم پاسخگویی به مطالبات خود را نرسيدن رنج نامه هايمان به مسئولان عالیِ کشور ارزيابي نماییم و این دادنامه را به صورت سرگشاده در اختيار رسانه ها نیز قرار دهيم؛ بلکه از در، یا راهی دیگر به سمع و نظر ایشان برسد.
با تقديم احترام
مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان

پانزدهم خرداد 1395
رونوشت:
– دبیر محترم شورای نگهبان
– رئیس جمهور محترم
– رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
– رئیس محترم قوه ی قضائیه
– رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
– رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری

name2 a

name2 b

No responses yet

Jun 06 2016

وزیر کشور: به گفته رهبر تغییرات اجتماعی باید مهندسی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزیر کشور ایران روز دوشنبه در جلسه‌ای در مجلس گفته است رهبر جمهوی اسلامی بر «لزوم مهندسی تغییرات اجتماعی» در ایران تاکید کرده و در جلساتی با رهبران سه قوه در مورد «آسیب‌های اجتماعی»، «دستوراتی» داده‌است.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، روز دوشنبه ۱۷ خرداد در جلسه‌ای در مجلس شورای اسلامی از آیت‌الله خامنه‌ای نقل کرده است که «باید تغییرات سبک زندگی را مدام تعقیب و متناسب با الگوهای رفتاری،‌ ایرانی و اسلامی سبک زندگی را تعریف کنیم.»
او اشاره‌ی دقیقی به این الگوها نکرده و در عین حال مشخص نشده است چه فرد، سازمان یا گروهی قرار است «سبک زندگی» شهروندان را تعریف کند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، وزیر کشور دولت حسن روحانی روز دوشنبه گفته است آیت‌الله خامنه‌ای طی ۶ ماه گذشته «سه بار در مورد آسیب‌های اجتماعی» با «سران قوا و تمامی مسئولان اجتماعی» جلسه داشته‌‌ و «دستوراتی» داده‌است.
به گفته آقای رحمانی فضلی، آیت‌الله خامنه‌ای در مورد «سبک زندگی» نیز در چندین جلسه و سخنرانی «مفصلا» صحبت کرده است.
رهبر جمهوری اسلامی طی ماه‌های گذشته به حملات لفظی و انتقادات خود از سبک زندگی معاصر مردم در ایران افزوده است.
او، از جمله، به آموزش زبان انگلیسی ایراد گرفته، گفته از «برند» بدش می‌آید، از «بچه‌پولدارهای نوکیسه» انتقاد کرده و خواستار اصلاح «الگوی مصرف» شده است. [بیشتر بخوانید]
رهبر جمهوری اسلامی نگرانی خود در مورد آموزش علوم اجتماعی و انسانی را نیز پنهان نکرده و خواستار «مهندسی فرهنگی» آن شده است.
رحمانی فضلی نیز می‌گوید آیت‌الله خامنه‌ای بر «لزوم مهندسی و هدایت تغییرات اجتماعی» تاکید کرده‌است.
همزمان با گفته‌ها و انتقادهای اخیر آیت‌الله خامنه‌ای گزارش‌هایی از شلاق خوردن جوانان در مهمانی مختلط، تشکیل پرونده قضائی برای مدیران صفحاتی در اینستاگرام ، بازداشت ده‌ها نفر از شرکت‌کنندگان در مهمانی‌های خصوصی یا تشکیل «ستاد بحران فضای مجازی» منتشر شده است.
وزیر کشور ایران تغییرات مدام اجتماعی در ایران را ناشی از «رشد تکنولوژی، سطح سواد و آگاهی، انفجار اطلاعات، مصرف انبوه و افزایش سطح ارتباطات» دانسته است.​
۱۱ میلیون حاشیه‌نشین
عبدالرضا رحمانی فضلی در بخشی دیگر از سخنان خود گفته است ۱۱ میلیون نفر حاشیه‌نشین و نزدیک به ۲۷۰۰ محله حاشیه‌نشین در ایران وجود دارد.
به گفته آقای رحمانی فضلی از ۱۱ میلیون حاشیه‌نشین، سه میلیون نفر، تقریبا ۳۰ درصد کل آنها، در حاشیه تهران، مشهد و اهواز زندگی می‌کنند.
سال گذشته مدیرکل پیشگیری‌های وضعی معاونت اجتماعی قوه قضاییه گفته بود که بر اساس پیش‌بینی‌ها، شمار جمعیت حاشیه‌نشین ایران تا پایان سال جاری به بیش از ۱۳ میلیون نفر خواهد رسید. رقمی که بیشتر از رقم اعلامی از سوی وزیر کشور است.
آمارهای گوناگونی از میزان حاشیه‌نشینی در ایران ارائه شده است که لزوما با یکدیگر سازگاری ندارند. وزارت بهداشت زمانی شمار حاشیه‌نشینان را بالغ بر ۱۰ میلیون نفر عنوان کرده بود. وزیر راه و شهرسازی نیز در جریان یک نشست، این رقم را یک سوم جمعیت شهری ایران (بالغ بر ۱۸ میلیون از ۵۵ میلیون نفر) برآورد کرده بود. [بیشتر بخوانید]

No responses yet

Jun 03 2016

رییس‌جمهور ایران: فاصله‌ای میان ما و رهبر وجود ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در یک سخنرانی گفته است فاصله‌ای میان دولت و رهبر ایران وجود ندارد.

او شب گذشته، سیزدهم خرداد، در مراسم بیست و هفتمین سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده است: “آنانی که آرزو دارند فاصله ما با یکدیگر و قوا با رهبری را مشاهده کنند، این آرزو را با خود به گور خواهند برد.”

پیشتر معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر آقای روحانی رسانه‌های به گفته او “معاند” را به “خبرسازی و جعل خبر” با نیت ایجاد “تقابل” میان دولت و رهبر متهم کرده بود.

واکنش معاون ارتباطات دفتر آقای روحانی به خبری بود که بر اساس آن گفته شده بود آیت‌الله علی خامنه‌ای دستور داده “تغییراتی” در دولت ایجاد شود از جمله آن که برادر رییس جمهور از دولت “کنار گذاشته شود.”

بیشتر بخوانید: ۱۱ اختلاف علنی رهبر و رییس‌جمهور ایران

حسن روحانی در سخنرانی شب گذشته خود در مقبره بنیانگذار جمهوری اسلامی با تشریح چگونگی انتخاب رهبر وقت ایران، یادآور شد که آیت‌الله علی خامنه‌ای در زمان رسیدن به رهبری شرط مرجعیت نداشته است و با نظر آیت‌الله خمینی این شرط حذف شده است.

او توضیح داد: “امام مسیر بازنگری قانون اساسی را هموار کرد. چه کسی می‌توانست شرط مرجعیت را از رهبری بردارد؟ امام گفت مرجعیت لازم نیست و اگر مجتهدی از سوی نمایندگان ملت مورد تایید قرار بگیرد، او فقیه خواهد بود.”

در قانون اساسی ایران در زمان درگذشت آیت‌الله خمینی تصریح شده بود که رهبر کشور باید از میان مراجع تقلید شیعه انتخاب شود.

بیشتر بخوانید: ولایت منهای فقاهت؟

رییس‌جمهوری ایران در سخنان خود از انتخاب مجلس خبرگان وقت حمایت کرده و آیت‌الله خامنه‌ای را “سالم‌ترین، آگاه‌ترین و با لیاقت‌ترین فرد” برای رسیدن به رهبری توصیف کرده است.

در مراسم شب گذشته به گزارش ایرنا عده‌ای سعی کردند سخنرانی حسن خمینی، حامی سیاسی رییس‌جمهوری ایران را بر هم بزنند. بیشتر اینجا بخواند.

No responses yet

Jun 01 2016

مینو خالقی با دستور آیت‌الله خامنه‌ای «از ورود به مجلس بازماند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک نماینده مجلس شورای اسلامی روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد خبر داد که پرونده مینو خالقی، منتخب سوم مردم اصفهان، با دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران بسته شده و وی از ورود به مجلس باز مانده است.

محمد جواد فتحی، نماینده تهران در مجلس دهم، گفته است که تصمیم نهایی را آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به نظر هیات حل اختلاف بین قوا اتخاذ و به ریاست مجلس ابلاغ کرده است.

وی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا افزوده است: «پیرو بحثی که در شعبه ۲ در خصوص طرح اعتبارنامه خانم خالقی مطرح کرده‌ بودم، دیروز با دکتر لاریجانی دیداری داشتم و خدمت رییس مجلس عرض کردم که باتوجه به استنادها و ادله حقوقی، این اعتبارنامه باید در اختیار مجلس قرار گیرد و از ایشان خواهش کردم که به‌ نوعی به شعبه دستور دهند که اعتبارنامه خانم خالقی هم مورد بررسی قرار بگیرد و به صحن بیاید».

بنا به اظهارات این نماینده مجلس، آقای لاریجانی به او گفته است که نظر نهایی اعلام شده و این مسئله از حیطه بررسی مجلس و سایر قوا خارج شده است.

آقای فتحی می‌گوید که آیت‌الله علی خامنه‌ای پس از درخواست علی لاریجانی، پرونده مینو خالقی را به هیات حل اختلاف قوا ارجاع داد «و این هیات نیز نظر شورای نگهبان را می‌پذیرد و در نهایت، رهبری این نظر را به مجلس ابلاغ می‌کنند».

شورای نگهبان پس از اعلام رسمی نتایج انتخابات اصفهان، آرای خانم خالقی را بدون ذکر دلیل باطل اعلام کرد. به دنبال مخالفت دولت با این تصمیم شورای نگهبان و اصرار طرفین بر مواضع‌شان، موضوع به هیات حل اختلاف بین سه قوا ارجاع شد که این هیات به نفع شورای نگهبان رای داد.

آقای فتحی در بخش دیگری از گفت‌وگویش با خبرگزاری ایلنا با اشاره به اینکه «پرونده مینو خالقی در شعبه دو بررسی اعتبارنامه‌ها بسته شده است»، در عین حال گفته است: «البته خانم خالقی می‌تواند موضوع را از طریق دیوان عدالت اداری و کمیسیون اصل نود پیگیری کند و موضوع بررسی اعتبارنامه خالقی با رسیدگی به درخواست استفساریه وزارت کشور توسط مجلس متفاوت است».

موضوع دیگری که در این پرونده محل اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور شده است، نحوه راهیابی جایگزین خانم خالقی به مجلس دهم است. وزارت کشور می‌گوید نفر ششم فهرست منتخبان که حد نصاب لازم را کسب کرده باید به مجلس معرفی شود.

علیرضا آجودانی منتخب ششم اصفهان نیز از نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات هفتم اسفند ۹۴ بود.

این در حالی است که شورای نگهبان از انتخاب جایگزین وی در انتخابات میان دوره‌ای سخن به میان آورده است که سال آینده همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد.

نمایندگان اصلاح‌طلب و هوادار دولت حسن روحانی امید داشتند که اعتبارنامه مینو خالقی از سوی وزارت کشور به مجلس ارائه شود تا نمایندگان در این زمینه تصمیم‌گیری کنند ولی با ابلاغ حکم رهبر ایران که در نظام جمهوری اسلامی از وی به عنوان «فصل الخطاب» نام می‌برند عملا راه برای ورود مجلس به این پرونده بسته شد.

اعضای هیات حل اختلاف میان قوا که از سوی آیت‌الله خامنه‌ای تعیین شده‌اند وابسته به جریان اصولگرا هستند که رقیب اصلی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس بودند.

ریاست این هیات با محمود هاشمی شاهرودی است و دیگر اعضای آن را محمد حسن ابوترابی، نایب رییس مجلس نهم، مرتضی نبوی از چهره‌های اصولگرا و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عباسعلی کدخدایی سخنگوی سابق شورای نگهبان و صمد موسوی خوشدل از مسئولین حقوقی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تشکیل می‌دهند.

پیش از این علی مطهری نماینده تهران در مجلس از وزارت کشور خواسته بود تا اعتبارنامه خانم خالقی را صادر کند و تهدید کرده بود که در صورت ارسال نشدن اعتبارنامه وی به مجلس، وزیر کشور استیضاح خواهد شد.

در واکنش به این درخواست، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور ایران گفت که هیات نظارت اصفهان و بعضی از اعضای هیات اجرایی اعتبارنامه خانم خالقی را امضا نمی‌کنند، بنابراین «اعتبارنامه‌ای وجود ندارد» تا وزارت کشور آن را به مجلس بفرستد.

No responses yet

May 30 2016

«قدردانی» آیت‌الله خامنه‌ای از نمایشگاه کاریکاتورهای هولوکاست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: خبرگزاری فارس گزارش داده که رهبر جمهوری اسلامی ایران از برگزاری مسابقه بین‌المللی کاریکاتورهای هولوکاست «قدردانی» کرده است.

این در حالی است که کشورها و نهادهای بین‌المللی بسیاری در جهان برگزاری نمایشگاه کارتون و کاریکاتورهای هولوکاست در ایران را محکوم کرده بودند.

خبرگزاری فارس شنبه هشتم خرداد نوشته است، قدردانی دفتر رهبر انقلاب اسلامی از «رویداد هنری» برگزاری مسابقه بین‌المللی کاریکاتور هولوکاست با ارسال یک پیام صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش، دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای «پیام قدردانی» را به مسعود شجاعی طباطبایی دبیر این نمایشگاه و مسابقه ابلاغ کرده است.

شجاعی طباطبایی به فارس گفته بود، «طی تماس تلفنی از سوی دفتر حضرت آقا به بنده گفته شد که ایشان فرموده‌اند این کار، عالی است».

هولوکاست واژه‌ای است که به کشته شدن بیش از شش میلیون تن از یهودیان در زمان حکومت نازی‌ها دراروپا و جنگ جهانی دوم اطلاق می‌شود اما در سال‌های گذشته نهادهایی در جمهوری اسلامی ایران این کشتار همگانی را با کاریکاتور ارتباط داده‌اند.

یهودیان می‌گویند رنج تحمیل شده به یهودیان به‌دست نازی‌ها در این کاریکاتورها به سخره گرفته می‌شود.

وزارت امور خارجه آمریکا، موزه هولوکاست واشینگتن و نیز یونسکو در روزهای گذشته، برگزاری نمایشگاه و مسابقه کاریکاتورهای هولوکاست در ایران را محکوم کرده بودند.

سخنگوی وزارت امور خارجه برلین نیز گفته بود، وزیر خارجه آلمان در سفر سه ماه پیش به تهران، به مقامات ایران گفته بود مانع از برگزاری چنین نمایشگاهی شوند، و افزوده بود، آلمان «متأسف است که ایران این توصیه را رعایت نکرده است».

سخنگوی وزارت خارجه آلمان تاکید کرده بود که این کشور مسئولیت هولوکاست و کشتار شش میلیون یهودیان را که در زمان نازی‌ها رخ داد، پذیرفته و نباید به رنج بازماندگان هولوکاست افزود.

همچنین سباستین کورتز که تا چند روز پیش وزیر امور خارجه اتریش بود، در توییتر خود نوشته بود، «من کاملاً این مسابقه به‌شدت نفرت‌انگیز را محکوم می‌کنم. ایران به میلیون‌ها قربانی هولوکاست توهین می‌کند».

دولت اسرائیل از جامعه جهانی خواسته بود، «به این اقدام نفرت‌انگیز ایران واکنش نشان دهند».

بنیامین نتانیاهو یکشنبه ۲۶ اردیبهشت در نشست دولت خود گفته بود، این نمایشگاه در تهران نشان می‌دهد که ایران از قصد خود برای نابودی اسرائیل دست برنداشته و «زمینه برای برای به راه انداختن یک هولوکاست دیگر آماده می‌کند».

نخستین نمایشگاه کاریکاتورهای هولوکاست در ایران در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد برگزار شد اما از بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، این نخستین بار است که این نمایشگاه و مسابقه فعالیت خود را تجدید کرده است.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران ماه گذشته در پاسخ به پرسش رسانه‌های بین‌المللی گفته بود، دولت ایران ارتباطی با این نمایشگاه ندارد.

اما شجاعی طباطبایی گفته بود او از سوی نهادهای وابسته به وزارت ارشاد به ریاست نمایشگاه منصوب شده هر چند که افزوده بود، وزیر خارجه ایران از این امر بی‌خبر بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، شجاعی طباطبایی در روز گشایش نمایشگاه گفته بود «هدف ما نفی یا اثبات هولوکاست نیست…اما چرا تاوان هولوکاست را باید مردم مظلوم فلسطین پس بدهند؟».

روز گشایش دومین نمایشگاه و مسابقه بین‌المللی کاریکاتورهای هولوکاست برای ۲۵ اردیبهشت تعیین شده بود.

۲۵ اردیبهشت، چهاردهم ماه مه، با شصت و هشتمین سالروز استقلال اسرائیل مصادف بود، که فلسطینی‌ها آن را «یوم النکبه» (به عربی؛ «روز فاجعه») می‌نامند.

در فضای نمایشگاه ۱۵۱ کارتون‌های واصله از ۵۰ کشور در معرض دید بود اما در فضای مجازی آن، بیش از هفتصد کارتون واصله دیگر نیز قرار گرفته بود.

نمایشگاه و مسابقه کاریکاتورهای هولوکاست دوشنبه دهم خرداد با اعطای چندین جایزه نقدی به مبلغ کلی پنجاه هزار دلار به کار خود پایان می‌دهد.

No responses yet

May 25 2016

ریاست جنتی، انتقام از رای‌دهندگان تهرانی و سیطره خامنه‌ای بر خبرگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: انتخاب احمد جنتی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رویداد سیاسی مهم و معناداری است. دبیر شورای نگهبان موفق شد با کسب ۵۱ رای از ۸۸ رای نمایندگان مجلس خبرگان پنجم بر کرسی ریاست مجلس خبرگان برای دو سال تکیه بزند. رقبای ناکام او ابراهیم امینی و سید محمود شاهرودی بودند که به ترتیب ۲۱ و۱۳ رای آوردند.

فعالیت این دوره مجلس خبرگان از حساسیت‌های بالایی برخوردار است. احتمال تعیین جانشین رهبری و همچنین اختلاف برداشت بر سر کارکرد مجلس خبرگان و نوع نظارت بر عملکرد ولی فقیه تنور انتخابات این دوره را داغ کرد و برای نخستین بار فضای دوقطبی کم‌دامنه‌ای در رقابت‌های انتخاباتی شکل گرفت. منتها رد صلاحیت‌های گسترده و مهندسی انتخابات اجازه نداد تا تغییر معنادار و بزرگی در اکثریت خبرگان و جریان حاکم بر آن رخ دهد. کماکان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و اصول‌گرایان سنتی نقش مسلط‌شان را حفظ کرده‌اند.

تنها در انتخابات به شکل نمادین برخی از نزدیکان خامنه‌ای چون محمد یزدی، محمدرضا مدرسی یزدی و محمد تقی مصباح یزدی نتوانستند وارد خبرگان پنجم شوند. رفسنجانی توانست برخی از نیروهای همسو با خود را وارد مجلس کند و تأثیرگذاری بر انتخابات داشته باشد. اما تعداد کم این افراد و همچنین نامشخص بودن تمایل آنان برای فعالیت فراکسیونی ظرفیتی برای تغییر موازنه قوا ایجاد نکرد. همچنین دو قطب شکل‌گرفته در انتخابات مخالفت‌ها با اثرگذاری بلوک رفسنجانی- روحانی و اصلاح‌طلبان در مجلس خبرگان را نیز تشدید کرد. اصول‌گرایان و نیروهای موسوم به ولایتمدار بیش از گذشته انگیزه برای مهار بلوک فوق و خنثی‌سازی تحرکات آنها را پیدا کردند.

نتیجه انتخابات هیئت رئیسه نشان داد که موقعیت مسلط ولی فقیه بر مجلس خبرگان تداوم یافته و ترکیب کنونی نزدیکی و تبعیت بیشتری از رهبری در مقایسه با مجلس چهارم دارد. در هیئت رئیسه همه افراد اعم از رئیس، نواب رئیس، منشی و کارپرداز همه از نزدیکان و چهره‌های شاخص اصول‌گرایان هستند. تنها دُرّی نجف‌آبادی نزدیکی به هاشمی رفسنجانی دارد؛ ولی سوابق وی این احتمال را قوت می‌بخشد هنگامی که مجبور به انتخاب در دو راهی شود، خامنه‌ای و نهاد ولایت فقیه را برمی‌گزیند. غیبت حسن خمینی و حضور محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی در مراسم افتتاحیه نیز وجه نمادین بالادستی مقربان خامنه‌ای در مجلس خبرگان را نمایان ساخت.

نمودار زیر بر اساس معیارهایی چون سابقه سیاسی، دیدگاه‌ها، حضور در فهرست‌های انتخاباتی و تعلق سازمانی، آرایش سیاسی منتخبان مجلس خبرگان پنجم را نشان می‌دهد:

با تطبیق این آمار بر نتایج انتخابات هیئت رئیسه و ملاحظه غیبت دو نفر از اعضاء و باطل شدن یک رای می‌توان در خصوص ۸۵ رای مأخوذه در انتخاب رئیس به گمانه‌زنی زیر پرداخت:

اصول‌گرایان اعم از سنتی و تندرو در حدود ۶۵ رای در مجلس داشتند که به نظر می‌رسد ۱۴ نفر از آنها به احمد جنتی رای نداده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت ۱۳ رای شاهرودی از این جمع گرفته شده‌است. نیروهای نزدیک به ائتلاف رفسنجانی- اعتدالی‌ها واصلاح‌طلب‌ها در حدود ۱۹ نماینده و منفردها نیز ۴ نماینده داشتند. به احتمال زیاد دو رأی بیشتر امینی از منفردها کسب شده‌است و تقریباً رایی از اصول‌گرایان بدست نیاورده‌است. دو نماینده غایب نیز از منفردها بوده‌اند و رای باطل شده نیز شاید به اصول‌گرایان تعلق داشته‌است.

در ادامه پیامدهای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان پنجم به اختصار شرح داده می‌شود:

* افزایش قدرت تندروها در خبرگان

کسب ۵۱ رای احمد جنتی که به بخش تندروی اصول‌گرایان تعلق دارد و شکست افرادی بینابینی چون امینی نشان می‌دهد که گرایش اکثریت خبرگان بیشتر به سمت بخش تندرو متمایل شده‌است. جنتی ۶ رای بیشتر از آراء محمد یزدی در آخرین سال انتخابات هیئت رئیسه در مجلس خبرگان چهارم آورد. اهمیت این مسئله وقتی بیشتر روشن می‌شود که در اولین انتخابات هیئت رئیسه بعد از درگذشت آیت‌الله علی مشکینی، جنتی با کسب ۳۴ رای رقابت را به اکبر هاشمی رفسنجانی با ۴۱ رای باخت. وقتی برای نخستین بار محسن حیدری نماینده منتخب خبرگان پنجم بعد از تعطیلات نوروز پیش‌بینی کرد جنتی به ریاست خبرگان سخن برگزیده خواهد شد، کمتر ناظری پیش‌بینی می‌کرد چنین سناریویی به تحقق بپیوندد.

محمد علی موحدی کرمانی بخت بیشتری داشت. بنا به ادعای حسین ابراهیمی از اعضاء جامعه روحانیت مبارز تهران، جنتی تا روزهای آخر پیشنهاد کاندیداتوری برای ریاست را نپذیرفته بود و این امر در ساعت‌های پایانی قبل از برگزاری نشست خبرگان رخ داد. بدین ترتیب در روزهای پایانی مانده به انتخابات تحولاتی رخ داد که معادلات را عوض کرد.

اعلام انصراف موحدی کرمانی و بیان اینکه جمع زیادی از اعضاء خبرگان به دنبال ریاست جنتی هستند، روشن ساخت که جانشین شیخ محمد یزدی از جنس وی خواهد بود و فقیهی دیگر از شورای نگهبان رئیس خبرگان پنجم می‌شود.

این فقیه ۹۰ ساله در شرایط عادی بخت بالایی برای ریاست نداشت. اما اتفاقاتی که در انتخابات خبرگان روی داد و منجر به ناکامی نمادهای رهبری و همچنین اول شدن وی از آخر در جمع منتخبان استان تهران شد، باعث گشت در واکنش به این مسئله و خنثی‌سازی آثار روانی شکست نهاد ولایت فقیه و دهن‌کجی به رأی‌دهندگان تهرانی، اراده قدرت بر مدار تعیین ریاست وی قرار گیرد. توجه به کدهای موجود در پیام خامنه‌ای به اجلاس افتتاحیه خبرگان پنجم آشکار می‌سازد که در تحقق این رویداد مداخله رهبری و ارسال پیام‌های مشخص از سوی محافل بالای قدرت از خارج به مجلس خبرگان نیز تأثیرگذار بوده‌است.

* ناکامی رفسنجانی و تضعیف موقعیت وی

اکبر هاشمی رفسنجانی از ناکامان این رویداد بود. بر خلاف ادعای وی ترکیب هیئت رئیسه نه تنها از دید وی خوب نیست بلکه با انتظاراتش از مجلس خبرگان فاصله چشمگیری دارد. رئیس اسبق مجلس خبرگان بعد از موضع‌گیری‌هایش در جریان جنبش سبز که با رهبری زاویه آشکار داشت و به نفع جنبش اعتراضی سمت‌گیری کرد، مقامش را از دست داد و حساسیت‌ها در رأس قدرت نسبت به ریاست وی فعال شد. در این دوره نیز رفسنجانی با درک موازنه قوا و فقدان هر گونه بختی برای رئیس شدن، ناگزیر به سمت کاندیدا کردن چهره‌های میانه و بینابین رفت. انتخاب او ابراهیم امینی فقیه ۹۱ ساله بود که در فصل مشترک اصول‌گرایان و حلقه نزدیکان رفسنجانی قرار دارد. اما این تمهید در فضای دوقطبی شکل گرفته کارساز واقع نشد.

رفسنجانی و نیروهای نزدیک به وی در مجلس خبرگان دچار خطای محاسبه شدند و بر خلاف انتظار آنها نه تنها نامزدی امینی باعث کناره‌گیری دیگر رقبا نشد، بلکه با رایی کمتر از نصف آراء جنتی، قافیه را باخت. از ابتدا معلوم بود امینی شانس بالایی ندارد. عدم تطبیق کامل مواضع او در چارچوب انتظارات رهبری و بخش مسلط قدرت و همچنین نداشتن سابقه احراز مناصب ارشد در جمهوری اسلامی، ریاست احتمالی او را با چالش‌های جدی مواجه می‌ساخت. امینی فقط در شرایطی که اصول‌گرایان دچار تشتت می‌شدند و یا بنا بر انتخاب فردی بود که مورد اتفاق نظر هر دو جریان اصلی مجلس خبرگان باشد، امکان موفقیت داشت. آنچه در انتخابات هیئت رئیسه رخ داد این فرضیه را قوت می‌بخشد که دست‌کم تا زمانی که رهبری در قید حیات است، موقعیت رفسنجانی و ائتلاف سیاسی متبوع او در مجلس خبرگان حاشیه‌ای است. مقایسه نتایج دو دوره اخیر ریاست خبرگان نشانگر کاهش تعداد نمایندگان همسو با رفسنجانی از ۲۴ به ۲۱ عدد است.

* تداوم افول هاشمی شاهرودی

هاشمی شاهرودی نیز از ناکام‌های این دوره از انتخابات هیئت رئیسه بود که نه تنها در کسب مسند ریاست ناکام ماند بلکه جایگاهش از از نائب رئیس اول به نائب رئیس دوم تنزل پیدا کرد. این مرجع تقلید ۶۸ ساله متولد نجف و عضو فقهای شورای نگهبان متمایل است که رهبر آینده جمهوری اسلامی شود. اما رفتار نوسانی وی در سیاست باعث شده تا هر دو جناح اصلی نظام از وی رویگردان شوند. شاهرودی به دلایلی چون سابقه مخالفت با آیت‌الله خمینی پیش از انقلاب در نجف در حلقه خودی‌های کارگزاران قدیمی نظام نمی‌گنجد. اتهاماتی که در خصوص فساد اقتصادی پیرامونش وجود دارد، نیز در دور ساختن او از کرسی ریاست و نایب رئیسی اول نیز بی تأثیر نبود. با این اتفاق احتمال اینکه وی جانشین خامنه‌ای گردد، ضعیف‌تر از گذشته شد.

* شوک به صادق لاریجانی

یکی از پیامدهای مهم انتخابات هیئت رئیسه ناکامی صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در انتخابات نواب رئیس بود. محمدعلی موحدی کرمانی و سید محمود هاشمی شاهرودی به ترتیب با کسب ۶۵ و ۶۳ رای بر وی پیشی گرفتند. کسب تقریباً ۴۴ رای علاوه بر اینکه شکست معناداری برای این فقیه ۵۶ ساله است، پوشیدن احتمالی ردای ولایت فقیه وی در آینده را نیز در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد. رای کم وی برای نایب رئیسی می‌تواند حامل عدم نگاه مثبت اکثریت مجلس خبرگان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به ارتقاء مدارج سیاسی باشد و همچنین این احتمال را قوت بخشد که وی گزینه مد نظر رهبری برای جانشینی نیست.

تحلیل نتایج انتخابات هیئت رئیسه ابعاد بیشتری نیز دارد که از حوصله این یادداشت خارج است. جنتی با تعاریف و تمجیدهایی که در ضیافت شام خبرگان از رهبری کرد، نشان داد این مجلس را در چارچوب «بصیرت مد نظر وی» و «حفظ هویت انقلابی و اسلامی ادعایی نظام» اداره خواهد کرد. در کل می‌توان گفت این رویداد، بالادستی رهبری و اصول‌گرایان در بلوک قدرت را نمایان ساخت که انتخابات اسفند ماه خللی در آن ایجاد نکرده‌است. همچنین اراده جدی بخش مسلط قدرت و نیروهای ولایت‌مدار کنونی در حفظ وضعیت موجود و تداوم سیطره بر نهاد ولایت فقیه در دوران پساخامنه‌ای را بازتاب داد که وضعیت دشواری را برای جناح میانه‌روی حکومت ایجاد می‌نماید.

——————————-

نظرات طرح شده در این یادداشت، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

May 25 2016

ملتی که خر شد باید سوارش شد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر


کاریکاتور ازمانا نیستانی

الاغی با پیژامه‌ی راه راه…

برای یک کارتونیست در هرجای دنیا داشتن اندکی سواد طراحی و حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی از ملزومات حرفه است. برای یک کارتویست ایرانی اما دیدن مجموعه‌ای از مستند “راز بقا” می‌تواند مکملی حیاتی باشد! مشتاقان “راز بقا” به کرات دیده‌اند تمساح گرسنه با چه ترفندی گورخری را که برای رفع عطش به کنار برکه‌ی آب آمده شکار می‌کند. تمساح تظاهر می‌کند کنده‌ی درختی است بی‌خطر، شناور بر آب راکد. گورخر تشنه چند دقیقه‌ای با شک به کنده‌ی شناور بر آب نگاه می‌کند و وقتی تسلیم عطش شد… شکار می‌شود. در برکه‌ی کم عمق اما خطرناک مطبوعات ایران کارتونیست‌ها همان گورخرهایی هستند که باید تفاوت کنده و تمساح را قبل از سر فرو بردن در آب تشخیص دهند وگرنه خیلی سریع بدبخت می‌شوند.

به عنوان الاغی با پیژامه‌ی راه راه اولین رویارویی با تمساح برایم بسیار غیرمنتظره اما عبرت‌آموز از کار درآمد…

…آقای بازجو اصرار داشت مرد ریشویی که کشیده بودم همان “مقام معظم رهبری” است و من انکار می‌کردم و توضیح می‌دادم که فقط یک احمق می‌تواند کاریکاتور آقا را بکشد و به این بزرگی زیرش امضا بگذارد بعد هم فرار نکند تا دو روز بعد موقع گاز زدن ساندویچ دستگیرش کنند و من هرچه باشم احمق نیستم… با زبان بی‌زبانی می‌خواستم بگویم که تمساح قاعده‌ی بازی را رعایت نکرده و بجای این‌که منتظر بماند تا گورخر کنار برکه برود خودش با تاکسی دنبال گورخر افتاده است!

حاج آقای بازجو که شاید یکی دو سالی از من جوان‌تر بود به وجود عقل در کله‌ی گورخری که وقتش را صرف کشیدن “کارتونک” می‌کند باور نداشت و دستور داد تا انگیزه‌ام را از توهین به مقدسات به تفصیل بنویسم. قبل از این‌که قلم روی کاغذ بگذارم سرم را بلند کردم و گفتم: حاج‌آقا، من فقط یک مرد ریشو کشیده‌ام و ریش هم که به خودی خود مقدس نیست. شما را بخدا آخر بز هم ریش دارد، آیا بز مقدس است؟!…

– اگر بز مال آقا باشد مقدس است…

نوشتم که قرار بود هزار تومان بابت کشیدن این طرح دستمزد بگیرم که حالا مطمئنم هرگز نخواهم گرفت. پوزخندی زد که معنایش این بود: خر خودتی…

خودم را خری می‌دیدم در پیژامه‌ای راه راه که لای دندان‌های تمساح دست و پا می‌زند… به سمت نسخه‌ای از مجله که روی میز بود اشاره کردم و گفتم طرحم را نگاه کنید آخر هیچ شباهتی به آقا ندارد و پاسخ شنیدم که اگر شبیه بود که خودم همین‌جا و با دست‌های خودم خفه‌ات کرده بودم و لازم نبود زحمت استنطاق و دادگاه و زندان بکشی! منطق حاجی، منطق تمساح گرسنه‌ای بود که غریزه‌اش حکم به پاره کردن و بلعیدن داده است… از دیدن چهره‌ی نورانی بازجویی که می‌توانست من را بخاطر کشیدن عکس آقا خفه کند بعد به خانه برود تا شام بخورد دچار دل‌پیچه شده بودم. احساس می‌کردم مردن صدبار از دیدار روی این برادران شیرین‌تر است. گفتم هر اعترافی که دوست دارید از زبان من بشنوید مرقوم بفرمایید تا امضا کنم… روز سوم بازداشت بازجویی تمام شد… روز چهارم خسته، ترسیده و کثیف روبروی قاضی کشیک دادگاه انقلاب نشسته بودم و گوشه‌ی چشمم می‌پرید. حاج‌آقای کشیک سرش را مقابل صورتم آورد و پرسید بازجو کتکت زده؟ البته بوی دهانش بهتر از قبلی‌ها بود- جواب دادم که نه، متاسفانه لازم نشد. حاج آقا صورتش را چند سانتی‌متر جلوتر آورد و مستقیم به چشمهایم زل زد و گفت: ببین جوان- آن موقع هنوز جوان بودم- ما تکلیف‌مان با منافقین روشن است. آن‌ها با اسلحه مقابل ما ایستاده‌اند و ما هم اعدام‌شان می‌کنیم اما تکلیف‌مان با تو روشن نیست، هرقدر به این طرح نگاه می‌کنیم نمی‌فهمیم واقعا خواسته‌ای به آقا توهین کنی یا نه! بعد مشفقانه نصیحتم کرد: بعد از این یا ریش نکش یا اگر کشیدی جوری بکش که ما هم بفهمیم… به حاج آقا قول دادم که دیگر باین راحتی دم به تله ندهم، حاج آقا هم قول داد که در اولین فرصت اعدامم کند… فشار دندانهای تمساح که کم شد پاچه‌ام را رها کردم و گریختم.

نوزده سالی که بعد از این ماجرا در ایران کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم. مثلاً فهمیدم که آدم‌های گردن کلفت بیشتر راغب هستند تا هوش و وقت اندک‌شان را صرف صدور جملات بی‌معنی اما گوهربار بکنند و از تایید دیگران لذت ببرند و فرصت زیادی برای فکر کردن ندارند. آن‌ها برای بهانه گرفتن از یک کاریکاتور فقط به نشانه‌های ساده و سرراست اهمیت می‌دهند. پس به این نتیجه رسیدم که هرقدر بیشتر از نشانه‌های کمتر آشنا استفاده کنم شانس بیشتری برای غر زدن و آزاد ماندن خواهم داشت. مهم‌ترین نشانه ریش بود که در انحصار روحانیت است، بعد از آن عصا و چفیه است که نشانه‌های “آقا” است. کشیدن دستمال روی دهان یا چشم یا پیشانی خطرناک است چون به بسیج برمی‌خورد. کشیدن چند پیرمرد درحال چرت زدن توهین مستقیم است به “خبرگان رهبری”. کشیدن میمون نمایندگان مجلس را عصبانی می‌کند. کشیدن کوسه که چند سالی خطر داشت یکی از موارد نادری است که در استفتائات جدید حلال اعلام شده اما کشیدن تمساح کماکان شرط عقل نیست. کسی که با قرشته‌ی عدالت شوخی کرده حتما قصد توهین به مقام منیع ریاست قوه‌ی قضاییه را داشته که منصوب آقاست و کسی که پشت به دستگاه تلویزیون نشسته قصد زیر سوال بردن ریاست محترم صدا و سیما را دارد که آن هم مال آقاست.­.. و هیچ‌وقت از یاد نبردم که هیچ بزی را شبیه به بز نکشم وقتی که صاحب‌اش را نمی‌شناسم.

امروز که جایی امن‌تر از تهران زندگی می‌کنم هنوز به قولی که به حاج آقا دادستان کشیک داده‌ام وفادار هستم. “آقا” را با چنان دقتی می‌کشم که ایشان حتما بفهمد منظورم چه کسی است و مطمئن هستم حاج آقای کشیک هم بر سر قولی که به من داد ایستاده است…

ایران وایر

No responses yet

May 24 2016

علی خامنه‌ای خطاب به نیرو‌های حزب‌الله: برهم زدن برنامه‌ها و سخنرانی‌ها فایده‌ای ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای اعلام کرد با اقدامات برخی نیروی‌های حزب‌الله به منظور مخالفت و ممانعت با برگزاری برخی سخنرانی‌ها و برنامه‌ها در ایران مخالف است.

آقای خامنه‌ای این مطلب را در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه «امام حسین» بیان کرده است.

وی گفته «گاهی جوان‌های احتمالاً صالح و مؤمنی، با یک کسی یا جلسه‌ای مخالفند؛ بنا می‌کنند هیاهو کردن، جنجال کردن و شعار دادن؛ من با این کارها موافق نیستم.»

خامنه‌ای افزوده که چنین رفتار‌ها و اقداماتی را «بی‌فایده» می‌‌داند و معتقد است که «فایده در تبیین و کار درست و هوشمندانه است.»

رهبر جمهوری اسلامی اضافه کرده «گاهی برخی از روی اغراض این کارها را می‌کنند، به پای بچه‌های مؤمن و حزب‌اللهی می‌اندازند.»

برخی نیرو‌های حزب‌الله در سال‌های اخیر بارها مانع اجرای برخی برنامه‌ها و سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان و نیرو‌های مستقل در شهر‌های مختلف ایران شده‌اند.

این اتفاق در جریان انتخابات اخیر مجلس بارها اتفاق افتاده و تعداد قابل توجهی از این برنامه‌ها لغو یا به درگیری ختم شده بود.

خبر تکمیلی عصرایران

No responses yet

May 19 2016

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌نیوز» اعلام کرد: تشکیل کمیته‌ی جدید برای انتخاب گزینه‌های رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آفتاب: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اعلام اینکه “فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم”، به «آفتاب‌نیوز» گفت: در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد.
سرویس سیاسی- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌‌نیوز» به مسائلی تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شومدرباره انتخابات، مجلس خبرگان رهبری و رئیس آینده آن، رفع حصر، روابط ایران با عربستان و آمریکا و همچنین دولت روحانی و برجام پرداخته است.
بخش اول این گفت‌وگو که در آن به بحث مجلس خبرگان رهبری پرداخته شده است را در ادامه می‌‌خوانید. همچنین بخش دوم این گفت‌وگوی تفصیلی به‌زودی در «آفتاب‌نیوز» منتشر خواهد شد.
***
بسیار ممنون هستیم که با توجه به این همه فشارها و مشکلات و کارهایی که دارید، این وقت گرانبها را در اختیار ما گذاشتید. با توجه به نتایج انتخابات 7 اسفند، شما فضای خبرگان آینده را چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید محتمل‌ترین گزینه برای ریاست مجلس خبرگان چه‌کسی است؟
● بسم الله الرحمن الرحیم، اوّلاً فضای خبرگان در آینده با تغییر چند نفر مثل سابق خواهد بود که سالی دوبار اجلاس رسمی و در هر اجلاس چند سخنرانی داشتند. در مورد ریاست خبرگان هم هرگونه که نمایندگان خبرگان تصمیم بگیرند، انتخاب خواهد شد. من که فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم. برای اینکه اولاً الان در همین جا کارم بیش از ظرفیت وجودی من است و کار‌های زیادی داریم. در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. خبرگان کاری جاری آن‌گونه ندارد و فعلاً سالانه 2 اجلاس دارد و معمولاً هم سخنرانی‌های پیش از دستور است و برنامه خاصی ندارد. البته بعضی از کارها را دبیرخانه خبرگان در قم انجام می‌دهد. الحمدلله فضای خبرگان به‌خاطر حضور بیش از 84 عالم مجتهد خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد. البته باید ببینیم رقابت‌هایی که در آنجا هست، چگونه خواهد شد. باید اعتبار مجلس خبرگان حفظ شود.
○ با توجه به نفوذ و شناختی که دارید، تحلیل و پیش‌بینی شما از فضای خبرگان چگونه است؟
● افراد جدیدی را که آمدند، درست نمی‌شناسم. غیر از کسانی را که خودمان معین کردیم، در شهرستان‌ها عده‌ای آمدند و من خیلی با آنها آشنا نیستم. فقط اسم‌شان را می‌دانم.
امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند/ایشان سالم و سرحال هستند و بحث های مربوط به رهبری آینده بیشتر رسانه ای است
○ زمزمه‌های انتخاب رهبر آینده در رسانه‌ها بوده و با توجه به اهمیت این دوره‌ مجلس خبرگان، برنامه‌ی خاصی برای ریاست این دوره‌ـ نه شخص شما بلکه گزینه‌های دیگرـ مدنظر شما نیست؟
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
● امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند که هنوز ادامه می‌دهند. ایشان 5 سال از من کوچکتر هستند و غیر از مشکل جسمی که با ترور آن‌گونه شدند، سالم و سرحال هستند. بحث‌های مربوط به رهبری آینده، بیشتر رسانه‌ای است.
مسأله اساسی وجود خبرگان انتخاب رهبری و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است
○ رهبری هم در صحبت‌هایشان اشاراتی داشتند.
● ایشان با آینده‌نگری مطالبی می‌گویند. البته خود مجلس خبرگان به‌خاطر احتمال به‌وجود آمده است. یعنی هر لحظه‌ای که رهبری مشکل پیدا کند و یا مریض شود و یا فوت کند و یا اشکالاتی از لحاظ قانونی پیدا کند، چون مشروعیت نظام الان با رهبری است، باید به‌گونه‌ای آماده باشیم که بلافاصله اقدام کنیم. زمانی که امام رحلت کردند، خبر را شب پخش نکردیم و تا فردا همه را از سراسر کشور شبانه دعوت کردیم و آمدند و تا عصر فردا کار را تمام و بعد خبر را اعلام کردیم. جامعه نمی‌تواند بدون رهبر بماند. لذا من فکر می‌کنم مسأله اساسی وجود خبرگان این است و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است که این دو وظیفه را انجام می‌دهد. چون یک گروه نظر می‌دهند و اگر اشکالی ببینند، خدمت ایشان می‌روند و ایشان جواب می‌دهند و یا اصلاح می‌کنند. برای رهبری که گفتم الحمدلله آیت‌‌الله خامنه‌ای هستند و برای ریاست هم، گفتم که ضرورتی برای حضور به عنوان رئیس در خبرگان نمی‌بینم. وقتی که باشم، می‌توانم کار کنم. هیأت رئیسه هست و کار می‌کند. چون خبرگان خیلی کار ندارد که انسان خیال کند ریاست آنجا خیلی مؤثر است. خود رهبری خبرگان را به ارتش تشبیه کردند. مانند گروه‌های نظامی هستند و فعلاً مانور می‌دهند و آمادگی پیدا می‌کنند، اما جنگی نیست و آنها برای روز مبادا آماده هستند.
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
کمیته‌ جدید مشغول کار است و افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند
○ قبلاً گفته بودید که کمیته‌ای تشکیل شده تا گزینه‌های رهبری را بررسی ‌کند.
● آن کمیته از اول طراحی شده بود. یعنی از همان اوایل یک کمیته سه نفره‌ را هیأت رئیسه به صورت مخفیانه تعیین کرد و با 300، 400 نفر صحبت کردند و افکار آنها را در‌نظر می‌گیرند. البته آنها نمی‌توانند تصمیم بگیرند. گزارشی را تهیه می‌کنند و در صورتی که لازم باشد، آن را می‌آورند. چون آن موقع فرصتی نیست که برویم و بگردیم. باید همه‌ی کارها را کرده باشیم. البته دوره‌ی آن کمیته تمام شد و کمیته‌ی جدیدی آمده و مشغول کار است. افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند.

No responses yet

May 18 2016

غائلۀ لسان انگریزی-رامین کامران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

ایران لیبرال: حرفهای اخیر خامنه ای در باب زبان انگلیسی که گفته و گذشته، بدون اینکه موضوع اصلی گفتارش باشد، واکنشهایی را موجب گشته که با شادی از پیدا شدن فرصت حمله به او ابراز میشود و همیشه هم ربط درستی به آنچه که گفته است ندارد. او به تدریس انگلیسی به رغم فارسی ایراد گرفته است و گفته که زبانهای اروپایی دیگر را نیز باید تدریس کرد و توجه انحصاری به زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی یا زبان علم و… نابجاست. تکرار اینکه یادگیری انگلیسی مفید یا لازم است، نه نشان از درک درست سخنش دارد و نه جواب حرفهای اوست.

چه گفته
در گفته هایش دو نکتۀ مهم و خلاف معمول هست که چندان مورد توجه قرار نگرفته و باید به آنها دقت داشت. اول از همه اینکه مخالفت با غرب از آنها مستفاد نمیشود. اگر این مخالفت کلی بود، حتماً وی صحبت از تدریس فرانسه و آلمانی و… نمیکرد.
دومی هم به همین اندازه غیرمعمول است ولی محتاج مختصری توضیح. اسلامگرایی نوعی است از فرهنگ مداری (culturalisme) و در بینشهای فرهنگ مدار، معمولاً به دو عامل اهمیتی اساسی داده میشود: مذهب و زبان. در بسیاری فرهنگها این دو را میتوان با هم و در موازات هم در مرکز گفتار فرهنگمدار قرار داد، ولی در ایران نمیتوان. نمیتوان چون این دو کمابیش با هم در موقعیت تخالفت تاریخی قرار دارد ـ فرهنگ ایران، مثل تاریخش دو لایه است. این دو لایه به کلی بیگانه و بی پیوند نیست، ولی هر کدام محور روایتی از فرهنگمداری است که در بیان ایدئولوژیکش تمایل به بی اهمیت شمردن دیگری و حتی حذف آن دارد. اسلامگرایان همیشه برتری اسلام را مد نظر داشته اند و از ابتدای انقلاب در راه تحمیل این عقیده، بسیار کوشیده اند. اصرار بر گسترش تدریس زبان عربی، به عنوان زبان اسلام، آن هم به صورت زبان زندۀ امروزی و نه محض خواندن آثار کلاسیک! در کشوری که زبان عربی در آن همیشه حکم زبان مرده را داشته، بارزترین نمونۀ این گزینش ایدئولوژیک بود و به شکست مفتضح و کامل انجامید. جالب این است که در اینجا خامنه ای تأکید را بر زبان فارسی گذاشته، کاری که اصولاً خاص انواع و اقسام ایران مدارانی است که مهری به اسلام ندارند! به دلایل پیروزی زبان پارسی در برابر حملات، در مقاله ای دیگر اشاره کرده ام و اینجا به آن نمیپردازم. به هر صورت معلوم است که خامنه ای، هم به دلیل بستگی به این زبان و ادبیاتش و هم واقعبینی، پیروزی مزبور را پذیرفته است. مقصودش دفاع از هر چه باشد، از زبان فارسی صحبت میکند.

نگرانی او از چیست
محور سخن خامنه ای زبان انگلیسی است، اما موضوع نگرانی وی بیش از آنکه فرهنگی باشد، به طرز بارزی سیاسی است. البته با در نظر گرفتن خصلت فرهنگمدار ایدئولوژی اسلامگرا، منطقی است که مسئله بدین ترتیب مطرح گردد، چون در این بینش، فرهنگ اصل است و سیاست تابع. این همه تحلیل های یاوه ای که از انقلاب اسلامی به این طرف، برخی مستشرقان بی صلاحیت و شاگردان کودنشان، محض توضیح این انقلاب بر پایۀ اعتقادات مذهبی ایرانیان به خورد ما داده اند و همه اش انعکاس کمرنگ یا پررنگی از گفتار اسلامگراست، بر این محور میچرخد.
در اینجا هم باید در درجۀ اول توجه داشت که هیچ زبانی مجموعۀ علاماتی خنثی و بی ارتباط با تاریخ حیات مادی و معنوی مردمانی که به کارش میگیرند، نیست تا بتوان بدون هیچ مشکل با یک مشت علامت معادل، جایگزینش نمود ـ فرضاً مثل ریاضیات. این امری است که بر هر دانشجوی سال اول زبانشناسی هم روشن است. تصور فراگیری هر زبان بدون اعتنا به فرهنگی که این زبان حمل میکند، باطل است. زبان را از گفته ها و نوشته های کاربران آن، فرا میگیرند. تا زندگی این کاربران و فرهنگ کشورشان را نشناسید، زبانشان را هم درست نمیتوانید یاد بگیرید. مثال خوب و دم دستی این امر ترجمه هایی است که برخی با صرف اتکأ به لغتنامه انجام میدهند، این متون قادر به رساندن جوهر مطلب نیست و اغلاط فاحش دارد.
زبان انگلیسی هم، مثل هر زبان دیگر، فرهنگی را با خود حمل میکند. این امر نه جدید است، نه خارق العاده، نه خطرناک. فقط باید به چند نکته توجه داشت. اول از همه اینکه آشنایی با هر فرهنگ به معنای قبول آن نیست. این هم یکی از مشکلات بینشهای فرهنگمدار است که افراد را در مقابل فرهنگ، منفعل و بی مقدار میشمرد و قاطعاً تابع آنچه که فرهنگ زیستگاهشان در ذهن آنها درج کرده است. در عمل داستان غیر از این است، فرد آزاد و قادر به انتخاب است و در هنگام تماس با یک یا چند فرهنگ، گزینشهای خویش را بر اساس معیارهای مختلف انجام میدهد. دیگر اینکه هیچ فرهنگی، مجموعۀ پیوسته و بی تضادی نیست که هر گوشه اش را گرفتید باقی اجباراً به دنبالش بیاید و تا گوشه ای از فرهنگی را رها کردید، باقیش هم از دست برود ـ درست بر خلاف فرضهای فرهنگمداری. در هر فرهنگی حوزه های پیوستگی و ناپیوستگی هست و گستره و فشردگی آنها با هم متفاوت است. آخر اینکه اصلاً تماس با این و آن فرهنگ الزاماً از طریق فراگیری زبان حاصل نمیگردد و در دسترس همه هست، از ورای انواع رسانه ها، ترجمه ها و… سالهاست که تلویزیون و سینما در این زمینه نقش اصلی را بازی میکند. نشستن پای تلویزیون کجا و زحمت یادگیری زبان کجا؟
خامنه ای از نفوذ سیاسی کشورهای انگلیسی زبان و در صدرشان آمریکا نگران است و تصور میکند که گسترش بی محابای زبان انگلیسی که حامل فرهنگ آنهاست، راه نفوذ سیاسی شان را صاف میکند. اینجا هم باید دید که مقصود از نفوذ چیست. اگر نفوذ سیاسی به معنای دخالت سیاسی باشد که ارتباطی به یادگیری زبان ندارد. در قرن نوزدهم که اکثریت قاطع مردم ایران خواندن و نوشتن به زبان خودشان را هم نمیدانستند، تا چه رسد به زبان خارجی، نفوذ خارجی و دخالت مضر در سیاست ایران، در نقطۀ اوج خود بود. در مقابل، انقلاب مشروطیت که به مقدار زیاد در واکنش به این خواری و به قصد تهیۀ اسباب بیرون آمدن از این موقعیت واقع شد، با نظر به فرهنگ غربی، پذیرش ارزشهای سیاسی آن و توسط کسانی انجام گرفت که با زبانهای غربی و با فرهنگ غرب بیشترین تماس را داشتند. آنهایی که از این تماس به دور بودند، از جمله آخوندهای مشروطه خواه، به درجات مختلف دنباله رو بودند. اگر هم مقصود از نفوذ، ترویج آزادی خواهی است که در فرهنگ غرب، چه در سطح فردی و خصوصی و چه در سطح جمعی و سیاسی رایج است، باید گفت که چاره ای ندارد، مردم خواستار آزادی هستند و به دستش خواهند آورد.

چارۀ کار چیست؟
خامنه ای در مقابل فشار کشورهای غربی و در صدرشان آمریکا، بر استقلال ایران که بسیار هم جدی است و با قاطعیت و پیگیری فراوان انجام میپذیرد و خسارتهای عمده هم به مردم ایران وارد آورده است، دنبال تقویت بنیۀ دفاع است. به تجربه میداند که از اسلام کار چندانی در این زمینه برنمیاید و از قدیم، یعنی از همان خرداد چهل و دو که برای خمینی و پیروانش مبدأ تاریخ شده، این ناسیونالیسم و گفتار ناسیونالیستی است که موجب تقویت اسلام شده، نه بر عکس. امروز هم همان است. آنچه با ملیت ایرانی پیوند ناگسستنی دارد زبان فارسی است، نه اسلام و هر جا هم قصد مقابله با نفوذ خارجی باشد، رکن اصلی قومیت و استقلال ایران همین زبان است. خامنه ای در جاهای دیگر هم به طرق مختلف اشاره کرده که اگر هم به اسلام پابند نیستید، اقلاً…
به اینجا که رسیدیم و زبان فارسی را عامل تقویت پیوند ملی شمردیم و خواستیم تقویتش کنیم، راه چاره همان است که سالهاست بر همه روشن است و صاحبنظران بارها در باره اش هشدار داده اند: بالا بردن کیفیت آموزش این زبان. کیفیت تدریس کمتر رشته ای در ایران به اندازۀ ادبیات فارسی متغیر است. از مدارس نمونه که بگذریم، کار بستگی دارد به بخت و اقبال شاگرد که چه معلمی به تورش بخورد، کاربلد و جدی باشد و معتقد به اهمیت کاری که میکند یا نه. قبل از انقلاب که من یادم هست، در بسیاری مدارس، تدریس فارسی یک درجه از تعلیمات دینی جدی تر بود و بعد مثل اینکه به یمن انقلاب اسلامی از آن هم عقب افتاده است. اینطور به نظر میاید که هر کس درست فارسی مینویسد، بیشتر خودش زحمت کشیده و خودآموزی کرده تا یادگیری سر کلاس. کافیست نگاهی به تولیدات روزنامه ای و حتی شبه ادبی بیاندازید تا ببینید اوضاع از چه قرار است. از یادگاری نویسی های اینترنتی صحبتی نمیکنم که کار به افتضاح نکشد.
نکته در اینجاست که با وجود این وضعیت، سخنی از تقویت آموزش زبان فارسی و بالا بردن سطح آن، نمیشنویم. بر عکس، بسیاری، از مواضع مختلف ایدئولوژیک، هم و غم خود را متوجه به حمله به این زبان کرده اند. اسلامگرایان و عربی بازیشان یک طرف، که البته چنانکه از سخنان اخیر خامنه ای معلوم بود و البته به هیچوجه هم بیسابقه نبود، خود را ناچار دیده اند دست به دامن زبان فارسی بشوند. تمامی اینهایی هم که زبان فارسی را به نادرست زبان تحمیلی میشمرند و خواستار تدریس زبانهای منطقه ای و قومی هستند، کم در راه انکار اهمیت زبان فارسی نکوشیده اند، بدون توجه به نقش تاریخی و بارز آن در حفظ پیوند ملی بین ایرانیان. خلاصه مثل اینکه مدتیست که ایرانی بودن و فارسی حرف زدن خیلی مد روز نیست و هر چه هست از سر ناچاری است.
به هر حال، دعوا در اینجا هم سیاسی است ولی در داخل خود ایران و بین ایرانیان جریان دارد و مشکل بیش از آنکه از توطئۀ خارجی یا تماس با فرهنگهای بیگانه برخیزد، از آشفته فکری خود ایرانیان سرچشمه میگیرد. توجه نکردن دولت، یا این و آن دستۀ سیاسی به اهمیت زبان فارسی و لزوم تدریس درست آن و نیز جلب توجه دانش آموزان به اهمیت آن، از جمله با بالا بردن ضریبش در امتحانات، امتیازی که تا آنجا که من اطلاع دارم، تا به حال و به نادرست منحصر به رشته های علمی مانده است، از عوامل مهم رنجوری این زبان است
زبان فارسی خونی است که در رگهای ایران میدود. برای اینکه بتواند هر چه بیشتر این تن را سیراب کند، باید به آن آزادی داد، نه فقط آزادی رواج، بلکه آزادی بیان و آفرینش فرهنگی، تا مردم کشور بتوانند هر آنچه را که میجویند، در درجۀ اول در همین زبان و فرهنگی که توسط آن حمل میشود، بیابند. منع فرهنگ بیگانه چارۀ کار نیست، تقویت زبان و فرهنگ ملی لازم است و این هم جز با آزادی میسر نمیگردد.

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .