اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'خرافه'

Nov 16 2017

نوشکفته‌ای از باغچه انقلاب اسلامی، مردم ایران را «بی‌همه‌چیز» می‌خواند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

کیهان لندن: فرید خلیفی – اکنون در اواخر دهه چهارم از یک تحول سیاسی هستیم که در ایران «انقلاب اسلامی» نام گرفت. پیش از آنکه به وضع اکنون جامعه پر از بحران ایران بپردازم که نتایج پربار آن تحول هستند، مهم است مروری کوتاه بر آنچه در آغاز روی داد داشته باشم. آخوندی با اسب سپید از فرانسه آمد تا ایران را عروس کند. سوار بر آن اسب سپید از او پرسیدند حالا که به کشورت می‌روی چگونه احساسی داری؟ با لحنی سرد گفت هیچی! چون خوب می‌دانست عروس نگون‌بخت پیش از اینها عروس بوده و خود نمی‌دانسته.

روح‌الله خمینی به محض پیاده شدن از اسب سفید فرانسوی، پروژه خود را آغاز کرد. پروژه باغچه انقلاب، به وسعت نقشه ایران.

باغچه انقلاب اسلامی که خمینی آن را پایه گذاشت، پیش از هر چیز باید سیراب می‌شد. پس ابتدا با خون خدمتگزاران حقیقی کشور قطره قطره آبیاری شد. اما از آنجا که این باغچه قرار بود بیش از اینها پر از علف‌های هرز شود، آبیاری آن به خون بسیار بیشتری نیاز داشت. اینگونه شد که انقلاب شروع به بلعیدن فرزندان خود کرد و همان افرادی را که زمینه تأسیس باغچه را فراهم کرده بودند بلعید. با هر قطره خونی که خاک می‌مکید، همزمان علف‌های هرز هم شروع به روییدن می‌کردند. ولی باز هم کافی نبود. آخوند راست‌گویی که حقیقت را گفته بود که هیچ احساسی ندارد، همه زیبایی‌های عروس را نادیده گرفت و جنگی خانمانسوز را به مردم ایران تحمیل کرد. آری بازهم حقیقت را گفت، جنگ تحمیلی بود.

باغچه انقلاب اسلامی بار دیگر با سیل خون سیراب شد. این‌بار با خون کشته‌شدگان جنگ و ساکنان مناطق جنگی. آنچنان سیراب شد که علف‌های هرز باغچه انقلاب در جای جای سیاره زمین شروع به روییدن کردند. از کرانه‌های باختری تا حتی آرژانتین، علف‌های هرز یک به یک ظاهر شدند. سیل خونِ دسته دسته و گروه گروه فرزندان ایران که در جنگ تحمیلی پرپر می‌شدند، نه تنها بر تعداد علف‌های هرز می‌افزود، بلکه ریشه‌های آنها را عمیق‌تر و ساقه‌ها را ضخیم‌تر می‌کرد. خمینی اما اگرچه سرمست از آبیاری باغچه‌اش بود ولی عمر فانی بشر، گریبان او را هم گرفت و خاموش شد. علف‌های هرز دیگر بوته‌هایی قوی و خاردار شده بودند. اگرچه هنوز به خون نیاز داشتند زیرا با خون رشد کرده بودند. خمینی پیش از خاموشی خود ترتیبی داده بود تا مردم ایران چند ماه از سال را بطور خودکار بر سر خود خاک بریزند و زمین را با خون خود و احشام سیراب کنند. همین‌گونه هم شد و علاوه بر آن بوته‌های خونخوار، باغچه انقلاب هم هر از گاهی به سبک غرق‌آبی سیراب می‌شود. گاهی ۱۸ تیر گاهی کهریزک یا خیابان‌های ایران و گاهی حتی ایستگاه‌های مترو.

از بوته‌های خاردار باغچه انقلاب حدادعادل‌ها برآمدند تا نه تنها رویش علف‌های هرز در میان نیروهای مدیریتی کشور تسریع پیدا کند، بلکه علاوه بر آن محتوای آموزشی فرزندان سالم ایران نیز تغییر پیدا کند. دیگر آنچه به ذهن‎های پاک کودکان ایران‌زمین آموخته می‌شد، بذر نفرت، کینه، انتقام، مرگ و خونریزی بود. باغچه علف‌های هرز انقلاب اسلامی، گوجه فرنگی و فلفل دلمه‌ای نمی‌خواست. به جایش هرزه‌هایی خونخوار نیاز داشت که هر روز بر تعدادشان افزوده گردد تا ضامن بقای بوته‌های کلفت خونخوار شوند.

آری امروز چهاردهه از تأسیس باغچه انقلاب می‌گذرد و ایران نه دیگر «سرای امید» است و نه بوستانی برای سعدی‌ها. محصولات انقلاب اسلامی در نقطه نقطه خاک ایران نفوذ کرده‌اند. جنگل‌ها ویران شده و باغ‌ها و برکه‌ها بیابان شده‌اند. علف‌های هرز در سوریه و لبنان و یمن، خون بنی‌آدم را می‌ریزند تا باغچه انقلاب همچنان به بقای هرزه‌ی خود ادامه دهد. علف‌های هرز تازه‌ای هم با هر قطره خون از خاک ایران سر برمی‌آورند و به پشتوانه بوته‌های خاردار در روز روشن، مردم ایران را «بی‌همه‌چیز» می‌خوانند.

No responses yet

Nov 11 2017

جلایی‌پور: اکثریت زائران اربعین، گرسنه و هواپیما ندیده‌اند/ بدهید ما اربعین را برگزار می‌کنیم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مشریق: حمیدرضاجلایی‌پور، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب به تازگی طی اظهاراتی گفته است که زائران اربعین عموما «گرسنه» و «هواپیما ندیده‌»اند…

سرویس سیاست مشرق – حمیدرضا جلایی‌پور، از استادان اصلاح‌طلب و از چهره‌های جریان سیاسی خاص به تازگی در مطلبی در کانال تلگرامی خود که با تیتر «چرا باید به حرکت زائران حسینی احترام گذاشت؟» منتشر شد، نوشته است:

میلیون‌ها علاقمند زیارت مرقد امام حسین این سیاست جمهوری اسلامی را مغتنم می‌شمرند و مشتاقانه در مراسم اربعین شرکت می‌کنند. تا جایی‌که متوجه شدم علاقمندان به زیارت مرقد امام حسین در میان تمام اقشار جامعه (طبقه پایین، طبقه متوسط و طبقه بالا) وجود دارند. به‌طوری‌که می‌توان گفت سه میلیون زائر ایرانی امسال نمونه‌ی معرفی از همه اقشار جامعه ایران هستند. اگرچه به نظر می‌رسد تعداد افراد طبقه متوسط رو به پایین بیشتر از سایر طبقات است.

او همچنین در بخش دیگری از این مطلب اپیزودیک، با طرح این سؤال که «چرا جمهوری اسلامی چنین سیاستی پیش گرفته است؟» می‌نویسد:

«دولت موازی» در جمهوری اسلامی با توجه به ابعاد منفی موجود در جامعه (مثل ضعف پایبندی به ارزش‌های اخلاقی، رشد فزاینده آسیب‌های اجتماعی و خصوصا اعتیاد، ظهور گسترده سبک‌های زندگی غیرحکومتی و…) در پیش چشم مردم با بحران دستاورد روبرو است. اما حضور شورانگیز مذهبی و میلیونی مردم در اربعین و نمایش آن در رسانه‌های عمومی مقداری برای «حاملان دولت موازی» تسکین‌دهنده و روحیه‌بخش است به ایرانیان می‌گوید: ببینید چقدر مردم مذهبی و اخلاقی‌اند!

جلایی‌پور تصریح می‌کند:

جمهوری اسلامی به مناسبت مراسم اربعین این فرصت را پیدا می‌کند که خدمات حمل و نقل و تغذیه‌ای خود را در اختیار اقشار ضعیف جامعه قرار دهد و اقشار ضعیف هم به عشق امام حسین از این امکانات استفاده می‌کنند و چند روز خاطره‌انگیز را در عراق سپری می‌کنند. به‌عنوان مثال اینجانب سه روز قبل از اربعین شاهد بودم هشتاد در صد امکانات فرودگاه امام خمینی در خدمت زائران امام حسین (ع) قرار گرفته بود. در صورتی‌که معمولا امکانات این فرودگاه اصلی ایران در طول سال در اختیار طبقه متوسط )روبه‌بالا) و طبقه بالا است. اقشاری را پیش از پروازشان در فرودگاه دیدم که بهترین امکان مدرنی را که ممکن است در طول زندگی از آن استفاده کنند همان ماشین مدرن بنز حمل جنازه بهشت زهرا است. ولی حالا با بهترین هواپیما یا اتوبوس وی آی پی به کربلا می‌روند.

این فعال اصلاح‌طلب، در پی‌نوشت مطلب خود نیز گفته است:

«هزینه‌های این مناسک از محل بودجه‌ی عمومی ایران سنگین است. جمهوری اسلامی اگر رابطه خود را با جامعه مدنی‌اش مورد بازنگری قرار دهد می‌تواند اجرای «کل پروژه راهپیمایی اربعین» را به جامعه مدنی مذهبی واگذار کند. در اینصورت مراسم اربعین از بودجه‌ی عمومی تغذیه نمی‌کند و جمهوری اسلامی هم می تواند وظائف دولت- ملت و شهروندی را نیز برای همه ایرانیان بهتر انجام دهد»!

اینکه آقای جلایی‌پور بیش از 20 میلیون زائر اربعین اباعبدالله(ع) و بیش از 2 میلیون و نیم زائر ایرانی حاضر در این رخداد بزرگ شیعی را «گرسنه»، «بی‌لیاقت برای استفاده از تکنولوژی» و «بخشی از یک جامعه بی‌مذهب و بی‌اخلاق» می‌داند؛ به هیچ وجه و اصلاً نباید جای تعجب باشد…

چه اینکه این قضیه‌ی مسبوق به سابقه و توهین به مردم و ارزش‌های اسلامی قاتق نان روزانه جریان سیاسی خاص است اما متأسفانه رسانه‌ها و خواص کشور کمتر متوجه این مسئله هستند و یا کمتر به آن می‌پردازند.

نپرداختنی که کار را به اظهارات عجیب و دور از عقلانیت حمیدرضا جلایی‌پور نیز می‌کشاند.

در ادامه فهرستی از توهین‌های معاریف جریان چپ و چهره‌های اصلاح‌طلب طی 5 سال اخیر را ارائه می‌کنیم:

_محمد سروش‌محلاتی (فعال اصلاح‌طلب): خیمه‌های امام حسین(ع) تبدیل شده‌اند به مراکز فحّاشی… ما ایرانی‌ها شاد نیستیم چون فقط امام حسین(ع) را محور قرار داده‌ایم.[1]

_زهرا صدراعظم نوری (عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران): عوارض شهرداری تهران نباید صرف خرید برنج و روغن برای هیئت‌های مذهبی شود.[2]

_هفته‌نامه اصلاح‌طلب صدا (ارگان حزب کارگزاران): «غذای نذری» شکل‌بندی جدید محرم است و نسل‌های جدید به هوای آن جمع می‌شوند.[3]

_ سعید حجاریان: عملکرد ائمه(س) پس از عاشورا عقلانی‌تر شد![4]

آنچه که اشاره شد تنها بخشی از توهین‌هایی است که جریان خاص بصورت اختصاصی برای ساحت عزاداری حسینی(ع) تدارک دیده است و مابقی اظهارات آنها درباره اینکه «مردم لشکر قابله بدست‌هایی هستند که برای خرید جارو و مرگ موش هم صف می‌کشند»، «مسئله هسته‌ای به لبوفروش‌ها و راننده‌تاکسی‌ها ربطی ندارد»، «می‌شود مردم را فریب داد»، «مردم ایران خشن و حسود و پفیوز هستند» و… در این گزارش فاکتور گرفته شده‌اند.[5]

*آنچه جلایی‌پور نمی‌داند…

از قدیم گفته‌اند: میان عاشق و معشوق رمزیست… چه داند آنکه اُشتر می‌چراند؟!

در واقع نباید از آقای جلایی‌پور و امثال او انتظار داشت که فهمی از جاذبه و تشعشع عشق داشته باشند.

تشعشعی که حتی به خاک پای معشوق نیز اگر تابیدن بگیرد؛ آنرا مقدس می‌کند.

و تشعشعی که لسان‌الغیب درباره‌اش می‌گوید: هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.

آیا بدیهی نیست که آنها که دل در گرو آستان عشق دارند؛ در این پاکی مطلق، تمام مفاهیم رنگ گرفته از معشوق خود اعم از غذا و خاک و راه و مشقّت زیارت و «گرداب‌های حائل» را به جان بخرند و توتیای چشم کنند؟!

صحبت‌های آقای جلایی‌پور درباره گرسنه بودن و هواپیما ندیده بودن اکثریت زوّار حسینی نیز اصطلاحا «از آن حرف‌هاست»…

زیرا اولا ملاک قضاوت آدم‌ها سطح شعور و عقلانیت و فهمیدگی آنهاست نه سیری و گرسنگی و یا مثلاً مرکبی که سوار می‌شوند.

ثانیاً جلایی‌پور گویی خود را به آن راه زده و نمی‌داند که این جمعیت کثیر فی‌الواقع در حال سفر خارجی به یک کشور همسایه هستند و کسی که عزم سفر خارج از مرز دارد؛ حکماً از دائره سیاه‌نمایی جریان خاص مبنی بر گرسنه و فقیر بودن خارج است.

البته فهم واقعه عظیم اربعین برای جریانی که این حرکت را در هواپیما و غذا و … می‌بیند نیز به حدی نیست که درکی غیرمادی از سخاوت میزبانان و عشق زائران داشته باشند؛ چه اینکه در هر دو سوی ماجرا (میزبان و میهمان)، قشرهای ضعیف جامعه نیز بدون چشم‌داشت مالی با هرآنچه دارند، قدم در راه عاشقی می‌گذارند؛ کاری که بعید است امثال جلایی‌پور و همفکرانشان بتوانند.

و ثالثا جماعت منورالفکر ایرانی اگرچه به اثبات تجربه از درک این مطلب غافل است اما باز هم من‌باب تذکر می‌توان تأکید کرد که چیزهایی مثل کراوات و ادوکلن و احتراز از مردم و توهین به مقدسات و ژست معارضه با نظام؛ نه تنها ملاک فهم بیشتر و برخوردار بودن و مدرنیزگی نیست بلکه به اثبات تجربه تاریخی ما؛ صرفا نشانی از چاکرمآبی برای دشمن، سرنوشتی جز تباهی و اضمحلال در هاضمه ملت بزرگ ایران ندارد.

چه اینکه از دیگر مثال‌های فهمیدگی این جماعت مدعی! همین بس که معتقدند: «اکثر زوّار اربعین برای خوردن به این سفر می‌روند و اگر زمانی اربعین در ماه رمضان باشد دیگر هیچکس عازم نخواهد بود!»

***

1_mshrgh.ir/786986

2_mshrgh.ir/777533

3_http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940913000606

4_http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930807001263

5_mshrgh.ir/724178

No responses yet

Oct 24 2017

آمار ۶ماهه صدقات کمیته امداد منتشر شد: ایرانی‌ها ۱۵۳ میلیارد تومان صدقه دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

تسنیم: معاون مشارکت‌های مردمی کمیته امداد امام خمینی(ره) با ارائه آمار صدقات جمع‌آوری‌شده در ۶ ماه نخست امسال، استان‌های رکورددار را معرفی و جزئیاتی از نحوه هزینه‌کرد صدقات را تشریح کرد.

علی‌محمد ذوالفقاری در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم با اشاره به آمار جمع‌آوری صدقات در 6 ماه نخست امسال اظهار کرد: در 6 ماه ابتدایی امسال 153 میلیارد تومان در قالب صدقات مردمی در اختیار کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار گرفت.

وی ادامه داد: میان صدقات جمع‌آوری‌شده، 89 میلیارد تومان از طریق صندوق‌های خانگی و کوچک، 52 میلیارد تومان از صندوق‌های بزرگ خیابانی و 12 میلیارد تومان از روش‌های نوین پرداخت صدقات جمع‌آوری شده است.

معاون مشارکت‌های مردمی کمیته امداد با تشریح استان‌های رکورددار صدقات در کشور گفت: استان تهران با پرداخت 20 میلیارد تومان که معادل 13 درصد صدقات کشور است در صدر استان‌های کشور قرار دارد و پس از آن استان‌های اصفهان، خراسان رضوی،‌ فارس و مازندران به‌ترتیب 8 درصد، 7 درصد و 6 درصد پرداخت صدقات کشور را عهده‌دار بودند.

وی در خصوص نحوه هزینه‌کرد صدقات توسط کمیته امداد نیز خاطرنشان کرد: بر اساس دستورالعمل‌های لازم صدقات جمع‌آوری‌شده در کمک‌های موردی خاص، امور درمانی، کمک به دانش‌آموزان نیازمند، هزینه تأمین مسکن، ازدواج، وام قرض الحسنه و اشتغال‌زایی مددجویان هزینه می‌شود.

ذوالفقاری با تأکید بر اینکه صدقات و کمک‌های مردمی بر اساس دستورات شرعی هزینه می‌شود، گفت: 27 درصد صدقات مردمی جمع‌آوری‌شده در نیمه نخست امسال به مصارف کمک‌های موردی مدنظر خیرین رسیده است و پس از آن تأمین هزینه مسکن نیازمندان و محرومان با 20 درصد دومین محل هزینه صدقات مردمی در 6 ماه ابتدایی امسال بود.

معاون مشارکت‌های مردمی کمیته امداد اضافه کرد: علاوه بر این موارد، اختصاص صدقات مردمی به موضوع ازدواج زوج‌های نیازمند و پرداخت وام‌های قرض الحسنه با سهم 13درصدی از صدقات از دیگر محل‌های هزینه‌کرد این وجوه بوده و پس از آن نیز موضوع درمان نیازمندان با سهم 10درصدی، امور فرهنگی، اشتغال و کمک به دانشجویان و نیازمندان به‌ترتیب سهمی معادل 10، 8، 6 و 3 درصد از صدقات مردمی در 6ماهه امسال داشته‌اند.

انتهای پیام/*

No responses yet

Sep 28 2017

مجالس عزاداری از دست روحانیت خارج شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک استاد حوزه علمیه قم می‌گوید مجالس عزاداری در ماه‌های محرم و صفر٬ «از دست روحانیت خارج شده»٬ افرادی که مداحان را به حوزه سیاست کشاندند٬ بزرگ‌ترین «جنایت» را در حق دین کردند و در برخی مجالی عزاداری٬ فرد نمی‌داند باید «برقصد یا سینه‌زنی کند».

بهرام دلیر٬ مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم، روز پنجشنبه ششم مهر با اعلام این موضوع در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، «آسیب‌دیدن» هیئت‌ها در ماه‌های محرم و صفر را ناشی از «نیروهای فرادستی» دانست و بدون اینکه به نام ارگان یا افراد خاصی اشاره کند٬ افزود که «خیلی از آسیب‌ها در هیئت‌ها و محرم و صفر از نیروهای فرادستی به فرودستی سرازیر می‌شود».

این استاد حوزه علیمه قم گفت: «آنهایی که مداحان را به حوزه سیاست و حزب‌بازی کشانده‌اند، بزرگترین جنایت را در حق دین و مداحان کردند» و افزود: «مداح نباید به حوزه سیاسی که جزو تخصص او نیست وارد شود. به عنوان یک شهروند حق دارد اظهار نظر کند، اما وقتی تریبون در دست اوست نباید به شخصیت‌های حقیقی و حقوقی جامعه اهانت کند».

این روحانی خواستار خروج مداحان از حوزه «سیاست ژورنالیستی٬ روزمرگی و حرف زدن به نفع احزاب» شد و اضافه کرد که مداحان باید بدانند با روزنامه کیهان، جوان و شرق تفاوت دارند.

بهرام دلیر بسیاری از «آسیب‌های جامعه» را هم ناشی از «منبری‌های کم‌سواد و بی‌سواد» دانست و خواستار نظارت جدی از سوی سازمان‌ها و نهادهای علمی بر روی منبری‌ها و مداحان شد.

وی از اینکه شخصیت‌هایی که به مراکز مهم و علمی دعوت می‌شوند، بعضا صلاحیت علمی و حوزوی ندارند٬ انتقاد کرد و به صراحت گفت: «شاید گفتن این نکته تلخ باشد، اما مجالس محرم و صفر از دست روحانیت و حوزه‌ها خارج شده است».

به گفته این روحانی٬ در هیئت‌های عزاداری٬ مجموعه‌ای از «خرافات و سخن‌های نادرست» جایگزین گزاره‌های دینی شده است و امروز هیات‌های مذهبی٬ «مداح‌محور» شده‌اند.

بهرام دلیر با بیان اینکه «روحانیت باید مجلس گردان شود، نه مداح»٬ افزود: «تعارفات را کنار بگذاریم. برخی از منبری‌های ما لیاقت رفتن به بالای منبر را ندارند و حتی گاهی برخی از مداحان که فقط یک حنجره دارند و نه سواد مقتل‌خوانی و روضه‌خوانی مجالس را در دست گرفته‌اند».

وی با بیان اینکه خیلی از منبری‌های امروز را «جعبه سیاه» (رادیو و تلویزیون دولتی ایران) بدون آنکه «استحقاق» داشته باشند٬ به شهرت رسانده٬ گفته که «فرد نمی‌داند که باید در مجلس عزاداری برقصد یا سینه‌زنی کند.»

پیشتر مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، در سرمقاله روز ۲۴ مهر سال ۹۵ این روزنامه، ضمن انتقاد از «سطحی شدن» مداحی‌ها گفته بود که «نسل جدید مداحان با ورود به عالم وعظ و خطابه، در عین حال که از محتوای دین بی‌خبرند، تلاش می‌کنند جای واعظان و خطبا را بگیرند».

به گفته آقای مهاجری، این مداحان «دخالت در سیاست و تعیین تکلیف برای مسئولین نظام و دولت را نیز به وظایف خود اضافه کرده‌اند و به این ترتیب، نظریه جمهوری مداحان را که قبلاً یک فرضیه بود، به تحقق نزدیک کرده‌اند».

همچنین علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز ۲۰ مهر گفت که حجم برنامه‌های مداحی در ایران «بیش از اندازه لازم است»٬ اطلاعات «ناقص» برخی مداحان می‌تواند آنها را به «ابزار دست افراد و گروه‌های سیاسی» تبدیل کند و پرداختن این گروه به مسائل سیاسی که «پیوند مستقیم با کسب قدرت» دارد ممکن است از میزان تاثیرگذاری آنها بکاهد.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت،‌ وابسته به مجلس شورای اسلامی٬ آقای مطهری در عین حال چند بار تکرار کرد که نمی‌توان مداحان را از وارد شدن به مسائل سیاسی نهی کرد و مانع استفاده آنها از «نفوذ» خود در برخی اقشار جامعه شد.

پیش از این نیز بارها شماری از روحانیون از آنچه «بدعت‌گذاری» در هیات‌های مذهبی نامیده شده٬ انتقاد کرده‌ و گفته‌اند که به کار بردن موسیقی و ترانه‌خوانی در عزاداری‌ها می‌تواند این مجالس را به «انحراف» بکشاند.

با این حال مجالس مداحانی که بر اساس گزارش ها، به شیوه موسیقی پاپ روضه‌خوانی می‌کنند٬ هر سال شلوغ‌تر از مجالس روحانیون سنتی است.

ضمن اینکه گزارش‌های متعدد٬ حاکی از دریافت رقم‌های بسیار بالا از سوی مداحان و روضه‌خوانان در مجالس عزاداری ماه‌های محرم و صفر است.

در این ارتباط،‌ ناصر موسوی لارگانی٬ نماینده مجلس با انتقاد از این وضع گفته که «به جلسات عزاداری امام حسین نباید دید مادی داشت و اینکه از ابتدا برای روضه خوانی در این جلسات قیمت تعیین می‎کنند، کار اشتباهی است.»

آقای موسوی لارگانی در گفت‌و‌گو با وب‌سایت خبرآنلاین٬ از دریافتی کلان برخی مداحان انتقاد کرد و افزود که «این رفتارها در جلسات معنوی فساد برانگیزاست.»

وی نیز خواستار برگزاری مراسم عزاداری محرم و صفر به شیوه «سنتی» شده است.

No responses yet

Sep 28 2017

″غوغای″ تشییع پیکر ″بی سر و دست″ محسن حججی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: پیکر محسن حججی که به دست داعش اسیر و سپس گردن زده شده بود، در تهران تشییع شد. به گفته مقام‌های سپاه، تلاش برای یافتن “پیکر کامل” او به جایی نرسیده است. مجتبی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد در مراسم تشییع شرکت داشتند.

پیکر محسن حججی که اواسط مرداد ماه سال جاری (۱۳۹۶) در یکی از مناطق مرزی عراق و سوریه به دست داعش اسیر و سپس گردن زده شده بود، امروز چهارشنبه (۵ مهر/ ۲۷ سپتامبر) در تهران تشییع شد.

شمار کثیری از مقام‌های بلندپایه دولتی، حکومتی و نظامی ایران در این مراسم حضور یافتند و خبر و گزارش‌های مراسم تشییع موضوع اول اکثر خبرگزاری‌های داخلی شد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، پیش از آغاز مراسم در کنار پیکر محسن حججی قرار گرفت و خطاب به خانواده او از جمله گفت: «ببینید چه غوغایی در کشور به خاطر شهادت این جوان به راه افتاده است». خامنه‌ای یک چفیه (شال سنتی عربی) و یک انگشتر نیز به همسر حججی هدیه داد.

حضور مجتبی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد

مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی، از شرکت‌کنندگان در تشییع پیکر محسن حججی بود. حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت‌های نهم و دهم، در این مراسم و گرفتن عکس یادگاری با شرکت‌کنندگان، از دیگر حاشیه‌های مراسم بود.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

مجتبی خامنه‌ایِ ۴۸ ساله، پسر دوم رهبر جمهوری اسلامی است که به ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود. بسیاری از منتقدان حکومت و اصلاح‌طلبان بارها از نفوذ او در بیت رهبر سخن گفته‌اند. مهدی کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای را به اعمال نفوذ برای تغییر آرای انتخاباتی مردم متهم کرده بود. در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز ۸۸ نیز دوباره نام مجتبی خامنه‌‌ای به عنوان یکی از حامیان جدی احمدی‌نژاد بر سر زبان‌ها افتاد.

Iran Mohsen Hojaji Trauerfeier in Teheran | Ali Khamenei (Ana) علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، پیش از آغاز مراسم تشییع پیکر محسن حججی

پیکر محسن حججی که شامگاه دوشنبه (۳ مهر) از طریق پایگاه هوایی “قدر” سپاه وارد ایران شده بود، روز سه‌شنبه در مشهد تشییع شد و سپس برای مراسمی مشابه به تهران منتقل گردید. پیکر این “مدافع حرم” قرار است برای تشییع و خاکسپاری به زادگاهش نجف‌آباد انتقال یابد.

مراسم تشییع محسن حججی مصادف شده است با عزاداری‌های شیعیان در ماه محرم؛ امری که در گزارش‌های منتشرشده درباره این مراسم نیز بر آن تأکید می‌شود. مسلمانان شیعه در روزهای شنبه و یکشنبه آینده (۸ و ۹ مهر/ ۹ و ۱۰ محرم) مراسم عزاداری دو روز مقدس خود، تاسوعا و عاشورا را برگزار می‌کنند. فرماندهان سپاه تصریح کرده‌اند که بر انتقال پیکر محسن حججی به ایران در ایام محرم و عاشورا اصرار داشته‌اند.

محسن حججی از اهالی نجف‌آباد اصفهان، متولد ۱۳۷۱ خورشیدی و از نیروهای موسوم به “مدافعان حرم” بود که اواسط مرداد ماه گذشته توسط گروه تروریستی “دولت اسلامی” در تنف، از مناطق مرزی عراق و سوریه، اسیر و دو روز پس از اسارت گردن زده شد؛ خبری که به سرعت یکی از جنجال‌برانگیزترین موضوع‌های رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شد.

تلاش نافرجام برای یافتن “پیکر کامل”

به گفته فرماندهان سپاه، سر و دست‌های محسن حججی در منطقه‌ی کشته شدن او پیدا نشده است. علی اکبر پورجمشیدیان، معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی سپاه پاسداران، هم‌زمان با ورود پیکر این “مدافع حرم” به ایران گفته بود: «تلاش زیادی برای به دست آوردن پیکر کامل شهید شد، ولی داعش با قساوت تمام با شهید رفتار کرده است، لذا پیکر مطهر شهید حججی بدون سر و دست است».

به گزارش رسانه‌های داخلی ایران، نیروهای داعش پیکر محسن حججی را نزدیک به یک ماه پیش در روز ۹ شهریور به “نیروهای محور مقاومت” تحویل داده بودند.

بیشتر بخوانید: بحث‌های جنجالی کشته‌شدن یک “مدافع حرم” در شبکه‌های اجتماعی

علی اکبر پورجمشیدیان سه‌شنبه گذشته علت تأخیر در انتقال پیکر محسن حججی به ایران را “تلاش برای پیدا کردن اجزای جدا شده از پیکر” او عنوان کرده و گفته بود: «گروه تروریستی داعش در نهایت بی‌حرمتی به پیکر این شهید دست‌ها و سر او را از پیکر جدا کرده بود و ما در پی آن بودیم تا بتوانیم این اجزاء را به پیکر شهید اضافه کنیم»، اما: «پس از آنکه منطقه شهادت شهید حججی به دست رزمندگان مقاومت اسلامی افتاد و علی‌رغم کاوش‌های صورت گرفته، موفق به انجام این کار نشدیم و با توجه به نزدیکی ایام محرم و عاشورای حسینی بنا بر این شد تا پیکر این شهید در این ایام به کشور منتقل شود».

یک ماه پیش در پی آتش‌بس ارتش و حزب‌الله لبنان با داعش در بلندی‌های شهر “عرسال” در شرق لبنان و مذاکرات متعاقب آن میان حزب‌الله با نیروهای “دولت اسلامی”، قرار شد که جهادگرایان در کنار آزادسازی شماری از سربازان اسیر لبنانی، پیکر تعدادی از کشته‌شدگان حزب‌الله و دیگر کشته‌شدگان غیرلبنانی، از جمله پیکر محسن حججی را تحویل دهند.

در مقابل قرار شده بود که عناصر داعش و خانواده‌هایشان بتوانند از ارتفاعات “قلمون غربی”، به قصد رفتن به شرق سوریه، خارج شوند. به نظر می‌رسد که عملیات تبادل و تحویل پیکر محسن حججی در یکی از مناطق صحرای سوریه انجام گرفته باشد.

Iran Mohsen Hojaji Trauerfeier in Teheran (alalam) پیکر محسن حججی که شامگاه دوشنبه (۳ مهر) از طریق پایگاه هوایی “قدر” سپاه وارد ایران شد

اما به گفته فرماندهان سپاه “پیکر کامل” تحویل داده نشده و نیروهای ایران مجبور شده‌اند به کاوش در منطقه‌ای که محسن حججی کشته شده بپردازند که به نتیجه هم نرسیده است.

“ترسیم خط” برای “دشمن‌شناسی”

اغلب رسانه‌های اصول‌گرا، بویژه رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و حکومتی ایران، با پیوند دادن شکل تراژیک کشته شدن محسن حججی به واقعه عاشورا، در تلاش برای زنده کردن “اندیشه نسل اول انقلاب” و نسل دوران جنگ ایران و عراق هستند. قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز سه‌شنبه با اشاره به “نحوه شهادت شهید بزرگوار محسن حججی” به عنوان “نمونه‌ای کوچک از مصیبت بزرگ کربلا”، گفت: «شهید حججی فقط شهید نشد، بلکه او ترسیم خط کرد و این را از مکتب عاشورا یاد گرفته بود».

حکومت ایران علاوه بر تأکید بر حضور در سوریه به خاطر حمایت از “محور مقاومت”، به‌خصوص در فضای ملی بر “دفاعی” بودن چنین حضوری نیز تأکید دارد. ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی و رقیب شکست‌خورده روحانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، در جریان مراسم تشییع پیکر محسن حججی در روز سه‌شنبه در مشهد، از جمله گفت: «اگر شهید حججی‌ها نبودند امروز باید در مهران و کرمانشاه در برابر داعش می‌جنگیدیم». رئیسی افزود: «محسن حججی حجت خدا شد بر ما برای هشیاری مسلمانان، برای دشمن‌شناسی، تا ما دشمن‌شناس و دشمن‌ستیز باشیم».

خبرگزاری اصول‌گرای فارس، نزدیک به نهادهای امنیتی نیز از مراسم تشییع محسن حججی برای حمله به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، و محمد خاتمی، رئیس جمهوری دوران اصلاحات و در نهایت “برجام” استفاده کرده است.

مخالفت “حججی‌ها” با برجام

روز گذشته اعلام شد که علی لاریجانی سخنران مراسم تشییع پیکر محسن حججی خواهد بود. “فارس” این خبر را “یکی از بارزترین نشانه‌های ابتذال معانی در عرصه سیاست این روزهای ایران” ارزیابی کرده است.

این خبرگزاری محسن حججی را “نماد جوان مؤمن انقلابی” و “نماد جوانی اهل جهاد و حضور در میادین دفاع و نبرد” نامیده و سپس ضمن سنجش “نسبت سخنران” با این نمادها، نوشته است: «فقط یک نمونه‌اش برخورد علی لاریجانی با جوان مؤمن انقلابی در راهروهای دادگاه‌های فرهنگ و رسانه؛ جهاد و شهادت و دوری از رانت و #ژن_خوب و … بماند».

بیشتر بخوانید: هم‌نشینی پرحاشیه لاریجانی و خاتمی در حسینیه جماران

“فارس” در ادامه با اشاره به “مناسبات لاریجانی با روحانی و اعتدالیون و لیست امید و اخیرا با حسن خمینی و محمد خاتمی” به حمایت لاریجانی از برجام نیز حمله کرده که به گفته این خبرگزاری: «صدها جوان مثل حججی حاضر بودند برای تصویب نشدنش جان بدهند».

“پیامی” برای کاخ سفید

در حالی که اصول‌گرایان از مراسم تشییع پیکر محسن حججی، برای تسویه حساب‌های داخلی و حمله “برجام” استفاده کرده‌اند، مقامی دولتی نیز در حمایتی تلویحی از برجام و هشدار درباره نقض آن، به “کاخ‌نشینان واشنگتن” هشدار داده است. حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری ایران، در شبکه اجتماعی توییتر نوشته است: «قبل از فکر در مورد هر اقدامی علیه تهران، تشییع پیکر بی‌سر شهید حججی در میدان امام حسین را بیاد داشته باشید».

تاکنون شمار زیادی از نیروهای نظامی ایران در سوریه کشته‌اند. محسن حججی یکی از آنهاست. جمهوری اسلامی شماری از شیعیان افغان و پاکستانی را نیز زیر عناوین “تیپ فاطمیون” و “لشکر زینبیون” به سوریه اعزام کرده است. محمدعلی شهیدی، رئیس بنیاد شهید، اسفند ماه سال گذشته (۱۳۹۵) شمار کشته‌شدگان نیروهای ایرانی موسوم به “مدافع حرم” را در سوریه ۲۱۰۰ نفر اعلام کرده بود.

No responses yet

Sep 11 2017

پرده آخر صفحه آخر؛ یک روحانی: امام رضا بساطش را جور کرده بود! به او گفت “خیلی آقایی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Sep 10 2017

روزنامه “جمهوری اسلامی”: کارکرد روحانيت ورود شرم‌آور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری، «روحانی درمانی» و استقرار در مترو نيست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند…
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود از عملکرد برخی روحانیون و ورود آنها به برخی حوزه ها انتقاد کرد.

به گزارش عصرایران، روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی “مسیح مهاجری” در سرمقاله اش نوشت:

در سال‌های 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبه‌های مادی و معنوی داشتند.

یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن می‌گفتند مطرح می‌شد.

در آن زمان، انقلابیون فکر می‌کردند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها مطرح می‌شود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیره‌کننده‌ای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.

متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیف‌ترین مطالب خرافی و بی‌پایه‌ترین ادعاها توسط بعضی منبری‌ها و مداحان در محافل مذهبی مطرح می‌شوند و سنگین‌ترین ضربه‌ها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد می‌کنند.

در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و می‌تواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قوی‌ترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبون‌های مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار می‌گیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته می‌شود.

ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستان‌ها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست می‌شود و دخالت مداحان و منبری‌های کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آورده‌اند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.

وقتی عده‌ای فکر می‌کنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش می‌رود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفه‌ای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.

از اینها مهم‌تر اظهارنظرهای نادرست، خرافیم، گمراه‌کننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت می‌دهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت می‌کنند.

امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند.

متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد می‌کند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.

وضعیت تاسفباری که امروزه با انتشار مطالب سخیف منسوب به دین و مذهب پیش آمده باید هرچه زودتر تغییر کند تا محافل مذهبی، اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها به جایگاه‌های تجلی اسلام ناب و خالص تبدیل شوند. این هدف، با سه اقدام جدی محقق خواهد شد.

اول، نظارت جدی بر محتوای مطالب منبری‌ها، مداحان و اظهارنظر کنندگان مذهبی توسط بزرگان حوزه. دوم، خودداری رسانه ملی از پخش مطالب نادرست، سطحی، بی‌سند و خرافی و انحرافی. و سوم، محدود ساختن حضور و کارکرد روحانیون به جایگاه‌هائی که در وظایف روحانیت تعریف شده است.

رها ساختن امور مذهبی و عدم نظارت بر محتوای آن، که ظاهراً سیاست کنونی مسئولین است، آفات فراوانی دارد که اگر امروز به آن پایان داده نشود، در آینده قابل کنترل نخواهد بود و سیل بنیان براندازی که آفات آن به راه خواهد انداخت، اعتقادات دینی مردم را با خود خواهد برد.

No responses yet

Aug 25 2017

از اقدامات شیعیان ایرانی: خراب کردن دیوار کعبه و تبدیل حجرالاسود به سنگ کاسه توالت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب


فردا: ایرانیان یکی از نخستین گروههایی هستند که برای مخالفت با دستگاه حاکم عباسی و رهایی از یوغ اعراب به مذهب شیعه گرایش پیدا کردند و البته این تشیع از نوع دوازده امامی کنونی آن نبود و تا قرن ها شیعه اسماعیلی بود.

شیعه در واقع از ابداعات و اختراعات ایرانیان برای نپذیرفتن آیین اعراب است؛ اما نوع دوازده امامی عمدتا از زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی در ایران رواج جدی پیدا کرد. با اینحال مفهوم این تشیع و مسلمانی با آنچه ما امروز در نظر داریم، تفاوت دارد.

این یک نمونه است که جای دیگری نوشته بودم و چون دوستی منبع خواست، بصورت پست مجزا منتشر می کنم:

قرمطیان یا قرامطه گروهی از ایرانیانی بودند که در سراسر سرزمینهای ایران بزرگ آیین جدیدی ممزوج از شیعه اسماعیلی (شیعه در دوران پیش از حمله مغول و فراگیر شدن نوع دوازده امامی آن در دوران اخیر) و آیین زرتشتی ساختند. بعدها این گروه در دیگر فرق اسماعیلی ممزوج شدند ولی هنوز هم گروههای کوچکی از آنها در ایران و سوریه وجود دارند.

این عده در حوالی سال ۹۰۰ میلادی بحرین را به تصرف درآوردند و تا اواخر قرن یازده این منطقه را تحت تصرف داشتند. بر خلاف وعده سوره فیل که قول نابودی کسانی را داده که قصد خرابی کعبه را کرده بودند، در سال ۹۳۰ میلادی این گروه به رهبری ابوطاهر جنابی به مکه حمله کرد (اینجا و اینجا و اینجا )، زایرین و اهالی را کشتند و اجسادشان را به چاه زمزم انداختند؛ نسخه های قرآن را سوزاندند یا به آنها ادرار کردند؛ دیوار کعبه را خراب کردند، سنگ حجرالاسود را به غنیمت گرفتند و به بحرین بردند.

حجرالاسود برای مدت بیست سال در نزد پادشاه این گروه، که جوانی اصفهانی به نام ابوالفواد زرتشتی و تجسم مادی خدا بود و خود را مهدی موعود از اسلاف شاهان ساسانی می خواند، سنگ پایه توالت بود. این سنگ را تکه تکه کرده بودند و تکه های آن را در مستراح گذاشتند تا بیست سال بعد در سال ۹۵۱ میلادی که خلیفه المقتدر حجرالاسود را از این گروه پس گرفت .

No responses yet

Aug 03 2017

جلال ایجادی: روند دینی شدن انسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

گویانیوز: در جامعه، دیندار شدن اتفاقی نیست، بلکه نتیجه عملکرد انواع و اقسام عوامل ذهنی و روانی و تربیتی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و نتیجه یک تاریخ اجتماعی است. یک فرزند وقتی در خانواده‌ای دینی متولد شد، دارای احوال و عواطف مذهبی می‌شود و سپس احساس دینی او توسط عوامل ذهنی و عینی و اجتماعی پرداخته می‌شود و این امر در مرحله بعدی، در مدرسه و محیط تدارک بیشتر می‌بیند. این سوژه اجتماعی در ابعاد اجتماعی و فضای عمومی به فرد مذهبی تبدیل می‌گردد و خود می‌تواند فعالانه عمل کرده و اعتقاد دینی‌اش را مستحکم نموده و پایه ایدئولوژیکی‌اش را تنظیم نماید. بطور عموم فرزند در خانواده یهودی، یهودی می‌شود و در خانواده مسلمان، مسلمان می‌شود. ادیان، با میراث خانوادگی از یک امتیاز بزرگ برخوردار هستند زیرا از آنجا که امر «مقدس» تلقی می‌گردند با تمام قوای روانی و عاطفی به فرزندان انتقال پیدا میکنند. بقول کارل گوستاو یونگ، روانکاو سوئیسی، شعور انسان از ناخودآگاه انسان رشد می‌کند و در این ناخودآگاه تمامی حالات و احساسات شکل می‌گیرند. افزون برآن بگفته رنه ژیرار، جامعه شناس فرانسوی، فرد در یک روند «میمیک» یا تکرار ناخودآگاه و مکانیکی عادت رفتاری قرار می‌گیرد. فرد هنجار اجتماعی و فرهنگی و دینی را تکرار می‌کند و اجتماع دوری و نزدیکی هنجار را کنترل می‌کند یا مورد تنبیه و انظباط قرار می‌دهد. رفتارهای ارزشی و اجتماعی مانند احترام به قران، صلوات فرستادن، نمازخواندن، روزه گرفتن، اشک ریختن برای حسین، آداب مقدس، عمل گناه آمیز و غیره از همان لحظه اول وارد زندگی و ذهنیت می‌شود. در این روند، ذهنیت نقاد عمل نمی‌کند بلکه جذب بشکل «میمیک» و غیرآگاهانه انجام می‌شود.

برپایه این گفته فرد مسلمان شیعه از همان ابتدا با ناخودآگاه خود در این فضا شکل می‌گیرد و انسان به انسان دینی تبدیل می‌شود. فرد در یک فضای فرهنگی و سمبولیک، با کدها و قواعد خاصی، متولد شده و از همان ابتدا مورد پرداخت شخصیتی قرار می‌گیرد. در فقدان افکار و باورهای گوناگون، ذهنیت بطرز یکجانبه رشد کرده و در زیر سلطه دگماتیسم، هر گونه قدرت انتقادی را از دست داده و خمیرمایه خود را با دین همآغوش می‌کند. در خانواده مسلمان هنگامیکه فرزند متولد می‌شود اولین اقدام در گوش نوزاد دعا و آیه قرآنی می‌خوانند و اذان می‌گویند و اینگونه آداب و رسوم و تربیت و عادات، تا پایان عمر ادامه دارد. هنگامیکه کسی می‌میرد و در لحظه‌ای که پیکر به زیر خاک می‌رود، برایش دعا می‌خوانند و در درون گور برایش اشهد می‌خوانند. جسم و روان فرد در سراسر عمر، توسط دین و عوامل دینی، ساخته می‌شوند و شکل می‌گیرند و هویت دار می‌گردند. این توتالیتاریسم تربیتی ایدئولوژیکی دینی، انسان را از هر نوع مقاومت فکری و روانی تهی کرده و تمام عنصر دین را به امری کاملن طبیعی و همیشگی و عادی و ابدی تبدیل می‌کند.

ماکس وبر می‌گوید انسان دین را می‌پذیرد زیرا دین برای او معنابخش است. حال پیش از آنکه این «انتخاب ماکس وبری» صورت گیرد و روند پذیریش آگاهانه در ذهن انسان عمل کند، ناخودآگاه انسان با تمام قدرت در حال جذب کردن سمبولها و پیام‌های اجتماعی و روانی و تاریخی است. در جامعه روند روانشناسانه و روانکاوانه و قدسی گرایی و احساسی و هیجانی در تاثیرپذیری دینی با قدرت بی مانندی عمل می‌کند و روند و انتخاب آگاهانه نقشی فرعی دارد. انسان محصول روند ایدئولوژیکی و خانوادگی و دینی و فرهنگی و احساسی ویژه ایی است که پیش از تولدش در جامعه جاری است. توده دین را انتخاب نمی‌کند بلکه تسلط دینی و فضای دینی، انسانها را در خود فرومی برد. در چنین شرایطی فرد دینی و توده معتقد، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌گردد. کلودلوی استروس، جامعه شناس فرانسوی، میگوید دین خود یک «توهم» نیست. بزبان دیگر از نظر این جامعه شناس دین یک توهم آبستره نیست، بلکه دین خود از موهومات سرشار است ولی خود دارای یک واقعیت اجتماعی و مادی می‌باشد. در طول تاریخ انسان دین را می‌آفریند ولی در این مسیر دین به آدم سازی می‌پردازد.
ماشین ایدئولوژی دینی

بنابراین دین اسلام با جبر روانی و فرهنگی خود، با بار عظیم موهومات و خرافات و افسانه‌ها و احکام خود بر ذهن تحمیل می‌شود. قرآن دین اسلام هیچگونه پرورش خودمختارانه و چندگرایی را نمی‌پذیرد و تنها ملاک، قبول تعبدی دین و روح عبادت و اظهار بندگی است. در سوره بقره می‌آید که در موضوع خدا جای بحث و جدال نیست (آیه ۱۳۹) و بارها تاکید می‌شود که انسان مطیع و تسلیم خداست. قدسی گرایی و خرافه گرایی و دگماتیسم مسلمانان بصورت قطعی و محکم عمل کرده و فرد را از هرگونه نرمش و انعطاف فکری دور می‌کند. ابعاد عظیم جمود فکری در جهان اسلام و تروریسم و سلفی گری شیعه و سنی و عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، نتیجه همین روند روانی و تعبدی است. اسلام به رشد فردیت مدرن و رشد آزادانه فکر نمی‌انجامد بلکه برعکس به خاطر تعبدگرایی و جزمگرایی، فراهم کننده سقوط روانی و فکری انسان است.

در تاریخ ایران عنصر دین ساختار پرور بوده است. تهاجم عرب و تسلط دین استعماری اسلام هویت ایرانی را مسخ نمود. دستگاه‌های صفوی و قاجار و دوران دوم پهلوی و جمهوری اسلامی، با همکاری تنگاتنگ دستگاه روحانیت و تمامی نخبگان ریز و درشت و عمامه دار و فکلی و همچنین محیط خانوادگی و مدرسه و مکتب، اغلب ایرانیان را مسلمان و شیعه نمودند. سموم خرافی دستگاه دینی و دستگاه ایدئولوژیک دولتی و سنت روحانیت در تمامی اجزای ذهن و جامعه رخنه کرده و ذهنیت خردسال و بزرگ سال را مدام مورد تهاجم تبلیغاتی دینی قرار می‌دهند. تبلیغ ایدئولوژی قداست یعنی تبلیغ فکرنکردن، خط اصلی در جامعه است. ذهنی که تنبل است و حس کنجکاوی را از دست داده، ذهنی و روانی که تقدیرگرا گشته و توانایی واکنش به بدی و تجاوز را از دست داده، نمی‌تواند مقاومت کند و مستقل باشد و انتقاد گر باشد. بعلاوه استبداد و آدمکشی و هجوم‌های متعدد تاریخی و اجتماعی، اراده فردی را درهم شکسته و زمان و قدرت فکرکردن نمی‌دهد. تجاوز عرب و مغول و دیگران و ماشین دین سازی صفویه و آسیب دیدگی روان ایرانی، شیعه گری را غلبه داد.

دین اسلام فطری نیست بلکه محصول تجاوز و خشونت ایدئولوژیک و محصول فلج نمودن تفکر است. از جمله عوامل خشونت، حوزه‌های روحانیت و مدارس دینی و دستگاه شبکه‌ای آخوندها هستند. از دیر باز حوزه‌های قم و تهران، مدارس دینی و آموزشی و تبلیغی، نهادهای برگزاری مراسم عاشورا و ماه رمضان، نظام خطبه‌های دینی و رساله‌های آخوندها و مجلس روضه خوانی آخوند، تولیدگران دین شده و میلیونها مغز را به گیرنده‌های رسم و عادت و پیام دینی خود تبدیل نمودند. چهره و شخصیت جامعه ایران بمرور تغییر یافت.

البته قرآن و نهج البلاغه، تنها مرجع نیست. بخصوص برای شیعه و تمایل آن برای جدا کردن خود از اسلام سنی، انبوهی آثار وجود دارد که جریان شیعه را بعنوان یک جریان دینی و سیاسی مستقل معنا می‌بخشد و توجه می‌دهد. ویژگی این آثار نه در کیفیت فکر و ارزش تاریخی، بلکه در اسطوره سازی‌ها و موهومات و روایاتی است که به خاندان بنی هاشم و دستگاه ایدئولوژیک شیعه گری متصل شده‌اند و نقش آنها بازتولید وابستگی روانی و احساسی و شهید پرستی و مرگ ستایی است. جعل‌های شگفت انگیز دین سازی و امام سازی و کورذهنی در فقه شیعه به اوج می‌رسد. این کتاب‌ها کدامند؟

«کتب اربعه» چهار کتاب حدیثی شیعه است که توسط «عالمان متاخر» جمع آوری شده است: «الکافی» از یعقوب کلینی، «تهذیب الاحکام» و «الاستبصارفیما اختلف من الاخبار» از شیخ طوسی، «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق. این مجموعه بزرگ با ۴۱۲۶۳ روایت و احادیث غیر تاریخی و غیر علمی، انبوه روایاتی را تشکیل داده که طی قرون در اسلام بوجود آمده است. باید افزود که این «کتب اربعه» با مجموعه «جوامع ثانویه»، قرن دهم و یازدهم، دربرگیرنده «الوافی» از محمد حسین فیض کاشانی، «وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» از شیخ حرعاملی، «بحارالانوار» و «حلیه المتقین» از محمد باقر ابن محمد تقی مجلسی، می‌باشد. بر این لیست باید «نهج البلاغه»، خطبه‌های منسوب به علی ابن ابی طالب که در قرن چهارم هجری توسط سیدرضی تهیه شده، «صحیفه سجادیه» حاوی دعاهای زین العابدین علی بن الحسین، «مفاتیح الجنان» شامل دعاها و مناجات و زیارات پیامبر و امامان از شیخ عباس قمی و «صحیفه مهدیه» حاوی دعاهای منسوب به حجت بن الحسن امام دوازدهم، و غیره را اضافه نمود. در لیست کتابهای مرجع شیعه باید کتابهای زیر را نیز گنجاند: کتاب فقه کاشف الغطاء از شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، کتاب مصادر الجتهاد از سید محمود هادی غضنفری خوانساری، کتاب‌های متعدد سید هاشم بحرانی و از جمله «البرهان فی تفسیر القران»، کتاب «التبیان فی تفسیر القران» از شیخ طوسی، کتاب «المیزان فی تفسیر القران» از سید محمد حسین طباطبائی. حال به همه این کتاب‌ها، مجموعه آثار و رسالات عملیه فقها مانند: آیت الله بروجردى، خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، حکیم، شیخ کاظم شیرازی، شیخ عبد الکریم حائری، سید محمد صادق روحانی، گلپایگانی، خامنه‌ای، روح الله خمینی، سیستانی، فاضل لنکرانی، لطف الله صافی، محمد تقی بهجت، وحید خراسانی، منتظری، و دیگران را بیافزائید.

نقش این کتاب‌ها چیست و کدام ارزش فکری از آنها استخراج می‌شود؟ این کتابها مروج فلسفه و راسیونالیسم فکری نیستند، این کتابها پایه هنر و معماری و دانش نیستند، این کتابهای فاقد جنبه علمی و تاریخی هستند. این کتابها گاه جنبه عرفانی و «تئوزوفی» دارند ولی یک مجموعه زیان آور را تشکیل می‌دهند. نقش این کتاب‌ها ایجاد مردم مقلد و تولید کورذهنی، ایجاد رفتار اطاعت، بردگی و مسخ ذهنی است. نقش این کتابها ایجاد تسلیم در برابر الله و نفی خرد و اندیشه انتقادی و آزادی انسان است. نقش این کتابها تشویق به جنایت است زیرا بازتولید مکرر و پردامنه تبعیض، حس برتری ایدئولوژیک دینی، سلطه تعبد دینی بر روان، انسان را به بدی و شرارت نزدیک می‌کند و کشتار کافر و مشرک و مرتد و منافق و محارب با خدا و تجاوز به زنان را، عادی و مقدس و الهی می‌کند. میراث شیعه گری جز خرافه پرستی و جعل و دین سازی چیز دیگری نیست.

ماشین دینی کردن انسان با مکانیسم‌های پیچیده ایدئولوژیک عمل کرده و شخصیت فرد را به زیر سلطه درمی آورد. فضای دینی و رازآمیز خانواده و جامعه و مجموعه نهادهای ایدئولوژیک و دولتی در جامعه از فرد موجودی مطیع دین میسازد. روشن است که در جامعه بسته و مستبد و در فقدان اندیشه گری و انتقاد، تاثیر این فضای ایدئولوژیکی منکوب کننده تر است.
گسست از اسلام

اسلام عامل انحطاط است زیرا این دین در برابر خرد و فلسفه و درک انتقادی همیشه ایستاده است. قرآن فاقد عنصر علمی و نوآوری و خلاقیت فرهنگی و تمدنی است. نتیجه مهم اسلام رشد تعبد و دگماتیسم و فکرنکردن بوده است و آنجا که بزرگانی در قلمرو اسلامی به فکرکردن پرداختند، مورد تکفیر و بی اعتنایی قرار گرفتند. شکاکیت خیام و ناباوری رازی، آنها را در برابر اسلام مقاوم ساخت. تمام بزرگانی مانند ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و نیز حافظ و مولوی باعتبار خلاقیت شخصی و شناخت و تلاش خود و محیط خانوادگی یا اجتماعی خود، درخشیدند. این بزرگان در فضا و دنیای اسلامی بزرگ شدند و به مکتب رفتند، ولی کسب دانش و روحیه شخصی اشان، آنها را به نفی جزمیت اسلامی کشاند و آنها را وادار ساخت تا عنصر فکر و تخیل و فلسفه را وارد بینش خود نموده و زایش جدیدی را فراهم سازند. روشن است که فکر آنان گسست از اسلام نیست ولی دارای عنصر تفکر و تخیل و شهامت است. دیوان حافظ و مثنوی مولانا از قرآن نمی‌آید، ازشیعه گری الهام نیافته است بلکه نتیجه نوآوری انسانی و تاریخ است. ابن رشد و ابوعلی سینا و فارابی از فلسفه یونانی وام گرفته‌اند و در دنیای بسته اسلام، جزمیات حاکم را سست می‌کنند و به این خاطر است که آنها در پی پیوند زدن ایمان و عقل هستند.

دین مسلط و فرهنگ دینی پیوسته در برابر اندیشه سد آفریده و تخیل را مرعوب میکند. در این فضای دینی ایدئولوژیک تنگ و خفقانی، روان جستجوگر این بزرگان به حرکت درآمده و به تولید می‌پردازد. تمام نفرت دستگاه روحانیت و تازیانه تکفیر آنها علیه این اندیشمندان بی سبب نیست. ایدئولوژی قرآنی و اسلامی در پی حاکمیت مطلق ایمان است حال آنکه بینش این اندیشمندان بدون نفی دین، در پی هموار نمودن رشد عنصر عقل است. البته کار این متفکران تلاش در انطباق دادن فلسفه به دین است و این تلاش نمی‌توانست راه گشا باشد زیرا دین، عنصر فکری را منهدم می‌کند و این دو پدیده به یک حقیقت نمی‌رسند. فشار دین و روحانیت و سنت مذهبی و استبداد سیاسی یک مجموعه سنگین سرکوب را ایجاد نموده و در چارچوب این خفقان، کار فکری مستقل دشوار یا ناممکن است.

دوران ما، دوران خردگرایی، دوران نقد مدرنیته بر پایه اومانیسم، دوران نقد سلفی گری و تاریک اندیشی، دوران اکولوژِی و جهان دیجیتالی و فروریزی ارزشهای آرکائیک اجتماعی است. دوران ما، دوران جامعه سیالیت‌های روانی و اجتماعی و فرهنگی است. دوران ما، دوران آزادی از هر قیدوبند دینی پدرسالارانه و اعتلای روحیه شادی و موسیقی و مناسبات خانوادگی و جنسی غیر دینی است. دوران ما، دوران آزادی زن و حقوق بشر و نقد خدا و مذهب است. این دوران در تناقض آشکار با قواعد جامعه قبیله‌ای و خشونت بار و تبعیض گرای اسلامی و در تناقض با قصاص و احکام دینی و شریعت اسلامی است. آلترناتیو پیشنهادی نواندیش دینی الگوی اسلامی بشیوه دیگر است. این آلترناتیو تکرار سقوط ماست. دوران ما می‌طلبد که تفکر کانت و خردگرایی و نظریه داروین و فیزیک نیوتن و انیشتن و علم ژنتیک و نورولوژی و تجربه‌های علمی انسان شناسی و تئوری‌های جامعه شناسانه و تاریخ شناسی و تکنولوژی انترنتی و پارادایمهای اکولوژیکی، راهنمای ما باشد و از خرافه گرایی شیعه بپرهیزیم، ولی نواندیشان دینی ما را به تجربه مجدد اسلام و قدسی گری شیعه فرامی خوانند و تاریک اندیشی فقه شیعه و آیات قرآنی را در دستور کار جامعه قرار می‌دهند. آنچه برای جامعه ایران حیاتی است گسست از دین اسلام است ولی نواندیشان مانند آیت الله‌ها ما را به ماندن در اسلام تشویق می‌کنند.
نواندیشان دینی، مانع آزادی فکری

در دوران معاصر کار نواندیشان دینی در همین زمینه چگونه قابل ارزیابی است؟ آل احمد جامعه را بسوی اسلام و علیه غرب و مدرنیته بسیج کرد. علی شریعتی ایدئولوژی تهییجی شیعه گری را بر بخشی از جامعه مسلط کرد. عبدالکریم سروش، از فلسفه حرف زد ولی در اساس افکار ضد علمی را گسترش داد و اعلام کرد که قرآن خواب و رویای محمد بوده و به این ترتیب او علیه تمام تحقیقات علمی هرمنوتیک در باره قرآن شورید.مجتهدشبستری اعلام کرد که حقوق بشر را باید به شیعه افزود تا اسلام مدرن شود. اینگونه فعالیت فکری اعتقادی نواندیشان در همان مدار دین و فقه نفس می‌کشد و به پرسش‌های فلسفی و مدرنیته اعتنایی ندارد. پیشنهادهایی مانند الگوی خلافت اسلامی، ایدئولوژی شیعه، عرفانگرایی و افزودن عناصری از تجربه غرب به شیعه گری، بمعنای درجا زدن ما در اسلام است. حال آنکه مسئله مرکزی ما بیرون آمدن از حالت ازخودبیگانگی و مسخ شدگی کنونی ماست. اسلام عامل سقوط تاریخی و فرهنگی است و در تناقض با خردگرایی و فلسفه گرایی است. این بن بست یک کار تاریخی ضروری را در برابر ما می‌نهد. این کار می‌طلبد تا نقد همه جانبه از دین و تمامی پراتیک‌ها و رفتارها و سنت‌ها و تربیت‌های دینی صورت گیرد. جامعه ما باید خود را وارد روند انتقاد از دین کند. دانشگاهیان باید به کار علمی و آکادمیک پژوهشی تاریخ دین دست زنند و اندیشمندان لائیک و ناباور باید شجاعانه تولید فکری کنند و در عرصه‌های گوناگون بنویسند. روشن است که دنیای روشنفکری متنوع و باز است و بنابراین همه دارای یک مشغولیت فکری نیستند. ولی تاکید من در اینجاست که یکی از عرصه‌های اساسی، کار فکری نقادانه در بررسی دین و فرهنگ دینی و کنش‌های رفتاری دینی و خرافی در جامعه و نزد نخبگان، می‌باشد. حال نواندیشان دینی در کنار روحانیت حاکم، جامعه را با دین و برای دین مهار می‌زنند. این نواندیشان دینی با برخی شیوه‌های حکومتی یا احکام فقهی اختلاف نظر دارند ولی توافق اصلی آنها با روحانیون نظام، در باره دین و قرآن و فقه شیعه و امامزاده‌ها و رساله‌های مراجع و حفظ اصول و سنت‌های مذهبی، پابرجاست.

تاریخ و تمدن ما دارای پستی و بلندی‌های فراوان بوده‌اند. تمدن یک روند پیچیده و متضاد می‌باشد و عناصر سازنده آن موجب رشد و عناصر پست آن منجر به خاموشی و فروکشی می‌شود. هر تمدنی از پویایی خود و از محیط پیرامونی خود تاثیر پذیر است. تاریخ ما در تمدن کهن، با رفتار و کردار زشت درگیر نیز بوده است. با اسلام فروتر افتادیم. ما دارای دین خوئی بودیم، ولی با اسلام زخم روان ما عمیق شد و ما برای خدمت به دشمنان استعماری خود، ذهن خود را به قرآن سامی و انبوه فقه شیعه بنی هاشم و ایدئولوژی امامان معصوم و رساله آخوندی، واگذار نمودیم. ما از خودبیگانه شدیم و قدرت خلاقه مستقل خود را بمیزان زیادی مضمحل ساختیم. خودسانسوری و تنبلی فکری و همزیستی ارگانیک با ایدئولوژی شیعه، مانند سرطانی ما را از درون متلاشی کرد. هر زمان که نویسنده ایی مانند صادق هدایت و علی دشتی و عبدالحسین زرین کوب، در نقد و تحلیل دین اسلام حرفی گفتند و تحلیلی ارائه نمودند، با کارزار خصمانه و بدبینی و انگ «ناسیونالیسم»، مواجه شدند. آن زمان که هجوم اسلام و منافع بنی هاشم و خرافات شیعه، به رویداد «با برکت» تبدیل شد، ما هوش و هویت فکری مستقلانه و فرهنگی ویژه خویش را از دست دادیم، به دشمنان فرهنگی خود عادت کردیم و از خودبیگانه شدیم. ما طی حوادث تاریخی و زیر سلطه ایدئولوژی اسلامی و خفقان و آدمکشی مستبدان بالا و پائین، مسخ شدیم و بدی به خوبی تبدیل شد و زشت به مقدس ارتقا یافت. جامعه در خدمت اسلام قرار گرفت و شاه و شیخ و نواندیش دینی هریک بسهم خود، ما را در ایدئولوژی اسلامی به بند کشاندند.
بیرون آمدن از تاریکی

ما می‌خواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم و خود را برای فردا آماده تر سازیم. ما می‌خواهیم با پارادایم‌های عصر کنونی مشغول باشیم. حال آنکه نواندیش دینی و روزنامه نگاران شیفته آنان، ما را به عقب میراند و ما را مجبور می‌کند تا با موضع‌ها و پرسش‌ها و فضای دینی آنها خو کنیم و روان خود را انطباق دهیم. این تناقض تنها میان روند نوگرایی جامعه و نواندیشان دینی نیست. این تناقض را ما می‌توانیم میان روند نوگرایی جامعه از یکسو و از سوی دیگر بخش مهمی از چپ گرایان و دمکراتها و جمهوری خواهان و سلطنتی‌ها و ملی گرایان و روشنفکران دین خو و اسلاموفیل، نیز مشاهده کنیم. بسیاری از این نیروها بیشتر با نواندیشان و حافظان شریعت همساز می‌باشند. این همسویی عمیق و ساختاری است.ذهنیت دین خود تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربرگرفته است. منافع سیاسی کوتاه مدت آنها، به محافظه کاری روشنفکری و روانپریشی تهییجی منجر شده است. آنها به ایدئولوژی دینی حاکم تمکین کرده و در برابر نقد رادیکال از دین و موهومات اللهی و امامیه قرار می‌گیرند. البته این نیروها خود را «رئالیست و واقع بین» معرفی کرده و هرگونه انتقاد از دین را ذهنیگری و آنارشیستی و چپ روانه ارزیابی میکنند.

پرسش اینجاست که «رئالیسم» یعنی چه؟ اگر ما رئالیسم را واکنشی در برابر احساسگرایی تلقی کنیم و آنرا تلاشی برای رویکرد به واقعیت داده‌ها ارزیابی کنیم، امر مفیدی است. بنابراین واقعیت ستمگری، خرافه گرایی، عقب ماندگی ذهنی جامعه، عادات و رسوم کهنه گرا و خردستیز، از جانب ما بمثابه یک واقعیت نفی نمی‌شود. هر چند رئالیسم بعنوان تنها ملاک حقیقت جویی کافی نیست، ولی بعنوان یک روش جستجو می‌تواند بکار گرفته شود. در ارتباط با درک دین خویان باید مطرح ساخت که اختلاف بر سر رد واقعیت نیست. تمام مطلب در اینستکه در برخورد به واقعیت چه باید کرد. نظر ما برآنست که واقعیت موجود، مقدس نیست و برعکس این واقعیت باید مورد بررسی علمی و نقد آشکار گیرد. در برابر واقعیت اسلام و تمام رفتارهای ناشی از آن، بر پایه ارزشهای نقد روشنفکری، باید مبارزه فکری توسعه یابد. ما هم می‌گوئیم به واقعیت‌ها باید توجه کرد و این واقعیت ناهنجار خرافه و موهومات جامعه را باید مورد بررسی نقادانه قرار داد. کرنش در مقابل واقعیت خرافه و ایدئولوژی خشونت بار و تبعیضگرای قرآنی و شیعه، بمعنای فراموش کردن اصل روشنفکری است. یکی از ویژگی‌های برجسته روشنفکری باید نقد علمی باشد و هیچ امر مقدسی وجود ندارد که مانع این نقد بشود. هر گونه قدرت دینی و سیاسی و اقتصادی، پیوسته باید مورد انتقاد باشد زیرا عدم انتقاد جز گندیدگی و سقوط معنای دیگری ندارد.

بدین ترتیب درمی یابیم که دین اسلام و شیعه گری نه تنها توسط دستگاه روحانیت و قدرت سیاسی حفاظت می‌شود بلکه تمام نیروی فکری و روانی و احساسی نواندیشان دینی در این عرصه بسیج شده است و نکته آخر اینکه تمامی این مجموعه ایدئولوژیکی و روانی و احساسی، توسط بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و روشنفکری غیر دینی اسلاموفیل، مورد حمایت عاطفی و روانی و ایدئولوژیکی قرار میگیرد. ریشه مشترک تمامی این جبهه حکومتی و غیر حکومتی، دینی و غیر دینی، همان ایدئولوژی قدسی، همان ایدئولوژی توتالیتر است که نقد را نمی‌پذیرد.

نواندیشان دینی تفسیری دیگر از اسلام ارائه می‌دهند. ولی خواست ما بیرون رفتن از پارادایم اسلامی است، ما نمی‌خواهیم در درون مقولات اسلامی و قرآنی نفس بکشیم و نیروی فکری خود را در این چارچوب بکار گیریم. چهارده قرن در درون این فضا ساخته شده‌ایم. دینداران سرنوشت ما را پیوسته در همین فضا تفسیر و بازهم تفسیر می‌کنند. حال آنکه ما نیازمند یک گسست قطعی هستیم. آیت الله محمد رضا نکوم نام و حجت الااسلام مجتهدشبستری از ضرورت مدرن شدن اسلام می‌گویند و برآنند که حوزه‌ها باید شکل علمی پیدا کنند. آقای سروش به نقد فقه تمایل دارد و محمد را پیامبر و قرآن را رویای محمد و عرفان را دورنمای سعادت ما می‌داند. سقف خواست و نیاز ما، سقف بینش نواندیشان دینی نباید باشد. جامعه ایران از بینش اسلامی باید خارج باشد و بدون رجوع به قرآن و اسلام، باید به فلسفه و دانش روی آورد. تا زمانیکه ذهنیت و سوبژکتیویته ما در این بینش دینی غوطه ور هستند و زندگی را در دین می‌بینند، از سکولاریسم فکری دور هستیم. نواندیشان خواهان انسان مدرن نیستند آنها «انسان تازه در امت» را می‌پسندند. انسان مدرن از دین، منشا هستی اجتماعی نمی‌سازد، بلکه هستی اجتماعی و بودن فکری را در تاریخ و در حرکت فکری خودمختار و توانایی هوش و خرد انسان می‌بیند. نواندیشان مخالف این روند هستی گرای خودمختار می‌باشند. آنها همیشه زندگی را به منشا دینی و فقهی نزول می‌دهند و شایستگی و والایی انسان را به سقوط می‌کشانند.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس

No responses yet

Jul 31 2017

داعش در مساجد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .