No responses yet

Mar 12 2020

‘کشته شدن نیروهای آمریکایی در حمله راکتی در عراق’

نوشته: در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک مقام آمریکایی روز چهارشنبه به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که دست کم سه نفر از جمله دو پرسنل آمریکایی در حمله ای راکتی در عراق کشته شده اند.

این حمله به پایگاه تاجی در نزدیکی بغداد انجام شد که نیروهای آمریکایی در آن مستقر هستند.

این مقام که نخواست نامش فاش شود گفت که حداقل ده نفر هم در این حمله زخمی شده اند.

سرهنگ مایلیز کیگینز سخنگوی ارتش آمریکا در عراق در توییتر نوشت که بیش از ۱۶ راکت کوچک به این پایگاه اصابت کرده است. او جزییات بیشتری ارائه نکرد.

این خبر به تدریج تکمیل می شود

No responses yet

Feb 06 2020

عبدالرضا شهلایی، مرموزترین فرمانده نیروی قدس، کیست؟

نوشته: در بخش: آمریکا,تروریزم,جنایات رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: هیچ عکسی از او در رسانه‌های ایران منتشر نمی‌شود. آمریکا نیز فقط یک تصویر نه چندان با کیفیت از چهره او منتشر کرده است. حتی هیچیک از خبرگزاری‌های متعدد حکومتی و غیرحکومتی ایران نیز هنوز یک خط خبر یا یک گفت‌وگو از او منتشر نکرده‌اند. در هیچ کجا نام او را نمی‌بینید و هیچکس درباره او صحبت نمی‌کند.

اگر رسانه‌­های ایران را جستجو کنید انگار اصلاً چنین کسی وجود ندارد. در دیدارهای آیت­‌الله خامنه‌­ای رهبر جمهوری اسلامی با فرماندهان سپاه پاسداران هم ردی از او دیده نمی‌شود. تنها فرمانده سپاه پاسداران که آمریکا ۱۵ میلیون دلار برای کسب اطلاعات درباره او و شبکه تحت فرماندهی­‌اش در یمن پاداش تعیین کرده است. سرتیپ عبدالرضا شهلایی. نامی که معلوم نیست حتی واقعی باشد.

ماه گذشته، درست همان شبی که سپاه پاسداران مسئولیت سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی را پذیرفت خبر مهم دیگری در خبرگزاری رویترز منتشر شد که زیر سایه خبر­های هواپیمای اوکراینی گم شد. در آن خبر دو مقام آمریکایی به رویترز گفته بودند که در همان شبی که قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس در بغداد هدف حمله پهپادی آمریکا قرار گرفت و کشته شد حمله دیگری در یمن برای کشتن سرتیپ عبدالرضا شهلایی از فرماندهان ارشد نیروی قدس صورت گرفته ولی او از این حمله جان سالم به در برده است.

تاکنون پنتاگون درباره این عملیات سکوت کرده و مقامات ایرانی هم که بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی رسانه‌ها را پر از خبر و گزارش و تحلیل درباره او کردند، به طور کامل درباره عبدالرضا شهلایی و اینکه مورد حمله آمریکایی‌ها قرار گرفته یا نه سکوت کرده‌اند. سپاه پاسداران نیز ترجیح می‌دهد همچنان در این باره سکوت کند.

با سکوت سپاه، رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخل ایران هم سکوت کرده‌اند. اما با وجود سکوت ایرانی‌ها، آمریکا می‌گوید عبدالرضا شهلایی یکی از فعال‌ترین فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران در خاورمیانه است و سال‌هاست که به طراحی عملیات برای کشتن نیروهای آمریکایی و تأمین منابع مالی برای این نوع عملیات‌ها مشغول است.

مقامات دفاعی و اطلاعاتی آمریکا می‌گویند او از افغانستان تا عراق و از سوریه تا یمن در تحرک و در حال برنامه‌ریزی و اقدام علیه نظامیان و اهداف آمریکایی است. سرتیپ شهلایی متهم است که سازمان‌دهنده اصلی حمله ۲۰ ژانویه ۲۰۰۷ ( بهمن ۱۳۸۵) در کربلا بوده که به کشته‌شدن پنج نظامی آمریکایی و زخمی شدن سه نظامی دیگر انجامیده است. در آن روز در مجموع و طی ۲۴ ساعت دست‌کم ۲۴ سرباز آمريکايی در نقاط مختلف عراق کشته شدند که شماری از آنها از سوی شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران هدف قرار گرفتند.

آمریکا می‌گوید شهلایی معاون نیروی قدس است و سازمان‌های زیادی را کنترل می‌کند که مسئول حملات به آمریکایی‌ها و متحدان آنها در سراسر جهان هستند و علاوه بر برنامه‌ریزی قتل تعداد زیادی از سربازان ائتلاف در عراق، مهمات و اسلحه گروه‌های تندرو شیعه را نیز تأمین کرده و می‌کند. او در سال ۲۰۰۸ به دلیل همین اقدامات به عنوان تروریست در فهرست سیاه آمریکا قرار گرفت.

در ۲۰۱۱ نیز (مهر۱۳۹۰) آمریکایی‌ها اعلام کردند که رد عبدالرضا شهلایی را در طراحی و سازماندهی ترور ناکام سفیر عربستان در آمریکا گرفته‌اند. ایران تلاش برای ترور سفیر عربستان را رد کرد اما حاضر نشد که بگوید اصولاً فردی به نام عبدالرضا شهلایی وجود دارد یا خیر چه رسد به اینکه حضور او در طرح ترور سفیر عربستان را تکذیب کند. آمریکا، اتحادیه اروپا و کانادا در همین ارتباط نام شهلایی را در فهرست تحریم‌های خود قرار دادند.

سازمان مجاهدین خلق یکی از مهم‌ترین گروه­‌های مخالف جمهوری اسلامی می‌گوید سرتیپ شهلایی در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۱) مسئولیت حمله به اردوگاه لیبرتی، محل استقرار نیروهای این سازمان در عراق را به عهده داشته است. سازمان مجاهدین خلق با انتشار تصویری از عبدالرضا شهلایی مدعی شده که او طراح اصلی این حمله بوده است.

به گفته سازمان مجاهدین خلق، عبدالرضا شهلایی ۶۱ ساله و متولد کرمانشاه در غرب ایران است. این سازمان مدعی شده که عبدالرضا شهلایی در دوران جنگ ایران و عراق از فرماندهان قرارگاه برون‌مرزی رمضان بوده و بعد از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲)همراه با محمد جعفری صحرارودی (رئیس دفتر کنونی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی) برای طراحی عملیات علیه نیروهای آمریکا و سازمان مجاهدین خلق به عراق رفته‌اند.

قرارگاه رمضان در دوران جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۳ در کرمانشاه تأسیس شد و محمدباقر ذوالقدر و محمدرضا نقدی، دو تن از سیاسی‌ترین فرماندهان سپاه در سال‌های بعد از جنگ از فرماندهان ارشد آن بودند. هدف از تأسیس قرارگاه رمضان هماهنگ کردن فعالیت­‌های نظامی ایران در درون خاک کردستان عراق و همکاری با گروه‌­های کرد عراقی مخالف صدام حسین بود.

برخی از فرماندهان کنونی نیروی قدس سپاه پاسداران در آن دوران از فرماندهان اصلی قرارگاه رمضان بودند که از جمله آنها می‌توان به سرتیپ ایرج مسجدی، سفیر کنونی ایران در عراق، اشاره کرد. ایرج مسجدی در آن سال­‌ها رئیس ستاد قرارگاه رمضان بود و به روابط گسترده‌اش با رهبران گروه­‌های کرد و عرب مخالف صدام حسین که حالا اکثر آنها از مقامات ارشد عراق هستند، مشهور است.

محمد جعفری صحرارودی، رئیس دفتر علی لاریجانی، نیز از فرماندهان شناخته شده و مشهور قرارگاه رمضان است که حوزه اصلی فعالیت او نظارت بر همکاری‌های نظامی ایران با پیشمرگه­های تحت فرماندهی مسعود بارزانی و جلال طالبانی دو رهبر اصلی کردهای عراق بود. او در جریان ترور عبدالرحمان قاسملو، دبیرکل حزب دمکرات کردستان در وین در سال ۱۳۶۸، طرف مذاکره قاسملو بود و کردها او را طراح این ترور متهم می‌دانند.

با وجود چنین اطلاعاتی درباره فرماندهان قرارگاه رمضان، هیچ سابقه‌ای از عبدالرضا شهلایی در قرارگاه رمضان منتشر و علنی نشده است. در هیچیک از مراکز مطالعاتی جنگ ایران و عراق که تا حالا هزاران سند، مقاله، فیلم و کتاب درباره جنگ ایران و عراق و فرماندهان حاضر در جنگ منتشر کرده‌اند، اثری از نام و عنوان و سمت عبدالرضا شهلایی به چشم نمی‌خورد. در خاطرات فرماندهان جنگ و مطالب منتشر شده درباره عملیات‌های دوران جنگ و اشاراتی که به تمامی یگان‌های مختلف ۵۷ گانه سپاه در جنگ می‌شود، ردی از عبدالرضا شهلایی به چشم نمی‌خورد.

برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، در سپتامبر ۲۰۱۹ (شهریور ۱۳۹۸) اعلام کرد، واشینگتن ۱۵ میلیون دلار برای ارائه اطلاعات درباره شهلایی و شبکه تحت فرمانش جایزه تعیین کرده است و در دسامبر ۲۰۱۹ (آذرماه امسال) نیز بار دیگر بر این موضوع تأکید کرده است.

شواهد و قرائن نشان می‌دهد که عبدالرضا شهلایی دست‌کم از زمان تصرف صنعا به دست شبه‌نظامیان حوثی در ابتدای سال ۲۰۱۵ (زمستان ۱۳۹۳) مسئول پرونده یمن در نیروی قدس سپاه پاسداران بوده است.

حتی به نظر می رسد مسئولیت او فراتر از یمن بوده و نوعی بازیگر آزاد نیروی قدس در سرتاسر فضای خاورمیانه و آسیای مرکزی باشد. با وجود این جمهوری اسلامی حتی نسبت به خبر حمله آمریکا برای کشتن او هم سکوت کرده است. سکوتی که ۳۰ سال است درباره یکی از مرموزترین فرماندهان سپاه پاسداران ادامه دارد.

No responses yet

Jan 27 2020

اصابت سه راکت به سفارت آمریکا در بغداد

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: دست کم سه راکت به محوطه سفارت آمریکا در بغداد اصابت کرده است.

یکی از راکت ها به غذاخوری سفارتخانه اصابت کرده و دو راکت دیگر با فاصله کمی فرود آمده اند.

نفیسه کوهنورد، خبرنگار بی بی سی فارسی در بغداد به نقل از مقام های نظامی آمریکایی اصابت موشک کاتویشا به سفارت آمریکا را تایید کرده است.

خبرگزاری رویترز از مجروح شدن دست کم سه نفر خبر داده است.

این نخستین بار طی سال های گذشته است که کارکنان آمریکایی در چنین حمله ای مجروح می شوند.

هیچ گروهی مسوولیت این حمله را بر عهده نگرفته است ولی آمریکا در گذشته شبه نظامیان مورد حمایت ایران را مقصر دانسته است.

وزارت امور خارجه آمریکا با صدور بیانیه ای از دولت عراق خواسته است به وظیفه خود برای حفاظت از اماکن دیپلماتیک این کشور عمل کند.

عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق با محکوم کردن این حملات نسبت به تبدیل عراق به میدان نبرد هشدار داده است.

عراق در هفته های گذشته به عرصه رویارویی نظامی میان ایالات متحده و ایران تبدیل شده است.

سوء قصد به جان قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و ابومهدی المهندس، فرمانده گروه شبه نظامی کتائب حزب الله در بغداد به وسیله آمریکا، حمله موشکی ایران به پایگاه های محل استقرار نظامیان آمریکایی در عراق را به همراه داشت.

No responses yet

Jan 24 2020

ژنرال آمریکایی: ایالات متحده بیش از ۲۰ هزار نیروی تازه به خاورمیانه فرستاده است

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: یک ژنرال بلندپایه آمریکا می‌گوید که در هشت ماه گذشته برای مقابله با خطر روزافزون ایران، بیش از ۲۰ هزار سرباز به خاورمیانه اعزام شده‌اند. روشن نیست که این نیروها تا چه مدتی در خاورمیانه باقی می‌مانند.

ژنرال فرانک مک‌کنزی، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا (سنتکام) گفته است که ارتش ایالات متحده در هشت ماه گذشته نیروهایی به خاورمیانه فرستاده که “برای مدتی نامعلوم” در آنجا خواهند ماند.

ژنرال مک‌کنزی بر عرشه ناو جنگی USS هنگامی که به دریای سرخ رسیده بود، خطاب به ملوانان و سربازان دریایی آمریکا گفت: همه چیز به تحولات بعدی وابسته است و هیچ معلوم نیست شما تا چه مدتی در اینجا خواهید ماند.

این ناو هواپیمابر به همراه دو رزمناو دیگر در ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰ راهی خاورمیانه شدند. این سربازان آخرین گروه از نیروهایی هستند که به یگان‌های آمریکایی پیوسته‌اند. از ماه مه گذشته تا کنون شماره نیروهای آمریکایی در منطقه از ۶۰ هزار به ۸۰ هزار افزایش یافته است.

این بیانات ژنرال مک‌کنزی که روز پنجشنبه (۲۳ ژانویه) ابراز کرد، خلاف گفته دونالد ترامپ است که وعده داده بود به رویارویی‌های نظامی پایان دهد و ارتشیان آمریکایی را هرچه زودتر به وطن بر‌گرداند.

از سوی دیگر مارک اسپر، وزیر دفاع، عهد کرده بود بخشی از نیروهای مستقر در خاورمیانه را برای مقابله با تهدیدات چین به سواحل ‌آسیایی اقیانوس آرام گسیل کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

“مقابله با تهدیدات ایران”

ژنرال مک‌کنزی به خبرنگارانی که همراهش بودند گفت: «تهدید ایران بسیار جدی است». او گفت طرفداران ایران، که با دستور رهبران جمهوری اسلامی یا بدون اطلاع آنها، اقدام می‌کنند، در منطقه حضور دارند و ایجاد خطر می‌کنند.

او تأکید کرد که ایران فعلا آرام است و قصد ندارد اوضاع متشنج کنونی را تشدید کند. به نظر او در شرایط فعلی آمریکا و ایران، هیچکدام مایل به تشنجات بیشتر نیستند.

ترامپ: اعزام نیروهای تازه آمریکایی به منطقه جنبه دفاعی دارد

او گفت با توجه به وخامت اوضاع در پیرامون ایران، از نیروی دریایی آمریکا خواسته شده است که رزمناوهای مستقر در اروپا را از راه کانال سوئز راهی خاورمیانه کند. روی هم حدود ۲۵۰۰ ملوان و ۱۵۰۰ دریادار در خدمت این اسکادران هستند.

به دنبال حمله به سفارت آمریکا در بغداد، پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق و کویت تقویت شده‌اند. اعزام نیروهای تازه با هدف تقویت حضور آمریکا در منطقه صورت می‌گیرد.

این فرمانده نظامی تأیید کرد که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) شماری جنگنده و بمب‌افکن و موشک‌های پاتریوت به خاورمیانه فرستاده تا در تأمین امنیت آمریکا و متحدانش به کار گرفته شوند.

با این اقدامات ارتش آمریکا با بیش از ۸۳ هزار نیرو توان رزمی بسیار بالایی در منطقه به دست آورده است.

ارتش ایالات متحده برای توجیه افزایش نیروها در خاورمیانه به تحرکات جدید ایران استناد می‌کند. سپاه پاسداران در ۸ ژانویه گذشته دو پایگاه نظامی نیروهای آمریکایی در خاک عراق را موشک‌باران کرد که به زخمی شدن چند سرباز انجامید. این اقدام ایران به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به دست نیروهای آمریکایی بود.

این درحالیست که ژنرال مک‌کنزی تأیید کرد که او نیز مانند اسپر، وزیر دفاع، معتقد است که روسیه و چین، تهدیدهای قوی‌تری برای ایالات متحده هستند.

ترامپ وعده داده بود که آمریکا باید به “جنگ‌های بی‌پایان” خاتمه دهد. اما او در عین حال همواره به خطر جدی از سوی ایران و به ویژه برنامه موشکی این کشور، تأکید کرده است.

شبکه آمریکایی فاکس‌نیوز دهم ژانویه از قول مقام‌های ایالات متحده گزارش داد که پنتاگون تصمیم گرفته سامانه پدافند هوایی پاتریوت در عراق مستقر کند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شماری از واحدهای پاتریوت به منظور حفاظت از پایگاه‌های آمریکا در عربستان و چند کشور “متحد” مانند کویت و امارات و قطر مستقر هستند.

به گزارش فاکس‌نیوز، پس از حمله موشکی ایران به پایگاه عین‌الاسد در عراق اکنون پنتاگون تصمیم گرفته برای مقابله با حملات احتمالی ایران در عراق نیز سامانه پاتریوت مستقر کند.

No responses yet

Jan 04 2020

قاسم سلیمانی در تور «آیت‌الله مایک»

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: رضا تقی زاده: شکار شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران، و ۱۰ تن از همراهان او در مسیر فرودگاه بغداد تا شهر را می‌توان بزرگ‌ترین موفقیت مایکل دی اندریا (Michael D’Andrea)، رئیس عملیات ایران در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا)، قلمداد کرد؛ چهره‌ای که، پیشتر، اعتبار ناشی از شکار اسامه بن لادن، رهبر القاعده در پاکستان، و به قتل رساندن ابوبکر البغدادی، رهبر داعش در سوریه، به حساب او واریز شده بود.

قتل قاسم سلیمانی که دقایقی بعد از وقوع به‌سرعت خبرِ روز جهان شد، علاوه بر ایجاد حیرت و شگفت‌زدگی در داخل و خارج از ایران، نشان داد که سپاه قدس در عراق که تاکنون آن را حیاط خلوت خود تلقی می‌کرد، علی‌رغم پراکندن ادعای اقتدار و نفوذ، به‌شدت شکننده و آسیب‌پذیر است.

عملیات مربوط به شکار قاسم سلیمانی که از او در درون سپاه و حلقه اطرافیان خامنه‌ای به نام «حاج قاسم» یاد می‌کنند، برخلاف بن لادن و البغدادی که به ترتیب بعد از شکست القاعده و داعش و در تبعید آن‌ها صورت گرفت، در زمانی روی داد که جمهوری اسلامی خود را در مقام کنترل کامل سیاسی کشور همسایه‌اش، عراق، می‌دید.

عبور آسان چند صد نفر نیروهای حشد الشعبی از کمربند امنیتی منطقه سبز بغداد در روز یک‌شنبه و حمله آن‌ها به سفارت آمریکا در بغداد یادآور دو خاطره تلخ در افکار عمومی آمریکا بود: یکی حمله طرفداران خمینی به سفارت آمریکا در تهران در نخستین ماه‌های بعد از انقلاب اسلامی که منجر به اسارت ۵۳ دیپلمات آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز شد، و دیگری حمله مسلحانه سال ۲۰۱۲ به کنسولگری آمریکا در بنغازی و به قتل رسیدن کریستوفر استیونس، سفیر آمریکا در لیبی، و سه دیپلمات آمریکایی دیگر.

واکنش آمریکا به حمله اخیر علیه سفارت آمریکا در بغداد که پیامد اقدام آمریکا به حمله علیه سه پایگاه حشد الشعبی و کتائب حزب‌الله در عراق و همچنین دو پایگاه نیروهای مرتبط با نیروهای قدس در سوریه صورت گرفته بود، سریع و شدید بود.

بعد از انجام حمله علیه سفارت آمریکا در بغداد، نیروهای قدس و رهبر جمهوری اسلامی خود را در موضع برتر و آمریکا را در عراق بیش از تصورات پیشین خود آسیب‌پذیر می‌دیدند.

در نگاه آن‌ها که همیشه تأکید داشتند «در صورت برخورد نظامی ایران و آمریکا آخرین عملیات از سوی آن‌ها نخواهد بود»، حمله حشد الشعبی به سفارت آمریکا در بغداد به جای حملات تهران و بنغازی، بیشتر باید به حمله سال ۱۹۸۳ منسوب به حزب‌الله لبنان در بیروت تشبیه شود که پس از به قتل رسیدن ۲۴۱ تفنگدار دریایی آمریکا متعاقباً با دستور رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آن کشور، به ترک لبنان از سوی نیروهای آمریکایی منجر شد.

طراحان حمله به سفارت آمریکا در بغداد رویداد مزبور را «اوج تنش در مناسبات با واشنگتن» می‌دیدند و انتظار داشتند که دونالد ترامپ بار دیگر سکوت و صبوری پیشه کرده و اجرای سیاست «کاهش تعهدات آمریکا در خاورمیانه» و خروج از عراق را، در پی ترک سوریه، با سرعت بیشتری دنبال کند.

این محاسبه، با در نظر گرفتن واکنش سریع و شدید آمریکا و به قتل رساندن قاسم سلیمانی، اشتباه از آب درآمد، چنان‌که حالا باید اوج تازه‌ای را در تنش‌های منطقه و به‌خصوص در مورد آمریکا و ایران انتظار کشید.

بعد از اجرای طرح حمله پهپادی به منظور کشتن قاسم سلیمانی که با مرور تجربه‌های گذشته سازمان سیا، مسئولیت‌های تعریف‌شده آن و همچنین ابزار مورد استفاده قرار گرفته، می‌توان با اطمینان بسیار انجام آن را به سازمان اطلاعات آمریکا نسبت داد، نه به وزارت دفاع آن کشور و یا نیروهای واکنش سریع و یا فرماندهی نیروهای نظامی آمریکایی مستقر در منطقه.

آن‌چه بیش از هر عامل دیگر به چشم میخورد، از یک سو ضعف اطلاعاتی و آسیب‌پذیری نیروهای قدس در عراق است و از سوی دیگر اشراف اطلاعاتی آمریکا در منطقه و توان واکنش سریع آن نسبت به تحولاتِ در میدان.

قاسم سلیمانی وزیر خارجۀ در صحنۀ جمهوری اسلامی و نماد «قدرت ایران در منطقه» محسوب می‌شد و علاوه بر بازگرداندن بشار اسد به قدرت در سوریه، نجات کردستان عراق از خطر سقوط در مقابل نیروهای داعش را نیز در کارنامه خود داشت.

در غیبت قاسم سلیمانی که مورد وثوق‌ترین فرمانده نظامی سپاه برای علی خامنه ای به شمار می‌رفت، آرایش نیروهای قدس و نحوه مدیریت پایگاه‌های قدرت ایران در منطقه شبیه گذشته نخواهد بود.

ایران در نتیجه مدیریت تخریبی جمهوری اسلامی در حال حاضر فاقد قدرت نرم در منطقه است و نفوذ کنونی تهران در لبنان، عراق، سوریه و یمن عمدتاً ناشی از حضور نظامی است و متکی بر شکل دادن گروه‌های شبه‌نظامی با تجهیزات ابتدایی و سلاح‌های سبک.

با خروج قاسم سلیمانی از صحنه و در نتیجه واکنش‌های اجتناب‌ناپذیر به این رویداد مهم و تأثیرگذار، از جمله اقدامات تلافی‌جویانه قابل انتظارِ ایران در روزهای آینده و ضربات متقابل آمریکا طی مراحل بعدی، نه تنها معادلات قدرت در منطقه تغییر خواهد که سیاست داخلی ایران نیز شدیداً تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

در کوتاه‌مدت، دولت، اصلاح‌طلبان و جریانات معتدل در حکومت به عقب رانده می‌شوند و سنگرهای خود را در مجلس، طی انتخابات اسفند ماه، و متعاقباً در جریان انتخابات رئیس‌جمهوری از دست خواهند داد.

سیاست ایران با سرعت و زاویه‌ای تند به راست می‌گردد و از این جهت زمینه مذاکرات مستقیم ایران با آمریکا، امکان حفظ توافق اتمی و یا پیوستن ایران به لوایح مربوط به پولشویی را می‌باید تا زمانی قابل ملاحظه دور از دسترس تلقی کرد.

مایکل دی اندریا (Michael D’Andrea) یا آیت‌الله مایک، آمریکایی مسلمان‌شده که حوزه عملیات او در سیا طی یک سال گذشته در سایه اقدامات سیاسی و جنگ نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی به مدیریت برایان کوک، مدیر اقدامات ایران در وزارت خارجه دولت ترامپ، قرار داشت، با به تور انداختن و خارج ساختن قاسم سلیمانی از صحنه، نه تنها هدیه‌ای بزرگ در اختیار نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و محمد بن‌سلمان، مرد قدرتمند عربستان سعودی، قرار داده، که در عمل ادامه حیات جمهوری اسلامی در چارچوب و قواره ۴۰ سال گذشته را نیز ناممکن ساخته است.
یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Dec 31 2019

قاسم سلیمانی و نگاه امنیتی ایران به عراق؛ اشتباه بود؟

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی معموری کارشناس امور عراق

علی معموری کارشناس امور عراق، در مقاله ای برای صفحه ناظران با اشاره به سیاست خارجی ایران در عراق درباره پیامدها و نتایج آن نوشته است. به نوشته معموری ایران با نگاهی امنیتی و با تکیه بر ایدئولوژی شیعی بدون توجه به ساختار فرهنگی اجتماعی و هویت ملی/ عربی عراق اشتباهاتی را انجام داد که پیامد آن اعتراض مردم عراق حتی شیعیان جنوب آن علیه نفوذ کشور همسایه است.

پرونده عراق در ایران از آغاز سقوط رژیم صدام در دست نیروهای امنیتی و نه سیاسی بود. همه سفیران ایران در بغداد از سال ۲۰۰۳ تا کنون دارای سابقه نظامی در سپاه پاسداران بودند. به علاوه٬ شخص اول فعال در عراق که نمایندگی رسمی ایران را تقریبا در همه حوزه ها به عهده داشت٬ قاسم سلیمانی بوده است.

تا چندی پیش نفوذ ایران در عراق تا اندازه ای عمیق٬ گسترده و نیرومند بود که تصور تضعیف آن غیر واقعی و غیر محتمل به نظر میرسید. اکنون اما شاهد فروپاشی سریع و پیاپی اجزای مختلف آن در سراسر این کشور هستیم. گویا آن ساختار به ظاهر نیرومند٬ کیانی پوشالی بود که بر پایه های استواری بنا نشده بود. به علاوه٬ سیاست خطرناک کشاندن درگیری بین ایران و آمریکا به زمین عراق سبب شده که این کشور زیان اساسی از این امر متحمل شده و سرنوشت آن به سمتی نامعلوم پیش برود.

حملات اخیر نیروهای آمریکایی به مواضع کتائب حزب الله در رد حملات موشکی این گروه به مواضع آمریکاییها در کنار بحران سیاسی جاری در عراق٬ وضعیت عراق را به سمت جنگ داخلی با دخالت و حمایت نیروهای خارجی٬ مشابه وضعیت سوریه میکشاند. به نظر می رسد در این میان دولت عراق که از موقعیت پایداری بین مردم خود برقرار نیست بین منافع ایران و مریکا سرگردان است.

نیروهای آمریکایی مواضع کتائب حزب‌الله عراق را بمباران کردند

بدون شک٬ همه نیروهای فعال در عراق از کشورهای غربی تا کشورهای عربی دچار اشتباهات بزرگی شده و در ناکامی وضعیت فعلی این کشورسهیم هستند. اما ایران به طور خاص چه اشتباهات استراتژیکی در سیاستهای خود در عراق داشته است؟

ابومهدی مهندس از سران گروه کتائب حزب الله که به ایران نزدیک است چندی پیش گفته بود: “افتخار می کنم که نامم در این فهرست(لیست تروریستهایی که آمریکا اعلام کرده) است و آرزو می‌کنم که در گلزار شهدای تهران دفن شوم نه در عراق.”/ ابو مهندس در کنار قاسم سلیمانی در تهران
مریدپروی به جای هم‌پیمانی

نوع رابطه ای که ایران در عراق طی سالهای پس از سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ بنا نهاد٬ رابطه ای بحران‎زا و ناپایدار بود که عناصر اساسی استمرار و بقا را نداشت.

در طول این سالها٬ همه تلاش ایران در پرورش نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در بخشهای مختلف سیاسی و اداری و امنیتی و نظامی عراق بود. مستندات اخیر منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز حاوی شواهد متعددی در این خصوص است. یکی از بارزترین نمونه های این اسناد و شواهد٬ پیام رئیس حفاظت اطلاعات ارتش عراق حاتم المگصوصی به مأمور اطلاعاتی ایران در سال ۲۰۱۴ است که به وی گفته بود: “تمام استخبارات ارتش عراق را مربوط به خود بدانید و هرچه نیاز دارید به من بگویید برای شما تامین کنم.”

ایران در عراق دقیقا به دنبال این نوع افراد بود٬ با این گمان که تقویت شبکه ای از نیروهای طرفدارش و قرار دادن آنها در نقاط و سازمانهای حساس اداری و نظامی میتواند به تأمین نفوذ ایران در عراق بیانجامد. این امر به طور طبیعی به این واقعیت منتهی شد که مافیاهای مختلف سیاسی و نظامی و اقتصادی در ارتباط با ایران شکل گرفته و عملا شبکه نفوذ ایران در عراق به یک شبکه سرشار از فساد و کشتار تبدیل شود.

این در حالی است که نفوذ پایدار تنها از طریق ایجاد پیمانهای استراتژیک و خلق منافع و مصالح مشترک پایدار امکان پذیر است. ایران میبایست به جای سرمایه گذاری بر نیروهایی که ممکن است به راحتی پایگاه اجتماعی خود را از دست دهند و یا به طرف دیگری تغییر جهت دهند٬ شبکه ای از همپیمانان در عراق میساخت که از خاستگاه منافع ملی عراقی و عقلانیت سیاسی در صدد ساخت٬ حفظ و تقویت روابط استراتژیک بین عراق و ایران در همه سطوح خود باشند.

واقعیت فراموش شده از سوی سیاستگزاران ایرانی در عراق آن بود که رابطه استراتژیک عراق و ایران بدون ابتنای بر منافع ملی هر دو طرف و ایجاد حوزه مشترکی که به سود ایران و عراق در آن واحد باشد امکان پذیر نیست. ایران و عراق در حوزه های متعدد سیاسی و اقتصادی و امنیتی و اجتماعی زمینه همکاری و عمل مشترک دارند٬ اما این امر بدون وجود یک عقلانیت سیاسی برخاسته از منافع ملی عراق و ایران به طور هم زمان نمیتواند ضمانت استقرار و استمرار داشته باشد.

این امر سبب شد که چهره نزدیکان ایران در عراق بدنام گشته و اعتبار اجتماعی خود را از دست دهند. این افراد و گروهها اکنون نیروهایی فارغ از حس ملی‌گرایی نسبت به عراق شناخته شده و از اسباب ناکامی عراق در ایجاد یک دولت مستقر و مستقل به شمار میروند. برای مثال ابومهدی مهندس از سران گروه کتائب حزب الله که به ایران نزدیک است چندی پیش گفته بود: “افتخار می کنم که نامم در این فهرست(لیست تروریستهایی که آمریکا اعلام کرده) است و آرزو می‌کنم که در گلزار شهدای تهران دفن شوم نه در عراق.”
ایران سرمایه گذاری هنگفتی در ایجاد میلیشیاهای مختلف و متنوع در عراق داشته است. سیر پیدایش و گسترش شبه نظامیان شیعی از سال ۲۰۰۳ تا کنون نشانگر میزان سرمایه گزاری عظیم ایران در این حوزه است. در آغاز گروه جیش المهدی و سازمان بدر تنها گروههای شبه نظامی فعال در عراق بودند که مورد حمایت ایران بودند. به تدریج٬ دهها گروه دیگر ایجاد گشته و به عنوان بازوهای گسترش نفوذ امنیتی ایران مورد استفاده قرار گرفتند.
نگاه امنیتی قاسم سلیمانی

پرونده عراق در ایران از آغاز سقوط رژیم صدام در دست نیروهای امنیتی و نه سیاسی بود. همه سفیران ایران در بغداد از سال ۲۰۰۳ تاکنون دارای سابقه نظامی در سپاه پاسداران بودند. به علاوه٬ شخص اول فعال در عراق که نمایندگی رسمی ایران را تقریبا در همه حوزه ها به عهده داشت٬ قاسم سلیمانی بوده است.

مشکل نگرش امنیتی آن است که تنظیم روابط را صرفا از منظر خطرهای امنیتی وجود در کشور همسایه و ناشی از نیروهای رقیب منطقه ای و بین المللی فعال در آن می بیند. این نگرش به ساخت روابط پایدار سیاسی با همه ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آن نمیپردازد٬ بلکه صرفا به تهدیدات امنیتی و راههای مقابله با آن توجه نشان میدهد. این امر سبب شد که سیاست ایران در عراق محدود به مواضع آنی و کوتاه مدت گردد و نگرش استراتژیک آینده نگر با هدف ایجاد روابط پایدار و ماندگار نادیده گرفته شود. یکی از نشانه های بارز این رویکرد آن است که عملا ایران در حوزه اقتصاد عراق سرمایه گذاری قابل توجهی نکرده٬ علی رغم آن که عملا جنوب عراق از سطح امنیت بسیار خوبی در سالهای گذشته برخوردار بوده و استقبال مردمی بالایی از فعالیتهای ایران در آن صورت میگرفت.

ایران در مقابل٬ سرمایه گذاری هنگفتی در ایجاد میلیشیاهای مختلف و متنوع در عراق داشته است. سیر پیدایش و گسترش شبه نظامیان شیعی از سال ۲۰۰۳ تا کنون نشانگر میزان سرمایه گزاری عظیم ایران در این حوزه است. در آغاز گروه جیش المهدی و سازمان بدر تنها گروههای شبه نظامی فعال در عراق بودند که مورد حمایت ایران بودند. به تدریج٬ دهها گروه دیگر ایجاد گشته و به عنوان بازوهای گسترش نفوذ امنیتی ایران مورد استفاده قرار گرفتند.

تاسیس حشد شعبی به عنوان یک نیروی مستقل نظامی در سال ۲۰۱۴ با حمایت ایران و بر خلاف نظر آیت‌الله سیستانی که فتوای جهاد علیه داعش را داده بود شکل گرفت. فتوای آیت‌الله سیستانی به صراحت نظر به پیوست داوطلبان به نیروهای امنیتی رسمی مانند ارتش بود٬ نه آن که نیروی موازی‌ای در کنار این نیروها شکل بگیرد.

گروه عصایب اهل حق٬ کتائب امام علی٬ جیش المؤمل٬ جنبش نجباء٬ نیروهای ابوالفضل عباس و دهها گروه شبه نظامی دیگر تنها از درون جیش المهدی و با پشتیبانی مستقیم ایران شکل گرفته و نفوذ امنیتی و سیاسی خود را درون حکومت عراق گسترش دادند. بدر نیز خاستگاه پیدایش تعدادی از میلیشیاهای شیعی بوده است. در کنار همه آنها٬ سپاه پاسداران به تاسیس میلیشیاهای خاص دیگری مانند کتائب حزب الله و سرایای خراسانی پرداخت که وفادارای بیشتری به نظام ولایت فقیه داشته و ارتباط ساختاری عمیق و وسیع با سپاه پاسداران و نیروی قدس علی وجه الخصوص دارند.

مجموع این میلیشیاها اکنون به حدود ۷۰ گروه رسیده و علیرغم تلاشهای پیگیر دولتهای سابق عراق در کنترل آنها تحت نظر حکومت٬ هم چنان یکی از تهدیدهای جدی برای استقرار و استقلال عراق به شمار میروند٬ به نحوی که بسیاری از آنها عملا مستقل از سیاست حکومت عراق و نظر نخست وزیر که فرمانده کل قوا است عمل میکنند. برای مثال٬ برخی از آنها بدون مجوز قانونی از دولت عراق در سوریه فعالیت نظامی دارند و به صراحت کامل از وفادارای خود نسبت به آیت الله خامنه ای یاد میکنند.

تاسیس حشد شعبی به عنوان یک نیروی مستقل نظامی در سال ۲۰۱۴ با حمایت ایران و بر خلاف نظر آیت‌الله سیستانی که فتوای جهاد علیه داعش را داده بود شکل گرفت. فتوای آیت‌الله سیستانی به صراحت نظر به پیوست داوطلبان به نیروهای امنیتی رسمی مانند ارتش بود٬ نه آن که نیروی موازی‌ای در کنار این نیروها شکل بگیرد
تاکید بر هویت شیعی و انکار هویت عربی

شناخت سیاستگذاران امور عراق در ایران از عراق٬ جامعه آن و پیچیدگیهای تاریخی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی آن بسیار محدود بوده است. این شناخت مبتنی بر تصورهای ساده انگارانه ای بود که سیاستگذاران ایرانی را به این باور رسانده بود که از طریق روابط دینی و مذهبی و گسترش نفوذ در بین تشکلهای سیاسی مختلف٬ امکان برقراری و حفظ هیمنه ایرانی در عراق امکانپذیر است.

تصور رایج در نگاه این سیاستگذاران این بود که روابط مذهبی بین شیعیان ایران و عراق میتواند ضامن همپیمانی دو جامعه گشته و با توجه به اکثریت شیعیان در عراق٬ گروههای سنی و کرد نیز ناگزیر به تبعیت از رویکرد عمومی شیعیان خواهند بود.

دستگاه رسانه ای ایران و بازوهای عراقی آن عملکرد غیر موفقی در ارائه چهره مثبتی از ایران در عراق داشته اند. این دستگاه صرفا از گفتمان ایدئولوژیک تشیع سیاسی استفاده کرده و اصرار بر تحمیل اين هويت سياسی بر همه مردم عراق از کرد تا سنی داشته است.

در این میان شیعیان عراق هم از هویت مرکب و چند بعدی برخوردار هستند. هر چند عنصر تشیع٬ آنها را به جامعه شیعی ایران نزدیک میکند و زمینه نزدیکی در انجام شعایر شیعی را فراهم میکند٬ اما در عین حال آنان هویتی عربی داشته و بخشی از قبایل و عشائر بزرگ عربی به شمار میروند که امتداد آنها در کشورهای مختلف عربی همسایه عراق به چشم میخورد. هویت باستانی عراق که ریشه در تمدنهای کهن سومری و بابلی و آشوری دارد و تفاوتهای فرهنگی و هویتی بارزی با هویت باستانی ایرانی دارد نیز بخشی از هویت جامعه عراقی است.

به علاوه٬ حافظه تاریخی مردم عراق حساسیتهای ویژهای نسبت به نقش ایران در عراق دارد. بخش زیادی از خانواده های عراقی هم چنان یاد کشته شدگان خود در جنگ عراق و ایران را در خاطره دارند. دشمنیهای تاریخی نیز در دوره رژیم بعث نیز مورد استفاده فراوان سیاسی قرار گرفته که ظرفیت آن را دارد که به آتش احساسات منفی نسبت به ایران بیافزاید.

روابط استراتژیک تنها بر مبنای تشابه مذهبی ساخته نمیشوند و نیازمند ایجاد مجموعه دیگری از مقومات و در رأس آنها منافع بلند مدت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هستند.

از این رو٬ پیش بینی شکلگیری جنبش مردمی گسترده علیه ایران در بین جامعه شیعی مستقر در نجف و کربلا و بصره برای سیاستگذاران ایرانی غیر ممکن بود٬ هر چند بسیاری از شخصیتهای بارز عراقی از جمله آیت الله سیستانی بارها و پیش از این از شکلگیری این جنبش در صورت استمرار سیاست کنونی ایران در عراق هشدار داده بودند.

معترضان با هجوم به کنسو‌لگری ایران در نجف، این ساختمان را به آتش کشیدند
موقعیت ژئوپلیتیک عراق

موقعیت سیاسی عراق در جغرافیای منطقه از آن پلی برای روابط اقتصادی و همکاریهای سیاسی و امنیتی و غیره بین نیروهای فعال در منطقه ساخته است. منفعت ملی عراق و نیز منافع ملی کشورهای همسایه آن اقتضا میکند که توافقی سیاسی و همکاری همه جانبه ای در خصوص آن شکل گیرد. همراه شدن عراق با هر محوری علیه محور دیگر به افزایش تنش در منطقه انجامیده که زیان آن در مرحله نخست به عراق و در مراحل بعدی به کشورهای همسایه آن منتقل میشود.

برای مثال٬ همراه شدن عراق با محور عربی ضد ایرانی در آغاز پیروزی انقلاب به شکلگیری جنگ هشت ساله انجامید که افزون بر ویرانی دو کشور به زیانهای اقتصادی فراوان برای همسایه های عرب عراق انجامید. به همین ترتیب٬ سقوط رژیم بعث توسط آمریکاییها٬ زمینه درگیری و رقابت بین محورهای مختلف در منطقه از جمله ایران و آمریکا و عربستان سعودی را در زمین عراق فراهم آورد که از اسباب جدی شکلگیری تروریسم و گروههای چون القاعده و داعش و شبه نظامیان متنوع دیگر به شمار می رود.

سیاست ایران در عراق به سمت حذف رقبا و تبدیل شدن به تنها بازیگر فعال در این کشور بود. ایران علاقه جدی به همکاری با طرفهای دیگر فعال در منطقه از جمله آمریکاییها٬ سعودیها و ترکها در تقسیم منافع برآمده از عراق از خود نشان نداد. این امر عملا به عقب نشینی طرفهای دیگر انجامیده و نوع روابط بین ایران و آنها را به درگیری کشاند.

همچنین تمایل ایران به کشاندن درگیری منطقهای و بین المللی خود با آمریکا و همپیمانانش در منطقه به زمین عراق سبب شد که مردم عراق بهای رقابتها و بلندپروازیهای سیاسی ایران و باقی کشورها را پرداخت کنند.

به نظر می رسد ایران از شیوه هیمنه و سلطه بر عراق به سمت همکاری و تعاون با دیگر نیروها در خصوص عراق تغییر جهت دهد.

تجربه جنبش اعتراضات کنونی در عراق با ابعاد وسیع ضد ایرانی وسیع آن باید زمینه بازنگری در سیاست خارجی ایران نسبت به عراق و منطقه را فراهم آورد. امکان تحقق چنین امری منوط به میزان توجه به عقلانیت سیاسی در بین سیاستگذاران ایرانی است که نوع نگاه آن ها چه در حوزه سیاست داخلی و چه خارجی احتمال چنین امری را غیرمحتمل می کند.

No responses yet

Dec 11 2019

سخنگوی سپاه: «هدف قرار دادن تل آویو از لبنان» اظهاراتی تحریف شده بود

نوشته: در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

ایسنا: سردار رمضان شریف در واکنش به اظهارات منتسب به سردار مرتضی قربانی مبنی بر هدف قرار دادن تل آویو از لبنان در صورت ارتکاب خطای اسراییل در قبال ایران، گفت: سخنان وی تحریف و مورد برداشت نادرست رسانه‌ای قرار گرفته است.

به گزارش ایسنا به نقل از سپاه نیوز ؛ سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه در پی انتشار خبری مبنی بر اظهارات منتسب به سردار مرتضی قربانی از فرماندهان و پیشکسوتان دفاع مقدس پیرامون هدف قرار دادن تل آویو از لبنان در صورت ارتکاب خطای اسراییل در قبال ایران و متعاقبا اظهار نظر وزیر دفاع لبنان در این خصوص گفت: با توجه به بررسی‌های به عمل آمده آنچه سردار مرتضی قربانی مطرح کرده‌است تحریف و مورد برداشت نادرست رسانه‌ای قرار گرفته است و ایشان در واقع پاسخگویی به اسرائیل را با ابزارها و ظرفیت های متنوع موجود دراختیار مطرح کرده است.

سخنگوی سپاه با اظهار امیدواری نسبت به دقت بیشتر اصحاب رسانه در تنظیم خبرهای حوزه دفاعی و امنیتی از به کار بردن عناوین نادرست برای معرفی فرماندهان سپاه انتقاد و با تاکید بر ضرورت دقت رسانه‌ها در این گونه موارد تصریح کرد : سردار مرتضی قربانی از فرماندهان دلاور هشت سال دفاع مقدس هستند که مجاهدت‌های حماسی وی همواره مورد تجلیل و قدردانی ملت ایران است .

وی در حال حاضر در سمت مشاور فرمانده کل سپاه فعالیتی نداشته و در عرصه های دیگر در نیروهای مسلح در حال خدمت می باشند.

سردار شریف همچنین از دقت و دوراندیشی وزیر محترم دفاع کشور لبنان که با پاسخ هوشمندانه خود شیطنت رسانه سعودی – صهیونیستی را خنثی کرده اند، قدردانی نمود.

انتهای پیام

No responses yet

« Prev - Next »