اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Dec 27 2017

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: رفتن دست بوس ملکه دولت فخیمه!
عصرایران: نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟

عصر ایران – خبر این بود: آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای درمان به خارج از کشور رفت.

در متن خبر اما هیچ نشانه ای از نام هیچ کشوری نبود؛ او فقط به “خارج از کشور” رفته است.
جالب این که برخی نزدیکان وی، ابتدا اصل سفر را تکذیب کرده بودند!
پرس و جوها نیز نتیجه ای نداشت؛ دفتر آیت الله نیز هیچ گونه اطلاعاتی منتشر نکرد.

سالانه افراد زیادی برای درمان به خارج از کشور می روند و آیت الله هاشمی شاهرودی هم یکی از آنان که برایش آرزوی سلامتی می کنیم؛ اما این که کشور مقصدش را از دید مردم ایران پنهان می کنند، اثر روانی بسیار بدی بر روی مردم دارد.

قطعاً نمی توانند ادعا کنند که مسائل امنیتی در میان است چرا که کشور مقصد می داند و در جریان جزئیات است و حتی شماره اتاق بستری را هم می دانند ولی مردم ایران نمی دانند که مسؤول بلند پایه کشورشان در کجای این دنیاست!

عکس مربوط به دوران بستری شدن آیت الله هاشمی شاهرودی در ایران است

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟
نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟ ولی گویا عده ای همچنان مردم ایران را نامحرم می دانند!

No responses yet

Dec 26 2017

روایت سنوار از تماس تلفنی سلیمانی؛ «همه امکانات در اختیار حماس است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سپاه

رادیوفردا: یحیی السنوار، رهبر داخلی حماس در سرزمین‌های فلسطینی، می‌گوید که قاسم سلیمانی فرمانده شاخه قدس سپاه پاسداران ایران در مکالمه تلفنی اخیر به او گفته است که «همه امکانات در نبرد دفاع از قدس در اختیار حماس است».

فایل صوتی یحیی السنوار که روایت خود را از گفت‌وگوی تلفنی قاسم سلیمانی بیان می‌کند، دوشنبه چهارم دی از شبکه لبنانی المیادین، همسو با ایران و حزب‌الله، منتشر شد.

به گفته یحیی السنوار، قاسم سلیمانی در این مکالمه به او گفته است که «سپاه پاسداران و نیروی قدس، در کنار مردم فلسطین بر سر دفاع از قدس حضور دارند».

آقای سنوار افزوده است که درخواست قاسم سلیمانی نیز این بود که حماس، جهاد اسلامی فلسطین و همه «گروه‌های مقاومت اسلامی» امکانات خود را به دفاع از قدس اختصاص دهند.

به گفته این مقام ارشد حماس، این گروه و نیز گروه جهاد اسلامی فلسطین با قاسم سلیمانی در تماس هستند؛ گرچه او به ماهیت همکاری‌های عملی احتمالی اشاره‌ای نکرده است.

پنج روز پس از آنکه دونالد ترامپ در پانزدهم آذر از تصمیم خود برای به رسمیت شناختن اورشلیم، بیت‌المقدس، به عنوان «پایتخت اسرائیل» و موافقت با آغاز فرایند انتقال سفارت آمریکا به این شهر خبر داد، قاسم سلیمانی با فرماندهان شاخه‌های نظامی حماس و جهاد اسلامی فلسطین گفت‌وگوی تلفنی جداگانه کرد.

سپاه‌نیوز که بیستم آذر خبر تماس‌های تلفنی را منتشر کرد، به نام فرماندهان گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، و سرایا القدس، شاخه نظام جهاد اسلامی فلسطین، که در این مکالمه‌ها مورد خطاب قاسم سلیمانی بودند، اشاره‌ای نکرد.

اما خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، روز چهارم دی تأیید کرد که فرمانده شاخه قدس در آن تماسها «آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای پشتیبانی همه‌جانبه از نیروهای مقاومت اسلامی فلسطین» را اعلام کرد.

وبسایت تدبیر، وابسته به دولت ایران، نیز خبر داده بود که حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران هم در گفت‌وگوی تلفنی در بیستم آذر با اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، به او گفت که ایران «همواره در کنار فلسطین خواهد ایستاد».

ایران، فلسطینیان و بخش بزرگی از جامعه جهانی از تصمیم آقای ترامپ در مورد اورشلیم ابراز ناخرسندی کرده‌اند؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز پنجشنبه ۳۰ آذر در قطعنامه‌ای با رأی موافق ۱۲۸ کشور، این تصمیم را عملاً رد کرد.

حماس از نخستین واکنش خود به تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا، فلسطینیان را به «انتفاضه» فرا خوانده است؛ هر سه جمعه بعد از اعلام این تصمیم، عمدتاً خطوط تماس غزه و کرانه باختری با اسرائیل، شاهد درگیری‌های مرگبار فلسطینیان با نیروهای اسرائیلی بوده است.

از زمان گزینش کادر جدید رهبری حماس در ماه‌های گذشته، مناسبات این جنبش با ایران که بر سرجنگ سوریه سرد شده بود، رو به گرمی نهاده و صالح العروری معاون رهبری حماس همراه با هیئت‌هایی در یک دوره کوتاه سه بار به ایران سفر کرده است.

در این میان اما به نظر می‌رسد تصمیم آمریکا در مورد اورشلیم، انگیزه تازه‌ای به ایران و حماس برای گرم شدن دوباره مناسبات و همکاری داده است.

No responses yet

Dec 26 2017

احمدی‌نژاد: صاحب‌منصبی که ملت او را نخواهد، غاصب است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای احمدی نژاد با انتقاد از سیاست های دولت حسن روحانی در زمینه یازانه ها گفته است: “۱۲۰ درصد مردم بهار ۹۳ آمدند و گفتند ما این [یارانه نقدی] را می خواهیم”

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق ایران گفت: “هر کسی در هر مقام و منصبی که باشد، اگر ملت او را نخواهد، او غاصب است… هر اقدامی انجام دهد، تخلف است. هر تصرفی در بیت المال انجام دهد، بعدا باید پاسخگو باشد”.

سایت دولت بهار، نزدیک به آقای احمدی نژاد، نوشته که وی “در جمع دانشجویان” با انتقاد شدید از عملکرد دولت حسن روحانی در زمینه یارانه‌های نقدی گفته: “به‌گونه ای حرف می‌زنند که انگار مردم یک مشت زیاده‌خواه هستند، این اموال هم ملک پدری آنهاست.”

بودجه پیشنهادی دولت برای پرداخت یارانه‌های نقدی و غیر نقدی در سال آینده خورشیدی تقریبا نصف شده و از حدود ۴۲ هزار میلیارد تومان، به ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است.

دولت آقای روحانی اعلام کرده که قصد دارد یارانه نقدی کسانی را حذف کند که دارای درآمد بالاتری هستند تا پرداخت یارانه نقدی به اقشار کم درآمدتر محدود شود.

بیشتر بخوانید:

محمود احمدی نژاد، در فروردین ماه گذشته هم با اشاره به ثبت نام ۹۷ درصد مردم برای دریافت یارانه، علی رغم تلاش دولت برای کاهش تعداد کسانی که یارانه می گیرند، دولت حسن روحانی را به شدت مورد انتقاد قرار داده بود.

آقای احمدی نژاد در سخنرانی اخیر خود تأکید کرده: “۱۲۰ درصد مردم بهار ۹۳ آمدند و گفتند ما این [یارانه نقدی] را می خواهیم. همین الان هم نظرسنجی کنیم بیش از ۱۰۰ درصد می گویند می خواهیم.”

‘مجلس و دولت دارند زیر تعهد خود می‌زنند ‘

وی افزوده است: “مجلس و دولت یک تعهد قانونی به مردم دادند و دارند زیر آن می زنند. خب این که برخلاف مردمسالاری و برخلاف حق مردم است.”

رئیس جمهور پیشین ایران در بخشی دیگر از سخنرانی خود گفته است: “همه امور در کشور باید طبق نظر و رأی مردم انجام شود، این عین قانون اساسی ماست و حق است… البته تا این را می گوییم یک عده می گویند که آقا اگر مردم اشتباه کردند چی! آیا تو تشخیص می دهی مردم اشتباه کردند؟”

وی ادامه داده: “آقا ۷۰ میلیون، ۸۰ میلیون، ۵۰ میلیون یک نظری دارند، به یک باوری رسیدند، حالا تو می گویی غلط است؟ تو به چه حسابی می گویی غلط است؟”

محمود احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر، در سخنانی جداگانه قوه قضاییه را مورد انتقاد شدید قرار داده بود، اما جدیدترین سخنرانی او، عمدتا به انتقاد از سیاست های قوه مجریه اختصاص دارد.

با این حال، برخی از قسمت‌های این سخنرانی مخاطب مشخصی ندارد و به نظر می‌رسد متوجه طیف وسیع‌تری از مقام های حکومتی ایران است.

No responses yet

Dec 26 2017

ماکرون: ایران از حوثی‌ها حمایت تسلیحاتی می‌کند تا به عربستان حمله کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: رئیس‌جمهور فرانسه در یک گفت‌وگوی تلفنی با پادشاه عربستان ضمن محکوم کردن حمله موشکی انصارالله یمن به پایتخت عربستان ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری رسمی عربستان ( واس) امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در گفت‌وگویی تلفنی با ملک سلمان، پادشاه عربستان ضمن محکوم کردن حمله موشکی انصارالله یمن به کاخ یمامه ریاض گفت: فرانسه در مقابل هر نوع تهدید امنیتی علیه عربستان از این کشور حمایت خواهد کرد.

وی درادامه مدعی شد: مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات کننده ایران ضروری است و موضع فرانسه در رابطه با نقش تخریبی ایران واضح است.

مکرون همچنین مدعی شد که ایران از حوثی‌ها حمایت تسلیحاتی و بالستیکی می‌کند تا به عربستان حمله کنند.

براساس این گزارش، رئیس جمهور فرانسه درپایان از تلاش‌های عربستان برای مقابله با تروریسم تقدیر کرده است.

به گزارش ایسنا، این ادعاها درحالی مطرح می شود که بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده است: ما هیچ‌گونه ارتباط تسلیحاتی با یمن نداریم، یمن در محاصره است و چنین امکانی در کل وجود ندارد در غیر این‌صورت ایران به قدری شهامت دارد که چنین اقدام و سیاستی را اگر داشته باشد اعلام کند؛ آنچه امروز در دستان مردم یمن هست سلاح‌هایی است که از دولت های قبل در پادگان ها وجود داشته، امروز مشاهده می‌کنیم یمن برای آنکه در مقابل تجاوز و حملات بی‌امان از خود محافظت کند به سراغ تکنیک‌های درونی رفته و این طبیعی است.

همچنین سازمان ملل چندی پیش درباره شلیک اول حوثی‌ها به سمت ریاض، اعلام کرده بود “هیچ شواهد قاطعی که نشان دهد چه کشوری سازنده موشک‌های شلیک شده توسط حوثی‌های یمن به عربستان بوده است، وجود ندارد.

No responses yet

Dec 25 2017

از کار ″تحت‌الحفظ″ تا تکذیب آزادی؛ وضعیت مبهم مهدی جهانگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: وکیل مهدی جهانگیری، نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران و برادر اسحاق جهانگیری، خبر آزادی موکل خود را تکذیب کرد. پیش‌تر گزارش‌هایی مبنی بر آزادی او منتشر شده بود. مهدی جهانگیری مدتی پیش توسط سپاه کرمان بازداشت شده بود.

به‌رغم انتشار خبرهایی مبنی بر آزادی مهدی جهانگیری، وکیل مدافع او روز دوشنبه (۴ دی/ ۲۵ دسامبر) این خبر را تکذیب کرد. محمود ایثاری در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، ضمن تکذیب خبر آزادی مهدی جهانگیری گفت: «پرونده موکل‌ام همچنان در مرحله تحقیقات است».

رسانه‌های داخلی ایران امروز دوشنبه گزارش داده بودند که مهدی جهانگیری، نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران و برادر اسحاق جهانگیری معاون رئیس جمهوری ایران، با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است.

آزاد، اما “تحت‌الحفظ”

روزنامه جهان صنعت روز دوشنبه از “آزادی محدود” مهدی جهانگیری خبر داده و به نقل از “یک منبع آگاه” نوشته بود که او طی روزهای گذشته «از بازداشتگاه به محل کار خود مراجعت کرده و تحت‌الحفظ به امور روزمره و کارهای شخصی خود مشغول بوده است».

خبرگزاری ایلنا نیز به نقل از “یک منبع آگاه” ضمن تأیید خبر آزادی مهدی جهانگیری نوشته بود که او از مدتی پیش برای رسیدگی به پرونده‌اش به تهران منتقل شده است. به گفته این “منبع آگاه”، مهدی جهانگیری از “حدود ۴ روز پیش تحت‌الحفظ برای پیگیری کارهای اقتصادی خود” آزاد شده و «در این مدت نیز با برخی از اقوام خود دیدار داشته است».

به نوشته “جهان صنعت”، مهدی جهانگیری در این ملاقات‌ها از عدم پیگیری برادرش در مورد پرونده خود نیز ابراز “گله‌مند”ی کرده است.

ایلنا به نقل از منبع خود همچنین افزوده بود که «امروز از برخی محدودیت‌های مهدی جهانگیری کاسته شده است».

مهدی جهانگیری ۱۴ مهرماه سال جاری (۱۳۹۶) در کرمان توسط سپاه پاسداران این استان بازداشت و روز ۱۳ آذرماه برای ادامه رسیدگی‌ها از کرمان به تهران منتقل شده بود.

فرمانده سپاه کرمان: سراغ تک‌تک‌شان می‌رویم

غلامعلی ابوحمزه، فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان نیز اندک زمانی پس از بازداشت مهدی جهانگیری، او را “یکی از ریشه‌های فساد” خوانده و گفته بود: «در استانی که یک جوان مجبور است با هزاران مشکل سه میلیون وام بگیرد، این آقایان میلیارد میلیارد هزینه می‌کنند. برادر ایشان به جای اینکه بیاید این اقدام برادرش را تقبیح کند، می‌گوید: اینها به دنبال تسویه‌حساب شخصی هستند».

فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان تهدید کرده بود: «من به صراحت اعلام می‌کنم که سپاه علیه هر کس که بخواهد برخلاف مردم و نظام حرکت کند، بلند می‌شود. ما سراغ تک‌تک‌شان می‌رویم».

محمد جعفر منتظری، دادستان کل ایران نیز ۱۶ مهرماه بدون ذکر جزئیات گفته بود که پرونده مهدی جهانگیری در همان هفته در کرمان تشکیل شده و در “مرحله تحقیقات مقدماتی” است.

بازداشتی “قابل پیش‌بینی”

اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، روز ۱۵ مهرماه در واکنش به بازداشت برادرش، آن را “قابل پیش‌بینی” خوانده و به “تسویه حساب سیاسی” اشاره کرده بود. معاون رئیس دولت دوازدهم افزوده بود: «امیدوارم [انگیزه] دستگیری برادرم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود».

جهانگیری همچنین گفته بود: «هیچ خط قرمزی برای مقابله با فساد نیست و هیچ‌کس در این زمینه مصونیت ندارد، اما هیچ‌کس هم حق ندارد به بهانه مبارزه با فساد تسویه‌حساب سیاسی کند».

اتهام فساد مالی به نزدیکان روحانی و جهانگیری در بحبوحه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوج گرفت. سایت اصول‌گرای “جهان‌نیوز” نزدیک به “جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی” روز نهم اردیبهشت برادران رئیس جمهوری و معاون او، حسین فریدون و مهدی جهانگیری را “دو روی سكه قدرت و ثروت” خوانده بود که به ادعای این سایت، با سوءاستفاده از موقعیت برادران‌شان وارد “حلقه قدرت و ثروت” شده‌اند.

محمدباقر قالیباف، یکی از نامزدهای اصول‌گرای انتخابات نیز که در واپسین روزها وادار به کناره‌گیری به سود “نامزد اصلح” این جناح ابراهیم رئیسی شد، در آخرین مناظره تلویزیونی، در واکنش به انتقادهای جهانگیری از سپردن سهام بانک وابسته به شهرداری به یکی از “مفسدان اقتصادی”، از او خواست با “تخلف‌های” برادرش برخورد کند.

اندکی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، ابتدا برادر حسن روحانی بازداشت و با قید وثیقه آزاد شد و سپس برادر معاون اول با اتهام فساد مالی روبه‌رو شد و بازداشت گردید.

No responses yet

Dec 25 2017

نامه‌ای به برادرم، درباره‌ی آزادی: شهاب اسفندیاری عزیزم، برادر و رفیق روزهای سخت،

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

حسین درخشان: سلامم را بپذیر. شنیده‌ام که از زمان انتخابات و حمایتم از حسن روحانی از جانب برخی دوستان حزب‌الهی که زمانی حامیِ من بودند تحت فشاری. عجیب‌ نیست، چرا که بعضی از آنان گمان می‌بردند من پس از آزادی، مثل برخی سست‌عنصران پیشین، به خدمت گفتمان فاسد، سرکوب‌گر و آزادی‌ستیزی که کره شمالی را آرمانشهر و سعید امامی را قهرمان خود می‌داند در میایم.

این نامه را به تو می‌نویسم، چون تنها کسی بودی که از روزهای ترسناک اول بازداشت ‌تا شبهای ناامیدی آخر آن کابوس شش ساله‌ی در‌ زندان پایم ایستادی و خطر بازداشت و گرفتاری و بدنامی را بجان خریدی. خطابم به توست چون باسوادترین، منصف‌ترین، سالم‌ترین، دلسوزترین و شجاع‌ترین حزب‌الهی‌ای هستی که می‌شناسم.

من بابت زخم زبانهایی که بخاطرم می‌خوری عمیقا از تو و دیگر دوستانِ هنوز حامی عذر می‌خواهم. اما به عنوان یک باورمند به انقلاب اسلامی و بنیانگذارش از اینکه جلوی جریانِ آزادی‌ستیز و منحرف از اصول انقلاب اسلامی بایستم عذر نمی‌خواهم.

منظورم جریانی است که تنها نوک بیرون از آبِ آن را به نام «جبهه پایداری» در این سالها شناخته‌ایم؛ جریانی جبرگرا، انزواطلب، آزادی‌ستیز، ظاهرپرست، میلیتاریست، خشونت‌خواه، زن‌‌ستیز، ماکیاولیست، تمرکزگرا، ناسیونالیستِ نژادپرست، و فسادپرور. جریانی پیچیده که از دو دهه پیش به شکلی خزنده برای کنترل تمام مراکز مهم سیاست‌گذاری فرهنگی اقتصادی و سیاسی و امنیتی کشور خیز برداشت و موفق شد هشت سال به کمک عروسکی اجاره‌ای بنام احمدی‌نژاد (که نهایتا چموشی کرد و خود را ویران) انقلاب را از مسیر امام خارج و کشور را به آستانه سقوط بکشاند.

هرچند انتخابات ۹۲ و ۹۴ بخشی از نفوذ رسمی آنان را کاهش داد، اما این جریان فتنه‌گر نه تنها هنوز بخش عمده‌ی قدرت غیررسمی خود را نگه داشته، بلکه درکمین کوچک‌ترین فرصت برای جبران مافات نشسته و مترصد دست‌یابی به فتح الفتوحش (جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای) است.

این جریان خود را شاگرد و وامدار آیت‌الله مصباح یزدی می‌داند، اما احتمالا این هم مانند ادعای پیروی‌اش از آیت الله خامنه‌ای دروغین است. فقط از نام این دو شخصیت استفاده می‌کند تا بتواند جوانان ساده دل و متدین را فریب دهد. البته آقای مصباح فرد محترم و باسوادیست، اما تفسیری که ایشان و شاگردانش از شکل و غایت جمهوری اسلامی دارد زمین تا آسمان با دیدگاه امام خمینی و شاگردان او متفاوت است. جمهوری اسلامی آقای مصباح چیزی نیست که مردم چهار دهه پیش به آن آری گفتند و در قانون اساسی متبلور شد. وارد این بحث نشویم. خودت می‌دانی چه می‌گویم و همان چندبار دفاعت از فرهادی و کیارسمتی و بنی‌اعتماد برای فهمیدن مواضعت برابر این جریان کافی است.

لابد از دوران فعالیت دانشجویی یادت هست که خطر این تفکر آزادی‌ستیز را برای انقلاب خمینی یک نفر از نزدیگترین شاگردان خمینی همه بهتر می‌فهمید: سید محمد خاتمی، مشاور و نویسنده پیامهای خمینی، در اوایل دهه هشتاد بارها هشدار داد که حذف آزادی از گفتمان جمهوری اسلامی منجر به سقوط خواهد شد. حالا پس از ۱۵ سال خطری که او در خشت خام می‌دید منِ کمترین و بسیاری مانند من در آینه می‌بینیم.

شهاب عزیز، باور کن آخرین فرصت بقای این انقلابِ هنوز بی‌مانند و نظامی مستقل که (با همه کاستی‌هایش) از آن برخاسته تنها یک چیز است: حرکت فوری و رادیکال به سمت «آزادی» که آن هم تنها به‌دست جوانهای انقلابی و اصول‌گرا مثل تو ممکن است. چرا؟

کسریِ آزادی نیروی انسانی تحصیلکرده و سالم و کارآمد این کشور را بطرزی ترسناک به بهانه‌های گوناگون فراری داده یا خانه‌نشین کرده است. درنتیجه چرخه‌ی بی‌پایانی از فساد و ناکارامدی شکل گرفته که پس از چهار دهه کشور را زمین‌گیر و درآستانه‌ی فروپاشی کامل داخلی قرار داده است. وضع در بیرون مرزها و از نظر صنایع دفاعی به نسبت خوب است، شاید چون حوزه‌‌هایی تخصصی و حساس‌اند که سیاست‌گذارانی کم‌تعداد دارند. اما جامعه‌ی ایران از درون در آستانه فروپاشی است.

تبعیض‌ها و نابرابری در حقوق و فرصتها امید به آینده را در مردم کشته و در انبوهی از جوانان به افسردگی یا بی‌هنجاری یا میل به مهاجرت منجر شده. ابتدا از سفرهای کوتاه به کشورهای همسایه برای تفریحات ابتدایی مثل‌ موسیقی و ساحل و ورزش و عروسی و غیره شروع شده و پس از کمی تحصیل به مهاجرت دایمی می‌انجامد. ایران به جامعه‌ای تکه‌پاره و توزیع شده در بیرون از خود تبدیل شده که تنها از بخشی کوچک از نیروی انسانی‌ای را که خود تولید کرده بهره می‌برد.

نارضایتی زنان و دختران جوان از انواع تبعیض و آزار فیزیکی و روانی و به انفجار نزدیک شده است. نابرابری طبقاتی ناشی از فساد و تحریم و ناکارآمدی به حد بحرانی رسیده است. اقلیت‌های حتا مشروع دینی یا مذهبی تحت فشارهای گوناگون سیاسی-اقتصادی در حال له شدن یا فرارند. مردم برای ادامه زندگی بطور سیستماتیک ناچار به ریا و تزویرند و به فرزندانشان از خردسالی دروغ‌گویی برای بقا را یاد می‌دهند. مهمترین کانال ارتباطی حاکمیت با جامعه، یعنی صداوسیما، به ورشکستگی مالی و مشروعیتی رسیده. و از همه خطرناک‌تر، آزادی بیان و عقیده برای نقد عمومیِ مسایل مهم، با مکانیزم‌هایی هوشمندتر از پیش (با شیوه‌هایی بیشتر از نوع هاکسلی تا اوررول)، بسیار محدود شده است. نتیجه‌ی این‌ها جامعه‌ای ترسیده، بی‌هنجار، ناامید، پراکنده، فرصت‌طلب، متظاهر، خسته، و غمزده است که هرکس بتواند رخت خود را از آن بیرون می‌کشد.

شاید بگویی چهل سال است مخالفان ازین حرفها می‌زنند. اما اوضاع در یک سال اخیر حاد‌تر از همیشه شده. امید به بهبود اقتصادی پس از ریاست ترامپ بر آمریکا کمرنگ شده است، چرا که سیاست‌های او هم روند سرمایه‌گذاری خارجی لازم را برای ایجاد شغل و افزایش رفاه کند کرده و هم، با تهدیدهایش به براندازی، گشایش در فضای سیاسی را دشوار. همزمان، هاشمی رفسنجانی که در دو دهه اخیر وزنه‌ای سنگین به سود جریان واقع‌بین و میانه‌رو در مدیریت کلان کشور بود و نقش اساسی در تعدیل کردن لابی‌های جریان آزادی‌ستیز نزد رهبری داشت درگذشته و رهبری را برابر این جریان فتنه‌گر تنها گذاشته است. از سوی دیگر، رژیم سعودی (هرچند خودش معلوم نیست چقدر دوام بیاورد)، اسراییل و حامیانشان در اروپا و آمریکا، به کمک گروه‌های مخالف تندرو، برنامه‌ای پرحجم را برای تحریک نارضایتی تمام اقلیت‌ها و گروه‌های ناراضی در ایران آغاز کرده‌ و منتظر جرقه‌ای از نوع خودسوزی دست‌فروش جوان تونسی‌اند تا کل ایران را به آتش بکشند. اینها به کنار، سن آیت‌الله خامنه‌ای دارد به هشتاد نزدیک می‌شود و هرچند عمر دست خداست، ولی انجام چنین مسوولیت سنگینی در این سن و سال آسان نیست.

در چنین وضعیتی، بخش عمده‌ای از حاکمیت متاسفانه و تحت تاثیر جریانِ آزادی‌ستیز، که طی دو دهه در تمام مراکز حساسِ سیاست‌‌ساز و سیاست‌گذار نظام نیز نفوذ کرده و بازگشت جریان میانه‌رو را تهدیدی برای موجودیت خود می‌بیند، فضای کشور را بجای بازتر کردن منقبض‌تر کرده است. رد صلاحیت‌های بی‌سابقه‌ی پس از انتخابات (ماجرای سپنتا نیکنام و مینو خالقی)، محدودیت‌های نوظهور برای زنان (از منع حضور‌ در ورزشگاه‌ها گرفته تا منع وزارت و…) و برای جوانان (سختگیری‌های مداوم درباره‌ی پوشش و تفریح) انگار برای شوراندن بدنه‌ی قشر متوسط علیه دولت کنونی و آینده‌ی جریان میانه‌رو طراحی شده‌اند.

خلاصه بگویم، ستیز با آزادی منجر به ورشکستگی انقلاب و نظام از نظر سرمایه‌ی انسانی شده و سیکلی معیوب از مشکلات و ناتوانی از حل آن را خلق کرده است. آزادی شعار اصلی انقلاب اسلامی بود. حتا استقلال هم در واقع نوعی از آزادی است، آزادی از دخالت خارجی. جمهوری اسلامی قرار بود از تمام کشورهای منطقه در شاخص‌های اجتماعی جلویمان بیندازد، نه اینکه در حد دستاوردهای پس از جنگ بایستیم و دو دهه درجا بزنیم و حتا از دیگران عقب بیفتیم. جمهوری اسلامی قرار بود مسلمان بودن را ممکن کند، نه ضروری.

با این وصف، طبیعتا تصادفی نیست که اداره‌ی کشور هنوز پس از چهار دهه بدست مدیران بازنشسته‌ی نسل دوم انقلاب است که همه هم تقریبا محصول کادرسازی شهید بهشتی در دهه شصت‌اند. (اینکه مثلا پس از ۴۰ سال هنوز کسی به کارآمدی و سلامت بیژن نامدار زنگنه‌ی هفتاد و چندساله نداریم یعنی هزاران هزار جوانِ مستعد بهتر از زنگنه شدن را رانده‌ایم تا همه دنیا خدمتشان را بخواهند، جز در ایران.)

شهاب عزیزم، بهتر‌از من می‌دانی که آدمِ تحصیل‌کرده و دنیادیده و شجاع و سالم و دلداده به انقلاب خمینی مثل تو می‌بایست هزاران هزار باشند، ولی انگشت‌شمارند. من یکی از آن هزاران بودم که به عشق خدمت به وطن بازگشتم و همین جریان آزادی‌ستیز ۱۹/۵ سال حکم حبس برایم از دادگاه گرفت. تو، به‌لطف خدا و یاری شاگردِ تنها مانده‌ی خمینی، مرا پس از شش سال از آن وضعیت گروتِسک نجات دادی. حالا نجات آینده کشور این انقلاب، و اینهمه خون و اشکی که نثار آن شده، نیز تنها بدست انگشت‌شمار جوانانی مانند تو که هنوز مورد اعتماد حاکمیت‌اند ممکن است.

فرصت زیادی نمانده، شاید تنها به درازای عمر معدود شاگردانِ باقی‌مانده‌ی خمینی. این نظام اگر درین مهلتِ کوتاه نتواند آزادی‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به جایگاهی دست کم در حد ماههای نخستین انقلاب داشت برگرداند، سقوطش قطعی است و در آن صورت حسرت همه‌ی ما ابدی. چرا که فروپاشی این نظام، خوب یا بد، یعنی ویرانی و فروپاشیِ همه جانبه‌ی این ملت و تکه پاره‌شدن این سرزمین. کاش تو حداقل این خطر را ببینی و رانندگانِ این اتوبوسِ راهیِ دره را بیدار کنی، چون دیگران با توجیه‌های گوناگون تنها دارند رانندگان را به سقوط سریعتر تشویق می‌کنند.

برادر مسن‌تر ولی کوچکترت،
حسین درخشان

No responses yet

Dec 23 2017

واقعیت ننگین این است: اسلام صاحبان دیگر مذاهب را آدم حساب نمی کند!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: موضوع راه ندادن سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد آن قدر عجیب نیست که ارزش این همه سر و صدا کردن داشته باشد. عجیب این است که عده ای این اصل اسلامی را که:
اسلام صاحبان مذاهب دیگر را آدم حساب نمی کند
باور ندارند و به ضرب و زور می خواهند چیزی غیر از این را به شورای نگهبان جمهوری اسلامی بقبولانند.

حکایت گرم کردن تدریجی قابلمه حاوی قورباغه ی زنده، چنان بلایی بر سر ما آورده که سنسور های حسی ما را کلا از کار انداخته و زشتی موضوع تبعیض مطلق و تحقیر صاحبان دیگر عقاید را از میان برده است.

اگر در یک کشور خارجی، قوانینی مثل قوانین جمهوری اسلامی نسبت به مسلمانان به اجرا در آید آنگاه درک خواهیم کرد که این موضوع بیشتر به فاجعه ی بشری شبیه است تا یک اتفاق عادی سیاسی.

اسلام، از بدو به دست آوردن قدرت سیاسی، تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان را روا داشته و با تعیین جزیه و تحقیرهای علنی اجتماعی معتقدان به دیگر ادیان را وادار به پذیرش مرام مسلمانی کرده است.

حکایت این تبعیض و تحقیر این قدر تلخ است که توضیح آن در محافل خارجی، شان انسان را تا حد انسان های دوران بربریت پایین می آورد و گاه این حکایت از شدت عجیب بودن آن طور که هست باور نمی شود. ولی همین طور است که هست و دار و دسته ی اسلام شناس جنتی، دقیقا نکته ی درستی را بیان می کنند.

حتی همین قدر که به صاحبان دین زرتشتی به عنوان یک دین رسمی، رسمیتی داده شده مورد قبول قلبی آقایان نیست و این را لطفی می دانند در حق زرتشتیان. حتی از این هم فراتر در مورد مسیحیت هم که ظاهرا همخانواده ی اسلام است، آقایان معتقدند که اسلام به مسیحیت لطف کرده و به مریم و عیسی مشروعیت بخشیده والا اگر اسلام نمی آمد مریم زن بدکاره ای بیش نبود و مسیح حرامزاده ای می شد بسان حرامزاده های دیگر.

آقایان حکومت اسلامی در مورد ادیان این گونه فکر می کنند.

امروز اما ما عادت کرده ایم -یا درست تر بگویم به خود یاد داده ایم- که چشم بر این واقعیت ها ببندیم و جهان پیرامون مان را جور دیگری در ذهن تصور کنیم. پس وقتی موردی مثل مورد سپنتا پیش می آید به ناگاه سوزش ضربه ای را که خورده ایم احساس می کنیم و برای مدتی در اثر این ضربه، حالت گیج و منگ پیدا می کنیم از شدت تعجب و تحیّر.

برای رفع این گونه تبعیض ها تنها یک راه داریم و بس:
حکومت اسلامی باید عوض شود و جای خود را به یک حکومت مبتنی بر عقل و خرد بشری بدهد.

این کار فعلا شدنی نیست پس باید با این قوانین زشت زندگی کنیم و اگر می توانیم حداقل صدای اعتراض خودمان را نسبت به این کثافتی که بر سر و روی ملت ایران می مالند بلند کنیم.

No responses yet

Dec 22 2017

دستگیری بیش از ۲۳۰ جوان در تهران در شب یلدا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: بر اساس گزارش‌ها شامگاه روز پنج‌شنبه، ۳۰ آذر، و همزمان با شب یلدا، ۲۳۰ جوان در دو میهمانی در تهران و همچنین دو جوان به اتهام آنچه مقام‌های ایرانی «شیطان‌پرستی» می‌نامند، دستگیر شدند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، ذوالفقار برفر، رئیس «پلیس امنیت اخلاقی تهران بزرگ» روز جمعه، ۱ دی، خبر داد که ۱۴۰ دختر و پسر در یک میهمانی در باغی در لواسان دستگیر شده‌اند.

به گفته این مقام نیروی انتظامی، در میهمانی دیگری در فرمانیه تهران ۹۰ نفر دستگیر شدند و «بعضی از افراد حاضر در این مهمانی با به اشتراک گذاشتن تصاویر خود به صورت زنده در اینستاگرام دیگران را به شرکت در محل دعوت می‌کردند».

آقای برفر اعلام کرد که دراین دو میهمانی «مشروبات الکلی و مواد روان‌گردان کشف» شد و «خواننده‌های این دو پارتی نیز دستگیر و به همراه ابزار کارشان به پلیس امنیت اخلاقی منتقل شدند».

در دو سال گذشته اخبار منتشر شده دربارهٔ دستگیری افراد در شهرهای مختلف ایران به اتهام شرکت در «پارتی‌های مختلط» و «مصرف مشروبات الکلی» افزایش یافته و گزارش‌هایی دربارهٔ بازداشت تعدادی از جوانان در استان‌های مختلف منتشر شده‌است.

این بازداشت‌ها که در شهرهای مختلف ایران رخ می‌دهد، حتی به جشن‌های تولد و عروسی نیز کشیده شده و تاکنون ده‌ها تن در این ارتباط بازداشت یا به قید تعهد و پرداخت جریمه آزاد شده‌اند.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران روز ۱۰ مرداد ۹۵ خواستار «اشراف اطلاعاتی» ضابطان قوه قضائیه بر تمام مراکز به گفته او «مهیا برای فساد» از جمله باغ‌ها و تالارها شده بود.

پس از آن نیز فرماندهان انتظامی در برخی از استان‌های ایران در موارد متعدد از سرکشی به باغ‌ها و باغ‌تالارهایی که به گفته آنان احتمال برگزاری جشن مختلط در آنها وجود دارد، خبر دادند.

در همین حال غلامحسین غیب‌پرور، رئیس سازمان بسیج، نیز روز ۲۴ آبان از طرح این نهاد برای راه‌اندازی «گشت‌های محله» خبر داده بود.

برا ساس گزارش‌ها اجرای این طرح از روزهای ابتدایی آذر در برخی استان‌های ایران از جمله فارس و اصفهان آغاز شده‌است.

روزنامه اعتماد نیز در شماره روز ۲۵ آبان خود، تشکیل گشت‌های محله بسیج را با فعالیت‌های کمیته‌های انقلاب در سال‌های ابتدایی انقلاب ۵۷ و دهه ۶۰ مقایسه کرده بود.

کمیته‌های انقلاب در دهه ۶۰ اقدام به برخورد با مواردی چون توزیع نوارهای موسیقی، فیلم‌های ویدئو، جشن‌های خانگی و همچنین مخالفان سیاسی حکومت جمهوری اسلامی می‌کردند.

دستگیری دو نفر به اتهام «شیطان‌پرستی»

روز جمعه همچنین اسماعیل افشاری، رئیس کلانتری ۱۱۰ شهدا، خبر داد که مأموران این کلانتری، شامگاه پنج‌شنبه، دو جوان ۲۲ ساله را که «در حال ترسیم اشکال و علائم شیطان‌پرستی بر روی دیوار بودند»، دستگیر کرده‌اند.

به گفته آقای افشار، این دو جوان در بازجویی اعلام کرده‌اند که «از طریق شبکه‌های اجتماعی جذب گروه شیطان‌پرستی شده‌اند و طی فراخوانی که در آن گروه‌ها شده بود اقدام به این کار کردند.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی اضافه کرد: «در بازدید بدنی آنان خالکوبی و اشکال شیطان‌پرستی مشاهده شد. بر روی لباس یکی از آنان نیز این نوشته درج شده بود: من اعتقادی به بشر ندارم».

مقامات جمهوری اسلامی پیش از این نیز از دستگیری افرادی خبر داده‌اند که آنها را «شیطان‌پرست» می‌خوانند.

دربارهٔ این اتهام توضیحات دقیقی از سوی مقامات جمهوری اسلامی ارائه نشده اما به نظر می‌رسد که آنان این اصطلاح را دربارهٔ طرفداران برخی گروه‌های موسیقی از جمله در سبک «هوی متال» به کار می‌برند.

No responses yet

Dec 22 2017

پروژه “کاساندرا”: حزب‌الله چگونه مبدل به سندیکای بزرگ بین‌المللی قاچاق مواد مخدر شده‌است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفرانسه: انتشار گزارش تحقیقی نشریه آمریکایی “پولیتیکو” در باره نقش گسترده حزب‌الله لبنان در قاچاق جهانی مواد مخدر و دیگر فعالیت‌های غیر قانونی و موانعی که دولت اوباما بر سر راه ادامه تحقیقات سازمان مبارزه با مواد مخدر در چهارچوب پروژه “کاساندرا” ایجاد کرده است، مبدل به یکی از موضوع های جنجال ساز در فضای رسانه ای آمریکا شده است.

درگزارش تحقیقی”پولیتیکو” که در روز ١۸ دسامبر منتشر شد، آمده است که حزب‌الله لبنان افزون بر نقشی که به عنوان یک سازمان نظامی-سیاسی در لبنان و خاورمیانه دارد، مبدل به یک سندیکای فعال بین‌المللی در زمینه اَعمال جنایتکارانه همچون قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، و پولشویی شده است. بررسی‌های این نشریه نشان می دهد که حزب‌الله لبنان سالانه تا حدود یک میلیارد دلار از طریق این فعالیت های غیر قانونی در آمد خالص دارد و برخی از این فعالیت‌ها در داخل خاک آمریکا رخ می‌دهد. در این گزارش تحقیقی اظهارات برخی از مسئولان پروژه “کاساندرا” نقل شده است. آنان مدعی شده اند که دولت اوباما به موازات پیشرفت مذاکرات اتمی با ایران، بر سر ادامه پروژه “کاساندرا” موانعی ایجاد کرده و در نهایت آن را متوقف کرده است.

“پولیتیکو” می نویسد: پروژه “کاساندرا” در سال ۲۰۰۸ و پس از دریافت اطلاعات و مداراکی که نشان می دادند حزب الله لبنان افزون بر فعالیت های سیاسی و نظامی خود در عرصه قاچاق مواد مخدر و دیگر فعالیت های غیر قانونی وارد شده است، آغاز گردید. طی ۸ سال فعالیت این پروژه، مأمورین پروژه “کاساندرا” که در ارتباط نزدیک با وزارات امور خارجه آمریکا بودند، در یک تأسیسات مخفی در شهر ” شانتیی” در ایالات ویرجینای آمریکا تحقیق در باره شبکه های توزیع کوکائین و پولشویی وابسته به حزب الله در آمریکا و دیگر کشورها را آغاز کردند. طی این مدت، شنود های تلفنی گسترده، نفوذ به شبکه های قاچاق و پولشویی با همکاری ۳۰ آژانس آمریکایی در خارج از کشور دنبال و هماهنگ شده بود. سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) و موساد اسرائیل از نظر اطلاعاتی با این پروژه همکاری می کردند.

حاصل کار۸ ساله پروژه “کاساندرا” پی بردن به حجم فعالیت‌های قاچاق و نحوه پولشویی حزب الله بوده است. بر اساس مسئولان پروژه “کاساندرا” نقش حزب الله در دو جریان عمده جهانی قاچاق مواد مخدر در دو مسیر ردیابی شده است.

این دوجریان عمده قاچاق مواد مخدر، محموله های قاچاق را از دو مسیر به بازارهای مصرف هدایت می کردند. یکی از مسیرها، مواد مخدر را از آمریکای لاتین به سوی غرب آفریقا و سپس از آنجا به سوی اروپا و خاورمیانه روانه می کردند. مسیر عمده دیگر جریان مواد مخدر از ونزوئلا و مکزیک آغاز شده و مواد مخدر را به سوی آمریکا روانه می کردند.

بر اساس گزارش تحقیقی “پولیتیکو” حزب الله با کمک شرکت ها و افراد وابسته به این گروه در آمریکا برای پولشویی، خودروهای دست دوم آمریکایی را خریداری و به آفریقا صادر می کند. در آفریقا حزب الله درآمدهای خود را که در حدود سالانه یک میلیارد دلار برآورد می شود از طریق فروش این خودروها و با کمک شبکه های بانکی و مالی محلی وابسته به خود تصفیه می کند. درآمدهای قاچاق به حزب الله امکان فعالیت های غیر قانونی دیگر، از جمله قاچاق اسلحه و حتی قاچاق مواد شیمیائی خطرناک را داده است.

برخی از مسئولان و مأمورین پروژه “کاساندرا” به ارتباط بسیار نزدیک حزب الله با ایران در سازماندهی و هماهنگی این فعالیت های غیر قانونی اشاره کرده اند.

“دیوید اَشِر” و “جک کلی” دو نفر از اشخاصی بودند که در پروژه “کاساندرا” نقش کلیدی داشتند. دیوید اَشِر بنیانگذار این پروژه و جک کلی یک نظامی کارآزموده که از وزارت دفاع آمریک به این پروژه پیوسته است. دیوید اَشِر به “پولیتیکو” گفته که “هر اندازه که دولت آمریکا بیشتر در گیر مذاکره و گفت‌وگو در باره برنامه اتمی ایران می شد، پروژه کاساندرا بیشتر مسکوت ماند و سرانجام در ژانویه ۲۰۱۶ و پس از اجرایی شدن توافق اتمی (برجام) و اعلام آن از سوی باراک اوباما، رئیس جمهوری وقت آمریکا، مسئولان پروژه “کاساندرا” به ماموریت‌های جدیدی گماشته شدند و به این ترتیب پروژه عملاً متوقف شد.”

این دو مسئول و کارشناس مبارزه با مواد مخدر که چندین سال در پروژه “کاساندرا” کارکرده اند و با نحوه عمل حزب‌الله لبنان در قاچاق مواد مخدر به خوبی آشنایی دارند از این موضوع گلایه دارند که با تغییر سیستماتیک سیاست دولت اوباما این پیگیری‌ها عملاً پا در هوا مانده است.

جک کلی تجربیات ارزندی در باره نحوه تشکیل و نفوذ موسساتی که به نوعی در معاملات مواد مخدر دست دارند کسب کرده است. وی به “پلیتیکو” گفته است که صدها کمپانی فروش خودرو‌های دست دوم در آمریکا وجود دارند که مالکیت بعضی از آنها در دست اسلام‌گرایان است. اوگفته که این خودروفروش‌ها در آمریکا بخشی از شبکه توزیع و فروش مواد مخدر و پول‌شویی به حساب می‌آیند. اَشِر گفته که درآمد حاصله از فروش مواد مخدر توسط حزب‌الله لبنان برای حمایت مالی از شاخه نظامی این سازمان مصرف می‌شود. دیوید اَشِر در کنگره آمریکا حضور یافته و شهادت داده است که این فعالیت در ردیف بزرگترین حمایت های مادی از عملیات تروریستی بوده که تا کنون در جهان مشاهده شده است.

اَشِر می گوید بهترین راه برای منهدم کردن شبکه‌هایی که درچنین جنایاتی دست دارند، از جمله وقتی ما با سازمانی سر و کار داریم که مانند حزب‌الله لبنان از نظر سیاسی حساس است باید جریان گردش پولی آنها را قطع کرده و موسسات مالی وابسته به آنها را تحت پیگرد قانونی قرار داد. اَشِر می گوید در ادامه تحقیقات در پروژه “کاساندرا” به یک بانک مستقر در بیروت برخورد کردیم که در پولشویی حزب الله نقش بسیار فعالی داشته است. این موسسه مالی، بانک لبنانی کانادایی (Lebanese Canadian Bank) نام دارد که به سرعت در حال گسترش بوده است. وزارت خزانه داری آمریکا این بانک را که در عملیات حزب‌الله لبنان دست داشته، به عنوان یکی از موسسات اصلی پول‌شویی شناخته است.

No responses yet

Dec 20 2017

آمار محرمانه: ١۴۵ میلیارد دلار دود شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

صدای مردم: ذی‌نفعان، آمار واردات بنزین را محرمانه نگه داشته‌اند.
۶٠٩‌هزار‌ میلیارد تومان دود شد

سال‌هاست که حمل‌ونقل در ایران به بنزین گره خورده و هنوز هم بر سر خودکفایی و تولید بنزین با وجود تلاش‌های چندین‌ساله در پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم…

Afbeeldingsresultaat voor ‫عکس دلار‬‎
به گزارش شرق، به همین سبب هم عجیب نیست که واردات بنزین به ایران هنوز هم ارقام سرسا‌م‌‌‌آوری را نشان می‌‌دهد؛ ارقامی‌که البته در بیشتر طول دوره‌های ثبت، به نظر می‌رسد کمتر از رقم واقعی اعلام شده و جالب‌تر ‌آنکه ارزش واردات بنزین هم در سال‌های متمادی از سوی متولیان آمار، مهر محرمانگی می‌گیرد! طبق جدولی که دفتر پژوهش‌های اقتصاد و توسعه مشهد به همت سیدمحمد بحرینیان، صنعتگر و پژوهشگر توسعه، تهیه کرده، ارزش واردات بنزین در سال‌های ١٣٨٣ تا ١٣٨٩ مستقیما در آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران و خلاصه تحولات اقتصادی بانک مرکزی در سال‌‌های مختلف ذکر شده، اما قبل از سال ١٣٨٣ اعلام نشده است. علاوه بر اینکه پس از سال ١٣٨٨، ارائه ارزش واردات بنزین محرمانه شده است! که البته همین محرمانگی شائبه حضور برخی در قالب مافیای واردات بنزین در کشور را تقویت می‌کند.

١۴۵میلیارد دلار دود شد
طبق محاسبات همین دفتر در طول سال‌های ١٣٧۶ تا آخر ١٣٩۴ (١٩سال)، حدود ٣٧٢ میلیارد و ٣۵٢ میلیون لیتر بنزین مصرف شده که حداقل ١۴۵میلیارد دلار (ارزش بنزین مصرفی تولید در داخل و واردات آن) معادل ۶٠٩ هزار‌میلیارد تومان (با درنظرگرفتن دلار چهارهزارو ٢٠٠ تومانی در سال جاری) برای کشور خرج برداشته است.

این مبلغ جدای ارزش مصرف گازوئیل در همین بازه زمانی است که اگر نگاه بلندمدت و برنامه‌ریزی در سطح کلان اقتصادی در میان سیاست‌گذاران کشور قابل‌رصد بود! می‌توانستیم تنها با یک‌دهم این مبلغ، دستاوردهای مناسبی را در صنعت خودروسازی، به‌ویژه در زمینه تولید موتور ملی یا دو پلتفرم ملی دنبال کنیم که حتی منجر به کاهش مصرف بنزین در کشور و در نتیجه کمتر سوخت‌شدن منابع موجود می‌شد.

درحالی‌که شاهد بودیم با ١٠ ‌برابر این میزان در طول این ١٩سال، نه‌تنها عایدی‌ای نصیب توسعه کشور نشده، بلکه منابع کشور که به‌نیابت در اختیار دولت‌ها قرار گرفته، قربانی سیاست‌های غلط این سیاست‌گذاران شده است.

این در حالی است که طبق آخرین آمار موجود که از سوی منصور ریاحی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی، در ٣٠ تیرماه سال جاری منتشر شده، میانگین مصرف بنزین در کشور ۷۹ میلیون لیتر است که از این میزان تنها میانگین تولید بنزین در کشور ۶۵ تا ۶۶ میلیون لیتر در روز بوده و ۱۴میلیون لیتر اختلاف بین تولید و مصرف بنزین نیازمند واردات ۱۲میلیون لیتر بنزین و بهره‌برداری از ۱.۵میلیون لیتر از ذخایر موجود است که اگر این ارقام را محاسبه کنیم، رقمی فراتر از ١۴۵میلیارد دلار را شاهد خواهیم بود که در طول این سالیان، دود می‌شود و هوا را هم هر روز آلوده‌تر می‌کند.
‌
نفتی‌ها، آمار واردات بنزین را محرمانه نگه داشته‌اند
در زمینه علت محرمانه‌بودن ارزش واردات بنزین در طول این سال‌ها، از غلامحسین حسنتاش، کارشناس ارشد انرژی، می‌پرسم. حسنتاش می‌گوید: «آمار مربوط به میزان حجمی واردات بنزین همه‌ساله از سوی گمرک اعلام شده، اما با توجه به اینکه بنزین از سوی شرکت نفت خریداری و وارد می‌شود، گمرک دسترسی به قیمت و در نتیجه ارزش واردات نداشته است تا آن را اعلام کند و درواقع نفتی‌ها آن را محرمانه نگه داشته‌اند، البته با توجه به متوسط قیمت فوب خلیج‌فارس، بنزین در هر سال و با دردرست‌داشتن میزان و حجم واردات می‌توان ارزش آن را تخمین زد که البته کاملا دقیق نخواهد بود، چون ممکن است قیمت زمان خرید بالاتر یا پایین‌تر از متوسط سال بوده یا در دوران تشدید تحریم‌های قبل از برجام هزینه‌های اضافی برای خرید غیرمستقیم تحمیل شده باشد».

‌ انگیزه مشترک دولت‌ها برای پنهان‌کردن ارقام نجومی واردات بنزین
این کارشناس انرژی درباره انگیزه‌های احتمالی محرمانه‌بودن این آمار نیز توضیح می‌‌دهد: در دوره‌های مختلف انگیزه‌های مختلفی برای محرمانه‌نگه‌داشتن این آمار وجود داشته است. مثلا چون در دولت دهم، آقایان با مخلوط‌کردن محصولات غیراستاندارد پتروشیمی یا میعانات‌گازی با بنزین، به خلاف اعلام می‌کردند که در بنزین خودکفا شده‌اند، به نظر من وزارت نفت در دولت یازدهم منفعلانه آمار واردات بنزین را پنهان نگاه می‌داشت که تندروها یا به‌اصطلاح دلواپس‌ها وزارت نفت را متهم به دست‌برداشتن از خودکفایی نکنند، خودکفایی که در واقع توهمی بیش نبود. البته فکر می‌کنم یک دلیل مشترک در همه دولت‌ها وجود داشته است و آن این است که ارقام نجومی مربوط به واردات بنزین خیلی سؤالات را به‌وجود می‌آورد و خیلی سوء‌مدیریت‌ها را آشکار می‌کند».

او با طرح چند پرسش، جمله خود را کامل می‌کند: «١. چرا طرح‌‌های نوسازی و اصلاح فرایندی پالایشگاه‌ها که باید ترکیب فراورده‌های تولیدی پالایشگاه را به‌نفع فراورده‌های مرغوب‌تر تغییر دهد، این قدر طول کشیده است؟ آیا با بخشی از پول واردات بنزین نمی‌شد این طرح‌ها را زودتر تکمیل کرد؟ ٢. چرا ما گاز مایع را که تولید زیادی در کشور دارد و به‌سرعت می‌تواند در سوخت خودرو سهم پیدا کند و مشکل واردات بنزین را حل کند، زیر قیمت صادر می‌کردیم و می‌کنیم و در شرایط تحریم پولش هم برنمی‌گشت یا به‌سختی برمی‌گشت و در مقابل بنزین را گران‌تر وارد می‌کنیم؟ ٣. چرا طرح پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس در بندرعباس که می‌تواند مشکل بنزین را حل کند، این‌قدر از برنامه عقب است؟ آیا با بخشی از پول واردات بنزین نمی‌شد این طرح‌ها را زودتر تمام کرد؟ ۴. در نگاهی کلان‌تر، آیا بهتر نبود که با این پول‌ها شبکه حمل‌ونقل عمومی را توسعه می‌دادیم؟ ۵. در نگاهی کلان‌تر، آیا با این ده‌ها میلیارد دلار پول واردات بنزین نمی‌توانستیم صنعت خودروسازی را بهینه کنیم و کارایی خودروها را بالابریم؟»

حسنتاش علت این اتفاق را عدم برنامه‌ریزی صحیح توسعه در کشور عنوان می‌کند: «اگر ما برنامه جامع حمل‌و‌نقل داشتیم، اگر برنامه جامع انرژی هماهنگ با آن داشتیم و در کل برنامه درستی برای توسعه هماهنگ داشتیم و اگر به بهره‌وری و از جمله بهره‌وری انرژی اهمیت می‌دادیم، قطعا چنین اتفاقی نمی‌افتاد و منابع کشور تلف نمی‌شد. فقط هم موضوع بنزین نیست؛ نه ناوگان حمل‌و‌نقل ما بهینه است و نه سبد انرژی مصرفی‌مان».

‌ سازمان‌های نظارتی به سوءمدیریت بنزین رسیدگی کنند
او درباره احتمال وجود مافیای واردات بنزین در کشور ادامه می‌دهد: «وقتی تجارتی در بلندمدت تداوم پیدا می‌کند، طبعا چه در داخل و چه در خارج منافعی برای عده‌ای شکل می‌گیرد، اما نمی‌دانم که چقدر می‌توان نام آن را مافیا گذاشت. وجود مافیا یا تبدیل‌شدن این صاحبان منافع به مافیا وقتی روشن می‌شود که برویم و تحقیق کنیم و ببنیم که مثلا این صاحبان منافع به‌صورت سازمان‌یافته از طرق مختلف در کار طرح‌های تحول پالایشی ما یا مثلا در کار پیشرفت پالایشگاه «ستاره‌خلیج فارس» اخلال کرده‌اند. من چنین تحقیقی نکرده‌ام و البته خوب است سازمان‌های نظارتی این کار را انجام دهند اما پیشاپیش می‌دانم که چنین تحقیقی بسیار سخت است؛ چراکه متأسفانه آنقدر سوء‌مدیریت و سوء‌تدبیر و بی‌ثباتی مدیریت وجود دارد که چندان نیازی هم به اخلال کسی نیست. در جایی شما می‌توانید از چنین تحقیقی نتیجه بگیرید که سابقه نظم و برنامه و مدیریت قوی وجود دارد ولی ناگهان در یک پروژه وضعیت تغییر کرده است».

او در پاسخ به این پرسش که چرا در بعضی سال‌ها آمار اعلام شده و در برخی سال‌ها خیر، می‌افزاید: «تقریبا همیشه اعلام نشده است، آن پنج سال استثنائی در دولت‌های نهم و دهم است که هیچ قاعده رفتاری قابل تحلیلی در آن وجود ندارد».

حسنتاش با اعلام برآوردی از ارقام اعلام‌شده در زمینه ارزش واردات بنزین می‌افزاید: «میزان واردات بنزین در دولت یازدهم یعنی از ابتدای ٩٢ تا پایان ٩۵ را بنده بیش از پنج میلیارد دلار برآورد می‌کنم که البته این سال‌هایی است که قیمت پایین بوده است. در همان سال‌های ٨٣ تا ٨٨ که اعلام شده است ارزش واردات بنزین بیش از ٢١میلیارد دلار است. البته در بعضی سال‌ها هم نوعی تهاتر نفت‌خام یا نفت‌کوره با بنزین انجام شده است که برآورد را سخت‌تر می‌کند ولی به‌هرحال قابل محاسبه است».

‌منابعی که در راه توسعه صرف نشد
سیدمحمد بحرینیان، صنعتگر و پژوهشگر توسعه نیز در پاسخ به این پرسش که این ارقام تا چه اندازه می‌توانست در راه توسعه کشور صرف شود، می‌گوید: « این ارقام در هر کشور دارای اراده توسعه، نتایج بسیار زیادی را به‌جود می‌آورد. تجربه توسعه دو قرن اخیر نمایانگر این نکته است که توسعه اقتصادی و صنعتی با اتکا بر عامل تصادفی‌بودن در زمینه نهادسازی و سازماندهی کل اقتصاد، قابل حصول نیست. بدیهی است در شرایطی‌که به‌واسطه مشکلات روزمره، دولت‌های ما بدون نگاه بلندمدت و اشراف و آگاهی کامل به مراحل و الزامات پیشرفت و اولویت‌یافتن خرید محبوبیت بر اقدامات اساسی توسعه، تصمیم‌هایی اقتصادی اجبارا در افق زمانی کوتاه‌مدت و در جهت حل‌وفصل مشکلات روزمره مشکل می‌گیرند، نه‌تنها نتایج مورد انتظار از این تصمیم‌گیری‌ها به نتایج مطلوب منتهی نمی‌شود، بلکه با اهداف و آرمان‌های بلندمدت اقتصاد ملی کشور نیز در تضاد قرار می‌گیرد؛ بنابراین پاسخ به این سؤال کاملا مشخص است که خیلی اقدامات مفید توسعه‌ای با کسری از این منبع می‌توانست صورت پذیرد».

‌ تولید موتور ملی با یک‌دهم منابع سوخته
او در پاسخ به این پرسش که این ارقام، تا چه اندازه می‌توانست در صنعت خودرو اثرگذار باشد، توضیح می‌دهد: «٢٧ میلیارددلاری که در فاصله زمانی ١٣٨٣ تا ١٣٩۴ در دست است، بدون درنظرگرفتن سال‌هایی که ارزش واردات اعلام نشده، تنها جزئی از منابع عظیم هدررفته است. دفتر پژوهش‌های اقتصاد و توسعه محاسباتی را در دست انجام دارد که نشان می‌دهد از سال ١٣٧۶ تا آخر ١٣٩۴ میزان ارزش بنزین مصرفی (تولید در داخل و واردات آن) حداقل حدود ١۴۵ میلیارد دلار است.

این مبلغ مجزای ارزش مصرف گازوئیل در همین بازه زمانی است. اگر دولت‌هایی داشتیم که در زمینه اقتصادی دارای برنامه بلندمدت و نگاه علمی به پیشرفت کشور بودند و متولیان تولیدی مبتنی بر شایسته‌سالاری و نه‌فقط صلاحیت سیاسی مسئولیت پذیرفته بودند، یقینا با یک‌دهم این مبلغ، کشورمان در زمینه خودرو دستاوردهای خوبی همچون موتور ملی یا دو پلتفرم ملی را می‌توانست دارا شود و اکنون به سمت خودروهای برقی حرکت می‌کردیم. گزارش دیگری در زمینه خودرو در دفتر مزبور در دست تهیه است که نتایج آن کاملا حیرت‌انگیز است که چگونه دولت‌ها در زمینه توسعه صنعتی و اقتصادی ناکارآمد بوده‌اند».

او در پاسخ به این پرسش که چرا طرح پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس در بندرعباس که می‌تواند مشکل بنزین را حل کند این‌قدر از برنامه عقب است، می‌گوید: «پالایشگاه هم مانند بقیه بخش‌ها نتیجه عدم توان تصمیم‌گیری اقتصادی متمرکز است و به تغییرات متعدد دولت‌ها، مجالس و مدیران مجموعه‌ها برمی‌گردد».

بحرینیان با اشاره به عدم اعلام رسمی آمار از سوی وزارت نفت می‌افزاید: «دلایل عدم ارائه آمارها می‌تواند متعدد باشد، مثلا عدم برانگیختن مطالبه‌گری آگاهان جامعه، یا مشخص‌شدن ناکارآمدی متولیان اقتصادی، یا پوشش برای ذی‌نفعان احتمالی یا عوامل دیگر».
‌
تمام آمارهای محرمانه
او در ادامه با اشاره به روند پنهان‌سازی آمار در بخش‌های دیگر اقتصادی می‌افزاید: «در قوانین بودجه سال‌های اخیر مجلس مصوب کرده که ١۴,۵ درصد فروش نفت در اختیار وزارت نفت است. در گزارش‌های سازمان مدیریت ملاحظه می‌کنید که اعلام شده محرمانه است یا مثلا واسطه‌گری‌های مالی در شاخص بهای تولیدکننده، یا توزیع تسهیلات در زیربخش‌های هر بخش اصلی اقتصاد، یا قطع ناگهانی فهرست طرح‌هایی که از صندوق توسعه ملی اعتبارات دریافت کرده‌اند و قس علیهذا».

این پژوهشگر توسعه، علت پنهان‌کردن آمار در ادبیات توسعه را این‌گونه تشریح می‌کند: «در حالت خلاصه و ساده‌شده، فراهم‌شدن زمینه انتفاع از طریق واسطه‌گری، دلالی، واردات، رانت، خام‌فروشی، مفت‌خوارگی و امثالهم». بحرینیان در پایان از مسئولان و تصمیم‌گیران اقتصادی کشور می‌‌پرسد: «مگر ما چه میزان منابع داریم و چند نسل باید در این دایره بسته توسعه بمانند و نسل‌هایی بسوزند تا شاید طرحی نو در انداخته شود؟ آیا با تمام منابع طبیعی جامعه از قبیل نفت، آب و فرصت‌های تاریخی، دچار گرداب‌های سیاسی، اجتماعی و حاشیه‌نشینی‌های شهری و تاریخی از نوعی دیگر نخواهیم شد؟».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .