Feb 14 2018

گفت‌گو با دومین دختر خیابان انقلاب: می‌خواستم کار قشنگ ویدا موحد ادامه پیدا کند

نوشته: :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::


ایران امروز: نرگس حسینی: «روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ویدا موحد انجام داد.»
امتداد – شهرزاد همتی

نرگس حسینی ۳۲ ساله است و از همان دوشنبه‌ای که روی جعبه برق خیابان انقلاب ایستاد به عنوان دومین زن معترض به حجاب اجباری دستگیر شد. نرگس از زندان قرچک ورامین در تماسی تلفنی درباره نحوه بازداشتش و و دلایل کاری که انجام داده می‌گوید.

او در گفت و گو با امتداد می‌گوید روز دوشنبه را انتخاب کرده چرا که دوشنبه برای او همان دوشنبه‌های سبز است.

او در این گفت و گو می‌گوید که روبان سبز را به دستش بسته که بگوید هیچ وابستگی به هیچ کس ندارد و اگر به چیزی وابسته باشد همان جنبش سبز است: «می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود.»

مشروح گفت‌وگوی امتداد با نرگس حسینی را با هم می‌خوانیم:

نرگس چند سال داری؟

۳۲ سال دارم. علوم اجتماعی خوانده‌ام و قرار بود ورودی بهمن کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه رشت باشم که الان دانشجوی زندان قرچک هستم.

درباره نحوه بازداشتت می‌گویی؟

من ده دقیقه بالای جعبه برق ایستاده بودم، بعد از‌ آگاهی ۱۴۸ انقلاب گفتند که پایین بیایم و من گوش کردم و من را به آگاهی بردند. آنجا نیم ساعت بودم، از دادسرای ارشاد به سراغم آمدند و من را به آن‌جا بردند. در دادسرای ارشاد قاضی اتهام و وثیقه‌ام را گفت. از آن‌جا من را به بازداشتگاه وزرا بردند و از وزرا به زندان قرچک بردند. یعنی من اصلا بازداشت نبودم. مستقیم از ‌آگاهی و ارشاد به زندان فرستاده شدم. حوالی ساعات ۱۹ تا ۲۰ وارد زندان قرچک شدم.

قاضی چه گفت؟

گفت اگر بگویی پشیمانم اتهام و وثیقه‌ات را کم می‌کنیم. اما من گفتم کاری نکردم که پشیمان باشم. گفت خلاف قانون عمل کردی، گفتم من این قانون را قبول ندارم که خلافش عمل کرده باشم. درواقع خلاف قانونی عمل کرده‌ام که قبولش ندارم. تاکید کرد که پس پشیمان نیستی؟ و من گفتم که نه! پشیمان نیستم. دیگر مستقیم به زندان قرچک رفتم.

چرا روز دوشنبه را برای این حرکت اعتراضی انتخاب کردی؟

چون من نمی‌خواستم چهارشنبه این کار را بکنم. می‌خواستم کاملا از حرکت خانم (مسیح)علی نژاد جدا باشم. برای این دوشنبه را انتخاب کردم که دوشنبه برای من هنوز که هنوز است دوشنبه‌های سبز است. جنبش سبز یک جنبش عاری از خشونت بود و این حرکت ویدا موحد نیز برای من عاری از خشونت بود. روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود. هرچقدر هم که قاضی در دادگاه به من گفت ویدا موحد دیوانه بوده، من گفتم کاری به موقعیت این خانم ندارم و از نظر من زیباترین حرکت بود و می‌خواهم ادامه‌اش بدهم. نمی‌خواستم این حرکت خاموش شود.

از روز دادگاه بگو.

روز دادگاه هم نماینده دادستانی پرونده ویدا موحد را آورد که به من اثبات کند این خانم دیوانه است. گفت پدرش و مادرش شهادت می‌دهند او دیوانه است و من گفتم شما به عنوان دادستان خجالت نمی‌کشید پرونده یک نفر دیگر را می‌آورید و به من نشان می‌دهید تا حرکتم را زیر سئوال ببرید؟ اصلا شما هرچقدر بگویید خانم موحد مشکل داشته، من کاری به این ندارم، حرکت او برای من یک حرکت زیبا و سمبلیک بود و از نظر من نباید خاموش می‌شد و ادامه‌اش دادم و حالا هر کس اگر می‌خواهد ادامه‌اش بدهد بدهد. من اصلا از حرکتم پشیمان نیستم. قاضی گفت یعنی اگر از اینجا بیرون بروی باز هم این حرکت را انجامش می‌دهی؟ گفتم به احتمال قوی انجام نمی‌دهم، اما قطعی نیست و شاید باز هم این‌کار را کردم. ولی از حرکتم به هیچ عنوان پشیمان نیستم. در دادگاه به شدت اضطراب داشتم و قاضی مدام درباره اضطرابم صحبت می‌کرد و من می‌گفتم خب طبیعی است، اولین بار است که بازداشت شده‌ام. اما این به معنای ترس نیست که جلوی شما هستم و از حرکتم اصلا پشیمان نیستم. به او گفتم من با تحقیقات کامل دست به این کار زدم، می‌دانستم حکمم چیست. به او گفتم (براساس مجازات تعیین شده در قانون) تا دو ماه حکم می‌گیرم، شلاق دارم و او گفت: می‌دانی من می‌توانم ۱۰ سال به تو حکم بدهم و وثیقه‌ات را بالا ببرم؟ گفتم همه این‌‌ها را می‌دانستم. می‌دانم دو ماه را هم می‌توانید ۲۰ سال بکنید، چون بالاخره قدرت دست شماست و شما قضاوت می‌کنید. من هم به عنوان قانون‌شکن تابع قوانین شما هستم. اگر به چشم شما من قانون‌شکنم می‌توانید حکم بدهید و برخلاف حکم قانونی‌تان به من بیشتر از دو ماه حکم بدهید. من همه هزینه‌ها را می‌دانستم. هزینه آینده و تحصیلم را می‌دانستم و زندان کمترین هزینه‌ای است که قرار است بپردازم.

خانواده‌ات چه می‌گویند؟

هر چه من بگویم. یعنی بر خلاف تصورم خیلی رفتار بزرگوارانه‌ای داشتند. بالاخره من اهل کاشانم. اهل راوند کاشان هستم و کاری که من کردم، کار من فراتر از حرکت هنجارشکنانه در آن شهر کوچک بود. آن‌جا همه من را می‌شناسند و به خاطر همین منتظر بازتاب خشن‌تری از آن‌ها بودم، اما رفتارشان خیلی خوب بود. خواهرانم که همفکر خودم هستند و مادرم هم پشتم ایستاد. همه ترسم از پدرم بود که او هم آرام برخورد کرد. الان همه نگرانی‌ام مادر و پدرم است. بالاخره اینجا(زندان) بودن سخت است ولی برای من آنقدر سخت نیست که بی‌خبری از مادر و پدرم سخت است. یعنی همه چیز را تحمل می‌کنم غیر از بی‌خبری از آن‌ها.

چه فعالیت‌هایی داشتی؟

من در ستاد مهندس موسوی در کاشان فعال بودم. بعد از انتخابات و شلوغی‌ها از کارم اخراج شدم. بعد از ‌آن دیگر هیچ فعالیت عملی نداشتم.

چرا؟

کلا آدم آرامی هستم و با گروه‌ها هم به خاطر روحیه‌ام ارتباط برقرار نمی‌کنم. به خاطر همین هم محکم می‌گویم با هیچ کس ارتباطی نداشتم و تصمیمم مستقل بود. من خودم بودم و خودم. اما اعتراضاتم را در توییترم و اینستاگرامم می‌نوشتم. یعنی به تنها چیزی که ایمان داشتم حرکت خودم بود. اتفاقی و جوزدگی و ناشی از شست‌وشوی مغزی نبود. جرقه‌اش با حرکت ویدا موحد بود که احساس کردم آن حرکت باید بماند.

نتیجه این اتفاقات را چطور می‌بینی؟

نمی‌دانم چه بگویم. ولی انتظاری هم ندارم که از حرکت من به جایی برسد.

به آینده امیدواری؟

بله خیلی. همین که بعد از من دو نفر هم اینکار را کرده باشند کافی است. من به قاضی هم گفتم، گفتم درد شما اگر حجاب است که باید بگویم دیگر حجابی در جامعه وجود ندارد. گفتم اتفاقا درد من این است که حجاب در جامعه نیست ولی اسمش را می‌گذارید حجاب و می‌گویید این حجاب اختیاری است و زنان ایران خودشان تمایل به حجاب دارند. در صورتی که این حجاب انتخابی نیست. من می‌خواهم حجابم را خودم انتخاب کنم و کسی به من نگوید چه بپوش. نمی‌خواهم آن پوشش به قول خودتان فجیع و بی‌بند و بار را به اسم حجاب به خورد ملت بدهیم. من آن را نمی‌خواهم به عنوان پوشش انتخاب کنم. می‌خواهم اگر قرار است چادر یا روسری سر کنم به انتخاب خودم باشد. من خیلی تاکید کردم که نه با حکومت مشکل دارم، نه با نظام مشکل دارم، اما حقم را می‌خواهم و حق انتخاب پوشش کوچکترین حق من است. و بقیه حقوقم را وقتی که بتوانم حق انتخاب داشته باشم بگیرم.

واکنش‌ها در زندان قرچک چگونه است؟

اینجا همه می‌گویند دمت گرم… اما بالاخره زمان می‌برد. من به ۱۰ سال دیگر هم امید ندارم، اما اگر ۳۰ سال دیگر هم درست بشود من راضی هستم.

وضعیت زندان قرچک چگونه است؟ رفتار ماموران با تو چگونه است؟ وضعیت کلی زندان و زندانیان را چطور می‌بینی؟

پرسنل زندان دو گروه هستند. اکثر پرسنل رفتاری بسیار خوب و مهربانانه دارند و تا جایی که توانستند کمک کردند. اما نمی‌دانم برخی از پرسنل زندانی را چه می‌بینند که با‌ آن‌ها این برخورد را می‌کنند؟ برخوردشان خوب نیست، خیلی مقابلشان ایستاده‌ام و باز هم توهین می‌کنند. خیلی به حجابم گیر می‌دهند و رفتارشان توهین آمیز است.

شرایط زندان چگونه است؟

برای من خیلی سخت نیست. غذایش که بالاخره غذای خانه نیست ولی خب هیچ‌کدام مشکل نیست. تنها مشکل من اینجا این است که جدا از قانون‌های کلی یک سری بی‌قانونی‌ها اینجا مرسوم است. هرج و مرج‌هایی وجود دارد. اما با هیچ کدام از زندانی‌ها هیچ مشکلی ندارم.

به درددل زن‌های زندانی گوش کردی؟

تنها کاری که می‌کنم همین است…

فکر می‌کنی بتوانی صدای زنان زندان قرچک بشوی؟

حقیقتا اولین کاری که در بیرون می‌کنم رسیدگی به وضعیت خودم نیست. می‌خواهم برای این‌ها کاری بکنم. چیزهایی اینجا را دیدم و فهمیدم که در بیرون کسی نمی‌تواند بفهمد. هرچه بگویم باز هم درکش سخت است. خیلی‌هایشان به اینکه اینجا هستند افتخار می‌کنند، در صورتی که سنی ندارند. شرایط زن‌ها اینجا بد است… از یک زن ۶۰ ساله را در سالن می‌بینم تا دختر ۱۹ ساله و می‌خواهم برایشان کاری بکنم. یک دختر ۱۹ ساله اینجا خیلی زود تحت تاثیر قرار می‌گیرد و باید کاری کرد.

***

نرگس حسینی وثیقه برای آزادی خود را نپذیرفت

نسرین ستوده وکیل نرگس حسینی: «موکلم با خانواده‌اش تماس گرفته و گفته وثیقه ۶۰ میلیون‌ تومانی را نمی‌پذیرد. چون جرمی نکرده‌ام که چنین وثیقه‌ای برایش تعیین شود.»

شما هم چیزی بگو

Feb 14 2018

یکی از مدیران پیشین تلویزیون ایران ‘دو هفته پیش اعدام شده است’

نوشته: :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: حکم اعدام کریم زرگر در زندان رجایی‌شهر کرج اجرا شده است

فعالان حقوق بشر ایران گزارش داده‌اند که کریم زرگر، از مدیران پیشین صدا و سیما و بنیانگذار “موسسه راه معرفت” در ایران اعدام شده است.

به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر، حکم اعدام آقای زرگر روز دهم بهمن ماه در زندان رجایی‌شهر کرج اجرا شده است.

به گفته این خبرگزاری، کریم زرگر و مرجان داوری، همسر سابق او، پیش از این به دلیل تبلیغ و ترویج جنبش عرفانی اکنکار، به اتهاماتی از جمله فساد فی الارض به اعدام محکوم شده بودند.

اکنکار جنبشی معنوی است که در دهه شصت میلادی در آمریکا پایه‌گذاری شد و به گفته پیروانش هدف اصلی آن کمک به افراد برای یافتن مسیر بازگشت به سوی خدا از طریق تجربه‌های معنوی شخصی و مستقیم است.

روزنامه ایران روز ۲۳ بهمن در خبری بدون ذکر نام یا تاریخ از به دار آویختن مردی میانسال خبر داده که به نوشته این روزنامه “با دایر کردن یک مؤسسه عرفان قلابی در تهران و با کمک همسرش، زنان و دختران گرفتار را به خلوتگاه شیطانی کشانده و نقشه‌های سیاهش را اجرا می‌کرد.”

کریم زرگر متولد ۱۳۳۲ در شهر اهواز در جنوب ایران بود و در رشته حقوق در دانشگاه تهران و استراسبورگ فرانسه تحصیل کرده بود.

آقای زرگر سال‌ها در صدا و سیمای ایران فعال بود و در سوابق او مدیریت کل سیمای برون‌مرزی، مدیریت پخش شبکه اول سیما و ریاست دانشکده صدا و سیما دیده می‌شود.

علاوه بر این او در حوزه سینما هم فعالیت‌هایی داشت که ساختن دو فیلم بلند و بازی در فیلم عروسی خوبان، ساخته محسن مخملباف و مدیریت تولید این فیلم از جمله آنها بود. آقای زرگر مدتی هم صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه “گزارش فیلم” بود.

کریم زرگر اوایل پاییز سال ۱۳۹۴ همراه با مرجان داوری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

به گزارش هرانا جلسات دادگاه این دو نفر به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی در مهر و آذر ۱۳۹۵ برگزار شده و در نهایت هر دو به اتهاماتی از جمله فساد فی‌الارض به اعدام محکوم شده‌اند.

بنا بر این گزارش، علاوه بر حکم دادگاه انقلاب، کریم زرگر در پرونده دیگری به اتهام “تجاور به عنف” در شعبه ششم دادگاه کیفری استان تهران هم محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.

این خبرگزاری حدود یک ماه پیش خبر داد که حکم اعدام مرجان داوری در دیوان عالی نقض شده، اما حکم کریم زرگر به تأیید این دیوان رسیده است.

با وجود این روزنامه ایران در خبری که دیروز منتشر کرد، نوشت که “حکم همسرش [همسر فردی که اخیرا اعدام شده] پس از تأیید نهایی اجرا می‌شود.”

شما هم چیزی بگو

Feb 13 2018

واکنش سخنگوی شورای نگهبان به پیشنهاد حسن روحانی برای برگزاری همه‌پرسی

نوشته: :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::


بی‌بی‌سی: سخنگوی شورای نگهبان گفته است اصل ۵۹ قانون اساسی برای “همه آشنایان به حقوق اساسی معلوم است”

سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی ایران به سخنان حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران در باره امکان برگزاری همه‌پرسی برای خروج از بن‌بست سیاسی در کشور واکنش نشان داده است.

حسن روحانی در سخنرانی مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن گفته بود جناح‌های سیاسی برای حل اختلاف‌هایشان به همه‌پرسی مراجعه کنند و هرچه مردم گفتند عمل کنند.

رئیس‌جمهور ایران همه‎پرسی را راه خروج از بن‌بست سیاسی دانست

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در تلگرام خود گفته است آقای روحانی “پیشنهادی را مطرح فرمودند که به نظر می‌رسد کارشناسی نشده باشد.”

آقای روحانی در سخنان خود گفته بود: “قانون اساسی بن‌بست‌ها را برداشته و ظرفیت بزرگی دارد و اگر در موضوعی با هم بحث داریم باید به اصل ۵۹ مراجعه کنیم که طبق آن باید به آرای مردم مراجعه کرد.”

آقای کدخدایی گفته است اصل ۵۹ قانون اساسی برای “همه آشنایان به حقوق اساسی معلوم است و نیاز به بحث بیشتر ندارد.”

او گفته است این اصل مربوط به اختیارات مجلس است و “شاید آقای رئیس‌جمهوری با اصل دیگری آن را اشتباه کرده‌اند.”

پیشنهاد برپایی همه‌پرسی با واکنش منفی اصولگرایان مواجه شده است.

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان پیشنهاد آقای روحانی را “اهانت آشکار” به مردم خوانده است.

سخنگوی شورای نگهبان در تلگرام خود نوشته است قانون اساسی ایران، “ظرفیت‌های متنوعی” در حوزه‌های مختلفی دارد که “ما هم نگرانیم چرا این ظرفیت‌ها به درستی به کار گرفته نمی‌شوند. مثلا چرا نباید سوال و استیضاح در رویکرد مجلس محترم وجود داشته باشد.”

سخنگوی شورای نگهبان به آن بخش از اظهارات حسن روحانی در باره قطار انقلاب هم که در آن گفته بود “جمهوری اسلامی ایران باید دوباره همه را به قطار انقلاب دعوت کند” پاسخ داده و گفته است “آنهایی که پیاده شدند به دلیل آن بود که قانون اساسی را تفسیر به رای نموده و اعلام می‌کردند برخی از اصول آن را قبول ندارند.”

آقای کدخدایی گفته است “آنان که به قانون اساسی اعتقاد و التزام ندارند، انقلابی نیستند و نمی‌توانند در پست‌های سیاسی قرار گیرند.”

شما هم چیزی بگو

Feb 13 2018

واکنش‌ها به مناظره تلویزیونی: رفتار علی کریمی، شجاعانه یا «بزدلانه»؟

نوشته: :: در بخش: سیاسی ::

رادیوفردا: مناظره علی کریمی با محمدرضا ساکت در برنامه ۹۰ و ورود کارلوس کی‌روش به بحث، جنجال تازه‌ای را در فوتبال ایران پدید آورد.

علی کریمی در آغاز برنامه گفت دو ماه قبل سوالاتی مطرح کردم که هیچ یک از اعضای فدراسیون جواب ندادند. او بحث ایران نوین و ۶۹ میلیارد تومانی که فدراسیون فوتبال بابت آن خسارت داده را با جزئیات، مطرح کرد.

محمدرضا ساکت نیز در پاسخ گفت در تبلیغات میدانی که طی سال‌های ۹۳ تا ۹۵ توسط فدراسیون وقت انجام شد، جهش زیادی در بحث درآمدزایی صورت گرفت؛ قرارداد با حضور دستگاه‌های نظارتی امضا شد اما در اجرا دچار مشکلاتی شد که فدراسیون زیر بار نرفت.

بحث قرارداد ایران نوین، بین دو طرف ادامه داشت و در پایان هم کریمی گفت قانع نشده است.

کریمی درباره حذف مربیان داخلی تیم ملی هم صحبت کرد؛ از جمله در مورد حضور سباستین، دستیار کارلوس کی‌روش و فعالیت روزمزد این مربی در ایران.

مرخصی‌های کی‌روش، درگیری اوسیانو دستیار کی‌روش با خطیر معاون دبیرکل فدراسیون و ماجرای پس گرفتن لباس بازیکنان تیم ملی جوانان در نمازخانه فرودگاه، سایر موضوعاتی بود که کریمی مطرح کرد.

ساکت تمام اتهامات را رد کرده و معتقد بود کمیته اخلاق، مشغول بررسی تخلفات است. ساکت همچنین تاکید داشت که فدراسیون فوتبال ایران، دولتی نیست.

دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران یادآور شد که اساسنامه این فدراسیون را فیفا تایید کرده و نامه‌اش موجود است.

در ادامه برنامه اما مشخص شد که ادعای او صحیح نیست و اساسنامه، تاییدیه فیفا را ندارد.

مهم‌ترین بخش از مناظره، لحظه‌ای بود که فردوسی‌پور، پیامک سرمربی تیم ملی فوتبال ایران را خواند. متنی که در حین برنامه، در صفحه فیسبوک کی‌روش منتشر شد: «متاسفانه این باور قوی برای من که “استعداد خریدنی است اما شخصیت نه” تبدیل به یک حقیقت شد. در زمان مناسب، پاسخ جا زن را خواهم داد. واضح است که این رفیق نیمه‌راه در استفاده از پا و سر خود توانایی بیشتری از زبان و مغزش دارد. صحبت‌های غیرمحترمانه، دروغ، ساختگی و اتهامات بزدلانه او، تنها بی‌احترامی به ۱۲۴ بازی ملی، هم‌تیمی‌های او و فوتبال بود. شکی نیست که او نیاز به کمک دارد».

واکنش تند کی‌روش، عکس‌العمل تندتر کاربران را در صفحات اجتماعی به دنبال داشت. در فیسبوک کی‌روش، بیش از هزار کامنت در حمایت از کریمی منتشر شد. در توییتر، تلگرام و اینستاگرام نیز متن‌های مشابهی انتشار یافت.

عکس‌هایی از بی‌اعتنایی کریمی به احمدی‌نژاد، مچ‌بند سبز یا اهدای پیراهن شالکه به خانواده اشکان سهرابی از قربانیان تظاهرات خیابانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ نیز در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرد. این گروه از کاربران با این شواهد، می‌گویند رفتار کریمی برخلاف دیدگاه کی‌روش، بزدلانه نیست.

تقابل با علی کریمی، چالشی جدید برای کی‌روش است که حالا خود را در برابر بخشی از هواداران فوتبال ایران می‌بیند.

شما هم چیزی بگو

Feb 13 2018

مقاله: انتقال دست‌کم شش زندانی از جمله یک کودک-مجرم به سلول انفرادی جهت اعدام

نوشته: :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

سازمان حقوق بشر ایران: صبح روز جاری دستکم شش زندانی از بندهای مختلف زندان رجایی شهر کرج جهت اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند. در بین ایشان امید رستمی که گفته می‌شود یک کودک-مجرم است حضور دارد.

بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز جاری، دوشنبه ۲۳ بهمن ماه، دستکم شش زندانی از بندهای مختلف زندان رجایی شهر کرج، جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند. این زندانیان غالباً با اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند.

اسامی برخی از ایشان عبارت است از: مسعود تقی پور از بند ۶، محمد صالح دولت آبادی از بند ۱۰، مرتضی شفیق از بند ۱۰، سعید رنجبر از بند ۱۰ و امید رستمی از بند ۵.

گفته می‌شود امید رستمی به اتهام قتلی که در کودکی (پیش از ۱۸ سالگی) مرتکب شده به اعدام محکوم شده است، اما تا لحظه تنظیم این خبر سازمان حقوق بشر ایران موفق به دریافت مدارک وی نشده است.

این افراد در صورتی که موفق به اخذ رضایت از شکات پرونده نشوند، طبق روال معمول در زندان رجایی شهر، روز چهارشنبه اعدام خواهند شد.

لازم به یادآوری است، طی ماه ژانویه دستکم سه کودک-مجرم در زندان‌های رجایی شهر کرج، نوشهر و بوشهر اعدام شدند. اعدام این کودک-مجرمان موید این واقعیت است که ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی که در سال ۱۳۹۲ به تصویب رسید و سایر احکام موجود برای حمایت از کودکان در معرض قصاص به هیچ عنوان کارآمد نبوده و در این زمینه نیاز مبرمی به تصویب قوانین مشخص و غیر قابل تفسیر وجود دارد.

محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این خصوص گفت: “اعدام کودکان نباید با بی‌تفاوتی دولت‌های اروپایی و بخصوص آنها که روابط اقتصادی و سیاسی نزدیکتری با دولت ایران دارند روبرو شود.” وی در ادامه گفت: “ما از دولت‌ها و اتحادیه اروپا میخواهیم بی درنگ مقامات ایران را برای توقف این حکم و لغو کامل اعدام کودکان، تحت فشار قرار دهند.”

ایران جزء کشورهایی است که میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را امضا کرده که طبق آن اعدام کودکان ممنوع شده است. همچنین ایران پیمان‌نامه حقوق کودک را امضا کرده که طبق ماده ۳۷ آن اعدام و سلب حیات و همین‌طور حبس ابد غیرقابل بخشش برای کودکان ممنوع اعلام شده است.

شما هم چیزی بگو

Feb 13 2018

بازداشت کاوه مدنی؛ پرونده محیط زیستی ها پیچیده تر شد

نوشته: :: در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,محیط زیست ::

ایران وایر: محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس خبر داده است که کاوه مدنی، معاون بین الملل، نوآوری و مشارکت اجتماعی فرهنگی سازمان حفاظت محیط زیست بازداشت شده است. این خبر ابتدا توسط روابط عمومی سازمان محیط زیست تکذیب شد ولی نماینده تهران در توییت دیگری نوشت: «امروز صبح با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، برای اطلاع از علت بازداشت فعالان محیط زیست و اقدامات دولت تماس داشتم، ایشان گفتند کاوه مدنی را نیز دیروز بازداشت کرده اند.»

دیروز پس از اعلام خبر درگذشت « کاووس سیدامامی»، استاد دانشگاه «امام صادق» و فعال محیط زیست، رسانه ها نوشتند که سه هفته پیش تعدادی از فعالان محیط زیست بازداشت شده اند. سیدامامی مدیرعامل سابق موسسه غیردولتی «حیات وحش میراث پارسیان» بود که به خاطر فعالیت‌هایش برای حفظ یوز آسیایی (ایرانی) مشهور است. او ۴ بهمن بازداشت شد و ۱۹ بهمن به خانواده اش خبر دادند که در زندان خودکشی کرده است. خبری که به گفته اعضای خانواده سیدامامی غیرقابل باور است.

یکی از کسانی که همراه سیدامامی دستگیر شده، «مراد طاهباز» است؛ شهروند ایرانی- امریکایی و همکار سیدامامی در هیات مدیره «میراث پارسیان». «هومن جوکار»، خزانه‌دار و مدیر پروژه یوز آسیایی، همسر او به نام «سپیده کاشان» که مشاور سابق سازمان ملل در زمینه محیط زیست بود و دو نفر دیگر از همکارانش در میراث پارسیان جزو سایر بازداشت‌شدگان بودند. تلویزیون «ایران اینترنشنال» به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده است که «نیلوفر بیانی»، «امیرحسین خالقی»، «سام رجبی» و «طاهر قدیریان» نیز جزو سایر دستگیرشدگان بوده اند.

۲۱بهمن ماه «عباس جعفری دولت‌آبادی»، دادستان تهران خبر از دستگیری چند نفر به اتهام در رابطه با یک «پرونده جاسوسی» داد و گفت: «این افراد در قالب اجرای پروژه‌های علمی و محیط زیستی نسبت به جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی کشور در حوزه‌های استراتژیک اقدام می‌کردند که با هوشیاری و رصد اطلاعاتی یکی از نهادهای امنیتی کشور، دستگیر و توسط دادستانی تهران بازداشت شدند.»

امروز صبح نیز غلامحسین اسماعیلی، رییس دادگستری استان تهران با تایید بازداشت جمعی از فعالان محیط زیست، گفت این افراد «اطلاعاتی را جمع‌آوری کرده و به بیگانگان می‌دادند، شناسایی شدند و برخی‌ها دستگیر شده و برخی‌ها هم ممکن است، در آینده دستگیر شوند.» در این میان اما خبر بازداشت کاوه مدنی که به نظر می رسد مرتبط با این بازداشت ها باشد، حائز اهمیت ویژه است.

«کاوه مدنی» ۳۶ ساله است، استاد سابق تحلیل سامانه و سیاست‌گذاری در دانشگاه معتبر «امپریال کالج» در لندن. او در «دانشگاه فلوریدای مرکزی» در امریکا هم درس داده و جوایز متعددی در زمینه مهندسی عمران کسب کرده است.

دولت حسن روحانی او را دعوت به کار کرد تا به جنگ بحران آب برود؛ همان بحرانی که کاوه مدنی سال‌ها در قامت فعال محیط زیست در مورد آن هشدار داده و حتی نام آن را «ورشکستگی آب» گذاشت. حالا کاوه مدنی احتمالا دچار یک بحران سیاسی شده است، بحرانی که مقام های قضایی آن را همکاری با بیگانان نام نهاده اند.

کاوه زاده ۱۳۶۰ در تهران است و پدر و مادرش هر دو در صنعت آب کار می‌کردند. لیسانس خود را که از دانشگاه تبریز گرفت، مثل خیلی جوان‌های مستعد کشور عازم غرب شد. از دانشگاه «لوند» سوئد فوق لیسانس منابع آب گرفت و دکترایش در مهندسی عمران و محیط زیست را از «دانشگاه کالیفرنیا» در «دیویسِ» امریکا در سال ۸۸.

در کالیفرنیا زیر نظر پروفسور «جی آر. لوند» کار می‌کرد که به خاطر آثارش در مورد مشکلات آب کالیفرنیا و سد جنجالی «هچ هچی» معروف است. پروفسور لوند به «ایران‌وایر» می‌گوید: «کاوه همیشه دانشجویی پرانرژی و با نگاه رو به جلو بود. همیشه معلوم بود که خودش را وقف هر کاری کند، در آن کار خیلی موفق می‌شود.»

مدنی جوان خیلی زود معروف شد در به کاربستن تئوری «بازی‌ها» در زمینه مشکلات مدیریت آب. لوند می‌گوید این علاقه نظری تبدیل شد به سنگ بنای حرفه دانشگاهی او:«احتمالا تدارک موفقیتش در کار دولتی بود.»‌موفقیت‌های کاوه یکی پس از دیگری فرا رسیدند. در سال ۲۰۱۲ از اجلاس سالیانه «انجمن مهندسان عمران امریکا» جایزه‌ای گرفت که او را «نماینده آینده جسورانه و انسان‌دوستان مهندسی عمران» معرفی می کرد. «اتحاديه علوم زمین اروپا» نیز جایزه‌ای مشابه به او اهدا کرد. سال ۲۰۱۷ هم جایزه «والتر ال. هیوبر» انجمن امریکایی مهندسان عمران را گرفت که از مهم‌ترین جوایز این حوزه در سطح جهان است.

جایزه گرفتن ایرانی‌ها در زمینه مهندسی عمران، موضوعی نادر نیست. کم تر دانشگاهی در امریکای شمالی هست که بعضی از بهترین دانشجویان و اساتیدش در این رشته ایرانی نباشند. اما یک فرق مدنی با خیلی دیگر از این دانشجویان این بود که رابطه خود با ایران را حفظ کرده بود. او هر چند وقت یک‌بار به جای سوئد و امریکا، به تهران می‌آمد تا در «دانشگاه خواجه نصیر طوسی» درسی ارایه کند.

همین بود که زود در تهران جلب توجه کرد. روزنامه‌نگاران ایرانی که همیشه دنبال طرح موفقیت ایرانی‌های خارج از کشور هستند، به او جایگاهی برای ارایه نظراتش در نشریات داخلی دادند. سخن‌رانی‌های جسورانه و نوآورانه‌اش خیلی زود بین محیط ‌زیستی‌ها آشنا شد. واژه ورشکستگی آب را احتمالا او بود که بار اول باب کرد؛ به ویژه پس از سخن‎رانی «تد» که در جزیره کیش ارایه داد.

مدنی می‌گفت ایران از «سندرم توهم توسعه» رنج می‌برد و این از قبل از انقلاب و از زمان بالا رفتن قیمت نفت هم وجود داشته اما بعد از انقلاب شدت گرفته است. او ایران را با کشورهایی مثل چین‌، امارات و قطر مقایسه می‌کرد که همه هم و غم خود را صرف ساخت و ساز کرده‌اند: «بهترین کارشناسان خارجی را آوردند و پول هم داشتند و مثل ما، تحریم هم نبودند. اما این توهم و این فهم غلط از توسعه باعث شد شهرهایی بسازند که هنوز چیزی نشده، ترافیک دارد، آلودگی دارد…»

مدنی به طور هم‎زمان، هم در سطح بین‌المللی شناخته می‌شد و هم در ایران. تلویزیون «الجزیره» انگلیسی مستندی به کارگردانی «گلاره دارابی» در مورد بحران آب ایران ساخت و کاوه شد چهره اصلی آن. او به همراه دارابی به بازدید اصفهان رفت؛ جایی که خشک شدن «زاینده رود» آن هم نمادی از بحران محیط زیستی در ایران بود و هم موضوعی احساسی برای ایرانیان.

در دولت اول روحانی، از مدنی دعوت شد تا مسوولیت برگزاری اولین کنفرانس بین‌المللی ایران درباره تغییرات اقلیمی را برعهده بگیرد. روحانی که دوباره انتخاب شد، بعضی‌ها از مدنی به عنوان وزیر احتمالی نیرو صحبت می‌کردند. این پیش بینی محقق نشد اما سه ماه پیش بالاخره نوبت او هم فرا رسید؛ به معاونت مهمی در سازمان محیط زیست منصوب شد تا چمدان‌هایش را ببندد و عازم شهر زادگاهش شود.

«سعید هادیان»، از مدیران دفتر سان فرانسیسکو شرکت «پرایس‌واتر‌هاوس کوپرز» است؛ یکی از چهار غول‌شرکت حسابداری دنیا. او هفت سال است که مدنی را می‌شناسد. در سال ۲۰۱۰ که هادیان تحصیلات دکترای خود در دانشگاه مرکزی فلوریدا را آغاز کرد، کاوه مدنی تازه استاد شده بود.

هادیان به «ایران‌وایر» می‌گوید: «کاوه متواضع‌ترین استادی است که تاکنون دیده‌ام. با زمینه پژوهش‌هایش آشنا شدم و واقعا به کارهایش علاقه‎مند بودم. می‌خواستم با او در پروژه‌ای همکاری کنم. منتظر فرصتی بودم و او هم آن‌ را در اختیارم قرار داد.»

مدنی شد استاد راهنمای هادیان و این دو ایرانی شروع کردند به همکاری نزدیک با یک‎دیگر. مقالاتی که با هم در مورد موضوعاتی هم‎چون رد پای سیاست‌های انرژی در زمینه آب و بازدهی انرژی و برنامه‌ریزی پایدار نوشته‌اند، در بعضی از نشریات مهم مهندسی امریکا منتشر شده اند.

هادیان می‌گوید: «استاد خیلی سخت‌گیری است و برای خودش هم سطح خیلی بالایی قائل است. انتظارات بالایی از دانشجویانش از نظر اخلاقی، حرفه‌ای و فنی دارد. اما به نظرم آن‌چه او را از بقیه دانشجویان مقیم خارج متمایز می‌کند، شور و شوقش به خدمت به کشور است. این‌ را به آسانی می‌توان از پژوهش‌هایش و از فعالیت‌هایش در زمینه مسایل محیط‌ زیستی ایران دید.»

هادیان در مورد انتصاب مدنی می گوید: «به نظرم دولت نشان داده است می‌خواهد در را به روی آدم‌های مستعدی مثل کاوه باز کند. خیلی از ایرانی‌ها در خارج از کشور هستند که دوست دارند اگر فرصتی شد، برای خدمت به کشور خودشان بازگردند.»

خود کاوه مدنی هم چنین برداشتی داشت. او در گفت وگویی به زبان انگلیسی، به «تهران‌تایمز» گفته بود: «خیلی‌ها در خارج از کشور هستند که منتظرند ببینند چه اتفاقی می‌افتد. اگر من موفق شوم، شاید ببینیم خیلی‌های دیگر برای کمک به دولت، به ایران بازگردند.»

برداشت او به نظر می رسید خوش بینانه بود. کاوه مدنی آذرماه امسال در گفتگو با روزنامه شرق گفته بود پدر و مادرش مخالف آمدنش به ایران بوده اند: « احساس مي کردند که در حوزه سياست و دولت، خيلي چيزها ممکن است متفاوت باشد» و در فضای مجازی هم کاربران فارسی زبان با آمدن او مخالفت کردند: «همه گفتند اين نخبه کشي است. تعبير آنها اين بود که يک آدم علمي را در حوزه اجرا مي برند و او را از بين مي برند.» این تعبیرها در آن زمان بدبینانه تلقی می شد ولی خبرهای تازه درباره کاوه مدنی نشان می دهند که آن برداشت ها، واقع بینانه بوده اند.

شما هم چیزی بگو

Feb 13 2018

فشار امنیتی بر خانواده سیدامامی همزمان با پخش فیلمی از او برای نمایندگان

نوشته: :: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست ::

صدای آمریکا: در حالیکه مقام‌های امنیتی فیلمی از آخرین لحظات زندگی کاووس سیدامامی در زندان را برای جمعی از نمایندگان مجلس نمایش داده‌اند، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گزارشی از پنهانکاری در پرونده این استاد دانشگاه و فشار بر خانواده او منتشر کرده است.

در گزارشی که دوشنبه، ۲۳ بهمن ماه در وبسایت این سازمان حقوق بشری منتشر شده آمده است که خانواده دکتر سیدامامی تحت فشار هستند تا مراسم خاکسپاری و سوگواری او را به طور خصوصی و پیش از دریافت هرگونه اطلاعات مستقل و پزشکی تایید شده در خصوص علت مرگ او برگزار کنند.

این در حالیست که در پی اعلام خودکشی کاووس سیدامامی در زندان از سوی مقامات قضایی جمهوری اسلامی، خانواده این استاد دانشگاه و فعال محیط زیست خواستار کالبد شکافی و تحقیقات مستقل برای روشن شدن علت مرگ او شدند.

هادی قائمی، مدیر اجرایی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت: «ادعای اینکه آقای سیدامامی از طریق خودکشی فوت کرده اصلا باورکردنی نیست. سیستم زندان ایران از کنترل خارج شده و قوه قضائیه فعالانه در یک پنهانکاری آشکار دست به تبانی زده است.» به گفته او، اینکه به خانواده آقای سیدامامی فشار وارد می‌شود جای تردید به جا نمی‌گذارد که حکومت در حال سرپوش گذاشتن است.

در بخشی از گزارش کمپین آمده است که خانواده آقای سیدامامی تحت فشار است که مراسم خاکسپاری هر چه سریعتر به طور خصوصی برگزار شود و درباره پرونده با هیچکس صحبت نشود.

از سوی دیگر، مادر سام رجبی، یکی دیگر از فعالان محیط زیست بازداشت شده در پرونده اخیر به کمپین بین‌المللی حقوق بشر گفته است که از چهارم بهمن که پسرش بازداشت شده از او بی خبر است و به پیگیری‌های او پاسخی داده نشده است. او با بیان اینکه پسرش تنها فعالیت زیست محیطی داشته اتهام جاسوسی علیه او را رد کرد.

روز دوشنبه همچنین یکی از خبرنگاران شبکه سی بی سی کانادا در توئیتر خود نوشت که در پی انتشار خبر درگذشت کاووس سیدامامی، استاد ایرانی-کانادایی جامعه شناسی، سازمان ملل اعلام کرد که خانواده آقای سیدامامی حق دارند از تحقیقات مستقل برای یافتن دلیل مرگ او برخوردار باشند.

نمایش فیلم زندان برای تعدادی از نمایندگان

از سوی دیگر تعدادی از نمایندگان در جلسه‌ای با مقام‌های امنیتی به تماشای فیلمی از سلول کاووس سیدامامی نشستند که گفته شد از آخرین لحظات زندگی اوست.

علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره این فیلم گفت که فیلم زندان نشان می‌دهد که دکتر سیدامامی پیراهن خود را درآورده و برای خودکشی آماده می‌شود.

این در حالیست که علی مطهری، نایب رئیس مجلس گفت که توضیحات کارشناسان در این جلسه کافی نبود. او اضافه کرد: «لحظه خودکشی در فیلم پخش شده مشهود نیست و کوتاهی اپراتور مشخص است.»

محمدرضا تابش، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس نیز پرسید: «چرا مسئولان ذیربط در زندان علیرغم آن‌که آن‌جا به دوربین مدار بسته مجهز بوده متوجه این حادثه نشده‌اند.»

محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید مجلس هم گفت که فردی که بازداشت می‌شود باید تحت مراقبت و نظارت باشد و اگر عواملی که ناظر بودند قصور کردند باید با آنها برخورد شود.

در همین رابطه، ۴۳ نماینده مجلس در تذکر به وزیر اطلاعات و وزیر دادگستری با توجه به مرگ چند تن از زندانیان اخیر در بازداشت، خواستار توجه بیشتر به حقوق زندانیان شدند.

کاووس سیدامامی، دکترای جامعه شناسی، استاد دانشگاه امام صادق و مدیر بنیاد حیات‌وحش میراث پارسیان، چهارم بهمن ماه همزمان با ۹ نفر از فعالان محیط زیست به اتهام جاسوسی از سوی اطلاعات سپاه بازداشت شد. خانواده آقای سیدامامی روز ۲۱ بهمن از مرگ او در زندان خبر دادند و گفتند که مسئولان زندان دلیل مرگ را خودکشی اعلام کرده‌اند.

اتهام جاسوسی به فعالان محیط زیست و مرگ استاد دانشگاه در بازداشت انتقادهای بسیاری از دستگاه قضایی و دستگاه‌های امنیتی به دنبال داشته است.

دستگاه قضایی ایران طی هفته‌های گذشته دلیل مرگ چند تن از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، از جمله سینا قنبری، در زندان را نیز خودکشی اعلام کرده بود.

شما هم چیزی بگو

Feb 12 2018

مطهری: نشست نمایندگان با کارشناسان اطلاعات سپاه درباره فوت سیدامامی/ لحظه خودکشی در فیلم مشهود نیست

نوشته: :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,محیط زیست ::

عصرایران: مبارزه با جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و بهتر است این دو نهاد ( وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه) در کار یکدیگر دخالت نکنند.

نایب رییس مجلس با اشاره به جلسه امروز برخی نمایندگان با کارشناسان اطلاعات سپاه درباره فوت کاووس سید امامی در زندان، توضیحات ارائه شده را کافی ندانست و گفت که مجلس منتظر تکمیل اطلاعات خود در این زمینه است.

به گزارش عصرایران، علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: امروز (دوشنبه) جلسه‌ای به درخواست اطلاعات سپاه با حضور تعدادی از نمایندگان از گرایش‌های مختلف سیاسی مجلس برگزار شد و توضیحاتی درباره فوت سید امامی به نمایندگان ارائه شد.

وی افزود: ‌در این جلسه همچنین فیلمی از داخل سلول آقای سید امامی نشان دادند. در این فیلم لحظه خودکشی مشهود نیست اما حدود هفت هشت دقیقه ایشان (سید امامی) مشغول اقداماتی است که نشان می‌دهد احتمالا قصد خودکشی دارد. در اینجا کوتاهی اپراتور روشن است که متوجه این اتفاق نشده در حالیکه باید زودتر متوجه می‌شده و از این اتفاق جلوگیری می‌کرده است. به نظر می‌رسد در این زمینه کوتاهی شده و خودشان هم قبول دارند.

این نماینده مجلس اضافه کرد: توضیحاتی هم درباره فوت آقای سید امامی ارائه شد که به نظرم کافی نیست و نیاز است توضیحات بیشتری ارائه شود تا جوانب مختلف قضیه روشن شود.

نایب رییس مجلس با اشاره به اتهام وارده به سید امامی در خصوص جاسوسی، یادآور شد: مبارزه با جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و بهتر است این دو نهاد در کار یکدیگر دخالت نکنند.

مطهری در پایان با بیان اینکه تمام کسانی از نزدیک سیدامامی را می‌شناختند نظر مثبتی درباره شخصیت وی داشتند، گفت که مجلس منتظر تکمیل اطلاعات خود در این زمینه و ارائه توضیحات کافی درباره فوت آقای سید امامی در زندان است.

شما هم چیزی بگو

Feb 12 2018

بیانیه ۱۵فعال سیاسی و مدنی برای برگزاری رفراندوم

نوشته: :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: حسن روحانی در حالی به رفراندوم اشاره کرده است که طبق قانون اساسی ایران، رئيس جمهور اختیارات و قدرت خاصی برای برگزاری و اجرایی کردن این خواسته ندارد.

۱۵فعال سیاسی و مدنی ساکن داخل و خارج از ایران در بیانیه ای با «غیر قابل اصلاح بودن» خواندن جمهوری اسلامی، درخواست کرده اند که برای تعیین حکومت آینده ایران، یک رفراندوم، تحت نظارت سازمان ملل متحد برگزار شود.

امضاکنندگان این بیانیه عبارت هستند از: نسرین ستوده، شیرین عبادی، نرگس محمدی، پیام اخوان، جعفر پناهی، محسن سازگارا، محمد سیف‌زاده، حسن شریعتمداری، حشمت‌الله طبرزدی، ابوالفضل قدیانی، محسن کدیور، کاظم کردوانی، محسن مخملباف، محمد ملکی و محمد نوری‌زاد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «در این ۴۰ سال نه تنها از رنج و آلام اقشار مختلف کاسته نشده، بلکه با ایجاد زندگی دوگانه‌ و تشویق مداوم تظاهر به دینداری، در عملْ زندگی مردم دستخوش بحران‌ها و رنج‌های‌ متعددی شده» و «مسئولان امر به علت جهالت و ناکارآمدی ساختاری و فساد نهادینه از حل مشکلات زندگی روزمره و عادی جامعه عاجزند. تبعیض، فساد و اختلاسهای نجومی بیداد می‌کند. محتواى بسیاری از قوانين ظالمانه، مولد تبعيض و مروج خشونت است. قوه قضائیه بجای اجرای عدالت و همين قوانين ناقص، مجری منویات سیاسی زمامداران شده است.»

نویسندگان بیانیه با اشاره به بازداشت فعالان اجتماعی و مدنی، تاکید کرده اند: «نظام با پناه گرفتن در پشت مفاهیم الهی، استفاده ابزاری از دین، پیشه کردن دروغ و تزویر و عدم شفافیت، به هیچ گرفتن افکار عمومی، پشت پا زدن به حکومت قانون و موازین حقوق بشر، نقض نهادینه آزادی و حقوق ملت، ناتوانی مفرط از حل بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و انسداد کلیه طرق نظارت قانونی و اصلاح مسالمت‌آمیزِ امور به مانع اصلی پیشرفت و رهایی ملت ایران تبدیل شده‌است.»

امضاکنندگان بیانیه علیرغم اینکه درخواست برگزاری یک رفراندوم برای تعیین نوع حکومت شده اند، برای آینده ایران یک «دموكراسى سکولار پارلمانى مبتنى بر آرای آزاد مردم، رعايت كامل حقوق بشر و رفع همه تبعيض هاى نهادينه بخصوص برابرى كامل زنان، قومیت‌ها، ادیان و مذاهب در همه زمينه هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسی و اقتصادى» را پیشنهاد داده اند.

نکته جالب توجه اما ترکیب امضاکنندگان این بیانیه است. جعفر پناهی، نسرین ستوده، نرگس محمدی، ابوالفضل قدیانی، محمد نوری زاد، محمد سیف زاده، حشمت الله طبرزدی و محمد ملکی، فعالان ساکن ایران هستند که علیرغم تهدیدها و فشارهای سیاسی و امنیتی از سوی حکومت ایران، اقدام به امضای این بیانیه کرده اند. نرگس محمدی یکی از امضاکنندگان این بیانیه نیز در حال حاضر در زندان اوین در حال تحمل محکومیت حبس است. در این میان حضور چهره ای چون ابوالفضل قدیانی که یکی از مشهورترین زندانیان سیاسی اصلاح طلب سال های اخیر بوده نیز می تواند یک نشانه تحول در آرایش سیاسی داخلی باشد.

این بیانیه در حالی منتشر می شود که در فضای داخلی ایران، اصولگرایان از اشاره حسن روحانی به رفراندوم در جریان سخنرانی دیروز او در مراسم ۲۲بهمن انتقاد کرده اند. عزت الله ضرغامی، رئیس سابق صداوسیما اشاره روحانی به رفراندوم را قابل اعتنا ندانسته و گفته این کار «نه تدبیر است و نه حتی سلیقه.» عبدالله گنجی، مدیرمسئول روزنامه جوان هم با انتقاد از سخنان روحانی نوشت: «این که یک مقام عالی کشور در روز پیروزی انقلابش و آن هم در چهل سالگی، بن بست نمایی برای رفراندوم کند دارای کفایت سیاسی است؟»

برخی رسانه های اصولگرا هم با شبیه سازی تاریخی از ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهور ایران به عنوان اولین کسی نام برده اند که درخواست برگزاری رفراندوم کرد.

حسن روحانی در حالی به رفراندوم اشاره کرده است که طبق قانون اساسی ایران، رئيس جمهور اختیارات و قدرت خاصی برای برگزاری و اجرایی کردن این خواسته ندارد.

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »