اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سانسور'

Jan 20 2017

اعتراض مشترک چهار هنرمند زندانی به “سکوت هنرمندان داخلی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر

مهدی رجبیان (راست) و حسین رجبیان
دویچه‌وله: چند روز مانده به گشایش ۳۵مین جشنواره فیلم فجر، ۴ هنرمند زندانی از اوین طی نامه‌ای ضمن اشاره به حمایت هنرمندان جهان از خود، به “سکوت” هنرمندان داخل کشور در برابر “احکام قضایی و سرنوشت هنری”شان اعتراض کرده‌اند.

سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر که امسال از روز ۱۰ تا ۲۲ بهمن ماه در برج میلاد تهران برگزار می‌شود، به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین فستیوال سینمایی ایران، هر ساله میزبان ده‌ها هزار علاقمند و مشتاق سینماست. سی و دومین جشنواره موسیقی فجر نیز که امروز (پنجشنبه، ۳۰ دی/ ۱۹ ژانویه) هفتمین روز از برگزاری خود را می‌گذراند، بزرگترین فستیوال موسیقی کشور است.

کیوان کریمی و حسین رجبیان، فیلم‌سازان زندانی، و مهدی رجبیان و یوسف عمادی، موسیقی‌دانان زندانی در اوین از این مناسبت استفاده کرده، در جریان جشنواره موسیقی فجر و در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر، در نامه‌ای سرگشاده از اعتراض هنرمندان جهان به احکام حبس خود به دلیل فعالیت‌های هنری‌شان نوشته‌اند و “سکوت” هنرمندان داخل کشور را پرسش‌برانگیز خوانده‌اند.

چرا سکوت!؟

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، چهار هنرمند زندانی در اوین در نامه سرگشاده خود نوشته‌اند: «روزهای پیش روی گردهمایی سالانه هنرمندان داخلی تنها این سئوال بی‌پاسخ را در ذهنمان متبادر می‌کند، که آیا آنها اخبار حمایت جهانی هنرمندان و جشنواره‌های بین‌المللی پیرامون ما را نشنیده‌اند که این‌چنین درباره احکام قضایی و سرنوشت هنری‌مان سکوت کرده‌اند، یا تن به مصلحت‌اندیشی و از سر تاسف منفعت‌طلبی داده‌اند که متاسفانه خود از اصل رسالت بی‌پروای هنر بدور است یا آنکه سئوال اساسی دیگر این است، که به واقع هنرمند داخلی به جز انگشت‌شمار آنقدر از قله‌های شرقی هنری جهان بدورند که مخیله‌شان تنها به مرز و محدوده جغرافیای کوچه و خیابان‌های بن‌بست پایتخت بسنده کرده است و اگر ادعای بیش از این بوده پس چرا سکوت!؟»

Logo von 35. Fajr-Filmfestival (Isna) نامه چهار هنرمند زندانی در اوین در آستانه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است

کیوان کریمی، حسین رجبیان، مهدی رجبیان و یوسف عمادی دلیل نگارش نامه خود را “مصادره و توقیف مستقیم و غیر مستقیم” تمام آثارشان عنوان کرده‌اند و اینکه «هیچ یک از هنرمندان داخلی برخلاف واکنش هنرمندان تراز اول دنیا به احکام سنگین زندان و مصادره آثار هنریمان واکنشی نشان نداده‌اند و برداشت ما در این اثنا و از این عمل چیزی جز این نیست که آنها به واضح روی از این حقیقت برگردانده و چشم بر آن بسته‌اند و گویی این بی‌تفاوتی نصیبی برایشان در پی داشته که این چنین بر آن پای می فشارند».

اتهام “توهین به مقدسات”

احکام یوسف عمادی (موسیقی‌دان)، مهدی رجبیان (موسیقی‌دان) و حسین رجبیان (فیلم‌ساز) اسفند ماه ۱۳۹۴ توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تهران تأیید شد و هر یک از آنان به سه سال حبس تعزیری، سه سال حبس تعلیقی و پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند.

هر یک از آنان پیش از این در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به شش سال حبس تعزیری و ۲۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده بودند. دادگاه انقلاب تهران هر یک از این هنرمندان را به اتهام “توهین به مقدسات” به ۵ سال زندان و به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال زندان محکوم کرده بود.

مهدی رجبیان به همراه برادرش حسین رجبیان و یوسف عمادی مهرماه سال ۹۲ توسط نیروهای سپاه پاسداران در استودیو و دفتر کارشان بازداشت شده بودند. آنان پس از بازداشت، به سلول انفرادی بند دو الف سپاه پاسداران منتقل شده و اندکی بعد با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند.

توقیف فیلم مجوزدار

حسین رجبیان کمی پیش از بازداشت نخستین فیلم سینمایی‌اش را تولید کرده بود که با وجود داشتن مجوز ساخت توقیف شد.

یکی از اتهامات مهدی رجبیان نوازنده سه تار، گرافیست و مدیر پایگاه اینترنتی “برگ موزیک”، “ترویج بی‌اعتنایی به مقدسات” از طریق انتشار موسیقی زیرزمینی است. او در زمان دستگیری در حال ضبط پروژه‌ای پژوهشی با عنوان “تاریخ ایران به روایت سه تار” بوده است.

یوسف عمادی نیز موسیقی‌دان و آهنگساز و مسئول فروش سی‌دی‌های سایت “برگ موزیک” بوده است. پایگاه اینترنتی “برگ موزیک” به تولید، معرفی و انتشار موسیقی​های زیرزمینی ایران می‌پرداخته که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد فیلتر شده بود.

صدور حکم زندان علیه این سه هنرمند واکنش‌های وسیع بین‌المللی برانگیخت و از جمله انجمن دفاع از آزادی بیان در موسیقی (فری میوز)، انجمن جهانی قلم، انجمن آهنگسازان و ترانه‌سرایان اروپا، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران و شورای هنرمندان اروپا به آن اعتراض کردند. همچنین ۱۶۵ هنرمند، نویسنده و فعال ایرانی نیز در بهمن ماه ۱۳۹۴طی بیانیه‌ای خواستار آزادی آنها شدند. درمیان امضاکنندگان نام جعفر پناهی نیز دیده می‌شد که خود در ایران ممنوع‌الکار و ممنوع‌الخروج است.

حکم زندان و شلاق

کیوان کریمی، دیگر هنرمند زندانی در اوین و یکی از نویسندگان نامه‌ی اعتراضی به هنرمندان، مستندسازی است که در اسفند ماه سال ۱۳۹۴ به یک سال زندان، پنج سال حبس تعلیقی و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شد و روز ۳ آذر ۱۳۹۵ به زندان اوین احضار و اجرای حکم او آغاز شد.

Iran Keywan Karimi bei Dreharbeiten zum Film Writing On The City (picture-alliance/AP Photo/Keywan Karimi) کیوان کریمی

نام این مستندساز جوان با ساختن فیلم کوتاهی به نام “ماجرای زن و شوهر” در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی مطرح شد.  او در ۲۳ آذر ماه سال ۹۲ در پی ساخت فیلم مستند “نوشتن بر شهر” و به اتهام “توهین به مقدسات” بازداشت شد، اما پس از ۱۲ روز با قرار وثیقه آزاد شد و حکم قطعی او در اسفند ماه ۱۳۹۴ صادر شد. “نوشتن بر شهر” مستندی ۶۰ دقیقه‌ای درباره تاریخچه شعارنویسی و گرافیتی در تهران است که نه در ایران اکران عمومی شده و نه در هیچ جشنواره بین‌المللی به نمایش درآمده است.

در پی انتشار خبر حکم شلاق و زندان برای کیوان کریمی، کانون نویسندگان ایران به همراه ۱۳۷ کارگردان ایرانی و نیز انجمن ملی سینما و تلویزیون ایتالیا به حکم صادره علیه او اعتراض کردند.

انجمن‌های قلم در آمریکا، لندن و کانادا نیز با فراخوان کمپینی با حضور هنرمندان، خواستار تجدید نظر در حکم او شدند. ۲۲۳ فیلم‌ساز از سراسر دنیا نیز در حرکتی نمادین در اعتراض به حکم ۲۲۳ ضربه شلاق برای او، در ساخت فیلمی به نام “کلمه، شلاق” شرکت کرده و هر یک با گفتن واژه‌های انتخابی با کیوان کریمی ابراز همبستگی کردند.

No responses yet

Jan 19 2017

ابراز بی‌اطلاعی نماینده مجلس از بازداشت معترضان به پارازیت در شیراز + فیلم توضیحات مقام امنیتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: یکی از نمایندگان شیراز در مجلس ضمن اظهار بی‌اطلاعی از بازداشت تعدادی از معترضان به مسئله ارسال پارازیت در این شهر، اعلام کرد که ستادی برای بررسی تاثیرات پارازیت تشکیل شده است.

علی اکبری روز چهارشنبه، ۲۹ دی‌ماه، در مصاحبه با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، درباره اعتراضات مردم این شهر به ارسال پارازیت گفت: «پارازیت‌ها نگران‌کننده نیست و ستادی هم تشکیل شده تا تاثیرات همین میزان از پارازیت را هم بررسی کند.»

آقای اکبری گفت که «طبق نظر کارشناسان» اختلالات به وجود آمده در گیرنده‌های رادیویی «به دلیل تغییرات و تعمیر زیرساخت‌های آنان است و نه پارازیت».

این نماینده شیراز اعلام کرد که به همراه مسعود رضایی، دیگر نماینده شیراز در مجلس، نامه هایی را به وزرای کشور و بهداشت و همچنین استاندار استان فارس درباره موضوع پارازیت‌ها نوشته‌اند.

نماینده شیراز همچنین از بازداشت تعدادی از معترضان به مسئله ارسال پارازیت در شهر شیراز ابراز بی‌اطلاعی کرد.

در هفته‌های گذشته برخی از رسانه‌ها و نمایندگان شیراز در مجلس از «سردردهای فراوان» و «اختلال» در شبکه تلفن همراه و تلویزیون در این شهر خبر داده و برخی از وب‌سایت‌ها دلیل این اتفاقات را افزایش ارسال پارازیت در این شهر اعلام کرده‌اند.

در همین حال مسعود رضایی، نماینده شیراز، روز یک‌شنبه، ۱۲ دی، در تذکری به وزرای بهداشت و ارتباطات و فناوری اطلاعات خواستار توضیح درباره علت افزایش امواج پارازیت در شیراز به ویژه در غرب این شهر شده بود که، به گفته او، باعث به «خطر افتادن سلامت مردم و ایجاد سردردهای فراوان» شده است.

تعدادی از مردم شیراز در روزهای ۲۰ و ۲۸ دی‌ماه در اعتراض به افزایش ارسال پارازیت در مقابل استانداری استان فارس تجمع کردند.

در تجمع روز بیستم دی، هادی پژوهش، معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس، با حضور در جمع معترضان خبر داد که استاندار فارس دستور پیگیری این موضوع را داده است.

بر اساس فیلم‌هایی که از تجمع روز ۲۸ دی‌ماه منتشر شده، معترضان شعار می‌دادند که «سپاه پارازیت را بردار». دراین فیلم ها دیده می شود که نیروی انتظامی به تعدادی از معترضان حمله و آنان را دستگیر می کند.

اما مقامات نیروی انتظامی درباره بازداشت این افراد اظهار نظری نکرده‌اند و گزارشی درباره وضعیت آنان منتشر نشده است.

ارسال پارازیت روی ماهواره‌ها با هدف جلوگیری از دریافت برخی شبکه‌های خبری و غیرخبری خارج از ایران از سال ۸۰ آغاز شده و در سال ۸۸ به دنبال اعتراض‌های گسترده مردم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آن سال به اوج خود رسید و همچنان ادامه دارد.

از آن زمان تاکنون درباره تاثيرات جانبی پارازيت‌ها بر سلامت مردم تاکنون گزارش‌های متعددی در رسانه‌های ايران منتشر شده است.

در همین زمینه رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات وزارت بهداشت، روز دوم دی گفته بود که مطالعات اخیر نشانگر آن است که «امواج و پارازیت‌ها عوارض دارند و در ابتلا به سرطان موثرند».

پس از توفان خردادماه ۹۳ در تهران، سازمان هوا‌شناسی ايران در گزارشی به مجلس اعلام کرد که به دليل وجود پارازيت‌ها نتوانسته بود اين توفان را پيش‌بينی کند.

در مهرماه همان سال سازمان حفاظت محيط زيست ايران، با تاييد سرطان‌زا بودن امواج پارازيت، از کميته رسيدگی به وضعيت پارازيت‌ها درخواست کرد تا از «روش‌های ديگری» برای مقابله با «تهاجم فرهنگی» استفاده شود.

در همین حال سازمان بين‌المللی مخابرات، از نهادهای سازمان ملل، پیش از این با صدور قطعنامه ای در مورد ارسال پارازیت به دولت‌ها هشدار داده و خواسته بود که در قالب همکاری‌های منطقه‌ای به تبادل اطلاعات و آموزش و کمک به اندازه‌گيری امواج و تاثير آنها بر سلامت شهروندان اقدام کنند.

No responses yet

Jan 16 2017

قوه قضاییه باید درباره حکم شلاق خبرنگار پاسخ دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: خبرنگاری در نجف‌آباد در انتشار خبر توقیف موتور‌سیکلت دانش‌آموزان خطا می‌کند. این خطا ساعتی بعد تصحیح می‌شود. با این‌حال او۴۰ ضربه شلاق می‌خورد. پرسش‌های جامعه مطبوعاتی ایران درباره چرایی این کار تاکنون بی‌پاسخ مانده است.

چندین ماه از حادثه شلاق‌خوردن حسین موحدی، خبرنگار یکی از پایگا‌های خبری شهر نجف‌آباد می‌گذرد. اما حادثه هنوز فراموش نشده است. زیرا رسانه‌ها هنوز پاسخ خودرا نگرفته‌اند که این خبرنگار به چه دلیل شبانه بازداشت و بلافاصله به ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است؟

خطای خبرنگاراین بود که تعداد موتور‌سیکلت‌های توقیف‌شده دانش‌آموزان را ۳۵ دستگاه نوشته بود در حالی که ۸ دستگاه بوده است. پاسخ نیروی انتظامی بلافاصه در همان سایت خبری درج و خبر نیز تصحیح می‌شود، با این‌حال نیروی انتظامی با حکم قوه قضاییه شبانه به خانه حسین موحدی ریخته و او را بازداشت می‌کند. چند روز بعد نیز او را به ۴۰ ضربه شلاق محکوم کرده و حکم نیز اجرا می‌شود.

با وجود گذشت چندین ماه از این حادثه، جامعه مطبوعاتی ایران این حادثه را فراموش نکرده و از قوه قضاییه در این باره پاسخ روشن می‌خواهد.

روزنامه شهروند در شماره روز یکشنبه (۲۶ دی‌ماه/ ۱۵ ژانویه) خود در گزارشی درباره ماجرای شلاق‌خوردن خبرنگار نجف‌آبادی نوشت: «واقعیت این است كه دستگاه قضائی می‌تواند و می‌باید توضیح دقیقی درباره چگونگی سیر ماجرا و تطبیق یا عدم تطبیق اتفاقات رخ‌داده در مورد پرونده با مواد قانونی ازجمله مسأله بازداشت، نحوه بازداشت، حكم صادره، مراحل تجدیدنظر و نیز اجرای حكم در اختیار افكار عمومی و جامعه روزنامه‌نگاران كشور قرار دهد. زیرا چنین حكمی برای چنین اتهامی از چند جهت مورد سوال است.»

بیشتر بخوانید: ۹۹ ضربه شلاق به ۳۵ دختر و پسر بازداشت‌شده در پارتی شبانه

شهروند می‌نویسد، نخستین و مهم‌ترین ایراد این است كه رسیدگی به انتشار چنین خبری جز در دادگاه مطبوعات امكان‌پذیر نیست؛ زیرا این یک جرم مطبوعاتی است و مسئولیت آن نیز متوجه مدیرمسئول است و نمی‌توان خبرنگار را پیش از مدیرمسئول مورد سوال و اتهام قرار داد مگر اینکه هر دو یک نفر باشند. بنابراین نه‌تنها متهم ماجرا باید به‌عنوان مدیرمسئول سایت باشد، بلكه دادگاه‌های مطبوعاتی و با حضور هیأت منصفه بر آن رسیدگی كنند.

اگر قرار بر “مجازات نشر کاذیب” باشد

قوه قضاییه در صدور حکم شلاق به ماده ٦٩٨ قانون مجازات اسلامی که در سال ۱۳۹۲ تصویب شده استناد کرده است. در این ماده گفته می‌شود مجازات “اشاعه اکاذیب” دو ماه تا دو سال حبس یا شلاق تا ٧٤ ضربه است اما باید “قصد” و “سوءنیت” متهم محرز شود. شهروند پرسیده: حال چگونه ممكن است كسی كه پاسخ ارسالی نهاد ذینفع را منتشر كرده، قصد اشاعه اكاذیب با هدف ضرر رساندن داشته باشد؟

این روزنامه می‌گوید اگر قرار است کسی به خاطر “نشر اکاذیب” مجازات شود، بسیاری از آمارهای حتی اداری كشور موجب صدور حكم شلاق خواهد شد. اتفاقاً در انتشار آن آمارهای نادرست “قصد” هم وجود دارد چون با دادن اطلاعات و آمار نادرست می‌خواهند ذهن مردم را نسبت به خود تغییر دهند.

شهروند می‌افزاید، فرض شود كه خبرنگار نجف‌آبادی با آگاهی و قصد چنین خبری را منتشر كرده باشد. حداكثر مجازات او جریمه نقدی و انتشار خبر در سایت است. برای یک روزنامه‌نگار و رسانه بدترین مجازات حرفه‌ای، اصلاح اخبارش است كه به معنای كاهش اعتبار مطالب رسانه اوست و در صورت تكرار، به معنای بی‌اعتباری خواهد شد.

بیشتر بخوانید: «قوه قضاییه باید از کارگران آق‌دره عذرخواهی کند»

در ایران استفاده از شلاق به عنوان مجازات در یکی دو سال اخیر بیشتر شده است. اما کارشناسان می‌گویند شلاق تنها مجازات نیست بلکه در اصل، تحقیر و سرکوب شخصیت انسان است به‌ویژه اگر شلاق‌زدن در ملا عام و در برابر تماشاچیان باشد؛ کاری که قوه قضاییه ایران بی‌وچون چرا در انجام آن اصرار دارد.

No responses yet

Jan 16 2017

علی مطهری: دخالت قوه قضائیه در موضوع فیلتر شبکه‌های اجتماعی٬ حاکمیت دوگانه ایجاد می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دیگربان: علی مطهری٬ نایب رئیس مجلس گفته که قوه قضائیه در فیلتر شبکه‌های اجتماعی باید تابع کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و هیات نظارت بر مطبوعات باشد.

آقای مطهری ورود قوه قضائیه به موضوع رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی را موجب «حاکمیت دوگانه» عنوان کرده است.

وی اضافه کرده «اگر قرار باشد طبق نظر معاون دادستان کل کشور درباره مرجع فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها و وبلاگ‌ها عمل شود، باید کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در فضای مجازی و نیز هیأت نظارت بر مطبوعات تعطیل شوند.»

این نماینده مجلس افزوده «هر عقل سلیمی حکم می‌کند که در این موارد قوه قضائیه باید تابع این دو مرجع قانونی باشد و تنها اگر شکایتی وجود داشت حق ورود دارد.»

به گفته وی «کار مطبوعات و سایت‌های خبری طبق قانون به عهده هیأت نظارت بر مطبوعات است.»

مطهری اضافه کرده «نباید عقلمان را کنار بگذاریم و به الفاظ مواد قانونی جمود بورزیم یا خدای ناکرده تجاهل کنیم.»

No responses yet

Jan 06 2017

اعتصاب غذای آیت الله نکونام در زندان قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

ایران وایر: فقط اعتصاب غذا نکرده، داروهایش را هم کنار گذاشته است. او در طول شانزده روز اعتصاب غذا دو بار به بیمارستان منتقل شده اما هربار بدون تکمیل مراحل درمانی به زندان ساحلی قم بازگردانده شده است. آیت‌الله محمدرضا نکونام روحانی منتقد، مرجع تقلید شیعه و استاد مدرسه «فیضیه» قم از روز اول دی ماه و در اعتراض به “بی‌عدالتی‌‌های دادگاه ویژه روحانیت، فشار برای پذیرش شروط غیرشرعی غیرقانونی آن‌ها برای آزادی و محرومیت از پزشک و درمان بیماری‌هایش” اعتصاب غذا کرده است.

نزدیکان این روحانی نسبت به وخامت حال او هشدار داده‌اند. او سابقه سکته مغزی دارد و به بیماری‌های قند و فشار خون مبتلاست.

محمدرضا نکونام یکی از روحانیون دگراندیش حوزه است که به گفته شاگردان ونزدیکانش، نظرات و اندیشه‌هایش به مذاق روحانیون سنتی خوش نمی‌آید. او اولین بار دی ماه سال 93 در پی انتقاد از آیت الله مکارم شیرازی بازداشت شد. او در کلاس درس‌اش درباره مخالفت مکارم شیرازی با اینترنت پر سرعت گفته بود: «ما با این‌که این همه حلق اینترنت را فشار داده ایم و سرعت اینترنت‌مان در حد گاری است، بچه‌های مدرسه نرفته ما همه با اینترنت و کامپیوتر کار می‌کنند. من می‌گویم ما به جای حلزون شدن، سوار این قطار جهانی شویم. اینترنت یک قدرت است. خر مفت است، بپرید روی آن و بروید. بلد نیستید سوار شوید، بروید دنبال کارتان. اما این آقا نمی‌تواند از این سیستم، از این اینترنت، از این فیسبوک استفاده کند؛ می‌گوید همه اش حرام است.»

او پس از دستگیری به پنج سال حبس محکوم شد اما در زندان دچار سکته مغزی شد و به علت بیماری به بیمارستان منتقل و ۲۵ اسفند ۹۳ آزاد شد.

اواخر فروردین ماه 94 او در مصاحبه با روزنامه «قانون» از امر به معروف دولتی انتقاد کرد: «اگر در یک جامعه دیدید که مردم نمی‌خواهند یا نخواستند و لجبازی کردند، دیگر دخالت دولت کار را درست نمی‌کند. دیگر امر به معروف نیست، بلکه اجبار و زور است.» او در بخش دیگری از این مصاحبه تلویحا از حجاب اجباری انتقاد می‌کند و توضیح می‌دهد که در اسلام مسئله پوشش مطرح بوده و نه حجاب: «در کتاب فقهی ما «ستر‌المراء» مطرح است و حجاب مطرح نیست. وقتی یک جامعه اسلامی هنوز میان ستر و حجاب فرق نمی‌گذارد و فقط حجاب حجاب می‌کند، خب قهرا عریانی پیش می‌آید. افراط و تفریط این طور است.»

این مصاحبه منجر به بازداشت مجدد او شد و علیرغم وضعیت بد سلامتی اش تا ۵ تیرماه ۹۴ در زندان ماند. دور تازه آزادی آیت الله نکونام یک سال طول کشید و مجددا ۱۸ تیرماه ۹۵ توسط نیروهای امنیتی قم بازداشت شد. او در حالی بازداشت شده بود که با توجه به گذراندن یک سوم دوران محکومیتش، از آزادی مشروط برخوردار شده بود.

علت بازداشت مجدد او عدم توجه به شروطی بوده که دادگاه ویژه روحانیت قصد تحمیل داشته است.

علی یکی از شاگردان آیت‌الله نکونام است، او بارها در تجمع‌های اعتراضی که طلاب در حمایت از نکونام برگزار کرده‌اند، شرکت کرده و بارها به همین دلیل توسط مقامات امنیتی احضار و بازجویی شده است. علی می‌گوید: «حاج آقا در کلاس‌های درس هم از اسلام خشنی که در جامعه ریشه دوانده انتقاد می‌کند. او خیلی به روز است، علم روز می‌داند و به ما توصیه می‌کرد زبان بخوانیم، کامپیوتر یاد بگیریم و از جامعه عقب نمانیم. حتی توصیه می‌کرد فرش زیر پایمان را بفروشیم و در عوض لپ تاپ بخریم اما روحانیون سنتی اصلا از نظرات ایشان خوششان نمی‌آید.»

به گفته علی از روز آغاز اعتصاب غذای محمدرضا نکونام بسیاری از شاگردان او احضار شده‌اند: «حاج آقا مریض است و شاگردانش شب‌نامه‌هایی برای اطلاع رسانی از وضعیت ایشان در قم پخش کردند، خیلی‌ها را بردند که تجمع اعتراضی در حوزه شکل نگیرد.»

به گفته شاگردان آیت‌الله نکونام، او هیچ‌گاه ساکت ننشسته و از اتفاقات ناگوار جامعه چشم‌پوشی نکرده است. بارها از مراجع تقلید حکومتی انتقاد کرده، برای آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته و مسائلی را از دیدگاه فقهی و اسلام توضیح داده است.

آخرین نامه‌اش را به محمدجواد لاریجانی نوشته و نسبت به عدم رعایت قانون و وضعیت حقوق بشر در زندان‌ها انتقاد کرده است. نزدیکان و شاگردان محمدرضا نکونام یک کانال تلگرامی برای اطلاع رسانی از وضعیت این روحانی راه‌اندازی کرده‌اند. در همین کانال گزارش داده‌اند دادگاه ویژه روحانیت چند شرط برای آزادی او تعیین کرده است. اول این که نکونام در نجف ساکن شود، مرجعیت شیعه را کنار بگذارد، از آیت‌الله خامنه‌ای و مراجع تقلید حکومتی انتقاد نکند، از انتشار کتب توضیح‌المسائل و دیگر کتاب‌هایش جلوگیری کند، دفتر مراجعات مردمی را ببندد، کرسی تدریس حوزه را ترک و ارتباطش را با شاگردان و دیگر اساتید حوزه قطع کند. علی می‌گوید: «حاج آقا زیر بار هیچ‌کدام از این حرف‌ها نرفته، او زیر بار ظلم نمی‌رود، این را همیشه سر کلاس هم می‌گفت، مسلمان واقعی ظلم را نمی‌پذیرد.»

No responses yet

Jan 02 2017

اسراری ناگفته از اعدام خبرنگار ایرانی آبزرور به دست حکومت صدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,خاورمیانه,سانسور,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرزاد بازفت پیش از اعدام در برابر دوربین‌های تلویزیونی به جاسوسی برای اسراییل اعتراف کرد

اسنادی در بریتانیا که تازه از طبقه‌بندی خارج شده جزئیات جدیدی را از ماجرای اعدام فرزاد بازفت، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم بریتانیا که ۲۷ سال پیش به جرم جاسوسی در عراق به دار آویخته شد، روشن می‌کند.

به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین، در این اسناد نکاتی دیده می‌شود که ظاهرا نشان می‌دهد دولت مارگارت تاچر، نخست وزیر وقت بریتانیا به دلیل نگرانی از آسیب دیدن روابط تجاری آن کشور با عراق، از اعمال فشار زیاد بر حکومت عراق اجتناب کرده بود.

فرزاد بازفت، خبرنگار هفته‌نامه بریتانیایی آبزور، در ۱۵ مارس سال ۱۹۹۰ به دستور صدام حسین، رهبر وقت عراق اعدام شد؛ اعدامی که اعتراض‌ها و واکنش‌های گسترده بین‌المللی به دنبال داشت.

اما دولت تاچر با وجود آنکه بارها به طور علنی وعده داده بود که اقدامی جدی برای جلوگیری از اعدام این خبرنگار ۳۱ ساله صورت خواهد داد، از اعمال هرگونه تحریمی علیه دولت عراق اجتناب کرد.

در آن زمان داگلاس هرد، وزیر خارجه وقت بریتانیا در پارلمان اعلام کرد که بریتانیا سفیر خود را از عراق فرا می‌خواند و سفر مقامات بریتانیایی به عراق هم به حال تعلیق در می‌آید، با این حال او افزود که لندن روابط دیپلماتیک خود را با بغداد قطع نخواهد کرد.

او گفت که این تصمیم به دلیل نگرانی دولت بریتانیا از سرنوشت ۲۰۰۰ شهروند بریتانیایی ساکن عراق اتخاذ شده است.

اما یادداشت‌هایی از اعضای کابینه دولت تاچر که تازه‌ از طبقه بندی خارج شده است، نشان می‌دهد که دولت بریتانیا در آن زمان نگران صدمه خوردن منافع تجاری آن کشور در عراق بوده است.

این اسناد توسط آرشیو ملی بریتانیا و بعد از تغییر مقررات مربوط به مدارک دولتی طبقه‌بندی شده در دسترس عموم قرار داده شده است.

بر اساس مقررات جدید، دوره ممنوعیت دسترسی به اسناد دولتی در بریتانیا از ۳۰ سال به ۲۰ سال کاهش یافته است.

داگلاس هرد، وزیر خارجه دولت تاچر با تحریم حکومت صدام حسین مخالف بود

یادداشت‌های دولتی که در دسترس عموم قرار گرفته است، در سال ۱۹۹۰ یعنی دو سال بعد از مرگ بیش از ۳۰۰۰ کرد در حمله شیمیایی حکومت صدام حسین و چند ماه پیش از حمله عراق به کویت نگارش شده‌اند.

بر اساس این یادداشت‌ها، وزرای بریتانیایی اگرچه به “بی‌رحم” بودن حکومت صدام حسین اذعان داشتند، اما همچنان سرنوشت منافع اقتصادی بریتانیا در عراق، یکی از دغدغه‌های اصلی آنها بوده است.

نورمن لامونت که آن زمان معاون وزیر خزانه داری بریتانیا بود، در یکی از این یادداشت‌ها به داگلاس هرد، وزیر خارجه وقت نوشته بود که اعمال تحریم‌های تجاری یا مالی بر عراق،”تاثیری بر مواضع دولت عراق نخواهد داشت” و در عوض “به صنایع بریتانیا لطمه‌ای بیش از حد” وارد خواهد کرد.

داگلاس هرد در پاسخ به یادداشت آقای لامونت اذعان می‌کند که “رفتار حکومت عراق افکار عمومی را عمیقا شوکه کرده است”، اما در ادامه می‌افزاید که او هم موافق است که “بریتانیا منافع تجاری قابل توجهی در عراق دارد که باید از آنها محافظت کند.”

نورمن لامونت که بعدها به مقام وزارت خزانه‌داری رسید به هفته‌نامه آبزرور گفته است که جزئیات وقایع ۲۷ سال پیش را به خوبی به یاد ندارد، اما بعید می‌داند که تصمیمات او تاثیری بر اقدامات و رفتار دولت عراق در آن زمان داشته است.

او گفت: “من اصلا به یاد نمی‌آورم که در این ماجرای ناراحت‌کننده دخالتی داشته باشم، اما به خوبی به خاطر دارم که چقدر از مرگ غم‌انگیز این مرد جوان شوکه شدم.”

آقای لامونت افزود: “آن موقع بحث بود که چقدر او (فرزاد بازفت) به بریتانیا مربوط می‌شود، چون او گذرنامه ایرانی داشت و مهمتر از همه شهروند بریتانیا نبود.”

+از آرشیو: انتشار آرشیو صدام؛ دریچه‌ای به تاریک‌خانه یک ذهن

در زمان دستگیری و اعدام فرزاد بازفت ظن آن می‌رفت که حکومت عراق در حال تولید مخفیانه سلاح‌های شیمیایی بود
فرزاد بازفت چرا به عراق سفر کرد؟

فرزاد بازفت که در سال‌های دهه هشتاد میلادی از ایران به بریتانیا مهاجرت کرده بود در ماه اوت سال ۱۹۸۹ به عنوان خبرنگار هفته‌نامه آبزرور به همراه عده‌ای خبرنگار دیگر به دعوت صدام حسین، به عراق سفر کرد تا انتخابات در مناطق کردنشین عراق را پوشش دهد.

این ششمین سفر این خبرنگار ایرانی به عراق بود.

همزمان با سفر آقای بازفت به عراق، گزارش‌هایی در مورد انفجار سهمگینی در پایگاه نظامی حله در جنوب بغداد منتشر شد.

ظن آن می‌رفت که آن زمان حکومت عراق در حال کارکردن روی موشک‌های بالستیک و تولید مخفیانه سلاح‌های شیمیایی بود.

شایع شده بود که این انفجار صدها کشته به بار آورده بود.

این خبر توجه فرزاد بازفت را جلب کرد و او برای اینکه از امکان وجود ارتباط میان این انفجار و فعالیت‌های دولت عراق در تولید سلاحهای کشتارجمعی اطلاعاتی به دست بیاورد با کمک دافنه پریش، پرستار بریتانیایی شاغل در عراق دو بار پنهانی به محل انفجار رفت و ضمن عکسبرداری نمونه‌هایی از خاک محل انفجار جمع‌آوری کرد.

دافنه پریش، پرستار بریتانیایی همراه فرزاد بازفت در عراق دستگیر شد

فرزاد بازفت سرانجام در فرودگاه بغداد، در حالی که منتظر پروازش به لندن بود، بازداشت و به سلولی انفرادی در زندان ابوغریب منتقل شد.

گفته می‌شود او در زندان تحت شکنجه قرار گرفت.

در اول نوامبر سال ۱۹۸۹، شش هفته بعد از دستگیری، آقای بازفت در برابر دوربین‌های تلویزیونی ظاهر شد و به جاسوسی برای اسراییل اعتراف کرد.

سرانجام فرزاد بازفت در ۱۰ مارس ۱۹۹۰ در یک محاکمه یک روزه در پشت درهای بسته، به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او ۵ روز بعد اجرا شد.

دافنه پریش نیز به پانزده سال زندان محکوم شد، اما بعداً در پی تلاش‌های کنث کائوندا رئیس جمهور زامبیا از بند رهایی یافت.

رابین کیلی سرکنسول بریتانیا در بغداد آخرین کسی بود که پیش از اعدام با فرزاد بازفت دیدار کرد.

او می‌گوید: ” با چشمانی گودافتاده و با نگاهی بی‌روح به من نگریست که البته جای تعجب ندارد، تعدادی پیام کتبی و شفاهی داشت که از من می‌خواست به دوستان و همکارانش برسانم. پشت سرهم تکرار می‌کرد که به جز خبرنگاری کنجکاوانه کاری نکرده است.”

بعد از آنکه فرزاد بازفت به دار آوریخته شد، مقام‌های عراق جسد او را در صندوقی چوبی قرار دادند و برای خانواده‌اش در بریتانیا فرستادند.

No responses yet

Dec 31 2016

مقام دستگاه قضایی: با تشخیص رهبر جامعه می‌شود افراد را بدون محاکمه حصر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,جنبش سبز,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در حالی که رئیس دستگاه قضایی ایران برای چندین بار در روزهای اخیر به معترضان به نتایج انتخابات خرداد ۸۸ حمله کرده است، معاون فرهنگی او با دفاع از حصر رهبران اعتراض‌های ۸۸، حصر اجتماعی افراد بدون برگزاری محاکمه را با تشخیص رهبر جامعه ممکن دانسته است.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه، روز جمعه اظهارات معاون فرهنگی دستگاه قضایی را بازتاب داده که در آن این مقام دستگاه قضایی با اشاره به داستانی در صدر اسلام، ادعا می‌کند پیامبر اسلام هم سه تن از یارانش را که به دلیل «تنبلی یا خوشگذرانی» در جنگ تبوک حاضر نشدند، در «حصر اجتماعی» قرار داد.

هادی صادقی در این زمینه گفته است که پس از برقراری «حصر اجتماعی» در مورد این افراد، «احدی حق رفت و آمد و معامله کردن با این سه نفر را نداشت و حتی مردم حق صحبت کردن را با آنها نداشتند».

او مدعی شده که این سه تن که پشیمان شده بودند، «حتی خودشان هم با خودشان حرف نمی‌زدند و می‌گفتند که دستور پیامبر است که با متخلفان صحبت نکنید».

این مقام دستگاه قضایی اضافه کرده که «حالا بعضی‌ها می‌گویند مگر می‌شود کسی را بدون محاکمه حصر کرد؟ این ماجرا به ما می‌گوید که بله می‌شود. یعنی رهبر جامعه تشخیص می‌دهد که برای حفظ اسلام، برای تنبیه سیاسی و برای تنبیه اجتماعی می‌توان کسی را حصر کرد».

پیشتر علی مطهری، نایب رئیس مجلس، که در سال‌های اخیر با تأکید بر غیرقانونی بودن حصر رهبران معترضان، پیگیری‌هایی در مورد رفع آن انجام داده، خبر داده بود که رهبر جمهوری اسلامی مخالف اصلی رفع حصر یا محاکمه آنهاست.

«داستان را پیچاندند»

خبرگزاری قوه قضائیه شامگاه پنج‌شنبه نهم دی‌ماه هم سخنان صادق لاریجانی رئیس دستگاه قضایی را در اجتماعی در آمل بازتاب داده بود که در آن رئیس دستگاه قضایی به تندی به معترضان به نتایج انتخابات خرداد ۸۸ و رهبران اعتراض‌ها حمله‌ور شده و گفته است که آنها با «ادعای صیانت از آرای مردم» می‌خواستند «رأی مردم را تصاحب کنند و مسیر انتخابات را عوض کنند».

او که در زمان برگزاری انتخابات و ماه‌های ابتدایی اعتراض‌ها در شورای نگهبان عضویت داشت، گفته است که در آن زمان شورای نگهبان حاضر بود «درصدی از صندوق‌ها را به صورت رندوم و انتخابی» بازشماری کند اما در جلسه با نمایندگان نامزدهای معترض، «داستان را پیچاندند» و گفتند «نمی‌گوییم که آرای ریخته شده در صندوق‌ها متقلبانه است؛ بلکه می‌گوییم از بعضی از امکانات استفاده شده است».

رئیس دستگاه قضایی نتیجه‌گیری کرده که «داستان فراتر از این حرف‌ها بود و بحث تقلب بهانه بود».

رئیس قوه قضائیه پس از آن کشورهای غربی، و به طور خاص آمریکا و فرانسه را متهم کرده که با «حمایت از فتنه‌گران»، «عده‌ای را به خیابان‌ها کشاندند …تا با زور انتخابات را به مسیر دیگری ببرند».

صادق لاریجانی همچنین گفته است که در شرایطی که برخی مسئولان «کوتاه آمدند»، مردم «بدون چشم‌داشت» به میدان آمدند و «بساط فتنه را برچیدند».

در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی و بسیاری از چهره‌های نزدیک و منصوب او، از اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ۸۸ به عنوان «فتنه» و از معترضان و رهبران آنها به عنوان «فتنه‌گران» یاد می‌شود.

در عین حال اشاره رئیس دستگاه قضایی به موضوع بازشماری بخشی از آرا در حالی است که در برخی از تصاویری که آن زمان توسط رسانه‌های دولتی از روند بازشماری آرا منتشر شده، تعرفه‌های رأی جدید و تانخورده به چشم می‌خوردند که بعضاً با دست‌خط‌های مشابه پر شده بودند.

این دومین بار در کمتر از یک هفته گذشته است که صادق لاریجانی، با یادآوری اعتراض‌های ۸۸ به معترضان و رهبران آنها حمله‌ور می‌شود.

او روز دوشنبه ششم دی هم در جلسه مسئولان عالی قضایی در سخنانی مشابه تأکید کرده بود که «پرونده فتنه ۸۸ باید باز بماند».

رئیس دستگاه قضایی، رهبران معترضان را افرادی خوانده بود که «می‌خواستند با زور و خارج از چارچوب‌های قانون، قدرت را غصب کنند» و تلاش کردند «با ادعای صیانت از آرای مردم و دموکراسی، رأی مردم را پایمال و از بالای سر قانون اساسی عبور کنند».

مهدی کروبی، میرحسن موسوی، و زهرا رهنورد، به عنوان اصلی‌ترین چهره‌هایی که اعتراض‌های سال ۸۸ را رهبری کردند، از بهمن ماه ۸۹ و بدون حکم قضایی در حصر خانگی هستند و دولت حسن روحانی نیز که از جمله با وعده رفع حصر آنها بر سر کار آمد، در طول بیشتر از سه سال فعالیت خود، موفق نشده به این وعده عمل کند.

در عین حال در چند سال اخیر، دستگاه قضایی محدودیت‌های شدیدی را هم علیه محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق، که از معترضان و منتقدان سرکوب‌های انجام شده پس از انتخابات خرداد ۸۸ بود، اعمال کرده است، و تلاش دولت برای برچیدن این محدودیت‌ها هم ناکام مانده است.

در زمینه حصر خانگی رهبران معترضان اما مسئولان دستگاه قضایی تاکنون ادعا کرده‌اند که اعمال حصر بر آنها و محاکمه نکردن‌شان، به نفع خود آنهاست چرا که در صورت محاکمه پیامدهای سنگین‌تری منتظر آنها خواهد بود.

آنها همچنین تهدید کرده‌اند که اگر شورای عالی امنیت ملی حصر رهبران معترضان را لغو کند، دستگاه قضایی محاکمه آنها را برگزار خواهد، موضوعی که البته از سوی خود رهبران معترضان هم درخواست شده، و به طور خاص مهدی کروبی چندین بار تأکید کرده که حاضر است در دادگاهی پاسخگوی اتهامات منتسب شده به خود باشد.

No responses yet

Dec 31 2016

پدر آرش صادقی در حمایت از فرزندش دست به اعتصاب غذا زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دانشجو آنلاین 95/10/10:«حسین صادقی پدر زندانی سیاسی آرش صادقی در حمایت از فرزندش دست به اعتصاب‌غذا زد.
وی بیان کرد که فرزندش آرش در شصت و هفتمین روز از اعتصاب‌غذای اعتراضی خود پیکار لحظه به لحظه مرگ را تجربه می‌کند. او ادامه داد که روز دوشنبه ۶ دی ماه آرش به‌دلیل وخامت جسمی‌اش به‌صورت اورژانسی به بیمارستان طالقانی منتقل شد و تحت معاینه و آزمایش قرار گرفت. پزشکان بیمارستان وضعیت جسمی فرزندم را شدیداً وخیم گزارش کردند و در نتیجه‌ای کتبی، نسبت به «وضعیت قلبی خطرناک»، «خطر ایست قلبی»، «خطر به کما رفتن و حتی فوت فرزندم» هشدار داده‌اند“.
پدر آرش صادقی گفت ”اکنون از روز جمعه هفته گذشته (۳دی ماه) در اعتراض به عدم توجه مسئولان جهت رسیدگی به مطالبات فرزندم، ممنوع‌الملاقات بودن با همسرش و همچنین در حمایت از اعتصاب‌غذا و خواسته‌هایش دست به اعتصاب‌غذا زده‌ام و خواستار رسیدگی به مطالبات و وضعیت وخیم فرزندم هستم و از همگان می‌خواهم صدای فرزندم، همسرش و دیگران عزیزان در بند باشند“.
لازم به ذکر است زندانی سیاسی آرش صادقی از تاریخ سوم آبان ماه در اعتراض به دستگیری همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی و روند غیرقانونی دستگیری و محاکمه خود و همسرش دست به اعتصاب‌غذا زده و در شرایط وخیم جسمی به‌سر می‌برد اما هم‌چنان بر ادامه اعتصاب‌غذا خود تا رسیدن به خواست هایش تأکید دارد.»

خبرهای ما را میتوانید در کانال تلگرام نیز دنبال کنید

https://telegram.me/DaneshjoOnline95

No responses yet

Dec 28 2016

ارشاد به قاچاقچیان فیلم پیوست: ارشاد نسخه‌ بازبینی فیلم فروشنده را به قاچاقچیان فروخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی,هنر

پرسش: قرار بود فیلم «فروشنده» ساخته تحسین‌شده اصغر فرهادی در شبکه خانگی هم توزیع شود. اما نسخه‌ای از این فیلم که برای بازبینی و سانسور به وزارت ارشاد تحویل داده شده بود، سر از بازار سیاه درآورد و به طور انبوه به طور قاچاق در سراسر کشور و در سایت‌های اینترنتی دانلود غیرمجاز فیلم توزیع شد.

پرسش:قرار بود فیلم «فروشنده» ساخته تحسین‌شده اصغر فرهادی در شبکه خانگی هم توزیع شود. اما نسخه‌ای از این فیلم که برای بازبینی و سانسور به وزارت ارشاد تحویل داده شده بود، سر از بازار سیاه درآورد و به طور انبوه به طور قاچاق در سراسر کشور و در سایت‌های اینترنتی دانلود غیرمجاز فیلم توزیع شد.
عرضه‌کننده فیلم «فروشنده» در شبکه خانگی، توزیع آخرین ساخته اصغر فرهادی را متوقف کرده است.

در نسخه‌ای از فیلم فروشنده که در بازار سیاه عرضه شده، این عبارت به چشم می‌خورد: «بازبینی وزارت ارشاد ۹۵/۹/۳». این نسخه‌ای‌ست که در اختیار وزارت ارشاد قرار داشته. هم‌ ازین ‌روی، علی اسدزاده، عرضه‌کننده فیلم «فروشنده» در شبکه خانگی، وزارت ارشاد اسلامی را مسئول انتشار نسخه قاچاق فیلم می‌داند. او می‌گوید: «آنچه که امروز منتشر شده قطعاً از مجاری وزارت ارشاد خارج شده است.»

اسدزاده ماجرا را به این شکل روایت می‌کند:

یک ماه پیش نسخه‌ای که اصغر فرهادی برای بازبینی و سانسور در اختیار وزارت ارشاد قرار داده بود که برای فیلمش پروانه سینمایی صادر شود، سر از کاشان درمی‌آورد. فرهادی با حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی کشور تماس می‌گیرد. ایوبی هم به «ستاد صیانت» مأموریت می‌دهد که موضوع را پیگیری کند. وظیفه این ستاد این است که از حقوق شهروندان در حریم عمومی دفاع کند. با این‌حال اتفاقی نمی‌افتد. نامه‌نگاری‌های متعدد دست‌اندرکاران فیلم به وزارت ارشاد اسلامی هم بی‌پاسخ می‌ماند. به همین جهت عرضه‌کننده فیلم که حقوق این اثر را خریداری کرده، خودش اقدام می‌کند و به زودی از طریق تحقیقات محلی پی می‌برد که یک فرد ناشناس و غیر محلی نسخه‌ای از فیلم «فروشنده» را که به امانت در وزارت ارشاد بوده در کاشان به قاچاقچیان فروخته است.

اسدزاده می‌گوید: «روی نسخه‌ای که هم‌اکنون به صورت قاچاق عرضه شده، حتی تصحیح رنگ، موسیقی و کارهای فنی هم صورت نگرفته است.»

این نخستین بار نیست که ممیزی وزارت ارشاد در قاچاق فیلم‌های سینمایی مشارکت می‌کنند. فیلم موفق «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی و فیلم «یک دزدی عاشقانه» ساخته امیر شهاب رضویان نیز از طیق وزارت ارشاد اسلامی به دست قاچاقچیان رسید و به طور قانونی توزیع شد.

این فیلم‌ها از فیلم‌های پرفروش و اجتماعی و نسبتاً مستقل سینمای ایران بوده‌اند. «فروشنده» تنها در نخستین روز نمایش عمومی‌اش در سینماهای تهران ۶۱۰ میلیون تومان فروخت. «ابد و یک روز» و «یک دزدی عاشقانه» هم پرفروش بودند. «ابد و یک روز» در پنج روز اول نمایش‌اش ۲۵۰ میلیون تومان و «یک دزدی عاشقانه» در طی فقط ۱۸ روز ۵۰۰ میلیون تومان فروش داشت.

آمار فروش فیلم‌های نسبتاً مستقل و اجتماعی ایران از این نظر اهمیت دارد که در سال‌های پیش از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، برخی سینماگران رانت‌خوار که از بودجه‌های بسیار کلان دولتی برخوردار می‌شدند، همواره به فروش فیلم‌های خود در گیشه استناد می‌کردند با این قصد که گفته باشند سینمای تبلیغی و شعاری در بین مردم محبوبیت دارد.

یکی از سیاست‌های حوزه هنری با در اختیار داشتن بیش از ۱۲۰ سالن سینمایی در کشور و تحریم برخی فیلم‌های سبنمای اجتماعی ایران این است که ذائقه و سلیقه سینمایی مردم را تغییر دهد. قاچاق فیلم‌های خوش‌اقبال سینمای مستقل ایران، از نظر اقتصادی این فیلم‌ها را زمینگیر و وابسته به اعانه دولتی می‌کند.

در سال‌های گذشته، گزارش‌های جسته و گریخته‌‌ای از سرقت آثار ترجمه شده توسط ممیزان ارشاد اسلامی هم در محافل ادبی دهان به دهان می‌گشت. اما هرگز درستی یا نادرستی این روایت‌ها ثابت نشد.

No responses yet

Dec 27 2016

عکس خبر؛ جلوگیری از حضور نوازنده زن در کنسرت بنیامین

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی:
کنسرت بنیامینImage copyright ILNA ملانی آوانسیان، نوازنده ویلن سل در گروه بنیامین بهادری، خواننده ایرانی،با وجود طی شدن مراحل اداری معمول، اجازه اجرا به همراه سایر اعضای گروه را پیدا نکرد.

کنسرت “پریزاد” دو نوبت در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران اجرا شد و در هر دو نوبت صندلی این نوازنده خالی ماند.

Image copyright ILNA Image caption استیو آوانسیان، نوازنده درامز در کنار بنیامین بهادری و خواهرش ملانیسلیم احمدی، مدیر برنامه‌های آقای بهادری به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفت: ” تمام مراحل معمول اداری برای حضور ملانی آوانسیان در شب میلاد حضرت عیسی طی شده بود… ولی تنها دقایقی پیش از این کنسرت متاسفانه از حضور ایشان روی استیج ممانعت به عمل آمد و ما هم به احترام این هنرمند و مردمی که در سالن منتظر اجرای ایشان بودند و تبعیت از قانون، صندلی خالی و ساز ایشان را به صورت نمادین روی صحنه قرار دادیم.”

ملانی آوانسیان نوازنده ویلن سلImage copyright ILNA Image caption ملانی آوانسیان نوازنده ویلن سلبه گزارش خبرگزاری فارس، آقای بهادری دلیل عدم حضور نوازنده ویلن سل گروه را یک “خاله زنک” دانست و گفت: “اعتقاد دارم اکثر مدیرانى که در جریان حضور ملانى آوانسیان به عنوان نوازنده بودند با حضور ایشان مخالفتى نداشتند چون شخصاً با چند نفر حرف زدم و دیدم هر کدام تا جایى کمک کردند و ما امیدوار بودیم. ولى متأسفانه خاله زنک کوچکى که جدیداً ادعاهاى بزرگى دارد کار را خراب کرد که البته به زودى دستش رو خواهد شد.”

بیشتر بخوانید: حذف و اخراج زنان خواننده و نوازنده از کنسرت-ها در ایران؛ تشدید محدودیت

ساز نوازنده گروه بنیامینImage copyright ILNA

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .