اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Nov 04 2016

دلیل بازداشت یاشار سلطانی کدام گزارش است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: بیش از چهل روز است یاشار سلطانی در سلول انفرادی است ولی فعلا همه از مسئولیت بازداشت یاشار سلطانی شانه خالی می کنند. مهدی چمران، رییس شورای شهر می گوید ما از سردبیر سایت معماری نیوز گذشتیم، خدا و دادستان از او بگذرند؛ معصومه آباد، عضو شورای شهر می گوید رفتم وثیقه خانه ام را برایش گرو بگذارم، او مثل پسرم است اما گفتند دادستانی شاکی است و نمی شود؛ مدیران شهرداری می گویند دلیل بازداشت او پرونده ای غیر از افشای املاک نجومی بوده است.

در این میان همه نشانی ها به دفتر عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران ختم می شود. دادستان تهران پیش از این چندین بار غیرمستقیم اتهامات دیگری مانند افشای اسناد امنیتی را متوجه این روزنامه نگار کرده بود.

واکاوی اسنادی که یاشار سلطانی در ماه های اخیر رسانه ای کرده بود، شواهدی دال بر پرده ای دیگر از تخلفات در تعاونیهای مسکن دو قوه قضائیه و مقننه دارد که گویا پرونده املاک نجومی فرصت مناسبی بوده تا با بازداشت سلطانی در پوشش آن، مسئله اصلی در محاق قرار بگیرد. تعاونی مرتبط به آیت الله صادق لاریجانی با بیش از پنج هزار عضو و دیگری تعاونی مرتبط با علی لاریجانی با حدود 450 عضو و برخی چهره های حقیقی صاحب نفوذ.

در سایت معماری نیوز، گزارشی مختصر از سازمان بازرسی در مورد پروژه تعاونی مسکن مجلس طرح شده بود. بررسی های ایران وایر حکایت از آن دارد که در پروژه تعاونی مسکن مجلس، چهره های صاحب نفوذی از غلامعلی حدادعادل و دیگر چهره های منتسب به بیت رهبری تا چهره های اصلی مجلس مانند علی لاریجانی ذی نفع هستند.

یاشار سلطانی خردادماه امسال، چند ماه پیش از افشای اسناد املاک نجومی، گزارشی در مورد واگذاری زمین وقفی سوهانک به تعاونی مجلس منتشر می کند. 16 هزارمترمربع از اراضی متعلق به موسسه نشر فرهنگ اسلامی که برخلاف قوانین شهری با موافقت شهردار تهران، مجوز ساخت در ارتفاعات را پیدا می کند. زمینی که چند صد میلیارد تومان ارزش آن است و قرار بوده با مجوز رهبری تا ظهور امام دوازدهم در وقف باقی بماند اما به طور غیر قانونی و پایین تر از قیمت متعارف به تعاونی مجلس واگذار می شود.

“پروژه نور” واقع در کوی بشارت سوهانک است. زمینی که وقفی بوده و واگذاری آن غیر قانونی است. طی اسناد سازمان بازرسی که یاشار سلطانی آن را منتشر کرده مجوز برای ساخت هم با رانت مستقیم از سوی شهردار تهران صورت گرفته است.

سردبیر سایت معماری نیوز، در گزارشی به این موضوع پرداخته بود که چرا اراضی 16 هزار متر مربعی سوهانک که فروش آن ممنوعیت شرعی داشته و متعلق به مرکز نشر فرهنگ اسلامی بوده، بدون داشتن مجوز از سوی آیت الله خامنه ای در اوایل سال 90 از وقف خارج شده و به تعاونی مسکن مجلس هشتم فروخته می شود. این گزارش اندکی پس از انتشار از سایت معماری نیوز حذف شد.

گرچه سلطانی به جزئیات این معامله کلان اقتصادی از جمله اسامی اعضای هیات امنای دفتر نشر فرهنگ اسلامی و ارتباط آن ها با بیت رهبری ، فروش با وجود وقفی بودن اراضی و سکوت دفتر رهبری در این باره نپرداخته بود اما بررسی ابعاد این پرونده ،گویا حاکی از آن ست که سایت معماری نیوز گام اول را در افشای پرونده ای برداشته بود که بیش از پرونده املاک نجومی، می توانست جنجالی شود. اشاره ای که معصومه آباد به طور غیرمستقیم هم به آن می کند و می گوید: “سلطانی در دفتر من تهدید کرد که از برخی دیگر از مسئولان عالی رتبه هم پرونده های فساد مالی در اختیار دارد.”

بگذارید برای بررسی دقیق تر ماجرا به سه سال قبل باز گردیم. تیرماه سال 91 یعنی تنها یک ماه پس از آغاز کار مجلس نهم، تعاونی مجلس اطلاعیه می دهد که قرار ست 450 واحد مسکونی در ارتفاعات بالای 1800 متر سوهانک ساخته شود و هر عضو تعاونی 35 تا 40 میلیون برای پروژه ای بدهد که ساخت هر متر مربع آن در منطقه سوهانک قرار ست فقط 2 میلیون تومان تمام شود.

طبق اسناد (مصوبه شورای عالی شهرسازی در آخرین روزهای دولت احمدی نژاد) مقرر می شود تا در این اراضی وقفی فروخته شده به تعاونی مجلس، دو برج 35 طبقه ساخته شود. گودبرداری زمین اول انجام می شود اما موضوع در اواخر سال 92 رسانه ای می شود و به ظاهر هیات رئیسه مجلس دستور توقیف آن را می دهد .

اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت مالک قبلی این زمین است و هم چنین ابهامی که در لغو دو دستور آیت الله خامنه ای برای این پروژه وجود دارد: یکی لغو وقف و فروش زمین و دوم ساخت و ساز در ارتفاع بیش از 1800 متر برخلاف دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر ممنوعیت ساخت و ساز در ارتفاعات تهران.

این زمین 16هزار متر مربعی از دهه 70 متعلق به مرکز نشر فرهنگ اسلامی ست. سیدرضا برقعی موسس دفتر نشر فرهنگ اسلامی در نامه ای به تاریخ 10/9/1369 به آیت الله خامنه ای اعلام می کند تمام اموال این موسسه غیر قابل انتقال تا زمان ظهور امام زمان است. لذا طبق قوانین تنها با دستور ولی فقیه (جانشین امام زمان) امکان آن وجود دارد که زمین از وقف خارج و فروخته شود

اما هیات امنای دفتر که از دهه 70 تاکنون توسط آیت الله خامنه ای تعیین می شوند، سال 90، این ملک ارزشمند دفتر نشر را به شرکت مهندسی نور می فروشند و این شرکت در مرحله بعدی، با تعاونی مجلس برای ساخت و ساز در این اراضی مشارکت می کند

دفتر نشر فرهنگ اسلامی مدعی است خبر نداشته قرار است این زمین در اختیار تعاونی مجلس قرار بگیرد و اینکه برخی از اعضای هیات امنای دفتر نشر، همان بانیان تعاونی مسکن مجلس هستند، تصادفی است.

در دهه 50 ، مرحومان دکتر بهشتی ، باهنر، برقعی و حسین مهدیان دفتر نشر را به منظور انتشار کتب های اسلامی تاسیس می کنند و موفق می شوند مجوز انتشار کتب دینی مدارس را در دوران پهلوی دریافت کنند. امری که آیت الله بهشتی از آن به عنوان ۱۰ میلیون مخاطب جدید دردوران پهلوی یاد کرده بود.

تنها بازمانده آن هیات امنا، حسین مهدیان است که این روزها به شدت معترض به فروش زمین وقفی مجموعه است و اصرار دارد هیچ سندی مبنی بر لغو وقف یا مجوز فروش آن از سوی آیت الله خامنه ای وجود ندارد و این فروش غیر قانونی و غیر شرعی ست و از آیت الله خامنه ای خواسته بود به این موضوع ورود کند، چون مسئولیت این اتفاق بر عهده وی است.

پاسخی از سوی دفتر آیت الله خامنه ای به این درخواست قدیمی ترین عضو دفتر نشر داده نمی شود اما سازمان بازرسی وارد این داستان می شود. سایت معماری نیوز هم خردادماه امسال پیشتر از آنکه املاک نجومی را رسانه ای کند، اسناد ورود سازمان بازرسی به پروژه کوی بشارت سوهانک را خبری کرده بود.

مهدیان، که از موسسان دفتر نشر در سال 52 است در آستانه هفتاد سالگی، می گوید تصمیم واگذاری اراضی سوهانک از سوی هیات امنای نشر فرهنگ اسلامی گرفته شده و در پاسخ به اینکه این هیات امنا را چه کسی تعیین می کند که حال اقدام به فروش اموال موسسه گرفته اند، پاسخ می دهد: “هیات امنا را رهبری تعیین می کنند.”

مجید خلیلی مدیر پروژه تعاونی مجلس، که زمین وقفی را خریده و کارگزار ساخت خانه های مجلس ست هم در جوابیه اش به سایت معماری نیوز دقیقا بر همین نکته تاکید می کند:” ملک مذکور متعلق به دفتر نشر فرهنگ اسلامی بوده که شخصیت حقوقی است و دارای هیات امنا و هیات مدیره صاحب نام می‌باشد.”

جوابی که سه سال قبل هم روابط عمومی دفتر نشر مشابه آن را برای سایت الف فرستاده بود و گفته بود:”دفتر نشر ارتباطی به مراحل بعدی و نحوه ساخت و فروش (تعاونی مجلس و تغییر کاربری از فضای سبز به مسکونی ) ندارد.”

هیات امنای این مجموعه طبق آخرین اعلام، در زمان فروش اراضی سوهانک، آیت الله رسولی محلاتی (مسئول وجوهات و مسائل شرعی دفتر رهبری) و سید علی غیوری (متوفی در سال93، نماینده ولی فقیه در شهرری)، حجت الاسلام سیدرضا تقوی (نماینده ولی فقیه و رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه)، محسن قرائتی (نماینده رهبری و مسئول ستاد اقامه نماز)، علی لاریجانی (رئیس مجلس)، غلامعلی حدادعادل (رئیس سابق مجلس و پدر زن فرزند دوم رهبری)، ناصر باهنر (برادر محمدرضا باهنر)، محسن رفیق دوست (متهم به پرونده مالی در تعاونی مسکن دانشگاه تهران و تبریز)، علاءالدین میرمحمد صادقی (فعال اقتصادی موتلفه)، محمود لولاچیان (پدر زن کوچک ترین پسر رهبری) و محسن چینی فروشان (مدیرعامل اسبق کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و راوی بخشی از زندگی نامه آیت الله خامنه ای) بوده اند. چینی فروشان مدیر عامل این موسسه هم بوده و مهدی باقری، علیرضا برازش، علی اکبر اشعری، عزیزاله علاء الدینی و محمود لولاچیان اعضای فعلی هیئت مدیره هستند.

به نظر می رسد ورود سازمان بازرسی به این معامله کلان، فروش اموالی که غیرقابل فروش بوده، اشتراک چهره های هیات امنا به عنوان فروشنده و تعاونی مجلس به عنوان خریدار، سکوت دفتر رهبری در مورد اعتراض های هیات موسس مرکز نشر فرهنگ اسلامی و در نهایت رانت شهرداری تهران برای ساخت و سازی در ارتفاعات بالای 1800 متر همگی دارای حاشیه هایی امنیتی بوده که ورود رسانه ها به آن می تواند مخاطره آمیز باشد تا جایی که سردبیر معماری نیوز تنها به خاطر طرح اولین پرده آن یعنی فروش غیر مشروع اموال موسسه و ممنوعیت ساخت و ساز در ارتفاعات، با پرونده ای جدید مواجه شده که جعفری دولت آبادی دادستان تهران از آن به عنوان موضوع امنیتی یاد می کند، موضوعی که رد آن به معتمدین آیت الله خامنه ای می رسد.

No responses yet

Nov 04 2016

مرگ بی هیاهوی یک وبلاگ نویس شیرازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,جنبش سبز,سانسور,سیاسی

ایران وایر: هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.

«تیرداد کیانی درگذشت!» این خبری بود که نه در رسانه‌ها بلکه فقط در یکی دو گروه فیس‌بوکی و جمع دوستانش منتشر شد. تیرداد کیانی نام مستعاری است که «علیرضا (حامد) سالک‌نژاد» برای خود انتخاب کرده بود تا بتواند بدون ترس، از اعتقاداتش حرف بزند. او وبلاگ‌نویس و شهروندخبرنگار شیرازی بود که این اواخر نسبت به «دین» و حکومت دینی دچار تشکیک شده بود و همین مساله و اظهارنظرهایش در این مورد در فضای مجازی هم کار او را به دستگیری و زندان کشاند.

سال 90 در جریان دستگیری‌های پس از انتخابات 88، نیروهای امنیتی به خانه علیرضا سالک نژاد در شیراز هجوم بردند و او و وسایل شخصی‌ وی را با خودشان بردند. بخشی از استنادات آن ها، فعالیت فیس بوکی علیرضا و حضورش در دنیای مجازی بود.

او را حدود سه ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز حبس کردند. سالک نژاد از همان‌جا به دادگاه رفت و به اتهام های «تبانی علیه نظام» و «توهین به مقدسات»، به هشت سال زندان محکوم و در نهایت با تایید حکمش در دیوان عالی کشور، به زندان «عادل‌آباد» شیراز منتقل شد.

هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.
«م. الف»، یکی از دوستان تیرداد به «ایران‎وایر» می گوید او بارها برایش تعریف کرده بود که در زیرزمین بازداشتگاه اطلاعات نمایش اعدام را برایش اجرا کرده اند روی چهارپایه و طناب دار.

زمانی‌ که تیرداد در بازداشت بود، همانند بسیاری از زندانیان ساکن زندان شیراز، به علت عوارض دوران بازجویی و بدی آب زندان، دچار مشکلات کلیه و از جمله سنگ ‌کلیه شد. اما با وجود دردی که از آن سنگ‌ها می‌کشید، بازجو اجازه رفتن به بیمارستان و درمان را به او نمی داد. این عوارض حتی بعد از آزادی هم وی را رها نکردند. دوستان علیرضا می گویند مشکلات روحی و جسمی، حتی پس از رهایی او بیش تر هم شده بود.

او در خانواده‌ای مذهبی متولد و با تعلیمات دینی و آموزه‌های قرآن بزرگ شده بود اما با وجود همه آموخته های قدیمی، در جریان مطالعه و تحقیق‌هایش، از دین اسلام گریزان شد. در یکی از پست‌های فیس‌بوک خود در این‌باره نوشته بود: «یک زمانی مذهبی بودم و با مذهبی‌ها می‌گشتم و طرفداریشان را می‌کردم. مهم این است که امروز حقیقت را می‌دانم و به خاطرش هر کاری می‌کنم.»

و جای دیگر باز هم در صفحه فیس بوک خود نوشت: «این دین ساده من است؛ نیازی به مرجع تقلید ندارد، نیازی به فلسفه‌های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی.»

بازجویی‌های علیرضا بنا به آن چه به دوستانش گفته، بیش تر همراه با شکنجه‌های روحی بوده ولی شکنجه جسمی هم زیاد شده است:«البته هیچ‌وقت دوست نداشت در این‌باره حرف بزند.»

همین شکنجه‌ها باعث بیماری‌هایی مثل فشارخون، ناراحتی قلبی و کلیه و در نهایت، عفونت کلیه در او شد.

به گفته یکی از نزدیکانش، علیرضا بعد از رهایی سعی نکرد به صورت جدی بیماری‌هایش را درمان کند و پس از مدت‌ها تحمل عوارض دردناک، در نهایت روز شنبه 27 شهریور با تب شدید به بیمارستان مراجعه کرد. دو روز طول کشید تا پزشکان متوجه شدند عفونت کلیه‌ها در خون او پخش شده است. چهار روز بعد برای درمان در بیمارستان «نمازی» بستری می شود. در بیمارستان کشت خون می گیرند. جواب آزمایش باید پنج روز بعد دریافت می شد ولی قبل از دریافت جواب، پنج شنبه، یکم مهرماه او درگذشت.

«محمد.الف»، از دوستان علیرضا می گوید: «پیش از این اتفاق تلخ، تیرداد با ما در مورد مشکلاتش صحبت کرده بود و قصد داشت اطلاعات و تجربیاتش در مورد آسیب‌های زندانیان سیاسی را با جزییات بنویسد و منتشر کند.»

او به نقل از علیرضا می گوید: «در بازداشتگاه اداره اطلاعات شخصیت آدم را خیلی خرد می‌کنند. اعتماد به‌نفس من خوب است، همیشه هم خوب بوده ولی به خاطر آن یأس مفرطی که دارم، این هم کم‌رنگ شده است. روبه‌رو شدن با آدم‌هایی که در این جریان دخیل بودند، حالم را بد می‌کند. یا وقتی گوشی‌ام با شماره ناشناس زنگ می‌خورد، می‌گویم حتما بازجویم دارد زنگ می‌زند. هنوز بعد از این همه مدت، تپش قلب می‌گیرم.»

او در پایان گفت و گو، یکی از آخرین نوشته علیرضا را برای ما می فرستد: «هرکس که گذشت، نیشگونی از سرزمین ما گرفت. قاجار دوبرابر آن چه که امروز این کشور وسعت دارد را بذل و بخشش کرد و نهایتاً سال 57 شمسی به دام وعده‌های اسلام گریان و چپ‌ها افتادیم و تا امروز داریم فلاکت و فقر و بدبختی و بی‌آبرویی را در جهان تحمل می‌کنیم؛ به خاطر انقلابی که پدران‌مان کردند و ما در آن هیچ نقشی نداشتیم. امروز هم 6 میلیون بی کار تحصیل‌کرده داریم و صدها زندانی سیاسی و آمار 18 طلاق در ساعت و 20 هزار کشته جاده‌ای در سال و خلاصه که مهدی بیا مهدی بیا! من هم معلوم نیست زنده باشم ولی ای کسانی که 5 سال بعد این‌ها را می‌خوانید، بدانید که این بدترین برهه تاریخ معاصر ایران نیست. ما از این بدترها را هم دیده‌ایم و به روی خودمان نیاوردیم!»

No responses yet

Oct 30 2016

ضرب و شتم آقای هالو در روز کورش کبیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: «کورش پدر ما است، ایران وطن ما است»؛ جمعیت یک صدا شعار می‌دهند و دست می‌زنند. لباس شخصی‌ها اما در میان همین شعارها، یک نفر را به باد کتک گرفته‌اند. مردم شعار می‌دهند اما هیچ‌کس نمی‌تواند جلو برود. حلقه بزرگی دور او درست کرده‌‌اند و هرکس نزدیک می‌شود، با ضرب و شتم و تهدید و توهین او را کنار می‌زنند.

روز گذشته در حالی که جمعیت زیادی به مناسبت بزرگداشت کوروش کبیر، پادشاهی که به دادگری مشهور است و او را نویسنده اولین «منشور حقوق بشر» می‌دانند، کنار مقبره اش جمع شده بودند، نیروهای امنیتی «محمدرضا عالی پیام»، شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترضِ ملقب به «هالو» را با ضرب و شتم دستگیر کردند.

او چند روز پیش در صفحه اینستاگرامش اعلام کرده بود هفتم آبان ماه به پاسارگاد می‌رود: «حرف‌هایی با دوستان و مخالفانم دارم که باید حضوری زد. قرار ما، جمعه 7 آبان ماه در پاسارگاد، ساعت 10 صبح.»

«علی»، یکی از کسانی که در مراسم بزرگداشت کوروش حضور داشته، لحظه برخورد لباس شخصی‌ها با محمدرضاعالی پیام را دیده است: «دیروز جو مراسم به شدت امنیتی بود. در بین مردم، لباس شخصی‌های زیادی حضور داشتند. حدود ظهر بود و ما تازه رسیده بودیم که من متوجه شدم عده‌ای در چند قدمی من یک نفر را می‌زنند. یک دفعه آقای عالی پیام را دیدیم. اعتراض کردیم اما فقط چند مشت و لگد زدند و خیلی زود آن جا را ترک کردند. متاسفانه بعضی‌ها اصلا ایشان را نمی‌شناختند و گمان کرده بودند در میان جمعیت کار خطایی کرده و دستگیر شده است.»

او و دوستانش ساعت 9 صبح از شیراز راه افتاده‌ بودند اما شلوغی و ترافیک بیش از حدِ تصورشان بوده است: «مسیر شیراز تا پاسارگاد در حالت معمولی، یک ساعت و نیم طول می‌کشد اما دیروز سه تا ایست بازرسی گذاشته بودند. عده زیادی هم آمده بودند. از شیراز، اصفهان، تهران و حتی مشهد و شهرهای دیگر نیز بودند. خلاصه به قدری شلوغ بود که ما نزدیک به چهار ساعت در راه بودیم.»

آن‌ها تنها کسانی نبودند که چهار ساعت در راه مانده بودند، بسیاری از حاضران در این مراسم بیش تر از سه ساعت این مسیر را طی کرده بودند. «نوشین» می‌گوید: «همه ماشین‌ها بازرسی می‌شدند. من فکر کنم در ماشین ما چون همه سرنشین‌ها جوان بودند، سه بار بازرسی شدیم.»

این دومین سالی است که نوشین همراه دوستانش از تهران برای حضور در این مراسم راهی پاسارگاد می‌شود: «در یکی از ایست‌های بازرسی، مامور بازرسی وقتی متوجه شد از تهران آمده ایم، با صدای بلند خندید و گفت: بی‎کاری است دیگر.»

ایست‌های بازرسی فقط محدود به جاده شیراز پاسارگاد نبوده است؛ «علی» می‌گوید: «ورودی پاسارگاد هم بازرسی بدنی انجام می‌شد. می‌خواستند تیغ، چاقو و… همراه کسی نباشد. یعنی این طور وسایل را می‌گرفتند؛ مثلا بعضی‌ها از این چاقوهای کوچکِ سرِ جاسوییچی داشتند که همه را گرفته بودند.»

به گفته علی، مراسم خاصی برگزار نشده است: «مردم جلوی مقبره کوروش برای ادای احترام سجده می‌کردند. عده‌ای هم سخنرانی‌های کوتاهی درباره ثبت روز کوروش در تقویم رسمی کشور انجام دادند. اما بیش تر شعار می‌دادند.»

او شعارها را به خوبی به یاد دارد: «من ایرانی هستم، عرب نمی‌پرستم»، «هرگز نخواب کوروش، ایران پدر ندارد»، «کوروش پدرما است، ایران وطن ما است» و…

می گوید:«البته شعارهای دیگری مثل “آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی‌شه” و “نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” هم داده شد. اما هربار شعارهایی داده می‌شد که به مذاق نیروهای امنیتی خوش نمی آمد، از بلندگوهای محوطه آهنگ‌هایی با صدای بلند پخش می‌شد که شعارها شنیده نشوند.»

نوشین حرف‌های او را تایید می‌کند و می‌گوید: «سرود ای ایران هم دسته جمعی خواندیم و خیلی شور و نشاط خوبی بود.»

او از ساعت 12 ظهر در مراسم حضور داشته اما متوجه دستگیری محمدرضا عالی پیام نشده است: «من صفحه ایشان را خوانده بودم و منتظر بودم ایشان را ببینم. از چند نفر پرسیدم که گفتند آن طرف بوده و شعر “دروغ” را خوانده است. همین طور دنبال‌شان می‌گشتم که شنیدم بازداشت شده اند. اما آن قدر جمعیت زیاد بود که متوجه نشدم. بعد در صفحه اینستاگرام‌شان خواندم که پسرشان خبر دادند دستگیر شده اند. من فکر می‌کنم خیلی از حاضران اصلا متوجه این موضوع نشده بودند. این طور که من شنیدم، این قدر سریع ایشان را می‌برند که افراد زیادی اصلا نفهمیده بودند.»

پسر محمدرضا عالی پیام با انتشار تصویری از پدرش در پاسارگاد، خبر بازداشت او را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است: «طی تماسی که با من گرفته شد، به من خبر رسید که پدرم، سید محمد رضا عالی پیام امروز ظهر در شیراز (پاسارگاد) بازداشت شده.»

او از ضرب و شتم پدرش هنگام دستگیری خبر داده و نوشته است به داروهایش دسترسی ندارد. عالی پیام به بیماری صرع و فشار خون بالا مبتلا است. چند ساعت بعد پسرش از انتقال محمدرضا عالی پیام به بیمارستان سعادت شهر شیراز خبر داد.

نوشین و چند نفر دیگر از دوست‌داران عالی پیام خودشان را به این بیمارستان رسانده‌اند تا از وضعیت او خبر بگیرند اما از ورود آن‌ها به بخش جلوگیری کرده‌اند: «اول گفتند ما اجازه نداریم اطلاعاتی بدهیم و بعد گفتند اصلا چنین کسی این جا بستری نیست. بعد هم تهدید کردند و حراست بیمارستان را آوردند که ما را از بیمارستان بیرون کنند.»

مسوول اطلاعات بیمارستان «سعادت شهر» شیراز در پاسخ به تماس «ایران‎وایر» می‌گوید: «کسی با این مشخصات این جا بستری نشده است.» او منتظر سوال بعدی نمی‌ماند و تلفن را قطع می‌کند. پسرش نوشته است: «در آخرین تماسی که با موبایل پدرم گرفتیم، فردی غریبه گوشی ایشان را جواب داد و گفت ایشان تحت بازداشت هستند.»‌

این سومین بار است که عالی پیام بازداشت می‌شود. او مرداد ۹۱ بازداشت و سه هفته بعد با وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد. سه سال بعد، سوم اردیبهشت ۹۴ خبر داد که آن بازداشت سرانجام منجر به صدور حکم ۱۵ ماه زندان شده است. محمدرضا عالی پیام ‌۲۶ اسفند ۹۴ بعد از تحمل حدود ۱۰ ماه زندان آزاد شد.

No responses yet

Oct 20 2016

فرزند مهدی کروبی به خاطر انتشار نامه پدرش ‘به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: به گزارش وبسایت سحام نیوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، هفت ماه پس از انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهوری، محمد حسین کروبی به دادگاه انقلاب احضار و به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.

این وبسایت به نقل از محمد حسین کروبی گزارش کرده است که یک ماه پیش، “براساس شکایت اطلاعات سپاه در ارتباط با انتشار این نامه، همراه با فرزندم به شعبه ٢ دادسرای انقتلاب احضار و پس از چهار جلسه بازجویی، روز سه‌شنبه “اتهام اقدام علیه امنیت ملی به من اعلام و تفهیم اتهام شدم.”

فرزند مهدی کروبی گفته است که برای این اتهام، قرار یک میلیارد ریال صادر شده است. وی افزوده است که “من به همراه وکیلم دکتر جلیلیان در دادسرا حاضر شدم و ضمن رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اظهار کردم که آقای [مهدی] کروبی تا به حال ده‌ها نامه و بیانیه نوشته و مسئولیت آنها را هم خود برعهده گرفته است و در حال حاضر هم به دلیل حصر غیرقانونی و خارج از ضوابط قضایی که برایشان به وجود آمده، درخواست محاکمه علنی کرده است.”

وی افزوده است: “کجای این کار اقدام علیه امنیت ملی است آن هم به فرزند آقای کروبی که مدعی هستند انتشار نامه توسط من بوده است.”

براساس این گزارش، پرونده محمد حسین کروبی “و چهره‌های شناخته شده اصلاح طلب در شعبه ٢ بازپرسی دادسرای شهید مقدس به ریاست حجت الاسلام ثاراللهی در حال پیگیری است.”

سحام نیوز افزوده است که طی روزهای آینده گزارشی را “از پروژه سپاه پاسداران برای رد صلاحیت حسن روحانی و بازداشت چهره های شناخته شده اصلاح طلب منتشر خواهد کرد.”

مهدی کروبی در نامه سرگشاده خود خطاب به حسن روحانی، با اظهار این نظر که رفع حصر خود را در اختیار رئیس جمهوری نمی‌داند، خواستار برگزاری محاکمه علنی خود شد تا در جریان محاکمه “ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ٨٤، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ٨٨ و آنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه ‌ای قانونی و غیرقاننی گذشت را به اطلاع عموم برسانم.”

مهدی کروبی، رئیس پیشین بنیاد شهید و رئیس پیشین مجلس، از نامزدهای تایید صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری سال‌های ١٣٨٤و ١٣٨٨ بود. در هر دو انتخابات، محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات معرفی شد.

پس از انتخابات سال ١٣٨٤، آقای کروبی از مداخلاتی در جریان انتخابات از جمله توسط یکی از فرزندان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سخن گفت و در جریان مبارزات انتخاباتی سال ١٣٨٨ وعده داد که مراقب خواهد بود تا چنین مداخلاتی تکرار نشود.

پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ١٣٨٨، با وجود تایید سریع نتیجه انتخابات توسط آیت‌الله خامنه‌ای وحمایت او از آقای احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد این انتخابات، نتیجه را مخدوش دانستند. اعتراض عمومی به نتیجه انتخابات به برگزاری تظاهرات و تجمع‌های گسترده در تهران منجر شد که چند ماه ادامه داشت. در جریان این حرکت اعتراضی، شماری از تظاهرکنندگان توسط ماموران دولتی کشته و تعدادی از تظاهرکنندگان و همچنین حامیان دو نامزد بازداشت و برخی از آنان محاکمه و به حبس محکوم شدند.

آقای کروبی همچنین پیگیر اتهام بدرفتاری از جمله تجاوز جنسی به بازداشت شدگان اعتراضات انتخاباتی به ویژه کسانی بود که در بازداشتگاه کهریزک زندانی شده بودند.

در اوایل اسفندماه سال ١٣٨٩، میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد، و مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی، در حصر خانگی قرار گرفتند که خانم کروبی بعدا از حصر آزاد شد. هواداران آقایان موسوی و کروبی، خواستار روشن شدن مبنای قانونی حصر و مرجع تصمیم گیرنده در این زمینه بوده‌اند.

No responses yet

Oct 19 2016

پاسخ کرباسچی به درخواست مناظره سلیمی‌نمین: یاشار سلطانی را آزاد و با او مناظره کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

شرق: شرق: غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران، پیشنهاد داد تا افشاکننده اسناد املاک نجومی از زندان آزاد شود و بعد هم عباس سلیمی‌نمین را دعوت کرد تا با یاشار سلطانی درباره اسناد املاک مناظره کند. او این پیشنهاد را در پاسخ به پیشنهاد سلیمی منتشر کرده است. عباس سلیمی‌نمین، تحلیلگر جریان اصولگرا چندی‌پیش کرباسچی را درباره املاک نجومی دعوت به مناظره کرده بود. او در جوابیه‌ای که به صحبت‌های کرباسچی ارائه کرده بود، چنین پیشنهادی را طرح کرده که اکنون با این پاسخ شهردار پیشین تهران مواجه شده است.
املاک نجومی و یاشار سلطانی
ماجرای موسوم به «املاک نجومی» مربوط به املاکی است که شهرداری تهران آنها را به افراد و تعاونی‌هایی واگذار کرده است که بعضا هیچ‌کدام آنها ذیل مجموعه شهرداری تعریف نمی‌شوند. علاوه بر اینکه نام برخی از اعضای شورای شهر چهارم هم در فهرست دریافت‌کنندگان این املاک دیده می‌شود، زمین‌ها یا ساختمان‌هایی که با تخفیف‌های ویژه از سوی شهرداري اعطا شده و شهردار مدعی است که این اختیار را از مصوبه شورای شهر سوم داشته و خود را مبرا می‌داند. یاشار سلطانی مدیرمسئول سایت معماری‌نیوز است که اسناد سازمان بازرسی کل کشور را در این زمینه منتشر کرد. همین موضوع سبب بازداشت یاشار سلطانی شد که کماکان ادامه دارد. اعضای شورای شهر تهران در جلسه روز سه‌شنبه مورخ ششم مهر ماه هم نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند که البته با پاسخ‌های عجیب طیف مخالف روبه‌رو شدند. در آن جلسه رحمت‌الله حافظی از منتقدان قالیباف در شورا، به همراه عباس جدیدی و نیز عبدالحسین مختاباد در تذکرهایی خواستار آزادی یاشار سلطانی شده بودند. اما ابوالفضل قناعتی، چنین پاسخ می‌دهد: «هفته دفاع مقدس است، به‌جای اینکه از رزمنده‌ها و جانبازان مثل همین خانم آباد که آزاده است، تجلیل کنند… اینهایی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان یک هفته خواهرشان را در اختیار داعش بگذارند!؟ این خانم چقدر در اسارت بوده است؟ چیزی که به این خانم نداده‌اند؛ اما اگر هم داده‌اند، به یک آزاده، به یک اسطوره داده‌اند». سخنانی که اتفاقا روز گذشته بازتاب فراوانی در فضای مجازی داشت و قناعتی سعی کرد آن را به نوعی اصلاح کند. اگرچه اصلاح محسوب نمی‌شد: «نگفتم باید خواهر یاشار سلطانی یک هفته دست داعش باشد تا بفهمد! گفتم شما که تهمت می‌زنید حاضر می‌شوید خواهرانتان اسیر شود؟!».
ماجرای کرباسچی و سلیمی‌نمین
اما داستان کرباسچی و سلیمی‌نمین چه بود که کار به پیشنهاد مناظره سلیمی‌نمین و یاشار سلطانی کشید؟
ماجرا با مصاحبه عباس سلیمی‌نمین با خبرگزاری ایرنا شروع شد. سلیمی‌نمین در آن مصاحبه که بخشی هم به موضوع املاک نجومی اشاره داشت، در دفاع از قالیباف، نقبی به دوره مدیریت کرباسچی زد. او در آن مصاحبه گفته بود: قالیباف به تعاونی‌ها نظم داده است. این در حالی است که در آن زمان، کرباسچی هرچه می‌خواست بذل و بخشش می‌کرد و به گونه‌ای پیچیده عمل کرده که ردی به جا نگذاشته است. سلیمی‌نمین در بخشی از آن گفت‌وگو آنچه را در ماجرای املاک نجومی رخ داده بود، تخریب قالیباف دانسته بود. سلیمی‌نمین درعین‌حال گفته بود: «اگر راست می‌گویند یک پرونده علیه خود قالیباف رو کنند. بگویند ایشان وقتی شهردار بوده چه تخلفی داشته است. چنین چیزی از وی ندارند. برای همین آمده‌‌اند کار یک تعاونی را به شخص قالیباف نسبت داده‌اند. آن‌هم تعاونی‌هایی که قالیباف به آنها نظم داده است. تعاونی‌هایی که در زمان شهرداری کرباسچی هیچ نظمی نداشت. اینها که زمان کرباسچی اصلا حساب و کتاب نداشت و شهرداری هرچه می‌خواست بذل و بخشش می‌کرد… کرباسچی بسیار پیچیده عمل می‌کرد؛ همین‌طور ملک‌مدنی. آن موقع هیچ چیز در شهرداری مکتوب نمی‌شد. سندی وجود نداشت».
پاسخ کرباسچی
کرباسچی به آن مصاحبه پاسخ داده و گفته بود: «اصولا اداره و تشکیل و نظارت بر تعاونی‌ها ربطی به شهرداری ندارد که شهردار بخواهد به آنها نظم دهد، حتی اگر تعاونی کارکنان شهرداری باشد. تعاونی‌ها نهادهایی مستقل و در ارتباط با وزارت تعاون سابق و اکنون وزارت رفاه و تعاون هستند و نظم و بی‌نظمی آنان ربطی نه به شهرداران سابق دارد و نه به شهردار فعلی. حال این مورخ محترم چگونه با این مسئله ساده اداری آشنایی ندارند، از عهده فهم عرفی خارج است؟». کرباسچی همچنین در آن جوابیه نوشته بود: «در پایان متذکر می‌شود که آقای سلیمی‌نمین عضو فعال ستاد آقای قالیباف بوده‌‌اند و اکنون هم دوست دارند که ایشان در صحنه باشند و به‌همین‌دلیل قضیه املاک نجومی را فقط تخریب می‌دانند. خب اشکال ندارد، این آخر و عاقبت ادعای مبارزه پوشالی و جناحی ایشان با فساد است و حق ایشان است که به دنبال چنین هدفی باشند؛ ولی واردشدن به موضوعی که هیچ آشنایی‌اي با آن ندارند و تهمت و افترازدن با این توجیه که طرف پیچیده عمل کرده و سندی از خود باقی نگذاشته است، موجب شرمساری یک فرد یا جناح باید باشد…».
پاسخ سلیمی‌نمین
سلیمی‌نمین هم دوباره به سخنان کرباسچی جواب داد. به‌ویژه بخشی که کرباسچی گفته بود اراده او در مبارزه با فساد پوشالی است. در همین‌جا هم به کرباسچی پیشنهاد داده بود درباره املاک نجومی با او مناظره کند. او گفته بود: «خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه‌ای با بنده مسائل عدیده‌ای را مطرح کرد که باید به هر‌یک حداکثر در حد یک یا دو بند (پاراگراف) پاسخ داده می‌شد؛ البته اگر این پاسخ‌ها عقبه اسنادی نداشته باشد، ایراد شما وارد خواهد بود و بنده مستحق سرزنش به دلیل بیان مطالبی فاقد پشتوانه و دلیل و مدرک خواهم بود، به علاوه، مگر شما در جوابیه‌ای که برای خبرگزاری فرستاده‌اید در مقام طرح ادعای «املاک نجومی» مستندات مربوط را هم ارائه داده‌اید؟ شما با اینکه بر یک موضوع متمرکز بودید، درصدد ضمیمه‌ساختن مدارک برنیامدید البته این به‌آن معنی نیست که هیچ برای عرضه به افکار عمومی ندارید بلکه این‌گونه تلقی می‌شود که اگر از شما مستنداتی مطالبه شود، قادر به ارائه آنها در مورد اتهاماتی که به مدیریت کنونی شهرداری تهران وارد آورده‌اید هستید. اینکه مستندات شما محکمه‌پسند باشد یا خیر بحث دیگری است؛ لذا انتظار بحق از کسی که امروز کارتل مطبوعاتی را از آن خود دارد، این بود که در واکنش به یک انتقاد رسانه‌ای دعوت به ارائه مستندات کند. کمااینکه حق، آن است که بنده نیز از شما محترمانه بخواهم مستندات خود را در مورد وقوع تخلفی که به آن عنوان «املاک نجومی» داده‌اید ارائه دهید. در وهله اول مایلم در مورد موضوعی که مورد اهانت قرار گرفته‌ام با شما وارد بحث شوم و مستندات خویش را ارائه دهم تا مشخص شود که بنده فردی سطحی با ادعای پوشالی در مبارزه با فسادم یا شما با هجمه توپخانه‌ای و انواع هتک‌حرمت‌ها نمی‌خواهید باب بررسی عملکردتان در نزد نسل جدید باز شود (گرچه در گذشته به‌خاطر پاره‌ای از تخلفاتتان محکوم و مجازات شدید). حتی اگر مایل نیستید مبارزه با فساد را از خود و دوستانتان آغاز کنیم، پیشنهاد می‌کنم همان پرونده ادعایی «املاک نجومی» را به بحث و بررسی بگذاریم.
پاسخ جدید کرباسچی
حالا کرباسچی دوباره در مقام پاسخ‌گویی به پیشنهاد مناظره سلیمی‌نمین پیشنهاد مناظره سلیمی با سلطانی را ارائه کرده است. او در این پاسخ گفته است: «ظاهرا آقای سلیمی نکات دیگری در ذهنشان بوده لذا اصلا به مسائل مطرح‌شده در جوابیه من اشاره نکرده‌اند. ایشان اتهاماتی را علیه دوره شهرداری بنده زده بودند و بعد هم صریحا در پاسخ به این پرسش خبرنگار: «یعنی قوه قضائیه هم نمی‌توانست چنین چیزهایی را اثبات کند؟» (منظور علیه بنده است) پاسخ گفته بودند که: «نه. همان‌طور که گفتم سندی وجود نداشت» حالا در نوشته جدید گفته‌اند: «اگر این پاسخ‌ها عقبه اسنادی نداشته باشد ایراد شما وارد خواهد بود و بنده مستحق سرزنش به دلیل بیان مطالبی فاقد پشتوانه و دلیل و مدرک خواهم بود». ملاحظه می‌شود که من هم به همین دلیل ایشان را به قول خودشان سرزنش کردم. حالا هم خیلی صریح می‌گویم اگر سندی دارند آن را منتشر کنند نه اینکه بگویند: «کرباسچی بسیار پیچیده عمل می‌کرد. آن موقع هیچ چیز در شهرداری مکتوب نمی‌شد». روشن است که این حرف دروغ محض است و نمی‌توانند آن را اثبات کنند. در پاسخ اول توضیح دادم که چرا چنین حرفی نابخردانه است ولی ایشان علاقه‌ای به عذرخواهی یا اثبات ادعای غیرممکن خود ندارد.
در ادامه این جواب آمده است: «ایشان همچنین نوشته‌اند که: «لذا انتظار بحق از کسی که امروز کارتل مطبوعاتی را از آن خود دارد، این بود که در واکنش به یک انتقاد رسانه‌ای دعوت به ارائه مستندات کند». این هم از عجایب روزگار است. من باید از ایشان دعوت کنم که تشریف بیاورند و سند نداشته خود را ارائه دهند! آن هم سندی که قبلا گفته‌اند نیست. جهت اطلاع آقای سلیمی یادآوری می‌شود که الان عصر اینترنت است و یک کانال تلگرامی را می‌توانند بدون هزینه به نام خود تأسیس کنند و هرچه سند دارند در هر زمینه‌ای آن را منتشر نمایند، و چشم به راه دعوت کسی هم نباشند. همان‌طور که دیگران این کار را در زمینه‌های دیگر از جمله املاک نجومی کردند و البته الان مشغول کشیدن حبس هستند. ولی ایشان مطمئن باشند که هیچ‌کس به خود جرئت نمی‌دهد که چنین جسارتی را به ایشان نماید بلکه در مقابل جایزه هم خواهند گرفت».
او در انتهای این پاسخ چنین می‌نویسد: «بخش اعظم نوشته آقای سلیمی‌نمین در مقام یک وکیل مدافع تمام‌عیار دفاع از واگذاری املاک نجومی است و در این راه من را به ارائه سند و مناظره دعوت کرده‌اند. جهت اطلاع ایشان باید گفت که این موضوع ربطی به من ندارد که بخواهیم درباره آن مناظره کنیم و موضوع پاسخ من هم ربطی به این مسئله نداشت و پاسخ اتهامی بود که به من زده بودند بنابراین احتیاجی هم به مناظره نیست. اگر اسناد خود را در نقد اسناد موجود که ظاهرا مستند به نامه رسمی سازمان بازرسی کل کشور است، منتشر می‌کردند، هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند. اگر آقای سلیمی‌نمین دوست دارند در مقام وکیل مدافع شهرداری عمل و از واگذاری املاک نجومی دفاع کنند، لازم نیست به دیگران پرخاش کنند. توصیه می‌کنم افشاکننده اسناد را از زندان آزاد نمایند سپس از ایشان و آقای سلیمی‌نمین دعوت ‌شود که مناظره کنند». مناظره‌های مکتوب این دو فعلا به اینجا رسیده و معلوم نیست بنای آنها برای ادامه این پاسخ‌ها تا کجا ادامه داشته باشد.

No responses yet

Oct 18 2016

وقتی حتی رابین‌هود عامل توقیف و اعلام برائت می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


دویچه‌وله: مطلب طنز نشریه صدا که وضعیت احمدی‌نژاد را در تلاش برای بازگشت به قدرت با شخصیت‌های کارتونی وصف کرده مشکل‌ساز شده است. سردبیر نشریه پیشاپیش اعلام برائت و نشریه را تعطیل کرده است. کاربران اینترنت در این‌باره نظر می‌دهند.

در محیط پر سانسور و سرکوب روزنامه‌نگاری داخل ایران این بار مطلب طنزی که شخصیت‌های اصلی آن “رابین هود”، “گالیور”، “جودی ابوت” و “هاچ زنبور” عسل هستند مشکل‌زا شده است. در این مطلب که عنوان آن “آسوده بخوابید! رابین‌هود نمی‌آید” است، رابین هود قرار است محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق کشور باشد که برای شرکت در انتخابات دوباره به صحنه برگشته است اما کسی را در حمایت از خود نمی‌بیند.

انتشار این مطلب به قلم آیدین سیار سریع، طنزپرداز، در هفته‌نامه “صدا” از نشریات گروه مطبوعاتی هم‌میهن، اعتراضاتی را از سوی رسانه‌های تندرو در پی داشت. ظاهرا معترضان هر یک از دیگر شخصیت‌های کارتونی در مطلب را نیز یادآور دیگر “سران نظام” می‌دانند. برداشتی که از سوی بسیاری دیگر از خوانندگان نامرتبط دانسته شده است. با این‌همه معترضان بر همین اساس مطلب را توهین‌آمیز خوانده‌اند.

در پی این اعتراضات محمد قوچانی، سردبیر صدا، که خود بیش‌ترین تعداد نشریه توقیف‌شده را در کارنامه دارد، در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا به بیان اظهاراتی پرداخت که در آن به وضوح از مطلب نوشته شده و نویسنده‌ی مطلب “اعلام برائت” می‌کند.

بیش‌تر بخوانید: روز جهانی آزادی مطبوعات با ۳۷ روزنامه‌نگار زندانی در ایران

قوچانی در این مصاحبه گفت: «این مطلب در بیرون تحریریه توسط یکی از طنزنویسان نشریه توقیف شده قانون نوشته شده بود؛ نشریه‌ای که صفحات طنزی به نام بی قانون داشت و به علت مطالبی از این دست توقیف شده بود.» قوچانی سپس دیدگاه اصلی صدا را در راستای “تدبیر رهبری در عدم دو قطبی شدن سیاسی کشور” خوانده و عنوان کرد: « قطعا اگر شائبه‌ای از توهین و عدم نزاکت در این مطلب وجود دارد ما از آن برائت جسته و ضمن عذرخواهی از مردم اعلام می‌کنیم که از ساحت نشریه‌ای مانند صدا که سه سال است در چارچوب قانون منتشر می‌شود چنین موضعی دور است.»

او همچنین با عنوان کردن این ‌که نویسنده مطلب با نشریه صدا همکاری نداشته، گفت: «حتی یک مطلب دیگر نیز از وی در نشریات هم میهن منتشر نخواهیم کرد، این مطلب هم به دفتر مجله ارسال شده بود و تحریریه صدا در تولید آن نقش نداشت.»

قوچانی سپس عنوان کرد که برای “اثبات نبود سوء نیت” به صورت داوطلبانه نشریه صدا را برای مدتی منتشر نخواهد کرد.

اعلام برائت قوچانی و توقف داوطلبانه کار نشریه صدا به انتشار نظرات گوناگونی در فضای مجازی دامن زد. در حالی که بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی اتهامات وارد شده را بی‌مورد دانسته‌و نسبت به وضعیت آیدین سیار سریع ابراز نگرانی کرده‌اند، خود وی در صفحه‌اش در توییتر نوشت: «اتفاقات هر چقدر تلخ در نهایت خیرند. این ماجرا هم باعث شد اطرافیان را بهتر بشناسم.»

حذف و بایکوت یک نویسنده

آن‌چه خشم بسیاری از کاربران خصوصا هم‌صنفی‌های آیدین سیار سریع را برانگیخته، عدم حمایت یک سردبیر از روزنامه‌نگار خود است. بسیاری این پرسش یا نقد را مطرح کرده‌اند که چطور امکان دارد مطلب بدون تایید سردبیر منتشر شود و برفرض محال هم شده باشد، آیا سردبیر می‌تواند اینگونه از مسئولیت شانه خالی کند و مسئولیت را به تمامی به گردن نویسنده مطلب بگذارد؟

یکی از کاربران در فیس‌بوک می‌نویسد: «برائت آخر؟ لااقل کلمه‌ای استفاده‌می‌کردی به ماجرا بخورد. آخر اینجوری ایشان باید خیلی خطری باشند. بعد تو سردبیری؛ یک همچین موجود خطرناکی در نشریه‌ات نوشته و مطلبش چاپ شده بعد تو نفهمیدی؟ خیلی غریب است.»

بیش‌تر بخوانید: مدیرعامل دویچه وله خطاب به رهبری ایران: به سانسور اینترنت پایان دهید

یکی دیگر از کاربران فیس‌بوک می‌نویسد: «شما تا زمانی که مطلبی در نشریه شما چاپ نشده، می‌توانید هر جبهه‌ای بگیرید، ولی وقتی در نشریه شما مطلبی چاپ شد، آن هم نه به عنوان نقل قول یا مطلب ارسالی، که به عنوان مطلب سفارش داده شده از سمت خودتان، موظف به دفاع از آن و نویسنده آن هستید. اگر نخوانده منتشر کرده‌اید، که عذر بدتر از گناه … .»

یکی از کاربران در توییتر نیز به قوچانی انتقاد می‌کند که “به جای ابراز برائت و نویسنده را دم تیغ فرستادن و نشریه شهیدی را نواختن و ابراز ندامت کردن، کافی بود ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و مطلب را بخوانید.”

برخی نیز اظهارات قوچانی را حتی از اعتراضات شکل‌گرفته نسبت به مطلب و نویسنده و نشریه تندتر ارزیابی کرده‌اند و یکی از کاربران نیز می‌نویسد که “ژورنالیست بدون جیگر مانند اسلحه‌ی بدون گلوله هستش. اگر جیگر ندارید، لااقل صداخفه کن نباشید.”

یکی از کاربران اما از وضعیت عمومی کشور ابراز نارضایتی می‌کند و می‌نویسد که “در مملکتی زندگی می‌کنیم که صدا از ترس خودش را خفه می‌کند.”

تلاش قابل فهم برای تداوم کار

اما در میان کاربران و روزنامه‌نگاران کسانی نیز بودند که با توجه به همین اوضاع عمومی کشور اقدام قوچانی را یک “عقب‌نشینی تاکتیکی” خواندند. آن‌ها حفظ روزنامه را از واجبات در این وانفسا دانسته و نسبت به اقدام و حتی اظهارات قوچانی ابراز تفاهم کردند.

یکی از کاربران در توییتر می‌نویسد: «اون مطلب طنز هیچ چیز نداشت که باعث توقیف یک نشریه بشه، هیچ چیز. انتقاد اصلی به سیستمی بر می‌گرده که این‌قدر فضای رسانه‌ای رو محدود کرده.» همین کاربر در توییت دیگری ادامه می‌دهد: «این وسط همه به قوچانی گیر دادیم، اما فراموش نکنیم توقف یا توقیف صدا بابت یک مطلب طنز فقط مضحکه. هیچ تقصیری هم متوجه سردبیر و طنزنویس نیست.»

بیش‌تر بخوانید: احسان مازندرانی “آزاد شد”

یکی از کاربران فیس‌بوک نیز در دفاعی مشخص می‌نویسد: «قوچانی چه خوب چه بد روزنامه‌نگاره. حالا با شرف یا بی‌شرف، مزدور یا آزاده. اون می‌خواد روزنامه رو حفظ کنه. حالا من سئوالم اینه موندن یک روزنامه خوبه یا نبودش به قیمت دفاع از شرافت روزنامه‌نگاری؟ بودن پارلمان خوبه یا نبودنش به قیمت دفاع از شرافت قانونگذاری؟»

و یکی از کاربران در توییتی با همین مضمون می‌نویسد: «قوچانی امروز حتی با قوچانی دیروز متفاوت است. اون دیگه فهمیده بزرگ بودن رسانه در توقیف نیست بلکه در تداوم و پایداریست.»

اما موضوع توقف داوطلبانه انتشار صدا و نبود حمایت از نویسنده مطلب، سر صحبت برخی از دیگر روزنامه‌نگاران با خاطرات مشابه را باز کرد، خاطراتی از خالی کردن پشت یک نویسنده یا تحریریه در مقابل نظام سانسور. آن‌ها در فیس‌بوک و توییتر با نام بردن از اشخاص و نشریات مرتبط به نقل خاطراتی از سال‌های اخیر پرداختند. آن‌ها در توییت‌ها و پست‌های فیس‌بوکی خود از بی‌پناهی روزنامه‌نگاران در برابر تهدید و سرکوب نوشتند.

ایران از سوی نهادهای مرتبط با آزادی بیان “زندان روزنامه‌نگاران” خوانده می‌شود. این کشور در آخرین رده‌‌بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۶ از میان ۱۸۰ کشور جهان در رده ۱۶۹ قرار گرفته است.

No responses yet

Oct 18 2016

عضو شورای شهر: کسی که بحث املاک نجومی را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: حدود دو ماه پیش یاشار سلطانی٬ سردبیر سایت معماری‌نیوز که برای اولین‌بار گزارش واگذاری املاک ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شهرداری را منتشر کرده بود، بازداشت شد. معماری نیوز و چند رسانه‌ دیگر ایرانی٬ شهرداری تهران را متهم کرده کرده‌اند که به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مأمور حراست، زمین‌هایی در مناطق شمالی تهران را با ۵۰ درصد تخفیف واگذار کرده است.

حالا فایل صدایی منتشر شده که مربوط است به جلسه شورای شهر تهران در روز ششم مهر. در این نوار شنیده می شود که رضا تقی پور عضو اصولگرای شورای شهر تهران به انتقاد شدید از کسانی بپردازد که خواستار آزادی روزنامه نگارانی هستند که این پرونده را فاش کردند. در میانه حرف‌های او ابوالفضل قناعتی، عضو هیات رییسه شرای شهر تهران سخنان دیگری زد که اکنون جنجالی شده . آقای قناعتی در بخشی از اظهاراتش در دفاع از واگذاری‌های انجام شده می‌گوید: آمده اند به یک آزاده و یک اسطوره تهمت زده اند. می دانید آزادگی چیست؟ کسی که این حرفها را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد. اینها آمده اند آبروی همه را برده اند، چه کسی چیزی داده؟ اگر چیزی به کسی داده اند به یک اسطوره و یک آزاده داده اند. این اظهارات با واکنش‌های شدیدی روبرو شده است.

علی همدانی مجری برنامه چشم انداز بامدادی بی‌بی‌سی در گفتگو با حسین قاضیان، جامعه شناس، به تحلیل این سخنان پرداخته است. این گفتگو در بامداد 27 مهر 1395 پخش شده است.
برای شنیدن فایل صوتی

No responses yet

Oct 17 2016

گالیور، قوچانی، سیارسریع و دیگران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: شراگیم زند

«آیدین سیار سریع» متن طنزی نوشته است برای نشریه «صدا» به سردبیری محمد قوچانی… موضوع نوشته کاندیداتوری احتمالی محمود احمدینژاد بوده و آیدین او را در قالب شخصیت کارتونی «رابین هود» تصویر کرده است. رابین هودی که توهم این را دارد که مردم از او خواسته اند که بازگردد و فعالیتهایش را دوباره شروع کند و جلوی بی عدالتی ها را بگیرد… به همین دلیل توی کوچه و خیابان راه میفتد و انقدر با لحن احمدی نژادی از مردم برای برگشتنش تائید و تشویق طلب میکند که گالیور سر و کله اش پیدا میشود و پیگیر چند و چون قضیه میشود و وقتی رابین هود از علاقه ی مردم شهر به بازگشتش میگوید، گالیور می آید و از اهالی شهر (که همگی شخصیتهای کارتون های معروف دهه شصت هستند) میخواهد که بیایند و بگویند واقعا خواسته شان آمدن رابین هود است یا نه… شازده کوچولو و جک (همان جک در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز) و هاچ زنبور عسل می آیند و هر کدام از زاویه دید خودشان و زبان خودشان میگویند که چرا دوست ندارند رابین هود دوباره برگردد و در آخر هم گالیور از قول خودش میگوید با اینکه شخصا مشکلی با رابین هود ندارد اما خب ظاهرا اهالی شهر دوست ندارند که او بیاید و به او هم توصیه میکند که برود سراغ کار و زندگی خودش.

حالا یک سایت متعلق به دلواپسان آمده و از این نوشته کشف رمز کرده که آیدین سیار سریع، خامنه ای را به گالیور تشبیه کرده است… از این طرف هم سردبیر نشریه “صدا” یعنی آقای قوچانی شروع کرده به عذرخواهی و حتی اعلام کرده که مدتی داوطلبانه نشریه اش را می بندد تا مشخص شود چطور چنین مطلبی چاپ شده است و البته در این میان کل تقصیر را هم انداخته است گردن نویسنده مطلب… جالب این است که حتی شروع کرده به تخریب او (احتمالا در جهت تشفی خاطر دلواپسان!) که ایشان اصلا نویسنده تحریریه ما نبوده و نیست و از اول هم فقط توی نشریات معلوم الحال و توقیفی مینوشته و اصلا گروه خون چنین آدمی به نشریه کاردرست ما نمیخورد و از این صحبتها (همه صحبتها نقل به مضمون)
اینکه چنین رفتاری از سوی یک سردبیر، چقدر حرفه ای و یا چقدر اخلاقی ست موضوع این نوشته نیست و من وارد آن مباحث نمیشوم و دوستان با تجربه تر از من در امر روزنامه نگاری در این مورد نوشته اند و احتمالا خواهند نوشت… چیزی که برای من جالب است این است که مطلب آیدین سیار سریع را هر جور بخوانی و دنبال نشانه هایی باشی که سیار سریع شخصیت گالیور را میخواسته به خامنه ای نسبت دهد چیزی از دل متن در نمی آید… در این متن دهها نشانه و «کد» وجود دارد که خواننده بدون تردید میگوید که رابین هود همان احمدینژاد است… تکیه کلامها و علاقه و قصدش برای کاندیداتوری و چیزهایی مانند آن، جای شک و شبهه باقی نمیگذارد و اصلا اگر قرار باشد خواننده متوجه اصل داستان نشود که خواندن متن لطفی ندارد… ولی واقعا چرا باید فکر کنیم گالیور همان رهبر است؟ (البته حتی اگر چنین باشد به اعتقاد بنده باید از گالیور دلجویی شود نه از آقای خامنه ای!)
به هر شکل در تمام متن نه تکیه کلامی از آقای خامنه ای از زبان گالیور میخوانیم که ما را به سمت رهبری هدایت کند… نه اینکه خود گالیور در موضع کسی ست که رابین هود ملزم به اطاعت و حرف شنوی از او باشد… گالیور در این متن طنز صرفا بعد از شنیدن صحبتهای همه ی شخصیتهای کارتونی به رابین هود میگوید که من چون به زندگی تحت سلطه آدمهای کوچک عادت دارم (اشاره به لی لی پوتی ها که او رو اسیر کرده بودن) پس مشکلی با امدن تو ندارم و الان فقط مشکل این است که تو مردم رو اذیت میکنی… یعنی گالیور هم خودش را کسی میداند که رابین هود میتواند اگر بر سر کار بیاید بر او هم سلطه داشته باشد.

واقعا طنزنویسی مثل سیار سریع چه دلیلی دارد که بخواهد انقدر کدهای اشتباه بدهد که با کاراکتر رهبری نمیخواند؟ خواسته رد گم کند؟ برای چی؟ کسی می آید چنین کاری میکند که مثلا شخصیت منفور و دیو سیرتی از صاحبین قدرت ساخته باشد و بخواهد مطلبش هم حتما چاپ شود و گزک هم به دست کسی ندهد… برای این می آید و رد پاها را در نوشته اش کمرنگ میکند… در این داستان چه نیازی دارد که نویسنده اینهمه شامورتی بازی انجام دهد که شخصیت محبوب، مثبت و یا خنثای گالیور را به خامنه ای نسبت دهد؟

احتمالا آقای قوچانی قبل از واکنش نشان دادن حتی یک بار هم این مطلب را درست نخوانده است و یا اگر هم خوانده چون در عرصه توقیف نشریه حسابی مارگزیده است، هر ریسمان سیاه و سفیدی در متن دیده آن را اشاره به «مقام معظم رهبری» فرض کرده و از روی ترس جلو جلو کرکره نشریه اش را داوطلبانه و موقت کشیده است پائین و نویسنده مطلب را نیز سپر بلای خود و نشریه اش کرده است.

هرچه که هست امیدوارم این ماجرا و رفتارهای احساسی، غیر منطقی و غیر اخلاقی پیرامون آن، تبدیل به یک ماجرای “نَمَنَه” دیگر این بار برای این طنزنویس خوب کشورمان نشود… آیدین سیار سریع جزء معدود طنز نویس های این دوره است که طنزهایش را «خوب»، «پرداخت شده» و البته هنوز «خنده دار» مینویسد.

No responses yet

Oct 13 2016

کویتی‌پور: حق‌الناس بهروز وثوقی چه می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

دیگربان: غلام کویتی‌پور٬ از مداحان شناخته‌شده٬ نگاه هنری مسئولان فرهنگی ایران را «اساسا کور» معرفی کرد و از آنها خواست بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب «چشم‌شان را باز کنند.»

وی افزوده «به ما تلقین شده بود موسیقی حرام است و بهره‌گیری از آن را بد می‌دانستند. من نمی‌دانم این چه نگاهی است؟ مگر محمدرضا شجریان یا محمد اصفهانی در کنار خواننده بودن قاری قرآن هم نبوده‌اند؟»

کویتی‌پور اضافه کرده «ما ۳۷ سال است دافعه‌مان بسیار بیش از جاذبه‌مان است. چرا تا این حد راحت از قدرت استفاده و هنرمندان‌مان را دربه‌در می‌کنیم؟ بهروز وثوقی چه گناهی در حق هنر ایران کرده است که باید بیاید پشت مرز ترکیه بایستد، پدر مریض‌اش را که در حال احتضار است ببیند و خداحافظی کند؟ این حرف بسیار بد است که شما به یک ریش‌سفید، به یک پیشکسوت هنر بگویید ببخشید ما برای راه دادنتان به کشورتان مشکل داریم. حق‌الناس این انسان هنرمند کجا می‌رود؟»

No responses yet

Oct 10 2016

همه چیز در باره رفت و آمد همکاران GEM به تهران و واکنش حراست ارشاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

سحام: برخی اخبار در ماه‌های اخیر از رفت و آمد هنرمندان و سینماگرانی به کشور حکایت دارد که چندی است رحل اقامت در ترکیه و شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان انداخته‌اند و برای این شبکه‌ها به تولید محصول روی آورده‌اند. محصولاتی که بعضا در قید و بند ممیزی‌های اخلاقی و عرفی جامعه ایرانی نیست.

به گزارش «صبح نو، گروه شبکه‌های ماهواره‌ای جم در ماه‌های اخیر به دو دلیل در کانون توجه قرار گرفت؛ یکی پخش تیزرهای سینمایی محصولات داخلی ایران که در برهه زمانی نوروز ۹۵ به شدت شیوع یافت و باعث شد آمار بالایی در فروش محصولات سینمایی ثبت شود و دیگری مهاجرت تعدادی از دست‌اندرکاران سینما و تلویزیون ایران به ترکیه و همکاری با این شبکه ماهواره‌ای.

در مورد نخست یعنی پخش تیزرهای سینمایی ورود دادستان تهران به قضیه و برخورد با تعدادی از صاحبان آثاری که تیزرهایشان به کرات از این شبکه پخش شد سبب ایجاد وضعیت کج‌دار و مریزی در پخش تیزر شد؛ یعنی به جای پخش گسترده تیزر، نوعی محدودیت پخش، هم در تعداد و هم در زمان روی آنتن رفتن تیزرها رخ داده است ضمن اینکه بار اصلی پخش تیزر هم برعهده شبکه‌های فرعی‌تر جم مانند ریور و روبیکس گذاشته شده است. البته به جای پخش رایگان که اوایل کار صورت می‌گرفت کف قرارداد پخش تیزر برای جم به هفته‌ای ۲۰ میلیون تومان در ازای پخش متوسط ۷۰ تا ۱۰۰ تیزر رسیده است.

درباره مهاجرت برخی عوامل سینما و تلویزیون به ترکیه هرچند محصولات تولید شده توسط این عوامل کیفیت بالایی ندارند و حاشیه‌سازی‌های بازیگران چنین آثاری در شبکه‌های اجتماعی هم نتوانسته چنان که باید شرایط توجه مخاطبان به این آثار را فراهم کند با این حال نکته اینجاست که رفت و آمد برخی از عوامل این محصولات به ایران شگفتی بستگان آنها و همکاران داخلی‌شان را موجب شده است.

روایت یکی از رفت و آمدکنندگان

مهدی مظلومی، سعید ابراهیمی فر، احمدرضا گرشاسبی، محمدتقی راوندی و افشین علیزاده از کارگردانان و رابعه اسکویی، صدف طاهریان، بهارک صالح نیا، پردیس افکاری، چکامه چمن ماه، رامسین کبریتی، هرمز سیرتی و مانی کسراییان از بازیگرانی‌اند که در یک سال گذشته به ترکیه رفته‌اند و مشغول کار برای جم هستند.

برخی از این چهره‌ها و به خصوص کارگردانان و عوامل تولید در ماه‌ها و هفته‌های گذشته به صورت کاملاً آزادانه به تهران رفت و آمد داشته‌اند و حتی در مهمانی‌های همکاران سینمایی خود حاضر شده‌اند.

یکی از این گروه که اخیراً به تهران آمده و در زمره عوامل تولید است درباره چگونگی حضور در تهران به «صبح نو» گفت: فقط هنگام ورود به تهران و در فرودگاه دقایقی تحت سؤال و جواب قرار گرفتم و بعد از آن که مطمئن شدند که مشکلات مالی باعث شده جم را برای امتداد فعالیت انتخاب کنم، از من خواستند در رفتارم تجدیدنظر کنم. با این حال برخورد با من کاملاً محترمانه بود و بعد از انجام سؤال و جواب هم پاسپورتم به من تحویل داده شد.

این فعال در جم که در ایران دستیار کارگردان بوده و آنجا فیلم هم می‌سازد(!) درباره اینکه هدفش از رفت و آمد به تهران چیست، از دیدار با بستگان و خانواده‌اش گفت.

وی بیان داشت: دیدار با پدر و مادر و برخی از خویشاوندان نزدیکم سبب حضورم در تهران شده است ضمن اینکه همچنان از آخرین تله‌فیلم‌هایی که برای تلویزیون کار کردم طلب‌هایی دارم و برای نقد کردن چک‌های مربوط به این طلب‌ها به ایران آمدم.

این دستیار کارگردان سابق و کارگردان فعلی درباره اوضاع مالی‌اش در جم و اینکه آیا اوضاع بهبود پیدا کرده یا نه اظهار داشت: اگر درباره متوسط حقوق بخواهید عوامل مختلف تولید بین ۲ تا ۵ هزار لیر ترکیه دستمزد می‌گیرند که به پول ایران بین ۲ تا ۶ میلیون می‌شود و رقم چشمگیری نیست ولی چون با اغلب عوامل قرارداد بلندمدت بسته‌اند باعث می‌شود حاشیه امنیتی خوبی برای برنامه‌ریزی اقتصادی زندگی فراهم باشد.

رابط‌های جذب نیرو در تهران

فارغ از رفت و آمد این گروه از دست‌اندرکاران به تهران که به بهانه دیدار با خانواده و بستگان فراهم شده شبکه ماهواره‌ای مورد نظر چند نیروی فعال دارند که در جهت جذب نیرو برای جم، به ایران رفت و آمد می‌کنند.

این دست اندرکاران که محل استقرار آنها استانبول و آنتالیاست حین حضور در تهران می‌کوشند شرایط جذب بازیگران و عواملی را فراهم کنند که علاقه به همکاری با این شبکه دارند. این رفت و آمدها در شرایطی است که یکی از مقامات حراست ارشاد به صراحت از ممنوعیت از فعالیت همکاران جم می‌گوید و اینکه حضور آنها در داخل کشور هم بدون رضایت مقامات ذیصلاح امکان پذیر نیست.

واکنش حراست ارشاد

این مقام حراست ارشاد با اشاره به اینکه فعالیت بازیگرانی که برای کار به خارج از کشور رفته‌اند کاملاً رصد می‌شوند به «صبح نو» گفت: تمامی هنرمندانی که بین ایران و کشورهای خارجی در رفت و آمدند و به خصوص آنها که برای فعالیت به آن طرف می‌روند رصد می‌شوند و اگر به کار برای شبکه‌های ماهواره‌ای معاند بپردازند در ۹۹ درصد موارد برایشان ممنوعیت فعالیت در داخل ایجاد می‌شود.

وی ادامه داد: البته این ممنوعیت ممکن است موقت یا دائمی باشد بسته به شرایط خروج از کشور آن هنرمند؛ این مسأله فقط شامل بازیگران و دست‌اندرکاران سینما و تلویزیون نیست و مثلاً خوانندگان را هم شامل می‌شود.

این مقام حاضر در حراست ارشاد با تأکید بر اینکه حتی رفت و آمد به داخل کشور بازیگرانی که در محصولات شبکه‌هایی مانند جم ظاهر شده‌اند با محدودیت روبه‌روست بیان داشت: این طور نیست که بتوانند به راحتی بروند و بیایند بلکه مقامات ذیصلاح تمامی آنها را زیرنظر دارند و در مواقع لزوم با آنها برخورد می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .