اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سپاه قدس'

Jan 04 2020

احمد فروزنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

باقری: شهریور 1357، پس از آزادی از زندان، برای فوق دیپلم رشتۀ معلمی امتحان دادم و قبول شدم. در سال 1358 در امتحانات پایان سال شرکت کردم، شهریور مدرک گرفتم و بلافاصله اول مهر همان سال به‌عنوان معلم حرفه‌و‌فن سر کلاس درس رفتم. معلم‌های جوان را به حاشیۀ شهر می‌انداختند. مرا به منطقۀ تصفیۀ شکر اهواز فرستادند. همۀ معلم‌های آنجا جوان بودند. سه ماه درس دادم. تدریسم 26 یا 28 ساعت در هفته بود. بعد از اینکه درگیری‌های خرمشهر در خرداد 58 رخ داد، شهید [محمدعلی] جهان‌آرا از من خواست که اطلاعات سپاه خرمشهر را بر‌عهده بگیرم و با تعدادی از بچه‌های اصیل خرمشهر، مثل زمانی و نعمت‌زاده‌ها، قضیۀ خلق عرب را حل کنم. برای 6 ماه مأمور شدم و به‌صورت رسمی یک نامه برای آموزش و پرورش نوشتم. از برج 8 [ماه آبان] هرروز بمب‌گذاری، شلیک آر.پی.‌جی و مشکلات بیشتر می‌شد. در این 6 ماه شروع به سازماندهی اطلاعات کردم. با تعداد کمی به‌سرعت توانستیم مسائل اطلاعاتی، امنیتی و شبکه‌هایی را که با عراق در ارتباط بودند کنترل یا منهدم‌ کنیم.

ما از قبل، کار امنیتی انجام می‌دادیم. هرکس که کار سیاسی انجام می‌داد به‌نوعی به مسائل امنیتی هم وارد بود. قبلاً در زندان با مسائل امنیتی، بازجویی، نحوۀ پس دادن بازجویی و مراقبت از سوژه و… درگیر بودم. دوستانی که با ما بودند نیروهای خوبی شدند و آدم‌های کارآمدی بودند. هرچند خیلی‌هاشان از سپاه رفتند ولی عملاً ما با همین جمع توانستیم مسائل امنیتی خرمشهر را حل کنیم. شناسایی گروه‌ها و شبکه‌ها براساس تجربه و دانش قبلی ما بود که در مبارزه و شیوه کار، نحوه مستند‌کردن، جمع‌بندی، و تعقیب‌و‌گریز در زندان به‌دست آورده بودیم. قبل از دستگیری خانۀ امن داشتیم. همین خانۀ امن شاخصه است که کجا و چطور کنترل کنیم. ما به‌طور عملی با آن درگیر شده بودیم.

صدام و حزب بعث براساس مبنای اعتقادی حزب، حزب بعث را حزب بعث عراق نامیدند. بلکه بر روی آن، اسم عربی قیاد یعنی فرماندهی عربی گذاشته بودند؛ می‌گفتند هرجا که عرب باشد حزب بعث باید در آنجا فعالیت بکند. در بخشی از خوزستان که عرب‌ها بودند، به‌دلیل منابع اقتصادی، دسترسی به دریا و آب شیرین و ذخایر نفتی، پیوستگی جمعیت عرب به جمعیت عراق و نوار مرزی مشترک بین ما و عراق، جاذبه‌های خوبی بود که صدام و حزب بعث روی این موضوع بسیار کار کرده بودند.[2]

با شروع درگیری‌های خرمشهر، با توجه به اینکه عراق از قبل ظرفیت و توانایی خوبی در داخل خرمشهر و آبادان داشت، توانسته بود سازمان‌دهی کند. بعد از انقلاب، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور ازهم پاشیده شد و فضایی به‌وجود آمد که عراقی‌‌ها توانستند با قدرت بیشتری وارد صحنۀ خوزستان بشوند و اهدافی را که از قبل دنبال می‌کردند محقق بکنند. یک‌سری سازمان‌های سیاسی‌اجتماعی در خرمشهر تشکیل شد که هرکدام نمایندۀ یک قشر خوزستان بودند. عنوان‌های آن‌ها در عرض دو سه ماه چندین بار تغییر کرد ولی افرادشان همان‌ها بودند.

آن‌ها در کل، سه جریان بودند: 1- تشکل جریانات عشایری و جریانات عربی‌قومی که سردسته‌‌شان سیدهادی مزاری و مکان‌شان کنار کانون فرهنگی نظامی بود. 2- گروه‌های قومی روشنفکر که نمایندۀ آن‌ها سیدمحمد ابولی و عامر بودند که مکان‌ آن‌ها جنب ساختمان دژبانی خرمشهر در خیابان فردوسی قرار داشت. 3- شهروندان عربی که طرفدار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند. در این گروه آقای سیدعدنان، احمد شوش[3]، رضا الهی و تعدادی از بچه‌های عرب خرمشهر قرار داشتند. علاوه‌بر این‌ها، کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان هم متعلق به بچه‌هایی بود که از قدیم داخل شهر، مساجد و هیئت مذهبی کارهای سیاسی اجتماعی می‌کردند. تعدادی از آن‌ها در رژیم گذشته دستگیر شده بودند که بعد از آزادی مجدد برگشتند. مکان کانون در منزل رئیس ساواک بود. جبهۀ خلق عرب که بعد از جبهه‌التحریر تشکیل شده بود، در شهربانی خرمشهر استقرار داشتند. تمام این تشکل‌ها در ساختمان‌های ویلایی بزرگ در یک فضای محدود و کنار هم، به‌هم چسبیده بودند.

به‌علت وضعیت جغرافیایی، وجود نخلستان‌ها و مرغداری‌ها، نقل و انتقال سلاح، اقدامات جاسوسی و تحرکات خلق ‌عرب و به عبارتی سرویس اطلاعاتی عراق در خوزستان بسیار فعال بود. ازطرفی ما ابزار و وسایل زیادی نداشتیم. اطلاعات ضدجاسوسی ساواک برعلیه آن‌ها نیز ازبین رفته بود. آن ‌موقع، بچه‌های مذهبی شهر تلاش زیادی کردند تا بتوانند تحرکات را کنترل کنند. ضدانقلاب داخل راه‌پیمایی‌ها و مساجد نارنجک می‌انداختند. عده‌ای زخمی و تعدادی هم شهید شدند. آن‌ها از طریق نظامی تلاش داشتند که قدرت نیروهای انقلابی خوزستان را محدود کنند و به وضعیت سیاسی‌اجتماعی داخل مسلط شوند.

توجة همۀ این‌ها به خرمشهر، این شهر مهم مرزی و نبض اقتصادی و درآمدهای نفتی خوزستان بود. برهمین اساس، شکل‌گیری اطلاعات سپاه خرمشهر و آبادان از قبل شروع شده بود. آن دوران تلاش زیادی ازطرف دادگاه، سپاه، کمیته و برادرهایی که در بخش سیاسی‌امنیتی فرمانداری فعالــیت می‌کردند، صورت گرفـــت که خرمشهر، آبادان و کلاً خوزستان تحـت کنترل درآید.

اوایل سال 1358 درگیری شدید بود. در آبان و آذر آن سال اوضاع آرام شد. فروردین سال 1359 توانستیم بسیاری از افرادی را که به‌داخل خرمشهر و آبادان نفوذ می‌کردند شناسایی و حتی آن‌ها را در مرز دستگیر بکنیم. ژاندارمری نمی‌توانست مأموریتش را به‌خوبی انجام دهد. این مأموریت به سپاه خرمشهر واگذار شد. سپاه از بچه‌های آغاجاری و ماهشهر خواست به مرز بیایند و از خین تا منطقۀ حدود گسترش پیدا کرده و تحرکات ضدانقلاب را شناسایی کنند. با همان امکانات محدود، بعضی از نقاط را تله‌گذاری کردیم تا آدم‌هایی که از آن مسیرها می‌آیند، در تله بیفتند. با بعضی از گروه‌های داخل مرز توانستیم در خاکریز کنار مرز یا قبل از نقطۀ ورودی، جلوی آن‌ها را بگیریم. عواملی را هم در تشکیلات خلق عرب سازماندهی کردیم تا اطلاعات و تحرکات داخلی‌ آن‌ها را به ما برسانند. ما عناصری را که عراقی‌ها به آن‌ها اعتماد داشتند می‌‌فرستادیم تا شناسایی عمومی از منطقه داشته باشند و بعد از برگشت، گزارش شناسایی به ما ارائه می‌دادند.

همین وضعیت تا قبل از اینکه جنگ شکل بگیرد، ادامه پیدا کرد. نیروهای عراقی در جدار مرز سعی داشتند که عناصری را به‌داخل خاک ایران بفرستند و اقدامات تخریبی خودشان را افزایش بدهند. خیلی از افسران اطلاعاتی خلق عرب را می‌شناختیم که داخل پاسگاه مرزی عراق مستقر بودند و از همان‌جا کار را هدایت می‌کردند. شناسایی‌ها را از دستگیری و بازجویی‌ها به‌‌دست آورده بودیم. خودروهای سازمانی سپاه شناخته شده و تویوتاهای دوکابینه‌ای بودند که روی جادۀ مرزی حرکت می‌کردند. آن‌ها به‌وضوح می‌دیدند که خودروی سپاه یا کمیته داخل مرز است. ما توانستیم کنترل، شناسایی و دستگیری‌ها را داخل مرز افزایش بدهیم و با مهم‌ترین گروه‌های آن‌ها در مرز برخورد کنیم. بنابراین، عراقی‌ها تلاش داشتند استقرار ما را در جدار مرز ناامن بکنند. آن‌ها به نیروهای ما که به دشت می‌رفتند، تیراندازی می‌کردند تا نیروهای‌شان به‌‌راحتی تردد کنند. آن‌ها پی برده بودند که سپاه و کمیته‌ها مانع کار هستند. ابتدا موضع ما را به رگبار بستند، بعد خمپاره 82 زدند. ما سلاح‌های سبک مثل کلت و ژ3 داشتیم، خمپاره ندیده بودیم. 21 شهریور 1359 موسی بختور و فرحان اسدی که هر دو از پاسداران‌‌ خرمشهر بودند، شهید شدند.

شخصی به نام حسینی داشتیم که افسران اطلاعاتی بعثی را می‌شناخت. یک روز می‌بیند که یکی از عناصر استخبارات عراق با لباس دشداشه معمولی درحال تردد است، پشت درخت کمین می‌کند و با تیرکمان به افسر اطلاعاتی می‌زند که به صورتش می‌خورد. داد و فریاد به‌راه می‌اندازد و شروع به تیراندازی می‌کنند. آن‌ها به هر بهانه‌ای درگیر می‌شدند و ما هم به آن‌ها جواب می‌دادیم. تصور صدام این بود که در خوزستان مسئله‌ای مثل کردستان درست بکند تا حزب بعث داخل خوزستان قدرت اصلی بشود. اخبارشان به ما می‌رسید که داخل خرمشهر خودشان را تقویت می‌کنند؛ هم ازطریق عوامل اطلاعاتی و هم ازطریق ایرانی‌هایی که در دفتر سی‌بی‌سی مشترک بین عراق و ایران حضور داشتند. این‌ دفتر برای کنترل و نظارت بر اروندرود، یک سال داخل ایران و یک سال داخل خاک عراق تشکیل می‌شد. این دفتر سال 59 داخل خاک عراق بود. کارمندانش صبح به بصره می‌رفتند و بعدازظهر برمی‌گشتند.

ما منشأ ناامنی را در بیرون از خرمشهر می‌دیدیم. همیشه در تعقیب نیروهای بعثی در داخل کشور و یا در خاک عراق بودیم. برای کنترل تحرک و جاسوسی آن‌ها در داخل ایران بایستی داخل عراق نفوذ می‌کردیم و نفوذ هم کردیم. مثلاً ما مطلع می‌شدیم یک تیم از روستای شاه‌کور وارد می‌شود. برهمین اساس بچه‌های داخل مرز جلوی آن‌ها کمین زدند و درگیر شدند. مرکزیت ضدانقلاب داخل بصره بود. ما باید داخل بصره کار اطلاعاتی می‌کردیم تا به نتیجه برسیم. حرکت دشمن را، از اینکه چه گروهی و چطور می‌خواهند وارد بشوند، دنبال می‌کردیم. همۀ این کارها به‌‌وسیلۀ سپاه خرمشهر انجام می‌شد. البته این فعالیت در بعد امنیتی بود و نظامی نبود. چون ما تصور نمی‌کردیم که دشمن لشکرکشی کند و بخش وسیعی‌ از ایران را بگیرد. آن ‌موقع مسئول اطلاعات خوزستان رضا رضوی بود. وقتی ارتش عراق از پادگان‌ها خارج شدند و روی زمین گسترش پیدا کردند، ما همزمان توانستیم بلافاصله حرکت آن‌ها را شناسایی کنیم و به اطلاع مسئولین جمهوری اسلامی برسانیم. این موضوع تا 21 شهریور سال 59 ادامه داشت. ازنظر ما، عراق جنگ بدون پیشروی را 21 شهریور شروع کرد. جنگ با پیشروی از 31 شهریور با عبور از مرزها و پاره کردن قرار داد 1975 توسط صدام، آغاز شد.

عراق 21 شهریور رسماً درگیری‌ها را با آتش‌باری شروع کرد. این درحالی بود که ما گزارش داشتیم آن‌ها نیرو آورده، چادر زده‌اند و در نقاط گسترش پیدا ‌کرده‌اند. البته ما کار نظامی نمی‌دانستیم و بیشتر کار امنیتی را تجربه کرده بودیم. جمهوری اسلامی قبل از جنگ در آنجا یک ستادی به نام ستاد اروند تشکیل داد. فرمانده‌اش سرهنگ علی مرادی[4] بود. بعد از او، افسر ارشد پایگاه دریایی خرمشهر را به‌عنوان فرماندۀ عملیاتی اروند گذاشتند. شهربانی، پادگان دژ، نیروی دریایی و سپاه آبادان جزء آن ستاد بودند.

در فاصلۀ بین 21 تیر تا 31 شهریور، من با اخوی‌ام[5] که معاون سیاسی استانداری خوزستان بود، از داخل مرز بازدید کردیم. ارتش، داخل منطقه عرایض شش تا هشت توپ ‌175 مستقر کرده بود. ما تا آن ‌موقع با نقشۀ توپخانه کار نکرده بودیم. پرسیدیم: به چه دلیلی این‌ها را به اینجا آورده‌اید؟ گفتند: اگر عراقی‌ها به ما توپ زدند، ما از اینجا بصره را می‌زنیم. البته جای سؤال دارد که آن‌ موقع چرا توپخانۀ‌ سنگین را، با سختی‌ای که در جابه‌جایی‌اش وجود دارد، در 5کیلومتری مرز گذاشته بودند. هرکسی می‌توانست بیاید این توپخانه را تحت کنترل درآورد. کمااینکه چند تا توپ بیشتر شلیک نکردند و قبل از هجوم سراسری عراق، دستور عقب‌نشینی به آن‌ها داده شد که ابتدا به ایستگاه حسینیه و بعد به آبادان منتقل شدند. زمانی‌که جنگ شروع شد، نیروی چندانی در خرمشهر نبود. از زمان درگیری خلق عرب، تعدادی نیروهای مردمی را برای پست دادن و حفظ امنیت مناطق و جاده‌ها سازماندهی کرده بودیم. آن‌ها شب‌ها به‌کمک سپاه می‌آمدند.

دشمن محور اصلی ورودی‌ا‌ش را از شلمچه به‌سمت خرمشهر انتخاب کرد. وقتی در آنجا با مقاومت روبه‌رو شد، از محور پلیس راه و خانه‌های پیش‌ساخته هم وارد شد. عراقی‌ها در آنجا هم با مقاومت روبه‌رو شدند. بعد به‌سمت پادگان دژ رفتند و بازهم با مانع برخورد کردند.[6] روبه‌روی پل خرمشهر هم همین‌طور بود.[7]

روز سوم خواستیم پل‌نو را منفجر کنیم ولی مواد منفجرۀ کارگذاری‌شده کم بود و فقط چند حفرۀ نسبتاً کوچک در سمت راست کنارۀ پل‌نو ایجاد کرد. به‌همین‌دلیل عراقی‌ها توانستند از پل عبور کنند. البته اگر پل‌نو منهدم هم می‌شد و به‌طور کلی ازبین می‌رفت، عرض نهر آن قدر عریض نبود که عراقی‌ها با آن‌همه امکانات مهندسی نتوانند از روی آن عبور کنند. بعدازظهر چهارم مهر، یک گروه شناسایی از کنارۀ سمت راست جادۀ خرمشهرـ اهواز حرکت کردند. در این گروه، ستوان ابراهیم خلیلیان از نیروی دریایی خرمشهر، محمدرضا دشتی[8] از سپاه خرمشهر، علیرضا محمدی و تعدادی دیگر از نیروهای مردمی شرکت داشتند. آن‌ها، پس از پنج ساعت راهپیمایی، متوجۀ حضور گستردۀ یگان‌های زرهی و نیروهای پیادۀ دشمن بر روی جادۀ اهواز به‌سمت خرمشهر شدند که داشتند به‌سمت خرمشهر می‌آمدند. گروه شناسایی، اذان صبح به پلیس راه خرمشهر بازگشت و گزارش شناسایی را به ما داد.

روز پنجم مهر، نیروهای عراقی به پادگان دژ و ساختمان‌های پیش‌ساخته رسیدند و نیروهای خودی به‌شدّت با آن‌ها درگیر شدند. نهایتاً نیروهای عراقی با تلفات سنگین به‌سمت شلمچه و بیابان‌های اطراف فرار کردند. آن‌ها از نیروهای ویژۀ نیرومخصوص بودند.

روز بعد، نیروهای عراقی به صددستگاه رسیدند. نیروهای ما هم در نخلستان‌های مندوان حضور پیدا کردند و با دشمن درگیر شدند. این درگیری باعت زخمی شدن تعدادی از نیروهای خودی شد که اکثر آن‌ها نیروهای مردمی بودند. در حین درگیری، احمد شوش و رضا کاظمی به‌داخل نیروهای عراقی رفتند و با نارنجک، تعدادی از ادوات زرهی عراقی را منهدم کردند و شبانه برگشتند. احمد شوش آن روز با پای برهنه می‌جنگید.[9]

فردای آن روز یعنی هفتم مهر، احمد شوش درحال برگشتن از جادۀ اهواز به‌سمت خرمشهر به شهادت رسید. یک گلولۀ آر.پی.جی خودی به ماشین و پشت سر احمد شوش برخورد کرد و احمد پس از انتقال به بیمارستان شهید شد. وقتی محمد نورانی[10] خبر شهادت احمد را شنید گفت: «احمد رفت، خرمشهر هم رفت.»

پس از آن بود که عراقی‌ها توانستند به انبارهای عمومی و سپس پلیس راه دست پیدا کنند.

در همان حال و اوضاع، ارتباط ما با حسن باقری برقرار بود. گزارش تهیه می‌کردیم و به اهواز می‌فرستادیم. در این دوره حتی تا دهم و دوازدهم مهر هم تشکیلات ما سر پا بود و به گلف گزارش می‌دادیم. بعد که اوضاع شهر به‌هم خورد، تشکیلات اداری ما هم به‌هم ریخت و تهیه و ارسال گزارشات دچار نابسامانی شد، چون اساساً جایی را نداشتیم. همه باید وارد دفاع می‌شدند و یا امکانات دفاعی برای شهر تهیه می‌کردند.

[1]- سردار احمد فروزنده در شرح مختصری از زندگی خود می‌گوید: سال 1334 در آبادان متولد شدم. پدرم در شرکت نفت کار می‌کرد. پدرم اصالتاً بهبهانی و مادرم اصفهانی است. خانۀ ما در منطقۀ کارگری بهمن‌شیر و چسبیده به دیوار جنوب ‌شرقی پالایشگاه آبادان بود. تا سال چهارم ابتدایی را در مدرسۀ بهار آبادان گذراندم. سال 45 پدرم بازنشسته شد. ما خانه‌ای در خرمشهر داشتیم و به آنجا کوچ کردیم. خانه‌ای کوچک و کارگری که در خیابان حدیدچی آن شهر قرار داشت.

آن‌ موقع دبیرستان دو مرحله بود، یکی تا سال نهم و از سال نهم به‌بعد. سال نهم خاطرم نیست ولی سه سال آخر را در دبیرستان بازرگانی درس خواندم. این دبیرستان نزدیک پل خرمشهر بود و الان هم هست. از اول دبیرستان وارد فعالیت‌‌های مذهبی و سیاسی شدم. در خرمشهر بچه‌های مذهبی در مساجد سید شُبیر، سید عدنان و بعد هم در مسجد امام‌صادق(ع) که مسجد شیخ محمدطاهر خاقانی بود، تمرکز داشتند. سال 49 یا 50 یک‌سری از بچه‌های خرمشهر را دستگیر کردند. در سال 52 هم تعداد دیگری دستگیر شدند. شهید جهان‌آرا جزء دستگیرشده‌ها بود. مرا هم می‌خواستند بگیرند اما در پرونده‌ام مدرک کافی نبود.

من و برادرم محمد باهمدیگر در فعالیت‌های مسجد خاقانی و امام‌صادق(ع) شرکت داشتیم. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه سال 53 دیپلم گرفتم و همان‌سال در رشتۀ معلمی دانش‌سرای اهواز ادامه تحصیل دادم. تا سال 55 در دانش‌سرا درس خواندم. بعد، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسی که با دانشجوهای مذهبی اهواز داشتم، توسط ساواک دستگیر شدم. ساواک، فروردین سال 55 حدود ده نفر را دستگیر کرد. مرا به اتهام اخلال در امنیت کشور، سازمان‌دهی تظاهرات دانشجویی و پشتیبانی از گروه‌های مسلح به دو سال‌ونیم زندان محکوم کردند.

اگر بخواهیم زندان را طبقه‌‌بندی کنیم، یک گروه بچه‌های مذهبی، یکی هم گروه‌های چپ و مارکسیست‌ها و یک گروه هم نیرو‌های خلق عرب و جبهه‌التحریر بودند. خیلی‌‌ از بچه‌های سوسنگرد، اهواز، آبادان و خرمشهر از نیروهای خلق عرب بودند. شاید از 300 نفر، 70 نفر خلق عربی بودند. آن‌ها به جرم ارتباط با حزب بعث عراق و وارد کردن اسلحه، محکومیت‌های طولانی 20-10 سال داشتند.

معمولاً زندان را به دانشگاه تشبیه می‌کنند. چون آدم‌ها وقتی داخل زندان می‌روند با حرفه و گرایش‌های مختلف آشنا می‌شوند. من هم در جمع نخبه‌های سیاسی بودم که در سطح خوزستان وجود داشت. سرآمد نیروها چه از گروه‌های سیاسی، مذهبی، مارکسیستی و خلق عرب، آنجا بودند. من در زندان با دانش و تاریخ مبارزاتی آشنا شدم.

[2]- کسانی که ما در زندان رژیم شاه دیدیم، همه در عراق آموزش دیده بودند؛ سلاح می‌آوردند و کار جاسوسی برای عراق می‌‌کردند. لذا عراق برای اینکه بتواند در ایران اثرگذار باشد، یک بخشی از حزب بعث را به‌عنوان حزب بعث خوزستان یا به‌عنوان جبهه‌التحریر‌الاهواز سازماندهی کرد. بعد هم که صدام حمله کرد، مشخص شد این‌ها دنبال این طرح بودند که به‌نحوی حوزۀ نفوذ خود را گسترش داده و به ذخایر سرشار منطقۀ خوزستان و آب‌های آزاد دسترسی پیدا کنند؛ این‌‌ها به‌عنوان خط‌مشی، جزء اهداف‌شان بود. همان‌طور که در کشورهای اردن، سوریه، کویت و عربستان هم کار می‌کردند. وقتی صدام تصمیم گرفت حمله بکند تصورش این بود که در گام اول ظرف 3-2 روز کل این حوزۀ عرب‌نشین را می‌گیرد و دست ایران را از نفت و دریا قطع می‌کند. مهم‌ترین بنادر ما یعنی بندر خرمشهر و بندر امام در این حوزه بود. صدام اگر می‌توانست این‌ها را بگیرد، حوزۀ نفوذش گسترش پیدا می‌کرد. اگر آنجا را می‌گرفت، تا 100 کیلومتر یک‌باره به دریای آزاد راه پیدا می‌کرد. روی این کار می‌کردند. بعد هم به کویت حمله کرد. نشان‌دهندۀ این است که او دنبال ذخایر و منابع استراتژیکی نفتی در این منطقه بود. اگر صدام می‌توانست، عربستان را هم می‌گرفت. (ر)

[3]- احمد شوش پس از پیروزی انقلاب مسئولیت کمیته و سپس جهاد سازندگی خرمشهر را برعهده گرفت. او روز هفتم مهر 1359 در سن 24 سالگی در پل ‌نو خرمشهر به شهادت رسید. دلاوری‌های شهید احمد شوش در مقاومت خرمشهر با لقب شکارچی تانک مشهور است.

[4]- وی جزء کودتاچیان پایگاه شهید نوژه بود و به عراق پناهنده شد. (ر)

[5]- محمد فروزنده در ابتدای جنگ معاون سیاسی استاندار خوزستان بود. سپس به‌عنوان استاندار خوزستان منصوب شد. او بعدها فرماندهی قرارگاه مهندسی خاتم‌الانبیاء و پس از جنگ معاونت لجستیک ستاد کل نیروهای مسلح را برعهده داشت. محمد فروزنده یک دوره به‌عنوان وزیر دفاع به دولت آقای هاشمی رفسنجانی پیوست. او از سال 1378 به ریاست بنیاد مستضعفان منصوب شد که این حکم، دو دوره ازسوی رهبر معظم انقلاب، تمدید شده است.

[6]- نقشه 1.

[7]- طبق سند آرشیوشدۀ‌ حسن باقری، ساعت 3:55 بامداد 1/7/59 مرکز بررسی مناطق ایران گزارشی از دهلران، دزفول، بستان، هویزه و خرمشهر ارائه داده است. این گزارش درباره خرمشهر چنین خبر داده است:

«در خرمشهر، پاسگاه 86 و80 سقوط کرده و دژهای 4،3،2،1 و 5 هم سقوط کرده است. سقوط پاسگاه شلمچه تأیید می‌شود ولی سقوط پاسگاه مؤمنی تکذیب. ولی درگیری برای گرفتن آن با شدت ادامه دارد.»

دو ساعت بعد، احمد فروزنده گزارشی را به شرح زیر مخابره کرده است:

آخرین اخبار واصله از واحد اطلاعات خرمشهر برادر فروزنده تاریخ 1/7/59

ساعت 5:45

اخبار قبلی مقداری اغراق‌آمیز بوده. بچه‌ها مشغول بررسی اخبار قبلی‌اند و فعلاً وضع، امیدوارکننده است.

ارزیابی خبر: احتمالاً صحت دارد. نظریه: مجدداً باید تماس گرفته شود.

خواهشمند است در صورت انجام هرگونه اقدام بر اطلاعات فوق، مسئولین مذکور را آگاه سازید.

پی‌نوشت: در ساعت 6:00 مورخ 1/7 مطالب بالا به برادر رضایی گفته شد.

(از مجموعه اسناد شهید حسن باقری)

[8]- محمدرضا دشتی از نیروهای مقاومت خرمشهر بود که پس از سقوط خرمشهر، بلافاصله گروه شناسایی‌ای برای نفوذ به خرمشهر راه انداخت. او در آذر ماه 1359، هنگام بازگشت از شناسایی، در کنار کارون شهید شد.

[9]- حسن باقری، در ششم مهر 1359 براساس اخبار واصله از احمد فروزنده، چنین گزارش کرده است:

از: سپاه منطقۀ خوزستان تاریخ: 6/7/59

آخرین اخبار واصله از اطلاعات خرمشهر برادر فروزنده حاکی از: پاسگاه شلمچه سقوط کرده. دژ مرکزی و 2 الی 3 دژ دیگر را تصرف کرده‌اند. از برادران پاسدار و ارتشی هرکدام که در منطقه بودند، قتل‌عام شده‌اند. تعداد معدودی از برادران باقی مانده‌اند که مقاومت می‌کنند. مدت 3 ساعت است که می‌خواهیم تماس بگیریم و از نیروی هوایی بخواهیم که از ما حمایت کنند ولی نتوانسته‌ایم و هیچ‌گونه حمایتی نشده است. درصورتی که خرمشهر و آبادان سقوط کند، عدۀ زیادی از مردم کشته خواهند شد. ساعت: 5:05 دقیقه

(از مجموعه اسناد شهید حسن باقری)

[10]- سردار محمد نورانی از مبارزین دوران انقلاب و یاران شهید جهان‌آرا بود که در مقاومت 34 روزۀ خرمشهر نقش مهمی داشت. محمد نورانی روز 24 مهر 59 مجروح شد و یک چشم خود را ازدست داد.

No responses yet

Jan 04 2020

قاسم سلیمانی در تور «آیت‌الله مایک»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: رضا تقی زاده: شکار شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران، و ۱۰ تن از همراهان او در مسیر فرودگاه بغداد تا شهر را می‌توان بزرگ‌ترین موفقیت مایکل دی اندریا (Michael D’Andrea)، رئیس عملیات ایران در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا)، قلمداد کرد؛ چهره‌ای که، پیشتر، اعتبار ناشی از شکار اسامه بن لادن، رهبر القاعده در پاکستان، و به قتل رساندن ابوبکر البغدادی، رهبر داعش در سوریه، به حساب او واریز شده بود.

قتل قاسم سلیمانی که دقایقی بعد از وقوع به‌سرعت خبرِ روز جهان شد، علاوه بر ایجاد حیرت و شگفت‌زدگی در داخل و خارج از ایران، نشان داد که سپاه قدس در عراق که تاکنون آن را حیاط خلوت خود تلقی می‌کرد، علی‌رغم پراکندن ادعای اقتدار و نفوذ، به‌شدت شکننده و آسیب‌پذیر است.

عملیات مربوط به شکار قاسم سلیمانی که از او در درون سپاه و حلقه اطرافیان خامنه‌ای به نام «حاج قاسم» یاد می‌کنند، برخلاف بن لادن و البغدادی که به ترتیب بعد از شکست القاعده و داعش و در تبعید آن‌ها صورت گرفت، در زمانی روی داد که جمهوری اسلامی خود را در مقام کنترل کامل سیاسی کشور همسایه‌اش، عراق، می‌دید.

عبور آسان چند صد نفر نیروهای حشد الشعبی از کمربند امنیتی منطقه سبز بغداد در روز یک‌شنبه و حمله آن‌ها به سفارت آمریکا در بغداد یادآور دو خاطره تلخ در افکار عمومی آمریکا بود: یکی حمله طرفداران خمینی به سفارت آمریکا در تهران در نخستین ماه‌های بعد از انقلاب اسلامی که منجر به اسارت ۵۳ دیپلمات آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز شد، و دیگری حمله مسلحانه سال ۲۰۱۲ به کنسولگری آمریکا در بنغازی و به قتل رسیدن کریستوفر استیونس، سفیر آمریکا در لیبی، و سه دیپلمات آمریکایی دیگر.

واکنش آمریکا به حمله اخیر علیه سفارت آمریکا در بغداد که پیامد اقدام آمریکا به حمله علیه سه پایگاه حشد الشعبی و کتائب حزب‌الله در عراق و همچنین دو پایگاه نیروهای مرتبط با نیروهای قدس در سوریه صورت گرفته بود، سریع و شدید بود.

بعد از انجام حمله علیه سفارت آمریکا در بغداد، نیروهای قدس و رهبر جمهوری اسلامی خود را در موضع برتر و آمریکا را در عراق بیش از تصورات پیشین خود آسیب‌پذیر می‌دیدند.

در نگاه آن‌ها که همیشه تأکید داشتند «در صورت برخورد نظامی ایران و آمریکا آخرین عملیات از سوی آن‌ها نخواهد بود»، حمله حشد الشعبی به سفارت آمریکا در بغداد به جای حملات تهران و بنغازی، بیشتر باید به حمله سال ۱۹۸۳ منسوب به حزب‌الله لبنان در بیروت تشبیه شود که پس از به قتل رسیدن ۲۴۱ تفنگدار دریایی آمریکا متعاقباً با دستور رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آن کشور، به ترک لبنان از سوی نیروهای آمریکایی منجر شد.

طراحان حمله به سفارت آمریکا در بغداد رویداد مزبور را «اوج تنش در مناسبات با واشنگتن» می‌دیدند و انتظار داشتند که دونالد ترامپ بار دیگر سکوت و صبوری پیشه کرده و اجرای سیاست «کاهش تعهدات آمریکا در خاورمیانه» و خروج از عراق را، در پی ترک سوریه، با سرعت بیشتری دنبال کند.

این محاسبه، با در نظر گرفتن واکنش سریع و شدید آمریکا و به قتل رساندن قاسم سلیمانی، اشتباه از آب درآمد، چنان‌که حالا باید اوج تازه‌ای را در تنش‌های منطقه و به‌خصوص در مورد آمریکا و ایران انتظار کشید.

بعد از اجرای طرح حمله پهپادی به منظور کشتن قاسم سلیمانی که با مرور تجربه‌های گذشته سازمان سیا، مسئولیت‌های تعریف‌شده آن و همچنین ابزار مورد استفاده قرار گرفته، می‌توان با اطمینان بسیار انجام آن را به سازمان اطلاعات آمریکا نسبت داد، نه به وزارت دفاع آن کشور و یا نیروهای واکنش سریع و یا فرماندهی نیروهای نظامی آمریکایی مستقر در منطقه.

آن‌چه بیش از هر عامل دیگر به چشم میخورد، از یک سو ضعف اطلاعاتی و آسیب‌پذیری نیروهای قدس در عراق است و از سوی دیگر اشراف اطلاعاتی آمریکا در منطقه و توان واکنش سریع آن نسبت به تحولاتِ در میدان.

قاسم سلیمانی وزیر خارجۀ در صحنۀ جمهوری اسلامی و نماد «قدرت ایران در منطقه» محسوب می‌شد و علاوه بر بازگرداندن بشار اسد به قدرت در سوریه، نجات کردستان عراق از خطر سقوط در مقابل نیروهای داعش را نیز در کارنامه خود داشت.

در غیبت قاسم سلیمانی که مورد وثوق‌ترین فرمانده نظامی سپاه برای علی خامنه ای به شمار می‌رفت، آرایش نیروهای قدس و نحوه مدیریت پایگاه‌های قدرت ایران در منطقه شبیه گذشته نخواهد بود.

ایران در نتیجه مدیریت تخریبی جمهوری اسلامی در حال حاضر فاقد قدرت نرم در منطقه است و نفوذ کنونی تهران در لبنان، عراق، سوریه و یمن عمدتاً ناشی از حضور نظامی است و متکی بر شکل دادن گروه‌های شبه‌نظامی با تجهیزات ابتدایی و سلاح‌های سبک.

با خروج قاسم سلیمانی از صحنه و در نتیجه واکنش‌های اجتناب‌ناپذیر به این رویداد مهم و تأثیرگذار، از جمله اقدامات تلافی‌جویانه قابل انتظارِ ایران در روزهای آینده و ضربات متقابل آمریکا طی مراحل بعدی، نه تنها معادلات قدرت در منطقه تغییر خواهد که سیاست داخلی ایران نیز شدیداً تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

در کوتاه‌مدت، دولت، اصلاح‌طلبان و جریانات معتدل در حکومت به عقب رانده می‌شوند و سنگرهای خود را در مجلس، طی انتخابات اسفند ماه، و متعاقباً در جریان انتخابات رئیس‌جمهوری از دست خواهند داد.

سیاست ایران با سرعت و زاویه‌ای تند به راست می‌گردد و از این جهت زمینه مذاکرات مستقیم ایران با آمریکا، امکان حفظ توافق اتمی و یا پیوستن ایران به لوایح مربوط به پولشویی را می‌باید تا زمانی قابل ملاحظه دور از دسترس تلقی کرد.

مایکل دی اندریا (Michael D’Andrea) یا آیت‌الله مایک، آمریکایی مسلمان‌شده که حوزه عملیات او در سیا طی یک سال گذشته در سایه اقدامات سیاسی و جنگ نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی به مدیریت برایان کوک، مدیر اقدامات ایران در وزارت خارجه دولت ترامپ، قرار داشت، با به تور انداختن و خارج ساختن قاسم سلیمانی از صحنه، نه تنها هدیه‌ای بزرگ در اختیار نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و محمد بن‌سلمان، مرد قدرتمند عربستان سعودی، قرار داده، که در عمل ادامه حیات جمهوری اسلامی در چارچوب و قواره ۴۰ سال گذشته را نیز ناممکن ساخته است.
یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Nov 19 2019

گزارش اینترسپت از ‘مذاکرات محرمانه’ نیروی قدس سپاه و اخوان المسلمین

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سایت اینترسپت می گوید مجموعه اسناد وزارت اطلاعات ایران که به این رسانه درز کرده نشان می دهد که نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و گروه اسلامگرای اخوان المسلمین در گذشته مذاکرات محرمانه ای داشته اند.

این اسناد گزارش های ماموران وزارت اطلاعات ایران بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ میلادی در عراق است که توسط یک فرد ناشناس به اینترسپت فرستاده شده است.

اینترسپت می گوید این مجموعه اسناد از رقابت میان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران حکایت دارد، از جمله این که یک جاسوس وزارت اطلاعات ایران در سال ۲۰۱۴ میلادی اخبار یک دیدار سری نمایندگان نیروی قدس و گروه اخوان المسلمین را به روسای خود گزارش کرده است.

  • ‘درز’ اسناد وزارت اطلاعات ایران؛ ‘نفوذ گسترده ایران در عراق’
  • آمریکا ‘شبکه جعل اسکناس برای سپاه پاسداران’ را تحریم کرد

بنا بر این گزارش، نمایندگان نیروی قدس سپاه و اخوان المسلمین در ماه آوریل ۲۰۱۴ یعنی حدود هشت ماه پس از کودتای ارتش مصر علیه محمد مرسی رئیس جمهوری وابسته به گروه اخوان المسلیمن، در ترکیه دیداری داشتند؛ آنها ظاهرا خبر نداشتند که یک جاسوس وزارت اطلاعات در نشست حضور داشته که در واقع “به عنوان هماهنگ کننده جلسه عمل می کرد.”

در گزارش اینترسپت آمده که دولت ترکیه برای آن دیدار به قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، ویزای سفر به این کشور را نداد اما هیاتی از مقام های نیروی قدس به سرپرستی شخصی که از او در سند با نام “ابو حسین” یاد شده است به ترکیه سفر کرد. فرستادگان اخوان المسلین عبارت بودند از: ابراهیم منیر مصطفی، محمود الابیاری و یوسف مصطفی نادا.

یوسف مصطفی نادا در مصاحبه ای با اینترسپت گفته است که در ترکیه با نیروی قدس دیدار و گفتگویی نداشته است.

بنا بر سند مذکور، هیات اخوان السملین در جریان آن دیدار با اذعان به اختلافات خود با حکومت شیعی ایران، به وجود منافع مشترک بین دو طرف از جمله مقابله با دشمن مشترک خود یعنی عربستان سعودی به خصوص در یمن اشاره کرده و پیشنهاد همکاری داده است.

بنا بر این سند، اخوان السملین در ازای همکاری در یمن خواهان در نظر گرفته شدن سهمی برای خود در عراق بوده است – جایی که معتقد بود می تواند با نفوذ خود بر گروه های سنی شکاف بین مردم اهل تسنن و تشیع را کاهش بدهد.

اینترسپت می نویسد که هیات نیروی قدس پیشنهاد تشکیل یک ائتلاف بین شیعه و سنی را رد کرده و در عین حال گفته است آنها “هرگز با اخوان المسلمین اختلافی نداشته اند.”

اینترسپت می افزاید اظهارات نمایندگان نیروی قدس به آزردگی خاطر طرف مصری منجر شد: “این نظر توسط هیات اخوان المسلمین پذیرفته نشد.”

بنا بر سند، عامل وزارت اطلاعات گفته آماده است که در اجلاس احتمالی آینده در ترکیه یا لبنان شرکت کند. معلوم نیست که دو طرف آن نشست ها را برگزار کرده باشند.

روزنامه نیویورک تایمز و سایت اینترسپت روز دوشنبه گفتند به صدها سند اطلاعاتی ایران دست پیدا کرده‌اند که ابعاد تازه‌ای از تلاش‌های ایران برای نفوذ در عراق را به تصویر می‌کشد.

این دو رسانه می‌گویند این اسناد عمدتا گزارش های ماموران وزارت اطلاعات ایران بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ میلادی در عراق است که یک ماموریت مهم آنها رخنه در عرصه سیاسی عراق و استخدام جاسوس و عامل در سطوح حساس و ارشد بوده است.

  • روح‌الله زم را ‘دستگاه اطلاعاتی عراق تحویل ایران داد’
  • ‘نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه از عربستان بیشتر است’
  • تاریخ محرمانه سپاه قدس در بوسنی

No responses yet

Aug 29 2019

افشای اسرار حزب‌الله و نیروی قدس از سوی ارتش دفاعی اسرائیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی


دویچه‌وله: ارتش دفاعی اسرائیل می‌گوید برای نخستین بار “یکی از مهم‌ترین اسرار حزب‌الله لبنان و نیروی قدس سپاه پاسداران” درباره سلاح‌های نقطه‌زن را افشا کرده است. در چندین توییت نام فرماندهان ارشد و وظایف آنها آمده است.

“ارتش دفاعی اسرائیل” (IDF) در شبکه توییتر از فرماندهان ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان نام برده است که گفته می‌شود در لبنان فعال هستند و مسئولیت پروژه “سلاح نقطه‌زن” را برعهده دارند.

به نظر می‌‌آید منظور از “سلاح نقطه‌زن” پهپادهای کوچک انتحاری حامل مواد منفجره هستند که بر فراز خاک نیروی متخاصم به پرواز درمی‌آیند و با هدایت از دور نقطه معینی را هدف حمله قرار داده و خود را منفجر می‌کنند.

این رشته توییت‌های ارتش دفاعی اسرائیل به افراد زیر اشاره کرده و مسئولیت‌های آنها را برشمرده است:

فاش یکی از مهمترین اسرار حزب الله و نیروی قدس, افرادی که آینده لبنان را به خطر مى اندازند pic.twitter.com/ssEqEjAaMr

— ارتش دفاعی اسرائیل به فارسی (@IDFFarsi) August 29, 2019

سرتیپ دوم سپاه مجید نواب، مسئول فن‌آوری‌های سلاح نقطه‌زن سپاه پاسداران. در معرفی او آمده است: «مجید نواب یکی از افسران ارشد پروژه سلاح نقطه‌زنی حزب‌الله است. وی تحت فرمان فرمانده نیروی قدس قاسم سلیمانی و مسئول جنبه فنی این پروژه و کارشناس موشک‌های زمین به زمین می‌باشد. نامبرده سایت‌های پروژه سلاح نقطه‌زنی در لبنان را زیر نظر دارد و همواره این سایت‌ها را بازدید می‌کند.»

سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی، فرمانده سپاه لبنان در نیروی قدس. در معرفی او گفته شده: «سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی مسئول فعالیت‌های ایران در لبنان و پروژه سلاح نقطه‌زنی می‌باشد. او یک افسر ارشد در سپاه و تحت فرمان فرمانده نیروی قدس قاسم سلیمانی می‌باشد. وی مسئول نیروهای ایرانی که به صورت دائم در لبنان به سر می‌برند نیز است.»

سرتیپ علی اصغر نوروزی، معاون آماد و پشتیبانی سپاه. درباره او آمده است: «علی اصغر نوروزی معاون آماد و پشتیبانی سپاه پاسداران است و مسئولیت انتقال تجهیزات و قطعات از ایران به سوریه را به عهده دارد. پس از آن قطعات مذکور به سایت‌های پروژه نقطه‌زنی در لبنان منتقل می‌شود.»

فواد شکر، فرمانده سلاح نقطه‌زنی حزب‌الله لبنان. ارتش دفاعی اسرائیل در معرفی این فرد می‌نویسد: «فواد شکر یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله و مشاور عالی حسن نصرالله، دبیرکل سازمان تروریستی حزب‌الله می‌باشد. او همچنین عضو شورای جهاد آن سازمان است. فواد شکر به مدت ۳۰ سال در آن سازمان فعال بوده است و در طرح‌ریزی و انجام حمله‌ای در بیروت بر ضد نیروهای آمریکایی که در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ صورت گرفت و ۲۴۱ کشته بر جای گذاشت، سهم داشت. او در لیست مورد نظر وزارت امور خارجه آمریکا است که مبلغ ۵ میلیون دلار برای کسب اطلاعات در مورد وی می‌دهد.»

ارتش دفاعی اسرائیل در شبکه توییتر فارسی خود نموداری از ساختار همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان را نیز منتشر کرده است.

نیروی هوایی اسرائیل روز یکشنبه سوم شهریور (۲۵ اوت) مواضع جمهوری اسلامی در سوریه را مورد حملات شدید قرار داد. مقامات اسرائیل در توضیح پیرامون حملات هوایی خود اعلام کردند که واحدهای سپاه قدس بر آن بوده‌اند تا با بهره گرفتن از پهپادهای نقطه‌زن به اهدافی واقع در شمال اسرائیل حمله کنند.

سخنگوی ارتش اسرائیل گفته است که این پهپادها حامل مواد منفجره بوده و از این رو می‌توانند همچون موشک عمل کنند.

در پی این حملات بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «ما با تلاش بسیار موفق شدیم حمله طراحی شده از سوی سپاه قدس ایران و شبه‌نظامیان شیعه به اسرائیل را خنثی کنیم.»

نتانیاهو به تکرار گفت: «جمهوری اسلامی ایران هیچ جا مصون نیست.» او تأکید کرد که «اگر کسی برای کشتن تو به میدان آمده، بهتر است که تو پیشدستی کرده و او را بکشی.» نخست‌وزیر اسرائیل گفته است که امنیت اسرائیل تنها با بهره گرفتن از چنین رویکردی تامین می‌شود.

در توییت دیگری که دو روز پیش در ۲۷ اوت از سوی ارتش دفاعی اسرائیل منتشر شده است از سردار جواد غفاری به عنوان کسی نام برده شده که فرماندهی نیروهای ایرانی در سوریه را برعهده دارد.

گفته شده که «تحت فرماندهی سردار غفاری در سوریه ده‌ها هزار شیعه از ملیت‌های مختلف هستند که در شهرهای گوناگونی مثل دمشق، حلب و شرق سوریه فعالند».

در توییتی دیگر اشاره می‌شود به افرادی که قصد حمله پهپادی به اسرائیل را داشته‌اند اما در حمله اسرائیل کشته شده‌اند: «یاسر احمد صاحر، حسن یوسف زابیب و ۲ فعال دیگر که در ایران دوره استفاده از پهپاد را دیده‌اند، می‌خواستند چند پهپاد حامل مواد منفجره را از منطقه عرنه به طرف اسرائیل در شب ۲۲ـ۲۳ ماه آگوست هدایت کنند. غفاری این فعالان را به کار گرفته بوده و انجام حمله تروریستی مذکور را زیر نظر داشته.»

یاسر احمد صاحر، حسن یوسف زابیب و ۲ فعال دیگر که در ایران دوره استفاده از پهپاد را دیده اند، میخواستند چند پهپاد حامل مواد منفجره را از منطقه عرنه به طرف اسرائیل در شب ۲۲ـ۲۳ ماه آگوست هدایت کنند. غفاری این فعالان را به کار گرفته بوده و انجام حمله تروریستی مذکور را زیر نظر داشته. pic.twitter.com/mSqSBYz2Oy

— ارتش دفاعی اسرائیل به فارسی (@IDFFarsi) August 27, 2019

توییتر فارسی‌زبان “ارتش دفاعی اسرائیل” از دو روز پیش آغاز به کار کرده است.

No responses yet

Aug 05 2019

آیا اسرائیل در حملات اخیر به عراق دست داشت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: فرنوش رام (اسرائیل)
رسانه‌های اسرائیلی با ابراز اطمینان از دست داشتن ارتش این کشور در حملات هوایی اخیر به مواضع حشدالشعبی در عراق، پیش‌بینی کرده‌اند که این گونه حملات ادامه می‌یابد و عراق به «جبهه جدید» اسرائیل برای مقابله با تثبیت نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شود.

در هفته‌های اخیر دو پایگاه حشدالشعبی در دو استان مختلف عراق در روزهای ۲۸ تیر و ۶ مرداد هدف حملات هوایی ناشناس قرار گرفت؛ یکی از این دو پایگاه در منطقه آمرلی، در استان صلاح‌الدین، قرار دارد و پایگاه دوم، موسوم به «پایگاه ابومنتظر المحمداوی» یا همان کمپ پیشین «اشرف»، در استان دیالی و در ۸۰ کیلومتری مرز ایران.

شبکه ۱۳ تلویزیون اسرائیل با اشاره به حمله ۴۰ سال پیش اسرائیل به عراق برای انهدام رآکتور در دست ساخت «عصیراک»، گفته است که عراق پس از چند دهه «دوباره در سیبل اهداف اسرائیل قرار گرفته است».

روزنامه «اسرائیل هیوم» نیز نوشته است جمهوری اسلامی پس از آن که به دلیل حملات متعدد اسرائیل موفق به تثبیت نظامی‌اش در سوریه نشد، اکنون از طریق عراق برای گروه حزب‌الله موشک می‌فرستد.

به نوشته این روزنامه، اهدافی که در حملات اخیر در عراق ضربه دیدند، انبارهای موشکی ایران در پایگاه‌های حشدالشعبی بود.

روزنامه هاآرتص نیز به نقل از برخی «مقام‌های نظامی اسرائیل» گزارش داده است موشک‌هایی که جمهوری اسلامی در عراق انبار کرده «دقیق‌تر» از مواردی است که به حزب‌الله داده و نفوذ نظامی بیشتر ایران در عراق «تهدیدی برای اسرائیل» است.

به گفته این مقام‌های نظامی، ایران محل این موشک‌ها را تغییر می‌دهد و می‌داند که حمله به عراق برای اسرائیل دشوارتر است.

خبرگزاری رویترز تابستان پارسال گزارش داد که ایران طی چندین ماه ده‌ها موشک را به خاک عراق انتقال داده و همکاری‌هایی را برای بازسازی سه مرکز تولید موشک در بغداد، کربلا و اقلیم کردستان، آغاز کرده است.

اردیبهشت امسال مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، سفر برنامه‌ریزی شده‌اش به آلمان را لغو کرد و به طور غیرمنتظره‌ای به بغداد رفت. به نوشته هاآرتص، آقای پومپئو در آن «سفر شتابزده» به نخست وزیر عراق گفته بود: «نگذارید ایران موشک به عراق بیاورد و موشک‌هایی را که تا حال انتقال داده برچینید. اگر خودتان این کار را نکنید، اقدامات لازم انجام خواهد شد».

روزنامه هاآرتص نوشته است که سکوت دولت عراق درباره دو حمله اخیر می‌تواند نشانی از همکاری احتمالی با اسرائیل و نگاه عراق به اسرائیل به عنوان «شریک پنهانی» باشد؛ هر چند عادل عبدالمهدی قبلا گفته بود که خاک عراق محلی برای تسویه حساب با ایران نخواهد شد.

روزنامه هاآرتص به نقل از «دیپلمات‌های اروپایی» گزارش داده که مقام‌های اسرائیلی مدتی است با مقامات عراقی دیدارهای محرمانه دارند و برخی از این دیدارها نیز در اسرائیل انجام شده است.

چندی پیش فرید یاسین، سفیر عراق در واشینگتن، از لزوم عادی‌سازی روابط کشورش با اسرائیل سخن گفته بود اما دولت بغداد اعلام کرد که این سخنان موضع شخصی آقای یاسین بوده است.

حملات اخیر به پایگاه‌های حشدالشعبی در عراق با سکوت مقام‌های رسمی هر سه کشور اسرائیل، ایران و عراق روبه‌رو شد و تنها آمریکا در روز حمله نخست تاکید کرد که عامل آن نبوده است.

از سوی دیگر یک تحلیلگر سرشناس اسرائیلی به صراحت گفته است که «زمان کشتن قاسم سلیمانی برای راحت‌تر شدن کار اسرائیل در حملات به سوریه و عراق فرارسیده است».

زویکا یخزقلی، تحلیلگر مسائل مربوط به جهان عرب، روز جمعه در مصاحبه با یک رادیوی تل‌آویو موسوم به «اف.ام ۱۰۳» گفت: «دو حمله اخیر، استنثایی نبوده و ادامه خواهد یافت؛ زیرا ایران عراق را به پشت جبهه سوریه مبدل کرده است.»

این تحلیلگر اسرائیلی با اشاره به اینکه قاسم سلیمانی برای «تغییر آرایش نظامی و پنهان کردن موشک‌ها» به عراق رفته است گفت: «انهدام موشک‌ها و ضربه زدن به پایگاه‌های سپاه پاسداران باید شامل هدف قرار دادن سر شاخه ترور هم باشد؛ اگر من بودم این کار را می‌کردم».

در این میان علی موسوی خلخالی، سردبیر وبسایت «دیپلماسی ایرانی»، چاپ تهران، در مقاله‌ای با طرح این «سوال آزاردهنده» که «آیا دولت عراق بی‌طرفی را کنار گذاشته است؟»، سکوت عراق نسبت به حملات اسرائیل را «عجیب» نامیده است.

به نوشته وی، «حمله به پایگاه حشدالشعبی اقدامی نیست که ایران بتواند به راحتی از کنار آن بگذرد و واکنشی نشان ندهد، به ویژه که این حملات به نزدیکی مرزهای ایران رسیده و به نوعی تهدید مستقیم علیه تهران محسوب می‌شود».

سردبیر «دیپلماسی ایرانی» با این اطمینان که «آمریکا چراغ سبز حمله را به اسرائیل نشان داده»، پرسیده است «در حالی که دولت عراق سکوت اختیار کرده و تلویحا اجازه داده که اسرائیل به خاک‌ش حمله کند، اگر ایران واکنش متقابل نشان دهد، این اقدام برای عراق قابل هضم خواهد بود».

No responses yet

Apr 02 2019

آسوشیتدپرس: بازگشت «ده هزار» آموزش‌دیده سپاه پاسداران به افغانستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: یک مقام ارشد در وزارت کشور افغانستان به خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید که حدود ده هزار شهروند افغان که توسط سپاه پاسداران آموزش نظامی دیده و در سوریه جنگیده‌اند هم‌اکنون به افغانستان بازگشته‌اند.

در گزارش آسوشیتدپرس که روز دوشنبه، ۱۲ فروردین، منتشر شد آمده‌ است که این مقام ارشد با جزئیات اطلاعات دولتی افغانستان آشنا است. این مقام افغان نخواسته نامش فاش شود.

به نوشته این خبرگزاری، دولت افغانستان و «بسیاری از کارشناسان» این احتمال را می‌دهند که با توجه به تلاش آمریکا برای پایان دادن به حضورش در افغانستان، ایران دوباره این نیروهای شیعه را بسیج کرده و آنها را در جهت پیشبرد برنامه‌های خود در افغانستان به‌کار گیرد.

مقام ارشد وزارت کشور افغانستان به آسوشیتدپرس گفت که جمهوری اسلامی هم‌اکنون در حال کمک به جنگجویان سابق لشکر فاطمیون است که در کابل و منطقه شیعه‌نشین بامیان سکونت دارند.

لشکر فاطمیون متشکل از «داوطلبان» افغان است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آنها را برای اعزام به سوریه و جنگیدن در کنار نیروهای بشار اسد علیه مخالفانش بسیج کرده‌ است.

به گفته این مقام ارشد افغان، «اداره اطلاعات دولت افغانستان برخی مقام‌های ارشد دولتی ایران را شناسایی کرده که در حال مدیریت فعالیت‌های جنگجویان بازگشته از سوریه هستند».

به گفته او، این مقام‌های ایرانی به اعضای فاطمیون که به افغانستان بازگشته‌اند «سلاح و پول می‌دهند و در حال ایجاد ساختاری هستند که بتوان آنها را، در صورت نیاز، دوباره به سرعت بسیج کرد.»

این مقام افغان همچنین می‌گوید که عبدالغنی علیپور، جنگ‌سالار افغان از تبار هزاره، متهم به کمک به جمهوری اسلامی است. علیپور سال گذشته به اتهام تشکیل گروه شبه‌نظامی غیرقانونی بازداشت شد اما در پی تجمع اعتراضی هزاران نفر از هوادارانش در کابل آزاد شد.

آسوشیتدپرس در گزارش خود همچنین خبر می‌دهد که هزاران افغانی که از جنگ سوریه به کشور خود بازگشته‌اند با ناامنی و خطر جانی روبه‌رو هستند.

این خبرگزاری از قول برخی از اعضای لشکر فاطمیون که اکنون به افغانستان بازگشته‌اند می‌نویسد که بسیاری از مردم افغانستان این افراد را «خائن و تروریست» لقب می‌دهند و این افراد با بازداشت‌های فراقانونی مواجه می‌شوند.

از مصاحبه‌های این خبرگزاری چنین برمی‌آید که بازگشتگان از جنگ سوریه در افغانستان با بدرفتاری مردم مواجه می‌شوند و از ترس کشته شدن توسط نیروهای داعشی حاضر در افغانستان سعی در مخفی ماندن هویت خود می‌کنند.

سازمان دیدبان حقوق بشر، سپاه پاسداران را متهم کرده که کودکان مهاجر افغان را به عنوان سرباز به جنگ سوریه اعزام می‌کند.

این سازمان در گزارشی نوشته‌ است کودکان افغان که گاهی حتی ۱۴ سال بیش ندارند در لشکر فاطمیون به کار گرفته می‌شوند تا کنار نیروهای ایرانی در سوریه بجنگند. قوانین بین‌المللی اعزام افراد کمتر از ۱۵ سال به جبهه را جنایت جنگی می‌نامد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، پیتر بوکارت مدیر بخش امور اضطراری سازمان دیدبان حقوق بشر نیز گفته است: «حکومت ایران علاوه بر دادن مشوق‌هایی به مهاجران افغان برای رفتن به جنگ سوریه، برخی از آنها را به زور اعزام می‌کند. تعدادی از این افراد گفته‌اند که حکومت ایران تهدیدشان کرده‌ است در صورت نرفتن به سوریه از ایران اخراج خواهند شد.»

آسوشیتدپرس نیز در گزارش تازه خود با یکی از اعضای فاطمیون که به افغانستان بازگشته مصاحبه کرده که در هفده‌سالگی برای مهاجرت به اروپا از طریق ایران به ایران رفته بود اما با بسته شدن راه اروپا، از فشار بی‌پولی به لشکر فاطمیون پیوست.

این فرد، با نام مستعار «مهدی»‌، می‌گوید که به عنوان کارگر ساده در ایران ۱۵۰ دلار درآمد داشت اما در قالب لشکر فاطمیون به او ماهانه ۹۰۰ دلار پرداخت می‌شد.

او توضیح می‌دهد که پس از نام‌نویسی برای اعزام به سوریه، او را برای آموزش نظامی به یک پادگان سپاه پاسداران در یزد بردند و پس از مقداری آموزش به همراه ۱۶۰۰ شبه‌نظامی دیگر به دمشق پرواز کرد.

به گفته «مهدی»، افغان‌های اعزامی به سوریه را مستقیماً به خط اول جبهه جنگ علیه جبهه‌النصره، گروه وابسته به القاعده، در خان طومان در حومه حلب فرستادند.

نبردهای حومه حلب از خونین‌ترین نبردها در سوریه است و به گفته «مهدی» در یکی از این نبردها «۸۰۰ افغان به خط اول فرستاده شدند و تنها ۲۰۰ نفرشان زنده یا مجروح بازگشتند.»

خان طومان همچنان در دست جبهه‌النصره است.

در نبردهای حومه حلب، مخالفان سوری دولت بشار اسد به همراه عراقی‌ها، چچن‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها و دیگر جهادی‌های خارجی در یک سو و در جبهه مخالف‌شان سربازان ارتش سوریه، نظامیان ایرانی، حزب‌الله لبنان، شیعیان عراقی و افغان با پشتیبانی هواپیماهای نظامی روسیه درگیر هستند.
منابع: خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس و فرانسه/ پ. پ./ ف. دو.

No responses yet

Feb 13 2019

در حمله انتحاری به اتوبوس کارکنان سپاه در سیستان و بلوچستان «دستکم ۳۰ نفر» کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی

رادیو فردا: گزارش ها حاکی است که در انفجار در کنار اتوبوس حامل کارکنان سپاه در سیستان و بلوچستان دست‌کم ۳۰ نفر از سرنشینان این اتوبوس کشته شده‌اند.

قرارگاه قدس سپاه نیز در بیانیه‌ای اعلام کرده است: «در این حمله انتحاری که با استفاده از یک دستگاه خودرو مملو از مواد منفجره در مجاورت اتوبوس حامل یکی از یگان‌های قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه صورت پذیرفت»، جمعی کشته و تعدادی نیز زخمی شدند.

قرارگاه قدس میگوید، سرنشینان این اتوبوس نیروهایی بودند که پس از اتمام ماموریت مرزبانی از منطقه در جاده خاش- زاهدان هدف حمله انتحاری قرار گرفتند.

ابتدا خبرگزاری ایرنا به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد که دستکم ۲۰ نفر از سرنشینان این اتوبوس کشته و ۲۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

این در حالی است خبرگزاری فارس نیز می‌گوید، این انفجار دستکم ۳۰ کشته و ۱۰ مجروح برجای گذاشته است.

اولین تصاویر از محل حادثه تروریستی اتوبوس پرسنل شیفت سپاه در محدوده چانعلی جاده خاش – #زاهدان که براثر عملیات انتخاری منفجر شده است/ دقایقی پیش این اقدام تروریستی انجام شده و گفته می شود فعلا ۳۰ نفر شهید و ۱۰ نفر زخمی شده‌اند. pic.twitter.com/xSqkPynHEY

— خبرگزاری فارس (@FarsNews_Agency) February 13, 2019

در همین حال برخی گزارش‌های تایید نشده حاکی است که گروه جیش العدل در بیانیه ای مسئولیت این حمله را به عهده گرفته و اعلام کرده است تمام ۴۰ سرنشین این اتوبوس کشته شده‌اند.

گروه جیش العدل که تاکنون بارها با نیروهای سپاه و مربانان ایران در استان سیستان و بلوچستان درگیر شده است، تعدادی از آنها را گروگان گرفته یا به قتل رسانده است، خود را مدافع «اهل سنت» در این استان می‌داند.

این در حالی است که مقام‌های ایران این گروه را «تروریستی» و وابسته به کشورهای خارجی معرفی می‌کنند.

این خبر به مرور تکمیل می‌شود

No responses yet

Jan 25 2019

تحریم‌های تازه آمریکا علیه چند نهاد مرتبط با سپاه قدس و هواپیمایی ماهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,تحریم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: وزارت خزانه‌داری آمریکا در گزارشی که پنج‌شنبه ۴ بهمن ماه در وبسایت رسمی خود منتشر کرد، چهار ارگان و شرکت را به خاطر ارتباط با سپاه قدس یا هواپیمایی ماهان تحریم کرد.

به تازگی آلمان نیز مجوز شرکت هواپیمایی ماهان را برای فعالیت در آن کشور، لغو کرده است. یک مقام ارشد دولت آلمان به رویترز گفته بود این اقدام «هم به دلیل مسائل امنیتی» و «هم به خاطر تردید نسبت به استفاده از این شرکت هواپیمایی ایرانی برای مقاصد نظامی» گرفته شده‌است.

در لیست جدید تحریم‌های آمریکا، لشکر فاطمیون، یک شرکت مسافرتی در ارمنستان، هواپیمایی فارس ایر قشم، و لشکر زینبیون قرار گرفته‌اند.

درباره تحریم‌ها علیه شرکت «فایت تراول» ارمنستان نیز گفته می‌شود که این شرکت بخاطر همکاری با ماهان ایر تحریم شده است.

هواپیمایی ایران قشم هم به خاطر همکاری با ماهان و سپاه تحت تحریم قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی ایران برای نبرد با مخالفان بشار اسد و گروه «حکومت اسلامی» یا داعش نیروهای نظامی خود را با نام «مدافعان حرم» به سوریه و عراق فرستاده و شمار زیادی از شیعیان افغان و پاکستانی را نیز به ترتیب در قالب «تیپ فاطمیون» و «لشکر زینبیون» به سوریه اعزام کرده است.

تیرماه سال جاری، آمریکا گزارشی درباره «قاچاق انسان» در ایران منتشر کرد. در این گزارش که تاریخ ژوئن ۲۰۱۸ را بر خود دارد آمده است که دولت ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تهدید به دستگیری و بازگرداندن به افغانستان، کودکان و مردان مهاجر افغان را مجبور به جنگیدن در سوریه می‌کنند.

گزارش وزارت خارجه آمریکا می‌افزاید که برخی از این نیروهای اجیرشده، پسران نوجوان و حتی ۱۳-۱۲ ساله‌ای هستند که از سوی مقام‌های ایرانی برای جنگ به نفع شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در سوریه اعزام می‌شوند.

در گزارش جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا، فاطمیون و زینبیون بخاطر همکاری با سپاه تحریم شده‌اند.

این گزارش همچنین دو هواپیمای بوئینگ مدل «بی ۷۴۷» ساخت ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ متعلق به هواپیمایی فارس ایر قشم را تحریم کرده است.

به رغم مخالفت آمریکا با اعزام اتباع پاکستانی و افغانی توسط سپاه قدس ایران به سوریه، حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین‌الملل ۱۷ تیرماه اعلام کرد نیروهای به گفته او «مستشار نظامی» ایران همچنان به حضور خود در سوریه ادامه خواهند داد.

گزارش‌ها حاکی‌ست که تاکنون بیش از دو هزار تن از کسانی که مدافع حرم نامیده می‌شوند، کشته شده‌اند.
منابع: خزانه داری آمریکا، رویترز، خبرگزاری خانه ملت، رادیو فردا؛ د.خ/س.ن

No responses yet

Jan 21 2019

اسرائیل می‌گوید به نیروی قدس سپاه در سوریه حمله کرده‌است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,سیاسی

رادیوفردا: ارتش اسرائیل در بیانیه‌ای گفته‌است نیروی قدس سپاه پاسداران در سوریه را هدف حملات خود قرار داده‌است. اسرائیل به سوریه هشدار داده از اقدام تلافی‌جویانه علیه خاک یا نیروهای آن کشور خودداری کند.

ارتش اسرائیل معمولا از پذیرش مستقیم مسئولیت در حملات خود در خاک سوریه خودداری کرده‌است، هرچند فرمانده آن اخیرا از انجام هزاران حمله خبر داده‌است.

بیانیه ارتش اسرائیل بامداد دوشنبه اول بهمن منتشر شده‌است، ساعاتی پس از آن‌که هم اسرائیل و هم سوریه از حملات متقابل موشکی و هوایی خبر داده بودند.

در بیانیه ارتش اسرائیل گفته شده «ما حمله به اهداف متعلق به نیروی قدس در خاک سوریه را آغاز کرده‌ایم. به ارتش سوریه هشدار می‌دهیم از اقدام علیه خاک یا نیروهای اسرائیلی خودداری کند».

اندکی پیش از این بیانیه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفته بود «ما یک سیاست ثابت داریم: حمله به پایگاه‌های ایران در سوریه و ضربه زدن به هر آن‌کسی که تلاش می‌کند به ما ضربه بزند».

آقای نتانیاهو تاکید کرده این سیاست «تغییری نخواهد کرد».

ارتش اسرائیل روز سی دی ماه در بیانیه‌ای گفته بود سامانه پدافند هوایی آن کشور راکتی را که از سوریه به‌سوی بلندی‌های جولان پرتاب شده بود، رهگیری کرده‌است. خبرگزاری رسمی سوریه نیز گزارش داده بود که پدافند هوایی آن کشور به حملات هوایی اسرائیل در مناطق جنوبی پاسخ داده است.

همزمان با این گزارش‌ها رامی عبدالرحمان، رئیس سازمان دیدبان حقوق بشر سوریه، گفته بود منطقه مورد هدف در جنوب دمشق منطقه‌ای است که «انبارهای سلاح برای حزب‌الله لبنان و جنگجویان ایرانی» در آن قرار دارد.

مقام‌های ایران هنوز به رخدادها و بیانیه تازه ارتش اسرائیل واکنشی نشان نداده‌اند.

حملات اخیر اسرائیل و بیانیه بامداد دوشنبه چند روز پس از اظهارات گادی آیزنکوت، رئیس وقت ستاد کل ارتش اسرائیل، است که گفته بود کشورش از سال ۲۰۱۷ به این سو به «هزاران» هدف ایرانی در سوریه حمله کرده‌است.

اندکی پس از آن نیز آقای نتانیاهو در نشست هیئت دولت خود گفت «موج حملات اخیر ثابت می‌کند که ما بیش از همیشه در اقدام علیه ایران در سوریه قاطع هستیم».

فرمانده کل سپاه پاسداران ایران روز ۲۶ دی ماه در واکنش به اظهارات اخیر مقام‌های اسرائیلی گفت «ایران آن چه در سوریه دارد را حفظ خواهد کرد».

به هر حال به نظر می‌رسد سکوت معمول مقام‌های ارشد اسرائیل و ارتش آن کشور در مورد حملات به اهداف متعلق به جمهوری اسلامی در خاک سوریه، شکسته شده‌است.

جمهوری اسلامی می‌گوید به درخواست دولت سوریه و برای «نبرد علیه تروریسم» وارد کارزار آن کشور شده‌است. اما اسرائیل که خواستار خروج کلیه نیروهای ایرانی از سوریه است، می‌گوید هدف تهران تثبیت حضور خود در نزدیکی مرزهای اسرائیل و تهدید آن کشور است.

جنگ داخلی سوریه از سال ۲۰۱۱ آغاز شده، بیش از نیم میلیون کشته برجای گذاشته و بیش از نیمی از جمعیت کشور را آواره کرده‌است.
رویترز، اسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه، خبرگزاری آلمان، ایسنا

No responses yet

Oct 24 2018

آمریکا دو ‘افسر نیروی قدس سپاه’ را به اتهام ارتباط با طالبان تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,تروریزم,سپاه

بی‌بی‌سی: آمریکا و متحدان عرب این کشور ۹ نفر از جمله ۲ ایرانی که می گویند افسر نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی هستند را به اتهام ارتباط با گروه طالبان افغانستان تحریم کرده‌اند.

وزارت دارایی آمریکا سه شنبه (۲۳ اکتبر) اعلام کرد که محمد ابراهیم اوحدی (جلال واحدی) و اسماعیل رضوی تحریم شده اند. بنا بر بیانیه صادر شده، این دو نفر از افسران نیروی قدس مستقر در بیرجند بوده و در تجهیز نظامی و حمایت لجستیکی، مالی و اطلاعاتی از طالبان نقش داشته اند.

خبر این تحریم هم زمان با سفر استیو منوچین، وزیر دارایی آمریکا، به عربستان سعودی برای شرکت در نشست مقامات کشورهای عضو “مرکز مبارزه با حامیان تروریسم” اعلام شد. این نهاد متشکل از آمریکا، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، کویت، عمان و قطر است.

بنا بر بیانیه وزارت دارایی آمریکا، جلال واحدی در سال میلادی گذشته با عبدالله صمد فاروقی از فرماندهان طالبان در هرات دیدار کرده و وعده کمک مالی و نظامی داده است.

بیانیه می افزاید: “این توافق در بیرجند ایران منعقد شد که بر اساس آن نیروی قدس سپاه پاسداران به نیروهای تحت امر صمد حمایت های نظامی و مالی ارائه بکند و در برابر آن نیروهای او به (اهداف) دولت افغانستان در ولایت هرات حمله بکند.”

اسماعیل رضوی نیز متهم شده که با شورشیان طالبان در چند ولایت از جمله فراه، واقع در غرب افغانستان، در تماس بوده است. بیانیه می گوید: “رضوی در سال ۲۰۱۷ به ولایت فراه افغانستان سفر و طالبان را به حمله در مناطق مرزی این کشور تشویق کرد.”

مقامات ایران همواره حمایت از گروه طالبان را رد کرده و گفته‌اند که تنها تماس‌های محدودی با این گروه دارند که هدف آن مطلع بودن از وضعیت در افغانستان است. آنها همچنین آمریکا و متحدانش را حامی تروریسم در منطقه می دانند.

بیشتر بخوانید:

وزیر دارایی آمریکا در بیانیه منتشر شده گفته است: “کمک های آموزشی، مالی و تسلیحاتی ایران از طالبان یک نمونه دیگر از دخالت های منطقه ای آشکار تهران و حمایتش از تروریسم است.”

در این رابطه هفت نفر دیگر که افغان و پاکستانی هستند هم تحریم شده اند، از جمله عبدالله صمد فاروقی و صدر ابراهیم که بنا بر بیانیه صادر شده از مقامات طالبان هستند و بر حملات انتحاری این گروه نظارت دارند.

هم زمان، خبرگزاری دولتی عربستان سعودی ( واس) اعلام کرده که عربستان و بحرین، سپاه پاسداران ایران را در کنار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، تحریم کرده‌اند.

این دو کشور همچنین دو مقام دیگر سپاه پاسداران به نام های حامد عبداللهی و عبدالرضا شهلای را به فهرست تحریم های خود اضافه کرده‌اند.

این دو نفر در سال ۱۳۹۰ هم در جریان پرونده “نقشه ترور” عادل الجبیر، سفیر وقت عربستان در آمریکا، از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم شده بودند.

در آن ایام، آقای شهلایی متهم شده بود هماهنگی توطئه ترور عادل الجبیر را بر عهده داشته و آقای عبدالهی هم متهم شده بود بر کار او نظارت می‌کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .