اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jun 11 2017

داعش چگونه در کردستان ایران ظهور و نفوذ کرد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی ::

ایران وایر: به گفته مختار هوشمند ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی.

آیدا قجر- شاهد علوی

در حمله تروریستی تهران که داعش مسوولیت آن را گرفت؛ چندین کرد وجود داشت. در ویدیویی هم که توسط خبرگزاری این گروه منتشر شد، به کردهایی اشاره می‌شود که در ایران فعالیت می‌کنند. آیا وجود تفکرات سلفی در کردستان و مناطق کردنشین ایران به سال‌ها قبل برمیگردد یا آن‌ها در ایران نوپا هستند؟ آیا شکل‌گیری آن‌ها در ایران با مقاومت جمهوری اسلامی روبه‌رو بوده است؟ حکومت ایران در مقابل وجود آن‌ها چه اقداماتی انجام داده است؟ این سوال‌ها را با مختار هوشمند، کارشناس گروه‌های بنیادگرای اسلامی کرد مطرح کردیم تا سابقه این نوع تفکر و دیگر جریان‌های سلفی را در مناطق کردنشین ایران بررسی کنیم:

تفکر سلفیت جهادی و تلاش برای تربیت نیروهای جهادی در کردستان ایران از چه زمانی به عنوان یک تفکر مذهبی اهمیت یافت؟

ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی. در این زمان، برای اولین بار تفکر سلفی جهادی در مناطق سنی‌نشین کردستان ایران طرفدارانی پیدا کرد. سه تحول مهم در منطقه در آن سال‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای در تشکیل و ترویج این تفکر در کردستان ایران داشت: تشکیل امارت اسلامی طالبان در افغانستان. تشکیل کمپ‌های آموزشی القاعده در افغانستان – در این امارت اسلامی که موجب بازگشت دوباره اسامه بن‌لادن به افغانستان هم می‌شود- و در نهایت ظهور انصار الاسلام در مجاورت کردستان ایران، در منطقه اورامانات کردستان عراق.

در مقابل سلفیت جهادی که معتقد به پیاده کردن شریعت اسلام از راه جهاد است، سلفیت ارشادی را داریم که به کار تبلیغی مسالمت‌آمیز معتقد است. وضعیت این طیف در کردستان چطور است؟ آیا می‌توان گفت سلفیت ارشادی همچون تفکرات صوفیانه یا عارفانه در کردستان ایران سابقه تاریخی دارند یا ظهور این تفکر در کردستان به ظهور جنبش‌های نزدیک به اخوان المسلمین در کردستان، برمی‌گردد؟

سلفیت ارشادی از رهگذر «جماعت تبلیغ» از پاکستان و دیگر کشورها وارد ایران شد و به خاطر فعالیت‌های گسترده در بلوچستان، طرفدارانی میان بلوچ‌ها یافت. اما بنا به مستندات و مصادیق عینی، تنها پس از موضوعیت یافتن سلفیت جهادی میان سنی‌های کردستان ایران، سلفیت ارشادی طرفدارانی پیدا کرد. جهاد البته ممکن است برای سلفیان مرجه (ارشادی) هم در شرایطی اولویت بیابد اما به ندرت و با ملاحظه حساسیت‌های بسیاری تصمیم به جهاد می‌گیرند. به لحاظ تاریخی سلفیت ارشادی به محمد بن عبدالوهاب در عربستان برمی‌گردد که به تدریج در این کشور به سلفیت مرجه تبدیل شده است. شیوخ این نوع سلفیت کسانی چون ابن ئوسینین، ابن بن‌باز و شیخ آلبانی هستند.

سلفی‌های ارشادی چه میزان متاثر از تفکرات سیدقطب یا ابوعلا مودودی هستند؟

سلفی‌های مرجه کم‌تر تحت تاثیر سیدقطب هستند. بررسی تاریخ اخوان المسلمین نشان می‌دهد که شکل‌گیری و ظهور آن‌ها به حسن بنا برمیگردد که تاکیدشان بر تبلیغ و دعوت بوده است. استراتژی‌ها و مبانی فکری آن‌ها هم نشان می‌دهد که بیشتر به سلفیت مرجه یا ارشادی نزدیک بوده‌اند. پس از ظهور سیدقطب، مفاهیم تکفیر و جهاد در اخوان المسلمین مورد اهمیت قرار می‌گیرد و برای همین سلفی‌های جهادی را در جایی که به اخوان بازمی‌گردد می‌توان به سید قطب بازگرداند.

این مدعا درست است که ظهور و ترویج سلفیت در کردستان مشخصا به رویکرد نظام سیاسی حاکم برای تضعیف علایق ناسیونالیستی و تفکرات چپ برمی‌گردد؟

این مساله می‌تواند به طور کلی از فاکتورهای مهم موثر بر ظهور اسلامی سیاسی در کردستان ایران باشد، به خصوص وقتی بحث به شکل‌گیری احزاب و گروه‌هایی مثل مکتب قرآن و جماعت دعوت و اصلاح (شاخه ایرانی اخوان المسلمین) برمی‌گردد یعنی همزمان با پیروزی انقلاب ۵۷ و آغاز فعالیت‌های علنی احزاب ناسیونالیست کرد و چپ در کردستان. مکتب قرآن در ماه‌های اول انقلاب به جمهوری اسلامی نزدیک بود و حتی توافقی میان احمد مفتی‌زاده و آیت‌الله خمینی شکل گرفت که طبق این توافق اگر اسلامیست‌ها می‌توانستند باعث بیرون راندن جریان‌ها و گروه‌های چپ و کردی از کردستان شوند، جمهوری اسلامی با نوعی از خودمختاری اسلامی با مدیریت مفتی‌زاده و مکتب قرآن موافقت می‌کرد.

ظهور سیستم دفاکتو شبه مستقل در کردستان عراق و همزمان ظهور پ‌ک‌ک در ترکیه در اوائل دهه ۷۰ شمسی موجب تقویت حس ناسیونالیستی کردی در میان کردهای ایران می‌شود، در همین زمان احمد مفتی‌زاده از زندان آزاد و فضا برای فعالیت مکتب قرآن باز شد. گویی این گشایش تلاشی است برای مقابله با قدرت گیری علایق ناسونالیستی میان کردها. اما تنها دو سال پس از مرگ مفتی‌زاده، در سال ۱۳۷۳، این فضای باز برای مکتب قرآن بسته شده و موج سنگینی از بازداشت و برکناری امامان مساجد و اخراج معلمان نزدیک به این جریان آغاز شد. چه عواملی باعث تغییر رویکرد حکومت در مقابل مکتب قرآن شد و آیا این مساله هم تاثیری بر بروز سلفی‌گری در کردستان داشت؟

البته موج نخست سرکوب جماعت مکتب قرآن به اوایل دهه شصت برمی‌گردد؛ پس از هجرت فعالان وقت مکتب قرآن به کرمانشاه و تشکیل شورای شمس که احمد مفتی‌زاده در شکل‌گیری و تعیین اعضای آن خصوصا از میان افراد شاخص سنی‌مذهب در تهران تاثیرگذار بود، موج اول سرکوب اعمال می‌شود. اما موج دوم سرکوب که شما اشاره کردید، هنوز هم ادامه دارد. در حالی‌که مکتب قرآن جریان بسیار لیبرال اسلامی است و مشخصا پس از زندانی شدن مفتی‌زاده این جریان از لحاظ ایدئولوژیک تعدیل شده است. به طوری‌که مفتی‌زاده پس از آزاد شدن در یک سخنرانی به صراحت اعلام کرد مکتب قرآن به مسائلی چون تکفیر و وجود کافر در کل جهان قائل نیست. این موضع‌گیری در داخل این جریان انقلابی عقیدتی بود. این سرکوب‌ها موج جدیدی از ملی‌گرایی را در کردستان ایران در پی داشت.

چرا در حالی‌که خطر چپگرایی و ناسیونالیسم کردی مرتفع نشده بود، مکتب قرآن برای بار دوم سرکوب شد؟ آیا میدان دادن به سلفی‌ها در کردستان ایران از جمله به معنی تلاشی برای جایگزین کردن مکتب قرآن با یک جریان اسلامگرای افراطی در جنگ برای به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی بود؟

بله. بروز سلفیت در کردستان و میدان دادن به آن را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن مساله به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی تحلیل کرد. اما اگر به طور مشخص به بحث حضور جریان‌های سلفی در کردستان بپردازیم باید به مساله حضور نیروهای انصار السلام در کردستان ایران بپردازیم. در سال ۲۰۰۱ در اقلیم کردستان عراق در نزدیکی حلبچه گروهی تندرو به نام انصار الاسلام به رهبری فردی به نام نجم‌الدین فرج احمد یا ملا کریکاردر منطقه تحت کنترل خودشان، امارت اسلامی بیاره را ایجاد کردند. این گروه در سلیمانیه و اربیل عملیات تروریستی انجام دادند و آدم سر بریدند. اینها تا زمان حمله امریکا در آن منطقه اعمال قدرت می‌کردند. در سال ۲۰۰۳ باقی مانده اعضای انصارالاسلام، یعی نیروهایی که از حمله امریکا به عراق و پاکسازی امارت اسلامی بیاره در اقلیم کردستان جان سالم به در برده بودند با چراغ سبز و مجوز جمهوری اسلامی وارد کردستان ایران شدند. تنها برخی از سران آنها مورد بازجویی‌های کوتاه قرار گرفتند و گروه پرشماری از آن‌ها در شهرهای مختلف کردستان ایران ساکن شدند. از همین مقطع شاهد ظهور جدی و گسترده سلفیت جهادی در کردستان ایران هستیم. همان‌طور که اشاره کردم تحولات منطقه‌ای مثل حاکمیت طالبان و القاعده در افغانستان و شکل‌گیری انصار السلام و حاکمیت آنها در بیاره بر ظهور تفکر سلفی در کردستان ایران موثر بود و حضور عملی جهادیست‌های انصار السلام در داخل کردستان ایران موجب همبسته شدن حلقه‌های کوچک سلفی در کردستان ایران شد و سلفی‌های جهادی کردستان ایران در اتحاد با باقیمانده انصار السلام چند گروه تشکیل می‌دهند. این گروه‌ها علنی و آگاهانه نهادهای تبلیغاتی را در شهرهای مختلف کردستان ایران بنا کردند. البته نباید فراموش کنیم که ابوالمعصب زرقاوی هم در سال ۲۰۰۱ از افغانستان و از مرز سیستان و بلوچستان وارد ایران شد. زرقاوی را کردهای سلفی جهادی به کردستان بردند و مدت هشت ماه در کردستان مهمان آن‌ها بود. جمهوری اسلامی یکبار زرقاوی را بازداشت و بازجویی کرد. او چند هفتهُ صبح‌ها در سقز و بوکان به بازجویی می‌رفت. سپس زرقاوی را از طریق مرز مریوان به منطقه‌ای در بیاره می‌برند که تحت سلطه انصارالاسلام بود. زرقاوی به کمک این نیروها به بغداد می‌رود و اولین گروه سلفی جهادی را در مناطق عرب‌نشین عراق با عنوان جیش محمد پایه‌گذاری می‌کند.

در این مقطع هنوز صدام حسین سقوط نکرده بود. یعنی صدام از این تحرکات مطلع بود؟‌

تمامی تشکیلات و تحرکات مخفی بود. پس از سقوط صدام، زرقاوی گروه بزرگ‌تری را به اسم توحید و جهاد تشکیل می‌دهد که بعدتر این گروه بزرگتر شده و به شاخه القاعده در عراق تبدیل می‌شود اما باقی مانده‌های انصار الاسلام که وارد ایران شده بودند، در اوایل بهار ۲۰۰۳ به سه دسته تقسیم می‌شوند. گروهی که به عنوان کتیبه فتح انصار السلام شناخته می‌شوند از بدنه اصلی انصارالسلام جدا شده و این گروه به فرماندهی هیمن بانی‌شاری و همراهی عمر بازیانی به مریوان می‌روند و در شهرک کانی‌دینار مستقر شده و با عده‌ای از سلفی‌های ایران دور هم جمع می‌شوند و تصمیم به انشعاب گرفته و گروه سلفی جهادی کردی به اسم کتائب القاعده کردستان را تاسیس می‌کنند. کتائب بعدا با زرقاوی بیعت کرد و هیمن بانی‌شاری و عمربازیانی و عده‌ای دیگر از آن‌ها به عراق رفته و به زرقاوی می‌پیوندند و مسوولیت‌هایی برعهده می‌گیرند. بقیه هم در کردستان ایران باقی ماندند تا تشکیلات را با تبلیغ، وسیع‌تر کنند.

این گروه‌ها چه فعالیت‌هایی در کردستان ایران داشتند؟ آیا فعالیت‌ها علنی بود؟

چندین نوع فعالیت داشتند. مثلا سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ شخصی به اسم مروان از اهالی منطقه دربندی خان کردستان عراق که پیش‌تر در انصار الاسلام مسوولیت نظامی داشت، مدیریت کمپ‌ آموزشی را داخل ایران نزدیک شهر سرپل ذهاب برعهده داشت. تخصص آموزگارهای این کمپ که کارشان آموزش سلفی‌های ایران بود، مسایل نظامی و ساخت بمب بود. پس از آماده‌سازی این سلفی‌ها از نظر تبلیغی، عقیدتی و نظامی در ایران، اینها از طریق مرزهای ایران وارد اقلیم کردستان عراق خصوصا حلبچه می‌شدند و عملیات انجام می‌دادند؛ عملیات‌هایشان بیشتر به صورت کمین گذاشتن برای نیروهای پیشمرگ یا مرزبانی کردستان عراق بود. چندین عملیات تروریستی هم در اربیل و سلیمانیه انجام دادند. مثل ترور ملابختیار، از سرکرده‌های اتحادیه میهنی کردستان ایران در سلیمانیه سال ۲۰۰۵ که البته ترور ناموفقی بود. جالب توجه این‌که، تمام این فعالیت‌هی تبلیغی، آموزشی و تردهای مرزی در کردستان ایران به شکل آشکارا و علنی انجام می‌شد. اگر هم مسایل امنیتی را رعایت می‌کردند از ترس جمهوری اسلامی نبود. نهادهای اطلاعاتی امنیتی جمهوری اسلامی کاملا این تحرکات را تحت نظر داشتند. همزمان با تشکیل کتائب قاعده در کردستان ایران، شاخه‌ای از انصارالاسلام هم در کردستان ایران همچنان فعال بود. اما به دلیل بیعت بیشتر سلفی‌های ایران با کتائب القاعده، شاخه ایران انصار الاسلام نتوانست طرفداران چندانی در میان سلفی‌های کردستان ایران پیدا کند.

تمرکز فعالیت این شاخه از انصار الاسلام ایران بود یا نیرو به داخل عراق ارسال می‌کردند؟

باقی مانده انصار السلام عراق در ایران چند دسته شدند. غیر از کتائب القاعده، گروهی دیگر که بیشتر سرکرده‌های انصار مثل ابوعبدلله شافعی بودند، پس از چند ماه بازجویی توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، توسط نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران به مرز عراق برده شدند و به عراق بازگردانده شدند. آن‌جا هم پس از سقوط صدام، به طور مشخص در مناطق عرب‌نشین خودشان را با نام جدید انصارالسنه بازسازی کردند و البته پس از چند سال اسم خود را دوباره به انصار السلام بازگرداندند. این شاخه شکل‌گرفته انصار السلام در ایران، شاخه همان انصار السلام مادر بود که توانسته بود در کردستان عراق خود را بازسازی کند.

کتیبه‌های کردستان یا به قول شما کتائب قاعده از چه زمانی با جمهوری اسلامی مشکل پیدا کردند؟

دو بار شاهد انشعاب در کتائب القاعده کردستان بودیم. کتائب اولین فعالیت‌های نظامی و تروریستی خودش را در کردستان عراق و شهرهای اربیل و سلیمانیه و مناطق مرزی انجام داد که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت. به باور سلفی‌ها، در نتیجه توافق ایران و اقلیم کردستان خصوصا به واسطه سپاه پاسداران که رابط‌ اصلی آن‌ها با جمهوری اسلامی بودند، به سلفی‌های ایران و کتائب قاعده برای خاتمه دادن به فعالیت‌هایشان در کردستان عراق فشار وارد می‌شود تا وادارشان کنند فعالیت‌هایشان را به افغانستان منتقل کنند. این توافق حاصل می‌شود اما در پی اعتراض بخشی از کتائب به این توافقات و تن دادن رهبری کتائب به خواسته سپاه، اولین انشعاب در کتائب اتفاق می‌افتد. در نتیجه این انشعاب، عده‌ای از سلفی‌های کردستان ایران و کردستان عراق از کتائب جدا شده و گروهی به اسم جنیش صلاح‌الدین را تشکیل می‌دهند. هدف جیش صلاح‌الدین ادامه روند قبلی کتائب بود و البته توانستند چند عملیات در مناطق مرزی کردستان عراق انجام دهند. مثلا به پایگاه پلیس و پیشمرگ در منطقه گرمک حمله کردند و جمعی را کشتند.

جمهوری اسلامی مانع فعالیت‌های جیش صلاح‌الدین در عراق نشد؟

جمهوری اسلامی بعد از انجام چند عملیات، به این‌ها برای توقف عملیا‌‌ت‌هایشان در کردستان هشدار داد. کتائب در توافق با سپاه قبول می‌کند به جیش صلاح‌الدین فشار بیاورد و موفق هم می‌شود. بعد از مدتی آن‌ها به ایران برگردانده شدند و بعد از خلع سلاح شدن، از بین رفتند. انشعاب دوم به سال ۸۸ برمی‌گردد. در ادامه اختلافات داخلی در کتائب، گروهی از سلفی‌های کردستان ایران معتقد بودند که مسوولان کتائب که بیشتر کرد عراقی بودند با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و سپاه ارتباط زیادی دارند و حتی پول دریافت می‌کنند. سلفی‌های کرد ایرانی می‌خواستند مسوولیت‌های کتائب را به دست گیرند اما با برخورد مسوولان کرد عراقی کتائب تصمیم به انشعاب گرفته و به صورت مخفیانه گروه توحید و جهاد را ایجاد کردند. این گروه از سال ۸۸ و بیشتر در جهت مخالفت با جمهوری اسلامی، شروع به فعالیت کرد. نزدیک به ۹۵ درصد از اعضای گروه توحید و جهاد ساکن و اهل سنندج و قروه و دهگلان و روستاهای اطراف آن بودند. عملیات‌هایی هم در این جغرافیا انجام دادند. البته برای تامین منابع مالی در همدان و زنجان به طلافروشی‌هایی حمله کردند و خوب چند نفری هم در جریان این عملیات کشته شدند. در کردستان هم ملا برهان عالی، امامت جماعت یکی از مساجد سنندج و ملا محمد شیخ السلام عضو مجلس خبرگان رهبری را ترور کردند. این گروه تقریبا تا سال ۱۳۹۱ در سنندج و اطراف آن فعالیت داشتند. در نهایت سه سال طول کشید تا نهادهای اطلاعاتی با همکاری سپاه و نیروی انتظامی به فعالیت این گروه پایان دهند.

در حال حاضر، گروه سلفی جهادی فعال داخل ایران داریم؟

الان فعالیت‌ها بیشتر زیرزمینی شده است، حتی فعالیت‌های تبلیغاتی را جمهوری اسلامی توانسته تحت کنترل خود درآورد. جمهوری اسلامی با تمامی این گروه‌ها چه انصار، چه القاعده‌ای، چه داعشی به یک شکل برخورد حداکثری می‌کند. البته در برخورد با داعشی‌ها شدیدتر برخورد می‌کند.

اما گفته می‌شود هنوز روحانوین سلفی مثل ملا محمد علوی در مساجد فعال هستند و دیدگاه‌های سلفی را تبلیغ می‌کنند …

قبل‌تر شاهد بودیم که پشت سر کسی ملا علوی پیش‌نماز روستای یک شبه در بوکان نزدیک به ۲-تا ۳ هزار نفر نماز می‌خواندند و حتی یکبار با او برخوردی نشد. حتی یک‌بار هم این ملا علوی به دادگاه احضار نشد. البته برخی هم مثلا ملا محمد برایی، ملا عثمان سقز، ملا هادی صالحی سقز، به دادگاه احضار شدند در حالی‌که کمتر از ملا محمد علوی و ملا عبدالهادی ارومیه تاثیرگذار بودند که با آنها برخورد نشده است. ملا علوی هنوز هم در سقز مسجد دارد اما مثل قبل تبلیغ نمی‌کند و خیلی محتاط شده است.

در اطلاعیه اطلاعات درباره حمله به تهران نام افرادی مثل سریاس صادقی آمده است که گویا مشخص بوده عضو داعش هستند، اما برخورد جدی با آن‌ها صورت نگرفته است…

جمهوری اسلامی می‌خواهد افراد مرتبط با گروه‌های اسلام‌گرا و سلفی جهادی ایران را ترک کنند. طی سال‌های اخیر بسیاری از سلفی‌های کردستان و مناطق سنی‌نشین ایران به افغانستان رفتند. مشخصا از سال ۲۰۰۷ تا این اواخر یعنی تا پیش از شروع بحران سوریه، خیلی از سلفی‌های ایران به هلمند افغانستان، در منطقه ریگستان، به شهری به اسم بارانچه رفتند که تحت کنترل مشترک طالبان و القاعده بود. نیروهای کرد از سنندج و استان‌های کردنشین بیشتر به آن‌جا می‌رفتند. نزدیک به ۶۰ نفر از آن‌ها هم کشته شدند. در خصوص عاملان حمله به تهران هم دو نفر از آن‌ها مدتی عضو داعش بودند، به سوریه رفته و به ایران برگشتند و سه ماه قبل هم از زندان آزاد شدند. یعنی برخوردی جدی با آن‌ها صورت نگرفته است. البته آن‌چه درباره ابوعایشه در اطلاعیه آمده دروغ است. هیچ‌کس به این اسم داخل ایران وبه دست نیروهای اطلاعاتی امنیتی ایران کشته نشده است. منظور از ابوعایشه در این اطلاعیه ، فردی به اسم فاتح کردستانی یا اسماعیل محمد اهل کردستان عراق است که از مسوولان رده بالای کرد داعش بود. او تابستان ۲۰۱۶ همراه با عده‌ای از کردهای داعش توانست به منطقه حلبچه نفوذ کنند و چند بار هم وارد کردستان ایران شدند. اما در نهایت ابوعایشه در درگیری با نیروهای حزب اتحادیه میهنی در حلبچه و داخل عراق کشته شد. ایده برنامه‌های ترورهای شبیه آن‌چه که در تهران شاهد آن بودیم، توسط ابوعایشه طراحی شده بود. این افراد ادامه‌دهنده راه و روش او هستند. در سایت‌های داعشی هم عملیات تهران را به ابوعایشه تقدیم کردند و از او به عنوان کسی یاد می‌کنند که آغازگر این حرکت بوده است.

در میان اسامی که منتشر شد کدام‌ها کرد هستند؟

چهار نفر از آن‌ها کرد و اهل پاوه و اطراف این شهر هستند. دو نفرشان یعنی فریدون و قیوم قبلا به داعش پیوسته بودند و سپس خودشان را با اظهار ندامت به جمهوری اسلامی تحویل دادند. البته از سایر مناطق ایران هم به داعش پیوسته‌اند. مثل بلوچ‌ها و از مناطقی چون تالش و ترکمن‌صحرا. مثلا یکی از سران مهم داعش در امور شرعی، شخصی به اسم سید محمد قریشی اهل روستای شلقون منطقه تالش است که البته به ایران برگشته و در یک سری مصاحبه هم بر ضد داعش موضع گرفته و خیلی علیه آن‌ها صحبت کرده است. من شنیده‌ام افرادی از شیعیان فارس هم با تغییر مذهب به داعش پیوسته‌اند.

آیا آماری از کردهای عضو داعش موجود است؟

این آمار نسبت به سال‌های قبل کم‌تر شده‌ است چون عده‌ زیادی از آن‌ها کشته شده‌اند. در این مدت حدود ۱۷۰ نفر ازکردهای ایرانی عضو داعش کشته و زخمی‌ شده‌اند. سرنوشت نزدیک به ۴۰ نفر دیگر از این‌ها مشخص نیست. احتمال دارد توسط داعش اعدام شده باشند یا برخی هم ممکن است داعش را ترک کرده و به گروه‌های دیگر پیوسته باشند. ۵۰ نفر هم از این‌ها به ایران بازگشته‌اند که اکثر آن‌ها آزاد هستند. البته ممکن است پس از حمله تهران این افراد دوباره بازداشت شوند. در کل به برآورد من، پس از ظهور داعش نزدیک به ۴۰۰ نفر از کردهای ایران در این سال‌ها برای پیوستن به داعش، به سوریه و عراق رفتند و به این گروه پیوستند.

برچسب‌ها: امنیتی, تروریزم, داعش, سیاسی, کردستان

شما هم چیزی بگو

Jun 11 2017

اجرای حکم شلاق و جزای نقدی ۲۰ نفر در قزوین «به دلیل روزه‌خواری»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: دادستان عمومی و انقلاب قزوین از صدور و اجرای حکم «شلاق» و «جزای نقدی» برای ۲۰ نفر به اتهام «روزه‌خواری» خبر داد.

اسماعیل صادقی نیارکی روز یک‌شنبه (۲۱ خرداد) به خبرگزاری مهر گفت حکم این افراد پس از بازداشت، صادر و به اجرا گذاشته شده است.

صادقی نیارکی افزود این افراد جزء ۹۰ نفری هستند که در ارتباط با «روزه‌خواری» در استان قزوین برای آنها پرونده تشکیل شده است.

این مقام قضایی، مرجع تشکیل پرونده برای ۹۰ نفر را «شعبه‌ای ویژه» مستقر در دادسرا معرفی کرده است.

صادقی نیارکی همچنین ادعا کرده که «مؤمنان و شهروندان قزوین» از این «اقدام بی‌نظیر» دادستانی این استان استقبال کرده‌اند.

وی همچنین هشدار داده «افرادی که در ملاءعام روزه‌خواری کنند، دستگیر و در صورت احراز عامدیت در این کار، مجازات خواهند شد.»

مرداد ماه سال ۱۳۹۳ نیز دادستان عمومی و انقلاب قزوین از اجرای حکم شلاق ۲۰۰ نفر در استان قزوین به خاطر «روزه‌خواری علنی» خبر داده بود.

دادستان قزوین در آن زمان نیز اجرای حکم شلاق برای این ۲۰۰ نفر را اقدامی «بی‌نظیر» دانسته که «مؤمنان نیز از این کار استقبال کرده» بودند.

۹ تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم یک مقام قضایی شهر شیراز از دستگیری ۵۰۰ نفر در این شهر به اتهام «روزه‌خواری» در ماه رمضان خبر داده و گفته بود که بیش از ۲۵۰۰ نفر از شهروندان شیرازی نیز در این خصوص تذکر شفاهی گرفته‌اند.

سوم تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم ۴۱ دختر و ۵۱ پسر در کافی‌شاپ هتل «شهریار» تبریز هنگامی که مشغول صرف غذا و نوشیدنی بودند، بازداشت شده بودند.

۲۲ تیر ماه سال ۱۳۹۳ نیز فرمانده نیروی انتظامی استان فارس از اجرای دو مورد حکم ۸۰ ضربه شلاق به اتهام «تظاهر به روزه‌خواری» در شهر شیراز خبر داده بود.

هر ساله پیش از آغاز ماه رمضان در ایران، مقام‌های نیروی انتظامی و قضایی هشدار می‌دهند که با افرادی که در مکان‌های عمومی اقدام به «روزه‌خواری» کنند، برخورد خواهد شد.

برخی از مقام‌های قضایی در استان‌های ایران نیز از تشکیل شعبه‌های ویژه برای پرونده‌های «روزه‌خواری» خبر داده‌اند.

در سال‌های گذشته همچنین برخی افراد در استان‌های ایران به اتهام «روزه‌خواری» شلاق خورده‌اند.

این برخوردها در حالی است که در قانون مجازات اسلامی به مجازات روزه‌خواری در ملأ عام اشاره نشده است، و بر اساس گزارش‌ها، قضات در احکام خود به این بخش از قانون مجازات اسلامی استناد می‌کنند که «تظاهر به هر عمل حرامی در انظار عمومی جرم است».

براساس قانون مجازات اسلامی، هر کس به طور علنی مرتکب عمل «حرامی» شود به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود.

ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مشمول افراد غیرمسلمان هم می‌شود و این افراد مجاز به روزه‌خواری در ملاءعام نیستند.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, حکم شلاق, روزه‌خواری, سرکوب, سیاسی, قزوین

شما هم چیزی بگو

Jun 11 2017

امضای قرارداد میان آسمان‌ایر و بوئینگ برای خرید ۶۰ فروند هواپیما

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی ::

دویچه‌وله: شرکت هواپیمایی آسمان قرارداد خرید ۶۰ فروند بویینگ ۷۳۷ را با شرکت آمریکایی بویینگ منعقد کرد. قرارداد آسمان‌ایر و بوئینگ بلافاصله بعد از تصویب پیش‌نویس تحریم‌های سنای آمریکا علیه ایران امضا شده است.

روز شنبه ۱۰ ژوئن (۲۰ خرداد) شرکت ایرانی آسمان‌ایر با شرکت آمریکایی بوئینگ قرارداد نهایی خرید ۶۰ فروند هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ را امضا کرد. این قرارداد قبلا در فروردین ۱۳۹۶ بین آسمان‌ایر و بوئینگ به امضا رسیده بود ولی رسانه‌های ایران گزارش دادند که این قرارداد اکنون با حضور علی ربیعی وزیر کار ایران و نمایندگان شرکت بوئینگ و آسمان‌ایر نهایی شده است.

بیشنر بخوانید: بوئینگ و ایرباس؛ نگران لغو مجوز فروش به ایران

این معامله پس از اجرایی شدن برجام ممکن شده است. اگرچه قراداد آسمان‌ایر نهایی شده است اما تردیدهایی هم نسبت به اجرایی شدن آن هنوز وجود دارد. استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه ۲۴ مه (۳ خرداد) در جلسه پرسش و پاسخ کمیته راه‌ها و روش‌های مجلس نمایندگان گفت که وزارت خزانه‌داری در صدور مجوز فروش هواپیماهای مسافربری ایرباس و بوئینگ به ایران تجدیدنظر می‌کند.

یک سخنگوی شرکت بوئینگ هم در پاسخ خبرگزاری رویترز درباره سخنان وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: «بوئینگ در همکاری با شرکت‌های هواپیمایی ایران دنباله‌روی تصمیمات دولت آمریکاست و به آنها احترام می‌گذارد. بستن هرگونه قرارداد با شرکت‌های هواپیمایی ایران مشروط به تایید دولت آمریکاست.»

اما جالب است که در آن زمان شرکت بوئینگ به پرسش رویترز درباره فروش هواپیماهای این شرکت به آسمان‌ایر پاسخ نداده بود.

تحویل ۵ تا ۱۰ فروند بوئینگ در سال ۲۰۲۲

امضای قراداد بین مسئولین بویینگ و آسمان‌ایر در فروردین ۹۶

طبق قرارداد هواپیماهای خریداری شده از سال ۲۰۲۲ یعنی حدود ۵ سال دیگر به تدریج به شرکت هواپیمایی آسمان تحویل داده خواهد شد. قرار شده که بویینگ در سال اول ۵ تا ۱۰ فروند هواپیمای خود را به آسمان‌ایر تحویل دهد.

هواپیمایی آسمان هم اکنون با ۳۳ فروند هواپیما به ۴۰ شهر داخلی و ۱۳ کشور خارجی پرواز منظم برنامه‌ای دارد. بوئینگ ۷۳۷ یک هواپیمای مسافربری ۱۳۰ نفره است که می‌تواند بیش از ۴۵۰۰ کیلومتر پرواز کند.

شرکت خدمات هوایی آسمان در سال ۱۳۵۹ از ادغام چهار شرکت هوایی “ایر تاکسی، پارس‌ایر، ایر سرویس و هور آسمان” تشکیل یافت. این شرکت از سال ۱۳۸۱ به صندوق بازنشستگی کشوری واگذار شده‌است.

بیشتر بخوانید: شرکت آسمان به جمع خریداران بوئینگ پیوست

شرکت آسمان به جمع خریداران بوئینگ پیوستبیشتر بخوانید: شرکت آسمان به جمع خریداران بوئینگ پیوست

آسمان‌ایر از هواپیماهای کوچک مسافری استفاده می‌کند و دفتر مرکزی این شرکت در تهران قرار دارد و دارای دو پایگاه فعال در شیراز و مشهد است.

طبق اعلام سازمان هواپیمایی کشوری، شرکت آسمان‌ایر در سال‌های گذشته یکی از شرکت‌های هواپیمایی بوده که بیشترین تأخیرات پروازی را در میان شرکت‌های هواپیمایی ایرانی داشته است. اتحادیه اروپا نیز پرواز شرکت هواپیمایی آسمان را در حوزه اتحادیه اروپا از آذر ۱۳۹۵ به دلیل نگرانی‌های ایمنی منع کرده است.

برچسب‌ها: آسمان‌ایر, آمریکا, اقتصادی, بوئینگ

شما هم چیزی بگو

Jun 10 2017

آتش به اختیار

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

عصرایران: نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.
عصر ایران – مقام معظم رهبری در دیدار اخیر دانشجویان با ایشان جملاتی را بیان داشته اند که بازتاب رسانه ای گسترده ای داشته است: « در دانشگاه خیلی می شود کار کرد، اتفاقاً در دانشگاه باید کار کرد. چه کسی باید در دانشگاه کار بکند؟ شما. شما تشکّلها هستید که در دانشگاه باید کار بکنید. البته خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتباً می گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌ قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار… . »

ایشان در تبیین مصداق های این موضوع افزودند: « اهتمام به تخاطب واقعی؛ فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحث های دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است؛ این‌جور با مخاطبین تان بنشینید؛ و مانند این کارها. »

در پی این بیانات، برخی افراد در دو سوی مخالف یکدیگر، تحلیل هایی را مطرح کرده اند:

– برخی نیروهای انقلابی، با تفسیر نادرست از این بیانات دچار این سوء فهم شده اند که رهبری فتوایی داده و طی آن، دست این نیروها را برای هر اقدامی باز گذاشته اند و آنها از این پس می توانند فارغ از قوانین جمهوری اسلامی ایران، دست به هر اقدامی بزنند و در توجیه آن بگویند که رهبری فرمودند خودتان تصمیم بگیرید و عمل کنید، آتش به اختیارید.

– در مقابل، برخی افراد خارج از نظام، تفسیری تندروانه از آن سو دارند و مدعی هستند که با این آتش به اختیاری، باید منتظر اقدامات خطرناکی مانند آنچه در قتل های زنجیره ای و حمله به سفارت عربستان و انگلیس رخ داده باشیم!

واقعیت این است که هر دو گروه، این سخن رهبری را بدون توجه به منظومه سخنان ایشان تفسیر کرده اند*. رهبر انقلاب همواره بر رعایت قانون تأکید کرده و حتی رویدادهایی مانند حمله به سفارت عربستان را “بسیار بد و به ضرر اسلام و ایران” دانسته اند.

از این رو، نمی توان “آتش به اختیار”ی که رهبر انقلاب گفته اند را مترادف با خودسری و اقدامات فراقانونی دانست چه آن که نه فقط رهبر انقلاب، که هیچ مقامی در هیچ جای دنیا، حکم به اقدامات غیرقانونی در کشور تحت اداره خود نمی دهد.

جالب اینجاست که هر دو گروه، در “تفسیر به رأی” های خود از این عبارت، دنباله جمله رهبری را نخوانده اند که مصداق هایی از این آتش به اختیاری را بیان می کنند: “اهتمام به تخاطب واقعی، میزگرد، سخنرانی، نشریه، بحثهای دونفره و سه‌نفره و جلسات تحلیل.”

قطعاً از این سخنان، مجوز قانون شکنی و آن گونه که برخی ها می خواهند القا کنند مجوز خودسری و قانون شکنی استخراج نمی شود و کسانی که در دو سوی مخالف یکدیگر، می خواهند سوء استفاده کنند، صرفاً در حال بیان دیدگاه های سیاسی خویش هستند، نه تحلیل منصفانه بیانات رهبری؛ چه آن که رهبر انقلاب آتش به اختیاری را در عرصه “مخاطبه” توضیح داده اند نه اقدامات غیر قانونی.
نزدیک ترین مثال به این قضیه، امر به معروف و نهی از منکر است که در وجه زبانی اش، نیازی به اجازه گرفتن از حکومت نیست ولی کسی حق ندارد به این بهانه، مثلاً افراد را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.

پی نوشت:
* مخالفت با قوانين و مقررات و دستورات دولت اسلامی که به‌طور مستقيم توسط مجلس شورای اسلامی وضع شده و مورد تأييد شورای نگهبان قرار گرفته‏اند و يا با استناد به اجازه قانونی نهادهای مربوطه وضع شده‏اند، برای هيچکس جايز نيست و در صورت تحقّق مخالفت توسط فردی در اين خصوص، بر ديگران تذکر و راهنمايی و نهی از منکر لازم است (البته با وجود شرايط نهی از منکر).

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, امنیتی, درگیری جناحی, سانسور, سرکوب, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jun 09 2017

صدیقی و علم‌الهدی در کنایه به حسن روحانی: برخی برای اردوکشی سیاسی دهه ۶۰ را فراموش نکنند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران نیز همچون علی خامنه‌ای٬ حوادث تروریستی تهران را «ترقه‌بازی» نامید٬ اما آن را هشداری دانست که «برخی دهه ۶۰ را فراموش و تجاهل نکنند.»

آقای صدیقی گفت «این حادثه البته ترقه‌ای بیش نبود و مردم ما نمی‌ترسند، اما هشدار بود که برخی دهه ۶۰ را فراموش و تجاهل نکنند.»

وی با انتقاد از افرادی که «اِعمال قانون و اراده ولی فقیه علیه جلادان را مورد خدشه قرار می‌دهند»٬ اضافه کرد «برخی چگونه روی‌شان می‌شود که آن زمان کنار این جریانات بودند، ولی از گذشته خود پشیمان شده‌اند؟»

اشاره وی به سخنان حسن روحانی در کارزار انتخاباتی خود است که به طور تلویحی از ابراهیم رئیسی به عنوان یکی از دست‌اندرکاران اعدام‌های مخالفان جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ انتقاد کرده بود.

احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد هم با اشاره به حملات تروریستی به آرامگاه روح‌الله خمینی و مجلی شورای اسلامی گفت «منافقین روی همه تروریست‌ها را سفید کرده‌اند، شایسته نیست مسئولان ما برای قدرت‌یابی، جای جلاد و شهید را عوض کنند.»

وی افزود «عده‌ای برای قدرت‌یابی از ناپاک‌ترین جریان‌های تاریخ انقلاب که منافقین هستند بهره می‌برند تا عده‌ای بی‌دین را به دنبال خود بکشانند و از آنان اردوکشی سیاسی کنند.»

نماینده علی خامنه‌ای در استان خراسان رضوی٬ اعضای سازمان مجاهدین خلق را «داعشی‌های دهه‌ ۶۰» نامید.

برچسب‌ها: امنیتی, جنایات رژیم, حقوق بشر, درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jun 09 2017

حملات تهران؛ تسلیت آیت‌الله خامنه‌ای و بازداشت ۴۱ نفر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: رهبر جمهوری اسلامی به مناسبت کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان ایرانی در حملات اخیر تهران پیامی فرستاده است. همزمان، مراسم تشییع پیکر کشته‌شدگان این واقعه آغاز شده و منابع امنیتی از بازداشت افراد دیگری در ارتباط با این حملات خبر داده‌اند.

امروز جمعه، ۱۹ خرداد (۹ ژوئن)، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله علی خامنه‌ای متن پیام او به مناسب حملات اخیر تهران را منتشر کرد. روز چهارشنبه افراد مسلح به آرامگاه آیت‌الله روح‌الله خمینی و یکی از ساختمان‌های مجلس در تهران حمله کردند که به گفته منابع رسمی، هفده کشته و ده‌ها زخمی برجای گذاشت.

وزارت اطلاعات ایران اعلام کرده است که ۴۱ نفر را در ارتباط با حملات تهران بازداشت کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در پیام خود از “شهادت تعدادی از عزیزان روزه‌دار و زخمی شدن جمع بیشتری” ابراز تاسف کرده و آن را نشانه “کینه و دشمنی خباثت آلود مزدوران استکبار با ملت شریف ایران و با هر آنچه مربوط به انقلاب و نظام اسلامی” است خوانده است. وی گفته است که نتیجه این حمله “چیزی جز افزایش نفرت از دولت‌های آمریکا و عوامل آنان در منطقه همچون سعودی نیست.” رهبر جمهوری اسلامی افزوده است که اینگونه اقدامات “بسی کوچکتر از آن است که در عزم ملت ایران خللی ایجاد کند.”

این نخستین واکنش آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به حملات اخیر تهران نیست. روز چهارشنبه وی در مورد تیراندازی و انفجار در تهران گفت: “ملّت ایران دارد حرکت می‌کند، پیش می‌رود، این ترقّه‌بازی‌های شبیه کاری‌ هم که امروز شد در اراده‌ی مردم هیچ تأثیری نخواهد گذاشت.” وی بدون نام بردن از کشور خاصی، از ایستادگی ایران “در آن نقطه‌ای که مرکز این فتنه‌هاست” دفاع کرد. ظاهرا اشاره رهبر جمهوری اسلامی به مشارکت نظامی جمهوری اسلامی در حمایت از نیروهای دولتی سوریه است. رهبر جمهوری اسلامی بخش اصلی سخنرانی روز چهارشنبه خود را به انتقاد از “دستگاه‌های مرکزی فکری و فرهنگی و سیاسی” جمهوری اسلامی اختصاص داده بود.

گروه موسوم به دولت اسلامی – داعش – مسئولیت حملات تهران را برعهده گرفته است. این گروه پیش از این نیز در کشورهای مختلف، از جمله تعدادی از کشورهای عضو ائتلاف بین‌المللی ضد داعش، به حملاتی دست زده است.

با انتشار اخبار مربوط به تلفات این حملات، رهبران و مقامات کشورهای مختلف جهان، از جمله رئیس جمهوری ایالات متحده، با محکومیت این حمله و تسلیت به ایرانیان، با خانواده‌های قربانیان و زخمی‌های این حادثه ابراز همدردی کردند. همچنین، پرچم‌ها بر فراز دفاتر سازمان ملل در ایران به احترام قربانیان این حمله به حالت نیمه برافراشته درآمد و شهردار پاریس نیز به نشانه “همبستگی شهر و مردم” پایتخت فرانسه با مردم ایران، اعلام کرد که چراغ‌های برج ایفل قبل از نیمه شب خاموش خواهد شد.

صبح روز جمعه مراسم تشییع جنازه کشته‌شدگان حملات روز چهارشنبه با حضور رئیس جمهوری، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه در ساختمان مجلس آغاز شد. پیکر کشته‌شدگان سپس به محل برگزاری نماز جمعه تهران انتقال یافت و قرار است تدفین از این محل تشییع شود. در محل برگزاری نماز جمعه تهران، شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل داده شد.

در خبری دیگر در همین زمینه، روز جمعه خبرگزاری تسنیم به نقل از پلیس امنیت استان کرمانشاه گزارش کرد که دو نفر در ارتباط با حملات روز چهارشنبه شناسایی و بازداشت شده ‌ند. در این گزارش همچنین آمده است که شب گذشته ماموارن پلیس در ثلاث باباجانی کرمانشاه موفق شدند ۹۲ قبضه کلت کمری را از داخل یک خودرو کشف و ضبط کنند.

این خبر ارتباط احتمالی کشف این تسلیحات با حملات اخیر تهران مشخص نشده است.

برچسب‌ها: تروریزم, تسلیت, حملات تهران, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای

شما هم چیزی بگو

Jun 09 2017

«سریاس صادقی»، مهاجم تروریست تهران در فیسبوک

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی ::

من و تو: صفحه ای در فیسبوک به نام یکی از عوامل حمله های تروریستی به تهران وجود دارد.
در لیست ۱۱۰ نفره دوستان سریاس صادقی در فیسبوک از پروفایل یک زن بدون حجاب تا پروفایلی با عکس صدام حسین یا زنی با روبنده که محل زندگی خود را اوتاوای کانادا نوشته، دیده می شوند.
حزب دموکرات کردستان دو سال و نیم پیش در گزارشی به تبلیغ داعش در مناطق غربی ایران پرداخته و از افرادی از جمله سریاس صادقی نام برده بود که به تبلیغ داعش می پردازند.

صفحه ای در فیسبوک به نام یکی از عوامل حمله های تروریستی به تهران وجود دارد. عکس صاحب این صفحه با فردی که وزارت اطلاعات او را سریاس معرفی کرده همخوان است. صفحه هم به نام سریاس صادقی ست و به نظر می رسد او از ماه می سال ۲۰۱۵ در فیسبوک حضور داشته است.
در لیست ۱۱۰ نفره دوستان سریاس در فیسبوک چهره های مختلف و متفاوتی دیده می شوند. از پروفایل یک زن بدون حجاب که خود را ساکن مسکو معرفی کرده است تا پروفایلی با عکس صدام حسین یا زنی با روبنده که محل زندگی خود را اوتاوای کانادا نوشته است.
در بخش عمومی صفحه او البته فعالیت خاص و چشمگیری دیده نمی شود اما این امکان و احتمال وجود دارد که او تنها در دایره محدود به دوستانش فعالیت می کرده است.
در پست اولی که در صفحه او نمایان است، عکسی از خودش دیده می شود که روی پا نشسته و در یک پیراهن ورزشی سفید آستین کوتاه با مارک آدیداس، به دوربین لبخند می زند.
این عکس را هشت نفر دوست داشته اند (لایک کرده اند).
پست دوم او نقل قولی است از خلیفه دوم اهل سنت، عمر بن خطاب که گفته است: «ما حقیرترین مردم بر روی زمین بودیم و خداوند از طریق اسلام ما را عزت بخشید. هر گاه عزت را در چیز دیگری بجوییم، دوباره حقیر می گردیم.»

این پست عمومی را هم تنها یک پروفیل دیگر لایک کرده است.
پست سوم تکرار پشت اول اوست و بعد در دو پست پیاپی دو عکس یکسان از یک پسر خردسال دیده می شود که ممکن است فرزند او باشد. آخرین پستی هم که در قالب پست های عمومی دیده می شود عکس دیگری از خود اوست در لباسی ضخیم تر با نوشته ای لاتین و تاریخ ۲۰۰۹-۲۰۱۰. او در این عکس ایستاده و همچنان لبخند می زند.
نام سریاس صادقی اما علاوه بر فیسبوک او در جای دیگری هم آمده است.
در گزارشی که سایت حزب دموکرات کردستان در تاریخ سوم ماه دسامبر سال ۲۰۱۴ منتشر کرده است، از این فرد به عنوان یکی از مبلغان گروه تروریستی داعش نام برده شده است.
در این گزارش که بخشی از آن درباره تبلیغ داعش در مناطق غربی ایران است آمده که افرادی از جمله سریاس صادقی بعد از نماز مغرب به‌ صورت محرمانه‌ و دور از چشم مردم به‌ تبلیغ داعش می پردازند.
گرچه در این گزارش ابتدا فعالیت این افراد محرمانه خوانده شده اما ریز محل فعالیت آنها به طور مشخص آمده و تاکید شده است جمهوری اسلامی (در گزارش مورد نظر از آن با عنوان «رژیم آخوندی» یاد شده)، کاری به‌ کار آنها ندارد و «به صورت علنی» از جلساتی که آنها در مساجد برگزار می کنند، جلوگیری نمی کند .

برچسب‌ها: امنیتی, تروریزم, تهران, داعش, سریاس صادقی, سیاسی, مجلس

شما هم چیزی بگو

Jun 09 2017

دستگیری 7 فرد مرتبط با داعش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

عصرایران: نیروی انتظامی از دستگیری هفت نفر از عناصر مرتبط با گروهک تروریستی داعش در استان فارس خبر داد.

به گزارش ایسنا، مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی اعلام کرد که در عملیات مشترک میان ماموران پلیس امنیت استان فارس و عوامل اداره اطلاعات این استان در شب گذشته(۱۸ خردادماه) هفت نفر از عناصر مرتبط با گروهک تروریستی تکفیری داعش دستگیر شدند.

صبح امروز نیز نیروی انتظامی از دستگیری دو تن از عوامل مرتبط با حادثه تروریستی تهران توسط عوامل پلیس امنیت کرمانشاه خبر داده بود.

روز گذشته نیز سردار حسین صادقی‌نیا – رییس پلیس پایتخت اعلام کرد- که پنج نفر از مظنونان حادثه تروریستی رخ داده در حرم مطهر امام خمینی (ره) در روز چهارشنبه دستگیر شده و تحت بازجویی قرار گرفته‌اند.

برچسب‌ها: امنیتی, تروریزم, تهران, داعش, سیاسی, مجلس

شما هم چیزی بگو

Jun 09 2017

گزارش‌های متناقض از اظهارات باقری درباره «بزرگترین عملیات قرن علیه داعش»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفردا: محمد حسین باقری، فرمانده ستاد مشترک كل نيروهای مسلح ايران، روز پنجشنبه ۱۸ خرداد اعلام كرد: «دنیا در چند روز آينده شاهد بزرگترين و گسترده ترين عمليات قرن در منطقه خاورميانه عليه تروريست های داعش خواهد بود.» این سخنان از سوی یک منبع نظامی تکذیب شده است.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان،‌ این مقام نظامی که در دانشگاه علوم انتظامی سخن می گفت،‌ افزود: «تعرض دشمن با پاسخ قاطع در نقاطی که ما تعیین می کنیم مواجهه خواهد شد.»

وی همچنین گفت: در حال حاضر «٧٣ فروند بمب افكن فانتوم و ٤٥ فروند سوخو آماده دستور مقامات نظامی برای آغاز بزرگترين عمليات هوايی جهان در طی ٣٠ سال گذشته هستند. »

این خبر در شرایطی منتشر شده است که خبرگزاری های فارس و ایسنا آن را تکذیب کرده اند.

فارس و ایسنا نوشتند که یک منبع آگاه در ستاد کل نیروهای مسلح «خبر منسوب به سرلشکر محمد باقری در برخی شبکه های اجتماعی، مبنی بر «آغاز عملیات بزرگ قرن علیه داعش در چند روز آینده» را تکذیب کرده است.

در عین حال،‌ باشگاه خبرنگاران جوان نیز این خبر را حذف کرده است.

در همین حال،‌ حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، ‌در یک برنامه تلویزیونی با بیان اینکه «قطعاً از مسببان، عاملان و دستوردهندگان این اقدام انتقام خواهیم گرفت و عکس‌العمل ما ویران‌کننده خواهد بود» گفت: «دستمان باز است و گزینه‌های متنوعی داریم و اگر خیلی کارها را انجام نمی‌دهیم به دلیل ملاحظاتی است که نمی‌خواهیم درگیری‌ها توسعه یافته و یا منجر به تفرقه شود.»

وی افزود:«اما اگر بخواهند علیه ما اقدامی کنند، در هر نقطه که باشند با آنها مقابله خواهیم کرد و حتماً انتقام ما در مقیاسی هزاران برابر بزرگ‌تر از آنچه روز چهارشنبه رخ داد، خواهد بود.»

این سخنان پس از آن منتشر شد که دو گروه از افراد مسلح روز چهارشنبه ۱۷ خرداد به مجلس شورای اسلامی و آرامگاه روح‌الله خمینی در تهران حمله کردند که طی این حملات دست کم ۱۷ تن کشته و حدود ۴۰ تن نیز مجروح شدند.

به گفته مقام های جمهوری اسلامی ایران،‌ تمام مهاجمان به جز یک زن به قتل رسیدند.

در همین حال،‌ وزارت اطلاعات روز پنجشنبه ضمن انتشار نام و تصویر اجساد مهاجمان کشته شده، بدون انتشار نام خانوادگی شان اعلام کرد که آنها در مرداد سال ۹۵ «تحت فرماندهی ابوعایشه، از فرماندهان رده بالای داعش» وارد ایران شده و پس از کشته شدن او به خارج از کشور بازگشته بودند.

این وزارتخانه نام مهاجمان کشته شده را رامین، قیوم، فریدون، ابوجهاد و سریاس اعلام کرد. گروه حکومت اسلامی (داعش) مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته است.

پیشتر رضا سیف‌اللهی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرده بود که عاملان این حملات «ایرانی» بودند.

بر اساس اطلاعیه وزارت اطلاعات، مهاجمان به مجلس ایران و حرم آیت‌الله خمینی «پنج نفر از عناصر تروریست سابقه‌دار وابسته به گروه های وهابی و تکفیری بودند که پس از جذب» شدن به گروه داعش از کشور خارج شده و در چند عملیات این گروه «در موصل و رقه مشارکت داشته‌اند.»

مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی از عبارت گروه‌های «تکفیری» برای نامیدن گروه هایی چون داعش و القاعده و همچنین برخی از گروه‌های سنی مخالف حکومت استفاده می‌کنند.

عبارت «گروه‌های وهابی» نیز در حالی در بیانیه وزارت اطلاعات ایران استفاده شده است که معمولا مقامات جمهوری اسلامی این عبارت را درباره گروه‌های سنی «وابسته» به عربستان سعودی به کار می برند.

برچسب‌ها: تروریزم, خاورمیانه, داعش, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 08 2017

اعلام جنگ آیت الله خامنه‌ای به روحانی در میانه ‘ترقه بازی’

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: درست هنگامی که همه نگاه‌ها نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان به حملات روز چهارشنبه به آرامگاه آیت الله خمینی و مجلس شورای اسلامی بود و موج پیام‌های رهبران بسیاری از کشورها در محکومیت حملات و همدردی با بازماندگان جان باختگان به سوی حسن روحانی سرازیر، آیت الله علی خامنه‌ای در اظهار نظری که به دلیل صراحت، کم سابقه است، به پیروان خود دستور داد هرطور که می‌خواهند و هر زمان که می‌خواهند به دولت حمله کنند.

آیت الله خامنه‌ای، در اظهار نظری کوتاه و نیم دقیقه‌ای، حتی بدون آنکه با مجروحان و خانواده های جان باختگان حملات روز چهارشنبه تهران ابراز همدردی کند، این حملات را ترقه‌بازی خواند و در عوض بدون هیچ پرده‌پوشی، دولت حسن روحانی و شخص او را هدف تندترین حملات خود قرار داد.

آیت الله خامنه‌ای، ابتدا به اظهارات حسن روحانی در باره سند ۲۰۳۰ یونسکو واکنش نشان داد و حرف‌های او را به کلی رد کرد. آقای روحانی با انتقاد از حملاتی که پس از سخنان آیت الله خامنه‌ای در باره این سند متوجه او شده بود، دلیل موضع‌گیری منفی رهبر جمهوری اسلامی را گزارش‌های نادرستی خواند که به او داده می‌شود.

اما آیت الله خامنه‌ای با رد این موضوع تاکید کرد: “آنهایی که خیال می‌کنند ما گزارش درست نگرفته‌ایم؛ نه، گزارش‌های ما گزارش‌های درستی است. حرف من این است که نظام آموزشی کشور نباید بیرون کشور نوشته بشود.”

او در حمله به حسن روحانی، کمتر از یک ماه پس از پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری، به طرفداران خود دلداری داد و گفت آنها نباید ناامید شوند: “اینکه حالا یک جایی ما گفتیم [ولی] نشد، در یک جایی فلان مقصود را داشتیم [ولی] تحقّق پیدا نکرد؛ مطلقاً بایستی اجازه ندهید که یأس و ناامیدی بر شما غالب بشود.”

آیت الله خامنه‌ای سپس با تاکید بر اینکه موانعی بر سر راه رسیدن به اهداف مورد نظر وجود دارد، به طرفداران خود توصیه کرد که به دنبال راه حال باشند: “یک بخش دیگر از واقعیّات این است که شما وقتی آرمان‌گرا هستید و می‌خواهید به سمت این آرمان حرکت بکنید، باید توجّه داشته باشید که این‌جوری نیست که انسان با معجزه خودش را به آرمان بتواند برساند؛ نه، مشکلاتی وجود دارد، موانعی وجود دارد؛ لابه‌لای این موانع باید راه را پیدا کرد.”

با این حال، به نظر می‌رسد که آیت الله خامنه‌ای چندان هم منتظر یافتن این “راه” از سوی مخاطبانش نشد و در توصیه ای که بیشتر به اعلام جنگ علیه دولت شبیه است، گفت:” اینجا فرمانده دستورِ آتش‌به‌اختیار می‌دهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس می‌کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.”

آیت الله خامنه‌ای البته جای تردیدی باقی نگذاشت که منظورش از دستگاه مرکزی که دچار اختلال شده، چیزی جز دولت حسن روحانی نیست و دستور او به عنوان مثال شامل قوه قضاییه، نهادهای تحت نظر رهبر و نهادهای انتصابی نمی‌شود.

او با اشاره‌ای صریح به تلاش‌های حسن روحانی برای پخش دعای ربنای محمدرضا شجریان از تلویزیون گفت: “‌گاهی اوقات انسان احساس می‌کند دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها دچار اختلالند، دچار تعطیلند… ناگهان می‌بینید مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، می‌شود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری می‌کنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ اصلی را از مسئله‌ فرعی تشخیص نمی‌دهد و یک مسئله‌ اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ اصلی، درشت می‌کنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض کردم.”

به این ترتیب، در تصویری که آیت الله خامنه‌ای تصویری ترسیم می‌کند، عرصه مناسبات رهبر و رئیس جمهوری، آن هم تنها کمتر از یک ماه پس از انتخابات، صحنه جنگی پایان نیافته است و اگر در انتخابات نتیجه دلخواه به وجود نیامده و به گفته او، رابطه با قرارگاه قطع شده، اکنون او به عنوان فرمانده به گردان‌های تحت مسئولیتش دستور آتش به اختیار می‌دهد.

چنین دستوری تنها می‌تواند برآمده از شکافی به ظاهر پرناشدنی باشد که در یک سوی آن، آیت الله خامنه‌ای و نهادهای عمدتا غیرانتخابی تحت نظر او ایستاده‌اند و در سوی دیگرش حسن روحانی و نهادهایی که برآمده از رای و صندوق رای هستند.

با این همه، نباید گمان برد که این اختلاف که اکنون با به کارگیری اصطلاحاتی نظامی مانند افسران آتش به اختیار، بیشتر به دشمنی شبیه است، امری صرفا خصوصی و معطوف به فرد و در اینجا به عنوان مثال حسن روحانی است. بن مایه و دلیل اصلی این اختلاف، ناسازگاری دو نهاد ولایت فقیه و ریاست جمهوری در همه ابعاد حقوقی و حقیقی آن است.

آقای روحانی سال ها از مورد اعتمادترین چهره‌ها نزد آیت الله خامنه‌ای بود و طولانی‌تر از هر فرد دیگری در جمهوری اسلامی نماینده او در شورای عالی امنیت ملی بوده است. او حتی چندی پیش نیز گفت که با نامزدی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ نیز موافق بوده است. اما همین فرد، زمانی که با اتکا به رای شهروندان به قدرت می‌رسد و مبنای مشروعیت قدرتش نه احکام انتصابی ولی فقیه، بلکه آرای شهروندان می‌شود، به شکلی خودکار در مقابل رهبر جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد. این سرنوشت مشابه تمامی روسای جمهوری در جمهوری اسلامی بوده است، فارغ از نزدیکی و دوری آنان به رهبر وقت.

آیت الله خامنه‌ای در سخنان روز چهارشنبه خود حتی نیازی نمی‌بیند که پنهان کند “بعضی‌ها، از بچه‌های خوب و انقلابی” تعجب می‌کنند که او چرا مدام می‌گوید در انتخابات شرکت کنید و از رهبر جمهوری اسلامی گله‌مند می‌شوند که چرا مدام مردم را به شرکت در انتخاباتی فرا می‌خواند که در همین نظام و برای همین نظام برگزار می‌شود.

چنین نگاهی به انتخابات و تمایل به حتی مشارکت کمتر در انتخابات در ميان”بچه‌های خوب و انقلابی”، پیامدهای روشنی دارد که نپذیرفتن و یا گردن نگذاشتن به نظر و رای اکثریت تنها جلوه‌ای از آن است.

استفاده از نهادهای تحت کنترل و نیز گروه‌های فشار، که بسته به زاویه دید ناظر اسامی مختلفی داشته و دارند مانند نیروهای حزب الله، ذوب شدگان در ولایت، لباس شخصی‌ها یکی از اصلی‌ترین ابزار آیت الله خامنه‌ای در این مقابله و منازعه حقیقی-حقوقی بوده است.

با وجود چنین پیشینه‌ای، هنوز صدور دستور آتش به اختیار شگفت انگیز می‌نماید.

تصور کنیم که آیت الله خامنه‌ای نه رهبر جمهوری اسلامی، بلکه رهبر اپوزیسیون برانداز و مخالفان دولت بود که هدفی جز سرنگونی قدرت مستقر نداشت. در چنین موقعیت فرضی، آیا او می‌توانست دستوری فراتر از این به نیروهای تحت نظرش بدهد که آتش به اختیار، هر کجا، هر زمان و هر طور که خواستند به حریف یعنی دولتی که هنوز یک ماه از پیروزی‌اش با نزدیک به ۲۴ میلیون رای نمی‌گذرد، آتش بگشایند؟

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .