اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 31 2017

محرومیت یک ساله تیم بیلیارد زنان به دلیل رعایت نکردن شئونات اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: بانوان اعزامی به مسابقات آزاد چین به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی یک سال محروم شدند.

به گزارش عصرایران، کمیته انضباطی فدراسیون بولینگ، بیلیارد و بولس اعلام کرد بانوان اعزامی به مسابقات آزاد چین به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی به مدت یک سال از حضور در تمامی مسابقات داخلی و خارجی محروم می‌شوند.

این کمیته همچنین اعلام کرد اسامی متخلفان متعاقبا و به صورت کتبی به هیات‌های استانی مورد نظر اعلام خواهد شد.

No responses yet

Mar 31 2017

ژنرال وُتل خواستار اقدام نظامی آمریکا علیه ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفرانسه: فرماندۀ نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، ژنرال “ژوزف وُتل”، از جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین تهدید درازمدت علیه ثبات خاورمیانه یاد کرد. ژنرال وُتل که این سخن را در مقابل نمایندگان کنگرۀ آمریکا ایراد می کرد همچنین خواستار به کارگیری ابزار نظامی برای مقابله با برتری طلبی جمهوری اسلامی ایران در یمن و منطقۀ خلیج فارس شد.

فرماندۀ نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه سپس تأکید کرد که اقدامات تخریبی جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در کانون مشکلات عمدۀ منطقه نظیر تهدید دولت اسلامی در عراق و سوریه، افغانستان، یمن و صحرای سینا است و به همین دلیل ایران بزرگترین تهدید درازمدت علیه ثبات این بخش از جهان به شمار می رود.

ژنرال “ژوزف وُتل” سپس گفته است باید به هر وسیله ای از جمله از طریق نظامی مانع از به انجام رسیدن اهداف مخرب ایران در منطقه شد. وی در میان اقدام های تخریبی ایران در خاورمیانه به حمایت های نظامی این کشور از حوثی های یمن و تهدیدهای مداوم نیروی دریایی سپاه پاسداران علیه ناوهای آمریکا و دیگر کشورهای خارجی در آب های خلیج فارس اشاره کرد و گفت که حوثی های یمن به کمک ایران موشک های دفاعی و رادار در آبهای خلیج فارس مستقر کرده اند و مانع از رفت و آمد آزادانۀ کشتی ها در دریای سرخ و تنگه باب المندب می شوند.

در پاسخی تلویحی به سخنان ژنرال وُتل، سردار پاسدار احمد دهقان، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، از آمریکا خواست که نیروهای نظامی اش را از منطقه خارج کند. سردار دهقان همچنین گفت : آمریکا نباید انتظار داشته باشد که جمهوری اسلامی ایران برایش در منطقه فرش قرمز پهن کند.

No responses yet

Mar 31 2017

انتشار یادداشت‌های مرتضی مطهری درباره فساد و انحراف روحانیت شیعه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: انتشار مجموعه یادداشت‌های مرتضی مطهری در انتقاد از انحراف و فساد روحانیت شیعه از سوی علی مطهری آغاز شد.

این یادداشت‌های صریح و تند در جلد ۱۵ مجموعه آثار مرتضی مطهری به تازگی منتشر شده که با انتقاد‌هایی نیز در حوزه‌های علمیه مواجه شده است.

مطهری در این یادداشت‌ها انتقاد‌ها و حملات بسیار تندی متوجه روحانیت شیعه کرده که در تاریخ شیعه و جمهروی اسلامی این انتقاد‌ها کم‌سابقه است.

گزیده انتقاد‌های مطهری از روحانیت شیعه در سال ۱۳۳۸ شمسی به روایت رسول جعفریان:

– آمدن مطهری به تهران {در سال ۱۳۳۸} به نوعی برای سرخوردگی از قم، اخلاقیات حاکم بر حوزه وبرخی از مناسبات موجود در سیستم جاری آن بود.

– یادداشت‌هایی که از مطهری از سال‌های ۳۷ تا ۴۰ مانده نشانگر تلاش وی برای یافتن پاسخ‌های تازه به مسائل و معضلات و از سوی دیگر در انتقاد به روحانیت است.

– مطهری: از وقتی که برای روحانیت دربار درست شده… دیدن رؤسای روحانی تمنای ریاست را در وجود طلاب بیدار می‌کند… همین وضع ریاست مآبی این آقایان است که اخلاق عمومی طلاب را فاسد کرده است.

– مطهری در انتقاد از «روح گریز از کار» در علما: تا کار به موضوع سهم امام و پیش نمازهای بیکار و تنبل کشید که هم خود عضو عاطل هستند و هم مانع و سد پیشرفت‌های دینی هستند.

– مطهری: شما اگر به روحیه ملاهای تهران آشنا باشید می‌دانید که فقط چشمشان به چهار تا بازاری قدیمی است.

– مطهری: وای به حال اجتماعی که … واعظ و هادی‌های حقیقی ضعیف بشوند ولی انگل‌هایی از آخوندهای بیکاره و بی سواد، چاق و دارای بهترین زندگی‌ها بشوند.

– مطهری:روحانی امروز ما حال همان والی را دارند، فقط بلدند که گلوی ضعفایی از رعایا و یا هم صنفان خود را بگیرند و بفشرند.

– مطهری: تا وقتی که رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمی‌شود.

– مطهری: اصول تربیت روحانی بر شخص سازی و طبقه سازی و استخدام احساسات مذهبی و عمل اسلامی مردم به نفع اشخاص و افراد و طبقه معینه است، نه بر تعظیم و توقیر و تحکیم اصول و مبانی.

– مطهری: روحانیت از لحاظ طبقاتی، بی‌رنگی است و بی طبقگی، یعنی طبقه‌ای است برای ایجاد رابطه حسنه بین طبقات و برای از بین بردن مفاسد سایر طبقات، ولی در میان ما به صورت یک طبقه در آمده است.

– مطهری: در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانه‌ای از شیوع ظاهر پرستی و روح تملق در میان ماست. پیشرفت سریعی که در یک قرن اخیر ما کرده‌ایم این است که بر القاب روحانی افزوده‌ایم. یعنی سیر القاب در این دو سه قرن مساوی است با ده برابر ده قرن اول اسلامی. پس کی می‌گوید که ما پیشرفت نکرد‌ه‌ایم؟

No responses yet

Mar 31 2017

روس‌ها فکر آن را کرده‌اند و ما نه: معضل بزرگ استراتژی خروج از سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیپلماسی ایرانی: مصطفی زهرانی، مدیرکل امور راهبردی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی می‌گوید: ما در استراتژی خروج از سوریه دچار مشکل شده‌ایم.

نویسنده: مصطفی زهرانی، مدیرکل امور راهبردی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه

دیپلماسی ایرانی: پرونده هسته ای ایران در دوره قبل کاملا امنیتی شده بود. آمریکا و اسرائیل برنامه ای را تدارک دیده بودند که بر اساس آن، هیچ کشوری این جرات را به خود نمی داد که برای برقراری یک رابطه مستحکم به ایران نزدیک شود. برجام برنامه امنیتی کردن ایران را مختومه کرد. به این ترتیب، جابجایی استراتژیکی صورت گرفت که بر مبنای آن، اسرائیل و عربستان که به مدت سه دهه، با کوبیدن بر طبل ایران هراسی، هر امتیازی که می خواستند از امریکا می گرفتند، دیگر چنین امکانی ندارند. پیش از این، ایران به عنوان تهدیدی استراتژیک و مشترک میان اسرائیل و عربستان تعریف شده بود. توافق هسته ای این برنامه را بر هم زد و خلائی استراتژیک در منطقه پدید آورد که امریکا دیگر دشمنی استراتژیکی با ایران و مشترک با اسرائیل و عربستان ندارد. کسانی که از این تغییر معادله آسیب دیدند، نهایت تلاش خود را به کار بستند تا برجام بر هم خورده و مجددا ایران به تهدیدی امنیتی بدل شود. به همین دلیل، امنیتی شدن مجدد ایران، پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ در دستور کار دولت های اسرائیل و عربستان قرار گرفته است. حتی اگر هیلاری کلینتون به ریاست جمهوری امریکا می رسید، به دلیل رابطه خوبی که با اسرائیل و عربستان داشت، او هم پروژه امنیتی سازی مجدد ایران را به پیش می برد. با روی کار آمدن ترامپ، پیشرفت این پروژه با سرعت بیشتری به پیش می رود. اما پروژه امنیتی سازی مجدد ایران با آنچه در مساله هسته ای پیش آمد، تفاوتی عمده دارد. در دوره قبل، بهانه امنیتی شدن ایران، برنامه هسته ای بود. در شرایط جدید و بعد از برجام، بهانه امنیتی سازی مجدد، نقش ایران در منطقه، بخصوص در سوریه، یمن و عراق است. البته زمینه بسیار قوی برای این امر وجود داشته و ریشه در سقوط صدام حسین دارد. سقوط صدام موجب شد تا برای اولین بار در جهان عرب، در یک کشور عربی، شیعه و مرجعیت آن نقش پیدا کند. جهان عرب و دنیای تسنن، مثل عربستان و ترکیه، برتری تشیع را بر نمی تابند. سوریه بهانه بسیار خوبی به این کشورها داد و زمینه را برای آن فراهم کرد که عربستان و ترکیه و اسرائیل پروژه امنیتی سازی مجدد ایران را به پیش ببرند. اینکه ابرقدرت ها تا چه اندازه در پیشرفت این پروژه نقش دارند، جای بحث دارد. روسیه، منافع خاص خود را در سوریه دنبال می کند. روس ها توانستند به اهدافی که در سوریه داشتند، برسند. از این پس، روسیه وارد معامله با امریکا و حتی اسرائیل خواهد شد. مهم ترین موضوعی که اسرائیلی ها و امریکایی ها پیگیری می کنند، آن است که اجازه ندهند ایران و حزب الله در مرز با اسرائیل پایگاهی ایجاد کنند. به نظر می رسد که در این موضوع، روسیه نیز با آن ها هم نظر است و نهایتا روس ها با امریکا و اسرائیل به توافق خواهند رسید.

هر کشوری که بتواند حکومت بشار اسد را تضمین کند، سوریه با آن همراه خواهد شد. در این معادله، روس ها بیشتر از ایران به کمک بشار اسد آمده اند. گرچه ایران به لحاظ امکانات میدانی، بیشترین نقش را داشته است اما به لحاظ پوشش هوایی و همچنین امتیازات بین المللی که روس ها دارند، بشار اسد گمان می کند که روسیه بیش از ایران، می تواند در مواجهه با امریکا و اسرائیل به او کمک کند. نهایتا به نظر می رسد که بشار اسد به سمت روسیه حرکت و به ایران پشت کند.

از سوی دیگر، باید دقت داشته باشیم که آغاز تمام جنگ ها از روی خوشبینی است. این خوشبینی، هم شامل کشورهایی است که شروع کننده جنگ هستند و هم کشورهایی که در مراحل بعدی در آن مداخله می کنند. ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. ما خوشبین بودیم که جنگ کوتاه مدت خواهد بود و دشمن ضعیف است و می توانیم به سرعت کار را تمام کنیم. چون ورود به جنگ ها از روی خوشبینی است، کشورها معمولا به استراتژی خروج از جنگ فکر نمی کنند و این مشکلی اساسی است. مساله ای که در سوریه وجود دارد، این است که اکثر بازیگران در صحنه سوریه، در ورود به جنگ خوشبین بودند اما به استراتژی خروج فکر نکردند. ایران و ترکیه هم جزو کشورهایی هستند که استراتژی خروج ندارند. در این میان، به نظر می رسد که روس ها استراتژی خروج دارند؛ چرا که جز پوشش هوایی، نقش دیگری در سوریه ایفا نمی کند. بنابراین ما در استراتژی خروج از سوریه دچار مشکل شده ایم. نه فقط برای ایران بلکه برای سایر کشورها هم چگونگی خروج از سوریه، بحث پیچیده و مهمی است که می تواند به حل مشکلات، کمک بسزایی کند.

No responses yet

Mar 30 2017

احمدی‌نژاد؛ «داغی بر پیشانی» رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: ارکان قدرت در جمهوری اسلامی از سه پایگاه اجتماعی شکل گرفته است: بازاریان، سپاهیان و روحانیان. این سه به ترتیب نماد زر، زور و تزویر هستند. محمود احمدی‌نژاد در حالی به سطح یکی از مقامات عالی جمهوری اسلامی ارتقا داده شد که از اساس فاقد حتی یکی از این سه پایگاه اجتماعی بود. او تنها به لطف تعارض دو جریان اصلی حاکمیت در انتخابات ۸۴ قرعه به نامش افتاد تا با تقلب به ریاست دولت برگزیده شود.

در تمام سال‌های ریاست احمدی‌نژاد به جز دو سال پایانی که او آشکارا از رهبر شنوایی نداشت، مورد حمایت آیت‌الله خامنه‌ای بود. حمایت آشکار خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در پی انتخابات ۸۸ بر همه روشن است.او گفت که نظرش به احمدی‌نژاد نزدیک تر است تا نظرش به رفسنجانی. خامنه‌ای در روز پایانی دولت نهم و دهم (۲۳ تیر ۹۲)، دولت احمدی‌نژاد را به پاس «تحمل کار شبانه روزی»، شایسته «خدا قوت» گفتن دانسته و گفته بود: «آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول «خداقوّتى» است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان داديد، يعنى ديده شد، احساس شد.»

احمدی‌نژاد در چهار سال اول محبوب خامنه‌ای بود. در اواخر چهار سال دوم مغضوب خامنه‌ای شد (از جمله با مخالفت خامنه‌ای برای معاون اولی مشایی و یا ابقا وزیر اطلاعات که احمدی‌نژاد عزل کرده بود) ولی طنز تاریخ است که عزیز دُردانه رهبر که روزگاری خامنه‌ای همه حیثیت خود را پای او خرج کرد اینک مطرود رهبر است.

به دنبال خیز دوباره احمدی‌نژاد برای کرسی ریاست جمهوری، خامنه‌ای یک بار خصوصی و بار دیگر علنی او را از از این اقدام بازداشت. او گفت که این اقدام احمدی‌نژاد موجب دو قطبی شدن انتخابات می شود. اگر تذکر خصوصی خامنه‌ای کارگر افتاده بود او نیازی به علنی کردن آن نداشت. اما، سرپیچی ها (بخوانید دهن کجی های) احمدی‌نژاد از رهبری که دوست پنجاه ساله خود (رفسنجانی) را در برابر عموم مردم وانهاد تا از احمدی‌نژاد حمایت کند، به درجه ای از تمرد رسید که خامنه‌ای ناگزیر شد مخالفت خود با نامزدی دوباره احمدی‌نژاد را علنی کند. مشابه این اقدام هنگامی رخ داد که خامنه‌ای در نامه ای خصوصی مخالفت خود با معاون اولی مشایی را به احمدی‌نژاد کتبا تذکر داد ولی از آنجایی که احمدی‌نژاد بر سرپیچی ( بخوانید دهن کجی) از فرمان رهبر اصرار داشت، نامه خامنه‌ای به احمدی‌نژاد علنی شد و او ناگزیر از معاون اولی مشایی صرف نظر کرد.

از دستبوسی تا دهن‌کجی به رهبر

در دوران نقاهت پس از عمل جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در حالی که بسیاری برای عیادت او به بیمارستان می رفتند، از حضور محمد خاتمی برای عیادت از خامنه‌ای ممانعت به عمل آمد. اما محمد خاتمی (مغضوب خامنه‌ای امروز) با تعمد بر حفظ جایگاه رهبری، با ارسال نامه ای آرزوی سلامتی و بهبودی برای کرد.

طرفه حکایتی است که فردی همچون احمدی‌نژاد که در آغاز با دستبوسی رهبر جایگاه خود را در نظام تثبیت کرد و در پایان «خدا قوت» او شنید، در دهن کجی به رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر چنان اصرار می ورزد که به رغم ممنوعیت خودش، حمید بقایی را نامزد کرده و تمامی فعالیت های تبلیغاتی را، اما، این بار برای بقایی انجام می دهد. او گفته که این بار نخواهد گذاشت همچون سال ۹۲ که مشایی رد صلاحیت شد، تیغ رد صلاحیت بقایی را از حضور در انتخابات باز دارد. (با توجه به پرونده مفاسدی که برای بقایی گشوده است و با توجه به مخالفت خامنه‌ای با طیف احمدی‌نژاد موسوم به «جریان انحرافی» اگر بقایی بخواهد از رد صلاحیت گذر کند، ناگزیر باید انتظار داشت که احمدی‌نژاد از طریق تهدید به افشاگری سران نظام، از رد صلاحیت بقایی جلوگیری به عمل آورد.)

آنچه مهم است اینکه احمدی‌نژاد برای بار دیگر مایل است سرپیچی از فرمان خامنه‌ای مبنی بر عدم ورورد به انتخابات را علنی کند. چه نامزدی احمدی‌نژاد و چه حمایت او از نامزد دیگر از نگاه خامنه‌ای انتخابات را به انتخاباتی دو قطبی (احمدی‌نژاد-غیر احمدی‌نژاد) تبدیل خواهد کرد. گو اینکه چنین وضعیتی مطلوب خامنه‌ای نیست ولی از قضا مطلوب احمدی‌نژاد است. او با این اقدام می خواهد به مخالفانش در درون حاکمیت از صدر تا ذیل بفهماند که همچنان قدرت جریان‌سازی در کشور دارد. اما، واقعیت چیست؟

احمدی‌نژاد تنهاتر از همیشه

گفته شد که احمدی‌نژاد فاقد پایگاه اجتماعی در میان بازاریان، سپاهیان و روحانیان است. افزون بر این او به رغم یدک کشیدن عنوان «دکتر» چنان فاقد بضاعت علمی است که خبری مبنی بر فعالیت‌های علمی- دانشگاهی‌اش به گوش نمی‌رسد. «دانشگاه ایرانیان» که او در صدد راه اندازی آن بود در نطفه خفه شد. بر خلاف او، محمد خاتمی حتی پس از پایان ریاست جمهوری اش مدعو مجامع خارجی است. اندیشه «گفتگوی تمدن‌ها»ی او همچنان دستمایه فعالیت‌های اوست.

چه انتظاری از رییس دولتی که در طول هشت سال ریاستش یک بار به سفر دوجانبه اروپایی دعوت نشد و هیچ رهبر اروپایی نیز به دیدار او در تهران نیامد. او فقط راه کاراکاس را بلد بود و نیویورک را که آنهم برای صندلی‌های خالی سخنرانی می کرد.

اما، در وصف تنهایی احمدی‌نژاد همین بس که اینک از مجموع صدها تن از وزیران و معاونان و همراهان دولت نهم و دهم احمدی‌نژاد اینک کمتر کسی را می توان یافت که هنوز گرد او باشند. برای مثال صادق محصولی یار میلیاردر او (وزیر کشور)، کامران باقری لنکرانی و مرضیه وحید دستجردی (وزیران بهداشت)، محسنی اژه ای و مصلحی (وزیران اطلاعات)، منوچهر متکی و علی اکبر صالحی (وزیران خارجه) و بسیاری دیگر اگر امروز در طیف دشمنان قسم خورده احمدی‌نژاد نباشند یا در کنار او نیستند یا به جبهه پایداری و جمنا (جمعیت مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) پیوسته اند. در این میان، مرتضی آقا تهرانی (معلم اخلاق در کابینه احمدی‌نژاد) نیز به کلی از احمدی‌نژاد فاصله گرفته است.

به بیان ساده تر اگر بخواهیم بدانیم از خیل بسیار مدیران و همراهان احمدی‌نژاد کدامیک باقی مانده اند همین بس که ببینم اینک کدامیک حاضر به حمایت از او هستند. تا اینجا گویا جز مثلث احمدی‌نژاد-مشایی- بقایی چیز بیشتری باقی نمانده است.

بنگرید وضعیت بر طیف احمدی‌نژاد تا کجا تنگ آمده که مشایی (عقل منفصل احمدی‌نژاد) طی نامه ای دست دوستی به سوی خاتمی دراز کرده است. اما، خود احمدی‌نژاد از فردای ریاست جمهوری اش جز یک صندلی در مجمع تشخیص مصلحت چیز دیگری ندارد. این در حالی است که دیگر روسای جمهور (به استثنای بنی صدر و رجایی) یکی همچون خامنه‌ای به رهبری رسید ویکی همچون رفسنجانی و خاتمی همچنان در سپهر سیاسی ایران و حتی تا اندازه ای در فراتر از مرزهای ایران نقش آفرینی داشتند.

احمدی‌نژاد داغی بر پیشانی رهبر

احمدی‌نژاد گفته است که مانع رد صلاحیت بقایی خواهد شد. اما، با پرونده فسادی که بقایی دارد و انتساب او به «جریان انحرافی» چگونه احمدی‌نژاد می تواند مانع رد صلاحیت بقایی شود؟

قابل پیش بینی است که این آرزو در مجاری قانونی جمهوری اسلامی که شخصیت هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی را رد صلاحیت کرده، نامتصور است. این هدف احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت تنها از یک راه ممکن است: به چالش کشیدن شخص رهبر.

از قضا اخیراً احمدی‌نژاد در یک سخنرانی تبلیغاتی به نفع بقایی سخنان را بر زبان آورده که اگر منصفانه بنگریم ممکن است مخاطبی جز خامنه‌ای نداشته باشد. او گفته که: «بذارید حرف دل مردم ایران را بزنم! هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند؛ خودش نفهمه!…این چه استکباریه؟ این چه «سلطنتیه» پیدا شده است؟…اصلاً تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری، رفتی اون بالا نشستی؟!…بابا ملت «انقلاب» کرد که دیگه این آدمها را نبینه! وگرنه اون قبلی [اشاره به شاه] که بود.»

این سخنان اگر حتی حمله به روحانی باشد (که از محتوای سخن این فهمیده نمی شود)، سخنان دو پهلویی است که می تواند مخاطبش خامنه‌ای نیز باشد. احمدی‌نژاد تعمداً از صنعت ادبی ایهام استفاده کرده است. افزون بر اینکه او در صدد برنیامده از ایهام سخن خود که خامنه‌ای را هم شامل می شود، فاصله بگیرد. علاوه بر اینکه چنین رفتاری در حمله او به «برادران قاچاقچی» (اشاره به سپاهیان)، برادران لاریجانی، رفسنجانی، ناطق نوری و… پیشنیه دارد.

مهم این نیست که احمدی‌نژاد بگوید مخاطبش خامنه‌ای نبود مهم این است که او بی پروا جانب «احترام» رهبر را نگه نمی دارد وقتی از او می خواهد مشارکت فعال در انتخابات نداشته باشد ولی او سرپیچی (بخوانید دهن کجی) می کند.

در یک کلام رابطه خامنه‌ای – احمدی‌نژاد را می توان چنین خلاصه کرد که خامنه‌ای در حمایت از او همه سرمایه خود را مصروف کرد ولی احمدی‌نژاد در نقض احترام رهبر جمهوری اسلامی آشکارا تعمد دارد. احمدی‌نژاد هچون داغی بر پیشانی رهبری است که از دستبوسی او آغاز کرد و تا دهن کجی به او پیش رفته است.

No responses yet

Mar 30 2017

سفیر آمریکا در سازمان ملل: باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشیم‎‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد، در نشستی در «شورای روابط خارجی»، در مورد لزوم تمرکز شورای امنیت سازمان ملل بر «حقوق بشر» سخن گفته است. او در این سخنرانی به اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در ایران نیز اشاره کرده و تاکید کرده آمریکا باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشد.

نیکی هیلی، نـهم فروردین ماه در جریان سخنرانی خود در شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک، از فعالیت‌ها و اقدامات پیش‌روی خود به عنوان نماینده ایالات متحده در سازمان ملل و نیز ریاست دوره‌ای شورای امنیت سخن گفته است.

خانم هیلی در بخشی از سخنرانی یک‌ساعته خود به لزوم اقدامات و فعالیت‌های خود در ارتباط با پیشبرد «ارزش‌های» مورد نظر آمریکا پرداخته‌است.

او به اعتراضات موسوم به «بهار عربی» و نیز اعتراضات مشهور به «جنبش سبز» در ایران اشاره کرده و به دو چهره شناخته‌شده این اعتراضات نیز اشاره کرده‌است؛ محمد بوعزیزی، معترضی که در تونس اقدام به خودسوزی کرد و ندا آقاسلطان، شهروندی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در تهران هدف گلوله قرار گرفت. خانم هیلی می‌گوید «مرگ ندا به انقلاب سبز قدرت بخشید، ولی بلندپایگان جامعه بین‌المللی اولویت‌های دیگری در مورد ایران داشتند… در نهایت مرگ ندا [آقاسلطان] و رویاهای مردم ایران نادیده گرفته شد و برآورده نشد».

خانم هیلی افزوده است «سازمان ملل، مانند هر نهاد دیگری، باید با این موج فزاینده نارضایتی هم‌صدا باشد. من به سازمان ملل آمده‌ام تا به مردم آمریکا نشان دهم سرمایه‌گذاری ما در این نهاد چه اهمیتی دارد. و وقتی من از ارزش‌ها سخن می‌گویم، منظورم در درجه اول بودجه نیست، منظورم این است که سازمان ملل به ابزاری مناسب برای تبلیغ ارزش‌های ما تبدیل شود».

به گفته نماینده ارشد آمریکا در سازمان ملل «ایالات متحده وجدان اخلاقی جهان» است: «اگر ما نتوانیم صدای کسانی مانند محمد [بوعزیزی] و ندا [آقاسلطان] باشیم، در آن‌صورت اصلا کاری نداریم که اینجا انجام بدهیم».

هیلی اظهار داشته «برای من حقوق بشر، قلب ماموریت در سازمان ملل است. و به همین دلیل است که من قصد دارم بخشی از فعالیت‌های خود را (به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت) معطوف کنم به قرار دادن موضوع حقوق بشر در اولویت‌های شورای امنیت».

به گفته خانم هیلی شورای امنیت سازمان هرگز نشستی نداشته که به طور مشخص بر موضوع حقوق بشر متمرکز باشد و این وضعیت باید تغییر کند.

خانم هیلی در عین حال به وضعیت حقوق بشر در کره شمالی و یا سوریه نیز اشاره کرده و می‌گوید در سوریه، حکومت اسد با کمک ایران و روسیه مسبب وضعیت فعلی در مناطقی مانند حلب هستند. به گفتی نیکی هیلی -آنچه او «جنایت‌های اسد» نامیده- و نقض حقوق بشر در سوریه به مشکلات دیگری مانند بحران پناهجویان نیز انجامیده‌است.

هیلی تاکید کرده آمریکا به موضوع سوریه باز می‌گردد و «فکر می‌کنم این وضعیتی‌ست که آمریکا و روسیه قطعا می‌توانند در مورد آن گفت‌وگو کنند و بگویند چگونه می‌شود وضعیت را بهبود بخشید، ولی موضوع رفتن اسد مطرح خواهد شد».

سفیر آمریکا در سازمان ملل گفته‌است «صلح و امنیت بدون حقوق بشر تامین‌شدنی نیست» و در بخشی دیگری از سخنان خود نیز افزوده است زمان آن رسیده تا شورای امنیت بر رابطه میان حقوق بشر و امنیت متمرکز شود. او در عین حال از شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز شدیدا انتقاد کرده و می‌گوید در تابستان با اعضای آن گفت‌وگو خواهد کرد.

ایالات متحده در ماه آینده میلادی (دو روز دیگر)، ریاست شورای امنیت را برعهده خواهد گرفت.

ایالات متحده، چین، روسیه، فرانسه و بریتانیا اعضای ثابت شورای امنیت هستند و از حق وتو برخوردارند.

No responses yet

Mar 29 2017

مژده به اپوزیسیون خوش خیم نظام

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر


گزارشگران: انتشار عکس روحانی در فضای مجازی، در لباس کوهنوردی، بدون عبا و عمامه و در ظاهر آدمیزاد، در ایام نوروزی و بعنوان کمپین انتخاباتی، خیلی ها را خنداند! و بعضی ها را هم به شعف آورد. خنده کسانی که خندیدند طبیعی است اما شعف کسانی که قند در دلشان آب شد و این را نشان اصلاحات و بهبود در جمهوری اسلامی میدانند، رقت انگیز است.

که اگر برجام مرده بدنیا آمد و خبری از گشایش اقتصادی و کاهش فشار اقتصادی و مهار عنان گسیخته بیکاری نیست، در عوض، جمهوری اسلامی مکلا، شیک، شسته رفته و عطر و ادکلن زده، تر و تازه به بازار امد!

چه کسی گفته است ”ایت الله“ خامنه ای و ”حجت الاسلام“ روحانی یا رفسنجانی …، (پازل ایت الله بودن یا حجت الاسلام بودن که رفسنجانی عنوان ان را با حمل مدالی مبهم دفن کرد) از قافله تبلیغات اسلام زدایی هیئت حاکمه ایران، مستثنی هستند.

اگر احمدی نژاد پیام تویتری به انگلیسی میفرستد و ترامپ را در نامه اش نصیحت میکند، ”حجت الاسلام“ دکتر رئیس جمهور چرا قر و قمیش بیشتری نیاید و پیام اسلام زدایی، عقب نشینی و عوام فریبی نفرستند! حقوق شهروندی روحانی که سرمایه تولید خرواری جوک و کمدی شد، به اضافه مقداری کوتاه کردن ریش و پشم و پنهان کردن تسبیح، شاید بتواند بازار انتخابات را گرم کند و در مقابل وعده های مستضعف پناهی احمدی نژاد، وعده گشایش سیاسی دهد! اما این قمار هزینه سازی است.

عکس و لبخند ها و عشوه های اطوکرده روحانی و همه سران حکومت در فضای مجازی، بیش از هرچیز گویای حال زار طیفی از مرتجعین ضد شادی و زندگی انسانی است که امروز برای جلب اعتماد مردم تحت حاکمیت که برایشان ذره ای اعتماد برجای نمانده است، حاضر به هرنوع دلقک بازی هستند.

از این بالماسکه اما باید استقبال کرد! از عقب نشینی هیئت حاکمه زیر فشار اسلام زدایی در بطن جامعه، باید استقال کرد! از توابیت های داوطلبانه و ”غلط کردیم که داعش بازی در آوردیم و سرکوب کردیم“ های داوطلبانه مقامات، هرچند عوامفریبانه، پوچ و بی محتوا است، باید استقبال کرد. مگر نه اینکه مقام امنیتی دیروز و دکتر ریس جمهور امروز فرموده است کسی حق دخالت در زندگی خصوصی مردم را ندارد. مگر نه اینکه مقام معظم که یک کلمه ابراز انزجار نوشتاری از ایشان ۱۶ سال حکم زندان دارد، فرموده است که باید به وضع اسفناک اقتصادی مردم رسیدگی کرد! باید یقه هرکسی که در زندگی مردم دخالت میکند، گماشتگان و نیروهای انتظامی و گشت ها و … را گرفت و حرف های بی مایه حجت الاسلام خود خلح لباس کرده را، حرف های بی مایه ایشان در مورد عدم دخالت در زندگی خصوصی مردم را، برسرشان کوفت. باید یقه هر مقام مسئولی که به خیل عظیم بیکاران و کسانی که دست شان به حداقل معاش انسانی و مداوا و سلامت و مسکن و آموزش و پرورش نمی رسد، کسی که جواب نمی دهد، سر میدواند، فریب میدهد، را گرفت و مجبورش کرد که فوری و همین امروز جواب دهد! باید یقه کسی که وعده میدهد و دعوت به صبر میکند و برآورده شدن خواست ها را به بعد از انتخابات حواله میکند، را گرفت و حق خود را امروز از حلقوم شان بیرون کشید! باید از این عقب نشینی ها، از این ابراز ندامت ها، از این اعتراف به شکست ها، چه در بعد ایدئولوژی اسلامی در ایران، چه در بعد اقتصادی، چه در بعد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، آنهم از جانب مقامات هنوز در حاکمیت، استفاده کرد.

ما مشتاقانه منتظر خلع لباس جمعی آقایان و کشف حجاب جمعی خانم های جمهوری اسلامی ایران هستیم. باوجودی که میدانیم نهایتا پائین بالا را نه تنها خلع لباس و تسبیح و عبا و عمامه، که خلع مقام و خلع مسئولیت و خلع حاکمیت میکند و برای همیشه به اقتدار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شان پایان خواهد داد.

روحانی و خامنه ای و کل دوبال نظام، با عمامه و بی عمامه، باید دعا کنند که جهان و خاورمیانه همچنان پر تنش و ناآرام بماند، تا آنها فرصت ادامه دادن این دلقک بازی ها را پیدا کنند.

۲٧ مارس ۲۰۱۷

No responses yet

Mar 29 2017

بنیاد کرامت رضوی، حلقه وصل ابراهیم رئیسی و سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: خبرگزاری فارس امروز گزارش داده صدها تن «آرد تبرکی» توسط «بنیاد کرامت» در مناطق محروم خوزستان توزیع شده است. آردهای توزیع شده از کارخانه آرد غنچه خریداری شده که وابسته به «بنیاد برکت» است. بنیاد برکت زیرمجموعه ستاد اجرایی فرمان امام است که تحت نظر آیت الله خامنه ای اداره می شود.

بنیاد برکت سال ۸۶ با دستور رهبر جمهوری اسلامی برای محرومیت زدایی تشکیل شد ولی در طول ده سال گذشته به یک غول اقتصادی در دارو، مسکن و صنایع غذایی تبدیل شده و اخیرا نیز به حوزه نفت و پتروشیمی وارد شده است.

سال گذشته اما با الگوی گیری از ساختار «بنیاد برکت»، آستان قدس رضوی که توسط حجت الاسلام ابراهیم رئیسی اداره می شود، اقدام به راه اندازی «بنیاد کرامت» کرده است. نام این بنیاد برگرفته از «دهه کرامت» است که از تولد «حضرت معصومه» تا «امام رضا» را شامل می شود. در طول سال های گذشته، آستان قدس رضوی، برنامه های پراکنده ای در این دهه برگزار می کرد و اکنون یک نهاد برنامه ها را مدیریت می کند. سردار حسین یکتا، فرمانده سابق قرارگاه خاتم الاوصیاء به عنوان رییس این بنیاد منصوب شده است.

به گفته سردار یکتا، علاوه بر ابراهیم رئیسی، سردار جعفری، فرمانده کل سپاه نیز در بنیاد کرامت حضور دارد. رابط بنیاد کرامت رضوی در مناطق محروم، روحانیون مستقر در این مناطق هستند ولی به گفته سردار حسین یکتا، بنیاد کرامت، «صد گروه جهادی در این مناطق مستقر کرده و بسیج و سپاه پاسداران هم در این حرکت حامی این گروه ها» هستند.

در برنامه کلان این بنیاد، «۱۰۰نقطه در کشور شناسایی شده»، هدف این بنیاد «حل مشکلات ازدواج و معیشتی مردم است» و علاوه بر این «هئیت های مذهبی و نیروهای انقلابی در این نقاط مستقر می شوند تا بتوانیم به تربیت پابرهنه های انقلاب، توسعه فعالیت های فرهنگی و تقویت سلامت و درمان بپردازیم.»

پیش از این هم سایت مشرق نیوز خبر داده بود بنیاد کرامت پس از حوادث تلخ خوزستان که احتمالا منظور قطع برق ناشی از گرد و غبار بوده، ۲۵۰۰۰بسته ارزاق بین محرومین این منطقه برای سال نو توزیع کرده است. بنیاد کرامت همچنین ۸۰۰۰ نهال هم در مناطقی از خوزستان برای مقابله با ریزگردها کاشته است.

استان خوزستان نخستین استان هدف بنیاد کرامت رضوی است. ۱۹ اسفندماه سال گذشته، ابراهیم رئیسی، تولیت «آستان قدس رضوی» به استان خوزستان سفر کرد که به نظر می رسد فراهم کردن مقدمات این پروژه، بخشی از هدف سفر او بوده است. انتشار عکس های متعدد از سر زدن او به خانواده های فقیر هم یک پروژه تبلیغاتی مرتبط با این بنیاد است.

یکی دیگر از برنامه های اعلام شده توسط سردار یکتا، «نهضت نذر و بخت» است. در این طرح قرار است ۱۰ میلیون نفر مشارکت کننده ماهیانه ۱۰هزار تومان نذر کنند تا ب پول کمک ازدواج افراد نیازمند جور شود. این طرح ها به نوعی در راستای کمک به فراخوان خامنه ای است که خواهان افزایش جمعیت ایران شده است.

طرح دیگر بنیاد کرامت راه اندازی یک شبکه بزرگ مجازی برای خرید کالای داخلی، چیزی شبیه دیجی کالا. قرار است ۱۰درصد سود فروش کالاها «برای حل کردن مشکلات جامعه به جبهه فرهنگی» تعلق گیرد. مشخص نیست که همه طرح ها توسط بنیاد کرامت اجرا شود ولی گام های اولیه این بنیاد نشان می دهد قصد دارد یک بازوی قوی اجرایی و تبلیغاتی برای آستان قدس رضوی و ابراهیم رئیسی باشد.

سپاه علاوه بر مشارکت در این طرح، اقدام به راه اندازی قرارگاه های پیشرفت و آبادانی کرده است که بازوهای اقتصادی و اجرایی سپاه در سطح محلی محسوب می شوند. این قرارگاه ها نیز به خامنه ای قول داده بودند در سال ۹۵، ۱۰۰ روستا را به عمران و آبادانی برسانند. به گفته مقام های سپاه، هزینه های این پروژه ها از منابع داخلی سپاه تامین می شود. تاکنون گزارشی از عملیات این قرارگاه منتشر نشده است.

علاوه بر فعالیت های کمیته امداد که اکنون پرویز فتاح، رییس سابق بنیاد تعاون سپاه بر آن تسلط دارد، فعالیت های بنیاد کرامت، بنیاد برکت و قرارگاه های پیشرفت و آبادانی در مناطق محروم و روستایی ایران نشان دهنده دور تازه ای از سیاست های خامنه ای است. ابراهیم رئیسی هم به تازگی به تیم بازی اضافه شده؛ او البته یار کمکی نیست، یار اصلی است.

No responses yet

Mar 28 2017

باند لاریجانی چطور رحمت الله حافظی را حذف کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: رحمت الله حافظی را سال ۸۷ در کیش دیدم. با خانواده آمده بود و مهمان مرکز توسعه سلامت کیش هم شده بود. مشاور آن مرکز بودم. ظهر روزی گرم رفتیم پارک دلفین ها. از رقص دلفین ها خوشش أمد ولی موزیک تند، شل حجابی و رقص یواشکی برخی زنان، اخمش را برانگیخت؛ یک اصولگرای معمولی.

او خیلی کم و آرام حرف می زند، منتها زودجوش است و وقتی خشمش با نگاه خاص و لهجه اصفهانی اش ترکیب می شود، آدم تازه ای می شود. کلا هم اهل واکنش و جنگ و دعواست. سر همین جنگ و واکنش ها بود که گفت کسالت دارم و از معاونت وزارت بهداشت دولت دوم احمدی نژاد رفت، سال ۸۸. حافظی در دولت اول احمدی نژاد و وزارت لنکرانی، آدم خیلی پرنفوذی بود ولی وقتی مرضیه وحیددستجردی دست و بالش را بست و باقر لاریجانی همه کاره شد، حافظی ترجیح داد از وزارت بهداشت برود.

مدتی بعد کسالت حافظی خوب شد و رییس سازمان تامین اجتماعی شد. آنجا هم جنگ عظیم بود بین دو طایفه احمدی نژادی، حافظی طبقه هشتم ریاست می کرد، علی ذبیحی، طبقه نهم. آن روزها صادق محصولی پشت حافظی بود و او رییس ماند. دوران ریاست او پر از تنش بود، به ویژه با وزارت بهداشت و مرضیه وحید دستجردی. همزمان تلاش مجلس برای تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی، میدان جنگ جدیدی باز کرد. دعوای او و مجلس بالا گرفت. مجلسی ها که معتقد به وقوع فساد عظیم مالی در سازمان های زیرمجموعه حافظی بودند، گفتند او را به قوه قضاییه معرفی می کنیم. ائتلاف وزارت بهداشت و مجلس در نهایت زورش رسید و پیش از اینکه عمر ریاست حافظی به ۲ سال برسد، او را از تامین اجتماعی برداشتند، به اصرار مرضیه وحید دستجردی، بهمن ۹۰. البته در آن گفته می شد وزیر رفاه او را در یک معامله پنهانی برداشت تا مجلس بی خیال تحقیق و تفحص شود ولی هرچه بود، رفتنش سبب شد خیال طیفی راحت شود.

از بهمن ۹۰ تا اردیبهشت ۹۲ حافظی در حاشیه بود. وقت شوراهای شهر او همراه با جمعی از احمدی نژادی های سابق مثل حسن بیادی وارد گود شد و در لیست آبادگران قرار گرفت، یک لیست کاملا اصولگرایانه که از نزدیکان قالیباف تا مدیران احمدی نژاد در آن جاخوش کرده بودند. او در لیست جبهه پایداری / حامیان سعید جلیلی هم نامش بود ولی احمدی نژادی ها نامش را در لیست نگذاشتند.

حافظی در انتخابات رای آورد و عضو شورای چهارم شد. در نخستین ماه های کاری از عملکرد قالیباف حمایت کرد ولی او گزینه اش برای شهردارشدن نبود. جبهه پایداری دنبال شهردارشدن علی نیکزاد یا رستم قاسمی بودند و حتی تمایل داشتند با کمک آنها اصلاح طلبی مانند بیطرف شهردار شود ولی قالیباف شهردار نشود. اصلاح طلبان به این معامله تن ندادند و بر شهردارشدن محسن هاشمی اصرار کردند، حافظی هم به ناچار با چشم پوشی از مخالفت خود شد و سمت قالیباف ایستاد تا محسن هاشمی شهردار نشود.

با این حال معلوم بود که آب او و قالیباف در یک جوب نمی رود و از اسفند ۹۲ مقابل شهردار تهران ایستاد، نخستین بار سر بودجه شهرداری. او مفاسد بودجه را فاش کرد و علیرضا دبیر که آن وقت سمت قالیباف ایستاده بود، به او کنایه زد: «دوران بگم بگم تمام شده، ۸سال پدر مردم را با بگم بگم درآوردید.» کنایه دبیر اما حافظی را ساکت نکرد و آنقدر بگم بگم کرد تا پدر قالیباف را درآورد.

اردیبهشت ۹۳، حافظی طرح سوال از قالیباف را به نیت استیضاح شهردار تهران کلید زد، با این حال در جلسه اردیبهشت ۹۳ معلوم نشد چرا او با وجود اینکه از پاسخ قالیباف قانع نشد، گفت: «اغماض می کنم تا فرصتی برای اصلاح امور برای شهردار تهران فراهم شود.» این دومین اغماض حافظی در برابر قالیباف بود.

از تابستان ۹۳ جدال حافظی و قالیباف وارد مرحله تازه ای شد. او که دنبال تاسیس دادگاه ویژه تخلفات برای شهرداری بود، خود به رسانه ای برای افشای تخلفات و فساد شد، از فروش زمین ۱۶هزار متری قیطریه به یک آقازاده تا تخلفات پرونده ۵۰۰ میلیارد تومانی بوستان مادر و یا پرونده ۴۰۰ میلیارد تومانی اراضی عباس آباد که در هر دو مورد، پای سپاه در میان بود.

از همین ایام او مقابل مهدی چمران، رییس شورای شهر هم ایستاد. چمران به طور معمول به لاپوشانی و مخفی کاری فساد شهرداری مشغول بود و حافظی معترض او. حافظی در این دوران به نسخه کامل اسناد حسابرسی سال های مختلف شهرداری به ویژه گزارش سال ۹۲ دست یافته بود و در هر مصاحبه و جلسه، یک فساد تازه می گذاشت روی میز جلسات شورا. مرحله تازه زندگی سیاسی حافظی البته دشوارتر بود، افشای هر پرونده فساد پای یک آقازاده یا نهاد را به بازی باز می کرد و حلقه دشمنان او را وسیع تر و بیشتر.

به همین دلیل بود که خبرگزاری فارس وارد میدان شد و پرونده فساد مدیریتی حافظی در فروش سهام پالایشگاه اصفهان در سال ۸۷ را رو کرد و محسن پیرهادی، عضو شورا از حقوق های نجومی در هیات مدیره هلدینگ سیمان در زمان مدیریت حافظی در تامین اجتماعی گفت. دیگر رسانه های نزدیک به سپاه هم می نوشتند همه تب و تاب حافظی برای انتخابات است، چون می داند از اردوگاه اصولگرایان رانده شده، ژست ضدفساد و ضد قالیباف گرفته تا در لیستی جا خوش کند. ماه های پایانی ۹۵ جنگ حافظی و قالیباف به اوج رسید. حافظی گفت ترافیک تهران، مصنوعی و انتخاباتی است، قالیباف تلویحا گفت حافظی انسان نیست و قافیه به تنگ آمده که چنین می گوید، حافظی هم جمله مشهور میرحسین موسوی را خطاب به شهردار تهران گفت: «ادب مرد به ز دولت اوست»، اندکی بعد هم پرونده فساد استخدام نجومی را علنی کرد که پای صدها آقازاده دیگر در میان بود.

در کشاکش این جنگ سخت، وقتی حافظی در شورای شهر تنها و نومید شد، اندک اندک دست به دامن مجلس شد تا از شهرداری تهران تحقیق و تفحص کند. رویایی که در ماجرای املاک نجومی با لابی قالیباف در مجلس و همکاری علی لاریجانی ناکام ماند و نمایندگان نزدیک به قالیباف و لاریجانی تهدیدش کردند که پرونده مفتوح فساد اقتصادی دارد. این سومین بار بود که حافظی از باند لاریجانی شکست می خورد، بار اول در وزارت بهداشت با محوریت باقر لاریجانی، بار دوم در سازمان تامین اجتماعی با محوریت مرضیه وحید دستجردی و بار سوم در مجلس با محوریت علی لاریجانی.

پس از این شکست، آینده سیاسی حافظی مشخص نیست. او این روزها با محمود صادقی می چرخد، علی مطهری شورا خوانده شد و شاید اصلاح طلبان یا دولتی ها با وجود اینکه می دانند جنس سیاسی حافظی با آنها جور نیست، بخواهند او را در تیم شان داشته باشند، حافظی علیه دولت احمدی نژاد موضع سیاسی خاص یا تندی نگرفته ولی از همان زمان که احمدی نژاد بین او و دستجردی، دستجردی را انتخاب کرد، میلی به آنها نشان نداده است. از طیف لاریجانی ها و اصولگرایان میانه رو دلش خون است و ممکن است تیم سعید جلیلی دوست داشته باشند جذبش کنند.

حافظی در شورا خواست مستقل باشد، از همه طرف خورد، از ثبت نام برای انتخابات شوراهای پنجم خودداری کرد، خسته و زخمی رفت خانه، کنار همسر بیمارش نشست. رحمت الله حافظی نمونه خوبی برای مطالعه سرنوشت مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی است، مبارزه ای که علیه فساد نیست، علیه نظام است، این را قطعا رحمت الله حافظی بر زبان نخواهد آورد ولی «چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است».

No responses yet

Mar 28 2017

سورپرایز ۹۶: اعلام نامزدی مهدی خزعلی برای انتخابات ریاست جمهوری / حسین علیزاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نگام: در اقدامی برای بسیاری غیرمترقبه مهدی خزعلی در مصاحبه با یک تلویزیون اینترنتی نامزدی خود را برای ریاست جمهوری سال ۹۶ اعلام کرد. به طور قطع می توان باور داشت که نفس اعلام کاندیداتوری او (صرف نظر از این که به کجا بیانجامد) آرایش انتخابات پیش رو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به بیان دیگر، مهدی خزعلی به دلایل عدیده، این ظرفیت را دارد که یک تنه به “چهره ای جریان ساز” نه صرفاً در انتخابات ۹۶ بلکه در سپهر سیاسی ایران تبدیل شود. به عبارت دیگر، اگر اینک در سپهر سیاسی ایران جریان های اصلی درون نظام به دو دسته اصلاحطلب و اصولگرا تقسیم می شوند، مهدی خزعلی با اشراف بر هر دو این جریان ها از ظرفیتی برخوردار است که “جریان سومی” را رقم بزند.

از رصد کردن کنش های سیاسی مهدی خزعلی در سال های اخیر از جمله حمایت او از روحانی در انتخابات ۹۲، اصرار او بر مشارکت فعال در انتخابات ۹۴، انتقاد صریح از سردار سلیمانی به عنون اصلی ترین چهره ای که در اقدامی مغایر منافع ملی پای ایران را به حضور نظامی در سوریه کشاند، بیانیه اخیرش در فراخوان جهت “حضور نیافتن” در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رویکرد انتقادی از انفعال روحانی در ۴ سال ریاست جمهوری اش به ویژه در پرونده حصر رهبران سبز، افشاگری در مورد به قتل رسیدن هاشمی رفسنجانی و… می توان دریافت که او و جمع همفکرانش برای خود یک برنامه کار سیاسی تعریف شده تا انتخابات ۱۴۰۰ در نظر دارند.

مهدی خزعلی کیست؟

“آقازاده” لقبی است که در ادبیات سیاسی پس از انقلاب باب شد تا به طعنه به فرزندان مقامات ارشد نظام اشاره داشته باشد که از رانت خانوادگی به پول و قدرت و اعتبار دست یافته اند. مهدی خزعلی گرچه فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی (متوفای ۱۳۹۴)عضو خبرگان و شورای نگهبان است، اما، سهمش از سفره انقلاب بارها زندان و ضرب و شتم بوده است. او چشم پزشک، مدیر انتشارات حیّان (ناشر کتاب های پزشکی) و بنیان‌گذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. در سال های اخیر، او “سرای قلم” را به عنوان مرکزی برای تضارب آراء مختلف راه اندازی کرده است.

یکی از مهم ترین بارزه مهدی خزعلی جرأت او برای مصاحبه کردن از درون ایران با رسانه های خارج از کشور است. با توجه به تسلط او به مبانی سیاست داخلی جمهوری اسلامی و همچنین مبانی عقیدتی و فکری شیعه، مصاحبه های او با صدای امریکا و بی بی سی و رادیو فردا با تِم سیاسی فراتر رفته حتی با شبکه تلویزیونی کلمه (صدای اهل سنت که با بحث های چالشی اش علیه مبانی شیعه اعتراض شدید روحانیان را درآورده) وارد مناظره های عقیدتی شده است.

اما، مهم ترین برجستگی که از سال ها پیش موجب شد نام مهدی خزعلی بر سر زبان ها بیافتد اختلاف دیدگاه او با پدرش بود. آیت الله خزعلی را می توان یکی از محافظه کارترین روحانیان دانست که در قوام بخشیدن به شاکله کنونی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیت الله خمینی و خامنه ای نقش بسزایی ایفا کرد. وی از حامیان احمدی نژاد و سپس سعید جلیلی در انتخابات ۸۴ و ۹۲ بود. وی احمدی نژاد را «مورد تأیید و موافقت امام غایب» می دانست. در مقابل مهدی خزعلی از آغاز ریاست احمدی نژاد وی را فردی مبتلا به “اختلالات روانی” توصیف کرده بود.

به رغم تمام احترام و ادبی که مهدی خزعلی همواره برای پدرش قائل بود، مشی و منش سیاسی پدر و پسر از زمین تا آسمان متفاوت بود. برای درک شکافی که بین این پدر و پسر به وجود آمد و در گذر زمان به ویژه پس از انتخابات ۸۸، ژرف تر شد همین بس که پدرش در نامه ای از او اعلام برائت نمود. آیت الله خزعلی در این نامه نوشت:«مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته. هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند… دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم…ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست… خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس جمهور و مسلمین عزیز را از “شر او” مصون و محفوظ بفرماید.»

فاصله گرفتن چنان استوانه ای در جمهوری اسلامی از پسرش آن شد که که مهدی خزعلی چندبار به زندان بیافتد و در اعتصاب غذا تا آستانه مرگ پیش برود. او ساز مخالف خود با پدر را “جهاد” در مسئله “رفع ظلم و استبداد” اعلام کرد.

مهدی خزعلی کنشگری آگاه به زوایای نظام

چنانچه دانسته شد مهدی خزعلی (۱۳۴۴) پرورش یافته در خانواده ای سیاسی- مذهبی است. پدرش از ارکان مهم نظام جمهوری اسلامی بود. دروس حوزه و دنشگاه را تا مدارج بالا فراگرفته است. او در اشاره به سوابق حضورش درسخت ترین جبهه های جنگ ۸ ساله خودش را “بسیجی خیبر” توصیف می کند. از همین رو، ارتباط تنگاتنگی با بدنه سپاهیان و بسیجیان منتقد در درون این دو نهاد مهم دارد که منابع دسترسی او به بسیاری از زوایای پنهان نظام هستند.

همچنین ژرفای شناسایی او از ارکان نظام تا حد همسایگی دیوار به دیوار با منزل احمد جنتی و خاطرات رسوا کننده از آن دوران جنتی می رسد. بسیاری از رجال سیاسی جمهوری اسلامی را با جزئیات زندگی شخصی شان از جمله منابع درآمد آنان می شناسد. سخنور و صریح اللهجه است. از جمله همین صراحت لهجه و فاش گویی او برخی را وا داشته او را سوپاپ اطمینان نظام بدانند که هر از چندگاه انتقادی روانه حاکمیت کند.

از جمله انتقادات صریح او، نامه معروفش به علی خامنه ای است که با طعنه ای تلخ نوشت:«چرا نرمش قهرمانانه را از دوستان انقلاب دریغ می کنید؟»

بازخوانی فرازهایی از نامه خطاب به «مقام محترم رهبری جناب آقای [نه آیت الله] خامنه ای» خالی از لطف نیست. او می نویسد:«سلام نمی گویم، چرا که جواب سلامم را در گذشته نداده اید… بی پرده می گویم:”جناب آقای خامنه ای ،همه دین گریزی و دین ستیزی جوان امروز را به پای شما می گذارند، آبرویی برای اسلام نمانده است… مرجعیت شیعه آزرده است، روحانیت همراه نیست، علما درد دلشان را با ما می گویند، طلبه جوان سرشار از خشم است و همه از ترس داغ و درفش لب فرو بسته اند، می دانند هر که بنویسد یا لب بگشاید، سرش بر دار کنند… از احمدی نژاد نوشتم، از او دفاع کردید، از مرتضوی گفتم، از او حمایت کردید! حال بفرمایید بصیرت کدام یک بیشتر است؟ هشت سال پیش نوشتم که او سرزمین سوخته ای تحویل ما می دهد و چنین شد و امروزهرزه علف های او را درو می کنید… شما که در برابر بیگانگان تن به نرمش قهرمانانه دادید، چرا این نرمش را از دوستان انقلاب دریغ می فرمایید؟»

سورپرایز مهدی خزعلی

در پی آخرین زندان که به بهانه فراخوان برای حضور نیافتن در راهپیمایی ۲۲ بهمن صورت گرفت و به دنبال اعتصاب غذایی که منجر به آزادی او شد، مهدی خزعلی به دوستان نزدیکش گفته بود که “سورپرایزی” در راه خواهد بود. اینک او خود را نامزد انتخابات کرده است. با این اقدام، وی نه تنها در برابر اصولگرایان ایستاده که از آن مهم تر در برابر روحانی ایستاده است.

او دستآورد روحانی را جز در پرونده هسته ای ناچیز می داند. در ارزیابی او، روحانی می خواهد تا برای چهار سال دیگر رأی سبز مردم را در سبد خود بریزد و آخرش چیزی مضحکی به نام “منشور شهروندی” را تحویل مردم دهد. خزعلی معتقد است روحانی در مساله حصر رهبران سبز کاهلی کرده است. او به رغم تمجید از چند چهره خدوم دولت روحانی، کارنامه جنایت امثال پور محمدی (وزیر دادگستری) را مایه ننگ دولت روحانی دانسته است.

پرش چهار گام

از رصد کردن فعالیت های مهدی خزعلی می توان دریافت که او “پرش چهار گام” را در دستور کار سیاسی دارد. این چهار گام عبارتند از:

گام یکم؛ تغییر فاز کشور با دعوت از رفسنجانی در انتخابات ۹۲ که منتهی به سرکار آمدن روحانی شد.

گام دوم؛ تغییر فاز وضعیت مجلس با شعار “مشارکت در انتخابات ۹۴ حتی با تک رأی به علی مطهری”.

گام سوم؛ مشارکت فعال در انتخابات ۹۶ با هدف رأی آوردن خودش یا متعهد کردن روحانی به وعده هایش.

گام چهارم؛ تغییر فاز کلی نظام با انتخابات ۱۴۰۰ به ریاست جمهوری خودش یا یکی از نزدیکانش.

رد صلاحیت

با اعلام نامزدی خزعلی بسیاری از معادلات انتخابات دستخوش تحول می شود. در نظامی که در آن چهره هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی رد صلاحیت شده اند، امکان رد صلاحیت مهدی خزعلی نیز محتمل است. اما، در عین حال در نظامی که ناگزیر است در برابر فشارها خزعلی را از حبس آزاد کند، امکان تأیید صلاحیت او نیز نامحتمل نیست. تردیدی نیست که مهدی خزعلی از عقبه ای بلند در درون بسیج و سپاه و روحانیان خاموش و به ویژه در جنبش سبز برخوردار است. نامزدی خزعلی (حتی در فرض رد صلاحیت) بیش از آنکه چالشی برای اصولگرایان باشد چالشی برای روحانی است. اگر رد صلاحیت شود دستکم با روحانی اتمام حجت کرده و اگر تأیید صلاحیت شود می توان معتقد بود که حمایت شمار زیادی از بدنه جنبش سبز را همراه داشته باشد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .