اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 22 2017

سقوط آزاد به زیر خط فقر: دقیق‌تر نگاه کنید؛ کارگران زن بر سر چهارراه‌ها منتظر کار شرافتمندانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است. چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها…

کلمه-نرگس نامدار: اگر دیدن کارگران مرد که صبح‌های زود بر سر چهارراه‌ها یا سر گذرها ایستاده‌اند تا وانتی توقف کند و صدای‌شان کند برای کارگری عادی شده، اما دیدن زنانی که با چند قدم فاصله از آنان به انتظار برای کار ایستاده‌اند کاملا دور از انتظار است.

حتی برای اولین بار که دیده شدند به ذهن هم خطور نکرد که شاید در انتظار کارفرمایی هستند که برای کار روزانه به دنبال کارگر می‌گردد.

کارگرانی که برای معیشت، این روزها در جست‌وجوی کارند و نان را روزانه به دست می‌آورند. برای آنان بیمه و حق بازنشستگی شوخی بیش نیست. مرزهای فلاکت و فقر از همه اینها گذشته است.

خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است.

چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها دیگر…»

ـ «مردم از کجا بدانند تو کارگری؟ اول به نظر می‌رسید منتظر تاکسی باشی»

می‌گوید: «همانطور که خودت فهمیدی. چند روز که رد شوند و مرا اینجا ببینند می فهمند منتظر کارم. این روزها همه دنبال کارگر خانه می‌گردند. پیدا که نکنند دنبال امثال من می‌آیند.»

ـ «در این چند روز هر روز رفتی سر کار؟»

می‌گوید: « هر روز که نه. ولی چند نفری ازم پرسیدند که کارگر هستم یا نه؟ اینجا محله اعیانی است و معمولا خانه‌ها کارگر می‌خواهند. بسیاری از مردم سر کار می‌روند برای همین روزهای آخر سال مجبور به خانه تکانی هستند.»

می‌پرسم: «چطور جرات می‌کنی به خانه‌ای بروی که نمی‌شناسی؟ به چه اعتباری؟»

خلاصه جواب می‌دهد: «وقتی سه تا بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی‌تواند کار کند این حرفها برایت مسخره می‌شود. شب عیدی هیچی ندارم.»

شوهرش سرایدار یک آپارتمان مسکونی بوده اما بر اثر تصادف از ناحیه کمر و لگن دچار شکستگی شدید شده، علاوه بر اینکه بیش از سه هفته هم در کما بوده. بعد از آن دیگر نمی‌تواند کارهای سنگین انجام دهد. از خانه و کار جواب‌شان کردند. الان در یک اتاق استیجاری در باقرآباد تهران زندگی می‌کنند. دختر ۱۳ ساله که اولین بچه است هم درس می‌خواند و هم از پدرش مراقبت می‌کند. مجبور شده‌اند بچه دوم‌شان را به شهرستان نزد اقوام بفرستند تا کمی از خرج‌شان کاسته شود و سومی هم کلاس اول می‌خواند.

این خلاصه زندگی زنی بود که این روزها در گذرگاهی در تهران به انتظار کار ایستاده است.

نگاه‌تان را این روزها دقیق کنید بر سر جاهایی که کارگران به انتظار ایستاده‌اند، در همان حوالی زنان کارگر را هم می‌بینید. پدیده‌ای که روزگار بر دامن پایتخت نشانده است.

نسیم، اما بسیار جوان‌تر از گل‌بانو است. ۳۲ ساله است. او هم بر سر خیابان ایستاده است و به ماشین‌های گذری می‌گوید: «کارگر….»

می‌گوید: «بیکارم. خرج خانه را باید بدهم. کارگری هم عار نیست. مهم این است که با شرافت کار کنی.»

همان سوال‌ها را از او هم می‌پرسم و جواب می‌دهد: «بالاخره ترس که هست ولی یاد گرفتم از خودم چطور مراقبت کنم. به خانه مردم که می‌روم جلوی چشم‌شان به پدرم زنگ می‌زنم و آدرس می‌دهم و مرتب در حین کار به خانه زنگ می‌زنم. این عدم اطمینان برای صاحب خانه هم هست دیگر. آنها هم باید به من اطمینان کنند.»

می‌پرسم چرا به بنگاه‌های کار خدماتی مراجعه نمی‌کند؟ می‌گوید: «آنها استثمار می‌کنند. باید کلی سفته و چک بدهی. آخرش هم تو جان می‌کنی ولی سهم بیشتر را آنان برمی‌دارند.»

دلش نمی‌خواهد از زندگی‌اش حرف بزند. فقط می‌گوید آدم باید کارد به استخوانش برسد که چنین کاری کند.

درد به استخوانش رسیده است. صورتش با آنکه جوان است اما حکایت دستانش، راز دیگری را بر ملا می‌کند.

دست‌های او و گل‌بانو و همه مردان منتظر کار بر سر چهارراه‌ها و گذرها حکایت زندگی حداقلی است. داستان هزاران انسانی که کارگرند اما نام‌شان جایی ثبت نمی‌شود. “حداقل دستمزد”، “بیمه تامین‌اجتماعی”، “بازنشستگی” و… واژه‌های لوکسی هستند در زندگی بی‌رویای اینان.

برای آنان آمدن سال نو تنها فرصت یک کار بیشتر است، وگرنه روزهای آنان با روزهای دیگر فقط یک فرق دارد: زندگی‌شان سخت‌تر از روز قبل، پیش می‌رود. آنان هر روز یک قدم از خط فقر بیشتر پایین‌تر می‌روند.

No responses yet

Mar 21 2017

آل اسحاق: ۴۵ میلیون ایرانی در تنگنای معیشتی قرار دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق می‌گوید که درآمد سرانه کنونی در ایران نسبت به سال ۱۳۵۵ حدود ۳۰ درصد کاهش داشته٬ رفاه مردم به نسبت ۴۰ سال پیش دچار «چالش» شده و ۴۵ میلیون شهروند ایران در «تنگنای معیشیتی» قرار دارند.

یحیی آل اسحاق روز سه‌شنبه، اول فروردین، به وب‌سایت «قدس‌ آن‌لاین» گفت که «متاسفانه درآمد سرانه و قیمت‌های ثابت در حال حاضر به حدود ۷۰ درصد درآمدهای سال ۱۳۵۵ کاهش یافته است.»

آل اسحاق این کاهش درآمد سرانه را نشانه به چالش کشیده شدن رفاه مردم ارزیابی کرده و افزود که بیش از ۶۰ درصد مردم ایران «نمی‌توانند هزینه‌هایشان را با درآمد‌هایشان تطبیق دهند.»

به گفته وی، در حال حاضر ۴۵ میلیون نفر از مردم ایران که جزء «طبقه متوسط» هستند٬ در تنگنای معیشتی قرار دارند.

آل‌ اسحاق همچنین گفت که ایران دو تا هشت میلیون نفر بیکار دارد و ساکنان شهر‌های بزرگ «دوسوم حقوق خود را صرف اجاره بهای مسکن می‌کنند.»

این فعال اقتصادی در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که در حال حاضر ۹۴ درصد واحد‌های تولیدی در ایران «در بدترین وضعیت موجود قرار دارند.»

به گفته وی، «افزون بر ۷۰ درصد واحدهای تولیدی کوچک و متوسط هم تعطیل است یا با ظرفیت ۳۰ درصدی مشغول فعالیت هستند.»

اقتصاد ایران سال‌هاست دچار تورم٬ نقدینگی بالا٬ بیکاری و رکود بالا است و همین عوامل به گواه کارشناسان به آسیب‌های اجتماعی٬ نارضایتی‌ها و فساد گسترده در کشور دامن زده است.

در سال ۱۹۷۷ میلادی درآمد سرانه ايران ٢,١٤٦ دلار بود که در سال ۲۰۱۲ به ٤,٥٢۵ دلار رسید و نسبت به سایر کشور‌های همسایه کشور از جمله ترکیه بیانگر رشدی ناچیز است.

بر اساس آمار دولتی، حدود ۴۰ ميليون ايرانی زير خط فقر مطلق و نسبی زندگی می‌کنند و ايران در ميان ۱۸ کشوری است که بيشترين بيکار را در جهان دارند.

از لحاظ فضای کسب و کار نیز رتبه ايران در جهان ۱۵۲ است و ارزش پول ملی، که پيش از جمهوری اسلامی از معتبرترين واحدهای پولی جهان بود، به شدت کاهش يافته و پول ايران جزء سه پول بی‌ارزش قلمداد می‌شود.

از حيث فساد دولتی نيز، ايران رتبه ١٤٤ را در جهان دارد و از نظر آزادی اقتصادی، رتبه جهانی ايران ١٧٣ است.

خروج سرمايه از ايران هم روندی رو به رشد داشته و، به گفته محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت در سال ۹۲، تنها در هشت سال پیش از آن بيش از ۶۰۰ ميليارد دلار از کشور خارج شده بود.

بسياری از صنايع کشور، از جمله صنايع برق و خودروسازی و چای و گاز و بيمه در آستانه ورشکستگی‌ قرار گرفته‌اند.

در زمينه توان رقابت اقتصادی کشورها و توانايی‌شان در تأمين رفاه برای شهروندانشان نیز ايران در رتبه ٨٨ جهان قرار گرفته است.

No responses yet

Mar 21 2017

زیباکلام: اصول گرایان در تعطیلات نوروز، مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.
در دو هفته تعطیلات نوروزی اصولگرایان مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید. البته هجمه‌های سنگین اصولگرایان از آغاز سال جدید بر دولت آقای روحانی کاملا قابل درک است. اصولگرایان می‌دانند هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ندارند.

به گزارش عصر ایران، صادق زیباکلام با این مقدمه در روزنامه «آرمان» می‌افزاید: برای آنها (اصولگرایان) مهم نیست که چه کسی نهایتاً نامزدشان خواهد شد. فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.

انتخابات مجلس در اسفند ۹۴ به اصولگرایان نشان داد که آنها هیچ بدنه اجتماعی میان جوانان، دانشجویان طبقه متوسط، بازاریان ندارند و بعید است بتوانند بیش از جلیلی رأی به دست آوردند. فرضاً اگر سعید جلیلی نامزد آنها شود نهایتاً می‌تواند همان چهار میلیون رأی ۹۲ را بیاورد. بنابراین آنچه برای اصولگریان می‌تواند «پیروزی» در انتخابات محسوب شود، آن است که تلاش کنند که رأی روحانی ریزش کند. به عبارت دیگر رأی روحانی نه‌تنها به ۱۹ میلیون سال ۹۲ نرسد، بلکه به کمتر از آن میزان یعنی حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون شود.

کاهش رأی روحانی برای اصولگریان پیروزی محسوب می‌شود، زیرا آنها می‌توانند به ایشان اعلام کنند اگر ما اصولگرایان محبوبیت نداریم، اما شما نیز فاقد محبوبیت هستید و خطاب به آقای روحانی بگویند مردم از سیاست‌های شما استقبال نکردند. بنابراین همه امید آنها این است که رأی جامعه دچار ریزش شده و مردم از رفتن پای صندوق استقبال نکنند. زیرا بسیاری از رأی‌دهندگان بالقوه آقای روحانی با این وسوسه روبه‌رو هستند که کارنامه آقای روحانی در چهار سالی که گذشت چندان درخشان نیست.

اصولگرایان امیدوار هستند امواج عدم شرکت در انتخابات گسترده شود تا روحانی نتواند رأی بالایی بیاورد. این مسأله موجب می‌شود که طرفداران آقای روحانی و اصلاح‌طلبان تلاش کنند مردم را پای صندوق‌های رأی بیاورند، درست در خلاف جهت اصولگریان که می‌خواهند آمار شرکت در انتخابات پایین آید. طرفداران اصلاحات باید تلاش‌کنند و مردم را تشویق و ترغیب کنند که پای صندوق‌های رای بیایند و در این مسیر، اصلاح‌طلبان به مردم اعلام کنند که درست است که آقای روحانی نتوانسته برای بیکاری و رکود گام‌های بلند و ملموسی بردارد، اما از نظر مهار تورم، کاهش تناوبات ارزی، افزایش رشد اقتصادی آن هم در اندازه‌ای که شاید کارشناسان نیز باور نداشتند در سال۹۵ به این میزان رشد اقتصادی برسیم، موفق عمل کرده است.

بنابراین اصلاح‌طلبان باید به رأی‌دهندگان بالقوه اعلام کنند که با نرفتن پای صندوق در حقیقت، آب به آسیاب تندروها می‌ریزند. این مهم را خود دکتر روحانی نیز باید انجام دهد و به‌جای رسیدگی به مصاحبه‌های نمایشی با خبرنگاران و مجریان برجسته صداوسیما که کسی هم غالباً آنها را خیلی قبول ندارد، در مصاحبه‌های انتخاباتی با مردم بی پرده سخن بگوید. روحانی صراحتاً اعلام کند، درست است که دولت وی نتوانسته اقتصاد را از رکود کامل خارج و اشتغال ایجاد کند، اما مردم باید اطلاع پیدا کنند چه میزان از اقتصاد ایران زیر نظر قوه مجریه و چه میزان از آن خارج از قوه مجریه زیر نظر بنیادها و سازمان‌هاست که نه‌تنها زیر نظر دولت قرار ندارند، بلکه زیر نظر مجلس هم نیستند و به فعالیت اقتصادی کلان مشغولند.

آقای روحانی باید این واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذارد. روحانی باید خطاب به مردم اعلام کند که به خاطر سیاسیت‌های پوپولیستی دولت قبل، ۴۰ میلیارد تومان یارانه ‌می‌پردازیم، در حالی که کل بودجه عمرانی کشور به ۱۵ هزار میلیارد تومان هم نمی‌رسد. آقای روحانی باید به مردم اعلام کند چه کسانی موجب شدند این میزان یارانه به مردم پرداخت شود، در حالی که یک شغل هم از پرداخت این یارانه‌ها ایجاد نمی‌شود.

اگر آقای روحانی محافظه‌کاری را کنار بگذارد و با مردم صادقانه سخن بگوید، آنگاه همین مردم متوجه خواهند شد مشکلات کلان اقتصادی ایران از کجاست و خواهند فهمید این اقتصاد ناکارآمد ایران است که از یک‌سو موجب رکود و از سوی دیگر موجب بیکاری گسترده به خصوص بین لایه‌های تحصیلکرده جامعه می‌شود.

No responses yet

Mar 21 2017

نامه تند مشاور احمدی‌نژاد به جعفری: وارث امینی برای میراث انقلاب نبودید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

آمدنیوز: مشاور محمود احمدی‌نژاد در کانال تلگرامی خود، طی نامه‌ای به فرمانده کل سپاه پاسداران از دخالت این نهاد نظامی در انتخابات انتقاد کرد.

به گزارش «آمدنیوز» عبدالرضا داوری مشاور رئیس پیشین جمهوری اسلامی در بخشی از این نامه نوشته است: «جنابعالی هم برای نام نیک این جهان و ثواب آن جهان، در این سطور به عین عنایت بنگرید که یکی از شهروندان جمهوری اسلامی ایران به شما توصیه کرد به آخرت و لحظه ملاقات با شهدا و امام شهدا بیاندیشید که در آنجا چنین سکوت ناموجه در برابر این همه مداخلات سیاسی و حزبی و انتخاباتی مشاوران و نهادهای تحت امرتان که جفا بر انقلاب و قانون اساسی و حقوق ملت است را چگونه موجه می سازید باشد که رستگار شوید.»

متن نامه‌ی عبدالرضا داوری مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران به شرح زیر است:

سردار سرلشکر پاسدار جناب آقای محمدعلی جعفری
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سلام علیکم

همانگونه که مستحضرید بر مبنای قوانین کشور و رهنمودهای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از هر نوع مداخله در امور سیاسی و انتخاباتی، شرعا و قانونا نهی و منع شده‌اند با این حال متاسفم که باستحضار برسانم مشاوران و نهادهای رسانه‌ای تحت امر فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مثابه کنشگران یک حزب فراگیر و قدرتمند که هم کلید رسانه و هم کلید زندان را توامان در اختیار دارند، بی محابا در مسائل حزبی و سیاسی و انتخاباتی به نفع یک جناح خاص وارد میدان شده و به مهندسی صحنه مشغولند؛ کافی است نگاهی به اظهارات مشاوران خود از محمدحسین صفار هرندی تا سیدمرتضی حسینی داشته و اخبار و گزارشهای فارس و تسنیم و نسیم و… را مرور کنید و سایه سنگین سازمان اطلاعات تحت امر خود را بر سر کنشگران سیاسی و رسانه ای دریابید که جملگی چگونه در برکشیدن یک جناح سیاسی و حذف رقبا مجاهدت می ورزند!

سردار عزیز!

جنابعالی و نهاد تحت امرتان، پاسدار انقلابی هستید که «حق تعیین سرنوشت و حاکمیت انسان بر سرنوشت خود» مهم‌ترین مدعایش بود؛ همان انقلابی که قرار نبود پایه‌های قدرت و نفوذ شخصی و یا قشر و طبقه‌ای خاص در آن تحکیم گردد؛ همان انقلابی که ضامن نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و در خط گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند. همان انقلابی که حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ را از تعرض‏ مصون‏ می داند؛ همان انقلابی که تفتیش‏ عقاید را ممنوع‏ ساخت‏ تا هیچکس‏ را نتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد. همان انقلابی که تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏‌های غیرمسلحانه و انتشار نشریات‏ و مطبوعات‏ را آزاد می داند؛ همان انقلابی که اصل‏ را بر برائت‏ می‌داند‏ و هیچکس‏ را از نظر قانون‏ مجرم‏ نمی‌شناسد؛ همان انقلابی که هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏، زندانی‏ یا تبعید شده‏، را به‏ هر صورت‏ که‏ باشد، ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ می داند؛ همان انقلابی که هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ را ممنوع می داند.

دریغا و دردا که مدعیان حراست از انقلاب اسلامی، وارثان امینی برای این میراث مفخّم نبودند؛ بر خوان انقلاب نشستند و نمک خوردند و نمکدان شکستند.

سردار عزیز!

نمی‌دانم آنچه می‌نویسم فریادی است بر سر چاه یا از ته چاه؟ هر چه هست حدیث چاه و فریاد نومیدانه مکرری است که تنها پژواکی از آن نصیب مردم می شود اما امیدی بر اصلاح رویه‌های خلاف قانون و غیرانقلابی نمی رود؛ با این حال سطور جاری را از باب توصیه نوشتم چه سعدی علیه الرحمه گفت: “دو چیز حاصل عمر است: نام نیک و ثواب”. جنابعالی هم برای نام نیک این جهان و ثواب آن جهان، در این سطور به عین عنایت بنگرید که یکی از شهروندان جمهوری اسلامی ایران به شما توصیه کرد به آخرت و لحظه ملاقات با شهدا و امام شهدا بیاندیشید که در آنجا چنین سکوت ناموجه در برابر این همه مداخلات سیاسی و حزبی و انتخاباتی مشاوران و نهادهای تحت امرتان که جفا بر انقلاب و قانون اساسی و حقوق ملت است را چگونه موجه می سازید باشد که رستگار شوید.

No responses yet

Mar 20 2017

زندگی کولبران در سال ٩٥؛ ۹۶ كشته ،٦٤ زخمي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کولبران در ماه های پایانی سال ۹۵ سوژه شماره یک رسانه ها بودند، زندگی و مرگ شان. خضر، کولبر ۷۰ساله کرد در این میان مشهورترین چهره بود که با وجود بیماری، تن به کولبری داده بود، با درآمد حداقلی. او سرانجام با کمک های مالی ایرانیان موفق کارهای درمانی اش را انجام دهد.

اما داستان خضر شاید شیرین ترین داستان کولبرها بود. بررسی ها نشان می دهد در طول ۱۲ ماه گذشته، ۹۶ کولبر در جریان رفت و آمدهای پر از مشقت خود کشته و ۶۴ نفرشان زخمی شده اند.

این آمار تازگی ندارد. بر اساس گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، از ابتدای به قدرت رسیدن دولت روحانی تاکنون (دوازدهم مردادماه ۹۲ تا پایان اسفند ٩۵)، ٢١٢ کولبر کُرد در استان کُردستان فقط براثر شلیک نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران کشته و زخمی شده‌اند. اما شلیک تنها عامل مرگ مستقیم آنها نیست.

ممکن است در جریان تعقیب و گریز نیروهای انتظامی به دره پرت شوند یا به داخل رودخانه سقوط کنند، گاه انفجار مین از آنها قربانی گرفته است. سرمازدگی و بهمن هم هست، غرق شدن در جریان عبور از رودخانه، تصادف با وسایل نقلیه و در مواردی بوده که کولبر به خاطر از دست دادن کالایش دست به خودکشی زده است.

فهرست طولانی پیش رو اما مرور بخشی از خبرهای مربوط به کولبران است در سال ۹۵، یک گزارش مستند و پر از تلخی و سختی:

۱ فروردین‌، در منطقه‌ی مرزی شهر نودشه، کولبری ۴۴ ساله به نام رستم رستمیان فرزند نصرالدین جان داد.

۷ فروردین، عبدالخالق غفاری فرزند ابوبکر اهل روستای “انجینه” از توابع شهرستان بانه که در مناطق مرزی بانه مشغول کولبری بوده، هنگام عبور از رودخانه “چومان” غرق و جان خود را از دست داد.

۱۱ اردیبهشت‌ در شهرستان دیواندره دو جوان اهل “کول” در کوه‌های اطراف این روستا جان سپردند. هویت این دو جوان، سید رضا حسینی و سید جمیل حسینی اعلام شد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

۱۳ اردیبهشت‌، انفجار یک قبضه مین بجای مانده از دوران جنگ ٨ ساله‌ ایران ـ عراق، مجروحیت شدید هاجر قربانی، ٢۴ ساله‌ای را درپی داشت. در این حادثه پای چپ هاجر قربانی از ناحیه‌ مچ قطع شد.

۲۹ اردیبهشت‌، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی، جوانی ٢٨ ساله به نام عباس آتش‌بریک کشته شد.

۲۲ اردیبهشت‌، گرمان امینی فرزند وحدت ۳۶ ساله، اهل روستای دشوان از توابع شهرستان سلماس به همراه برادرش رحیم امینی ۳۳ ساله، کریم اطمانی ۳۸ ساله، کوهزاد اطمانی ۲۶ ساله و صمد گل محمدی ۲۹ ساله، هدف تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفتند. در پی این تیراندازی، گرمان امینی در دم جان باخت و چهار شهروند دیگر به شدت زخمی شدند.

۱ خرداد، در تیراندازی ماموران سپاه، کولبری ٣٠ ساله بنام محسن محمدگویژی از ناحیه ران پای راست به شدت زخمی ‌‌شد.

۲۱ خرداد، کولبری به نام رسول درویشانی مشهور به جلال که توسط نیروهای انتظامی زخمی شده بود، به علت جراحات وارده فوت کرد.

۲۲خرداد، جسد یک کولبر کورد در ارتفاعات مرزی شهرستان ارومیه و در محلی موسوم به چهل میر شهیدان کشف شد.این کولبر بیش از ۶ ماه قبل در حین عبور از کوه‌های منطقه مرزی شرق و شمال کوردستان دچار کولاک و ریزش بهمن شده بود.

۵تیر، درپی شلیک مستقیم هنگ مرزی سردشت در نزدیکی روستای “بزیله”، کولبر ۴٠ ساله‌ای به نام عزیز صداقت فرزند یوسف جان خود را از دست داد.

۷ تیر، دو کولبر ۱۷ ساله بە نام‌های لطیف علیخانی و رئوف علیخانی براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران در مرز سردشت جان خود را از دست دادند.

١٩ تیر، کولبر بە نام هیدی اسماعیلی در توابع آلان سردشت با کمین هنگ مرزی این شهر روبرو و از ناحیە کمر بە بالا بە شدت مجروح شد.

٢۴ تیر، بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی بە کولبران، یک کولبر کرد بە نام درویش عادوی در شهر سلماس زخمی شد.

۵ مرداد، در مرز شهرستان سردشت از سوی نیروهای نظامی به سوی گروهی از کاسبکاران کُرد شلیک کردند که در نتیجه‌ آن عبدالله رسولی و رسول رسولی زخمی شدند.

۱۸مرداد، بر اثر برخورد یک دستگاه خودروی مزدا دوکابین با یک دستگاه تویوتا لندکروزر در مسیر روستای دزلی از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد، چهار کولبر مرزی جان سپردند.

۵ شهریور، در سردشت نیروهای سپاه پاسداران به روی کاروان کولبران کُرد، جوانی ٣٣ ساله با نام سلام حافظی کشته شد.

١٣ شهریور، در نتیجه شلیک نیروهای نظامی مستقر در پایگاه مرزی ارتفاعات “دالانپر” ، دو کولبر کُرد جان باختند و یک کولبر دیگر به شدت زخمی شد.

۲۰شهریور، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، کولبر کرد «آوات ابراهیمی» اهل پیرانشهر کشته شد.

۲۶شهریور، نیروهای هنگ مرزی در پایگاه مرزی «سرمیلان» بر روی شماری از کولبران کرد آتش گشوده و در نتیجه دو تن زخمی شدند که در هنگام انتقال به بیمارستان، یک نفرشان جان خود را از دست داد. هویت کولبر کشته شده، «صلاح بورکه» اعلام شد.

۳۰شهریور، یک شهروند کُرد به نام سنار محمدی فرزند سلمان براثر شلیک نیروهای انتظامی در روستای “بلجوک” از توابع منطقه قطور خوی جان خود را از دست داد.

۱ مهر: جمیل عبدالله نژاد، ۲۱ساله در نواحی مرزی بانه از سوی نیروهای انتظامی از ناحیه سینه و ران مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت.

۲۱مهر، براثر تیراندازی نیروهای نظامی، یک کولبر کُرد اهل پیرانشهر به شدت زخمی شد. هویت این کولبر کُرد، ابوبکر فیضه، ٥٠ ساله اهل پیرانشهر اعلام شد.

۲۳مهر، یک کولبر کُرد براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز “شیخ صله” از توابع ثلاث‌باباجانی جان خود را از دست داد.

٢٥مهر، یک کولبر جوان در شهر نوسود بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی بە شدت زخمی شد. هویت این کولبر جوان، اشکان فتاحی اعلام شده است. .

١٨ آذرماە، در توابع شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی، مجید دادخواە، کولبر کرد با شلیک نیروهای هنگ مرزی جان باخت.

١٨آذرماه، نیروهای سپاە پاسداران در مناطق مرزی کُردستان در نزیکی روستای “ازگلە”، علیه کولبران کرد آتش گشودند که بر اثر آن، ایوب سروری، شهروند کُرد به شدت زخمی شد.

٢١ دی، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، ۵ کولبر مصدوم شدند.

٢٥ دی، در جریان تعقیب و گریز نیروی انتظامی، آزاد فیضی، کولبر کرد به دره سقوط کرد و کشته شد.

۹بهمن، دیار محمدنژاد، ١٨ ساله، شیرزاد عبداللهی، ٢٧ ساله، محمد حمزەزادە، ٢٢ سالە و هیوا ابراهیمی‌نیا ٢٢ ساله براثر ریزش بهمن جان خود را از دست دادند.

۱۱بهمن، امید خضریان آذر ١٩ساله اهل اشنویه براثر شدت سرما جان خود را از دست داد.

۱۲بهمن‌، شلیک مستقیم نیروهای انتظامی، ثلاث‌باباجانی، کولبر کُرد زخمی شد.

۱۲ بهمن، در مرز میان ارومیه و ترکیه دو کولبر کُرد به علت ریزش بهمن زیر برف مدفون و رزگار ساکانی‌فر ، یکی از کولبران گرفتار شده زیر بهمن جان خود را از دست داد.

۱۳بهمن، عثمان احمدی ٣٥ ساله بر اثر شلیک نیروهای انتظامی زخمی شد.

۲۳بهمن‌ماه، در جریان شلیک نیروی انتظامی به کولبران، خسرو کاظمی ۴۲ ساله و داریوش پاشایی ۳۵ ساله کشته و دو کولبر دیگر زخمی شدند.

۴اسفند، خالد احمدیان، کولبر کُرد براثر تیراندازی نیروهای انتظامی در مرز پیرانشهر از ناحیه چشم نقص عضو شد.

۶ اسفند، درپی تیراندازی نیروهای انتظامی یک کولبر به نام سلیمان عباسی جان خود را از دست داد و دو کولبر دیگر به نام‌های عباس رستمی و صلاح ابراهیم‌زاده زخمی شدند

۸اسفند، در مرز “شیخ‌صله” از توابع ثلاث‌باباجانی یک شهروند کولبر به نام صدیق یارویسی مورد اصابت تیر نظامیان سپاه قرار گرفت

۱۵اسفند، سه کولبر کُرد در کوه‌های “دوپزه” در منطقه “بیوران” سردشت دچار سرمازدگی شده و در نتیجه کاروان رشکه، هفده ساله جان خود را از دست داد.

۱۵اسفندماە، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی به روی کولبران، بهمن توفیقی زخمی شد.

No responses yet

Mar 20 2017

احمد خاتمی٬ امام جمعه تهران: ریاست جمهوری جایگاه نشان دادن ضعف نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی٬ امام جمعه تهران گفته که «عده‌ای می‌خواهند ولایت‌فقیه را به مقامی تشریفاتی تبدیل کنند و ریاست جمهوری ایران جایگاه نشان دادن ضعف نیست.»

آقای خاتمی افزوده که «به فضل خدا مردم در این آزمون بزرگ٬ رئیس‌جمهوری فاطمی در عرصه ولایتمداری انتخاب خواهند کرد.»

وی اضافه کرده «در هر سطحی که آمریکا اقدام به‌زور گویی کند رئیس‌جمهور ملت ایران نیز باید باقدرت در برابر زورگویی‌ها ایستادگی کند.»

خاتمی گفته «برخی در داخل با جلسات مخفیانه در پی راهکارهایی برای حرکت به سمت تغییر قانون اساسی و تشریفاتی کردن مقام رهبری و ولایت‌فقیه هستند.»

به گفته وی «این افراد در کودتای سال ۷۸ و فتنه خزنده سال ۸۸ به دنبال این هدف بودند که سیلی محکمی از ملت خوردند.»

No responses yet

Mar 19 2017

حسین دهباشی: نسل نوی معماران نظام و پروژه گذار جمهوری اسلامی از خویش به خویش

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: (آزاده سلیمانی)
۱- حسین دهباشی را از ۲۰۱۱ در فیسبوک داشتم، نخستین پیام را او داده بود با سلام و سپاسی صمیمی اما رسمی و مودبانه برای دوستی فیسبوکی، پیامی که با «خانم سلیمانی عزیز، از اینکه افتخار دادید…» آغاز می‌شد و با «با مهر و احترام/ حسین» پایان می‌گرفت.

سال‌ها نمی‌دانستم کیست و کجای شطرنج قدرت و نظام جمهوری اسلامی ایستاده است، آن اوایل جوان مودبی بود که پست‌های شاعرانه می‌گذاشت، لایکی می‌زد، لایکی می‌گرفت، و پاسخ پیام تولدتان مبارک را با «سپاس دوست زیبا و شاعرم» می‌داد، و من شاعر نبودم. بعد فضاهای فیسبوکی ما لابد روز به روز سیاسی‌تر شده و روز به روز بیشتر از هم فاصله گرفته بود تا چند ماه پیش که به بهانه مطالعه‌ای که روی پروژه‌ی «خشت خام» داشتم و نام گفتگوگر توانا را که شبیه تیپ‌های‌ تحصیلکرده‌ی اطلاعاتی بود و بعضی حروف عربی را از حلق ادا می‌کرد و نامش به نظر آشنا می‌آمد در اینترنت جستجو کردم و فهمیدم که این همان حسین دهباشی دوست فیسبوکی مودب و متین شش سال پیش است.

نوامبر پیش بود که پیام درخواست مرا برای یک گفتگو در مورد خشت خام به سرعت و دوستانه پذیرفت، گفتگوی صوتی دو ساعت و پنجاه دقیقه‌ای متعاقب آن یک زورآزمایی کلامی بود که در نهایت برنده‌ای نداشت: موضع من تعریف او به عنوان مهره‌ای کلیدی در پروژه گذار جمهوری اسلامی به دوران پساخامنه‌ای که بنا به فرض من، گذاری از نظامی توتالیتر ایدئولوژیک به نظامی تمامیت‌خواه اما پراگماتیک‌تر است بود، پازلی که پروژه اخته‌ی حقوق شهروندی روحانی و مشابه آن گردگیری از اصل ۱۵ قانون اساسی و طرح عوامفریبانه‌ی آموزش زبان مادری در مجلس، انتشار فایل صوتی آقای منتظری و بحث مختومه کردن دادخواهی اعدام‌های دهه شصت و افشاگری‌های آزادانه و روزمره نوریزادها و خزعلی‌ها (ادامه همان «هویت» این‌بار با مسیر مصرفی معکوس داخل به خارج) قطعات دیگر آن است.

فرض من از ابتدا نقش‌آفرینی حسین دهباشی در سطوح بالای اتاق فکر اطلاعات و تبلیغات نظام جمهوری اسلامی و طبقه‌بندی کردن پروژه «خشت خام» به عنوان یکی از قطعات این پازل گذار از نظام به نظام بود، القای این تفکر به بیننده که اپوزیسیون کنونی نظام همین‌ها هستند که مقابل دوربین آورده می‌شوند و همه راه‌ها به درون نظام ختم می‌شود، از فائزه هاشمی تا ابطحی و رسایی. موضع او رد این پیش‌فرض بود، او خود را بچه مسلمانی می‌داند که از نظر سیاسی منعطف است و ایران را بیش از نظام دوست دارد، منتقد سیستم کنونی جمهوری اسلامی اما راه‌حل را در همین سیستم می‌بیند و نه فراسوی آن. او پروژه‌های تاریخ شفاهی و خشت خام خود را پروژه‌هایی شخصی و تهیه شده با بودجه شخصی معرفی می‌کند و می‌گوید اینکه مخالفان کلیت نظام و افراد اپوزیسیون خارج‌نشین از چپ تا راست و میانه به مصاحبه دعوت نمی‌شوند خواست او نیست بلکه فعلا امکانات و محدودیت‌ها چنین ایجاب می‌کند، او می‌گوید مایل بود حتی با شهبانو فرح و شاهزاده رضا پهلوی در خشت خامش مصاحبه کند و کاش روزی ممکن شود.

۲- پیشینه‌ی حسین دهباشی از خاستگاه طبقاتی بازاری تهرانی و طرفدار انقلاب اسلامی‌اش تا دوران نوجوان رزمنده بودنش (او متولد۱۳۵۰ است) تا فارغ التحصیلی‌اش از دانشگاه امام صادق و همکاری با موسسه کیهان و صدا و سیما به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده در پروژه‌هایی چون روایت فتح، ایفای نقش از تاسیس شبکه برون مرزی العالم تا ۵۸ مصاحبه با سران رژیم پهلوی در اروپا و امریکا به نام «تاریخ شفاهی پهلوی دوم» که صدا و سیمای جمهوری اسلامی بریده‌هایی از آن صحبت‌ها را مدتی بعد در برنامه‌ای مشابه با برنامه‌هایی چون هویت و الماس فریب به نام «به روایت دربار» در وهن پهلوی در آستانه دهه فجر ۱۳۹۳ منتشر کرد (امری که حسین دهباشی می‌گوید بدون موافقت او صورت گرفته است) تا حضورش به عنوان مشاور و عضو جوان تمامی هیات‌های مذاکرات خارجی از دولت احمدی‌نژاد تا روحانی و تیم ظریف… علاوه بر پروژه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مسئولیت‌های اجرایی نیز به عهده‌ی او گذاشته می‌شود از جمله انتصاب‌اش به عنوان عضو هیئت مدیره سازمان منطقه آزاد جزیره کیش از سال ۱۳۹۲، و ضمنا به عنوان یک جوان مایل به اصولگرایان فیلم انتخاباتی حسن روحانی را می‌سازد. در ابتدا عضو ثابت تیم مذاکرات هسته‌ای جواد ظریف بود اما پس از مدتی به گفته خود به دلیل اینکه مذاکرات عزت ایران را تامین نمی‌کرد از آن کناره گرفت و تا امروز از منتقدان قرارداد هسته‌ای ایران با غرب است. القصه… این شِمایی خلاصه و گزیده از یک چهره جوانِ پراهمیت و ذی‌نفوذ نظام جمهوری اسلامی‌ست. جزییات بیشتر از بیوگرافی و پیشینه کاری و رسانه‌ای حسین دهباشی را می‌توان در گوگل و ویکیپدیا یافت.


۳-چهار ماه بود که برای نوشتن درباره خشت خام و حسین دهباشی پروژه‌ی «گذار از خود به خود» نظام جمهوری اسلامی و مقدمات دوران پساخامنه‌ای دستم به کیبورد نمی‌رفت. نمی‌خواستم پیش‌فرض نادرست یا اغراق‌آلودی را بنیانِ نوشته‌ی خود کنم. تا این که چند روز پیش دیدم حسین دهباشی در صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی نظرسنجی عمومی را در مورد حجاب اجباری برگزار کرد، امروز نتیجه این نظرسنجی را منتشر کرد: نسبت مخالفان به موافقان حجاب اجباری در ایران، در میان مردان ۶ به ۱ (۸۶ درصد) و در میان زنان ۹ به ۱ (۹۰ درصد) است. در نظر نخست نتیجه‌ای رضایتبخش وقتی در نظر بگیریم که بخشی از اعضای صفحه فیسبوک و توییتر و اینستاگرام حسین دهباشی (به قول خودش یک بچه مسلمان و اصولگرا) را کاربران مذهبی و اصولگرا و هوادار نظام تشکیل می‌دهند. در ذهن من اما پیش‌فرض ماههای گذشته‌ام در مورد پروژه‌ی گذار و مقدمه‌چینی برای آن و نقش‌آفرینان و چهره‌های کلیدی آن که حسین دهباشی به باور و شواهد امروز من بدون شک یکی از آنهاست پررنگ می‌شود. باید آشنا به قواعد نظام جمهوری اسلامی و ابعاد سانسور و خفقان باشید تا بدانید که برای یکی از چهره‌های مهم رسانه‌ای-فرهنگی و معتمدِ سطوح بالای مقامات نظام و احتمالا اطلاعات نظام نظرسنجی علنی در مورد یکی از اصول و خط قرمزهای جمهوری اسلامی یعنی حجاب اجباری و ارائه نتایجی که مخالفت قاطع مردم با آن را نشان می‌دهد کار هر کس نیست و گاو نر می‌خواهد و مرد خودی، آنهم «بسیار بسیار خودی». به این معنا که اگر چراغ سبز مقامات امنیتی و سپاه و بیت رهبری وجود نداشته باشد چنین حرکاتی بدون داغ و درفش ممکن نیست.

۴- مساله این نیست که منِ مخالف نظام که در دوران دانشجویی خود و تا ۱۸ تیر ۷۸ به چیزی به نام اصلاحات باور داشتم، پس از ۱۸ سال از نشانه‌های «اصلاح» خوشحال نشوم، مساله این است که نظامی که از پروژه خاتمی تا امروز ۲۰ سال آزگار در برابر کوچکترین اصلاحات واقعی در ساختار و اجزای خود به طور کامل و سیستماتیک مقاومت کرده و به جای اصلاح شدن به سمت شبه نظامی شدن هرچه‌ بیشتر پیش رفته و امروزه مافیای سپاه و بنیادهای فاسد و بی قانون و نظارت آن بر همه جای کشور و میدان‌های منطقه تسلط دارند چیزی نیست که با شل‌تر شدن روسری‌ها اصلاح شود! من به هر گونه تبلیغات آزادی‌های یواشکی و شُل‌ کردن حجاب اجباری و باز کردن درهای ورزشگاه‌ها به روی زنان و مطالباتی اینچنین بدبین‌ام اگر اینها با تقاضای تغییر ساختار فاسد نظام جمهوری اسلامی همراه نباشد. هر نظرسنجی درباره حجاب اجباری اگر با نظرسنجی درباره ولایت مطلقه فقیه و تقاضای رفراندوم در مورد کلیت جمهوری اسلامی همراه نباشد چیزی نیست که راه به تغییری در این وضعیت بن بست همه جانبه سیاسی-اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی-زیستبومی ببرد، بلکه چون ۲۰ سال گذشته تمهیداتی در راستای «استمرار» وضع موجود و بهبود امکانات چپاول و یکه تازی مافیای نظامی-اقتصادی موجود است.

۵-حسین دهباشی فرزند نظام جمهوری اسلامی و نماینده‌ی نسل نوی معماران آن است. چندی پیش در پایانِ مکاتبه‌ای به حسین دهباشی نوشتم که «شما و من دشمن سیاسی یکدیگر هستیم اما دشمنانی که می‌توانیم با هم گفتگو کنیم، آیا برای نجات جان آرش صادقی نمی‌توانید از روابط‌تان استفاده کنید؟» و او پاسخ نوشته بود «من واقعا خود را دشمن شما نمی‌دانم، اما مخالف هستیم… هر کار از دستم بر آمده کرده‌ام اما متاسفانه حفظ اقتدار این نظام برایش از همه چیز بالاتر است».

حسین دهباشی را من عضوی از این نظام و شاخص‌ترین نماینده‌ی نسل نوی معماران آن می‌دانم، او و من با فاصله سنی هشت سال تقریبا هم‌نسل محسوب می‌شویم اما در دو منتهی الیه سیاسی. او از نظر سیاسی صددرصد مقابل من و امثال من که مخالفان کلیت این نظام هستیم ایستاده است، او برای حفظ شالوده این سیستم تلاش می‌کند و من و ما برای انحلال این سیستم غیرقابل اصلاح و طرحی نو در افکندن. او اما حریفی‌است که می‌توان با او حرف زد. این ویژگی آیا امثال او را به خطرات بزرگ‌تری برای ما انحلال طلبان نظام تبدیل می‌کند تا پاسدار عباسی‌ها؟ احتمالا آری. اما من دشمن سیاسی را که بتوان با او در بن‌بست‌های سیاسی پای گفتگو و مذاکره به سود ایران و مردم و یا تنی چند از آزادی‌خواهان دربند نشست به موافقان سیاسی که بویی از اخلاق و ادب و توان گفتگو با منتقد (چه رسد به مخالف) نبرده‌اند ترجیح می‌دهم. آیا آن فرد اطلاعاتی که به فریدون فرخزاد قول دیدار مادرش را داد و سلاخان را به مسلخ‌اش کشاند نیز فرد مودب و خوش‌محضری بود؟ احتمال دارد. با همه این فرض‌ها و همه احتمالات ناگوارتر، با اینهمه و در مجموع، من دشمن دانا و موقر را به دوست نادان و بی‌اخلاق ترجیح می‌دهم، چرا که همه می‌دانیم این مجموعه پراکنده و متشتتی که سی و چند سال است نام اپوزیسیون به خود داده بیش از همه از خود و کینه‌ها و تنگ نظری‌ها و لمپنیسم درونی خود صدمه دیده است تا از تیم‌های ترور جمهوری اسلامی و هسته‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای‌اش.

No responses yet

Mar 19 2017

اشتغال دوباره سحر نوروز زاده، چراغ سبز ترامپ به جمهوری اسلامی است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,روابط بین‌المللی,سیاسی

کیهان لندن: اگرچه سیاست خارجی ترامپ در رابطه با ایران و حکومت مذهبی آن هنوز در درست تدوین و ارزیابی است و درک محتوای آن موکول به حدس و گمان ناظران، این سیاست‌ها بدون تردید بیش از پیش متاثر از دکترین «نخست آمریکا» خواهد بود و نه ایران، اسرائیل و یا عربستان!
– پرسش این است که تریتا پارسی، در رابطه با سحر نوروززاده، اطلاعات تیم مذاکره کننده ایرانی را با خود به کاخ سفید می‌برده و یا اطلاعات خاص از سحر نوروززاده برای تیم ظریف دریافت می‌کرده؟

رضا تقی‌زاده – دعوت رکس تیلرسن وزیر خارجه دولت ترامپ از سحر نوروززاده، چهره ایرانی خبرساز دولت اوباما، برای عضویت در تیم سیاست‌گذاری کشورهای خلیج فارس و اداره‌ی بخش ایران در آن وزارت‌خانه تصمیم قابل ملاحظه‌ای است که می‌تواند پیش‌بینی‌های گذشته پیرامون هدف‌ها و سمت و سوی سیاست خارجی دونالد ترامپ در رابطه با ایران را تغییر دهد.

سیاست خارجی دولت ترامپ در رابطه با ایران همچنان مبهم و ارزیابی هدف‌ها و راهبردهای آن تنها متکی بر اظهارات رییس جمهوری تازه طی مناظره‌های انتخاباتی، و اظهارات و تحریرهای همکاران او بخصوص مایکل فلین است که هفته‌ها پیش پست حساس و تاثیرگذار مشاور ارشد امنیت ملی کاخ سفید را تنها چند هفته بعد از تصدی، بر سر ارتباط با سفیر روسیه ترک کرد.

بارزترین وجه مناسبات جاری کاخ سفید با حکومت اسلامی ایران، فقدان مناسبات است، و قطع کامل ارتباطات رسمی بین دو کشور که از تاریخ ۲۱ ژانویه سال جاری و روی کار آمدن ترامپ به جای اوباما تا کنون ادامه یافته.

با توجه به اهمیت ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، حساسیت توافق اتمی آمریکا با ایران و ضرورت همکاری دوجانبه برای اجرای مفاد آن، افزایش تنش‌های ناشی از نزدیک شدن شناور‌های نظامی سپاه به واحد‌های نیروی دریایی آمریکا مستقر در آب‌های خلیج فارس و تنگه هرمز، موضوع جنگ با داعش در عراق، و همچنین یافتن راه حل سیاسی برای سوریه، نیاز به وجود یک کانال مستقیم ارتباط دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران در هر دو کشور احساس می‌شود.
سحر نوروززاده و باراک اوباما

حضور فردی آشنا با مسائل منطقه خاورمیانه، مطلع از مفاد توافق اتمی با ایران، مسلط بر زبان فارسی، مرتبط با عوامل دولت ایران و مورد اطمینان کامل نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا، اگر نه در کاخ سفید، دست کم در وزارت خارجه آمریکا، می تواند به عنوان سر پل برقراری ارتباط با تهران در زمان لازم تلقی شود.

اهمیت دیگر به کار گماردن چنین فردی در مراکز تصمیم‌گیری سیاسی آن کشور ارسال پیام غیرمستقیم به کشورهای منطقه است مبنی بر اینکه ایران همچنان مطرح و حکومت اسلامی به عنوان «یک تهدید امنیتی» برقرار است.

تقارن انتشار دو خبر

همزمان با حضور محمد سلمان نایب ولیعهد و وزیر دفاع عربستان در کاخ سفید و صرف ناهار دوستانه، بعد از مذاکرات سیاسی و اقتصادی با رییس جمهوری آمریکا در همان روز، که نشانه اهمیت و احترام خاص میهمان برای میزبان است، جردن شاختل گزارشگر امنیتی مرتبط با محافل محافظه‌کار و حزب جمهوری‌خواه آمریکا در سایت خبری تحلیلی «نشریه محافظه کار» گزارش داد، سحر نوروززاده از سوی رکس تیلرسن به عنوان مدیر ایران در تیم سیاست‌گذاری وزارت خارجه آن کشور برای منطقه خلیج فارس و خاورمیانه گمارده شده.

موضوع اصلی مذاکرات روز سه شنبه ۱۴ مارس محمد سلمان با دونالد ترامپ، مطابق با آنچه یکی از مشاوران ارشد سلمان به تلویزیون «ان بی سی» اظهار داشت، ایران بود، و بنا بر قول او، ترامپ و سلمان نسبت به اینکه «ایران تهدیدی است علیه امنیت منطقه» توافق داشتند.

عربستان سعودی در زمان دولت اوباما از سیاست‌های آمریکا در رابطه با منطقه ناراضی و مدعی بود در نگاه دولت اوباما، رسیدن به توافق اتمی با ایران اهمیت بیشتری از مناسبات واشنگتن با ریاض داشته.
سحر نوروززاده و جان کری

پیش از سفر اخیر محمد سلمان به واشنگتن، نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز ابتدا یک گفتگوی تلفنی مفصل با ترامپ داشت و بعد برای دیدار از کاخ سفید و گفتگو با ترامپ راهی پایتخت آمریکا شد. بخش اصلی گفتگوهای نتانیاهو و ترامپ به مسئله ایران و سیاست‌های دولت تازه آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی اختصاص داشت.

اسرائیل و عربستان به عنوان دو کشور قدرتمند منطقه تلاش می‌کنند پیش از تدوین خطوط سیاست خارجی ترامپ در رابطه با حکومت اسلامی ایران، در تعیین هدف‌ها و ترسیم خطوط و راهبرد‌های اجرای سیاست خارجی آن کشور به نفع خود تاثیر بگذارند.

اگرچه سیاست خارجی ترامپ در رابطه با ایران و حکومت مذهبی آن هنوز در درست تدوین و ارزیابی است و درک محتوای آن موکول به حدس و گمان ناظران، این سیاست‌ها بدون تردید بیش از پیش متاثر از دکترین «نخست آمریکا» خواهد بود و نه ایران، اسرائیل و یا عربستان!

نقش نوروززاده

سحر نوروززاده متولد آمریکا و بی تردید یک مهره آمریکایی است و در خدمت منافع دولت آمریکا قرار دارد و از اطمینان محافل امنیتی و جاسوسی آن کشور برخوردار است.
سحر نوروززاده

او کار خود را از وزارت دفاع آمریکا احتمالا در رابطه با نهاد‌های اطلاعاتی و امنیت آن وزارتخانه به عنوان تحلیلگر اخبار مرتبط با ایران آغاز کرده. نکته قابل ملاحظه این است که نوروززاده بعد از کسب نخستین مدرک تحصیلی به استخدام وزارت دفاع درآمده و بعد از استخدام رسمی، در سال ۲۰۰۵ به دانشگاه مریلند برای ادامه تحصیل در امور ایران رفته است.

دانشگاه مریلند تا کنون شماری از وابستگان حکومت اسلامی ایران را از داخل و خارج از آمریکا در خود جمع کرده و در طول زمان مذاکرات اتمی، به کمک یک مرکز مدعی نظر سنجی به نام «ایران پول» و همچنین «وکس ایران» در شهر تورنتو- کانادا که در تهران نیز دارای آدرس پستی و دفتر است، آماری حاکی از اینکه حکومت اسلامی مورد حمایت مردم ایران و توافق اتمی خواسته قطعی آنها، انتشار داده است.

علاوه بر استیون کال که پیشتر سفرهایی به ایران داشته و در دانشگاه مریلند (پنج کیلومتری واشنگتن) مشغول به کار است، فردی به نام ابراهیم محسنی چراغ نیز که در دانشگاه تهران نظرسنجی می‌کرده سه سال پیش از ایران به دانشگاه مریلند رفت و به عنوان محقق (در امور نظرسنجی) کنار استیون کال به کار گرفته شد.

عنوان تحصیلی خانم سحر نوروززاده در کالج پارک، دانشگاه مریلند، «آموزش‌های ایرانی» معرفی شده است.

وزارت دفاع آمریکا، مانند وزارت خارجه آن کشور، دارای اعتبارات پنهان برای انجام مطالعات سیاسی پیرامون کشورهای بحران‌زای جهان، و دارای واحد‌های اطلاعاتی خاص خود در امور تبلیغات، رسانه‌ها و داده‌پردازی تحلیلی در امور امنیتی، سیاسی و اقتصادی است.

اگرچه نخستین اشتغالِ سحر نوروززاده در وزارت دفاع در رابطه با «امنیت ملی آمریکا و اولویت‌های مختلف امنیتی» اعلام شده، نام واحد خاص محل استخدام او هرگز اعلام نشده و بسیار محتمل است که وی به عنوان کارمند در سرویس‌های اطلاعاتی وزارت دفاع به استخدام درآمده باشد. کارمندان وزارت دفاع، خارجه، سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی تنها بعد از عبور از صافی‌های متعدد امنیتی به استخدام در می‌آیند.

در کارنامه اداری خانم نوروززاده دریافت تقدیرنامه از سازمان اف بی آی (سازمان امنیت داخلی) و مدیریت سازمان ملی جاسوسی آمریکا دیده می‌شود. او همچنین از وزارت دفاع به دلیل مشارکت در جنگ علیه تروریسم بین‌الملل مدال دریافت کرده است.

تحقیق در پیشینه تاریخی او حاکی است که سحر نوروززاده بعد از استخدام در وزارت دفاع به یک فعال سیاسی در امور مسلمانان تبدیل شده که در شرایط عادی ممکن به نظر نمی‌رسد، مگر در اجرای یک ماموریت خاص و اعلام نشده است.

خانم نوروززاده، برخلاف ابراز تمایل و همدردی با مسلمانان، پیشتر طی پرسش‌نامه‌ای، علت علاقمند شدن خود را برای آموزش علوم سیاسی ماجرای تروریستی یازده سپتامبر نیویورک اعلام کرده بود که مسلمانان افراطی (القاعده) علیه ارزش‌های غربی سازمان دادند.

به گفته خود سحر نوروززاده، وی در سومین سال خود در کالج که از سال ۲۰۱۳ شروع شده بود، هنگامی که تحصیلات خود را در دانشگاه جرج واشنگتن ادامه می‌داد، مدتی را نیز به عنوان کارآموز در نایاک گذراند.
سحر نوروززاده

ارتباط نوروززاده با تریتا پارسی، بعد از رفتن به کاخ سفید و پیوستن وی به تیم شورای امنیت ملی اوباما، ادامه یافته و بی‌شک شماری از ۳۰ دیدار تریتا پارسی از کاخ سفید در جریان مذاکرات اتمی، علاوه بر بن رودز، دستیار دیگر اوباما که مسئولیت توجیه مزایا و فروش توافق اتمی به رسانه‌های، کنگره و افکار عمومی را داشت، در هماهنگی با خانم سحر نوروززاده صورت گرفته. نوروززاده در تیم پشت پرده مذاکرات اتمی قرار داشته و حتی در پاره‌ای نشریات از او به عنوان معمار توافق اتمی یاد کرده‌اند.

پرسش بدون پاسخ اینجا است که آیا رکس تیلرسن، بدون داشتن سابقه کار در دوایر دولتی آمریکا، به عنوان وزیر خارجه ترامپ، که خود را مخالف با «بدترین توافق تاریخ» اعلام داشته، خانم سحر نوروززاده را با شناخت و تصمیم شخصی به مدیریت امور ایران گمارده، و یا با توصیه «نهاد‌های اطلاعاتی» آمریکا؟

یافتن پاسخ برای پرسش بالا، می‌تواند به روشن ساختن طبیعت همکاری قبلی خانم نوروززاده با نایاک و تریتا پارسی نیز کمک کند. نقش تریتا پارسی در تیم مذاکره‌کننده ظریف و حسن روحانی به مراتب از نقش نوروززاده در تیم مذاکره کنندگان اوباما و جان کری مهم‌تر و موثرتر بوده.

پرسش دیگر این است که تریتا پارسی، در رابطه با سحر نورروززاده، اطلاعات تیم مذاکره کننده ایرانی را با خود به کاخ سفید می‌برده و یا اطلاعات خاص از سحر نوروززاده برای تیم ظریف دریافت می‌کرده؟

جواد ظریف روز ۲۸ آذر ماه سال ۹۵ طی جلسه محرمانه کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی، بنا بر اظهارات جواد کریمی قدوسی، گفت: «در مورد مذاکرات اتمی و اطمینان به آمریکا اشتباه کرده.»

پرسش دیگر این است که ظریف در جریان مذاکرات اتمی آیا به علت اطمینان کردن به پاره‌ای اعضای غیر قابل اطمینان تیم خود و درز کردن تاکتیک‌های مذاکره به خارج، و اطلاع یافتن طرف مقابل از نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های طرف ایرانی رودست خورده و بازی را باخته، و یا آن‌طور که به ظاهر مدعی است، به علت اطمینان کردن به حرف‌های جان کری ؟

سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، که سحر نوروززاده یک مهره ساده، جوان و باهوش آنها می‌تواند باشد، سالانه میلیارد‌ها دلار اعتبار برای رسیدن به اهداف غیر رسمی و اعلام نشده خود هزینه می‌کنند. مهره‌های باهوش و جوان بعد از انجام خدمت در ظرفیت‌های محرمانه سابق (نفوذ در سازمان‌های طرفدار مسلمین، رفتن به بهانه ادامه تحصیل به دانشگاه مریلند، عضویت در نایاک، بعد از استخدام شدن در وزارت دفاع)، می‌توانند ارتقا مقام یافته و ناگهان در جریان مذاکرات اتمی از کاخ سفید سر در آورند!

ترامپ، تیلرسن و سحر

دونالد ترامپ طی چند هفته اول رسیدن به دولت در کاخ سفید زیر فشار شدید «محافل قدرت» در واشنگتن قرار گرفت و با از دست دادن وزیر (مایکل فلین) در شطرنج قدرت واشنگتن، شخصا در خطر مات شدن و دچار شدن به سرنوشت نیکسون در ماجرای واترگیت بود.

با عقب‌نشینی ترامپ، فشارها علیه او تا حدودی کاهش یافت، موضوع برقراری روابط گرم با روسیه موقتا به تاریخ پیوست، و لابی‌ها و لابیگر‌ها که ترامپ علیه آنها اعلام جنگ داده بود، مانند گذشته به کار خود ادامه دادند.

آنچه تیلرسن در وزارت خارجه می‌توانست انجام دهد گوش فرا دادن به توصیه‌های «محافل قدرت» و «استفاده بهینه» از مهره‌های اطلاعاتی سابق و سوخته، در انجام ماموریت‌های غیرمحرمانه و رسمی بود.

در یک نگاه، گماردن سحر نوروززاده را می‌توان نخستین چراغ سبز دولت ترامپ به دولت روحانی و حکومت اسلامی در فاصله‌ای نه چندان زیاد با انتخابات ریاست جمهوری در ایران تلقی کرد؛ در صورت تجدید انتخاب روحانی، ارتباطات گذشته با ایران می‌تواند تجدید شده و درِ «برجام» همراه با امتیازات مالی و اقتصادی (مانند فروش هواپیمای مسافربری و خرید نفت) همچنان بر روی پاشنه زمان دولت اوباما بچرخد.

فراموش نکنیم که ارزش امروز سحر نوروززاده، که هشیار، جوان و خوشرو است برای وزارت خارجه دولت ترامپ « اطلاعات» او نیست، «ارتباطات» و آشنایی‌های او است با کارگزاران حکومت اسلامی!

حضور سحر نوروززاده در وزارت خارجه و استفاده از او به عنوان مسئول امور ایران، ضمن برقرار کردن یک سرپل ارتباطی با عوامل دولت و نظام سیاسی ایران، و پر کردن یک خلاء ارتباطی در وزارت خارجه آمریکا، شائبه‌ی آغاز همسویی ترامپ با سیاست خارجی اوباما در رابطه با ایران را تقویت، و طرف‌های نگران، مانند عربستان را وادار می‌سازد، علاوه بر تحمل هزینه‌های سابق، خرج‌های تازه‌ای را برای خنثی کردن خطر ایران تحمل کنند؛ در زمان اوباما عربستان ده‌ها میلیارد دلار برای مقابله با «تهدید‌های ایران» سلاح‌های آمریکایی می‌خرید، و امروز محمد سلمان به تاجرپیشه‌ی کاخ سفید تعهد می‌دهد علاوه بر ادامه خرید اسلحه به روال گذشته، در طرح‌های تولیدی آمریکا و ایجاد اشتغال آن کشور هم سرمایه‌گذاری کند.

No responses yet

Mar 17 2017

مشاور روحانی بازداشت‌ اخیر فعالان سیاسی را با انتخابات ۹۶ مرتبط دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

پس از انتشار برخی تحلیل‌ها که هدف از دستگیری فعالان سیاسی و مدنی در روزهای گذشته در ایران را تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ دانستند، مشاور رئیس جمهور نیز بازداشت مدیران چند کانال تلگرامی را با انتخابات مرتبط دانست.

حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد که خود یک کانال تلگرامی در خارج از کشور راه‌اندازی کرده و پس از آن افرادی را به اتهام ارتباط با همان کانال دستگیر کرده‌اند.

وی همچنین بازداشت مدیران تعدادی از کانال‌های خبری اصلاح‌طلب و حامی دولت ایران را با انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مرتبط دانست.

آقای آشنا نوشت: «یک کانال می‌زنیم و همه خس و خاشاک را جمع می کنیم. به وقتش می‌ریزیم حال همه‌شان را می‌گیریم… با هر کس دیگری هم که مشکل داریم به اسم احتمال ارتباط با آن کانال می‌گیریم. حالا که شهر تعطیل و خلوت شده، کسی به کسی نیست که پی‌گیری کند. آقا، انتخابات حله.»

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای سپاه پاسداران در روزهای گذشته ۱۲ تن از مدیران کانال‌های تلگرامی نزدیک به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت را بازداشت کرده و سپس نام کانال‌ها را تغییر داده و از دسترس مدیران آن خارج کردند.

اصلاحات‌نیوز، هواداران روحانی، مجمع اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبان نیوز، زنده‌باد اصلاحات، دانشجویان اصلاح‌طلب، و حامیان خاتمی در یزد از جمله این کانال‌ها هستند.

پیشتر برخی از فعالان سیاسی و تحلیلگران نیز این بازداشت‌ها را با انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در سال ۹۶ مرتبط دانسته بودند.

از جمله مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در واکنش به این بازداشت‌ها توییت کرد که «از اصول مهندسی انتخابات به خدمت گرفتن رادیو‌ و تلویزیون و سرکوب رسانه‌های رقیب است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خبر داد که تعدادی از این افراد آزاد شده‌اند، اما علی حیدر ولی‌زاده، مدیر کانال «مجمع اصلاح‌طلبان»، و علی احمدنیا، مدیر کانال «اصلاحات نیوز»، همچنان در بازداشت هستند.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز چهارشنبه به وزیر اطلاعات ایران به دلیل بازداشت این افراد و حبس دوباره احسان مازندرانی، مدیرمسئول سابق روزنامه فرهیختگان، هشدار داده و او را تهدید به استیضاح کرد.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، نیز روز پنج شنبه از حسن روحانی و صادق لاریجانی، روسای‌ قوای مجریه و قضاییه، به خاطر «سکوت»، «بی‌تفاوتی» و «پاسخگو نبودن» مقابل «تعدی به حقوق شهروندان» انتقاد کرد.

محمدعلی وکیلی، دیگر نماینده تهران در مجلس، نیز در توئیتر خود نوشت که «در صورت عدم پاسخگویی در مورد مدیران کانال های خبری دستگیر شده وزیر دادگستری را به مجلس فرا می‌خوانم».

از سوی دیگر روز چهارشنبه، ۲۵ اسفند، نیز مراد ثقفی، مدیر مسئول مجله گفتگو، در خانه‌اش بازداشت شد.

احسان مازندرانی که به تازگی از زندان آزاد شده بود، روز یک‌شنبه با هجوم نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به خانه خود بار دیگر بازداشت شد.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، دلیل بازداشت آقای مازندرانی را ادامه و اجرای کامل حکم او اعلام کرد. این در حالی است که وکیل مدافع و خانواده احسان مازندرانی می‌گویند وی پس از پایان دوره محکومیتش آزاد شده است.

آقای مازندرانی در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اعلام کرده که از روز دوشنبه در اعتراض به «روند غیرقانونی، سیاسی و خودسرانه» بازداشت خود اعتصاب غذای خشک کرده است.

روز ۱۹ اسفند و چهار روز پیش از بازداشت احسان مازندرانی، هنگامه شهیدی،‌ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در شهر مشهد بازداشت و به بند ۲۰٩ زندان اوین در تهران منتقل شد.

در شبکه‌های مجازی از جمله حساب توئیتری خانم شهیدی، دست‌خطی از آخرین نوشته وی پیش از بازداشت منتشر شده است که بدون اشاره به جزئیات خبر می‌دهد که از «برخی رسانه‌ها و افراد نزدیک به دولت هشدارهایی» مبنی بر احتمال بازداشت خود دریافت کرده بود.

وی اعلام کرده بود که دلیلی برای بازداشتش وجود ندارد، مگر این که قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری، «پروژه‌ای» برای «بازداشت گسترده فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران» وجود داشته باشد.

در همین حال ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، خبر داد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد و دست بهاعتصاب غذا و اعتصاب دارو زده است.

No responses yet

Mar 17 2017

قاسم‌زاده بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه به مرخصی رفت، معصومه ضیاء در ایام نوروز در زندان خواهد ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

آمدنیوز: بیژن قاسم زاده بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه که امروز از خانواده «معصومه ضیاء» فعال مدنی بازداشت شده درخواست تأمین فیش حقوقی برای قرار کفالت کرده بود تا خانم ضیاء را پیش از عید نوروز آزاد کند، لحظاتی پیش از تأمین این قرار به مرخصی نوروزی رفت تا «معصومه ضیاء» عید نوروز را در زندان اوین سپری کند!

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، صبح امروز «بیژن قاسم‌زاده» بازپرس شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه به خانواده‌ی خانم ضیاء اطلاع داد که با تأمین قرار کفالت به دادسرا مراجعه تا «معصومه ضیاء» را پس از دو ماه بازداشت موقت از زندان اوین آزاد کند.

خانواده این زندانی سیاسی محبوس در بند ۲۰۹ زندان اوین، پس از تأمین قرار کفالت به دادسرا مراجعه کردند که در نهایت «عباس جعفری دولت آبادی» دادستان تهران قرار کفالت را نپذیرفت و از خانواده خواست که وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی را برای آزادی زندانی‌شان تأمین کنند.

خانواده‌ی خانم ضیاء نیز به دلیل ناتوانی از تأمین قرار وثیقه دویست میلیون تومانی، مجبور به تأمین وثیقه از یکی از اقوام خود شدند که در زمان مراجعه وثیقه‌گذار برای تودیع وثیقه، «بیژن قاسم‌زاده» به مرخصی نوروزی رفت و بدین ترتیب «معصومه ضیاء» باید ایام نوروز را دور از دختر و مادر پیر خود در زندان اوین بگذراند.

«معصومه ضیاء» فعال مدنی محبوس در زندان اوین، روز هجدهم دی‌ماه پس از ملاقات با خانواده‌اش در ترکیه در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی به بهانه‌ی ارتباط با «آمدنیوز» بازداشت و از آن زمان تحت بازجویی‌های سخت و در سلول انفرادی نگهداری شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .