اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Apr 20 2016

مجری یک شبکه فارسی زبان در هلند در ایران ‘بازداشت شد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: چند وبسایت ایرانی می‌گویند صبری حسن پور، مجری شبکه تلویزیونی فارسی زبان “سیمای رهایی”، مستقر در هلند، پس از سفر به ایران بازداشت شده است.

گفته شده که آقای حسن پور برای دیدار با اعضای خانواده‌اش به ایران رفته بود.

تلویزیون سیمای رهایی برنامه‌هایی در انتقاد از حکومت ایران پخش می‌کرده و مصاحبه‌هایی با چهره‌های منتقد حکومت داشته است.

صبری حسن پور به عنوان سخنگوی گروهی به نام “کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران” نیز معرفی شده است. این گروه به دنبال تشکیل “دولت در سایه” بوده و در عین حال گفته با “هر نوع حمله نظامی به ایران و هر نوع دخالت خارجی در امور داخلی ایران مخالف است”.

خبرگزاری ایسنا از قول یک منبع آگاه نوشته است که آقای حسن پور پس از بازگشت به ایران به اهواز، اصفهان و کرج سفر کرده است.

پس از روی کار آمدن حسن روحانی مقام‌های دولتی وعده دادند شرایط را برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور تسهیل می‌کنند.

در دو سال اخیر چندین نفر از فعالان سیاسی و رسانه‌ای پس از بازگشت به ایران بازداشت شده‌اند.

No responses yet

Apr 06 2016

مشاور هاشمی در گفت و گو با «پایش» خبر داد: تعلیق تمام فعالیت های مجازی دفتر هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: چهار روز پس از واکنش مقام معظم رهبری به توئیت جنجال برانگیز منسوب به هاشمی رفسنجانی، یک مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت امروز از تعلیق حساب کاربری توئیتر هاشمی خبر داد.

به گزارش سایت خبری «پایش»، هفته گذشته توئیتی در حساب کاربری منسوب به هاشمی منتشر شد که تذکر جدی مقام معظم رهبری را در پی داشت و ایشان در یک سخنرانی عمومی با انتقاد شدید از کسانی که روزگار و دنیای فردا را دنیای مذاکره می دانند و نه موشک خاطرنشان کردند: روزگار، روزگار همه چیز است وگرنه به راحتی و به صراحت حق ملت را خواهند خورد. ایشان افزودند: اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.

هاشمی رفسنجانی امروز در دیدار مدیران دبیرخانۀ مجمع تشخیص از این توییت تبری جسته و انتساب آن به خود را تکذیب کرده است.

در همین حال یک مشاور هاشمی به خبرنگار «پایش» گفت که حساب های توئیتر، ایستاگرام و تلگرامی که به نام آیت الله هاشمی رفسنجانی ایجاد شده در اختیار دبیر سایت ایشان بوده و وی بدون هماهنگی با رئیس مجمع تشخیص اقدام به انتشار مطالب می کرده است.

وی گفت که کلیه فعالیت های مجازی ای که به نام آیت الله هاشمی در شبکه های اجتماعی انجام می شده به حالت تعلیق درآمده و تا زمان مشخص شدن مسئول ذیصلاح برای نظارت بر این گونه فعالیتها، فعالیت حساب های کاربری مربوطه متوقف شده است.

No responses yet

Apr 06 2016

از این پس انتقاد از آزمایشات موشکی سپاه پاسداران در ایران خیانت تلقی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: رییس قوۀ قضاییه ایران، آیت الله صادق آملی لاریجانی، در جلسۀ مسئولان عالی قضایی کشور گفت : زیر سئوال بردن دستاوردهای موشکی ایران خیانت است و دادستان های سراسر کشور با هر سخنی که به گفتۀ رییس قوۀ قضاییه ایران در جهت تضعیف یا تخریب دستاوردهای نظامی، امنیتی و موشکی ایران ایراد شود برخورد می کنند.

صادق لاریجانی انتقاد از آزمایشات موشکی سپاه پاسداران را در جهت “القای رسانه های غربی” دانست که می گویند شکافی بزرگ میان مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده و مردم این کشور از نظام جمهوری اسلامی ناراضی هستند.
رییس قوۀ قضاییه ایران بی آنکه صریحاً نامی از اکبر هاشمی رفسنجانی ببرد، موضعگیری اخیر او را در مورد آزمایشات موشکی سپاه پاسداران سخت مورد انتقاد قرار داد و آن را مصداق “خیانت به کشور” خواند. در پی آزمایشات اخیر موشکی سپاه پاسداران که تحریم های جدید آمریکا علیه ایران را به دنبال داشت، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در صفحۀ تویتر خود نوشت که “دنیای فردا دنیای گفتگو است و نه موشک ها”. سخن هاشمی رفسنجانی واکنش تُند آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، را برانگیخت که صریحاً منتقدان آزمایشات موشکی سپاه پاسداران را به خیانت و همسویی با دشمن متهم کرد و گفت که به پشتوانۀ توان موشکی ایران آمریکا ناگزیر از مصالحه با ایران بر سر برنامۀ اتمی این کشور شد.
در پی این واکنش و حملات پیاپی فرماندهان سپاه پاسداران و رییس قوۀ قضاییه جمهوری اسلامی ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی از اساس اظهارات اش را در مورد آزمایش های موشکی سپاه پاسداران تکذیب کرد و گفت : “جمله ای را به من نسبت داده اند که از اساس خلاف واقع است و اصلاً بیان نشده است.” در اثبات این سخن اکبر هاشمی رفسنجانی سپس خود را از مبتکران صنایع موشکی ایران معرفی کرد.
با این حال، رییس قوۀ قضاییه ایران با تکرار یا در واقع قانون کردن واکنش رهبر جمهوری اسلامی ایران، گفت : “نباید صحنه را برای ورود افرادی که توان امنیتی، نظامی و همچنین اصول نظام را تخریب و تضعیف می کنند، بازگذاشت.” همزمان، علی مطهری در اظهاراتی جداگانه گفت که هدف انتقادات اخیر رهبر، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اکبر هاشمی رفسنجانی نبوده است.
امروز همچنین سردار پاسدار مسعود جزایری، معاون تبلیغاتی ستاد کل نیروهای مسلح ایران، در اظهاراتی جداگانه گفت که توان موشکی سپاه پاسداران خط قرمز جمهوری اسلامی ایران است و به هیچ کس اجازۀ دست اندازی به آن داده نخواهد شد.
سردار جزایری بار دیگر دولت حسن روحانی را به اجرای عملی و واقعی شعار آیت الله خامنه ای دربارۀ “اقتصاد مقاومتی” فراخواند و گفت که کلید حل مشکلات اقتصادی کشور نه در دست خارجی ها که در دست نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است که هم تجربۀ موفقی در زمینۀ بازسازی اقتصادی کشور دارند و هم “آمادۀ نقش آفرینی در این عرصه هستند.”

No responses yet

Apr 05 2016

تلویزیون‌ اینترنتی؛ صدا و سیما نگران چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: اواخر اسفندماه سالی که گذشت، کمیسیون تنظیم مقررات “صوت و تصویر فراگیر” به ریاست محمد سرفراز، رئیس سازمان صدا و سیما تشکیل جلسه داد تا بر ممنوعیت فعالیت تلویزیون‌های خصوصی و اینترنتی در کشور تاکید کند.

استدلال این سازمان برای حفظ انحصار خود و بستن راه بخش خصوصی برای ورود به حوزه رادیو و تلویزیون، تفسیری است که شورای نگهبان در سال ۱۳۷۹ از قانون ارائه کرده است: “مطابق‌ نصّ صریح‌ اصل‌ چهل‌ و چهارم قانون‌ اساسی‌ در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ رادیو و تلویزیون‌ دولتی‌ است‌ و تأسیس‌ و راه‌ اندازی‌ شبکه‌های‌ خصوصی‌ رادیوئی‌ و تلویزیونی‌ به‌ هر نحو، مغایر این‌ اصل‌ می‌باشد”.

گرچه طی سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای به راه‌ انداختن شبکه‌ تلویزیونی خصوصی در ایران صورت گرفته‌، هیچ یک از آنها به سرانجام نرسیده‌اند. از جمله در سال ۸۴، مهدی کروبی بعد از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری تصیم گرفت “تلویزیون صبا” را تاسیس کند. به دلیل قانون یاد شده، این تلویزیون به ناچار خارج از خاک ایران و در دوبی مستقر شد. کار تا آنجا پیش رفت که حتی فرکانس‌های ماهواره‌ای تلویزیون صبا نیز اعلام شد، ولی در نهایت فشارها این شبکه را پیش از افتتاح به تعطیلی کشاندند.

در سال‌های اخیر افزایش دسترسی مردم به اینترنت و رواج استفاده از شبکه‌های اجتماعی، نحوه مصرف محصولات رسانه‌ای را به طرز قابل توجهی تغییر داده در نتیجه انتظار می‌رود بهبود تدریجی کیفیت خدمات اینترنت، حفظ این انحصار را برای رادیو تلویزیون سنتی هرچه دشوارتر کند.
‘تلویزیون پروتکل اینترنت’ و دعوای دیرینه

سازمان صدا وسیما از ابتدای ورود اینترنت به کشور -به دلیل محتوای گسترده صوتی و تصویری که از طریق این تکنولوژی منتقل می‌شود- خود را بهترین متولی برای آن به حساب می‌آورد؛ اما در نهایت کنترل اینترنت کشور به سازمان مخابرات و فناوری اطلاعات سپرده شد. از بیش از ده سال پیش، یعنی هنگامی که زمزمه‌های تاسیس “تلویزیون تحت پروتکل اینترنت” در ایران به راه افتاد، کنترل این تکنولوژی موضوع درگیری سازمان صدا وسیما، وزارت ارشاد و سازمان مخابرات بوده است.
Image copyright
Image caption رضا رشیدپور و علی مطهری در پشت صحنه دید در شب

IPTV یا تلویزیون پروتکل اینترنت، سرویسی است که مخاطبان را قادر می‌کند با خریداری و اتصال یک “ست‌آپ باکس” به دستگاه تلویزیون خود و پرداخت حق اشتراک ماهانه، از خدماتی مانند دسترسی به آرشیو فیلم‌ها و سریال‌ها، موسیقی، پخش زنده، خرید اینترنتی، بازی آنلاین، بانک آنلاین و غیره بهره‌مند شوند. تخمینی سرانگشتی از درآمدهای حاصل از این خدمات متنوع، می‌تواند انگیزه این سه نهاد رسمی از رقابت بر سر IPTV را تا حدود زیادی روشن کند.

از آنجا که این خدمات تنها بر بستر اینترنت قابل ارائه است، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان مسئول زیرساخت‌های مخابراتی و ارتباطی کشور تلویزیون اینترنتی را زیر مجموعه خود تعریف می‌کند.

رقیب سوم – وزارت فرهنگ و ارشاد- هم از آنجا که نظارت بر محتوای تولیدات رسانه‌ای را برعهده دارد، خود را مرجع نظارت بر تولیدات تلویزیون‌های خصوصی و اینترنتی می‌داند و دلیلی نمی‌بیند کنترل محصولات رسانه‌ای تولید شده در این بستر را به دیگری واگذار کند.

آبان‌ماه سال گذشته سازمان صدا و سیما رقبایش را در کار انجام شده قرار داد و اعلام کرد به پنج شرکت برای راه اندازی تلویزیون تحت پروتکل اینترنت مجوز داده است. چندی پیش یکی از این شرکت‌ها -کنسرسیوم آسمان- نخستین IPTV کشور با نام “تلویزیون تعاملی آیو” را افتتاح کرد.

به گفته دست‌اندرکاران این شرکت، مشتریان آیو بناست “به کلیه محتواهای پخش شده صدا و سیما تا ۷۲ ساعت پیش به‌طور رایگان دسترسی یابند” و بعلاوه بتوانند برنامه‌های مورد علاقه خود را در فضایی ۵ گیگابایتی روی “اَبر آیو” ذخیره و در زمان دلخواه تماشا کنند.

گرچه اجرای بخشی از این طرح برعهده بخش خصوصی است اما به گفته عباس عسگری ساری، رئیس مرکز رسانه‌های نوین سازمان صدا و سیما در واقع “این تلویزیون خصوصی نیست بلکه کار عرضه و ارسال آن توسط شرکت‌های خصوصی انجام می‌شود و صدا و سیما بر محتوای آن نظارت کامل دارد”.

با توجه کاهش رغبت مردم نسبت به برنامه‌های صدا و سیما طی سال‌های اخیر، روشن نیست که بکارگیری یک تکنولوژی متفاوت برای بازپخش همان برنامه‌ها چقدر با استقبال عمومی مواجه خواهد شد.
رقیبان تازه‌نفس اینترنتی

گذشته از ‌IPTV که تلویزیون نخستین قدم‌ها را برای انحصار آن برداشته، تلویزیون اینترنتی یکی از مدعیان تازه‌ای‌ است که طی سال‌های اخیر به میدان آمده است. تفاوت “تلویزیون اینترنتی” با IPTV در این است که اولی نیاز به هیچ نوع دستگاه و افزونه‌ای ندارد و هرکسی می‌تواند در کامپیوتر، تبلت و یا موبایل هوشمند خود به برنامه‌های آن دسترسی پیدا کند.

کانال‌های اشتراک ویدئوی موجود در کشور، اگرچه از امکان پخش زنده و پیوستگی در برنامه‌ها بی‌بهره‌اند و در نتیجه به سختی می‌توان آنها را “تلویزیون” نامید- اما طی سال‌های اخیر و با گسترده‌تر شدن دسترسی به اینترنت، قدم به عرصه تولید و انتشار ویدئو گذاشته‌اند و مشتریان خود را نیز یافته‌اند.

به عنوان نمونه وب‌سایت آپارات، کارکردی مشابه وب‌سایت فیلترشده یوتیوب دارد و هدف خود را برطرف کردن نیاز کاربران ایرانی برای “به اشتراک گذاری ویدئو در محیطی سالم” معرفی می‌کند. در این وب‌سایت گذشته از ویدئوهای پراکنده کاربران و فیلم‌ها و سریال‌ها و کلیپ‌های ویدئویی مختلف، می‌توان برنامه‌هایی مانند “دید در شب”، تاک‌شوی پرسر و صدای رضا رشیدپور را نیز به صورت هفتگی دنبال کرد.

آقای رشیدپور تا چندی پیش جزو مجریان مطرح صدا و سیما بود و اجرای برنامه‌هایی کم و بیش مشابه را در تلویزیون برعهده داشت اما ناگهان از آنتن حذف شد.
Image copyright AP

در دید در شب، او با دعوت از مهمانانی جذاب و جنجالی -از محمد جواد ظریف و علی مطهری گرفته تا “تتلو” و شهرام جزایری- و همینطور کمی بازی با خطوط قرمز در طراحی سوالات، تا کنون توانسته بسیاری از تماشاچیان بالقوه تلویزیون را پای برنامه‌ خود بنشاند.

نمونه دیگر مجله ویدئویی تی‌وی‌پلاس است که محمدرضا حسینیان، یکی از مجریان شناخته شده صدا وسیما مدیر مسئولی آن را برعهده دارد. بخش قابل توجهی از محتوای این سایت را مصاحبه با ستاره‌های سینما و موسیقی تشکیل می‌دهد و برای جذاب‌تر شدن نتیجه، اندکی از استانداردهای سفت و سخت صدا و سیما در زمینه‌هایی مانند پوشش فاصله گرفته شده است.

آقای حسینیان که مدیریت چندین مجله درحوزه سرگرمی – از جمله تپش،‌ سیب سبز،‌ زندگی ایده‌آل، سیب سبز – را در کارنامه دارد در بدو فعالیت تی‌وی‌پلاس به خبرگزاری ایسنا گفته بود: “اگر نیت شکستن خط قرمز نباشد، نظام سعه‌ صدر دارد که تجربه‌های جدید را تحمل کند. دستگاه‌های فرهنگی و نظارتی ما همواره سعه‌ی صدر دارند و چنین فرصتی را به ما می‌دهند. قصد ما شکستن خط قرمزها نیست”.

تی‌وی‌پلاس محصولی‌ است از شرکت “ریتم زندگی” که مجوز فعالیت خود را از وزارت ارشاد دریافت کرده است؛ با این حال آقای حسینیان در مهرماه ۹۳،‌ ضمن حضور در برنامه مناظره -که در وب‌سایت رسمی صدا و سیما منتشر می‌شود- اعلام کرد از هر پیشنهادی مبنی بر ادامه فعالیت این وب‌سایت زیر چتر صدا و سیما استقبال خواهد کرد و تقاضا کرد مجوز فعالیت به عنوان تلویزیون و پخش زنده به این مجموعه داده شود.

به نظر می‌رسد این پیشنهاد به مزاق مدیران تلویزیون خوش نیامده و خودی ها نیز در جنگ صدا و سیما با رقبای اینترنتی در امان نیستند؛ زیرا در شبکه‌های اجتماعی اخباری مبنی بر ممنو‌ع‌التصویر شدن مدیر مسئول تی‌وی‌پلاس به گوش می‌رسد.

غیبت اخیر او از دو برنامه “سفر به خیر” و “سه ستاره” دلیل اصلی این گمانه‌زنی‌هاست؛ گفته می‌شود حذف ناگهانی این مجری معروف بی ارتباط با نقش او به عنوان مدیر مسئول تی‌وی‌پلاس و تحرکات اخیر صدا و سیما برای حفظ انحصار صدا و تصویر در کشور نیست.

اگرچه محدودیت‌های قانونی و فراقانونی ازین دست می‌تواند فعالیت سایت‌های داخلی را دشوار و پرهزینه کند اما بعید است در نهایت به رونق بازار سازمان صدا و سیما بیافزاید. گذشته از شبکه‌های ماهواره‌ای، تعداد و تنوع محصولات رسانه‌ای -داخلی و خارجی- در بازار اینترنت آنقدر فراوان است که مخاطبان ناچار به انتخاب از میان برنامه‌های صدا و سیما نشوند.

No responses yet

Mar 30 2016

«نسیم آنلاین»، گزارش می دهد: صدا و سیما؛ موفقیت خلاقیت‌های فردی و شکست برنامه‌ریزی‌های ‏سازمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

نسیم: “پایتخت۴”، “خندوانه” و “نود” سه نمونه از آثار موفق سال ۹۴ رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.

گروه فرهنگ «نسیم آنلاین»- تلویزیون در سال 94 به لحاظ تولید محصولات نمایشی سال متوسطی را سپری کرد. محدودیت منابع مالی سازمان باعث شده بود که دیگر مثل سالهای قبل دست و دل بازی در تخصیص بودجه برای تولید سریال و تله فیلم وجود نداشت. تولید سریالها محدود شد به مناسبتهای خاص و تله فیلم هم که تقریبا از مدار تولید خارج شد.

در این اوضاع اما موفقیت نه از برنامه ریزی های سازمان برای تولیدات که بیشتر ناشی از خلاقیتهای فردی بود که در سالهای قبل هم خود را نشان داده بود. “پایتخت4” و “خندوانه” و همچنان “نود” سه نمونه از آثار موفق سال 94 رسانه ملی بودند و جالب اینجاست که هر سه عنوان هم چهره هایی را در قامت شخصیت حقیقی به عنوان خلاقان تولید خود دارند.
*سه نمونه از موفقیت خلاقیتهای فردی

“پایتخت4” محصول تیم سه نفره الهام غفوری-محسن تنابنده-سیروس مقدم است که در این میان لیدر اصلی ایده پردازی تنابنده است که سعی می کند با هماهنگی دو عضو دیگر که بازوی اجرایی هستند همچنان “پایتخت” را جذاب و مخاطب پسند پیش ببرد. این تیم رمضان 94 با “پایتخت4” روی آنتن بودند که هرچند به اندازه فصل سوم قوام نداشت اما باز هم در میان محصولات برتر سال قرار داشت.

“خندوانه” محصول موفق شبکه نسیم نیز محصول خلاقیت فردی رامبد جوان و گروه جوانی بود که در کنارش قرار داشتند. جوان با سابقه سالها بازیگری و کارگردانی چه در سینما و چه در تلویزیون وقتی به سمت تولید برنامه شادی آفرین رفت سعی کرد همه چیز را منطبق با تجریبات شخصی اش از برخورد با مخاطبان در آثار قبلی اش پیش ببرد و نه معیارهای سازمانی کلیشه شده و همین هم بود که باعث شد “خندوانه” یکی از موفقترین برنامه های تلویزیون در سال 94 باشد.

لیدر “نود” هم که به مانند همه سالهای قبل عادل فردوسی پور بود که او نیز به مدد به‌روز بودنش و تلاش برای پیشرو بودن و در باد موفقیتهای قبلی نخوابیدن، برنامه ای پرچالش و جذاب برای مخاطبان خلق می کند. فردوسی پور هم یک فرد خلاق بود در دل سیستمی که با دوری از خلاقیت برنامه های ورزشی زیادی تولید می کند اما برخی از آنها مانند آن برنامه ای که صبحهای جمعه روی آنتن می رفت به دلیل تکرار مکررات به دارویی خواب آور شبیه شده اند.

*شکست خوردگانی محصول برنامه ریزیهای غلط سازمانی

این خلاقیتهای فردی موفق را که کار بگذاریم و به سراغ تولیداتی برویم که بیشتر از تواناییهای فردی، حمایتهای ارگانی و البته متنفذ بودن تهیه کنندگان آنها اسباب تولیدشان را فراهم کرده بیشتر از موفقیت، شکست است که رخ می نمایاند.

از سریال صدقسمتی “کیمیا”ی جواد افشار شروع می کنیم که نه تنها برخلاف ادعای عواملش نتوانست تصویری دقیق از اتفاقات برهه های مختلف انقلاب نشان دهد که گافهای فراوان در فیلمنامه، شخصیت پردازی، طراحی صحنه و حتی گریم سبب شد این سریال که بودجه خوبی هم صرف تولید آن شده بود از میانه به بعد به اسبابی برای شوخی و تفریح مخاطبان در شبکه های اجتماعی فراهم شود.

وضعیت سریال تاریخی “معمای شاه” محمدرضا ورزی هم بهتر از این نبود. این سریال تاریخی که چند سالی زمان صرف تولید آن شده است و همچنان هم در مسیر فیلمبرداری است با بودجه چند میلیاردی از همان قسمت ابتدایی حاشیه ساز شد.

گافهای تاریخی فراوان موجود در سریال که باعث گلایه صریح کارشناسان تاریخ شد و تصویرسازی تیپیکالی که از چهره های سیاسی در سریال ارائه شده و از آن بدتر محدود کردن بخش عمده سریال به نماهای داخل کاخهای سلطنتی سبب ساز این شد که مخاطبان نتوانند چنان که باید به عنوان یک سریال گیرای تاریخی با آن ارتباط بگیرند.

“در حاشیه” مهران مدیری دیگر سریال شکست خورده سال 94 بود. مهران مدیری که بسیاری نزول او در شبکه خانگی را ناشی از دوری از رسانه ملی می دانستند در بازگشت دوباره به تلویزیون و البته در سایه حمایتهای مدیران این نهاد که اگر نبودند ممکن بود “در حاشیه” در همان مسیر تولید متوقف شد نتوانست حتی به اندازه یک سوم مجموعه هایی چون “باغ مظفر”، “شبهای برره” و “مرد هزارچهره” موفقیت کسب کند و کار به جایی رسید که برخی عوامل کار که دستمزدهای خوبی هم برای همراهی با “در حاشیه” گرفته بودند برای فرار از انتقاد مخاطبان تا توانستند سعی کردند از این مجموعه اعلام برائت کنند.

“در حاشیه” هم محصول سیستم مدیریتی جدید تلویزیون بود که بی توجه به بازدهی کارهای مدیری در شبکه خانگی برای آن که کمکی کند به موفقیت مدیریت خویش شرایط حضور دوباره وی در تلویزیون را فراهم کرد و البته که این حضور ناهوشمندانه یکی دیگر از شکستهای کارنامه 94 تلویزیون را رقم زد.
*وقتی سیستم مرعوب نامها می شود و نه فیلمنامه ها

سریالهای روتین دیگری نظیر “تنهایی لیلا”ی محمدحسین لطیفی، “نفس گرم” محمدمهدی عسکرپور، “میکائیل” سیروس مقدم و “پشت بام تهران” بهرنگ توفیقی نیز نتوانستند اثرگذاری حتی کوتاه مدتی را برای مخاطبان داشته باشند.

جالب است که به جز “پشت بام تهران” بقیه سریالها نامهای شناخته شده ای را هم به عنوان کارگردان داشتند؛ نامهایی که به هنگام دریافت بودجه عاملی برای گران شدن پروژه می شوند اما به وقت خروجی گرفتن که می رسیم و بناست مخاطب از تماشای برنامه لذت ببرد این ذهنیت کلیشه زده و کپی برداریهای ناشیانه از آثار پیشین است که جلوه گر می شود.

این سریالها را هم بی بروبرگرد باید محصول همان مدیریت سازمانی دانست که برای توجیه عملکرد خود در تخصیص بودجه به سراغ نامهای بزرگ می رود بدون اینکه تحقیق کند همین نامها در دیگر مدیومها چقدر شکست خورده اند.

فقط کافی بود به گیشه “اسب سفید پادشاه” و “مهمان داریم” آخرین ساخته های سینمایی محمدحسین لطیفی و محمدمهدی عسکرپور دقت شود تا راحتتر از حد تصور قید حضور آنها در قامت کارگردانان چنین پروژه هایی زده شود.

با این حال این دقت گذاریها صورت نمی گیرد و سریال سازی در خدمت چهره هایی قرار می گیرد که همه این سالها تمام هنرشان تولید محصولات زیر حد متوسط برای رسانه ملی و گلایه مدام از عدم پرداخت بموقع معوقات شان از رسانه ملی بوده است.
*آثاری که هم محصول خلاقیت بودند و هم محصول برنامه ریزی

“تعبیر وارونه یک رویا”ی فریدون جیرانی و “آسمان من” محمدرضا آهنج تنها سریالهای تلویزیون بودند که فارغ از رویه روتین تولید ملودرام-کمدی ساخته شده بودند.

در این بین “آسمان من” سریالی محصول سازمان هنری-رسانه ای اوج بود که اول بار از شبکه متبوع این سازمان یعنی شبکه افق روی آنتن رفت و به واسطه تصویرسازی دقیق و جذابی که از گروههای امنیت پرواز ارائه می داد به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

“تعبیر وارونه یک رویا” هم سریالی امنیتی-جاسوسی بود که تعلق خاطر سازنده اش به آثار مطرح این ژانر در هالیوود به شدت در آن به چشم می آمد اما به هر حال ساختار داستانگوی آن و کاراکترهای ایرانی تسری یافته در بطن کار اسباب جلب توجه را فراهم می کرد.

ریشه تولید این دو سریال را نه می توان خلاقیت فردی دانست و نه برنامه ریزی سازمانی و به عبارت بهتر قرار گرفتن خلاقیت فردی در کنار برنامه ریزی سازمانی چنین محصولاتی را تولید کرد. خلاقیت فردی آهنج و البته برنامه ریزی سازمانی چون اوج برای این کارگردان محصولی به نام “آسمان من” را فراهم کرد.

از آن طرف خلاقیت فردی فریدون جیرانی در داستان پردازی که جزو علایق دیرین اش است در تعامل با وزارتخانه حامی کار سبب ساز شکل گیری مجموعه ای شد که می کوشید در نوع خود دستاوردهای تازه ای را در نمایش نیروهای امنیتی به تماشا بگذارد.
*موفقیتهای نسبی را بیشتر کنید

در یک نگاه کلی به کارنامه تلویزیون در سال 94 متوجه می شویم که آثاری که صرفا محصول خلاقیت فردی بودند برندگان اصلی بودند. در کنار آنها محصولات سازمانی شکست خورده بودند و محصولاتی که در آنها خلاقیت فردی در تعامل با برنامه ریزی سازمانی قرار گرفته بودند موفقیتی نسبی را تجربه کردند!

خلاقیت فردی که همچنان در رسانه ملی وجود خواهد داشت و هرازگاه استعدادهایی در تلویزیون چهره می شوند و راه خود را پی می گیرند و مخاطب هم جلب می کنند. وظیفه رسانه در برابر این چهره ها فقط همراهی با آنهاست و کار دیگری برایشان نمی توان کرد.

رسانه ملی اما وظیفه دارد شرایط تحریم شکست خوردگان سریال سازی در سالهای اخیر را فراهم کند و تولید جدید به آنها نسپارد و از طرف دیگر موفقیتهای نسبی که در سایه همکاری خلاقیتهای فردی و برنامه ریزیهای سازمانی شکل می گیرد را بیشتر و بیشتر کند.

No responses yet

Mar 22 2016

نامه عالی‌پیام به قاضی پرونده‌اش: می‌خواستید حالم را بگیرید، نتوانستید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوزمانه: محمدرضا عالی‌پیام، شاعر طنز‌پرداز ایرانی که چند روز قبل از زندان آزاد شد، در نامه‌ای به قاضی پرونده‌اش نوشت که «می‌خواستید با زندان، حال مرا بگیرید» اما «نتواستید.»
محمدرضا عالی‌پیام، متخلص به «هالو»، شاعر طنز‌پرداز ایرانی

محمدرضا عالی‌پیام، متخلص به «هالو»، شاعر طنز‌پرداز ایرانی

به گزارش روز دوشنبه دوم فروردین هرانا، تارنمای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عالی‌پیام در این نامه سرگشاده اشاره کرده که پرونده‌اش مختومه بوده اما برای اینکه «دل یک مقام کله گنده، خنک شود»، این پرونده سال گذشته دوباره به جریان افتاد و منجر به بازداشت و زندانش شد.

عالی‌پیام در این نامه افزوده که مقامات می‌خواسته‌اند زندانی‌اش کنند تا حالش را بگیرند اما نتوانسته‌اند.

این شاعر طنز‌پرداز که با تخلص «هالو» اشعار خود را منتشر می‌کند، می‌گوید در زندان ۳۰ شاعر «معترض» تربیت کرده، به زندانیان افکار «هالویی» منتقل کرده و شعر به زندانیان آموزش داده است.

عالی‌پیام خطاب به قاضی پرونده‌اش نوشته است: «شعر‌هایم را که در زندان سروده شد و پخش گردید، با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته می‌شود؟ خیر، اشعارش صیقلی شد و واقع‌بینانه‌تر.»

محمدرضا عالی پیام که از اردیبهشت سال گذشته در زندان به‌سر می‌برد، روز چهارشنبه ۲۶ اسفند ۹۴ آزاد شد.

عالی‌پیام به علت سرودن اشعار انتقادی در قالب طنز، محاکمه و به ۱۵ ماه حبس محکوم شده بود.

او به «تبلیغ علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، رهبری، ریاست جمهوری و مسئولان نظام» متهم شده بود.

عالی‌پیام در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ نیز مدتی را در زندان گذرانده بود.

محمدرضا عالی‌پیام پیش‌تر عضو کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه‌کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی و عضو دائمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران، مدیر عامل مؤسسه مینا فیلم و مدیر مؤسسه تبلیغاتی دایره مینا بوده است.

No responses yet

Mar 18 2016

یادی از علی اصغر امیرانی و ‘خواندنی‌ها’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بینانگذار مجله خواندنی‌ها از نخستین روزنامه نگارانی بود که در سال هایی که به باور مطبوعاتی ها نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته بود به جوخه اعدام سپرده شد.

امسال صدمین سال تولد او بود که با هفتاد و پنجمین سال بنیانگذاری مجله خواندنی‌ها مصادف شد.

امیرانی معتقد بود که هر انسانی با کار و کوشش می تواند به همه جا برسد. زندگی پر فراز و نشیب امیرانی خود گواهی است بر این ادعای او.

در گروس کردستان زاده شده و از زمانی که چشم باز کرده بود زن پدر سختگیر و پدر گوش بفرمان زن را دیده بود. مدرسه‌ای در کار نبود که هیچ، به مکتب هم نمی‌گذاشتند برود.

یازده ساله بود که به دنبال پسر عموها دور از چشم پدر و زن پدر راهی مکتب شد. مکتبدار همه فن حریف بود. از دعانویسی گرفته تا مرده شوئی همه را فوت آب بود. همین مکتبدار همه فن حریف نیز به هوش و استعداد او پی برده بود. هوش و ابتکاری که همه همکاران سال های بعد او نیز بر آن صحه گذاشتند.

از گروس راهی تهران شد تا بخت خود را در پایتخت بیازماید. تن به هر کاری می‌داد تا بتواند درس بخواند. در خانه ای کار می‌کرد و در بیرون از خانه فریاد “برف پارو می کنیم” سر می‌داد.

در مدرسه بابت همین هوش و استعداد مزدکی از بچه ها می گرفت تا درسشان را تقویت کند یا برایشان بنویسد و حتی به جایشان کتک بخورد. سرانجام هفده ساله بود که به دبیرستان رفت. دبیرستان خرجش بیشتر بود و باید راهی می‌یافت. راهی بازار مرکز اقتصاد آن زمان شد. نخستین کارش اما با ماشین بُرِش بود، به شرطی که تکانی به آن بدهد می توانست کار را بگیرد.

زندگی پر از نشیب کم‌کم می‌رفت که راه فراز را بیابد. رساندن روزنامه به در خانه‌ها با دوچرخه کرایه ای، و کم کم خبرنگاری در روزنامه اطلاعات و فروش بلیت‌های اسب دوانی در میدان جلالیه و ابتکار قرعه کشی آن‌ها یکی پس از دیگری طی شد. حالا او دیگر مجله‌ای می‌خواست از آنِ خود.
خواندنی‌ها؛ برگزیده مطالب

مجله “خواندنی‌ها” زمانی در ایران منتشر شد که انواع و اقسام روزنامه‌ها و مجلات و رنگین نامه ها با هدف در بر گرفتن طیف خاصی از مخاطبان وجود داشتند و میدانی برای جولان دیگر نشریات باقی نگذاشته بودند.

امیرانی به دنبال مجله‌ای بود که “آن‌چه خوبان همه دارند” آن نشریه تنها داشته باشد. همین جمله را نیز بر پیشانی مجله هر بار می‌نوشت. نسخه بدلی از ریدرز دایجست.

خواندنی‌ها توانست مقالات خوب و خواندنی نشریات دیگر را در یک‌جا گرد آورد بدون آن‌که دردسری برای سانسور و اجازه طبع آن ها داشته باشد.

خواندنی‌ها اما از دل دو سازمان مطبوعاتی پر سابقه کیهان و اطلاعات بیرون نیامده بود. مجله ای بود مستقل که احتمالا می توانست رقیب دیگر نشریات هم باشد.

واکنش رسانه‌های نوشتاری به این مجله نو پا چگونه بود؟
حق نشر عکس
Image caption از راست: محمد مسعودی، مدیر روزنامه اطلاعات، دکتر ریاضی رئیس مجلس شورای ملی، مصطفی مصباح زاده مؤسس و مدیر روزنامه کیهان، و علی اصغر امیرانی

سیروس آموزگار، نویسنده و روزنامه نگار که نخستین کار روزنامه‌نگاری موظف خود را با امیرانی شروع کرده می‌گوید:

“در آغاز خواندنی ها ماهیانه و در چاپخانه روزنامه اطلاعات و با کمک عباس مسعودی که امیرانی نیز مدت ها در آن قلم می‌زد به چاپ می‌رسید. مجله ماهانه اما چندان مورد استقبال قرار نگرفت. امیرانی تصمیم گرفت که خواندنی‌ها را هفتگی کند. مجله ای که بیشتر سیاسی، اجتماعی بود.”

او اما هنوز به دنبال خواسته‌های دیگر بود.

صدرالدین الهی، نویسنده و روزنامه نگار و از بنیانگذاران “کیهان ورزشی”، بزرگ‌ترین مزیت امیرانی را در حسن انتخاب او از مطالب می داند:

“این آدم چیزی داشت که باید مورد تحسین همه قرار بگیرد و آن هم حسن انتخاب، تشخیص و بریدن مطالب خوب برای مجله‏ اش بود. این مجله، در حقیقت مرجع خیلی خوبی بود برای کسانی که می‏ خواستند گزیده‏ ای از همه‏ مطالب را بخوانند.

“در عین حال، بعدها از آدم‏ های حرفه‏ ای هم در کار استفاده کرد. فرضاً از مرحوم ذبیح‏ الله منصوری، برای ترجمه‏ پاورقی‏‌های تاریخی و از مرحوم خسرو شاهانی برای طنزنویسی استفاده می‏ کرد که مطلبی با عنوان “کارگاه نمدمالی” می‏ نوشت و در آن حساب همه را می‏ رسید.”
حق نشر عکس

اما آیا به کار گرفتن نویسندگان حرفه‌ای تاثیری هم در جلب مخاطبان بیشتر داشت؟

سیروس آموزگار مطالب ذبیح‌الله منصوری را در یافتن مخاطبان بیشتر موثر می‌داند:

“مطالب شاهانی خیلی برایش مشتری می آورد. تمام توفیق مجله اما همان مطالب ترجمه ذبیح‌الله منصوری بود. منصوری واقعا سرقفلی خواندنی‌ها بود. کتاب‌های قطور از جزوه‌های کوچک!

“ذبیح‌الله منصوری مترجمی بود با نثری شیرین که هواخواهان بسیار داشت. دست اندرکاران ترجمه اما می دانستند که او اغلب الهامی از داستان می گیرد و با هر حجم و شکلی که دلش بخواهد آن را پرورش می دهد. دکتر آموزگار از رمانی چهل صفحه ای می گوید که بعدها به کتابی هفتصد صفحه‌ای بدل می‌شود:

“روزی علی اصغر امیرانی جزوه‌ای چهل صفحه ای را به دست منصوری می دهد که برای مجله ترجمه کند. منصوری می پرسد که چه جوری ترجمه کنم. امیرانی می‌پرسد یعنی چه؟ منصوری در پاسخ می گوید یعنی برای یک هفته، یک ماه، دو ماه احتمالا شش ماه یا یک سال.

“همان جزوه چهل صفحه‌ای که من به چشم خودم دیدم تبدیل شد به کتاب هفتصد صفحه‌ای “خواجه تاجدار” که درباره آغامحمد خان قاجار نوشته شده بود.”
حق نشر عکس
Image caption امیرعباس هویدا و اصغر امیرانی

کتاب خواجه تاجدار اما تنها شیرین‌کاری منصوری نبود. سیروس آموزگار از کتاب معروف “قلعه الموت” نیز یاد می‌کند:

مورد دیگر کتاب “خداوند الموت” بود در باره حسن صباح و جدالش با خواجه نظام‌الملک که بسیار کتاب جذابی بود. به فرانسه که آمدم با آقای امیر معزی در کافه‌ای که نشسته بودیم صحبت همین کتاب که پل آمر آن را نوشته بود به میان آمد. گفتم حالا که به فرانسه آمدم دلم می‌خواهد خود کتاب را بخوانم. کجا می توانم آن را تهیه کنم. آقای امیر معزی شروع کرد به غش غش خندیدن که کتاب به آن کلفتی که تو از آن حرف می زنی در واقع یک مقاله است. آن را با کش دادن تبدیل به کتاب کرده بود. منصوری در بعضی از ترجمه‌ها می نوشت که ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری. یعنی قسمت اعظمش را خودم نوشتم. ولی گاهی هم می نوشت ترجمه. قلم خیلی شیرینی داشت و خیلی هم خوب می توانست آن را گسترش بدهد.
حق نشر عکس

مجله خواندنی‌ها هم مانند دیگر نشریات مدت زمانی به خاطر کمبود کاغذ و ماجراهای دیگر اقتصادی گرفتار تنگناهای مالی شد. امیرانیِ معروف به خوش حساب هم حتی نتوانسته بود حقوق کارمندان را بپردازد. آقای آموزگار از ترفند منصوری برای دریافت پول می‌گوید:

منصوری تنها کسی بود که قرارداد داشت و دو هزار تومان حقوق می گرفت. مطالبش ارزش داشت. اگر منصوری نمی‌نوشت فورا همه شکایت می کردند. او خیلی آرام بود و دور از خشونت و هیچ اعتراضی هم نمی‌کرد. یک روز خیلی مودبانه در اتاق امیرانی را زده بود و به او گفته بود می خواستم ببینم شما چهار قِران دارید که به بنده قرض بدهید. گفت یعنی چه؟ گفت فقط چهار قران لازم دارم. امیرانی گفت با چهار قران می‌خواهی چکار کنی؟ با دو قران به خانه بروم و ناهارکی بخورم و با دو قران آن‌هم برگردم سر کار. آقای امیرانی خندیده بود و بلافاصله پول به تعویق افتاده را برایش فراهم کرده بود.
سانسور سردبیر

امیرانی که در آغاز راه ساده‌تر مطالب برگزیده دیگر نشریات را انتخاب کرده بود، حالا نویسندگانی موظف داشت که احتمالا باید مطالبشان از زیر تیغ سانسور هم می‌گذشت.

سیروس آموزگار از سانسور مطالب خود بنیانگذار مجله می گوید:

“البته سانسورهای کوچک دائم می‌شد. یادم می آید که اصلا یکی دو صفحه را پاره کرده بودند و مجله با دو صفحه کم‌تر به بازار آمد. اولا سرمقاله‌های خودش خیلی تند بود. یک نیش و نوش‌هائی هم آقای شاهانی می زد که خیلی تند نبود. برای مطالب طنز چندان سخت‌گیری نمی‌شد. زمانی آقای هویدا، نخست وزیر، آقای لوشانی را برای آن‌که از شر مقالات تند امیرانی راحت بشود به خواندنی‌ها فرستاد. ولی لوشانی نه زور بازوی امیرانی را داشت و نه ذوق او را. به هر حال امیرانی بعد از این‌که خیلی این طرف و آن طرف زد، موفق شد که او را از آن‌جا بکند. ولی در تمام مدت هیچ گاه کاری را که وزارت اطلاعات با او کرده بود فراموش نکرد و مرتب این‌جا و آن جا هم برای لوشانی می‌زد.”

همکاران مطبوعاتی علی اصغر امیرانی را چندان آدم خوش خلق و خویی نمی دانند. سیروس آموزگار که چند سالی همکار او بوده است از رفتار نه چندان خوش او به ویژه با جوانان می گوید:

“دکتر باهری یکی از سردبیران خواندنی ها که روابط خوبی هم با من داشت اغلب پیشنهادات مرا می‌پذیرفت. روزی او حرف مرا قبول کرد و پیشهاد امیرانی را رد کرد. امیرانی با عصبانیت گفت: چطور حرفی را که تیمسار می زند قبول نمی کنید حرفی که گروهبان می زند را قبول می کنید؟!”

تب و تاب انقلاب می رفت که همه جامعه، از جمله روزنامه نگاران را در بر بگیرد. امیرانی هم با همه موفقیت‌هایی که داشت در پی پیوستن به این تب انقلابی بود. با همه این حرف‌ها اما پایان کار چیز دیگری شد.
اعدام
حق نشر عکس khaandaniha.com
Image caption بخشی از خاطرات امیرانی در زندان، درباره شلاق خوردن

سیروس آموزگار از دستگیری و اعدام او می گوید:

“ماه های آخر رژیم گذشته، مقالات چند پهلوئی می‌نوشت و در خلالش دفاع‌هائی هم از آقای خمینی می‌کرد. بعد از این که انقلاب به وقوع پیوست ایشان را دستگیر کردند.

“طبیعتا به علت آشنائی‌هائی که با سران رژیم پیشین داشت. او با این استدلال که در آن رژیم نمی‌شد غیر از آن رفتار کرد با قید وثیقه کلان از زندان آزاد شد.

“بعد از بیرون آمدن مراجعه کرده بود به دادگاه انقلاب که شما مرا آزاد کردید ولی تمام اموال مرا هم گرفته اید. آدم محتشمی بود. یک خانه بزرگ در شمیران، آپارتمانی در ساختمان سامان، و… داشت.

“آن‌ها هم چهار صد متر زمینی را در شمال به او دادند. او هم البته تندخوئی کرده بود که من با چهار صد متر چکار بکنم. من اهل کشاورزی نیستم. من روزنامه‌نگارم. او را دوباره گرفتند و به زندان انداختند. ولی این بار او را اعدام کردند. اصلا امیرانی جرمی که حتی در لغت نامه خود جمهوری اسلامی وجود داشته باشد انجام نداده بود.”

No responses yet

Mar 05 2016

از سانسور تا خلاقیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: توسط سید مهدی موسوی
باور غلطی که در سال‎های اخیر در ذهن مردم و حتی بخشی از جامعه‎ی هنری جای گرفته، آن است که سانسور و فشار بر روی هنرمندان باعث افزایش خلاقیت‎ها و زیرپوستی‎تر شدن آثار خواهد شد. این حرف اگرچه در ظاهر تا اندازه‎ای درست به نظر می‎رسد امّا غفلت از بخش مهمّی از آسیب‎شناسی سانسور بر روی آثار ادبی و از دیدگاهی دیگر، تأیید عملکرد حکومت‎های توتالیتر است.

اگر به تاریخ ادبیات هم نگاه کنیم آثار سمبولیستی و پیچیده‎ی اواخر قرن نوزده بودلر، رمبو، مالارمه و… اتفاقا در فرانسه‎ی آزاد شکل گرفت و شکل‎گیری پیچیده‎ترین و عصیانگرترین جریان‎های ادبی نظیر دادائیسم در کشورهایی مانند سوئیس بوده که از گزند جنگ جهانی و عوارض آن به دور بوده‎اند. پس نه نمادگرایی و نه پیچیدگی، هیچ‎کدام نتیجه‎ی مستقیم سانسور و دیکتاتوری نیستند و تنها ذهن خلاق و مولّد هنرمند است که سمت و سوی یک اثر هنری را تعیین می‎کند.

از آن طرف، حکومت ها نیز با شناخت کم‎اثر شدن سانسور سطرها و روش‎های هنرمندان برای دور زدن حذف و تعدیل، در سال‎های اخیر به حذف مؤلف و ممنوع‎الفعالیت کردن هنرمندان به طور کلی دست زده‎اند. غیر‎قابل‎چاپ اعلام شدن کلّیت یک مجموعه یا آثار یک مؤلف، راه را بر هر نوع خلاقیت می‎بندد و اتفاقاً باعث ناامیدی و سرخوردگی نویسندگان و شاعران می‎شود. نتیجه‎ی این یأس و ناامیدی گاهی کنار گذاشتن نوشتن، گاهی تولید آثاری نازل‎تر و گاهی پیوستن به جریان‎های همسو با قدرت است. هرچند نمی‎توان رشد نوعی از ادبیات اعتراض را نیز در دل این وضعیت انکار کرد اما اتفاقاً گاهی این اعتراض‎ها با عصبیتی همراه بوده که به جای حمله بردن به ریشه‎های جامعه‎شناختی و فلسفی دیکتاتوری، به سطح آمده و آثاری اعتراضی اما ژورنالیستی را رقم می‎زنند.

شاعر یا نویسنده‎ای که انرژی‎اش به جای پرداختن به تکنیک و محتوا، صرف دور زدن سانسور شود طبیعتاً نمی‎تواند اثری را عرضه کند که همه‎ی قابلیّت‎ها و توانایی‎های او را بروز دهد. مخاطب نیز اگرچه در «سه نقطه»ها، خود، فرصت اندیشیدن و حضور در متن و حدس زدن بخش‎های حذف شده و مقصود مؤلف را پیدا می‎کند اما ثابت شده که همیشه آثار سانسور شده را پس زده و ضعیف‎ترین ترجمه‎های کامل از یک اثر در اینترنت یا خیابان انقلاب را، به ترجمه‎های خوب امّا دارای حذف و تعدیل ترجیح می‎دهد.

در انتها باید یادآور شویم که هنرمند، حتی بعد از دور زدن سانسور و چاپ مجموعه‎اش (با مجوزهای دولتی) نیز آسوده نبوده و نهادهای موازی دیگری هستند که ممکن است هر لحظه او را به جرم خلق و اندیشیدن احضار یا دستگیر کنند، نهادهایی که با همکاری تعداد اندکی از هنرمندان خودفروخته روش‎های دور زدن سانسور و نمادها و استعاره‎ها را خوب می‎شناسند و هیچ مجوّزی آنها را محدود نمی‎کند. همین امر، باعث خودسانسوری مؤلف در عمیق‎ترین بخش‎های ذهن و روح او می‎شود که نتیجه‎اش آسیب‎های روانی، انزوا و حتی گاهی کنار گذاشتن هنر و ادبیات می‎شود.

البته نمی‎توان انکار کرد که بسیاری از آثار هنری موفق ما در دل اختناق و با خلاقیت هنرمندان از سد سانسور گذشته و به دست مخاطب رسیده است. اما هیچ توجیهی برای محدود کردن آزادی بیان، پذیرفتنی نیست و بسیاری از این توجیهات زاییده‎ی اتاق فکرهایی است که می‎خواهند نظارت، دخالت و سانسور نهادهای قدرت را در ذهن مردم و هنرمندان، نهادینه کنند.

No responses yet

Feb 10 2016

اجرای آزمایشی فیلترینگ هوشمند تلگرام و اینستاگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران از اجرای آزمایشی فیلترینگ تلگرام و اینستاگرام خبر داد. به گفته محمود واعظی قرار است این فیلترینگ به صورت هوشمند صورت گیرد و به جای فیلتر کل شبکه، سانسور محتوایی اعمال شود.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از برگزاری مناقصه “فیلترینگ هوشمند” اینستاگرام، تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی خبر داد تا با اجرای این طرح به صورت هوشمند بر محتوای این شبکه‌های اجتماعی نظارت ‌‌‌شود.

وزیر ارتباطات ایران روز چهارشنبه ۲۱ بهمن (۱۰ فوریه) با اعلام این خبر افزود: «۱۱ دانشگاه در زمینه فیلترینگ هوشمند شبکه‌های اجتماعی در حال فعالیت هستند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند تا بتوان این طرح را به خوبی اجرا کرد.»

• به کانال تلگرام دویچه‌وله فارسی بپیوندید

او همچنین گفت اجرای آزمایشی فیلترینگ روی برخی از شبکه‌های اجتماعی انجام شده و ابراز امیدواری کرد که این فیلترینگ به خوبی عملیاتی شود.

پیش از این برخی کاربران نرم‌افزار ارتباطی تلگرام گفته بودند که هنگام ارسال بعضی از پیام‌ها خطاهایی دریافت کرده‌اند مبنی بر این که آنها نمی‌توانند و مجاز نیستند با توجه به پاره‌ای محدودیت‌های داخل کشور بعضی از پیام‌ها را ارسال کنند.

رسانه‌های ایران از این روش به عنوان فیلترینگ هوشمند یا محتوایی نام برده‌اند که بر اساس آن کاربران برای ارسال بعضی از پیام‌هایی که به نظر می‌رسد در آنها واژگان یا عبارت‌های مشمول فیلترینگ وجود دارد با محدودیت مواجه می‌شوند و پیام‌های واجد این کلمات را نمی‌توانند برای افراد دیگر ارسال کنند یا در گروه‌ها به اشتراک بگذارند.

بیشتر بخوانید: دولت با فیلترینگ تلگرام مخالف است، اما مناقشه ادامه دارد

پیش از این بارها مسئولان دولتی از جمله محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری ایران اعلام کرده بودند که شبکه موبایلی تلگرام فیلتر نخواهد شد.

اما اینک به نظر می‌رسد دولت روش دیگری را برای فیلترینگ در پیش گرفته تا از انتقاد فعالیت شبکه‌های مجازی نیز در امان بماند. همچنین این احتمال وجود دارد که با استفاده از این شیوه برخی شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده، در دسترس کاربران قرار بگیرند و فیلترینگ محتوایی در مورد آن‌ها اعمال شود.

No responses yet

Feb 02 2016

ابراز نگرانی ۱۰۰ کنشگر مدنی درباره سرنوشت و سلامتی مصطفی عزیزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: با گذشت یک سال از زمان بازداشت مصطفی عزیزی، بیش از یکصد کنشگر مدنی و روزنامه‌نگار با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی بی قید و شرط این هنرمند محبوس در زندان اوین شدند.

امضاکنندگان این نامه ضمن یادآوری مرگ زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار ایرانی-کانادایی که در زندان اوین جان باخت، درباره سرنوشت و سلامتی آقای عزیزی عمیقا ابراز نگرانی کرده‌اند.

در این نامه تاکید شده که بازگشت به کشور زادگاه، حق هر مهاجری در هر جای جهان است و امنيت و آزادی اين افراد می‌بايست به طور کامل مورد تضمين قرار بگيرد.

افرادی چون مهرانگيز كار، حسین قاضیان، محمد نوری‌زاد، پیام اخوان حقوقدان ‌و استاد دانشگاه مک گیل در کانادا، رضا مریدی وزیر تحقیقات و نوآوری در استان اونتاریو کانادا، سلینا رابینسن عضو مجلس قانون‌گذاری استان بریتیش کلمبیا کانادا، و ریچارد استوارت شهردار شهر کوکیتلام استان بریتیش کلمبیا، این نامه را امضا کرده‌اند.

آنها خطاب به مقامات ایرانی نوشته‌اند: “مصطفی عزيزی، در یک سالی که در زندان محبوس بوده، به بيماری‌های بسياری دچار آمده است و نياز به مراقبت های پزشکی ويژه دارد. ما امضا کنندگان اين نامه، از مقامات حکومت ايران می خواهيم در رابطه با آزادی بی قيد و شرط مصطفی عزيزی سريعا اقدام کنند.”

پرستو عزیزی، دختر این فیلمساز و نویسنده، در گفت‌وگو با صدای آمریکا می‌گوید: ” بابا ۱۲ بهمن سال گذشته دستگیر شد و در حال حاضر در بند ۸ زندان اوین است.”

به گفته خانم عزیزی از ۲۹ شهریور ماه دادگاه تجدید نظر برگزار شده، اما در تمام مدت بازداشت به مصطفی عزیزی اجازه مرخصی یا آزادی با قید وثیقه داده نشده است.

پرستو عزیزی همچنین می‌گوید: “بابا به بیماریهای آسم، رماتیسم ، اگزما و قند خون مبتلاست و در شرایط زندان برخی از این مشکلات تشدید شده‌اند. هر دفعه تلفنی صحبت می‌کنیم، سرفه‌هایش شدیدتر از دفعه قبل شده و نفس تنگی‌اش هم تشدید شده است. با چنین وضعیتی تحمل زندان برایش بسیار سخت‌تر است.”

مصطفی عزیزی که سال گذشته در بازگشت به ایران بازداشت شد، در دادگاه بدوی به تحمل ۸ سال زندان محکوم شده است. اکنون با گذشت بیش از چهار ماه از زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر، او همچنان در انتظار صدور رای نهایی دادگاه انقلاب به سر می‌برد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .