اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Oct 18 2016

وقتی حتی رابین‌هود عامل توقیف و اعلام برائت می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


دویچه‌وله: مطلب طنز نشریه صدا که وضعیت احمدی‌نژاد را در تلاش برای بازگشت به قدرت با شخصیت‌های کارتونی وصف کرده مشکل‌ساز شده است. سردبیر نشریه پیشاپیش اعلام برائت و نشریه را تعطیل کرده است. کاربران اینترنت در این‌باره نظر می‌دهند.

در محیط پر سانسور و سرکوب روزنامه‌نگاری داخل ایران این بار مطلب طنزی که شخصیت‌های اصلی آن “رابین هود”، “گالیور”، “جودی ابوت” و “هاچ زنبور” عسل هستند مشکل‌زا شده است. در این مطلب که عنوان آن “آسوده بخوابید! رابین‌هود نمی‌آید” است، رابین هود قرار است محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق کشور باشد که برای شرکت در انتخابات دوباره به صحنه برگشته است اما کسی را در حمایت از خود نمی‌بیند.

انتشار این مطلب به قلم آیدین سیار سریع، طنزپرداز، در هفته‌نامه “صدا” از نشریات گروه مطبوعاتی هم‌میهن، اعتراضاتی را از سوی رسانه‌های تندرو در پی داشت. ظاهرا معترضان هر یک از دیگر شخصیت‌های کارتونی در مطلب را نیز یادآور دیگر “سران نظام” می‌دانند. برداشتی که از سوی بسیاری دیگر از خوانندگان نامرتبط دانسته شده است. با این‌همه معترضان بر همین اساس مطلب را توهین‌آمیز خوانده‌اند.

در پی این اعتراضات محمد قوچانی، سردبیر صدا، که خود بیش‌ترین تعداد نشریه توقیف‌شده را در کارنامه دارد، در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا به بیان اظهاراتی پرداخت که در آن به وضوح از مطلب نوشته شده و نویسنده‌ی مطلب “اعلام برائت” می‌کند.

بیش‌تر بخوانید: روز جهانی آزادی مطبوعات با ۳۷ روزنامه‌نگار زندانی در ایران

قوچانی در این مصاحبه گفت: «این مطلب در بیرون تحریریه توسط یکی از طنزنویسان نشریه توقیف شده قانون نوشته شده بود؛ نشریه‌ای که صفحات طنزی به نام بی قانون داشت و به علت مطالبی از این دست توقیف شده بود.» قوچانی سپس دیدگاه اصلی صدا را در راستای “تدبیر رهبری در عدم دو قطبی شدن سیاسی کشور” خوانده و عنوان کرد: « قطعا اگر شائبه‌ای از توهین و عدم نزاکت در این مطلب وجود دارد ما از آن برائت جسته و ضمن عذرخواهی از مردم اعلام می‌کنیم که از ساحت نشریه‌ای مانند صدا که سه سال است در چارچوب قانون منتشر می‌شود چنین موضعی دور است.»

او همچنین با عنوان کردن این ‌که نویسنده مطلب با نشریه صدا همکاری نداشته، گفت: «حتی یک مطلب دیگر نیز از وی در نشریات هم میهن منتشر نخواهیم کرد، این مطلب هم به دفتر مجله ارسال شده بود و تحریریه صدا در تولید آن نقش نداشت.»

قوچانی سپس عنوان کرد که برای “اثبات نبود سوء نیت” به صورت داوطلبانه نشریه صدا را برای مدتی منتشر نخواهد کرد.

اعلام برائت قوچانی و توقف داوطلبانه کار نشریه صدا به انتشار نظرات گوناگونی در فضای مجازی دامن زد. در حالی که بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی اتهامات وارد شده را بی‌مورد دانسته‌و نسبت به وضعیت آیدین سیار سریع ابراز نگرانی کرده‌اند، خود وی در صفحه‌اش در توییتر نوشت: «اتفاقات هر چقدر تلخ در نهایت خیرند. این ماجرا هم باعث شد اطرافیان را بهتر بشناسم.»

حذف و بایکوت یک نویسنده

آن‌چه خشم بسیاری از کاربران خصوصا هم‌صنفی‌های آیدین سیار سریع را برانگیخته، عدم حمایت یک سردبیر از روزنامه‌نگار خود است. بسیاری این پرسش یا نقد را مطرح کرده‌اند که چطور امکان دارد مطلب بدون تایید سردبیر منتشر شود و برفرض محال هم شده باشد، آیا سردبیر می‌تواند اینگونه از مسئولیت شانه خالی کند و مسئولیت را به تمامی به گردن نویسنده مطلب بگذارد؟

یکی از کاربران در فیس‌بوک می‌نویسد: «برائت آخر؟ لااقل کلمه‌ای استفاده‌می‌کردی به ماجرا بخورد. آخر اینجوری ایشان باید خیلی خطری باشند. بعد تو سردبیری؛ یک همچین موجود خطرناکی در نشریه‌ات نوشته و مطلبش چاپ شده بعد تو نفهمیدی؟ خیلی غریب است.»

بیش‌تر بخوانید: مدیرعامل دویچه وله خطاب به رهبری ایران: به سانسور اینترنت پایان دهید

یکی دیگر از کاربران فیس‌بوک می‌نویسد: «شما تا زمانی که مطلبی در نشریه شما چاپ نشده، می‌توانید هر جبهه‌ای بگیرید، ولی وقتی در نشریه شما مطلبی چاپ شد، آن هم نه به عنوان نقل قول یا مطلب ارسالی، که به عنوان مطلب سفارش داده شده از سمت خودتان، موظف به دفاع از آن و نویسنده آن هستید. اگر نخوانده منتشر کرده‌اید، که عذر بدتر از گناه … .»

یکی از کاربران در توییتر نیز به قوچانی انتقاد می‌کند که “به جای ابراز برائت و نویسنده را دم تیغ فرستادن و نشریه شهیدی را نواختن و ابراز ندامت کردن، کافی بود ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و مطلب را بخوانید.”

برخی نیز اظهارات قوچانی را حتی از اعتراضات شکل‌گرفته نسبت به مطلب و نویسنده و نشریه تندتر ارزیابی کرده‌اند و یکی از کاربران نیز می‌نویسد که “ژورنالیست بدون جیگر مانند اسلحه‌ی بدون گلوله هستش. اگر جیگر ندارید، لااقل صداخفه کن نباشید.”

یکی از کاربران اما از وضعیت عمومی کشور ابراز نارضایتی می‌کند و می‌نویسد که “در مملکتی زندگی می‌کنیم که صدا از ترس خودش را خفه می‌کند.”

تلاش قابل فهم برای تداوم کار

اما در میان کاربران و روزنامه‌نگاران کسانی نیز بودند که با توجه به همین اوضاع عمومی کشور اقدام قوچانی را یک “عقب‌نشینی تاکتیکی” خواندند. آن‌ها حفظ روزنامه را از واجبات در این وانفسا دانسته و نسبت به اقدام و حتی اظهارات قوچانی ابراز تفاهم کردند.

یکی از کاربران در توییتر می‌نویسد: «اون مطلب طنز هیچ چیز نداشت که باعث توقیف یک نشریه بشه، هیچ چیز. انتقاد اصلی به سیستمی بر می‌گرده که این‌قدر فضای رسانه‌ای رو محدود کرده.» همین کاربر در توییت دیگری ادامه می‌دهد: «این وسط همه به قوچانی گیر دادیم، اما فراموش نکنیم توقف یا توقیف صدا بابت یک مطلب طنز فقط مضحکه. هیچ تقصیری هم متوجه سردبیر و طنزنویس نیست.»

بیش‌تر بخوانید: احسان مازندرانی “آزاد شد”

یکی از کاربران فیس‌بوک نیز در دفاعی مشخص می‌نویسد: «قوچانی چه خوب چه بد روزنامه‌نگاره. حالا با شرف یا بی‌شرف، مزدور یا آزاده. اون می‌خواد روزنامه رو حفظ کنه. حالا من سئوالم اینه موندن یک روزنامه خوبه یا نبودش به قیمت دفاع از شرافت روزنامه‌نگاری؟ بودن پارلمان خوبه یا نبودنش به قیمت دفاع از شرافت قانونگذاری؟»

و یکی از کاربران در توییتی با همین مضمون می‌نویسد: «قوچانی امروز حتی با قوچانی دیروز متفاوت است. اون دیگه فهمیده بزرگ بودن رسانه در توقیف نیست بلکه در تداوم و پایداریست.»

اما موضوع توقف داوطلبانه انتشار صدا و نبود حمایت از نویسنده مطلب، سر صحبت برخی از دیگر روزنامه‌نگاران با خاطرات مشابه را باز کرد، خاطراتی از خالی کردن پشت یک نویسنده یا تحریریه در مقابل نظام سانسور. آن‌ها در فیس‌بوک و توییتر با نام بردن از اشخاص و نشریات مرتبط به نقل خاطراتی از سال‌های اخیر پرداختند. آن‌ها در توییت‌ها و پست‌های فیس‌بوکی خود از بی‌پناهی روزنامه‌نگاران در برابر تهدید و سرکوب نوشتند.

ایران از سوی نهادهای مرتبط با آزادی بیان “زندان روزنامه‌نگاران” خوانده می‌شود. این کشور در آخرین رده‌‌بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۶ از میان ۱۸۰ کشور جهان در رده ۱۶۹ قرار گرفته است.

No responses yet

Oct 18 2016

دستیار ویژه رهبر ایران مطرح کرد: احتمال تجزیه چهار کشور خاورمیانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: دستیار ویژه رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی، اشغال افغانستان و عراق از سوی آمریکا را «به نفع» ایران دانست و گفت با اشغال این کشور‌ها دو دشمن جمهوری اسلامی در غرب و شرق از بین رفتند و «وزن سیاسی ایران افزایش» یافت.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، یحیی رحیم صفوی روز دوشنبه ۲۶ مهر همچنین احتمال تجزیه برخی از کشورهای منطقه از جمله عراق، سوریه، لیبی و یمن و همچنین تجزیه عربستان سعودی «در دراز مدت» را مطرح کرد.

دستیار ویژه رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی گفت که پس از حمله آمریکا به افغانستان «یک بحران جدی در منطقه رخ داده است».

وی با این حال اعلام کرد که اشغال افغانستان و عراق از سوی آمریکا، «به نفع سیاسی ایران تمام شد»، دو دشمن جمهوری اسلامی در شرق و غرب از بین رفتند و «وزن سیاسی ایران افزایش پیدا کرد».

پیش از انتشار گزارش‌ها درباره احتمال حمله آمریکا به افغانستان و عراق و پس از انجام این حملات، مقامات جمهوری اسلامی شدیدا با این اقدام آمریکا مخالفت می‌کردند.

همچنین برخی از مقامات جمهوری اسلامی اعلام می‌کردند که آمریکا در این جنگ، مانند جنگ ویتنام «در باتلاق فرو خواهد رفت».

در مقابل برخی از تحلیل گران در ایران اعلام می‌کردند که آمریکا با اشغال این دو کشور، صدام حسین و طالبان، دو دشمن بزرگ جمهوری اسلامی در منطقه را از بین برده است.

در همین حال پس از حمله آمریکا به افغانستان، گزارش‌هایی درباره همکاری ایران و ایالات متحده برای سقوط حکومت طالبان منتشر شد و برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی این گزارش‌ها را تایید کرده بودند.

رایان کراکر سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان نیز در خاطرات خود بدون ذکر نام، از ابراز تمایل یک دیپلمات ایرانی برای حمله آمریکا به افغانستان خبر داده است.

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز دو کشور درباره عراق مذاکره کردند و آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که «اگر مسئولان ذی‌ربط می‌توانند دیدگاه‌های ایران را درباره عراق به آمریکایی‌ها بفهمانند گفت‌وگو در این زمینه ایرادی ندارد».

احتمال تجزیه چهار کشور خاورمیانه

آقای صفوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به احتمال تجزیه برخی از کشورهای منطقه از جمله عراق، سوریه، لیبی و یمن افزود: «البته این احتمال وجود دارد که در دراز مدت این تجزیه به سمت عربستان سعودی نیز حرکت کند».

دستیار ویژه رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی، هدف از تجزیه این کشور‌ها را «تسلط کامل آمریکا» بر واحدهای سیاسی کوچک دانست.

وی اضافه کرد: «احتمال اینکه عراق به منطقه شمال و جنوب و حتی به سه قسمت تقسیم شود، سوریه را در شمال (در منطقه فرات در پیوست کردی عراق) بخواهند تشکیلاتی درست کنند، یمن را به یمن شمالی و جنوبی و لیبی را به دو قسمت تقسیم کنند وجود دارد».

سال گذشته و به دنبال تصرف بخش‌های وسیعی از خاک عراق و سوریه توسط گروه «حکومت اسلامی»، برخی از مقام‌های رسمی آمریکا پیش‌بینی کرده بودند که این دو کشور دیگر هرگز نخواهند توانست یکپارچگی سرزمینی خود را به دست بیاورند.

از جمله وینسنت استیوارت، رییس آژانس اطلاعات دفاعی وزارت دفاع آمریکا در ماه سپتامبر گفته بود، کرد‌ها احتمالا دیگر به دولت مرکزی عراق باز نخواهند گشت و سوریه نیز به دو یا سه بخش تقسیم خواهد شد.

ایران اصلی‌ترین حامی بشار اسد رییس جمهوری سوریه است و روسیه نیز از سال گذشته حملات هوایی علیه مخالفان آقای اسد را آغاز کرده است.

با این حال آقای رحیم صفوی روز پنج‌شنبه اول مهر ابراز نگرانی کرده بود که مبادا در «زد و بند» روسیه و آمریکا در موضوع سوریه، منافع آمریکا بیشتر تامین شود و در این میان «سهم کمتری به ایران» داده شود.

No responses yet

Oct 18 2016

عضو شورای شهر: کسی که بحث املاک نجومی را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: حدود دو ماه پیش یاشار سلطانی٬ سردبیر سایت معماری‌نیوز که برای اولین‌بار گزارش واگذاری املاک ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شهرداری را منتشر کرده بود، بازداشت شد. معماری نیوز و چند رسانه‌ دیگر ایرانی٬ شهرداری تهران را متهم کرده کرده‌اند که به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مأمور حراست، زمین‌هایی در مناطق شمالی تهران را با ۵۰ درصد تخفیف واگذار کرده است.

حالا فایل صدایی منتشر شده که مربوط است به جلسه شورای شهر تهران در روز ششم مهر. در این نوار شنیده می شود که رضا تقی پور عضو اصولگرای شورای شهر تهران به انتقاد شدید از کسانی بپردازد که خواستار آزادی روزنامه نگارانی هستند که این پرونده را فاش کردند. در میانه حرف‌های او ابوالفضل قناعتی، عضو هیات رییسه شرای شهر تهران سخنان دیگری زد که اکنون جنجالی شده . آقای قناعتی در بخشی از اظهاراتش در دفاع از واگذاری‌های انجام شده می‌گوید: آمده اند به یک آزاده و یک اسطوره تهمت زده اند. می دانید آزادگی چیست؟ کسی که این حرفها را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد. اینها آمده اند آبروی همه را برده اند، چه کسی چیزی داده؟ اگر چیزی به کسی داده اند به یک اسطوره و یک آزاده داده اند. این اظهارات با واکنش‌های شدیدی روبرو شده است.

علی همدانی مجری برنامه چشم انداز بامدادی بی‌بی‌سی در گفتگو با حسین قاضیان، جامعه شناس، به تحلیل این سخنان پرداخته است. این گفتگو در بامداد 27 مهر 1395 پخش شده است.
برای شنیدن فایل صوتی

No responses yet

Oct 17 2016

به بهانه پیشنهاد طعنه آمیز انحلال وزارتخانه: مشکل وزارت ارشاد؛ بودجه یا نام؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: بیشتر دردسرها از کلمه ارشاد ناشی می شود که تلقی وظیفه ارشاد مردم را ایجاد کرده در حالی که منظور پیشنهاد دهنده یاد حسینیه ارشاد و شریعتی بوده نه ارشاد با تلقی گشت ارشاد!
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- پیشنهاد انحلال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از زبان یک نماینده سرشناس مجلس – که خود فعال و مدیر رسانه ای هم هست – اگر چه طعنه آمیز است اما متضمن واقعیتی است تا نامتناسب بودن حجم فشارها و توقعات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را با امکانات و مقدورات آن بیان کند.

الیاس حضرتی گفته است: «‌در حالی که تنها ۱۶ درصد از بودجه فرهنگی کشور در اختیار وزارت ارشاد است تمامی مسائل، مصائب و مشکلات مربوط به فرهنگ و هنر را از این وزارتخانه طلب می‌کنند و از این رو بهتر است همین 16 درصد بودجه کل نیز در اختیار نهاد‌ها و ارگان‌هایی قرار گیرد که بودجه‌هایی به‌ مراتب بیشتر از وزارت ارشاد دریافت می‌کنند تا مسئولیت امور نیز با خودشان باشد.»

هر چند در نگاه آقای حضرتی مشکل از نظام بودجه ریزی ناشی می شود اما واقعیت این است که ریشه مشکل را باید در جای دیگر یا جاهای دیگر جُست:

نخست این که در نگاه یک نحله سیاسی یا بخشی از گفتمان رسمی فرهنگ همان ایدیولوژی است. بر این اساس از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار دارند همان کاری را انجام دهد که سازمان عقیدتی سیاسی در ارتش انجام می دهد یا سازمان تبلیغات اسلامی.

حال آن که فرهنگ الزاما همان ایدیولوژی نیست هر چند ممکن است وجه غالب یک ایدیولوژی فرهنگ باشد و فرهنگ همچنین الزاما همان تبلیغ نیست.

اگر این واقعیت پذیرفته شود دیگر انتظار تبلیغ ایدیولوژیک نیز فرو می کاهد. فرهنگ به مناسبات انسانی کار دارد و طبعا در یک جامعه مسلمان این مناسبات از باورهای مردم ناشی می شود اما این به منزله تبلیغ بودن فرهنگ نیست.

مشکل وزارت ارشاد؛ بودجه یا نام؟

مشکل دیگر به خاطر خود همین کلمه «ارشاد» است که به منبع سوء تفاهم تبدیل شده و مثلا بحث حجاب را به وزارت ارشاد ربط می دهند. درست است که شورای فرهنگ عمومی از نهادهای زیر مجموعه وزارت ارشاد است اما ارشاد ابزاری برای رواج تحکمی یک فرهنگ خاص در اختیار ندارد.

نام وزارتخانه در پیش از انقلاب ابتدا «فرهنگ وهنر» بود و بعد به « اطلاعات و جهانگردی» تغییر یافت و در دوران وزارت دکتر ناصر میناچی از بنیان گذاران حسینیه ارشاد به « ارشاد ملی» تبدیل شد تا یادآور نام دکتر علی شریعتی و حسینیه ارشاد باشد.

در آن زمان واژه فرهنگ بخشی از عنوان وزارتخانه متولی تحصیلات عالی بود: «فرهنگ و آموزش عالی» اما بعدتر به نام ارشاد هم اضافه و ملی هم شد اسلامی و از این پس به جای وزارت فرهنگ و هنر که متولی تئاتر و سینما بود یا اطلاعات و جهانگردی که به موضوع اطلاع رسانی و توریسم می پرداخت از عبارت « فرهنگ و ارشاد اسلامی » استفاده شد و بعد از ناصر میناچی و پرویز ورجاوند (یک دوره کوتاه) در دولت موقت و عباس دوزدوزانی در دولت شورای انقلاب برای اولین بار یک روحانی در دولت مهندس موسوی وزیر ارشاد شد ( حجت الاسلام معادیخواه) و از آبان 61 نیز باز یک روحانی (حجت الاسلام خاتمی) بر کرسی وزارت ارشاد نشست و به همین خاطر این تلقی درگرفت که این وزارتخانه متولی ارشاد مردم است و عملا وظیفه اصلی آن تحت الشعاع قرار گرفت که همانا کتاب و تئاتر و سینماست.

انتظار ارشاد مردم و سامان دادن به فرهنگ جامعه در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی متشکل از مقامات مختلف کشوری است و همان گونه که الیاس حضرتی گفته تنها 16 درصد از بودجه فرهنگی را در اختیار دارد با واقعیت های موجود سازگار نیست.

راه حل اما الزاما افزایش بودجه نیست چون از نهادهای پر قدرت دیگر باید حذف کنند که عملا دولت اگر هم بخواهد نمی تواند. طبعا انحلال هم نمی تواند باشد. هر چند که هر قدر جامعه مدنی قوی تر و گسترده تر باشد نیاز به این همه کنترل و دخالت نیست.

شاید اگر نام «فرهنگ و ارشاد اسلامی» به «فرهنگ و هنر» یا «سینما و تئاتر و کتاب» یا «اطلاع رسانی و هنر و گردشگری» تعییر یابد از بخش قابل توجهی از حساسیت ها کاسته می شود.

البته شاید این نگرانی وجود داشته باشد که برخی گمان برند تغییر عنوان « ارشاد اسلامی» به منزله دور شدن از ارزش های اسلامی است حال آن که همه وزارتخانه ذیل «جمهوری اسلامی ایران» فعالیت می کنند و تعریف می شوند و مثلا نمی گوییم « آموزش و پرورش اسلامی» یا «بهداشت اسلامی» بلکه می گوییم «آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» یا «بهداشت و درمان جمهوری اسلامی ایران» و با همین نگاه نام اصلاح شده وزارت ارشاد هر چه باشد ذیل جمهوری اسلامی است و تعارضی با اسلامیت ندارد.

اگر نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وزارت فرهنگ و هنر یا اطلاع رسانی و گردشگری یا عنوانی شبیه به این تغییر کند سطح توقعات با امکانات متناسب می شود. یا مثلا «هنر و حج و گردشگری » شود یا اوقاف و اطلاع رسانی شاید دیگر کسی وزیر ارشاد را مؤاخذه نکند که چرا مردم را ارشاد نکرده است.

خداوند هم دکتر شریعتی را بیامرزد و هم دکتر میناچی را اما انگار بیشتر دردسرها از این کلمه ارشاد ناشی می شود که تلقی وظیفه ارشاد مردم را ایجاد کرده در حالی که منظور پیشنهاد دهنده حفظ نام ارشاد و یاد حسینیه ارشاد بوده است نه ارشاد با تلقی گشت ارشاد!

جا دارد وزیر ارشاد چه بماند و چه شایعه تغییر او تحقق یابد – و البته امیدواریم هر اتفاقی رخ می‌دهد حمل بر ضعف و تسلیم دولت نباشد- یادآور شود او متولی ارشاد مردم و کل فرهنگ نیست. موضوع فعالیت وزارت ارشاد کتاب است و مطبوعات و نیز تئاتر و سینما و اگر بخش گردشگری از سازمان میراث منتزع شود و به حوزه این وزارتخانه بازگردد توریسم.

No responses yet

Oct 17 2016

متخصص تغذیه: ۵۰ میلیون ایرانی تغذیه نامناسب دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: ​​​​​​​هنوز هم میلیونها نفر در جهان از گرسنگی در رنج‌اند. بخش بزرگی از مردم ایران هم با گرسنگی یا تغذیه نامناسب آشناست. روستائیان برخی مناطق کشور برای نجات خود از پیامدهای خشکسالی به حاشیه شهرهای بزرگ پناه می‌برند.

۱۶ اکتبر (برابر با ۲۵ مهر) از سوی “سازمان خواروبار و کشاورزی جهان” (FAO) “روز جهانی غذا” نام گرفته است. در گزارش سالانه گرسنگی سازمان‌های جهانی وابسته به سازمان ملل متحد آمار نگران‌کننده‌​ای درباره شمار گرسنگان در جهان ارائه می‌​شود. در سال ۲۰۱۵ از هر ۹ نفر در جهان یک نفر از گرسنگی رنج می‌​برده است.

بیشتر بخوانید: ۸۰۰ میلیون نفر در جهان گرسنه‌اند

در اطلس “موسسه آلمانی کمک به گرسنگان جهان” که در ماه اکتبر ۲۰۱۶ منتشر شد ایران در فهرست کشورهایی که بیشترین آسیب را از گرسنگی دیده‌اند در رتبه ۹۱ قرار گرفته است. متخصصان ایرانی هم درباره مصرف “غدای نامناسب” هشدار می‌​دهند. دکتر منصور رضایی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و متخصص علوم تغذیه و رژیم غذایی، در گفت‌و‌گو با پورتال این دانشگاه (۲۵ مهر) می​‌گوید: «به رغم دریافت کالری کافی، متاسفانه نزدیک به ۵۰ میلیون ایرانی غذای نامناسب می‌خورند.»

مهاجرت روستائیان، پیامد رشد جمعیت

جمعیت‌شناسان ایران می​‌گویند که هدف اصلی برنامه‌ریزی دولت رسیدن به “سطح جانشینی” است، یعنی والدین باید حداقل جانشینی برای خود پس از مرگ را به دنیا آورند.

اما رشد جمعیت کشور موجب رشد مهاجرت روستائیان به شهرها شده است. دکتر حبیب​‌الله زنجانی، جمعیت​‌شناس، استاد دانشگاه در تهران و عضو انجمن جمعیتشناسی که درباره مهاجرت روستائیان به شهرها تحقیق می​‌کند، به دویچه وله می​‌گوید: «آنچه الآن در سیاست​ه‌ای کلی جمعیت مطرح است و خود من هم در تدوین آن نقش کوچکی داشته​‌ام، رسیدن به سطح جانشینی است. مدتی میزان رشد جمعیت در ایران بالا بود و در نتیجه روستاها توانایی جذب و نگهداشت آن جمعیت اضافی را نداشت و افراد به شهرها مهاجرت کردند. مردم دیدند که کسانی که به شهرها مهاجرت کرده‌اند وضع نسبتا بهتری از نظر درآمد و زندگی پیدا می​‌کنند و همین مسئله یکی از عوامل عمده برانگیزنده مهاجرت از روستا به شهر بود.»

عدم سرمایه‌گذاری دولت و نابودی اقتصاد روستایی

این کارشناس عدم سرمایه​‌گذاری دولت در روستاها را به عنوان یکی دیگر از عامل‌هایی مطرح می‌کند که روستائیان را به مهاجرت به شهرها برمی‌انگیزد. او تاکید می​‌کند: «بیشتر سرمایه​گ‌ذاری​‌ها و و رفاه در کشور، مواردی چون برخورداری از بهداشت، درمان و آموزش، در شهرها وجود دارد و نیازهای اولیه زندگی از قبیل برق، آب آشامیدنی و ارتباطات در شهرها بیشتر فراهم است، بنابراین یک روستایی، هر چقدر هم به روستایش علاقمند باشد، مهاجرت را ترجیح می‌دهد.»

این جمعیت‌شناس در ادامه تاکید می‌کند: «طبق بررسی​‌هایی که در اطراف شیراز، تهران و خراسان انجام دادم، عمدتا مشکل را در از بین بردن نظام اقتصاد روستایی می​‌دانم. دیگر این نظام برای تامین زندگی روستایی کافی نیست و درآمدهای تکمیلی هم که در روستا بتواند کمک بکند تا مردم در روستا بمانند ضعیف شده است، در نتیجه مردم اغلب به شهرها آمده​‌اند و این روال در سال​‌های اخیر مشاهده شده است.»

بیشتر بخوانید: انتشار گزارش سالانه گرسنگی در جهان

به گفته زنجانی ایران در ۲۰ سال اخیر با خشکسالی فزاینده​‌ای مواجه بوده و قسمت​ه‌ای زیادی از مناطق کم‌آب کشور که در شرق و جنوب آن واقع است، تقریبا از چرخه کشاورزی سنتی خارج شده است. او تاکید می​‌کند که، قطب​‌های کشاورزی کشور در غرب، شمال و بخشی از خراسان می‌​توانند در فصل​‌های پرباران غذای ایران را تامین کنند ولی با بروز مشکلات اقلیمی، کشور با کاستی​‌های تامین مواد غذایی اولیه مواجه خواهد شد.

خشک شدن آب​های زیرزمینی، از علل نابودی کشاورزی

به عقیده دکتر بیژن کوشان، زمین‌شناس و کارشناس محیط زیست مقیم آلمان که با وضعیت زیست‌محیطی ایران از نزدیک آشناست، خشک شدن آب​های زیرزمینی هم یکی از علل مهم نابودی کشاورزی است. این کارشناس که در سفرهای خود به ایران از مناطق محروم کشور دیدن کرده است، از خالی شدن روستاهای ایران سخن می‌گوید.

او تاکید می​‌کند: «مسائل تغذیه، یعنی گندم، جو، گوشت و سبزیجات، همه مسئله زیست‌محیطی هستند. وقتی دشت​ها خشک می‌​شوند، بادهای موسمی راه​های خود را تغییر می‌​دهند. نابودی آب​های زیرزمینی بزرگ​ترین مشکل است و ترمیم آن سال​ها طول خواهد کشید. ما باید به این فکر بکنیم که چگونه در روستاهای کشور اشتغال بوجود بیاوریم. دولت ایران باید از متخصصان ایرانی خارج از کشور هم استفاده بکند.»

کوشان تاکید می​‌کند که گرسنگی زمانی ایجاد می‌​شود که اشتغال​‌زایی نباشد. به همین دلیل روستاها خالی می​‌شوند و مردم به حاشیه کلان‌شهرها پناه می​‌برند.

سیستان و بلوچستان محروم​ترین استان کشور

اما در خصوص وضعیت ایران اشاره به این امر مهم هم ضروری است که در استان​‌های محروم کشور سال​هاست اوضاع بهبود نیافته است. در رأس فهرست استان​‌های محروم ایران استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. به گفته عبدالستار دوشوکی از “مرکز مطالعات بلوچستان در لندن” بخش کشاورزی در مناطق روستایی بصورت بدوی و عقب‌مانده با مشکلات عدیده از جمله کمبود آب و عدم وجود وسایل مکانیزه و مدرن کشاورزی روبرو است و بازده نسبتا پائینی دارد.

عبدالستار دوشوکی از مرکز مطالعات بلوچ در لندن

دوشوکی اضافه می​‌کند که در شمال این استان یعنی سیستان که زمانی انبار غله ایران بود، بدلیل خشک شدن دریاچه هامون بیش از ۱۵ هزار صياد بيكار شدند.

او همچنین می​‌گوید که به دلیل نبود امنیت و ایمنی غذایی، گرسنگی و بیکاری تاکنون دهها هزار کشاورز، دامدار و صیاد سیستانی به دیگر مناطق کشور مهاجرت کرده‌​اند و اکثریت آنها ناچار به حاشیه‌نشینی در مناطق بسیار فقیر کلان‌شهرهای مختلف شدند. در نتیجه در سیستان معضلات زیست‌محیطی نظیر خشک شدن هامون، ریزگردها و طوفان شن با عدم امنیت غذایی گره خورده​ و معضل بغرنجی را ایجاد کرده​ که تنها راه برون‌رفت از آن مهاجرت به بقیه نقاط کشور دانسته شده است.

دوشوکی اضافه می​ک‌ند: «بیش از نیمی از مردم بلوچ و سیستانی علاوه بر بیکاری، فقر و بیسوادی، دسترسی ممتد به مواد غذایی متنوع و متعادل شامل نان و غلات، گوشت، حبوبات، تخم مرغ، مغزها، شیر و لبنیات، میوه​‌ها و سبزی​ها و ویتامین و پروتئین ندارند. در نتیجه علاوه بر مشکلات و محرومیت‌های فراوان در استان، معضل سوء تغذیه شدید و بحرانی، لاغری و کوتاه‌قدی حداقل یک پنجم کودکان زیر پنج سال سیستان و بلوچستان را آزار می‌دهد.»

به گفته آقای دوشوکی شاخص​‌های سوء تغذیه در سیستان و بلوچستان بیش از دو برابر دیگر استان​های کشور است. عدم امنیت غذایی در روستاها و مهاجرت اجتناب‌ناپذیر قشر آسیب‌پذیر بسوی شهرهایی نظیر زاهدان، ایرانشهر و چابهار باعث رشد حاشیه‌نشینی در مناطق فقیر و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر اعتیاد و بزهکاری شده است.

No responses yet

Oct 17 2016

واکنش سپاه پاسداران به ابلاغیه خامنه‌ای در مورد دخالت در انتخابات

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رایوفردا: معاون سیاسی سپاه پاسداران می‌گوید نیروهای مسلح پیش از ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات از سوی رهبر جمهوری اسلامی هم در انتخابات دخالت نمی‌کردند و تنها به کار «تبیین و روشنگری» می‌پرداختند و «بازیگران سیاسی» نباید برای برخی اهداف «حقیر» خود، به «ابهت» نیروهای مسلح «خدشه» وارد کنند.

رسول سنایی‌راد روز دوشنبه (۲۶ مهر) این اظهارات را در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا بیان کرده و از اینکه برخی رسانه‌ها تنها دستور خامنه‌ای به نیروهای مسلح مبنی بر پرهیز از وارد شدن به «دسته‌بندی‌های انتخاباتی» را پررنگ کرده‌اند، انتقاد کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی روز شنبه ۲۴ مهرماه، سیاست‌های کلی انتخابات را در ۱۸ بند به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت ابلاغ کرد.

در بند ۱۶ این سیاست‌ها، «جانبداری از داوطلبان» از سوی نیروهای مسلح و قوای سه‌گانه و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ممنوع اعلام شده است.

رسول سنایی‌راد با انتقاد از آنچه «برخی حاشیه‌ها» در انتشار خبر مربوط به ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات نامیده، گفته «علاوه بر نیروهای مسلح، قوای سه‌گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های تابعه آنها، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی نیز ورودشان در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانبداری از داوطلبان منع» شده است.

وی افزوده است: «اینکه رسانه‌ها فقط به بحث منع ورود نیروهای مسلح به انتخابات پرداخته‌اند خود یک نوع القا در جامعه ایجاد می‌کند و در ذهن مخاطب این‌گونه می‌نشیند که نکند در گذشته اتفاقی افتاده است.»

معاون سیاسی سپاه پاسداران مدعی شده قبل از ابلاغ این سیاست‌ها نیز نیروهای مسلح «مقید به ضوابطی بودند» و «بند ۱۶ سیاست‌های کلی انتخابات به این معنا نیست که الزاماً پیش از ابلاغ این سیاست‌ها، مسئله‌ای یا تخلفی صورت گرفته باشد یا در آینده بخواهد مسئله خاصی اتفاق بیفتد.»

این اظهارات معاون سیاسی سپاه در حالی بیان می‌شود که علی سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، پیش از این، شعار «فراجناحی» بودن و «بی‌طرفی» در انتخابات را «دروغی بزرگ» خوانده بود و پیش از آن نیز گفته‌بود که «وظیفه ذاتی سپاه، مهندسی معقول و منطقی انتخابات است.»

مسئله تمایز میان «روشنگری» و دخالت

معاون سیاسی سپاه پاسداران در ادامه سخنان روز دوشنبه خود با بیان این نکته که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از «اجرای این سیاست‌ها استقبال می‌کند و خود را مانند سایر نیروهای مسلح موظف و مکلف به رعایت قانون می‌داند»، اضافه کرده که باید میان «فعالیت و دخالت سیاسی با تبیین و روشنگری» تمایز قائل شد.

سنایی‌راد گفته که «گاهی امر تبیین و روشنگری از نگاه برخی فعالان سیاسی به عنوان فعالیتی سیاسی تلقی می‌شود؛ این در حالی است که نیروهای مسلح باید… در داخل نیز احزاب و گروه‌ها را به طور دقیق بشناسند تا خدایی نکرده اگر حزبی یا گروهی انحراف پیدا کرد به عنوان چشمان بیدار مجموعه‌ای که حافظ امنیت و موجودیت نظام است وارد میدان شوند.»

معاون سیاسی سپاه در همین راستا افزوده که «نیروهای مسلح باید جریان‌شناس، حزب شناس، گروه‌شناس و شخصیت‌شناس باشند» و «چنانچه احیاناً تبیین یا روشنگری صورت بگیرد هیچ‌گاه به معنای مداخله و ورود به دسته‌بندی‌های سیاسی نیست.»

وی افزوده نیروهای مسلح در شناخت و تبیین «هیچ منعی» ندارند و «لازمه کار ما این است که احزاب و گروه‌ها را بشناسیم. همچنین وظیفه نظامی و امنیتی ما نیز این‌گونه ایجاب می‌کند.»

به گفته معاون سیاسی سپاه «اعضای نیروهای مسلح مانند سایرین دارای حقوق شهروندی هستند و مانند سایر مردم، شخصیتی حقیقی دارند؛ اما آنچه که در بند شانزدهم سیاست‌های ابلاغی رهبری دربارهٔ انتخابات آمده است، مربوط به شخصیت حقوقی و جایگاه سازمانی آن‌ها است.»

سنایی‌راد همچنین ادعا کرده که «تاکنون همه انتخابات‌های جمهوری اسلامی در صحت و سلامت برگزار شده و… ما در جمهوری اسلامی همواره دیده‌ایم که هم رای توسط مردم نوشته می‌شود و هم توسط مسئولین و نظام خوانده می‌شود.»

وی به فعالان سیاسی هم هشدار داده مراقب باشند «برای برخی اهداف حقیر سیاسی، مقطعی و جناحی خود، خدایی نکرده به بهانه‌های متعدد موجب ایجاد مسائلی شوند که به ابهت نیروهای مسلح که سرمایه‌ای برای کل نظام محسوب می‌شوند، خدشه‌ای وارد شود.»

سپاه پاسداران و فرماندهان آن بارها انتقادها مبنی بر دخالت این نیرو در انتخابات را رد کرده و آنها را «بی‌پایه و اساس» دانسته‌اند.

مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح دهم مهرماه در همین رابطه گفته بود که «اصولاً نیروهای مسلح برای دخالت در انتخابات ممنوعیت دارند و اگر کسی سند، مدرک یا شواهدی دال بر این مسئله دارد که نیروهای مسلح فرضاً به صورت سازمان‌یافته لَه یا علیه جریان و گروهی وارد عرصه شدند ارائه کند.»

No responses yet

Oct 17 2016

خبرنگاران خانم وارد نشوید، “روس‌ها” بی‌حجابند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: تیم ملی فوتسال بانوان ایران در حالی طی روزهای اخیر میزبان نایب قهرمان جهان بود که فدراسیون فوتبال در اتفاقی تکراری و البته عجیب، ورود خبرنگاران و عکاسان خانم ورزشی به این رقابت دوستانه را ممنوع کرده بود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، سال گذشته بود که دختران فوتسالیست ایرانی با قهرمانی در رقابت های قهرمانی آسیامدال طلا گرفتند. پس از کسب این موفقیت انتظارات برای حمایت بیشتر از این ورزش پرافتخار بالا گرفت. پوشش رسانه‌ای برای دیده شدن این دختران پرافتخار سرزمین، شاید یکی از حداقل‌ترین انتظارات باشد. تیم ملی دختران فوتسال، برای تکرار قهرمانی خود در قاره کهن به بازی های تدارکاتی بسیاری نیاز دارد تا با یک برنامه‌ریزی خوب در مسابقات آینده قهرمانی آسیا شرکت کند.

دیدارهای دوستانه تیم ملی روسیه و ایران چند سالی است که برگزار می‌شود. این بار ایران و در روزهای اخیر میزبان این دیدار دوستانه بود اما اتفاق جالبی و تکراری افتاد و آن این بود که خبرنگاران و عکاسان برای پوشش بازی دوستانه‌ی قهرمان آسیا و نایب قهرمان جهان نمی‌توانستند وارد سالن شوند و این دیدار را پوشش دهند. حتی خبرنگاران خانم نیز اجازه حضور برای پوشش خبری این دیدار را نداشتند.

ظاهرا دلیل ممنوع شدن ورود خبرنگاران و عکاسان ایرانی برای بازی دوستانه ایران و روسیه، بازیکنان فوتسال روسیه بوده‌اند که بدون پوشش اسلامی در داخل ایران بازی کرده‌اند، این در حالی است که عکس‌های این بازی در رسانه‌های روسی منتشر شده و حتما این مهم دلیل درستی برای عدم حضور خبرنگاران خانم ایرانی در این بازی نبوده است. البته دختران فوتسالیست ایرانی با پوشش کامل اسلامی مقابل روس‌ها بازی کرده‌اند.

طی روزهای گذشته فدراسیون تنیس روی میز در اقدامی تحسین برانگیز برای نخستین بار در تاریخ ورزش بانوان کشور، بخش هایی از مسابقات دسته برتر تنیس روی میز بانوان را از طریق تلویزیون به صورت زنده پوشش داد و گام موثری را برای بیشتر دیده شدن ورزش بانوان برداشت، اما اینکه فدراسیون فوتبال با چنین استدلال‌هایی مانع حضور خبرنگاران در محل مسابقه تیم ملی ایران می‌شود جای شگفتی دارد.

نکته جالب اینکه دومین بازی تیم های ایران و روسیه در حالی برگزار شد که بازیکنان روس با حجاب و مقنعه وارد زمین شدند. با این حال باز هم از ورود خبرنگاران، حتی خانم های خبرنگار برای پوشش این مسابقه ممانعت به عمل آمد تا باز هم سوالات بیشتری پیرامون مدیریت این دو بازی دوستانه توسط فدراسیون مطرح شود.

No responses yet

Oct 17 2016

گالیور، قوچانی، سیارسریع و دیگران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: شراگیم زند

«آیدین سیار سریع» متن طنزی نوشته است برای نشریه «صدا» به سردبیری محمد قوچانی… موضوع نوشته کاندیداتوری احتمالی محمود احمدینژاد بوده و آیدین او را در قالب شخصیت کارتونی «رابین هود» تصویر کرده است. رابین هودی که توهم این را دارد که مردم از او خواسته اند که بازگردد و فعالیتهایش را دوباره شروع کند و جلوی بی عدالتی ها را بگیرد… به همین دلیل توی کوچه و خیابان راه میفتد و انقدر با لحن احمدی نژادی از مردم برای برگشتنش تائید و تشویق طلب میکند که گالیور سر و کله اش پیدا میشود و پیگیر چند و چون قضیه میشود و وقتی رابین هود از علاقه ی مردم شهر به بازگشتش میگوید، گالیور می آید و از اهالی شهر (که همگی شخصیتهای کارتون های معروف دهه شصت هستند) میخواهد که بیایند و بگویند واقعا خواسته شان آمدن رابین هود است یا نه… شازده کوچولو و جک (همان جک در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز) و هاچ زنبور عسل می آیند و هر کدام از زاویه دید خودشان و زبان خودشان میگویند که چرا دوست ندارند رابین هود دوباره برگردد و در آخر هم گالیور از قول خودش میگوید با اینکه شخصا مشکلی با رابین هود ندارد اما خب ظاهرا اهالی شهر دوست ندارند که او بیاید و به او هم توصیه میکند که برود سراغ کار و زندگی خودش.

حالا یک سایت متعلق به دلواپسان آمده و از این نوشته کشف رمز کرده که آیدین سیار سریع، خامنه ای را به گالیور تشبیه کرده است… از این طرف هم سردبیر نشریه “صدا” یعنی آقای قوچانی شروع کرده به عذرخواهی و حتی اعلام کرده که مدتی داوطلبانه نشریه اش را می بندد تا مشخص شود چطور چنین مطلبی چاپ شده است و البته در این میان کل تقصیر را هم انداخته است گردن نویسنده مطلب… جالب این است که حتی شروع کرده به تخریب او (احتمالا در جهت تشفی خاطر دلواپسان!) که ایشان اصلا نویسنده تحریریه ما نبوده و نیست و از اول هم فقط توی نشریات معلوم الحال و توقیفی مینوشته و اصلا گروه خون چنین آدمی به نشریه کاردرست ما نمیخورد و از این صحبتها (همه صحبتها نقل به مضمون)
اینکه چنین رفتاری از سوی یک سردبیر، چقدر حرفه ای و یا چقدر اخلاقی ست موضوع این نوشته نیست و من وارد آن مباحث نمیشوم و دوستان با تجربه تر از من در امر روزنامه نگاری در این مورد نوشته اند و احتمالا خواهند نوشت… چیزی که برای من جالب است این است که مطلب آیدین سیار سریع را هر جور بخوانی و دنبال نشانه هایی باشی که سیار سریع شخصیت گالیور را میخواسته به خامنه ای نسبت دهد چیزی از دل متن در نمی آید… در این متن دهها نشانه و «کد» وجود دارد که خواننده بدون تردید میگوید که رابین هود همان احمدینژاد است… تکیه کلامها و علاقه و قصدش برای کاندیداتوری و چیزهایی مانند آن، جای شک و شبهه باقی نمیگذارد و اصلا اگر قرار باشد خواننده متوجه اصل داستان نشود که خواندن متن لطفی ندارد… ولی واقعا چرا باید فکر کنیم گالیور همان رهبر است؟ (البته حتی اگر چنین باشد به اعتقاد بنده باید از گالیور دلجویی شود نه از آقای خامنه ای!)
به هر شکل در تمام متن نه تکیه کلامی از آقای خامنه ای از زبان گالیور میخوانیم که ما را به سمت رهبری هدایت کند… نه اینکه خود گالیور در موضع کسی ست که رابین هود ملزم به اطاعت و حرف شنوی از او باشد… گالیور در این متن طنز صرفا بعد از شنیدن صحبتهای همه ی شخصیتهای کارتونی به رابین هود میگوید که من چون به زندگی تحت سلطه آدمهای کوچک عادت دارم (اشاره به لی لی پوتی ها که او رو اسیر کرده بودن) پس مشکلی با امدن تو ندارم و الان فقط مشکل این است که تو مردم رو اذیت میکنی… یعنی گالیور هم خودش را کسی میداند که رابین هود میتواند اگر بر سر کار بیاید بر او هم سلطه داشته باشد.

واقعا طنزنویسی مثل سیار سریع چه دلیلی دارد که بخواهد انقدر کدهای اشتباه بدهد که با کاراکتر رهبری نمیخواند؟ خواسته رد گم کند؟ برای چی؟ کسی می آید چنین کاری میکند که مثلا شخصیت منفور و دیو سیرتی از صاحبین قدرت ساخته باشد و بخواهد مطلبش هم حتما چاپ شود و گزک هم به دست کسی ندهد… برای این می آید و رد پاها را در نوشته اش کمرنگ میکند… در این داستان چه نیازی دارد که نویسنده اینهمه شامورتی بازی انجام دهد که شخصیت محبوب، مثبت و یا خنثای گالیور را به خامنه ای نسبت دهد؟

احتمالا آقای قوچانی قبل از واکنش نشان دادن حتی یک بار هم این مطلب را درست نخوانده است و یا اگر هم خوانده چون در عرصه توقیف نشریه حسابی مارگزیده است، هر ریسمان سیاه و سفیدی در متن دیده آن را اشاره به «مقام معظم رهبری» فرض کرده و از روی ترس جلو جلو کرکره نشریه اش را داوطلبانه و موقت کشیده است پائین و نویسنده مطلب را نیز سپر بلای خود و نشریه اش کرده است.

هرچه که هست امیدوارم این ماجرا و رفتارهای احساسی، غیر منطقی و غیر اخلاقی پیرامون آن، تبدیل به یک ماجرای “نَمَنَه” دیگر این بار برای این طنزنویس خوب کشورمان نشود… آیدین سیار سریع جزء معدود طنز نویس های این دوره است که طنزهایش را «خوب»، «پرداخت شده» و البته هنوز «خنده دار» مینویسد.

No responses yet

Oct 17 2016

نماینده تهران: معترضان به انتخابات ۸۸، با «حصر و زندان و تبعید» قانع نمی‌شوند/ دخالت سپاه در انتخابات به رویه ثابت تبدیل شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

سحام: یک نماینده مجلس با اشاره به «نقض آشکار بی‌طرفی» برخی اعضای شورای نگهبان در انتخابات ۸۸ و حمایت آنان از محمود احمدی‌نژاد، اعلام کرد که جامعه هنوز در مورد این انتخابات افناع نشده و نمی‌توان با «حذف و حصر، زندان و تبعید» معترضان را قانع کرد.

به گزارش وب‌سایت خانه ملت وابسته به مجلس شورای اسلامی، محمود صادقی نماینده تهران، روز یکشنبه ۲۵ مهر، در نطق میان دستور خود «نقض آشکار بی‌طرفی از سوی برخی از اعضای شورای نگهبان» در برخی انتخابات‌ها به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را از عوامل اصلی «بروز فتنه» و «غبارآلود شدن فضا» در آن سال دانست.

او یادآور شد که چنین اقداماتی عامل آن بود که معترضین به انتخابات قانع نشوند و تأکید کرد که «نمی‌توان با حذف و حصر، زندان و تبعید و برخوردهای خشونت‌آمیز معترضین را قانع کرد».

آقای صادقی با تأکید بر اینکه «بایستی جامعه را با اصلاح رویه‌ها و رفتارها اقناع کرد»، افزود: هنوز جامعه ایران درباره انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ «اقناع نشده است».

این عضو فراکسیون امید خواستار آن شد که در جهت اجرای سیاست‌های کلی انتخابات که از سوی رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ شده است، به مسائل انتخابات ۸۸ هم رسیدگی شود.

او تأکید کرد: «باید با رسیدگی به این عوامل و کسانی که نقض بی‌طرفی در انتخابات کردند، مسائل مربوط به انتخابات دهم ریاست‌جمهوری رفع شود».

آقای صادقی بدون ذکر نام، حمایت محمد یزدی،عضو شورای نگهبان و رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی غلامحسین الهام، عضو حقوقدان شورای نگهبان، به جای محمود احمدی‌نژاد در مصلی تهران در سال ۸۸ را از جمله مصداق‌های «نقض بی‌طرفی» شورای نگهبان در آن انتخابات دانست.

او همچنین به بندی از قانون انتخابات اشاره کرد که بر پایه آن «جانب‌داری ناظران از هر یک از کاندیداها» جرم تلقی شده و می‌تواند مجازات انفضال از خدمات دولتی و زندان به همراه داشته باشد.

این نماینده مجاس تأکید کرد که «باید به امور کسانی که در دامن زدن به فتنه مقصر بوده از جمله کسانی که نقض در انتخابات کردند، رسیدگی شود امید است مسائل مربوط به انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز حل و فصل شود».

بر اساس گزارش‌ها حداقل شش عضو از ۱۲ عضو شورای نگهبان که وظیفه نظارت بر انتخابات را دارند، در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ از محمود احمدی‌‌نژاد حمایت کردند.

از جمله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در پنجم فروردین سال ۸۸ از دولت «پرتلاش» و «پرکار» محمود احمدی‌‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت، تمجید کرده و در مورد روی کار آمدن رئیس‌جمهوری که به دشمن نزدیک باشد، هشدار داده بود.

در این زمینه محسن اسماعیلی، یکی از حقوقدانان شورای نگهبان، در دی‌ماه ۹۳ گفته بود که برخی از اعضای شورای نگهبان در انتخابات ۸۸ از حق خود به عنوان داور «پا فرا‌تر گذشته» و قانون را «زیر پا گذاشتند».

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، نیز در بحبوحه اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات سال ۸۸ حمایت برخی از اعضای شورای نگهبان از جمله احمد جنتی، محمد یزدی، محمد مؤمن و غلامحسین الهام از محمود احمدی‌‌نژاد را اشتباه دانسته بود.

دخالت سپاه پاسداران در انتخابات «تبدیل به رویه ثابت شده است»

آقای صادقی، در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ممنوع بودن ورود نیرو‌های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی به «دسته‌بندی‌های سیاسی و انتخاباتی» بر اساس سیاست‌های کلی انتخابات، گفت که «متأسفانه در چندین انتخابات اخیر این رهنمود و اصل آشکارا توسط برخی از نهادهای نظامی و شبه‌نظامی نقض شده است».

او با اشاره به اینکه این امر تبدیل به «رویه ثابت» شده، هشدار داد «کسانی که دلسوز انقلاب و نظام هستند به ویژه نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بسیج انقلاب اسلامی نباید در انتخابات ورود کرده و از کاندیداها جانبداری کنند چراکه به کیان نظام جمهوری اسلامی ایران آسیب می‌زند».

در «سیاست‌های کلی انتخابات» که رهبر جمهوری اسلامی روز شنبه ۲۴ مهر، به سران قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کرد، ورود نیرو‌های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی به «دسته‌بندی‌های سیاسی و انتخاباتی» ممنوع اعلام شده است.

این بند در شرایطی در ابلاغیه مذکور گنجانده شده که چند سالی است از سپاه پاسداران و سازمان بسیج به عنوان دو نهاد نظامی و شبه‌نظامی مداخله‌گر در انتخابات‌های برگزار شده در کشور نام برده می‌شود.

در همین حال علی سعیدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران، روز جمعه ۲۳ بهمن‌ ۹۴ شعار «فراجناحی» بودن و «بی‌طرفی» در انتخابات را «دروغی بزرگ» خوانده بود.

آقای سعیدی در زمستان ۹۱ نیز گفته بود که «وظیفه ذاتی سپاه، مهندسی معقول و منطقی انتخابات است».

منتقدان حکومت ایران همچنین فیلم سخنرانی محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران که در سال ۹۳ منتشر شد را نشانه‌ای از «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ می‌دانند و به آن بخش از سخنان آقای جعفری استناد می‌کنند که می‌گوید «نگرانی و خط قرمز» سپاه این بود که اصلاح‌طلبان «دوباره روی کار بیایند».

No responses yet

Oct 17 2016

سیدعلی(مارمولک) خمینی امام جمعه می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: نه مثل برادر ارشد خود “حسن”، موقع سخنرانی‌هایش علیه او ناسزا می‌گویند و کلامش را از پشت تریبون قطع می‌کنند و نه مثل اخوی دیگرش ” یاسر”، حامی فتنه لقب می‌گیرد و هتاکی می‌شود.
به گزارش روزنامه آفتاب یزد: او محافظه‌کارتر از این حرف‌هاست. محافظه‌کارتر از اینکه بخواهند بر سر او همانی را بیاورند که بر سر «یاسر» و «حسن» می‌آورند. «علی» وقتی به دنیا آمد، ته تغاری «بابا» و عزیز پدربزرگ بود. «روح‌الله خمینی» وی را که در آغوش می‌کشید می‌گفت در چهره‌اش «نور می‌بینیم، نور علی نور».
اگرچه روزی عمده شهرت او مدیون تصویر کودکی‌اش در کنار امام بود اما حالا در اوج جوانی برای خود کسی شده، به منبر می‌رود و سخنرانی می‌کند، از این تریبون به آن تریبون، از این مسجد به آن مسجد و جالب اینکه تا به حال برای خود دشمن‌تراشی هم نکرده! هم چپی‌ها‌ و اصلاح‌طلبان هوایش را دارند و هم راستی‌ها‌ و اصولگرایان.
«سیدعلی خمینی» همان کودک ته‌تغاری بابا، حالا جوانی سی سی‌و‌یک ساله است که از سوی مخالفان دولت، یادگار واقعی امام نام می‌گیرد و از سوی اصلاح‌طلبان و دولتیان همان یادگار امام.
سیدعلی خمینی را یک جورهایی هر دو طرف می‌خواهند به خودشان بچسبانند؛ از طرفی او برادر «سیدحسن خمینی» و «سیدیاسر خمینی» است؛ کسانی که عیار اصلاح‌طلبی دارند و گفتمان آنها‌ گفتمان اصلاحات است و جناح چپ.
همین موضوع، کوچک‌ترین نوه امام را نیز به مثابه دو نوه دیگر، به این جناح نزدیک می‌کند. اما از آن سو، در اردوگاه جناح راست وضعیت سر تا پا فرق می‌کند. برخی افراد این جناح تا به حال در بی‌حرمتی به دو نوه بزرگ‌تر امام کم نگذاشته‌اند! از هجمه‌ها علیه «سیدحسن خمینی» بگیرید تا چسباندن انگ‌های مختلف به «سیدیاسر».
از این رو آنها که اندیشه دو نوه دیگر امام را علیه خود می‌بینند، سعی می‌کنند تا روی «سیدعلی» محافظه‌کار که تاکنون کمتر حرف‌ها‌ی جنجالی و چالشی زده و خود را کمتر وارد مسائل سیاسی جناحی کرده است، سرمایه‌گذاری کنند و به فکر جذب او باشند. این است که رسانه‌ها‌ی اصولگرا بر خلاف سیدحسن و سید یاسر، صحبت‌های سیدعلی را پوشش و نقل قول‌ها‌یش را با سانسور و تحریف کمتری انعکاس می‌دهند.
نتیجه‌گیری اینکه سیدعلی خمینی اگرچه سخنوری جسور و تابوشکن نیست و همیشه سعی می‌کند در محدوده چارچوب‌ها‌ لب به سخن گشاید و خط و خطوط قرمز برای خویش ترسیم کند اما پتانسیل بالایی دارد؛ پتانسیلی که هم اصلاح‌طلبان و هم اصولگرایان به فکر مصادره آن به سود خود هستند.
از قرار معلوم، هر چه قدر هم که فضا بر دو برادر دیگر او تنگ‌تر شود، خود وی از این قاعده مستثنی است. «سیدعلی خمینی» علی‌رغم سن پایین، خیلی زود توانسته پله‌ها‌ی ترقی را در نوردد؛ پله‌ها‌یی که آخرینش رسیدن به جایگاه سخنرانی‌ها‌ی پیش از خطبه‌ها‌ی نمازجمعه آن هم در شهری مثل قم بوده است! سید علی خمینی در جمعه‌ای که گذشت سخنران پیش از خطبه‌ها‌ی نمازجمعه قم بود.
گویا شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، به سید علی خمینی اعتماد دارد و از همین روی او را به عنوان یک سخنران در نمازجمعه انتخاب کرده است. این شورا که معمولا سخنرانان پیش از خطبه‌ها‌ی نمازجمعه را براساس مناسبت‌ها‌ برمی‌گزیند، با انتخاب سیدعلی خمینی در نخستین نمازجمعه بعد از عاشورا آن هم در شهر قم نشان داد که حساب ویژه‌ای روی «یادگار (یا به زعم برخی یادگار واقعی!) امام» باز کرده است و او را در حد یک سخنران قوی مذهبی سیاسی که کمتر حرف‌ها‌ی بودار و دردسرساز می‌زند، پذیرفته. حضور سید علی خمینی در این نقش معناهای دیگری هم می‌تواند داشته باشد؛ معناهایی مثل اینکه حساب او را از سیدحسن خمینی جدا کرده‌اند و … .
چه بخواهیم، چه نه، او مورد توجه شورای سیاستگذاری ائمه جمعه است؛ شورایی که بی تردید، بی‌دلیل به کسی چراغ سبز نشان نمی‌دهد و این یعنی یک شانس دیگر! یک شانس مثل آنکه سیدعلی خمینی ممکن است در آینده نه چندان دور، حتی به عنوان یکی از خطیبان جمعه یکی از شهرها و شهرستان‌ها‌ انتخاب شود و چه بسا او به جرگه کسانی بپیوندد که امام جمعه موقت خوانده می‌شوند.
حال سوال اینجاست که اگر سیدعلی خمینی، روزی روزگاری امام جمعه موقت لقب بگیرد، از میان دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب، کدام طرف خوشحال‌تر خواهند شد؟ برای پاسخ به این سوال کافی است سری بزنیم به چند سال گذشته؛ سالی که مرزهای جناحی، بیشتر خود را عیان کرد و فاصله‌ها‌را نیز همینطور.
اگرچه سیدعلی خمینی هیچ‌گاه در این سال‌ها‌ همچون نوه‌ها‌ی دیگر امام – از سید حسن بگیرید تا نعیمه اشراقی – مواضع جنجالی نگرفته اما هیچ‌وقت نیز به نفی و نهی برخی چهره‌ها‌ برنخاسته است. حتی حضور سید علی خمینی در راهپیمایی 9 دی 89 نیز تکذیب شد. او همیشه در چارچوب قانون مسیر را پیموده اما با این تفاوت که آهسته و پیوسته گام برداشته است.
وی نه تنها کسی نبوده که چون داوود احمدی‌نژاد علم مخالفت با برادرش را بر دوش بکشد و این تقابل را در بوق و کرنا کند بلکه حتی حرفی به غیر از حرف برادرانش و البته سایر نوه‌ها‌ی امام نزده است.
با این اوصاف و با نگاهی به نگرش‌ها‌ی همه نوه‌ها‌ی امام می‌توان به این نتیجه رسید که تمامی آنها یک نظر دارند اما از این میان عده‌ای بی‌پرواتر سخن می‌گویند و عده‌ای نیز ترجیح می‌دهند طریقت دیگری در پیش بگیرند. سید علی خمینی نیز یکی مثل بقیه؛ یکی که مثل سایر بیت امام می‌اندیشد و به آن روش و منش اطمینان دارد، هر چند در کلام کمی محافظه‌کارتر به نظر آید.
بنابراین اصولگرایان نباید آنقدرها هم به دلشان صابون بزنند که «سیدعلی خمینی» را می‌توانند به سود خود مصادره کنند. بی‌شک اگر سیدعلی خمینی روزی روزگاری بتواند به جایگاه ائمه جمعه پای بگذارد، نوع دیدگاه‌ها‌یش بیشتر شبیه به کسانی چون آیت‌الله‌ ها‌شمی رفسنجانی خواهد بود تا بقیه.
به بیانی دیگر، سیدعلی خمینی می‌تواند با روندی که تا به امروز در پیش گرفته، جای خالی آیت‌الله‌ ها‌شمی را در نمازجمعه‌ها پر کند. پس بهتر است اصلاح‌طلبان بیشتر از اصولگراها از امام جمعه موقت شدن او خوشحال شوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .